- إِنَّهُم یُقِیمُونَ فِی طَرِیقِهَا اَلسُّدُودِ یَا شِیخِی اَلجَلِیلَ…
- قُلهَا وَ لَا تَخَف..
- اَلمَوتُ وَ اَلسِّجنُ یَتَرَصَّدَانِ لَنَا…
- هَذَا هُوَ اَلجَهَادُ… بَعضُنَا سَوفَ یُفَلسَفُ ضَعفَهُ، وَ یَتَقَاعِسُ بِحُجَّهِ أَنَّ اَلظُّرُوفَ لَاتَسمَحُ وَ اَلکِفَاحُ قَد یَکُونُ حِمَاقَهً… لَاتُصَدِّقُوا هَذِهِ اَلکَلِمَاتِ، لِأَنَّهَا اَلمَوتُ بِعَینِهِ… اَلحَقُّ لَایَنتَصِرُ إِلَّا بِاَلمُجَاهِدَهِ اَلمُستَمَرَّهِ… لَقَد تَعَلَّمنَا أَنَّ اَلمَوتَ لَیسَ خَاتِمَهَ اَلمَطَافِ…»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۷۱).
در این قسمت ملاحظه میشود کیلانی نقاب«شیخ عبدالله» را برچهره زده و مفاهیمی چون لزوم پایداری و جهاد مستمر را به مخاطب القا میکند، این اسلوب از اصلیترین روشهایی است که کیلانی برای تاثیرگذاری بر مخاطب در آثار خود بکار برده است.
۳-۱-۴-۲-۳ نقاب«نور»
همانطور که گفته شد«نور» شخصیت فردی بدبین را دارد. او معمولا از مبارزه سر باز زده و بهانههانه میآورد. کیلانی در جایجای رمان در نقاب«نور» نظر آن دسته از مردمی را که مخالف مبارزه و جهاد هستند را به خوبی بیان میدارد، در یک قسمت از رمان بعد از کشته شدن«أحمدو بیللو» نور با لحنی بدبینانه به«عثمان» میگوید
«وَ أَخِیرَاً هَمَسَ فِی أُذُنِی یَا صَدِیقِی… دَعِ الأُمُورَ تَمضِی… وَ فَکِّر فِی نَفسِکَ..
-أَنَا لَا أَخَافُ إِلَّا اَللهَ یَا نُورُ…
هَتَفَ فِی حِدَّهٍ أَیُّهَا اَلأَحمَقُ، إِذَا سَقَطَت فَسَتَدُوسکَ اَلنِّعَال وَ لَن یَبکِی عَلَیکَ أَحَدٌ… لَقَد مَزَقُوا أَحمَدو بیللو وَ زَوجَتَهُ إِربَاً إِربَاً وَ أَحرَقُوهُمَا بِالنَّارِ… وَهَا هُوَ تَشُوکُومَا یَعِیشُ دُونَ أَن یَمَسَّهُ أَحَدٌ… اَلکُبَّارُ هُنَا کَاَلدُّمِی اَلَّتِی تُحَرِّکُ خُیُوطَهَا أَیدُ خِفیَهً فَوقَ مَسرَحِ لِلعَرَائِسَ… أُفقِ إِلَی نَفسَکَ…»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۷۲)
«نور» صدای گویای طیفی از انسانهای بدبین و بی اراده است که همیشه تسلیم اوضاع موجود میشوند و تلاشی برای تغییر اوضاع نمیکنند، کیلانی یک گفتگو بین«عثمان» و«نور» در نقاب او میگوید
«کَیفَ تَتَغَیَّرُ؟؟ أَ تَظَنُّهَا تَفعَلُ ذَلِکَ تِلقَائِیَّاً؟ إِن مَن یَرفَعُ رَأَسَهُ تَخمِدُهَا ضَربَهً مَجنُونِهِ، أَو تَدفَعُ إِلَی غِیَابَاتِ اَلسُّجُونِ…
-إِنَّ اَلمَلَایِینَ اَلَّتِی تَربُو عَلَی اَلخَمسِینَ لَن تَستَسلِمَ لِهَذَا اَلحَیفِ…
قَالَ وَ قَد اَحتَقَّ وَجَهَهُ اَلفُقَرَاءُ اَلجَائِعُونَ لَایَصنِعُونَ نَصرَاً… أَنتَ وَاهِمٌ»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۷۸).
