“هرگاه شخص چهار سال تمام غایب مفقودالأثر باشد، زن او می تواند تقاضای طلاق کند.” (ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی).
۵- اختیار همسر دیگر بدون رضایت زوجه
طبق بند ۳ از ماده ی ۱۱ “قانون حمایت خانواده، “هر گاه زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار کند، زن حق خواهد داشت از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش برای طلاق نماید.
در همین موارد سؤال و جوابی به شرح ذیل در کتاب شریف جامع الشتات مرحوم میرزای قمی آمده است:
سؤال – هر گاه زید با زوجه خود بنای ناسازگاری گذاشته و پیوسته او را اذیت کند، بلکه این امر به زخم زدن و شکستن منتهی شده به آنکه زوجه ی مسطوره در مراعات حقوق زوجه دقیقه ای فرو گذار نکرده است، زوج در حضور جمعی تصریح نموده که این زوجه برای من مصرفی ندارد و مطلقاً به او علاقه ندارم و مع ذلک او را طلاق نمی دهد. هر گاه تعیین حاصل شود که بابقای زوجیت بین آن دو، ردع زوج از آن فعل منکر ممکن نشود. و مطمئن از این نیستند که زوجه را به قتل نرساند، در این صورت که رفع فساد منحصر در طلاق باشد. آیا حکم شرع یا عدول مؤمنین می توانند او را اجبار بر طلاق نمایند یا نه؟
جواب – شکی نیست در اینکه چنانکه زوج را حقوقی چند بر زوجه است که در تخلف از آنها زوجه ناشزه است، همچنین زوجه را بر زوج حقوقی چند هست که در تخلف آن، زوج ناشز می شود. و حقوق زوجه بر زوج این است که نفقه و کسوه ی او را به موافق شریعت مقدس بدهد یا او بدون وجه شرعی، کج خلقی نکند و او را اذیت نکند. پس هر گاه زوج تخلف کرد از حقوق زوجه و مطالبه ی زوجه نفعی نکرد، به حاکم شرع رجوع می کند و بعد از ثبوت در نزد حاکم، او را الزام و اجبار می کند بر وفای حقوق بر طلاق دادن زوجه، هرگاه برای حاکم علم حاصل شود به اینکه زوج، سلوک به معروف نمی کند و وفای به حقوق زوجه نمی کند، او را اجبار می کند بر طلاق و این اجبار منافی صحت طلاق نیست.
از این سؤال و جواب نیز به خوبی بر می آید که هرگاه شوهر حقوق واجبه ی زن را وفا نکند و اجبار او به ایفا ممکن نباشد، حاکم شوهر را اجبار به طلاق می کند و در صورت امتناع شوهر از طلاق، حاکم زن را طلاق می دهد و این طلاق شرعاً صحیح است.
امام خمینی «رحمه الله » چنین فرموده اند:
از شئون نفقه است که اگر چنانچه مردی با زن خودش بدرفتاری کند، فقیه او را اولاً نصیحت می کند و ثانیاً تأدیب می کند، اگر ادب نمی شود اجرای طلاق می کند.
ج) توافق زوجین : در فقه امامیه و قانون مدنی از “طلاق خلع و مبارات ” بحث شده است که نوعی طلاق با توافق طرفین است. در طلاق خلع و مبارات زن مالی به شوهر می دهد تا از این طریق رضایت شوهر را برای طلاق جلب نماید. طلاق خلع، بر اساس کرامت زن و طلاق مبارات، بر اساس کراهت طرفین واقع می شود.
