خرید پایان نامه روانشناسی : کیفیت روابط زناشویی -جنبه های پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی | ... | |
جنبه های آموزشی – پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی در شش حوزه اساسی مورد بحث قرار می گیرند: ۱)فهم رفتار،۲) عینیت گرایی،۳) تبادل رفتاری،۴) مصالحه، ۵) ارتباطات، ۶) آموزش حل مساله.
فهم رفتار:
در رفتار دو هدف را می توان جستجو کرد: ۱- رفتار ممکن است فقط رفتار صرف باشد( یعنی تظاهر عملکرد شخص)؛۲- رفتار ممکن است ارزش رابطه ای داشته باشد(یعنی در درون رابطه معنی پیدا کند).
در برنامه های پیشگیری، زوج ها باید یاد بگیرند تا رفتار را براساس رابطهای بودنش درک کنند و رفتارهای خود و همسرشان را در چهارچوب تعاملی مورد ارزیابی قرار دهند. بنابراین آنها ممکن است سوالات زیر را از خود بپرسند:
۱- رفتار من بر رفتار همسرم چه اثری می تواند داشته باشد؟
۲- رفتار همسرم بر رفتار من چه اثری می تواند داشته باشد؟
۳- زمانیکه من رفتار (الف) را انجام دهم، همسرم با انجام دادن رفتار(ب) پاسخ می دهد. آیا آن نتیجهای است که من دوست دارم بدست آورم.
۴- زمانیکه رفتار (ج) را انجام می دهد من عموماً بطور مشابهی رفتار (د) را انجام می دهم. آیا شیوه های دیگری در دسترس من وجود دارد.
۵- اگر من رفتار (ه) را انجام می دادم، احتمالاً در پاسخ به آن همسرم چه کار می کرد؟
۶- اگر همسرم رفتار (و) را انجام می داد، احتمالاً من در پاسخ به آن چه کار میکردم؟
و وقتی زوج ها یاد گرفتند رفتار را در درون زمینه رابطه اش بفهمند، آنگاه آنها می توانند با روش بازتر و بطور مشارکتی درباره پیامدها بحث و بررسی کنند. این اساس پیشگیری است. یعنی با موضوعات قبل از اینکه به مشکل تبدیل شوند، برخورد می شود.
عینیت گرایی[۱]:
این فرایند به زوج ها میآموزد تا چگونه اظهارات مبهم، کلی و تعمیم یافته مربوط به رضایتمندی از رابطه را به صورت توصیفهای ویژه رفتار خوشایند و ناخوشایند تبدیل کنند. بنابراین تسلط یک زوج بر این مهارت می تواند به آنها یاد دهد تا پیامهای کلامی غیر تسیل کننده را بصورت اطلاعات سازنده برای اهداف افزایش رابطه دوباره سازماندهی کنند.
تبادل رفتاری[۲]:
همچنانکه قبلاً اشاره شد، تقابل رفتاری اصول مفهومی و عملی مدل رفتاری- ارتباطی می باشند. هم در برنامه های درمانی و هم در برنامه های پیشگیری زوج ها باید قدردانی از یکدیگر را یاد بگیرند. زمانیکه افراد رفتارهای مثبتی را برای یکدیگر فراهم کنند، آنها با قدردانی همسرشان مورد تقویت قرار می گیرند و متقابلاً خودشان هم از همسرشان قدردانی می کنند. در این صورت رفتارهای پاداش بخش دو طرفه افزایش می یابند و احتمال موفقیت در زندگی زناشویی بطور اساسی بالا می رود.
مصالحه[۳]:
زوج درمانی رفتاری- ارتباطی بطور تجربی به زوج ها آموزش می دهد تا این اصل را یاد بگیرند که«به منظور بدست آوردن انچه که من می خواهم، باید چیزی را به همسرم بدهم». این اندیشه اساس حل تعارض و برنامه های پیشگیرانه حل مساله را تشکیل می دهد. با داشتن این توانایی، زوج ها می توانند مهارت هایی را برای کاهش مشکلات بکار ببرند.
ارتباطات[۴]:
از همه عناصر مدل رفتاری- ارتباطی احتمال ارتباطات بیشترین کارکرد پیشگیرانه را دارد. مهارتهای ارتباطی اثربخش اساس ایجاد و حفظ رابطه زناشویی رضایتبخش می باشد. بنابراین آموزش ارتباطات بخش مهمی از برنامه های پیشگیری است.