بر این اساس میبینیم که کیلانی تنها به عرضهی دیدگاه های خود بسنده نکرده بلکه عقاید مخالف مقابل را نیز به صورتی هنرمندانه در اثنای رمان خود آورده و برای این امر از اسلوب غیر مستقیم نقاب سود جسته است.
۳-۱-۴-۲-۴ نقاب«أحمدو بیللو»
شخصیت احمدو بیللو به گونهای است که ظرفیت زیادی برای عرضهی دیدگاه های سیاسی_اسلامی کیلانی فراهم میآورد، کیلانی در نقاب او میگوید«وَ اِنتَقَلَ اَلأَمِیرُ إِلَی مَوضُوعَاتٍ شَتَّی، أَخَذَ یَتَحَدَّثُ عَن زِیَارَاتِهِ اَلأَخِیرَهِ إِلَی مَکَّه وَ عَن لِقَائِهِ مَعَ زُعَمَاءِ اَلعَالَمِ اَلإِسلَامِیِّ هُنَاکَ وَ عَن اَلأَمرِ اَلعَجِیبِ اَلَّذِی لَفَتَ نَظَرَهَ فَقَد لَاحَظَ أَنَّ قَضَایَا اَلعَالَمِ اَلإِسلَامِیِّ یُوَاجَهَهَا دَائِمَاً تَکَتُّلِ مِن قَبَلِ اَلأَعدَاءِ … اَلمُسلِمُونَ فِی اَلعَالَمِ لَایَنصِفُهُم أَحَدٌ، لِمَاذَا؟ وَ بَلَادُ اَلمُسلِمِینَ هِیَ حُقُولُ اَلاِستِنزَافِ وَ اَلمُؤَامَرَاتِ وَ اَلتَّدمِیرِ، لِمَاذَا؟ وَ مَذَابِحُ اَلأَقَلِّیَاتِ اَلإِسلَامِیَّهِ فِی أَمَاکِنَ شَتَّی فِی اَلعَالَمِ دُونَ أَن یَتَحَرَّکَ ضَمِیرَ أَحَدٍ مِن اَلفَلَاسَفَهِ وَ اَلمُصلِحِینَ، لِمَاذَا؟
– اَلمُشکِلَهُ لَیسَت مُشکِلهُ نِیجِیرِیَا… وَ لَکِنَّهَا مُشکِلَهُ اَلأُمَّهِ اَلإِسلَامِیَّهِ کَلِّهَا… لِکَی تَبحَثُوا عَن حَلٍّ یَرِیحُ نِیجِیرِیَا یَجِب أَن تَنظُرُوا إِلَی بَعِیدٍ… اِلَی اَلثَّمَانمِائَه مِلیُون مُسلِمٍ… اَلقُّوَهُ اَلجَبَّارَهُ اَلَّتِی تَستَطِیعُ أَن تَغَیَّرَ وَجَهَ التَّارِیخِ … وَ تُعِیدُ اَلحَقَّ إِلَی نِصَابِهِ…. فَیَسُودُ اَلصَّفَاءَ اَلعَالَمِ… وَ تَنخَنِقُ اَلثَّعَابِینَ وَ یَنحَدِرُ اَلظَّلَّامُ…»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۲۶).
در اینجا کیلانی حل مشکل نیجریه را در خیزش یک پارچه ی مسلمانان میداند. زمانی که مسلمانان با بازگشت به منابع اصیل اسلام و با فداکاری و تلاش بتوانند دوباره رهبری جهان را بدست بگیرند، مشکل اقلیتهای مسلمان هم حل خواهد شد و این خونریزیها و فجایع هم متوقف خواهند گشت. این گفتههارا می توان خلاصهی نظر کیلانی در مورد مشکلات موجود دانست که در نقاب احمدوبیللو و از طریق بینامتنی غیر مستقیم بیان میدارد.
۳-۲ تحلیل بینامتنی دینی در رمان«لیالی ترکستان»
در این بخش، رمان«لیالی ترکستان» را از منظر بنامتنی دینی مورد تحلیل قرار دادهایم، اما ابتدا خلاصهای از حوادث رمان را آوردهایم و نیز به سبک هنری و رویکرد اسلامی کیلانی در این رمان نگاهی داشتهایم.
