تَخیَّره الله من خلقهفحّمله الذِّکر و هو الخبیرُو أنزلَ بالسُور المحکماتعلیه کتابٌ مبینٌ منیرُواغشاهُ نوراً و ناداهُ: قُمو أنذر فأنت البشیرُ النذیرُفلاح الهدی و اضمحلَّ العمیوولی الظلال و عیف الغرور[۲۴۷]
– رسول خدا (ص) با معجزه روشنگر حق و باطل (قرآن) از جانب خدای مقتدر آمد
– خداوند او را از میان خلق برگزید و او را حامل کلام وحی (قرآن) قرار داد و او به سرشت خلق داناست.
– با نازل کردن سوره های محکم و استوار در قرآن دستوری روش و تابناک عطا کرد خداوند پرتو خود را بر او افکند و او را ندا داد: برخیز که اینک تویی مژده بخش و بیم ده از خطر.
– بنابراین هدایت و بصیرت آشکار گشت و کوری رخت بر بست و گمراهی پشت کرد و فریبکاری نفرت بار گشت.
«عبدالمحسن تنوخی» درباره عظمت کلام وحی می گوید:
جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید. |
جاءنا بکلامِ لایبدِّ لُهُ |
خلقٌ وهل لکلامِ اللهِ تبدیلُ |
فیه بیانٌ و امثالٌ و مرحَمهٌ |
و حکمَهٌ و مواعیظُ و تفصیلُ[۲۴۸] |
-کلامی را برای ما آورد که کسی آن را دگرگون نمی کند پس آیا برای سخن خدا تغییری هست.
– و در آن (قرآن) بیان و امثال و رحمت و حکمت و پندها می باشد و آن جدا کننده حق از باطل است.
و «ابوالقاسم زمخشری» می گوید:
والحَقُّ فالحَقُّ ماجاء الرّسُولُ بِهِ |
سیفٌ عَلَی هامِ اهلِ الشِّرکِ مسلُولُ[۲۴۹] |
– حقیقتاً آنچه را که پیامبر(ص) آورد (قرآن) حق است و شمشیری برنده و کشیده بر سر مشرکان است.
۴-۱-۶- حوادث مهم در دوران نبوت
۴-۱-۶-۱- معجزه ی شق القمر
در مورد تاریخ وقوع این معجزه اختلافی در روایات و کتابها به چشم می خورد. از مرحوم طبرسی در (اعلام الوری) و راوندی در (خرائج) نقل شده که گفته اند: این داستان در سالهای اول بعثت اتفاق افتاده است. ولی مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در دو جا ذکر کرده که این ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاده است و در جای دیگر از پاره ای روایات نقل کرده که: این داستان در آغاز شب چهاردهم ذی الحجه پنج سال قبل از هجرت اتفاق افتاده است.[۲۵۰]
در روایات مختلفی که در تواریخ شیعه و اهل سنت و دیگران نقل شده عموماً گفته اند:
این معجزه بنا به درخواست جمعی از سران قریش و مشرکان انجام شد، بدین ترتیب که آنها در یکی از شبها که تمامی ماه در آسمان بود به نزد رسول خدا (ص) آمده و گفتند: اگر در ادعای نبوت خود راستگو و صادق هستی دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا (ص) بدانها گفت: اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟
گفتند: آری و آن حضرت از خدای خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگی دیدند که ماه دو نیم شد به طوریکه کوه حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه ی آن به هم چسبید و همانند اول گردید، و رسول خدا (ص) دو بار فرمود: «اشهدوا، اشهدوا» یعنی گواه باشید و بنگرید!
مشرکین که این منظره را دیدند به جای آنکه به آن حضرت ایمان آورند گفتند: «سحرنا محمد» محمد ما را جادو کرد، و یا آنکه گفتند: «سحر القمر، سحر القمر» ماه را جادو کرد! برخی از آنها گفتند: اگر شما را جادو کرده مردم شهرهای دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید، و چون از مسافران و مردم شهرهای دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم شده ماه بیان داشتند.[۲۵۱]
«صرصری» در باره ی معجزه ی شق القمر می گوید: