همزمان با حملهی پروس، فرانسه آن هم با همراهی دولتهای کوچکتر آلمان بر اتریش تاخت و تاز نمود.
«در سال ۱۷۴۴ م. فردریک دوم به فرانسویها ملحق شد و از شلزی به طرف بوهم لشکر کشی کرد و بر سپاهیان اتریش پیروز شد. در همان سال صلح «درسدن» بسته شد و فردریک شلزی را نگاه داشت و پس از بازگشت به برلین از طرف مردم لقب «کبیر» به او داده شده.» (تنبروک،۱۳۶۰،۱۲۰)
صلح درسدن مشکلی را حل نکرد، حتی برخوردهای خصمانه میان اتریش و پروس افزایش یافت.
معاهده صلحی که به جنگ توارث اتریش خاتمه داد، در سال ۱۷۴۸ م. معاهده اکس لاشاپل[۷۶] بود.
این جنگها، جنگ میان دو اتحادیه شامل پروس، ساکس، باویر، فرانسه، اسپانیا، ساردنی با اتریش، انگلیس و هلند بود که با تغییر ارضی مختصری، پایان پذیرفت. طبق معاهده صلح اکس لاشاپل اتریش، بارم و پلزانس را به اسپانیا واگذاشت.

دولتهای انگلیس و اسپانیا و اتریش هیچ یک از معاهده اکس لاشاپل راضی نبودند و اتریش مایل به درهم ریختن اساس صلح بود.
«ماری ترز که نمی توانست رنج از دست رفتن شیلزی را بر خود هموار کند میکوشید تا اتحادیهای علیه پروس تشکیل دهد. وی به آسانی روسیه و اغلب دولتهای آلمانی را در این اتحادیه وارد کرد و پس فرانسه را نیز به طرفداری از اتریش وا داشت. در نتیجهی این اقدامات، اتحادیهها بصورتی مخالف و معکوس وضعی که در سابق داشتند درآمدند، چون دولت انگلیس هم به طرفداری پروس برخاست». (دولاندلن، ۲/۱۳۷)
جنگ صلحی که در سال ۱۷۴۸ منعقد شد فقط هشت سال دوام آورد. پس جنگ بزرگ تری در ۱۷۵۶ آغاز گشت که هفت سال ادامه یافت.
فردریک در سه سال اول جنگ در اکثر جنگها پیروز بود.
از سال ۱۷۵۹ فضای جنگ به نفع قوای روس، فرانسه و اتریش مهیا شد، فردریک در میادین جنگ شکست سختی را متحمّل شد. سپاهیان اتریش و روسیه وارد برلین شدند.
انگلستان در سال ۱۷۶۲ م. پس از رسیدن به اهداف جنگی خود در آمریکای شمالی با رقیبان خود پیمان صلح بست و از اتحادیه خارج شد.
در این موقعیت بحرانی «الیزابت» تراز روس درگذشت و جانشین او «پطرسوم» از جنگ با فردریک دست برداشت.
سیاست روسیه از این پس تغییر کرد، امپراتور روس اتریش را وادار به تخلیهی شلزی کرد و اگر چه پطرسوم کمی بعد درگذشت و ملکه جدید روسیه، کاترین دوم، سیاست بی طرفی در پیش گرفت، لیکن ماری ترز دریافت که پیروزی در جنگ امکان پذیر نیست.
به همین مناسبت مذاکراتی را آغاز کرد که به صلح «هوبرتسبورگ»[۷۷] منجر شد (۱۷۶۳). به موجب این عهدنامه پروس «شلزی» را برای خود نگاه داشت.
جنگ استقلال آمریکا بر ضد انگلستان در آلمان بی تأثیر نبود. در آن جا شورش مستعمرات انگلستان بالاخره به تشکیل جمهوری مستقل ایالات متحده منجر شد. انقلاب صنعتی انگلستان هم به نوبهی خود بسیاری از مسائل آلمان و اروپای غربی را تحت الشعاع قرار داد.
پس به دنبال بازگشت ناپلئون از روسیه، پیمان شکنی پروس اتفاق افتاد و با روسیه متحد گشت و پس از آن ایالات آلمانی دست به شورش زدند.
این مسئله باعث شد ناپلئون با لشکری ویرانگر روانهای آلمان شود. اگر چه در ابتدا ناپلئون رو به سوی پیروزی میرفت اما دولت اتریش در اثنای جنگ به فرانسه اعلان جنگ داد و اتحادی از پروس، روسیه و سوئد تشکیل شد، که متحدین توانستند فرانسویان را شکست دهند.
به دنبال شکست فرانسه، در اوایل سال ۱۸۱۴ دو سپاه بزرگ متشکل از پروسی به فرماندهی«بلوخر» و روسیها و اتریشیها به رهبری«شوارتزبرگ» وارد فرانسه شدند.
ناپلئون در ابتدا بر سپاهیان متحدین پیروز شد اما سر انجام متحدین پاریس را گشودند، که در مبحث فرانسه به آن پرداخته شد.
ناپلئون به نفع پسرش از سلطنت کنارهگیری کرد. اما متحدین سلطنت را به خاندان«بوربنها» برگردانند و لوئی هیجدهم به سلطنت رسید.
به موجب عهدنامه پاریس دولت فرانسه بسیاری از متصرفات خود را از دست داد.
موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:19:00 ب.ظ ]