۳-۲-۱خلاصهای از حوادث رمان
حوادث رمان«لیالی ترکستان» در اثنای سالهای جنگ جهانی دوم در ترکستان شرقی اتفاق افتاده است. سرزمینی که اسلام در پی فتوحات مسلمانان در سال(۷۰۵ م) به آن راه یافت، و انتشار آن در بین مردمان این منطقه از طریق تبلیغ و نیز تحت تاثیر تاجران مسلمانی که در مناطق ساحلی فعالیت داشتند صورت گرفت. جهانگردانی چون مارکوپلو و ابن بطوطه در سفر نامههای خود نوشتهاند که در هر شهری از چین محلههای مسلمان نشین و مساجدی وجود داشته است. اقلیم ترکستان بزرگترین اقلیم در چین به شمار میرود که ۱۷% از خاک این کشور را در برمیگیرد. نژاد ساکنان این منطقه«أویغور» میباشد(أبوزیدwww
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. |
.alukah.net).
این اقلیم پیوسته با چین در نزاع بوده و چین به طور مستمر سعی در تصرف آن داشته است و در سال(۱۷۵۹م) یکبار برآن تسلط پیدا نمود اما ترکها آن را باز پس گرفتند و مدتی در استقلال به سر بردند اما بار دیگر در سال(۱۸۷۶م) دوباره چین با مساعدت انگلیس آن را اشغال نمود و از آن زمان به بعد این منطقه تحت سلطهی چین بوده است و نامش را به«سینکیانگ»، به معنای «چین جدید» تغییر دادند. گرچه بعد از جنگ ژاپن در این منطقه برای مدتی در شمال چین جمهوری ترکستان شرقی تاسیس شد، اما رهبر چین کمونیستی«مائوتسی تونگ» آنرا ساقط نمود(قطی www.islamonlin.net).
بر اساس آمارهای رسمی جمعیت مسلمانان در چین بیست ملیون نفر است اما این آمار قابل اعتماد نیست، چرا که بر اساس آمار سال(۱۹۴۸م) جمعیت مسلمانان ۴۸ میلیون نفر بوده است و اگر میانگین نسبت رشد جمعیت در این کشور را در نظر بگیریم تعدادشان هم اکنون بالغ بر صد و سیزده میلیون نفر می شود. این منطقه از این جهت ترکستان شرقی نام گرفته که در مقابل ترکستان غربی قرارد دارد که توسط شوروی اشغال شده بود و پس از فروپاشی آن به کشورهای«قرقیزستان»، «ازبکستان»، «تاجیکستان»، «ترکمنستان» و«قزاقستان» تقسیم شد(قطی www.islamonlin.net).
دولت چین در طی دوران سلطهاش بر این مناطق به شدت با اسلام و مسلمانان ومظاهر اسلامی مبارزه نموده است؛ میلیونها نفر را کشته و صدها هزار را به زندان انداخته. مساجد و مدارس دینی را تعطیل و کتابهای دینی را ممنوع اعلام کرده است. در گزارشهای«سازمان عفو بین الملل» نام هزاران تن از اعدام شدگان اویغور موجود میباشد(أبوزیدwww.alukah.netو قطیislamonlin.netwww.).
تغییر ترکیب جمعیتی ترکستان برنامهای بوده که از میانه قرن بیستم تاکنون توسط دولت چین دنبال شده است، با وجود اینکه در سال(۱۹۴۲م) حدود ۹۰% از ساکنان این منطقه از مسلمانان أویغور بودهاند و تنها چینیهای نژاد«هان» ۶% از جمعیت را تشکیل دادهاند، اما در سرشماری نوامبر(۲۰۰۱م) چینیها ۴۰% را به خود اختصاص دادهاند. این برنامه از طریق سیاست تک فرزندی اعمال شده که تنها اویغورها ملزم به آن هستند(همان).
