جدول۴-۸- ۸- نتایج آزمون ناپارامتری آزمون من ـ ویتنی تعداد کرمهای خاکی(متر مربع) برای مقایسه مرکز حفره ها با توده مجاور آنها

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

من – ویتنی ۲۲۱/۰۰
Z -۱/۸۷۹
سطح معنی داری ۰/۳۷۹ns

ns ؛ اختلاف در سطح ۵% معنی دارنیست
جدول۴-۸- ۹- نتایج آزمون ناپارامتری آزمون من ـ ویتنی تعداد کرمهای خاکی(متر مربع) برای مقایسه مرکز حفره ها با حاشیه آنها

 

 

 

من – ویتنی ۱۰۸/۵۰۰
Z -۰/۸۳۶
سطح معنی داری ۰/۴۰۳ns

ns ؛ اختلاف در سطح ۵% معنی دارنیست
فصل پنجم- بحث ونتیجه گیری
۵- ۱- بحث
۵-۱– ۱- زادآوری درختان راش
حفره های تاج پوشش در حفاطت تنوعزیستی و چرخهحیات جنگل عامل مهمی تلقی میشوند (وان- ایسنرود و همکاران، ۲۰۰۰( و نقش به سزایی را در زادآوری جنگل از طریق آمادهسازی زیستگاه برای نهالها (نوماتا و همکاران، ۲۰۰۶) و پیوستگی(پر شدن) تاجپوشش درختان اعمال میکنند (شومان و همکاران، ۲۰۰۳ ). آگاهی از وضعیت زادآوری گونه های درختی مختلف با توجه به تفاوت شرایط محیطی بین حفره ها و توده جنگلی و همچنین خصوصیات حفره ها برای مدیریت جنگلشناسی مهم میباشد (دوبروولسکا و وبلن، ۲۰۰۸). خصوصیاتی نظیر اندازه حفره میزان ناهمگونی جنگل را افزایش میدهد و شرایط محیطی ویژهایرا برای زادآوری فراهم میسازد (مارتینز و رودریگرز، ۲۰۰۲). عملیات بهرهبرداری میتواند حفره های تاج پوشش را در جنگل به وجود آورد (کوکونن و همکاران، ۲۰۰۸) و این حفره ها کانون زادآوری جنگل محسوب میشوند (کولینز و باتاگالیا، ۲۰۰۲).
نتایج این تحقیق نشان داد (جدول ۴-۱-۳) که در سطوح مختلف حفره ها تعداد نهالها فقط در طبقه ارتفاعی بیش از ۳۰/۱ متر اختلاف معنیدار وجود دارد. دوبروولسکا (۲۰۰۶) در رابطه با زادآوری گونه بلوط در جنگل آمیخته در نتیجهی مشابهی دست یافت. دوبروولسکا و وبلن (۲۰۰۸) در تحقیقی در جنگل آمیخته نراد سفید در لهستان عدم اختلاف معنیدار تعداد نهال در سه طبقه ارتفاعی گزارش نمودند. در مقایسه حفره ها با توده مجاور آنها و در ارتباط با طبقهبندی ارتفاعی نهالها باید اظهار نمود که شرایط همگنی از لحاظ تعداد نهالها با توجه به طبقات ارتفاعی آنها (به جز طبقه بیش از ۳۰/۱ متر) وجود دارد (جدول۴-۱-۴). نتایج مشابه در تحقیقی در جنگل لورل[۱۲۲] اسپانیا به دست آمده است (آروالو و فرناندز-پالاسیوس[۱۲۳]، ۲۰۰۷). همان طوری که در جدول (۴-۲-۱) مشاهده میشود در منطقه مورد بررسی در طبقات مختلف حفره تاجپوشش و در رابطه با تعداد کل نهالها اختلاف معنیدار میباشد. موسوی و همکاران (۱۳۸۲) در جنگل راش حوزه گلبند (مازندران)، گلیج و همکاران (۱۳۸۶) در بررسی کمی زادآوری در حفره های ایجاد شده از اولین برش تکگزینی در شمشادستان مسکلی (مازندران)، کندرز و همکاران (۲۰۰۸) در جنگل راش اروپایی در مجارستان و ژیان و همکاران (۲۰۰۸) در جنگل سوزنی برگ در غرب سی چوان (چین) نتایج مشابهی دست یافتند.
