کمک می کند و یافته های تحقیق را به پژوهش های قبلی متصل می سازد؛ و معمولاً این مقاصد را دنبال می کند ۱٫ تعریف و تحدید مسئله ۲٫ قراردادن یافته های تحقیق در چارچوب تحقیقات قبلی ۳٫ اجتناب از دوباره کاری ۴٫ انتخاب روش ها و ابزار اندازه گیری دقیق تر (سرمد، بازرگان و حجازی، ۱۳۸۶: ۵۵).
با توجه به موارد مطرح شده، در این فصل مبانی نظری و پیشینه پژوهش به تفکیک پژوهش های داخلی و خارجی مورد بررسی قرار می گیرد.

۲-۱- تأملی بر ماهیت و تعاریف مدیریت کلاس درس

در قرن حاضر پیشرفت فناوری، تغییرات سریع و پدیده جهانی شدن بر تمام ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری تأثیر گذاشته است، همگام با این تغییرات روبه رشد، انتظارات جامعه از نظام آموزشی نیز هر روز تغییر یافته و موجب آن شده تا دست اندرکاران، مدیران و مدرسان پاسخگویی به نیازهای فراگیران را در اولویت کار خود قرار دهند (نیازآذری، مداح و عمویی، ۱۳۸۷: ۱۴۸). از این رو در زمینه عوامل مؤثر بر عملکرد تحصیلی فراگیران، قابلیت حرفه ای معلم و رفتارهای کلاسی وی به عنوان مهمترین معیارهای عملکرد تحصیلی فراگیران شناخته شد (فراسر و البراگ[۱]، ۱۹۹۱: نقل از مهاجری، شریف و مهاجری، ۱۳۹۱: ۲۹). ماهیت فعالیت معلم در کلاس درس با مدیریت کلاس درس درآمیخته است و معلم به عنوان مدیر کلاس با بهره گرفتن از امکانات موجود، زمینه تحقق اهداف آموزشی فراگیران را فراهم می کند (حمیدی، دماوندی و دهنوی، ۱۳۹۱: ۶). مدیریت کلاس درس۲ از ابعاد مهم تدریس اثربخش است. نشانگرهای تدریس اثربخش در پنج مقوله شامل ۱- طراحی و تدوین درس ۲- ارائه درس ۳- مدیریت کلاس ۴- روابط انسانی و ۵- ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانشجویان قابل بررسی است (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۱). مدیریت کلاس یکی از کارکردهای ضروری معلم در کلاس درس است (علوی لنگرودی و سلیمانی، ۱۳۹۲: ۱۲۰). یکی از انواع مهارت های حرفه ای برای معلمان که باید در آموزش های قبل از شروع خدمت به دست آورند مهارت مدیریت کلاس درس است (سادیک و سادیک۳، ۲۰۱۴: ۲۳۶۹).
مدیریت کلاس درس طبق طبقه بندی پار سونز از سازمان ها در سطح فنی قرار دارد. بنابراین، طراحی و سازماندهی و عمل به طور همزمان توسط معلم صورت می گیرد بنابراین، بین تحقق کارکردهای مدیریت در کلاس درس تقدم و تأخر عمده ای به چشم نمی خورد (رجایی پور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۲۵). مدیریت کلاس درس دارای ویژگی ها و ظرافت های خاصی است که کارکردهای مدیریتی در آن به صورت خاصی جلوه گر می شود. مدیریت کلاس درس چه به مفهوم اداره کردن یا انجام دادن و یا یک مسئله در نظر گرفته شود، باید کارکردهای مدیریت؛ یعنی طراحی و سازماندهی، رهبری، نظارت و ارزشیابی را متحقق سازد تا جو یادگیری در کلاس اثربخش گردد (رجایی پور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۲۵).
مدیریت کلاس درس شامل ابعاد مدیریت مکان، زمان، فعالیت ها، مواد، کار، روابط اجتماعی و رفتار دانش آموزان است. بنابراین این مفهوم با طیف گسترده ای از فعالیت ها که توسط معلم در کلاس انجام می شود مانند سازماندهی کردن محیط فیزیکی کلاس، تعریف و تمرین روش کلاس درس، مشاهده رفتار دانش آموزان، برخورد با بی انضباطی رفتاری، تشویق دانش آموزان به قبول مسئولیت یادگیری مرتبط است (دجگیک و ستوجیلکویک۱، ۲۰۱۱: ۸۱۹).
مهارت مدیریت کلاس درس یکی از اجزای نخست دستورالعمل کلاس درس کارآمد است و با فرایند یادگیری دانش آموزان در کلاس درس مرتبط است (مارزانو و مارزانو۲، ۲۰۰۳؛ به نقل از سوب۳، ۲۰۱۳: ۶۷۱). مدیریت کلاس عبارت است از کلیه ی تلاش های معلم برای سرپرستی فعالیت های کلاس درس که شامل تعاملات اجتماعی، رفتار دانش آموزان و یادگیری است (ولفکانک و گلیکمن۴، ۱۹۸۶: به نقل از آریاپوران، عزیزی و دیناروند، ۱۳۹۲: ۲۵). در تعریفی دیگری مدیریت کلاس درس به تمام اقدامات معلمان برای ایجاد یک محیط یادگیری تحریک کننده، وابسته است (دجگیک و ستوجیلکویک، ۲۰۱۱: ۸۱۹).
ویلیامز و استرنبرگ۱ (۲۰۰۰)، مدیریت کلاس را مجموعه ای از تکنیک ها و مهارت ها می دانند که به معلمان امکان می دهد، دانش آموزان را به طور اثربخش کنترل نمایند و محیطی مثبت برای یادگیری فراهم نمایند (رجایی پور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۲۶). مدیریت کلاس درس بر اقدامات معلمان جهت ایجاد محیط حمایتی، تسهیل کننده یادگیری علمی، اجتماعی و عاطفی اشاره دارد (رحیمی و اسدالهی۲، ۲۰۱۲: ۴۳). مدیریت کلاس درس شامل پیش بینی ها و رویه های ضروری برای ایجاد و حفظ محیطی است که در آن تدریس و یادگیری رخ می دهد (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۳).
مدیریت کلاس درس یک فرایند چرخشی است که شامل طراحی پیشرفته، اجرا، ارزیابی در طول اجرا و ارزیابی نهایی است که موجب پیشرفت در فعالیت های انجام شده برای یادگیری و تضمین سلامت عاطفی کودکان در کلاس درس می شود (تال۳، ۲۰۱۰: ۱۴۴). در مجموع می توان مدیریت کلاس درس را شامل کلیه فعالیت ها و تلاش های معلم در محیط کلاس درس دانست که برای ایجاد یک فضای مثبت در کلاس صورت می گیرد، که در آن دانش آموزان بتوانند توانایی های خود را نشان دهند و بتوانند آنچه را که لازم است یاد بگیرند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۲- اهمیت و ضرورت مدیریت کلاس درس

