۵-۱- مقدمه
هدف هر پژوهش دستیابی به نتایجی است که از طریق آن بتوان به اهداف مشخصی دستیافت. علاوه بر این باید توجه نمود که این نتایج میتوانند شالودهای را برای سایر پژوهشها و محققان فراهم نمایند. بنابراین در پایان هر فعالیت و پژوهشی پس از آزمون فرضیهها و تجزیهوتحلیل دادهها به ارائه نتایج پرداخته میگردد تا از طریق آن بتوان به اهداف تعیینشده در پژوهش دستیافت. درواقع یکی از قسمتهای مهم پژوهش که میتواند راهی برای تبدیل نظریات به عمل برای موفقیت در آینده باشد نتیجهگیری صحیح و پیشنهادها مربوط و مناسب است. ارائه نتایجی که بر اساس تحلیلهای صحیح باشد میتواند به بهبود شرایط درزمینهی موردبررسی منجر شود. در همین راستا این پژوهش همچون مطالعات دیگر به دنبال دستیابی به نتایج صحیح و واضح، به آزمون فرضیههای پژوهش از طریق روشهای تجزیهوتحلیل مناسب میپردازد. بدین ترتیب بر مبنای نتایج تجزیهوتحلیل دادهها به تفسیر و تعبیر و ارائه پیشنهادهایی کاربردی مبادرت می کند.

۵-۲- خلاصه پژوهش:
در این پژوهش به “بررسی رفتار ناکارآمد و تأثیر آن بر تغییر شغل در مؤسسات حسابرسی” پرداختیم. برای این منظور ابتدا کلیاتی (بیان مسئله، اهداف، فرضیهها، متغیرها و الگوی مفهومی) در رابطه با پژوهش ارائه شد. همچنین با توسعه مبانی نظری حول محورها و متغیرهای پژوهش، مطالعه حاضر ازلحاظ نظری تقویتشده و با توسعه مدل مفهومی، مدل مطالعاتی پژوهش ارائه گردید. در ادامه با مشخص کردن جامعه و نمونه پژوهش به انتخاب شیوه مناسب برای گردآوری اطلاعات (کتابخانهای و پرسشنامهای) و تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش حاضر (رویکرد معادلات ساختاری و روش PLS) پرداخته شد. سپس دادههای جمع آوریشده از ۱۶۰ مدیر فنی و سرپرست ارشد و سرپرست مستقر در مؤسسات حسابرسی با بهره گرفتن از نرمافزارهای SPSS و Smart PLS 2 ، در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. درنهایت نیز در این فصل از پژوهش، مختصری به بیان نتایج پژوهش و پیشنهادهای نظری و عملی پرداخته میشود.
۵-۳- نتایج پژوهش
در این بخش پس از بیان نتایج آزمون فرضیهها به تفسیر آن ها میپردازیم.
۵-۳-۱- فرضیه اول
” پیچیدگی کار بهطور مثبتی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر میگذارد.”
همانطوری که در شکل (۴-۱) ملاحظه گردید، تأثیرگذاری پیچیدگی کاربر رفتار ناکارآمد با ضریب معناداری (۵۰/۴)، در سطح اطمینان ۹/۹۹ درصد معنادار میباشد. همچنین ضریب مسیر (۲۱/۰) نشاندهنده این امر است که پیچیدگی کار به میزان ۲۱ درصد از تغییرات رفتار ناکارآمد را تبیین مینمایند.
