آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی








اسفند 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            



آخرین مطالب


  • کنترل بیولوژیک کنه بالغ هیالوما مارجیناتوم توسط قارچ های انتوموپاتوژن متاریزیوم آنیزوپلیه در شرایط آزمایشگاهی- قسمت ۹
  • مپایان نامه در مورد صطفی ملکیان
  • اثر تیمول، نایسین و اسید لاکتیک بر روی لیستریا مونوسایتوژنز تلقیح شده به قطعات مرغ۱
  • دانلود مطالب در مورد بررسی ارتباط چند شکلی های ژنتیکی CAT C-262T و NQO1 ...
  • پایان نامه مدیریت : کلید تواناسازی منابع انسانی
  • تحلیل بینامتنی دینی در رمان های «عمالقه الشمال» و «لیالی ترکستان» نجیب کیلانی- قسمت ۲۴
  • مطالعه جامعه شناختی عوامل موثر بر شکل گیری سلیقه هنری و نوع مصرف هنری با تاکید بر نقش سرمایه فرهنگی
  • ارتکاب فعل زیانبار:/پایان نامه ضررهای جمعی
  • پژوهش دانشگاهی – مقایسه ی میزان وقوع آپوپتوزدر بافت بیضه ی موش نابالغ پس از …
  • دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با بررسی رابطه مهارت های اجتماعی و اضطراب امتحان با عملکرد ...
  • مطالعه شاخص های فیزیولوژیک و مورفولوژیک در روند بررسی عملکرد و اجزای عملکرد لاین های امید بخش برنج (Oryza sativa L.)- قسمت ۳۷
  • پایان نامه روانشناسی در مورد تعریف هوش هیجانی :‌
  • مطالب پایان نامه ها درباره نقد و بررسی رمان شوهر آهو خانم- فایل ۶
  • اپایان نامه درباره شتیاق شغلی
  • بررسی اساطیر در خمسه نظامی- قسمت ۴
  • پایان نامه مدیریت درباره هوش فرهنگی انگیزشی
  • پایان نامه درباره جعاله
  • علل و عوامل مؤثر بر تخلفات انتظامی قضات در نظام قضایی ایران- قسمت ۲۰
  • دپایان نامه در مورد ندانپزشکی
  • بررسی رابطه بین شایستگی عاطفی- اجتماعی اعضای هیأت علمی و ...
  • بررسی تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی، میزان امید و افسردگی بیماران همودیالیزی- قسمت ۶
  • بررسی میزان بقاء لاکتوباسیلوس پلانتاروم A7 ریزپوشانی شده توسط صمغ فارسی (زدو) در ماست و در شرایط شبیه‌سازی شده گوارشی- قسمت ۱۲
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره بررسی اثر اسانس مرزه بر خواص فیزیکوشیمیایی، مکانیکی و عبوردهی فیلم ...
  • بررسی میزان مهریه بر احساس قدرت زنان و تغییرات آن طی دوره های متفاوت زندگی آن‌ها- قسمت ۱۸
  • پایان نامه روابط والدین و کودک
  • پایان نامه با موضوع حقوق اشخاص
  • پایان نامه روانشناسی در مورد : تأثیر مذهب و معنویت بر هیجانات مثبت
  • دنیا و تصاویر برخاسته از آن در الهی ‌نامه، اسرار نامه و تذکره ‌الاولیاء- قسمت ۸۰
  • پایان نامه در مورد تاریخچه ی روان نمایشگری
  • بپایان نامه درباره افت قدیمی
  • بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع (TQM) بر رضایت مشتریان در شرکت مخابرات استان هرمزگان- قسمت ۲
  • پایان نامه در مورد سواد اطلاعاتی
  • شکایت از واحد‌های دولتی//پایان نامه آلودگی هوا
  • پایان نامه : صفات شخصیتی وعملکرد تحصیلی
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد ارزیابی تأثیر وفور منابع طبیعی پایان پذیر (با تاکید بر نفت) ...
  • پروژه های پژوهشی درباره شرح مشکلات دیوان خاقانی هفت ترکیب بند بلند شرح نشده- ...
  • دانلود مقاله طرحواره های ناسازگار اولیه
  • طراحی الگوی راهبردی ارزیابی عملکرد یگان های ناجا۳
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله مقایسه و بررسی محورهای زبان و اندیشه در آثار منیرو روانی پور و ...
  • پایان نامه روانشناسی با موضوع : آنتاگونیست های دوپامین خوراکی:
  • اپایان نامه در مورد طفال بزهکار
  • اثر قدرت مسئولین دولتی و اعتماد مودیان مالیاتی به آن ها بر …
  • تجمل گرایی در لغت:پایان نامه درمورد تجمل گرایی
  • بررسی تطبیقی شرایط و آثار قرارداد دلالی با تاکید بر تحولات لایحه تجارت ایران- قسمت ۵۵
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی و مطالعه انتخاب سبد کالای تند مصرف برای ...
  • نگارش پایان نامه درباره پیش بینی شاخص پنجاه شرکت برتر بورس اوراق بهادار تهران با ...
  • دانلود مقاله ذهن ­آگاهی
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره : طراحی الگوی مؤلفه‌های فطری مشتری‌مداری از دیدگاه اسلام- فایل ۲
  • تفسیر علیّت به تشأّن از دیدگاه صدرالمتألّهین- قسمت ۱۳
  • پایان نامه روانشناسی با موضوع : جنسیت و نارضایتی بدن




  • جستجو




     
      بررسی تاثیر بکار گیری اصل ۴۴ قانون اساسی بر کاهش هزینه های بیمارستان های دولتی تابعه دانشگاه علوم پزشکی مازندران ...

    از گذشته تا کنون مکاتب مشهور اقتصادی همواره بر میزان و نوع دخالت دولت درعرصه ی اقتصادی با یکدیگر بحث و جدل داشته اند و با تحلیل های اقتصاد خرد به واکاوی اثرات این ورود بر شاخص های رشد اقتصادی، تورم، نرخ بیکاری و …پرداخته اند.سازمانها برای انجام فعالیتهای خود با سه‏ استراتژی روبرو هستند:انجام فعالیتها در درون سازمان[۱۵] ؛واگذاری انجام برخی از فعالیتها به بیرون‏ سازمان[۱۶]، مشارکت با دیگر سازمانها در انجام امور[۱۷]. سازمانها از طریق یکی از این‏ استراتژی‏های سه‏گانه و یا ترکیبی از آنها می‏توانند فعالیتهای خود را به انجام برسانند.کاهش تصاعدی، برون‏ریزی فعالیتها، دورریزی فعالیتها و واگذاری فعالیتها، همه‏ بیانگر یک مفهوم هستند و منظور از همه آنها، واگذاری انجام برخی از فعالیتهای سازمان به‏ بیرون است. سازمانها به دلایل مختلفی اقدام به‏ واگذاری فعالیتها به بیرون می‏کنند.برخی از سازمانها در این راستا به موفقیت هایی نایل‏ می‏شوند و برخی دیگر نیز با ناکامی‏ مواجه می‏گردند. (الهیار، ۱۳۸۱). خصوصی سازی در بطن خود ، سیستم جدیدی را می پرورد که با سیستم دولتی کاملاً مغایر است . این سیستم برای آنکه موفق باشد در روابط داخلی و خارجی خود نیاز به تعامل ، تساهل و تسامح دارد . نگاهی به تجربیات جهانی و تجربه سیاست های تعدیل در کشورمان نشان می دهد که خصوصی سازی نباید به عنوان هدف بلکه باید به عنوان وسیله ای برای رسیدن به رشد اقتصادی و عدالت مد نظر قرار گرفته و تبعات آن به درستی مورد ارزیابی قرار گیرد و مشخص شود چه پیش زمینه هایی نیاز دارد ؟ چه گروهی بار آن را به دوش می کشند و چگونه باید جبران شوند ؟ اساساً هدف از خصوصی سازی چیست ؟ چه روش و فرآیندی دستیابی به هدف را تضمین می کند ؟ و در نهایت ، خصوصی سازی شرکت های بزرگ دولتی چه فرصت هایی را برای چه کسانی ایجاد می کند و چه فرصت هایی را از چه گروهی سلب می کند ؟

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

     

    عکس مرتبط با اقتصاد

    در زمستان ۱۳۵۷ و قبل از پیروزی انقلاب، ایدهٔ تدوین قانون اساسی توسط امام خمینی و یارانش در پاریس مطرح شد. در همانجا پیش نویس اولیه قانون اساسی تهیه شد. بعدها پس از پیروزی انقلاب، این پیش نویس توسط افراد و گروه های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در ۱۵ بهمن ۵۷، امام خمینی از جمله وظایف دولت موقت بازرگان را تشکیل مجلس مؤسسان منتخب مردم برای تصویب قانون اساسی اعلام کرد. پس از شروع کار دولت بازرگان، شورای عالی طرح های انقلاب با تصویب هیأت دولت در ۸ فروردین ۵۸ تأسیس و از وظایف این شورا، تهیه طرح قانون اساسی بر مبنای ضوابط اسلامی و اصول آزادی عنوان شد.

    ۲-۲ تاریخچه اصل ۴۴ قانون اساسی

    اصل ۴۳قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بیان رهنمودهای کلی و دیدگاه های و انتظارات از اقتصاد در جمهوری اسلامی پرداخته است و اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بیان ساختار اقتصاد کشور از دید حقوقی . در این اصل تاکید شده که بنیان اقتصاد ایران دولتی است و فعالیت بخش خصوصی به عنوان مکمل و پایین دست پذیرفته می شود. به استناد این دو اصل بخش عظیمی از کارخانجات ، شرکت ها و املاک پس از انقلاب ۵۷ مصادره شده بود .این دو اصل در بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸نیز تغییری نکرد. آیت الله خامنه ای در خرداد سال ۸۴طی ابلاغیه ای در این اصل تجدید نظر کرد و فعالیت بخش خصوصی را در بخش های بالادستی و بنیانی اقتصاد مجاز شمرد . وی سال بعد بند “ج” این ابلاغیه را که مربوط به واگذاری بخش های کلان اقتصاد ایران به بخش خصوصی بود را نیز به دولت ابلاغ کرد. با اجرای این تغییر بخش های عظیمی از اقتصاد دولتی ایران که ۸۰٪ اقتصاد ایران را شامل می گردد ، به بخش خصوص واگذار خواهد شد که آثار گسترده اقتصادی و اجتماعی مثبت یا منفی می تواند داشته باشد. به نظر می رسد اغلب احزاب و کارشناسان ( فارق از غیر قانونی بودن شیوه اجرای این تغییرات توسط علی خمنه ای)اساس این تغییرات اقتصادی ایران را برای هماهنگی با اقتصاد جهانی و افزایش رشد اقتصادی مناسب می دانند. گرچه معتقدند همه انتقادها از اقتصاد دولتی هم قابل قبول نیست و بخشی از ضعف دستگاه های دولتی پیش از آنکه به دولتی بودن آن مربوط بوده باشد به ضعف مدیران مربوط است. از سویی نحوه واگذاری با توجه به فساد بالا در دستگاه حاکمیتی ایران و حجم عظیم واگذاری ها جای تامل فراوان دارد. میزان واگذاری ها ۹۶ هزار میلیارد تومان اعلام شده است. از سویی برخی دیگر از کارشناسان ( که در اقلیت قرار دارند) با اساس این تغییران مخالف بوده و انرا زمینه ساز شکاف طبقاتی گسترده در ایران می دانند.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۲-۳ مبانی نظری خصوصی سازی

    از آنجائیکه کاهش نقش تصدی گری دولت در امور اقتصادی به نام خصوصی سازی شهرت یافته است بنابراین در این بخش به توضیح مفاهیم خصوصی سازی و در بخش بعدی به توضیح مفاهیم برون سپاری پرداخته می شود.

    ۲-۳-۱ مفاهیم و تعاریف خصوصی سازی

    واژه خصوصی سازی برای اولین بار در سال ۱۹۸۳ در فرهنگ زبان انگلیسی ثبت شد (کیانی، ۱۳۷۴: ۹)

    انتقال فعالیتهای اقتصادی از حوزه قلمرو فعالیتهای اقتصادی دولت به حوزه قلمرو فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی که با عبارت خصوصی کردن متباین است. (سامتی، ۱۳۷۱: ۱۳)

    خصوصی سازی عبارت است از انتقال مالکیت اموال از دولت یا ایالت به بخش خصوصی، درست بر عکس ملی شدن، که در آن سرمایه گذاری های خصوصی و یا منابع توسط دولت مرکزی، محلی و یا منطقه ای در اختیار گرفته می شود. در صحبتهای عامیانه، ملی شدن در دوران بعد از جنگ (دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰) متداول بوده و توسط دولتهای سوسیال دمکرات و سوسیالیست مطرح شده بود.

    خصوصی سازی در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با رهبری خاصی توسط حکومت «رونالد ریگان» و «مارگارت تاچر» به عنوان بخشی از سیاست روشنفکرانه جدید و قوی متداول شد. به نظر می رسد، در آن دوران اصلاح خصوصی سازی اولین بار توسط هفته نامه مالی انگلیس اکونومیست[۱۸] رایج شد و بر سر زبانها افتاد.

    خصوصی سازی عمل کاهش نقش دولت یا افزایش نقش بخش خصوصی در یک فعالیت یا مالکیت دارایی است. وقتی مردم خصوصی سازی را به کار می برند آنها معمولا منظورشان یکی از چهار عبارت زیر است:

    اعطاء امتیاز به موسسات خصوصی تا کاردولت را راحت نمایند.

    توزیع اسناد (کوپن) برای شهروندانی که از شرکتهای تامین کننده، خدمات می خرند.

    فروش دارایی های بخش عمومی به بخش خصوصی.

    قرارداد بستن با موسسه خصوصی جهت فراهم نمودن خدمات همانند مدیریت مدارس عمومی.

    فروش دارایی های بخش عمومی به بخش خصوصی

    خصوصی سازی اصطلاحی فراگیر و متنوع است که به واگذاری کنترل عملیاتی و یا مالی موسسات در مالکیت دولت به بخش خصوصی منجر می شود و همراه مالکیت، قدرت نیز به مردم منتقل می گردد. اقتصاددانان معاصر که تئوری خصوصی سازی را مطرح کرده اند آن را بخشی از فرایند بزرگتر اصلاحات و بازسازی اقتصادی و امری اجتناب ناپذیر برای اعتلای جامعه و پاسخگویی مناسب به نیازها و امور رفاهی و معیشتی مردم ارزیابی می کنند.

    خصوصی سازی به یک مفهوم دیگر یک نوع بازگشت به طبیعت انسان برای رشد و شکوفایی استعدادها و خلاقیت هاست که در محیطی آزاد و نه مقید می تواند برای رسیدن به دست آوردهای بالاتر تلاش کند و به ابراز شخصیت و قابلیت بپردازد. (بیانی ، ۱۳۸۹).

    واژه خصوصی سازی حاکی از تغییر در تعادل بین حکومت [۱۹] و بازار در حیات اقتصادی یک کشور به نفع بازار می باشد.

    خصوصی سازی مبین واجد شرایط بازار کردن[۲۰] و باز نمودن درهای یک موسسه اقتصادی عمومی به روی نیروهای بازار با توجه به داده ها[۲۱] و بازده ها[۲۲] می باشد.

    فرایند واجد شرایط بازار کردن به مقدار قابل ملاحظه ای تابع سیاستهای کلی دولت در زمینه آزاد سازی و مقررات زدایی می باشد. این موضوع به توسعه یک اقتصاد باز و کاهش عوامل بی تحرکی مثل عدم تکامل بازارهای سرمایه و نیروی کار درون یک بخش یا بین بخشهای مختلف اقتصاد کمک می کند. (پاکدامن، ۱۳۷۴: ۱۵)

    خصوصی سازی در شکل ظاهری عبارت است از فرآیندی که طی آن وظایف و تاسیسات بخش دولتی در هر سطحی به بخش خصوصی انتقال داده می شود اما در مفهوم حقیقی به اشاعه فرهنگی در کلیه سطوح جامعه اطلاق می گردد که دستگاه قانونگذاری، قضائیه، مجریه و تمامی آحاد یک کشور باور نمایند که کار مردم را باید به مردم واگذاشت یعنی مردم بدون دخالت دولت قادر به انجام وظایف و مسئولیتهای مربوط به جامعه خود بوده و هیچ نهاد و قدرتی نمی تواند آنها را از انجام مسئولیتهایشان باز دارد. تعبیر جدید موسسات بین المللی که در فرایند خصوصی سازی کشورها مداخله می نمایند عبارت است از اینکه مردم را در فعالیتهای اقتصادی مسئول نماییم.

    خصوصی سازی یک فرصت استثنایی برای ساختار سیاسی کشور فراهم می سازد تا مردم نسبت به تصمیمات رهبران سیاسی حساسیت نشان دهند و در صحنه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … مشارکت فعال داشته باشند. (رحیمی بروجردی، ۱۳۷۳: ۱۱۳) ایده اصلی در تفکر خصوصی سازی این است که فضای رقابت و نظام حاکم بر بازار، بنگاه ها و واحدهای خصوصی را مجبور می سازد تا عملکرد کارآتری را نسبت به بخش عمومی داشته باشند برپایه این ایده تعاریف مفاهیم و تئوریهای متعددی که در برگیرنده ابعاد و اهداف مختلف خصوصی سازی است، ارائه گردیده است. بیس لی ولیتل چایلد[۲۳] می گویند خصوصی سازی وسیله ای برای بهبود عملکرد فعالیتهای اقتصادی (صنایع) از طریق افزایش نقش نیروهای بازار است، در صورتی که حداقل ۵۰ درصد از سهام دولتی به بخش خصوصی واگذار گردد، ولجا نوسکی[۲۴] خصوصی سازی را به معنای انجام فعالیتهای اقتصادی توسط بخش خصوصی یا انتقال مالکیت دارئیها به بخش خصوصی می داند.

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    کی و تامپسون[۲۵] خصوصی سازی را اینگونه تعریف می کنند، «واژه خصوصی سازی روش های متعدد و مختلفی برای تعییر رابطه بین دولت و بخش خصوصی را شامل می شود از جمله «ضد ملی کردن» و یا فروش داراییهای متعلق به دولت، «مقررات زدایی»[۲۶] یا حذف ضوابط محدود کننده، معرفی رقابت در انحصارهای مطلق دولتی، و پیمانکاری[۲۷] یا واگذاری تولید کالاها و خدماتی که توسط دولت اداره و تامین مالی می شوند به بخش خصوصی. «شوارتز[۲۸] تعریف خصوصی سازی را برای کشورهای اقتصاد متمرکز بسیار فراتر از انتقال مالکیت و تعدیل در مقررات می داند و می گوید «خصوصی سازی به معنی بوجود آوردن نظام اقتصادی جدید بر اساس بازار و در نتیجه دگرگونی و تحول در ابعاد مختلف اقتصادی می باشد.

    بس[۲۹] Bos خصوصی سازی را نشان تعالی تفکر سرمایه داری و اعتماد به کارآیی بازار در مقابل عدم اطمینان به کارآیی بخش عمومی بیان می کند. (متوسلی، ۱۳۷۳: ۱۹۶-۱۹۵)

    در پاره ای موقعیت ها خصوصی سازی قطعا به معنای مالکیت خارجی و یا مالکیت یک گروه قوی خاص و در نتیجه به خطر افتادن همبستگی اجتماعی خواهد بود.

    حتی اگر خصوصی سازی در مجموع سوآور باشد، ممکن است موقعیتهایی وجود داشته باشد که طی آن، خصوصی سازی سود آور نباشد. اگر بازارها توسعه نیافته باشند، آنگاه خصوصی سازی به معنای ایجاد مالکیت خارجی بوده و در نتیجه لازم است منافع عمومی به دقت تعدیل و تنظیم شود. پرایس[۳۰] معتقد است خصوصی سازی به شکلی که در انگلستان به عنوان خاستگاه خصوصی سازی مشاهده شده واکنشی است در برابر عدم موفقیت دولت در سازماندهی بخش دولتی به منظور حفظ منافع اقتصادی کل جامعه (به جای یک گروه ذینفع خاص). (هیوز، ۱۳۷۹: ۳۲۵)

    خصوصی سازی نه تنها شامل حاکمیت عوامل اقتصادی در تصمیمات مدیریت است بلکه شامل سرمایه گذاری بخش عمومی در بخش خصوصی و فعالیتهایی است که معمولا توسط بخش دولتی و به صورت غیر انتفاعی انجام می گردد. (طاعتی، (۱۳۷۳: ۶۸-۶۷).

    واژه خصوصی سازی متباین با تعاریف ذیل است.

    کوتاه نمودن دست قوه اجرایی (دولت) در ارائه تولیدات و خدمات

    انتقال مالکیت از بخش عمومی به بخش خصوصی

    کاهش اقتدار دولت در اجرای مسئولیت کنترل بر روی منابع تولید و تخصیص آن

    سرمایه گذاری روش های مدیریت و اجرای وظایف و مسئولیتها به بخش خصوصی

    تشویق بخش خصوصی به فعالیت و مشارکت بیشتر در فعالیتهای جامعه

    دولت ها در نیمه اول قرن بیستم با این توجیه که مکانیزم بازار و سیستم قیمت ها در تخصیص بهینه منابع و ایجاد حداکثر رفاه دچار مشکل و ناتوانی است و قادر نیست به نیازهای اساسی جامعه پاسخ مثبت دهد، وارد اقتصاد شدند و تصدی شمار کثیری از فعالیتهای اقتصادی را عهده دار شدند. بنابراین در اکثر کشورها مسئولیت هایی چون: رفع نواقص بازار، تخصیص بهینه منابع، ایجاد زیرساخت های اقتصادی، تولید عرضه کالاها و خدمات عمومی، توزیع عادلانه درآمدها، حفظ آزادیهای فردی، ایجاد عدالت اجتماعی، تثبیت اقتصادی، ایجاد اشتغال و رفع فقر و محرومیت و فراهم کردن شرایط مساعد برای شکوفایی استعدادها و خلاقیتها به عهده دولت قرار گرفت و دولت به عنوان پیشاهنگ رشد و توسعه شناخته شد. در یک جمع بندی کلی، حاصل این دخالت گسترده در فعالیتهای اقتصادی توسط دولتها در مراحل اولیه رضایت بخش بود و در دهه های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ به رشد اقتصادی شتاب بخشید و باعث کاهش بسیاری از مسائل و مشکلات، تنگناها، بی ثباتی ها و چرخه های تجاری شد(آل مداف،۲۰۰۳).

    با وجود این، به تدریج با گسترش دامنه فعالیتهای اقتصادی دولت در اواخر دهه ۱۹۷۰، کارایی فعالیتهای اقتصادی بنگاه ها و موسسات دولتی تنزیل یافت و عواملی چون: فقدان انگیزه کاری، تعدد در اهداف، حاکمیت و اولویت اهداف سیاسی بر اهداف اقتصادی، فقدان مکانیزم پاداش و جزا، ضعف مدیریت و … باعث ” شکست دولت” شد. روند نزولی عملکرد فعالیتهای اقتصادی بنگاه های دولتی که از اواخر دهه ۱۹۷۰ شروع شده بود، در دهه ۱۹۸۰ شدت گرفت و این تفکر غالب شد که اقتصادی که توسط دولت، برنامه ریزی، هدایت و رهبری شود، عاقبت به رکود و کسادی می انجامد. با آغاز برنامه های خصوصی سازی، سهم شرکتهای دولتی از تولید ناخالص داخلی نیز رو به کاهش نهاد.

    به این ترتیب خصوصی سازی روندی جهانی یافت و روز به روز بر حجم آن افزوده شد؛ به طوری که سهم شرکتهای دولتی از مجموع GDP از سال ۱۹۹۷ تاکنون روز به روز در حال کاهش است. البته قابل ذکر است که برنامه های خصوصی سازی که در طی دوره زمانی ۲۰۰۳ – ۱۹۹۳ و بعد از آن صورت گرفته است با خصوصی سازی بود بسیار متفاوت است(میرزاده و همکاران،۱۳۸۸).

    ۲-۴- انتقال وظایف از بخش دولتی به بخش خصوصی

    در مفهوم عام و گسترده خصوصی سازی در صنایع دولتی «کاهش فعالیتهای اقتصادی دولت و یا از میان برداشتن همه فعالیتهای اقتصادی دولت است در مفهوم خاص و محدود، خصوصی سازی به معنی» واگذاری مالکیت صنایع دولتی به بخش خصوصی است. (مقبل، ۱۳۷۲).

    در یک تعریف کلی می توان خصوصی سازی را تغییر فضای حاکم بر فعالیت بنگاه ها دانست که در عین حفظ بافت اصلی فعالیت، تغییر فضای مذکور آنچنان بر شرای بازار و نحوه عملکرد بنگاه ها تاثیرگذارد که انگیزهخ ها و مکانیزمهای بخش خصوصی ملاک تصمیم گیری در بنگاه مربوطه قرار گیرد.

    در فضای جدید که مستقیما تحت تاثیر نیروهای بازار است با بکارگیری مکانیزمهای انگیزشی و استفاده از ابزارهای بخش خصوصی، اهرمهای سودآوری از طریق انجام کنش ها و واکنش ها در مقابل نیروهای بازار، هزینه های تولید را به حداقل رسانده و کارآیی را در سطح مطلوب حفظ خواهد کرد. (داوری نیکو، ۱۳۷۴: ۳۹)

    در دیدگاه متعارف و سنتی خصوصی سازی با غیر ملی کردن و انتقال مالکیت موسسات عمومی – دولتی به بخش خصوصی برابر است. در دیدگاه های جدید تر دولت بیشتر از آنکه بر انتقال مالکیت شرکتها به بخش خصوصی پافشاری کند برخصوصی نمودن فعالیتها تاکید دارد. عمده ترین راه حلی که در این رابطه وجود دارد خصوصی نمودن مدیریت بدون انتقال مالکیت یا فعالیت می باشد. (شمس، ۱۳۷۲: ۴۳-۴۲).

    ۲-۵- اهداف خصوصی سازی

    اهداف اصلی خصوصی سازی می بایست با توجه به موسسه اقتصادی مشخص گردد این اهداف نقش تعیین کننده ای در نحوه خصوصی سازی و چگونگی واگذاری دارد. (پاکدامن، ۱۳۷۴: ۲۲)

    بطور کلی می توانیم هدفهای خصوصی سازی را به سه دسته عمده تقسیم کنیم:

    ۱- اهداف سیاسی و اجتماعی

    ۲- اهداف اقتصادی

    ۳-اهداف مالی

    ۲-۵-۱-هدف های اقتصادی

    در مورد هدفهای اقتصادی می توان به افزایش راندمان، توسعه بازار اقتصاد آزاد، تقویت بازار سرمایه و افزایش درآمدهای ارزی اشاره نمود.

    ۱- افزایش راندمان

    اکثرا دیده شده است که سطح راندمان در بخش دولتی هر کشور نسبت به سطح راندمان بخش خصوصی پایین تر است. علت این است که بسیاری اوقات ، بخشهای دولتی به دور از تکنولوژی های مدرن و متداول بکار خود ادامه داده اند، به اعمال سیاستهای استخدامی همراه با ترجیح سیاسی پرداخته اند که در مجموع هزینه نیروی کار را در این بخشها افزایش داده است. بخشهای دولتی به دلیل پایین نگاهداشتن حقوق و دستمزدها بعضا از نیروی متخصص پربازده محروم گردیده اند و کمتر به برنامه ریزی در مورد سرمایه گذاری معقول و پر سود پرداخته اند بر اثر چنین ویژگیها، سطح متوسط راندمان در بخشهای دولتی کاهش یافته که متوسط سطح راندمان در سطح ملی را هم بی تاثیر نگذاشته است. خصوصی سازی به عنوان راه حل و راهگشای اینگونه معضلات مطرح گردیده که حداقل بتوانند با محدود نمودن بخش دولتی از نتایج غیر مفید آن برای اقتصاد بازار آزاد ممانعت بعمل آورد.

    ۲- تقویت اقتصاد بازار آزاد

    صنایعی که در دست دولت قرار دارند و یا کارخانه هایی که دارای مدیریت دولتی هستند، چه به لحاظ قیمت و چه به لحاظ کیفیت کالا، حساسیتهای لازم را در مقابل تقاضای مصرف کنندگان ندارند این دسته از صنایع یا حالت انحصاری دارند و یا متمایل به داشتن وضعیت مونوپولی هستند که در مجموع مانع رقابت و امکان ترجیح مصرف کننده می شوند. صنایع دولتی به دلیل اینکه با خطر ورشکستگی روبرو نیستند و ضررهای آنها از طریق دولت و بودجه دولتی تامین می گردد، علاقه ای به از دست دادن وضعیت انحصاری خود ندارند. از این رو علی رغم وجود راندمان پایین به بهبود کیفیت کالا و کاهش هزینه ها یا قیمت ها در این دسته از صنایع نیازی احساس نمی شود.

    ۳-تقویت بازار سرمایه

    از دیگر هدفهای خصوصی سازی، فراهم آوردن بازار سرمایه قوی و وسیع در کشورهای در حال توسعه است. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، مشکل کمبود ارزشهای منقول (مثل سهام و اوراق قرضه) از عمده مشکلات توسعه بازار سرمایه شمرده می شود. از طریق خصوصی سازی در کشورهای در حال توسعه، تصور میرود که سهام لازم برای حیات و کارکرد بازارهای سرمایه، به این بازارها سرازیر شده و مکانیسم عرضه و تقاضا در این بازارها توسعه یابد و از سرمایه گذاری مردم در زمینه های غیر تولیدی از قبیل خرید زمین و طلا جلوگیری شود.

    ۴-افزایش درآمدهای ارزی

    کمبود ارز در کشورهای در حال توسعه از وجوه بارز اقتصادی آنها به شمار می آید در بعضی از روش های خصوصی سازی ممکن است سهام صنایع دولتی به سرمایه گذاران خارجی هم عرضه شود. در این صورت دولت خواهد توانست به درآمدهای ارزی قابل توجه دسترسی پیدا کند. در صورتی که دولتی مایل به ارائه سهام صنایع خود به سرمایه گذاران و یا شرکتهای خارجی باشد. می تواند به عنوان یکی از روش های موثر، این سهام را در بازارهای بورس دیگر کشورها از قبیل نیویورک، لندن، زوریخ و توکیو عرضه نماید. به عنوان یکی دیگر از روش های جذب ارز خارجی از طریق خصوصی سازی صنایع دولتی، می توان به فروش سهام آنها به اتباع مقیم خارج همان کشور نیز اشاره کرد.

    ۲-۵-۲- هدفهای مالی

    تحت عنوان اهداف مالی می توان به تامین درآمد برای دولت پرداخت. دولتها در صورت نیاز به منابع مالی زیاد، می توانند به عنوان یک آلترناتیو به عرضه سهام صنایع دولتی به مردم بپردازند. بویژه کشورهایی که به لحاظ اعتبار مالی خارجی دچار مشکل بوده و از حمایت موسسات پولی یا مالی بین المللی نظیر صندوق بین المللی پول[۳۱] و بانک جهانی برخوردار نباشد، ممکن است تحت فشار قروض مختلف راه خصوصی سازی را مناسب تشخیص دهند. از این گذشته در بعضی کشورهای در حال توسعه، مردم به دلیل عدم اعتماد، علاقه زیادی به تحصیل اوراق قرضه دولتی، از خود نشان نمی دهند. در این کشور ها، مکانیسمهای جمع آوری و تشخیص مالیات هم به درستی کار نمی کنند و از سوی دیگر توسل بیشتر به شیوه های مالیات بندی، مورد توجه کافی سیاستمدارانی که به رای مردم نیاز دارند، نیست و در نهایت واگذاری صنایع دولتی به مردم در راستای کسب درآمد برای دولت به شکل اهرم موثر جلوه گر می شود.

    ۲-۵-۳- هدفهای اجتماعی و سیاسی

    علاوه بر اهداف یاد شده برای خصوصی سازی دو هدف دیگر هم قابل ذکر است:

    مردمی کردن سرمایه و یا پخش سرمایه در بین آحاد مردم و عملی نمودن فلسفه سیاسی که همان مشارکت مردم در امور تولیدی و اقتصادی است.

    ۱-مردمی کردن سرمایه و یا تقسیم سرمایه بین مردم

    در کشورهای در حال توسعه، تقسیم ثروت ملی بین مردم متعادل و عادلانه نیست . زیرا درآمد ملی تحت تاثیر عوامل گوناگون به بخشهای معین از جمعیت تعلق می یابد. در صورتی که سهام صنایع دولتی به مردم عرضه شود به دلیل پایین بودن قیمت واحد سهام، امکان مشارکت مردم در این صنایع و استفاده از سودهای آینده این صنایع، می تواند زمینه ساز اصلاح نظام تقسیم درآمد باشد بویژه اگر فروش سهام صنایع دولتی در درجه اول به کارگران، کارکنان و مدیران آنها باشد و یا ترجیحا فروش سهام این صنایع به گروه های کم درآمد جامعه و بعدا دیگر گروه ها اختصاص یابد، اصلاح نظام تقسیم درآمد ملی سریعتر صورت می گیرد. چنانچه خصوصی سازی در ابعاد وسیع صورت گیرد و دقت کافی در جلوگیری از تمرکز سهام در دست عده ای قلیل بعمل آید، به یک معنا سرمایه اجتماعی خواهد شد.

    ۲- پیاده کردن فلسفه سیاسی

    در اقتصاد لیبرال و در چارچوب اعتقاد «شخصیت اقتصادی» ضروری است که دولت مداخلات خود را نسبت به ساختار اقتصادی معاصر کاهش دهد.

    طرفداران اقتصاد لیبرال، ضمن طرفداری از استقلال و شخصیت اقتصادی افراد جامعه اظهار می دارند که وظیفه دولت در بازار رقابت، این نیست که ارزشهای اقتصادی را بین خود و بخش خصوصی تقسیم کند، اینان اولویت و برتری را با استقلال اقتصادی افراد می دانند و معتقدند دخالت و یا مشارکت دولت در امور اقتصادی موجب خدشه دار شدن استقلال اقتصادی افراد جامعه خواهد شد. (مقبل، (۱۳۷۲: ۵۹-۵۶))

    به طور کلی می توان اهداف خصوصی سازی را در کادر زیر خلاصه نمود.

    جدول ۲-۱- اهداف خصوصی سازی (رضا پاکدامن،۱۳۷۴)

    اهداف اولیهکاهش ابتکار عملهای مستقیم دولت در فعالیتهای اقتصادی

     

    سبک کردن بار ضررهای موسسات اقتصادی عمومی و هزینه های سرمایه ای از دوش خزانه داری

    بهبود کارآئی عملیات موسسات اقتصادی

    اهداف ثانویه

    تشویق مالکیت گسترده سهام.

    توسعه رشد بازارهای سرمایه.

    به حداقل رساندن دخالت بوروکراسی دولت در عملیات موسسه اقتصادی.

    تحصیل دریافتهای سرمایه ای برای خزانه داری.

    ۲-۶- اهداف خصوصی سازی در سایر کشورها

    جدول (۲-۲) مقایسه میان هدفهای خصوصی سازی در اروپا و ژاپن را نشان می دهد البته این هدفهای آشکار و رسمی دولتهاست که در این جدول دیده می شود. اما در کنار اهداف رسمی شده، گرایشهای محافظه کار و نئولیبرال اهداف به ظاهر مردم گرایانه را نیز مطرح می کنند چون؛ کمک به مالیات دهنده و دفاع از مصرف کننده، در این راستا گفته می شود: «کمک به سرمایه گذاری در موسسات انتفاعی، بخش عمومی، اگر توسط دولت صورت گیرد، در واقع جیب مودی مالیاتی است که خالی می شود. (شمس، ۱۳۷۲: ۴۶).

    جدول ۲-۲- مقایسه میان هدفهای خصوصی سازی در اروپا و ژاپن (عبدالحمید شمس،۱۳۷۲)

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    کشور اسپانیا انگلیس ایتالیا ژاپن آلمان
    جهت دهی فکری سوسیالیست محافظه کار دمکرات مسیحی و سوسیالیست حزب لیبرال و دمکرات محافظه کار لیبرال
    ثمربخشی اقتصادی آری آری آری آری آری
    کاهش کسر بودجه دولت آری آری آری آری آری
    مقررات زدایی خیر آری خیر آری آری
    سرمایه داری مردمی خیر آری خیر خیر خیر
    بخشهای مربوط متنوع متنوع متنوع ارتباطات حمل و نقل تمام بخشها

    ۲-۷- عوامل موثر بر خصوصی سازی

    مهمترین عوامل موثر بر خصوصی سازی عبارتند از :

    ۱- مسئله مالکیت : در اقتصادهای با برنامه ریزی مرکزی، کنترل شرکت ها در دست مدیران و کارگرانی است که از لحاظ قانونی اسماً مالک آن هستند. برای فروش آن ها دولت باید مجدداً مالکیت و کنترل آنها را به دست گیرد که در حقیقت در حکم ملی کردن مجدد آن ها است، و این امری محال است. بنابراین هر کوششی در جهت خصوصی کردن آن ها مستلزم برنامه هایی از جانب مدیران کنونی آن ها است.

    ۲- شناسایی دارایی ها تشخیص شرکت ها از کلاف سردرگم عرضه کنندگان، خدمات دولت محلی و موسسه عرضه کننده خدمات متنوع به علت مغشوش بودن حقوق مالکیت ناممکن است. به دشواری می توان دانست کجا حوزه مالکیت دولتی آغاز می شود یا خاتمه می یابد.

    ۳- سازمان غیرمنطقی : ادغام عمودی شرکت ها بیش از آنی است که از لحاظ اقتصادی قابل اتکا باشد. آن ها در مورد اغلب نهاده ها متکی به عرضه کننده منحصر به فرد است و تمرکز محلی آن ها بیش از حد است به گونه ای که پایان بخشیدن به فعالیت هر کارخانه ای معادل ویرانی اقتصاد محلی است.

    ۴- دیوان سالاری: دیوان سالاری دولتی چنان گسترش یافته است که اجرای برنامه های خصوصی سازی از ابتدا منوط به خلق سازمان های جدید است. بعلاوه این سازمان ها گرفتار کارکنانی است که در هراس از بازخواست سیاسی از تصویب هر معامله ای اکراه دارند.

    ۵- ارزش گذاری دارایی ها: بدون ارزش گذاری دارایی های واقعی، و تحلیل جریان نقدی یا برنامه بازاریابی، هیچ کس تصوری از ارزش یک فعالیت اقتصادی ندارند. به علت فقدان حسابداری واقعی هیچ کس، دست کم مدیران یا دیوان سالارانی که واحد را اداره می کنند، به درستی نمی داند که آیا بر ارزش بنگاه افزوده یا از آن کاسته شده است.

    حسابداری

    ۶- جنبه های مالی: حتی بی پرواترین کوشش های خصوصی سازی نیز قادر به خلق یک اقتصاد واقعی مبتنی بر بازار نیست، مگر این که یک بازار مالی کارآمد نیز وجود داشته باشد. اساساً در این اقتصادها بانک های خصوصی و بورس های اوراق بهادار، و از این رو مهارت اداره آن ها، وجود ندارد(تقوی و همکاران،۱۳۷۴).

    ۲-۸- تفاوت بخش خصوصی و دولتی

    بخش دولتی با بخش خصوصی و مدیریت آن تفاوت های بارزی دارد. برخی از این تفاوتها در تاکید یا اجرا است و تفاوت اساسی دو موضوع نیست. با این حال تفاوتهای عمده ای وجود دارد که بر شیوه اعمال مدیریت در بخش دولتی تاثیر می گذارد.

    ۱- بر عکس بخش خصوصی تصمیمات بخش دولتی ممکن است قهری و اجباری[۳۲] باشد، شهروندان را می توان وادار ساخت که تصمیمات را بپذیرند، مالیات بپردازند، مستغلات خود را به اجبار بفروشند و مشمول محدودیتهای ناشی از قدرت قهری دولت باشند. دست کم در فعالیتهای قانونی بخش خصوصی، قدرت قهری وجود ندارد. این موضوع اهمیت دارد، زیرا بسیاری از مردم در رابطه با بخش دولتی از رویکردهای نادرستی استفاده می کنند. اگر آنها به جامعه قدرت داده اند، از نهادهای آ ن انتظار رفتاری منصفانه و برابر دارند. همه فعالیتهای دولتی قهری و اجباری نیستند اما آن فعالیتهایی که قهری هستند باید با دقتی بیش از بخش خصوصی به اجرا درآیند. موسسات خصوصی آزادند از مشتریان مختلف نرخ متفاوتی مطالبه کنند. می توانند با کسانی معامله نکنند، می توانند دستورالعمل های معمولی را نادیده بگیرند، قدرت قهری دولت به معنای اعمال محدودیتهایی نسبت به فرآیندهای مقرر است.

    ۲- شکلهای پاسخگویی در بخش دولتی با بخش خصوصی متفاوت است در حالی که مدیریت شرکت از نظر تئوریک نسبت به سهامداران پاسخگو است، کارکنان دولت به رهبری سیاسی، پارلمان، مردم و بخشهای مختلف نظام قضایی پاسخگو هستند.

    ۳- مدیر دولتی باید با یک دستور کار خارجی که عمدتا توسط رهبری سیاسی تنظیم می شود، دست و پنجه نرم کند. این موقعیت با سازمانی که در آن انگیزه مشترک در همه سطوح سازمان پول در آوردن است، تفاوت دارد. تفاوت اساسی، حضور قدرت سیاسی است. همچنان که بورمن و استراس من نشان داده اند، در حالی که قدرت سیاسی آشکارا به مدیریت استراتژیک خصوصی تاثیر می گذارد. اما ارتباط آن با مدیریت استراتژیک دولتی فراترازیک تاثیر ساده است «سیاستمداران» ممکن است اقداماتی را بخواهند که با اصول منطقی مدیریت منافات داشته باشد. سیاستمداران به احتمال زیاد آموزش مدیریت ندیده اند، نظر خود را به سرعت تغییر می دهند و اقدامات اداری را برای منظورهای سیاسی می خواهند. عمل کردن به دستورات سیاسی و گاهی نظام اداری غیر مسئولانه یا حتی خصمانه، می تواند باعث درگیری بوروکراسی و سیاستمداران شود البته نمی توان گفت که کارکردن بر اساس دستور سیاسی از کارکردن برپایه درآمد، غیر منطقی تر است. نکته این است که دستور سیاسی مدیریت بخش دولتی را متمایز می کند. هنگامی که بخش اعظم این دستورات تحمیلی است، دامنه فعالیت مدیر محدود می شود.

    ۴- بخش دولتی در اندازه گیری بروندادیا کارآیی تولید، ذاتا مشکل دارد در اینجا معیارنهایی و مشخصی مثل سود در بخش خصوصی وجود ندارد. بسیاری از قسمتهای بخش خصوصی – کارکنان دفتر مرکزی، واحدهای تحقیقاتی – هم در اندازه گیری عملکرد مساله دارند، اما کل سازمان را می توان با اندازه گیری سودآوری ارزیابی کرد. ممکن است هدفهایی مثل افزایش سهم بازار یا توسعه بازارهای جدید، پی گیری شود، اما داشتن یک معیار ساده و همه جانبه کار مدیران بخش خصوصی را ساده می کند، در دولت بندرت بر سر هدفها و نحوه اندازه گیری آنها توافق وجود دارد، همچنین نمی توان فرض کرد که همه کارکنان، این دو را مراعات می کنند. معیار کلی سودآوری، مقصد، هدف و مقیاس داوری مدیران بخش خصوصی را روشن می کند.

    نبود معیار مناسب ارزیابی ممکن است باعث شود که قسمتهایی از بخش دولتی هیچ وظیفه مفیدی ایفا نکنند، این وضع در بخش خصوصی هم می تواند رخ دهد، اما احتمال آن بسیار کمتر است.

    ۵- اندازه و تنوع عظیم بخش دولتی، هرگونه کنترل و هماهنگی را دشوار می سازد دولتها و مشاورانشان کوشش می کنند اقدامات بزرگترین و پیچیده ترین بخش فعالیتهای جامعه را هماهنگ سازند. در تئوری، پاسخگویی سیاسی وجود دارد، اما در عمل، دولتها دستورالعملهای کنترلی گسترده ای تدوین می کنند که غالبا بابی تفاوتی اجرا می شود و مکرر تغییر می یابد. بین برنامه ها نیز اغلب همپوشی و تعارض وجود دارد.

    در مجموع می توان گفت بخش دولتی به اندازه کافی متفاوت است و به مدیریت خاص خود نیاز دارد که لزوما عین مدیریت بخش خصوصی نیست. فلاین در این خصوص می گوید:

    «مدیریت موسسات دولتی با مدیریت موسسات خصوصی تفاوت دارد. در حالی که تنوع گسترده ای از خدمات خصوصی وجود دارد اما هدف همواره یکسان است، ارائه خدمتی که به اندازه کافی برای مشتریان ارزشمند باشد تا ترغیب شوند آن را بخرند. در بخش دولتی هدف همیشه ایجاد درآمد نیست و در بسیاری موارد استفاده کنندگان مجبورند همکاری کنند و انتخاب دیگری ندارند. به این معنا هر کدام از روابط میان سازمان و استفاده کنندگان آن باید در فعالیت کارکنان سازمان بازتاب یابد. (هیوز، ۱۳۷۹: ۵-۳۵۲)

    در زیر پاره ای از تفاوتهای بین بخش خصوصی و دولتی در جدول (۴-۲) ذکر گردیده است:

    جدول ۲-۳- تفاوتهای بخش خصوصی و دولتی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    بخش خصوصی بخش عمومی (دولتی)
    اهداف مشخص اختلاط و پیچیدگی اهداف و سیاستهای مداخله ای
    هزینه بر مبنای استراتژی تجاری هزینه بیشتر تولید و توزیع
    استقلال مالی با تاکید بر سودآوری ناچار به انجام امور ورشکسته و خدمات غیر سودآوری
    تصمیمات عملیاتی و کارآ تصمیمات سیاسی وغیر کارآ
    کارآیی بالا کارآیی پایین و یا منفی
    قدرت و توانایی رقابت در مقابل رقابتهای داخلی و خارجی عدم وجود رقابت و اعمال محدودیتهای تعرفه ای و محورهای واردات برای مقابله با رقیبهای داخلی خارجی
    اعمال محدودیتهای کمتر در روش های کاری و استخدامی کنترلهای بیش از حد محدود کننده
    عدم وجود قدرت قهری واجباری وجود قدرت قهری و اجباری
    پاسخگویی به سهامداران پاسخگویی به مردم
    وسعت در دامنه فعالیت مدیر، وجود معیارهای مناسب جهت سنجش کارآیی محدودیت دامنه فعالیت مدیرعدم وجود معیار مناسب در سنجش کارآیی
    نیروی انسانی متناسب با حجم کار نیروی انسانی بی شمار
    حجم متوسط و متناسب سازمان حجم وسیع سازمان
    سلسله مراتب افقی سلسله مراتب عمودی
    تغییر در وضعیت موجود حفظ وضع موجود

    در قلمرو تحقیق این طور بیان گردید که مسئله برون سپاری، در چارچوب استراتژی خصوصی سازی قرار می گیرد، بنابراین خصوصی سازی که یکی از موضوعات کلیدی علم اقتصاد بوده و نظریه پرادازان برجسته اقتصادی در این زمینه نظریه پردازی کرده اند، لذا ترجیح داده شده است تا برخی از نظریه ها ، تاریخچه، تعاریف، اهداف و عوامل خصوصی سازی مطرح گردد و سپس با تشریح تفاوت بین بخش خصوصی و دولتی به بررسی اصل ۴۴ قانون اساسی ایران پرداخته شود به طوری که این اطلاعات بتواند موضوع برون سپاری را که در ادامه مطالب فصل مطرح می گردد مورد پوشش نظری قرار دهد.

    ۲-۹

    یکی از اصول اقتصاد پویا و همچنین از پیش فاکتورهای توسعه اقتصادی کشورهای پیشرفته دنیا “خصوصی سازی” است. خصوصی سازی فرایند سپردن اولویتها به دست مکانیزم بازار و بازارگرا کردن آنها است و طیف گسترده ای را شامل می شود که یک سوی آن خصوصی سازی کامل و سوی دیگر تجدید ساختار بنگاه های تحت مالکیت دولت است. در نظام بانکی این امر نیازمند اصلاح ساختارمالی و اداری، تعدیل نیروی انسانی و بکارگیری نیروی توانمند، حذف یا کنارآمدن با قوانین و مقررات دست و پاگیر دولتی و… است که تنگناهای عمده اقتصادی موجود را رفع یا تعدیل نماید و در نهایت موجب افزایش کارایی اقتصادی شود. این امر مستلزم مدیریت کارآمد است.

    مهم ترین عامل زیرساز در طراحی سیاستهای توسعه اقتصادی یک کشور، تعیین حدود و برجستگی نقش بخش عمومی و خصوصی در فرایند تحولات اقتصادی است. بنابراین قبل از انتخاب سیاستهای گوناگون توسعه باید چارچوب این حوزه ها تعیین و وزن هربخش در انواع فعالیتهای اقتصادی مشخص شود. تعیین وزن هربخش در هرنوع فعالیت به عوامل متعدد داخلی و خارجی بستگی دارد که اهم آنها عبارتند از: ایدئولوژی حاکم و اهداف مورد نظردولت، شرایط اقتصادی جهان و قطب بندیهای آن، ظرفیت وتواناییهای بخش عمومی وخصوصی کشور ودرجه توسعه یافتگی اقتصاد.

    ازطریق خصوصی سازی و ایجادمحیط رقابتی می توان تولید کننده را مجبور به تولید و فروش با قیمت حداقل کرد. مزیت بخش خصوصی این است که از طریق رقابت ـ و نه مقررات کنترل کننده ـ می توان آن را تحت فشار قرارداد تا محصول را با قیمت حداقل تولید کند. این امر درساختاردولتی امکان پذیر نیست.بنابراین خصوصی سازی منجر به کاهش هزینه ها و رشد نوآوری و در نتیجه کاهش قیمت کالاها می شود. از سوی دیگر، تورم به دلیل فشار هزینه کنترل می شود و جامعه از آن سود می برد و البته امکان صادرات هم فراهم می شود زیرا کالایی قابل صدور است که به قیمت رقابتی تولید شود.

    قانون اساسی به عنوان میثاق ملی اصولی دارد که باید توسط دست اندکاران کشور و کسانی که در این مرزو بوم مسئولیت دارند مورد توجه قرار گیرد و بارها خوانده شود تا همه اصول به عنوان سرلوحه و منشور کاری  تکرار گردد و زمینه برای تحقق همه جانبه کشور و نیل به توسعه فراهم شود.

    این قانون اصولی دارد که به نظر  می رسد نسبت به سایر اصول مهجورتر مانده و باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد همچنانکه به نظر می رسد که اصل سوم و چهل و سوم باید بار دیگر توسط دست اندکاران و به ویژه دولت مورد بازخوانی قرار گیرد و زمینه ای فراهم شود تا این اصل اجرایی گردد.

    در اصل سوم به صراحت به وظایف دولت در برابر ملت اشاره شده است که دولت موظف میباشد اقداماتی را انجام دهد تا رشد فضائل اخلاقی، بالابردن سطح آگاهی های عمومی، آموزش و پرورش رایگان، طرد استعمار، تامین آزادی ها، تقویت بنیه دفاع ملی، پی ریزی اقتصاد صحیح، تامین خودکفائی، امنیت قضائی عادلانه و … محقق شود.

    اصل چهل و سوم نیز به صراحت تاکید می کند که وظایف اقتصادی دولت شامل تامین نیازهای اساسی، منع اسراف و تبذیر، جلوگیری از سلطه بیگانه بر کشور، تاکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، تنظیم برنامه اقتصادی کشور، تامین شغل و … می باشد که دولت باید تلاش کند تا به این اهداف دست پیدا کند بنابراین این دو اصل باید بارها و بارها خوانده شود.

    فارغ از این مساله دولت باید تلاش خود را به کار گیرد تا اصل ۴۴ اجرایی شود به عبارت بهتر باید دولت کوچک سازی بدنه خود را در دستور کار قرار دهد و نسبت به آن اهتمام ورزد تا بتواند به اهداف خود دست پیدا کند در غیر اینصورت امکان نیل به این اهداف هرگز میسر نخواهد شد.

    اگر دولت همچنان فربه بماند نمی تواند اهداف خود را محقق کند بنابراین دولت باید از تصدی گری خود بکاهد و مسئولیت هایش را به بخش خصوصی واگذار کند بنابراین اجرای اصل ۴۴ مهمترین اولویت دولت به شمار می رود که باید آن را مدنظر قرار دهد و سعی نماید تا برای نیل به آن برنامه ریزی کند و بیش از این زمان را از دست ندهد.

    ۲-۱۰ کنکاشی در موانع اجرایی شدن اصل چهل وچهار

    اصل ۴۴ قانون اساسی، اقتصاد کشور را به سه حوزه دولتی، تعاونی و خصوصی تقسیم کرده است. این اصل دولت را مکلف می سازد صنایع، معادن و بانکهای بزرگ را در اختیار و انحصار خود داشته باشد. تجربه قریب ۳دهه انحصار دولت در هر آنچه به ظاهر بزرگ می نماید، مجمع تشخیص مصلحت و شورای نگهبان را به صرافت انداخت که مبادا آنچه با تفسیر <بزرگ> در اختیار و انحصار دولت است، خود سدّی بر مسیر توسعه و پیشرفت کشور باشد. سرانجام تبیین مجدد مصادیق این عبارت اصل ۴۴ توسط شورای نگهبان و ابلاغ آن توسط مقام معظم رهبری، راهی جدید در پیش روی دولت گذاشت تا خود را از قید و بند بسیاری از صنایع، معادن، نیروگاهها، پالایشگاهها، مجتمع های پتروشیمی و بانکهای دولتی برهاند. اما اجرای این کار خود، کاری بس سترگ است و آمیختن دو عنصر دقت و سرعت در پروسه اجرای این تبیین تازه و راهگشا، مستلزم رعایت بسیاری الزامات و پیشگیری از ظهور و بروز آفات و خطرات احتمالی است.

    مهمترین مشکلی که بر سر راه اجرایی شدن سیاستهای اصل ۴۴ وجود دارد، تفکر و دیدگاهی است که نسبت به سرمایه و ثروت در جامعه ما وجود دارد و به همین دلیل باید پیش از هر چیز به آزادسازی اقتصاد بپردازیم و در مراحل بعدی به مقوله خصوصی سازی اقتصاد توجه کنیم.

    ساختارهای قانونی ناهمگون با این سیاستها در برخی موارد به موانعی قانونی در راه اجرای آنها تبدیل شده است، به عنوان نمونه نبود بازارهای مالی مترقی، انحصارات اقتصادی موجود و رقابت گریزی ارکان اقتصادی کشور از جمله مواردی هستند که احتیاج به اصلاح قوانین موجود و همراه کردن آنها با سیاستهای اصل ۴۴ را گریزناپذیر می کند.

    از همه این موارد مهمتر بحث عدم ثبات قوانین در کشور ماست که از سوی سرمایه گذاران به معنای نبود امنیت برای سرمایه گذاری است و ناگفته پیداست که سرمایه و سرمایه گذار از ناامنی و بی ثباتی گریزان است و شاید یکی از دلایل جا به جایی های سریع، مقطعی و بی منطق نقدینگی موجود در جامعه ما بین حوزه های مختلف همین عدم امنیت اقتصادی و قانونی باشد.

    در کشور ما حتی سیستم بانکی نیز سرمایه گذاری را تشویق نمی کند و با وضع موانع بزرگ برای اعطای تسهیلات، جرات و قدرت درخواست تسهیلات را از سرمایه گذاری به خصوص در حوزه صنعت می گیرد.

    رئیس سازمان خصوصی سازی با اشاره به مقاومت مدیران دولتی در برابر این سیاستها گفت: دسته ای از این مدیران معتقدند اگر دولت حضوری چشمگیر و پررنگ در حوزه های اقتصادی نداشته باشد، شاهد فراگیر شدن فساد مالی و اقتصادی در جامعه خواهیم بود و چنین طرز تفکری در خوشبینانه ترین حالت دلیل مقاومت و مخالفت ناپیدای آنان است.

    پایین بودن درآمد سرانه را در ایران یکی دیگر از موانع پیاده شدن سیاستهای اصل ۴۴ دانست و افزود: پایین بودن درآمد سرانه لاجرم نبود پس انداز و طبیعت عدم قدرت شرکت در فعالیتهای اقتصادی سرمایه بر را به دنبال دارد.

    رئیس سازمان خصوصی سازی با اشاره به سیر بررسی آیین نامه اجرایی اصل ۴۴ در دولت گفت: بنابر آخرین اطلاعی که من دارم تا ماه ۵۲ این آیین نامه تصویب شده و پیش بینی می شود تا پایان سال جاری بررسی و تصویب آن پایان یابد؛ مجلس هم با تشکیل کمیسیون ویژه اصل ۴۴ به شدت پیگیر ارسال این آیین نامه از دولت به مجلس است و عنوان کرده که در صورت تعلل دولت، این آیین نامه را در قالب طرح یک فوریتی در مجلس بررسی و تصویب خواهد کرد.

    خصوصی سازی را متعالی ترین مرحله رشد اقتصادی دانسته اند و مشکلی که تمامی دولت ها در سالهای اخیر با آن دست به گریبان بوده اند و باعث شده تا به سمت استفاده از راه های تجربه شده ای به عنوان روش های مقدماتی تر خصوصی سازی بروند که از آن تعبیر به نهادهای شبه دولتی می شود، مشکل بازار سرمایه کشور ماست.

    ارزش بازار سرمایه ما با توجه به ظرفیت های اقتصادی کشور باید بازاری ۵۰۰میلیارد دلاری باشد در حالی که با وجود ورود شرکت مس به بورس که حدود ۲ میلیارد دلار به ارزش بورس اضافه کرد، مجموع ارزش بورس ما به ۳۷ میلیارد دلار رسیده است. ضمن اینکه وجود برخی مقاومت ها باعث شده که دولت ها سعی کنند به نوعی با ۲ مرحله ای کردن واگذاریها از طریق شبیه دولتی ها، بار مقاومتها را کم کنند. (دلاور، ۱۳۷۶).

    مشکل اصلی اقتصاد ما در حال حاضر این نیست که بخش انبوهی از ثروت ملی کشور طی ۷۰ سال گذشته نزد دولت و حاکمیت انباشته شده است بلکه به دلیل عدم پویایی و آزادی لازم در فعالیتهای اقتصادی در طول این سالها، بخش خصوصی نتوانسته به رقم قابل از سرمایه، سود و ثروت دست پیدا کند و به همین دلیل ثروت انباشته نزد دولت و حاکمیت در برابر ثروت بخش خصوصی بسیار زیاد و انبوه جلوه می کند در صورتی که در شرایط سالم و درست ثروت و سرمایه بخش خصوصی اینقدر زیاد خواهد بود که اگر از میزان فعلی ثروت دولت هم ذره ای کاسته نشود، این ثروت در برابر ثروت مجموعه بخش خصوصی بسیار ناچیز می نماید.

    در بند الف تصریح شده دولت نمی تواند به غیر از فعالیت هایی که در صدر اصل ۴۴ قید شده، هیچ گونه فعالیت جدیدی داشته باشد و مکلف شده که طی ۵سال، سالانه ۲۰درصد از این فعالیتها را به بخش خصوصی واگذار کند. ناگفته پیداست که این فعالیت ها حیطه وسیعی از فعالیتهای اقتصادی و حتی غیراقتصادی را دربرمی گیرد.

    دولت حتی در حوزه غیراقتصادی مانند آموزش عالی، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش می تواند فقط نقش سیاستگذاری نظارت و کنترل را برعهده داشته باشد و حوزه اجرا را به بخش خصوصی واگذار کند در حالی که در پی عدم این نکته از سوی دولتهای مختلف طی این سالها شاهد بدنی بزرگ با ۳میلیون و ۲۰۰ هزار عضو و سری کوچک به عنوان دولت و حقوق بگیرانش هستیم. بنابراین توقف حرکت در جهت جلوگیری از بزرگتر شدن دولت یکی از عمده ترین اهداف اجرای سیاستهای اصل ۴۴ است که در بند الف به آن تصریح شده است. (دلاور، ۱۳۷۶).

    با اشاره به بند ب اصل ۴۴: در بند ب تأکید شده که انحصارات دولتی در فعالیتهای قید شده در صدر اصل ۴۴ باید شکسته شده و امکان حضور و فعالیت بخش خصوصی در این حوزه فراهم شود. امروز کاملا ً مشخص شده که با وجود سرمایه گذاریهای سنگینی که دولت طی این ۲۷ سال در این بخشها انجام داده اگر این انحصارات وجود نداشت و بخش خصوصی اجازه و امکان فعالیت می یافت، در حال حاضر در شرایط بسیار مطلوبتری قرار داشتیم، بنابراین دولت باید زمینه های ورود بخش خصوصی و تعاونی را به حوزه فعالیت های صدر اصل ۴۴ هموار کند.

    بند ج در واقع مرحله سوم است که بحث واگذاری فعالیتهای اجرایی دولت را پیگیری می کند.
    اصلاح فرهنگ عمومی را گام بعدی ایجاد این اطمینان برای بخش خصوصی میباشد و فرهنگ نادرست سرمایه دار گریزی و بدبینی به سرمایه داری در جامعه ما نهادینه شده که البته فقط نتیجه سیاستهای پس از انقلاب نیست و در رژیم گذشته نیز شاهد اصالت فعالیت دولت بودیم و ریشه تمامی این چالش ها نیز به ورود ناسالم نفت به جریان اقتصاد ایران بازمی گردد. اتکای بیش از حد خزانه به درآمد نفت دولت را از درآمدهای مالیاتی مردم بی نیاز می کند و به همین دلیل دولت دلیلی برای فربه تر کردن فعالیتهای بخش خصوصی نمی بیند تا از نتیجه آن مالیات بیشتری کسب کند و زمینه پیدایش رانتهای ناسالم هم فراهم می شود.

    تا زمانی که نهادها مطمئن باشند در صورت زیان ده بودن فعالیتهایشان، این زیان از محل بودجه دولت تامین می شود، مشکل به قوت خود باقی خواهد ماند و باید منتظر باشیم تا ظرف چند سال آینده این نهادها به همان سرنوشتی گرفتار شوند که الان دستگاه های دولتی دچار آن هستند

    ۲-۱۰-۱ ویژگی های قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی

    ۱) این قانون در بر گیرنده تمامی فعالیت های اقتصادی بخش های اقتصادی کشور است.

    ۲) کلیه قوای کشور مخاطب این قانون هستند و در اجرایی شدن آن سهم دارند .

    ۳) آن بخش از فعالیت های دولت که همچنان در انحصار دولت باقی می ماند باید مورد باز تعریف قرار گیرد.

    ۴) در کلیه امور انتفاعی ، واگذاری مالکیت ها به همراه واگذاری فعالیت ها الزامی است .

    ۵) قانون ناظر بر کلیه مفاد سیاست های ابلاغی است – نه فراتر و نه فروتر از آن .

    ۶) این قانون در راستای سایر قوانین پایه ای کشور وضع شده است و در چارچوب سیاست های ابلاغی اصل ۴۴ تدوین شده است.

    ۷) فعالیت های حوزه سلامت، آموزش، تحقیقات و فرهنگ مشمول این قانون نیست و توسعه و واگذاری در این بخش ها بر اساس لایحه جدید خواهد بود.

    ۸) نهادهای اجرایی، نظارتی و حاکمیتی جدیدی برای سیاستگذاری و تصدی گری تعریف شده اند.

    ۹) نقش دولت، بخش تعاونی، بخش خصوصی و بخش عمومی غیر دولتی در فعالیت های اقتصادی نسبت به هم شفاف گردیده و قلمرو و دامنه مجاز فعالیت هریک تعیین شده است.

    ۱۰) حوزه های مهم و بخش های اساسی اقتصاد شامل مصادیق صدر اصل (۴۴) امکان واگذاری دارند و با اجرای این قانون وظایف تصدی گری دولت کاهش می یابد و دولت از طریق واگذاری سهام شرکت های صدر اصل (۴۴) به بخش های غیر دولتی سهم خود را از ۸۰ درصد به ۲۰ درصد کاهش می دهد.

    ۱۱) مفهوم رقابت و انحصار و مقررات کلی ناظر بر آنها تبیین شده است.

    ۱۲) رویکردهای حمایتی و تشویقی دولت مانند توسعه بخش تعاون و اجرای سهام عدالت تعیین شده است.

    ۱۳) با ایجاد شورای عالی اصل (۴۴) و تبیین وظیفه گزارش دهی بر اساس بند به بند مواد قانون، ابعاد نظارتی قانون به طور کامل مورد توجه قرار گرفته است.

    ۱۴) عدم اقدام در خصوص هریک از احکام و مواد مندرج در قانون ارجاع به هیات های تخلفات اداری را به دنبال دارد و لذا تمامی احکام دارای ضمانت اجرایی لازم می باشد.

    ۱۵) به عنوان یک قانون مادر، احکام و تکالیف لازم برای مراجع ذیربط به منظور تدوین قوانین مکمل این قانون تدبیر شده است. (لایحه بهبود کسب و کار-لوایح حذف مقررات زاید در هر بخش)

    ۱۶) نمایندگان بخش های خصوصی و تعاونی رسماً در نهادهای سیاستگزاری کشور وارد شده اند.

    ۱۷) هیچ امتیاز خاصی برای بخش دولتی نسبت به سایر بخش ها وضع نگردیده است.

    ۱۸) کلیه امتیازات و حقوق خاص دولتی نیز لغو گردیده و یا دولت مکلف به تعمیم آنها به سایر بخش ها شده است. (دلاور، ۱۳۷۶).

    گزارش نهایی کمیسیون ویژه نظارت و پیگیری اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی در خصوص پیشنهادات و راه حل های مربوط به گزارش سهام عدالت در جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس قرائت شد که متن آن به شرح زیر است:

    ۱- مطابق با مواد ۳۴ یا ۳۸ قانون اصلاح برنامه چهارم و اجرای سیاست هالی کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، قانون تفسیر نحوه اجرای ماده ۳۵ این قانون و آئین نامه اجرایی سهام عدالت مصوب ۲۹/۱/۸۸ شورای عالی اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی هر چه سریعتر مشمولین بندهای الف و ب ماده ۳۴ به عنوان سهامداران شرکت های سرمایه گذاری استانی ساماندهی شوند و با ورود آنها به بورس در قالب شرکت های سهام عام و فعال شدن کانون سهام عدالت، امکان مالکیت کامل و مدیریت مردم در سهام عدالت فراهم شود.

    ۲- با توجه به به بنده ۱، شرکت های تعاونی شهرستانی که عهده دار ساماندهی سهام عدالت و ارائه خدمت به اعضاء هستند می توانند با احراز شرایط به صورت شرکت های تعاونی فراگیر ملی و یا تعاونی سهام عام، سازماندهی گردند و در جهت تحقق بند (ب) سیاست های کلی اصل ۴۴ و تقویت بخش تعاون بر اساس مفاد مواد ۹ تا ۱۲ قانون فعالیت اقتصادی کنند.

    ۳- با توجه به ضرورت اجرای نظر هیات تطبیق مصوبات دولت با قوانین و نامه شماره ۶۲۱۶۳/۸۱۴/ب مورخ ۱۳/۱۲/۸۸ ریاست محترم مجلس شورای اسلامی به ریاست محترم جمهوری مبنی بر لغو تصویب نامه شماره ۱۶۹۲۱۳/۴۳۶۵۳ مورخ ۲۵/۸/۸۸ هیات وزیران در خصوص تصدی نمایندگی سهام عدالت در شرکت های واگذار شده، لازم است احکام صادره اعضاء هیات مدیره توسط دستگاه های اجرایی لغو شود و ترکیب هیات مدیره بر اساس معرفی نمایندگان سهام عدالت توسط شرکت های سرمایه گذاری استانی و کانون مربوط، موضوع ماده ۸ آئین نامه مصوب ۲۹/۱/۸۹ شورای عالی اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ اصلاح شود. (دلاور، ۱۳۷۶).

    ۴- کلیه شرکت های سرمایه گذاری استانی (موضوع ماده ۳۵ قانون) بر اساس مفاد تفسیر نحوه اجرای ماده ۳۵ مصوب ۳۱/۵/۸۹ مجل شورای اسلامی ضرورت دارد اساسنامه خود را با این قانون تطبیق دهند و به صورت شرکت های سهام عام و به عنوان عضو کانون شرکت های سرمایه گذاری استانی، موضوع ماده ۸ آئین نامه مصوب ۲۹/۱/۸۸ شورای عالی اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴، فعالیت کنند.

    ۵- جامعه هدف سهام عدالت (واجدین شش دهک درآمدی کشور) مطابق با بندهای الف، ب تبصره های ۱ و ۲ ماده ۳۴ قانون، به ویژه با شناسایی و ثبت نام اقضار محروم تر در جومع روستایی و عشایری، شهری و حاشیه شهرها و کارگران باقیمانده تکمیل گردد.

    ۶- ماده سود سهام عدالت که تا پایان سال مالی منتهی به تیر ماه ۱۳۸۹ مبلغ ۱۹٫۶۲۶۴۸۵٫۹۱۱٫۷۲۷ ریال است از شرکت سرمایه پذیر دریافت گردد. و از سوی دیگر اقساط باقیمانده سهام که تا پایان سال مالی منتهی به تیر ماه ۱۳۸۹ مبلغ ۵٫۵۱۱٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ است به خزانه واریز شود و همچنین به منظور رفع مشکلات موجود در تسویه بدهی اقساط سهام عدالت و ایجاد ارتباط بین تخیفی مبلغ و نحوه انتقال سهام و پرداخت سود با تسویه اقساط معرفی و سررسید شده ، پیشنهاد می گردد اصلاحات لازم در قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ صورت پذیرد.

