۴ ـ پرخاشگری و ناسازگاری کودکان و نوجوانان، فرار از منزل و ولگردی آنان
۵ ـ افت تحصیلی، خودکشی زن یا شوهر و حتی فرزندان آنان
۶ ـ کاهش میل به ازدواج در دیگر افراد خانواده به ویژه بچههای طلاق
۷ ـ اهمال و مسامحه والدین در تعلیم و تربیت فرزندان، ایجاد آسیبهای روانی و اجتماعی برای آنان.

۸ ـ فرزندان طلاق اکثرا افسرده، گوشه گیر و منزوی هستند و اتکای به نفس آنان نیز به شدت میگردد.

۲-۲- پیشینه نظری تحقیق
۲-۲-۱- تئوریهای مطرح شده در زمینه فرسودگی
۲-۲-۱-۱- تئوری تفاوتهای ادراکی
این نظریه مطرح میکند که یکی از عوامل ایجادکننده تعارض این است که زوجین یک موقعیت را به طور متناوب مورد توجه قرار میدهند. تعارض با تفاوت ادراکی و فهم موضوع شروع شده و به صورت رفتاری و هیجانی آشکار میشود. به طور کلی دو دیدگاه ادراکی وجود دارد: مدل متمرکز بر انگیزش که علت تعارض را حالتهای روان شناختی و مدل متمرکز بر عمل که رفتار را به عنوان کانون اساسی در نظر میگیرد (نعیم، ۱۳۸۷).

فصل دوم: پیشینه پژوهش
۲-۲-۱-۲- تئوریهای رفتاری تعارض
در مقابل تئوری ادراکی، تئوری رفتاری معتقد است که که فهم و درک عمل و رفتار همسر در زمان تعارض و نیز جستجوی رفتارهای جدید برای کنترل تعارض مهم است. همسری که دیگری را تحقیر میکند و مورد انتقاد قرار میدهد، او به جای اینکه با این رفتار به
صورت کلامی برخورد کند خانه را ترک میکند، این ترک خانه منجر به افزایش تعارض میشود تا حل آن. تمرکز تئوریهای رفتار بر تغییر رفتار در هر دو همسر است.
۲-۲-۱-۳- تئوری برابری
در این تئوری، درک افراد از برابری در روابط به وسیله ارزیابی از نتایج مشخص میشود. به عبارت دیگر شخص به آنچه از رابطه به دست میآورد و آنچه همسرش دریافت کرده، توجه میکند. اگر یکی از طرفین احساس نابرابری و غیر عادلانه بودن در رابطه را کند، منجر به تنشهای روانشناختی و در نتیجه بروز تعارض میگردد. برای مثال در زوجی که هر دو شاغل هستند، اگر یکی، از تقسیم مسولیت خانواده احساس بیانصافی کند، زمان آزاد بیشتری را به دیگران صرف میکند تئوری برابری مطرح میکند که اشخاصی که در روابط ناعادلانه مشارکت میکنند احتمالاً از آن رابطه ناراضی هستند و بیشتر بر پایان رابطه توجه دارند(همان منبع).
۲-۲-۱-۴- تئوری مبادله
این تئوری، تحلیل شبه اقتصادی از تعامل بین دو نفر ارائه میدهد. تعامل در قالب هزینه و پاداشهایی که این دو نفر برای یکدیگر بوجود میآورند، نگریسته میشود و به جنبه دو طرفه پاداشها، تنبیهات و یا هزینه ها توجه دارد (برنشتاین، ترجمه زندهجانی،۱۳۸۰).

