تحقیقات نشان دادکه امید با عاطفه مثبت (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۶)و با احساس خود ارزشمندی (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۷) همبستگی مثبت دارد. همچنین امید با افسردگی (ولز، ۲۰۰۵، فلدمن و اشنایدر، ۲۰۰۵)، و اضطراب (شروین وهمکاران، ۱۹۹۲) و بطور کلی عواطف منفی، همبستگی منفی دارد. تحقیقات نشان داده است که علائم افسردگی و اضطراب در افراد امیدوار کمتر گزارش میشود (اشنایدر و دیگران، ۱۹۹۱). امید پائین میتواند سطح افسردگی وضعف های روانی اجتماعی را پیشبینی کند (الیوت، ویتی، هافمن، ۱۹۹۱). افسردگی با عدم تحقق اهدافی که برای فرد اهمیت زیادی دارند مرتبط است(اشنایدر ،۱۹۹۴ به نقل از علاءالدینی، ۱۳۸۷).
در تحقیقی مقدماتی با عنوان امید درمانی در یک نمونه از جامعه انجام گرفت از تعداد ۳۹ نفر افراد داوطلب که اکثراً علایم آسیب شناسی خاصی نداشتند ثبت نام بعمل آمد و در مصاحبه ساختاری تشخیصی شرکت نمودند سپس مقیاسهای امید، عزت نفس، معنای زندگی، اضطراب و افسردگی را تکمیل نمودند و در قالب گروه های درمانی و کنترل به شکل تصادفی قرار داده شدند از این تعداد ، ۳۲ نفر تا پایان ادامه دادند. پروتکل درمانی برای ۸ جلسه دو ساعته بر مبنای نظریه امید اشنایدر (۱۹۹۴) تدوین گردید. نتایج نشان داد که مداخله درمانی تفاوت معناداری در سطح آلفای ۰۵/۰ در عامل امید، معنای زندگی و عزت نفس ایجاد کرد و هر چند از نظر آماری معنادار نبود اما کاهش علائم افسردگی و اضطراب را بدنبال داشت. نتایج نشان داد که مداخله کوتاه مدت امیددرمانی میتواند برخی از توانایی های روان شناختی را افزایش داده وعلایم آسیب شناسی روانی را کاهش دهد ( جیونز، فیلدمن، گام، میچائیل و اشنایدر ،۲۰۰۶).
تحقیق پیرامون سبک زندگی افراد امیدوار بیانگر این مطلب است افرادی که خود را به عنوان انسانهایی با ویژگی مثبت میبینند کسانی هستند که نسبت به آینده امیدوارند و این افرادمعتقدند که میتوانند زندگی شان را کنترل کنند و طولانیتر و سخت تر کار کنند زیرا انتظار یک برونداد مثبت از کارشان را دارند. این افراد هنگامی که با موانعی مواجه میشوند به کوشش خود در زمینه راه های متنوع و گوناگون تا موفقیت کامل ادامه میدهند زیرا معتقدند که سرانجام خواهند توانست به هدف برسند. بنابراین، روش کار این افراد بوسیله انگیزهای قوی برای موفقیت، سطح بالایی از پایداری در وظایف چالش انگیز وعملکرد موثرتر و موفقیتهای بزرگتر مشخص میشود. (مراک[۲۳۵]، ۱۹۹۹).
امیدواری یک روش ارزشمند برای پاسخ فعالانه به محیط از جمله تحصیل است که فرایند آموزشی را در افراد تسهیل میکند( شید ،۲۰۰۶). امیدواری در گروه سنی ۵۴ تا ۶۵ همچنین افراد تنها، طلاق گرفته یا بیوه پائینتر از سایر افراد است (بیلی[۲۳۶]، اشنایدر، ۲۰۰۷). محققان معتقدند که مورد سوء استفاده قرار گرفتن میتواند امیدواری شخص را و حتی عقایدش را درباره هدف و معنای زندگی نابود کند نتایج که تحقیقی با عنوان امید در درمان منحرفان جنسی و کاربرد امید درمانی انجام گرفته نشان دهنده اینست که چگونه امید درمانی بطور معناداری با بهره گرفتن از رویکردهای مثبت گرای کنونی به درمان انحراف جنسی منجر شده است( مولدن[۲۳۷] و مارشال[۲۳۸] ،۲۰۰۵به نقل از ریاحی مدوار ،۱۳۸۵).
بک در نظریه خود (CT )از ناامیدی بعنوان علامت هستهای افسردگی یادمی می کند، و یادآور میشود که ناامیدی هم فلج کننده اراده است و هم باعث تحمل ناپذیر شدن و میل به گریز از یک موقعیت میگردد و بررسیها برنقش رویدادهایی مانند رخدادهای منفی زندگی (مانند بیماری یا بیکاری) که امکان دارد در سبب شناسی، دوره و پیشرفت ناامیدی نقش داشته باشند متمرکز شدهاند (اسکات وکلوم، ۱۹۸۲).