جرایم دولت چین به سیاست پاکسازی نژادی أویغورها محدود نبوده بلکه آنها را از سِمَتهای دولتی و عرصه های اقتصادی و اجتماعی محروم نمودهاند و در این زمینه از خود چینیهای«هان» استفاده میکنند. این منطقه سرشار از منابع طبیعی و ثروتهای خدادادی است و ذخایر نفتی آن(۴۴/۲) بیلیون تن برآورد شده است. حتی در شرکتهای نفت که در این منطقه به وفور وجود دارند اویغورها حق کار کردن ندارند. (همان) از دیگر جرایم این دولت درحق ملت ترکستان آزمایشهای اتمی است که از سال(۱۹۶۹م) تا کنون در این سرزمین انجام می گیرد، و اطراف دریاچهی«لوب نور» در ترکستان شرقی بزرگترین مرکز آزمایش بمب هستهای درجهان به حساب می آید(أبوزیدwww.alukah.net).
کیلانی در رمان«لیالی ترکستان» به مبارزات مسلمانان ترکستان در سالهای جنگ جهانی دوم میپردازد؛ او در این اثر و رمانهای معاصر دیگرش«فجایعی که مسلمانان در دوران معاصر از دست استعمار و صلیبیان دیدهاند و به دست فراموشی سپرده شدهاند را دوباره زنده نموده است»(هداره،۱۴۱۶هـ).
نویسنده در ابتدا تصویری از فضای رمان و وضیعت آن مناطق را ارائه میدهد. چین کمونیستی استان«قومول» را تصرف کرده و برای آن استان حاکمی، تعیین نموده است که همه چیز تحت امر اوست، چینیهای مهاجر دسته دسته به آنجا مهاجرت میکنند و سعی در تغییر ترکیب جمعیتی این منطقه دارند. رمان از زبان فردی به نام«مصطفی مراد حضرت» روایت میشود. او در ابتدای رمان به معرفی خودش میپردازد و نویسنده با این کار قسمتهایی از شخصیت وی را به تصویر میکشد. او در استان«قومول» در قصر امیر محلی آن شهر زندگی می کند.
حوادث رمان از اینجا شروع می شود که حاکم چینی بخش نامهای صادر می کند که در آن هر فرد ترکستانی ملزم میشود که دخترش را به عقد هر فرد چینی که از او خواستگاری کند در آورد. این خبر موجب نگرانی و وحشت اهالی آن منطقه و در راس آنها«امیر قومول»می شود چون حاکم چینی منطقه هم از دختر او خواستگاری کرده بود. این امر برایشان خیلی سخت و غیر قابل قبول است. گفتگوهای زیادی میان«امیر قومول» و حاکم چینی انجام می شود که در آن درخواست لغو این بخش نامه را می کند اما فایده ای ندارد. «امیر قومول» اعیان شهر و علما و صاحب نظران را برای مشورت جمع می کند و قرار بر مخالفت مینهند و در نهایت«امیر قومول» به زندان میافتد.
در زندان نقشهی کشتن حاکم و فرماندهان چینی به ذهنش میرسد. او در ظاهر با این ازدواج موافقت کرده و آزاد می شود و مراسمی برای این ازدواج میگیرد و فرماندهان چینی را هم دعوت می کند و براساس نقشهی قبلی به طور ناگهانی همهی آنها را به هلاکت می رساند. همین باعث می شود درگیریها دوباره شروع شوند.
در قصر دختری به عنوان خدمت گذار دختر امیر کار می کند که قبلا«مصطفی» چند باری به وی پیشنهاد ازدواج داده اما او نپذیرفته بود. زمانی که همه ساکنان به خاطر ترس از اینکه دخترانشان به دست چینیها بیافتد به دنبال جوانانی ترکستانی میگشتند تا دخترانشان را به عقد آنها درآورند این بار«نجمه اللیل» خودش پیشنهاد ازدواج را به«مصطفی» میدهد، اما«مصطفی» به بهانهی مبارزه و جهاد از این امر سرباز میزند.
یکی از شخصیتهای اصلی رمان هم«خوجه نیاز حاجی» است؛او یکی از افراد مذهبی و صاحب فکر این شهر است و به موضعگیریهای صادقانه و آراء حکیمانهاش شهرت دارد. در مراحل بعدی رمان او یکی از ره
بران مبارزه با چینیها میشود. بعد از این درگیری چین بار دیگر هجوم گستردهای را علیه ترکستان آغاز می کند و حمله های خون باری به استانهای«إیلی»، «آقصو»، «چوچک» و «شهبار» انجام میدهد. در این میان روسها هم که با چین هم عقیدهاند به یاریشان شتافته و با انواع امکانات مالی و جنگ افزار و نیرو از چین حمایت میکنند. زمانی که نیروهای چینی به قومول رسیده و میخواهند«امیر قومول» و خانوادهاش را دستگیر کنند، «نجمه اللیل» با صحبتهای زیرکانه خود فرماندهی آن عملیات را مشغول می کند و امیر و خانوادهاش را از قصر فراری میدهد، اما در نهایت خودش به دست آن فرمانده میافتد.