طلاق به عوض، بدون کراهت از ناحیه ی زن و شوهر را “شهید ثانی” نیز پذیرفته و مرحوم میرزای قمی پس از چهل سال مخالفت با نظر شهید ثانی، موافقت خود را با دلایلی چند با نظر شهید ثانی اعلام فرموده است. و صاحب جواهر سخت مخالف طلاق به عوض است و می گوید ای کاش میرزای قمی به مخالفت خود با شهید ثانی باقی می ماند، و دلایل میرزای قمی را نیز رد می کند. در حقوق ایران، توافق زوجین نیز یکی از موجبات طلاق است. در بعضی از کشورها مانند فرانسه طلاق به رضایت طرفین را جایز نمی دانند و آن را بر خلاف نظم عمومی تلقی می کنند. لیکن در همین کشورها هرگاه زوجین با طلاق موافق باشند در عمل تحصیل آن دشوار نیست، چه آنان می توانند با ظاهرسازی و استناد به یک علت ساختگی مانند زنا یا اهانت شدید، حکم طلاق را به دست آورند.
در قانون مدنی نیز طلاق به رضایت طرفین تحت عنوان خلع و مبارات به تبعیت از فقه اسلامی شناخته شده است.
د) به موجب ماده ی ۱۱ قانون حمایت خانواده مواردی که هر یک از زن و شوهر می تواند در خواست طلاق کند:
۱- در صورتی که زن یا شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال یا بیشتر یا به جریمه ای که بر اثر عجز از پرداخت، منجر به پنج سال حبس شود و یا به حبس و جریمه ای که مجموعاً منتهی به پنج سال حبس یا بیشتر شود محکوم گردد و حکم به حبس یا جریمه در حال اجرا باشد.
۲- ابتلا به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانواده خللی وارد آورد و ادامه ی زندگی زناشویی را غیر ممکن سازد
۳- هر گاه زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار کند.
۴- هر گاه یکی از زوجین زندگی خانوادگی را ترک کند، تشخیص ترک زندگی خانوادگی با دادگاه است.
۵- در صورتی که هر یک از زوجین در اثر ارتکاب جرمی که مغایر حیثیت خانوادگی و شئون طرف دیگر باشد به حکم قطعی در دادگاه محکوم شود. تشخیص اینکه جرمی مغایر حیثیت و شئون خانوادگی است با توجه به وضع و موقع طرفین و عرف و موازین دیگر با دادگاه می باشد.
این موارد، به استثنای مورد سوم که مخصوص زن می باشد، هم برای زن و هم برای مرد است و هر یک از زوجین می تواند به استناد یکی از موجبات مذکور تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش کند. هرگاه گواهی مزبور به تقاضای زن صادر شود، مرد به دستور دادگاه مکلف خواهد بود با رعایت مقررات قانون مدنی در دفتر رسمی حاضر شده زن را طلاق دهد و اگر حاضر به طلاق دادن زن نشود نماینده ی دادگاه از جانب شوهر، زن را طلاق خواهد داد و ذیل سند طلاق را امضاء خواهد کرد. البته این ترتیب در صورتی است که مرد ضمن عقد نکاح برای طلاق به زن وکالت نداده باشد.
در حقیقت، قانون حمایت خانواده برای اینکه به سنن و مذهب تا حدی احترام بگذارد و به طلاق زنانی که طبق ماده ی ۱۱ این قانون گواهی عدم امکان سازش به دست می آورند صورت شرعی بدهد، از یک فن حقوقی پیش بینی شده در فقه اسلامی و قانون مدنی استفاده کرده و مقرر داشته است که مندرجات ماده ی ۱۱ قانون بصورت شرط ضمن العقد در سند نکاح (عقدنامه) قید و در این موارد به زن وکالت بلاعزل از جانب مرد برای اجرای طلاق داده شود (ماده ۱۷).
بنابراین در صورتی که مرد چنین وکالتی ضمن عقد نکاح به زن داده باشد زن می تواند پس از صدور گواهی عدم امکان سازش، خودرا از طرف مرد مطلقه سازد.
از بررسی موجبات طلاق، به ترتیبی که گفته شد، این نتیجه به دست می آید که مواردی که زن می تواند تقاضای طلاق کند بیشتر از مواردی است که به مرد اجازه ی درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش داده شده است.(نگارنده)
فصل سوم
اشتغال زنان

