نلر، نظریه های مختلف خلاقیت و آفرینشگری را در سه دوره به شرح زیر طبقه بندی می نماید.
– نظریه های جهان باستان[۲۹]
آفرینشگری به عنوان الهام خدایی
یکی از قدیمی ترین مفاهیم آفرینشگری دایر بر این است که آفرینشگر از الهامی خدایی برخوردار است. این مفهوم عمدتا بوسیله افلاطون عنوان شد که اعلام داشت هنرمند در لحظه آفرینش، به دلیل اینکه در کنترل خود نیست، عامل نیروی برتر می شود.
این دیدگاه که هنرمند، ازنیروی فرا انسانی الهام می یابد، امروزه هم رایج است.
برای مثال سوروکین[۳۰] معتقداست که بزرگترین دست یافته های خلاق، نتیجه نیروی فراطبیعی– فرا حسی[۳۱] است.
خلاقیت به عنوان دیوانگی
سنت دیگری که به دوران باستان بر می گردد، آفرینشگری را طبیعتا[۳۲] شکلی از دیوانگی تلقی می کند. این دیدگاه، خود جوشی و غیر عقلانی بودن ظاهری آفرینشگری را نتیجه جنون می داند. در اندیشه غربی، این دیدگاه با افلاطون شروع شد که بین شوریدگی[۳۳]، خدادیداری[۳۴] و دیوانگی، تفاوت دقیقی قایل نشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

  • نظریه های جدید فلسفی

آفرینشگری به عنوان نبوغ شهودی [۳۵]
بنابر دیدگاهی که بعدا رایج شد، آفرینشگری شکل سلیم و گسترش یافته از شهود است. آفرینشگر، گرچه دیگر نابهنجار یا بیمار تلقی نمی شود، اما هنوز شخصی نادر و از گونه متفاوتی است. چنین شخصی در خلال کنش خلاق، آنچه را که دیگران فقط به طور استدلالی و در دراز مدت در می یابند، بلاواسطه و مستقیما، درک می کند.
در خلال قرن هیجدهم، بسیاری از متفکران و دانشمندان، بویژه کانت در نقد خرد ناب خود، آفرینشگری را با نبوغ هم ردیف دانستند. کانت استدلال کرد که آفرینشگری فرایند طبیعی است که قوانین خود را می سازد بطوریکه یک اثر خلاق، از قوانین منحصر به خود پیروی می کند که غیر قابل پیش بینی است، و از این رو نمی توان آنرا رسما آموزش داد.
آفرینشگری به عنوان نیروی حیاتی[۳۶]
یکی از نتایج نظریه داروین این بود که آفرینشگری انسانی، نمایانگر نیروی خلاقی است که در ذات خود زندگی، نهفته است. هرچند که ماده بی جان، از این دیدگاه غیر خلاق است، اما تکامل حیاتی، اساسا خلاق می باشد، زیرا پیوسته انواع تازه ای را بوجود می آورد. در واقع، به نظر می رسد که نیروی خلاق تکامل، خود را به صور گوناگون پایان ناپذیری عرضه می کند که یکتا[۳۷]، بی نظیر[۳۸]، غیر قابل تکرار[۳۹] و بازگشت ناپذیرند[۴۰].
آفرینشگری به عنوان نیروی کیهانی
آفرینشگری انسان، به عنوان تجلی نیروی خلاق نهفته در تمامی موجودات نیز تلقی شده است. به گفته وایت هد[۴۱]، این آفرینشگری، ادواری و یا آهنگین است، چرا که جهان شامل نهری از رویدادهای فردی نیست، بلکه رویدادهایی است که در برگیرنده هستی های واقعی می باشد که زاده می شوند، رشد می کنند و می میرند.
– نظریه های روان شناسی
تداعی گری
تداعیگری را میتوان در این اصل خلاصه کرد که اندیشیدن عبارتست از مرتبط نمودن ایده های ناشی از تجربه، بنابر قوانین فراوانی، تازگی و وضوح، هر قدر که دو ایده، بیشتر تازه تر و واضح تر با هم مربوط باشند، وقتی که یکی از آنها به ذهن می رسد، به احتمال زیاد دیگری نیز آن را همراهی می کند.
روانکاوی [۴۲]
به گفته فروید، خاستگاه خلاقیت، در تعارضی است که در ذهن ناخود آگاه (نهاد) وجود دارد. ذهن ناخود آگاه، دیر یا زود، راه حلی را برای این تعارض می یابد. اگر که راه حل خود برونگرا[۴۳] باشد. یعنی اگر فعالیتی را تقویت کند که توسط خود[۴۴] یا بخش آگاه شخصیت تعیین شده است، نتیجه آن در رفتار خلاق آشکار می شود. اگر راه حل یاد شده با ” خود” مغایرت داشته باشد. آن را واپس می زند، و یا به صورت روان نژندی ظاهر
می شود. بنابراین آفرینشگری و روان نژندی از منبع مشترکی که همان تعارض در ناخود آگاه است، تغذیه می کند و شخص خلاق و روان نژند با یک نیرو، یعنی انرژی ناخودآگاه، رانده می شود (نلر به نقل از مسدد، ۱۳۶۹).
۲-۳-۲- تعاریف خلاقیت و نوآوری
صاحبنظران، تعریف های متعددی از خلاقیت و نوآوری به عمل آورده اند. در اینجا برخی از تعاریف مهم را ذکر می کنیم.
رضائیان(۱۳۷۴): “خلاقیت به کار گیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. “نوآوری بکارگیری اندیشه های جدید ناشی از خلاقیت است که می تواند به صورت یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد”.
البرشت[۴۵](۱۹۸۷)، خلاقیت و نوآوری و وج
ه تمایز آنان را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای بوجود آوردن اندیشه جدید و بدیع است. نوآوری تبدیل خلاقیت اندیشه نو به عمل ویا نتیجه (سود) است. شاید به جرات بتوان گفت که جامع ترین تعریف خلاقیت توسط گیلفورد، دانشمند آمریکایی، عرضه شده است. او خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای مسایل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است (غلام پور، ۱۳۷۸).
“راجرز[۴۶]” خلاقیت را “اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان می داند”. پاپالیا[۴۷] نیز خلاقیت را توانایی دیدن چیزها با یک نظر نو و غیر معمولی و دیدن مشکلاتی می داند که هیچ کس دیگر، وجود آنها را تشخیص نمی دهد و سپس ارائه رهیافت های جدید، غیر معمولی و اثربخش را ذکر می کند (حق شناس، ۱۳۷۸).
۲-۳-۳- فرایند خلاقیت
به طور کلی خلاقیت فرآیندی است که دارای پنج مرحله به شرح زیر است (حقیقی، ۱۳۸۲).
۱– مرحله آمادگی[۴۸]: آمادگی شامل توجه دقیق و متمرکز بر روی مسأله تحت بررسی و شاخص های مختلف آن به منظور حل مسأله است.
۲- مرحله نهفتگی[۴۹] (خواب بر روی مسأله)[۵۰]: عبارت است از زمان تفکر و واکنش به طور کلی یک دوره ای است که توجه ضمیر خودآگاه از تمرکز بر روی مسأله مورد نظر دور می شود.
۳- مرحله اصرار و پافشاری[۵۱]: در این مرحله جهت دستیابی به خلاقیت، تلاش بیشتر می شود، اطلاعات جدید افزوده می گردد و نیاز به جسارت و پشتکار بیشتر و افزونتر است.
۴– مرحله بینش و بصیرت[۵۲] : بینش و بصیرت حاصل تلاشهای بی وقفه در جهت یافتن راه حل منحصر به فرد برای مسأله است و به عنوان نقطه واقعی حل مسأله، نتیجه مرحله آمادگی و نهفتگی می باشد.