نتیجه بهدستآمده نشاندهنده این موضوع است که؛ سازمانها و مؤسسات حسابرسی در دورانی به سرمیبرند که پیچیدگی جزء جدائیناپذیر آن است. کشور ما در حال تغییر و تحولی شتابان است و هیچ نیرویی قادر نیست که مانع این تغییر و تحول گردد. برای رؤیایی با تغییرات و تحولات امروز، باید پیچیدگی را بشناسیم و راههای مواجهه با آن برای جلوگیری از رفتار ناکارآمد را بدانیم. در چنین شرایطی تنها راه جلوگیری از رفتار ناکارآمد سازمانها و مؤسسات حسابرسی متحولشدن و دگرگونی در جهت مطلوب است. سازمانها و مؤسسات باید بیاموزند و درراه آموختن از هر شیوه و ابزاری که میتواند به آن ها یاری دهد، بهره گیرند که به نظر میرسد مدیریت دانش و کنار گذاشتن دیدگاه مکانیکی که محیط را ساده و ایستا میپندارد، از مهمترین ابزارها جهت ایجاد سازمان یادگیرنده باشند. ازاینرو میتوان با ایجاد تغییر در طرز تفکر و مدلهای ذهنی افراد ظرفیت یادگیری آن ها را افزایش داد تا از این طریق مهارتهایی کسب کنند که به آن ها در خلق سازمانها و مؤسسات حسابرسی که مناسب محیطهای پیچیده و متغیر امروزی است و مانع از رفتار ناکارآمد میگردد، کمک کند.
نتایج بهدستآمده درواقع با پژوهشهای پیشین همچون؛ عبدالمحمدی و رایت[۶۵] (۱۹۸۷)، تنگ تان و تاو[۶۶] (۱۹۹۹)، بونر[۶۷] (۱۹۹۴) همراستا میباشند. ضمن اینکه در فصل دوم بهصورت خلاصه این پژوهشها موردبررسی قرارگرفته و همچنین به پژوهشهای مشابه نیز اشاره گردید.
۵-۳-۲- فرضیه دوم
“فرضیه دوم: استقلال حسابرس بهطور منفی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر میگذارد.”
در رابطه با فرضیه دوم همانطوری که در شکل (۴-۱) ملاحظه گردید، تأثیرگذاری استقلال حسابرس بر رفتار ناکارآمد با ضریب معناداری (۱۹/۳)، در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار میباشد. همچنین ضریب مسیر (۱۳/۰-) نشاندهنده این امر است که استقلال حسابرس به میزان ۱۳ درصد از تغییرات رفتار ناکارآمد را تبیین مینمایند.
نتیجه بهدستآمده نشاندهنده این امر است که؛ ارائه برخی خدمات غیر حسابرسی بهوسیله مؤسسات حسابرسی به صاحبکاران خود، این تصور را در استفاده کنندگان از صورتهای مالی ایجاد میکند که حسابرسان در جامعه مستقل به نظر نرسند. آنچه مسلم است، اگر حسابرسان ازنظر جامعه مستقل نباشند، به گزارشهای حسابرسی اتکا نمیشود و در این صورت کسی جز حسابرس متضرر نخواهد شد. با توجه به اینکه برخی خدمات غیر حسابرسی، استقلال حسابرس را نقض میکند، لزوم توجه مراجع تصمیم گیر به این امر در ممنوعیت یا محدودیت ارائه این نوع خدمات، یا ایجاد الزامات خاص برای ارائه این خدما
ت ضروری به نظر میرسد. از طرف دیگر با توجه به مشکلات موجود در شناخت صریح استقلال حسابرس برای حرفه حسابرسی، راهحل مرسوم و رایج حرفه حسابرسی برای این موضوع، پیگیری راههای استقلال حسابرس از طریق پیشگیری روابط بین صاحبکار و حسابرس است و این موضوع، همچنان برای جامعه دارای اهمیت است اما درواقع ناکامی شرکتها در بازار و ورشکستگیهای تجاری آن ها که در اثر عوامل متعددی ممکن است ایجاد شود، بحرانی برای اعتماد و اطمینان و باورپذیری حرفه حسابرسی ایجاد میکند که این مهم با تعریف حدود، وظایف و مسئولیت حسابرس، بهروشنی برای جامعه تفکیکپذیر میگردد.
نتایج بهدستآمده درواقع با پژوهشهای پیشین همچون؛ فالک و همکاران[۶۸] (۱۹۹۹)، سیمر و همکاران[۶۹] (۲۰۰۰) و مور و همکاران[۷۰] (۲۰۰۶) همراستا میباشند. ضمن اینکه در فصل دوم بهصورت خلاصه این پژوهشها موردبررسی قرارگرفته و همچنین به پژوهشهای مشابه نیز اشاره گردید.