    ۷- به استناد بد (ب) ذیل تبصره ۳ ماده و ماده ۶ و تبصره های ذیل آن و ماده ۳۴ قانون دولت می تواند بابت سهم ۲۰ درصد خویش از ارزش مجموع سهام دولت در بنگاه های پالایش نفت صد در صد سهام در دو پالایشگاه که طرح های توسعه های دارند، حفظ نموده و توامان واگذاری کامل ۷ پالایشگاه دیگر را به بخش غیر دولتی و سهام عدالت اجرائی نماید.

    همچنین رویه در مورد سایر واگذاری گروه ۲ ماده ۲ قانون قابل اجراء بوده و بلااشکال به نظر می رسد.

    ۸- در صورت عدم اجراء تکالیف قانونی مذکور در بندهای فوق، خصوصا بندهای ۳ و ۴ مطابق با مطابق با تبصره ۱ ماده ۲۳۳ آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی مراتب به قوه قضائیه و سایر مراجع ذی صلاح ارسال می گردد.

    ۲-۱۰-۲ وضعیت عمومی دانشگاه ها از دیدگاه کاهش تصدی گری

    در این ارتباط باید گفت که دانشگاه های علوم پزشکی که عمدتا پس از تصویب قانون تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و با ادغام سازمان های بهداشت و درمان منطقه ای و تفکیک بخش آموزش پزشکی از وزارت علوم شکل گرفتند با چهار مسئولیت عمده ارائه آموزش، انجام پژوهش، خدمات و اعمال حاکمیت دولت، وظایف اجرایی و تصدی گری را هم تحت پوشش قرار داده است که در زمان خود و به دلیل شرایط خاص کشور در سه دهه اخیر نظیر جنگ، بازسازی، فقدان زیربناهای کافی و … شاید توجیه پذیر و منطقی جلوه می کرد.

    با تغییر شرایط داخلی و خارجی کشور از حالت مذکور به وضعی متفاوت از گذشته، افزایش انتظارات توده های مردم، محدودیت منابع دولتی، بهره وری پایین بخش عمومی و …در سال های اخیر به تدریج تاثیرات خود را بر کشور نشان داد و سیاست گذاران و مسئولان ارشد را واداشت در جهت بهبود وضعیت موجود کشور به ویژه در بخش دولتی به اندیشه نشسته و سیاست ها و اقدام هایی را در ابعاد مختلف درنظر گیرند. از جمله این سیاست ها و برنامه ها، زمینه افزایش مشارکت مردمی در انجام امور کشور و اعتقاد به این باور بوده است که دولت هیچ گاه در هیچ کشوری نتوانسته بنگاه دار خوبی باشد. اثرات این سیاست ها و رویکردها در بخش های مختلف اقتصادی – اجتماعی کشور پدیدار شد و بخش بهداشت و درمان و آموزش پزشکی نیز در این وادی گام برداشت. در این زمینه با بررسی های انجام شده در سطح دانشگاه های علوم پزشکی باید گفت که خوشبختانه رویکرد پایین، افزایش هزینه ها، افت کیفیت و … مواجه بوده اند، مثبت می باشد. این دیدگاه مثبت به ویژه در بین مدیران ارشد دانشگاه ها را می تواند پشتوانه اولیه خوبی برای بهبود وضعیت واگذاری ها دانست.

    ۲-۱۰-۳- وضعیت کلی و اهداف واگذاری خدمات

    مجموع بررسی های انجام شده حاکی از آن است که واگذاری خدمات پشتیبانی در دانشگاه های علوم پزشکی نسبت به خدمات اصلی آنها نظیر خدمات بهداشتی درمانی بیشتر صورت گرفته و از قدمت بیشتری برخوردار بوده است. دلیل این موضوع نیز عمدتا وجود ضوابط قانونی جدی تر و قدیمی تر برای واگذاری خدمات پشتیبانی در دستگاه های اجرایی از یک طرف، و نیاز شدید دانشگاه های علوم پزشکی در این خصوص بوده است. بررسی زمینه های واگذاری خدمات نیز ضمن تایید مطلب فوق، حکایت از واگذاری بیشتر به ترتیب خدمات پشتیبان عمومی، خدمات تخصصی پشتیبانی و خدمات تخصصی سایر معاونت ها دارد. دلایل این موضوع علاوه بر موارد مذکور، اولا – ناشی از سادگی نسبی خدمات عمومی (نظیر نقلیه، نظافت ، نگهداری از فضای سبز)، در مقایسه با خدمات تخصصی پشتیبانی (نظیر حسابداری و خدمات بهداشتی درمانی) و ثانیا – وجود پیمانکارانی است که قادرند اینگونه خدمات را ارائه دهند. واگذاری خدمات، بیشتر در سطح اجرایی در مقایسه با سطح استراتژیک آن، عمدتا به دلیل حفظ جنبه های کلان و حاکمیتی خدمت بوده است. در این زمینه لازم است، امکان سنجی واگذاری کل خدمت نیز به ویژه برای خدمات پشتیبانی توسط دانشگاه ها انجام شود تا در صورت مساعد بودن شرایط درونی و محیطی، مدیریت کل یک خدمت(نظیر مدیریت IT) نیز بتواند واگذار شود. مطالعات انجام شده حاکی از منافع بالقوه واگذاری کل یک خدمت در مقایسه با واگذاری جنبه هایی خاص از آن است. در زمینه دلایل واگذاری خدمات در دانشگاه های علوم پزشکی باید گفت به جز الزامات قانونی، که اصولا یک عامل بیرونی محسوب می شود، سه عامل کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت و جبران کمبود منابع انسانی مهمترین دلایل گرایش دانشگاه ها به استفاده از خدمات پیمانکاری است. به نظر می رسد که محدودیت های بودجه ای و استخدامی و همچنین وضعیت نامناسب خدمات از بعد کیفی دانشگاه ها را در مسیر واگذاری ها قرار داده باشد. البته در این زمینه نباید فراموش کرد که کاهش تصدی گری و واگذاری ، فقط یکی از استراتژی ها، بهسازی در سازمان است که در صورت استفاده صحیح و در جای خود می تواند منافع خود را آشکار سازد.( گروه کارشناسان ایران ، ۱۳۸۳، ص ۶).

    ۲-۱۰-۴ برنامه های آتی و سایر برنامه ها

    بر اساس بررسی های انجام شده، روند کلی و جهت گیری آتی دانشگاه های علوم پزشکی به سمت واگذاری بیشتر فعالیت های خود به بیرون می باشد. این امر تقویت کننده رویکرد کلی دولت در سطح کلان در زمینه کوچک سازی و کاهش تصدی گری است که باید آن را امری مثبت و فرصتی مغتنم برای بهره برداری مطلوب از طرح حاضر تلقی نمود. سیاست های کلان دولت و الزامات قانونی، کمبودها و محدودیت های موجود و جمع بندی مثبت وضعیت موجود خدمات پیمانکاری در اکثر موارد، شاید به عنوان مهمترین دلایل این سوگیری باشد.

    از نظر نوع خدمات واگذاری باید گفت، حرکت ها عمدتا از سمت خدمات عمومی پشتیبانی به سوی خدمات تخصصی پشتیبانی و خدمات تخصصی سایر معاونت ها و واحدها است. مهمترین دلایل این روند را می توان سهولت نسبی واگذار، خدمات عمومی تر، قابلیت پیمانکاران موجود، شرایط محیطی و منطقه ای و پشتوانه های قانونی و حقوقی محکم تر در این زمینه می باشد. توجه به موارد مذکور در واگذاری خدمات جدید باید مدنظر قرار گیرد.

    در زمینه بهره گیری از سایر برنامه های بهبود و عملکرد نیز باید گفت که اتخاذ شیوه های نوین مدیریتی همگام با کاهش تصدی گری ضرورت دارند. این برنامه ها در اکثر موارد فاقد کفایت و جامعیت لازم است و از طرف دیگر، اجرای آنها می تواند منافع حاصل از کاهش تصدی گری را مضاعف سازد.

    به عنوان نمونه نتایج حاصل از مهندسی مجدد فرایندها می تواند حاکی از آن باشد که فرایند های در دانشگاه وجود دارند که توسط پیمانکار بسیار کارامدتر به انجام می رسند یا تحقق آنها با منابع موجود داخلی میسر نمی باشند. مثال دیگر در این زمینه استفاده از برنامه ریزی استراتژیک در دانشگاه ها است که ضمن آن رسالت، اهداف جایگاه و وظایف اصلی یک دانشگاه به طور شفاف مشخص می شود و در آن مثلا می توان ضمن تحلیل وضعیتی مشخص نمود که دانشگاه باید ضمن تمرکز بر شایستگی های اصلی خود، خدمات فرعی و غیر کلیدی خود را واگذار نماید.(همان منبع ، ص ۱۰).

    مهمترین روش های خصوصی سازی شناسایی شده در دانشکده علوم پزشکی شامل :

    رقابت مدیریت شده : این روش به ادارات و قسمتهای موجود در درون سازمان نیز امکان می دهد که از طریق پیشنهاد قیمت، به رقابت با بخش خصوصی بپردازند.

    قرارداد مدیریتی: در روش قراردادهای مدیریتی سازمان با یک شرکت خصوصی به منظور اداره برخی از تأسیسات قرارداد، می بندد

    قرارداد پیمانکاری : مقاطعه یا پیمانکاری، قراردادی است که به موجه آن دولت یا مؤسسات و سازمانهای عمومی انجام عمل یا فروش کالایی را با شرایط معینی در برابر مزد و در مدت معین به شخص حقیقی یا حقوقی به نام پیمانکار( مقاطعه کار) واگذار میکند. موضوع پیمان ممکن است ایجاد ساختمان یا حمل و نقل و یا تهیه و تدارک کالا یا انجام عملی باشد

    فروش دارایی یا رهن و اجاره بلندمدت: این روش زمانی به کار گرفته می شود که سازمان بخشی از دارایی ها و اموالش را به فروش گذاشته و یا به طور بلند مدت اجاره دهد.

    مشارکت عمومی خصوصی : این نوع همکاری و مشارکت ها به سازمان های دولتی امکان می دهد که هزینه ها و راه اندازی سرمایه گذاری های پرخطر و گران قیمت را با بخش خصوصی در جهت منافع مشترک هر دو بخش تقسیم نمایند.

    مشارکت داوطلبانه: درمواردی گروهی از افراد و یا موسسات به طور داوطلبانه خدمت و یا وظیفه ای را از وظایف سازمان انجام می دهند. در این موارد معمولاً سازمان مقداری کمک مالی و شاید نیروی انسانی در اختیار این گروه ها قرار می دهد. به عنوان مثال در مواردی که سازمان اقدام به برگزاری مناسبت هایی می کند این مناسبت ها ممکن است با اعطای برخی حمایت های مالی و نیروی انسانی توسط افراد داوطلب ویا سازمان های غیر دولتی، سازماندهی و … برگذار شوند.

    شرکت های دولتی :در این شیوه ارائه خدمات به یک موسسه دولتی که به صورت شرکت عمل می کند، واگذار می شود.

    خصوصی سازی کامل: زمانی رخ می دهد که ارائه یک خدمت مشخص توسط سازمان به طور کلی متوقف می شود سازمان ممکن است این کار را به دلیل اینکه بخش خصوصی ارائه آن را عهده دار می شود انجام دهد.

    بن استفاده از خدمات: در این روش سازمان برای خدمت مورد نظر پرداخت لازم را انجام می دهد و به شهروندان امکان می دهد که به طور آزاد خدمت مورد نظر را انتخاب و از بخش خصوصی تهیه نماید. به عنوان مثال شهروندان می توانند این بن ها را به هر استخر خصوصی ارائه کرده و از خدمات آن بهره مند شوند. این روش به مشتریان خدمات عمومی امکان می دهد که خدمات مورد نیازشان را از ارائه کنندگان خصوصی دریافت نمایند. (همان منبع ، ص ۱۱).

    ۲-۱۱ پیشینه تحقیقات انجام شده

    ۲-۱۱-۱ پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی

    الف – تحقیقات داخلی:

    ۱-اکبری وهمکاران (۱۳۸۶)اندازه گیری میزان و نحوه کاهش تصدی گری خدمات بیمارستانی در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران به این نتایج دست یافت :

    مطالعه ی حاضر یک مطالعه ی مقطعی و کاربردی بود که با بهره گرفتن از داده های سال ۱۳۸۶ اجرا شد. در ابتدا با مرور شواهد موجود و کمک گرفتن از پنج نفر از صاحب نظران، فرم جمع آوری داده ها طراحی گردید و سپس داده های مورد نیاز از طریق مراجعه به واحدهای مختلف ستاد دانشگاه و بیمارستان ها جمع آوری شد. جامعه ی پژوهش ۱۶ بیمارستان تابعه ی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که دو بیمارستان به دلیل در دسترس نبودن داده های مورد نیاز و عدم دقت کافی آمار موجود کنار گذاشته شدند. از دو معیار اصلی برای اندازه گیری تصدی گری و چهار معیار دیگر برای اندازه گیری نحوه واگذاری ها استفاده شد.

    یافته ها: به طور میانگین حدود ۱۲درصد تصدی کلی در بیمارستان های تحت پژوهش در اختیار بخش خصوصی و مابقی (۸۸ درصد) در اختیار بخش دولتی بوده است. همچنین به طور میانگین حدود ۲۵ درصد تصدی پرسنلی بر عهده بخش خصوصی و مابقی(۷۵درصد) در اختیار بخش دولتی بوده است. در این مدت ۱۲۴ قرارداد منعقد شد که در ۹۳ درصد موارد طرف قرارداد بخش خصوصی بوده است. ۶۸ درصد واگذاری ها در فضای رقابتی انجام شد و ۱۰ درصد قراردادهای منعقد شده، نیاز به متمم پیدا کردند.

    نتیجه گیری: حجم کمی از تصدی های بیمارستانی واگذار شد، اما فرایند اجرایی واگذاری ها به نسبت قابل قبول بود.

    ۲-حسنی(۱۳۹۱)درتحقیق خود تحت عنوان بررسی عوامل موثر در بهینه سازی برون سپاری به بخش خصوصی از دیدگاه مدیران دانشگاه علوم پزشکی مازندران به این نتایج دست یافت : مهمترین عوامل موثر در بهینه سازی برون سپاری به بخش خصوصی به ترتیب شامل : تعیین تیم برون سپاری،تعیین هدف ها ، تعیین فهرست بهای مالی، اجرای فرایند منطقی،انتخاب پیمانکار، بازار رقابت و مدیریت و اداره رابطه است.یافته های تحقیق نشان می دهند که طبق نظر پاسخ دهندگان، مؤلفه های تعیین اهداف، تعیین تیم و اجرای فرایند منطقی دارای بالاترین اولویت می باشند.

    ۲-بیانی (۱۳۸۹) در تحقیق خود تحت عنوان بررسی چالش های خصوصی مهمترین چالشها در فرایند خصوصی سازی در کشور را به ترتیب شامل : ۱- ساختار مالی ۲- فرهنگ سازمانی ۳- ساختار منابع انسانی ۴- ساختار مدیریتی ۵- الزامات دولتی ۶-سیستم های درون سازمانی ۷- مصوبات قانونی ۸- یارانه ها ۹- اساسنامه معرفی کرده همچنین نتایج تجزیه و تحلیل ها نشان داد که از نظر پاسخ دهندگان معیار فرهنگ سازمانی دارای اهمیت بیشتری از قوانین و مقررات می باشد

    ۳- حیدری کرد زنگنه در سال ۱۳۸۶ موضوع «ارائه یک مدل مناسب برای ارتقاء و توسعه خصوصی سازی در کشور» را مورد تحقیق قرار داده است.

    از دیدگاه صاحبنظران، عمده ترین ابعادی که در خصوصی سازی کشور نقش سازنده دارند به ترتیب اهمیت و اولویت عبارتند از: ۱- بعد جهانی و بین المللی، ۲- بعد سیاسی، ۳- بعد قانونی و حقوقی، ۴- بعد نهادی و سازمانی ۵- بعد مدیریتی و اجرایی، ۶- بعد اقتصادی، ۷- بعد مدیریتی و اجرایی ۸- بعد اجتماعی و فرهنگی ۹- بعد مجازی و ۱۰- بعد روش های خصوصی سازی. نتایج حاصل از اجرای پرسش نامه نشان می دهد که از دیدگاه پاسخ دهندگان وضع موجود خصوصی سازی کشور در تمامی ابعاد دهگانه مناسب نیست. یافته های پژوهش نشان داده که خصوصی سازی در کشور ما از نظر ابعاد و مولفه های مدل خصوصی سازی از مجموع ۱۹۰۰ امتیاز تنها ۵۷۶ امتیاز کسب نموده است که بیانگر فاصله عملکردی ۷۰ درصدی در ابعاد و مولفه ها می باشد. عمده ترین ضعفهای نظام خصوصی سازی کشور به ترتیب بیشتری شکاف عملکردی عبارتند از: ۱- بعد مجازی ۲- بعد جهانی و بین المللی ۳- بعد اجتماعی و فرهنگی ۴- بعد نهادی و سازمانی ۵- بعد مدیریتی و اجرایی ۶- بعد اقتصادی ۷- روش های خصوصی سازی ۸- بعد قانونی و حقوقی ۹- طراحی و اجرای برنامه واگذاری و ۱۰- بعد سیاسی. (دلاور، ۱۳۷۶).

    ۴- رحمانی و مظاهری( ۱۳۷۳) در بررسی میزان، مشکلات، تأثیرات و روش های خصوصی سازی در معاونت خدمات شهری شهرداری مشهد مورد تحقیق قرار داده است.

    مطابق نتایج این تحقیق در تمامی سازمانها، میزان واگذاری تحقق یافته وظایف به بخش خصوصی (بالفعل ) کمتر ازمیزان قابلیت واگذاری (بالقوه) بوده است. مهمترین تأثیرات خصوصیسازی طبق نظر کارشناسان عبارتند از : فراهم شدن فرصت کافی برای شهردار یها برای نظارت، هدایت، مدیریت و کنترل عملیات خدماترسانی، کمتر شدن دغدغه شهرداری هادر کنترل و اداره حجم بالای نیروی انسانی شاغل در بخ شهای واگذار شده، افزایش کارایی و بازدهی شرکتها و پیمانکاران خصوصی برای دستیابی به منافع بیشتر. مهمترین مشکلات و موانع خصوصیسازی از دیدگاه کارشناسان ، توجه به منافع اقتصادی بیشتر و نه کیفیت کار از سوی بخش خصوصی، عدم رعایت همه جانبه مسائل بهداشتی در واگذاری برخی خدمات،عدم تخصص و تسلط پیمانکاران بخش خصوصی به فعالیتهای خود، بوده است. مهمترین مشکلات و موانع خصوصی سازی ازدیدگاه پیمانکاران عبارتند از: وجود موانع و بوروکراسی در انعقاد قراردادها و پرداخت حقوقها، عدم اطمینان در سرمایه گذاری، پایین بودن مبلغ قراردادها با بخش خصوصی بهدلیل رقابتی بودن واگذاری امور و مناسبترین روش های خصوصی سازی درمعاونت خدمات شهری عبارتند از: قرارداد پیمانکاری، رقابت مدیریت شده، مشارکت عمومی خصوصی.

    ۵- معتدل و همکاران تحقیقی تحت عنوان «ارائه مدلی جهت پشتیبانی تصمیمات برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات با بهره گرفتن از متد تصمیم گیری گروهی» را ارائه نمودند و در تحقیق خود به بررسی شناسایی عوامل تاثیرگذار بر تصمیمات برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات و تعیین ضرایب اهمیت آن ها با بهره گرفتن از متد فرایند تحلیل سلسله مراتبی گروهی امتیاز برون سپاری هریک از پروژه های تعریف شده، در مدیریت فناوری اطلاعات شرکت ملی پالایش و پخش نمودند.

    نتیجه حاصل از تحقیقات آن ها به صورت زیر است:

    در این تحقیق بر اساس ادبیات تحقیق شش معیار اصلی تشخیص و شناسایی شده اند که عبارتند از :

    اهمیت استراتژی پروژه ۲-ویژگی های تکنولوژی مورد نیاز پروژه ۳- هزینه ها ۴- ویژگی های پروژه ۵- ویژگی های تامین کنندگان ۶- ویژگی های سازمان .

    ۵-کشوریان مقدم در تحقیق خود تحت عنوان بررسی خصوصی سازی صنعت بیمه ایران (مطالعه موردی) به این نتایج دست یافت :در این تحقیق سعی شده است به این سوال پاسخ داده شود که آیا حرکت بنگاه ها از وضعیت خصوصی – رقابتی به سمت وضعیت دولتی – انحصاری، لزوما باعث تضعیف عملکرد بنگاه ها می گردد یا خیر؟ برای این منظور ابتدا برخی از نظریه های مطرح در خصوص عدم کارایی فنی و تخصیصی بنگاه های بخش عمومی همچون مدل Niskanen عنوان گردیده و سپس مدل Hartley & Parker که تلاش دارد بین نوع مالکیت بنگاه و عملکرد آن رابطه ای برقرار نماید، به تفصیل بیان شده است . در این تحقیق عملکرد شرکت سهامی بیمه البرز طی دوره قبل و بعد از ملی شدن، با یکدیگر مقایسه گردیده است . شرکت سهامی بیمه ایران نیز به عنوان شرکت کنترل در این بررسی وارد گردیده است . دوره مورد بررسی سالهای ۱۳۷۲- ۱۳۴۸را شامل می گردد. از آنجایی که در بیمه البرز، بیش از ۵۱ درصد شاخصهای طراحی شده جهت آزمون عملکرد، در دوره دوم، میانگین بیشتری نسبت به دوره رد گردیده است . بیمه ایران عکس این

    موضوعات: بدون موضوع
    [دوشنبه 1399-12-18] [ 02:20:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نصاب پذیری مهریه- قسمت ۲۷ ...

    الماس در این شعر، استعارهی آشکار است که هدف شاعر همان شبنم یا ژالهای میباشد که سحرگاهان بر روی چمن مینشیند.
    ب) استعارهی مکنیّه ( بالکنایه)
    در این نوع استعاره مشبه را ذکر میکنند و مشبه به را حذف مینمایند و آن را در دل ضمیر خود به جانداری تشبیه میسازند و سپس برای آن که این تخیّل به خواننده منتقل شود، یکی از صفات یا ملائمات آن جاندار را در کلام ذکر می کنند؛ مثل دست روزگار که در آن مشبه یعنی روزگار، همراه یکی از ملائمات مشبه به (انسان) که دست باشد آمده است. ( ر.ک: شمیسا، ۱۳۸۱، ص ۱۷۰)
    استعارهی مکنیه یا بالکنایه، از جمله مقولههایی است که مورد توجه شاعران کودک قرار
    گرفته است. از میان انواع استعارهها، این استعاره کاربرد فراوانتری دارد. حال به ذکر نمونههایی از استعارهی مکنیّه که از میان اشعار کودکانهی شاعران برگزیدهایم میپردازیم:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
    برگ خستهای است
    روی بال باد
    باد، اسب اوست
    تند و تیز و شاد
    (رحماندوست، ۱۳۶۹، ص ۲۳)

    در مصرع دوم این شعر، ترکیب «بال باد» استعاره مکنیّه است که موجب خیالانگیزی بیشتر این شعر شده است:

    آغوش زمین دوباره پر شد
    از پونه و سبزه های خوشبو
    برخاست گل بنفشه از خواب
    با خنده نشست بر لب جو
    (شعبان نژاد، ۱۳۷۰، ص ۸)

    در مصرع اوّل این شعر، ترکیب «آغوش زمین» استعارهی مکنیه است. در مصرع سوم عبارت «از خواب برخاستن گل بنفشه» هم نوعی استعارهی انسان مدارانه یا جاندار انگاری را تشکیل
    میدهد.

    آن روز زمین سیاه پوشید
    پر بود دلش زغصّه و درد
    انگار که چشم آسمان هم
    در سوگ بهار گریه میکرد
    (همان، ص ۲۰)

    در این شعر ترکیب اضافی «چشم آسمان» که اضافهی استعاری میباشد، استعارهی مکنیه است. هر چند در کل شعر نوعی جاندار انگاری را به وضوح حس میکنیم. سیاه پوشیدن زمین، گریه کردن چشم آسمان، دل زمین از غصّه پر بودن، همه نوعی بیان استعاره است.
    تشخیص در شعر کودک
    بیگمان یکی از زیباترین و پرکاربردترین گونه های صورتهای خیال در شعر فارسی، تشخیص است؛ یعنی ذهن شاعر با نیروی تخیّل خویش به هر چیز بی جان ، حرکت و زندگی میبخشد و همه چیز در برابر چشمان شاعر زنده است. «در دنیای کودکان، شخصیت بخشیدن به اشیاء از یک جایگاه والایی برخوردار است و جدای بعد هنری آن، تشخیص دراذهان کودکان از دیدگاه روانشناختی، نیز قابل بررسی است ومربوط به مراحل رشد کودک میباشد وهرچقدر کودک، از نظر سنی و عقلی رشد بیشتری می یابد میزان و بسامد کاربرد تشخیص در گفتاراو کمتر می شود.» ( علی پور، ۱۳۸۳، ص ۱۲۴)
    به طور کلّی جاندار پنداری از خصوصیات بارز کودکان است و کودکان با آن زندگی میکنند . کودک به راحتّی با درخت، دریا و عروسک و … صحبت میکند.حرفهای دلش را به عروسکش
    میگوید و آن را رازدار خود میپندارد؛ بنابراین میبینیم که شاعران شعر کودک از این عنصر شعری بیشتر ازدیگر عناصر درسرودن شعر سود میجویند. اگر به خوبی شعرهای کودک را بررسی کنیم، میتوان گفت درهمهی سروده های گروه سنی کودک و حتّی نوجوان، تشخیص جایگاه خوبی دارد واین یکی از ویژگیهای خوب شعر کودک است و نشان میدهد که دنیای کودکان خیالانگیزتر از دنیای بزرگسالان است؛ همانند:

     

     

     

     


     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:20:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تحلیل رابطه توانمندی( بر اساس مدل ملهم ) با تعهد کارکنان مورد مطالعه سازمان بازرگانی استان قم- قسمت ۶۷ ...

    ۴- حقایق را وارونه جلوه دادن: عدم صداقت سریعترین راه نابودی کل اعتماد است. افراد ممکن است حقیقتی را یک بار یا حتی دوبار وارونه جلوه دهند، اما تکرار این شیوه، موجب سلب اعتماد کامل کارکنان می شود.
    ۵- جمود فکری: چنانچه مدیران نسبت به عقاید و نظرات دیگران بی اعتنا باشند، فضایی به وجود می آید که مصداق این عبارت است: «من می خواهم همه کارها طبق نظرم انجام شود یا همین که هست». قطعا چنین محیطی موجب قطع ارتباطات و درنهایت بی اعتمادی می شود. (سیروس آقایار و کامبیز باغبان، ۱۳۸۵)
    ● مهارت و دانش
    دراین مورد که برگرفته از فرضیه سوم می باشد، به منظور افزایش مهارت و دانش کارمندان، به بیان پیشنهاداتی در این زمینه به شرح ذیل پرداخته می شود:
    ۱- تهیه تجهیزات فنی(سخت افزار و نرم افزار) جدید و پیشرفته؛ اقدامات لازم در جهت تقویت روحیه کار گروهی در افراد
    ۲- آزمونهای شغلی برگزاری دوره های آموزشی تخصصی
    ۳- برگزاری ساختار دوره های آموزشی کارکنان دولت با در نظر گرفتن ماهیت آموزش ها ، به سه دسته آموزش تحت عناوین زیر تقسیم می شود:

    ۱ – آموزش های نوآموزی : با هدف ارائه دانش ، مهارت و ایجاد بینش جدید در کارکنان اجرا می شود .

     

    ۲-آموزش های بازآموزی : برای رفع کاستی های دانش ، مهارتی و نگرشی کارکنان ارائه می شود .

     

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
    ۳ – آموزش های آماده سازی : که فرد را برای پذیرش مسئولیت های جدید با پست های بالاتر در آینده آماده می کند . هر دسته از آموزشهای مذکور در زیرگروه های زیر بازشناسی می شوند :

     

     – دوره آموزش توجیهی

     

     – دوره های شغلی

     

     – دوره های عمومی

     

     – دوره های آموزش بهبود مدیریت دوره های شغلی به دو دسته تقسیم می شود :

     

    ۱-  دوره های مشترک اداری : که توانمندیهای مورد نیاز مشاغل مشترک بین تمامی دستگاه های اجرایی را به شاغلان انتقال می دهد .

     

    ۲- دوره های شغلی اختصاصی : که توانمندیهای مورد نیاز مشاغل ویژه یک یاچند دستگاه اجرایی را به شاغلان انتقال می دهد .

     

     دوره های آموزش عمومی به دو دسته تقسیم می شود :

     

    دوره های فرهنگی و اجتماعی : به منظور رشد فضایل اخلاقی ، فرهنگ پذیری سازمانی و بهینه سازی روابط انسانی در نظام اداری ارائه می شود .

     

     ۲-  دوره های توانمندیهای عمومی : بستر های عمومی انجام وظایف کارکنان دولت را فراهم نموده و عمدتاً نحوه اطلاع گیری و اطلاع رسانی و فرایند ارتباطات در زمینه فعالیت های شغلی را آموزش می دهند.( محمدرضا نظری،۱۳۸۷)

    ● ارتباطات
    با توجه به فرضیه چهارم، که به این نتیجه رسیده که بین تعهد و توانمندی در بعد ارتباطات رابطه معناداری وجود دارد، می توان اینطور بیان داشت که،از جمله ویژگی هایی که باعث می شود تا تنش های ارتباط مدیران و کارکنان و تنش های ارتباطی موجود در محیط سازمان کاهش یابد، اطلاع داشتن مدیران و کارکنان از موضوعاتی چون نواحی چهارگانه شخصیت هر فرد، بازخورد نمودن، افشاء یا خودگشودگی، زبان ساده، گوش دادن صحیح، کنترل احساسات و توجه به علائم غیرگفتاری است.
    باید بدانیم بیشتر سوءتفاهم هایی که بین مدیر و کارکنان پیش می آید از عدم شناخت شخصیت مدیر و درک نشدن پیام های مدیر به عنوان یک فرستنده ناشی می شود. شخصیت هر فرد عبارت است از تعبیر و تفسیر دیگران از رفتارهای نسبتاً پایدار او. شخصیت مدیر را رفتارها و نگرش های وی که برای دیگران شناخته شده است و همچنین حوزه ای که برای دیگران ناشناخته است شامل می شود.
    شخصیت افراد که مدیر هم جزیی از آنهاست بر حسب آنچه برای خود مدیر یا دیگران شناخت شده یا ناشناخته است به چهار ناحیه تقسیم می شود:
    ناحیه عمومی رفتارها و ویژگی هایی که هم برای مدیر و هم برای دیگران شناخته شده است.
    ناحیه خصوصی آن رفتارها و ویژگی هایی که برای مدیر شناخته شده ولی برای دیگران ناشناخته است.
    ناحیه کور آن رفتارها و ویژگی ها که برای مدیر ناشناخته و برای دیگران شناخته شده است.
    ناحیه ناشناخته که هم برای خود مدیر و هم برای دیگران ناشناخته باقی مانده است.
    در ارتباط بین افراد که ارتباط مدیر و کارکنان نوعی از آن است هر چه ناحیه عمومی بیشتر و وسیع ترباشد، تعارضات و سوء تفاهمات کاهش می یابد.
    توسعه منطقه عمومی از طریق دو مکانیزم بازخورد و افشاء انجام می گیرد. در افشاء مدیران مایل به در میان گذاشتن اطلاعات مربوط به خود با دیگران هستند. این کار منطقه خصوصی را کاهش می دهد و بازخورد هم باعث می شود تا مدیریت آن قسمت از رفتار و ویژگی های خود را که نمی شناسد، شناسایی کند و منطقه عمومی او افزایش یافته و تنش های ارتباطی او با کارکنان کاهش یابد. در ارتباط بین کارکنان با هم نیز اجرای این دو شیوه باعث کاهش تنش ها و تعارضات می شود.( دکتر علی رضائیان،۱۳۸۰)
    ● انگیزه
    با توجه به فرضیه پنجم، که به این نتیجه رسیده که بین تعهد و توانمندی در بعد انگیزه ها رابطه معناداری وجود دارد، می توان اینطور بیان داشت که، یکی از وظایف مهم مدیران در سازمانها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان خود و فراهم کردن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه تحقق هدف مهم و اساسی ارتقای بهره وری را نیز فراهم می کند . به عبارت دیگر شناخت انگیزه کارکنان جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری سازمان بسیار حائز اهمیت است. همچنین کسب چنین شناختی می تواند به بهبود کاربرد منابع انسانی سازمانی کمک شایانی کند و در جلوگیری از مقاومت کارکنان در مقابل تغییرات ، کاهش محدودیت در بازده و مبارزه با ستیز و مجادله کاری کارکنان بایکدیگر کمک کند و به ایجاد یک سازمان سود آور منتهی می شود .
    ۱- ایجاد انگیزه در خود: ابتدا باید انگیزه را در خود ایجاد کرد! کارفرمایی که خود با بی انگیزگی و دلسردی در محل کار حاضر شده و وظایفش را به درستی انجام نمی دهد، نمی تواند از کارمندانش انتظار بهتری داشته باشد. برای مثال حضور به موقع و حتی پیش از دیگران در محل کار بسیار حایز اهمیت است چرا که کمتر چیزی برای کارکنان دلسردکننده تر از آن است که مدیرشان را پس از خود در محل کار حاضر ببینند. علاوه بر این نوع رفتار و حتی حرکات کارفرما در انجام کارها و چگونگی ابراز علاقه عملی وی در انجام وظایفش تاثیر غیرقابل انکاری بر انگیزه پرسنل می گذارد. بنابراین، مدیر باید با رفتار و عمل، میزان علاقه و توجه خود به موسسه و اهداف آن را نشان دهد. به عنوان یک قاعده کلی، به همان میزان که از دیگران انتظار داریم که وظیفه خود را به شایستگی انجام دهند از خودمان نیز باید متوقع باشیم .
    ۲- اعطای اختیارات لازم در حیطه کاری: اعطای اختیارات کافی به کارکنان در محدوده وظایف کاریشان، حس صلاحیت داشتن و اعتماد به نفس در آنها را تقویت کرده و انگیزه کاریشان را بالا می برد. برعکس، نیاز به کسب اجازه برای تصمیمات معمول و روزمره به شدت احساس سرخوردگی و بی کفایتی در آنان ایجاد می کند. به این ترتیب، تبدیل از یک انجام دهنده صرف به یک تصمیم گیرنده متفکر می تواند علاقه کارکنان را بسیار بالا برد. البته اعطای اختیارات کامل و بدون محدودیت به کارکنان (مثلا در زمینه تعیین قیمتها)، یکی از سخت ترین چالشهایی است که کارفرمایان با آن روبرو می باشند. ولی به هرحال یک تصمیم متعادل و منطقی در این مساله می تواند بسیار راهگشا باشد.
    ۳- انعطاف پذیری در نحوه تنظیم برنامه های کاری: انعطاف نشان دادن در تنظیم برخی از برنامه های کاری و پذیرا شدن شرایط خاصی مانند گرفتاریهای شخصی پرسنل، نقش مهمی در ایجاد اعتماد متقابل و افزایش وفاداری و تعهد حرفه ای در کارکنان ایفا می کند. به این ترتیب کارکنان متوجه خواهند شد که تکیه اصلی شما بر انجام کار است نه بر زمان حضور آنها در محل کار.
    ۴- امکان مشارکت پرسنل در کارهای مختلف موسسه: با مشارکت دادن کارکنان در کارهای مختلف موسسه که مرتبط با وظیفه اصلی آنها نیست، می توان قابلیت های آنان را در زمینه های دیگر مورد ارزیابی قرار داد و چه بسا آنها بتوانند وظیفه جدید را با توانایی بالاتری انجام دهند. بنابراین هم برای کارکنان رضایت بیشتری را همراه خواهد داشت و هم مسؤولیتها بهینه تر تقسیم بندی می شود.
    ۵- درنظر گرفتن امر آموزش کارکنان: مساله آموزش کارکنان در حین کار و یادگیری مهارتهای کاری می تواند هم در ارتقای سطح عملکرد کارکنان و هم در بالا رفتن سطح اعتماد به نفس موثر باشد. باید توجه داشت که اگرچه آموزش ممکن است هزینه هایی نیز به همراه داشته باشد اما تاثیر آن بر کیفیت کار و بهبود انگیزه کارکنان غیر قابل انکار است.
    ۶- اعمال روش های ابتکاری برای پاداشها: با به خرج دادن ابتکار در نحوه اعطای پاداشها می توان از هزینه ای که برای این امر اختصاص می یابد حداکثر استفاده بهینه را نمود. باید توجه داشت که پاداشهایی که با زمانبندی مشخص و در مواقع معینی اعطا می شوند دیگر برای کارکنان جنبه پاداش نداشته و از نظر آنان به عنوان حق و حقوقشان تلقی می گردد. به عنوان مثال پاداشها می تواند پس از موفقیتهای کاری یا گذراندن موفقیت آمیز دوره های آموزشی اعطا شود تا تاثیر مثبت انجام دادن درست کار برای آنها مشخص شود. اختصاص بخشی از مبالغ پاداشها برای فرزندان کارکنان (مثلا برای آموزش آنها) این تصور را برای کارکنانتان ایجاد می کند که شما برای خانواده هایشان ارزش قایلید و در پی آن، انگیزه و تعهد کاری آنها را افزایش خواهید داد.
    ۷- انعطاف پذیری درمورد اشتباهات: باید همواره این نکته را در نظر داشت که وقوع اشتباه از هرکسی محتمل است و نوع برخورد کارفرما با اشتباهات کارکنان و نادیده گرفتن برخی از آنها تاثیر روحی و روانی انکارناپذیری داشته و حتی می تواند از اشتباهات و خطاهای آینده نیز پیشگیری کند.
    ۸- ایجاد ارتباطات آزاد در محل کار: ایجاد ارتباطات آزاد در محل کار و امکان گفتگوی مستقیم کارکنان با مدیرشان اهمیت زیادی دارد. به این ترتیب اولا کارکنان احساس بهتری از موقعیت کاری خود داشته و ثانیا مدیر می تواند مستقیما از نقطه نظرات کارکنان خود در بهبود انجام کارها بهره گیرد. در واقع عدم وجود ارتباط مستقیم و بی واسطه میان کارکنان و کارفرما ممکن است ناشی از ترس پرسنل و یا غرور بیجای مدیر باشد که در هر دو حالت نابجا است.
    ۹- رعایت عدالت و انصاف در برخورد با کارکنان: کارفرما باید در رعایت این مورد نهایت دقت خود را مبذول دارد. اگر کارمندی احساس کند که به کوششهای وی ارج داده نشده و میان او و کارمند دیگری که به وظیفه اش درست عمل نمی کند تفاوتی قایل نمی شوند، انگیزه کاریش را تا حد زیادی از دست خواهد داد.
    ۱۰- پرهیز از ایجاد کشمکش میان کارکنان: ایجاد کشمکش و رقابتهای نابجا در میان کارکنان باعث مشوش شدن محیط کار شده و نه تنها به سود کارفرما نبوده بلکه فضای مطلوب برای مشتری از میان می رود و سبب گریزان شدن مشتری می گردد. به عنوان یک قاعده کلی باید توجه داشت که هرگونه رفتار و سیاستی که مغایر با اصول و معیارهای اخلاقی و انسانی باشد (اگرچه به ظاهر به نفع کارفرما باشد) هرگز نتیجه مناسبی نداشته و درنهایت به ضرر موسسه تمام می شود.(استیفن پی رابینز،۱۳۸۰)
    ۵-۵) پیشنهادهای محقق
    با توجه به نتایج تحقیق، به نظر می رسد جهت بالا بردن میزان تعهد در سطح جامعه یکی از راههایی که میتواند افزایش در این امر را در پی داشته باشد، افزایش توانمندی می باشد و همین طور از نمرات کسب شده در تعهد و ابعاد مختلف آن می توان نتیجه گرفت که نمرات از میانگین کمی بیشتر است، ولی برای رسیدن به وضعیت بهتر باید بررسی های بیشتری صورت پذیرد.
    بنابراین پیشنهاد میشود در این راستا، مسئولین جامعه از طریق سیاستگذاریهای کلان، روش های مختلف افزایش توانمندی ( به ویژه در کارمندان) را ایجاد نمایند.
    با توجه به اهمیت موضوع تعهد پیشنهاد میگردد محققان و دانشجویان به بررسی بیشتر عوامل موثر بر تعهد پرداخته و همین عنوان تحقیقی را در نمونه های متفاوت مورد بررسی و دقت بیشتر قرار دهند. نتایج این تحقیقات اثرات زیادی در جامعه میتواند در پی داشته باشد.
    پیوست ها

    1. پرسشنامه توانمندی (معلم ساخته)

    با عرض سلام و خسته نباشید
    پرسشنامه حاضر به بررسی رابطه توانمندی و تعهد در سازمان بازرگانی استان قم می پردازد و صرفا جهت تحقیق پایان نامه می باشد . ضمن تشکر خواهشمندیم با توجه به وضعیت موجود در سازمان به سوالات پاسخ دهید . بدیهی است که پاسخ های شما نزد محقق محرمانه خواهند ماند .

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:19:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مقایسه اثر بخشی مشاوره به شیوه آدلری و بازسازی شناختی مبتنی بر تمثیل، بر سلامت روانی ، تاب آوری و امیدواری دانشجویان- قسمت ۴۳ ...

    با وجود اینکه بسیار سودمند و مفید است که شما در طول اجرای این برنامه مشارکت فعال داشته باشید، در عین حال آزادید هر زمانی که مایل هستید «البته با اطلاع قبلی به رهبر گروه»، مشارکتتان را قطع کنید.
    اگر اطلاعات بیشتری درهرزمانی خواستید میتوانید به دفتر مشاوره مراجعه یا با شماره
    تلفن ………………. تماس برقرار نمائید.
    اطلاعاتی که با رضایت در اختیار میگذارید، مطالعه خواهد شد و نتیجه به شما ابلاغ خواهد شد ما علاقه مند هستیم شما دراین برنامه شرکت داشته باشید.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نام و نام خانوادگی عضو …………………… تاریخ……………….. امضاء
    پیش جلسه ( جلسه مقدماتی):
    هدف: ارائه رهنمودهائی برای مشارکت اعضا و انجام پیش آزمون
    معرفی برنامه، رهبر گروه، ،آموزشها و اعتبارنامههایی که کسب کرده / اجرای فرمها و ابزارهای پیش آزمون.
    معرفی اعضا در گروه( یکی از نقاط قوت خود را نیز معرفی کنند. یکی از چیزهایی که در سایر اعضا جذاب یافته است نیز معرفی نماید.رهبر گروه میتواند اینکار را برای اعضا درابتدا «مدل سازی» کند).
    در پایان هر جلسه تکالیفی برای بین دو جلسه ارائه خواهد شد و ۱۵دقیقه ابتدای هر جلسه به بررسی گزارش اجرای تکالیف اعضا اختصاص خواهد داشت.
    جلسه اول:
    هدف: آشنایی با اهداف گروه، ایجاد ارتباط و همدلی
    ۱- مشخص کردن اهداف فرایند مشاوره گروهی
    ۲- توضیح خطوط کلی جلسات برای اعضای گروه : تأکید بر مسئولیت پذیری / حقوق مساوی اعضای گروه / رعایت اصل راز داری / توجه و تعامل مداوم بین اعضا/ شرکت منظم اعضا در زمان و تاریخ اعلام شده جلسات / ضرورت انجام دادن تکالیف بین جلسات/ داشتن رویکرد توجه آمیز و امیدوارانه/ توجه به رویکرد تعلیمی از طریق حمایت، چالش و مواجهه بین اعضا/ کارکردن در جهت فهم و بهبود شیوه زندگی / پروراندن برخی عقاید درباره معنای زندگی که ممکن است متفاوت از چیز باشدکه تاکنون یاد گرفته اید/ داشتن مشارکت ورویکرد حمایت گرایانه با سایر اعضا و رهبر
    ۳- تاکید مشاور بر روابط درمانگرایانه تا مشکل از طریق : دلگرمیدادن توسط مشاور بجای تجزیه و تحلیل
    ۴- (مصاحبه ذهنی) ورود به بحث وگفتگو با اعضا: آیا شما هم شیوهای برای زندگی دارید؟ آن شیوه کدام است؟ آیا شیوه زندگی فعلیتان خوب است؟ آیا میتوانید بهتر از این باشید؟ چه کارهایی باید برای بهبود این شیوه انجام دهید؟ پیش بینی میکنید اگر شیوه زندگیتان عوض شود چه تغییر در زندگیتان اتفاق خواهد افتاد؟
    ۵- تکلیف عملی؛
    راهنمای مصاحبه عینی اولیه برای گردآوری اطلاعات در اختیار هر یک از اعضاء قرار می گیرد تا با تمرکز و دقت تا هفته آینده آنرا تکمیل کنند (قبل از ترک جلسه مجدداً بر محرمانه بودن اطلاعات مراجعین تاکید می شود).
    جلسهدوم:
    هدف :کاوش کردن پویش های فرد ، شناخت شیوه زندگی و عوامل مؤثر بر آن
    ۱- معرفی مجموعه خانواده: (جایگاه ترتیبی هر یک از اعضا).
    ۲- تمرین مجموعه خانواده: اعضا به گروههایی مطابق با ترتیب تولد شان در مجموعه خانوادگی تقسیم میشوند (تنها- بزرگتر- میانی- کوچکتر). هر گروه راجع به تشابهات و تفاوتهای خود از نظر خصوصیات گفتگو کنند. هر گروه پس از گفتگو درباره شباهتها وتفاوتها به گروه اصلی گزارش دهد.
    ۳- کاوش درباره سایر عوامل مجموعه خانواده: با سوالاتی مانند چه کسی فرزند محبوب بود؟
    ۴- گفتگو راجع به مجموعه خانواده: بهترین موقعیت در خانواده وجود ندارد بلکه آنچه مهم است این است که هر فرد چگونه جایگاه خود را در خانواده درک میکند.
    ۵- تمرین انتخاب همکار
    ۶- تکلیف عملی : ویژگیهای فرزندان با توجه به جایگاه تولد در اختیار اعضا قرار میگیرد تا با مطالعه وتفکر در مورد آن جلسه آینده راجع به جایگاه ترتیبی خود در دوران کودکی و بیان احساسات خود در آن زمان بپردازند.
    جلسه سوم:
    هدف: کاوش کردن پویش های فرد ، آشنایی و چالش با تکالیف زندگی
    ظهور و بروز شیوه زندگی ما بویژه در دوران جوانی در تکالیف زندگی خود را ظاهر میسازد ما تکالیفی برای خود داریم که در راستای اهدافمان آنها را بر میگزینیم و به آنها اهمیت میدهیم.برههای از زندگی فعلیتان رادر نظر بگیرید به کدامیک از تکالیف زیر بیشتر میپردازید؟و این تکالیف در راستای کدامیک از اهداف زندگیتان است.
    این تکالیف را به یک چرخ (چرخ سلامت) تشبیه می کنند هر چه به مرکز دایره نزدیکتر هستید کمتر به این فعالیت میپردازید و هر چه به محیط دایره نزدیک میشوید بیشتر به آن فعالیت میپردازید. با نقطه مشخص وسپس نقاط را به هم وصل کنید.
    – اگر نقاطی که به هم وصل کردید از شکل دایره دور است نیاز دارید تعادلی بین تکالیف برقرار کنید بطور مثال چگونه صمیمیت در روابط را بالا ببریم؟
    – برای سایر تکالیف نیز رفتارهایی پیش بینی کنید. «نکته اینجاست که حتی اندکی توجه به زمینه های بینصیب زندگیتان میتواند حرکتی را در وجود شما آغاز کند. پیشرفت در اینکار مثل پیشرفت در پیش ارتفاع است عجله نکنید.از فن مچ گیری استفاده کنید ببینید به کدام یک از تکالیف کمتر و کدام یک به شکل افراطی می پردازید . اگر شکل چرخ سلامتتان نامتعادل است نشان این است که در بعضی زمینه های زندگیتان بی نصیب ماندهاید یا وقت کمی صرف کردهاید هرگاه فرصت مییابید برای تغیر دادن هر یک از تکالیف استفاده کنید. اگر حس معنویتان ضعیف است ۵ دقیقه به مسجد مورد علاقه تان بروید (یا گوش سپردن به موسیقی یا سفر به یک نقطه سرسبز). چرخ سلامت موجود و چرخ سلامت مطلوب را ترسیم و آنها را باهم مقایسه کنید
    تکلیف عملی :
    فرم تکالیف زندگی در اختیار اعضاء قرار می گیرد تا جلسه آینده آنرا تکمیل کنند .
    جلسه چهارم:
    هدف: کاوش کردن پویشهای فرد ، شناخت و چالش با اولویتهای شخصیتی
    بررسی تکالیف پنج گانه زندگی (هریک از اعضاء یکی از مهمترین یافته های خود را از این تکالیف با گروه در میان می گذارند). هر یک از ما به گونهای متفاوت و منحصر به فرد رفتار میکنیم که این مجموعه منحصر به فرد از رفتار، افکار و نگرشها ، اولویت های شخصیتی ما تشکیل شده اند. اعضا با ۵ تکلیف مهم زندگی (کار- معنویت- عشق- روابط اجتماعی- خود) میتوانند اولویتهای شخصیتی خود را نیزمشخص سازند.
    اولویت را میتوان با توجه به دو بخش «میزان علاقه اجتماعی» و «میزان فعالیت» مشخص نمود:
    علاقه اجتماعی

     

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:19:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تاثیر منابع و قابلیت های سازمانی بر عملکرد بازاریابی- قسمت ۴ ...

    محیط اقتصادی عبارت است از عواملی که برقدرت خرید مردم اثر می گذارد . درآمد ملی درآمد افراد قیمت پس انداز و سیستم های اعتباری از عواملی هستند که بازاریاب باید زیر نظر داشته باشد و نسبت به تغییرات آنها حساس باشد .

    عکس مرتبط با اقتصاد

    1. عوامل طبیعی

    این عوامل منابعی هستند که بازاریاب از آنها بعنوان مواد اولیه استفاده می کند و یا بنحوی در تلاشهای بازاریابی اثر می گذارند در مورد عوامل طبیعی به مواردی مانند کمبود مواد اولیه و خام افزایش هزینه انرژی و آلودگی هوا باید توجه داشت .

    1. عوامل تکنولوژیکی

    عوامل تکنولوژیکی عواملی هستند که بر فن آوری جدید تولید محصولات جدید و فرصتهای بازاریابی جدید تاثیر می گذارند هر تکنولوژی جدید فرصت جدید و بازاریابی جدیدی را ایجاد می کند و بازاریاب باید به آن توجه داشته باشد شرکتهای تولیدی باید تغییرات سریع تکنولوژی را دنبال کرده و تولیدات خود را با آن هماهنگ سازند و از فرصتهای جدید ایجاد شده توسط تکنولوژی جدید بهره ببرند .

    1. محیط سیاسی

    محیط سیاسی را قوانین و مقررات نهادهای دولتی گروه های سیاسی و اجتماعی و مواردی از این قبیل تشکیل می دهند قوانین و مقررات بازرگانی داخلی و بین المللی مانند تعرفه و گمرک مالیات مقررات واردات و صادرات سهمیه بندی و حتی تحریم می تواند بر فعالیتهای تجاری شرکت تاثیر گذارد .

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    1. محیط فرهنگی

    فرهنگ عبارت از مجموعه ای از ویژگیهای رفتاری آموخته شده که بین اعضای یک جامعه مشترک است و می تواند بر رفتار مصرف کننده و تصمیمات بازاریابی اثر بگذارد . دستیابی به اطلاعات در مورد فرهنگ بازار هدف به بازاریاب کمک می کند که محصول خود را بهتر با بازار هدف تطبیق دهد و در نتیجه نیاز مشتری را بهتر از رقبا ارضا نماید .
    ۲-۶- ا ستراتژی بازاریابی
    یک استراتژی الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با رقبا بازارها و دیگر عوامل محیطی است . کانون اصلی استراتژی بازاریابی تخصیص مناسب و هماهنگ نمودن فعالیتها و منابع بازاریابی به منظور تامین اهداف عملیاتی شرکت از حیث یک بازار یا محصول خاص است لذا مساله اصلی مربوط به قلمرو استراتژی بازاریابی است که عبارت است از تعیین بازارهای هدف خاص برای یک خانواده محصول یا یک محصول یا خدمت خاص .
    پس از این مرحله شرکت ها از طریق طراحی و اجرای یک برنامه مناسب و تعیین عناصر آمیخته بازاریابی طبق نیازها و خواسته های مشتریان بالقوه در آن بازار هدف ٬ به دنبال کسب مزیت رقابتی و ایجاد هم افزایی حرکت می کنند بعدی از استراتژی که بیش از همه در اختیار
    بازاریابی قرار دارد گزاره ارزش مشتری است در واقع در مذاکرات استراتژیک بازاریابی باید صدای مشتری باشد و اطمینان یابد که گزاره ارزش واقعی بوده است (آکر۱۳۸۶) .
    انواع استراتژی بازاریابی از یک دیدگاه صرف قابل تبیین نیست و تقسیم بندیهای چندی در این خصوص وجود دارد بسته به اینکه از چه زاویه ای به بررسی انواع آن پرداخته شود تقسیم بندیهای گوناگونی پدید می آید . یک تقسیم بندی استراتژیهای بازاریابی می تواند براساس سطح تجاری و سطح عملیاتی انجام گیرد . در سطح کسب و کار مایلز و اسنو (۱۹۷۸)( فرصتجو مدافع تحلیلگر و منفعل )[۱۰] و پورتر (۱۹۸۰)( رهبری هزینه تمایز و تمرکز)[۱۱] در ادبیات استراتژی بازاریابی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است اسلتر و السن (۲۰۰۱) استراتژیهای بازاریابی را به بازاریابان مهاجم بازاریابان انبوه بازاریابان کوچک و بازاریابان ارزش طبقه بندی کرده اند . در سطح عملیاتی مورفی و انیس (۱۹۸۶) چارچوبی را برای تقسیم بندی محصولات ( راحتی ارجح فروشگاهی و محصولات خاص ) [۱۲]بکار برده اند و آنرا با مابقی عناصر آمیخته بازاریابی چون قیمت تبلیغات پیشبرد فروش و توزیع یکپارچه کرده اند . مدارک تجربی جدید نشان می دهد که وقتی بین استراتژیهای رقابتی یک فعالیت و طرح های بازاریابی استراتژیک کالاها یا خدمات مختلف آن واحد هماهنگی خوبی برقرار است عملکرد آن واحد از حیث فروش سهم بازار و سود آوری بهتر از زمانی است که این هماهنگی وجود ندارد ( اسلتر و السن۲۰۰۰) .
    ۷-۲ – رویکردهای تحلیلی در تدوین استراتژی بازاریابی
    تدوین و تحلیل استراتژی بازاریابی در سطح واحدهای وظیفه ای یا عملیاتی Functional Strategy بشرح ذیل صورت می گیرد ( رشیدی ، ۱۳۸۳، ۷۵) :
    ۱-خصوصیات اهداف : هدف شرکت همان است که تمام فعالیت های بنگاه بسوی آن متوجه می شود. هدف کسب و کار به ما می گوید ما چکار باید بکنیم ؟ کجا باید باشیم و در چه مدت زمانی ؟ ( با عدد و رقم ) لذا خصوصیات اهداف عبارتند از :
    – خیلی کوتاه گفته شود
    – قابل اندازه گیری باشد
    – با قابلیت های داخل بنگاه هماهنگ باشد
    – برای کلیه کسانیکه در داخل بنگاه کار می کند قابل فهم باشد.
    ۲- رفتار مصرف کننده : درک صمیمی از خریداران مهمترین قسمتی است که ما برای طراحی استراتژی بازاریابی نیاز داریم . بنگاه لازم است اطلاعات زیر را بدست آورد.
    – نیازهای مشتریان ما چیست ؟ – مشتریان واقعا از ما چه می خواهند ؟ – مشتریان از ما ، امروز و در سالهای آینده چه می خواهند؟ ما با انسان هایی سروکار داریم که طبق نظریه مازلو نیازهایشان طبقه بندی می شود . بنگاه ما به کدامیک از سطوح نیازهای او می خواهد پاسخ دهد.
    ۳-تحقیقات بازار : تحقیقات بازار به تمام مواردی که اطلاعات آنها برای تصمیم گیری لازم است مربوط می شود. نظیر محیط ، رقبا ، مشتریان ، تأمین کنندگان و غیره . روش های جمع آوری اطلاعات عبارتست از مشاهده ، اطلاعات اولیه یا داده های دست اول ( مصاحبه های تک تک ،پژوهش گروهی ، بررسی پستی یا تلفنی ، اجرای طرحهای آزمایشی ) ،اطلاعات ثانویه یا داده های دست دوم، نشریه، کتب …)
    ۴-تقسیم بندی بازار : اغلب موارد امکان فعالیت کردن در تمام بخش ها میسر نمی باشد ، لذا بایستی بخشی را که برای ما ارجحیت دارد انتخاب کنیم (Fifield, 2009,27).
    5-جاذبه بازار : پس از تحقیقات بازار و تقسیم بندی لازم است قسمت یا بخش هایی از بازار که برای ما جاذبه دارد انتخاب کنیم . نظیر چرخش بانک کشاورزی به سوی بازارهای خرد.برای خریدار هم خیلی اهمیت دارد که بنگاه را متخصص در تولید یک محصول بداند چون مشتری کیفیت را در ارتباط با تخصص می داند. در سنجش جذابیت بخش ها از تجزیه و تحلیل سوات و تجزیه و تحلیل رقابتی استفاده می شود. معیار های ذیل در تعیین جذابیت بازار مهم هستند :

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
    • حجم رشد در بلند مدت
    • افزایش سود در بلند مدت
    • حجم رشد کوتاه مدت
    • تصورات سازمانی
    • دلایل استراتژیک
    • توانایی منابع داخلی
    • دوام رقابتی متناسب

    ۶-تجزیه و تحلیل شکاف : بررسی کنیم که در کدام بخش های بازار شکاف و فاصله است که ما می توانیم آنها را پرکنیم . یعنی اینکه رقبا به چه جاهایی توجه نکرده اند. تجزیه و تحلیل شکاف در حقیقت تجزیه و تحلیل فرصت های رشد است و بعبارتی فرصت یابی است .
    ۷-سهم بازار : داشتن اطلاعات از بازار برای سنجش سهم بازار بسیار مهم است . چون موقعیت بنگاه را در صنعت و بازار هدف نشان می دهد. منحنی عمر محصول نیز در اینجا کاربرد دارد تا مشخص شود که محصول در کجای طول عمر است که بر اساس آن تصمیم بگیریم دنبال چه سهمی از بازار باشیم و دوام این محصول چقدر است؟
    از ماتریس رشد – سهم ( B.C.G ) ، برای ارزیابی ترکیب فعالیت های اقتصادی یک شرکت یا سازمان، در تعیین سهم بازار استفاده می شود.
    ۸-درجه در گیری در بازار : منظور این است که وقتی شرکتی با محصولات و خدمات مختلف در بازارهای مختلف کار می کند تا چه حد خود را با یک بخش از بازار در گیر می کند.ممکن است شرکت برای محصولات / خدمات مختلف درجات در گیری متعدد داشته باشد. مدل خاصی برای انتخاب نوع درگیری وجود ندارد و شرکت است که براساس شرایط تصمیم می گیرد. حداقل درجه درگیری ،زمانی است که شرکت فقط محصول / خدمت را تولید کند و مابقی امور را به خارج از شرکت بسپارد و حداکثر زمانی است که شرکت کلیه امور را راساّ انجام دهد(Kotler, 2010, 119).
    9-روش ورود به بازار : ورود به بازار با روش توزیع فرق می کند. ورود به بازار بیشتر مربوط به توجیه وارد شدن به یک بازار است . بطوریکه ملاحظه می شود ورود به بازار یک تصمیم استراتژی است، در حالیکه توزیع در بازار یک تصمیم تاکتیکی است .
    ۱۰-منظورهای بازاریابی : تصمیم اصلی در این مرحله این است که در تدوین استراتژی بازاریابی ، اهداف بازاریابی می بایستی در ارتباط با تک تک محصول و بازار آن به لحاظ کمی و کیفی مشخص گردیده و نوشته شود. این اهداف بایستی قابل اجرا باشد.
    یعنی در این مرحله چند هدف داریم که هر کدام ، رابطه یک محصول با بازار را مشخص می کند.
    قبلا در سطح کسب و کار برای شرکت یک هدف داشتیم ولی در سطح بازاریابی ٬ هدف های متعدد می توانیم داشته باشیم . بعنوان مثال ، در سطح کسب و کار ، هدف ما دست یابی به ۳۳ % سهم بازار بوده است و یا می توانیم برای هر کدام از حساب های پس انداز ، سپرده سرمایه گذاری مدتدار و حساب جاری بعنوان هدف ، میزان رشد مشخصی در نظر بگیریم .
    ۱۱-استراتژی بازاریابی : استراتژی بازاریابی یعنی تنظیم و اجرای آمیزه بازاریابی . ابزارکار و تاکتیک ها در بازاریابی ، آمیزه بازاریابی است . یعنی اینکه با محصول چطور عمل کنیم ؟ ، چه قیمتی بگذاریم؟
    چطور به مشتری آگاهی بدهیم ؟ و چطور به دست مشتری برسانیم ؟
    ۱۲-آمیزه بازاریابی : یک بنگاه از طریق آمیزه بازاریابی با مشتری ارتباط برقرار می کند و لذا به این عوامل تاکتیک ها یا ابزارهای بازاریابی گفته می شود.
    استراتژی بازاریابی ( مدل دکتر فرهنگ )

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:18:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی جایگاه صبر و سکوت درآثار سعدی- قسمت ۸ ...

    ما ســمیــعیـم و بـصیـریـم و هشـیـم بــا شمـا نــامـحـرمـان مــا خامشـیــم»

    (مولوی، ۱۳۶۲: ۵۸۴)
    مولانا در مثنوی معنوی صبر و خاموشی را عامل جذب کننده رحمت الهی و معنوی می خواند که آنان که طالب کسب نشانه معنویند بایستی در پی چنان سکوت و خاموشی باشند. لذا مولانا خاموشی را بیانگر اوج سرمستی می یابد و آن را عامل فخر آدمیان بر می شمارد و از انسان ها می خواهد که خود را به خاموشی به عنوان یکی از اصول زندگی عادت دهند. بیهوده نیست که مولانا در دیوان شمس سکوت را عامل نجات آدمیان معرفی می کند.
    طاهره خوشحال می نویسد:« مولانا در دیوان شمس از «تکلّم قلب» یاد می کند، گویی آن که هستی و کائنات با سکوت خود از عظمت پروردگار سخن می گوید و قلب آدمی به واسطه خدا صدها زبان گویا پیدا می کند و از او سخن می راند. همچنین مولوی هوش و عقل انسان را «ناطق راز» آدمی معرفی می کند گویا که در چنین مقامی که عارف سالک موضع سکوت را برمی گزیند عقل وی رازهای پنهان هستی را در می یابد و به زبان حال آن عقل گویای تمامی آن رازها برای صاحبان چنان عقلی و سایر افراد واجد عقل و بصیرت می گردد. بدین لحاظ مولانا در دیوان شمس خاموشی را بهترین مبیّن اسرار می داند.» ( خوشحال، ۱۳۷۴: ۲۰۱)
    «خمــوش باش که تا وحی های حق شنوی که صد هزار حیاتست وحی گویا را»
    (مولوی، ۱۳۶۲: ۲۹۱)
    دیدگاه مولانا اتخاذ موضع سکوت و عدم تعجیل درگفتار و پرسیدن سؤال می تواند در مواردی سبب حفظ متانت افزون تر فرد و کشف نهایی حقیقت گردد. هر کس می خواهد به دریای حقیقت درآید باید سوار بر کشتی خاموشی شود. عارفان وارسته و بی ادعا علی رغم زبان خاموش خود با شخصیت گویای خود هزاران سخن با اهل فهم و بینش دارند اگر چه بی خردان از آن دریافت سخن نمی کنند.
    طاهره خوشحال می نویسد:« عارفان به دو سبب خاموشی می گزینند. یکی آن که سخن را به نا اهلان نگویند و دیگر آن که سکوت، راهی است برای کشف حقیقت. و آن گاه که عارفان به کشف حقیقت نائل می آیند و از خودبینی و هوای نفس فارغ و رها می گردند قیل و قال و گفتار بیهوده در آنان تا حدّ ممکن کاهش می یابد.» (همان:۲۱۰)
    مولانا سکوت را جذب کننده رحمت الهی و آموزش حکمت و سخن می داند. از دیدگاه مولانا بایست از خودنمایی احتراز نمود و در جمع تا آن جا که لازم است موضع سکوت و خاموشی اتخاذ نمود، همچنین بهترین پاسخ نابخردان سکوت است. از دیدگاه مولانا، سخن، تلف کننده عمر آدمی است مگر سخنی که از دریای کمال بر آید و این البته کمیاب است. سخن، حجاب حقیقت است و سخنان پوچ از هیچ گونه ثباتی برخوردار نمی باشند. شهود حق مستلزم خروج از حجاب الفاظ است و حقیقت در ورای الفاظ وجود دارد و زبان در بیان مشهودات قلبی نارسا می باشد و عارف از دام الفاظ رهیده است. غایت اصلی خاموشی در مقام اول آن است که سکوتِ زبانی به سکوتِ روانی بیانجامد، یعنی تلاطم ها و آشوب های روحی آرام پذیرد تا انسان در سایه آرامش و طمأنینه ای که بر روانش حاکم می شود نغمه های چنگ الهی را به گوش جان بشنود:
    «خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق بـاش کــه نفــس نــاطق کلی بگویــدت افــلا»
    (مولوی، ۱۳۶۲: ۳۷۱)
    در کنار سکوت آگاهانه ، مولوی صبر خردمندانه را شراب دل می نامد. او هم چنان که حیات و هستی گُل را به بارش باران وابسته می داند، حیات دل را در گرو صبر تفسیر می کند و می گوید:
    «شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود ابـــــــــر حریـف گیاه صبرحریف صــبا»
    (همان:۵۶)
    مولوی دست یابی به مراد و مقصود را در گرو صبر می داند. کسی را که صبر نیست راه به مقصود نیست. راه وصول و نیل به مقصود صبر است:
    «ای دل روشن ضمیر بـر همه دل ها امیر صبرگزیدی و یافت جان تو جمله مـــراد»
    (همان:۲۳۱)
    صبر، چون باران حکمت است که بر دل دانشمند می بارد و هستی او را که همان جان آگاه او است آب یاری می کند. مولوی در این باره می گوید:
    «صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید»
    (همان:۲۱۷)
    مولوی اگر چه صبر کردن را تلخ و دشوار می داند؛ ولی نتیجه ای که به بار می آورد شیرین و گوارا است. انسان صابر عاقبتی نیک و خوب خواهد داشت. مولوی بر این نکته تأکید می ورزد که صبر سخت و طاقت فرسا می باشد؛ ولی در عاقبت چیزی که نصیب آدم می کند راحتی و آرامش است:
    «تلخی صبراگــــــــــر گلوگــــیر است عــاقـبــت خـوشــگــوار خـواهـد بــود»
    ( همان: ۳۲۹)
    مولوی در مقام و عظمت صبر پا را از این هم فراتر می نهد و همه کاینات و هستی را فریادگر عظمت صبر می بیند که که فریاد کشان صبر را کلید در گنج رهایی و خوشبختی می دانند:
    «سرسبز و خوش هر تره ای نعره زنان هر ذره ای کالصبر مفتاح الفرج و الشکر مفتاح الرضا»
    (همان: ۹۸)
    داود لطفالله، در کتاب سکوت و سخن شاهکارهای موضوعی شعر فارسی: می نویسد:«هیچ کدام از شعرای فارسی زبان در دیوان خود به اندازه صائب تبریزی از سکوت و خاموشی یاد نکرده اند. دقت در کلیه اشعار صائب در دیوان شعر وی مبیّن آن است که او نه تنها در لابلای اشعار خود، در زمینه های گوناگون از سکوت و خاموشی سخن گفته است بلکه در برخی موارد، کلّ یک مجموعه شعر رابه توصیف منزلت خاموشی و آثار مترتب بر آن اختصاص داده است. صائب تبریزی در موارد متعدّد در دیوان اشعار خود بسیار بر این نکته تأکید می ورزد که سکوت و خاموشی هرگز برخاسته از آن نیست که وی حرفی برای گفتن ندارد بلکه دقیقاً برعکس آن، علی رغم داشتن دنیایی از سخنان نغز و نافذ و دلنشین گاهی از اوقات شرایط ایجاب می کند که آدمی مُهر سکوت بر لب زند و خاموشی اختیار کند. به عبارت دیگر سکوت و خاموشی در چنین مواقعی از بی علمی و یا کم علمی نیست، بلکه نشأت گرفته از کثرت علم و دانایی است:
    «نیست از کوته زبانی بر لبم مّهر ســکوت تیغ ها پوشیده در زیر سپر باشد مرا
    (صائب، ۱۳۶۶: ۵۴)
    الفاظ و عباراتی نظیر «لب گویا» یعنی دهانی که می تواند گوینده فصیح صدها گفته زیبا باشد، و یا «تیغ های پوشیده در زیر سپر» که نافذ بودن کلمات ناگفته ـ امّا موجود ـ صائب را می رساند، مبیّن نکته ای است که در فوق به آن اشاره شد. نکته دیگر آن که در شعر فوق نیز صائب، خاموشی و سکوت را به «سپری» تشبیه کرده است که آدمی را از بدی ها محفوظ می دارد، دیگر آن که سخن گفتن در موقعیت غیرمناسب را موجب پریشان خاطری و نگرانی خود معرفی نموده است. صائب معتقد است، با آنان که سخن شناسند و صلاحیت گفتگو را دارند می توان و بلکه باید سخن گفت اما خاموشی در مقابل کسانی معنا پیدا می کند که از این مفاهیم و معانی دورند:

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    نتیجه تصویری برای موضوع هوش

     

     

    « بلبل خوش نغمه ام، با گل سخن باشد مرا   سرمه خاموشی از زاغ و زغن باشد مرا»

    (همان:۸۷)
    به راستی چه آثار و ثمراتی برای سکوت و خاموشی مترتب است که صائب این گونه به طرفداری و حمایت از آن می پردازد. وی اعتقاد دارد که سکوت موجب می گردد با صبر و استقامت در ساعاتی از اوقات زندگی که سخن گفتن ضرورت ندارد عبارات و سخنانی در آدمی با تفکر و تأمل شکل گیرند و سپس در مواقع مقتضی گوهرگونه از دهان گوهر افشانی که مقطعی از زمان را صدف گونه با سکوت خود صبرنموده بیرون آیندو لعل وار موجب نورانیت و تحوّل جمعی از انسان ها گردند:

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:18:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی وجوه تقابل سبک زندگی لیبرالیستی با اسلام و تأثیر آن بر برنامۀ درسی پنهان دورۀ متوسطۀ کشور- قسمت ۴۰ ...

