بازنگری مکانیسم­های زیربنایی تاثیرات تمرین حضورذهن اهمیت دارد چون پایه­ای برای کشف کاربرد آینده­ی این راهبردها فراهم می­ کند و شکاف­های مهم در درک جاری ما را مشخص می­سازد.

 

 

 

۲-۲۵-۱- مکانیسم­های روان­شناختی حضورذهن

 

این که حضورذهن شامل “توجه کردن به روشی خاص: روی هدف، در لحظه­ی حاضر، و بدون قضاوت است” مکرراٌ در ادبیات نقل شده است. این بیان برخی از فرآیندهای روان­شناختی اصلی را اجمالاٌ بیان می­ کند تا بر فعالیت­های درمانی حضورذهن تاکید کند، و بنابراین، ما از این بیان به عنوان چهارچوبی برای کشف و شناسایی این مکانیسم­ها استفاده خواهیم کرد.

 

۲-۲۵-۲- توجه کردن به روشی خاص

 

توجه کردن به روشی خاص نخست مستلزم آگاه شدن از روش توجه کردن است، یعنی، نظارت بر کانون توجه. در روان­شناسی شناختی، فرآیند نظارت فرآیندهای فکری، که شامل نظارت بر کانون توجه است “فراشناخت” نامیده می­شود. این نظارت یک شرط لازم برای هدایت فعال توجه است، اما ممکن است به خودی خود نیز منافعی داشته باشد. فرآیندهای فراشناخت منجر به رشد تمرکززدایی از تفکر می­شوند، به طوری که افکار به جای بازنمایی­های لزوماٌ مستقیم واقعیت به صورت رخدادهای ذهنی زودگذر ادراک می­شوند، تا به صورت شکلی از بینش فراشناختی درآیند (بیشاپ و همکاران، ۲۰۰۴؛ تیزدیل، ۱۹۹۹؛ تیزدیل و همکاران، ۱۹۹۵).

 

 

۲-۲۵-۳- توجه کردن روی هدف و در لحظه­ی حاضر

 

این شکل از توجه شامل هدایت هدفمند توجه به تجربه­ی لحظه­ی حاضر است. تمرین عادت به حفظ حالت توجه به لحظه­ی حاضر می ­تواند آگاهی از منحرف شدن از این حالت را افزایش دهد. نشخوار فکری یا تصویرسازی ذهنی مربوط به گذشته و آینده ممکن است به سرعت و به صورت پایداری مورد شناسایی قرار گیرد. حضورذهن می ­تواند نه تنها به وسیله­ی ترغیب توجه کردن به لحظه­ی حاضر بلکه به وسیله­ی اجازه دادن به تجربه­ی لحظه­ی حاضر برای پر کردن “فضای موجود توجه” منافعی فراهم کند به طوری­که انحراف توجه از لحظه­ی حاضر کاهش یابد.

 

مداخلات حضورذهن تصدیق می­ کنند که پردازش شناختی تجارب گذشته و آینده کارکردهای مهمی در درمان دارد. با این حال، نگرانی­ها و دل­مشغولی­هایی که ویژگی­ مشترک حالات روان­رنجوری هستند به ندرت مزایای درازمدتی دارند و معمولاٌ آسیب­شناسی روانی را تداوم می­ دهند یا تشدید می­ کنند. آموزش حضورذهن بر کاهش نشخوار به عنوان یک راهبرد راه­حل­مدار تاکید می­ کند، این روش به نوعی آغاز ایجاد تغییر در زمینه­ پردازش مبتنی بر هدف می­باشد و موجب ایجاد بازداری در زمینه­ پردازش مبسوط غیرضروری می­گردد (بیشاپ، لائو، شاپیرو، کارلسون و آندرسون[۱]، ۲۰۰۴).

 

توجه کردن به لحظه­ی حاضر شامل توانایی حفظ تمرکز تا حد امکان است. این توجه، توجه به عاطفه­ی منفی، حس­های جسمانی، یا افکار و تصاویر آشفته­ساز را دربرمی­گیرد. این عمل در تقابل با اجتناب تجربی یا حواس­پرتی از تجربه­ی آشفته­ساز است. چنین اجتناب یا حواس­پرتی، وقتی مربوط به استرس­زاهای زودگذر باشد می ­تواند پاسخ عاطفی و مناسبی باشد، اما نسبت به رنج دراز مدت­تر یا پریشانی شدید پاسخ ناسازگارانه­ای است. هم­خوان با این موضوع، شواهد نشان می­دهد که تلاش برای کنترل شناخت و عاطفه، مانند فرونشانی تفکر و کنار آمدن اجتنابی، معمولاٌ پیامد طولانی مدت ضعیف­تری را پیش ­بینی می­ کند (ویلسن و مورل[۲]، ۲۰۰۴؛ به نقل از گروه آموزشی پژوهشی حضورذهن ملبورن، ۲۰۰۶). این کاهش اجتناب و واکنش­پذیری به عاطفه و شناخت “منفی” زمینه­ای برای مواجهه، و پذیرش این تجربیات فراهم می­ کند (تیزدیل و همکاران، ۲۰۰۰؛ براون و رایان[۳]، ۲۰۰۳؛ رومر و اورسیلو[۴]، ۲۰۰۲؛ تیزدیل، ۱۹۹۹). این مکانیسم حساسیت­زدایی، عاطفه­ی منفی را کاهش و سلامت روان­شناختی را بهبود می­بخشد (دیویدسن و همکاران، ۲۰۰۳).

 

۲-۲۶- توجه کردن بدون قضاوت

 

یک مکانیسم فرضی که منافع تمرین حضورذهن را در بردارد زوال به­کارگیری از زبان ارزیابی کننده­ لفظی است.  قضاوت کردن در مورد تجارب یک شخص به عنوان گرایشی برای تقویت تاثیرات آن در نظر گرفته می­شود. حضورذهن به ما می­آموزد به جای ارزیابی تجربیات هیجانی و شناختی­مان، صرفاٌ به آن­ها توجه کنیم. حضورذهن از طریق کاهش عادت­های طبقه ­بندی دو مقوله­ای تجربه، به عنوان راهبردی مفید برای تقویت و سازگار نمودن اعمال رفتاری و شناختی در نظر گرفته می­شود (هیز و ویلسن، ۲۰۰۳). این افزایش “انعطاف­پذیری شناختی” (رومر و اورسیلو، ۲۰۰۳) گشودگی به تجربه را افزایش، و گرایش به برچسب زدن برخی تجارب به عنوان “دشمن” را کاهش می­دهد. این فلسفه­ی بدون قضاوت به افراد در مشکلاتشان کمک می­ کند.

 

[۱]. Bishap, Lau, Shapiro, Carlson & Anderson

 

[۲]. Wilson & Murrell

 

[۳]. Brown & Ryan

موضوعات: بدون موضوع
[شنبه 1399-09-15] [ 08:30:00 ب.ظ ]