۵-۳-۳- فرضیه سوم
“اهمیت مشتری بهطور مثبتی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر میگذارد.”
در رابطه با فرضیه سوم همانطوری که در شکل (۴-۱) ملاحظه گردید، تأثیرگذاری اهمیت مشتری بر رفتار ناکارآمد با ضریب معناداری (۱۲/۱)، معنادار نمیباشد، درنتیجه فرضیه سوم رد میشود.
نتیجه بهدستآمده نشاندهنده این امر است که؛ با توجه به نتیجه این فرضیه اگرچه رابطه معناداری بین اهمیت مشتری و رفتار ناکارآمد وجود ندارد ولی بهمنظور به دست آوردن شهرت سازمانی باید ابتدا یک تصویر از مشتری وجود داشته باشد. مشتری یک دارایی استراتژیک است که ممکن است کوتاهمدت باشد اما ممکن است توسط تکریم، به یک مشتری بلندمدت تبدیل گردد. بنابراین، مشتری را بهعنوان دارایی استراتژیک میتوان در نظر گرفت. ابتدا سازمان یک مشتری دارد و آن را توسط تکریم و مراقبت، احاطه میکند و از هر ارتباط مشتری بهعنوان فرصتی برای سرمایهگذاری استفاده میکند.
نتایج بهدستآمده درواقع با پژوهش پیشین همچون؛ شان[۷۱] (۲۰۰۹) و همراستا میباشند. ضمن اینکه در فصل دوم بهصورت خلاصه این پژوهشها موردبررسی قرارگرفته و همچنین به پژوهشهای مشابه نیز اشاره گردید.
۵-۳-۴- فرضیه چهارم
“فشار بودجه زمانی بهطور مثبتی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر میگذارد.”
در رابطه با فرضیه چهارم همانطوری که در شکل (۴-۱) ملاحظه گردید، تأثیرگذاری فشار بودجه زمانی بر رفتار ناکارآمد با ضریب معناداری (۷۰/۳)، در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار میباشد. همچنین ضریب مسیر (۱۶/۰) نشاندهنده این امر است که فشار بودجه زمانی به میزان ۱۶ درصد از تغییرات رفتار ناکارآمد را تبیین مینمایند.
نتیجه بهدستآمده نشاندهنده این امر است که؛ وجود فشارها در حرفه حسابرسی، درک هزینههای شهرت فردی توسط حسابرسان را افزایش داده و انگیزه انجام فعالیتهایی را در آن ها ایجاد میکند که ممکن است اثربخشی فرایند جمع آوری و ارزیابی بیطرفانه شواهد حسابرسی و درنتیجه رفتار کارآمد را در معرض خطر قرار دهند. علاوه بر این، اضافهکاری بدون حقوق بهمنظور پوشش بودجههای زمانی دست نیافته، تبدیل به یک رفتار ناکارآمد در مؤسسات حسابرسی شده است. این در حالی است که مطالعات پیشین در شاخه حسابرسی، مشخص نمودهاند که رفتار ناکارآمد و تصمیمات اخلاقی اتخاذشده توسط حسابرسان، میتواند تحت تأثیر شدید فرهنگ اخلاقی مؤسسات حسابرسی آنان قرار گیرد. از همین رو بهمنظور کاهش این فشار و برای به حداقل رساندن رفتار ناکارآمد مؤسسات حسابرسی باید فشار بودجه زمانی را به نحوی معقول مورد ملاحظه قرار دهند.
نتایج بهدستآمده درواقع با پژوهشهای پیشین همچون؛ گاندری[۷۲] (۲۰۰۷)، آلدرمن و همکاران[۷۳] (۱۹۸۲)، مکنامارا و همکاران[۷۴] (۲۰۰۸)، کلی و همکاران[۷۵] (۱۹۹۰) همراستا میباشند. ضمن اینکه در فصل دوم بهصورت خلاصه این پژوهشها موردبررسی قرارگرفته و همچنین به پژوهشهای مشابه نیز اشاره گردید.