    ای بر روش تحقیق در علوم انسانی. تهران: انتشارات سمت.
    حیدری، محمدحسین، اعرابی، زینب، امامی، راضیه (۱۳۹۱). بررسی تطبیقی ارزش ها در اسلام و لیبرالیسم و دلالت های تربیتی و اخلاقی آن. فصلنامۀ اسلام و پژوهش های تربیتی. سال چهارم. شمارۀ دوم. صص ۸۵-۱۰۶
    خادمیان، طلیعه(۱۳۸۷). سبک زندگی و مصرف فرهنگی: مطالعه ای در حوزه جامعه شناسی فرهنگی و دیباچه ای بر سبک زندگی فرهنگی ایرانیان. تهران: انتشارات جهان کتاب‏.
    خالقیان، بلال(۱۳۸۲). روابط انسانی در مدرسه. تهران: انتشارات مهاجر.
    دلاور، علی (۱۳۸۸). روش تحقیق در روانش شناسیو علوم تربیتی. ویراست چهارم.چاپ بیت و نهم. تهران: نشر ویرایش
    رشاد، علی اکبر(۱۳۸۲). دموکراسی قدسی.تهران :انتشارات مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.
    زارعان، محمدجواد(بی تا).تربیت دینی، تربیت لیبرال. فصل نامه معرفت. شمارۀ ۳۳ .صفحۀ ۸- ۱۵٫
    زرقانی، حسن(۱۳۸۲). بررسی مقایسه ای آزادی در اسلام، مارکسیسم و لیبرالیسم. فصل نامۀ علوم سیاسی. سال ششم، شمارۀ بیست و سوم. صفحۀ ۱۷۲-۱۷۳
    زمان شعار، الهام (۱۳۹۱). بررسی رابطۀ سبک زندگی و خود کارآمدی عمومی با اضطراب مرگ در سالمندان مقیم آسایشگاه های تهران. کارشناسی ارشد چاپ نشده. دانشگاه علامه طباطبایی.
    ساداتی نژاد، مهدی(۱۳۸۸). واکنشجریان روشنفکری ایران در برابر لیبرالیسم از دهۀ چهل تا انقلاب اسلامی. فصلنامۀ علمی-پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی. سال پنجم. شماره هفدهم. صفحات ۱۲۷-۱۵۶
    سعیدی رضوانی، محمود، باغگلی، حسین(۱۳۸۹). نقدی بر روش های تربیت دینی با تأکید بر برنامۀ درسی پنهان. مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.
    سعیدی، زهرا (۱۳۹۱). بررسی رابطۀ کیفیت زندگی، سبک زندگی، عملکرد تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان علوم پژشکی دانشگاه اصفهان. کارشناسی ارشد چاپ نشده. دانشگاه علامه طباطبایی.
    شریعتمداری، علی(۱۳۸۷). اصول و فلسفۀ تعلیم و تربیت. تهران: انتشارات امیر کبیر.
    شعاری نژاد، علی اکبر(۱۳۸۳)، فلسفۀ آموزش و پرورش، تهران: انتشارات امیر کبیر.
    صافی، احمد (۱۳۸۳)، آموزش و پرورش ابتدایی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه. انتشارات سمت.
    ضرغامی، سعید، سجادیه، نرگس، قائدی، یحیی (۱۳۹۱). بازاندیشی مفهومی «پرورش تفکر» همچ.ن بستر فرهنگی تحول نظام آموزشی بر بنیاد نظریۀ انسان عامل. فصلنامۀ راهبرد و فرهنگ. سال پنجم. شمارۀ ۱۷و ۱۸٫ صص۱۲۳-۱۵۱٫
    طباطبایی، محمدحسین(۱۳۸۸). بررسی های اسلامی، جلد اول. قم: نتشارات بوستان کتاب.
    عصاره، علیرضا (۱۳۷۷)، خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان، ماه نامۀ پیوند، شمارۀ دویست و بیست و پنجم. صص۲۲۶-۲۲۷
    ف‍اض‍ل‍ی ، م‍ح‍م‍د(۱۳۸۲). م‍ص‍رف و س‍ب‍ک زن‍دگ‍ی . ق‍م : انتشارات ص‍ب‍ح ص‍ادق .
    فتحی واجارگاه، کوروش(۱۳۸۶).برنامۀ درسی به سوی هویت های جدید: شرحی بر نظریات معاصر برنامۀ درسی. جلد اول. تهران : انتشارات آییژ.
    فتحی وارجارگاه، کورش، واحد چوکده، سکینه(۱۳۸۱). شناسایی آسیب های تربیت شهروندی در برنامۀ درسی پنهان؛ نظام آموزش متوسطۀ نظری از دیدگاه معلمان زن شهر تهران و بهبود ارائۀ راهکارهایی برای بهبود آن. نشریۀ نوآوری های آموزشی. شماره هفدهم. ص ۱-۳۷
    فرزانه پور، حسین، بخشایی زاده، محمد(۱۳۹۰). تساهل ومدارا در قرآن. فصلنامۀ علمی- پژوهشی اندیشۀ نوین دینی.سال هفتم، شمارۀ بیست و پنجم.صفحات ۱۵۸-۱۷۶٫
    قطب، محمد(۱۳۶۶). ویژگی های جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی. (محمد خامنه ای،مترجم). تهران: انتشارات مؤسسۀ ملّی.
    کارکنان نصرآبادی، محمد(بی تا). هویت اجتماعی و انحراف اجتماعی در جریان اجتماعی شدن. نورمگز
    کوهستانی، حسینعلی، خلیل زاده، امینیان(۱۳۸۳). پژوهشی در اوقات فراغت و راه های بهره وری از آن. مشهد: انتشارات مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.
    کیوان فر(۱۳۸۹)، بررسی تطبیقی و تحلیلی اوقات فراغت و فعالیت های فوق برنامۀ مدارس ابتدایی در کشورهای ایران و آمریکا. چاپ نشده. کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی
    گال، مردیت و والتر بورگ و جویس گال (۱۳۸۹). روش های کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی. جلد اول. (احمدرضا صر، مترجم). تهران: انتشارات سمت
    لوی، الف (۱۳۸۰).برنامه ریزی در مدارس. (فریده مشایخ، مترجم). تهران: انتشارات مدرسه.
    محمدی، مجید (۱۳۷۹)، لیبرالیسم ایرانی، الگوی نا تمام، تهران: انتشارات جامعۀ ایرانیان

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:18:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه بین ساختار رقابت محصول و سیاست تقسیم سود در بورس اوراق بهادار تهران ...

    پیوند دادن موضوع تحقیق به رشته­ای از اطلاعات موجود مستلزم اندیشه ای خلاق است، معمولاً موضوعی به ذهن محقق خطور می کند که یافتن منابع داده های موجود برای بررسی آن مستلزم خلاقیت ذهنی محقق است، آرایش و تنظیم داده ها نیز مستلزم خلاقیت است. طرح دست چین کردن مطالب خاص، کد گذاری داده ها، استخراج الگو هایی از میان کد ها همگی مستلزم خلاقیت­اند (بیکر، ۱۳۷۷).
    تجزیه و تحلیل داده[۲۹] های تحقیق به عنوان فرآیندی از روش علمی، یکی از پایه های اساسی هر روش تحقیقی است. به طور کلی، تجزیه و تحلیل عبارت از روشی است که از طریق آن کل فرایند پژوهشی، از انتخاب مساله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت می شود. در این فصل پژوهش گر برای پاسخگویی به مساله تدوین شده و یا تصمیم گیری در مورد رد یا تایید فرضیاتی که صورت بندی کرده است از روش های مختلف تجزیه و تحلیل آماری استفاده می­ کند.
    در فصل سوم این تحقیق، روش تحقیق و چگونگی آزمون فرضیات از نمونه آماری، مورد بررسی قرار گرفت، در این فصل نیز شواهد به دست آمده از نتایج تحقیق، تجزیه و تحلیل و بررسی می شوند.
    مبنای استنباط از روی سطح معناداری یا P-VALUE بوده و سطح معناداری(مقدار احتمال) آزمونی که کمتر از ۵ درصد بوده در سطح اطمینان ۹۵ درصد رد می شود.
    ۴-۲ آمار توصیفی
    در تجزیه و تحلیل توصیفی[۳۰]، پژوهشگر با بهره گرفتن از جداول و شاخص های آمار توصیفی نظیر شاخص های مرکزی[۳۱] و پراکندگی[۳۲] به توصیف داده های جمع آوری شده تحقیق می پردازد. این امر به شفافیت و توضیح داده های تحقیق کمک بسیاری می کند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها در جدول (۴-۲) آورده شده است.
    ۴-۲-۱ توصیف متغیرها
    برای متغیرهای فاصله ای، میانگین، انحراف معیار، واریانس، مینیمم و ماکزیمم محاسبه شده است.
    جدول ۴-۱: توصیفی متغیرها

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    متغییرها تعداد انحراف معیار میانگین مینیمم ماکزیمم
    هرفیندال هریشمن ۵۶۴ ۰٫۲۲۹۲۶۱۳ ۰٫۱۵۱۱۵۹ ۰٫۰۰۰۲ ۱
    لرنر ۵۶۴ ۰٫۰۷۹۷۴۲۹۲ ۰٫۲۱۸۱۷۲۰ ۰٫۰۱۱۹۷ ۰٫۶۲۰۸۶
    قابلیت جانشینی ۵۶۴ ۹٫۲۰۵۸۳۱۳۴ ۱۸٫۲۸۵۳۰۶۳ ۱٫۲۶۱۹۱ ۴۹٫۲۰۴۱۵
    سیاست تقسیم سود ۵۶۴ ۰٫۲۴۹۳۹۵۸۱ ۰٫۶۴۰۱۸۲۳ ۰٫۱۰۰۸۱ ۰٫۹۶۳۲۲
    سود تقسیم شده سال قبل ۵۶۴ ۰٫۲۴۹۵۱۹۳۸۴ ۰٫۶۶۷۵۵۹۸۵ ۰٫۰۴۰۸۱۶ ۰٫۹۹۳۷۷
    اندازه ۵۶۴ ۰٫۶۵۴۰۳۷۷۷۸۷ ۵٫۹۰۳۲۳۴۲۶۶ ۴۰٫۲۹۰۶۳۵۵ ۷٫۹۸۸۸۹۸۶
    ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام ۵۶۴ ۰٫۴۲۰۷۶۶۰۴ ۰٫۶۲۷۳۸۵۴ ۰٫۰۶۳ ۲٫۸۵۸۶۴

    نتایج آمار توصیفی نشان می دهد که میانگین سیاست تقسیم سود در شرکتهای نمونه بالاست این بدین معنا می باشد که شرکتهای عضو بورس بیشتر از ۶۰ درصد سود خود را تقسیم می کنند.
    با توجه به این که داده های این تحقیق متعلق به یک سری واحدهای مقطعی(مثلا شرکتها) در طی چند سال می باشد لذا از حالت داده های پانلی می باشد. با کمک این روش که در مطالعات سالهای اخیر نیز استفاده شده است تعداد مشاهدات تا حد مطلوب افزایش می یابد. با توجه به اینکه مشاهده های ادغام شده باعث تغییر پذیری بالاتر، هم خطی چندگانه کمتر میان متغیرهای توضیحی، درجه آزادی بیشتر و کارآیی بالاتر تخمین کننده ها می شود، مطالعات پانل نسبت به مطالعات مقطعی و سری زمانی دارای مزیت است (بالتاجی[۳۳]، ۱۹۹۵، ص ۶-۳).
    ۴-۳ جدول آزمون همبستگی
    در این تحقیق به خاطر تعیین همبستگی بین متغیر های کمی از همبستگی پیرسون استفاده شده که به صورت زیر می باشد:
    جدول ۴-۲: ماتریس همبستگی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    متغیرها هرفیندال
    هریشمن
    لرنر قابلیت جانشینی سیاست تقسیم سود متغیر مجازی سیاست تقسیم سود سود تقسیم شده سال قبل اندازه ارزش دفتری به ارزش بازار
    هرفیندال هریشمن ۱٫۰۰۰۰              
    متغییر لرنر ۰٫۱۴۱
    Sig 0.001
    ۱٫۰۰۰۰            
    قابلیت جانشینی ۰۱۳٫۰-
    Sig 0.765
    -۰٫۰۴۴
    Sig 0.296
    ۱٫۰۰۰۰          
    سیاست
    تقسیم سود
    ۰٫۰۸۵
    Sig 0.043
    ۰٫۰۱۳
    Sig 0.750
    ۰٫۰۵۵
    Sig 0.191
    ۱٫۰۰۰۰        
    متغیر مجازی سیاست تقسیم سود ۰٫۰۵۹
    Sig 0.162
    ۰٫۰۴۱
    Sig 0.335
    ۰٫۰۵۴
    Sig 0.204
    ۰٫۶۷۸
    Sig 0.000
    ۱٫۰۰۰۰      
    سود تقسیم شده سال قبل ۰٫۰۶۸
    Sig 0.104
    ۰٫۰۱۹
    Sig 0.653
    ۰٫۰۹۰
    Sig 0.032
    ۰٫۶۶۵
    Sig 0.000
    ۴۷۲
    Sig 0.000
    ۱٫۰۰۰۰    
    اندازه -۰٫۰۱۶
    Sig 0.701
    ۰٫۰۰۴
    Sig 0.920
    ۰٫۰۷۳
    Sig 0.084
    ۰٫۰۶۸
    Sig 0.107
    ۰٫۰۶۳
    Sig 0.137
    -۰٫۰۱۴
    Sig0.742
    ۱٫۰۰۰۰  
    ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام ۰٫۱۴۸
    Sig 0.000
    ۰٫۰۱۲
    Sig 0.778
    ۰٫۰۱۹
    Sig 0.655
    ۰٫۱۴۹
    Sig 0.000
    -۰٫۵۶
    Sig 0.185
    -۰٫۱۷۰
    Sig0.000
    ۰٫۰۶۹
    Sig0.102
    ۱٫۰۰۰

    جهت آزمون همبستگی از آزمون پیرسون استفاده شده است . نتایج حاصل از آزمون همبستگی نشان می دهد که بین سیاست تقسیم سود و سود تقسیم شده سال قبل بیشترین همبستگی وجود دارد و بین ارزش دفتری به ارزش حقوق صاحبان سهام و سیاست تقسیم سود سال همبستگی معکوسی وجود دارد.
    ۴-۴ آزمون نرمال بودن داده ها
    نرمال بودن داده ها یکی از پیش شرط های رگرسیون می باشد بدین جهت اولین مرحله جهت آغاز فرایند آزمون فرضیه ها، بررسی نرمال بودن داده ها است. برای بررسی نرمال بودن داده ها فرضیاتی به شکل زیر صورت بندی شده است :
    توزیع داده ها نرمال است :
    توزیع داده ها نرمال نیست :
    برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها از آزمون کولموگروف–اسمیرنوف استفاده شده است. فرض صفر در این آزمون نرمال بودن توزیع متغیر است. اگر سطح معنی داری آزمون بزرگتر از ۰۵/۰ باشد فرض صفر تایید شده و نتیجه می گیریم که توزیع متغیر مورد نظر نرمال می باشد.

     

     

     

     

     

     

     

     

    عنوان تعداد آماره Z کولموگروف – اسمیرنوف سطح معنی داری  
     
    سیاست تقسیم سود ۵۶۴ ۰٫۰۳۲ ۰٫۰۶۵  

    جدول ۴-۳ : نتایج آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف
    چون در تحلیل رگرسیون نرمال بودن متغیر وابسته مد نظر قرار می گیرد ، با توجه به سطوح معنی داری به دست آمده نتیجه گرفته می شود که متغیر سیاست تقسیم سود دارای توزیع نرمال می باشند (سطح معنی داری بزرگتر از ۰۵/۰)
    ۴-۵ نتایج تخمین فرضیه ها
    ۴-۵-۱ نتایج تخمین فرضیه ۱-۱
    ۴-۵-۱-۱ تخمین با بهره گرفتن از سیاست تقسیم سود
    داده های استفاده شده در مدل به دلیل اینکه متشکل از ۹۴ شرکت در یک توالی زمانی ۶ ساله پیروی می کند؛ از ماهیت داده های پانلی برخوردارند. از این حیث استفاده از روش داده های پانلی یا تابلویی در بررسی فرضیات این تحقیق می تواند از سایر روش های رگرسیونی کارآتر و قابل قبول تر باشد. به همین دلیل در این مطالعه تجزیه و تحلیل اثر متغیرهای مستقل و کنترلی بر متغیر وابسته با بهره گرفتن از روش داده های تابلویی مورد بررسی قرار می گیرد. در مرحله اول از آزمون Fلیمر تشخیص اینکه جواب ما با بهره گرفتن از داده های پانلی قابل اتکاتر است یا داده ها مقطعی استفاده می کنیم در ادامه از روش اثرات ثابت و سپس از روش اثرات تصادفی استفاده می شود. جهت انتخاب ارجحیت روش، از آزمون هاسمن بهره گرفته شد.
    فرضیه ۱-۱ بیان می دارد: بین متغییر هرفیندال هریشمن و سیاست تقسیم سود رابطه معنی داری وجود دارد.
    جهت آزمون فرضیه اول از مدل رگرسیونی به شرح زیر استفاده می گردد:
    DRit = α + β۱ (HHI) + β۲ (DRit-1) + β۳ (size) + β۴ (GROWTH) + β۴ (b/m) + єi
    در این تحقیق جهت آزمون متغییر هرفیندال هریشمن بر سیاست تقسیم سود به دو صورت عمل خواهد شد ابتدا این فرضیه با بهره گرفتن از رگرسیون چندگانه و با بهره گرفتن از نسبت سود قابل تقسیم به سود تقسیم شده برآورد می گردد سیاست تقسیم سود شرکتها را به دو گروه تقسیم می کنیم شرکتهایی که بیش از ۱۰ درصد سود خود را تقسیم کرده اند متغیر مجازی ۱ و در غیر اینصورت ۰ خواهند بود جهت نتیجه گیری در مورد رد یا قبول فرضیه نیز از ضریب آنها استفاده خواهد شد.
    در همین راستا با توجه به مبانی نظری مطرح شده الگویی متشکل از یک سری متغیر مستقل تدوین شد. قبل از برازش الگو، آزمون تشخیصی Fلیمر برای انتخاب از بین الگوهای داده های تلفیقی یا الگوی داده های تابلویی با بهره گرفتن از نرم افزار Eviews انجام شده که به شرح زیر می باشد.
    جدول ۴-۴: نتایج آزمون F لیمر

     

     

     

     

     

     

    عنـوان تعداد آماره F سطح معنی داری
    Period F ۵۶۴ ۱۱۴٫۳۷ ۰٫۰۰۰۰

    استفاده از روش داده های پانلی یا تابلویی در تخمین این فرضیه می تواند از سایر روش های رگرسیونی کاراتر و قابل قبول تر باشد. به همین دلیل در این مطالعه تجزیه و تحلیل اثر متغیرهای مدل بر سیاست تقسیم سود با بهره گرفتن از روش داده های تابلویی مورد بررسی قرار می گیرد. در مرحله اول از روش اثرات ثابت و سپس از روش اثرات تصادفی استفاده می شود. جهت انتخاب ارجحیت روش، از آزمون هاسمن بهره گرفته شد که بر اساس این آزمون روش اثرات متغیر پذیرفته می شود.
    نتایج حاصل از تخمین های اثرات ثابت و تصادفی در قسمت ضمایم پژوهش ارائه شده است.
    جهت انجام رگرسیون آزمون های زیر برای بررسی اثرات تصادفی یا ثابت فرضیه اول صورت گرفت که نتایج آن به شرح زیر می باشد.
    H0: اثرات تصادفی روش کارآتری است
    H1: اثرات ثابت روش کارآتری است
    جدول ۴-۵ : نتایج آزمون هاسمن

     

     

    کای _دو (chi_square) ۹٫۴۰
    آزمون معنی داری (sig) ۰٫۰۵۱۹

    با توجه به نتایج بدست آمده از آزمون هاسمن به این نتیجه می رسیم که اثرات تصادفی برای آزمون ما مناسب تر هست و لذا تصادفی پذیرفته می شود.
    قابل اتکاء بودن نتایج حاصل از تخمین های روش داده های تابلویی در صورتی پذیرفته می شود که یکی از اصلی ترین مباحث مربوط فروض کلاسیک و اولیه که همان عدم وجود ناهمسانی واریانس می باشد، مورد قبول واقع شود. در این قسمت وضعیت مدل از نظر ناهمسانی واریانس مورد بررسی قرار می گیرد. در این روش نتایج حاصل از تخمین در دو حالت بدون وجود ناهمسانی و با وجود ناهمسانی با بهره گرفتن از روش LR مورد آزمون قرار می گیرد.
    H0: ناهمسانی وجود ندارد
    H1: ناهمسانی وجود دارد
    جدول ۴-۶ : نتایج آزمون LR جهت شناسایی وجود ناهمسانی در مدل

     

     

    کای _دو (chi_square) ۳۱۸٫۰۹
    آزمون معنی داری (sig) ۰٫۰۰۰۰

    نتایج به دست آمده نشان می دهد مدل دارای ناهمسانی واریانس بوده که پس از رفع ناهمسانی واریانس، نتیجه تخمین به صورت جدول زیر ارائه می گردد.
    جدول ۴-۷ : نتایج رگرسیون فرضیه اول بعد از رفع ناهمسانی واریانس

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    متغیر ضریب آماره Z Sig
    متغییر هرفیندال هریشمن ۱۱۲۸۹۴۲۰٫- ۵٫۱۲- ۰٫۰۰۰
    سود سال قبل ۰٫۹۲۰۰۴۳۹ ۵۱٫۴۵ ۰٫۰۰۰
    اندازه شرکت ۰٫۰۱۴۱۰۴۱ ۱٫۸۵ ۰٫۰۶۵
    نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار ۰٫۰۰۶۶۵۲- -۰٫۸۳ ۰٫۴۰۵
    عرض از مبدا ۰٫۰۲۱۷۰۸- ۰٫۴۵- ۰٫۶۵۲

    با توجه به نتایج حاصل می توان بیان داشت که حساسیت متغییر هرفیندال هریشمن بر سیاست تقسیم سود تاثیر منفی و

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:17:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      رویکرد قانون تعیین تکلیف ثبتی اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی در حل و فصل اختلافات ملکی- قسمت ۱۷ ...

    Islamic Azad University
    germi branch
    Faculty of Humanities
    A Thesis Submitted in Partial Fulfillment of the Requirment for
    The Degree of M.A in Private law
    Title
    The registration of land and buildings without official Decument law approach to setting Estate disputes
    Supervisor
    Dr. Mozaffar Bashokouh
    Advisor
    Dr. Reza Fani
    By:
    Hamedeh Nosrati
    july 2013

      1. – آدابی ، حمیدرضا ، حقوق ثبت تخصصی ، ص۲۰٫ ↑
      2. – جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، حقوق ثبت ↑
      3. – این قانون که در اصطلاح به مواد ۱۴۷ و۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ مشهور است به شرح زیر می باشد:
        ماده ۱۴۷: برای تعیین وضع ثبتی اعیان املاکی که اشخاص تا تاریخ ۱/۱/۱۳۷۰ بر روی زمین هایی ایجاد کرده اند که بواسطه موانع قانونی تنظیم سند رسمی برای آنها میسور نبوده است.هم چنین تعیین وضع ثبتی اراضی کشاورزی و نسق های زراعی و باغات اعم از شهری و غیر شهری و اراضی خارج از محدوده شهر و حریم آن ،که مورد بهره برداری متصرفین است و اشخاص تا تاریخ فوق خریداری کرده اند و به واسطه موانع قانونی تنظیم سند یا صدور سند مالکیت برای آنها میسور نبود ه است تعیین تکلیف می شود.
        ماده ۱۴۸:در هر حوزه ثبتی هیات یا هیاتهایی به عنوان هیئت حل اختلاف در ثبت تشکیل می شود .اعضای این هیئت عبارتند از یکی از قضات دادگستری به انتخاب رئیس قوه قضائیه و رئیس ثبت یا قائم مقام وی و یک نفر خبره ثبتی به انتخاب رییس سازمان ثبت اسناد و املاک. ↑

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
    1. – ماده ۱ قانون ثبت مصوب ۱۳۰۲ هدف سازمان ثبت را بدین شرح بیا ن داشته است :«اداره کل ثبت اسناد و املاک برای دو مقصود تشکیل می شود .اول- ثبت املاک ،تا اینکه مالکیت مالکان وحقوق ذوی الحقوق نسبت به آنها تعیین و محفوظ شود. دوم- ثبت اسناد ، برای اینکه اسناد رسماً دارای اعتبار شوند. ↑
    2. – با توجه به اینکه سند رسمی باید پشتوانه اجرایی داشته باشد ،از این رو اسناد رسمی بدون مراجعه صاحبان آنها به محاکم قضایی لازم الاجرا بوده و توسط دفاتر اسناد رسمی تنظیم کننده سند و یا اجرای ثبت اجرائیه صادر و اقدامات لازم صورت می پذیرد. ↑
    3. – سابقا ًهدف عمده از ثبت املاک اخذ مالیات از صاحبان املاک بوده است. ↑
    4. – به نقل از دکتر شهیدی ↑
    5. – عمید ، حسن ، فرهنگ عمید ، ص۳۳۹
      ۲- آریان پور، منوچهر، فرهنگ همراه پیشرو
      ۳- شهری ، غلام رضا، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور ، ص ۱ ↑
    6. – جعفری لنگرودی ، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق ↑
    7. – امامی ، حسن ، شرح قانون ثبت اسناد و املاک ، ص۲۸ ↑
    8. – میرزایی ، علیرضا ، حقوق ثبت کاربردی ، ص۸ ↑
    9. – ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی در مقام تعریف سند رسمی ، می گوید: «اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا نزد مامورین رسمی،درحدود صلاحیت آنها برطبق مقررات قانونی، تنظیم شده باشند رسمی است.» ↑
    10. – حسن زاده ، بهرام ، حقوق تحلیلی اراضی و املاک ،ص۱۷۴ و اصغرزاده بناب ، مصطفی ، حقوق ثبت کاربردی ، ص۱۰۹ ↑
    11. – اصغرزاده بناب ، مصطفی ، حقوق ثبت کاربردی ، ص۱۱۰ ↑
    12. – جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، حقوق ثبت ، ص۱۴۰ ↑
    13. – تصرف مالک تصرف ماد ی و حسی نمی باشد ↑
    14. – به نظر دکتر جعفری لنگرودی نوع دیگری از تعارض تحت عنوان تعارض از حیث اشاعه و افراز نیز وجود دارد.توضیحات تکمیلی ص ۱۴۶ حقوق ثبت ↑
    15. – جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، حقوق ثبت ، ص ۱۴۷ ↑
    16. – باری ، مجتبی ، حقوق جزای اختصاصی ، ص ۱۶۵ ↑
    17. – اصغر زاده بناب ، مصطفی ، حقوق ثبت کاربردی ، ص ۲۹ ↑
    18. – شهری ، غلام رضا ، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور ، ص۹۶ ↑
    19. – باختر ، سید احمد ، قانون ثبت اسناد و املاک در رویه قضایی ،ص۱۵۹ ↑
    20. – شهری ، غلام رضا ، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور ، ص۹۶ ↑
    21. – شهری ، غلام رضا ، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور ، ص۹۶ ↑
    22. – اصغر زاده بناب ، مصطفی ، حقوق ثبت کاربردی ، ص۱۱۱ ↑
    23. – شهری ، غلام رضا ، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور ، ص۸۸- ۸۹ ↑
    24. – آذرپور ، حمید ، حجتی اشرفی ، غلام رضا ، بخشنامه های ثبتی ↑
    25. – شهری ، غلام رضا ، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور ،ص ۳۰ ↑
    26. – اصغر زاده بناب ، مصطفی ، حقوق ثبت کاربردی ، ص۱۱۲ ↑
    27. – آذرپور ، حمید ، حجتی اشرفی ، غلام رضا ، بخشنامخ های ثبتی ، بخشنامه ۸۱۴۹/۳ ــ۱۷/۹/۵۳ ↑
    28. – همان ، بخشنامه شماره ۴۴۶۰ /۳ــ ۱۸/۵/۵۴ ↑
    29. – تفکریان ، محمود ، حقوق ثبت املاک ، ص ۸۶ ↑
    30. – شهری ، غلام رضا ، حقوق ثبت اسناد و املاک کشور، ص۹۰ ↑
    31. – اسکافی ، نادر ، فرهنگ ثبتی ، ص۳۶ ↑
    32. – تفکریان ، محمود ، حقوق ثبت املاک ، ص ۹۰-۹۱ ↑
    33. – بند ۳۴۶ ،۳۴۷،۳۴۹ بخشنامه های ثبتی ↑
    34. – تفکریان ، محمود، حقوق ثبت املاک، ص ۹۱ ↑
    35. – اصغر زاده بناب، مصطفی ، حقوق ثبت کاربردی ، ص ۱۳۶ ↑
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:17:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه بین سبک های هویت و هوش هیجانی با رضایت شغلی در بین کارکنان شبکه بهداشت شهرستان پاسارگاد- قسمت ۸ ...

    ۳، ۴، ۲۹، ۲۵، ۲۲، ۱۷مهارت های اجتماعی

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۱۳، ۲۸، ۱۹، ۷، ۸خودانگیزی۱، ۹، ۱۵، ۲، ۲۶، ۳۱، ۲۱

    پایایی و روایی
    منصوری، در اجرای اولیه این آزمون از قسمت اول که شامل ۴۰ سوال بوده است استفاده کرد و تعداد ۷ سوال را به دلیل همبستگی اندک با نمره کل آزمون حذف کرد و سوالاتی که برای اجرای نهایی در نظر گرفت، به ۳۳ سوال کاهش پیدا کرد.
    وی همچنین میزان همسانی درونی آزمون ۳۳ سوالی را در اجرای مقدماتی که روی یک نمونه ۴۰ نفری از دانشجویان دانشگاه تهران اجرا کرد، به روش آلفای کرونباخ ۸۵/۰ گزارش کرده است. پایایی ابزار بر روی امدادگران و نجاتگران آزمون شد و ضریب آلفای کرونباخ ۸۲/۰ برآورد شد.
    پرسشنامه رضایت شغلی (JDI)
    شاخص توصیف شغل توسط اسمیت، کندال و هیولین (۱۹۶۹) ساخته شد و یکی از
    رایجترین و دقیق ترین ابزارهای اندازه گیری خشنودی شغلی است. این پرسشنامه شامل عباراتی توصیفی است و پنج جنبه خشنودی را می سنجد که عبارتند از:

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
    1. ماهیت کار ۲- سرپرستی ۳- حقوق ۴- ترفیعات ۵- همکاران

    ماهیت کار؛ نمره ای است که از گویه های ۱ تا ۲۸ بدست میآید.
    سرپرستی؛ نمره ای است که از گویه های ۱۹ تا ۴۶ بدست میآید.
    حقوق؛ نمره ای است که از گویه های ۴۷ تا ۵۵ بدست میآید.
    ترفیعات؛ نمره ای است که از گویه های ۵۶ تا ۶۵ بدست میآید.
    همکاران؛ نمره ای است که از گویه های ۶۶ تا ۷۲ گویه بدست میآید.
    این پرسشنامه در ایران توسط شکرکن ترجمه و توسط تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گرفته (ارشدی، امیری، ملائکه پور ۱۳۶۹؛ به نقل از غنی، ۱۳۷۳).
    نحوه نمره گذاری برای پاسخ ها «کاملاً صحیح»، «تا حدودی صحیح» و «ناصحیح» با بهره گرفتن از کسب نمره گذاری لیکرت از نمرات ۲-۱-۰ به تناسب سئوال استفاده گردید.
    اعتبار و پایایی پرسشنامه رضایت شغلی (JDI)
    مطالعات انجام شده توسط کندال و هیولین (۱۹۷۲) نشان داده است که ضریب پایایی این آزمون بالا و قابل قبول است (۸۹/۰).
    ضریب پایایی خرده آزمون ها در مطالعه ذکر شده ۶۲/۰ تا ۹۳/۰ گزارش شده است.
    ضریب پایایی در مطالعات انجام شده در ایران نیز رضایت بخش است. در مطالعه ای که ارشدی (۱۳۶۹) بر روی کارکنان صنعت نفت جنوب انجام داد ضرایب پایایی کل JDI 71/0 و ضریب پایایی خرده آزمون ها بین ۷۳/۰ تا ۸۵/۰ گزارش شده است. همچنین در مطالعه غنی (۱۳۷۳) بر روی معلم های مدارس راهنمایی اهواز، ضریب پایایی کل ۸۵/۰ و در خرده آزمون ها بین ۶۵/۰ تا ۸۹/۰ متغیر می باشد. اسمیت، کندال و هیولین (۱۹۶۹) در مقایسه نتایج این آزمون با سایر روش های اندازه گیری خشنودی شغلی این آزمون را معتبر شناخته اند.
    مطالعه ارشدی (۱۳۶۹) نشان داد که همبستگی نمره کل JDI با پرسشنامه کوئین شیارد[۱۲۵] ۶۶/۰ و اعتبار خرده آزمون ها بین ۳۳/۰ و ۷۱/۰ در نوسان می باشد. همچنین ضریب اعتبار JDI در مطالعه غنی (۱۳۷۳)، ۵۶/۰ و ضریب خرده آزمون ها بین ۴۲/۰ تا ۵۹/۰ گزارش شده است (زارع،۱۳۸۷).
    روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
    تجزیه و تحلیل های این پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی صورت گرفته است.
    در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد فراوانی مربوط به متغیرهای جمعیت شناختی(جنسیت، سطح تحصیلات و سابقه کاری) و همچنین میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمره مربوط به متغیرهای پژوهش استفاده شده است.
    در سطح آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین رابطه متغیرها و آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده گردیده. ضمناً سطح معناداری در این پژوهش  در نظر گرفته شده و داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
    ملاحظات اخلاقی
    به منظور اطمینان دادن به آزمودنی ها جهت محرمانه ماندن پاسخهای آنها، هیچ گونه اسم و مشخصات فردی ثبت نگردید و در زمان توزیع پرسشنامه ها این اطمینان به آنها داده شد تا به دور از هرگونه استرس پاسخ های خود را ارائه دهند.
    فصل چهارم
    یافته های پژوهش
    یافته های توصیفی به صورت فراوانی، درصد فراوانی مربوط به شاخص های جمعیت شناختی آزمودنی ها و همچنین میانگین و انحراف استاندارد مربوط به متغیر های تحقیق می باشد که در جداول زیر ارائه شده است، سپس به بیان فرضیه های پژوهش و بررسی آنها پرداخته میشود.
    یافته های توصیفی
    جدول ۴-۱میانگین و انحراف معیار سبک های هویت را به تفکیک جنسیت کارکنان نشان می دهد
    جدول ۴-۱: میانگین و انحراف معیار سبک های هویت به تفکیک جنسیت کارکنان

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:17:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی، میزان امید و افسردگی بیماران همودیالیزی- قسمت ۶ ...

    همچنین نونویاما و همکاران (۲۰۱۰) روی ورزشهای انعطاف پذیر و تقویت عضلانی با آمادگی های قلبی عروقی و ظرفیت عملکردی مطالعه کردند. بیماران ESRD که بیشتر از ۶ماه با ۳بار درهفته همودیالیز میشدند و سن بالای ۵۵ سال که نیازمند یا بی نیاز از کمک دیگران بودند انتخاب شدند. برنامه ورزشی توسط یک فیزیوتراپ طراحی شد و بر طبق مهارتهای فردی ورزش ها اجرا شد. بیماران در ۵جلسه ورزشهای انعطاف پذیری و تقویتی را انجام دادند. شدت ورزشها باتوجه به بیان خود بیمار با عبارت بدون درد یا کمی دشوار تعیین گردید. ورزشهای تقویتی اندامهای تحتانی و فوقانی با بهره گرفتن از دمبل های ۵/۰تا۲۰ پوندی شروع شد و در هر جلسه هر تمرین ۱۰بار تکرار شد ، البته در بیمارانی که تحمل مینمودند این تمرینات به ۱۵بار هم رسید که تغییرات قابل ملاحظه ای در ظرفیت عملکردی رخ داد[۵۹]. از نقاط ضعف مطالعه فوق مدت زمان کوتاه ۵هفته میباشد که به نظر میرسد زمان کوتاهی برای پیشگویی و تعمیم پذیری نتایج حاصله است.
    در مطالعه ون کتارامن[۷۷] وهمکاران( ۲۰۰۵) دو گروه بیماران با و بدون CKD در حد خفیف تا متوسط برنامه توانبخشی قلبی را اجرا کردند. بیماران مبتلا به CKD پیرتر و دارای ریسک فاکتورهای بیشتر با عملکرد ضعیف تر بودند. در پایان برنامه توانبخشی قلبی، در هردوگروه بهبودهای معنی داری در وزن بدن ، BMI، دور کمر، رژیم غذایی و میزان چربی و پیاده روی ۶ دقیقه ای مشاهده گردید. نسبت دستیابی به اهداف در هر دو گروه مشابه بود[۱۰۴].
    در مطالعه کاتنر[۷۸] وهمکاران (۲۰۰۶) برنامه توانبخشی برای دوگروه از بیماران CABG و ESRD تحت همودیالیز مقایسه شد. آنها دریافتند بیمارانی که برنامه بازتوانی قلبی را در طی ۶ ماه دریافت نموده اند یک کاهش ۳۵٪ در عوامل خطر و مرگ و ۳۶٪ در مرگ ومیرهای قلبی در مقایسه با گروه ESRD که تحت بازتوانی قلبی نبوده اند، داشته اند]۱۰۵[ ، بنابراین بیماران با نارسایی مزمن کلیه با توجه به اینکه مشکلات قلبی علت اصلی مرگ و میرشان است بایستی برنامه بازتوانی قلبی در کنار همودیالیز شروع گردد.
    بنت[۷۹] وهمکاران(۲۰۱۰) اخیرا یک بررسی در مورد شناسایی عناصر مورد نیاز برای حفظ و گنجاندن ورزش در برنامه درمانی برای بیماران همودیالیزی به عنوان بخشی از زندگی روزانه فردی ، انجام داده اند. عوامل موثر برای حفظ برنامه های ورزشی شامل در دسترس بودن متخصصان ورزش و هم چنین کادر پزشکی مناسب و متعهد در مرکز همودیالیز و فضا و تجهیزات فیزیکی مناسب و فراهم کردن عوامل محرک و جالب برای انجام ورزش است[۱۰۶].
    لی [۸۰]وهمکاران (۲۰۰۷) در انستیتو توانبخشی کانادا برنامه مخصوصی برای بیماران مسن با مشکلات پیچیده پزشکی که دچارکاهش در عملکردشان شده بودند، به گونه ای که قادر به مراقبت از خودشان نبودند را طراحی نمودند. ۱۲متخصص نفرولوژی در این پژوهش حضور داشتند و برنامه همودیالیز بیماران روزانه در طبقه زیرین همان ساختمان انجام میشد سپس جلسات توانبخشی با همکاری پزشکان و کارکنان توانبخشی و بیماران شروع گردید. در طی۳۶ ماه اول ۱۶۴ بیمار پذیرش شدند که بسیاری از آنها در راه رفتن مشکل داشتند. میانگین سن این بیماران در حدود ۵/۷۴سال بود بعد از ۴۸ روز ۶۹% از بیماران پذیرش شده ترخیص گردیدند و ۸۲% توانستند به اهداف توانبخشی دست یابند. محققین معتقد بودند که با کوتاه کردن جلسات روزانه همودیالیز نه تنها باعث کاهش تعارض بین جلسات همودیالیز میگردد بلکه باعث افزایش مزایای فیزیولوژیک برای بیماران میشود[۱۰۷].
    رستمی و همکاران (۱۳۸۸) به بررسی تاثیر الگوی خودمراقبتی اورم بر کیفیت زندگی سالمندان در مسجد سلیمان براساس برنامه آموزشی خود مراقبتی اورم توسط پژوهشگران در طول مدت ۳ماه پرداختند. کیفیت زندگی بیماران را در شروع و پایان برنامه آموزشی بر اساس فرم کوتاه کیفیت زندگی اندازه گیری کردند . نتایج نشان داد که در تمام ابعاد کیفیت زندگی بیماران افزایش دیده میشود و پیشنهاد کردندکه با توجه به اینکه با گذشت زمان مشکلات سالمندان افزایش مییابد لذا به کارگیری الگوی خودمراقبتی در این گروه سنی مناسب میباشد]۱۰۸[.
    حیدری و همکاران (۱۳۹۱) نیز تاثیر الگوی خودمراقبتی اورم را برکیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز سنجیدند، نتایج حاکی از آن بود که الگوی خودمراقبتی اورم باعث افزایش معنی دار کیفیت زندگی درتمام ابعاد آن میشود]۱۰۹[.
    سجادی و همکاران(۱۳۸۷) در یک مطالعه توصیفی تحلیلی برروی ۶۰ بیمار تحت همودیالیز به بررسی ارتباط خودمراقبتی و افسردگی در بیماران تحت همودیالیز پرداختند و دریافتند که بین خود مراقبتی و افسردگی یک ارتباط قوی و منفی وجود دارد. بدین ترتیب که با افزایش خودمراقبتی میزان افسردگی در بیماران کمتر میشود. لذا توصیه نمودند این بیماران به صورت معمول از نظر وجود علائم افسردگی مورد بررسی قرار گیرند تا به موقع تشخیص داده شوند، سپس با ایجاد زمینه مناسب و تشویق بیماران برای افزایش پیروی از رفتارهای خودمراقبتی و انجام آن میتوان عوارض روانی و جسمی ناشی از درمان همودیالیز را کاهش داد]۹۱[.
    براز و همکاران (۱۳۸۵) در مطالعه ای به روش قبل و بعد به بررسی تاثیر آموزش رژیم غذایی بر شاخص های آزمایشگاهی و اضافه وزن بین دو جلسه همودیالیز روی ۳۲بیمار تحت همودیالیز پرداختند. ابتدا با بهره گرفتن از پرسشنامه نیازهای آموزشی بیماران مورد بررسی قرار گرفت سپس برنامه آموزشی بر اساس مشکلات تعیین شده و الگوی خودمراقبتی اورم تدوین و در طی ۴جلسه ۲۰دقیقه ای در روزهایی که بیماران

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

    تحت همودیالیز نبودند به صورت جلسات پرسش و پاسخ برگزار شد. شاخصهای آزمایشگاهی به صورت میانگین دو ماه بعد از آموزش و اضافه وزن در۴ نوبت به فاصله ۲هفته یکبار بعد از آموزش اندازه گیری شد که کاهش قابل توجهی در میزان اوره- اسید اوریک و فسفر و پتاسیم و اضافه وزن مشاهده گردید لذا پیشنهاد دادند که اجرای برنامه آموزشی رژیم غذایی در بیماران تحت همودیالیز میتواند در کاهش مشکلات بیماران در ارتباط با شاخص های آزمایشگاهی و رعایت کردن رژیم غذایی موثر باشد]۱۱۰[.
    یافته های مطالعه براز و همکاران با هدف تعیین تأثیر آموزش مراقبت از خود بر کیفیت زندگی و مشکلات جسمی بیماران تحت همودیالیز، نشان دهنده کاهش معناداری در مشکلاتی همانند بالا بودن اوره، اسید اوریک، کراتینین، فسفر، پتاسیم، فشارخون سیستول و دیاستول، ادم، خارش پوست، مشکلات موضعی مسیر عروقی و افزایش کیفیت زندگی بود]۹۲[.
    حبیب زاده و همکاران(۱۳۹۱) به بررسی تاثیر مدل مراقبتی اورم بر سطح خودکارآمدی ۶۰ بیمار تحت همودیالیز پرداختند که برنامه خودمراقبتی طراحی شده در سه مرحله برای گروه مداخله اجرا شد و نتایج تفاوت معنی داری بین دو گروه مداخله و کنترل از نظر سطح خودکارآمدی نشان داد. لذا با توجه به وابسته بودن بیماران تحت همودیالیز در دریافت خدمات مراقبتی، شناخت نیازهای خود مراقبتی بیماران بر اساس تئور یهای پرستاری و برنامه ریزی مراقبتی به سازگاری بیمار و افزایش فعالیت های خود مراقبتی کمک خواهد کرد]۱۱۱[.
    در مطالعه چن[۸۱] و همکاران (۲۰۰۸) درمورد تأثیر گروه درمانی شناختی – رفتاری بر مشکلات بیماران دیالیزی مشخص گردید مراقبت از خود، خود کارآمدی، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در بیماران، به طور معنی داری در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت ]۳۱[.
    مطالعه ویکس[۸۲] و همکاران (۲۰۰۷) بینش درمانی را در کاهش افسردگی و علائم اضطراب بیماران همودیالیزی مؤثر دانستند]۱۱۲[.
    در مطالعه دورت[۸۳] و همکاران (۲۰۰۹) که با هدف تاثیر گروه درمانی شناختی – رفتاری بر افسردگی بیماران دیالیزی انجام شد نیز نشان داد گروه درمانی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران افسرده، بهبود خواب و افزایش کیفیت تعاملات اجتماعی آنها می شود و میانگین نمرات تست بک بعد از مداخله در مقایسه با قبل به طور معنی داری کاهش می یابد]۹۶[.
    احمدوند و همکاران (۱۳۹۱) با بررسی تاثیر گروه درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب و افسردگی ۳۶بیمار همودیالیزی در طی ۱۲هفته (هفته ای یک بار) در دو گروه آزمون و کنترل و تکمیل پرسشنامه بک دریافتند که نمره افسردگی بیماران از ۳۵به ۲۲ رسید که نشان میدهد گروه درمانی نقش موثری در کاهش افسردگی بیماران همودیالیزی دارد]۳۲[.
    بایرندر[۸۴] و همکاران (۲۰۰۶) عنوان کردند که ناهنجاری های متابولیکی منجر به تحلیل عضلات اسکلتی و پیامدهایی نظیر ضعف، خستگی، کاهش قدرت و ناتوانی اجرای فعالیتهای روزانه می شود. به طوری که کاتابولیسم عضله در بیماران همودیالیزی با افزایش خطر مرگ و میر وکاهش معنی دار کیفیت زندگی همراه است]۱۱۳[.
    ریاحی و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعه ای با هدف بررسی تاثیر تمرینات ورزشی در حین همودیالیز برخستگی و کیفیت زندگی ۳۰بیمار همودیالیزی پرداختند. بیماران در دوگروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمون تمرینات ورزشی را با بهره گرفتن از دوچرخه در حین همودیالیز به مدت ۵ ماه (۳جلسه در هفته هر جلسه یک ساعت) اجراکردند. در طی این مدت در گروه کنترل هیچ گونه فعالیت ورزشی انجام نشد، سپس پرسشنامه کیفیت زندگی در هردو گروه تکمیل گردید. نتایج نشان داد که قدرت عضلانی و کیفیت زندگی در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشته است ]۱۱۴ [. از نقاط قوت مطالعه فوق مدت زمان ۵ماه آزمون میباشد که نتایج قابل استناد می باشد.
    فلاح و همکاران (۱۳۹۰) به بررسی اثر بخشی مداخله ای معنوی به شیوه گروهی بر ارتقای امید و سلامت روان ۶۰ بیمار زن که در سنین ۳۰تا ۶۵ سال و در مراحل I و II و III سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) قرار داشتند، پرداختند و بیماران را به طور تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار دادند . بعد از اتمام ۸ جلسه گروهی روانی- آموزشی معنویت ، پرسشنامه تجربه معنوی و مقیاس امید اشنایدر برای این افراد تکمیل گردید نتایج نشان دهنده اثر بخشی این نوع مداخله بر ارتقای سطح سلامت روان و سطح معنویت بود]۱۱۵٫[
    قزلسفلو و همکاران (۱۳۹۰) به بررسی اثر بخشی گروه درمانی امید محور بر بهبود کیفیت زندگی ۲۰ بیمار مرد مبتلا به HIVدر بیمارستان امام خمینی تهران پرداختند که بیماران را به طور تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل کاربندی شدند سپس برای گروه آزمون ۸ جلسه ۲ساعته گروه درمانی امید به مدت ۲ماه انجام شد و بیماران از نظر کیفیت زندگی در ابتدا و انتهای پژوهش طبق پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که درمان مبتنی بر امید کیفیت زندگی را افزایش داده است]۱۱۶[ لذا امید افزایی باعث افزایش سطح خود مراقبتی و کیفیت زندگی و ارتقای سلامت عمومی میشود.
    آقا باقری و همکاران (۱۳۹۰) به بررسی اثر بخشی گروه در مانی شناختی مبتنی بر حضور ذهن بر افزایش ذهنی و امید بیماران مبتلا به MS[85] پرداختند که ۳۰ نفر داوطلب به صورت تصادفی در ۲گروه آزمون و کنترل قرار دادند. در ابتدای کار پرسشنامه بهزیستی و امید اشنایدر تکمیل شد و سپس شرکت کنندگان گروه آزمون تحت ۸جلسه درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن به صورت گروهی قرار گرفتند و پس آزمون مجدد اجرا شد نتایج نشان دا
    د درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن باعث افزایش معنادار امید و بهزیستی ذهنی میشود]۱۱۷[.
    آقا حسینی و همکاران (۱۳۸۹) به بررسی رابطه آگاهی از تشخیص سرطان با میزان امید در۳۰۰ بیمار مبتلا به سرطان در بیمارستان شهید قاضی تبریز پرداختند به طوری که بیماران را در دو گروه آگاه و نا آگاه قرار دادند سپس پرسشنامه امید هرث جهت هر دو گروه تکمیل گردید نتایج نشان داد نمره کل میزان امید در گروه آگاه ۶۱/۳۷ و در گروه نا آگاه ۱۶/۳۷ بود. آنها دریافتند که بین دو گروه از نظر میزان امید و ابعاد آن تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد و به عبارت دیگر آگاهی از تشخیص سرطان تاثیر منفی معنی داری بر میزان امید بیماران مبتلا به سرطان نداشته است]۱۱۸٫[
    در مطالعه فکری و همکاران (۱۳۸۶) به بررسی اثربخشی روش تصورات ذهنی هدایت شده فردی بر میزان اضطراب و امید به زندگی ۳۰ بیمار مبتلا به سرطان سینه بیمارستان امام خمینی تهران پرداختند که بیماران را در ۳گروه (دو گروه آزمون و یک گروه کنترل ) قرار دادند سپس میزان امید و اضطراب بیماران را قبل و بعد از مداخله با بهره گرفتن از شاخص امید هرث و پرسشنامه اضطراب اسپیل ارزیابی نمودند جهت یک گروه آزمون ۱۵جلسه و گروه دوم ۷جلسه آموزش قرار داده شد و دریافتند که این روش در کاهش اضطراب و افزایش امید به زندگی موثر است و همچنین گروه دوم دارای میزان امید بیشتری نسبت به گروه اول آزمون بودند اما تفاوت معناداری بین سطح اضطراب دو گروه مشاهده نشد]۱۱۹[.
    در مطالعه غلامی و همکاران(۱۳۸۸) با هدف بررسی اثربخشی معنا درمانی به شیوه گروهی به افزایش امید به زندگی و سلامت عمومی در ۱۱۰ بیمار دختر نوجوان تالاسمی ماژور در اهواز پرداخت که در پیش آزمون۴۶بیمار با کمترین نمره سلامت عمومی و آزمون امید به زندگی میلر انتخاب شدند وبه صورت تصادفی در ۲ گروه قرارگرفتند. سپس برای گروه آزمون ۱۰جلسه یک ساعته معنا درمانی اجرا شد و بعد از یک ماه پس آزمون انجام شد نتایج نشان داد که آموزش معنا درمانی باعث افزایش امید شده است]۱۲۰[.
    در مطالعه شعاع کاظمی و همکاران (۱۳۸۸) که به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و امید به زندگی ۱۰۰ بیمار سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) بعد از جراحی که جهت کنترل بیماری به انکولوژیست مراجعه میکردند پرداختند بیماران پرسشنامه امید اشنایدر و فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی را تکمیل نمودند. رابطه مثبت و معنادار بین امید به زندگی و کیفیت زندگی وجود داشت]۱۲۱[.
    در مطالعه پورغزنین و همکاران (۱۳۸۴) به بررسی ارتباط امید و عزت نفس در ۷۰نفر از مددجویان گیرنده پیوند کلیه در بخش پیوند کلیه بیمارستان امام رضا مشهد پرداختند که جهت بیماران پرسشنامه مشخصات فردی، شاخص امید هرث و ابزار سنجش عزت نفس کوپراسمیت تکمیل گردید. آنان دریافتند که بین میزان امید و عزت نفس رابطه مثبت و معنی داری دیده میشود وهمچنین از بین متغیرهای مورد بررسی بین انجام تکالیف دینی با میزان امید ارتباط معنی داری دیده شد لذا یافته هایشان نشان داد که بیماران گیرنده پیوند کلیه از میزان امید پایینی برخوردار هستند که با افزایش عزت نفس و تقویت اعتقادات دینی و توضیح اهمیت امید برای بیماران میتوان باعث ارتقای میزان امید در آنها شد]۳۵٫[
    در مطالعات فوق به طور جداگانه مواردی مانند خستگی،کیفیت زندگی، افسردگی، تغییرات جسمانی و عملکرد فیزیکی در بیماران همودیالیزی مورد بررسی قرار گرفته است و انجام مداخلاتی مانند ورزش، گروه درمانی ، آموزش و غیره را توصیه کرده اند ، اما به مقوله بازتوانی و ارائه مراقبت چند رشته ای توسط متخصصین رشته های مختلف کمتر توجه شده است و محققین پیشنهاد نموده اند که مطالعاتی در این زمینه انجام شود.
    مواد و روش ها
    در این فصل اهداف پژوهش (هدف کلی، اهداف جزیی )، فرضیات، پیش فرض، تعریف واژه ها، نوع پژوهش، جامعه پژوهش، روش نمونه گیری، حجم نمونه، مشخصات واحدهای مورد پژوهش، معیارهای خروج از مطالعه، روش پزوهش، روش تجزیه و تحلیل داده ها، ملاحظات اخلاقی و محدودیتهای پژوهش توضیح داده خواهد شد.
    ۳-۱٫ اهداف
    ۳-۱-۱٫ هدف کلی: تعیین تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی، میزان امید و افسردگی در بیماران همودیالیزی
    ۳-۱-۲٫ اهداف جزیی:

    نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

    1. تعیین و مقایسه میزان کیفیت زندگی و ابعاد مختلف آن در بیماران همودیالیزی قبل و بعد از برنامه بازتوانی
    2. تعیین و مقایسه میزان امید بیماران همودیالیزی قبل و بعد از برنامه بازتوانی
    3. تعیین و مقایسه میزان افسردگی در بیماران همودیالیزی قبل و بعد از برنامه بازتوانی
    4. تعیین ارتباط بین میزان کیفیت زندگی و میزان امید در بیماران همو دیالیزی
    5. تعیین ارتباط بین میزان کیفیت زندگی و افسردگی در بیماران همو دیالیزی
    6. تعیین ارتباط بین میزان امید و افسردگی در بیماران همودیالیزی

    ۳-۱-۳٫ فرضیات پژوهش با توجه به اهداف طرح:

          1. برنامه بازتوانی میزان کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی را افزایش میدهد.
          2. برنامه بازتوانی میزان امید بیماران همودیالیزی را افزایش میدهد.
          3. برنامه بازتوانی میزان افسردگی بیماران همودیالیزی را کاهش میدهد.
          4. افزایش میزان کیفیت زندگی، میزان امید بیماران همودیالیزی را افزایش میدهد.



    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:16:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تطبیقی رسمی سازی اسناد الکترونیکی- قسمت ۱۴ ...

    طبیعتا” خصوصیت تمایز بخشی یک علامت، در مقایسه با دیگر ویژگی های آن، در زمان تقاضای ثبت علامت صورت می گیرد، این قاعده هم طبیعی و هم منطقی است و هم مورد تأیید دادگاه های کشور فرانسه نیز می باشد.[۲۳۱]
    طبق ماده ۶ مکرر کنوانسیون پاریس علامتی که فاقد هر گونه مشخصه متمایز کننده باشد، ممکن است برای ثبت پذیرفته نشود، ولی باید همه شرایط محیطی مشخص کننده بودن علامت مد نظر قرار گیرد از جمله طول مدتی که علامت استفاده شده است.[۲۳۲]
    از نظر حقوق کشور فرانسه ویژگی تمایز بخشی تنها شرط اعتبار علامت تجاری است؛ چرا که می توان علامتی را که قبلا” به ثبت رسیده، به طرق مختلف پیمانی و با رضایت صاحب علامت مورد استفاده قرار داد و ضرورتی به اصیل بودن آن ندارد.[۲۳۳]

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    ۳-عدم ایجاد اشتباه در نظر مشتری (علامت نباید گمراه کننده باشد)

    علامت تجارتی نباید طوری ترسیم گردد که در نظر مشتری ایجاد اشتباه کرده و وی را در تشخیص و تمیز علائم تجارتی دیگر که مقداری با هم مشابهت دارند دچار سردرگمی و انتخاب نادرست کند. ایجاد اشتباه در نظر مشتری گاه ممکن است با انتخاب نام منطقه ای خاص به عنوان علامت تجارتی برای کالایی مشخص که در اصل بین کالا و آن منطقه ارتباطی وجود ندارد صورت پذیرد به نحوی که مصرف کننده به تصور اینکه کالا متعلق به آن منطقه است راجع به نوع مبدأ جنس دچار اشتباه شده و در انتخاب و خرید کالا گمراه گردد. مثلا” برای پارچه پشمی نمی توان علامتی به عنوان ابریشم باف انتخاب نمود و یا برای پسته نامرغوبی عنوان پسته رفسنجان برگزید. همچنین تولیدکننده یگ کالا نباید نام منطقه یا کشور دیگری را بر روی کالای تولیدی خود بکار ببرد، در حالی که کالاهای تولیدی متعلق به آن منطقه یا کشور نمی باشد. مثلا” تولیدکننده ی ساعت مچی در ایران نباید علامت تجاری سوئیس یا پرچم کشور سوئیس را بر روی محصولات خود بکار برد. چرا که باعث ایجاد شبهه برای مصرف کننده و در نتیجه فریب وی می شود.[۲۳۴]
    در اینجا علامت دارای وصفی است که خود کالا آن کیفیت و وصف را ندارد و یا مبدا کالا خلاف واقع است و با انتخاب علامت مربوط به مبدأ اصلی و مرغوب برای کالا، مصرف کننده را دچار شبهه می کند و ممکن است بر آن اساس اقدام به خرید کند درحالی که به اشتباه و گمراهی افتاده است.[۲۳۵]
    براساس بند ۱ ماده ۵ موافقت نامه تریپس، علامتی قابل ثبت است که ذاتا”متمایز کننده و مشخص کننده باشد، در غیر این صورت می توان ثبت علامت را به تمایز ناشی از استعمال علامت مشروط کرد. چون ویژگی تمایز بخشی موجب می شود تا مشتریان دچار گمراهی و اشتباه نشوند.

    ۴-قابلیت نقل و انتقال علامت تجارتی

    صاحب حق بر یک علامت تجاری می تواند شخصا”از آن استفاده کند اما گاه نیز ترجیح می دهد مطابق قاعده ی تسلیط حق خود را به یک یا چند شخص به طور موقت و یا دائم واگذار کند. علامت تجاری و صنعتی را به مثابه یک ارزش اقتصادی می توان بر اساس یک توافق به طور رایگان یا در مقابل دریافت مبلغی انتقال داد. علاوه بر این مالکیت بر علائم مانند دیگر اشکال مالکیت قابل تفکیک است یعنی صاحب آن برای انتفاع علامت خود می تواند مالکیت عین را به دیگری واگذار کند و حق انتفاع از علامت را برای خود حفظ کند.[۲۳۶]
    با توجه به ماده ١٢ قانون ثبت علائم و اختراعات که مقرر می دارد:«علامت تجارتی قابل نقل و انتقال است ولی انتقال آن در مقابل اشخاص ثالث وقتی معتبر خواهد بود که موافق مقررات این قانون به ثبت رسیده باشد»مستفاد می شود که علامت تجارتی قابل انتقال است.[۲۳۷]اما برای آن که این انتقال نسبت به اشخاص ثالث معتبر تلقی گردد. نحوه انتقال علامت از صاحب قبلی به صاحب جدید باید به ثبت برسد.
    علامت تجاری در صورتی قابل ثبت و حمایت است که علاوه بر ویژگی های فوق قبلا” توسط اشخاص دیگر به نحو قانونی به ثبت نرسیده باشد یا اینکه در نتیجه استفاده توسط فرد دیگری معروف نشده باشد و ممنوعیت خاصی برای حمایت نداشته باشد چون اساسا” برخی از علائم قابل ثبت و حمایت نمی باشند.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    گفتار دوم:گونه های علائم تجاری

     

    الف )انواع علائم تجاری

    پس از ذکر خصیصه های کلی علائم تجاری بهتر است به ذکر انواع علائم قابل ثبت و جزئیات مربوط به آن ها بپردازیم. آنچه مسلم است این مطلب می باشد که هدف اصلی علائم تجاری، ایجاد تمایز بین کالاهای مختلف است و بدیهی است که به منظور دستیابی به این هدف هر آن چیزی که قدرت تمایز بخشیدن به انواع کالاها و خدمات را داشته باشد می تواند به عنوان علامت تجاری ثبت گردد.
    بر اساس قانون مالکیت صنعتی کشور فرانسه علائم تجاری و صنعتی ممکن است مادی(تصاویر، نقوش…)و یا غیر مادی(آهنگ ها و اصوات…)باشد؛ اما بر مبنای قانون ثبت علائم و اختراعات ایران و رویه های موجود، علائم غیرمادی مورد تردید قرار دارند، چرا که نمی توان آن ها را به ثبت رسانید و یا روی اوراق شرکت منعکس نمود.
    قانون مالکیت صنعتی کشور فرانسه[۲۳۸] به سه نمونه عام از علائم اشاره می کند: علامت صنعتی، علامت تجاری و علامت خدماتی.
    به طور کلی و خلاصه می توان علائمی را که قابلیت ثبت بر روی کالاها و خدمات را دارند به شرح ذیل نام برد.

    ۱-کلمات

    این دسته شامل یک کلمه و یا مجموعه ای از چند کلمه، نام کوچک، نام خانوادگی و یا جغرافیایی، نام مستعار، اسم شرکت و مؤسسات و… می باشد.

    ۲-اعداد یا ترکیبی از کلمات و شماره ها

    مانند علامت پژ‍و ۲۰۶ برای اتومبیل، مجموعه چند حرف اختصاری.

    ۳-طرح ها

    این دسته شامل طراحی، سمبل های ذهنی و طرح های تحلیلی می باشد.

    ۴-رنگ ها

    در این گروه از علائم رنگ علامت نقش به سزایی در خلق آن دارد. بدیهی است، کلمات و طرح های آمیخته به رنگ آمیزی باعث افزایش خصیصه متمایز علائم می شود. اولین علامت تجاری که بدین گونه و با ملحوظ داشتن رنگ خاص به ثبت رسیده علامت مثلث قرمز در سال ۱۸۷۶ در کشور انگلستان می باشد.[۲۳۹]

    ۵-اصوات

    در برخی از نظام های حقوقی ثبت اصوات[۲۴۰](صوت، جمله آهنگین) به عنوان علامت تجاری امکان پذیر است مانند موسیقی یا صدای حیوانات مختلف.[۲۴۱]
    امروزه قوانین مالکیت صنعتی اغلب کشورهای اتحادیه اروپا و ایالت متحده امریکا پذیرفته اند که علائم صوتی چون صداها، جملات آهنگین می توانند به مثابه یک علامت تجاری مورد حمایت قرار گیرند.

    ۶-علائم بویایی

    در برخی از سیستم ها، عطر و بو نیز به عنوان علامت تجاری می تواند به ثبت برسد مانند عطر کاغذ دیواری های معطر یا قلم های معطر.[۲۴۲]
    اغلب سیستم ها علائم قابل ثبت را به طور محدود تعیین کرده اند و تنها اجازه ی ثبت علائمی را می دهند که از نظر گرافیکی قابل طراحی و چاپ باشد و همچنین در مجلات قابل چاپ، که باعث آگاه سازی عموم می شوند.

    ۷-علائم سه بعدی

    از دیگر انواع علائم تجارتی که تنها در برخی از کشورها قابلیت به ثبت رسیدن را دارند علائم سه بعدی[۲۴۳] است. مانند علامت سه بعدی مرسدس بنز. در این دسته برخی از کشورها متقاضیان را موظف کرده اند که علامت مورد نظر خود را به صورت دو بعدی ارائه دهند خواه به صورت طراحی علامت و خواه ارائه عکس آن.[۲۴۴]

    ۸-کلمات و اصطلاحات خارجی

    یکی دیگر از انواع علائم تجاری، استفاده از کلمات و اصطلاحات خارجی می باشد مانند استفاده از کلمات چینی در سوئیس یا هندی در امریکا و استعمال کلمات ژاپنی در خارج از ژاپن. اصولا” این نوع از کلمات به عنوان علامت تجاری قابل ثبت می باشند. اما طبق رویه برخی از کشورها مانند سوئیس، مسئول ثبت می تواند متقاضی را ملزم به ضمیمه نمودن ترجمه ی کلمات خارجی بنماید. همچنین در برخی دیگر از کشورها از جمله تایلند متقاضی ثبت موظف است تلفظ خارجی را به زبان محلی نیز درج نماید.[۲۴۵]
    باید توجه داشت که حتی اگر ترجمه یا تلفظ واژه استعمال شده ذکر نشود، چنین علامتی برای مصرف کننده جنبه ی تصوری و تخیلی دارند. بنابراین تحت عنوان علامت تجاری قابل ثبت و حمایت می باشند. همچنان که قبلا” بیان شد قانون ثبت علائم و اختراعات ایران مصوب ۱۳۱۰ در مورد علائم قابل ثبت مقرر می دارد«علامت تجاری عبارت است از: هر قسم علامتی اعم از نقش، تصویر، رقم، حرف، عبارت، لفاف و غیر آن…»
    همان طور که ملاحظه می شود در ماده فوق از علائم صوتی، بویایی و رنگ ها نامی برده نشده اما با تفسیر موسع ماده و با توجه به اصطلاح غیر آن که توسط قانونگذار در ماده ذکر شده این موارد را نیز می توان تحت عنوان علامت تجاری مورد حمایت قرار داد.

    ب ) انواع علائم تجاری بر اساس ویژگی تمایز بخشی علائم

    علائم تجاری را می توان همچنین بر اساس نقش اصلی که ایفاء می کند یعنی میزان تمایز بخشی علامت به پنج گروه تقسیم نمود. این طبقه بندی به ترتیب میزان وجود ویژگی تمایز بخشی در آن ها عبارتند از: ۱- علائم خیالی ۲- علائم دلبخواهی ۳- علائم دلالت کننده ۴- علائم توصیفی ۵- علائم نوعی

    ۱-علائم خیالی[۲۴۶]

    این علائم تجاری، واژه هایی هستند که از ترکیب چند کلمه به وجود آمده اند یا واژه هایی هستند که توسط فرد ساخته شده است مثل کداک برای دوربین فیلم برداری که هیچ معنایی ندارد و در فرهنگ لغت چنین کلمه ای وجود ندارد.[۲۴۷]

    ۲-علائم دلبخواهی[۲۴۸]

    این علائم معمولا”یک واژه رایج در زبان است که در مورد کالاها و خدماتی کاملا” متفاوت با معنی ای که دارند به کار برده می شوند مثل واژه ی اپل(سیب)که علامت تجاری است که برای کامپیوتر استفاده می شود. این واژه ها قبل از انتخابشان به عنوان علامت تجاری دارای معنی هستند اما به عنوان علامت تجاری در مورد کالاها یا خدمات غیر مرتبط با معنی اشان به کار می روند.

