ب- استفاده از آزمونهای آماری مستلزم رعایت مفروضاتی نظیر انتخاب تصادفی، طبیعی بودن بودن ویژگی مورد مطالعه و داشتن مقیاس اندازهگیری در سطح فاصلهای است که در اکثر موارد این مفروضات در تحلیلمحتوا وجود ندارد (دلاور، ۱۳۸۲).

تحلیلمحتوا انواع گوناگونی دارد که بعضی به صورت کمی و بعضی به صورت کیفی میباشند و بسته به نوع پژوهش و نیاز، پژوهشگر به انتخاب روش میپردازد. پژوهشگر با بهره گرفتن از روشهای تحقیق کمی میتواند جنبههای مشاهدهپذیر یک پدیده را که قابل اندازهگیری میباشد مورد بررسی قرار دهد. از طرف دیگر، چنانچه پژوهشگر بخواهد به جنبههای نهفتهی یک پدیده و درک آن در حوزه علومانسانی، اجتماعی و رفتاری بپردازد، استفاده از روشهای کمی چندان اورا به نتیجه نمیرساند. لذا در این حالت روشهای پژوهش کیفی را به کار میبرد (بازرگان، ۱۳۸۷).

همانگونه که بیان شد در روش تحلیلمحتوا محقق میبایست به این سوال پاسخ دهد که آیا تحلیلمحتوا کمی است یا کیفی؟ و همچنین محقق در تحلیل خود میبایست کدام یک از تکنیکها را مورد استفاده قرار دهد؟ اختلاف بر سر کمی یا کیفی بودن یکی از مهمترین بحثها در تحلیلمحتوا میباشد و اکثریت با کسانی است که بر کمی بودن تحلیلمحتوا تأکید میکنند. برلسون خود از جمله کسانی است که ویژگی کمی بودن را در تعریف تحلیلمحتوا نیز قید کردهاست. مورتن هانت تحلیلمحتوا را فن شمارش تعداد دفعاتی میداند که انواع مختلف کلمات، عبارات، اندیشهها یا تصورات که در یک متن خاص ارتباطی ظاهر میشوند و دستهبندی آن ها در مقولههای مناسب است. هانت همچنین مدعی است که هدف تحلیلمحتوا قرار دادن مقادیر کمی به جای داوریهای شهودی در مورد اهمیت متون است. از طرفی برخی معتقدند که اینگونه کمیتگرایی به قیمت ضایع شدن اصل عملکرد تحلیلمحتوا می انجامد. البته اسلتیز و همکارانش معتقدند توجه به کمیتگرایی در تحلیلمحتوا بیشتر بر روند تحلیل تاکید میکند تا بر ویژگی دادههایی که در دسترس میباشد. ایشان همچنین اظهار داشتهاند که تحلیلمحتوای کمی، با حذف همه موارد ارتباطی (پیامهایی) که شکل عددی ندارند یا مواردی که در صورت تخفیف به اشکال عددی، ممکن است معنای خود را از دست بدهند، به نوعی ایجاد محدودیت در حوزه عملکرد اینروش خواهد شد (رفیعپور، ۱۳۸۵).
با توجه به ویژگی تحقیقات کمی و کیفی، ملاحظه می شود که کمی کردن تحلیلمحتوا اغلب به محتوای آشکار پیام محدود میشود. آمارهای توصیفی، مثل توزیع فراوانی، درصدها و نسبتها و غیره به بررسی کمی مطالب میپردازد ولی مبین اصل ماهیت دادهها و طبیعت آن ها نخواهدبود. بنابر این در کنار این روش میتوان برای تکمیل اطلاعات خود روشهای کیفی نیز استفاده کرد هنگامی که برای جمع آوری اطلاعات از کتاب درسی، به معلمان باسابقه رجوع کرده و با بهره گرفتن از مصاحبه یا مشاهده کلاس درس به تحلیل مسائل و مشکلات کتاب درسی پرداخت و یا مزایای آن را بررسی کرد، روش کیفی را مد نظر قرار داده شده است (رسولی و امیرآتشانی، (۱۳۹۰) ص ۳۳).