آموزش حل مساله:
همچنانکه قبلاً اشاره شده است، تعارض چیزی است که در رابطه صمیمی و دراز مدت بوجود می آید. از طریق آموزش حل مساله، زوجها میتوانند ابزار مناسبی برای حل اختلافات خودشان داشته باشند. بعلاوه وقتی که فرایند حل مساله را یاد گرفتند میتوانند آنرا در کل موقعیتهای آسیبزا بکار ببرند. در اینجا نیز ارزش پیشگیری کننده حل مساله، کاملاً روشن است(قاسمزاده، ۱۳۷۸).
۲-۴- غنی سازی روابط(مدل به کار گرفته شده در این پژوهش)
این مدل چارچوب و شیوه اصلی به کار گرفته شده برای این پژوهش بوده است که به شرح آن پرداخته میشود.
۲-۴-۱- تاریخچه غنی سازی روابط
ریشه های غنی سازی روابط[۵](R. E ) از اوایل۱۹۵۰ نشات میگیرد. زمانی که برنارد جورنی در یک برنامهی رواندرمانی کودکان به مشکلاتی با والدین برخورد کرده بود. او چنین می پنداشت که این برنامه می تواند منجر به حسادت والدین نسبت به نقش درمانی خاص درمانگر در ارتباط با کودک باشد، و یا عزت نفس والدین به خاطر احساس ایفای نامناسب نقش والدینی که باعث میشود فرزندشان سردرگم شود، آسیب ببیند. به نظر می رسید که احتمالاً بتوان با هر دوی این عوامل، از طریق به کمک گرفتن والدین به عنوان یار درمانگر یا نماینده(عامل) روان درمانی مقابله نمود. تصور می شود که اگر والدین آموزش ببینند که به شیوه ای درمانی با بچه ها کار کنند، این تغییر در سیستم خانواده می تواند تا حدود زیادی تاثیر روان درمانی بر کودک را افزایش دهد. این روند منجر به ایجاد کودک درمانی[۶] شد، که هم اکنون خانواده درمانی R. E یا خانواده درمانی کودکان نامیده می شود که طی آن والدین یاد میگیرند که جلسات شبیه بازی درمانی کودک محور راجرزی با کودکانشان برگزار کنند. سپس یاد بگیرند که این مهارتها را در مواقع مناسب به زندگی روزمره انتقال داده و تعمیم دهند. همچنین آنها مهارت های اصلاح رفتار را برای استفاده در خانه یاد می گیرند. این روش ها قابل کاربرد با یک خانواده و یا گروهی از خانوادهها می باشد. اولین طرح پژوهشی سه ساله نشان داد که این رویکرد اثر بخشی عالی دارد(جورنی و سوکا،۲۰۰۴).
پایه درمان R. E بر اساس آموزش مهارتها بود و این گام عجیب و در عین حال خشنود کننده ای به نظر میرسید که مراجعان درخواست میکردند که برنامههایی برای تدریس مهارتها به زوجین و خانواده ها قبل از گرفتار شدن در مشکلات برگزار شود. این برنامه ها تبدیل به برنامه های غنی سازی و پیشگیری از مشکل شدند(گینزبرگ،۲۰۰۰).
