در این روش مدیریت در پرداخت سود سالانه روش مشخصی نداشته و از هیچ قاعدهای استفاده نمیکند. پرداخت سود ارتباطی با درآمدهای سالانه شرکت ندارد و صرفا به دلیل وضعیت خاص در شرایط جاری، سود سهام پرداخت مینماید. شرکتی ممکن است به منظور اجتناب از جرائم ناشی از وجود اندوختههای زیاد و سود سنواتی اقدام به توزیع مقادیر مشخصی از سود بنماید و شرکت دیگری ممکن است با وجود درآمدهای سالانه خوب از توزیع آن خودداری نماید.
پایان نامه
به دلیل عدم وجود معیار مشخصی در اینگونه شرکت ها برای تقسیم سود، معمولا عوامل زیادی ممکن است در سیاست توزیع سود آنان دخیل باشند که از جمله مهمترین این عوامل عبارتند از:
الف) وقتی که درآمدهای شرکت منظم و غیرقابل پیش بینی باشد.
ب) محیط شرکت و شرایط درونی و خارجی آن شدیداً متغیر و متلاطم باشد.
ج) شرکت دارای سهامداران معدود و متجانس باشد.
د) ضعف های ناشی از مدیریت محافظه کارانه ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم تقسیم سود گردد.
و) بورس اوراق بهادار غیر فعال بوده و نقش کمی در سرمایه ­گذاری ملی داشته باشد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
۲-۷-۳ سیاست تقسیم سود باقیمانده[۱۹]
شرکتها در رابطه با تقسیم سود خود به طور کلی از دو دیدگاه متفاوت مینگرند (وستون فرد ۱۳۷۸، ۱۴۷).
یک دیدگاه به چگونگی تقسیم سود به عنوان یک متغیر فعال و در جهت افزایش قیمت سهام و در نتیجه حداکثر کردن ثروت سهامداران اعتقاد دارد. از این دیدگاه امکان دسترسی آسان به بازار اوراق بهادار در هر زمان برای شرکت وجود دارد و در صورت نیاز مالی، شرکت می تواند به راحتی از طریق صدور سهام جدید و یا اوراق قرضه این نیاز را تأمین نماید. دیدگاه دوم اعتقاد بر این دارد که شرکت ها همیشه دسترسی سهم الوصفی به بازارهای اوراق بهادار نداشته و معمولا در راه تأمین نیازهای مالی خود از این بازارها با مشکلاتی مواجه هستند. این دیدگاه در وهله اول به سود شرکت به عنوان یک وسیله مهم و راحت برای تأمین مالی نیازهای سرمایه گذاری می نگرد. و بعد از تأمین آن در صورت وجود مازاد نسبت به تقسیم آن تصمیم گیری می نماید. در این دیدگاه به سود سهام به عنوان وجوه باقیمانده غیرفعال که صرفا از طریق پروژه های سرمایه ­گذاری قابل قبول تعیین می شود، توجه می گردد. اگر چنانچه پروژه های سرمایه گذاری بازده ای بیش از بازده مورد انتظار داشته باشند سرمایهگذار شرکتی را که سودی تقسیم نمی نماید انتخاب خواهد کرد. بر عکس اگر بازده مورد انتظار از بازده سرمایه گذاری ها بیشتر باشد، سرمایه گذار توزیع سود را ترجیح خواهد داد. نظریه سود سهام به عنوان تقسیم باقیمانده الزاما بدین معنی نیست که سود سهام از دوره ای به دوره دیگر همراه با تغییرات پروژه های سرمایه-گذاری، متغیر میباشد.
شرکت ممکن است با کنار گذاشتن وجوه در سال هایی که تأمین مالی سرمایهگذاریها از سود حاصل کمتر باشد بای سال هایی که کسری وجوه در رابطه با تأمین مالی سرمایه گذاری ها وجود خواهد داشت، پرداخت های سود سهام خود را یکنواخت نماید. به هر حال این ماهیت که سود سهام و دوره تناسبی با وجوه باقیمانده همان دوره نداشته باشد، اصل نظریه باقیمانده را نفی نمی نماید. انواع سیاست های تقسیم سود باقیمانده به شرح ذیل می باشند:
۲-۷-۳-۱ سیاست تقسیم سود مطلقاً باقیمانده[۲۰]
در این روش شرکت پس از تأمین کلیه نیازهای مالی خود از درآمدها، بقیه آن را به صورت درصد سهام توزیع می نماید.