    ۳-علائم دلالت کننده[۲۴۹]

    این نوع علائم به طور غیر مستقیم به ماهیت، کیفیت یا خصوصیات کالا یا خدماتی که در ارتباط با آن ها به کار می روند اشاره می کنند اما این خصوصیات را توصیف نمی کنند و برای فهم ارتباط بین این نام و نوع کالا و خدمات خریدار نیاز دارد که با بهره گرفتن از تصورات خود این رابطه را تشخیص دهد.این علائم بجای توصیف به برخی از اوصاف کالا یا خدمت اشاره می کند و مصرف کننده خود ماهیت کالا و خدمت را تداعی می کند. این علائم بدون بدون نیاز به معنی مجازی به عنوان علامت تجاری قابل استفاده و حمایت هستند. بنابراین این علائم از تصورات و تخیلات خریداران استفاده می کند. مثلا” علامتی مانند«آسم یار» به خریداران این امر را القاء می کند که کالاهای دارای این علامت باید در ارتباط با محصولاتی باشد که می توانند به کسانی که دچار این بیماری هستند کمک کند.

    ۴-علائم توصیفی[۲۵۰]

    یک واژه توصیفی واژه ای است که مستقیما” خصوصیات، کارکرد و کیفیت کالا یا خدمات مربوط را توصیف می کند مثل واژه نمکی که برای محصولاتی مثل پفک یا نان نمکی بکار برده شود این واژه ها قابل ثبت و حمایت نمی باشند مگر اینکه معلوم شود به واسطه کثرت و نوع استعمال توانسته باشند خصوصیت تمایز را بدست آورند.[۲۵۱]

    ۵-علائم نوعی یا جنسی[۲۵۲]

    اسمی که مبین جنس و ماهیت محصول و خدمات مربوط است. این علائم واژه های رایج و معمولی زبان هستند که برای کالاهایی به کار می روند که در فرهنگ لغات همان نام بر آن ها اطلاق می شود مثل به کار بردن واژه کفش برای همین محصول به عنوان علامت تجاری. یا اینکه یک بنگاه برای کالاهای طلاجات تولیدی خود از کلمه طلا به عنوان علامت تجاری استفاده کند. این علائم نمی توانند دارای ویژگی تمایز که برای علامت تجاری لازم است باشند و قابل ثبت و حمایت به عنوان علامت تجاری نمی باشند.[۲۵۳]
    علاوه براین چنانچه یک اسم در زمان ثبت از مصادیق علائم جنس نباشد ولی بعدا” در خصوص کالا یا خدمت مربوطه واجد این وصف گردد علامت ثبت شده در معرض ملغی شدن قرار می گیرد.[۲۵۴]

    ج )تقسیم بندی علائم از جهات دیگر

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:16:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه سبک های مدیریت کلاس با خودارزشیابی دانشجویان کارشناسی ۹۲ ۹۳ دانشکده ادبیات ...

    کمک می کند و یافته های تحقیق را به پژوهش های قبلی متصل می سازد؛ و معمولاً این مقاصد را دنبال می کند ۱٫ تعریف و تحدید مسئله ۲٫ قراردادن یافته های تحقیق در چارچوب تحقیقات قبلی ۳٫ اجتناب از دوباره کاری ۴٫ انتخاب روش ها و ابزار اندازه گیری دقیق تر (سرمد، بازرگان و حجازی، ۱۳۸۶: ۵۵).
    با توجه به موارد مطرح شده، در این فصل مبانی نظری و پیشینه پژوهش به تفکیک پژوهش های داخلی و خارجی مورد بررسی قرار می گیرد.

    ۲-۱- تأملی بر ماهیت و تعاریف مدیریت کلاس درس

    در قرن حاضر پیشرفت فناوری، تغییرات سریع و پدیده جهانی شدن بر تمام ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری تأثیر گذاشته است، همگام با این تغییرات روبه رشد، انتظارات جامعه از نظام آموزشی نیز هر روز تغییر یافته و موجب آن شده تا دست اندرکاران، مدیران و مدرسان پاسخگویی به نیازهای فراگیران را در اولویت کار خود قرار دهند (نیازآذری، مداح و عمویی، ۱۳۸۷: ۱۴۸). از این رو در زمینه عوامل مؤثر بر عملکرد تحصیلی فراگیران، قابلیت حرفه ای معلم و رفتارهای کلاسی وی به عنوان مهمترین معیارهای عملکرد تحصیلی فراگیران شناخته شد (فراسر و البراگ[۱]، ۱۹۹۱: نقل از مهاجری، شریف و مهاجری، ۱۳۹۱: ۲۹). ماهیت فعالیت معلم در کلاس درس با مدیریت کلاس درس درآمیخته است و معلم به عنوان مدیر کلاس با بهره گرفتن از امکانات موجود، زمینه تحقق اهداف آموزشی فراگیران را فراهم می کند (حمیدی، دماوندی و دهنوی، ۱۳۹۱: ۶). مدیریت کلاس درس۲ از ابعاد مهم تدریس اثربخش است. نشانگرهای تدریس اثربخش در پنج مقوله شامل ۱- طراحی و تدوین درس ۲- ارائه درس ۳- مدیریت کلاس ۴- روابط انسانی و ۵- ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانشجویان قابل بررسی است (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۱). مدیریت کلاس یکی از کارکردهای ضروری معلم در کلاس درس است (علوی لنگرودی و سلیمانی، ۱۳۹۲: ۱۲۰). یکی از انواع مهارت های حرفه ای برای معلمان که باید در آموزش های قبل از شروع خدمت به دست آورند مهارت مدیریت کلاس درس است (سادیک و سادیک۳، ۲۰۱۴: ۲۳۶۹).
    مدیریت کلاس درس طبق طبقه بندی پار سونز از سازمان ها در سطح فنی قرار دارد. بنابراین، طراحی و سازماندهی و عمل به طور همزمان توسط معلم صورت می گیرد بنابراین، بین تحقق کارکردهای مدیریت در کلاس درس تقدم و تأخر عمده ای به چشم نمی خورد (رجایی پور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۲۵). مدیریت کلاس درس دارای ویژگی ها و ظرافت های خاصی است که کارکردهای مدیریتی در آن به صورت خاصی جلوه گر می شود. مدیریت کلاس درس چه به مفهوم اداره کردن یا انجام دادن و یا یک مسئله در نظر گرفته شود، باید کارکردهای مدیریت؛ یعنی طراحی و سازماندهی، رهبری، نظارت و ارزشیابی را متحقق سازد تا جو یادگیری در کلاس اثربخش گردد (رجایی پور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۲۵).
    مدیریت کلاس درس شامل ابعاد مدیریت مکان، زمان، فعالیت ها، مواد، کار، روابط اجتماعی و رفتار دانش آموزان است. بنابراین این مفهوم با طیف گسترده ای از فعالیت ها که توسط معلم در کلاس انجام می شود مانند سازماندهی کردن محیط فیزیکی کلاس، تعریف و تمرین روش کلاس درس، مشاهده رفتار دانش آموزان، برخورد با بی انضباطی رفتاری، تشویق دانش آموزان به قبول مسئولیت یادگیری مرتبط است (دجگیک و ستوجیلکویک۱، ۲۰۱۱: ۸۱۹).
    مهارت مدیریت کلاس درس یکی از اجزای نخست دستورالعمل کلاس درس کارآمد است و با فرایند یادگیری دانش آموزان در کلاس درس مرتبط است (مارزانو و مارزانو۲، ۲۰۰۳؛ به نقل از سوب۳، ۲۰۱۳: ۶۷۱). مدیریت کلاس عبارت است از کلیه ی تلاش های معلم برای سرپرستی فعالیت های کلاس درس که شامل تعاملات اجتماعی، رفتار دانش آموزان و یادگیری است (ولفکانک و گلیکمن۴، ۱۹۸۶: به نقل از آریاپوران، عزیزی و دیناروند، ۱۳۹۲: ۲۵). در تعریفی دیگری مدیریت کلاس درس به تمام اقدامات معلمان برای ایجاد یک محیط یادگیری تحریک کننده، وابسته است (دجگیک و ستوجیلکویک، ۲۰۱۱: ۸۱۹).
    ویلیامز و استرنبرگ۱ (۲۰۰۰)، مدیریت کلاس را مجموعه ای از تکنیک ها و مهارت ها می دانند که به معلمان امکان می دهد، دانش آموزان را به طور اثربخش کنترل نمایند و محیطی مثبت برای یادگیری فراهم نمایند (رجایی پور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۲۶). مدیریت کلاس درس بر اقدامات معلمان جهت ایجاد محیط حمایتی، تسهیل کننده یادگیری علمی، اجتماعی و عاطفی اشاره دارد (رحیمی و اسدالهی۲، ۲۰۱۲: ۴۳). مدیریت کلاس درس شامل پیش بینی ها و رویه های ضروری برای ایجاد و حفظ محیطی است که در آن تدریس و یادگیری رخ می دهد (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۳).
    مدیریت کلاس درس یک فرایند چرخشی است که شامل طراحی پیشرفته، اجرا، ارزیابی در طول اجرا و ارزیابی نهایی است که موجب پیشرفت در فعالیت های انجام شده برای یادگیری و تضمین سلامت عاطفی کودکان در کلاس درس می شود (تال۳، ۲۰۱۰: ۱۴۴). در مجموع می توان مدیریت کلاس درس را شامل کلیه فعالیت ها و تلاش های معلم در محیط کلاس درس دانست که برای ایجاد یک فضای مثبت در کلاس صورت می گیرد، که در آن دانش آموزان بتوانند توانایی های خود را نشان دهند و بتوانند آنچه را که لازم است یاد بگیرند.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    ۲-۲- اهمیت و ضرورت مدیریت کلاس درس

    نقش مدرسه و سیستم های آموزشی، به ویژه معلمان و چگونگی ارتباط آنان در پرورش خلافیت شناختی دانش آموزان، قابل تعمق و بررسی است (البرزی، ۱۳۸۹: ۳۳). مطالعات مختلف نشان داده است که اقدامات معلمان در کلاس درس مهم تر از همه اقداماتی که مسئولان آموزش و پرورش و مدارس انجام می دهند (دجگیک و ستوجیلکویک، ۲۰۱۱: ۸۱۹). توانایی معلمان برای سازماندهی و مدیریت کلاس درس در دست یابی دانش آموزان به نتایج مثبت آموزشی و پرورشی بسیار مهم است (علی اکبری و دارابی، ۲۰۱۳: ۱۷۱۶). در همین رابطه بننت (۲۰۰۱) در پژوهشی نشان داد که جو و سبک مدیریت کلاس باعث پیشرفت تحصیلی دانشجویان می شود. همچنین کورت و همکاران (۲۰۱۴) نیز دریافتند که مدیریت کلاس اثر مثبت و متوسطی بر باورهای خودکارآمدی مربوط به فرایند آموزش دارد. مدیریت کلاس درس، متغیری کلیدی در ایجاد جو مطلوب برای آموزش و یادگیری دانش آموزان به شمار می آید (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۰۳). و بر آموزش نیروی انسانی تأثیر گذار است (بایتکین۱، ۲۰۰۹: ۲۶۱۵).
    انگیزش و موفقیت شناختی دانش آموزان در گرو فرایند ارتباط های بین معلم و دانش آموز است و آنچه تبیین کننده نقش مؤثر معلم در کسب پیامدهای مثبت است علاوه بر خودتعیینی و انگیزش، تأثیری است که معلم بر باورهای اسنادی دانش آموزان دارد (البرزی، ۱۳۸۹: ۳۵). سبک مدیریت کلاسی مناسب منجر به افزایش کارآیی نظام آموزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود (عرب زاده، کدیور، فرزاد، کاووسیان و نیکدل، ۱۳۹۰: ۵۲).
    بنابراین مدیریت مناسب کلاس درس محیطی ایجاد می کند که در آن دانش آموزان نه بر مبنای انگیزه اجتنابی، برای احتراز از تنبیه و یا به صرف کسب تشویق، بلکه بنا به حس مسئولیت پذیری رفتار می کنند. (حمیدی، دماوندی و دهنوی، ۱۳۹۱: ۷). هنگامی که سبک های تعاملی معلم به طور صحیح به کار بسته شود، معلم فراهم کننده و هدایت کننده فرصت های یادگیری، عامل اساسی ارضاء دلبستگی ها و نیازهای فراگیران و پرورش دهنده ی مهارت های اساسی و مهم در دانش آموزان است (ریوی۱ و همکاران، ۲۰۰۵: به نقل از البرزی و خیر، ۱۳۹۰: ۵۴).

    ۲-۳- سبک های مدیریت کلاس

    ولفگانگ و گلیکمن، در کتاب خود تحت عنوان ((حل مسائل انضباطی کلاس)) چارچوبی جامع بر اساس روانشناسی یادگیری برای مدیریت کلاس ارائه داده اند و بر اساس آن سه سبک مدیریت کلاس را مطرح کرده اند این سبک ها در یک پیوستار کنترل به ترتیب شامل سبک رویکرد مداخله گرایانه، رویکرد تعامل گرایانه و رویکرد غیرمداخله گرایانه هستند. (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۰۹). سه نظریه فوق به مثابه پیوستاری است که در یک سوی آن، سبک مداخله ای، در میانه پیوستار نظریه تعامل گرایانه، و در سوی دیگر پیوستار نظریه غیرمداخله گرایانه جا دارد. در نظریه مداخله گرایانه مدرس نقش اصلی را بر عهده دارد، در نظریه تعامل گرایی بر تعامل بین استاد و دانشجویان تأکید می شود و در نظریه غیرمداخله گرایانه دانشجویان از نقش مهمی برخوردارند (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۴). در زیر هر کدام یک از انی سبک ها به اختصار مورد بحث قرار می گیرد.

    ۲-۳-۱- سبک مداخله ای۲:

    بر اساس فرض اصلی این رویکرد؛ محیط بیرونی، رشد را شکل می دهد. مکتب تغییر رفتار یا رفتارگرایی پایه تئوریک این رویکرد است (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۱۴). در این رویکرد، مسئولیت اصلی کنترل و نظارت، بر عهده مدرس است. قواعد و قوانین مورد استفاده در کلاس، توسط مدرس طراحی و تدوین می شود و تمرکز عمده بر رفتار آشکار است. به تفاوت های فردی اهمیت کمی داده می شود، مدرس به سرعت برای هدایت رفتارها مداخله می کند و مداخله ها عمدتاً به شکل پاداش و تنبیه است (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۳). نقش سنتی معلم به عنوان کسی که تهیه کننده اطلاعات در زمینه تدریس است نمایان است. معلم به عنوان متخصص نگریسته می شود که دانش را به دانش آموزان انتقال می دهد که معمولاً با بیان کردن این کار صورت می گیرد. ارائه اطلاعاتی که در متن های استاندارد پیدا نمی شود از این طریق صورت می گیرد. روش های تعامل در این سبک تدریس از طریق سخنرانی و انتقال دانش به دانش آموزان است (هارون و کروزبی، ۲۰۰۰؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). در این سبک معلم تلاش می کند با اعمال کنترل و نظارت بیشتر بر فعالیت ها و رفتار دانش آموزان و تأکید بر قوانین و انضباط کلاس، به اهداف آموزشی دست یابد (اسمارت، ۲۰۰۹: ۶). رویکرد مداخله ای، تدریسی ساختاریافته است که غالباً معلم مراحل تدریس خود را بدین گونه اجرا می کند: درس را با مروی کوتاه از یادگیری قبلی شروع می کند. درس را با بیان کوتاهی از اهداف شروع می کند. موضوع جدید را در گام های کوچک ارائه می دهد و بعد از هر گام تمرین هایی را دانش آموزان ارائه می دهد. موضوع آموزش را روشن می سازد و به تفصیل شرح و توضیح می دهد. تمرین و سوالات زیادی را از دانش آموزان می خواهد که آن ها فهم خود را دریابند. تمرین های جایگزین را برای کارکردن بیشتر دانش آموزان تهیه می کند و بر کار آن ها در هنگام تمرین کاملاً نظارت دارد (روزنشاین، ۲۰۰۸؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). این رویکرد در مقابل غیرمداخله ای قرار دارد (عالی و امین یزدی، ۱۳۸۷: ۱۱۴).

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:15:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پایان نامه درمورد نقش پلیس: عناصر وقوع‌ جرم‌ تقارن‌ ...

    برای وقوع یک جرم تقارن سه عنصر ضروری است ، این سه عنصر عبارت هستند از :

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

    ١-  وجود یک مرتکب با انگیزه ؛

    ٢-  مهارت و ابزار لازم برای ارتکاب جرم ؛

    ٣-  وجود یک آماج محافظت نشده .

    مبارزه با عناصر اول و دوم در عمل غیر ممکن است ؛ زیرا همه مجرمین بالقوه شناخته شده نیستند تا میل و انگیزه آنان برای ارتکاب جرم قابل سرکوبی باشد. ضمن اینکه سرکوبی آنان ممکن است با نقض موازین

    حقوق همراه باشد. امّا در مورد ابزارهای ارتکاب جرم ممنوع کردن همه آنها غیر ممکن است . به این ترتیب تنها راه مبارزه ، تقلیل موقعیت های ارتکاب جرم برای مجرمین است .همچنین ، در زمینه پیشگیری غیر کیفری می توان با کاهش یا حذف عوامل جرم زای محیطی و فردی ، بطور مستقیم از مجرم شدن افراد پیشگیری نمود. بنابراین ، کلیه تدابیر پیشگیری برای ارتکاب جرم می بایست به عنوان سیاست جنایی یک دولت مطرح باشد وبرای رسیدن به این هدف نیز، دولت می تواند از همیاری و مشارکت گسترده مردم ، بهره مند گردد.[۱]

    پایان نامه حقوق

    رویکرد جدیدی که  سعی دارد با اتکاء بر آماج جرم یا بزه دیده به تبین پیشگیری از جرم بپردازد در فارسی تحت عنوان پیشگیری وضعی  از جرم معروف شده  که استفاده  از معادل هایی نظیر  پیشگیری موضعی ،پیشگیری موقعیتی  یاپیشگیری وضعیتی به جای پیشگیری وضعی نیز صحیح می باشد.[۲]

    البته از نظر استاد دکتر علی صفاری[۳] استفاده از واژه های  پیشگیری موضعی ، پیشگیری موقعیتی یا پیشگیری وضعیتی بجای پیشگیری وضعی از رجحان برخوردار است ، دلیل استاد برای این رجحان این است که وقتی از واژه پیشگیری وضعی استفاده می شود آنچه به ذهن کسانی که آشنایی چندانی با این مفهوم ندارند، متبادر می شود، «وضعی » در مقابل« تکلیفی» یا «عرفی» می باشد ، حال اینکه چنین معنایی از این مفهوم مورد نظر نمی باشد ، اما استفاده از از واژه های پیشگیری موضعی ، پیشگیری موقعیتی یا پیشگیری وضعیتی برای بیان گونه ای خاص از پیشگیری که مورد نظر ماست رجحان دارد.[۴]

    در خصوص پیشگیری وضعی تعریف ها و برداشت های گوناگونی ارائه شده است ، که در ذیل به ارائه پنج تعریف از تعاریف موجود می پردازیم :

    تعریف اول : ژرژپیکا پیشگیری وضعی را «اقدام به محدود کردن فرصت های ارتکاب جرم یا مشکل تر کردن تحقق این فرصت برای مجرمین بالقوه می داند»[۵]

    تعریف دوم : رونالد کلارک در تعریف پیشگیری وضعی چنین می گوید :

    « پیشگیری وضعی شامل اقدامات و روش هایی است برای کاهش فرصت که به سوی شکل کاملا خاصی از جرم نشانه می رودومتضمن طراحی و مدیریت محیط بلاواسطه (صحنه و محل وقوع جرم) یا همان نظارت و تحت نفوذ در آوردن هرچه پایدارتر و سازمان یافته تر محل وقوع جرم است ، به طوری که زحمات و خطرات ناشی از اقدام برای ارتکاب جرم را افزایش داده و سود حاصله مورد نظر اکثر مرتکبین را کاهش می دهد. ».[۶]

    تعریف سوم : مجموعه اقدام ها و تدابیری تلقی شده که به سمت تسلط بر محیط  و شرایط پیرامونی جرم و مهارآن متمایل است که از یک سو، با کاهش وضعیت های پیش جنایی یا وضعیت های قبل از بزهکاری که وقوع جرم را مساعد می کند، صورت می گیرد و از سوی دیگر، با افزایش خطر شناسایی و دستگیری بزهکاران بالقوه صورت می گیرد[۷].

    تعریف چهارم : مجموعه تدابیر و روش های کاهش یا حذف فرصتهای ارتکاب جرم و سود حاصل از ارتکاب جرم که انسان متعارف ممکن است با توجه به آن مرتکب بزه گردد.[۸]

    تعریف پنجم : نایجل ساوت، در تعریف پیشگیری وضعی  چنین می نویسد :«پیشگیری وضعی از جرم  بر اراده، طراحی و کنترل محیط فیزیکی (ساخته شده) اتکا دارد به این منظور که فرصت های ارتکاب جرم را

    کاهش داده و یا خطر تعقیب را ، در صورتی که ارعاب ، مؤثر واقع نشود، افزایش دهد».[۹]

    در پایان ارائه تعاریف ذکر شده برای پیشگیری وضعی، به ذکر نظریه ریموند گسن  در این زمینه می پردازیم :

    ریموند گسن معتقد است که (با توجه به تعریف های ذکر شده ) مصادیق و روش های علمی پیشگیری از جرم ، مدت های مدیدی پیش از اینکه تحت این عنوان مشهور شود ، وجود داشته است ، به بیان دیگر به نظر می رسد پیشگیری وضعی از جرم ، عنوان جدیدی است بر آنچه پلیس یا عامه آن را پیشگیری از جرم می نامند.[۱۰]

    ۱ فرجی، حمید، پیشگیری از جرم در قلمرو سیاست جنایی ، سایت حقوق جزا و جرم شناسی  ایران.

    ۲ صفاری ، علی ، مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی ،  ش ٣٣- ٣۴ ، دانشگاه شهید بهشتی ،  ۱۳۸۰، صص  ٢۶٨- ٢۶٩.

     ۱ عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی  و استاد دانشگاه علوم  و تحقیقات  تهران.

    ۲ صفاری، علی ، مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی،  ش ٣٣- ٣۴ ، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۰، پاورقی ص٢٧٠.

    ۳ میر خلیلی ، سید محمود، پیشگیری وضعی  ویژگی ها و تدابیر و اهداف آن،  سایت حقوق جزا و جرم شناسی  ایران .

    ۴ صفاری، علی، مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی ، ش ٣٣- ٣۴ ، دانشگاه شهید بهشتی ،۱۳۸۰،  ص ٢٩٢.

    ۱ نجفی ابرند آبادی ، علی حسین ، پیشگیری از بزهکاری و پلیس محلی ، مجله تحقیقات حقوقی ، ش ۲۵- ۲۶، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی ،۱۳۷۶، ص١۴٠.

    ۲ فرجی،  حمید، پیشگیری از جرم در قلمرو سیاست جنایی ، سایت حقوق جزا و جرم شناسی  ایران.

    ۳ صفاری، علی، مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی ، ش ٣٣- ٣۴ ، دانشگاه شهید بهشتی ،۱۳۸۰،  ص ٢٩٨.

     

    ۴ میر خلیلی ، سید محمود، پیشگیری وضعی  ویژگی ها و تدابیر و اهداف آن،  سایت حقوق جزا و جرم شناسی  ایران.

    بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:15:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد شرکت های تولیدی شهرستان رشت- قسمت ۳۸ ...

    در زمینه تعامل وارتباط موثر با کارکنان میزان اشتراک دانش آشکار بین کارکنان افزایش یابدپیشنهاد می شود، مدیران به در میان گذاشتن گزارش های موجود و مدارک با سایر اعضای شرکت تشویق گردند.
    در زمینه ایجاد فرصتهای شغلی برابر در شرکت، از هرگونه تقسیم بندی غیر رسمی براساس جنسیت، مذهب، قوم و نژاد بین کارکنان پرهیز گردد.
    در زمینه توسعه و بهبود مدیریت به مدیران توصیه می شود که دیدگاه سیستمی به شرکت داشته و از نگاه بخشی به واحد ها پرهیز نمایند. دوره های آموزشی مدیریتی برای مدیران بسیار مفید است. شرکت در سمینارها و کنفرانس های مرتبط با فعالیت های شرکت به همراه استفاده از تجربیات شرکت های موفق در این زمینه مفید است.
    در زمینه برنامه ها وزمانبندی های منعطف کاری پیشنهاد می گردد که مدیران در انجام کار ها کیفیت را مد نظر قرار داده و آن را به کمیّت ترجیح دهند همچنین قرار دادن زمان های استراحت در بین کار، کاهش ساعت کار به میزان معقول، استفاده از روش دورکاری به خصوص برای متخصصین در صورت امکان می تواند نتایج مثبتی داشته باشد.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    ۵-۵) محدودیت ها و پیشنهادات برای تحقیقات آتی

    در این تحقیق عمکلرد شرکت ها با بهره گرفتن از پرسشنامه سنجیده شد پیشنهاد می گردد در تحقیقات بعدی عملکرد شرکت ها براساس معیار های مالی سنجیده شود. همچنین در ارتباط با ابعاد سیاست های منابع انسانی باید گفت که در این تحقیق ابعاد محدودی در نظر گرفته شد می در تحقیقات بعدی می توان ابعاد دیگری از جمله طرح شغل وارزیابی عملکرد را نیز در نظر گرفت.

    منابع و ماخذ

     

      1. آذر، عادل.(۱۳۸۷) .”آمار وکاربرد آن در مدیریت”. تهران: انتشارات سمت. صص ۲۱۰-۱۸۳
      2. آذر، عادل و مریم دانشور(۱۳۸۶)، ” مروری بر روش های ارزیابی عملکرد شعب بیمه”، فصلنامه صنعت بیمه، سال بیست و دوم، شماره۲، صص۱۲۵-۱۲۳.
      3. آراسته، محمد(۱۳۹۱)” تبیین عملکرد شرکت با بهره گرفتن از بازارگرایی، نوآوری ومزیت رقابتی در شرکت های تولیدی استان گیلان” پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته مدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد رشت.
      4. آرمسترانگ، مایکل. ترجمه اعرابی و ایزدی. (۱۳۸۳).” مدیریت استراتژیک منابع انسانی (راهنمای عمل)” تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی. صص ۲۶-۱۸، ۴۳-۴۱، ۱۰۶، ۱۱۳
      5. اعرابی، محمد و مورعی، محمد هادی. (۱۳۸۲). “توسعه مدل یکپارچه تدوین استراتژی منابع انسانی (مطالعه موردی شرکت مپنا)”. مجموعه مقالات اولین کنفرانس توسعه منابع انسانی. صص ۱۰۱-۲۵
      6. اعرابی، سید محمد. (۱۳۸۵) “مدیریت استراتژیک منابع انسانی”. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی. صص ۲۲-۱۶، ۳۱-۲۸، ۴۹، ۵۰
      7. آون، هیوز. ترجمه الوانی، خلیلی شورینی ومعمارزاده. (۱۳۸۵). “مدیریت دولتی نوین: نگرشی راهبردی، سیر اندیشه ها، مفاهیم ونظریه ها”.تهران:انتشارات مروارید.صص ۲۲۰-۲۰۵
      8. ایران‎زاده سلیمان، برقی امیر، (۱۳۸۸)، الگو¬های ارزیابی عملکرد سازمانً، انتشارات فروزش، ص ۷
      9. بامبرگر، پیتر و مشولم، ایلن. ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی(۱۳۸۱). “تدوین، اجرا و آثار استراتژی منابع انسانی” تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، صص۱۳-۱۱، ۳۹، ۷۹-۶۴، ۸۷-۸۵، ۹۰، ۱۳۹
      10. بزاز جزایری، سید احمد، (۱۳۸۷) “ارزیابی عملکرد منابع انسانی:الگویی برای پیاده سازی نظام ارزیابی عملکرد منابع انسانی در سازمان ها”، چاپ دوم، تهران، آییژصص ۱۸-۱۷.
      11. بست، جا ن.ترجمه حسن پاشا شریفی ونرگس طا لقانی.(۱۳۷۶). “روش های تحقیق درعلوم تربیتی و رفتاری”، .تهران: انتشارات رشد. صص ۱۶۰-۱۴۲
      12. حاج کریمی، عباسعلی و رنگریز، حسن. (۱۳۷۹)۱۳۷۹٫ “مدیریت منابع انسانی”. تهران: چاپ و نشربازرگانی. ص۱۶

    عکس مرتبط با منابع انسانی

      1. حسن پور، اکبر. (۱۳۸۳)بررسی ارتباط بین استراتژی های منابع انسانی و مشارکت کارکنان در بانک ملت. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران. فصل دوم.
      2. درویش، مجید. (۱۳۸۹)، “رتبه بندی صد شرکت برتر ایران”، تهران: سازمان مدیریت صنعتی
      3. دسلر، گری. ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی. (۱۳۷۸). “مبانی مدیریت منابع انسانی”. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی. ص ۱۶
      4. دلاور، علی(۱۳۸۵) مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی واجتماعی. تهران: انتشارات رشد. صص ۴۱۶-۴۰۳

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    1. رحیمی، غفور (۱۳۸۵)، ” ارزیابی عملکرد و بهبود مستمر سازمان”، مجله تدبیر، شماره ۱۷۳، ص۳
    2. رهنورد، فرج اله(۱۳۸۷)، “عوامل موثر بر ارتقای عملکرد سازمانهای بخش دولتی ایران”، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی مدیریت، سال هشتم، شماره۴(پیاپی۳۱). صص ۱۰۰-۷۶.
    3. سایمونز، رابرت(۱۳۸۵)، ” نظام های کنترل و سنجش عملکرد برای اجرای استراتژی”، ترجمه مجتبی اسدی، انتشارات آسیا.صص ۲۵۱-۲۵۵.
    4. سعادت، اسفندیار. (۱۳۹۰). “مدیریت منابع انسانی”. تهران: انتشارات سمت، صص ۵-۱
    5. سید جوادین، سید رضا وبیگدلو، علی.(۱۳۸۳)مدیریت استراتزیک، استراتژی های سازمانی و سیاستهای مدیریت منابع انسانی در پشتیبانی از آنها. دومین کنفرانس توسعه منابع انسانی. صص ۱۰۳-۹۳
    6. سینجر، مارک ج. ترجمه فریده آل آقا. (۱۳۷۸( . “مدیریت منابع انسانی”. تهران: مرکزآموزش مدیریت دولتی. ص ۴
    7. شیخ زاده، رجبعلی (۱۳۸۸)، ” الگوی مفهومی مدیریت عملکرد در سازمان های مأموریت محور”، فصلنامه پژوهشهای مدیریت منابع انسانی دانشگاه جامع امام حسین(ع)، سال اول، شماره۲، صص۸۳-۵۷.
    8. طالبیان، احمدرضا. (۱۳۹۲) برنامه ریزی منابع انسانی با رویکرد استراتژیک. مجله تدبیر. آذرماه. شماره ۱۳۹٫ صص ۲۷-۲۲
    9. طبرسا، غلامرضا (۱۳۷۸)، “بررسی و تبیین نقش اقتضائات استراتژیک در انتخاب الگوی ارزیابی عملکرد سازمانهای دولتی”، مجموعه مقالات دومین جشنواره شهید رجایی ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی کشور، تهران: سازمان امور اداری و استخدامی کشور
    10. عالم تبریز، اکبر و رجبی، ایمان و حاجی بابا علی، علی، ۱۳۸۸، سرمایه فکری، جلد اول، چاپ اول، تهران، انتشارات مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.ص ۱۸۷
    11. عباس پور، عباس(۱۳۸۱) مقایسه کارکردهای مدیریت منابع انسانی دانشگاه تهران با آخرین کارکردهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی و طراحی و تبیین مدل فرایند بهینه برای آن. پایان نامه دکترای مدیریت. دانشگاه تهران. فصل دوم. صص ۵۷-۴۵
    12. عفتی داریانی، محمد علی و رونق، مریم(۱۳۸۶) مدیریت عملکرد با نگاهی به ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی. تهران: موسسه توسعه و بهبود مدیریت. ۴۱-۳۲، ۵۹-۵۶
    13. عفتی داریانی، محمدعلی(۱۳۸۶)، ” مدیریت عملکرد با نگاهی به ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی”، موسسه توسعه و بهبود مدیریت.، ص.۵
    14. عیسی خانی، احمد (۱۳۸۷)، “سازمان های با عملکرد برتر”، نشریه تدبیر، شماره ۱۹۲، ۱۳۸۷، صص ۲۴-۲۹.
    15. فخاریان، ابوالقاسم(۱۳۸۰) سیستم های کنترل و سنجش عملکرد. مجله حسابدار. سال ۱۶٫ شماره ۱۴۶٫ صص ۲۱-۱۸، ۶۴-۶۱
    16. فرد آر، دیوید.ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی(۱۳۷۹) مدیریت استراتژیک. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی. صص ۲۷-۲۴، ۲۱۳
    17. فیضی، طاهره(۱۳۸۶) – مبانی سازمان و مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، چاپ نهم، صفحه ۳۹۸.
    18. کیانی، علیرضا. (۱۳۸۱).” فرایند برنامه ریزی استراتژیک”. مجله تدبیر. اردیبهشت ماه. شماره ۱۲۱٫صص ۵۳-۴۹
    19. لباف، حسن و نیلی پور طباطبایی، سید اکبر. (۱۳۸۵). “تلفیق مدیریت کیفیت فراگیر و مدیریت منابع انسانی استراتژیک (مبانی و پیامدها)”. هفتمین کنفرانس بین المللی کیفیت. صص ۱۴-۱
    20. مزینانی، علی. (۱۳۸۲). “ارتباط بین معیارهای موجود و مطلوب ارزیابی عملکرد مالی در شرکتهای برق منطقه ای تحت پوشش توانیر”. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه مازندران. فصل دوم.
    21. موسوی شاهرودی، سیدمحمد. (۱۳۸۲). “برنامه ریزی خرد.” تهران: سایه گستر. صص ۸۹، ۹۹-۹۴
    22. میرسپاسی، ناصر. (۱۳۸۵)” مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار (نگرشی نظام گرا)”، تهران: انتشارات میر. صص ۳۴-۳۲، ۷۲ ، ۱۶۸-۱۶۷، ۲۳۵-۲۳۲، ۳۰۵-۳۰۰، ۳۵۷-۳۵۰، ۴۳۱-۴۲۰
    23. نادری، عزت اله و سیف نراق، مریم.(۱۳۸۰). “روش های تحقیق وچگونگی ارزشیابی آن درعلوم انسانی.” تهران : دفتر تحقیقات وانتشارات بدر.صص۷۲-۷۰، ۱۹۱
    24. نوری، سیامک و کلانتر، کیانوش. (۱۳۸۱). “سیستم های اطلاعات منابع انسانی”. مجله تدبیر. مهر ماه. شماره ۱۲۶٫ صص ۳۸-۳۳
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:15:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      شناسایی و رتبه بندی مولفه های هوش معنوی کارکنان- قسمت ۸۳ ...

     

    • محمدنژاد، حبیب، بحیرایی، صدیقه، حیدری، فائزه (۱۳۸۸)، ” مفهوم هوش معنوی مبتنی بر آموزه های اسلام” ، فرهنگ در دانشگاه اسلامی ۴۲ ، سال سیزدهم، شماره ۲٫
    • موسوی، سید حسین و طالب زاده نوبریان، محسن و شمس مورکانی، غلامرضا(۱۳۹۰). بررسی رابطه هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان دبیرستان های شهرستان زنجان. فصلنامه روان شناسی تربیتی، شماره ۲۲، سال هفتم، صص ۹۴-۶۵

     

    نتیجه تصویری برای موضوع هوش

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

     

    • نادری، فرح و عسگری، پرویز و روشنی، خدیجه و مهری آدریانی، مریم(۱۳۸۹). رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی با رضایت از زندگی سالمندان. یافته های نو در روان شناسی، شماره ….، صص ۱۳۸-۱۲۸

     

    تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

     

    • ناصری، اسماعیل (۱۳۸۶)، ” بررسی مفهوم مولفه های هوش معنوی و ساخت ابزاری برای سنجش آن در بین دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی تهران.
    • نوایی، اکبر( ۱۳۸۴)، ” بازگشت به معنویت و اخلاق”، اندیشه حوزه، سال یازدهم، ش ۵، صص ۱۹۰-۱۶۷٫
    • هادوی، مهدی و محمدرضا دهشیری ( ۱۳۸۳)، “گذار از معنویت محض، انسانها در جستجوی دین»، سوره، شماره ۱۳ ، صص ۴-
    • الهی، بهرام( ۱۳۸۱ )؛” معنویت یک علم است”، ترجمه ف. یمینی، تهران، جیحون، چ دوم.

     

    منابع انگلیسی:

    1. Abdollahzadeh .H , Bagherpour. M, Bojmehrani.S , Lotfi.M(2009), “Spiritual intelligence (concepts, measurement and applications)” ,Tehran ,Nashre ravansanje (in Persian).
    2. Amram, J. (2005).” Intelligence beyond IQ: The contribution of emotional and spiritual intelligences to effective business leadership”, Institute of Transpersonal Psychology.
    3. Amram, Y. & Dryer, Ch. (2007). “The development and preliminary validation of the integrated spiritual intelligences scale (ISIS)”. Institute of transpersonal psychology
    4. Amram, Y. (2009). “The Contribution of Emotional and Spiritual Intelligences To Effective Business Leadership”. Doctoral Dissertation, Institute of Transpersonal Psychology, California, Palo Alto
    5. Animasahun , Rotimi A (2010), “ Intelligent Quotient, Emotional Intelligence and Spiritual Intelligence as Correlates of Prison Adjustment among Inmates in Nigeria Prisons”, Department of Guidance and Counselling, Faculty of Education, University of Ibadan, Ibadan, Nigeria, J Soc Sci, 22(2): 121-128.
    6. Animasahun, Rotimi A. (2008). Predictive Estimates of Emotional Intelligence, Spiritual Intelligence, Self- Efficacy and Creativity Skills on Conflict Resolution Behaviour among the NURTW in the South-Western Nigeria. Pak. j. life soc. sci. 6(2): 68-74
    7. Bagheri. F, Akbarizadeh. F, Hatami. H (2010), “ The relationship between nurses’ spiritual intelligence and happiness in Iran”. Procedia Social and Behavioral Sciences (5), PP. 1561- 1556.
    8. Burack, E.H. (1999), “Spirituality in the workplace”, Journal of Organizational Change Management, Vol. 12 No. 4, pp. 280-91.
    9. Chin. S. T , Raman. K, Yeow. J, Cyril Eze. U (2012), “Relationship Between Emotional Intelligence And Spiritual Intelligence In Nurturing Creativity And Innovation Among Successful Entrepreneurs: A Conceptual Framework”, Procedia – Social and Behavioral Sciences 57 , 261 – ۲۶۷٫
    10. Crichton. Jerome c, (2008), “A Qualitative study of Spiritual Intelligence in organizational leader” ،presented to the Faculty of The Marshall Goldsmith School of Management SanFrancisco Bay Campus Alliant International University In Partial Fulfillment of the Requirements of the Degree Doctor of Philosophy
    11. Doostar, Mohammad & Godarzvand Chegini, Mehrdad & Pourabbasi, Sita(2012). Survey of Relationship between Spiritual Intelligence and Organizational Citizenship Behavior. Interdisciplinary journal of contemporary research in business, Vol 3, No 11, pp61-54
    12. Farhangi, a. Fatahi, m . vasegh ,b . Nargesian,a.(2009). “Predictive intelligence, transformative leadership: an examination of the relationship between spiritual intelligence, emotional intelligence and transformative leadership”, Iranian Journal of Management, Fourth Year, No. 15, Autumn 2009, p. 31
    13. Gardner,H.(1999).”Intelligence Reframed: Multiple Intelligences for the New Millennium”. New York: Basic Books. 10(1), 27-34
    14. Gobaribonab & et al.(2007).”Spiritual intelligence”. Journal – Research modern religious thought, Year III, No. I, pp 147-125
    15. Howard BB, White SR. (2009), “Spiritual intelligence and transformational leadership: A new theoretical framework”. Journal of Curriculum and Instruction.; 3(2):54-67
    16. Jose Luis Daniel,(2010), “The effect of workplace spirituality on team effectiveness”, Journal of Management Development, Vol. 29 No. 5, pp. 442-456
    17. Kadkhoda. M, Jahanic. H (2012), “Problem-solving capacities of spiritual intelligence for artificial intelligence “,Procedia – Social and Behavioral Sciences 32 , 170 – ۱۷۵ .
    18. King.D.B (2008), “Rethinking claims of spiritual intelligence: A definition, model, & measure”, Unpublished master’s thesis. Trent University. Peterborough, Ontario, Canada
    19. Kinjerski,v.m and Skrypnek,b.j.(2004)”defining spirit at work: finding common ground”.journal of organizational change management, vol.17.no.1,pp.26-42.
    20. McMullen, B.(2003). Spiritual intelligence; www. Studentbmj.com
    21. Mohammadyari. G (2012), “Relationship between Parent’s Spiritual Intelligence, Level of Education and Children’s Mental Health”, Procedia – Social and Behavioral Sciences 69 , 2114 – ۲۱۱۸٫
    22. Myleen M. Leary, Michael D. Reilly, F. William Brown (2009), “A study of personality preferences and emotional intelligence”, Leadership & Organization Development Journal, Vol. 30 Iss: 5, pp: 421 – ۴۳۴
    23. Nesel, D,D .(2004) “Spiritual orientation in Relation to spiritual intelligence: A consideration of traditional Christianity and new Age/ individualistic spirituality”, unpublished thesis. Australia: the university of south Australia .
    24. Noble, K. D. (2000), “Spiritual intelligence: A new frame of mind”, Advanced Development Journal, 9:1-28
    25. Noble,K.D.(2001).”Riding the windhorse: Spiritual Intelligence and the growth of cthe self” .New Jersey Hampton Press
    26. Pertiwi Saidy, Endang & Hassan, Aminuddin & Abd. Rahman, Fadzilah & Ab. Jalil, Habibah & Ismail, Ismi Arif & Krauss, Steven Eric(2009). Influence of Emotional and Spiritual Intelligence from the National Education Philosophy towards Language Skills among Secondary School Students. European Journal of Social Sciences , Volume 9( 1) ,61-71
    27. Price ARRC, Bob (2008). “The Intelligent Workforce”, Nursing Management, vol.15, No.5, P.28-34.
    28. Saghravani ,S .(2010). “The spiritual intelligence of the individual and the organization” , Tadbir Monthly, Number 215, Page 38.
    29. Santos, E, Severo, (2006), “Spiritual intelligence; What is spiritual intelligence? How it benefits a person?”, www. Skopun. Files. WordPress.com.
    30. Sisk, D. (2008). “Engaging the Spiritual Intelligence of Gifted Students to Build Global Awareness”. Roeper Review,30(1), 24- 30.
    31. Smith, S. (2004), “Smith, Exploring the interaction of emotional Intelligence and spirituality”, Traumatology 10 (4), pp.231-243.
    32. Van der Walt, Elizabeth Alletta(2006). A descriptive and exploratory study towards a spiritual intelligent transactional model of organizational communication. Requirements for the degree of doctor of literature and philosophy at the university of south Africa.
    33. Vaughan, F. ,( 2003),” What is spiritual intelligence?” Journal of humanistic psychology. 42, (2).
    34. Wigglesworth, C., (2004), “Spiritual intelligence and why it matters”. www.consciouspursuits.com
    35. Wigglesworth. Cindy, (2002), “Spiritual Intelligence & Leadership”, Conscious Pursuits. http://www.consciouspursuits.com/ Pp1-3
    36. Yanga. K.P, Mao. X. Y(2007), “A study of nurses’ spiritual intelligence”, International Journal of Nursing Studies 44 , 999–۱۰۱۰
    37. Zohar, D., & Marshall, 1. (2000). so: “Spiritual intelligence: the ultimate intelligence”. New York, NY. USA: Bloomsbury
    38. Fry LW, Vitucci S, Cedillo M.(2005) Spiritual leadership and army transformation: Theory, measurement, and establishing a baseline. Leadership Quart; 16 (5): 835-62
    39. Duchon D, Plowman DA (2005). Nurturing the spirit at work: Impact on work unit performance. Leadership Quart; 16 (5): 807-33
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:14:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تاثیر اقلیم بر صنعت گردشگری شهر یزد- قسمت ۳۶ ...

    NightColdColdColdColdComfortableComfortableComfortableColdColdColdColdColdBColdColdColdComfortableWarmWarmWarmComfortableColdColdColdColdC

    ۴-۶-نتایج

      1. دوره اول:در دوره اول شرایط اقلیم آسایش ساعات روزانه بدین گونه بوده که، ۳ ماه آذر، دی، بهمن در ۳ مقیاس الف،ب،ج، سرد می باشند. و خرداد، تیر، مرداد، شهریور، نیز در ۳ مقیاس مذکور گرم بوده اند. اما فروردین با مقیاس ب، اسفند و آبان با مقیاس ج، و اردیبهشت و مهر در ۲ مقیاس الف و ب در محدوده آسایش روزانه قرار دارند. اما در ساعات شبانه، بغیر از خرداد، تیر و مرداد، بقیه ماه ها در محدوده سرد قرار داشته و اردیبهشت ماه درمقیاس ج در محدوده آسایش قرار گرفته است. اما بطور کلی، با توجه به جدول۴-۷ مهر،آبان، اسفندوفروردین از ساعات روزانه و خرداد، تیر، مرداد از ساعات شبانه در محدوده شرایط آسایش واقع گردیده و اردیبهشت ماه در هر دو مقیاس شبانه و روزانه در محدوده آسایش قرار گرفته است.
      2. دوره دوم: در این دوره شرایط اقلیمی، شبیه دوره اول می باشد، اما در ساعات شبانه تغییراتی مشاهده می شود. بگو نه ای که شبهای خرداد در ۳ مقیاس مذکور در محدوده سرد واقع گردیده اند و شبهای تیر ماه هر چند که هنوز در محدوده راحت می باشد، اما مقیاس ب از شرایط راحت به شرایط سرد، تغییر ماهیت داده است، بگونه ای که، شبهای این ماه در صورت وزش بادی با سرعت یک متر در ثانیه، انتظار می رود، از حالت آسایش خارج و به شرایط سرد تغییر هویت دهد(۴-۷ ).
      3. دوره سوم: در این دوره، شرایط دوره دوم حاکم بوده، اما، برای اولین بار، تغییراتی در شرایط آسایش ساعات روزانه مشاهده می گردد. این تغییر بگونه ای می باشد، که در ساعات شبانه، بعلت گرمتر شدن هوا، خرداد ماه در مقیاس ج به محدوده آسایش وارد گردیده، اما این نکته نباید فراموش گردد که با وجود سرعت بادی در حدود ۱ متر بر ثانیه، وضعیت سرد در این ماه حکمفرما می شود(۴-۷ ).

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.
    1. دوره چهارم: در دوره چهارم، شرایط مجددا دوباره تغییر کرده است. این تغییرات در ساعات روزانه، نشان دهنده این وضعیت بوده است که، اردیبهشت ماه در مقیاس ب از حالت راحت به گرم و مهرماه از مقیاس الف از حالت راحت به محدوده سرد جابجا گردیده است. اما در ساعات شبانه، ۲ ماه تیر و مرداد با تغییراتی مشابه همراه می باشند. این تغییرات بگونه ای بوده که مقیاس راحتی از ج به ب منتقل گردید، و مقیاس ج از حالت آسایش به شرایط عدم آسایش و گرم جاگزین شده است( ۴-۷ ).
    2. دوره پنجم: در این دوره، شرایط بسیار نزدیک به دوره چهارم می باشد، بگونه ای که هیچ تغییر در ساعات آسایش روزانه مابین دوره پنجم و چهارم مشاهده نمی شود. حال آنکه در ساعات شبانه نکته جالب توجه، وارد شدن شهریور ماه به محدوده آسایش است( ۴-۷ ).
    3. پیش بینی: در سال ۲۰۱۶، با بهره گرفتن از روش های آماری مذکور پیش بینی، که در ساعات آسایش روزانه تنها تغییر موجود در مورد مهر ماه اتفاق می افتد. اما این تغییرات نشان دهنده این نکته است، که مهر ماه در مقیاس الف از حالت سرد به آسایش وارد می شود و این بعلت وجود گرمایش جهانی می باشد. اما بطور کلی، در ساعات روزانه، مهر، آبان، اسفند و فروردین و در ساعات شبانه، خرداد، تیر، مرداد و شهریور در محدوده آسایش واقع گردیده اند( ۴-۷ ).

    جدول۴-۷- محدوده آسایش ۶ دوره مطالعاتی با بهره گرفتن از معیار آسایش اوانز

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:14:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مقررات حمایتی شرع از زنان- قسمت ۷ ...

    ۲-۲-۶- ملاک میزان نفقه و نحوه پرداخت آن

    پس از مشخص شدن گستره ی نفقه و نحوه ی پرداخت آن، این سؤال مطرح می گردد که میزان و اندازه ی نفقه چگونه تعیین می شود؟ آیا باید شئون و توانایی مالی مرد در نظر گرفته شود و یا لیاقت وشؤونت زوجه و عرف افراد همانند او؟
    ماده ی ۱۱۰۷ ق.م به گونه ای تنظیم شده که وضعیت زن را ملاک تعیین نفقه قرار داده است.
    قول مشهور فقهای امامیه نیز همین است. شأن زوجه و عرف او را مد نظر قرار می دهند که آنچه مطابق معمول خانواده ی زوجه و یا موافق با معمول زمان آن شهر است برایش آماده گردد (نجفی، ۱۳۹۲ق، ص ۳۳۰).
    بنابراین، باید وضعیت زن مورد توجه قرار بگیرد. در خصوص هریک از مصادیق نفقه نیز همین ملاک مورد توجه می باشد؛ مثلاً، اگر در منطقه و شهری که زوجه قبلاً زندگی می کرده غذای غالب، برنج می باشد وعرف محل او اقتضا می کند که غذای مورد نیاز اواز طرف زوج تهیه شود؛ زیرا خداوند متعال فرموده اند:(وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوفِ) ومنظور از« عَشِره به معروف» آن است که بر زن انفاق شود به چیزی که عادتاً لایق زن می باشد واین ملاک نه تنها درنوع غذا، بلکه در نوع و جنس لباس وهمچنین وضعیت مسکن وسایر مصادیق نفقه نیز باید مورد توجه باشد.
    پرداخت نفقه به دو صورت انجام می گیرد:
    ۱-زن در خانه ی شوهر بر حسب عرف و عادت زندگی می کند و هزینه های زندگی از اطعام و غیره توسط شوهر تأمین می شود.
    ۲-زن نفقه ی خود را روزانه طلب می کند و شوهر نفقه ی هر روز را جداگانه به زن تحویل می دهد؛ زیرا نفقه، وسایل مورد نیاز زن، برای گذراندن زندگی روزمره ی زن می باشد وباید در ابتدای هر روز در اختیار او قرار بگیرد (احسان بخش، بی تا، ص ۱۹۰).
    بنابراین،زن نفقه ی روزانه ی خود (طعام، خورش و…) را که مصرف شده و عین آنها باقی نمی ماند، در صبح روز به صورت متزلزل مالک می شود تا آنکه تمام روز بر تمکین باقی بماند، وگرنه به مقداری که تمکین نموده مالک می شود( خمینی، ۱۴۰۸ق، ص ۳۱۷).
    چنانچه شوهر نفقه ی یک هفته را به زن بدهد وزن با تأمین هزینه های روزانه، از طریق قناعت وصرفه جویی مبالغی را پس انداز کند، شوهر نمی تواند آن مبلغ را از زن طلب کند، اما اگرقبل از پایان هفته ناشزه گردد نسبت به ایام نشوز نفقه را مسترد دارد؛ زیرا نفقه زمانی به زوجه تعلق می گیرد که در تمکین شوهر باشد( ارشدی، بی تا، ص ۴۲۶).

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

    ۲-۲-۷- حق نفقه ی زن در طلاق رجعی

    نفقه پس از وقوع طلاق در زمان عده در بعضی موارد به زوجه تعلق می گیرد مانند عده ی طلاق رجعی و باین در صورت باردار بودن.
    زنی که دوران عده ی طلاق رجعی را می گذراند، از نظر فقهی حکم زوجه را دارد، بنابراین بسیاری از احکام زوجه از جمله وجوب نفقه بر او مترتب می باشد، و از این جهت فرقی میان باردار بودن زن و عدم آن نیست. در این مسئله بین فقها اختلافی وجود ندارد (نجفی، ۱۳۹۲ق، ج۳، ص ۳۱۷؛ یزدی، بی تا، ج۲، ص۱۱۴).
    زراره از حضرت باقر (ع) نقل می کند «همانا زن سه طلاقه نفقه ی او بر عهده ی زوج نیست. نفقه ی زنی که با طلاق رجعی مطلقه شده بعهده ی زوج است»[۱۲] (حر عاملی، ۱۴۱۶ق، باب ۸ از ابواب نفقات، حدیث ۱).
    شیخ طوسی در مبسوط ادعای عدم خلاف در مسئله ی فوق نموده و می گوید: «زنی که در عده ی رجعیه است مستحق نفقه و مسکن است (طوسی، ۱۴۶۰ق، ج۵، ص۲۱۱).
    « فَالرَّجعِیَهُ تَستَحِقُ النَفَقَهُ وَ السُکنی بِلاخِلافُ» علاوه بر اجماع منقول در مسأله ی فوق اجماع محصل نیز حکم به وجوب نفقه در زمان عده ی رجعیه می کند نظریه ی مخالفی مشاهده نشده است (امام خمینی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۱۴؛ خویی، ۱۴۱۰ق، ص۳۹۴).
    در قانون مدنی ایران ماده ی ۱۱۰۹، زوجه را در عده ی رجعیه مستحق نفقه می داند. «نفقه ی مطلقه ی رجعیه در زمان عده به عهده ی شوهر است».
    زنی که در هنگام طلاق ناشزه بوده و یا پس از طلاق با ترک وظایف ایام عده ناشزه محسوب شده، همانند زوجه ی ناشزه مستحق نفقه نخواهد بود (یزدی، بی تا، ج۲، ص۱۱۴، مسئله ۱؛ امام خمینی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۴۶). زیرا مطلقه ی رجعیه در حکم زوجه ی غیرمطلقه است و از این نظر یکسان می باشند.

    ۲-۲-۸- حق نفقه ی زن در طلاق باین

    زنی که با طلاق باین و یا با فسخ نکاح میان او و شوهرش جدایی حاصل شده و ایام عده را می گذراند، از آنجا که رابطه ی زوجیت او با شوهرش کاملاً قطع شده و حملی از وی نیز ندارد، لذا نفقه ی وی بر عهده ی شوهرش نمی باشد.
    بر این مسئله اجماع محقق است. نصوص متواتره ای از جمله روایت ابن سنان از حضرت صادق (ع) نیز بر این مضمون دلالت دارد (حر عاملی، ۱۴۱۶ق، باب ۸ از ابواب نفقات، حدیث ۵؛ یزدی، بی تا، ج۲، ص۱۱۴).
    نفقه ای که به مطلقه باینه در ایام حمل تعلق می گیرد، در مورد تعلق آن به مادر یا فرزند دو قول است:
    ۱- شیخ طوسی در المبسوط فی فقه الامامیه (طوسی، ۱۴۰۶ق، کتاب نکاح) و گروهی به پیروی از او معتقدند که نفقه از آن حمل است (بحرانی، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص ۲۷۷).
    ۲- عده ای دیگر عقیده دارند که نفقه از آن مادر است (نجفی، ۱۳۹۲ق، ج۳۱، ص ۳۶۲؛ شهید ثانی، ۱۴۱۹ق، یزدی، بی تا، ج۲، ص۱۱۶).
    چنانچه زن در حال نشوز طلاق داده شده باشد، بنا بر نظر اول نفقه بر زوج واجب و مطابق نظر دوم واجب نیست. همچنین است اگر بعد از طلاق ناشزه گردد.
    بنابر قول اول با فوت زوج نفقه ساقط نمی گردد. ولی به موجب قول اخیر نفقه با فوت زوج ساقط است.
    هرگاه جنین مرده به دنیا بیاید، بنا بر قول اول هزینه های پرداخت شده مسترد می گردد ولی بنا بر نظریه ی دوم چنین نیست (نجفی، ۱۳۷۱، ج۳۱، ص ۳۲۲؛ طباطبایی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۶۴؛ شهید ثانی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص ۵۰۰). مشهور فقها نظریه ی دوم را تأیید نموده اند.

    ۲-۲-۹- نفقه و حق حبس زوجه

    نکاح منشأ آثار فراوانی در روابط زوجین است. این آثار به دو دسته کلان مالی و غیر مالی قابل تقسیم است که مهر از جمله آثار مالی نکاح محسوب می شود.
    مشهور فقهای امامیه، برای زوجین حق قایل شده اند. به نظر آنان، عقد نکاح در صورت ذکر مهر، نوعی معاوضه است و احکام معاوضات را خواهد داشت که از جمله ی آن حق مقابل زوجین در امتناع از تسلیم است (حرعاملی، ۱۴۱۶ق، ص۱۹۱). در بسیاری از منابع فقهی به دلیل فوق در توجیه حق حبس زوجه اشاره شده است.
    برای زوجه حق امتناع از تمکین وجود دارد تا مهر خود را قبض نماید، مگر اینکه مهر مؤجل باشد؛ زیرا نکاح نوعی معاوضه است (فیض کاشانی، ۱۴۰۱، ب۲۸۰).
    همانا تسیلم زوجه و تمکین او حقی بر اوست و تسلیم مهر نیز حقی بر زوج است. پس واجب است بر هر کدام که حق را به صاحبش برساند، و اگر یکی از آن دو در عمل با تکلیف وجوبی امتناع نماید، معصیت کرده است، ولی با عصیان او، حق دیگر ساقط نخواهد شد. (عاملی، ۱۴۲۰، ص۴۱۳).
    ماده ی ۱۰۸۲ ق.م. تصریح نموده است:
    «به مجرد عقد، زن مالک مهر می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.» بنابراین زوجه حق دارد پس از عقد مهر تعیین شده را (در صورتی که حال باشد) مطالبه نماید. در این صورت مطابق ماده ی ۱۰۸۵ ق. م. زوجه حق دارد از تمکین خودداری کند تا مهر خود را وصول نماید. از این حق زوجه در ادبیات فقهی و حقوقی به «حق حبس» یاد شده است.
    در ماده ی ۱۰۸۵ این قانون آمده است:
    «زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند…» تعبیر «وظایف» در این قانون عام است و از این رو، زوجه حق دارد تا پیش از استیفای مهر، به هیچ یک از خواسته های زوج پاسخ ندهد. بیشتر حقوقدانان حق حبس زن را تنها ناظر به نزدیکی با شوهر دانسته اند (صفایی و امامی،۱۳۸۰، ص ۱۷۸). بعضی از آنان این نظر را دیدگاه فقهای امامیه نامیده و به همین دلیل از ظاهر قانونی مدنی انتقاد کرده و آن را مغایر با عقیده ی فقهای امامیه دانسته اند (کاتوزیان، ۱۳۷۸، ص۱۵۴). اینان اظهار داشته اند:
    بنا به عقیده ی فقهای امامیه زن فقط می تواند از نزدیکی با شوهر تا گرفتن مهر خود امتناع کند. بنابراین، می توان گفت: مقصود قانونگذار از ایفای وظایف زناشویی نزدیکی با شوهر و تعبیر دیگر تمکین خاص است، نه وظایف دیگر (صفایی و امامی، ۱۳۸۰، ص۱۷۸).
    در بعضی منابع آمده است: زن حق دارد خود را از زوج مانع شود تا مهر خود را قبض نماید.» (مفید، ۱۴۱۰ق، ص۳۷).
    تعبیر «حبس» در عبارت فوق مبین آن است که قلمرو حق حبس تنها وطی نیست، بلکه تمام منافع زن برای مرد را در بر می گیرد. این عبارت یا مشابه آن در بسیاری منابع بیان شده است؛ مانند الانتصار (علم الهدی، ۱۴۱۵، ص۲۸۷)، الحدائق الناضرۀ (بحرانی، بی تا، ص۴۵۹)، الخلاف (طوسی، ۱۴۱۷، ص۳۹۳و ۱۳۸۷، ص۳۱۳)، جامع المدارک (خوانساری، ۱۳۸۷، ص۴۲۴)، جامع المقاصد (کرکی، ۱۴۰۸، ص۳۵۳)، کشف الثام (فاضل هندی، ۱۴۲۰ق، ص۴۱۰)، نهایۀ المرام (عاملی: ۱۴۲۰، ص۴۱۳)، شرائع الاسلام (حلی، ۱۴۰۹، ص۲۶۹) و تحریر الوسیله (امام خمینی، ۱۴۰۳ق، ص۲۲۹). صاحب جواهر نیز همین عبارات را دارد (به نقل از احمدی، ۱۳۹۰، ص۷۵).
    زوجه می تواند قبل از دخول از تمکین خودداری کند تا مهر خود را بگیرد و ظاهر این است که مطلقاً از تمکین خودداری کند و منحصر به تمکین از دخول نیست. و وظیفه ی زوجه این است که در صورت بذل مهریه با واقع شدن دخول از شوهر تمکین داشته باشد (گنجینه آرای فقهی: کد سؤال ۹۰۲۱).
    بدین ترتیب، بیشتر فقهای امامیه حق امتناع را شامل مطلق استمتاع دانسته اند و قانون مدنی نیز با این نظر هماهنگ است. بر نظریه ی مقابل این ایراد اساسی وارد است که چگونه می توان از زوجه انتظار داشت که به همراه زوج به منزل او برود و به خواسته های جنسی او پاسخ مثبت بگوید و تنها در مقابل درخواست آمیزش جنسی امتناع نماید. شاید به همین دلیل، آیت الله سیستانی معتقد است حق حبس «شامل سایر استمتاعات نیست»، بلافاصله اضافه نموده است:«ولی می تواند به خانه نرود و با او خلوت نکند» (مرکز تحقیقات فقهی قوه ی قضائیه، همان:۹۷).
    در ماده ی ۱۰۸۵ این قانون به طور مطلق آمده است : «زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود».
    بیشتر حقوق دانان حق حبس زوجه را تنها ناظر به نزدیکی با شوهر دانسته اند (امامی, ۱۳۷۷, ص۳۹۴؛ کاتوزیان، ۱۳۷۵، ص۱۵۴؛ صفایی و امامی، ۱۳۸۰، ص۱۷۸).
    همچنین با توجه به مواد ۱۱۰۲، ۱۱۰۸ و ۱۰۸۵ قانون مدنی، زنی که مهر او حال باشد می تواند تا قبل از اخذ مهریه ی خود از ایفای کلیه ی وظایفی که در مقابل شوهر دارد اعم از روابط یا تکالیف ناشی از زوجیت خودداری نماید (هدایت نیا، ۱۳۸۶، ص۴۹).
    بنابراین بیشتر فقهای امامیه حق امتناع را شامل مطلق استمتاع دانسته اند و قانون مدنی نیز با این نظر هماهنگ است.

    ۲-۳- احکام حمایتی شرع از زنان در باب طلاق

     

    ۲-۳-۱- معنا و مفهوم طلاق

    واژه ی طلاق در لغت به معنی بیزاری و جدایی کامل است (دهخدا، لغت‏نامه، واژه طلاق) و در لغت عرب، واژه ی تطلیق بیشتر برای گسست پیوند زناشویی به کار می‏رود (ابن منظور، لسان العرب، ماده طلاق).
    طلاق در اصطلاح این چنین تعریف شده است که: طلاق عبارت از زایل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص «أنتَ طالِقٌ» و شبیه آن، می‏باشد (نجفی، جواهر الکلام، کتاب طلاق، ص ۲۷۴).
    در اصطلاح حقوقی طلاق عبارت است از: جدا شدن زن از مرد، به سبب انحلال نکاح دایم، با شرایط و تشریفاتی خاص از جانب مرد یا نماینده ی قانونی او، که با حکم دادگاه انجام می‏شود.
    در اصطلاح حقوقی، طلاق این گونه تفسیر شده است: «طلاق ایقاعی است که به موجب آن، مرد به اذن یا حکم دادگاه زنی را که به طور دایم در قید زناشویی اوست، رها می‏سازد».
    در شریعت نیز، گسست پیوند زناشویی به فسخ یا طلاق صورت می‏گیرد (محقق داماد، بررسی فقهی ـ حقوق خانواده، ص ۳۷۹).
    طلاق را می توان به ۴ قسم اصلی تقسیم کرد:
    ۱ـ طلاق رجعی، که طی آن، مرد بعد از طلاق و قبل از سرآمدن مدت «عده»، می‏تواند بدون عقد، به زن خود رجوع کند.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:13:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پایان نامه نهایی- قسمت ۱۶ ...

