اخلاق، در جهان اجتماعی دینی، «بودِ» افراد در برابر «نمودِ» آنهاست. در چنین جهانی که متکی به «بود»هاست و به شدت آن را تشویق و ترویج میکند دسترسی به نظام اخلاقی افراد دشوار است. اشعار معروف «به اندازه بود باید نمود» یا «مُشک آن است که ببوید» و … دلالت بر همین امر دارد. در جهان تجدد نیز که جهان «نمود»هاست، اخلاق به زندگی خصوصی افراد واگذار شده و پرسش از آن، کم اهمیت و البته نوعی مزاحمت برای افراد یا فضولی در زندگی خصوصی آنها محسوب میشود. بنابراین روش ها و تکنیکهای لازم برای دسترسی روشمند به اخلاق در مقایسه با سایر پدیده های انسانیـ اجتماعی بسیار نارس و نابالغ ماندهاند.«به نظر میرسد نیتسنجی و انگیزهشناسی برای کشف عنصر دگردوستی و خیرخواهی در عمل فرد، با تمام دشواریهایش تنها طریق سنجش بعد اخلاقی است»(شجاعیزند، ۱۳۸۴ :۶۰)
اخلاق پدیدهای است که سطوح متفاوتی دارد: سطوح حقیقی، آرمانی و واقعی. به همین دلیل از مناظر مختلفی قابل مطالعه است ولی ضروری است که در هر مطالعهای از اخلاق، ارتباط این سطوح مورد توجه قرار گیرد. در پژوهش حاضر تلاش شد متناسب با این سطوح، روش های رئالیستی، پدیدارشناختی و تجربی مطمح نظر باشند. وقتی از روششناسی پژوهش سخن میرود عمدتاً دو نوعِ «روششناسیبنیادی» و «روششناسیکاربردی» مورد نظرند. وجه تمایز این دو این است که روششناسی بنیادی پیش از پیدایش نظریه و روششناسی کاربردی پس از پیدایش نظریه نمودار میشود. به عبارت دیگر، نظریه، فرزندِ روششناسی بنیادی و مادرِ روششناسی کاربردی است. در پژوهشهای تجربی، منظور از روش، روششناسی کاربردی، یا همان روش جمعآوری داده های تجربی برای داوری دعاوی نظری است. در سطح تجربی و جمعآوری داده ها دو ملاک عمده وجود دارد: «پهنانگری» و «ژرفانگری» که هر پژوهش تجربی تلاش میکند حتیالامکان، این دو معیار را تأمین کند ولی بنا به اهداف خود، عمدتاً یکی را اصل و دیگری را فرع میگیرد. شاید چنین به نظر برسد که دشواری دستیابی به اخلاق اقتضا میکند که ژرفانگری ترجیح داده شود ولی بر خلاف ظاهر، ماهیت اخلاق به گونهای است که در روش های کیفی و ژرفایی نیز بسیاری از دشواریها همچنان باقی میمانند ضمن اینکه مزیت تعمیم داده ها نیز از دست میرود. در پژوهش حاضر تلاش شد با توجه به اهداف، مزیت تعمیم داده ها حفظ شود و برای دستیابی ژرفایی به موضوع، حتیالامکان چارهاندیشی شود. علاوه بر این پیشینۀ مطالعاتی داخلی و خارجی موضوع و همچنین اقتضائات عملی از جمله ویژگی پاسخگویان نیز مزید بر علت شد تا روش پیمایش برای داوری دعاوی نظری پژوهش انتخاب شود.
روش پیمایش با دو هدف توصیف و تبیین به کار میرود. در سطح توصیف، ارائۀ تصویری از جامعه آماری براساس متغیرهای تحقیق یعنی نوع نظام اخلاقی، پایبندی اخلاقی، تجربه زیستۀ خانوادگی و تجربه زیستۀ علمی ـ دانشگاهی را پی میگیریم و در سطح تبیین نیز روابط بین متغیرهای مستقل به ویژه تجربۀ خانوادگی و تجربۀ علمی و متغیر وابسته یعنی نوع نظام اخلاقی را آزمون میکنیم. در تشریح کاربرد این روش باید برای چهار پرسش زیر تعیین تکلیف کنیم:
چه مفاهیم و متغیرهایی سنجیده میشود؟
این مفاهیم و متغیرها چگونه سنجیده میشوند؟
شواهد تجربی و داده ها از کجا و چگونه جمعآوری میشوند؟
داده های به دست آمده چگونه تحلیل میشوند و به سطح نظری بر میگردند؟

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۳-۱- موضوع و چگونگی سنجش

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 01:37:00 ق.ظ ]