۵- مرحله وارسی و تحقیق
[۵۳]این مرحله یک مرحله حیاتی است زیرا بینش و ایده جدید برای اطمینان از اینکه معتبر و مناسب است مورد آزمون قرار می گیرد.
۲-۳-۴- موانع خلاقیت افراد
«ترز ام بیلا[۵۴]» عواملی که به عنوان موانع خلاقیت افراد هستند را به شرح زیر ذکر کرده است. (حقیقی،۱۳۸۲)
ارزیابی افراد بر مبنای انتظارات: افراد خلاق به خاطر ترس از ارزیابی عملکرد خود به راحتی نمی توانند فعالیت کنند.
نظارت و مراقبت: افراد اگر احساس کنند که در هنگام فعالیت، مراقب آنها هستند، کمتر خلاق خواهند بود.
پاداش: افراد خلاق بیشتر بدنبال رضایت درونی هستند تا پاداش های معمولی و مادی.
رقابت: افرادی که در کارشان با دیگران در حال رقابت ناسالم هستند خلاقیت کمتری خواهند داشت.
انتخاب محدود: افرادی که در انتخاب چگونگی انجام کار محدود هستند کمتر خلاق می باشند.
گرایش به پاداشهای بیرونی: افرادی که به جای اهمیت دادن به محرک های درونی به محرکهای بیرونی همانند: پست و مقام، ارتقاء، پول و… فکر می کنند خلاقیت کمتری خواهند داشت.
۲-۳-۵- ویژگی ها و خصوصیات افراد خلاق
در زیر خصوصیات کلی افراد خلاق آورده شده است (حقیقی،۱۳۸۲).

نمودار۱- ویژگی ها و خصوصیات افراد خلاق
خلاقیت فردی (دبیران) :
منظور از خلاقیت فردی دبیران ارائه روش های جدید و نو در موارد زیر می باشد:
۱- طراحی آموزشی و ارائه روش های نو در این زمینه.
۲- برنامه ریزی درسی مربوط به کلاس و ارائه شیوه های نو در این زمینه.
۳- کلاس داری ( مدیریت کلاس ) و ارائه روش های جدید در مدیریت کلاس.
۴- حل مشکلات دانش آموزان به روش های جدید.
۵- شرکت فعال در شوراها و ارائه دید گاه های نو.
۲-۴- پیشینهتحقیق
مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه بررسی تاثیر سبکهای مدیریت (مشارکتی وسنتی) برخلاقیت دبیران نشان می‎دهد که در کشور ما تحقیقی با این عنوان بصورت گسترده انجام نگرفته است عمده تحقیقات انجام شده در زمینه سبکهای مدیریت (مشارکتی وسنتی) به بررسی رابطه آن با متغیرهایی غیر از خلاقیت دبیران بوده است. همچنین در مورد خلاقیت، عمده تحقیقات انجام شده تأکید بر روی خلاقیت دانش آموزان داشته‎اند و خلاقیت دبیران مورد توجه قرار نگرفته است. لذا انجام تحقیقی با این عنوان تازگی داشته و از پیشینه تحقیقاتی کمی در کشور برخوردار است.
تحقیقی که توسط تاچر[۵۵]>(۱۹۹۷) درمورد تاثیر سبک رهبری بر خلاقیت انجام گرفت نشان داد که انجام کارهای به صورت گروهی موجب افزایش خلاقیت افراد در سازمان می شود.

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 02:08:00 ق.ظ ]