لی، یانگ، وی[۱۱۲]، ژانگ[۱۱۳]، ژنگ[۱۱۴]، اکسیو[۱۱۵]، وانک[۱۱۶]، چن[۱۱۷] (۱۹۹۸؛ به نقل از خزدوز، ۱۳۹۱) با توجه بیشتر به عوامل شخصیتی و فرهنگی مدلی در ارتباط با کیفیت زندگی به شرح شکل ۴-۲ ارائه دادند. آن‌ ها معتقد بودند که ساختار مفهومی کیفیت زندگی باید حداقل شامل چهار بعد یا زمینه گسترده و دو محور عینی و ذهنی باشد. رضایت ذهنی زندگی فرد توسط شرایط زندگی عینی، نظام سلسله مراتبی، نیازهای زندگی و استانداردهای مقایسه شده با زندگی حاضر فرد تعیین می شود. این ارزیابی‌ها نیز براساس شخصیت تجربه‌های زندگی و منابع شخصی در بافت‌های فرهنگی، اجتماعی و محیطی می باشد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
شکل ۲-۳ مدل کیفیت زندگی لی و همکاران

شخصیت
تجربه های زندگی شخصی
منابع شخصی
استانداردهای مقایسه شده با زندگی کنونی فرد
نظام سلسله مراتبی نیازها با آرزوهای زندگی
شرایط عینی زندگی
شرایط زندگی
وضعیت عملکرد اجتماعی
وضعیت سلامت روان‌شناختی
وضعیت سلامت فیزیکی
رضایت مندی شخصی از زندگی
شرایط زندگی
وضعیت عملکرد اجتماعی
وضعیت سلامت روان‌شناختی
وضعیت سلامت فیزیکی
مدل وننگوت و همکاران
مدل وننگوت[۱۱۸]، مریک[۱۱۹] و اندرسون[۱۲۰] (۲۰۰۳؛ به نقل از خزدوز، ۱۳۹۱) کیفیت زندگی را هدف‌مندتر از مدل‌های قبل می داند. این مدل دیدی هستی‌گرایانه دارد و فقط داشتن شرایط مناسب و رضایت از شرایط را ملاک نمی‌داند، بلکه معتقد است که کیفیت زندگی فرد باید در جهت شکوفایی و رشد وی باشد. این مدل حاوی هشت مدل پیشین در طیف‌های ذهنی- اصالت وجود- عینی می باشد. در اینجا به سه طیف می پردازیم:
دانلود پایان نامه
کیفیت ذهنی زندگی[۱۲۱]عبارت است از احساسی که فرد از لذت بخش بودن زندگی خود دارد. هر فرد شرایط احساسات و عقایدش را شخصاً ارزیابی می کند. رضایتمندی از زندگی این جنبه از زندگی را منعکس می کند.
کیفیت اصالت وجودی زندگی[۱۲۲]به معنی لذت بخش بودن زندگی فرد در سطح عمیق تر می باشد. در این دیدگاه فرض بر آن است که فرد دارای ماهیت عمیق‌تری است که شایسته احترام بوده و می تواند منطبق با ماهیت خود زندگی کند. به عنوان مثال، نیازهای بیولوژیکی فرد برطرف شود، رشد به حد کمال برسد و این‌که جریان زندگی منطبق با شاخص‌های معنوی و باورهای دینی فردی باشد.
کیفیت عینی زندگی[۱۲۳]بدین معنی که شرایط زندگی فرد در حد مطلوب بوده و دیگران زندگی وی را با کیفیت بدانند. این دیدگاه تحت تاثیر فرهنگی می باشد که مردم در آن زندگی می کنند. این نظریه جامع و یکپارچه از کیفیت زندگی حاوی انواع نظریات از ذهنی تا عینی می باشد که هر کدام در بر گیرنده جنبه هایی از زندگی می باشند. بهزیستی و عوامل عینی، جنبه سطحی‌تر کیفیت زندگی‌اند که مرتبط با توانایی سازگاری فرد یا فرهنگی است که در آن زندگی می کند. رضایتمندی از زندگی و تحقق نیازها تا اندازه ای با جنبه‌های عمیق‌تر در ارتباط هستند، یعنی آیا بین چیزی که از زندگی می‌خواهیم و چیزی که زندگی به ما می‌دهد هماهنگی وجود دارد؟ خوشبختی و درک پتانسیل‌های زندگی، شامل وجود و اصالت‌مان به عنوان یک فرد می باشد. این عامل هستی‌گرایانه است که عوامل ذهنی و عینی را به هم پیوند می دهد. شکل ۵-۲ بیانگر این مدل است.

 

کیفیت ذهنی زندگی کیفیت عینی زندگی
رضایت از زندگی
ارزش عشق و زندگی
عوامل عینی از قبیل نرم‌ها
درک پتانسیل‌های زندگی
خوش بختی
بهزیستی
تحقق نیازها
نظم بیولوژیکی
کیفیت زندگی هستی گرایانه

همچون دیگر مسائل روان‌شناسی مفهوم کیفیت زندگی نیز همواره بین نظریات رفتاری و شناختی در نوسان بوده است. گاهی کاملاً رفتاری بوده و بر عوامل عینی تاکید داشته است (لی، ۱۹۷۴، موریس[۱۲۴]، ۱۹۷۹، ویلیامز[۱۲۵]، ۱۹۷۹، ۱۹۸۵، به نقل از لی، ۲۰۰۶) در نهایت در نظریات جدیدتر، دیدگاه رفتاری و شناختی مورد توجه قرار گرفته اند.
اگرچه محققان مختلف کیفیت زندگی را از روی جنبه های مختلف طبقه بندی کرده اند، هر مجموعه از جنبه های کیفیت زندگی حیطه های اصلی عملکردهای زندگی را پوشش می دهد، جنبه هایی که به وسیله سازمان بهداشت جهانی در راهبرد عمومی جهانی بکارگرفته شده اند عبارتند از: سلامت جسمی، بهزیستی روانشناختی، روابط اجتماعی و محیطی(مورفی و همکاران،۲۰۰۰؛ به نقل از اسچیپرز، ۲۰۱۰ ).
براون و براون[۱۲۶](۲۰۰۳) این ایده ها را برای اجرا در خدمات ناتوانی[۱۲۷] به سه طبقه هسته ای و نه زیر طبقه تقسیم نموده اند:

موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:24:00 ب.ظ ]