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد که در تحلیلمحتوا از طریق شمارش فراوانی حضور رخداد مقولههای مورد نظر، پس از خواندن محتوا انجام میشود. برای هریک از مقولهها به تفکیک بخشهای اصلی لایحه و همچنین بندهای آن، جدول فراوانی تهیه شده و پس از بررسی فراوانیها و گرفتن درصد از آن هاَ، نتایج بدست آمده تفسیر شدهمچنین در انتها محقق با بهره گرفتن از اطلاعات بدستآمده و استدلال منطقی به تحلیل دادههای بدستآمده می پردازد و پیشنهادات لازم را ارائه داده شد.
۳- ۷ مراحل تحلیلمحتوا
هریک از نویسندگان کتابهای روش پژوهش، با توجه به دیدگاه خود در تعیین مراحل تحلیلمحتوا، به برخی قسمتها توجه ویژهای داشتهاند. به عنوان مثال دنیس برای تحلیلمحتوا ۶ مرحله اصلی را نام می برد که عبارتاند از: انتخاب محتوا برای تجزیه و تحلیل، تعیین واحدهای محتوا برای تجزیه و تحلیل، تهیه محتوای کدگذاری، کدگذاری محتوا، شمارش و وزندهی، نتیجه گیری (دنیس[۱۲]، ۲۰۰۵). شریفی مراحل تحلیلمحتوا را اینگونه عنوان میکند: مشخص کردن مسأله پزوهش، انتخاب و نمونهگیری منابع تحلیل، تعریف و مشخص کردن واحدهای تحلیل، کمی کردن واحدهای تحلیل (پاشاشریفی، شریفی ۱۳۸۳).
باتوجه به اهداف و شیوۀ پژوهش حاضر، مراحل این تحقیق به صورت زیر می باشد.
۳-۷-۱ مطالعه مبانی علمی واسلامی درباره پیشرفت و اقتضائات آن در حوزه علم وفناوری
در این مرحله با مطالعه کتابخانهای به یافتن ادبیات پژوهش پرداخته شد و با توجه به عنوان تحقیق (تحلیل لایحهی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با توجه به اقتضائات اسلامی پیشرفت در حوزه علم وفناوری)، نظریهها و پژوهشها و اسناد مرتبط با موضوع جمع آوری و بررسی شد.
۳-۷-۲ مشخص کردن اهداف و سولات پژوهشی
۳-۷-۳ انتخاب سندی برای تحلیل
در این پژوهش، لایحۀ الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، به عنوان اولین سند الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، برای تحلیل انتخاب شد. دلیل انتخاب هم این بود که اولاً پژوهش حاضر ایرادات احتمالی سند مذکور شناسایی کند و ثانیاً راهنمایی برای اسناد احتمالی بعدی الگو قرار گیرد.
۳-۷-۴ تدوین روش مقوله بندی
مقولهها در این پژوهش به دو بخش اصلی تقسیم میشوند.
-
- اقتضائات نظری پیشرفت در حوزۀ علم و فناوری از نگاه اسلام یا همان مبانی بینشی و ارزشی اسلامی که میبایستی ناظر بر نظام علم و فناوری باشند. این مبانی که از کتاب مجموعۀ مطالعات پشتیبان سند تحول راهبردی علم و فناوری ایران استخراج شده است، مستنداتشان همگی آیات و روایات اسلامی میباشند. این مبانی همراه با مستنداتشان به صورت مفصل در مباحث نظری خواهدآمد.
- اقتضائات عملی پیشرفت در حوزۀ علم و فناوری براساس مبانی بینشی و ارزشی اسلامی که به صورت راهبردهای عملیاتی در جهت حرکت به سمت الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت علم و فناوری ارائه شد. این مقولهها که خود با الهام از مصاحبه با نخبگان در حوزههای مرتبط تدوین شدهاند، برای اعتبارسنجی، به صورت پرسشنامه در اختیار تعدادی از نخبگان قرار گرفت. نتایج پرسشنامه در فصل ۴ خواهد آمد.