    :
    هدف از هر نوع بررسی و تحقیق علمی کشف حقیقت است و مقصود اصلی پژوهش علمی، شناخت پدیده های طبیعی و کشف روابط میان آنهاست. پژوهش علمی یک کوشش نظامدار برای پاسخ دادن به پرسش هاست و ساختار آن متکی بر یک نظام منطقی است که روش علمی نامیده می شود.
    در حقیقت، روش تحقیق علمی، شامل اندازه گیری و ارزیابی و مقایسه عوامل براساس اصول و موازین مورد قبول از طرف دانشمندان برای حل مشکلات و مسائل بوده است و مستلزم قدرت اندیشه و ظرفیت تعمق، تشخیص، قضاوت و ابتکار است.
    مطالعات میدانی، بررسی های علمی غیر آزمایشی هستند که هدف شان کشف روابط و تعامل بین متغیرهای جامعه شناسی، روانشناسی و آموزشی در ساختارهای اجتماعی واقعی است. پژوهشگر ابتدا در مطالعات میدانی موقعیت اجتماع یا موسسه ای را در نظر می گیرد و سپس روابط بین نگرشها، ارزشها، ادراکات و رفتارهای افراد و گروه های موجود در موقعیت را مطالعه می کند. وی به طور معمول هیچ موقعیت مستقلی را دستکاری نمی کند (خاکی ۱۳۷۸).
    در این فصل، روش انجام تحقیق به تفصیل توضیح داده می شود و مطالبی همچون جامعه و نمونه آماری، روش نمونه گیری، روش های گردآوری اطلاعات، روایی و پایایی پرسشنامه و روش های تحلیل آماری و رتبه بندی مورد استفاده شرح داده خواهد شد.
    ۱-۳: روش تحقیق
    روش های پژوهش در علوم رفتاری را معمولا با توجه به دو ملاک هدف و ماهیت تقسیم بندی می کنند. براساس هدف پژوهش ها به دو دسته پژوهش های بنیادی و کاربردی تقسیم می شوند.
    تحقیق بنیادی پژوهشی است که به کشف ماهیت اشیاء پدیده ها و روابط بین متغیرها، اصول، قوانین و ساخت یا آزمایش تئوری ها و نظریه ها می پردازد و به توسعه مرزهای دانش رشته علمی کمک می کند. هدف اساسی این نوع پژوهش تبیین روابط بین پدیده ها، آزمون نظریه ها و افزودن به دانش موجود در یک زمینه خاص است. برای مثال “بررسی رابطه اعتماد و تعهد در روابط صنعتی” یک نمونه تحقیق بنیادی است. سطح گفتمان کلی و انتزاعی در حوزه یک علم است. تحقیق بنیادی می تواند نظری یا تجربی باشد. تحقیق بنیادی نظری از روش های استدلال عقلانی و قیاسی استفاده می کند و بر پایه مطالعات کتابخانه ای انجام می شود. تحقیق بنیادی تجربی از روش های استدلال استقرائی استفاده می کند و بر پایه روش های میدانی انجام می شود.
    تحقیق کاربردی پژوهشی است که با بهره گرفتن از نتایج تحقیقات بنیادی به منظور بهبود و به کمال رساندن رفتارها، روش ها، ابزارها، وسایل، تولیدات، ساختارها و الگوهای مورد استفاده جوامع انسانی انجام می شود. هدف تحقیق کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. در اینجا نیز سطح گفتمان انتزاعی و کلی اما در یک زمینه خاص است. برای مثال “بررسی میزان اعتماد مشتریان به سازمان فرضی” یک نوع تحقیق کاربردی است.
    پژوهش ها براساس نحوه گردآوری داده ها به دو دسته تقسیم می شوند: تحقیق توصیفی و تحقیق آزمایشی. تحقیق توصیفی یا غیر آزمایشی شامل ۵ دسته: پیمایشی، همبستگی، پس رویدادی، اقدام پژوهی، بررسی موردی می باشد. تحقیق آزمایشی به دو دسته: تحقیق تمام آزمایشی و تحقیق نیمه آزمایشی تقسیم می شود.
    در تحقیق توصیفی پیمایشی هدف بررسی توزیع ویژگیهای یک جامعه است و بیشتر تحقیق های مدیریت از این نوع می باشد. در پژوهش پیمایشی پارامترهای جامعه بررسی می شوند. در اینجا پژوهشگر با انتخاب نمونه ای که معرف جامعه است به بررسی متغیرهای پژوهش می پردازد.
    در تحقیق توصیفی همبستگی رابطه میان متغیرها براساس هدف پژوهش تحلیل می گردد. در تحقیقات همبستگی اگر هدف پیش بینی متغیرهای وابسته براساس متغیرهای مستقل باشد به متغیر وابسته متغیر ملاک و به متغیر مستقل متغیر پیش بین گویند. همچنین وجه تمایز تحقیق همبستگی با تحقیق آزمایشی در این است که در اینجا متغیرهای مستقل دستکاری نمی شوند.
    این تحقیق از باب نتایج ، تحقیقی کاربردی بوده و از منظر متغیر ، شامل متغیر های کیفی است و در دسته تحقیقات توصیفی قرار گرفته و به صورت پیمایشی انجام شده است. جهت جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع و همچنین بررسی و توصیف وضعیت اقتصادی صنعت سنگ های ساختمانی در جهان و ایران و نیز شرایط تجارت جهانی این محصولات و آمار و ارقام مربوط به آن ،از روش کتابخانه ای (مطالعه کتب ، مقالات ، پایان نامه ها ، بررسی سایت های اینترنتی و همچنین سالنامه ها و گزارش های آماری ) استفاده شده است ، بعلاوه جهت جمع آوری اطلاعات برای پاسخ گویی به سوالات تحقیق ، روش میدانی و ابزاری مانند پرسشنامه و مصاحبه ، به کار گرفته شده است . ابزار مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه هایی براساس طیف پنج تایی لیکرت است.
    جامعه آماری این پژوهش را ، کلیه مدیران تولیدکننده (سنگبری ها ) سنگهای ساختمانی در شهرستان های محلات و نیمور را تشکیل می دهند . بر طبق آمار ارائه شده از طرف مرکز توسعه خوشه سنگ محلات و اتحادیه سنگ محلات ، تعداد کل تولیدکنندگان سنگ (سنگبری ها) در محلات و نیمور ۲۰۰ واحد می باشد . که بین تمامی آنها پرسشنامه توزیع گردید.
    برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعاتی که جمع آوری شده بود ، هم از آمار توصیفی و هم از آمار استنباطی استفاده شد. از روش های آمار توصیفی (فراوانی ، درصد،میانگین،میانه و انحراف استاندارد ) جهت تشریح و تلخیص داده های جمع آوری شده و همچنین تعیین عوامل درون سازمانی و برون سازمانی موثر بر کاهش صادرات سنگ های ساختما

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    نی در شهرستان های نیمور و محلات از آزمون روش تحلیل عاملی و تاپسیس استفاده شده است. همچنین در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss (نسخه ۲۱) استفاده گردید.
    ۲-۳: قلمرو مکانی : قلمرو مکانی تحقیق شامل مجموعه شرکت های تولید و صادر کننده سنگ های ساختمانی در منطقه محلات و نیم ور بوده است.
    ۳-۳ : قلمرو زمانی : این تحقیق از بهمن ماه سال ۱۳۹۱شروع شدو در شهریور ماه سال ۱۳۹۲ خاتمه یافته است.
    ۴-۳: قلمروموضوعی: این تحقیق به شناسایی عوامل درون سازمانی و برون سازمانی موثر بر صادرات می پردازد.
    در این تحقیق، از مطالعات کتابخانه ای و روش تحلیل محتوی استخراج، جرح و تعدیل شاخص ها، تصدیق و تایید چارچوب پیشنهادی استفاده شده است. جهت طراحی چارچوب معرفی شده و جرح و تعدیلات لازم برای شناسایی متغیرهای نهایی تحقیق، از روش های زیر استفاده شده است.
    ۱) ادبیات تحقیق و میزان فراوانی معرفی شاخص
    ۲) نظرات ۴ نفر از اساتید دانشگاهی که زمینه تحقیقاتی آنها مدیریت صادرات و بازاریابی بوده است.
    ۳) نظرات سه نفر از خبرگان صنعت که دارای سابقه کاری بالای ۵ سال در صنعت سنگ های ساختمانی دارند.
    ۴) نظرات سه نفر از دانشجویان دکتری در رشته مدیریت بازاریابی که زمینه تحقیقاتی و یا اجرایی آنها مرتبط با مدیریت و مدیریت بازاریابی می باشد.
    ۵-۳: سوالات تحقیق

    عکس مرتبط با اقتصاد

    ۱-۵-۳: سوال اصلی :
    مهمترین عوامل موثر بر صادرات سنگهای ساختمانی در شهرستان های محلات و نیمور کدامند؟
    ۲-۵-۳: سوال های فرعی :
    سوال فرعی ۱ : مهمترین عوامل درون سازمانی موثر بر موانع صادرات سنگ های ساختمانی کدامند؟
    سوال فرعی ۲ : مهمترین عوامل برون سازمانی موثر بر موانع صادرات سنگ های ساختمانی کدامند؟
    ۶-۳:جامعه آماری
    مجموعه ای از افراد یا اشیاء که حداقل دارای یک صفت مشترک باشند، تشکیل یک جامعه آماری را می دهند. این صفت مشترک را صفت مشخصه جامعه می نامیم که در بین تمام افراد جامعه وجود دارد.
    جامعه آماری تحقیق، شامل مجموعه مدیران صنعت سنگ های ساختمانی می باشد. جامعه آماری، از بین افرادی که حداقل سه سال سابقه کار در زمینه مدیریت صادرات قلمرو مجموعه سازمان های تحت بررسی داشته و حداقل یک ویژگی از خصوصیات زیر را دارا باشند، انتخاب شده اند :
    ۱) دارای مدرک تحصیلی دانشگاهی (کارشناسی و بالاتر ) در رشته های مدیریت یا اقتصاد باشند.
    ۲) دارای گزارشات، تحقیقات یا مقالات علمی در حوزه های مدیریت بازاریابی و صادرات باشند.
    ۳) فعالیت اجرایی آنها در سازمان خود، مرتبط با برنامه ریزی استراتژی طرح و برنامه بازاریابی یا صادرات باشند.
    کلیه صادرکنندگان سنگ در شهرستان های محلات و نیمور جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دهند. کل جامعه آماری ۲۰۰ سنگبری می باشد.
    ۷-۳: تعیین حجم نمونه
    با توجه به اینکه جامعه مورد مطالعه در این تحقیق کلیه صادرکنندگان سنگ در شهرستان های محلات و نیمور می باشند، حجم جامعه آماری کم بوده و دسترسی به تمام اعضای جامعه آماری وجود داشته است، از روش سرشماری استفاده شده و به کل مدیران کارخانجات تولید و صادر کننده سنگ های ساختمانی پرسشنامه داده شده است.
    ۸-۳: روش گردآوری اطلاعات
    در این تحقیق به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل سوالات تحقیق از ابزار پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است. پرسشنامه این تحقیق شامل ۴ سوال عمومی می باشد که به کمک آنها مشخصات جمعیت شناختی پاسخ دهندگان شامل جنسیت، سن، سابقه خدمت و میزان تحصیلات جمع آوری می شود.
    همچنین پرسشنامه این تحقیق، شامل ۲۱ سوال پنج گزینه ای می باشد که به کمک آنها می توان درستی سوالات تحقیق را بررسی نمود. سوالات این پرسشنامه از بین سوالات پرسشنامه های استاندارد با توجه به نظر اساتید راهنما و مشاور انتخاب شده است. گزینه های مربوط به هر سوال بصورت : خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد می باشند که با توجه به طیف پنج تایی لیکرت با اعداد ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ اندازه گیری می شوند. برای هر یک از سوالات تحقیق، چند سوال در پرسشنامه طرح شده است که به کمک پاسخ های پاسخ دهندگان به این سوالات می توان درستی سولات تحقیق را بررسی نمود. در جدول زیر ارتباط سوالات این پرسشنامه با سوالات تحقیق داده شده است.
    جدول ۳-۱ : ارتباط سوالات پرسشنامه با سوالات تحقیق

     

     

     

     


     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:13:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مقایسه اثر بخشی مشاوره به شیوه آدلری و بازسازی شناختی مبتنی بر تمثیل، بر سلامت روانی ، تاب آوری و امیدواری دانشجویان- قسمت ۴۰ ...

    Burns, G.w. (2000). ۱۰۱ Healing stories , using metaphor in therapy .New York: John Wiley & Sons..
    Carr, Alan (2002). Prevention : what works with children and adolescents?, New york : Brunner- Routledge.
    Catherin, Ann. Lesion. (2007). Accountability for mental Health counseling in schools. Thesis the degree of mis Rochester: new york.
    Cheavens, J.S. , Feldman ,D.B., Gum, A., Michael,S.T. & snyder, C.R. 2006).HopeTherapy in a community sample: A pilot investigation .social indicator research . 77:61-78.
    Ceranford,J.A., Eisenbery. D., serras, A.M.(2008). Substance use behaviors, mental health problems, and use of mental services in a probability sample of college students. United states . Department of health management university of michigon .. Copyright © ۲۰۰۸ Elsevier ltd. Available on line 17 september 2008.
    Corey, Gerald. (1999). Adlerion contributions to the practice of Group counseling : A personal perspective. The Journal of individual Psycology , vol. 1: spring 1999
    Cutuli, J.J et al.(2006). Co-occurring Depression symptoms in adolescents with conduct problems (the penn Resiliency program) sci. 1094:282-286. New york academy of sciences.
    Davis,N.J.(1999). Resilience: status of the research and research- based program. In www.mental health. Org./ school violence/ 5-28 resilience. Htm.
    Dinkmeyer, Don., Carlson, Jon. (2006) . consultation, creating school- Based interventions (third Edition) .new york : Routledge.
    Dugas. M.J., Rodomsky , A.S , & Brillon, P. (2004). Tertiary intervention for anxiety and prevention of relapse . introduction. In D.J Dozois & k.s. Dobson (Eds). The prevention of anxiety and depression : Theory, research, and pratice. (pp.161-184).Washingtion D.C : American Psychological Association.
    Dobson, keith . S. (2001). Handbook of cognitive behavioral therapies, New York Guilford press.
    Dozois, D.J., Dobson . K.S. (2004). The prevention of anxiety and depression: introduction. In D.J Dozois & k.s. Dobson (Eds). The prevention of anxiety and depression : Theory, research, and pratice (pp.1-6). Washingtion D.C : American Psy chological Association .
    Dwivedi, K. (1997) . the therapeutic of stories London : Routledge.
    Ellis, A.& Harper, R. (1998). A guide to rational living . (۳rd ed). Hollywood. CA:
    Wilshire Books.
    Essau,C.A.(2004).Primary prevention of depression: introduction. In D.J Dozois & k.s. Dobson (Eds). The prevention of anxiety and depression : Theory, research, and pratice (pp.185-204). Washingtion D.C : American Psy chological Association .
    Farlane, M.C & carol.L.(2000). Resilience therapy: A group intervention programme to promote the Psychological wellenss of adolescents at risk. Dissertation university of south Africa proquest document L.D: 726303801.
    Frain, m. P., Berven. N.K., Fong chan & tschoop, M.K. (2008). family Resiliency. Uncertainty, optimism and the quality of life of individvals with HIV/AIDS. Rehabilitation counseling Bulletin,vol .52.No. 1.pp:16-27.
    Freeman,A.,and urschel,J.(1997).Indvidual psychology and cognitive behavior therapy : A cognitive therapy perspective :Journal of cognitive psychotherapy: An international quarterly. 11(3): 165-179.
    Frank, J.D. (1978). Persuasion and Healing.schocken Books, New York.
    Fova, A.G. (2000). Cognitive – behavior therapy. Encyclopedia of stress, 9:484-487.
    Garmezy,N.,masten,A.(1991).The protective role of compentence indicators in children at risk. in E.m. Cummings. A.L. Green .& K.H. karraki (Eds) . life span developmental psychology: perspectives on stress and coping (pp: 151-174). Hillsdale , NJ: Lawrence Erlbaum Associates.
    Gormezy, N. (1991). Resilience and vulnerability of adverse development oute come associate with poverty . American Behavioval Scientisit . 34:416-430
    Goldstein, S.,& Brooks, R.B. (2005). Handbook of resilience in children. New york:kluwer Acodmic/ Plenum.
    Grotberg , E.(1999). Tapping your inner strength Oakland. CA: New Harbinger.
    Guisinger, shan and Blatt, Sindey. J. (1994) . individuality and Relatedness: Evolution of a fundamental Dialectic.American Psychologist vol 49: pp 104-111
    Hanna, F.J.(1991).suicide and hope: the common ground. Journal of mental counseling. 13:249-275
    Harper, P.& Gray, m. (1997) . maps and meaning in life and healing ، in kedar nath Dwivedi (ed.) the therapeutic use of stories ، London:Routledge.
    Hart, Angie.,Blincow. D.، Thomas.H. (2007). Resilent therapy : working with children and families، London and New york. Routledge.
    Higgins, Diana. M.(2006). Preventing generalized anxiety disorder in an At-Risk sample of college students: A Brief cognivite- Behavioral Aprroach. Thesis for degree of doctor of philosophy (in psychology).
    Hudson, J.L. , Flannery- schroder, & Kendall, P.C. (2004). Primary prevention of anxiety disorders: : introduction. In D.J Dozois & k.s. Dobson (Eds). The prevention of anxiety and depression : Theory, research, and pratice. (pp.161-184).Washingtion D.C : American Psychological Association.
    Ingram, R.E ., odom, m., & mitchusson, T.(2004). secondry prevention of depression : Risk, vulnerability, and intervention: introduction. In D.J Dozois & k.s. Dobson (Eds). The prevention of anxiety and depression : Theory, research, and pratice. (pp:2.5-232). Washingtion D.C : American Psychological Association.
    Irving, L.M., snyder, C.R. and crowson , J.J. (1998). Hope and the negotiation of cancer facts by college women. Journal of personality. 66:195-214.
    Jackson, n., Weiss, m., lundquist, I. (2003). Hope and problem- solving
    healthy، adjustment. Journal of human resource. Vol :43.
    Kepp, R.R.(1995). Metaphor therapy: using client generated metaphors in psychotherapy: New yourk: Bruner/ mazel
    Keyes.C.L.M.(2002).The mental health continuum: from languishing in life . Journal of Health and social Research . 43:207-222.
    Keyes, C.L.M. (2005). mental illness and/or mental health? Inverstigating axioms of the complete state model of health .Journal of counsulting and clinical psychology, 73: 539-548.
    Kinard, E.m. (1998). Methodological issues in assessing resilience in maltreated children. Child abuse and Neglect , 22:669-680
    Kopp,R.R&craw.M.J.(1998).Metaphoric cognition and cognitive therapy. Journal Psychotherapy . 35: 306-311.
    Kopp, R., Eckstein, D.A.(2004). Using early recollectionsand client- Generated metaphors in Adlerion therapy. The Journal of individual Psychology , 60(2), 163-174.
    kress, Victoria.E.(2006 t). Theory and pratice submissions o the JMHC: keepin the”mental Health” in mental health counseling. Journal of mental Health counseling. Vol 28:pp:286-288.
    Kumpfer , K.l & summerhays, J.F. (2006). Prevention Approaches to Enhance Resilience among High- Risk youth . New york Academy of science . 1094:151-163.
    Kumpfer, K.L. & Bluth. B. (2004). Parent/ child transactional processes predictive of resilience or vulnerability to substance obuse disorders. substance use misuse. ۳۹:۷۲۱-۷۴۸٫
    Lemire, David. (2007) . positive psychology and theconstructive gools of Human pehavior. the Journal of individual psychology , vol 63. No 1 Spring .
    Letzring, T.D. , et al (2005). Ego- control and ego-resiliencey. Journal of research in personality 29:395-422.
    Luthar, S.S., cicchetti, D., & Becker, B.(2000). The construct of resilience: A critical evaluation and guidelines for future work. Child Development ,71: 543-562.
    Maddux, J.E. (2002). Stopping the madness: positive psychology and the decnstruction of the illness ideology and DSM. In C.R. snyder & S.J. lopes (Eds.), Hand book of positive psycologh press/ taylor & francis.
    Maddi, S.R. (1996). Personality theories : A comparative analiysis (6ed) .Albany: Brooks/ cole publishing.
    Mahoney, M. (1991). Human change processes :the scientific foundations of psychotherapy. New york : Basic Books.
    Mahoney , M. J. and Gabriel, T. J .(1987). Psychotherapy and the cognitive sciences : an evolving alliance . Journal of cognitive psychotherapy , 1(1):39-59

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:13:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی شاخص‌ها و ویژگی‌های غزل انقلاب اسلامی در آثار شاعران معاصر قادر طهماسبی(‌فرید)، علی رضا قزوه، مرتضی امیری‌اسفندقه و غلامرضا کافی- قسمت ۲۳ ...

    روشن است که واژگان و ترکیبات و تعابیر «اوباش، خیل خواص، آری(رأی مردم ایران به جمهوری اسلامی)، چشم چرانی، چانه می زدند، دهنم آب افتاد و روشن نخواهم دید»، همه از زبان امروزین محاوره، به غزل کهن زبان اسفندقه راه یافته اند؛ البته این یک امر قابل ستایش است منتها در شعر امیری اسفندقه از این تازگی واژگان و تعابیر کم می بینیم و بیشتر واژگان و ترکیبات غزل او همان واژگان غزل دهه هاو بلکه سده های پیشین است.
    به لحاظ بررسی ویژگی های زبانی، تعدادی از واژگان، تعابیر و ترکیبات کهن را که در غزلیات اسفندفه فراوان دیده می شوند، از نظر می گذرانیم.
    «اسیر کنج کسالت، دچار خواب شدم
    دوباره طعمه کابوس و اضطراب شدم
    زجام آبله شوراب بهت می نوشم
    به شوق آب، ز بس راهی سراب شدم
    نشست خاک مذلت چنان به چهره ی من
    که پیش آینه از شرم خویش آب شدم
    به اصل نسخه ی متروکِ خویش برگشتم
    خراب بودم از اول، همان خراب شدم
    به پای چوبه ی دارم کشید بخت بلند
    به دور گردن خودحلقه ی طناب شدم»(همان، ص۱۵و۱۶).
    «زیاد برده دلم کوچه باغ یاران را
    چگونه؟ از که بگیرم سراغ یاران را
    ز روشنایی چشمان خویش بیزارم
    خموش دیده ام از بس چراغ یاران را»(همان، ص۱۷).
    «کربلا مرور روشن معاد
    از مغاکِ خاک بردمیدن است»(همان، ص۵۲).
    «جنون تو را به مرادت رساند ناگاهان
    عجب تشرّف سبزی، جنون مریدت کرد»(همان، ص۶۰).
    «ما تشنگی شنیدیم، ما تشنگی نخوردیم
    دریای تشنه لب را در نینوا ندیدیم»(همان، ص۵۶).
    وقتی غزلیات اسفندقه را مرور می کنیم، می بینیم که او از شاعرانی نیست که جرأت نحوشکنی زبانی و تحولات ساختاری و معنایی را به طور گسترده داشته باشد؛ در مجموع ابیات و غزلیاتش را با زبان ساده و با مضامین حدیث نفس، بدون بهره گیری از نوجویی زبانی، ساختاری و معنایی می سراید.

    ۴-۳-۴- برجستگی های غزل اسفندقه

     

    ۴-۳-۴-۱- ویژگی های لفظی

    یک- استفاده از وزن های کوتاه و روان:[۱۳]
    مثال های زیر حاکی از بهره گیری اسفندقه از وزن های کوتاه و روان است:
    «ما کربلا ندیدیم، ما کربلا شنیدیم
    سرهای بی بدن را بر نیزه ها ندیدیم»(اسفندقه، ۱۳۸۷، ص۵۶).
    «حسین(ع) آمد و آزاد از یزیدت کرد
    خلاص از قفسِ وعده و وعیدت کرد»(همان، ص۶۰).
    «رانده از هر جمع، از هر جا شدی
    دیدی ای دل! عاقبت تنها شدی»(همان، ص۲۶).
    از تعداد ۴۵ غزل اسفندقه در مجموعه ی شعر«کوار» حتی یک غزل هم، در وزن های بلند سروده نشده است؛ در این اشعار شاعر، از پرداختن به مضامین غمناک، حسرت بار و… بیزاری جسته و بیشتر به همان حدیث نفس و مضامین ساده ی شعری اکتفا کرده است؛ این در حالی است که در غزل های شاعران انقلاب- دست کم شاعران نسل دوم انقلاب- به دلیل شرایط روزگار، به کارگیری وزن های بلند، از جایگاه ویژه ی برخوردار بوده است.
    دو- نوجویی در قافیه و ردیف و به کارگیری ردیف های بلند:[۱۴]
    مثال های زیر حکایت از بهره گیری اسفندقه از قافیه و ردیف های نو و بلند دارد:
    «با تو بگذار که بی فاصله صحبت بکنیم
    از غم و غربت این قافله صحبت بکنیم»(همان، ص۲۳).
    «اگر نمی رسد از کوچه باغ، بوی درخت
    چه اتفاق بدی! خشک شد گلوی درخت»(همان، ص۱۹).
    «گل و ترانه و لبخند می رسد از راه
    بهار، سرخوش و خرسند می رسد از راه»(همان، ص۳۴).
    «اجاق خاطره خاموش می شود، برگرد
    کلام عاطفه مخدوش می شود، برگرد»(همان، ص۴۶).
    شاعر در بیت های بالا- که به عنوان مثال انتخاب شدند- از ردیف های بلند و نو “صحبت بکنیم، می رسد از راه، می شود برگرد و درخت” بهره گرفته است که این از ویژگی های بارز غزل انقلاب اسلامی است.
    نمونه ای از به کارگیری قافیه های تقریباً نو، را در غزل اسفندقه از نظر می گذرانیم:
    «حیف است اگر مکدّر، از کینه ی تو باشم
    آئینه وار بگذار، آئینه ی تو باشم
    ایام هفته ی من، تکرار روز مرگی است
    تا کی در انتظار آدینه ی تو باشم»(همان، ص۴۵).
    سه- ترکیب سازی:[۱۵]
    به مثال های زیر دقت کنید:
    «هنوز برجِ بلندِ نجابتم، حسرت!
    بنای شعر تو آباد اگر خراب شدم»(همان، ص۱۶).

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:12:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی وجوه تقابل سبک زندگی لیبرالیستی با اسلام و تأثیر آن بر برنامۀ درسی پنهان دورۀ متوسطۀ کشور- قسمت ۱۲ ...

    و در جای دیگری چیره شدن عقل بر هوای نفس را موجب رشد و کمال عقل می داند و می گوید:
    سخنان امام علی (علیه السلام)، تقوا و مخالفت با هواها و شهوات نفسانی، بر عقل انسان تأثیر دارد؛ چنان که بی طبق تقوایی و مغلوب شدن در برابر هواها و شهوات، آفت عقل و موجب تضعیف آن است. وقتی بر اساس بیانات حضرت: ((هوا، دشمن عقل است))، ((آفت عقل است)) و ((امارت آن، مساوی اسارت عقل است))، در آن صورت: ((به سبب مخالفت با هوا، عقل حفظ می شود))، ((مخالفت با هوا [موجب] شفای عقل است)) و ((کسی که مالک هوای خود باشد، مالک عقل خویش است)). همچنین وقتی که: ((عقل و شهوت، ضد ۱ دیگرند)) و ((کسی که مالک شهوت خود نیست، مالک عقل خود نیست))، پس: ((کسی که بر شهوت خود غلبه کند، عقلش ظاهر می شود)). نیز هنگامی که: ((دنیادوستی، سبب فساد عقل است)) و یقین را که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) با چند واسطه، از عقل منشعب شده و طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) از جنود عقل است، سلب و فاسد می کند، در آن صورت: ((کسی که مواهب دنیا را ترک کند، عقل خود را کامل کرده است)). ((با روی گردانیدن از دنیا، عقل حفظ می شود)) و با ((زهد [و بی رغبتی] در دنیا، خداوند، عیوب دنیا را به انسان می شناساند)) و به این ترتیب، یقین، پایه گذاری می شود. سایر حالات و صفات نفسانی از قبیل حرص، طمع، عجب، آمال و آرزوهای طولانی، لجاج، کبر، غضب و مانند آن نیز مشمول همین قاعده و موجب فساد و تضعیف عقل هستند و مخالفت با آن ها بر قدرت تشخیص و بازدارندگی عقل می افزاید (ص۱۶۰-۱۶۱).
    رابطۀ متقابل و جدایی ناپذیر علم و عقل در اسلام متفاوت از رابطۀ علم و عقل در سایر مکاتب است. چرا که در اسلام عقل همواره در کنار وحی است و دائماً به وسیلۀ آن مورد ارزیابی واقع می شود و نتیجه ای که حاصل می شود عقل سلیم است که در کنار علم، علم سالمی را نیز تولید خواهد کرد.
    د)برنامۀ درسی پنهان
    تعلیم و تربیت همواره در طول تاریخ یکی از مجراهای بسیار پر نفوذ شکل گیری و رشد فرهنگ بوده است و مدرسه ها به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای تعلیم و تربیت، انتقال دهندۀ میراث فرهنگی بوده اند. جوامع، ساز و کارهای انتقال فرهنگ را در مدرسه از طریق برنامه ریزی های کلان آموزشی ایجاد می کنند و اصول و ارزش های خود را باتعیین اهداف، محتوا و روش ها آموزش می دهند؛اما باید توجه داشت فرهنگ در مدرسه همیشه به صورت آشکار به نسل های جدید منتقل نمی شود، بلکه جریانات و مجراهایی نیز وجود دارد که به صورت پنهانی و ضمنی اصول و ارزش هایی را که چه بسا در تقابل بافرهنگ یک جامعه می باشند، رشد می دهد و این در صورتی می تواند رخ دهد که حتی معلم و شاگرد نیز از نفوذ آن اطلاعی نداشته باشند. لیبرالیسم از جمله نظام های فکری در دنیاست که بر دو بخش برنامه ریزی های تعلیم و تربیت می تواند اثرگذار باشد. ارزش ها و اصول این مکتب، هم بر اهداف، محتوا و روش ها می توانداثرگذار باشد و هم تا حدود زیادی بر ساختار تعلیم و تربیت یعنی فضای فیزیکی مدرسه، روابط انسانی بین معلم، دانش آموز و کارکنان و غیره تأثیر داشته باشد؛به عبارت دیگر لیبرالیسم هم می تواند بر برنامۀ درسی آشکار و هم بر برنامۀ درسی پنهان مؤثر باشد که در این پژوهش به تأثیر آن از مجرای برنامۀ درسی پنهان پرداخته شده است. در این پژوهش برای درک بیشتر چگونگی این نفوذ و تأثیر، مروری بر تعریف و چگونگی این نوع برنامه خواهد شد.
    ۲-۲-۴- انواع برنامۀ درسی
    برنامۀ درسی دارای انواعی است و متخصصین برنامه ریزی درسی نظرات مختلفی در این زمینه دارند که به آن ها می پردازیم؛ کلاین (مهرمحمدی، ۱۳۹۰،ص۸۷)، ۷ سطح برنامۀ درسی را نام می برد که عبارت اند از برنامۀ درسی ایده آل، اجتماعی، رسمی، نهادی، آموزشی، اجرایی و تجربه شده. در سطح آموزشی تصمیمات اساساً بر اساس شرایط و مقتضیات کلاس درس خاصصورت می پذیرد و به همین دلیل، این سطح اجرایی تر و مشخص تر است. تصمیم گیری درسطح کلان درس بر عهدۀ معلم است. برنامۀ درسی اجرایی حاصل مشاهدات و ثبت و ضبط کلیۀ فرآیندهای تعاملی در حین اجرای برنامۀ درسی در کلاس درس است. در اینجا برنامۀ درسی اجرایی یا عملیبا توجه به آنچه که در کلاس درس عملاً اجرا می شود و نیز با توجه به ارتباط متقابل معلم و دانش آموزان تعریفمی شود. نهایتاً برنامه درسی تجربه شده به تجربیات دانش آموزان از طرح های از پیش تنظیم شده و تعامل های حاصل از کلاس درس اشاره می کند. هر دانش آموز بر مبنای علایق، ارزش ها، توانمندی ها و تجارب قبلی خود دست به انتخاب می زند؛بنابراین برنامۀ درسی منحصربه فرد و شخصی برای هر یک از دانش آموزان شکل می گیرد که به آن برنامۀ درسی تجربه شده می گویند. ماریس (سعیدی رضوانی، ۱۳۸۰، ص۶۳؛ به نقل از بیان فر، ۱۳۸۸، ص۱۱) هم مانند آیزنر به سه برنامۀ درسی آشکار، پنهان و پوچ اشاره می کند. دارلینگ (همان)، برنامۀ درسی را به برنامۀ درسی رسمی، غیررسمی و پنهان تقسیم می کند. وی معتقد است برنامۀ درسی پنهان ضلع ۳ مثلث برنامۀ درسی رسمی مدارس است و اضافه می کند که آنچه در مدارس اتفاق می افتد خواه از قبل طراحی شده و یا نشده باشد، جزء برنامۀ درسی است. تقسیم بندی دارلینگ (ص۱۲) کلی تر از تقسیم بندی لانگ استریت و شین است ولی انواع برنامه تقسیم بندی استریت و شین را دربرمی گیرد. دارلینگ هم مانند آیزنر، پاستر و استریت و شین در تقسیم بندی خود به برنامۀ درسی پنهان اشاره دارد. مهر محمدی (

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

    ص۱۲) هم مانند آیزنر، پاستر، استریت، شین و دارلینگ در تقسیم بندی خود برنامۀ درسی پوچ را هم مطرح می کند. وی برنامۀ درسی پنهان را یادگیری هایی می داند که در چارچوب اجرای برنامۀ درسی تصریح نشده و به دلیل حضور در بطن و متن فرهنگ حاکم بر نظام آموزشی، دانش آموزان تجربه می کنند. وی اضافه می کند تجربه های یادگیری که به این وسیله حاصل می شود عمدتاً در قالب مجموعه ای از انتظارات و ارزش ها تبلور می یابد و کمتر معطوف به حوزۀ دانستنی ها یا شناخت است ولی برنامۀ درسی پوچ دعوت آشکاری است به توجه دقیق و عمیق به مواد و موضوعه ای درسی یا فرآیندهای ذهنی که در سایۀ گزینش و تصمیم برنامۀ درسی از دستور کار نظام آموزشی حذف شده و لذا دانش آموزان از آموختن تجربه های مرتبط با آن ها محروم می مانند. بدین ترتیبمهر محمدی قائل به تفاوت بین برنامۀ درسی پنهان و برنامۀ درسی پوچ است.
    همان گونه که اشاره شد تمامی صاحب نظران حوزۀ برنامۀ درسی در تقسیم بندی خود از انواع برنامۀ درسی هم به برنامۀ درسی رسمی یا صریح اشاره دارند و هم به نوعی به برنامۀ درسی پنهان اشاره دارند.
    ۲-۲-۴-۱- مفهوم برنامۀ درسی پنهان
    بی یر(ص۱۷) برنامۀ درسی پنهان را قوانین اجتماعی نانوشته و انتظارات رفتاری می داند که هر دانش آموز باید بداند، درحالی که هرگز به او تدریس نشده است. برای مثال باید بدانند که نباید در کلاس درس شوخی بی جا کنند، اگرچه این شوخی ها بسیار خنده دار باشد.
    به اعتقاد علیخانی (ص۱۸)در مورد مفهوم برنامۀ درسی پنهان کلمات و عبارات گوناگونی مانند برنامۀ درسی نامرئی، نانوشته، نامشهود، غیرمدون، نهان، پیش بینی نشده، غیررسمی، نتایج غیرعلمی یا غیر آکادمیک نظام مدرسه ای، محصولات نظام مدرسه ای، پس ماندۀ نظام مدرسه ای و آنچه که در مدرسه آموخته می شود، به کار گرفته شده است. هر کدام از این کلمات و عبارات به جنبه هایی از مفهوم برنامۀ درسی پنهان اشاره می کند.
    آیزنر (مهرمحمدی، ۱۳۹۰، ص ۱۴۹) به ارزش گذاری های ترجیحی برای مواد و موضوعه های درسی مختلف به عنوان یکی از جنبه های برنامۀ درسی پنهان مدارس اشاره می کند مثلاً این که دانش آموزان، مواد درسی مانند هنر و تربیت بدنی را دارای ارزش و رتبۀ درجه دو یا فاقد اهمیت در مقایسه با مواد و موضوع هایی مانند ریاضی و علوم تجربی ارزیابی کنند. ایجاد یا تقویت روحیۀ رقابت، همکاری و تشریک مساعی در سایه نظام ارزشیابی آموزش حاکم بر مدرسه، ایجاد و تقویت روحیۀ اطاعت و انقیاد به جای روحیۀ ابتکار و نوآوری در سایۀ روش های به کار گرفته شدۀ تدریس، از مصادیق و جنبه های برنامۀ درسی پنهان است.
    درحالی که تأکید آیزنر (ترجمۀ بیان فر، ۱۳۸۸، پیشین،ص۱۵) به ارزش گذاری های ترجیحی برای مواد و موضوعات درسی مختلف است، تأکید بلوم به بعد اجتماعی این برنامه و تعاملات میان اشخاص درون مدرسه است. وی معتقد است که در طول دوران تحصیل، هر دانش آموز در معرض آموزش حداقل دو برنامۀ تحصیلی قرار می گیرد. یکی برنامۀ آشکار آموزشگاه است و دیگری برنامۀ ناآشکار یا پنهان که مبتنی بر تعامل میان اشخاص درون آموزشگاه است. در واقع برنامۀ درسی پنهان به دانش آموز یاد می دهد که در رابطه با دیگران خودش را بشناسد و یاد بگیرد که جای او در دنیای انسان ها، اندیشه ها و فعالیت ها کجاست. درحالی که دانش آموز این برنامه را از برنامۀ قبلی کندتر می آموزد نمی تواند آن را به سادگی جزئیات درس تاریخ، قواعد دستور زبان یا هر یک از موضوعهای درسی مربوط به برنامه آشکار را فراموش کند.
    سیندر(۱۵)، نیز مانند بلوم به بعد اجتماعی برنامۀ درسی پنهان توجه داشت و معتقد بود تکالیف درسی و پاداشها برای انجام دادن تکالیف درسی در هر دانش آموز پوشیده و مخفی است. ارزش ها و انتظارات هر دانش آموز و معلم و بافت جامعه که بر روی آن اثر می گذارد، همگی از برنامۀ درسی پنهان تأثیر می پذیرد.
    آسبروکس(ص۱۶) بهترین جنبۀ برنامه درسی پنهان را در رشد عاطفی دانش آموزان می داند. وی معتقد است علاوه بر رشد عاطفی، برنامۀ درسی پنهان مطلوب باید موجب پرورش تفکر انتقادی و حس کنجکاوی دانش آموزان شود و آن ها بتوانند هویت واقعی خود را در این برنامه پیدا کنند، در نقطۀ مقابل و در بدترین جنبه، برنامۀ درسی پنهان می تواند موجب تضعیف تفکر انتقادی و حس کنجکاوی دانش آموزان شود.
    فیروزی(همان)، معتقد است برنامۀ درسی، موضوع هایی است که مدرسه به دانش آموزان برای کار کردن، خواندن، نوشتن، انجام دادن عملیات ریاضی آموزش می دهد. وی در ادامه از قول ایوان ایلیچ می گوید برنامۀ درسی رسمی فقط نوک کوه یخی یادگیری است، درحالی که به دلیل قدرت مدرسه به عنوان خانۀ دوم، کودکان نیازهای اجتناب ناپذیری به سایر یادگیری ها، کسب نگرش ها، انجام رفتارها و داشتن دید ویژه ای از دنیای اطرافشان دارند، کسب این دیدگاه عمیق تر در محیط مدرسه و در میان دانش آموزان از طریق برنامۀ درسی پنهان است. فیروزی بیشتر به جنبه های مثبت این برنامه توجه دارد. برنامۀ درسی پنهان نتایج یا محصولاتآموزش مدرسه ای است که مورد آگاهی مسئولان نیست و مدرسه قصد اجرای آن را ندارد. بعد منفی برنامۀ درسی پنهان اهدافی است که توسط نظام آموزش و پرورش قصد شده، ولی به واسطۀ آموزش ناملموس جلوی رسیدن به این اهداف گرفته می شود. همچنین این بعدبه عدم تساوی در بین دانش آموزان اشاره دارد که موجب ایجاد رنجش و ناراحتی در آ
    نان می شود. برنامۀ درسی پنهان همچنین اشاره به انتقال هنجارها، ارزش ها و باورهایی دارد که از طریق برنامۀ درسی رسمی و تعاملات اجتماعی درون مدرسه به دانش آموزان منتقل می شود، فیروزی نیز مانند سیندر، جیروو آیزنر به ابعاد اجتماعی این برنامه و انتقال هنجارها، ارزش ها و باورها اشاره دارد.
    اسمیت و مونتگومری (ص۱۹) نیز مانند بلوم، به بعد ارتباطات در مدرسه اهمیت زیادی می دهند و اعتقاددارند پیام های برنامۀ درسی پنهان معمولاً در ارتباط با نگرش ها، ارزش ها، باورها و رفتارهاست.
    مهرمحمدی (۱۳۹۰، ص۴۶۷) نیز در این مورد اعتقاد دارد، مفهوم برنامۀ درسی پنهان، از مباحث و مفاهیم نسبتاً نو و بسیار روشنگرانه در قلمرو پژوهش های مدرسه ای است. طرح چنین مفهومی از ضرورت توجه به آنچه دانش آموزان با حضور در نظام آموزشی تجربه می کنند و می آموزند حکایت دارد. تجربه های یادگیری که بدین وسیله به دستمی آیند عمدتاً در قالب مجموعه ای از انتظارها و ارزش ها تبلور می یابند.
    از نظر اسکندری (۱۳۸۷، ص۲۴)، برنامه ریزی درسی، کلان و حاکم بر دو نوع برنامه است. برنامه ای که در آن توجه عمده بر سازمان دهی محتوا می باشد و برنامه ای که در آن توجه اصلی معطوف بر ساختار است. در واقع از همین جا می توانیم مشخص کنیم که اصولاً وقتی از برنامۀ درسی پنهان صحبت می کنیم آیا از جنس محتوای آموزشی سخن می گوییم یا نه برنامۀ درسی پنهان اصولاً و لزوماً مربوط به محتوای آموزشی نیست؛ بلکه مربوط به ساختار آموزشی است. برنامۀ درسی پنهان چیزی است از جنس محیط و ساختار؛ و خودش را بر محتوا و مواد آموزشی تحمیل می کند.
    از دیدگاه ملکی(۱۳۸۷، ص۳۰)، برنامۀ درسی پنهان شامل عوامل دیگری است که جزء برنامۀ درسی رسمی نیست و از دید و مشاهدۀبرنامه ریزان و متصدیان برنامه ریزی درسی نظام آموزشی پنهان است؛ اما بر فکر، عواطف و رفتار دانش آموزان اثر می گذارد و در اغلب موارد مؤثرتر از برنامۀ درسی پیش بینی شده عمل می کند.
    هربرت (ترجمۀ فتحی وارجارگاه و واحد چوکده۱۳۸۱، ص۲۰۱) معتقد است برنامۀ درسی پنهانهمۀ عقایدی را شامل می شود که دانش آموزان به طور منفعل مستقیماً از محیط و چیزهای زنده و غیر زنده موجود در اطراف خود می آموزند. همچنین لانگ استریت و شن برنامۀ درسی پنهان را انواع یادگیری می دانند که کودکان در نتیجۀ طبیعت واقعی و طراحی سازمانی مدارس دولتی و همچنین از نگرش ها و رفتارهای معلمان و مدیران اتخاذ می کنند. اسکلتون نیز برنامۀ درسی پنهان را عبارت می داند از مجموعه پیام های مربوط به دانش، ارزش ها، هنجارهای رفتاری و نگرش هایی که یادگیرنده در طول فرآیندهای آموزشی، به طور ضمنی تجربه می کند. این پیام ها ممکن است ضد و نقیض، غیرخطی و تأکیدی بوده و هر یادگیرنده ای آن ها را به شیوه ای خاص کسب کند. برنامۀ درسی پنهان دانش، اعتقادات، نگرش ها، رفتارها و قوانینی را شامل می شود که دانش آموزان هم به صورت قصد شده و هم به صورت قصدنشده در خود درونی می (کنند).
    دابلیو. ای. دال (ترجمۀ اسکندری، ۱۳۸۷، صص۲۹-۳۰) اشاره می کند مدرسه علاوه بر محتوای آموزشی که در برنامۀ رسمی ارائه می کند، از طریق سازمان بوروکراتیک و دیوان سالار مدرسه و ترتیب ها و ارتباطات اجتماعی درون مدرسه ای، برنامۀ پنهان را سازمان دهی می کند. جان مک نیل، بیان می کند که برنامۀ پنهان بر نتایج قصد شده آموزش های مدرسه ای متکی است که به طور رسمی بازشناسی نمی شود. این آثار آموزش غیررسمی از طریق حمایت یا تضعیف اهداف بیان شده حاصل می شود. رابرت درایور معتقد است که آنچه در مدرسه یاد گرفته می شود، کنش ساختار اجتماعی کلاس درس و اعمال اقتدار معلم در کلاس است. جان گر نیز چنین بیان می کند، برنامۀ درسی ضمنی و پنهان به همۀ آموزش هایی مربوط می گردد که از طریق برنامۀ آشکار و همچنین پیام هایی که از مجموعۀ فیزیکی یادگیری و نوع روابط انسانی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی به محیط آموزشی ارسال می شود، مربوط است. برنامۀ پنهان از نظر لارنس کلبرگ، همان آموزش اخلاقی است و نقش معلم در انتقال استانداردهای اخلاقی، اهمیت اساسی دارد. ژان مارتین (همان) می گوید: «برنامۀ پنهان همان وضعیت یادگیری ناخواسته است» و الیوت آیزنر(همان) برنامۀ ضمنی را شامل ارزش ها و انتظاراتی می داند که در قالب برنامۀ رسمی ارائه نمی شود و به منزلۀ بخش مهمی از تجربۀ مدرسه است. از طرفی میشل اپل نیز معتقد است، برنامۀ پنهان در مدارس برای آموزش ضمنی هنجارها، ارزش ها و نگرش هایی استفاده می شود که به سادگی در زندگی و در مقابله با انتظارات آموزشگاهی و روند عادی زندگی در مدارس و یا خارج از مدارس اتفاق می افتد.
    ۲-۲-۴- ۱-۱- تاریخچۀ برنامۀ درسی پنهان
    از نظر تاریخی، فیلیپ جکسون، اولین کسی بود که اصطلاح برنامۀ پنهان را به کار برد ولی پیش از او ردپای این نگاه را در آثار مارژوری هرد، دابلیو. کیل پاتریک و جان دیویی می توان جست و جو کرد. کیل پاتریک در کتاب توابع یادگیری و جان دیویی در تجربه و تربیت به یادگیری ضمنی به منزلۀ روشی برای شکل دادن به نگرشهای دوستانه و غیر دوستانه ای که اغلب مهمتر از هجای درس اند اشاره می کنند(اسکندری، ۱۳۸۷، ص۲۹).
    ۲-۲-۴-۱-۲- رویکردها و نظریه های مختلف در برنامۀ درسی پنهان
    رویکردهای مختلفی نسبت به برنامۀ درسی پنهان وجود دارد که در زیر به آن ها اشاره می شود؛
    قورچیان (بیان فر، پیشین، ص۳۰) در پژوهش خود
    با عنوان ((تحلیلی از برنامۀ درسی مستتر، بحثی نو در ابعاد ناشناختۀ نظام آموزشی)) با بهره گرفتن از دسته بندی لیندا بین به چهار نظریه در مورد برنامۀ درسی پنهان اشاره کرده استکه عبارت اند از:

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    1. نگرش غیرنظری: نمایندۀ این نگرش جکسون است. وی نظریۀ خود را در کتاب«زندگی در کلاس درس» ارائه داده است. او وقایع کلاسهای درس را مشاهده و بدون ارتباط دادن مشاهدات خود با نظریه ای خاص، یادگیری های غیر آکادمیک، از قبیل پذیرش اقتدار از پیش تعیین شده،بدون در نظر گرفتن علایق شخصی، تمایز بین کار و بازی و هماهنگی با انتظارات اداری آموزشگاه را جزء برنامۀ درسی پنهان قلمداد نموده است. از آنجایی که تبین روابط مدرسه و نظام کل جامعه است، از آن به عنوان ۱ کار غیر نظری نام برده شده است.
    2. نظریۀ کارکردی: نمایندۀ این دیدگاه دری بین است. او معتقد است برنامۀ درسی پنهان «نتایج یادگیری ناشی از محیط اجتماعی مدرسه» است. مدارس در این دیدگاه ابزارهایی هستند که از طریق آن دانش آموزان، ارزش ها، هنجارها و مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای فعالیت و مشارکت در جامعه را فرامی گیرند و برای شرکت در جامعۀ بزرگ سالان آماده می شوند؛بنابراین وظیفۀ مدرسه حفظ نظم و ثبات اجتماعی است. نقش برنامۀ درسی پنهان مانند یک پل ارتباطی بین مدرسه و جامعه است.

    دیدگاه کارکردگرایان به دلیل آنکه از سویی دانش آموزان را به عنوان عواملی کاملاً منفعل و خنثی در مقابل پیام های برنامۀ درسی پنهان در نظر می گیرند و از سوی دیگر ویژگی های بالقوۀ برنامۀ درسی پنهان را در حفظ و ایجاد نابرابری های طبقاتی و جنسی در جامعه نادیده می گیرند، مورد انتقاد قرار گرفته اند.

    1. نظریۀ انطباقی: نمایندگان این دیدگاه ساموئل بولس و هربرت جنتیس هستند. عمده ترین محور این نظریه این است که شاگردان در طی تجارب روزمره در مدارس سلسله مراتب نظام ارزش ها، هنجارها و مهارت های نظام سرمایه داری جامعه را که در ساخت پویای زندگی روزمرۀ کلاس درس به مثابه آینه ای منعکس گردیده واز طریق برنامۀ درسی مستتر، عمل انطباق بین جامعه و مدرسه را صورت می گیرند. در واقع برنامۀ درسی پنهان پل ارتباطی بین مدرسه و جامعه است. این دیدگاه نیز به لحاظ اینکه مانند دیدگاه کارکردگرا نقش منفعلی برای دانش آموزان قائل است مورد انتقاد قرار گرفته است.
    2. نظریه مقاومت: اپل و جیرو نمایندگان این نظریه هستند. بر اساس این دیدگاهنظریه های کارکردی و انطباقی مورد انتقاد قرار گرفته است. در این دیدگاه مدارس دارای پتانسیل بازآفرینی و نیز تحول اجتماعی تلقی می گردد. برای فهم برنامۀ درسی پنهان باید فرهنگ زندۀ مدارس در ارتباط بافرهنگ کل جامعه مورد مطالعه قرار گیرد. بر اساس این دیدگاه، مدارس صرفاً مؤسسات آموزشی تلقی نمی شوندتا به هر طریقی که می خواهند شاگردان را به صورت منفعل شکل داده و برای جامعۀ نابرابر آماده سازند، بلکه دانش آموزان قادرند مقاومت نشان داده و خود به تعبیر و تفسیر امور پرداخته، فرهنگ خاص خودشان را شکل دهند. برنامۀ درسی پنهان در این دیدگاه نه تنها در فرایند تعلیم و تربیت نقش اساسی و حیاتی دارد، بلکه تأثیر زیادی بر تغییرات جامعه می گذارد.

    به طور خلاصه تا اواخر دهۀ ۷۰ میلادی رویکردهای کارکردی، انطباقی یا انتقادی، دانش آموزان را افرادی منفعل در برابر برنامۀ درسی پنهان محسوب می کردند، مورد انتقاد فراوان قرار گرفتند. بعد از آن، نظریه پردازان جدید، دانش آموزان را به عنوان عاملان فعال در نظر گرفتند که قادرند در مقابل برنامۀ درسی پنهان مقاومت کنند.
    ۲-۲-۴-۱-۳- ویژگی های برنامۀ درسی پنهان
    با مروری بر تعاریف فوق از برنامۀ درسی پنهان می توان ویژگی های زیر را برایبرشمرد:
    الف) این برنامه بر یادگیری هایی قصد نشده و غیرعلمی که جزء اهداف برنامه های درسی آشکار نظام آموزشی نیست، تاکید دارد.
    ب) یادگیری های پنهان غالباً در حیطه ارزش ها، نگرش ها، هنجارها، تمایلات، عواطف و مهارت های اجتماعی متبلورمی شود.
    ج) گرچه محیط شناختی مانند، دروس و موضوعهای گوناگون درسی و محیط فیزیکی مدرسه دارای پیامدهای قصد نشده اند، ولی این یادگیری ها بیشتر از محیط اجتماعی مدرسه متأثراست. محیط اجتماعی مهم ترین جنبه از جوّ مدرسه است که بیش ترین و مؤثرترین پیامدهای پنهان را دارد.
    د) آثار مثبت و منفی این برنامه در بسیاری از جنبه ها از برنامۀ درسی آشکار مؤثرتر، آموخته های آن پایدارتر و از تنوع و گسترش بیشتری برخوردار است.
    هـ) یادگیری های اتفاقی خارج از مدرسه را نمی توان برنامۀ درسی پنهان نامید.
    و) یادگیری برنامۀ درسی پنهان با یادگیری های ناشی از روش های آموزشی غیرمستقیم و غیررسمی که با اهداف آگاهانه و از قبل تعین شده صورت می گیرد، متفاوت است (ترجمۀ علیخانیو مهرمحمدی، ۱۳۸۴، ص۳).
    ۲-۲-۴-۱-۳- طبقه بندی و تحلیل ابعاد مختلف برنامۀ درسی پنهان
    طبقه بندی ها و تحلیل های گوناگونی از ابعاد مختلف برنامۀ درسی پنهان به عمل آمده است. یکی از مهم ترین طبقه بندی ها مربوط به پورتلی است. وی (همان) ابعاد مختلف برنامۀ درسی پنهان را به چهار دسته زیر تقسیم نموده است.
    برنامۀ درسی پنهان به عنوان؛
    الف) پیام ها و انتظارات غیررسمی یا پنهان مورد انتظار
    ب) پیام ها یا نتایج یادگیری قصد نشده
    ج) پیام های غیرصریح و ضمنی ناشی ازساختار مدرسه
    د) برنامه ای که توسط دانش آموزان ایجاد می شود.
    پورتلی در مورد بعد یک به جمعیت، پاداش و قدرت اشاره می کند. این مفاهیم به طور ضمنی، هنجارها و ارزش ها را به وجود می آورند و برنامۀ درسی پنهان دانش آموزان را تشکیل می دهند. از نظر وی برنامۀ درسی پنهان، مجموعه ای از ارزش ها، هنجارها و انتظارات غیررسمی است که مورد نظر معلمان، مدیران و تا حدودی والدین است، اما برای دانش آموزان کاملاً ناشناخته است.
    بعد دو به معنای گسترده تر برنامۀ درسی پنهان یعنی نتایج و پیامدهای یادگیری که رسماً مورد شناسایی قرار نگرفته اند.
    بعد سه که به پیام های غیرصریح و ضمنی ناشی از ساختار اشاره دارد توسط ایلیچ مطرح گردیده است. این بعد بر تأثیر ساختار غیر متنوع و ثابت مدرسه اشاره می کند. این ساختار پنهان است و به طور رسمی شناخته نشده است. تأثیرات این برنامه این پیام را در بردارد که تنها از طریق مدرسه است که فرد می تواند برای زندگی بزرگ سالی در جامعه آماده شود. آنچه در مدرسه آموخته نمی شود، در زندگی از ارزش کمی برخوردار است و آنچه خارج از مدرسه آموخته می شود، دانستن آن ارزش ندارد.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:12:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی احکام و مقادیر دیه در حقوق کیفری ایران و فقه حنفی- قسمت ۱۵ ...

    ۲- سروستانی، ستایش وقیاسی، پیشین، ص١۶٧
    ۳- مسکونی، پیشین، ص١٢۰
    یمن نیز اطلاق میشود مانند حله نجران.۱
    صاحب مبانی تکمله المنهاج این قید را که حله باید از بردهای یمن باشد، نمیپذیرد و آن را امری مسلم نمیداند و دلیلی بر آن نمییابد و معتقد است که حله بر بردهای غیریمن نیز اطلاق میشود.
    در تحریرالوسیله آمده است که حله دو جامه است و احوط آن که از بردهای یمن باشد، همچنین صاحب جواهر قدر متیقن از حله را بردهای یمن میداند.۲
    در حقوق کیفری ایران حله را به عنوان یکی از مصادیق دیه در بند ۴ ماده ٢٩٧ قانون مجازات اسلامی پذیرفته شده است که تعداد آن را دویست دست ذکر نمودهاند البته لباسی که سالم واز حلههای یمن باشد.
    عدهای اعتقاد دارند که برد وحله یمنی در زمان حاضر موضوعیت ندارد و خود به خود منتفی است «بردهایی که در زمان ما موجود است حلهای نیست که در روایات مذکور است، در نوع قیمت بردهای کنونی زیاد نیست و موارد استعمال خاص دارد حال آنکه حلهای که به عنوان برد یمانی با دیگر انواع برابر دانسته شده است در گذشته از لباسهای فاخر بوده و حتی در بعضی از روایات قیمت هر حله پنج دینار ذکر شده است که در نتیجه بهای دویست حله برابر با هزار دینار میشده است.»
    همچنین رهبر معظم انقلاب طی استفتایی که راجعبه حله اظهار داشتهاند به خاطر تردیدی که در باب حله موضوعاً و حکماً جاری است این جنس را از محدوده محاسبه خارج نمودهاند.۳
    فقهای حنفی در اعتبار حله به عنوان مالی که میتواند به عنوان دیه پرداخت شود، اختلاف کرده اند. ابوحنیفه منحصـراً دیه را در سه چیـز، شتر، درهـم و دینار میداند و حلـه را به عنوان یکی از
    ۱- خویی، پیشین، جلد ۳، ص ۱۸۹
    ۲- گرجی، پیشین، ص ۴۵
    ۳- فتوای شماره م /٩۴۶٧/١ مورخ ۸/١۰/٧٣ دفتر مقام معظم رهبری
    مصادیق دیه برنمیشمرد اما یاران او نظیر ابو یوسف و محمد، علاوه بر این سه مورد گاو و گوسفند و مخصوصاً حله را داخل در مصادیق دیه برشمردند.
    حنفیان از این جهت که حله معلوم نیست که چه صورتی خواهد داشت و یا حله از چه جنس انتخاب میشود، ارزان یا متوسط یا گران قیمت، بدین اعتبار معلوم نیست بها و ارزش کل آن دقیقاً چه مقدار می شود.۱

    پایان نامه

    گفتار دوم: اصیل بودن یا نبودن موارد دیه

    در ماده ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی شش مورد برای پرداخت دیه مقرر شده است و پرداخت هر یک از موارد به شکل وجوب تخییری است یعنی مرتکب قتل، مخیر است که یکی از این امور ششگانه را انتخاب کند. اما مسئله مورد اختلاف است این که آیا چیزی از این موارد اصل است تا موارد دیگر بدل آن باشند یا همه موارد از این جهت یکسانند؟
    الف)اصل در دیه شتر است و بقیه موارد بدل از شتر میباشد. مرحوم راوندی در این مورد آورده است: «دیه قتل شبهعمد و خطایمحض، صد شتر است که باید در طول دو سال پرداخت شود.»۲
    روایاتی در این زمینه وجود دارد که آن را تصدیق مینماید.۳ «مقدار دیه صد شتر است و قیمت هر شتر به درهم و دینار معادل صد و بیست درهم و ده دینار میباشد و به گوسفند معادل بیست گوسفند است.»
    امام صادق (ع) یا امام باقر (ع) فرمودند: «دیه صد شتر است و دینار یا درهم یا چیز دیگری را نمیتوان به عنوان دیه پرداخت.»
    ب)هر یک از امور ششگانه فی نفسه اصل هستند و هیچ یک بدل دیگری نیست. مشهور فقها تابع
    ۱- گرجی ، پیشین، ص ۴۶
    ۲- راوندی، سعید بن عبدالله، فقه القرآن، ص ۲۲۹، به نقل از زراعت، پیشین، ص ۲۹۳
    ۳- عاملی، پیشین، جلد ۱۹، ص ۱۴۹
    همین نظر هستند و دلایل زیادی نیز از روایات بر تأیید سخن آنها وجود دارد.
    امام صادق (ع) فرمود:۱ «دیه خطا صد شتر یا هزار گوسفند یا دههزار درهم یا هزار دینار است.»
    ج)اصل در دیه، دینار است و بقیه موارد بدل از دینار هستند، روایتی در این زمینه وجود دارد که آن را تأیید مینماید.
    عبدالرحمان بن حجاج گوید از ابن ابی لیلا شنیدم که میگفت: دیه در زمان جاهلیت صد شتر بود و پیامبر آن را تأیید کرد و

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:12:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      حل مسئله زمانبندی پروژه تحت شرایط محدودیت منابع ...

    :

    امروزه در دنیا ، به خصوص در کشور ما سیستم نیلینگ کاربرد فراوانی پیدا کرده است . در گودبرداری هایی که به صورت قائم برداشته می شوند و همچنین در دیواره های خاکی سست از این سیستم استفاده می شود.

    زمان کمتر در این پروژه ها اهمیت فراوان دارد، زیرا هم هزینه کمتر بابت اجاره ساعتی دستگاه ها پرداخت می شود و هم به دلیل محدودیت زمانی در نگهداری خاک مسلح ( محدودیت زمانی سیستم نیلینگ ، ترک خوردگی در ساختمان های مجاور ، شروع فصل بارندگی و…. ) می توان زودتر فنداسیون ودیواره ها را اجرا کرد و از خطر ریزش کاست . لذا هدف این مقاله ، برنامه ریزی بهینه برای دستگاه حفار و خاکبرداراست به نحوی که کمترین زمان بیکاری در دو دستگاه را داشته باشیم و مهم تر اینکه پروژه زودتر به پایان برسد. از آنجا که جنس خاک در نقاط و عمق های مختلف ، متفاوت است و حفره ها نیز عمق های مختلف دارند و عملکرد دستگاه ها بهم وابسته است ، می توان با سیستماتیک کردن توالی عملیات در هر نقطه از گود ، به حداقل زمان اتمام پروژه دست پیدا کرد.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    مدلسازی تاثیر تاخیر در سفارشات مصالح بر پیشرفت پروژه

    لیلا عادلزاده

    دانشجوی کارشناس ارشد مدیریت ساخت، دانشکده عمران، دانشگاه علم و صنعت ایران

    Leyla_adelzade@yahoo.com

    فرزاد عادلزاده

    دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه بین المللی امام خمینی

    f.ad67@yahoo.com

    احسان اله اشتهاردیان

    استاد مدعو گروه مدیریت ساخت دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت

    عباس افشار

    استاد دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت

    ۱٫چکیده

    تاخیرهای برنامه ریزی معمولأ در پروژه های ساخت رخداداده و . و باعث ایجاد مشکلات جدال بر انگیزی می شود. روش های مختلفی برای آنالیز تاخیر موجود است که در موقعیت های مختلف مناسب خواهند بود که اغلب این روشها با کمی تفاوت مشابهند. امروزه تغییر در هر کدام از عوامل پروژه های ساخت مانند نیروی انسانی و مقدار مصالح و منابع و …. ممکن است موجب تاخیر در زمانبندی پروژه شود.در این مقاله سعی شده است یکی از مهمترین تاخیر ها که همان کمبود منابع یعنی مصالح است و البته موجودی انبار را با سیتم های پویا و نرم افزار vensim و بصورت ساده با در نظر گرفتن فقط این تاخیر زمانی مدل سازی کرد همچنین در ان تاثیر تاخیر و نرخ سفارش بر پیشرفت پروژه را بررسی کرد. البته در این روند تاخیر های در حین ساخت در نظر گرفته نشده است.

    کلمات کلیدی:

    تاخیر،نرخ شفارش کالا، پیشرفت پروژه، نرخ ساخت، مدلسازی با VENSIM، موجودی انبار

    بررسی و طبقه بندی علل تأخیرات در پروژه­ های ساخت (مطالعه موردی در نیروگاه­های سیکل ترکیبی)

    دکتر فرناز برزین پور

    استادیار دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران

    barzinpour@iust.ac.ir

    راضیه پیروزفر

    دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سیستم و بهره­وری، دانشگاه علم و صنعت ایران

    r_pirouzfar@ind.iust.ac.ir

    واژه­ های کلیدی: تأخیرات پروژه، عوامل تأخیر، راهکارها

    چکیده:

    از عمده مشکلات بارز در اجرای پروژه­ ها، تأخیرات پروژه می­باشد. به طور کلی تأخیرات ناشی از عوامل مختلفی از سوی ارکان مختلف درگیر در پروژه است، این موضوع در پروژه­ های بزرگ و ملی به لحاظ ماهیت پیچیدگی آنها و وجود عدم قطعیت­های فراوان و مدت زمان طولانی اجرای آنها، دارای اهمیت زیادتری می­باشد. با آنکه امروزه تلاش­ های زیادی برای موفقیت پروژه­ ها از طرف عوامل درگیر صورت می­گیرد، لیکن هنوز پروژه­ ها با تأخیر به اتمام می­رسند. در صورت شناسایی علل تأخیرات احتمالی در شروع هر پروژه، می­توان با انجام اقدامات پیشگیرانه از وقوع تأخیرات جلوگیری نموده یا آنها را کاهش داد که در نتیجه عواید قابل توجه­ای را برای اقتصاد کشور به دنبال خواهد داشت. در این مقاله ضمن بررسی اجمالی مطالعات مربوط به تأخیرات و شناسایی عوامل اصلی از طریق بررسی منابع مختلف، علل تأثیرگذار در افزایش زمان پروژه­ های ساخت نیروگاه­های سیکل ترکیبی بر اساس نظرات خبرگان مربوط به تعدادی از پروژه­ های به اتمام رسیده در شرکت توسعه ۲ مپنا با بهره گرفتن از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته، شناسایی شده است. با توجه به اهمیت پروژه­ های نیروگاهی، شناسایی عوامل عمده تأثیرگذار در تأخیر و راهکارهای فنی و مدیریتی جهت کنترل و پیشگیری یا کاهش تأخیرات و هدایت منابع و امکانات موجود به سمت استفاده بهینه و افزایش کارایی، مفید و حایز اهمیت خواهد بود.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    بررسی و مقایسه انواع تکنیک های تحلیل تاخیرات در پروژه های ساخت

    نیما بابایی

    کارشناس ارشد مدیریت پروژه و ساخت- شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس

    nimbab@gmail.com

    واژه های کلیدی

    تحلیل تاخیرات، مدیریت پروژه ساخت، زمانبندی، مدیریت زمان

    چکیده

    در طول دوره اجرای یک پروژه ساخت، احتمال دارد تاخیرات به دلایل متعددی به وقوع بپیوندند. ممکن است این گونه تاخیرات ناشی از عملکرد کارفرما، پیمانکار، شخص ثالث درگیر در پروژه یا حوادث قهری باشد که در طول عمر پروژه رخ می دهند. ممکن است تاخیرات ناشی از اعتصاب، دوباره کاری، سازماندهی ضعیف، کمبود مواد و مصالح، خرابی دستگاه ها و تجهیزات، دستورات تغییر کار، حوادث قهری و غیره باشد. علی رغم پیشرفت روز افزون تکنولوژی و افزایش درک مدیریتی در خصوص تکنیک های مدیریت پروژه، کماکان پروژه های ساخت با تاخیرات دست و پنجه نرم کرده به نحوی که تحلیل تاخیرات به صورت جز لاینفک چرخه حیات اینگونه پروژه ها قرار گرفته است. با توجه به اینکه شناسایی انواع تکنیک های ارائه شده در زمینه تحلیل تاخیرات و برگزیدن مناسب ترین تکنیک بر مبنای محدودیت ها و شرایط خاص حاکم بر هر پروژه، جزء اولین و مهمترین اقدامات برای انجام یک تحلیل تاخیر موفق در آن پروژه می باشد، در این مقاله به بیان روش های موجود، مقایسه آنها با یکدیگر و راهکارهایی برای دستیابی به بهترین روش بر اساس اطلاعات موجود و محدودیت های پروژه ها پرداخته شده است.

    بررسی علل تاخیر زمان اجرای پروژه های عمرانی شهری با توجه به عوامل پروژه

    سید علیرضا صفوی (کارشناس ارشد مهندسی مدیریت ساخت- دانشگاه علم و صنعت ایران)

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:11:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مصرف رسانه ای و اعتماد اجتماعی (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه مازندران)- قسمت ۱۳۶ ...

    ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تهران: مؤسسه فرهنگی و پژوهشی فاران.
    – میزتال، باربارا (۱۳۸۰)، بررسی مفهوم اعتماد در میان جامعه شناسان کلاسیک، ترجمه و تلخیص ناصر الدین غراب، نمایه پژوهش، شماره ۱۸، صص ۶۹-۵۵٫
    – ناطق پور، محمدجواد و فیروزآبادی، سید احمد (۱۳۸۴)، سرمایه اجتماعی و عوامل مؤثر بر شکل گیری آن در شهر تهران، جامعه شناسی ایران، دوره ششم، شماره ۴، صص ۹۱-۵۹٫
    – نایبی، هوشنگ (۱۳۸۱)، تبیین قشربندی اجتماعی، نامه علوم اجتماعی، شماره ۲۰، صص ۲۳۶-۲۰۵٫
    – ویندال، سون؛ سیگنایزر، بنو؛ اولسون، جین (۱۳۷۶)، کاربرد نظریه های ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.
    – وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (۱۳۸۱)، ارزشها و نگرشهای ایرانیان: یافته های پیمایش در ۲۸ استان کشور، پژوهش.
    – هزار جریبی، جعفر (۱۳۹۰)، بررسی احساس عدالت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن (مطالعه موردی شهر تهران)، جامعه شناسی کاربردی، سال بیست و دوم، شماره ۴۳، صص ۶۲-۴۱٫
    – هزار جریبی، جعفر و صفری شالی، رضا (۱۳۸۸)، بررسی عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعی شهروندان، جامعه شناسی کاربردی، سال بیستم، شماره ۳۶، صص ۳۸-۱۷٫
    – هزار جریبی، جعفر و صفری شالی، رضا (۱۳۹۰)، رفاه اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن (مطالعه موردی شهر تهران)، مجله پژوهش و برنامه ریزی شهری، شماره ۵، صص ۲۲-۱٫
    منابع انگلیسی
    -Amaney, Jamal (2007), “When Is Social Trust A Desirable Outcome? Examining Levels of Trust in the Arab World”, Comparative Political Studies, Vol 40, No 11: pp 1328-1339.
    -Avery, James A. (2009), “The Influence of the News Media on Political Trust”, International Journal of Press/Politics, Vol 14, No 4: pp410-433.
    – Beaudoin, Christopher (2009), “Exploring the Association between News Use and Social Capital: Evidence of Variance by Ethnicity and Medium”, Communication Research, Vol 36, No 5: pp 611-636.
    – —–, —— (2011), “News Effects on Bonding and Bridging Social Capital: An Empirical Study Relevant to Ethnicity in the United States”, Communication Research, Vol 38, No 2: pp 155-178.
    – Beaudoin, Christopher E. and Thorson, Esther (2004), “Social Capital in Rural and Urban Communities: Testing Differences in Media Effects and Models”, Journalism & Mass Communication Quaterly, Vol 81, No 2: pp 378-399.
    -Cappella, Joseph N. (2002), “Cynicism and Social Trust in the New Media Environment”, Journal of Communication, Vol 52, No 1: pp 229-241.
    – Delhey, Jan & Newton, Kenneth (2003), “Who Trusts: The Origins of Social Trust in Seven Societies”,European Societies,Vol 5 No 2:pp 93-137.
    – Freitag, Markus (2003), “Social Capital in (Dis)Similar Democracies: the Development of Generalized Trust in Japan and Switzerland”, Comparative Political Studies, Vol 36, No 8: pp 936-966.
    -Gubbins, Claire and Maccurtain, Sarah (2008), “Understanding the Dynamics of Collective Learning: The Role of Trust and Social Capital”, Advances in Developing Human Resources, Vol 10, No 4: pp 578-599.
    -Gross, Kimberly; Aday, Sean; Brewer, Paul R. (2004), “A Panel Study of Media Effects on Political and Social Trust after September 11: 2001”, The Harvard International Journal of Press/Politics, Vol 9, No 4: pp 73-94.
    – Herreros, Francisco & Criado, Henar (2008), “The State and the Development of Social Trust”, International Political Science Review, Vol 29, No 1: pp 53-71.
    – Hummels, Harry & Roosendaal, Hans E. (2001), “Trust in Scientific Publishing”, Journal of Business Ethics, Vol 34, pp 87-100.
    – Khodyakov, Dmitry (2007), “Trust as A Process: A Three Dimensional Approach”, Sociology, Vol 41, No 1: pp 115-132.
    – Kim, Sei-hill (2007), “Media Use, Social Capital, and Civic Participation in South Korea”, Journalism & Mass Communication Quaterly, Vol 84, No 3: pp 477-494.
    – Lee, Junghee and Lee Hyunjoo (2010), “Exploring the Linkage between the Online Community and Social Capital”, New Media & Society, Vol 12, No 5: pp 711-727.
    -Moy, Patricia & Scheufele, Dietram A. (2000), “Media Effects on Political and Social Trust”, Journalism and Mass Communication Quarterly, Vol 77, Issue 4: pp 744-759.
    – Murphy, James T. (2006), “Building Trust in Economic Space”, Progress in Human Geography, Vol 30, No 4: pp 427-450.
    -Newton,Kenneth(2001),“Trust, Social Capital, Civil Society, & Democracy”, international Political Science Review, Vol 22, No 2: pp 201-214.
    -Putnam, Robert D. (1995a), “Bowling Alone: America’s Declining Social Capital”, Journal of Democracy, Vol 6, No 1: pp 65-78.
    – —–, —– (1995b), “Tuning in, Tuning out: The Strange Disappearance of Social Capital in America”, PS: Political Science and Politics, Vol 28, No 4: pp 664-683.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:11:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر شبکه‌های ارتباطی محیط کاری آنلاین و آفلاین بر عملکرد شغلی کارکنان- قسمت ۱۴ ...