۲-۷-۳-۲ سیاست پرداخت درصد ثابتی از سود باقیمانده[۲۱]
در این سیاست اگرچه تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری در اولویت قرار دارند ولی شرکت فقط درصدی از درآمدها را به جای توزیع کامل آن تقسیم می نماید.
۲-۷-۳-۳ سیاست تقسیم سود باقیمانده یکنواخت[۲۲]
در این روش منابع پرداختی به عنوان سود از یک الگوی ثابتی پیروی می کنند. بدین صورت که مبالغ پرداختی سود در بلندمدت با درآمدها منهای نیازهای مالی شرکت برابر است. اگر در بلند مدت متوسط نیازهای مالی سرمایه گذاری بیش از درآمدهاباشد هیچ گونه سودی توزیع نمی گردد.
سیاست تقسیم سود مطلق باقیمانده به دلیل تابعیت کامل از نیازهای سرمایه گذاری می تواند طی سال های مختلف از نوسانات بسیار زیادی برخوردار باشد، به خصوص در مواردی که نیازهای سرمایه ­گذاری و درآمدهای شرکت از دوره ای به دوره دیگر در جهت مخالف هم حرکت نمایند این نوسانات بیشتر می گردد. نسبت پرداختی ثابت، به شرکت این امکان را می دهد تا بتواند تا حدودی سود پرداختی را به درآمدهای شرکت مزبور مربوط سازد. استراتژیهای سود باقیمانده یکنواخت در مقایسه با دو استراتژی دیگر تقسیم سود، شکل باثبات تری را به وجود می آورد. در زمانی که درآمدهای شرکت بیش از پرداخت سود مورد نظر و نیازهای سرمایه ­گذاری است در این صورت شرکت داراییهای نقدی و یا شبه نقدی مانند اوراق بهادار و اسناد دارای قابلیت تبدیل سریع به نقد خود را افزایش میدهد و از این منابع در زمانی که سود پرداختی مورد نظر و تأمین مالی سرمایه گذاری ها بیش از درآمدهای جاری است استفاده می کند. بطور کلی این سیاست وابستگی به منابع خارجی جهت سرمایه ­گذاری را به حداقل رسانده و در ضمن سود ثابتی را ارائه میدهد. همانطور که مشاهده میکنید در تمامی روش های تقسیم سود به صورت باقیمانده، سود پرداختی در بلندمدت ۵۰% حجم کل درآمدها منهای هزینه سرمایه ­گذاری شرکت را به خود اختصاص داده است. به طور کلی سیاست تقسیم سود باقیمانده می تواند منجر به سیاست تقسیم سود نامنظم گردد و بنابراین ممکن است سهامداران از چنین سیاستی از طرف شرکت خود ناخشنود گردند.
۲-۸- محدودیتها و عوامل کنترلکننده مؤثر بر سیاست تقسیم سود
عواملی وجود دارندکه به نحوی شرکتها را در چگونگی تقسیم سود محدود مینمایند. این عوامل اجباری یا اختیاری هستند. بعضی از محدودیتها بواسطه قوانین خاص در بعضی کشورها اعمال می شود و بعضی نیز به اختیار شرکت به دلیل شرایط خاصی که با آن روبروست. اهم آنها عبارتند از:
محدودیت قانونی[۲۳]
مقررات قانونی معمولاً شرکتها را به پرداخت سود سهام مجبور نمی نمایند، بلکه بیشتر وضعیتهایی را که در آن سود سهام نباید پرداخت گردد، مشخص مینمایند. چنین وضعیت هایی که ممکن است از طریق قانونی پرداخت سود منع گردد عبارتند از (خادم موخر۱۳۸۰).
الف) محدودیتهای مربوط به سرمایه[۲۴]
گرچه ممکن است قوانین تجارت کشورهای مختلف متفاوت باشد، اما اغلب پرداخت سود سهام را در صورتی که باعث نقصان سرمایه شود ممنوع دانسته اند. سرمایه را نیز بعضی از قوانین، ارزش اسمی اعلام نمودهاند مثلا اگر شرکتی یک میلیون سهم ۲۰۰ ریالی داشته باشد، مجموع سرمایهاش بالغ بر دویست میلیون ریال می گردد. اگر ارزش ویژه شرکت ۲۱۰ میلیون ریال باشد شرکت نمی تواند ۲۰ میلیون ریال سود سهام توزیع نماید. مگر اینکه سرمایه اش را کاهش دهد.