۵-۳-۵- فرضیه پنجم
“رفتار ناکارآمد بهطور مثبتی بر روی تغییر شغل حسابرس اثر میگذارد.”
در رابطه با فرضیه دوم همانطوری که در شکل (۴-۱) ملاحظه گردید، تأثیرگذاری رفتار ناکارآمد بر تغییر شغل با ضریب معناداری (۱۷/۲)، در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار میباشد. همچنین ضریب مسیر (۳۰/۰) نشاندهنده این امر است که رفتار ناکارآمد به میزان ۳۰ درصد از تغییرات تغییر شغل را تبیین مینمایند.
نتیجه بهدستآمده نشاندهنده این امر است که؛ با توجه به دیدگاه محققان پیشین، حسابرسی واحد مورد رسیدگی باید بر اساس برآوردی مبتنی بر قواعد از وضعیت مالی و نوعی ارزیابی میتنی بر اصول از سلامت مالی و با توجه به فرض تداوم فعالیت و در نظر گرفتن آن واحد بهعنوان یک فرصت بالقوه برای سرمایهگذاری، انجام شود. در چنین شرایطی، ترکیب صلاحیت فنی حسابرسان با الزامات حرفهای، موجب دستیابی بهدقت، شفافیت، کامل بودن و استقلال لازم برای انجام کار حسابرسی و بیطرفی موردنیاز در ارائه گزارش حسابرسی خواهد شد. به اعتقاد کالدول و کلاپ هام (۲۰۰۳)، جایگاه حرفه حسابرسی بهطور قراردادی به این موضوع بستگی دارد که تا چه اندازه توانسته است خود را بهعنوان حافظ منافع جامعه، در نزد عموم معرفی کند. ازاینرو استفاده از رویکرد رفتار کارآمد در انجام کار
حسابرسی، موجب ایجاد تغییراتی چشمگیر و منظم و تعدیلات مهمی در وظایف و تعهدات اشخاص مختلف فعال در حوزههای کسبوکار (مانند مدیران، حسابداران، حسابرسان و غیره)، خواهد شد.
نتایج بهدستآمده درواقع با پژوهشهای پیشین همچون؛ داگلاس[۷۶] (۲۰۰۱)، رانی و همکاران[۷۷] (۲۰۰۷)، شی و همکاران[۷۸] (۲۰۰۹)، بامبر و لایر[۷۹] (۲۰۰۹) همراستا میباشند. ضمن اینکه در فصل دوم بهصورت خلاصه این پژوهشها موردبررسی قرارگرفته و همچنین به پژوهشهای مشابه نیز اشاره گردید.
۵-۴- پیشنهادهای پژوهش
بر اساس نتایج بهدستآمده، پیشنهادهای پژوهش در دو بخش کاربردی و برای پژوهشهای آتی ارائهشده است.
۵-۴-۱- پیشنهادهای کاربردی
در این قسمت سعی شده با توجه به فرضیههای پژوهش، پیشنهادهایی هم برای این مؤسسات بر اساس نتایج پژوهش ارائه نماییم. بدین ترتیب بر اساس فرضیهها پژوهش پیشنهاد میشود که؛
۱- با توجه بـه نـتایج تـحقیق حاضر، برای رؤیارویی با تغییرات و تحولات امروز، باید پیچیدگی را بشناسیم و راههای مواجهه با آن، برای جلوگیری از تأثیر پیچیدگی کار بر رفتار ناکارآمد را بدانیم. در چنین شرایطی استفاده از حسابرسانی که دارای تجربه کافی یا افرادی که دانش کافی نسبت به این حرفه را دارند، می تواند در جلوگیری از بروز رفتار ناکارآمد مؤثر باشد. در غیر اینصورت برگزاری دوره های آموزشی بصورت مکرر و با توجه به نیاز، می تواند برای سایر
موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:22:00 ب.ظ ]