در تحقیق امانزاده و همکاران (۱۳۸۷) در جنگلهای شمال (رامسر) مشخص شد که اختلاف معنیدار آماری (در سطح ۵ درصد) از نظر فراوانی نهال راش در واحد سطح در بین حفره های مختلف وجوددارد. همچنین نتایج مشابه توسط دوبروولسکا (۲۰۰۶) در رابطه با گونه بلوط در لهستان و وان در مایر و دیگنان[۱۲۴] (۱۹۹۹) در مورد گونه اکالیپتوس در جنوب شرقی استرالیا گزارش شده است. با افزایش سطح حفره تعداد نهالها افزایش مییابد، البته این افزایش ناچیز است و تغییرات تعداد نهالها از روند خاصی تبعیت نمیکند (جدول ۴-۲-۲). افزایش تعداد نهال با توجه به افزایش اندازه حفره با بررسی شیمیزو[۱۲۵] (۱۹۸۴) در جنگل پهن برگ همیشه سبز جزایر اگاساوا مطابقت دارد. در مقایسه میانگین تعداد نهالها در حفره ها و توده مجاور آنها (جدول ۴-۲-۳، ۴-۲-۴) اختلاف معنیداری مشاهده نشد. تحقیق فاجاردو و گراف[۱۲۶] (۲۰۰۰) در جنگل Nothofagus pumilio در جنوب غربی شیلی و آروالو و فرناندز- پالاسیوس (۲۰۰۷) جنگل لورل اسپانیا عدم اختلاف معنیدار تعداد نهالها در حفره ها و توده مجاور آنها نشان داد. نتایج این تحقیق در رابطه با تأثیر اندازه حفره و اثر متقابل اندازه حفره و موقعیت حفره با مطالعه کوتس (۲۰۰۲) در جنگل بریتیش کلمبیا ( گونه غان، کاج و نراد) همسو است. به طورکلی میتوان اظهار نمود که تعداد نهال در مرکز حفره ها کمتر از حاشیه آنها است، هرچند اختلاف معنیدار نمیباشد. زو و همکاران[۱۲۷] (۲۰۰۷) در جنگل picea mongolicaدر چین به نتیجه مشابهی دست یافتند. به علت شرایط سایه در زیر تاج درختان واقع در حاشیه حفره ها نهالهای بیشتری نسبت به مرکز حفره استقرار مییابند. در راشستان مورد مطالعه، تعداد نهالها در جهتهای شمال و مرکز حفره ها کمتر از سایر جهتها میباشد؛ هر چند که اختلاف معنیدار نبود (جدول ۴-۲-۵). گاگنون و همکاران (۲۰۰۴) در بررسی خود در توده جنگلی کاج Pinus Palustris در جنوبغربی فلوریدای امریکا عدم معنیداری تعداد نهال ها را در جهتهای مختلف در حفره ها گزارش نمود. دیاسی (۲۰۰۲) در بررسی خود در جنگلهای راش آمیخته در اسلوونی گزارش نمود که حاشیه شمالی حفره ها برای زادآوری به علت نور مستقیم و بارش کم نامناسب میباشد. چیان چیو و همکاران[۱۲۸](۱۹۸۵) در جنگل Abies alba در کا لابریا برای مرکز حفره ها این وضعیت را گزارش نمودند. عدم اختلاف معنیداری بین حفره ها و توده مجاور همسو با نتیجه مطالعه دیاسی[۱۲۹] (۲۰۰۲) در مورد Abies veitchi و Abies mariessii است. عوامل مختلفی نظیر حضور تمشک، سرخس، چرای دام، شرایط نامساعد جوی، سیکل بذر دهی (امان زاده و همکاران، ۱۳۸۵) و عملیات بهره برداری میتواند در میزان موفقیت زادآوری درختان راش نقش داشته باشد. علت کم بودن زادآوری در برخی جهتهای جغرافیایی در حفره ها میتواند به علت الگوهای تولید و پراکنش بذر، شرایط خاک و میکرواقلیم در حفره های تاجپوشش باشد که این وضعیت موجود با ایده مانفورد[۱۳۰] (۲۰۰۶) همسو میباشد.
دوبروولسکا و وبلن (۲۰۰۸) بر این باورند که فراوانی گونه های سایهپسند در حفره ها به فراوانی درختان مادری اطراف حفره ها بست