ب) سود خالص[۲۵]
الزام سود خالص، تضمینی برای رعایت عدم بوجودآوردن خسارتهای سرمایهای می باشد. طبق قوانین بعضی از کشورها سود سهام پرداختی نباید از سود جاری بنگاه به علاوه سود سنواتی تجاوز نماید و اگر چنانچه زیان سنواتی وجود داشته باشد، ابتدا باید زیان های مذکور با سود جاری پوشانده شده و سپس اقدام به پرداخت سود گردد.
بخش دوم: بازده(Return)
۲-۹- بازده
بازده سهام یکی از مفاهیم پیچیده است که مورد علاقه سرمایهگذاران و تصمیمگیرندگان میباشد. بازده سهام متأثر از بازده انواع دارایی ها، تغییرات شرایط اقتصادی و سیاسی، واکنش رفتار طیف گسترده ای از تصمیم گیرندگان، ریسک و بسیاری عوامل شناخته و ناشناخته است.
عکس مرتبط با اقتصاد
برای تعیین و پیش بینی بازده سهام مدلها و نظریه های مختلفی شامل مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایهای (CAPM)، مدلهای عاملی یا شاخصی (FM)، مدل آربیتراژ (APT)، تحلیل فنی (TA) و تحلیلهای بنیادی (FA) مطرح شده است. در تحلیل بنیادی بازده سهام تابعی از شرایط کلان اقتصادی، وضعیت صنعت و شرایط خاص شرکت می باشد. شرایط خاص شرکت شامل عملکرد و وضعیت مالی است که در قالب صورتهای مالی اساسی ارائه میگردد (شعری ۱۳۸۳، ۱۴).
۲-۹-۱- تعریف سرمایه ­گذاری[۲۶]
سرمایه ­گذاری عبارت است از تخصیص منابع فعلی به داراییهای واقعی نظیر زمین و ساختمان و داراییهای مالی نظیر اوراق بهادار که دارای بازده و منافع آتی بیشتر متناسب با ریسک مورد انتظار باشد. یا به عبارت دیگر چشم پوشی از منافع فعلی به امید رسیدن به منافع بیشتر در آینده.
هدف سرمایهگذاران نیز در این راستا، با توجه به تعریف فوق به حداکثر رساندن منافع خود می باشد. عموما تحلیلگران و سرمایه گذاران سه روش عمده را در سرمایه گذاری به کار میبرند (جوهری ۵،۱۳۷۶).
تحلیل تکنیکی[۲۷]؛ تحلیلگران در این روش استراتژیهای سرمایه ­گذاری را بر مبنای اطلاعات قیمتی سهام در گذشته تعیین می کنند، که به دو دسته تقسیم میشوند:
اول- طراحان[۲۸] که نقشه ها یا گرافهای تغییرات قیمت سهام را با تعیین الگوهایی از بازار (که امید میرود بتوانند برای پیشبینی تغییرات قیمتها در آینده مورد استفاده قرار گیرند) مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند.
دوم- دیگر تحلیلگران تکنیکی هستند که قواعد مبادلات مکانیکی را به کار میگیرند که آنها را قادر میسازد سهام را قبل از افزایش قیمت خریداری کرده و یا قبل از کاهش قیمت بفروشند.
تحلیل اصولی[۲۹]؛ که در این روش تحلیلگران مبناها و پایه های شرکت را مورد مطالعه قرار می دهند. مبناهایی مانند درآمدهای گذشته، سود سهام، ماشین آلات، ظرفیت تولید و … به این منظورکه بازده آینده و ارزش صحیح اوراق بهادار را پیش بینی نمایند.
تحلیل با بهره گرفتن از اطلاعات محرمانه[۳۰]؛ در این روش معاملهگران تلاش دارند تا اطلاعاتی را بدست آورند که در دسترس عموم نیست، با این امید که بتوانند قبل از اینکه این اطلاعات در دسترس بازار قرار می گیرد و در تعیین قیمت اوراق بهادار محاسبه گردد، اقدام به معامله سودآوری بنمایند (البته میتوان خرید بصورت سبد (پرتفوی) سهام جهت کاهش ریسک را روشی دیگر دانست).

موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:20:00 ب.ظ ]