مقوله بندی: پژوهشگر تحلیلمحتوا میبایستی مهارت لازم را در ساخت مقولهها کسب کند. همانطور که محقق برای اجرای برخی پژوهشها باید مهارت لازم را در طراحی پرسشنامه داشته باشد، پژوهشگر تحلیلمحتوا نیز باید بتواند برای بررسی یک متن یا یک کتاب، آنچه مورد تحلیل قرار میگیرد را مقولهبندی کند؛ زیرا مساله اصلی در هر طرح پژوهش تحلیلمحتوا، گزینش و تعریف مقولههاست، یعنی فضایی که واحدهای محتوا باید در آن طبقهبندی شوند. روش تحلیلمحتوا با توجه به مقولههایش؛ موفق میشود یا شکست میخورد (رسولی و امیرآتشانی (۱۳۹۰) ص ۱۰۰) مقوله بندی نوعی تقسیمبندی و تفکیک متن به قطعات و یا بخشهای مجزاست. شیوههایی که محتوای متن بر طبق آن تقسیمبندی میشوند بر حسب ماهیت دادهها و هدفهای مختلف تعیین میشوند (سروستانی، ۱۳۷۵).
۳-۷-۵ تعیین واحدهای محتوا:
واحد محتوا به بخشها و اجزای محتوا گفته میشود که در تحلیلمحتوا مورد توجه محقق است.
محتوا به دونوع واحد ثبت و واحد زمینه تقسیم میگردد. در ادامه هریک از اجزی واحد محتوا به صورت مختصر توضیح داده میشود (رسولی و امیرآتشانی، ۱۳۹۰).
۳-۷-۵-۱ واحد تجزیه و تحلیل یا واحد ثبت:
واحد تجزیه و تحلیل، شخص یا چیزی است که مورد مطالعه قرار میگیرد و در تحلیلمحتوا معمولا آن را واحد ثبت میگویند. هولستوی پنج واحد عمدهی تجزیه و تحلیل (ثبت) را به شرحی که در ادامه میآید، معرفی کردهاست. این پنج واحد عبارتاند از: کلمه، مضمون، کارکتر (شخصیت)، پاراگراف، مورد یا عنوان (هولستوی، ۱۳۷۳) درادامه به اختصار در مورد هریک از از تقسیمات فوق به نقل از سروستانی توضیحاتی ارائه میشود (سروستانی، ۱۳۷۵).
کلمه
کلمه معمولا کوچکترین واحد ثبت است. به کاربستن این واحد، فهرستی از فراوانی کلمات را به دست خواهد داد. اشکال عمده و عیب آشکار چنین واحدی به عنوان واحد ثبت، این است که اگر نمونه انتخاب شده برای تحلیل، مشتمل بر اسناد و مدرک متعدد و پر حجمی باشد، ثبت همهی این کلمات کار دشواری خواهدبود. امتیاز آن هم البته منفصل بودن و مشخص بودن حد مرز آن، سهولت نسبی شناخت و تشخیص آن در یک متن میباشد.
مضمون
در بسیاری از موارد، مضمون که در سادهترین شکل خود یک جمله مطرح میشود مفیدتراز کلمه است، مهمترین مورد کاربرد معرف مضمون، در تحلیل تبلیغات و مطالعه نگرشها، تصورات، سوگیریها و ارزشهاست. مضامین معمولا لابلای جملات و عبارات و یا پاراگرافها و حتی تصویرها وجود دارند و به همین دلیل کشف و اندازهگیری آن ها کار بیشتری نیاز داشته و دشوارتر است. مضمون به خلاف کلمه دارای حد ومرز مشخص و روشنی نیست و همین امر به دشواری کاربرد آن می افزاید و میزان اطمینان آن را نسبت به سایر واحدها کاهش میدهد.
کارکتر (شخص)
معمولا در مورد رمانها، نمایشنامهها و فیلمها، کارکتر را واحد ثبت محسوب میکنند. در این گونه موارد تحلیلگر به جای شمارش کلمات یا اندازه گیری مضامین، اشخاص را شمارش میکند و به تحلیل ویژگیهای شخصیتی و پایگاه طبقاتی و نژادی آنان میپردازد. امتیاز این واحد ثبت نیز مشخص بودن و نقیصه اصلی آن محدود بودنش تنها به برخی از انواع خاص اسناد و مدارک میباشد.
پاراگراف
کمتر از کلمه و مضمون به عنوان واحد تجزیه و تحلیل به کار رفتهاست. مشکل عمده پاراگراف این است که بر خلاف کلمات، معمولا حاوی موضوعات و مضامین متعدد است و به همین دلیل امتیاز «طرد متقابل» را دارا نمیباشد.
موضوعات: بدون موضوع
[جمعه 1400-03-21] [ 03:21:00 ب.ظ ]