دنیای امروز دنیای سازمانهاست و نیروی انسانی بعنوان باارزش ترین منابع سازمانی محور رویکردها و فعالیتهای سازمانی بوده و در اعتلای اهداف و آرمان سازمان نقش اساسی ایفا می کنند . منابع انسانی به سازمان معنا و مفهوم بخشیده و زمینه های تحقق اهداف سازمانی را فراهم می کنند.
لستر تارو اقتصاد دان معروف در کتاب « ثروت آفرینان» مهمترین مزیت رقابتی را برای سازمانها در هزاره سوم میزان هوش و دانایی و دانش خردمندانه انسانی می داند . او معتقد است که دیگر نفت و منابع طبیعی نمی توانند منابع ثروت آفرینی باشند ، بلکه هوش و خرد انسانهاست که میتواند جامعه را به سمت رشد و تعالی حرکت دهد . اگر انسانها می خواهند در این چالش جدید داشته باشند هیچ راهی ندارند مگر اینکه به نقش دانایی و هوشمندی در توسعه جامعه خود تمام عیار اندیشه کنند . (ابیلی ، ۱۳۸۰)
از طرفی هدف تئوریهای توانمندسازی آن است که چگونه با بکارگیری اجزاء محیط، دانش ، ادراکات و خصیصه های فردی آنان ، قدرت را به آنان منتقل و توانایی های بالقوه آنان را به بالفعل تبدیل کرد . (زیمرمن ۱۹۹۰)
با به کارگیری ارتباط درست میان این عوامل، فرایند توانمند سازی نیروی انسانی سریعتر به اهداف مورد نظر نایل می شود و فرد، جامعه و سازمان به صورت بهینه تری از اهداف توانمند سازی بهره مند می شوند. در حقیقت فلسفه توانمندسازی می گوید که سازمان می تواند افراد خود را راضی کند و در عین حال آنچه را که نیاز دارد به دست آورد. این رابطه می تواند یک برد – برد[۹] باشد.(اسکات و جف ۱۹۹۱)
۲-۲ تعاریف توانمند سازی:
ابعاد چند گانه توانمند سازی کارکنان، ارائه یک تعریف مفهومی از آن را مشکل ساخته است. بعلاوه نویسندگان مختلف از اصطلاحات گوناگونی برای تعریف توانمند سازی استفاده کرده اند.
در فرهنگ وبستر Empowerment[10] به سه جزء تقسیم شده است که :
Em : در اول اسم به معنی قرار دادن در داخل ، عازم کاری شدن ، رفتن به داخل ، که em سبب تغییر اسم به فعل می شود .
Power : به افراد اجازه می دهد که دیگران را قانع کنند تا فعالیتها یا موارد مورد بحث را طبق انتظار تغییر دهند و به دارنده قدرت فرصت می دهد تا دیگران را قبل از درگیر شدن به عواقب یا جریان عمل آگاه کرده یا باز دارد .
Ment : موقعیت یا وضعیت ناشی از یک عمل خاص مثل شروع کردن ، تکامل دادن ، گسترش دادن و توانمند کردن است .
همچنین در فرهنگ آکسفورد [۱۱] اصطلاح لاتین Empower به معنای قدرت شدن ، مجوز دادن ، قدرت بخشیدن و توانا شدن تعبیر شده است . این واژه د ر برگیرنده قدرت و آزادی عمل بخشیدن برای اداره خود است و در مفهوم سازمانی به معنای تغییر در فرهنگ و شهامت در ایجاد و هدایت یک محیط سازمانی است؛ به بیان دیگر توانمدسازی،به معنای طراحی ساختار است ؛ به نحوی که در آن افراد ضمن کنترل خود ، آمادگی پذیرش مسئولیت های بیشتر در آینده دست می یابند . (لاولر ، ۱۹۹۴)
توانمندسازی، به فرآیندی اطلاق می شود که طی آن مدیر به کارکنان کمک می کند تا توانایی لازم برای تصمیم گیری مستقل را بدست آورند . این فرایند نه تنها در عملکرد افراد بلکه در شخصیت آنان نیز موثر است . مهمترین مفهوم توانمندسازی تفویض اختیار به سطوح سازمان است. فرایند تصمیم گیری باید ازدرجه بالای عدم تمرکز برخوردار باشد و افراد یا گروه های کاری نیز باید مسئول یک قسمت کامل از فرآیندهای کاری باشند .( لاولر ، ۱۹۹۴)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

نتیجه تصویری برای موضوع هوش

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 01:28:00 ق.ظ ]