۲-۲-۱-۵- تئوری اسناد
نشان میدهد که واکنش مردم به یک مشکل، بر مبنای عقایدشان در مورد علت مشکل است. علت مشکل را به همسر نسبت دادن و مسئولیت مشخصی را برای ایجاد تعارض نپذیرفتن، یک روش معمول است تا شخص نسبت به خود احساس بهتری داشته باشد، بدون اینکه تعارض را حل کنند.
۲-۲-۱-۶- تئوری رشد
طبق این نظریه، تعارض نتیجه تجارب زوجین در زمینه استرس پیش بینی شده و پیش بینی نشده در مراحل تکامل میباشد که در مراحل انتقال چرخه زندگی خانوادگی به وجود میآید که سبب بروز تعارضات زناشویی میگردد. گذر از یک مرحله رشدی به مرحله دیگر، خانواده را در برخورد با شرایطی که با آن مواجه میشود چگونه میاندیشد و چه میکند.
فصل دوم: پیشینه پژوهش
مثلاً با تولد فرزند، روابط زوجین دچار مشکل شده، فاصله بین آنها بیشتر میشود، و نارضایتی در روابطشان اوج میگیرد.
۲-۲-۱-۷- تئوری گفتگو
این تئوری مربوط به درک علت تعارض زوجها است که تعارض را در نتیجه شکست استراتژی گفتگو میداند. استراتژی گفتگو و نحوه عمل مثل تشویقهای کلامی در رابطه میتواند مؤثر باشد. بنابراین خود شیوه ها و رفتارهای گفتگو به جای نیازهای واقعی علت تعارض میشود. مثلاً زنی که دوست دارد شوهرش عصر در منزل باشد، او را به وسیله تهیه کردن غذای مورد علاقه همسرش به خاطر ماندن در خانه پاداش میدهد (برنشتاین، ترجمه زندهجانی،۱۳۸۰).
۲-۲-۲- نظریه های مرتبط با طلاق
آماتو و همکاران(۱۹۹۷) نظریههای میل به طلاق را به سه مولفهی اساسی مرتبط میسازند.
۱- جذابیت و ماندگاری[۴۹]
۲- موانع[۵۰]
۳- تناوب[۵۱]
جذابیت در این جا بدین معنی است که سهم یک همسر در پاداشهای دریافتی در ارتباط با هزینه های صرف شده در ارتباط چقدر است؟ پاداشها شامل جنبه های مثبت ارتباط مانند عشق و حمایت اجتماعی است.هزینه ها ، شامل جنبه های منفی ارتباط مثل پرخاشگری کلامی و فیزیکی است. این بدان معناست که اگر پاداشهای ارتباطی نسبت به هزینه های آن بیشتر باشد در ارتباط زندگی زناشویی با انگیزهی بیشتری میماند ولی چنانچه برعکس شود، ماندگاری در زندگی کمتر میشود( اماتو و همکاران ،۱۹۹۷). گاهی موانعی مثل ارزشهای مذهبی یا اخلاقی، نگرانی دربارهی انزوای اجتماعی، محدودیتهای اجتماعی و وابستگی مالی به همسر بر سر راه طلاق قرار میگیرد. چنین زوجینی ممکن است به دلیل اینکه ممکن است طلاق، ناهمسو با باورهای مذهبیشان است، در ازدواج باقی میمانند. وجود راهحلهای متناوب و گسترده برای ازدواج، پایداری زندگی زناشویی را تضمین میکند و برعکس راهحلهای متناوب و گوناگون برای زندگی میتواند زوجین را به تباهی بکشاند.
فصل دوم: پیشینه پژوهش
ب ) رودریگرز و همکاران[۵۲] (۲۰۰۵) نظریههای میل به طلاق را به شرح ذیل ذکر میکنند.
۲-۲-۲-۱- نظریه ی تبادل اجتماعی[۵۳]
این نظریه بر اساس تئوری تیبالت و کلی[۵۴] (۱۹۵۹، نقل از رودیگرز و همکاران، ۲۰۰۵)شکل گرفته است.که در آن بر وابستگی هر همسر در ارتباط با یکدیگر و توانایی آن ارتباط جهت محققسازی نیازهای فردی تاکید میکند. کردک[۵۵](۱۹۹۳)بر این باور است زوجینی که یک یا هر دو آنها سطح پایین ارتباط را نشان دهند بیشتر در معرض طلاق هستند.
رودیگردز و همکاران (۲۰۰۵) معتقدند چنانچه سطوح ارتباطی بین زوجین اندک باشد ملاکی برای نارضایتی آنها حساب میشود و در نتیجه میل به طلاق افزایش مییابد.
۲-۲-۲-۲- نظریه رفتاری
نظریههای رفتاری ازدواج، ریشه در نظریهی وابستگی متقابل دارند. نظریهی رفتاری، رضایتمندی زناشویی را مرتبط با تبادل رفتارهای آشکار بین والدین میداند. بدین معنی که پاداش دادن رفتار، رضایتمندی زناشویی را افزایش میدهد(فینجام،۲۰۰۳). این دیدگاه بر رفتارهایی تاکید میکند که در زمینهی حل مساله تمرکز کردهاند که در آن زوجهای آشفته در مقایسه با زوجهای عادی به احتمال زیاد در رفتارهای منفیگیر کردهاند (رودریگرز، ۲۰۰۵).
۲-۲-۲-۳-نظریهی بحران
موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:20:00 ب.ظ ]