را امری صحیح و واقعی یافت و در فهمش قاطع بود، ملازمه را نزد خویش اجتناب ناپذیر می بیند، و چون آن را مطابق واقع مشاهده می کند و در این تردید ندارد، چنان اعتقادی می یابد که هر قانون گذار حکیمی باید میان این دو ملازمه برقرار سازد و اگر یکی را واجب کرد، دیگری را نیز واجب کند.
۳-۱-۵-۲- دلیل بداهت
برخی دیگر از اندیشوران اصولی گفته اند، تلازم میان حکم عقل و شرع، بدیهی است، زیرا منظور از عقل، همان شناخت های فطری است که همه عاقلان در باره آن هم داستان اند و هیچ گونه شک در آن راه ندارد ماند لزوم سپاسگزاری از نعمت دهنده. در این گونه موارد به، یقین شارع امر و نهی دارد و این امر چنان روشن است که جای هیچگونه تردیدی نیست و اساساً فرا خواندن به سوی چنین اموری، فراخواندن به سوی فطرت و سرشت خداددادی و برانگیختن خرد آدمی است (سید عبدالاعلی سبزواری، تهذیب الاصول، ج۲، ص۴۰).
از این نظریه چنین بر می آید که منظور از عقل در قاعده ملازمه، عقل جمعی عقلاست. خواه برخاسته از توافق آنها بر امری قرار دادی باشد و خواه برخاسته از شناخت های فطری.
۳-۱-۵-۳- دلیل نقلی قاعده
مراجعه اجمالی به متون دینی حجیت درک گوهر قدسی عقل ملازمه میان درک آن و حکم شرع را تردید ناپذیر می کند. برای نمونه ذکر چند روایت مربوط به عقل خالی از لطف نیست که در اینجا به آن اشاره می کنیم:
یکم: اما صادق (ع) فرمود: «رابطه قلب (عقل) و جسد چون رابطه امام و مردم است که باید از امام خویش پیروی کنند» (محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه. ج۵، ۲۰۳۵).
دوم: امام باقر(ع) فرمود:« چون خداوند عقل را آفرید از او باز پرسی کرد و به او فرمود: پیش آی، پیش آمد. سپس فرمود: باز گرد، باز گشت. آنگاه فرمود: به عزت و جلالم سوگند مخلوقی محبوب تر از تو نزد خویش نیافردیم و تنها به کسانی که دوستشان دارم تو را به طور کامل ارزانی می دارم. همانا امر و نهی، کیفر و پاداشم متوجه تو است» (یعقوب کلینی، کافی (اصول): ج ۱، ص۱۰).
سوم: رسول خدا (ص)فرمود: «چون خوبی حال از فردی به شما رسید، در خوبی عقلش بنگرید زیرا به میزان عقلش پاداش یا کیفر می بیند» (همان منبع پیشین، ص۱۴).
۳-۱-۶- حسن و قبح عقلی
در اینکه حسن و قبح افعال عقلی است یا شرعی یعنی اینکه آیا عقل میتواند بدون در نظر گرفتن از شرع حسن یا قبح افعال را درک کند یا اینکه عقل نمی تواند و فقط شرع است که می تواند حسن و قبح افعال را درک نماید میان مسلمانان اختلاف است.
اشاعره می گویند: حسن و قبح افعال فقط از ناحیه شرع دانسته می شود و عقل در این باره حکمی ندارد و حسن و قبح پیش از حکم شارع در ذات افعال ما وجود ندارد بلکه آنچه را که شارع نیکوکار بشمارد نیکوست و آنچه را زشت بشناسد زشت است.
و چون از نظر اشاعره واقعیتی برای حسن و قبح افعال و متعلقات آنها وجود ندارد، گویند: حتی شارع می تواند آنچه را نیکو دانسته بود زشت بداند و آنچه را زشت دانسته بود نیکو بداند (علیرضا فیض، مبادی فقه و اصول، ص۴۸).
ولی از نظر عدلیه افعال و متعلقات آنها قطع نظر از حکم شارع، دارای ارزش ذاتی است و دارای صفت خوبی یا بدی هستند و عقل می تواند خوبی و نیکویی آنها را بدست بیاورد. و بعضی از افعال در ذات خود یا نیکو هستند یا زشت و شارع نیز همان نیکویی یا زشتی را درک می کند و بر طبق همان ها حکم می کند.
۳-۱-۶-۱- منظور از حسن و قبح عقلی چیست؟
در پاسخ این پرسش که حسن چیست و قبیح کدام است تعریف های متفاوتی شده است اما به رغم تعدی و گوناگونی، این تعریف ها بر چند محور دور می زند:
۱- حسن آن چیزی است که شارع آن را پسندیده موافق امر شارع است، شارع فاعل آن را سزاوار ستایش دانسته و شارع بر آن وعده پاداش داده است و یا شارع از آن نهی نکرده است (سبحانی، حسن و قبح عقلی، ص۱۳).
۲- آنچه فرد آگاه می تواند از آن انجام دهد (حلی، کشف المراد، ص۳۳۷).
۳- آنچه ملایم و سازگار با طبع است.
۴- آنچه موافق امر شارع است و شارع فاعل آن را سزاوار ستایش دانسته و فاعل آن سزاوار نکوهش نیست (رازی، المحصول، ج۱، ص۱۳۶).
۵- آنچه دارای حسن است یا صفت کمال است (حلی، کشف المراد، ۳۳۷).
البته این تعریف ها به رغم سازگاری و همخوانی با یکدیگر به طور اصولی به دو نگرش در تعریف حسن و قبح اشاره دارند.
یکی: تعریف بر مسلک اشعری که حسن بودن به ملاک شرع و خطاب شرعی می داند.
دیگری: تعریف بر مسلک معتزلی که حسن بودن را به ملاک واقعیت خارجی شی و نفس الامر یا خصوصیتی که در شیء وجود دارد بر می گرداند.
در این میان تهانوی در کشاف سه معنا را برای حسن می آورد:

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 01:24:00 ق.ظ ]