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

۳- اشتغال زنان

دیدگاه اسلام در مورد اشتغال زنان و فعالیت های اجتماعی و اقتصادی آنان تابع نگاه جامع این دین به جایگاه انسانی، نیازها و مصلحت های فردی و اجتماعی انسان با در نظر گرفتن اهداف کلی خلقت و سازگاری این فعالیت ها با فطرت و طبیعت روحی و جسمی زنان می باشد. بر همین اساس در فرهنگ اسلامی، یکی از مسایل اساسی در انتخاب شغل، متناسب بودن شرایط احراز شغل با ویژگی های شاغل است و در این میان به مصلحت جامعه و خانواده توجه شده است .
در فرهنگ اسلامی خانواده نهادی مقدس و مورد نظر خداوند است.مودت و رحمت عطیه ای است که از ناحیه ی خداوند به دو رکن خانواده اعطا شده است. با توجه به اهمیت و نقش خانواده در سعادت انسان، مقرراتی برای استحکام این نهاد وضع شده و در شریعت، سرپرستی واحد برای آن منظور گردیده است .
بسیاری از حقوقی که در چارچوب خانواده برای یکی از طرفین قرار داده شده در حقیقت از حقوق نهاد خانواده است نه از حقوق فردی زوجین. برای مثال سرپرستی مرد در خانواده، لزوم نفقه برای همسر و مواردی از این قبیل اهتمامی است که برای نهاد خانواده و در جهت استحکام آن می باشد و نباید آن را دلیل بر تضعیف یکی از دو جنس در مقابل دیگری دانست.
اشتغال زن در خارج از منزل از یک سو و نیز مسؤلیت اولیه ی زن مسلمان در خصوص ایفای نقش و تکلیف خود در خانواده به عنوان همسر و مادر و اهتمام به رعایت حقوق شوهر و پرورش فرزندانی مکتبی از سوی دیگر، بسیار دشوار و سنگین می باشد، به طوری که آنها باید با تحمل مشکلات و سر پنجه ی تدبیر و توانمندی، آن را به سر منزل مقصود برسانند و تلفیقی مناسب و سالم بین این دو مسئله ایجاد نمایند.
از طرفی نمی توان شایستگی ها و توانایی های زنان را به عنوان نیمی از نیروی فکری جامعه در پذیرش بعضی از مسئولیت ها در عرصه های فرهنگی، علمی، تربیتی و … نادیده گرفت. در جهان امروز آن چه در توسعه و پیشرفت کشورها نقش مؤثری دارد بهره برداری اصولی از توانایی ها و استعدادهای انسانی است، که دراین میان زنان می توانند نقش مؤثری را در بخش های آموزش بهداشت و درمان و… ایفا کنند. حذف زنان از صحنه های اجتماعی در حقیقت حذف نیمی از جامعه ی انسانی است. لذا ضروری است دولت مردان با رعایت مصالح کلی جامعه و مصالح فردی مبتنی بر استعدادهای فطری زنان و مصالح خانوادگی (حفظ کیان خانواده) زمینه ی مشارکت متناسب با شؤونات زن مسلمان را باحفظ حریم الهی عفاف وتقوی وبراساس آموزه های دینی و فقه پویای اسلامی برای زنان فراهم آورد.

عکس مرتبط با اقتصاد

۳-۱- مشروعیت اشتغال زنان

 

۳-۱-۱- مشروعیت اشتغال زنان از دیدگاه قرآن

با بررسی آیات قرآن کریم متوجه این مطلب می شویم که قرآن کریم به طور مستقیم و بی واسطه به طرح مسئله ی اشتغال زنان و مردان نپرداخته است. یعنی هیچ دلیلی مبنی بر اشتغال و فعالیت اقتصادی برای مردان و منع زنان از اشتغال در قرآن وجود ندارد .
در حقیقت می توان گفت حکم شرعی اشتغال زنان در خارج از منزل مشمول احکام خمسه ( اباحه، استحباب، وجوب، کراهه و تحریم ) است و تابع زمان، مکان و شرایط مختلف می باشد و نمی توان یک حکم کلی در این زمینه صادر نمود، واضح است که حکم اولیه ی کار زن جواز و اباحه است. بر این مطلب کتاب خدا، سنت رسول الله (ص)، روایات ائمه علیهم السلام، عقل و فتوای فقها دلالت دارند.
در همین زمینه آیت الله جوادی آملی می فرماید:
قرآن با توجه به اختلاف تکوینی زن و مرد -جز در موارد مخصوص که فرق گذاردن بین این دو جنس، لازمه ی وجود و ذات آنان است -تمام حقوقی که برای مردان قرار داده، برای زنان نیز مقرر کرده است و در مواردی که برای یکی از این دو جنس، حقوق بیشتری قرارداده، وظایف بیشتری نیز بر عهده ی او نهاده است (جوادی آملی، ۱۳۸۱، ص ۲۳).
برای جواز کار زنان در خارج از منزل به عموم و اطلاق چند دسته از آیات قرآن کریم استناد می کنیم:

