تحسّس: (التفتیش عن بِواطن الامور و اکثر ما یقال فی الشرّ»[۱۵۷] یعنی تجسّس به معنای تفتیش و جستجو از باطن کارهاست و بیشتر در بدیها استعمال می شود. التحسّس: لاستماع لحدیث القوم و طلب خبرهم فی الخیر.[۱۵۸] یعنی تحسّس عبارت است از: گوش فرا دادن به سخن گروهی و جستجو کردن از خبرهای آنها در زمینه نیکی ها. ۱- آیات: مهم ترین آیه ای که به ممنوعیت تجسّس و تفتیش در امور دیگران تصریح کرده اند به شرح زیر است: آیه ۱۲ سوره حجرات: )یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا… لا تَجَسَّسُوا( در این آیه به صراحت خداوند افراد را از تجسّس در کار همدیگر نهی کرده است. ۲- روایات: از پیامبر اکرم۶ روایات متعددی در خصوص ممنوعیت تجسّس و تفتیش نقل شده است: از جمله اینکه: الف) «ایّاکم و الظن فانَّ الظنَّ اکذب الحدیث، و لا تجسّسوا و لا تحسّسوا و لا تناجشوا و لا تحاسدوا و لا تدابروا و لا تیاغضوا و کونوا عباد الله اخواناً»؛[۱۵۹] از گمان بپرهیزید چرا که گمان، سخن را در گرداب دروغ افکند، و از کنجکاوی و پاییدن یکدیگر بپرهیزید، از حال کسی تفتیش نکنید، از یکدیگر تعریف و تمجید نکنید، بدخواه یکدیگر نباشید، کینه یکدیگر را به دل نگیرید به هم پشت نکنید و با بندگان خدا برادروار زندگی کنید. ب) «یا معشر من آمن بلسانه و لم یؤمن بقلبه لا تغتابوا المسلمین و لا تتبعوا عوراتهم فانّه مَن تتبّع عوره اخیه تتبع الله عورته و من یتَّبع الله عورته یفضحه فی جوف بیته»[۱۶۰]؛ «ای گروهی که به زبان اسلام آورده اید و ایمان به قلب شما جای نگرفته است، در جستجوی عیبهای دیگران نباشید چرا که هر کسی در پی کاستیهای آنان برآید خداوند در جستجوی عیوب او خواهد بود و آن که خدا با او چنین کند، رسوایش خواهد ساخت، هرچند درون خانه اش باشد. از امام صادق۷ روایت شده که ایشان فرمودند: «لا تفتش عن ادیانهم فتبقی بلا صدیق»[۱۶۱]؛ «از دین مردم تفتیش مکن که در این صورت بدون دوست می مانی.» همچنین از آن حضرت روایت شده: شخصی به آن حضرت عرضه داشت: انّی تزوّجْتُ امرأه متعه فوقع فی نفسی ان لها زوجاً ففتشت عن ذلک فوجدتُ لها زوجاً: قال: و لم فتشت؟ «من زنی را برای خود عقد بستم در دلم افتاد که او شوهر دارد، چون جستجو کردم دریافتم که او شوهر داشته است. حضرت به او فرمودند: چرا تفتیش کردی؟[۱۶۲] از پیامبر نیز روایت شده: «انّی لم أومر اَنْ انقب عن قلوب الناس و لا أشق بطونهم»؛[۱۶۳] «من مأمور نگشته ام دلهای مردم را بشکافم و از افکار درونی آنها باخبر شوم.» «مَن مشی فی عیب اخیه و کشف عورته کان اول خطوه خطأها و وضعها فی جهنم و کشف عورته علی رؤوس خلائق»؛[۱۶۴] «هر کس در راه جستجوی عیوب و کشف لغزشهای برادرش گام نهد، پای در آتش دوزخ گذارده است و خداوند عیوب او را بر همگان آشکار خواهد کرد. از امام صادق۷ روایت شده: «الجهل فی ثلاث: فی تبدل الاخوان، و المنابذه بغیر بیان و التجسّس عما لا یعنی»؛[۱۶۵] «سه چیز نشانه نادانی است: تغییر دادن دوستان، جدا شدن و کناره گیری [از دوستان] بدون بازگو کردن سبب آن و جستجوی چیزی که نفعی در پی ندارد.» امام علی۷ نیز در نامه خویش به مالک اشتر هنگامی که وی را به سمت فرماندار مصر انتخاب کردند تجسس حاکم در احوال مردم را منع کرده، مالک را به پوشاندن عیوب مردم و دوری جستن از