گی دارد. وضعیت زادآوری در شرایط مختلف میتواند مبین رفتار بومشناختی متنوع گونه راش در جنگل مورد مطالعه باشد (کندرز و همکاران ۲۰۰۸). زادآوری گونه های سایهپسند در حفره های تاجپوشش نشان میدهد که آنها قادر به عکسالعمل به تفاوتهای شدت نور در آشکوب تحتانی هستند (گوتیرز و همکاران[۱۳۱]،۲۰۰۸). اثرات متقابل حفره، جهت و نور بر تعداد کل نهالها باعث عدم اختلاف معنیداری از نظر پارامترهای مورد نظر در حفره ها شده است.
از نظر قطر یقه نهالها در سطوح مختلف حفره ها اختلاف معنیدار وجود نداشت که مخالف بررسی موسوی و همکاران(۱۳۸۲) و هوث و واگنر[۱۳۲] (۲۰۰۶) در مورد گونه Betula pendula میباشد. ولی نتیجه تحقیق گاگنون و همکاران (۲۰۰۴) نشان داد که در سطوح مختلف حفره ها از نظر قطر یقه نهالها اختلاف معنیدار وجود داشت (جدول۴-۲-۶). عدم اختلاف معنیداری میانگین قطر یقه نهالها در حفره ها و توده مجاور آنها و طبقات نور (جدول۴-۲-۶) میتواند نشانه شرایط تقریباً مشابه بین این دو موقعیت باشد.
نتایج این تحقیق نشان داد که جهت جغرافیایی بر میزان قطر یقه نهالها مؤثر نیست؛ همچنین اثرات متقابل جهت و نور و نیز موقعیت و جهت و نور روی قطر یقه نهالها اختلاف آماری معنیداری را نشان نداد. آمر وهمکاران (۲۰۰۸) نشان دادند که نه تنها اندازه و سن بر واکنش رویشی گیاهان نسبت به منابع موجود تأثیرگذار باشد بلکه عوامل محیطی دیگر مثل دما و رطوبت و عناصر غدایی خاک نیز میتوانند بر رشد نهالها مؤثر واقع شوند. با توجه وجود اختلاف معنیداری بین مرکز، حاشیه حفره ها و توده جنگلی مجاور (جدول ۴-۲-۸) و براساس ایده گری و اسپایس (۱۹۹۶) در مورد گونه Abies sp میتوان اذعان داشت که شرایط محیطی نظیر تاج درختان و ایجاد سایه توسط تاج درختان در حاشیه حفره ها برای رشد نهال گونه راش مناسب میباشد.
بر اساس نتایج به دست آمده میتوان اظهار داشت که شیوه تکگزینی درختی اجرا شده بعد از گذشت ۸ سال و با توجه به حفره های به وجود آمده اثر منفی بر میزان زادآوری نداشته و شرایط مشابهی با تودهجنگلی مجاور (بهره برداری نشده) دارد. بنابراین حفره های تشکیل شده با مساحت حداکثر ۵ آر برای زادآوری مناسب میباشد و پیشنهاد میشود که جهت کسب موفقیت در زادآوری در عملیات نشانهگذاری به مساحت مذکور توجه شود. موسوی و همکاران(۱۳۸۲) و امان زاده و همکاران (۱۳۸۵) نیز جهت بهبود زادآوری مساحت ۵ آر را به منظور بهبود زادآوری جنگل توصیه نمودهاند. جهت حفظ ساختار ناهمسالی توده های جنگلی با درختان جوان بیشتر در آشکوب تحتانی، شیوه تکگزینی درختی برای توسعه زادآوری میتواند به کار گرفته شود (فرانکلین[۱۳۳]، ۲۰۰۲ ).
ایجاد حفره در عملیات بهرهبرداری فرصت مناسبی برای تشکیل جنگلهایی با ساختار مشابه جنگلهای طبیعی وکهنسال فراهم میسازد (دروسلر و لوپکه، ۲۰۰۵). در شیوه بهرهبرداری تکگزینی پایدار تلاش میشود تا زادآوری درختان را ضمانت نماید (کوکونن و همکاران، ۲۰۰۸) و تأثیر حفره های تاجپوشش بر زادآوری بایستی به خوبی بررسی شده و این مسأله برای احیای بومسازگان تخریب شده مهم میباشد (ژیان، ۲۰۰۸). یک هدف عمده مدیریت جنگلداری نوین، استفاده مستمر از منابع طبیعی است که اغلب از طریق جنگلداری نزدیک به طبیعت حاصل میشود (مولدر و همکاران[۱۳۴]، ۲۰۰۸) و شیوه تکگزینی میتواند راهکار مناسبی برای راشستانهای شمال ایران باشد.
