ثانیاً: در اسلام جهاد در راه خدا یکى از بالاترین ارزشها است، مجاهدین داراى درجات بالاتر و سابقین در جهاد افضل از دیگران هستند، مجاهدین محبوب خدایند و به زمین نشستگان از رحمت الهى به دور هستند و معذَّب خواهند شد.

ثالثاً: جهاد با کسانى که قبلاً ظلم کردهاند و یا شروع به کارزار نمودهاند و یا پیمان خویش را با مسلمانان شکستهاند و سابقه دشمنى با خدا و پیامبر دارند مشروع است و مىتوان آن را جهاد دفاعى نامید، چرا که مسبوق به ظلم، جنگ، نقض پیمان و دشمنى کفار و مشرکین و… است، در این زمینه بغى و تجاوز گروهى از مسلمین نیز مجوز دفاع و کارزار با آنان است، تا زمانى که به حکم خدا باز گردند.
رابعاً: جهاد با کسانى که دین خدا را نپذیرفتهاند – گرچه مسبوق به ظلم و کارزار و… نباشند – نیز مطلوب است و مؤمنان مأمور به جهاد با کفار هستند تا آن که به دین حق بیایند وگرنه کشته مىشوند و زنان و فرزندانشان نیز اسیر خواهند شد.
از آن چه تا این جا بیان گردید به خوبی روشن می شود که اسلام واقعی، ریشۀ اصلی ناسازگاری ها و جنگ ها در جهان امروز نیست، و منطق اسلام چنین امری را تأیید نمی کند. بله ما این نکته را می پذیریم که اسلام به عنوان کامل ترین و جامع ترین دین با اهداف عالیۀ جهانی و در جهت بیداری و هدایت امت های اسلامی و غیر اسلامی به منظور مبارزه با ظلم و ستم مستکبران، در جهان امروز شناخته شده است، و طبیعی است جریان طاغوت و اربابان زر و زور و تزویر و در رأس آنها استکبار جهانی، اسلام حقیقی را به عنوان بزرگ ترین مانع در رسیدن به اهداف شوم و نامبارکشان می دانند و با تمام قوا و استعداد، در جهت سمپاشی، تخریب و براندازی آن، از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنند و چهرۀ خشنی را از آن ارائه می نمایند و اسلام را عامل جنگ ها، خشونت ها و ترورها معرفی می کنند در حالی که خود عامل جنگ و ترور و خشونت هستند و مسلمانان فقط به دفاع از خود می پردازند.
بخش دوم: اقلیت های غیر حاکم در جامعه اسلامی
از جمله مواردی که به عنوان ناقض حقوق بشر و بستر خشونت سازی از جانب گروهی مطرح شده و عده ای آنرا حکمی خشونت بار در مورد اهل کتاب تلقی کرده اند ، حقوق اقلیت ها و جزیه در اسلام است . حقوق اقلیت ها از موضوعات جنجال برانگیز در حقوق بین الملل و حقوق بشر است. کشورهای استکباری هر کشوری را که مخالف سیاستهای سلطه طلبانه و شیطانی آنان باشد، متهم به نقض حقوق اقلیتهای مذهبی یا سیاسی نموده، عنوان می کنند که حقوق بشر نقض شده است. مستشرقان و اسلام شناسان غرب نیز ادعا مى کنند که اسلام، تبعیض غیر قابل انکاری بین معتقدان ادیان مختلف قائل است و براى غیر مسلمانان حق حیات وکرامت انسانی قائل نیست. آنها ادعا می کنند که پیامبراسلام، آیین خود را با زور شمشیر و قدرت بر ملتها تحمیل کرده، اسلام آیین ضد آزادى، مخالف ترقى و ناقض حقوق بشر میباشد. می گویند: اسلام در محتوا و مفهوم واقعی پیام خود نمیتواند، طرفدار کرامت و حیثیت ذاتی انسان باشد؛ چرا که اسلام عقیده خاصی را ملاک بهره مندی از حقوق اجتماعی دانسته و فقدان آن را ضابطه محروم شدن از آن دانسته است. بنابراین، احکام اسلام با حقوق بشر تفاوت بنیادی دارد و با هم در تضاد و تناقض است؛ چون نمی توان کسی را که عقیده باطل دارد، با مؤمن و معتقد به اصول و مبانی حق، مساوی دانست[۳۸۳].

علی رغم ره آوردهای اسلام در جهت تثبیت حقوق اقلّیت های غیر اسلامی در محورهای قانون گذاری و اجرا, استکبار جهانی هم چنان روش عداوت آمیز خویش را علیه اسلام معمول داشته و افزون بر توطئه های سیاسی, نظامی و اقتصادی ، حمله رسانه ای و مجازی خود را برای زشت جلوه دادن قوانین اسلام شدّت بخشیده است.

بعضى از مورخان غربى، اسلام را به دلیل قانون جزیه به باد انتقاد گرفته و ادعا کرده اند که پرداخت «جزیه» از جانب اقلیت ها به دولت اسلامی، اجحاف و ظلمى نسبت به آنها می باشد.
این همه را بدان جهت دامن می زنند تا با اتّهام فشار به اقلیت ها در اسلام از توجّه غیر مسلمانان به اسلام و اندیشه های درخشان آن و تأثیرپذیری آنان جلوگیری کنند. هم چنین استکبار جهانی بر تهاجم تبلیغاتی خویش افزوده تا با ایجاد موانع روانی و عاطفی بین اسلام و اقلّیت های غیر مسلمان به ویژه پیروان ادیان الهی دیگر, مانع راه یابی اسلام به میان ملّت هایی شود که راه خویش را به سوی مکتبی که از حقوقشان دفاع می کند, یافته اند. استکبار جهانی بر پی آمدهای آگاهی پیروان ادیان از برخورد نیکوی اسلام و دولت اسلامی با غیر مسلمانان واقف است. او می داند اسلام دین صلح و سازش, رحمت و یگانگی است و ملّت ها اگر آزاد گذاشته شوند جز اسلام را بر نمی گزینند .
در این بخش ، برای پاسخ به این شبهه، با بررسی حقوق اقلیت های مذهبی در اسلام، این فرضیه مورد آزمون قرار میگیرد که اسلام برای اقلیتهای دینی و مذهبی کرامت انسانی قائل شده و جلوههای این کرامت در قالب حقوق اقلیتها تبلور یافته است. این حقوق عبارتند از: داشتن حق حیات، حق کرامت، مصونیت و امنیت، آزادی مذهبی و انجام شعائر عبادی، آزادی عقیده و…. پس انسان دارای کرامت است و احترام به این کرامت انسانی همیشه و تحت هر شرایطی باید حفظ شود؛ چرا که کرامت انسان ذاتی اوست و این، اصل پایهای و اساسی احترام به حقوق همه انسانها است.
موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:22:00 ب.ظ ]