    به طور کلی برخلاف تحقیقات IS، تحقیقات مدیریتی به طور عمده عملکرد شغلی را با بهره گرفتن از دیدگاه های نظری مختلف مانند، شخصیت ((Tett & Burnett 2003، ویژگی های شغلی (Fried & Ferris, 1987) و شبکه های اجتماعی (Sparrowe et.al, 2001; Cross & Cummings 2004) بررسی کرده اند. علیرغم پیشرفتهای ایجاد شده در استفاده از هریک از این دیدگاه های نظری، تعداد کمی از آنها نقش تکنولوژی را در توضیح عملکرد شغلی در نظر گرفته اند. درکل واضح است که تعدادکمی از تحقیقات IS و تحقیقات مدیریتی، به نقش تکنولوژی در تاثیر بر عملکرد کارکنان توجه زیادی نکرده اند. بنابراین، پژوهشی که بر توضیح عملکرد شغلی تاکید کند ارزش تحقیق و بررسی خواهد داشت.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۲-۵ ارتباطات

    ارتباطات، مبادله و درک اطلاعات است. هرنوع ارتباطی موجب می شود که مدیران و سازمان ها بتوانند عملکرد خوب و مناسبی داشته باشند. ارتباطات فرایندی پویا، پیوسته، برگشت ناپذیر، تعاملی، محتوایی و پویاست، زیرا پیوسته از حالتی به حالتی دیگر تغییر می کند.” پیوسته” است، زیرا هرگز متوقف نمی شود. “برگشت ناپذیر” است، زیرا هنگامی که پیامی را می فرستیم، نمی توانیم آن را بی اثر سازیم.” تعاملی” است، زیرا پیوسته با خود و دیگران در تماس هستیم، “محتوایی (زمینه ای)” است، زیرا ارتباطات بستگی زیادی به تجربه کلی ما دارد. پیچیدگی ارتباطات ما را مجبور می سازد که دانش و مهارت های لازم برای برقراری ارتباط را کسب نماییم و با محیط هماهنگ شویم (Berke & Chidambaram, 1999). ارتباطات سازمانی فرایند مبادله پیام های شفاهی، نوشتاری و غیرکلامی در میان افرادی است که برای دستیابی به اهداف مشترک و انجام وظایف مشترک تلاش می کنند (O’Hair et.al, 2002)

    ۲-۵-۱ روابط آفلاین

    تعاملات اجتماعی آفلاین در جهان فیزیکی همواره موضوع مهمی در جامعه شناسی بوده است (Manfred, 1979). روابط آفلاین به هرنوع ارتباط شفاهی یا چهره به چهره گفته می شود (Zhang & Venkatesh, 2013). این ارتباط بدون واسطه بین فرستنده پیام و گیرنده‎ پیام ‎ایجاد می شود. منظور از ارتباط چهره به چهره، ارتباطات شفاهی میان فردی یا گروهی است. در این نوع ارتباط پیام ها مستقیما بین دو فرد رد و بدل ‎می شود. در گفتگوی چهره به چهره افراد از روش های مختلف ارتباطی مانند کلامی (تن صدا، بلندی صدا) و غیرکلامی (حرکت چشم ها، بیان صورت، حرکت دست ها و زبان بدن)، استفاده می کنند. این نشانه ها به جریان گفتگو کمک می کنند، آغاز ارتباط را تسهیل می کنند، بازخورد ایجاد می کنند و معانی دقیقی را منتقل می کنند. در نتیجه، گفتگوی چهره به چهره یک فرایند منظم است Warkentin, 1997)). زمانیکه افراد به صورت فیزیکی در نزدیکی یکدیگر قراردارند و در مبادله دوجانبه اطلاعات کلامی مشارکت می کنند، روابط آفلاین افزایش می یابند. همانند دیگر مکانیزم های ارتباطی، روابط رو در رو اجازه مبادله دانش کارکنان در میان سازمان را می دهند (Salis & Williams, 2008). با این وجود تبادل دانش از طریق روابط رو در رو در مقایسه با دیگر ابزارهای تسهیم اطلاعات، موثرتر می باشد. روابط رو در رو به تشریک دانش ضمنی منتهی می شودRebernik & Širec, 2007) ). در گفتگوی چهره به چهره ی معمول، وقفه کمی وجود دارد ((McGrath, 1990.
    تعامل چهره به چهره الگوی اصلی ارتباط انسانی است و سایر الگوهای ارتباطی از آن سرچشمه می گیرند. در ارتباطات چهره به چهره، هفت درصد معنی از تعبیر و تفسیر و ادراک کلمات، حاصل می شود، سی و هشت معنی از راه ادراک افراد از صدا ( چگونگی بیان کلمات) انتقال می یابد و حدود پنجاه و پنج درصد از تعبیر علایم غیر کلامی حاصل می شود. هدایت پیام (کلمات، صدا و رفتارهای غیر کلامی) از طریق گرفتن بازخورد از کارکنان برای مدیر لازم است، چراکه همواره ادراکات کارکنان موجب تحریک رفتار آن ها نمی شود، بلکه درک آن ها از پیام هایی که از مدیر دریافت می کنند، محرک رفتارشان است. روابط رو در رو یا تصویری، اغلب به ارتباطات موثرتر منتهی می شوند، زیرا زمانیکه قابلیت دیدن وجود دارد ایجاد دانش دوطرفه تسهیل می شود (Veinott, 1999). ارتباطات رو در رو، اشارات مانند زبان بدن و صورت را منتقل می کنند، تمرکز فرد را افزایش می دهند، سوءتفاهم ها را برطرف می کنند و در انتقال اطلاعات متنی (مفهومی) خوب هستند (Becker- Beck et.al, 2005; Dennis et.al, 2008).
    همزمانی و آنی بودن تعاملات از جمله ویژگی های تعامل چهره به چهره است. براساس دیدگاه (Arnold, 1998)، الگوی کنش ارتباطی با توجه به شاخص های شکل، محتوا، موضوع، پایداری، تعامل، دامنه، مخاطبان، هدف و جایگاه کنشگران تعریف می شود. پژوهشگران ارتباط جمعی نشان داده اند که ابتکارات و اطلاعات از طریق شبکه ها، بین اشخاص در جامعه پخش می شوند. اگرچه وسایل ارتباط جمعی نیز وجود دارند، اما اندیشه ها و اطلاعات عملا از طریق شبکه های کلامی بین افراد پخش می شوند. در فرایند انتشار دورن یک فرهنگ، اغلب مردم زمینه تفکر مشترک را ایجاد می کنند (Rabbins, 2005).

    • ارتباطات کلامی: ارتباط کلامی شامل بحث وگفتگو، سخنرانی ها، نمایش ها، ارتباطات بین فردی و بسیاری از انواع دیگر ارتباطات است. در ارتباطات چهره به چهره زبان بدن و چگونگی صدا نقش مهمی را بر عهده دارد و ممکن است نسبت به محتوای درنظرگرفته شده تاثیر بیشتری بر شنونده داشته باشد. کمک های بصری می تواند به آسان کردن ارتباطات موثر کمک کند. ارتباطات شامل “۵۵٪ زبان بدن، ۳۸ ٪ تن صدا، ۷٪ محتوای کلمات” است. در ارتباط کلامی، با بهره گرفتن از زبان که متشکل از لفظ و معنا و دستور زبان است، اطلاعات منتقل می شوند. برای بیان فکر، کلمه ها براساس قوانین دستوری مرتب می شوند در نتیجه بخش های مختلف یک گفتار دارای ترتیب مناسبی می شود، سپس پیام به شکل شفاهی یا کتبی منتقل می گردد (فیضی،۱۳۸۶).
    • ارتباطات غیرکلامی: ارتباطات غیر کلامی مهمترین بخش ارتباط میان فردی را تشکیل می دهد . ارتباط غیر کلامی به دامنه وسیعی از پدیده ها، از بیان چهره و اشاره گرفته تا مد، و از وضعیت نمادی گرفته تا تئاتر ، موسیقی و پانتومیم گفته می شود (باستانی، ۱۳۸۶). در ارتباطات غیرکلامی اطلاعات بدون استفاده از کلمات، با ایما و اشاره و رفتار منتقل می شوند. اشاره غیرکلامی بیش از نود درصد احساس پیام را در خود دارد. به همین جهت این اشاره ها نسبت به ارتباطات کلامی تاثیر بیشتری دارند. در واقع، وقتی که دو نوع پیام کلامی و غیرکلامی با هم در تعارض باشند، افراد به پیام غیرکلامی اعتقاد بیشتری دارند. اشاره های غیرکلامی تنوع زیادی دارند و مدیران با مشاهده و تعبیر و تفسیر آن ها به طور دقیق می توانند مطالب زیادی درباره معانی پیام و همچنین فرستندگان پیام ها دریافت کنند. با وجود این، اشاره های مختلف در فرهنگ های گوناگون متفاوت هستند، به همین جهت ممکن است به درستی فهمیده و یا به طور صحیح تعبیر و تفسیر نشوند (فیضی، ۱۳۸۶). روابط غیرکلامی تحت تاثیر عوامل درونی مانند احساسات و شخصیت و عوامل بیرونی همچون حضور دیگران و پاسخ های آنها قرار دارد (Huang & Gratch, 2013). ارتباط غیرکلامی به طور معمول با حرکات سر و صورت، نوع نشستن و ایستادن، طنین صدا، حالت چهره، حالت نگاه، نوع لباس پوشیدن و وضع ظاهر و مانند آنها برقرار می شود (فیضی، ۱۳۸۶).
    • ارتباط مستقیم و ارتباط غیرمستقیم: ارتباط مستقیم یا چهره به چهره ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص فرستنده پیام وگیرنده پیام ایجاد می شود. به این دلیل که در ارتباط مستقیم، پیام مستقیماً بین دو فرد مبادله می شود، معمولاً فرستنده و گیرنده پیام می توانند نقش خود را به نوبت تغییر دهند. ارتباط غیرمستقیم یا با واسطه، چهره به چهره نیست و جنبه شخصی ندارد. در ارتباط غیرمستقیم، فرستنده پیام و گیرنده پیام یکدیگر را نمی شناسند (سیدعباس زاده، ۱۳۷۴).

    زمانی که گیرنده تنها کسی باشد که پیام ارسالی فرستنده را دریافت می کند، ارتباط مستقیم صورت گرفته است ولی هنگامی که پیام، بعد از طی یک یا چند گیرنده به وی برسد ارتباط غیر مستقیم برقرار شده است. بدیهی است در شرایط مساوی، دقت پیام غیرمستقیم به مراتب کمتر است و این کاهش با افزایش تعداد منابع گیرنده بیشتر می شود (سیدعباس زاده، ۱۳۷۴).
    به منظور درک بیشتر تمایز بین ارتباطات مستقیم و غیر مستقیم آن را با بهره گرفتن از مثالی از یک شبکه ارتباطی محیط کاری کوچک متشکل از شش نفر نشان می دهیم. در شکل ۱-۲ خط بین دو نفر ارتباط بین این دو را نشان می دهد. ارتباط می تواند یکطرفه (با پیکان یک سویه نشان داده می شود) و یا دو طرفه (با پیکان دوسویه نشان داده می شود) باشد. هنگامی که انتقال پیام از فرستنده شروع و به گیرنده ختم شود و گیرنده، عکس العملی نشان ندهد، ارتباط را یک طرفه می گویند. مانند ارتباط از طریق روزنامه و تلویزیون، درحالی که در ارتباط دو طرفه نقش فرستنده و گیرنده در جریان ارتباط به طور مداوم عوض می شود. ارتباط دو طرفه معمولاً موثرتر از ارتباط یک طرفه است (شعبانی، ۱۳۸۲).
    در شکل زیر تریسی و جیمز با پیکان یک سویه متصل شده اند که از طرف تریسی به سمت جیمز است و نشان می دهد که تریسی ارتباط را آغاز کرده است. تریسی و تنی با پیکان دوسویه متصل اند که نشان می دهد هر دو آنها ارتباط را آغاز کرده اند. اگر شان نیاز به ارتباط با تریسی دارد، می تواند به صورت مستقیم و یا از طریق تنی و همچنین تنی و فرانک با او ارتباط برقرار کند. اگر تنی می خواهد با جو ارتباط برقرار کند، این ارتباط باید از طریق تریسی و جیمز باشد، به عبارت دیگر شان و تریسی ارتباط مستقیم و غیر مستقیم دارند، درحالیکه تنی و جو تنها ارتباط غیر مستقیم دارند. ارتباط مستقیم با دیگران برای فرد ساده تر از ارتباط از طریق افراد دیگر است. برای مثال اگر شان بخواهد از تریسی اطلاعاتی دریافت کند، می تواند مستقیما با او ارتباط برقرار کند، اما اگر او نیازمند اطلاعاتی از جو باشد، باید با تریسی ارتباط برقرار کرده که می تواند با جیمز ارتباط برقرار کند. زمانی که جیمز با جو ارتباط برقرار کرد و اطلاعات را دریافت نمود، می تواند با تریسی مجددا ارتباط برقرار کرده و اطلاعات را برای شان فراهم کند.
    شکل ۲-۱ مجازی سازی شبکه ارتباطی محیط کاری (Zhang & Venkatesh, 2013)

    ۲-۵-۲ روابط آنلاین

    زمانی که سازمان ها وسعت مجازی سازی را افزایش می دهند، علاوه بر شبکه های ارتباطی محیط کاری آفلاین (چهره به چهره)، کارکنان با یکدیگر به صورت مجازی و از طریق شبکه های آنلاین ارتباط برقرار می کنند (Koh et.al, 2007)، که با روابط ضعیف تر Wellman &) (Hamptonm, 1999، دموکراسی و برابریSproull & Kiesler, 1991) ) و یک شبکه گفتگوی بزرگتر مشخص می شود (Boase et.al, 2006). روابط آنلاین اشاره به ارتباط از طریق اینترنت برای هر هدفی (به اشتراک گذاری اطلاعات، بازاریابی، اشتغال) دارد. چندین دسته بندی متفاوت از روابط آنلاین وجود دارد که شامل رسانه های اجتماعی، شبکه های اجتماعی، بازاریابی آنلاین و بازاریابی از طریق اینترنت است. فناوری های شبکه های ارتباطی آنلاین افراد را قادر می سازند تا به طور همزمان اطلاعات را با افراد دیگر به اشتراک بگذارند و بر اشتراک اطلاعات تاکید دارندBakshy et.al,) 2012). سازمان های هوشمند از گفتگوهای آنلاین استفاده می کنند و از این کانال های موثر در حال ظهور- در ترکیب با روابط سنتی- برای افزایش دسترسی به ذینفعان بهره می برند Godin,) (2010. در طول بیست سال گذشته محققین در زمینه های مختلف، در مورد چگونگی تاثیرگذاری روابط آنلاین بر کیفیت روابط بین فری بحث کرده اند (Walther & Parks, 2002). به طورکلی تحقیقات اولیه روابط آنلاین تایید کرده اند که ماهیت روابط با واسطه، روابط بین فردی آنلاین را تضعیف می کنند (Nie, 2001). بررسی های اولیه اینترنت و ارتباطات کامپیوتری، اغلب بر توانایی آن در قادر ساختن کاربران برای تعامل با افراد خارج از چرخه رسمی گفتگوهایشان، با اتصالات برای به اشتراک گذاری علائق خود ورای مرزهای جغرافیایی تاکید دارند (Rheingold, 1993). این وجود، این نتیجه که ظرفیت انسان برای استفاده خلاقانه از روابط آنلاین می تواند برابر و یا بیشتر از روابط آفلاین باشد به یک چالش تبدیل شده است (Walther, 1996). تکنولوژی های ارتباطی جدید اغلب نگرانی هایی را درمورد حذف اثرات کیفی روابط بین فردی به دنبال دارند ) Fischer, 2002; Nie et.al, 2002). امروزه همه افراد با بهره گرفتن از اینترنت می توانند آنلاین از طریق سایت های شبکه های اجتماعی مانند توییتر، مای اسپیس و فیس بوک یک حضور دائمی داشته باشند. در نتیجه، افرادی که در شبکه های اجتماعی آنلاین شرکت می کنند از زبان، رسانه و فناوری برای ایجاد یک هویت آنلاین استفاده می کنند. افراد به طور فزاینده از اینترنت برای برقراری ارتباط میان فردی، ارسال و دریافت نامه الکترونیکی و گفتگو با دوستان و آشنایان از طریق سرویس پیام رسانی فوری استفاده می کنند. در مواردی که تیم های مجازی به ندرت به صورت چهره به چهره ارتباط برقرار می کنند، تکنولوژی های ارتباطی برای همکاری ضروری هستند (Hollingshead, 2004). همانطور که فناوری ها رایج تر می شوند و هزینه های آنها کاهش می یابد، استفاده از آنها افزایش می یابد (Baker, 2002; Spreitzer, 2003). شبکه های کامپیوتری، مطرح ترین شبکه در ارتباطات کنونی هستند چرا که جامعه فردگرا و اطلاعاتی شده است. فناوری های نوین ارتباطی از طریق اینترنت، فضایی را ایجاد کرده که نه تنها نسبت به ارتباطات سنتی کامل تر است بلکه محدودیت ها ی ارتباطات یک سویه را نیز برطرف کرده است. الگو های ارتباطی و تعامل از طریق رسانه، به تناسب نوع رسانه، علیرغم برخی همپوشانی ها می توانند متفاوت و گوناگون باشند. روابط افراد در فضای مجازی همانند روابط آن ها در محیط فیزیکی نیست. تعامل از راه دور و بین افراد ناآشنا، رایج ترین نوع تعامل در فضای مجازی است .(Holmes, 2005) فناوری های نوین ارتباطی، از طریق اینترنت، فضایی را فراهم کرده اند که نه تنها جامع انواع تعامل و ارتباط رسانه های سنتی است، بلکه محدودیت یک سویه بودن و منفعل بودن مخاطبان را برداشته است. هم زمانی را می توان در نظام های ویدئو کنفرانس، چت و تعامل چندسویه را در گروه های مباحثه، پست های الکترونیک و چت تجربه کرد. وجود بحث آزاد در تعاملات آنلاین نشان دهنده فعالیت های اجتماعی واقعی است (Lazer et.al, 2009; Vespignani, 2009; Avnit, 2009). شواهدی وجود دارد که نشان می دهد که گروه های آنلاین تصمیمات بهتری اتخاذ می کنند و نسبت به گروه های آفلاین راضی تر هستند (Dennis et.al, 2001).

    ۲-۵-۳ رابطه مکمل ارتباطات آنلاین و آفلاین

    مفهوم مکمل در زمینه های متفاوتی به کار برده می شود. در اقتصاد این مفهوم بر تاثیر تغییر قیمت یک کالا بر تقاضای کالاهای مکمل تاکید دارد. به این معنی که تغییر در قیمت یک کالا یا خدمت به تغییر در تقاضای کالا و خدمات دیگر منجر می شود (Pindyck & Rubinfeld, 2001). این مفهوم در رفتار مصرف کننده، شامل تناسب کالا با نیازهای متفاوت مشتریان می باشد (Chernev, 2005). اگرچه در بررسی فناوری، مفهوم منابع مکمل برای توضیح پدیده ها در سطح کلان به کار برده می شود، هیچ پژوهشی آن را در سطح فردی مورد بررسی قرار نداده است. با این وجود مفهوم تناسب که مشابه مفهوم مکمل است در سطح فردی به کار برده شده است. به عنوان نمونه تناسب وظیفه – تکنولوژی بیان می‎کند، زمانیکه تکنولوژی با وظیفه متناسب باشد یا از آن پشتیبانی کند، عملکرد فرد بهبود می یابد (Goodhue & Thompson, 1995). علاوه بر این، ادبیات مدیریت، عملکرد را به تناسب فرد- شغل و فرد – سازمان مرتبط می کند (Barber, 1998).
    افراد می توانند از شبکه های ارتباطی آنلاین و آفلاین به منظور دستیابی به منابع استفاده کنند. زمانیکه هر دو شبکه ارتباطی آنلاین و آفلاین در دسترس هستند، کارکنان ممکن است بر اساس ترجیحات خود از رسانه های مختلف برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده کنند. برخی احساس راحتی بیشتری با بهره گرفتن از رسانه آفلاین کنند، درحالیکه دیگران ممکن است ترجیح دهند از رسانه آنلاین و یا هر دو استفاده کنند. در نتیجه ی سطوح مختلف تعاملات آنلاین و آفلاین، کارکنان ممکن است ارتباطات شبکه ای متفاوت آنلاین در مقابل آفلاین را توسعه دهند. برخی ممکن است تعداد زیادی از روابط مستقیم و غیر مستقیم در هر دو شبکه داشته باشند (Butler 2001; Koh et.al.2007). شبکه های ارتباطی محیط کاری آنلاین و آفلاین، دسترسی به منابع گوناگون، از جمله دانش کاری، مشاوره شغلی، اطلاعات استراتژیک و حمایت اجتماعی را امکان پذیر می کند. اگر چه مطالعات گسترده شباهت هایی را در میان اعضای شبکه های آنلاین و آفلاین نشان داده اند اما ممکن است در نوع ارتباطی که از طریق اینترنت یا توسط تلفن یا رو در رو صورت می گیرد، تفاوت هایی وجود داشته باشد (Haythornthwaite & Wellman, 1998). یافته های دیگر نشان می دهند، زمانیکه افراد می خواهند اطلاعات را به طور موثر کسب کنند، ایمیل بیشتر ترجیح داده می شود. هنوز هم در میان افرادی که به یکدیگر نزدیک هستند، میزان ارتباطات آنلاین مانند ارتباطات آفلاین بالاست Wellman, 2001)). فضاهای مجازی اهمیت محیط فیزیکی را کاهش نمی دهند به این دلیل که بسیاری از ایمیل ها و چت ها، ملاقات های رو در رو را ترتیب می دهند (.(Haythornthwaite & Wellman, 1998 هر چهار نوع ارتباط مستقیم و غیرمستقیم در محیط کاری آنلاین و آفلاین، از نظر دستیابی به منابع دارای نقاط قوت و ضعف می باشند. بنابراین، توانایی دستیابی به منابع توسط قابلیت های شبکه های ارتباطی آنلاین و آفلاین محدود می شود. نقش رسانه های ارتباطی آنلاین و آفلاین ممکن است در طول روابط مستقیم و غیرمستقیم متفاوت باشد. به عنوان مثال، در شبکه آفلاین، روابط مستقیم به دریافت سریع اطلاعات منتهی می شود (Burt, 1992). در شبکه آنلاین زمانی که صرف انتقال منابع از طریق روابط مستقیم می شود ممکن است بسیار کاهش یابد. به این دلیل که استفاده از رسانه های ارتباطی آنلاین مانند ایمیل و پیام کوتاه، ممکن است به جریان منابع سرعت بخشند. افرادی که به طور غیرمستقیم آنلاین ارتباط برقرار می کنند، در مقایسه با روابط غیرمستقیم آفلاین با سرعت بیشتری به منابع دست می یابند. با بهره گرفتن از نظریه تکامل مشخص می شود که چگونه نقاط قوت یک نوع ارتباط می تواند نقاط ضعف دیگری را پوشش دهد. با توجه به تفاوتهای روابط آنلاین و آفلاین در دستیابی به منابع، ارتباط در شبکه های آنلاین و آفلاین امکان دستیابی به منابع مکمل را فراهم می کند. همانطور که عدم وجود مزیت در یک شبکه، توسط شبکه دیگر تامین می شود، محدودیتهای یک شبکه نیز توسط شبکه دیگر برطرف می شود (Zhang & Venkatesh, 2013).

    عکس مرتبط با اقتصاد

    ۲-۵-۴ عوامل موثر بر قدرت ارتباطات در دستیابی به منابع

    عوامل متعددی وجود دارند که نقش مهمی در تاثیر بر قدرت ارتباطات در دستیابی به منابع مخصوصا اطلاعات دارند که برای کمک به عملکرد ضروری هستند (Borgatti & Foster, 2003; Brass et.al, 2004). این عوامل برای پاسخگویی به دو نظریه زیر در دو دسته سازماندهی شده اند:
    ١- ماهیت ارتباطات و نوع اطلاعات دردسترس (Borgatti & Cross, 2003; Cross & Cummings, 2004).
    ٢- ویژگیهای کلیدی رسانه که اثربخشی ارتباطات را در دستیابی به منابع تعیین می کنند.
    (Dennis et al, 2008).
    در دسته اول عواملی شامل، ارتباطات قوی، ارتباطات ضعیف، دریافت سریع اطلاعات، دسترسی به شبکه، شباهت شبکه، اطلاعات بی نقص، هزینه تعمیر و نگهداری و نظارت شخص ثالث معرفی می شوند که از شبکه اجتماعی استخراج شده اند و در دسته دوم عواملی که از بررسی سیستم اطلاعاتی بدست آمده اند شامل، رفع محدودیتهای زمانی و مکانی، انتقال اطلاعات متنی، انتقال موازی اطلاعات و مستندسازی و بازیابی اطلاعات معرفی می شوند.

    • ارتباط قوی[۵۰]نزدیکی، تعامل و تکرار ارتباط بین دو نفر را توصیف می کند (Hansen et.al, 2005; Levin & Cross 2004). ارتباط قوی شامل سطوح بالایی از نزدیکی عاطفی و حمایت اجتماعی و اعتماد است(Krackhardt, 1992) ، که نقش مهمی در تسهیل به اشتراک گذاری اطلاعات دارد و انتقال دانش پیچیده را آسانتر می کند (Ahuja, 2000; Berg et.al, 1982; Haythornthwaite, 2002; Levin & Cross, 2004). بررسی های اولیه نشان می دهند که سطوح بالایی ازسهولت و راحتی در میان افرادی که ارتباط قوی با یکدیگر دارند، وجود دارد (Smith,2006) که به نوبه خود ممکن است به طور مثبت به انتقال دانش کمک کند.
    • ارتباط ضعیف[۵۱]ارتباط اندک و از راه دور را بیان می کند (Granovetter, 1973; Hansen, 1999; Hansen et.al, 2005; Haythornthwaite, 2002; Levin & Cross, 2004;). یک ارتباط ضعیف به احتمال زیاد یک کانال اطلاعاتی جدید است زیرا ارتباط ضعیف به احتمال کمتری به بسته شدن شبکه منتهی می شود (Hansen, 1999; Levin & Cross, 2004). دسترسی به اطلاعات و یا ایده های جدید ممکن است در انجام بهتر وظایف به فرد کمک کند، زیرا نظرات جدید ممکن است افق فکری کارمند را گسترش دهد به گونه ای که او می تواند روش های مختلف را به کار گیرد یا روش های موجود را برای حل مشکلات اصلاح کند. در محیط کاری، خلاق بودن، تفکر درباره محیط پیرامون و شکستن الگوهای سنتی برای مشارکت مطلوب در عملکرد شغلی موثر می باشند Gilson et.al, 2005)).
    • دریافت سریع اطلاعات[۵۲]اشاره دارد به اینکه یک فرد چگونه می تواند پیام فرستاده شده از گره دیگر در شبکه را سریع دریافت کند. در مسافت کمتر یا واسطه های کمتر ، فرد سریع تر می تواند اطلاعات را دریافت کند (Burt 1992). مطالعات اولیه نشان می دهند که دریافت سریع منابع بر انتقال دانش و عملکرد شغلی تاثیر می گذارد Dihoff et.al, 2004) Andre, 1989;). دستیابی بهنگام به دانش یا اطلاعات نقش مهمی در تاثیر بر جستجوی دانش (Borgatti and Cross 2003) و عملکرد شغلی ایفا می کند (Sparrowe et.al, 2001). در زمینه کسب و کار امروز، فشارهای همیشگی زمان کمتر برای ارائه، برجسته می باشند (Vidgen & Wang, 2009). هنگامی که کارمندان در مورد مشکلات مربوط به کار سوالاتی دارند و نظر دیگر کارکنان را برای مشاوره جویا می شوند، برای آنها مهم است که ایده یا دانش را به موقع دریافت کنند به گونه ای که آنها بتوانند مشکلات را حل و فصل کنند و وظایف خود را قبل از ایجاد وقفه انجام دهند، در غیر اینصورت عملکرد آنها آسیب خواهد دید (Borgatti & Cross 2003; Brass et al. 2004; Granovetter, 1985).
    • دسترسی به شبکه[۵۳]نشان می دهد که تا چه حد یک فرد قادر به دسترسی به دیگران در شبکه است (Borgatti & Cross, 2003; Brass et al, 2004; Granovetter, 1985). اگر فردی بتواند به دیگران دسترسی پیدا کند، آنها به احتمال زیاد از مزایای انتقال دانش لذت می برند (به عنوان مثال دسترسی به دانش، نه تنها از شرکای خود، بلکه از شرکای شرکای خودGarguilo,) 1999 ;). هر گره ای که فرد قادر به دسترسی به آنها است، می تواند به فرد در جمع آوری، پردازش و نمایش اطلاعات کمک کند (Ahuja, 2000; Freeman, 1991; Leonard-Barton, 1984). در مقابل اگر افراد تعامل کمتری با یکدیگر دارند یا فرصت کمتری برای تاثیر متقابل بر ارتباط دارند (به عنوان مثال کارکنان در مکان های مختلف یا ساعات کاری متفاوت)، آنها شانس کمتری برای دسترسی به دیگران و لذت از مزایای دسترسی به شبکه دارند که به طور مثبت به عملکرد شغلی کمک می کند.
    • شباهت شبکه[۵۴]نشان می دهد که افرادی که از لحاظ جمعیت شناختی، رفتاری و ویژگیهای فردی شبیه یکدیگر هستند به احتمال زیاد به یکدیگر محدود شوند (McPherson (et.al, 2001; Ibarra, 1992. این افراد به احتمال زیاد به طور مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند (Reagans & McEvily, 2003). ارتباط مکرر فرصت های بیشتری را برای روشن شدن سوء تفاهم ها ایجاد می کند، در نتیجه انتقال دانش پیچیده را آسان تر می کند. علاوه براین دانش بین افرادی که الگوهای شناختی مشابهی دارند برای حل و فصل مشکلات آسان تر انتقال می یابد .(Reagans & McEvily, 2003) زمانی که افراد مشابه نیستند، زمینه های آموزشی و تجارب حرفه ای متفاوت دارند و احتمالا به گونه ای متفاوت فکر یا رفتار می کنند، بنابراین انتقال دانش دشوار می شود Cramton, 2001)).
    • یکپارچگی اطلاعات[۵۵]کامل بودن پیام، بعد از انتقال از یک گره در شبکه به گره دیگر را نشان می دهد (Baldwin et al, 1997; Nayar, 1993). در مسافت کوتاه تر احتمال بیشتری وجود دارد که پیام تمامیت خود را حفظ کند. زمانیکه اطلاعات نیازمند حرکت درمیان واسطه های بسیار هستند در معرض اختلالات و مداخلات بسیاری قرار خواهند گرفت، در نتیجه پیام با پیام اصلی بسیار متفاوت خواهد بود. زمانیکه کارمند تقاضای دانش برای رفع مشکلات کاری خود را دارد، صحت و دقت دانش بسیار مهم است. اگر دانش در طول انتقال تحریف شود دیگر برای رفع مشکلات مفید نخواهد بود، بنابراین بر عملکرد شغلی درخواست کنندگان تاثیر منفی می گذارد.
    • هزینه تعمیر و نگهداری[۵۶]به زمان و تلاش فرد برای حفظ ارتباط در شبکه اشاره دارد که می تواند به فرد در دستیابی به منابع لازم کمک کند (Ahuja, 2000; Burt, 1992; Hansen, (2002. برای دستیابی به منابع از یک فرد در شبکه، فرد نیاز به ایجاد و حفظ روابط خوب با افراد از طریق صرف زمان و تلاش برای کمک به آنها می باشد Reagans & McEvily, 2003)). هرچه فرد تلاش و زمان بیشتری را صرف کمک به دیگران یا حفظ ارتباط در شبکه کند، زمان کمتری را صرف انجام وظایف کاری خود می کند که می تواند عملکرد شغلی فرد را به خطر بیندازد. اگر هزینه نگهداری این رابطه زیاد است، نگهداری چنین ارتباطی برای فرد دشوار است، در نتیجه توانایی فرد برای برقراری ارتباط و دستیابی به منابع کاهش می یابد. در مقابل با هزینه نگهداری پایین تر، حفظ ارتباط و نفوذ در آن برای دسترسی به منابع برای فرد آسانتر می شود.
    • نظارت شخص ثالث[۵۷]اشاره به نقش گره های معین شبکه در تحمیل رفتار به سایر گره ها دارد. زمانیکه دو گره به طور غیر مستقیم از طریق گره سوم به یکدیگر مرتبط هستند، گره سوم می تواند بر رفتار دو گره دیگر تاثیر بگذارد، که به عنوان نظارت شخص ثالث در تحقیقات قبلی بیان شده است (Brass et al, 1998; Reagans & McEvily, 2003). بخش سوم به عنوان یک کانال عمل می کند تا اخباری که بر اعتبار افراد موجود در شبکه تاثیر می گذارند را منتشر کند. کارکنان تا زمانیکه نظارت قوی بخش سوم ، ارتباطات آنها را احاطه کرده با یکدیگر همکاری می کنند در صورت عدم همکاری، بخش سوم می تواند اخبار عدم همکاری آنها را بین اعضای شبکه منتشر کند و توانایی آن ها را برای تعامل با اعضای شبکه محدود کند (Reagans & McEvily, 2003). بخش سوم اخبار مرتبط با صلاحیت و شایستگی و اعتبار کارکنان را نیز بین اعضای شبکه منتشر می کند که این امر باعث می شود کارکنان برانگیخته شوند و بهتر عمل کنند. در غیاب بخش سوم چنین نیروی انگیزشی کاهش می یابد، بنابراین تاثیر منفی بر عملکرد شغلی دریافت کنندگان دانش خواهد داشت.
    • رفع محدودیت های زمانی و مکانی[۵۸]اشاره به توانایی رسانه ارتباطی در غلبه بر موانع موقت و فضایی دارد که مانع برگزاری جلسات توسط کارکنان می شود. کارکنانی که در ساعات کاری متفاوت و در مکان های مختلف کار می کنند با چالشهای قابل توجهی برای ملاقات با یکدیگر و بحث درباره موضوعات کاری مواجه می شوندCummings et.al. 2009) ). حتی برای آنان که در مکان و زمان مشابه کار می کنند هم یافتن روش برقراری ارتباط مهم است. کارکنان از طریق ارتباط می توانند نظرات خود را مبادله کنند، تقاضای اطلاعات ضروری کنند یا راه حلهای موثر را یاد بگیرند، همه این کارها به طور مثبت به عملکرد کمک می کند.اگر ارتباط شبکه ای کمتر توسط محدودیتهای موقت و فضایی محدود شود کارکنان به احتمال زیاد آن را وسیله دسیابی به منابع و انجام کار خود قرار می دهند.
    • انتقال اطلاعات مفهومی[۵۹]اشاره به توانایی رسانه ارتباطی در انتقال نشانه های مختلف برای ارتقای اثربخشی ارتباطی و درک متقابل شرکای ارتباطی دارد. به منظور تسهیل انتقال موثر دانش، ارتباط شبکه ای باید اجازه انتقال نشانه های غیر کلامی و شفاهی مانند بیان صورت و بدن، افزایش تمرکز شخصی و پشتیبانی از سرعت بالای بازخورد را بدهد Becker-Beck et.al, 2005;) (Dennis et.al, 2008. هنگامی که دانش به طور موثر منتقل شد، کارکنان به احتمال زیاد از آن برای ارتقای عملکرد خود استفاده می کنند. در صورت عدم وجود اطلاعات متنی، شرکای ارتباطی به دست آوردن درک بهتری از یکدیگر را دشوار می دانند، درنتیجه انتقال دانش پیچیده، مشکل می شود (Becker-Beck et.al, 2005). همچنین فقدان اطلاعات متنی توجه و میدان دید را کاهش می دهد که می تواند به برداشت مطلوب تر در میان سرپرستان و همکاران کارکنان منتهی شود، که ممکن است به آنها در دستیابی به منابع ارزشمند برای انجام وظایفشان کمک کند.
    • انتقال موازی اطلاعات[۶۰]اشاره به توانایی رسانه ارتباطی برای پشتیبانی از مکالمات موازی یا چند موضوع گفتگو دارد (Dennis et.al, 2008). هنگامی که یک ارتباط شبکه ای از انتقال منابع چندگانه اطلاعات به طور موازی پشتیبانی می کند، کارکنان به احتمال زیاد به دیدگاه های مختلف به صورت همزمان گوش می کنند و از آنها یاد می گیرند. این می تواند باعث شود که کارکنان در مشکلات کارهای مختلف به راه حل های مختلف فکر کنند، که به توسعه روش های جدید منتهی شود و کارکنان بهتر از عهده مشکلات بر می آیند و در نهایت عملکرد شغلی ارتقا می یابد.
    • مستندسازی و بازیابی اطلاعات[۶۱]اشاره به توانایی رسانه های ارتباطی در نگهداری تاریخچه ارتباطات و بازبینی رکوردها در مواقع ضروری دارد (Dennis et al, 2008; Majchrzak et al, 2005.) تبادل و انتقال دانش می تواند یک فرایند تکراری باشد که نیاز به گفتگوهای جاری میان شرکای ارتباطی دارد. وقتی که اطلاعات بیش از حد مبادله شوند، کارکنان به احتمال زیاد برخی از اطلاعات را فراموش می کنند، عدم توانایی در یاداوری می تواند عملکرد شغلی آنها را به طور منفی تحت تاثیر قرار دهد. یک ارتباط شبکه ای کمک می کند که شرکای ارتباطی سابقه ارتباط خود را بهتر ذخیره کنند، همچنین اطلاعات مورد نیاز برای کارهای آینده را به سادگی بازیابی می کند و تبادل دانش و انتقال آن را ساده تر و موثرتر می کند ، در نتیجه عملکرد شغلی را ارتقا می دهد.

    جدول ۲-۲ ویژگی های هر یک از روابط را از لحاظ عوامل موثر بر دستیابی به منابع به طور خلاصه نشان می دهد.
    جدول ۲-۲ مکانیزم های مرتبط با دستیابی به منابع

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:10:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی عوامل موثر بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت (مطالعه موردی دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی)- قسمت ۳۸ ...

    ترجمه
    ۱-ای کسی که مرتکب گناه بزرگ شده ای، عفو و بخشش الهی از گناه تو بالاتر و بزرگتر است.
    ۲-بزرگ ترین اشیاء از کمترین عفو الهی کوچکتر است.
    شاعر از خود می خواهد آنچه را که گذشته است فراموش کند و بر عفو الهی تکیه کند، به راستی که ساختار عفو الهی بخش بزرگی از شعر زهدی او را تشکیل می دهد او به گناهش اعتراف می کند اما طالب عفو الهی است و اطمینانش به برآورده شدن این عفو و گذشت از جانب خداوند آشکار می سازد. (الهداره؛ ۱۹۶۹:۳۴۶)
    پس هر آن چه که در حق ابونواس و انحراف و انجام گناهانش گفته شده است این است که او یک مخلوق ضعیف است که شهوات او را دگرگون کرده است. یک بار هوای نفس بر او حکمرانی می کند، و زمانی ضعفش او را زمین گیر می کند، و احیانا خود جهلش با او همراه می شود. (شلق؛ ۱۹۶۴: ۳۵۷)
    بنابراین دعایش برخاسته از ترس و بیم و هراس است، و تعبیری است از یک خشم درونی که او را رنج می دهد، و آن نتیجه ی بی بندوباری و شهوترانی است که مردم او را با آن می شناسند.
    او درابیاتی دیگر این چنین به بی ادبی و پشیمانی خود اعتراف می کند و خواهان بخشش و عفو الهی است و لذا اظهار می دارد:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

     

     

    ۱-فَقَد نَدِمْتُ عَلی ما کانَ مِنْ خَطلٍ
    ۲-أدْعُوکَ سُبْحانَک اللَّهُمَ فَاْعفُ کَما
      وَ مِنْ اَضاعَهِ مَکْتوبٍ الْمَواقیتِ
    عَفُوتَ یاذَا الْعُلی عَنْ صاحبِ الْحُوتِ
    (ابونواس؛ ۱۴۰۷: ۵۱)

    ترجمه
    ۱- از یاوه گویی ها و به هدر دادن اوقات خود پشیمانم.
    ۲-خداوندا ای خالق پاک و منزه تو را می خوانم ای خداوند بلند مرتبه از گناهان من درگذر همان طور که از خطای حضرت یونس(ع) در گذشتی.
    همانا احساس انسان نسبت به پشیمانی از گناه دلیل بر توبه و بازگشت به سوی خداوند متعال است، و این اقرار به نافرمانی و توسل به “پروردگارا” به این معناست که او در قبال کارهای گذشته پشیمان است.لذا دعا یک پل ارتباطی میان بنده و پروردگارش است، و انسان هیچگاه از آن بی نیاز نیست.
    اما ابو العتاهیه(وفات ۲۱۱ هـ ) که با زهدیاتش مشهور است، بیشتر از همه در قصایدش از خداوند طلب عفو و بخشش می کند او می گوید:

     

     

    ۱-یا رَبِّ اِنِّی لَکَ، فی کُلِّ ما
    ۲-فَاغْفِرْ ذنُوبِیِ اِنَّها جمَّهٌ،
      قَدَّرْتَ، عَبْدٌ آملٌ شاکرٌ
    وَ اسْتُر خَطائٌی، اِنَّکَ الساتٌر
    (ابوالعتاهیه؛ ۱۴۲۷: ۷۴)

    ترجمه
    ۱-پروردگارا من در برابر تو، در تمام آنچه که مقدر فرموده ای بنده ای امیدوار و شکر گزارم…
    ۲-گناهانم را ببخش که فراوان گشته است و خطاهایم را بپوشان به راستی که تو پوشاننده ای.
    همانا صیغه ندای(یا رب) مناسب دعا و توسل است، و شاعر دعایش را با آن شروع می کند و این همان صیغه ای است که برای ربوبیت پروردگار مناسب است و از طرف دیگر عبودیت را واجب می کند، او اعتراف می کند به اینکه (بنده ای آرزو مند و شکر گزار) است.
    در بیت دوم شاعر دعای مورد درخواست خود را ارئه می دهد (گناهانم را ببخش) و اعتراف می کند که این گناهان زیاد شده است، و این دلالت می کند بر این که شاعر گناهان و خطاهایش را بزرگ می شمارد و بیزاری و نفرت قلبی خود را از آن به تصویر می کشد، این نفرت و بیزاری مانع تأثیر گناه بر قلب می شود. شایسته است که انسان قلب خود را با انجام عبادات روشن بسازد و بپرهیزد از اینکه آن را با گناهان سیاه گرداند.
    صیغه دعا با یا رب در طلب عفو و مغفرت الهی نزد شاعر ذو النون مصری (وفات ۲۴۹ هـ) نیز تکرار می شود وی می گوید:

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:10:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تبیین سیره سیاسی و راهبردهای پیامبر اعظم(ص) در تشکیل حکومت- قسمت ۵ ...

    ۷- جنبه نوآوری تحقیق
    سیره سیاسی نبوی (ص)تا کنون از منظر تحلیل سیستمی و جامع مورد بررسی قرار نگرفته است، و این پژوهش درصدد انجام این کار می باشد، بنابراین جنبه نوآوری تحقیق ارائه تحلیل سیستمی از سیره سیاسی پیامبر (ص)می باشد.
    ۸- روش انجام تحقیق
    این پژوهش از نوع پژوهشهای بنیادی می باشد وروش جمع آوری اطلاعات از نوع، کتابخانه ایی است، این پژوهش از گونه پژوهش های تاریخی و توصیفی، تحلیلی است و از مدل تحلیل سیستمی برای تحلیل قضایا استفاده شده است و منابع تاریخی بر اساس این متد، مورد بررسی قرار می گیرد.
    ۹- مفاهیم
    ۱-۹- سیره
    «سیره در زبان عربی از ماده «سیر» است. سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن، اما سیره یعنی نوع راه رفتن سیره بر وزن فعله است و فعله در زبان عربی دلالت می کند بر نوع… بنابراین، سیره معادل رفتار است ولی سیره یعنی نوع رفتار، کسب رفتار و در اصطلاح سیره عبارت از متدو اسلوب خاصی است که افراد صاحب سبک و صاحب منطق در سیر خودشان به کار می برند»[۳].
    اهل لغت نیز «سیره» را بر وزن «فعله» و مشتق از واژه «سیر» دانسته اند. [۴]
    سیره در اصطلاح قرآنی نیز به مفهوم، روش، خلقت و صورت به کار رفته است:
    «سَنُعیدُها سیرتها الْاوُلی»[۵]
    ترجمه: به زودی او را به صورت نخستین باز می گردانیم.[۶]
    بنابراین سیره در واقع، اصولی پایدار است که تعیین کننده سبک رفتار در یک حوزه معین باشد و به عبارت دیگر، سیره منطق عملی است.[۷]
    ۲-۹- سیاست
    ۱-۲-۹- مفهوم لغوی سیاست
    سیاست، واژه ایی است عربی که از ریشه «ساس- یسوس» گرفته شده است.
    معانی آن در فرهنگ نامه های فارسی عبارتند از: «حکم راندن بر رعیت، اداره کردن امور مملکت، حکومت کردن، ریاست کردن، حکومت، ریاست، پرداختن به امور مردم بر طبق مصالح شان، پاس داشتن ملک، عدالت و داوری، حکم داری، سز ا و جزا، محافظت حدود ملک، نگهداری و حراست، امر و نهی، پژوهش و پروراندن و اداره امور داخلی و خارجی کشور».[۸]
    «در تبارغربی واژه سیاست معادل «Politics» است که از واژه یونانی «Polis» اخذ شده است. «Polis» را معادل کلمه شهر در یونان قدیم گرفته اند، اما این عنوان ابتدا به معنای قلعه ایی بوده است که پای شهر برای حفاظت از آن در نظر گرفته می شد.
    شهر در یونان قدیم ابتدا «Asty» نام داشته است. بر این اساس تحول زیر را درباره معنای سیاست در گفتمان غرب شاهدیم:
    قلعه (پادگان)  شهر  سیاست.
    قطعاً این دگرگونی بی دلیل نبوده است. چون در یک قلعه همه ارکان سیاست حضور دارد: فرماندهی و فرمانبری، تدبیر، قانون و مقررات، نظم، مجازات و بازداشت و نظایر آن.
    واژه «Polis» بر شهر نیز از همان رو اطلاق شده است. چون شهر نیز بر خلاف روستا نیازمند همین امور است.[۹]»
    بنابراین «واژه «Politics» و مشتقات آن در فارسی به معانی زیر ترجمه شده است:
    الف: (Policy)؛ یعنی: خط مشی، رویه، سیاست، سیاستمداری، مصلحت، کاردانی، تدبیر و زیرکی.
    ب: (Politc): یعنی: کاردان، مصلحت دان، با تدبیر، زیرک، مصلحت آمیز، مقرون به صلاح، مقتضی، مقرون به صواب، عاقلانه و سیاستمدارانه.
    ج: (Polity): به معنای طرز حکومت، جامعه، ملت و دولت آمده است.[۱۰]»
    ۲-۲-۹- مفهوم اصطلاحی سیاست:
    در نگاه کلی به مفهوم اصطلاحی سیاست، می شود آنرا این گونه تعریف کرد:
    «سیاست به معنی مدیریت کلان دولت و راهبرد امور عمومی در جهت مصلحت جمعی و انتخاب روش های بهتر در اداره شئون کشور، یا علم اداره یک جامعه متشکل، و یا هنر تمشیت امور مردم در رابطه با دولت»[۱۱].
    در تعریف دقیق تری سیاست در اصطلاح به دو مفهوم عام و خاص تقسیم می شود.
    «سیاست به مفهوم عام، عبارت است از «اداره و سرپرستی نظری و عملی مجموعه ی امور ارتباطی، فرهنگی و اقتصادی در جهت وصول به اهدافی که رشد اجتماعی را محقق می سازد.
    با این تعریف عناصر و لوازم زیر در تعریف سیاست قابل ذکر است:
    ۱- توجه اصلی سیاست به موضوع اداره و سرپرستی است که مستلزم تنظیم و اعمال اراده و قدرت در ساماندهی امور می باشد. البته با این توضیح که سرپرستی هر امری طی سه مرحله انجام می پذیرد؛ در مرحله ی تعیین، اصول تخلف ناپذیر و لازم الاجرای نظام، معین می شود، در مرحله تنظیم، طراحی بر اساس اصول مذکوره صورت می گیرد و در مرحله سوم، اجرای امور طراحی شده، مورد توجه است.
    گذشته از مرحله ی اول که چارچوب های حرکت نظام به وسیله مکتب و به زبان نمایندگان و شارحین آن بیان می شود و ارتباط روحی و تعلقی ما را معین می کند، مرحله دوم و سوم سرپرستی نظری و عملی نظام را می سازد و سیاست با این نگرش و به معنای عام، هر سه مرحله را شامل می شود.
    ۲- امور جامعه در سه دسته بزرگ ارتباطی، فرهنگی و اقتصادی طبقه بندی می شوند و سیاست در معنای عام، متکفل اداره ی تمامی این امور است.
    ۳- جامعه ایی که به صورت نظام در نظر گرفته می شود، دارای هدفی شامل و نهایی بوده که بر آیند و نتیجه ی ترکیب هدف های مختلف زیر مجموعه های جامعه و واحدهای اجتماعی کوچک و بزرگ آن جامعه است.
    ۴- هر جامعه به گمان خود در پی رشد و تعالی است و نتیجه ی سیاست نیز، توسعه ی بستر رشد و ایجاد زمینه های تعالی جامعه می باشد؛ البته رشد در جوامع گوناگون با تفاوت فرهنگ ها، معانی مختلفی پیدا می کند.[۱۲]»
    امام خمینی رحمه الله علیه که خود الگوی عملی سیاست اسلامی بود، در تعریف سیاست با به کار بردن همین مضامین، به ر

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

    وشنی، ولی با عبارت دیگری فرموده اند: «سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان است، صلاح ملت هست، صلاح افراد هست و این مختص به انبیا است، دیگران این سیاست را نمی توانند اداره کنند، این مختص به انبیاء و اولیا است.»[۱۳]
    ۳-۲-۹- تعریف خاص سیاست
    سیاست در تعریف خاص، عبارت است از «اداره و سرپرستی نظری و عملی مجموعه ی امور ارتباطی، در جهت وصول به اهدافی که رشد اجتماعی را محقق می سازد.
    این مفهوم از سیاست، بیشتر زمانی به کار گرفته می شود که سیاست به عنوان یک زیر مجموعه ی اصلی، از معنای عام سیاست، در کنار دو زیر مجموعه ی بزرگ دیگر، یعنی فرهنگ و اقتصاد قرار بگیرد.
    بدین ترتیب سیاست در مفهوم خاص، اموری را که بیشتر نقش ارتباطی داشته و نسبت میان امور دیگر پیوند و همبستگی را تداعی می کنند، شامل می شود و در قالب اموری، چون «نظریه های سیاسی» «قوانین و مقررات» «تشکیلات» «سازماندهی» و «روش ها» تبلور می یابد.[۱۴]»
    ۴-۲-۹- سیاست در فرهنگ اسلامی
    در متون و منابع دینی واژه سیاست مکرراًً به کار رفته است، از جمله اوصافی که در ادعیه و زیارات بر ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده است، ساستُه العباد است.
    در زیارت جامعه آمده است: السلام علیکم یا اهل بیت النبوّه… و دعائم الدین و ساسهُ العباد در برخی از احادیث نیز آمده است: نحن ساسه العباد.
    امام صادق علیه السلام در معرفی اهل بیت می فرماید: و نحن اخیار الدهر و نوامیس العصر و نحن ساسه العباد و ساسه البلاد.[۱۵]
    بنابراین سیاست را با توجه به فرهنگهای گوناگون باید تعریف کرد، در مکتب و فرهنگ اسلامی نیز سیاست دارای معنای خاص است «مفهوم سیاست در فرهنگ اسلامی در گرو فهم وظایف حکومت اسلامی و مقایسه آن با وظایف سایر حکومت ها و نیز رسیدن به تمایزات سیاست اسلامی از غیر آن است.
    انتظار مسلمانان از حکومت چیست؟ آیا این انتظار را حکومت های غیر دینی نمی توانند بر آورده کنند؟
    به دیگر سخن، حکومت دینی چه اقداماتی انجام می دهد که حکومت های غیر دینی به آن اهتمام نمی ورزند؟
    پاسخ به این پرسش در گرو توجه به برداشت های مختلف از سیاست است. به طور کلی می توان برداشت های مختلف از سیاست را در مکتب قدرت و مکتب هدایت، طبقه بندی کرد.
    در مکتب قدرت، غایت دولت امور دنیوی است، اما در مکتب هدایت، غایت دولت امور اخروی می باشد، در اوّلی دنیا مقصد است و در دوّمی، آخرت مقصد و دنیا منزلگاه.
    اساسی ترین انتظار متدینان از حکومت، فراهم کردن فضا، امکانات و زمینه های عبودیت خداوند متعال است، در حالی که این انتظار، دغدغه حکومت های غیر دینی نیست، بر همین اساس اهل دیانت بر استقرار حکومت دینی و اجرای قوانین با صبغه الهی اصرار می ورزند.
    قانون در حکومت های غیر دینی، امری بشری است، اما در حکومت دینی امری فرا بشری و الهی می باشد و انسان ها در محدوده مباحات می توانند قانون گذاری و برنامه ریزی کنند. تمام برنامه ریزی های حکومت دینی به گونه ایی است که به قوانین الهی خدشه ایی وارد نشود، در حالی که حکومت غیر دینی چنین دغدغه و تعهدی ندارد… مفهوم سیاست در مکتب هدایت تلاش انسانها برای تحقق قانون الهی در روی زمین به رهبری انبیاء، اوصیا و اولیا جهت رسیدن به سعادت نهایی است.[۱۶]»
    ۳-۹- سیره سیاسی
    بر طبق مفهوم سیره، مفهوم سیره سیاسی را می شود چنین معنا کرد که:
    سیره سیاسی یعنی نوع رفتار و سبک رفتار در حوزه سیاست می باشد. به عبارتی دیگر، اصولی پایدار که تعیین کننده سبک رفتار در حوزه سیاست باشد.
    «بنابراین اگر سخن از سیره نبوی در حیطه سیاسی در میان است، شیوه، متدو سبک پیامبر در سیاست که از نوعی استمرار و مداومت برخوردار بوده و قاعده مند و ضابطه پذیر بوده و قابلیت تکرار دارد.»[۱۷]
    ۱۰- سازماندهی تحقیق

    عکس مرتبط با اقتصاد

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:10:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      کپی رایت در حقوق کیفری ایران ...

    کپی رایت شاخه ای از حقوق مالکیت ادبی و هنری از زیرمجموعه مالکیت فکری است. مالکیت فکری از حقوقی است که درپی ایجاد یک ابزار جدید یا یک نوآوری و ابتکار منحصر به فرد، مبنی بر استفاده کامل از جنبه های مادی و غیرمادی آن برای یک دوره زمانی ، به صاحب آن اندیشه تعلق می گیرد. (صالحی، ۱۳۸۶: ۴۲-۴۰)

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

    آفرینش های فکری ماهیتی غیرملموس و فاقد مادیت دارند و خارج از تصرف هستند. این مساله باعث شده است تا سوءاستفاده از آن یا تصرف آن توسط دیگران آسان باشد. به همین لحاظ آثار ادبی و هنری در زمان واحد، در سراسر جهان به تعداد نسخه های نامحدود و به شکل شیء ملموس درمی آیند. البته این دارایی یا مالکیت به این نسخ بازنمی گردد، بلکه در اطلاعات مندرج در آن نهفته است. (محمدبیگی، ۱۳۷۶: ۱۴۵) در پرتو این حق، صاحب آن مجاز می گردد تا خودش در مورد چاپ یا انتشار اثر ادبی و هنری، تصمیم گیرنده باشد و هر شخص متجاوز به حقوقش را منع نماید. (صالحی، ۱۳۸۶، ۴۳)

    در حقوق جزا، واکنش در مقابل نقض کپی رایت منحصر به مجازات تعزیری و اقدامات تامینی و تربیتی است؛ که با تدوین، وضع و اعمال ابزارهای سرکوب گر با توسل به نهادهای مختلف حقوق کیفری، به صورت رسمی و رعایت تشریفات خاص علیه ناقضین کپی رایت ابراز می شود. سیکل جرم انگاری، از عناصر سیاست کیفری است، که به تنهایی شکل دهنده سیاست کیفری مطلوب نیست. مقنن در تدوین این نحوه از سیاست کیفری، بایستی به شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه توجه داشته باشد. علاوه بر این، مقنن باید از اصول راهبردی مطرح در اسناد بین المللی و تجربه سایر کشورها راجع به کپی رایت، بهره گیرد. در حالی که مقنن ایرانی در تنظیم سیاست کیفری جامع و کارآمد علیه نقض کپی رایت، به این موارد عنایت خاصی ندارد. به نظر می رسد مقنن در حمایت کیفری از کپی رایت با مبانی فقهی و شرعی مالکیت فکری مواجه است. محدودیت های ناشی از مسائل فقهی و مصالح کشور، مقنن را در پیوستن به اسناد بین المللی راجع به کپی رایت بی رغبت کرده است. در این پژوهش تلاش بر آن است تا به برخی ابهامات در زمینه مفهوم و کاربرد کپی رایت و سیاست کیفری پرداخته شود.

    پایان نامه رشته حقوق

    ۲٫سابقه و پیشینه ی تحقیق

    جناب آقای نجفی ابرند آبادی(۱۳۸۴، ۲۳) در مورد کپی رایت مطالبی را بیان نموده اند که به طور نمونه به مورد زیر می توان اشاره کرد:

    « به اعتقاد برخی، به طورکلی دولت ها در پذیرش فرایند جهانی شدن حقوق کیفری شدیداً بر اصول و نهادهای کلاسیک حقوق کیفری و قرائتی سنتی از حاکمیت برای مبارزه علیه بزهکاری وابسته هستند. از این رو به سختی و اکراه در الحاق، اجراء و اعمال کنوانسیون ها مشارکت می کنند و به اسناد بین المللی به دیده تردید می نگرند.»

    ایشان در مورد این مطلب که در قوانین ما چه بازخوردی داشته مطلب کاملی را عنوان نکرده اند و در کل به بیان کلیاتی در مورد کپی رایت پرداخته اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که اعمال حق کپی رایت در کشور ما و در قوانین ما آن گونه که شایسته است نمود نیافته است.

    جناب آقای علیرضا نوروزی(۱۳۸۱، ۳۸) نیز در کتاب خود با نام «حقوق مالکیت فکری» به این موضوع پرداخته و می نویسند:

    این اسناد و کنوانسیون ها به کشورهای عضو در جهت هماهنگ سازی قوانین داخلی در زمینه حقوق جزای ماهوی و آیین دادرسی کیفری اعم از ملی و فراملی، علاوه بر متوجه ساختن کلیه کشورها نسبت به خطرات و تهدیدات ناشی از نقض کپی رایت، رهنمودهایی ارائه کرده است. تاثیر مستقیم این اقدامات در حقوق داخلی چه در حوزه مبارزه داخلی و چه در حوزه همکاری با دیگر کشورها علیه بزهکاری فراملی، انکارناپذیر است. علی رغم تلاش محدود در عرصه داخلی، جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل از مزایا و فواید مالکیت فکری محروم مانده است، در حالی که جوامع توسعه یافته در بستر آن، نتایج امیدوارکننده ای را عاید پدیدآورندگان آثار فکری خود کرده اند.

    ایشان نیز به این نتیجه می رسند که در کشور ما تلاش چندانی در زمینه اعمال حق کپی رایت صورت نگرفته است و قوانین موجود در این زمینه هم با اشکال و کاستی هایی مواجه اند، اما ایشان هرگز موارد اشکال و کاستی را مفصلاً به بحث نگذاشته اند.

    جناب آقای جواد صالحی(۱۳۸۶،۴۳) نیز در کتاب «کپی رایت و تعامل آن با مالکیت فکری» می نویسند: در پرتو این حق، صاحب آن مجاز می گردد تا خودش در مورد چاپ یا انتشار اثر ادبی و هنری، تصمیم گیرنده باشد و هر شخص متجاوز به حقوقش را منع نماید.

    چراکه تولید فکری، محصول تلاش ذهن و کوشش اندیشه عقلی و علمی انسان [بوده] مالیت ذاتی و ملکیت تکوینی دارد، سرشار از منافع حیاتی و سرنوشت ساز است، مورد معاوضه و معامله عرف است، شرع آن را به رسمیت شناخته و تشریع از آن حمایت کرده است. (افتخارزاده، ۱۳۷۶، ۱۴۰)

    ایشان نیز تنها در باب یک معرفی کلی از این حق سخن گفته اند و هرگز وارد نقد و به چالش کشیدن قوانین مدون داخلی کشورمان نشده اند تا بتوان گفت که آیا این حق در ایران اعمال می شود یا نه؟ و اگر اعمال می شود تا چه اندازه به استانداردهای بین المللی نزدیک است؟ و یا اینکه تا چه اندازه از این استانداردها فاصله گرفته است؟ به دلیل پرداختن ایشان به مسائل کلی در باب رعایت حق کپی رایت تنها می توان گفت که این نوشتار با این پژوهش نزدیک است اما مسیر این دو با هم متفاوت است چون ما در این پژوهش قصد داریم تا قوانین موجود در زمینه حق کپی رایت را مورد نقد و بررسی قرار داده و آن ها را با کنوانسیون ها و استانداردهای بین المللی تطبیق دهیم.

    نوشته های دیگری نیز موجود است که در اینجا مجال بیان همه آن ها نیست اما در تمامی این موارد هر گز به دنبال اثبات نظریه های دقیق و منطقی در خصوص مجازات ناقضان حق کپی رایت نبوده اند که ما در این پژوهش به دنبال رفع این نقیصه هستیم.

    ۳٫ضرورت و نوآوری تحقیق

    جرائم و مجازات در فقه و حقوق اسلام با دقت نظر فراوان در شناخت موضوع جرم و مجازات آن انجام می شود از آنجا که کپی رایت به عنوان یکی از حقوق نوظهور ، معرکه ی آرای حقوقدانان گردیده است لازم و ضروری است که جرائم مرتبط با نقض این حق از حیث موضوع و نوع مجازات تبیین شود. در این زمینه باید ملاک و تعریفی جامع ارائه داد تا این حق به خوبی شناخته شود و سپس افرادی که آن را نقض می کنند به عنوان یک مجرم مشمول کیفر گردند تا از هرج و مرج در جامعه جلوگیری شود.

    همچنین مجازات این افراد باید به نحوی باشد که عدالت اجتماعی را تأمین نموده و وجاهت شرعی و عقلی داشته باشد که این مهم هنگامی بدست می آید که با پژوهش و مطالعات دقیق و گسترده تمامی زوایان آن به خوبی تبیین گردد.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۴٫سوالات تحقیق

    ۱٫آیا در ایران سیاست کیفری مناسبی در مورد نقض کپی رایت در نظر گرفته شده است؟

    ۲٫آیا فقه اسلامی محدودیتی برای مجازات ناقضان کپی رایت ایجاد می کند؟

    ۳٫آیا قوانین وضع شده در ایران در مورد کپی رایت بازدارندگی دارد؟

    ۵٫فرضیات تحقیق

    1. در ایران سیاست کیفری مناسبی در مورد نقض کپی رایت در نظر گرفته نشده است.
    2. فقه اسلامی محدودیتی برای مجازات ناقضان کپی رایت ایجاد نمی کند.
    3. قوانین وضع شده در ایران در مورد کپی رایت بازدارندگی لازم را ندارد.

    ۶٫هدف ها و کاربردهای تحقیق

    تلاش برای جمع میان نظرات حقوقدانان در مباحث اختلافی و در صورت عدم قابلیت جمع برگزیدن نظراتی که پشتوانه استدلالی قوی تر و مناسب با سیستم دادرسی و فلسفه مجازات ها دارند .

    با اثبات نظریه های دقیق و منطقی در خصوص مجازات ناقضان حق کپی رایت سیستم دادرسی و قاضی با توجه به جرم انجام شده مجازات را اعمال نماید و از اعمال سلیقه در اجرای مجازات ها جلوگیری می شود.

    اصلاح ساختار قوانین جزائی کشور و ارائه راه حل های مناسب برای اجرای بهتر عدالت قضایی بر مبنای منابع حقوق اسلامی اعم از کتاب ، سنت، اجماع ، عقل و آراء حقوق دانان.

    ۷٫روش و نحوه ی انجام تحقیق و به دست آوردن نتیجه

    ما در این پژوهش از روش توصیفی – تحلیلی استفاده می کنیم، که در آن ابتدا با مطالعه کتب، مقالات و سایر منابع مرتبط آگاهی های لازم را نسبت به موضوع کسب نموده و همزمان از موارد مختلف فیش برداری نموده و پس از اتمام این کار فیش ها را متناسب با فصل ها و بخش های پایان نامه مرتب نموده و نتیجه گیری را نسبت به موضوع انتخابی ارائه می نمائیم.

    ۸٫ساماندهی(طرح) تحقیق

    این پژوهش از سه فصل تشکیل گردیده است که در فصل اول با عنوان کلیات از سه بخش تشکیل که در بخش نخست اصطلاحات مختلف مورد تعریف قرار می گیرد و سابقه ی تاریخی کپی رایت درحقوق جهان را مورد بررسی قرار خواهیم داد و سعی خواهیم کرد تحول آن را در قوانین مختلف مورد رسیدگی قرار دهیم.. سپس در بخش دوم مختصری در مورد این حق در حوزه های مختلف را مورد بررسی قرار می دهیم. و در بخش سوم مدت زمان این حق را بررسی می کنیم.

    در فصل دوم با عنوان شرایط و موضوع حمایت که از دو بخش تشکیل گردیده است در بخش اول تلاش خواهیم کرد تا در چند گفتار بیان کنیم که چه شرایطی برای مورد حمایت قرار گرفتن یک اثر لازم و چه شرایطی لازم نیست. و در بخش دوم تلاش خواهیم کرد تا این مطلب را روشن سازیم که چه آثاری مورد حمایت حق کپی رایت قرار می گیرد و یا به عبارت دیگر موضوع حمایت حقوق کپی رایت کدام است که در گفتارهای مختلفی ابتدا مواردی را که شبهه دارند و سپس سایر موارد را در هر مورد با ذکر مثال اختلاف بین المللی آن در قوانین داخلی کشورمان توضیح می دهیم.

    در فصل سوم با عنوان اجرای حق کپی رایت و نقض آن که از دو بخش تشکیل گردیده در بخش اول آن در گفتارهای متعدد مطالبی را که در اجرای حق کپی رایت از اهمیت بالایی برخوردار هستند را مورد بررسی قرار می دهیم و در بخش دوم آن مواردی را که موجب نقض حق کپی رایت می شود مورد بررسی قرار خواهیم داد. و در پایان یک نتیجه گیری از مطالب ارائه نموده ایم و پیشنهاداتی نیز بیان کرده ایم.

    فصل اول:

    کلیات

    دربخش اول این فصل اصطلاحات مختلف مورد تعریف قرار می گیرد و سابقه ی تاریخی کپی رایت درحقوق جهان را مورد بررسی قرار خواهیم داد و سعی خواهیم کرد تحول آن را در قوانین مختلف مورد رسیدگی قرار دهیم.. سپس در بخش دوم مختصری در مورد این حق در حوزه های مختلف را مورد بررسی قرار می دهیم تا زمینه ی بحث در فصول بعدی را فراهم آورده باشیم.

    بخش اول: تعاریف و سابقه ی تاریخی کپی رایت

    قبل از شروع به بررسی هر موضوعی لازم و ضروری است تا اصطلاحات مورد بحث در آن پژوهش به طور کامل تعریف گردد و به واسطه ی همین تعاریف کاملاً از یکدیگر تفکیک شوند تا در مراحل بعد خواننده یا مخاطبین در مورد این مطلب با مشکل مواجه نشوند. در مورد کپی رایت نیز ابتدا برای درک علت تفکیک اصطلاحات مختلفی مثل کپی رایت، حق تألیف و … باید به خوبی تعریف شوند، ما نیز به پیروی از همین اصل کلی در این بخش تلاش می کنیم تا اصطلاحاتی که لازم است را در گفتارهای جداگانه مورد تعریف و تبیین قرار دهیم.

    گفتار اول: کپی رایت

    کپی رایت یک واژه انگلیسی است به همین خاطر برای معنی لغوی آن نمی توان از لغت نامه ها استفاده نمود و تنها می توان گفت که باید از نظر اصطلاحی تعریف گردد اما در کل لغت کپی رایت از نظر لغت یا معنی فارسی آن یعنی تکثیر غیر مجاز یا استفاده غیر مجاز.

    کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثار چاپ شده و چاپ نشده ادبی، علمی و هنری است.این آثار به هر صورت که عرضه شده باشند، در حالی که دارای ماهیتی قابل درک باشند؛ یعنی دیده،شنیده یا لمس شوند، شامل این حمایت خواهند بود. اگر این اثر یک مقاله، نمایشنامه، ترانه، یک حرکت جدید در رقص، کد HTML یا گرافیک کامپیوتری باشد که قابل ثبت بر کاغذ، نوار کاست، CD یا هارد درایو کامپیوتر باشد هم، شامل قانون کپی رایت میشود. قانون کپی رایت به خالق اثر اجازه میدهد تا از حقوق انحصاری تکثیر، اقتباس در شیوه بیان نو (مانند به فیلم تبدیل کردن یک رمان)، پخش و نمایش عمومی اثر استفاده کند. انحصاری به این معنا است که تنها خالق اثر، نه کسی که به نحوی به اثر دسترسی دارد، می تواند از این حقوق استفاده کند.( (www.vista.ir

    این بدان معنا است که هیچ فردی حق ندارد آن سی دی، فیلم یا کتاب را بدون مجوز ناشر یا پدیدآورنده آن، در جایی تکثیر کند. در صورت عدم رعایت حقوق مولف، فرد خاطی تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد و ممکن است مشکلات حقوقی بسیاری برای او ایجاد شود. کپی غیر مجاز اصطلاحی برای پخش غیر مجاز رسانه های محافظت شده پدید آورندگان دیگر است و شامل کتاب ها، قطعات موسیقی، فیلم، عکس، متون علمی و ادبی، نقشه ها، بانک های اطلاعاتی و … می باشد. کپی رایت (حق تکثیر) برگرفته از پیمان برن برای حمایت از دارایی علمی، ادبی و هنری است. پیمان برن تاکنون بارها مورد تجدید نظر قرار گرفته و از سال ۱۹۶۷ مدیریت آن بر عهده سازمان جهانی حمایت از حقوق مایملک معنوی (WIPO) قرار گرفته است.پیشرفت فناوری امکان کپی غیر مجاز را با کیفیت عالی و در زمان اندک برای افراد خاطی فراهم می آورد. قبل از آن رونویسی از کتاب یا خواندن ترانه یک خواننده توسط مردم یا خواننده های دیگر مرسوم بود.(www.onlinemanagers.ir)

    در کل با توجه به مطالب فوق الذکر کپی رایت یعنی اینکه ما از آثار متعلق به دیگران به نام خودمان استفاده ای بکنیم بدون رضایت مالک آن.

    گفتار دوم:حقوق معنوی مولف

    اثر مولف منبعی است برای حمایت مادی از او، وی در انتشار، عرضه یا انتقال به عموم و یا انطباق اثر خویش برای سایر کاربرد ها دارای منافع اقتصادی است. در عین حال گفته می شود که مولف در اثر خویش زندگی می کند. یک اثر فکری به عنوان یک مخلوق ذهنی تجلی شخصیت مولف است. این اثر بخشی از شخصیت انسان است و بنابراین برای آن باید ارزشی بیش از آن اثر فیزیکی که در خارج از شخصیت مولف است قائل شد. اصطلاحی که برای اشاره به این امتیاز غیر مادی وضع شده «حق معنوی یا حق مولف» است. این اصطلاح به مسائلی چون اصالت، مصونیت از تعرض و اینکه یک اثر باید به عموم عرضه شود یا خیر مربوط می شود ولی اصطلاح حق معنوی تا حدی نیز گمراه کننده است زیرا؛ تلویحا بدان معناست که این حقوق را نمی توان از طریق قانونی محقق نمود. در واقع هم حقوق معنوی و هم حقوق مادی مولفان از طریق قانونی قابل تحقق اند. همچنین اصطلاح حق معنوی بدین معنی نیست که این حق هیچگونه اهمیت اقتصادی ندارد. ( گرباود، ۱۳۸۰، ۴۱)

    عکس مرتبط با اقتصاد

    حقوق معنوی مولفان در قوانین کپی رایت بسیاری از کشور ها به ویژه کشورهای پیرو سنت حقوقی رومی و نظام های سوسیالیستی تجلی یافته است. در بسیاری از کشورها توسعه این حقوق از طریق دادگاه ها انجام گرفته است. در کشورهای آنگلوساکسون این حقوق اساسی به موجب اصول عمومی قانون مورد حفاظت قرار می گیرند به طور مثال در ایالات متحده آمریکا که حق معنوی در قوانین کپی رایت آن لحاظ نگردیده، حقوق معنوی اساسی در قانون مدنی و کیفری و قوانین مربوط به رقابت غیر منصفانه، قرارداد ها، افترا و حریم خصوصی به رسمیت شناخته شده است.( گرباود، ۱۳۸۰، ۴۲)

    در ماده ۶ مکرر کنوانسیون برن آمده است که:

    ۱٫جدا از حقوق مالی مولف و حتی بعد از انتقال حقوق گفته شده مولف حق دارد ادعای تألیف اثر را کند و برای هر تغییر شکل، تحریف یا سایر اصطلاحات یا اعمال زیان آور در ارتباط با اثر گفته شده که برای آبرو یا شهرت او مضر است، اعتراض کند.

    ۲٫حقوق اعطا شده به مولف طبق پاراگراف پیشین بعد از مرگ مولف باید حداقل تا پایان مدت حقوق مادی باقی بماند و باید توسط اشخاص یا موسسات دارای مجوز و توسط قانون کشوری که حمایت ادعا می شود قابل اعمال باشد…

    ۳٫راه های جبران خسارت برای تضمین حقوق اعطا شده توسط این ماده تحت کنترل و نظارت قانون کشوری که حمایت ادعا می شود است.

    دو حق مهم در بند یک ماده ۶ مکرر پیش گفته که معمولاً «حق حرمت نام» و «حق تمامیت» نامیده می شوند ذکر شده است.

    در حق حرمت نام پدید آورنده ( حق ولایت بر اثر) مولف حق دارد اثرش به او منسوب شود. اگر نام او حذف شود این حق که فقط به مولف اثر تعلق دارد مورد تعرض قرار گرفته و نقض می شود. نقض حق حرمت نام وقتی شدید است که نام دیگری به جای نام مولف حقیقی جانشین شود.

    در مورد حق حرمت اثر( حق تمامیت ) برای این که حق معنوی تمامیت اثر نقض شود ماده ۶ مکرر برن لازم دانسته که خواهان نشان دهد که آبرو یا شهرت او با تغییرات صورت گرفته زیان دیده است. اثبات زیان به آبرو یا شهرت نیازمند مدرک معتبر واقعی غیر از مدرک صرف مولف بودن است.

    گفتار سوم: کپی رایت، گذشته و حال

    کپی رایت پیشینه ای دراز مدت و پیچیده دارد که در نهایت نقش آن در دنیای کنونی و منافع گسترده اش را به دنبال داشته است. پیشینه کپی رایت داستانی پیچیده است که تکامل دراز مدت و کورمال کورمال بشر به سوی حاکمیت قانونی بر موضوعات عمومی و خصوصی را نمایان می سازد. در مورد جزئیات این روند تکاملی اتفاق نظر کامل وجود ندارد. به طور مثال سر آغاز کپی رایت به اختراع چاپ توسط اروپائیان در قرن پانزدهم مربوط شده است. لیکن فن چاپ قرن ها پیش از آن در چین و کره وجود داشته که اروپائیان از آن بی خبر بوده اند و اندیشه مالکیت آثار فکری قرن ها پیش از آن که یوهان گوتنبرگ[۱] چاپچی آلمانی حروف چاپی متحرک را اختراع کندمورد پذیرش قرار گرفته بود. اختراع چاپ و گراور در قرن پانزدهم به دلیل تغییرات شرایط پخش آثار چاپی، نقطه عطف تعیین کننده ای در تاریخ مالکیت معنوی محسوب می شود. در عین حال قوم نگاران این نظریه را مطرح کرده اند که: در دوران های اولیه تاریخ بشر نیز مفهوم مالکیت ادبی به نوعی وجود داشته است. پیش از آن که منافع مادی نویسنده شناخته شود، منافع معنوی او مورد توجه قرار گرفت. در یونان و روم باستان سرقت ادبی به عنوان عملی زشت تقبیهح می شد و یونانیان در سرکوب و جلوگیری از این عمل چندان هم ناتوان نبودند. مطالعه ادبیات رومی نشان می دهد که نویسندگان آن زمان تنها به شهرت و آوازه راضی نبودند و از قبل دست نوشته هایشان تا حدودی به منافع مادی نیز دست می یافتند. نویسندگان رومی می دانستند که انتشار و استفاده از یک اثر منافع فکری و معنوی به همراه دارد. برخی صاحبنظران بر این عقیده اند که مفهوم کپی رایت همواره وجود داشته ولی تا مدت های مدید در قوانین تظاهر نیافته است. ( گرباود، ۱۳۸۰، ۱۸-۱۷)

    پیش از دوره ای که با اختراع گوتنبرگ آغاز گشت، ساماندهی امور مربوط به آثار فکری با بهره گرفتن از قوانین مالکیت صورت می گرفت. آفریننده یک اثر ( دست نوشته، مجسمه یا تصویر) مالک یک شیء مادی می شد و می توانست آن را به اشخاص دیگر بفروشد. در قرون وسطی تکثیر آثار امری بس دشوار بود. دست نوشته ها را تنها می شد با دست بازنویسی کرد که این مسئله شمار نسخ ممکن را به شدت محدود می نمود. بنابراین استفاده های بعدی از اثر به منافع اقتصادی نویسنده آسیبی نمی رساند؛ زیرا این منافع بر مبنای تولید و پخش نسخ فراوان از روی اثر نویسنده پایه ریزی نشده بود. موارد تقلید از مجسمه ها و نقاشی ها و یا سرقت ادبی بسیار نادر بود و هرگاه که این گونه اعمال رخ می داد افکار عمومی آن را به شدت تقبیح می نمود. آن هنگام که گوتنبرگ حروف چاپی متحرک را اختراع و چاپ را به اروپائیان معرفی نمود شمار کتب بسیار اندک بود. با اختراع ماشین چاپ هزینه های تولید کتب کاهش و دسترسی به آن ها گسترش یافت. به دنبال این تحول یک دست نوشته را می شد چاپ و در نسخ فراوان تکثیر و در بین عموم توزیع کرد. بدین ترتیب آثار فکری به کالاهایی تجاری بدل شدند که می توانستند برای آفرینندگان خویش منافع فراوانی به همراه داشته باشند. نخستین طرف های ذینفع در این تجارت جدید چاپچیان بودند که امتیاز چاپ دست نوشته های قدیمی را دریافت کردند. بعدها آنان به تدریج چاپ آثار نویسندگان در قید حیات را نیز آغاز کردند.( chaves. 1982. 18)

    همزمان با اختراع چاپ خطری که نوشت افزار فروشان را تهدید می کرد افزایش یافت. ( در آن زمان تمتم امور مربوط به بخش آثار – چاپ، انتشار و فروش آثار که امروزه کارکردهای جداگانه اند توسط نوشت افزار فروشان انجام می گرفت.) نوشت افزار فروشان مجبور شدند تجهیزاتی جدید و گران قیمت را جهت چاپ نسخ فراوان که با بهایی نسبتاً کم و در فواصل زمانی نامعین به فروش می رفت خریداری نمایند. گاه مدت ها وقت لازم بود تا بتوانند هزینه های پرداخت شده را جبران کنند. در عین حال رقابت نیز تشدید شد و بخشی از این رقابت از جانب سود جویان بود که کتبی را که قبلا منتشر شده بود دوباره چاپ می کردند. بدین سان در پایان قرن پانزدهم، یعنی همان زمان که صنعت چاپ مجال عرض اندام یافت پدیده بهره برداری غیر مجاز از آثار کپی رایت شده نیز متولد شد. (Chaves. 1982. 19)

    گرباود( ۱۳۸۰، ۲۲-۲۰) در خصوص تحول کپی رایت در انگلستان و فرانسه چنین می نویسد:

    حکمرانان غیر مذهبی و روحانیون مذهبی هم در انگلستان و هم در سایر نقاط اروپا به سرعت اهمیت این تحولات را دریافتند. آنان به ماشین چاپ به منزله ی یک اهرم سیاسی اجتماعی نیرومند و جدید که می توانست قدرت آنان را تهدید کند نگریسته و به تدریج به توزیع و پخش آثار چاپی علاقه مند شدند. بدین ترتیب فرمانروایان تحریک شدند تا اکمتیاز انتشار آثار را به چاپچیان معینی اعطا نمایند. در عین حال مقامات حکومتی از امتیازهای چاپ به عنوان اهرمی جهت کنترل و سانسور تولیدات چاپچیان و سلب آزادی بیان از مطبوعات استفاده می کردند. از اواخر قرن پانزدهم تا اوایل قرن هجدهم در تاریخچه چاپ نمونه های فراوانی از صدور فرامین و قوانین سلطنتی گوناگون در جهت اعطای امتیاز چاپ آثار به چشم می خورد.

    در طول سده هفدهم تحت تأثیر اندیشه های آزادی بخش فیلسوف انگلیسی جان لاک[۲] و سایرین پایه های این نظام کهنه به لرزه در آمد. اندیشه های فرد گرایی ظهور یافت و نظام پارلمانی جای سلطنت مطلقه را گرفت. محدودیت های تحمیلی بر چاپخانه ها رفته رفته کاهش یافت و در نتیجه نظام انحصاری حاکم بر صنعت چاپ به چالش کشیده شد. در موقعیت آشفته ای که به دنبال این تغییرات بروز نمود نظام انحصارات سلطنتی فرو ریخت و کتاب فروشان و چاپچیان با توسل به نظریه مالکیت معنوی شروع به دفاع از حقوق خویش کردند.

    در ایالات متحده آمریکا نخست قوانین کپی رایت ایالت های مختلف پیش از انقلاب های فرانسه و آمریکا به تصویب رسید. استفاده از عباراتی چون مقدس ترین دارایی ها در قوانین کپی رایت ایالات متحده که پیش از استفاده از عبارات مشابه در مباحث مجلس موسسان فرانسه در سال ۱۷۹۱ رخ داد دلیلی بود بر حمایت ویژه از آثار فکری در قانون کپی رایت ایالت ماساچوست تصریح شده بود که : هیچ یک از دارایی ها ی انسان به اندازه آن دارایی هایی که ماحصل تلاش فکری اوست مختص او نمی باشد. در ایالات متحده آمریکا نیاز به تدوین قوانین فدرال نیز به زودی احساس شد. قانون اساسی ایالات متحده به کنگره آن کشور این اختیار را می داد تا از طریق اعطای امتیاز انحصاری آثار و اختراعات نویسندگان و مخترعان به آنان برای دوره ای محدود زمینه را برای پیشرفت علوم و هنرهای مفید آماده سازد. نخستین قانون کپی رایت فدرال که تجسم این بند از قانون اساسی بود یعنی قانون کپی رایت سال ۱۷۹۰ کتب، نقشه ها و نمودارها را در بر می گرفت. دو مورد آخر انحرافی آگاهانه بود از عبارت « آثار مکتوب» که در قانون اساسی استفاده شده بود. در قوانین بعدی مفهوم عبارت « آثار مکتوب» بسط یافت تا مواردی چون نمایش نامه ها، عکس ها، ترانه ها و دیگر آثار هنری را نیز در بر بگیرد.(Ascensoa. 1990. 3)

    در مورد زمان ظهور اصل مالکیت ادبی در مفهوم نوین آن در آلمان اتفاق نظر وجود ندارد. از سال ۱۶۹۰ به بعد اشاراتی به قانون طبیعی و طرح این خواسته که افراد از بهره برداری غیر مجاز از آثاری که متعلق به آنان نیست خودداری کنند مشاهده می شود. در قرن هجدهم اصل مالکیت ادبی ظهور می کند. فرمان ساکسونی بیست و هفت فوریه سال ۱۶۸۶ صراحتاً حق نویسنده را به رسمیت شناخته و در عین حال کتبی که ناشران از نویسندگان خریداری کرده اند را نیز در برابر بهره برداری غیر مجاز دیگران مورد حمایت قرار می دهد. قانون مدنی پروسیا[۳] مصوب سال ۱۷۹۴ تصریح می کند که : « آن گاه که یکی از تابعان پادشاه این امتیاز را به دست آورد که یک ناشر باشد هیچ کس نباید کتب منتشره توسط او را مورد بهره برداری غیر مجاز قرار دهد.» نخستین قانون فدرال پروسیا در سال ۱۸۳۷ به تصویب رسید. در دانمارک و نروژ فرمان مصوب سال ۱۷۴۱ که تا سال ۱۸۱۴ نیز اجرا می شد، حق بهره برداری از کتب را برای همیشه به نویسندگان و وارثان آن ها اعطا نمود.(Dietrich. 1979. 542)

    در اسپانیا در زمان فرمانروایی چارلز سوم[۴] در سال ۱۷۶۳ قانونی به تصویب رسید که کپی رایت را وجهه ای قانونی بخشید. در این قانون تصریح شده بودکه: « امتیاز چاپ کتاب تنها به نویسنده ی آن اعطا خواهد شد.» (Dietrich. 1979. 543)

    در ایتالیا گر چه سیستم اعطای امتیازهای انحصاری خیلی زود رخ نمود، اما حمایت های مبتنی بر مفهوم نوین کپی رایت نیز در چندین ایالت جنبه قانونی یافت. در روسیه تصویب نخستین قانون کپی رایت به سال ۱۸۳۰ بر می گردد. این قانون صرفاً به آثار ادبی مربوط می شد. در قوانین بعدی تصنیفات موسیقی نیز مورد حمایت قرار گرفت. (Dietrich. 1979. 543)

    تا اوایل سده ی نوزدهم بسیاری از کشورها و از جمله برخی از کشورهای آمریکای لاتین قوانین ملی کپی رایت را به تصویب رسانده و هر از گاه در واکنش به ظهور فن آوری های نوین اطلاحاتی را در این قوانین اعمال کرده بودند. ولی این قوانین تا حدی ناقص بود و ماهیت سرزمین قوانین کپی رایت همچنان در آن ها باقی مانده بود. حمایت های قوانین ملی کپی رایت اساساً تنها در قلمرو ملی کارایی دارند. توسعه روابط بین الملل ، مبادلات فرهنگی و ترجمه آثار به دیگر زبان ها ایجاب می کرد که آثار داخلی در خارج از قلمرو ملی و نیز نویسندگان خارجی در درون مرزهای ملی مورد حمایت قرار گیرند.( دیویدویور، ۱۳۹۲، ۳۵)

    از نظر تاریخی در اوایل حمایت از آثار خارجی از طریق وضع مواد خاص در قوانین ملی که زمینه را برای حمایت های متقابل مهیا می ساخت انجام می گرفت. به بیان دیگر چنانچه اتباع کشور «الف» در کشور «ب» حمایت می شدند آنگاه آثار اتباع کشور «ب» نیز در کشور «الف» مورد حمایت قرار می گرفتند. برخی معاهدات دوجانبه نیز منعقد گردید. لیکن این اقدامات کل مشکل حمایت بین المللی را مرتفع ننمود. نیاز به پیمان های بین المللی چند جانبه که کشورهای امضاء کننده را ملزم نماید که از آثار خارجی در مقیاس وسیع حمایت کنند احساس گردید. بدین ترتیب رفته رفته کانون توجه روند تکاملی قانون کپی رایت به سمت عرصه بین المللی تغییر یافت. زیرا نویسندگان و هنرمندان از بهره برداری غیر مجاز آثار خویش بسیار رنج می بردند. در پایان قرن نوزدهم تلاش های مشترک شماری از کشورها به انعقاد نخستین موافقت نامه بین المللی در زمینه کپی رایت انجامید. کنوانسیون حمایت از آثار هنری و ادبی برن [۵] که در سال ۱۸۸۶ به امضاء رسید. در قرن بیستم برخی کنوانسیون های بین المللی در آمریکای لاتین منعقد شد و در سال ۱۹۵۲ دیگر کنوانسیون بین المللی عمده در زمینه کپی رایت یعنی کنوانسیون جهانی کپی رایت [۶] به تصویب رسید. ( دیویدویور، ۱۳۹۲، ۳۶)

    با توجه به مطالب بیان شده در فوق ملاحظه می نمائید که حق کپی رایت در طول سال ها تحولات زیادی را به خود دیده و به مرور تکامل یافته است. این گونه نیست که این حق در یک لحظه ظهور یافته باشد و دارای سابقه و پیشینه ی زیاد تاریخی می باشد.

    بخش دوم: اصول بنیادین کپی رایت

    حال که با تعریف واژه های مرتبط با موضوع پژوهش آشنا شدید و از سابقه تاریخی آن نیز اطلاعات کافی را کسب نمودید جا دارد که در این بخش در گفتارهای جداگانه ای اصولی را که در حق کپی رایت بسیار اهمیت دارند و عموماً تحت عنوان اصول بنیادین کپی رایت مطرح می شوند را بررسی کنیم تا در فصول آینده به راحتی بتوانیم در خصوص این حق در حقوق کیفری ایران اظهار نظر نمده و بیان کنیم که این حق در کشورمان دارای چه جایگاه حقوقی است.

    گفتار اول: حق ابوت خالق اثر

    کپی رایت بر این فرض استوار است که هیچ یک از دارایی های فرد به اندازه محصولات فکری اش مختص او نیست. کپی رایت اصرار قانون بر این اصل است که نویسندگان و هنرمندان حق دارند مالک آثار خویش باشند. آنان علاوه بر سهیم بودن در منافع ناشی از استفاده عموم از آثار خویش مستحق حمایت در برابر استفاده غیر مجاز دیگران از آثارشان می باشند. کپی رایت در برخی از کشورها و سایر قوانین از دیگر منافعی موسوم به حقوق معنوی نویسندگان نیز حمایت می کنند. این حقوق به مسائلی چون حق ادعای مالکیت و رعایت ماهیت و اصالت ذاتی اثر مربوط می شوند.

    افزون بر این امتیازاتی که کپی رایت برای خالقان آثار هنری، علمی و ادبی در نظر گرفته است، مشوقی است برای خلاقیت و نوآوری که از منافع آن کل جامعه بهرمند خواهد شد. در تدوین و اعلان قوانین کپی رایت قانون گذاران به نیاز جامعه برای دست رسی به دانش نیز توجه کرده اند. بدین ترتیب آنان کوشیده اند بین نیاز جامعه به دانش و دانش اندوزی و حقوق فردی خالقان آثار نقطه تعادل را بیابند.

    سازمان های نویسندگان در گوشه و کنار جهان این اصول بنیادین را مورد تأیید قرار داده اند. منشور حقوق نویسندگان که در نشست کنفدراسیون بین المللی انجمن های نویسندگان و آهنگ سازان در سال ۱۹۵۶ که در آن نمایندگان ۳۵ کشور حضور داشتند به تصویب رسیداین گونه اظهار نظر می کند:

    یک اثر فکری همزمان نماد شخصیت نویسنده و یک امتیاز اقتصادی است. بنابراین حق نویسنده در مورد اثرش مشابه حق پدری است. بر همین اساس نویسنده در تمام اشکال بهره برداری اقتصادی از اثرش با هر هدف و ارزشی که باشد، مستحق برخورداری از نوعی امتیاز انحصاری و قابل انتقال است.

    در عین حال منشور یاد شده تصریح می کند که:

    خالقان آثار ادبی، موسقی، هنری و علمی نقشی معنوی و روشنفکرانه در جامعه ایفا می کنند که در نهایت به سود بشریت بوده و عاملی تعیین کننده در شکل دهی مسیر تمدن می باشد.

    بدین ترتیب دولت باید بیشترین حمایت ممکن را از نویسندگان به عمل آورد، نه فقط به خاطر دستاوردهای شخصی آنان بلکه به دلیل نقش شان در سلامت عمومی جامعه.

    گفتار دوم: عرفی بودن کپی رایت

    قوانین کپی رایت از کشوری به کشور دیگر متفاوت است و این تفاوت از آن جا ناشی می شود که اهداف عمومی این قوانین نشأت گرفته از نیازهای خاص هر منطقه است. اهداف گوناگون ملی گزینه های متفاوتی را دیکته کرده و یا در زمان های مختلف محدودیت های متفاوتی را تحمیل نموده است، ولی صرف نظر از مبنای این قوانین همگان بر این نکته اذعان دارند که حمایت از آثار فکری افرادضروری است. قوانین ملی کپی رایت سیستم های متعددی دارند ولی قانون کپی رایت دارای سه شاخه اصلی است: قوانین ملی نشأت گرفته از سنت حقوقی رومی، قوانین ملی نشأت گرفته از سنت حقوقی آنگلوساکسون و قوانین ملی برخاسته از نظام های حقوقی سوسیالیستی.(گربادو، ۱۳۸۰، ۳۲)

    با توجه به این گفته متوجه می شویم که:یکی از اصول حق کپی رایت عرفی بودن آن است یعنی این حق آنقدر انعطاف دارد که باید در هر زمان و مکانی متناسب با همان زمان و مکان بومی گردد تا بتواند راه گشای مشکلات در این زمینه باشد. این گونه نیست که حق کپی رایت را یک چند نفری تنظیم نمایند و به تمامی ملت ها و زمان ها هدیه کنند بلکه این ملت ها و حقوق دانان هستند که در زمان و مکان های مختلف می توانند این قواعد را با توجه به عرف آن زمان و مکان بومی سازی نمایند.

    گفتار سوم: حمایت از خلاقیت و مهارت

    کپی رایت از خلاقیت، مهارت و تلاش آفرینندگان آثار حمایت می کند. ولی به لحاظ عملی تا زمانی که این خلاقیت به شکلی از اشکال ظهور نیابد امکان حمایت از آن وجود ندارد. کپی رایت از آفریده های فکری بدیع و مبتکرانه در حوزه های هنری، موسقی، علم و ادبیات حمایت می کند.

    خود آثار و شکل و شیوه بیان آن ها مورد حمایت قرار می گیرد – و نه اندیشه های خالقان آثار، سیستم ها، اصول و روش ها را نمی توان از طریق کپی رایت به انحصار افراد در آورد. اندیشه ها را می باید در شکلی مادی همچون کتاب، مجله، نقاشی، تصنیف موسیقی، طراحی، فیلم یا برنامه ضبط شده اظهار نمود. تکثیر غیر مجاز این گونه آثار در حکم سرقت است. به طور کلی در سطح ملی کپی رایت از آفریده های اتباع یک کشور در محدوده مرزهای آن یا آثاری که انتشار آن ها نخستین بار در داخل آن کشور صورت گرفته است حمایت می کند. قوانین کپی رایت ، آثار ادبی ، هنری و علمی را به اشکال گوناگون مورد حمایت قرار داده و افرادی را که این حمایت شامل آن ها می شودو نیز گستره و مدت زمان آن را تعریف می کنند. کنوانسیون های چند جانبه یا معاهدات دو جانبه این حمایت را به فراسوی مرزهای ملی بسط می دهند.(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۷۳)

    گفتار چهارم: تکامل پذیری قواعد کپی رایت

    از آن جایی که امتیاز های اعطایی از طریق کپی رایت نمایانگر استفاده های مختلف از یک اثر است، این امتیاز ها اساساً نشان دهنده تکامل فناوری ارتباطات نیز می باشد. همگان بر این مطلب اذعان دارند که تکامل قانون مدرن کپی رایت همزمان با اختراع ماشین چاپ در سده پانزدهم آغاز شد، اختراعی که امکان تولید و توزیع آثار ادبی را در مقیاس وسیع فراهم آورد. به موازات تکامل فناوری کاربرد آثار نیز تنوع یافته است به گونه ای که امروزه مجموعه ای از دستاوردهای تکنولوژیکی معاصر از گرامافون گرفته تا رادیو و تلویزیون، تکثیر به شیوه ریپروگرافیک، نوارهای ویدئویی، کامپیوترها و ماهواره های زمینی جهان معاصر را در بهت و حیرت فرو برده است. این ابزارهای ارتباطی همگی از آثار دارای کپی رایت استفاده می کنند. پیدایش هر فناوری نوین فرصت های جدید را برای بروز خلاقیت ها ی افراد پدید می آورد. همچنین هر پیشرفتی زمینه را برای کاربردهای جدید آماده می سازد که خود مستلزمآن است که در قوانین کپی رایت، ما بین تقویت و تشویق خلاقیت فکری از طریق حمایت از آثار و زمینه سازی برای دسترسی عموم به آثار دارای کپی رایت تعادل جدید یافت شود. فرایند تغییر قوانین برای تطابق با واقعیت امروزین مستمر بوده و امروزه نیز همچون گذشته ادامه دارد.(گربادو، ۱۳۸۰، ۳۷-۳۶)

    گفتار پنجم: حق اقتصادی خالق اثر

    الف: امتیاز تکثیر اثر.

    ب: امتیاز عرضه اثر به عموم

    که این دو مورد حقوق اولیه اقتصادی صاحب اثر نامیده می شوند.

    این حق جزء اصول بنیادین حق کپی رایت آمده است زیرا یکی از مسائل مهمی که باعث شد تا این حق شکل بگیرد همین حق اقتصادی خالق اثر بوده است چرا که اگر این مورد از اصول بنیادین فاصله بگیرد به مرور ممکن است دست خوش تغییرات قرار گرفته و هدف غایی از ایجاد این حق که یکی از آن حمایت از همین مورد است تأمین نگردد. به دلیل اهمیت این اصل در ادامه موارد مختلف این اصل را بررسی می کنیم.

    ۱٫ماهیت حقوق اقتصادی

    قوانین وضع شده به منظور حفاظت از حقوق مولف مشتمل بر تعاملی پیچیده مابین عناصر مادی و معنوی می باشند که این امر مشکلات خاصی را فرا روی قانون گذار می نهد. ولی به طور معمول دو دسته از حقوق از یکدیگر متمایز شده اند حقوق به اصطلاح معنوی مولفان و حقوق اقتصادی آنان . این دو دسته تا حدی هم پوشانی داشته و همواره به آسانی قابل تمیز نیستند. مثلا در مورد حق معنوی اساسی افشای اثر یا همان چاپ نخست آن. حقوق اقتصادی ماهیت مادی بیشتری دارد و بخش جدایی نا پذیر قانون کپی رایت تلقی می شود. ( احمدی، ۱۳۸۳، ۴۵)

    امتیازات اقتصادی عموماً با کاربردهای مختلف اثر متناظرند. این امتیازات منعکس کننده تکامل فناوری ارتباطات نیز می باشد. شمار امتیازات خاص مولف در طول سالیان متمادی و همگام با تکامل فن آوری افزایش یافته است. میزان درآمد نویسنده یا خالق اثر به اقبال عمومی به اثر عرضه شده و شرایط بهره بره گیری آن بستگی دارد. ( احمدی، ۱۳۸۳، ۴۵)

    یکی از ویژگی های بنیادین قانون کپی رایت انحصاری بودن امتیازات اقتصادی است. به رغم وجود برخی موارد استثنا این امتیازات انحصاری اند. بدین معنا که تنها مولف می تواند مجوز هر گونه استفاده از اثر را صادر کند. مالکیت و اجرای هر یک از این امتیازات جدای از دیگری است. لازمه استفاده از هر یک از آن ها کسب موفقیت مولف است. رویکرد حقوقی آنگلو ساکسونی تأکید می کند که کنترل مولف تنها به کل اثر یا بخش عمده ای از آن مربوط می شود.(زارع،۱۳۸۸، ۸۶)

    با توجه به مطالب فوق متوجه می شویم که نکته اساسی و مهم در ماهیت حق اقتصادی این است که حق معنوی مولف و حقوق اقتصادی آن هم پوشانی داشته و همواره به آسانی قابل تمیز نیستند. و این که این حق مختص صاحب اثر و یا کسی است که از او اذن داشته باشد.

    ۲٫نحوه شکل گیری حقوق اقتصادی

    در دنیای انگلیسی زبان واژه کپی رایت زمانی ظهور کرده که کپی کردن عملاً تنها راه بهره برداری اقتصادی از اثر یک نویسنده بود. واژه کپی رایت برای توصیف حق نویسندگان در کنترل فرایند تکثیر کتب و دیگر مطالب چاپی واژه ای مناسب بود اما این واژه دیگر به معنی دقیق کلمه گویا نیست، زیرا اکنون مفاهیمی بس گسترده تر را ذر بر ذارذکه از آن جمله می توان به حق عرضه اثر به عموم و نیز حق نمایش عمومی اثر اشاره نمود. همگام با نوآوری های تکنولوژیکی جدیدامتیازات اعطا شده به نویسندگان و آفرینندگان دیگر آثار افزایش یافته است. آلمانی ها از واژه مناسب تری استفاده می کنند که تحت عنوان حق نویسندگان است. در دوره های اخیر دادگاه ها و قانون گذاران با دو هدف متعارض حمایت از حقوق مولفان و در عین حال پیشبرد گسترش و اشاعه دانش مواجه بوده اند. اصلی ترین مشکل قانون آن است که چگونه می توان راه هایی یافت که انگیزه های مادی لازم برای نگارش ، نشر و توزیع آثار بکر فراهم آید و در عین حال این خطر که ممکن است آثار مولفان به خاطر حقوق مشروع شان آن چنان که باید و شاید عرضه نشود دفع گردد.(امینی، ۱۳۹۱، ۵۵)

    می بینید که این حق در پرتو تکامل صنعت چاپ و تکثیر به تکامل رسیده اس اقت و هرچه این صنعت توانسته است تعداد بیشتری از یک اثر را تکثیر کند اهمیت این حق بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

    ۳٫اعطای حقوق اقتصادی اثر

    با آوردن این مطلب ملاحظه می نمائید که در هر زمانی اعطای این حق متفاوت بوده و حتی در هر زمانی در مکان های مختلف نیز با هم در اعطای حقوق اقتصادی متفاوت بوده اند و این نشان از این مطلب دارد که در هر جامعه یا عصری متناسب با خود آن مکان یا زمان تصمیم گرفته شده است.

    بخش سوم: مدت زمان کپی رایت

    در این بخش ما قصد داریم تا به این مطلب بپردازیم که آیا کپی رایت محدود به زمان است اگر اینگونه است برای چه مدت یک اثر مورد حمایت قرار می گیرد و اینکه این حمایت از چه زمانی شروع می شود.

    گفتار اول:محدود بودن کپی رایت از نظر زمانی

    انگیزه قانونگذاران از تدوین قوانین کپی رایت آن بوده است تا از طریق ایجاد اطمینان در مولفان در دوران حیاتشان و نیز در وارثان و جانشینان آنان مبنی بر بهره گیری انحصاری از ثمرات تلاش های مولف، فرایند تولید آثار فکری در سطح ملی را تقویت نماید. اگر مولفان اطمینان یابند که آثارشان در دوره ای معین از حمایت حقوقی برخوردار خواهد بود، به سمت تولید آثار بیشتر گرایش یافته و بدین ترتیب به غنای فرایند تولید آثار فکری در کشور خویش کمک خواهند کرد. قانون گذاران به این نکته پی برده اند که این نوع حمایت پاداشی است منصفانه و عادلانه برای تلاش های مولفان. ولی از آن جا که قانون گذاران تمایل داشتند تا فرایند دسترسی به آثار حفاظت شده را نیز تقویت نمایند، تصمیم گرفته اند تا مدت زمان امتیازات ناشی از کپی رایت را محدود کنند. بنابراین کپی رایت حقوق اقتصادی و گاه حقوق معنوی مولف را برای مدت زمان معین مورد حفاظت قرار می دهد. طول این دوره و نقطه آغاز آن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. از سوی دیگر برخی از کشورهایی که حقوق معنوی مولفان را به رسمیت شناخته اند این نوع حقوق را دائمی می دانند.( کرمانی، ۱۳۸۹، ۱۰۳)

    پس برای استفاده از حق کپی رایت مالک اثر تا زمانی خواص می تواند از این حق استفاده نماید و به این نحو نیست که محدودیتی برای او در این مورد وجود نداشته باشد.

    گفتار دوم: مدت دوره حمایتی

    همه قوانین بر این نکته اذعان دارند که حقوق اقتصادی مولف در دوران زندگانی و مدتی پس از مرگ او مورد حمایت قرار گیرند. این بدان معنی است که مولف یک اثر می تواند مطمئن باشد که حقوق او در مورد اثرش در طول دوران زندگانی اش هر چقدر هم که طولانی باشد تضمین شده است. گرایش های اخیر در حوزه قانون کپی رایت بیشتر به سمت دوره های حمایتی بین ۲۵ تا ۵۰ سال پس از مرگ مولف بوده است، گرچه برخی از قوانین دوره های طولانی تر و یا کوتاه تری نیز در نظر گرفته اند. قوانین کپی رایت این تضمین را نیز به مولف می دهد که وارثان او هم از حمایت های کپی رایت برای دوره ای معین برخوردار خواهند بود. به موجب برخی قوانین دوره حمایت پس از مرگ نویسنده یا خالق اثر تا زمان حیات همسر او به طول خواهد انجامید. در پاره ای موارد قوانینی مبسوطی در ارتباط با وضعیت فرزندان مولف یا جانشینان او در خصوص برخی از حقوق خاص وضع می شود. همچنین برخی قوانین در مورد آثاری که در دوران حیات مولف یا خالق اثر انتشار یافته و آثاری که پس از مرگ او طبع یافته اند دوره های حمایتی مختلفی از یکدیگر را در نظر گرفته اند.(عابدینی،۱۳۸۷، ۶۶)

    در هر جامعه ای این مدت زمان بسته به نظر حقوق دانان و کنش گران صحنه قانون گذاری و عرف آن منطقه متفاوت است و نمی توان و نباید نسخه واحدی برای همه مکان ها و اعصار پیچید.

    گفتار سوم: آغاز حمایت کپی رایت

    برخی از قوانین کپی رایت در خصوص این موضوع سکوت اختیار کرده اند و محاسبه دوره های حمایتی غالباً با استناد به قوانین مدنی، کیفری و دادرسی کشورهای مختلف صورت می گیرد. ولی به موجب بسیاری از قوانین کپی رایت دوره حمایت از زمان مرگ مولف و یا رویدادی مرتبط با اثر که معمولاً تاریخ نخست انتشار آن است محاسبه می شود. این حمایت همواره از تاریخ دقیق رویداد مزبور انجام نمی شود، بلکه از آخرین روز سالی که آن رویداد در آن اتفاق افتاده و یا نخستین روز سال بعد آغاز می شود. همچنین ممکن است دوره کلی حمایت از اثر از تاریخ نخستین انتشار آن مورد محاسبه قرار گیرد. این وضعیت در شمار اندکی از کشورها مصداق دارد. (عابدینی،۱۳۸۷، ۶۷)

    برای آن که استفاده کنندگان بالقوه مطمئن شوند که آیا آثار یک مولف مفروض هنوز هم مورد حمایت اند یا خیر راه آسان تر آن است که به جای زمان انتشار آثار گوناگون مولف تاریخ فوت او را معیار قرار دهند. سیستم محاسبه دوره حمایت از تاریخ نخستین انتشار اثر همواره یک ریسک را به همراه دارد و آن این که ممکن است در دوران حیات مولف حمایت از اثر متوقف شود. (عابدینی،۱۳۸۷، ۶۷)

    در کشورهایی که قاعده ی کلی آن است که دوره حمایت از اثر از تاریخ فوت مولف محاسبه شود، مواردی استثنایی وجود دارد که یک چنین محاسبه ای غیر عملی است. به طور مثال ممکن است شمار مولفان اثر بیش از اندازه زیاد باشد و تعیین مولف اثر با قطعیت امکان پذیر نباشد( در مورد آثار گروهی)، یا هویت مولف مشخص نباشد(آثار بی نام و نشان) و یا آن که اثر نخستین بار پس از مرگ مولف منتشر شده باشد. (عابدینی،۱۳۸۷، ۶۸)

    قوانینی که به طور مشخص به مسأله دوره حمایت از آثار خلق شده به همکاری دو یا چند مولف ( آثار مشترک) می پردازندمعمولاً تاریخ فوت آخرین مولف مشترک را به عنوان تاریخ آغازمحاسبه دوره حمایت از این آثار در نظر می گیرند. در شمار اندکی از قوانین این دوره از تاریخ فوت نخستین مولف فقید یک اثر مشترک محاسبه می گردد. (عابدینی،۱۳۸۷، ۷۰)

    در ایران مدت زمان استفاده از حق کپی رایت سی سال تعیین گردیده است و برای شوع مدت زمان سی ساله حمایت از یک اثر زمان فوت نویسنده ملاک قرار گرفته است چرا که در ماده ۱۲ قانون حمایت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸ چنین آمده است:

    ماده ۱۲ – مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورنده موضوع این قانون که به موجب وصایت یا وراثت منتقل می شود از تاریخ مرگ پدیدآورنده سی سال است و اگر وارثی وجود نداشته باشد یا بر اثر وصایت به کسی منتقل نشده باشد برای همان مدت به منظور استفاده عمومی در اختیار وزارت فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت.

    تبصره – مدت حمایت اثر مشترک موضوع ماده ۶ این قانون سی سال بعد از فوت آخرین پدیدآورنده خواهد بود

    حال که کلیاتی از موضوع را در این فصل بیان نمودیم و تقریباً مطالبی که باید ذهن خواننده را برای شنیدن و یا خواندن اصل مطلب آماده کند تا در آن هنگام با سولات عدیده مواجه نشود بیان شد، سعی می کنیم تا در فصول آتی حق کپی رایت را در قانون موضوعه کشورمان ایران بررسی نمائیم تا دریابیم که این حق در ایران چگونه تقنین یافته و شرایط تقنینی حمایت از یک اثر در ایران چگونه است.

    فصل دوم:

    شرایط و موضوع حمایت از آثار

    در این فصل تلاش خواهیم کرد تا موضوع حمایت قانون کپی رایت و شرایط آن را به طور کامل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم. چون این حق دارای استاندارهای بین المللی است و در ایران قدمت کمتری نسبت به سایر کشورهای پیشرفته دارد به ناچار در بدو هر موضوعی تلاش می کنیم تا موارد و مشکلاتی که این مورد در آن کشورها داشته و تا حدودی چاره اندیشی آن ها رابیان کنیم و سپس موضع قانون ایران را بیان می کنیم و مورد نقد و بررسی قرار می دهیم تا دریابیم که قانون موضوعه کشورمان سیاست مناسبی را در هر مورد اتخاذ نموده است یا اینکه نه.

    بخش اول: شرایط حمایت از اثر

    در این بخش تلاش خواهیم کرد تا در چند گفتار بیان کنیم که چه شرایطی برای مورد حمایت قرار گرفتن یک اثر لازم و چه شرایطی لازم نیست.

    گفتار اول: قرار گرفتن در محدوده کلی حمایت

    طبق ماده ۲ کنوانسیون برن تعداد زیادی از آثار قابل حمایت هستند. این ماده به آزادی تفسیر می شود تا تکنولوژی های جدید و رویه های هنری را در بر گیرد.ماده ۲ این کنوانسیون چنین آمده است:

    ۱٫اصطلاح « آثار ادبی و هنری» شامل همه محصولات واقع در محدوده ادبی، علمی و هنری به هر کیفیت یا شکلی که اظهار شود می شود مانند کتاب ها، جزوه ها و سایر نوشته ها، سخنرانی ها، مقالات، خطبه ها، گفتار ها و سایر آثار دارای ماهیت مشابه، آثار نمایشی یا نمایش موزیکال، آثار جغرافیایی و سرگرمی هایی همچون پانتومیم، ترکیبات موسقی (باکلام و بی کلام) ، آثار سینمایی که آثار مشابه بیان شده به یک شیوه آنالوگ به سینماتوگرافی اند، آثار طراحی، نقاشی، مهندسی، مجسمه سازی، حکاکی و قلم زنی و چاپ سنگی (لیتوگرافی)، آثار عکاسی که آثار مشابه بیان شده با یک شیوه آنالوگ به عکس هستند، آثار هنری کاربردی، تصاویر، نقشه ها، طرح ها، پیش نویس های آزمایشی، آثار های سه بعدی جغرافیایی، توپوگرافی مهندسی یا علمی.

    ۲٫به هر حال این باید یک موضوع قانون گذاری در کشورهای عضو معاهده باشد که مقرر کنند آثار به طور کلی یا در هر طبقه خاص حمایت نمی شود مگر اینکه به شکلی مادی ثبت شوند.

    ۳٫ترجمه ها، اقتباس ها، تنظیمات موسیقی و سایر تغییرات آثار ادبی یا هنری به عنوان یک اثر اصیل مورد حمایت قرار می گیرند بدون این که به حق مولف اثر اصلی زیان برسد.

    ۴٫این مسأله باید موضوع قانون گذاری در کشورهای عضو اتحادیه باشد که حمایت اعطایی به متون رسمی با ماهیت قانونی، اداری و حقوقی و ترجمه رسمی چنین متونی را مشخص کنند.

    ۵٫مجموعه آثار هنری و ادبی مانند دایره المعارف ها و منتخب آثار که به دلیل انتخاب و ترتیب محتوایشان، شامل خلاقیت های فکری می شوند نیز باید بدون لطمه زدن به حق مولف هر کدام از آثار تشکیل دهنده این مجموعه ها، مورد حمایت قرار گیرند.

    ۶٫آثار ذکر شده در این ماده باید مورد حمایت همه کشورهای عضو معاهده قرار گیرد. این حمایت به نفع مولف و جانشینان( قائم مقامان) او صورت خواهد گرفت.

    ۷٫بر اساس مقررات ماده (۴)۷ این کنوانسیون، این مسأله باید موضوع قانون گذاری در کشورهای عضو معاهده باشدکه محدوده کاربرد قوانینشان را برای آثار هنری کاربردی طرح ها و مدل های صنعتی، همین طور شرایطی که تحت آن چنین آثاری، طرح ها و نمودهایی باید حمایت شوند تعیین کنند. آثار مورد حمایت در کشور مبدأ همچون طرح ها و مدل ها باید در سایر کشورهای اتحادیه تنها تا حدی که در آن کشورها به آن ها حمایت اعطا می شود مورد حمایت قرار گیرند. البته اگر چنین حمایت خاصی درز آن کشور اعطا نشده باشد، چنین آثاری باید به عنوان آثار هنری ( در کشورهای عضو اتحادیه) حمایت شوند.

    ۸٫حمایت این کنوانسیون برای اخبار روزانه یا حقایق گوناگون و متفرقه که صرفاً جنبه اطلاع رسانی و مطبوعاتی دارد کاربرد ندارد.

    همچنین در ماده ۲ مکرر همین کنوانسیون چنین آمده است:

    ۱٫این مسأله باید موضوع قانون گذاری در کشورهای عضو اتحادیه باشد که تمام یا بخشی از حمایت مقرر شده توسط مواد پیشین را در رابطه با سخنرانی های سیاسی و سخنرانی های ارائه شده در رسیدگی های حقوقی استثنا کند.

    ۲٫این مسأله باید موضوع قانون گذاری در کشورهای عضو اتحادیه باشد تا شرایطی را تعیین کنند که به موجب آن مقالات، سخنرانی ها و آثاری از این قبیل که در محافل عمومی ارائه شده اند می توانند توسط مطبوعات تکثیر شوند، پخش رادیو و تلویزیونی شوند، با وسابل ارتباط جمعی در اختیار عموم قرار گیرند و همانطور که در ماده (۱)۱۱ مکرر این کنوانسیون پیش بینی شده موضوع ارتباط عمومی قرار گیرند، وقتی چنین استفاده ای با هدف اطلاع رسانی توجیه شود.

    با توجه به این دو ماده متوجه می شویم که در کل آثار زیادی توسط کنوانسیون برن مورد حمایت قرار گرفته است و با توجه به اینکه ایران در این کنوانسیون عضویت ندارد باید در ادامه دید که قوانین داخلی ما تا چه اندازه حق کپی رایت را جاری می داند و مولفان و خالقان آثار چگونه و برای چه آثاری می توانند از این حق استفاده نمایند.

    گفتار دوم: کارکرد، کیفیت و معروف بودن

    در سطح بین الملل این ویژگی ها به عنوان شرایط برخورداری یک اثر از حمایت کپی رایت تعیین نشده است. همانطور که در گفتار پیش ملاحظه نمودید در ماده ۲ و ماده ۲ مکرر کنوانسیون برن هیچ نشانی از این ویژگی ها ندیدیم. برای روشن شدن مطلب ابتدا این موارد را در سطح بین الملل بررسی می کنیم و سپس در قانون داخلی کشورمان تا ببینیم چرا این موارد جزء شرایط کپی رایت نیستند.

    در پرونده والتر علیه لن در انگلستان در سال ۱۹۰۰ میلادی لرد بزرگ گفت حق مولف در کتاب وجود دارد خواه آن کتاب هوشمند یا احمقانه، دقیق یا غیر دقیق، با ارزش ادبی یا فاقد ارزش ادبی باشد. این قاعده نه فقط برای کتاب ها بلکه برای همه آثار کاربرد دارد. همانطور که در پرونده آثار هنری در ادامه نشان داده شده است:

    پرونده هی علیه اسلووان در دیوان عالی کانادا در سال ۱۹۵۷ میلادی که خواهان یک بنا علیه خوانده یک بنای دیگر به دلیل کپی کردن طرح یک خانه که توسط خواهان خلق شده بود اقامه دعوا کرد. خوانده ادعا کرد که خانه خواهان یک خانه کوچک و معمولی بوده و حتی توسط یک مهندس طراحی نشده بود و به قصد تولید انبوه نبوده است. او ادعا کرد یک چنین ساختمانی نمی تواند به عنوان یک اثر مهندسی، مناسب طبقه آثار هنری باشد. دادگاه با خوانده مخالفت کرد و حکمی به نفع خواهان و برای خسارت ناشی ار نقض حق مولف او صادر کرد. و قاضی استوارت گفت: این مسأله باید به خوبی تبیین شود که «اندازه» تنها معیار سنجش آثار هنری نیست که می تواند مورد ملاحظه قرار گیرد. جواهرات فابرژ و سلینی از نظر هنری همچون اهرام جیزه یا معبد کارناک با ارزش اند و همچنین ممکن است ثروت های بی کران در یک اتاق کوچک باشند. قیمت ساخت نیز نمی تواند ملاک سنجش باشد من دلیلی نمی بینم که تصور شود یک کلبه کیپ کاد با یک خانه ساخته شده به سبک گرجی که به زیبایی طراحی شده اما کوچک است ارزش مهندسی کمتری نسبت به یک مکعب گران قیمت که نشانگر یک همکاری عظیم استداشته باشد… اندازه و ارزش قابلیت برخورداری از حق مولف را در کیفیت هنری طرح های مهندسی تحت تأثیر قرار نمی دهد… گفته می شود این بستگی به قاضی محکمه دارد که تصمیم بگیرد آیا ساختمان هنری یا غیر هنری است ولی در جمله بندی قانون چنین تصمیمی لازم نیست. این راحت است که فکر کنیم آن هایی که این قانون را تدوین کرده اند قصد داشتند چنین مسئولیت مربوط به ظاهر کار را به قوه قضائیه و رسیدگی قضات واگذار کنند. اما به نظر من خطرناک است که چنین چیزی را فرض کنیم. در حالی که هیات منصفه گاه و بی گاه با چنین مشکلاتی روبه رو است… و لرد بزرگ یا هیات سانسور ممکن است متحمل وظیفه حمایت از یک بی گناه و یک فکر خالص عمومی در مقابل ناشایستگی و نادرستی در هنرها شوند. هنوز قانون گذار از قدیم تا کنون از نصب قضات به عنوان داور اجتناب می ورزند شاید با توجه به این حقیقت که آن ها مانند سیاست مداران فاضل گیلبرت تمایل ندارند در موضوعاتی که نمی فهمند دخالت کنند و به دلایلی دیگر من معتقد نیستم که قصد قانون گذار این بوده است.(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۰۰-۹۹)

    هنر های زیبای امروزی تقریباً به طور تغییرناپذیری به دلیل استانداردهای ظاهری و تغییر ارزش ها از نسلی به نسلی، هنر بد دیروز هستند. تحسین کننده فراگونارد به ندرت مربع های ماندریان را شایسته و با ارزش فرض می کند. کسی که از دوره های سنگین و رسمی آقای توماس براون لذت می برد احتمالاً علم عروض گرترود استاین را غیر قابل تحمل می یابد. نظریه حقوقی به عنوان یک قاعده به منظور تعالی بخشیدن به گذشته و سوابق و توجه به نوآوری هایی است که تا حدودی حقیر هستند. کار قاضی سنجیدن مدرک مطرح شده و مطرح کردن قانون موجود است. در هنرها مدرک ارزش ظاهری به عنوان یک قاعده صرفاً نظر افراطی پیروان متعصب است… ارزش های هنری را نمی توان سنجید به دلیل اینکه هیچ واحد قابل پذیرش از لحاظ جهانی یا وزن هنری که روی آن توافق شده باشد وجود ندارد. همچنین هیچ کدام از قوانین هنری معروف تقدس خود را برای یک دوره زمانی مداوم حفظ نکرده است. من فکر می کنم هیچ قانون گذاری آنقدر بی تدبیر نخواهد بود که بخواهد قوه قضائیه و هیات دادرسان تصمیم بگیرند. تصور کنید کار دو مهندس از لحاظ استحکام و سودمندی یکسان باشد تمایز بین اثر مهندسی خوب یا متوسط را درجه کیفیت زیبایی آن دو مشخص می کند. این اغلب زیبایی ترجمه می شود اما به نظر من بهتر است میل و رغبت ترجمه شود و آن طور که من اشاره کردم بستگی به سن، شخص و مکان خواهد داشت. لذا برای تفسیر مناسب قانون دادگاه نباید تلاش کند تا یک قضاوت ظاهری و زیبایی سنجی شخصی انجام دهد بلکه باید قصد خالق و نتیجه آن کار را در نظر بگیرد. تصور کنید یک نفر یک طویله تزئین شده با طرح های رنگارنگ خوش ظاهر و با چهار برج زیبا راحت و وسیع ساخته باشد. او اجازه داده بود روی آن یک برآمدگی زننده باقی بماند اجازه دهید فرض کنیم هیچ هم دوره ای نتواند این عمارت را به عنوان هیچ چیز بپذیرد اما یک برآمدگی معماری بسیار زننده برای خالق آن یک نوع زیبایی و برای ساکنان آن یک بهشت حیوانات خواهد بود. تلاش برای ایجاد زیبایی و نمایش برخی ابتکارات و تازگی ها صورت گرفته است به نظر من این کافی است که چنین ساختمانی موضوع حق مولف قرار گیرد. (دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۰۴-۱۰۳)

    همانطور که ملاحظه نمدید این ویژگی ها عموماً اموری هستند که کاملا نسبی اند و از فردی به فرد دیگر متفاوت پس نمی تواند شرطی برای برخورداری از حمایت کپی رایت باشد.

    در ایران در سال ۱۳۴۸ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان به تصویب رسد و در سال ۱۳۷۹ در سال ۱۳۷۹ قانونی تحت عنوان قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشته است. که این دو قانون را ما در این پژوهش ملاک عمل قرار خواهیم داد.

    در قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان به هیچ وجه به ویژگی های مورد بحث در این گفتار به عنوان شرط حمایت از یک اثر توجهی نشده است و خود حاکی از این مطلب است که قانونگذار ایران نیز مانند رویه و قوانین بین المللی نخواسته که یک امر کاملا نسبی را به عنوان شرط تحقق حمایت از یک اثر مطرح نماید.

    در قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای شرط تأییدیه فنی را برای ثبت نرم افزار ها قرار داده است تا بتواند مورد حمایت قرار گیرد و چون این قانون مختص نرم افزارهای رایانه ای است فقط در همین زمینه قابلیت اجرا دارد. در ماده ۸ این قانون آمده است:

    ماده ۸- ثبت نرم افزارهای موضوع مواد (۱) و (۲) این قانون پس از صدور تأییدیه فنی توسط شورای عالی انفورماتیک حسب مورد توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا مرجع ثبت شرکتها انجام می پذیرد.

    با توجه به مطالب بیان شده دیدیم که به شروط کارکرد، کیفیت و معروف بودن در قانون ایران برای حمایت از یک اثر توجهی نشده و تنها در ماده ۸ قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای شرط تاییدیه فنی را گذاشته اند که به نظر می رسد در این مورد خاص تنها کارکرد و کیفیت ملاک اعتبار است و معروف بودن اصلاً حائز اهمیت نیست.

    گفتار سوم: سادگی اثر

    در این زمینه در عرصه بین الملل می توان به پرونده شرکت بریتیش نور تراپ علیه شرکت تکس تیم بلک برن در انگلستان اشاره نمود که خواهان کاتالوگی شامل تصاویر اجزای جدا شده ی ماشین های خود داشت. خوانده اجزا را از روی کاتالوگ کپی کرده و ساخت. خواهان برای نقض حق مولف اقامه دعوا کرد و خوانده این موضوع را رد کرد و در دفاع از خود گفت: در نقاشی آن اجزا هیچ حق مولفی وجود نداشته است. قاضی مگاری چنین اظهار نظر کرد:

    قانون حق مولف ۱۹۵۶ انگلستان صرفا مقرر می کند نقاشی شامل هر نوع نمودار، نقشه و جدول یا طرح می باشد بنابر این ظاهراً اگر بتوان چیزی را به طور منصفانه یک نمودار نامید یک نقاشی است و می تواند موضوع حق مولف باشد. در حقیقت ممکن است چیزی کشیده شود که نتوان به درستی آن را یک نمودار یا نقاشی از هر نوعی نامید. به نظر من یک خط صاف که به کمک خط کش کشیده شده موضوع چندان امید بخشی برای حق مولف نخواهد بود اما جدا از چنین موارد ساده و بی حاصلی باید در استثنا کردن نقاشی ها از برخورداری از حق مولف به صرف تمرکز بر روی سادگی احتیاط کرد. من فکر نمی کنم به صرف این حقیقت که یک نقاشی ابتدایی و معمولی است آن را بتوان از برخورداری حق مولف محروم ساخت.(شکیبا، ۱۳۹۱، ۱۶۰)

    من قبول دارم در این پرونده برخی نقاشی ها حقیقتا ساده اند آن ها شامل نقاشی میخ، پرچ ، پیچ، صفحه فلزی، میله فلزی، یک تکه سیم با برش نخ مانند تکه کابل با گلوله هایی در هر انتها، قالب چرمی، واشر و یک قلاده هستند. آن ها بسیار دقیق طراحی شده اند تا با ابعاد دقیق سنجیده شوند و من نمی توانم از قانون هیچ نشانه ای بدست آورم که این نقاشی ها نباید از حق مولف برخوردار شوند. اگر سادگی موجب محروم سازی و سلب صلاحیت شود پیچیدگی صلاحیت لازم را برای برخورداری از حمایت فراهم می کند. این به آن معنا نیست که من نمی توانم خط کشی های قانون را دقیقا ببینم مساله این است که به نظر من هیچ قصدی برای کشیدن هیچ مرزی وجود ندارد. (شکیبا، ۱۳۹۱، ۱۶۱)

    در مورد ویژگی سادگی در قانون جمهوری اسلامی ایران باید گفت که در قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان هیچ اشاره ای به این مورد به عنوان شرط نشده است و از طرفی از نوع بیان آثار مورد حمایت در این قانون پیداست که قصد ندارد سادگی را ملاک عمل قرار دهد بلکه بی حاصلی را از فحوای مواد آن می شود برداشت کرد که برای تأیید این گفته ماده ۲ این قانون چنین آمده است:

    ماده ۲ – اثرهای مورد حمایت این قانون به شرح زیر است:

    ۱ – کتاب و رساله و جزوه و نمایشنامه و هر نوشته دیگر علمی و فنی و ادبی و هنری.

    ۲ – شعر و ترانه و سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.

    ۳ – اثر سمعی و بصیری به منظور اجراء در صحنه های نمایش یا پرده سینما یا پخش از

    رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.

    ۴ – اثر موسیقی که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.

    ۵ – نقاشی و تصویر و طرح و نقش و نقشه جغرافیایی ابتکاری و نوشته ها و خطهای

    تزیینی و هر گونه اثر تزیینی و اثر تجسمی که به هر طریق و روش به صورت ساده یا ترکیبی به وجود آمده باشد.

    ۶ – هر گونه پیکره ( مجسمه).

    ۷ – اثر معماری از قبیل طرح و نقشه ساختمان.

    ۸ – اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد.

    ۹ – اثر ابتکاری مربوط به هنرهای دستی یا صنعتی و نقشه قالی و گلیم.

    ۱۰ – اثر ابتکاری که بر پایه فرهنگ عامه ( فولکلور) یا میراث فرهنگی و هنری ملی پدید آمده باشد.

    ۱۱ – اثر فنی که جنبه ابداع و ابتکار داشته باشد.

    ۱۲ – هر گونه اثر مبتکرانه دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نامبرده در این فصل پدید آمده باشد

    همانطور که ملاحظه نمودید در بسیاری از موارد قانون گذار از واژه ی « به هر طریق» یا امثال آن استفاده کرده است مثل آخر بند ۲ که می گوید « به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد» که این عبارات خود دال بر این است که قانون گذار قصدی برای شرط قرار دادن سادگی نداشته است.

    در قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای نیز این مطلب مشهود است اما چون هر نرم افزار تا حدودی پیچیدگی خاص خود را دارد عموما این مساله در این مورد بخصوص پیش نمی آید.

    گفتار چهارم: اثر ادبی بودن

    مهم ترین ویژگی برای حمایت از یک اثر این است که در زمره آثار ادبی قرار گیرد. اینکه چه اثری را باید اثر ادبی نامید در سطح بین الملل می توان به پرونده انتشارات دانشگاه لندن علیه انتشارات دانشگاه توتوریال در انگلستان در سال ۱۹۱۶ میلادی اشاره نمود.

    در این پرونده خواهان علیه خوانده برای نقض حق مولف اوراق امتحانی ریاضیات اقامه دعوا کرد و خوانده ادبی بودن اوراق امتحانی را رد کرد. قاضی پترسون گفت: ممکن است دشوار باشد که اثر ادبی را آن طور که در این قانون استفاده شده است مشخص و تعیین کرد اما به نظر می رسد واضح است که محدود به اثر ادبی در معنایی که آن عبارت به طور مثال برای زمان های مردیت و نوشته های رابرت لوئیس استیونسون به کار برده نمی شود. در صحبت از چنین نوشته هایی به عنوان آثار ادبی شخص به کیفیت، سبک و پایان ادبی که آن ها نشان می دهند فکر می کند. طبق قانون حق مولف ادبی ۱۸۴۲ که کتاب ها را حمایت کرد بسیاری از نوشته ها که هیچ داعیه ای برای سبک ادبی نداشتند حق مولف بدست آوردند مثلا لیست صورت حساب های فروش، لیست سگ های شکاری و روزهای شکار و کاتالوگ های تجاری، من فکر می کنم هیچ دلیلی برای این نتیجه گیری وجود ندارد که قانون کنونی قصد ایجاد اختصار در حقوق مولفان را داشته باشد از نظر من عبارت اثر ادبی اثری را تحت پوشش قرار می دهد که به صورت چاپ یا نوشتن بیان شده است. بدون ملاحظه این سوال که کیفیت یا سبک آن بالا است یا نه. به نظر می رسد استفاده از کلمه ادبی شبیه به استفاده از کلمه ادبیات در ادبیات سیاسی یا انتخاباتی بوده و موارد نوشته شده یا چاپ شده ارجاع می دهد. به نظر من اوراق تهیه شده توسط امتحان گیرندگان در معنای قانون فعلی اثر ادبی هستند.( سروری، ۱۳۹۲، ۱۱۸)

    محدوده مواردی که تحت شمول اثر ادبی قرار می گیرند گسترده است. در ادامه محدوده این واژه را در قانون ویور تورنتو مصوب سال ۲۰۰۰ میلادی را بررسی می کنیم. در این قانون اثر ادبی هر چیزی را که به صورت چاپی یا نوشته بیان شده باشد تحت پوشش قرار می دهد. شکل و قالبی ( کاغذ، دیسکت و مانند آن ) که آن اثر دارد اهمیت ندارد. قانون حق مولف جداول، برنامه های کامپیوتری، رساله ها و سایر نوشته ها، سخنرانی ها، ( شامل مقالات، گفتگوها و خطابه ها) و ترجمه ها را به عنوان مثال ذکر می کند. همچنین به وضوح شامل رمان ها، شعرها، زندگی نامه ها، تاریخچه ها، پایان نامه های دانشگاهی، مقالات روزنامه ها، دستورالعمل های سالانه، لوایح پارلمانی و یادداشت های کاری و خاطرات خصوصی می شود. ( سروری، ۱۳۹۲، ۱۱۹)

    مواردی که از شهرت کمتری برخوردارند نیز حمایت شده اند: نامه های عاشقانه، نامه های اداری عادی، اوراق امتحانی، نسخه های پزشکی، قراردادها و فرم های حقوقی، کارت های دستورالعمل و فرم های ضمانت محصول، نظام نامه تلکراف، حتی یک لیست کامپیوتری شماره برنده ها در بخت آزمایی اما ترکیب کوتاه کلمات ( مانند علائم تجاری همچون اکسون و آرم های فاقد هر نوع ترکیب ادبی) یا دستورالعمل های ساده محصول حمایت نشده است چرا که تلاش برای تولید آن ها اغلب جزئی است و اعطای حمایت موجب خطر انحصاری شدن ایده های بعدی این اصطلاحات می شود. ( سروری، ۱۳۹۲، ۱۱۹)

    ملاحظه می کنید که در متون بالا یک اثر باید ادبی باشد تا مورد حمایت قرار گیرد. حال باید دید در ایران چگونه است؟

    حال برای اینکه ببینیم در نظام تقنینی جمهوری اسلامی ایران محدوده آثار ادبی کجاست و به چه آثار برچسب ادبی بودن زده می شود و کدام آثار از این وصف محروم می مانند به سراغ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان می رویم چرا که در ماده یک این قانون تعریفی از آثار ادبی داده شده که پس از بیان و آوردن خود ماده قانونی مذکور در خصوص آن به بررسی می پردازیم. ماده ۱ این قانون چنین آمده است:

    ماده ۱ – از نظر این قانون به مؤلف و مصنف و هنرمند “ پدیدآورنده” و به آن چه از راه دانش یا هنر و یا ابتکار آنان پدید می آید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان و یا ظهور و یا ایجاد آن به کار رفته “ اثر” اطلاق می شود.

    همانطور که ملاحظه می نمائید از نظر این قانون هر چیزی که از راه دانش، هنر یا ابتکار بدست آید اثر نامیده می شود و می تواند مورد حمایت قرار گیرد. در این قانون دایره آثار آنقدر وسیع و گسترده است که تنها کافی است یک چیز زاییده ابتکار فرد یا دانش او یا هنر فرد باشد تا مورد حمایت قرار گیرد. با این کار قانون گذار خواسته تا هر چیزی که یک فرد تولید می کند و زاییده یکی از موارد سه گانه فوق است را حمایت کند تا افراد با اطمینان خاطر به تولید آثار پرداخته و نگران مشکلات بعد آن نباشند.

    پس با توجه به مطالب بیان شده در این قسمت می بینید که دامنه وسیعی از آثار تولید شده توسط اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی مورد حمایت قانونی قرار می گیرند و قانون گذار جمهوری اسلامی ایران نخواسته است تا با محدود سازی بی مورد راه را بر ذوق و استعدادها ببندد بلکه بر عکس در مسیر تشویق و پویایی هر چه بیشتر استعدادهای بالقوه افراد گام برداشته تا این استعدادها در مسیری منطقی و هموار به فعلیت برسند.

    گفتار پنجم : ثبت کردن آثار

    یکی از شرایطی که برخی از کشورها برای حمایت کپی رایت از آثار مخترعان و خالقان آن در نظر می گیرند این است که اثر مزبور برای اینکه حمایت شود ابتدا باید در محل خاص و با شرایطی خاص به نام صاحب آن به ثبت برسد و اگر این اقدام صورت نگیرد آن اثر مورد حمایت قرار نخواهد گرفت.

    در قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان از ثبت آثار حرفی به میان نیاورده است و این مطلب بیانگر آن است که در کشور ما ایران در خصوص عمده آثار نیاز به ثبت نیست و بدون ثبت اثر می توان از حمایت قانونی کپی رایت برخوردار شد. اما در برخی موارد خاص مثل اختراع ها و … باید به ثبت برسند تا بتوان از حق کپی رایت استفاده نمود.

    در ماده ۹ قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای در خصوص این مطلب آمده است:

    ماده ۹- دعوای نقض حقوق مورد حمایت این قانون، در صورتی در مراجع قضایی مسموع است که پیش از اقامه دعوی، تأییدیه فنی یادشده در ماده (۸) این قانون صادر شده باشد.در مورد حق اختراع،علاوه بر تاییدیه مزبور، تقاضای ثبت نیز باید به مرجع ذیربط تسلیم شده باشد.

    همانطور که می بینید در ایران در مورد آثار مختلف رویه های متفاوتی وجود دارد قانون گذار هم ثبت اثر را در پاره ای از موارد شرط حمایت از اثر قرار داده و هم در مواردی این شرط را لازم ندانسته است و در خصوص نرم افزارهای رایانه ای هم گرفتن تاییدیه فنی را شرط دانسته است نه ثبت نرم افزار پس چون در ایران در خصوص اثرهای مختلف تصمیمات متفاوتقانونی وجود دارد که باید در هر مورد به قانون مربوط رجوع نمود و اگر نیاز به ثبت، اخذ تاییدیه وهر اقدام قانونی دیگری باشد در این زمینه اقدامات قانونی لازم را انجام داد تا بتوان در صورت بروز مشکل از حمایت های قانونی کپی رایت استفاده نمود و متضرر نشد.