۳-۱-۱-۱- آیاتی که بر حق مالکیت زنان بر اموالشان دلالت دارند

آیه ی ۳۲ سوره ی نساء : برای مردان ازآنچه بدست آورده اند بهره ای است و برای زنان نیز از آنچه کسب کرده اند بهره ای می باشد[۱۳].
یعنی زنان نیز اگر مالی بدست آورند همانند مردان مالک دستاورد خود خواهند بود.

۳-۱-۱-۲- آیاتی که از کار زنان در بیرون از منزل سخن می گوید

در میان آیات قرآن کریم به آیاتی برمی خوریم که به نقل داستان هایی از گذشتگان می پردازند از جمله : آیات ۲۳تا ۲۶ سوره قصص می باشد که به نقل قسمتی از داستان زندگی حضرت موسی (ع) اشاره کرده است.
جهت اختصار تنها به ترجمه ی آیات اکتفا می کنیم :
« و چون موسی به (چاه) آب مدین رسید گروهی از مردم را در اطراف آن دید که به سیراب کردن (چهارپایان خویش) مشغولند و در کنار آنان به دو زن برخورد که مراقب بودند (تا گوسفندانشان با گوسفندان دیگر مخلوط نشود. پس موسی جلو رفته و به آنان) گفت : منظور شما (از این کناره گیری) چیست؟ گفتند ما (برای پرهیز از اختلاط با مردان، گوسفندان خود را) آب نمی دهیم تا اینکه همه ی چوپانان خارج شوند و (حضور ما در اینجا برای آن است که) پدر ما پیرمردی کهن سال است .پس(موسی گوسفندانشان را ) برای آنان آب داد سپس رو به سوی سایه آورد و گفت: پرودگارا همانا من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم، پس (چیزی نگذشت که ) یکی از آن دو ( زن ) در حالیکه با حیا و عفت راه می رفت به نزد او آمد. یکی از آن دو ( دختر، خطاب به پدر ) گفت: ای پدر او را استخدام کن …».
در ذیل این آیات در تفسیر نور آمده است:
– کار زن در خارج از منزل اشکالی ندارد به شرط آنکه :
۱) زن در محیط کار تنها نباشد (إمرأتین)
۲) با مردان اختلاطی نداشته باشد ( ِمن دونِهِم – لانَسقِی حتَّی یَصدِرُ الرّعاء)
۳) مردی که توان کار داشته باشد در خانه نباشد (أبونا شیخاً کَبِیر ) (قرائتی، تفسیر نور، ج۹، ص۳۶ تا ۴۰).

۳-۱-۱-۳- آیاتی که همه ی مردم را به فعالیتهای اقتصادی تشویق می کند

در اسلام نه تنها فعالیت اقتصادی جایز و کسب مال وتحصیل درآمد جایز شمرده شده است، بلکه همگان به این امر دعوت و تشویق نیز شده اند:
از جمله آیه ی ۱۰ سوره ی جمعه ? وچون نماز [جمعه] به پایان رسید در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا طلب کنید و خدا را بسیار یاد کنید تا شاید رستگار گردید[۱۴]).
در آیات زیر نیز این مضمون ( إبتِغاءَ فَضل ) وجود دارد:
( النحل / ۱۴) ،( اسراء / ۶۶) ،(فاطر/ ۱۲)، ( قصص/۷۳) ،(بقره /۱۹۸)، در کلام مفسران «إبتِغاءَ فضل » که در این آیات مطرح شده به تجارت و کسب مال و تلاش اقتصادی تفسیر شده است، از جهت مخاطب نیز آیات مذکور اطلاق دارند و مخاطب در فعل « تَبتَغُوا » و «ابتَغُوا» خصوص صنف مردان نیست بلکه میان زن ومرد مشترکند (طباطبائی، ۱۳۷۱، ج ۱۹، ص۴۶۲).

موضوعات: بدون موضوع
[یکشنبه 1399-12-17] [ 11:47:00 ب.ظ ]