افرادی که عیوب دیگران را آشکار می سازند، توصیه فرموده است[۱۶۶]: باید دورترین مردم از تو و مبغوض ترین آنان نزد تو کسی باشد که پیوسته در پی عیوب مردمان است، چه آن که در مردم لغزش هایی وجود دارد که حاکم از هر کس دیگر به پوشاندن آنها سزاوارتر است. پس در جستجوی امور پنهان مباش، وظیفه تو پاک کردن ظواهر است و این پروردگار است که بر هر آنچه از تو نهان است حکم می کند پس تا آنجا که می توانی عیب را بپوشان تا خداوند نیز آنچه را دوست داری از مردم مخفی بماند، بپوشاند… و از آنچه در نظرت روشن نیست کناره گیر. تأمل در مجموع آیات و روایات فوق نشان می دهد که برخی از امور مردم به طور مطلق مصون از تجسّس دیگران اعلام شده است (ضابطه نوعی) و تجسّس در برخی دیگر از امور به دلایل خاصی تحریم شده است (ضابطه شخصی). برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. ب) مموعیت سوء ظن: در آیات قرآن و سنت پیامبر اکرم۶ و ائمه اسلام: سوء ظن، منشأ و ریشه اصلی تجسّس و تفتیش در امور خصوصی دیگران معرفی شده است. به همین دلیل، برای برخورد بنیادی با معظل تجسّس به مردم توصیه شده است که از سوء ظن در باره گفتار و اعمال دیگران پرهیز کنند؛ به ظاهر اعمال و گفته ها اعتماد کنند، مگر آن که خلاف آن ثابت شود نه آن که ظواهر را بر اساس سوء ظن مورد تفتیش قرار دهند. ۱) آیات آیه ۱۲ سوره حجرات در این باره می فرماید: )یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً(؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پاره ای از آنها گناه است و تجسّس نکنید و غیبت نکنید بعضی از شما بعضی دیگر را.» ۲) روایات: پیامبر اکرم۶ در حدیثی فرموده اند: «ایّاکم و الظن، فانَّ الظن اکذب الحدیث و لا تحسّسوا و لا تجسّوا»؛[۱۶۷] «بر شما باد اجتناب از ظن، همانا ظن، کذب ترین سخن هاست و از تحسّس و تجسّس اجتناب کنید.» علامه مجلسی در بحارالانوار از پیامبر اکرم۶ نقل کرده اند: «انّ الله تعالی حرّم من المسلم دمه و ماله و ان یظن به ظن السّوء»؛[۱۶۸] «همانا خداوند متعال، جان و مال مسلمان را محترم ساخته و از سوء ظن به او منع کرده است.» همین طور از امام علی۷ نقل شده است: «ضع امر اخیک علی احسنه حتی یأتیک ما یغلبک منه، و لا تظنن بکلمه خرجت من اخیک سؤاً و انت تجد لها فی الخیر مهملاً»؛[۱۶۹] «امر برادر (دینی) خود را بر شکل احسن آن تعبیر کن، مگر آن که خلاف آن بر تو اثبات شود. بر سخن بدی که بر زبان برادرت جاری شده و تو می توانی مهملی برای تعبیر آن به خیر بیابی، ظن سوء مبر.» مولی محمد صالح مازندرانی نیز در شرح اصول کافی از زبان امام علی۷ تعبیر مشابهی را نقل کرده است که دلالت بر نهی از سوء ظن دارد: «ضع امر أخیک علی احسنه حتّی یأتیک ما یغلبک».[۱۷۰] از ابوالحسن ثالث۷ نقل شده است: «اذا کان زمان العدل اغلب من الجور فحرام أن تظن بأحد سوء حتّی یعلم ذلک منه و اذا کان زمان الجور فیه اغلب من العدل فَلَیسَ لاَحَدٍ أن یظن بأحد خیرا حتّی یبدو ذلک منه».[۱۷۱] از امام کاظم۷ نیز تعبیر مشابهی روایت شده است[۱۷۲]: «اذا کان الجور اغلب من الحق، لم یحل لاحد أن یظن بأحد خیراً حتّی یعرف ذلک منه». و بالأخره آنکه امام صادق۷ در تصدیق قول و فعل مسلم و نهی از سوء ظن فرموده اند:
موضوعات: بدون موضوع
[ 12:26:00 ق.ظ ]