«نجمه اللیل» موفق میشود با بحث و گفتگوی زیاد فرمانده را هرچند به صورت ظاهری به دین اسلام درآورد و او هم«نجمه اللیل» را با خود به شهر«أرومجی» میبرد. مبارزات و شورشهای مردمان ترکستان همچنان ادامه دارد و عملیاتها به صورت مستمر انجام می شود و مناطق در بینششان دست به دست می شود.
یکی دیگر از شخصیتهای رمان«منصور درغا» میباشد؛ او نیز یکی از مجاهدان و از همرزمان«مصطفی» است. چینیها همچنان به تصرف مناطق ادامه داده و برای تغییر هویت دینی و فرهنگ آن مردمان اقدامات گستردهای انجام میدهند. تبلیغات منفی و سیاه نماییهای زیادی علیه مجاهدان انجام میگیرد و آنها را به عنوان افرادی قاتل و دزد و نادان معرفی می کنند. بعد از مدتی«خوجه نیاز» و«ژنرال شریف خان» دستگیر شده و بعد از شکنجه فراوان آنها را به شهادت میرسانند. مردم زیادی دستگیر و به زندان میافتند و هزاران نفر به شهادت رسیده و فضای امنیتی سختی بر این سرزمین حاکم می شود. ثروتها و ذخایر ترکستان پیوسته به غارت میروند. مظاهر دینی با قسوت تمام محو میشوند و مساجد و مدارس را به ادارات دولتی یا پایگاه نظامی و حتی به اسطبل حیوانات تبدیل میکنند. زبان عربی منع شده و کتابهای دینی را آتش میزنند. آنها حزبی را برای مردم آن منطقه تشکیل داده و در ادارهی منطقه از اعضای آن استفاده می شود و مخالفان حذف میشوند.
در ادامه«مصطفی» در قالب یک کارگر به اورومجی میرود و با نام مستعار«تورسون» درآنجا کار می کند و بعد از مدتی میتواند خود را به قصر فرمانده چینی برساند که«نجمه اللیل» در آنجا ساکن است و در قالب خدمتکار در آنجا کار کند، بعد از اینکه آنها دوباره همدیگر را شناختند و گفتگوهای زیادی کردند. «نجمه اللیل» از این بحث می کند که او مجبور بوده با این فرمانده ازدواج کند. آنها باهم برای کشتن فرمانده که در جنایتهای وحشیانه نقش داشته برنامه ریزی میکنند و«نجمه اللیل» او را مخفیانه به قتل میرساند و بعد در مراسم تعزیه نیز که فرماندهان بزرگ دعوت شدهاند به همکاری«مصطفی» قصر را با مواد منفجره به جهنمی تبدیل میکند و«مصطفی» هم به«نجمه اللیل» میگوید که برای انجام این عملیات به این شهر است و اگر«نجمه اللیل» فرمانده چینی را نمیکشت او را هم به همراه آنان نابود میکرد. پس از این عملیات آنها به کوهستانهای«آلتای» فرار میکنند و بهمیان مجاهدان به رهبری«ژنرال عثمان باتور» باز میگردند و مبارزات را ادامه میدهند.
جنایتهای حکومت چین و سازمان اطلاعاتی«ج ب أو» در کشتار و شکنجه همچنان ادامه دارد. روسیه به خاطر جنگ جهانی دوم نیروهایش را از ترکستان بیرون میبرد، اما بعد از فراغت از آن دوباره دخالتهای خود را از سر می گیرد و در انتخابات محلی دخالت می کند و با حمایت از اشخاص معینی سیطرهی خود را بر این مناطق باز می گرداند.
«مصطفی» با «منصور» دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و«منصور» از کشته شدن«امیر قومول» و سایر امرا و اینکه خانوادهاش را نیز از بین بردهاند و حجاب همسرش را به زور برداشتهاند بحث می کند. «منصور» در یک عملیات علیه چینیها که در آن نظامیان چینی میخواستند مسجدی را تصرف کرده و آن را به مخزن مهمات تبدیل کنند پس از مقاومت زیاد و کشتن تعدادی از آنها به شهادت میرسد. «مصطفی» برای انجام عملیاتهایی به کوهستان بر میگردد و«نجمه اللیل» را همراه نوزداش به«کاشغر» میبرد.