۲-۴-۲- پایه های نظری
نظریهای که پایه رویکرد R. E بر آن قرار دارد ترکیب منحصر به فردی از چهار مکتب عمدهی روان درمانی است: روان پویایی، رفتارگرایی، انسانگرایی و رویکرد بین فردی. بر اساس تجارب، تفسیر و برداشت جورنی از تحقیقات روانشناسی به ویژه در بخشی روان درمانی و اصلاح رفتار، تجارب بالینی و میدانی وی و مشاهدات بلند مدتش، عوامل و بخش های خاصی از هر مکتب انتخاب شده و بقیه کنار گذاشته شده است. آنچه باقی مانده در یک واحد با دورنمای نظری سیستم محور، بر پایه ی مهارتآموزی گرد آمده است. به صورت خیلی مختصر میتوان مولفههایی را که دربرگیرنده R. E می باشند بدین شرح توصیف نمود:
از نظریه روان پویایی مفاهیمی از اهمیت ناهشیار و قدرت مکانیسم های دفاعی، همچنین مفاهیم ضرورت رشد روانشناختی از طریق رسیدن به شناخت و قدرت درمانی تخلیهی هیجانی یا تجربهی مجدد عواطف سرکوب شده یا پنهان شده را شامل می شود. از نظریه آدلر، مفهوم رفتار انسان که با اصطلاحات جستجوی اهداف و قدرت تسلطجویی که بهتر قابل فهمند اقتباس شده است. این حالت وقتی که فرد در جستجوی اهدافش است، فعال می شود. از مکتب انسان گرایی، به ویژه نظریه ی راجرز، مفهوم مکانیسمهای دفاعی(که از تحریف واقعیت ناشی میشود) که در آغاز از طریق تهدید خودپندارهی شخص شروع میشود، اقتباس شده است. همچنین مفهوم پذیرش دائم بیقید و شرط، احترام و همدلی که بهترین راه برای ایجاد را بطهی مثبت و قوی و کاهش نیازهای دیگران برای استفاده از مکانیسمهای دفاعی است، از این نظریه اقتباس شده است. بر این اساس روش موثرتر برای کمک به دیگری این است که اجازه بدهیم تا افکار و احساسات خود را صادقانه و صمیمانه ابراز کند و به تخلیهی هیجانی و شناخت دست یابد. از نظریه ی یادگیری همهی ابعاد آن -اجتماعی، شناختی و رفتاری- به ویژه مفاهیم مفید و رفتاری بهبود زندگی، که قابل آموزش از روش سیستماتیک است، اخذ شده است. تصور میشود که شرکت کنندگان در آموزش مهارتها عمدتاً بهبود مییابند و به سرعت به تغییرات اجتماعی مثبت و رو به رشد دست مییابند. روش های برگرفته از نظریه یادگیری و روشهای کاربردی در رفتاردرمانی، نه تنها برای متخصصان که مهارتهای R. E را تدریس می کنند، بلکه برای شرکتکنندگانی که خودشان برای تغییرات مطلوب در خود و شریکشان کمک دریافت می کنند، نیز مفید است. از نظریه بین فردی که توسط سالیوان[۷](۱۹۴۷) ارائه شده و توسط لری[۸](۱۹۵۷) گسترش یافته، این مفهوم دریافت شده که افراد مهم اطراف ما چگونگی عملکرد مان را به ما می آموزند. تمام افراد به صورت ناهشیاری به روش خاصی(کلیشه های رفتاری) برای پاسخ به دیگران عمل می کنند که احساس می کنند راحت است و کمتری میزان اضطراب را به همراه دارد. بسیاری از روشهای عادی رفتار که اغلب آنهایی هستندکه از اوایل زندگی مورد استفاده بودندهاند و چنان ناهشیار و خودکار ظاهر میشوند که لری به آنها واکنش[۹] میگوید. همیشه ممکن است برخی پاسخ های نامطلوب نیز از دیگران کسب شود. نظریه ی R. E معتقد است که کسب دامنه ی وسیعی از رفتارهای بین فردی، به منظور قرار گرفتن درحیطهی انتخابهای هشیار، برای کفایت و بسندگی ضروری هستند. به همین منظور، R. E به شرکت کنندگان میآموزد که بدانند که هرکنش و یا عدم کنش افراد دیگر فرصتی را برای تاثیر هشیارانه بررفتار بعدی افراد فراهم میآورد و بعداً این پاسخ ها ادامه مییابد. بجز در روابط یک طرفه، و حتی در این روابط نیز فرد بیتاثیر نیست. همیشه میتوان به شیوهای رفتار نمود که پاسخ هایی که از دیگران دریافت میشوند بیشتر پاسخهای مطلوب باشند. درتمام حیطهی روابط بین فردی و بویژه روابط زناشویی و خانوادگی، هدف R. E این است که به شرکت کنندگان بیاموزد که چگونه هشیارانه چنین انتخاب هایی انجام دهند. نظریه ی بین فردی معتقد است که بهتر است شخصیت به عنوان الگوی داخلی تمایلات و واکنش های رفتاری بین فردی نگریسته شود. در نتیجه افزایش توانایی افراد برای انعطافپذیری و انتخاب آگاهانه، به منظور بدست آوردن اهداف فردی و اجتماعی مثبت، سریعترین و مطمئنترین راه افزایش سازگاری و رضایتمندی است. همچنین بهترین شیوه برای افزایش تاثیر و سودمندی درمان است. از دیدگاه R. E ، درمان پیشگیری و غنیسازی در نگاه اول نقاط متفاوت یک پیوستار دیده میشوند (سوکا،۲۰۰۵).
اهداف پیشگیری، درمان و غنی سازی( ارتقاء ) می تواند کمک به فرد باشد تا در جهت مسیر های سازنده حرکت کند. اینکه درمان باشد یا پیشگیری اغلب صرفاً یک کارکرد زبانی و زمانی است، برای مثال اگر به یک زوج در اوایل ازدواج مهارتها را نیاموزید میتوان بعداً هنگام ضعیفشدن رابطه، یا ناتوانی در حل تعارضات زناشویی این کار را انجام داد. اگر در ابتدا این کاررا انجام نشود، این امکان هست که اشکال مختلفی از آسیب پدید آید و آموزش الگوی جدید را سختتر و پیچیدهتر نماید. دراین حالت درمان بیشتر از پیشگیری به کار می رود، ولی اگر در ابتدا این کار انجام شود میتوان گفت، پیشگیری و غنیسازی صورت گرفته است(سیندر،۲۰۰۰).
۲-۴-۳- شیوه های مداخله
مهارتهای ایجاد شده در R. E مهارتهایی هستند که برای کمک به ارضای شدیدترین تمایلات خانواده ها، و تقریباً در همهی فرهنگها کاربرد دارند. این تمایلات شامل عشق، دلسوزی، تعلق، اعتماد، وفاداری، امنیت و لذت هستندکه در بین بقیه از اهمیت بیشتری برخودارند. اگر هر شرکت کننده این تمایلات رابرای همسرش و برای سایر اعضای خانواده ارضا کند، به عنوان یک کارکرد روانی-اجتماعی اساسی که در روابط رمانتیک صورت گرفته، تلقی می شود که با ایجاد یک جو مراقبتی پایدار، عشق و صمیمیت، عزت نفس و رشد روانی فردی هر یک از اعضا را تقویت می کند. پاسخهای دلسوزانه می تواند عامل بسیار مهمی در ارتقای امنیت و پایداری پیوند زناشویی، و ایجاد روابط صمیمانهی سازنده و پایداری برای رشد شخصی باشد. به عبارتی از دیدگاه R. E آنچه در بلند مدت مهم است و در دورههای R. E بدست میآید روابط زوجی سالم، توانایی حل مساله به روشی دو سونگر و منصفانه، توانایی حفظ جو مراقبتی در طول بحث و حل مساله، توانایی اتخاذ دیدگاه فرد دیگر، توانایی تعامل با دیگر شرکت کنندگان، توانایی به وضوح دیدن خود و دیگری( بدون سوگیری)، توانایی مانع شدن یا کاهش دادن چرخه ها ی تعامل منفی-منفی و خشم، توانایی تغییر در الگو های رفتاری مورد انتظار فرد، کمک به فرد جهت رسیدن به تغییرات مطلوب مورد انتظار خودش و کمک به شریک خود تا تغییراتی را که میخواهد انجام دهد. اینها هم تغییراتی هستند که از طریق تسلط بر مهارتهای برنامه R.E ایجاد می شوند. سایر جوانب ایجاد و تداوم روابط در نظر گرفتن تصویر کامل هنگام بحث بر سر یک تعارض یا مشکل را شامل میشود. در این شرایط جنبهی ناقص وخیلی رایج، از قلم انداختن افکار و احساسات مثبت در مورد طرف مقابل است. با ایجاد پنداشت مثبت، افکار و احساسات منفی زیر افکار و احساسات مثبت پوشانده میشود و رابطهای دوستانه ایجاد میشود. در یک رابطه دوستانه انگیزه برای تغییرخیلی افزایش مییابد(گینزبرگ، ۲۰۰۰).