نقش مدرسه و سیستم های آموزشی، به ویژه معلمان و چگونگی ارتباط آنان در پرورش خلافیت شناختی دانش آموزان، قابل تعمق و بررسی است (البرزی، ۱۳۸۹: ۳۳). مطالعات مختلف نشان داده است که اقدامات معلمان در کلاس درس مهم تر از همه اقداماتی که مسئولان آموزش و پرورش و مدارس انجام می دهند (دجگیک و ستوجیلکویک، ۲۰۱۱: ۸۱۹). توانایی معلمان برای سازماندهی و مدیریت کلاس درس در دست یابی دانش آموزان به نتایج مثبت آموزشی و پرورشی بسیار مهم است (علی اکبری و دارابی، ۲۰۱۳: ۱۷۱۶). در همین رابطه بننت (۲۰۰۱) در پژوهشی نشان داد که جو و سبک مدیریت کلاس باعث پیشرفت تحصیلی دانشجویان می شود. همچنین کورت و همکاران (۲۰۱۴) نیز دریافتند که مدیریت کلاس اثر مثبت و متوسطی بر باورهای خودکارآمدی مربوط به فرایند آموزش دارد. مدیریت کلاس درس، متغیری کلیدی در ایجاد جو مطلوب برای آموزش و یادگیری دانش آموزان به شمار می آید (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۰۳). و بر آموزش نیروی انسانی تأثیر گذار است (بایتکین۱، ۲۰۰۹: ۲۶۱۵).
انگیزش و موفقیت شناختی دانش آموزان در گرو فرایند ارتباط های بین معلم و دانش آموز است و آنچه تبیین کننده نقش مؤثر معلم در کسب پیامدهای مثبت است علاوه بر خودتعیینی و انگیزش، تأثیری است که معلم بر باورهای اسنادی دانش آموزان دارد (البرزی، ۱۳۸۹: ۳۵). سبک مدیریت کلاسی مناسب منجر به افزایش کارآیی نظام آموزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود (عرب زاده، کدیور، فرزاد، کاووسیان و نیکدل، ۱۳۹۰: ۵۲).
بنابراین مدیریت مناسب کلاس درس محیطی ایجاد می کند که در آن دانش آموزان نه بر مبنای انگیزه اجتنابی، برای احتراز از تنبیه و یا به صرف کسب تشویق، بلکه بنا به حس مسئولیت پذیری رفتار می کنند. (حمیدی، دماوندی و دهنوی، ۱۳۹۱: ۷). هنگامی که سبک های تعاملی معلم به طور صحیح به کار بسته شود، معلم فراهم کننده و هدایت کننده فرصت های یادگیری، عامل اساسی ارضاء دلبستگی ها و نیازهای فراگیران و پرورش دهنده ی مهارت های اساسی و مهم در دانش آموزان است (ریوی۱ و همکاران، ۲۰۰۵: به نقل از البرزی و خیر، ۱۳۹۰: ۵۴).