اوضاع روز به روز بدتر می شود و مناطقی را که بازپس گرفته بودند دوباره به دست چین کمونیستی میافتد. عدهی کمی از مجاهدان حمایت کرده و بسیاری به مارکسیسم گرویده و حجاب و مظاهر اسلامی کمرنگ شده بود. کلمات و اصطلاحات چینی شیوع یافته و اندلسی دیگر در صفحهی تاریخ تکرار شده بود. حاکم چینی جدیدی برای ترکستان تعیین شد که سه نفر از خائنان ترکستان در ادراهی این سرزمین وی را همراهی میکردند و در نهایت«برهان رشیدی ترکستانی» کمونیست خائن به وطنش، به دستور استالین ترکستان شرقی را به چین ملحق می کند. تعداد زیادی از مردمان مسلمان این مناطق به کشورهای مجاور مهاجرت میکنند و«مصطفی» هم بعد از پیمودن مسیری سخت و طولانی هنگام غروب آفتاب خود را به مرزهای کشمیر میرساند و در آنجا پس از یافتن«نجمه اللیل» و نوزاد کوچکش راهی مکه میشوند.
۳-۲-۲نگاهی به سبک هنری و رویکرد اسلامی در این رمان
همانطور که گفته شد رمان«لیالی ترکستان» جزو رمانهای معاصر کیلانی است. او این سلسله رمان را در یک مجموعه تالیف نموده است و زبان و سبک آنها تقریبا یکی است. او سبب تالیف این کتابها را اینگونه بیان می کند«آنان – مسلمانان غیر عرب زبان- هیچگاه از قضایای ما غافل نبودهاند و همیشه در محافل بین المللی در کنار ما ایستادهاند. در مبارزاتمان در فلسطین، الجزایر، مصر و …ما را همراهی کردهاند. به همین دلیل من به این فکر افتادم
که چرا در مشکلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برادران مسلمانمان شریک نباشیم؟»(الکیلانی، ۱۹۹۱م ۴۷)کیلانی مکان وقوع حوادث این رمانها را در سرزمینهای نسبتا دور از هم انتخاب کرده است تا به این نکته اشاره کند که حوادث و حملاتی که علیه مسلمانان در جهان اسلام درجریان است برنامه ریزی شده هستند(بریغش، ۱۹۷۴م).
از دیگر جنبه های هنری رمان دید تاریخی واقع گرایانهی نویسنده است که این امر در اهتمام دادنش به طبیعت جغرافیای مکان رمان و آگاهی فراوان از نام مناطق و استان ها و شهرها و نیز دقتی که در انتخاب اسم شخصیت ها به خرج داده تا با نام شخصیتهای تاریخی یکی باشد، مشاهده میکنیم(هداره،۱۴۱۶هـ).
کیلانی از یک داستان عاشقانه و عاطفی که در اثنای رمان آورده به عنوان یک عنصر اساسی در بافت رمان سود جسته و در راستای اهداف هنری به کار گرفته است و طوری آن را طرح ریزی کرده که این داستان عاطفی به گونهای دراماتیک با حوادث رمان درآمیزد و به جزئی از انقلاب مردم ترکستان علیه نظام اشغالگر چین تبدیل شود(الگیلانی،۲۰۰۶م).
«در رمان «لیالی ترکستان»، هنر و حقیقت در یک اثر داستانی زیبا بار دیگر به هم میآمیزند؛ اگرچه رمان از زبان«مصطفی» مراد حضرت که شخصیتی خیالی است روایت شده است، اما نویسنده خود را در دایرهی هنری کار محدود نکرده است، بلکه توانسته است تاریخ جهاد واقعی ملت ترکستان را از طریق بیان حوادث با خیال هنری فنی بگونهای درآمیزد که از دایرهی حقیقت خارج نگردد، و این توازن میان دو عنصر حقیقت و هنر در تمام سطوح عناصر فنی این رمان مشاهده می شود»(العرینی، ۱۹۸۹م ۵۳).