یک اصلی اساسی که موجب تغییر ساختاری در رفتار و ارتباط می شود این است که احساسها و عواطف مهم صادقانه ابراز شوند، به طوری که عزت نفس طرف مقابل تهدید نشود. بدین سان فرد یاد میگیرد که خود را به روش دلسوزآنهای ابراز کند. این حالت نوعی از ابرازگری است که طی آن توانایی فرد برای فهم و پذیرش افکار و احساس گوینده بهبود می یابد و تفاهم دلسوزانهتر و پذیرش بالاتری را به گوینده انتقال می دهد، و این هم به نوبه ی خود گوینده را راحتتر میکند تا به صورت باز و صادقانه و دلسوزانه خودش را ابراز کند. در حقیقت صداقت و دلسوزی دو ارزشی هستند که از طریق R. E ارتقا یافته و تقویت میشوند. کاربرد صحیح اینها در روابط بین فردی، فرد را به ارتقای ارزش سوم یعنی منصفانه بودن هدایت می کند. در برنامه ها و درمان های R. E زوجها ۹ مهارت به هم پیوسته را یاد می گیرند که کیفیت روابط را افزایش میدهد. استفاده از این مهارتها تعاملات را به احترام، فهم، همکاری و مراقبت دو طرفهی بیشتری هدایت می کند. در ادامه تعریف کوتاهی از هر مهارت ارائه میشود. به دلیل کمبود جا در این بخش به شرح رهنمودهای خاصی که برای هر مهارت تعریف شده است و به شرکت کنندگان آموخته می شود میپردازیم، این مهارت ها در حکم قواعد بازی هستند. زمانی که قواعد پیگیری و دنبال شوند، رفتار ماهرانه ایجاد میشود. مهارت ابرازگری شرکتکنندگان را قادر به فهم بهتر منابع استرس، نیازها و تمایلاتشان میسازد و به طریقی که کمترین احتمال ایجاد و اکنش های دفاعی، اضطراب، خصومت و تعارض وجود داشته باشد و بیشترین احتمال فراخوانی فهم همدلانه، همکاری و حمایت وجود داشته باشد، قادر به ابراز گری در مقابل دیگران می شوند. مهارتهای تخصصی، افراد را در فرایند حل تعارض و حل مساله به صورت سریع و موفقیتآمیز و با اضطراب کمتر، یاری می کند. مهارت همدلانه، مشارکت کنندگان را برای فهم دلسوزانهی بیشتر از نیازهای مراجعان در زمینه های نیازهای هیجانی، روانشناختی و نیازهای بینفردی و تمایلات دیگران و فراخوانی رفتارهای باز، صادقانه، قابل احترام و اعتماد، مشترک، رفتارهای هم حسی، نظارتی و صمیمی با دیگران با سرعت و میزان بیشتر آماده می سازد. مهارت بحث و مذاکره به زوج ها برای حفظ فضای هیجانی( عاطفی) مثبت آموخته میشود، تا زمانی که از موضوعات مشکل بحث میشود، از این طریق از افزایش خشم جلوگیری شود. زیرا برای فهم احساسات عمیق و ریشه موضوعات لازم است که موضوعات مشکل به صورت جامع تر و موفقیتآمیزتر حل شود(سوکا، ۲۰۰۵).
مهارت تسهیلکننده(آماده سازی) شرکتکنندهها را در خروج از مارپیچ ارتباط منفی- منفی توانمند می کند و آنها را قادر به استفاده از مهارتهایR. E می کند. مهارت حل مساله یا تعارض شرکت کننده را در ایجاد راه حل های خلاقانه برای مسایل قادر میسازد. یعنی راه حلهایی که بیشترین میزان ارضای نیازهای دو طرفه را دربر داشته باشند و عملی و قابل تداوم باشند. مهارت تغییر خود شرکتکنندهها را قادر میسازد رفتارهای نامطلوب خود را بر طرف کرده یا کاهش دهند و یا رفتار های مطلوب را افزایش دهند تا اینکه بتوانند در رسیدن به آنچه که شریکشان می خواهد و یا رسیدن به چیزی که برای خودشان تعیین کرده اند، به توافق برسند. از طریق مهارت کمک به تغییر دیگران شرکت کنندگان میتوانند به دیگران برای تغییر نگرشها و احساسات و رفتارهایشان کمک کنند، تا اهداف و توافقات فردی و بین فردی خودشان را محقق سازند. مهارت نگهداری یا تدوام شرکتکنندگان را برای حفظ سطوح بالای مهارتها در طول زمان آماده میسازد. ما معتقدیم که عامل عمده ی این تلقی ، روشی است که شرکت کنندگان به اظهار ات خود ابراز گرانه ی شریک خود فکر می کنند و پاسخ می دهند(جورنی و سوکا، ۲۰۰۴).