۵-۱-۲- تنوعزیستی گونه های گیاهی
تنوعگونهای به عنوان یکی از موضوعات مهم در بومشناسی جنگل مطرح می باشد و به عنوان شاخصی برای تعیین توان بومشناختی بومسازگانهای جنگلی، مقایسه آنها و ارزیابی در مکان و زمان سودمند است (روانبخش و همکاران،۱۳۸۶). دانستن مفاهیم اساسی تنوعزیستی برای جنگلداران، برنامهریزان و سایر مدیران منابعطبیعی اهمیت بهسزایی دارد؛ زیرا حفاظت تنوعزیستی ارزشمند است و به عنوان یک هدف اصلی در مدیریت جنگل و منظر طبیعی (پوربابایی و دادو،۱۳۸۴) و استفادهی از آن در برنامه ریزی جنگلداری نوین از اهمیت زیادی برخوردار میباشد.
واکنش حفره ها در جوامعگیاهی آشکوب تحتانی نسبت به جوامعگیاهی آشکوب فوقانی ممکن است بسیار متفاوت باشد؛ به ویژه در جنگلهای معتدله (مانند جنگلهای شمال ایران) که آشکوب تحتانی بسیار متنوع میباشد (جیلیام، ۲۰۰۷). شیوه های بهرهبرداری به دلیل تأثیرگذاری بر تنوع گونهای نیازمند ارزیابی بوده و کسب اطلاعات بیشتری از اثرات شیوه های مختلف جنگلشناسی بر تنوع گونهای ضروری است (ناگایکه و همکاران[۱۳۵]،۱۹۹۹ ). عملیات جنگلشناسی نوین به مدیریتجنگلی تأکید دارد که هر دو عامل بهرهبرداری و حفاظت تنوعزیستی در آن لحاظ شده باشد (میشل و همکاران[۱۳۶]،۲۰۰۲).
با شناسایی گونه های علفی (جدول۴- ۳- ۱) در راشستان مورد بررسی مشخص شد که ترکیب گیاگان گونه ها بین حفره ها و تودهجنگلی (۴- ۳- ۲) با تحقیق شومان و همکاران (۲۰۰۳) در جنگل کاج – بلوط امریکا، ناف و ولف (۲۰۰۷) در جنگل راش اروپایی- آلمان مطابقت دارد. ترکیب گونه های علفی در حفره ها با نتیجه تحقیق شعبانی و همکاران ( ۱۳۸۸) در جنگل راش در لالیس- نوشهر نیز همخوانی دارد. فاهی و پیوت من (۲۰۰۸) در تحقیقی درباره آشکوب تحتانی جنگل Pseudotsuga menziesii در اورگان امریکا پی بردند که ترکیب گونه در حفره های بزرگتر مشابه ترکیب گونه ها در حفره های کوچکتر میباشد. از نتایج تحقیق حاضر چنین استنباط میشود که گونه های گیاهی موجود در حفره ها، گونه های انحصاری حفره ها نبوده بلکه در توده جنگلی بهره برداری نشده هم حضور دارند. در حفره ها بیشتر گونه ها دار
ای فراوانی کمتری بودند در صورتی که در بین آنها گونه های کمتری با فراوانی بیشتر مشاهده شد. نتیجه مشابهی توسط ساپ کوتا و همکاران (۲۰۰۹) در جنگل سال (Shorea robusta) نپال گزارش شده است. گونه های گیاهی در بین حفره های تاج پوشش که بیشترین تعداد افراد را داشتند شامل گونه های گیاهیGalium odoratum, Solanum dulcamara , Mercurialis perennis, Viola alba Lamium album, Dryoptris filix-mas , Rubus hyrcanus, میباشند.
