۱-مساوات مردم
پیامبر«ص» با الهام از آیات قرآن مجید در برابر مخالفان و منکران دین رفتار بسیار خوب وپر عطوفتی داشت. حضرت، همه ی مردم را فرزندان حضرت آدم ودر نهایت از خاک و مخلوق خداوند توصیف می کنند. پیامبر می فرماید:﴿أَیُّهَا اُلنّاس إِنَّ ءابائَکُم واحِدٌ کُلُّکُم مِن آدَم و آدَم مِن تُرابِ﴾(تحف العقول؛۲۹).
«ای مردم! همانا خدای شما یکتاست وپدرانتان نیز یکی است، همه شما از آدم واو نیزاز خاک است. »
حضرت ملاک احترام وتکریم الهی را نفس انسانیت و خیر رسانی به دیگران توصیف می کند و می فرماید:
﴿اَلخَلقُ کُلَّهُم عَیالُ اَللهِ وَ أَحَبُّهُم اِلَیهِ اَنفَعهُم لَهُم﴾
«همه مردم عیال و آفریدگار یکسان خداوندند، دوست داشتنی ترین آنان نزد خداوند نافع ترین آنهاست.»(کلینی؛۲/۱۶۴)
۲- دفاع از اقلیت های مذهبی
پیامبر(ص) بارها مسلمانان رابه رفتار خوش و انصاف در حق غیر مسلمانان سفارش کرده و فرموده :
﴿مَن ظَلَم مُعاهِداً وَ کَلَّفَهُ فَوقَ طاقَتِه حجیجُهُ یَومَ القِیامَهِ﴾ (سبحانی ؛بی تا؛۵۲۸- ۵۲۹)
«کسی که در حق«معاهد»- یعنی اهل کتابی که بین او واسلام پیمانی بسته شده است- ظلم و ستمی روا دارد، من در روز قیامت حامی آن اهل کتاب و دشمن مسلمان وظالم خواهم بود. »
﴿مَن أذی ذِمّیاً فَأنَا خَصمُهُ وَ مَن کُنتُ خصمُهُ خَصمتُهُ یَومَ القِیامَهِ﴾
«هرکسی به یک ذمی آزاری برساند من دشمن اومی شوم و با هرکس دشمن شوم در روز قیامت با او ستیز می کنم. »(همان)
۳-اولین منشور آزادی عقیده
یکی دیگر از افتخارات بزرگ اسلام، انعقاد قرارداد های رسمی صلح جویانه با مخالفان و منکران خود است. پیامبر اسلام در دوران حکومت خود عهدنامه های مختلفی با منکران خود منعقد نمودند که به موحب مفاد این عهدنامه حکومت اسلامی در مقابل دریافت مالیات ویژه از اهل کتاب، خود را ملتزم به رعایت حقوق سیاسی و اجتماعی و امنیت اقلیت های مذهبی و… می کرد. که بنا به نظر «هوستون اسمیت » این قرار داد در حقیقت اولین منشور و فرمان آزادی عقیده درتاریخ بشریت است. مواد وتبصره های این معاهده، بسیار مترقی و قرن ها جلوتر از زمان است. (قدردان قراملکی؛۱۰۶)
در این جا به محتوای اصلی قرارداد پیامبر(ص) با مسیحیان نجران اشاره می کنیم که موجب آن:
«محمد (ص) پیامبر خدا ملتزم می شود که جان و مال و اراضی و عقاید و معابد آنها[مسیحیان] از هرگونه گزندی مصون خواهد ماند، و هیچ گونه تحمیل یا تحقیری به آنان روا نخواهد شد. ونیز اراضی آنان به وسیله لشکریان اشغال نخواهد گردید. مادامی که اهالی نجران بدین پیمان وفادار بمانند، هیچ نیرویی متعرض آنان نخواهد بود.»(همان)

۴-۹-۳ سیره امام علی (ع)
درباره تساهل و مدارای امام علی (ع) با مخالفان خود و اهل کتاب، جای سخن بسیاراست، ولی در اینجا به اجمال بسنده می شود.