شکل(۸-۲) نشان می دهد که چگونه ۹ مهارت R. E می توانند برای ارتقای روابط زوج ها به کار روند و در صورتی که بدرستی آموخته شده و در موقعیت های مختلف در طول زمان به کار روند به خوبی می توانند سلامت جسمی و روانی مورد انتظار را ایجاد کنند. شکل(۲-۸) نشان می دهد که R. E سعی دارد تغییرات مثبت و یا در عواطف ، شخصیت و رفتار ایجاد کند که همگی با همدیگر تغییراتی را در یک مدل پیوسته ی منسجم نشان دهند. شکل این روند را با ترسیم موارد ذیل نشان می دهد. در صحبت های منزل، همچنان که زوجین بر روی موضوعی برای ارتقای روابطشان، یا حل مسالهای کار می کنند، مهارت همدلی، دلسوزی و ارتباط، اعتماد، صداقت و احترام بین آنها را افزایش می دهد. مهارت ابرازگری تخلیهی هیجانی و ابراز عواطف مثبت را افزایش می دهد. مهارت بحث و مذاکره به زوجین اجازه می دهد که بر تمرکز خود ادامه داده و به ریشه مشکل دست یابند، حتی زمانی که بحث آنها انواع تعارضات سخت و رنجآور و اضطرابزا را به دنبال دارد. در حالت کلی شریکها به همدیگر کمک می کنند تا به استفاده از مهارت به صورت توافقی و مشترک ادامه دهند. تمام این عوامل و به ویژه همدلی و تخلیهی عاطفی ساختارمند و توانایی درک شریک در زمینه ی دوست داشتن(که در میان چیزهای دیگر پوشانده میشوند) تمایلی برای کمک به شریک برای برآوردهکردن نیازهایش ایجاد می کند. بعضی اوقات خود حرف زدن تمام آن چیزی است که برای حل تعارض یا مسئله نیاز است، زیرا حل مسئله چیزی نیست که نیاز به ایجاد الگو های جدید برای هر کدام یا هر دوی شرکت کنندگان داشته باشد. وقتی الگوی رفتاری جدیدی نیاز باشد، مهارت حل مسئله یا حل تعارض به زوجین کمک می کند تا به توافق صریحی برسند که حتی المقدور تمام نیازهای آنان را برآورده کند و اغلب در مورد اینکه چه چیزی و چه زمانی و چگونه انجام شود توافق صورت میگیرد. در چنین مواردی توافق بیشتر منجر به گسترش موثر مهارتهای خود تغییری و مهارت های کمک به تغییر دیگران برای رسیدن به تغییرات حقیقی و پایدار در زندگی میشود. در صورت تمایل، هر کدام از افراد میتوانند رفتارهای جدیدی را با سایر افراد و در موقعیت های دیگر از طریق مهارت تعمیم گسترش دهند. این انتقال و تعمیم فی نفسه برای کاربرد مهارتهای R. E در زندگی روزمره به کار می رود. در نتیجه هماهنگی، صمیمیت و رضایت ارتباطی بالاتری ایجاد میشود. به علاوه مشارکتکنندگان از طریق انتقال و تعمیم می توانند با حفظ تغییرات مثبت، سایر روابط مهم خود را نیز ارتقاء بخشند. این بدین دلیل است که آنها یادگرفتهاند که چگونه از این مهارتها به صورت یک طرفه استفاده کنند، حتی زمانی که شریکشان با این مهارتها آشنا نیست. به این ترتیب آنها یاد میگیرندکه چگونه روشی را که دیگران با آنها برخورد می کنند، تغییر دهند و منابع عمدهی استرس را حل کنند. شرکت در این مهارتها تغییرات شخصیتی عمدهای ایجاد می کند و در کل می تواند در ارتقای سلامت روانی و جسمی مفید باشد(جورنی و کاودو،۱۹۹۹).
در نهایت باید به این نکته توجه داشت که آر،ای شامل مهارتهایی است که از طریق اصلاح رفتار هدایت می شوند و مهارت هایی را بدان می افزایند تا شرکتکنندگان بهتر بتوانند به خودشان و به دیگران در تغییر رفتار کمک نمایند. بنابراین مهارت های R. E در زمینه رفتارهایی مثل سیگارکشیدن یا مصرف مواد و الکل، نیز کاملاً کاربردی است (سوکا،۲۰۰۵).
[۱] – objectivism
[۲]- behaviooural communication
[۳] – concurrence
[۴] – relationships
[۵] – Relationship Enhancement(RE)
[۶] – filial therapy
[۷] – Sullivan
[۸] – Leary
[۹] – reflexes
[شنبه 1399-09-15] [ 10:02:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|