برنارد و برنارد (۱۹۸۲) براین باورند که محیط دانشگاه با گسترش مشکلات یا فشارهای روانی، ممکن است در بالا رفتن ناامیدی در میان دانشجویان نقش داشته باشد. از اینرو پیش بینی میشود که امروزه دانشجویان استرس بیشتری را نسبت به دانشجویان سالهای گذشته گزارش کنند و لذا نیاز به مداخلات ویژه احساس می شود.
در پژوهشی با عنوان بررسی اثر بخشی امید درمانی گروهی برکاهش افسردگی و ناامیدی و افزایش امید دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان ،تعداد ۲۰ نفر از مراجعینی که دارای علائم افسردگی خفیف تا متوسط بودند بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایشی در ۸ جلسه گروهی امید درمانی شرکت نمودند. داده ها با بهره گرفتن از مقیاس افسردگی بک، ناامیدی بک، و پرسشنامه امید اشنایدر جمع آوری شد نتایج نشان داد که این برنامه گروهی منجر به کاهش افسردگی و افزایش امید شده و این آثار تا یک ماه پس از اجرای درمان تداوم داشته است. همچنین نتایج نشان داد که میزان نا امیدی گروه آزمایش کاهش معناداری نیافت (علاءالدینی،۱۳۸۷).
بازسازی شناختی:
درمانهای شناختی از جمله رویکردهای درمانی هستند که طی سالهای گذشته بیشترین پژوهش در مورد آن انجام گرفته است. در این درمانها، پاسخهای عاطفی و رفتاری فرد به رویدادهای زندگی روزمره تابعی از این هستند که چگونه این رویدادها ادراک و یادآوری میشوند و اعتقاد به این است که این فرایندهای شناختی به نوبه خود تحت تأثیر باورهای بنیادینی قرار میگیرند که افراد درباره خود، جهان و آینده دارند (گایدانو[۲۳۹] و لیوتی[۲۴۰]، ۱۹۸۳؛ هامان[۲۴۱] و گودمن[۲۴۲]، براون[۲۴۳]، ۱۹۹۰؛ اینگرام[۲۴۴]، ۱۹۸۴؛ سکال[۲۴۵]، ۱۹۸۸ ).این باورها یا طرحوارههای ضمنی، فعالانه در طول رشد ایجاد میشوند و به عنوان عدسیها یا الگوهایی هستند که ادراک، پردازش، یادآوری، تفسیر و تحلیل اطلاعات وارده را هدایت میکنند (ماهونی[۲۴۶]، ۱۹۹۱،به نقل از راینک،داتیلیو وفریمن[۲۴۷](بی تا) ترجمه علاقبند راد و فرهی، ۱۳۸۰).
طرح مفهوم بازسازی شناختی[۲۴۸] برای نخستین بار در ادبیات بالینی به کارهای الیس (۱۹۶۲) و بک (۱۹۶۷ و ۱۹۷۶) نسبت داده میشود (زارب، ۱۹۹۲). اغلب نظریههایی که زیر بنای آنها درمان بازسازی شناختی است (مک مولین وگیلز ۱۹۸۹، مک مولین ۱۹۸۱) از درمانهای الیس وبک مشتق شدهاند با وجود این در برخی زمینه ها بین آنها تفاوت وجود دارد( فری ،ترجمه صاحبی و همکاران۱۳۸۲).
هر چند روانشناسان توانستهاند با بهره گرفتن از اصول هر یک از رویکردهای شناختی موفقیت هایی در مشاوره و درمان کسب کنند اما تلفیق دو رویکرد میتواند تأثیرات سریعتر و عمیق تری را بر مراجعان ایجاد کند و همین مسأله باعث میشود بسیاری از نقصهای موجود در هر یک برطرف شود و روش کاملتر و کاربردی تری بوجود آید بطور مثال تکنیکها و راهبردهای شناخت درمانی در نتیجه تعامل با رفتار درمانی تصفیه و پالایش شدهاند که این به نوبه خود موجب تأکید برآزمونگری تجربی، فرمول بندیهای تئوریک و کاربردهای درمانی شده است (صاحبی،۱۳۸۰).