۱-ابراز لطف و محبت به تمامی مردم
امام علی (ع) در بخشی از دستورالعمل های اجرایی خود به مالک اشتر، وی را علاوه بر رعایت اصل قانون وحقوق مردم وعدالت، به محبت و عطوفت قلبی به همه ی مردم اعم از مسلمان و غیر مسلمان سفارش می کند و می فرماید :
﴿اشعر قَلبکَ الرَّحمَهَ وَ المَحَبَّهَ وَ اللَّطفَ بِهِم وَ لاتَکُونَنَّ عَلَیهِم سَبعاً ضَارِیاً تَغتَنم أکلهِم فَإنَّهِم صِنفانِ اِمّا أَخُ لَکَ فی الدینِ نَظیرٌ لَکَ فِی الخَلقِ﴾
«ای مالک! قلبت را از رحمت و محبت ولطف به مردم آکنده کن و مبادا چون گرگ فرصت طلبانه حقوق آنان را پایمال سازی؛ زیرا مردم دو قسم اند : یا مسلمان وبرادر دینی ویا غیر مسلمان [اهل کتاب یا کافر] که در آفرینش مانند تواند. ». (نهج البلاغه؛ن:۵۳)
۲-احترام و رعایت قوانین اقلیت ها
یکی از مصادیق بارز احترام به قوانین اقلیت های مذهبی، فرمایش امام علی (ع)است که می فرماید: «اگر به داوری و قضاوت بنشینیم، درباره پیروان تورات به حکم تورات و بین پیروان انجیل به انجیل و بین پیروان قرآن کریم به قرآن کریم به عمل خواهم نمود. (شیخ مفید؛بی تا:۱/۳۰)
فصل پنجم
بررسی و مقایسه ی تکثر گرایی دینی در
آثار و اندیشه ی
می زیاده و جبران
فصل پنجم
بخش اول بررسی دین و تکثر گرایی در اندیشه ی جبران
۵-۱-۱ دین
جبران در یک خانواده مسیحی به دنیا آمد و لذا مسیحی است. گرایشهای دینی در او وجود داشت، از کودکی به کلیسا می رفت و به مسیح عشق می ورزید. با این همه از تعصبات دینی درآثار او خبری نیست. هم نهج البلاغه می خواند و هم به قرآن علاقه نشان می داد. در برخی از نوشته های خود از آیات قرآن استفاده می کند. اما دین در نظر جبران محدود به شریعتی خاص نمی شود بلکه امری است فرا گیر که به نوعی وحدت وجود کشیده می شود. خدای جبران در همه جا حضور دارد، نه فقط در کلیسا و مسجد(رامشینی ؛۱۵۹:۱۳۸۵)
جبران در مورد عقاید و آموزه های دینی خود اینگونه سخن به میان می آورد:
« سمعتُ تعالیمَ کنفوشیوس و أصغیتُ لحکمهِ برهماء و جلستُ بقرب بوذا تحتَ شجرهِ المعرفهِ، و ها أنا الآنَ أغالبُ الجهلَ و الجهودَ. کنتُ علی الطورِ إذ تجلَی «یهوه » الموسی، و فی عبرِ الأردنَ فرأیتُ المعجزاتِ الناصری، و فی المدینهِ فسمعتُ أقوالَ رسولِ العربِ، و ها الآنَ اسیرُ الحیرهَ. شاهدتُ قواتِ بابلَ و مجدَ مصرَ و عظمهَ الیونانِ، و لم أزل أری الضعفَ و الذلَ و الصغرَ بادیهِ فی جمیعِ تلکَ الأعمالِ. جالستُ سحرهَ عینِ دور و کهنهِ أشورَ و أ برحت أنشدُ الحقیقهَ».(جبران:دمعهو ابتسامه، بی تا؛ ۱۳۲-۱۳۳)
«تعالیم کنفوسیوس را شنیدیم و به حکمت برهما گوش سپردم و در زندگی بودا زیر درخت معرفت نشستم و اکنون بر جهل و انکار غلبه می نمایم. آنگاه که «یهود»بر موسی(ع) تجلی کرد در طور بودم و در معبر اردن معجزه های مسیح (ع) را دیدم و درمدینه به سخنان پیامبر عرب گوش سپردم اکنون در حیرت سیر
سیر میکنم . قدرت بابل، عظمت مصر، شکوه یونان را دیدم. با کاهنان آشور جادوگران عین دور، پیامبران فلسطینی نشستم و همچنان سرود حقیقت سر می دهم»
گفته ی خود جبران در مورد عقایدش گواه بر این است که بدون هیچ گونه تعصب مذهبی اکثر آیین های مطرح جهان را مورد مطالعه و بررسی قرار می داده و طبق میل خود از هر کدام آنها تأثیر پذیرفته.
دیدگاه جبران نسبت به دین از یک منظر چیزی غیر از اعمال و تأملات نیست. و محدود به شریعتی خاص نمی شود بلکه امری است فرا گیر که به نوعی وحدت وجود کشیده می شود. خدای جبران در همه جا حضور دارد، نه فقط در کلیسا و مسجد (رامشینی ؛۱۵۹:۱۳۸۵)
در کتاب«النّبیّ» وقتی از پیامبر در مورد دین پرسیده می شود دین را از منظر خود اینگونه تعریف می کند.
ألیسَ الدینُ کلَ ما فی الحیاهِ من الأعمالِ والتأملاتِ؟
ألیسَ الدینُ کلَّ ما فی الحیاهِ مما لیسَ هو بالعملِ ولا بالتأمّلِ بل غرابه و عجب ینبعان من جداولِ النفسِ أبداً وإن عملت الیدانِ فی نحتِ الحجارهِ أو إداره الأنوالِ؟
من یستطیعُ أن یفصلَ إیمانَه عن أعمالِهِ. وعقیدتِهِ عن مهنتِهِ؟
من یستطیعُ أن یبسطَ ساعاتِ عمرِهِ أمامَ عینیِهِ قائلاً:
«هذهِ لاّه، وهذهِ لی، هذهِ لنفسی، و هذهِ لجسدی »؟
آیا دین جز همان اندیشه ها و کردارهای ماست؟
آنچه از دیانت که اندیشه و کردار نیست، آیا غیر از شگفتی و اعجاب است که از
روح سر چشمه می گیرد، حتی در آن هنگام که دستهای ما سنگینی را شکل می بخشد یا
در گارگاه بافندگی انگشت را بر تار و پود می نهد؟
چه کسی می تواند ایمانش را از اعمالش جدا کند؟
یا اعتقادش را از اشتغالش جدا ببیند؟
موضوعات: بدون موضوع
[یکشنبه 1399-12-17] [ 10:48:00 ب.ظ ]