مولدر و همکاران (۲۰۰۸) بر این باورند که بعضی از گونه های گیاهی در شرایط محیطی( به ویژه نور) در جنگل راش بهتر زیست مینمایند. باربیر و همکاران[۱۳۷] (۲۰۰۸) اظهار داشتند که نیازهای نوری گیاهان آشکوب تحتانی در جنگل متفاوت میباشد. در حفره های تاجپوشش به وجود آمده در اثر اجرای شیوه تکگزینی در راشستان به ویژه در حفره های بزرگ، گونه تمشک (.Rubus sp) با پوشش بیشتری مشاهده شد که میتواند به علت شرایط نور باشد، گرچه عوامل دیگر نیز ممکن است دخیل باشند . شومان و همکاران (۲۰۰۳) بیان داشتند که بسیاری از گونههایی که در حفره ها حضور دارند گونه های نورپسند میباشند و البته با بسته شدن حفره ها، حضورآنها کاهش مییابد. دگن و همکاران[۱۳۸] (۲۰۰۵) اظهار نمودهاند که شرایط نور نسبتاً کم در جنگل راش به جزء در حفره های تاجپوشش وجود دارد. در تحقیق حاضر مشخص شد که وجود حفره ها با توجه به اندازه آنها از حضور گونه های سایهپسند جلوگیری ننموده است. خواص فیزیکو – شیمیایی خاک در حضور و استقرار گونه های آشکوب تحتانی جنگل مؤثر میباشند (وان اوجن و همکاران[۱۳۹] ، ۲۰۰۵). به طور کلی تنوع و تعداد افراد گونه های گیاهی ممکن است در طی زمان پس از بروز اختلال تغییر یابد (گولد بلوم[۱۴۰]، ۱۹۹۷).
با توجه به نتایج میتوان اظهار داشت که بین حفره های تاجپوشش به وجود آمده در اثر بهرهبرداری اختلاف معنیداری (به جز شاخص غنای مارگالف) از نظر شاخصهای تنوع زیستی مشاهده نشد؛ به طوریکه بیشترین میانگین غنای مارگالف برای حفره خیلی بزرگ به دست آمده است. تحقیق گالهیدی و همکاران(۲۰۰۶) مؤید این است که غنای گونهای بین حفره بزرگ و کوچک متفاوت میباشد. غنای گونهای بیشتر در حفره ها میتواند به علت بقای گونه های علفی نسبت به اختلال به وجود آمده باشد (دگن و همکاران،۲۰۰۵). با مقایسه میانگینها در جدولهای مختلف باید اذعان داشت که عوامل اندازه حفره، جهتهای جغرافیایی و نور و همچنین اثر متقابل نور و جهتهای جغرافیایی و اندازه حفره در میزان برخی شاخصهای تنوع مؤثر میباشد. در حفره های به وجود آمده در اثر شیوه تکگزینی مقدار نور، رطوبت خاک و عناصر غذایی زیاد شده که این عوامل باعث افزایش تعداد گونه های آشکوب تحتانی میشوند (فان اوهایمب و هارتل[۱۴۱]، ۲۰۰۹). در مناطقی که حفره ها تشکیل میشوند فضای آزاد برای تجدید حیات جنگل بهوجود میآید و تغییرات حاصله و ناهمگنی محیطی در داخل حفره ها و اطراف آنها به حضور، رشد، توسعه و تنوع گیاهان تأثیر میگذارد (وان- ایسنرود و همکاران، ۲۰۰۰) و چنین وضعیتی را در حفره های تشکیل شده میتوان مشاهده نمود. با توجه به اندازه و کیفیت حفره ها، گونه های گیاهی موجود در آنها متفاوت میباشند (آبه و همکاران،۱۹۹۵ ؛ ناکاشیزوکا[۱۴۲] ، ۱۹۸۹) اما در حفره های تاجپوشش در قطعات مورد بررسی اختلاف کمتری از نظر ترکیب گونه های علفی مشاهده شد، به طوری که ۱۴ گونه (۴۲/۴۲%) در کلیه طبقات حفره ها حضور داشتند. تنوع گونهای زیاد و کم در حاشیه حفره ها با نظر فاهی و پیوت من (۲۰۰۸) همخوانی دارد. برخی مطالعات نشان میدهد که زمان تشکیل حفره، تنوع اندازه حفره و تفاوت شرایط محیطی حفره ها در تنوعزیستی گونه ها در جنگل نقش دارند (گرای و همکاران[۱۴۳]، ۲۰۰۲).

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1399-12-18] [ 01:39:00 ق.ظ ]