۳-۲-۳ بینامتنی مستقیم(سطحی)
در این قسمت به بررسی موارد بینامتنی دینی مستقیم در رمان«لیالی ترکستان» پرداختهایم. بینامتنی مستقیم در این رمان در قالب بینامتنی با قرآن کریم، احادیث نبوی و احکام شرعی دیده میشود و پس از بررسی آن مواردی از بینامتنی داستانهای قرآنی و یا شخصیتهای دینی در آن نیافتیم. در زیر به تحلیل موارد بینامتنی مستقیم پرداختهایم.
۳-۲- ۳-۱ بینامتنی با قرآن کریم
آیات قرآن کریم نیز به دو صورت در این رمان تجلی یافتهاند، یکی به صورت صریح، که نویسنده آنها را از زبان یکی از شخصیتها بیان کرده است و دیگری به صورت ضمنی، که در این نوع کیلانی مفاهیم قرآنی را به صورت ضمنی در میان گفته های یکی از شخصیتها وارد کرده است و مطابق با مقتضای سیاق رمان در الفاظ و جملات آیات تغییراتی ایجاد نموده است.
۳-۲-۳-۱-۱ بینامتنی صریح
نجیب کیلانی در این رمان آیاتی پیرامون پیروزی نهایی مؤمنان با وجود کمبود نفرات و امکانات، هوشیاری نسبت به توطئههای کفار، محفوظ ماندن شریعت اسلام در مقابل هجمهی دشمنانش، محاسبهی اعمال در روز قیامت و لزوم صبر در برابر مصائب را در لابهلای گفتگوها آورده است، در زیر به تحلیل این نوع از بینامتنی پرداختهایم.
۳-۲- ۳-۱-۱-۱ کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ
پس از اینکه که«امیر قومول» فرماندهای چینی را به هلاکت می رساند، در قصر جلسه ای با حضور اعیان و علما وبزرگان شهر تشکیل می دهد و در این رابطه بحث می کنند. در این جلسه «خوجه نیاز» نیز صحبت می کند«ثُمََّ هَبّ خَوجَه َنیِاز ِحَاجِی وَاقِفَاً، وَصاحَ بِأَعلَى صَوتِهِ سَمِعتُکُم تَتَحَدَّثُونَ عَنِ اِلأُربَعمِائَه مِلیُون صِیِنّی، کَمَا لَو کُنتُم حَضَرتُم هَذَا اَلاِجتِمَاعَ بِصِفَتِکُم وَفَدَا عَنِ الصّینِ ولَیَسَ جَمَاعَهً مِنَ الفَدائِیِیّن اَلمُسلِمَینَ، وإِذَا کُنتُم تَقِیسُونَ اَلَجُیُوشَ بِعَدَدهَا فَواللهِ أنّ اِلإسلَامَ مَا کَانَ لِیَنتَشِرُ، وَتَرفَعُ رَایَهَ اللهِ فِی الأَرضِ لَو أَنَّ المُسلِمِینَ الأَوائِلَ فَکَّرُوا کَمَا تُفَکّرُونَ، کَأَنّی بِکُم لمَ تَقرَؤوا قَولَ الَعَلِیّ اَلأَعلَى (کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ) وَلِکَی نَکِرَهُ خُصُومَنَا عَلَى اِحتِرَام دِینِنا، فَعَلَینَا مَعَشَرَ المُسلِمِینَ نَتَّخِذَ الُقرآنَ إِمَامَاً لَنَا، فَإِنَّهُ یَکفُلُ خَیرَ الدُّنیَا وَالآخِرَهِ، وَاللهِ مَا تَحکُمُ الأَعدَاءُ فِینَا وَمَلَکُوا رِقُابَنَا إِلّا لِأَنَّنَا تَنکِرُنَا لَدینَنَا، وَنَبذَنَا قُرآنَنَا وَرَاءَنَا ظَهرِیَّا، وإِنّی أَعَاهِدُ اللهَ عَلى أَنّی لَن أَضِعَ سِلاحِی حَتَّى أَلقَاهُ أَو أَنتَقِمُ لَدَینِی وَبِلاَدِی، فَمَن کَانَ أَبُواهُ مُسلِمِینَ فَلیَتَّبعِنی»(الکیلانی، ۲۰۰۶م ۴۳).

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 01:46:00 ق.ظ ]