فعالیتهای بازسازی شناختی در عرصه بسیاری از درمانهای شناختی رفتاری مرتبط با بزرگسالان انجام میگیرد و عناصر بنیادی آن در کار باکودکان و نوجوانان نیزاستفاده می شود. انواع مختلفی از شیوه های بازسازی شناختی وجود دارد که وجه اشتراک همه این شیوه ها کمک به مراجع است تا از خود گویی ها ،انتظارات یا باورهایی که منعکس کننده شیوه های ناموثر تفکر در باره خود،دیگران و آینده است، آگاه شود. سپس او را راهنمایی میکند تا ارتباط بین این باورهای منفی و تجارب هیجانی خود را دریابند و نهایتاٌ درمانگر و مراجع به شیوه های گوناگونی برای شناسایی ، خلق و ارزیابی راهکارهای ایجاد تفکرات سازگارانه با هم همکاری میکنند( دابسون ،۲۰۰۱ ).
در رویکرد شناختی، تمام مشکلات عاطفی و روان شناختی افراد از شناخت وارهها[۲۴۹] ، خطاهای فکری[۲۵۰]، تحریفهای شناختی[۲۵۱]و باورهای ناکارآمد[۲۵۲]ناشی میشود و اعتقاد بر این است که مشکلات بسیاری از افراد روان رنجور یا روان آزرده ریشه در ضمیر ناخودآگاه و وقایع سرکوب شده گذشته،آمادگی های ژنتیکی و مشکلات غدد درون ریز ندارد، بلکه نگرش و طرز تلقی آنها از وقایع پیرامون است که خلق و احساسات آنها را سازمان می دهد(مک مولین[۲۵۳]، ۲۰۰۱).
ویژگیهای درمان شناختی
درمان شناختی رویکرد مشارکتی[۲۵۴] است. این رویکرد نه تنها ایجاد رابطه درمانی خوب و اجتناب از موضع منفعلانه را در درمانگر تقویت میکند، بلکه سودمندی و متناسب بودن درمان با وضعیت بیمار را نیز تضمین میکند ویژگیهای این درمان عبارتند از: کوتاه مدت (کمتر از ۲۰ جلسه) است، ساختار یافته است و از یک طرح تحولی از پیش آماده شده استفاده میکند. بر مسائل کنونی مراجع توجه و تأکید دارد. مراجع به خود مشاهدهگری افکار و رفتاری که مشخصه آن فکر است ترغیب میشود. تکالیف خانگی از ارکان کار مشاوره است. با منظور افزایش مهارتهای مراجعین در برابر مشکلات یا رفتارهایش انجام می شود (فاوا، ۲۰۰۰).
بازسازی شناختی یک راهبرد نظامدار و سریعاٌ در حال رشد است که از این طریق به مراجعین آموخته می شود تا شناخت های منفی و ناتوان ساز خود را با افکار و اعمال مثبت و منطقی ،جایگزین سازند. در این شیوه فرض های زیر مطرح است: ۱- رفتارهای خود مغلوب ساز یا از تحریف های شناختی معیوب ویا از افکار غیر منطقی و واگویه هایی که ماهیت خود مغلوب سازی دارند ناشی می شود .۲- مراجعین می توانند تفکر معیوب و واگویه های خود مغلوب ساز شان را تغییر دهند،(کورمیر وکورمیر،۱۹۸۵ به نقل از افقه ،۱۳۸۷ ).
یادگیری شناختی و بالا بردن هشیاری دو بعد اساسی و مشترک کار درمان تلقی میشوند اما هیچ رویکردی صرفاً بریادگیری شناختی مبتنی نیست درتمام آنها یک مولفه وجودی هم در بین است که اثربخشی یادگیری شناختی را افزایش میدهد بطور مثال تمثیل میتواند کلمات بیاحساس را به احساسات و احساسات بیزبان را به معانی متصل سازد. داستانهای تمثیلی نیز معانی را منتقل نموده و تغییر ایجاد میکنند هر چند مراجع نمیداند چطور تغییر کرده است. واتزلاویک (۱۹۸۷) گفته است تغییر در هر زمان و بدون بینش میتواند روی دهد (تاد و بوهارت،بی تا،ترجمه فیروز بخت، ۱۳۸۳).
یکی از بحث برانگیزترین مسائل در شناخت درمانی، موضوع هیجان و شناخت و چگونگی ارتباط بین آنهاست. در بین شناخت درمانگران جدید، تیزدل[۲۵۵] (۱۹۹۳) با مطرح کردن باورهای عقلانی[۲۵۶] و باورهای هیجانی[۲۵۷] بنوعی تفاوت بین معنی و مضمون را مطرح کرده است جدول(۵-۲) نشان دهنده اصطلاحات گوناگونی است که برای اشاره به معنی و مضمون بکار برده شده است(حمیدپور،۱۳۸۶):
جدول (۵-۲). معنی و مضمون در بازسازی شناختی
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. |

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 01:55:00 ق.ظ ]