۲-۳- سبک های مدیریت کلاس

ولفگانگ و گلیکمن، در کتاب خود تحت عنوان ((حل مسائل انضباطی کلاس)) چارچوبی جامع بر اساس روانشناسی یادگیری برای مدیریت کلاس ارائه داده اند و بر اساس آن سه سبک مدیریت کلاس را مطرح کرده اند این سبک ها در یک پیوستار کنترل به ترتیب شامل سبک رویکرد مداخله گرایانه، رویکرد تعامل گرایانه و رویکرد غیرمداخله گرایانه هستند. (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۰۹). سه نظریه فوق به مثابه پیوستاری است که در یک سوی آن، سبک مداخله ای، در میانه پیوستار نظریه تعامل گرایانه، و در سوی دیگر پیوستار نظریه غیرمداخله گرایانه جا دارد. در نظریه مداخله گرایانه مدرس نقش اصلی را بر عهده دارد، در نظریه تعامل گرایی بر تعامل بین استاد و دانشجویان تأکید می شود و در نظریه غیرمداخله گرایانه دانشجویان از نقش مهمی برخوردارند (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۴). در زیر هر کدام یک از انی سبک ها به اختصار مورد بحث قرار می گیرد.

۲-۳-۱- سبک مداخله ای۲:

بر اساس فرض اصلی این رویکرد؛ محیط بیرونی، رشد را شکل می دهد. مکتب تغییر رفتار یا رفتارگرایی پایه تئوریک این رویکرد است (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۱۴). در این رویکرد، مسئولیت اصلی کنترل و نظارت، بر عهده مدرس است. قواعد و قوانین مورد استفاده در کلاس، توسط مدرس طراحی و تدوین می شود و تمرکز عمده بر رفتار آشکار است. به تفاوت های فردی اهمیت کمی داده می شود، مدرس به سرعت برای هدایت رفتارها مداخله می کند و مداخله ها عمدتاً به شکل پاداش و تنبیه است (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۳). نقش سنتی معلم به عنوان کسی که تهیه کننده اطلاعات در زمینه تدریس است نمایان است. معلم به عنوان متخصص نگریسته می شود که دانش را به دانش آموزان انتقال می دهد که معمولاً با بیان کردن این کار صورت می گیرد. ارائه اطلاعاتی که در متن های استاندارد پیدا نمی شود از این طریق صورت می گیرد. روش های تعامل در این سبک تدریس از طریق سخنرانی و انتقال دانش به دانش آموزان است (هارون و کروزبی، ۲۰۰۰؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). در این سبک معلم تلاش می کند با اعمال کنترل و نظارت بیشتر بر فعالیت ها و رفتار دانش آموزان و تأکید بر قوانین و انضباط کلاس، به اهداف آموزشی دست یابد (اسمارت، ۲۰۰۹: ۶). رویکرد مداخله ای، تدریسی ساختاریافته است که غالباً معلم مراحل تدریس خود را بدین گونه اجرا می کند: درس را با مروی کوتاه از یادگیری قبلی شروع می کند. درس را با بیان کوتاهی از اهداف شروع می کند. موضوع جدید را در گام های کوچک ارائه می دهد و بعد از هر گام تمرین هایی را دانش آموزان ارائه می دهد. موضوع آموزش را روشن می سازد و به تفصیل شرح و توضیح می دهد. تمرین و سوالات زیادی را از دانش آموزان می خواهد که آن ها فهم خود را دریابند. تمرین های جایگزین را برای کارکردن بیشتر دانش آموزان تهیه می کند و بر کار آن ها در هنگام تمرین کاملاً نظارت دارد (روزنشاین، ۲۰۰۸؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). این رویکرد در مقابل غیرمداخله ای قرار دارد (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۱۴).

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 02:15:00 ق.ظ ]