    بخش دوم: موضوع حمایت

    در این بخش تلاش خواهیم کرد تا این مطلب را روشن سازیم که چه آثاری مورد حمایت حق کپی رایت قرار می گیرد و یا به عبارت دیگر موضوع حمایت حقوق کپی رایت کدام است که در گفتارهای مختلفی ابتدا مواردی را که شبهه دارند و سپس سایر موارد را در هر مورد با ذکر مثال اختلاف بین المللی آن در قوانین داخلی کشورمان توضیح می دهیم.

    گفتار اول: نامه ها

    بر اساس یک تئوری که در پرونده دانشگاه لندن بیان شد یک نامه معمولی خصوصی یا تجاری به عنوان یک اثر ادبی حمایت شده است. دریافت کننده مالک کاغذی می شود که نامه روی آن نوشته شده است اما مالک حق مولف نامه نویسنده است و می تواند دریافت کننده نامه را از کپی کردن آن باز دارد. در پرونده شرکت بریتیش اکسیژن علیه شرکت ایرلیکوئید در دیوان عالی کشور انگلستان در سال ۱۹۲۵ که یک شرکت می خواست عملیات تجاری رقیب را افشا کند از ارسال کپی نامه های رقیب – که برای مشتریان شرکت نوشته شده بود- برای کارگزاران بورس منع شد. اگر چه در صورتی که شرکت صرفاً نامه اصلی را به مشتری بدهد و مشتری آن نامه اصلی را به کارگزاران بورس نشان داده باشد نقض حق مولف نخواهد بود.(گرامی، ۱۳۹۰،۱۷۱)

    به طور مشابه سالینجر رمان نویس گوشه نشین آمریکایی، یک زندگی نامه نویس را متوقف کرد از این که زندگی نامه او را که از روی نامه های نوشته شده توسط سالینجر به افراد مختلف تهیه شده بود و توسط آن ها به آرشیو کتابخانه یک دانشگاه تحویل داده شده بود، بدون مجوز در کتاب خود بیاورد. زندگی نامه نویس مجبور شد کتاب را بازنویسی کرده ، کلمات و عبارات خود را برای بیان افکار و ایده های سالینجر استفاده کند. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۷۱)

    با توجه به مطالب فوق الذکر دیدیم که در سطح بین الملل و رویه ی کشورهای اروپایی این گونه است که نامه ها را داری حق کپی رایت می دانند و از حمایت قانونی برخوردار می کنند اما نکته مهم این است که آیا در نظام قانونی کشور ایران نیز نامه ها از حمایت قانونی در زمینه کپی رلایت برخوردار هستند یا نه؟

    برای پاسخ گویی به این سوال باید به سراغ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان برویم تا دریابیم که در ماده ۲ آن قانون که قبلا نیز متن کامل این ماده را آورده ایم این مورد را جزء آثار مورد حمایت قرار می دهد؟ با یک نگاه به این ماده در می یابیم که هیچ تصریحی در این زمینه وجود ندارد و اگر قانون گذار بخواهد نامه ها را مورد حمایت قرار دهد تنها در دو بند اول ماده باید جای بگیرند چون در سایر بندها با توجه به محتوای آن ها هرگز نمی توانند بگنجند. ابتدا این دو بند را می آوریم و سپس پیرامون آن بحث می کنیم. در ماده ۲ این قانون آمده است که:

    ماده ۲ – اثرهای مورد حمایت این قانون به شرح زیر است:

    ۱ – کتاب و رساله و جزوه و نمایشنامه و هر نوشته دیگر علمی و فنی و ادبی و هنری.

    ۲ – شعر و ترانه و سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد

    ابتدا باید گفت چون در قانون مجازات ها تفسیر مضیق و به نفع متهم است ما نمی توانیم این ماده را وسیع تفسیر کنیم و در مورد بند اول باید گفت که در انتهای این بند آمده است که هر نوشته دیگر علمی، فنی، ادبی و هنری و بر این اساس به نظر می رسد که تمامی نامه ها را نتوان در این بند قرار داد و تنها نامه هایی که هنری یا ادبی یا علمی و فنی باشند را شامل می شود و اگر نامه ای غیر از این موارد باشد مثل یک نامه تجاری به دلیل عدم نص قانونی و وجود اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها هرگز نمی توان او را از نظر کیفری تحت پیگرد قانونی قرار داد.

    اما در خصوص بند دوم باید گفت چون در انتهای این بند آمده است که «به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشدی» می توان حالتی را فرض نمود که شخصی بخواهد از طریق نامه نگاری اشعار، تصنیف و … را ضبط یا نشر دهد که در این صورت نیز می توان چنین نامه هایی را مشمول این بند دانست و متخلف را تحت پیگرد قرار داد.

    ملاحظه نمودید که در نظام قانونی ما بر خلاف سایر کشور ها همه نامه ها دارای حق کپی رایت نیستند و تنها بخشی از این نامه ها می توانند از این امتیاز قانونی برخوردار شوند.

    گفتار دوم: عبارات کوتاه

    در پرونده شرکت اکسون علیه شرکت مشاوران بیمه اکسون در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور انگلستان در سال ۱۹۸۲ خواهان شرکت همکاری های نفتی چند ملیتی اکسون علیه خوانده برای نقض شهرت تجاری و نقض حق مولف در کلمه « اکسون» یا استفاده از آن به عنوان بخشی از اسم شرکتشان اقامه دعوا کرد. ادعای نقض شهرت تجاری موفق شد و یک دستور موقت علیه استفاده خوانده از این کلمه در نام خود صادر شد، گرچه ادعای حق مولف شکست خورد و حکم دادگاه در مورد حق مولف توسط دادگاه بالاتر تأیید شد. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۷۴)

    خانم گرامی (۱۳۹۰، ۱۷۵-۱۷۴) بیان می کنند که:

    قاضی گراهام در دیوان عالی گفت: اگر حق با خواهان باشد، نتایج بی نهایت نامعقول و متناقض خواهد داشت که به عموم مربوط است. در آن صورت هیچ کس نمی تواند بدون مجوز صریح یا ضمنی خواهان به هیچ کدام از شرکت های خواهان یا هیچ کدام از کالا های آن که نام اکسون را حمل می کند ارجاع دهد… به طور خلاصه سوالی که باید به آن پاسخ دهم این است که آیا اکسون یک اثر ادبی اصیل است؟ من این طور فکر نمی کنم ممکن است کسی بپرسد پس چیست؟ کلمه ای است که اگر چه نوآوری شده و بنابراین اصل است ولی هیچ معنایی ندارد و چیزی در درونش پیشنهاد نمی کند و برای معنا و ماهیت دادن به آن باید با سایر کلمات ترکیب شودیا در یک زمینه خاص یا پیوسته به چیزی استفاده شود.وقتی که به عنوان بخشی از اسامی شرکت خواهان استفاده شودآشکارا وجه تسمیه ای دارد که به شرکت مزبور دلالت می کند و وقتی با کالاهای خواهان استفاده شود آشکارا بر مبدأ یا کمیت دلالت خواهد کرد…. از نظر من در تفسیر یک اصطلاح قانونی لازم نیست عقل سلیم را کنار گذاشت. کلمه اکسون هیچ اطلاعاتی را منتقل یا فراهم نمی کند. هیچ آموزش و دستور العملی را فراهم نمی کند و از نظر من هیچ مطلوبیت قابل تصوری را هم ایجاد نمی کند. این کلمه فقط یک ترکیب ساختگی چهار حرفی الفبایی است که تنها در صورت الحاق با سایر کلمات هدف خاصی را دنبال می کند و آن هم شناسایی سایر شرکت های خواهان است.

    دیدیم که عبارات کوتاه در کشورهای اروپایی که یک نمونه را برای مثال آوردیم مورد حمایت حق کپی رایت قرار نمی گیرند حال باید به این بپردازیم که آیا در قانون جمهوری اسلامی ایران این عبارات کوتاه دارای حق کپی رایت هستند یا به عبارت دیگر از حمایت قانونی کپی رایت برخوردارند یا نه؟

    وقتی به ماده ۱ و ۲ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان نگاه می کنیم عبارات کوتاه در بدو امر با تعریف اثر که در ماده یک آمده است همخوانی ندارند چون یک عبارت کوتاه که معنی کاملی ندهد چگونه ممکن است برخاسته از دانش یا یک امر هنری و ابتکاری باشد که در ماده یک برای اثر بودن چیزی بر آن تأکید شده است. چیزی را که دانش ایجاد می کند دارای محتوی و مفهوم کاملی است و همچنین است یک اثر هنری.

    اگر هم به طور محال این عبارات را اثر بدانیم آن ها رانمی توان با هیچ کدام از بندهای ماده ۲ این قانون تطبیق داد تا بتوانیم نص قانونی ای برای پیگرد متخلف داشته باشیم و بر خلاف اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها اقدام نکرده باشیم. پس در نتیجه باید گفت که در نظام کیفری ایران این عبارات کوتاه با عنوان حق کپی رایت قابل پیگیری نیستند مگر اینکه از باب استفاده غیر مجاز از علائم تجاری در موارد خاص خود بتوان اقدامی انجام داد و گرنه از باب نقض حق مولف یا کپی رایت نمی توان اقدامی انجام داد.

    گفتار سوم: سخنرانی ها و مصاحبه ها

    اکثر کشورهای کامن لا ثبت اثر را برای برخورداری از حق مولف لازم و ضروری می دانند. ثبت اثر به عنوان یک گزینه طبق ماده (۲)۲ کنوانسیون برن اجازه داده شده است. طبق این تئوری شخصی که یک گفتگوب فی البداهه یا مصاحبه انجام می دهد هیچ حق مولفی در مورد آن نداردمگر اینکه ضبط(ثبت) شده باشد. پس رفتار کشورها بر اساس اینکه آیا مولف اثر سخنران است یا کسی است که سخنرانی را ثبت می کند یا اینکه آن دو مولفان مشترک هستند یا هر دو مولفان شخصی دو حق مولف جداگانه هستند، با هم متفاوت است.(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۲)

    سوال مهم تر این است که آیا ثبت گفتگو یا مصاحبه موجب ارجحیت آن به عنوان یک اثر ادبی می شود یا نه؟ پرونده زیر بیان می کند که اینطور نیست. در پرونده فالول علیه شرکت پنت هاوس در دادگاه بخش وست ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۱ که خواهان یک کشیش مسیحی انجیلی بسیار مشهور با هواداران یک برنامه تلویزیونی بزرگ مصاحبه ای با دو روزنامه نگار آزاد انجام داد. که آن ها نیز رونوشت گزارش خود را به خوانده صاحب مجله پنت هاوس فروختند. وقتی پنت هاوس مصاحبه را منتشر کرد خواهان برای نقض حق مولف اقامه دعوا کرد و ادعا کرد که او چاپ مصاحبه ی خود را در آن مجله خاص رد می کند. زیرا از نظر او آن مجله، مجله ای غیر اخلاقی است. خوانده تکذیب کرد که خواهان هیچ حق مولفی روی کلمات خود ندارد. .(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۲)

    قاضی تارک بیان کرد که ادعای حق مولف خواهان متضمن این است که هر اظهار و سخن او یک حق مالکیت با ارزش است. اگر این درست باشد دادگاه ها در ادعاهای مشاهیر و هیأت های عمومی غرق خواهند شد. همه ی آن هایی که ممکن است ادعا کنند بیانات آن ها نیز باید از حمایت فوق العاده حق مولف برخوردار شود… خواهان نمی تواند به طور جدی ادعا کند که هر کدام از پاسخ های او در مصاحبه منتشر شده عقاید او را منعکس می کنند و نظرات او محصول یک تلاش فکری است و باید به عنوان یک مخلوق ادبی یا حتی فکری شناسایی شود. هیچ معیار دقیقی وجود ندارد که اظهارات خاص او را از اظهارات معمولیش متمایز کند…. .(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۳)

    به هر حال افکار با ایده های متفاوت یا ویژه خواهان و اظهار این عقاید یا افکار برای رسیدن به سطح خلق یک اثر ادبی یا فکری که از حمایت حق مولف بهره مند شود، بسیار کلی و عاری از کیفیات واقعی است. اگر چه موضوع کلی مصاحبه می توانست قبل از ملاقات با خوانده در اذهان گزارشگران ترسیم شده باشد اما گفتگوی واقعی شان پاسخ های از قبل آماده نشده ی خواهان، در قالب سوال و جواب هاب فی البداهه و دنباله دار بوداینجا هیچ تفکیک مشخصی (خواه با طرح یا اشاره) از اظهار افکار و ایده های خواهان در مورد موضوعات بحث شده وجود نداردکه در شناسایی مواد دارای حق مولف ادعا شده توسط خواهان کمک کند. در پرونده مذکور خواهان عمدا و آزادانه در مصاحبه شرکت کرد. مصاحبه با مطبوعات مانند یک کنفرانس مطبوعاتی، یک گفتگوی خصوصی نیست. خواهان در این کار به سولات به یک شیوه ی فی البداهه و نه از روی متنی که با دقت تهیه شده و نه حتی از روی یادداشت پاسخ داد. علاوه بر این خواهان آگاه بود که پیشنهادات او در یک گفتگوی خصوصی مطرح نمی شود بلکه مسلما جهت پخش برای عموم صورت می گیرد. خواهان آزاد است که برای نقض قرارداد علیه روزنامه نگاران اقامه دعوا کند اما او با تلاش برای تغییر دادن آن چه که لزوماً یک اختلاف قراردادی خصوصی است از طریق حمله گسترده به قواعد آزادی بیان و آزادی مطبوعات که برای یک جامعه آزاد ضروری هستند آزادی های قانون اساسی را پایمال می کند. .(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۳)

    همانگونه که در نوشته های فوق دیدیم سخنرانی ها و مصاحبه ها در اکثریت سایر کشورها از حق مولف برخوردار نیستند و آنچه که ما قصد داریم بدانیم این است که در قانون ایران دارای چه وضعیتی هستند.

    با نگاهی کوتاه به ماده ۲ قانون حمایت از حقوق مولفانو مصنفان و هنرمندان در می یابیم که این سخنرانی ها و مصاحبه ها را نمی توان با هیچ یک از بندهای این ماده تطبیق داد و این خود گواه این مطلب است که قانون گذار جمهوری اسلامی ایران قصد حمایت از این قبیل موارد را تحت عنوان حمایت حق مولف یا کپی رایت نداشته و همان گونه که قبلا هم گفتیم به دلیل وجود اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها اگر کسی ادعای نقض ای حق را در مورد سحنرانی ها و مصاحبه ها در ایران بکند ناقض را نمی توان تحت پیگرد کیفری قرار داد.

    گفتار چهارم: فرم های خالی

    یکی دیگر از مواردی که شبهه برانگیز است که آیا حق کپی رایت از آن حمایت می کند یا نه؟ فرم های خالی است که ما ابتدا وضعیت آن را با آوردن یک پرونده مثل رویه ای که از ابتدا در پیش گرفته ایم در خارج از کشورمان روشن می کنیم و سپس این مطلب را در قانون داخلی کشور ایران مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

    در پرونده شرکت بییرو سیستم علیه شرکت کول ول سیستم در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۹ خواهان یک سری فرم های بیمه پزشکی طراحی کرد که پزشکان آن ها را پر کرده و به شرکت های بیمه می فرستادند تا هزینه ی درمان بیماران به آن ها پرداخت شود. این صورت حساب های فوق العاده شامل دستورالعمل هایی برای پر کردن ادعا ها قسمت هایی راجع به اطلاعات بیمار و لیست بررسی های طویل در مورد تشخیص بیماری، خدمات انجام شده و مبلغ شارژ بود. خواهان علیه یکی از رقبا برای کپی کردن این فرم ها اقامه دعوا کرد. رقیب پاسخ دادکه فرم ها دارای حق مولف نیستند. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۸۰)

    قاضی گودوین معتقد بود این یک قاعده پرسابقه و قدیمی است که فرم های خالی فاقد اطلاعات دارای حق مولف نیستند قاعده فرم های خالی در بخش ۳۷C.F.R202.1© قانون ۱۹۸۲مقررشده است:

    « در ادامه ی مثال های آثاری که موضوع حق مولف نیستند بیان شده است… ج) فرم های خالی مانند کارت های حضور و غیاب، کاغذ شطرنجی، دفتر محاسبات، سررسید ها، چک های بانکی، کارت امتیاز مسابقه، کتاب های آدرس، فرم های گزارش، فرم های طبقه بندی و سفارش و مانند آن که برای ثبت اطلاعات طراحی شده اند و در درون خود اطلاعاتی را منتقل نمی کنند.» گر چه فرم های خالی معمولا دارای حق مولف نیستند اما یک استثناء قدیمی و معتبر در این رابطه وجود دارد و آن موردی است که فرم های خالی باشد، فرم ها به دلیل الحاق به مواد متنی دارای حق مولف قدرت توجیهی دارند… هدف صورت حساب های فوق العاده بییرو ثبت اطلاعات است، تا وقتی صورت حساب پر نشود حاوی هیچ اطلاعاتی در مورد بیمار ، تشخیص بیماری یا درمان بیمار نخواهد بود. پزشکان در تشخیص یا درمان بیماری به صورت حساب های بییرو نگاه نمی کنند صورت حساب تنها یک فرم خالی است که به پزشکان شیوه راحتی برای ثبت خدمات انجام شده می دهد. این حقیقت که شکل و فرم چاپ سهم بزرگی دارد- زیرا تشخیص ها و درمان های ممکنه ی زیادی وجود دارد- از خالی بودن فرم نمی کاهد. به علاوه ما فهمیدیم که استثناء فرم با متن در قاعده ی فرم های خالی این جا غیر قابل اجرا است. این درست است که صورت حساب شامل برخی دستورالعمل های ساده برای بیماران است که چگونه برای پر کردن یک ادعای بیمه ای فرم را استفاده کنند مانند این عبارت: « بخش بالای فرم را کامل کنید» اما این دستورالعمل ها بسیار ساده تر از آن هستند که به عنوان متن دارای حق مولف باشند. بر خلاف دستورالعمل در سایر موارد فرم با متن حق مولف وجود دارد. مثلا وقتی یک دفتر محاسبات چندین صفحه دستورالعمل در مورد نحوه ی استفاده از فرم ها را داشته و توصیه هایی در مورد مدیریت موفق یک ایستگاه خدماتی داردو اطلاعاتی را منتقل می کند دارای حق مولف است. بنابراین صورت حساب بییرو دارای حق مولف نیست. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۸۱)

    فرم های خالی در کشورهای اروپایی و آمریکایی دارای حق مولف نیستند حال باز به سراغ ماده ۲ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان می رویم تا وضعیت این گونه فرم ها را در حقوق ایران روشن نمائیم.

    تنها بندی که در ماده ۲ این قانون دیده می شود که بتوان این فرم ها را در آن قرار داد بند ۵ این ماده است که می گوید: «… ۵ – نقاشی و تصویر و طرح و نقش و نقشه جغرافیایی ابتکاری و نوشته ها و خطهای تزیینی و هر گونه اثر تزیینی و اثر تجسمی که به هر طریق و روش به صورت ساده یا ترکیبی به وجود آمده باشد.»

    یک واژه در این بند وجود دارد که می توان گفت شامل فرم های خالی در نظام قانونی ایران می شود و آن واژه ی « طرح» است چرا که فرم خالی را می توان یک نوع طرح یا طراحی دانست. در عرف ایران اگر کسی بخواهد یک فرم خاص را سفارش دهد به یک طراح کامپیوتری مراجعه می کند و می گوید یک فرم با این ویژگی ها برایم طراحی کن. وقتی به کسی می گوئیم که فلان چیز را طراحی کن به این معنی است که او باید برای این سفارش دهنده طرح بزند و وقتی این کار را انجام داد به محصول او می توان عنوان طرح را داد. پس اگر بپذیریم که اصلا دور از ذهن نیست و کاملا منطبق با واقیت است که فرم ها طرح هستند می توان از حق مولف یا کپی رایت در خصوص آن ها حرف زد.

    با توجه به جمیع مطالب این گفتار باید گفت که در ایران بر خلاف سایر کشورها فرم های خالی به استناد بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان از حمایت قانونی در مورد کپی رایت برخوردار اند و اگر کسی این حق را نقض نماید می توان او را تحت پیگرد قانونی قرار داد و از فردی که حقش در این زمینه مورد تجاوز قرار گرفته است دفاع نمود.

    گفتار پنجم: آثار نمایشی

    در پرونده سلترز علیه مسان بروک در ایالت کالیفرنیای ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۳۸ خواهان مالک حق مولف دو کتاب در مورد شرح یک مسابقه اسکیت بود که تیم ها در عرصه ای به مساحت معادل با محل تقاطع ایالات متحده با اسکیت حرکت می کردند. خواهان برای سرمایه گذاری بر روی چنین مسابقه هایی به شرکتی مجوز داده بود. خوانده یک مسابقه بسیار مشابه برگزار کرد و خواهان ادعا کرد که خوانده حق مولف کتاب او را که ادعا می کرد یک اثر نمایشی است نقض کرده است. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۸۵)

    خانم گرامی( ۱۳۹۰، ۱۸۷-۱۸۵) به نقل از قاضی جنی می نویسد:

    دادگاه در مشخص کردن آن چه مشمول یک ترکیب نمایشی می شود موکداً بیان می کند که باید یک داستان وجود داشته باشد یک سلسله حوادث مرتبط متوالی داستان سرایی شده یا نمایش داده شده از طریق گفتمان یا عمل یا هر دو تلاش هایی صورت گرفته است که حمایت اعطا شده طبق قانون به نمایش های درام، به سایر انواع ترکیبات که ماهیتاً تماشایی و دیدنی و از لحاظ ارائه و عرضه تئاتری هستند اما فاقد عنصر داستانی می باشند، توسعه پیدا کند. حتی در تفاسیر اولیه ی قانون حق مولف تمایز بین یک نمایش صرف ، نمایش عمومی یا ترتیب حوادث صحنه ای و نمایش از یک طرف و یک ترکیب نمایش صحیح از طرف دیگر به خوبی شناسایی شده است. اساساً این نوشته هیچ طرح یا داستان ثابتی ندارد. هیچ مشخصه ی خاصی، مالکیت شخصیت ها یا اسامی آن ها یا حتی شخصیت سازی آن طور که در نمایش های اخلاقی قدیمی صورت می گیرد به عمومی کردن حالت ها یا صفات بد وجود ندارد.

    آن چه سلترز واقعاً سروده توصیف و تشریح یک سیستم برای برگزاری مسابقه های اسکیت بوده، سیستمی که هرگز نمی تواند دارای حق مولف باشد. اگر هم به دنبال حمایتی است باید آن را در قوانین حق اختراع جستجو کرد. حتی اگر کتاب های خواهان قواعد یک بازی یا حادثه ی ورزشی را شرح دهند آن قواعد مثل ایده ها دارای حق مولف نخواهند بود.

    با توجه به مطالب بیان شده دیدیم که آثار نمایش در غرب و کشورهای اروپایی دارای حق مولف هستن و اکنون باید دید در کشور ایران دارای چه وضعیتی هستند؟

    در کشور جمهوری اسلامی ایران بر اساس قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان باید گفت که این آثار از حمایت خاص این قانون بهره مند می شوند چرا که در بند ۱ از ماده دو این قانون صراحتاً به این مطلب اشاره شده و آمده است که: «۱ – کتاب و رساله و جزوه و نمایشنامه و هر نوشته دیگر علمی و فنی و ادبی و هنری » پس در قانون ایران اسلامی اگر کسی از نمایشنامه دیگری سوء استفاده نماید صاحب آن دارای حق مولف بوده و از آن می تواند برای احقاق حق خود استفاده نمده و فرد ناقض این حق را تحت پیگرد کیفری قرار دهد.

    گفتار ششم: سایر آثار مورد حمایت در ایران

    در مورد حمایت از آثاری مثل نرم افزار ها و داده های رایانه ای نیز باید گفت که با توجه به داده باید تصمیم گرفت که

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:09:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی و مقایسه ساعات بودجه شده و گزارش شده و تجزیه و تحلیل انحرافات بودجه زمانی در سازمان حسابرسی- قسمت ۱۶ ...

    ه)قابلیت تغییر در حسابرسی [۶۰]
    شکل شماره۲-۶: عوامل تعدیل کننده فشار بودجه زمانی
    ۲-۹-۲-۱-۳)اثرات ناشی از فشار بودجه زمانی : (pierce and Sweeney, 2004)
    2-9-2-1-4)فشار بودجه زمانی و قضاوت حسابرسی:
    قضاوت حرفه ای یکی از عوامل اصلی در نقش اعتباردهی یک حسابرسی می باشد. هنگامی که با محدودیتهای منابع مواجه می شویم و یا با اقلام زیادی برای رسیدگی روبه رو می شویم و یا حجم کارها زیاد می شود، این قضاوت حرفه ای است که رسیدگی های حسابرسی را هدایت می کند. با توجه به اینکه به نظر می رسد فشار بودجه زمانی به یک پدیده عمومی در حسابرسی تبدیل گردیده، قضاوت حرفه ای اهمیت به خصوصی پیدا می کند. ممکن است حسابرسان بر اساس قضاوت خود برخی از مراحل را به دلیل فشار زمان کم اهمیت تلقی کرده و انجام ندهند، لیکن در کاربرگها خلاف آن را نشان دهند . (مهرانی، ۱۳۷۹)
    مدل فشار بودجه زمانی: (مهرانی، ۱۳۷۹)
    ۲-۹-۲-۲)تعیین اهداف به صورت مشارکتی:
    تعیین اهداف مشارکتی به عنوان مشارکت در تنظیم بودجه تعریف شده است(pierce and Sweeney,2004)
    نتایج بررسی ها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که علیرغم گزارشات مبنی بر مشارکت در تنظیم بودجه، عملاً هیچ گونه مشارکت واقعی در فرایند تنظیم بودجه مشاهده نشده است. ارگریس این گونه مشارکت را تحت عنوان مشارکت مصنوعی نام برده و معتقد است که هیچ گونه نفوذ واقعی از سوی مرئوسین در فرایند تنظیم بودجه وجود ندارد. (Argyris, 1952)
    مزایای ناشی از مشارکت را میتوان به شرح زیر برشمرد: (۱۹۹۸ (Sheilds and Shields

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
    1. به اشتراک گذاشتن اطلاعات به صورت عمودی از سطوح بالای سازمان به سطوح پایین
    2. همبستگی درون سازمانی در طی سلسله مراتب و از سطوح بالا به پایین
    3. بهبود انگیزه و گرایش به سازمان

    چنین مزایایی از عدم تقارن اطلاعاتی در محیط کار، عدم اطمینان محیطی و همبستگی کاری ناشی میشوند
    لازم به ذکر است که مشارکت در تنظیم و اجرای بودجه باید با توجه به محیط سازمان عملی شود، که مستلزم وجود برخی شرایط اولیه در سازمان است. اگر مشارکت در تنظیم واجرای بودجه در محیط سازمانی و موقعیت نامناسب عملی شود، ( بطور مثال در سازمانی که مقدمات اولیه وجود ندارد ) منجر به شناور سازی بیش از حد بودجه (otley, 1978) ویا سختی بیش از حد بودجه (mcnair, 1991) خواهد شد.
    ۲-۹-۲-۳) نوع ارزیابی عملکرد:
    مؤسسات حسابرسی با کار فشرده روبرو هستند و سنجش کیفیت حسابرسی کاری بس دشوار است، نتایج حاصل از بکارگیری بودجه زمانی برای کنترل هزینه حسابرسی نشانگر وجود فشار برعملکرد حسابرسان است.(mcnair, 1991) توانایی برای دستیابی به بودجه زمانی معیار اولیه برای ارزیابی عملکرد مطلوب در مؤسسات حسابرسی است. (Kelley and seiler, 1982) و بخش اعظمی از حسابرسان بدون توسل به رفتارهای غیر کارکردی قادر به دستیابی به بودجه نمی باشند. (otley and pierce, 1996)
    2-10)تئوری تغییرات تدریجی بودجه[۶۱]:
    این تئوری که اولین بار در سال ۱۹۸۰ توسط ویتزمن ارائه شد (Weitzman, 1980)، بیان می کند که عدم تقارن اطلاعاتی در باره قابلیت های پرسنل تحت مدیریت، سبب می شود تا مدیران در تنظیم بودجه های آتی، عملکرد جاری را مبنا قرار دهند. بنابراین تغییرات در بودجه به علت عملکرد گذشته نامتقارن خواهد بود. بدین صورت که انحراف مساعد منجر به بهبود استانداردهای عملکرد می شود حال آنکه استانداردهای پایین به دنبال انحرافات نامساعد غیرقابل اجتناب خواهد بود.
    در تنظیم بودجه ای که در آن پرسنل بر اساس قراردادهای مبتنی بر بودجه پاداش دریافت می نمایند، همواره با دو نوع مشکل انگیزشی روبرو هستیم:

    1. مشکل انگیزشی ایستا، که اشاره به انگیزش کارکنان در یک دوره معین برای بدجلوه دادن امکانات موجود به منظور تنظیم بودجه با استانداردهای پایین دارد که امکان دریافت پاداش بیشتر را از طریق عملکرد به ظاهر بالا در آن دوره افزایش می دهد.
    2. مشکل انگیزشی پویا (دینامیک)، که در این تحقیق مدنظر ماست، ناشی از واکنش بالقوه سرپرستان برای تغییرات تدریجی در بودجه های آتی است. تغییرات تدریجی تمایل طبیعی سرپرستان را که به طور کامل از قابلیت های عملکردی پرسنل تحت مدیریتشان آگاهی ندارند، در بکارگیری عملکرد جاری پرسنل به عنوان مبنایی برای تنظیم بودجه دوره آتی، می رساند.

    بر اساس تئوری تغییرات تدریجی، بودجه دوره آتی برابر بودجه دوره جاری به اضافه تعدیلات مبتنی بر عملکرد واقعی است، که این تعدیلات به علت وجود انحرافات عملکرد از بودجه می باشد.
    ۲-۱۰-۱) تغییرات تدریجی متقارن: چنانچه تأثیر انحرافات مساعد و نامساعد دوره گذشته در تنظیم بودجه دوره جاری به یک میزان باشد بیانگر وجود تغییرات تدریجی متقارن در بودجه می باشد. (در تنظیم بودجه زمانی حسابرسی، تغییر به سوی استانداردهای عملکرد بالا به علت انحرافات مساعد و تغییر به سوی استانداردهای پایین تر به علت انحرافات نامساعد، به یک نسبت خواهد بود.)
    ۲-۱۰-۲)تغییرات تدریجی نامتقارن: چنانچه تأثیر انحرافات مساعد دوره گذشته در تنظیم بودجه دوره جاری نسبت به انحرافات نامساعد بیشتر باشد، با تغییرات تدریجی نامتقارن بودجه روبرو هستیم. (در تنظیم بودجه زمانی حسابرسی، تغییر به سوی استانداردهای عملکرد بالا به علت انحرافات مساعد نسبت به تغییر به سوی استانداردهای پایین تر به علت انحرافات نامساعد، بیشتر خواهد بود.)
    ویتزمن برای آزمون متقارن بودن تغییرات تدریجی در بودجه مدل زیر را در سال ۱۹۸۰ ارائه داد :
    Bt+1– Bt = a+ a1(At– Bt) + a2Dt (At– Bt)
    Bt+1: بودجه سال مالی t+1
    Bt: بودجه سال مالی t
    At: عملکرد واقعی سال مالی t
    Dt: متغیر دوارزشی با مقدار ، ۱ برای ( At< Bt) و صفر برای( At> Bt)
    2-11)مفاهیم انحراف بودجه ای و تئوری تغییرات تدریجی بودجه:
    مفاهیم انحراف بودجه ای در مصالحه بین هزینه و کیفیت نهفته است. انحرافات مساعد دلالت بر وقوع هزینه کمتر از مقدار پیش بینی شده است، که به آسانی برای مدیران قابل رویت نیست، در مقابل انحرافات نامساعد دلالت بر وقوع هزینه ها بیش از مقدار پیش بینی شده است، که مدیران موسسات سعی در حذف آن دارند. با این وجود، این نتایج ممکن است برای مدیران کمتر قابل رویت باشد، زیرا کسری بودجه دائمی با فشار بودجه زمانی و رفتارهای تهدید کننده کیفیت مرتبطند که به آسانی قابل مشاهده نبوده و لزوماً منجر به شکست حسابرسی نخواهد شد. (Bedard et all, 2007)
    از آنجائیکه بودجه به عنوان معیار تصمیمات پیشرفت شغلی و حرفه ای است(Sweeney & pierce,2004) ، کسری بودجه دوره قبلی منجربه تحمیل فشار بر اعضای تیم رسیدگی خواهد شد.(buchheit 2006) تحقیقات انجام شده وجود فشار بودجه زمانی ناشی از کسری بودجه را تأیید می کند، نتایج بدست آمده حاکی از ارتباط کسری بودجه و رفتارهای کاهنده کیفیت در تیم رسیدگی است.(dezoort et all, 1997) برای مثال بر اساس یافته های اوتلی و پیرز در سال ۱۹۹۷ ، سرپرستان حسابرسی به این امر واقف هستند که بودجه ۴۵ درصد تیم های رسیدگی تحت مدیریتشان، در عمل غیرقابل دسترسی می باشد. در چنین شرایطی اعضای تیم رسیدگی انتخاب های کمی خواهند داشت. با فرض اینکه آنها تمایلی به گزارش زمان اضافی نداشته باشند، آنها می توانند:

    1. بدون گزارش زمان صرف شده، فعالیتهای اضافی را اجرا نمایند.
    2. تلاش نمایند تا عملیات حسابرسی را در مدت زمان کمتر و با کار سخت به اتمام برسانند.
    3. متوسل به رفتارهای کاهنده کیفیت شوند.

    دو مورد اول و دوم افسردگی و نارضایتی پرسنل را به دنبال خواهد داشت، در حالیکه مورد سوم اقدام قانونی علیه حسابرسان را به دنبال خواهد داشت که منجربه زیان مالی و از دست رفتن اعتبار حرفه ای خواهد شد. مطالعات قبلی وقوع برخی از این موارد را بیان می نمایند. نتایج این مطالعات نشان می دهد که فشار بودجه زمانی با کاهش اثربخشی حسابرسی مرتبط است و برخی از حسابرسان حتی در شرایط پر مخاطره، به علت فشار بودجه زمانی شواهد مشکوک و سوال برانگیز را می پذیرند. (coram et all, 2000)
    نتایج تحقیقات آتی در ایرلند نشان می دهد که اگرچه بروز رفتارهای تهدید کننده کیفیت در سالهای اخیر کاهش یافته است، ولی سرپرستان حسابرسی همچنان توسط مدیران حسابرسی برای دستیابی به بودجه ها تحت فشارند. آنها معتقدند که فشار بودجه مستمر منجر به بروز رفتارهای کاهنده کیفیت خواهد شد که شناسایی چنین رفتارهایی مشکل بوده و سازوکارهای لازم برای ممانعت از چنین رفتارهایی توسط موسسات پیش بینی نشده اند. (Sweeney and pierce, 2006)
    بنابراین اگر بودجه عملیات حسابرسی به درستی تهیه شود، بهترین موازنه بین اثربخشی و کارایی به وقوع خواهد پیوست. با این وجود شرکای موسسات حسابرسی ممکن است، سودآوری جاری را در این بدانند، که با کسری بودجه زمانی پروژه های حسابرسی مواجه باشند تا مازاد بودجه زمانی. زیرا هزینه مازاد بودجه ای آنی و قطعی است، در حالیکه هزینه و ریسک کسری بودجه غیرحتمی و معوق است.
    (Bedard et all, 2007)
    در مجموع بودجه هایی که انحراف کمی دارند، تیم رسیدگی را تشویق به کوشش مجدانه برای دستیابی به اهداف خواهد نمود که منجربه ارتقای کارایی خواهد شد. زیرا دستیابی به بودجه زمانی برای پیشرفت در حرفه مهم است. از سوی دیگر حسابرسان سطوح پایین تمایلی به صرف زمان اضافی برای انجام پروژه های حسابرسی نخواهند داشت، که منجربه بروز رفتارهای کاهنده کیفیت خواهد شد.

    نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:09:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری- قسمت ۱۸ ...

    بخش دوم:
    روایات مجعول و اسرائیلیات در داستان ادریس(ع)
    ـ ادریس(ع) در قرآن
    ادریس یکی از پیامبران الهی است که نامش فقط دوبار در قرآن آمده و در چهار آیه به داستان وی اشاره شده است.[۲۲۳]
    الف) وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا (۵۶) وَرَفَعْنَاهُ مَکَانًا عَلِیًّا (۵۷) (مریم، ۵۷-۵۶) ؛ و در این کتاب از ادریس (نیز) یاد کن، او بسیار راستگو، و پیامبر(بزرگی) بود و ما او را به مقام والایی رساندیم.[۲۲۴]
    ب) وَإِسْمَاعِیلَ وَإِدْرِیسَ وَذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ(۸۵)وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِی رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِینَ(الانبیاء، ۸۶-۸۵)؛ و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل را (به یاد آور) که جملگی از شکیبایان بودند و ما آنان را غرق رحمت خود کردیم چرا که ایشان از زمره ی شایستگان وبایستگان (بندگان ما) بودند.[۲۲۵]
    چنان که مشاهده می شود در قرآن فقط اشاره ای کوتاه به چند ویژگی شخصیتی ادریس (ع) شده است: پیامبری بزرگ، راستگو، صبور و دارای مقامی والا.
    ـ ادریس(ع) در کتب مقدّس
    ادریس در عهدین همان «خنوخ» است. خَنوخ در کتب مقدّس به عنوان هفتمین نسل آدم شهرت دارد و در سفر پیدایش عهد عتیق آیه ی ۴ و ۵ و در عهد جدید در عبرانیان (۱۱: ۵ و ۱۳) و نامه یهودا آیه ی ۱۴ و ۱۵ از نبوت، نسب، سلوک با خدا، عدم چشیدن ذائقه مرگ و عروج او به نزد خدا و… بحث می شود.
    «خنوخ» پسر یارد و پدر متوشالح، نسل هفتم آدم و پدربزرگ نوح است او شصت و پنج سال داشت که متوشالح به دنیا آمد و بعد ۳۰۰ سال عمر کرد و رابطه نزدیکی با خدا داشت.
    بعد از آن با خدا سلوک نمود و خدا او را با خود برد بدون اینکه طعم مرگ را بچشد[۲۲۶] و «او به خدا ایمان داشت و بدون چشیدن طعم مرگ، خدا او را از این جهان به جهان دیگر منتقل کرد و ازو خشنود بود و به واسطه ایمانش منجی موعود معروفی بود.»[۲۲۷]
    «خنوخ از وضع افراد آگاه بود، پیشگو و پیامبر و منجی آینده بود که زشتی ها را اصلاح می کند.»[۲۲۸]
    کتاب «رازهای خنوخ» یکی از کتاب های الهامی دانشمندان یهود است که ترجمه فارسی آن هم موجد است. در گزارش خنوخ آمده است: «اکنون ای فرزندانم! من همه چیزها را می دانم زیرا این از لب های خداست…. همه چیز را در کتاب هایم نوشتم… من جمع بی شماری از ستارگان را اندازه گیری و وصف کرده ام…»[۲۲۹]
    ادریس در ادب فارسی مظهر علم و حکمت و ستاره شناسی و تدریس و علوّ مقام و جاودانگی است چنان که به خواب دیدنش را نماد رفعت و درازی عمر دانسته اند.[۲۳۰]
    ـ ادریس در تفاسیر و تحلیل ها
    یکی از داستان های شگفت انگیز در تفسیرها، داستان خنوخ یا ادریس است که لفظ ادریس را با صفت درس و تدریس او قرین هم داشته اند.
    در تفسیر سور آبادی، ذیل آیه ی مربوط به ادریس رفعت و بلندی مقام وی را چنین توجیه می کند: « وقتی که هنگام مرگش فرا رسید و عزرائیل برای قبض روح ایشان آمد از عزرائیل خواست پس از مرگش و زنده کردنش، بهشت و جهنم را به او نشان دهد. هنگامی که وارد بهشت شد و بیرون آمد به رضوان بهشت گفت: کفش هایش را جا گذاشته است دوباره وارد بهشت شد و دیگر بیرون نیامد. وقتی که از او خواستند که بیرون آید؛ گفت: سختی مرگ و دوزخ را دیده و درک کرده ام و می توانم در بهشت بمانم…»[۲۳۱]
    در تفسیر طبری آمده است: «دو پیامبر بوده که جاویدانند و شب و روز برای بندگان دعا می کنند و آمرزش می خواهند: عیسی و ادریس.
    جهودان خواستند عیسی را بکشند، خدا او را به آسمان نزد خودش برد و زمان دجال، برای هدایت بر می گردد. دیگر ادریس که زنده و در بهشت است و علت آن است که به علت ایمان و عبادت زیاد، ملک الموت از او خواست هر گونه حاجتی دارد برایش برآورده سازد. ادریس درخواست رفتن به آسمان کرد و عجایب ها دید و علم نجوم آموخت. پس از مدت ها، باز از عزرائیل خواست دوزخ و بهشت را به او نشان دهد. به اذن خدا، دوزخ را و سپس بهشت را به او نشان داد. ادریس از بهشت بیرون نیامد گفت: «وعده ی این بهشت جاویدان است.»[۲۳۲]
    اسرائیلیات مذکور پیرامون ادریس در اغلب کتب تفسیر مشهور آمده است: محمّد وهیب علّام که اسرائیلیات تفسیر قرطبی را بررسی نموده هیچ اشاره ای به روایت های اسرائیلی ادریس(ع) نکرده است.[۲۳۳] امّا رمزی نعناعه ـ در مقدمات گفتیم تا امروز کامل ترین کتاب در زمینه بررسی اسرائیلیات است ـ در بررسی و معرّفی اسرائیلیات تفسیر قرطبی، موضع مفسرّ در آیه ۵۷ سوره مریم را نقل می کند: وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا (۵۶) وَرَفَعْنَاهُ مَکَانًا عَلِیًّا (۵۷)
    روی عن وهب بن منبه انّه قال: کان یرفع لِادریس کل یوم من العباده… فادریس تاره یرتفع الی الجنه، وتاره یعبد الله تعالی مع الملائکه فی السماء.»[۲۳۴]
    رمزی نعناعه پس از ذکر روایت قرطبی از وهب بن منبّه ـ که خلاصه آن قبلاً ذکر شد ـ با ارائه نظر ابن کثیر، نتیجه گیری می کند که این موضوع از اسرائیلیات و خصمانه و نفرت برانگیز است: «وَ قَد رَوی ابن کثیر خبراً قریباً من هذا عن کعب الاحبار، و علق علیه بقوله؛[۲۳۵] «علامه طباطبائی پس از نقل روایات یاد شده از الدّرالمنثور سیوطی می گوید: «هیچ نقّاد یا بصیرتی در این روایات با هیچ یک از موازین علمی و اصول مسلم و دینی سازگاری ندارد.»[۲۳۶] هم او روایاتی را از قمی و کلینی نقل نموده و ب

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

    ه دلیل ضعف سند و متن آن ها را مردود می شمارد.[۲۳۷]
    در «اعلام قرآن» بحث های مفصّلی درباره ی ادریس نوشته شده است، بر اساس روایات غیر قرآنی و غیراسلامی: «اولین کسی است که خط نوشته و لباس دوخته و لباس پوشیده و نخستین کسی است که شهر بنا کرده و علم نجوم و تقویم به وسیله او شروع شده و برای اینکه اسرار الهی کشف نشود کتب علمی ادریس در دریا افکنده شد.»[۲۳۸]
    ـ انعکاس داستان ادریس در آثار عطّار نیشابوری
    داستان ادریس انعکاس ویژه ای در آثار ادبی دارد. در آثار منثور و منظوم و متون تفسیرهای فارسی به کرات آمده و مضمون همه یا تکرار مکرّرات کتاب های مقدّس است یا تفسیرهای عرفانی و برداشت های اشراقی؛ قبل از عطّار، سنایی در بیت مشهوری گفته است:

     

     

    بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی  
      که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما
    به نقل از: فرهنگ تلمیحات، ص ۹۸

    در «اسرارالتوحید» ابوسعید ابوالخیر آمده است: «این بیچاره را گفت:… این کوه آن است که خدای عزّوجل ادریس علیه السلام از این جای به آسمان بود که وَرَفَعْنَاهُ مَکَانًا عَلِیًّا و اشارت به کوهی کرد که معروف است به صومعه ی ادریس علیه السلام.»[۲۳۹]
    تردیدی نداریم که آثار سنایی و ابوسعید از منابع و مآخذ اصلی تمثیلات عطّار هستند. در متون عرفانی کلمات حکیمانه ای به ادریس نسبت داده اند که به نوشته های کتب مقدّس شباهت دارد.
    عطّار در مناجات نامه و توحیدیه ی الهی نامه می گوید:

     

     

    زهی رحمت که گر یک ذرّه ابلیس   بیابد گوی برباید ز ادریس
    الهی نامه، ص ۱۱۲ و اسرارنامه ۹۲

    گاه ادریس را کیمیاسازی می داند که چون خضر عمر جاودان دارد:

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:08:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      رابطه بین مدیریت سود وتغییرات آن وپیش بینی سودهای آتی درشرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهرآن- قسمت ۱۵ ...

    در این فصل تلاش می شود اطلاعات جمع آوری شده معرفی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. با توجه به اینکه داده ها نیازمند گرفتن تغییرات است یک سال از داده ها حذف می شود و مربوط به ۳ سال می باشند، و با توجه به ۷۴ شرکت داده ها را در نرم افزار Eviews 7 به صورت داده های پنل آماده سازی می کنیم و از این رهگذر به آزمون فرضیات خواهیم پرداخت. برای معنادار شدن تاثیرات، لازم است که ضریب همبستگی بسیار بالایی مشاهده شود تا بتوان با اطمینان ۹۵ درصد نتیجه گرفت که دو متغیر بر یکدیگر تاثیرگذارند.
    انواع داده هایی که عموماً برای تحلیل های تجربی به کار برده می شوند، در سه گروه مورد بحث و بررسی قرار می گیرند:
    داده های سری زمانی
    داده های مقطعی
    داده های تلفیقی سری زمانی و مقطعی
    داده های تابلویی ترکیبی از داده های مقطعی و سری زمانی می باشد، یعنی اطلاعات مربوط به داده های مقطعی در طول زمان مشاهده می شود. بدین صورت که چنین داده هایی دارای دو بعد می باشند که یک بعد آن مربوط به واحدهای مختلف در هر مقطع زمانی خاص است و بعد دیگر آن مربوط به زمان می باشد. در مجموع، داده های پانلی دارای مزایای فراوانی نسبت به داده های مقطعی یا سری زمانی هستند که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
    داده های مقطعی و سری زمانی صرف، ناهمسانی های فردی را لحاظ نمی کنند، لذا ممکن است که تخمین تورش داری به دست دهند، در حالی که در روش پانل می توان با لحاظ کردن متغیرهای مخصوص انفرادی این ناهمسانی ها را لحاظ کرد.
    داده های تابلویی دارای اطلاعات بیشتر، تغییرپذیری بیشتر، همخطی کمتر، درجه آزادی بالاتر و کارایی بالاتر نسبت به سری زمانی و داده های مقطعی می باشند. به خصوص اینکه یکی از روش های کاهش همخطی، ترکیب داده های مقطعی و زمانی به صورت داده های تابلویی می باشد.
    با مجموعه داده های تابلویی، می توان اثراتی را شناسائی و اندازه گیری کرد که در داده های مقطعی محض یا سری زمانی خالص قابل شناسائی نیست. گاهی استدلال می شود داده های مقطعی، رفتارهای بلندمدت را نشان می دهند، در حالی که در داده های سری زمانی براثرات کوتاه مدت تأکید می شود. با ترکیب این دو خصوصیت در داده های تابلویی، که خصوصیت متمایز پانل دیتاست، ساختار عمومی تر و پویاتری را می توان تصریح و برآورد کرد.
    تعریف متغیر ها

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:08:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تأثیر سبک‌های مدیریت مشارکتی و سنتی بر خلاقیت دبیران مطالعه موردی دبیرستان‌های ناحیه‌ ۱و۲ شهر شیراز- قسمت ۳ ...

    نلر، نظریه های مختلف خلاقیت و آفرینشگری را در سه دوره به شرح زیر طبقه بندی می نماید.
    – نظریه های جهان باستان[۲۹]
    آفرینشگری به عنوان الهام خدایی
    یکی از قدیمی ترین مفاهیم آفرینشگری دایر بر این است که آفرینشگر از الهامی خدایی برخوردار است. این مفهوم عمدتا بوسیله افلاطون عنوان شد که اعلام داشت هنرمند در لحظه آفرینش، به دلیل اینکه در کنترل خود نیست، عامل نیروی برتر می شود.
    این دیدگاه که هنرمند، ازنیروی فرا انسانی الهام می یابد، امروزه هم رایج است.
    برای مثال سوروکین[۳۰] معتقداست که بزرگترین دست یافته های خلاق، نتیجه نیروی فراطبیعی– فرا حسی[۳۱] است.
    خلاقیت به عنوان دیوانگی
    سنت دیگری که به دوران باستان بر می گردد، آفرینشگری را طبیعتا[۳۲] شکلی از دیوانگی تلقی می کند. این دیدگاه، خود جوشی و غیر عقلانی بودن ظاهری آفرینشگری را نتیجه جنون می داند. در اندیشه غربی، این دیدگاه با افلاطون شروع شد که بین شوریدگی[۳۳]، خدادیداری[۳۴] و دیوانگی، تفاوت دقیقی قایل نشد.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    • نظریه های جدید فلسفی

    آفرینشگری به عنوان نبوغ شهودی [۳۵]
    بنابر دیدگاهی که بعدا رایج شد، آفرینشگری شکل سلیم و گسترش یافته از شهود است. آفرینشگر، گرچه دیگر نابهنجار یا بیمار تلقی نمی شود، اما هنوز شخصی نادر و از گونه متفاوتی است. چنین شخصی در خلال کنش خلاق، آنچه را که دیگران فقط به طور استدلالی و در دراز مدت در می یابند، بلاواسطه و مستقیما، درک می کند.
    در خلال قرن هیجدهم، بسیاری از متفکران و دانشمندان، بویژه کانت در نقد خرد ناب خود، آفرینشگری را با نبوغ هم ردیف دانستند. کانت استدلال کرد که آفرینشگری فرایند طبیعی است که قوانین خود را می سازد بطوریکه یک اثر خلاق، از قوانین منحصر به خود پیروی می کند که غیر قابل پیش بینی است، و از این رو نمی توان آنرا رسما آموزش داد.
    آفرینشگری به عنوان نیروی حیاتی[۳۶]
    یکی از نتایج نظریه داروین این بود که آفرینشگری انسانی، نمایانگر نیروی خلاقی است که در ذات خود زندگی، نهفته است. هرچند که ماده بی جان، از این دیدگاه غیر خلاق است، اما تکامل حیاتی، اساسا خلاق می باشد، زیرا پیوسته انواع تازه ای را بوجود می آورد. در واقع، به نظر می رسد که نیروی خلاق تکامل، خود را به صور گوناگون پایان ناپذیری عرضه می کند که یکتا[۳۷]، بی نظیر[۳۸]، غیر قابل تکرار[۳۹] و بازگشت ناپذیرند[۴۰].
    آفرینشگری به عنوان نیروی کیهانی
    آفرینشگری انسان، به عنوان تجلی نیروی خلاق نهفته در تمامی موجودات نیز تلقی شده است. به گفته وایت هد[۴۱]، این آفرینشگری، ادواری و یا آهنگین است، چرا که جهان شامل نهری از رویدادهای فردی نیست، بلکه رویدادهایی است که در برگیرنده هستی های واقعی می باشد که زاده می شوند، رشد می کنند و می میرند.
    – نظریه های روان شناسی
    تداعی گری
    تداعیگری را میتوان در این اصل خلاصه کرد که اندیشیدن عبارتست از مرتبط نمودن ایده های ناشی از تجربه، بنابر قوانین فراوانی، تازگی و وضوح، هر قدر که دو ایده، بیشتر تازه تر و واضح تر با هم مربوط باشند، وقتی که یکی از آنها به ذهن می رسد، به احتمال زیاد دیگری نیز آن را همراهی می کند.
    روانکاوی [۴۲]
    به گفته فروید، خاستگاه خلاقیت، در تعارضی است که در ذهن ناخود آگاه (نهاد) وجود دارد. ذهن ناخود آگاه، دیر یا زود، راه حلی را برای این تعارض می یابد. اگر که راه حل خود برونگرا[۴۳] باشد. یعنی اگر فعالیتی را تقویت کند که توسط خود[۴۴] یا بخش آگاه شخصیت تعیین شده است، نتیجه آن در رفتار خلاق آشکار می شود. اگر راه حل یاد شده با ” خود” مغایرت داشته باشد. آن را واپس می زند، و یا به صورت روان نژندی ظاهر
    می شود. بنابراین آفرینشگری و روان نژندی از منبع مشترکی که همان تعارض در ناخود آگاه است، تغذیه می کند و شخص خلاق و روان نژند با یک نیرو، یعنی انرژی ناخودآگاه، رانده می شود (نلر به نقل از مسدد، ۱۳۶۹).
    ۲-۳-۲- تعاریف خلاقیت و نوآوری
    صاحبنظران، تعریف های متعددی از خلاقیت و نوآوری به عمل آورده اند. در اینجا برخی از تعاریف مهم را ذکر می کنیم.
    رضائیان(۱۳۷۴): “خلاقیت به کار گیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. “نوآوری بکارگیری اندیشه های جدید ناشی از خلاقیت است که می تواند به صورت یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد”.
    البرشت[۴۵](۱۹۸۷)، خلاقیت و نوآوری و وج
    ه تمایز آنان را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای بوجود آوردن اندیشه جدید و بدیع است. نوآوری تبدیل خلاقیت اندیشه نو به عمل ویا نتیجه (سود) است. شاید به جرات بتوان گفت که جامع ترین تعریف خلاقیت توسط گیلفورد، دانشمند آمریکایی، عرضه شده است. او خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای مسایل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است (غلام پور، ۱۳۷۸).
    “راجرز[۴۶]” خلاقیت را “اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان می داند”. پاپالیا[۴۷] نیز خلاقیت را توانایی دیدن چیزها با یک نظر نو و غیر معمولی و دیدن مشکلاتی می داند که هیچ کس دیگر، وجود آنها را تشخیص نمی دهد و سپس ارائه رهیافت های جدید، غیر معمولی و اثربخش را ذکر می کند (حق شناس، ۱۳۷۸).
    ۲-۳-۳- فرایند خلاقیت
    به طور کلی خلاقیت فرآیندی است که دارای پنج مرحله به شرح زیر است (حقیقی، ۱۳۸۲).
    ۱– مرحله آمادگی[۴۸]: آمادگی شامل توجه دقیق و متمرکز بر روی مسأله تحت بررسی و شاخص های مختلف آن به منظور حل مسأله است.
    ۲- مرحله نهفتگی[۴۹] (خواب بر روی مسأله)[۵۰]: عبارت است از زمان تفکر و واکنش به طور کلی یک دوره ای است که توجه ضمیر خودآگاه از تمرکز بر روی مسأله مورد نظر دور می شود.
    ۳- مرحله اصرار و پافشاری[۵۱]: در این مرحله جهت دستیابی به خلاقیت، تلاش بیشتر می شود، اطلاعات جدید افزوده می گردد و نیاز به جسارت و پشتکار بیشتر و افزونتر است.
    ۴– مرحله بینش و بصیرت[۵۲] : بینش و بصیرت حاصل تلاشهای بی وقفه در جهت یافتن راه حل منحصر به فرد برای مسأله است و به عنوان نقطه واقعی حل مسأله، نتیجه مرحله آمادگی و نهفتگی می باشد.

    ۵- مرحله وارسی و تحقیق
    [۵۳]این مرحله یک مرحله حیاتی است زیرا بینش و ایده جدید برای اطمینان از اینکه معتبر و مناسب است مورد آزمون قرار می گیرد.
    ۲-۳-۴- موانع خلاقیت افراد
    «ترز ام بیلا[۵۴]» عواملی که به عنوان موانع خلاقیت افراد هستند را به شرح زیر ذکر کرده است. (حقیقی،۱۳۸۲)
    ارزیابی افراد بر مبنای انتظارات: افراد خلاق به خاطر ترس از ارزیابی عملکرد خود به راحتی نمی توانند فعالیت کنند.
    نظارت و مراقبت: افراد اگر احساس کنند که در هنگام فعالیت، مراقب آنها هستند، کمتر خلاق خواهند بود.
    پاداش: افراد خلاق بیشتر بدنبال رضایت درونی هستند تا پاداش های معمولی و مادی.
    رقابت: افرادی که در کارشان با دیگران در حال رقابت ناسالم هستند خلاقیت کمتری خواهند داشت.
    انتخاب محدود: افرادی که در انتخاب چگونگی انجام کار محدود هستند کمتر خلاق می باشند.
    گرایش به پاداشهای بیرونی: افرادی که به جای اهمیت دادن به محرک های درونی به محرکهای بیرونی همانند: پست و مقام، ارتقاء، پول و… فکر می کنند خلاقیت کمتری خواهند داشت.
    ۲-۳-۵- ویژگی ها و خصوصیات افراد خلاق
    در زیر خصوصیات کلی افراد خلاق آورده شده است (حقیقی،۱۳۸۲).

    نمودار۱- ویژگی ها و خصوصیات افراد خلاق
    خلاقیت فردی (دبیران) :
    منظور از خلاقیت فردی دبیران ارائه روش های جدید و نو در موارد زیر می باشد:
    ۱- طراحی آموزشی و ارائه روش های نو در این زمینه.
    ۲- برنامه ریزی درسی مربوط به کلاس و ارائه شیوه های نو در این زمینه.
    ۳- کلاس داری ( مدیریت کلاس ) و ارائه روش های جدید در مدیریت کلاس.
    ۴- حل مشکلات دانش آموزان به روش های جدید.
    ۵- شرکت فعال در شوراها و ارائه دید گاه های نو.
    ۲-۴- پیشینهتحقیق
    مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه بررسی تاثیر سبکهای مدیریت (مشارکتی وسنتی) برخلاقیت دبیران نشان می‎دهد که در کشور ما تحقیقی با این عنوان بصورت گسترده انجام نگرفته است عمده تحقیقات انجام شده در زمینه سبکهای مدیریت (مشارکتی وسنتی) به بررسی رابطه آن با متغیرهایی غیر از خلاقیت دبیران بوده است. همچنین در مورد خلاقیت، عمده تحقیقات انجام شده تأکید بر روی خلاقیت دانش آموزان داشته‎اند و خلاقیت دبیران مورد توجه قرار نگرفته است. لذا انجام تحقیقی با این عنوان تازگی داشته و از پیشینه تحقیقاتی کمی در کشور برخوردار است.
    تحقیقی که توسط تاچر[۵۵]>(۱۹۹۷) درمورد تاثیر سبک رهبری بر خلاقیت انجام گرفت نشان داد که انجام کارهای به صورت گروهی موجب افزایش خلاقیت افراد در سازمان می شود.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:08:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر رفتار خریداران ماشین آلات راهسازی در پروژه های عمرانی شهر تهران- قسمت ۲۸ ...

    فرمول (۳-۳): ماتریس مقایسه زوجی
    حال با مشخص بودن aij ها میتوان وزن عناصر، یعنی wi ها را به دست آورد. در حالتی که این ماتریس سازگار باشد محاسبه وزن (wi) ساده بوده و از نرمالیزه کردن عناصر هر ستون به دست میآید اما در حالتی که ماتریس ناسازگار باشد محاسبه وزن ساده نبوده و برای به دست آوردن این چهار روش عمده مطرح میشود که در ادامه به آنها میپردازیم.
    ۳-۵-۳-۲-۱-۱- روش حداقل مربعات[۱۶۵]
    در روش حداقل مربعات wi و wj به گونهای محاسبه میشوند که مجموع مربعات اختلاف  و aij حداقل گردد، به عبارت دیگر درحالت کلی، می توان گفت:
    در حالت سازگاری (به ازای کلیه i و jها)  =aij یا wi = aij wj
    در حالت ناسازگاری (حداقل برای یک i و j)  ≠aij یا wi ≠ aij wj
    در این روش سعی بر این است که wi و wj به گونهای تعیین شوند که اختلاف  با aij حداقل گردد به عبارت دیگر، سیستم به حالت سازگاری نزدیکتر شود. بنابراین برای محاسبه wi و wj باید برنامه ریزی خطی زیر حل گردد:

    فرمول (۳-۴): محاسبه وزن براساس روش حداقل مربعات
    لازم به ذکر است که در برنامه ریزی غیرخطی فوق محدودیت ۰ ≤ wi نیز باید در نظر گرفته شود (قدسی پور، ۱۳۸۵، ۴۱).
    ۳-۵-۳-۲-۱-۲- روش حداقل مربعات لگاریتمی[۱۶۶]
    در این روش سعی میشود که فاصله عبارت  ×aij از عدد یک حداقل گردد. به عبارت دیگر میانگین هندسی اختلاف حداقل شود. همانگونه که قبلا بحث شد در حالتهای سازگاری و ناسازگاری داریم:
    در حالت سازگاری (به ازای کلیه i و jها)  =aij یا wi = aij wj
    در حالت ناسازگاری (حداقل برای یک i و j)  ≠aij یا wi ≠ aij wj
    بنابراین میتوان گفت که در حالت سازگاری میانگین هندسی اختلاف برابر یک است (و لگاریتم آن برابر صفر خواهد بود) و در حالت ناسازگاری هرچه میانگین هندسی به یک (و لگاریتم آن به صفر) نزدیکتر باشد، بهتر است به عبارت دیگر:
    در حالت سازگاری: 
    در حالت ناسازگاری : 
    فرمول (۳-۶): محاسبه وزن براساس روش حداقل مربعات لگاریتمی در حالتهای سازگاری و ناسازگاری
    از آنجا که عبارت داخل پرانتز ممکن است در بعضی موارد مثبت و در بعضی موارد منفی باشد آن را به توان دو میرسانیم تا همواره مثبت گردد. پس در این روش برنامه ریزی زیر باید حل گردد:

    فرمول (۳-۷): محاسبه وزن براساس روش حداقل مربعات لگاریتمی
    با حل این دستگاه مقادیر wi به دست خواهند آمد (قدسی پور، ۱۳۸۵، ۴۴).
    ۳-۵-۳-۲-۱-۳- روش بردار ویژه [۱۶۷]
    در این روش wiها به گونهای تعیین میشوند که روابط زیر صادق باشند:
    فرمول (۳-۸): محاسبه وزن براساس روش بردار ویژه
    که در آن aij ترجیح عنصر iام بر jام است و wi نیز وزن عنصر iام و λ یک عدد ثابت میباشد. این روش نیز یک نوع میانگین گیری است. زیرا در این روش وزن عنصر Iام (یعنی wi) طبق تعریف بالا برابر است با:
    فرمول (۳-۹): دستگاه معادلات در روش بردار ویژه
    دستگاه معادلات فوق را می توان به صورت زیر نوشت:
    که A همان ماتریس مقایسه زوجی و w بردار وزن و λ یک عدد است.
    طبق تعریف چنانچه این رابطه بین یک ماتریس (A) و بردار (W) و عدد (λ) برقرار باشد گفته میشود که W بردار ویژه و λ مقدار ویژه برای ماتریس () می باشند. میتوان گفت که در روش بردار ویژه برای محاسبه Wi باید مراحل زیر را طی کرد:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

    1. ماتریس A تشکیل شود.
    2. ماتریس (Iλ A-) مشخص شود.
    3. دترمینان ماتریس (Iλ A-) محاسبه شده و مقدار آن مساوی صفر قرار گیرد و مقادیر λ محاسبه شود.
    4. بزرگترین λ را max λ نامیده و آن را در رابطه )×W=0 maxI λA- ( قرار داده و مقادیر wi محاسبه شود (قدسی پور، ۱۳۸۵، ۴۸).

    ۳-۵-۳-۲-۱-۴- روش های تقریبی[۱۶۸]
    از آنجا که سه روش قبل دارای محاسبات سنگین میباشند، روش های دیگری پیشنهاد شدهاند که محاسبات سادهتری دارند و هرچند که از دقت کمتری برخوردار میباشند اما قابل قبول هستند. این روشها عمدتاً تقریبی از روش بردار ویژه هستند.
    * مجموع سطری
    در این روش ابتدا مجموع عناصر هر سطر محاسبه شده تا یک بردار ستونی حاصل گردد، سپس این بردار ستونی نرمالیزه میشود. بردار ستونی نرمالیزه شده بردار وزن میباشد.
    * مجموع ستونی
    در این روش ابتدا مجموع عناصر هر ستون محاسبه شده تا یک بردار سطری حاصل گردد، عناصر این بردار معکوس گشته، سپس بردار حاصل نرمالیزه میشود. بردار سطری نرمالیزه شده بردار وزن میباشد.
    *میانگین حسابی
    در این روش ابتدا هر ستون نرمالیزه شده و سپس میانگین سطری عناصر محاسبه میشوند تا بردار وزن به دست آید.
    *میانگین هندسی
    در این روش میانگین هندسی عناصر هر سطر محاسبه شده و سپس بردار حاصل نرمالیزه میشود تا بردار وزن به دست آید (قدسی پور، ۱۳۸۵، ۵۳).
    ۳-۵-۳-۳- نرخ ناسازگاری
    در فرایند تحلیل سلسله مراتبی محاسبه مقدار ناسازگاری از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالت کلی میتوان گفت که میزان قابل قبول ناسازگاری یک ماتریس یا سیستم، بستگی به تصمیم گیرنده دارد اما ساعتی، عدد ۱/۰ را به عنوان حد قابل قبول ارائه مینماید و معتقد است چنانچه میزان ناسازگاری بیشتر از ۱/۰ باشد بهتر است در قضاوتها تجدیدنظر گردد (قدسی پور، ۱۳۸۵، ۶۷).
    پیش از پرداختن به نحوه اندازه گیری مقدار ناسازگاری چند قضیه مهم مطرح میشود.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:07:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تأثیر فضای روانشناختی حاکم بر سازمان و خود ارزشیابی های محوری بر اشتیاق شغلی کارکنان شرکت گاز میانکوه ...

    در این فصل طرح پژوهش، جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری، ابزارهای پژوهش و مقادیر روایی و پایایی آنها، روش های جمع آوری اطلاعات و روش تحلیل داده ها و نیز شاخص های آماری مورد استفاده شرح داده شده است. ۳-۲- طرح کلی پژوهش از آن جا که در این پژوهش هدف، بررسی رابطه بین خودارزشیابی های محوری و فضای روانشناختی حاکم بر سازمان با اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت گاز میانکوه می باشد، از روش پژوهش همبستگی استفاده شده است. در این پژوهش خودارزشیابی های محوری و فضای روانشناختی حاکم بر سازمان متغیرهای پیش بین و اشتیاق شغلی متغیر ملاک می باشد. به عبارتی، هدف مطالعه حدود تغییرات متغیر ملاک با حدود تغییرات متغیرهای پیش بین بوده است. ۳-۳- جامعه آماری جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان شرکت گاز میانکوه می باشد که در سال ۱۳۹۳ این شرکت مشغول به کار بوده اند. بر اساس گزارش واحد کارگزینی شرکت گاز میانکوه در سال جاری تعداد کل کارکنان ۱۴۰۰ نفر بوده است. ۳-۴- نمونه و روش نمونه گیری نمونه آماری پژوهش حاضر بر اساس تناسب حجم نمونه با جمعیت مورد مطالعه و با بهره گرفتن از جدول کرجسی و مورگان[۱۱۲] (۱۹۷۰؛ به نقل از نادری و نراقی، ۱۳۸۵) متشکل از ۳۱۰ نفر بوده، که از کارکنان شرکت گاز میانکوه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ۳-۵- ابزارهای پژوهش در این پژوهش از سه پرسشنامه استفاده شده است که به قرار زیرند : ـ پرسشنامه فضای روانشناختی – پرسشنامه خودارزشیابی های محوری – پرسشنامه اشتیاق شغلی ۳-۵-۱- پرسشنامه پرسشنامه فضای روانشناختی پرسشنامه مربوط به فضای روانشناختی مورد استفاده در این پژوهش توسط کویز و دکوتیز (۱۹۹۱) تدوین شده است و توسط مرادی و نعامی (۱۳۸۶) ترجمه و مورد استفاده قرار گرفته است. این پرسشنامه دارای هشت خرده مقیاس استقلال، انسجام، اعتماد، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری می باشد؛ که مجموعه ماده های مربوط به این هشت خرده مقیاس در ۴۰ عبارت تنظیم شده است. هر ماده دارای یک پاسخ پنج درجه ای از کاملاً مخالف تا کاملاً موافق می باشد (تعداد ماده ها برای هر یک از خرده مقیاس ها ۵ ماده می باشد) . نحوه پاسخ گویی به سوالات این پرسشنامه به این ترتیب است که آزمودنی پاسخ مورد نظر خود را از میان گزینه های مختلف یک پیوستار پنج درجه ای از نوع مقیاس لیکرت (کاملاً مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم، کاملاً موافقم) انتخاب می کند. نمره گذاری این آزمون به صورت ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، می باشد حداقل نمره برای هر خرده مقیاس در این پرسشنامه ۵ و حداکثر نمره ۲۵ می باشد. جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید. این پرسشنامه در پژوهش های مختلفی به کار گرفته شده است و ابزار مناسبی جهت سنجش فضای روانشناختی حاکم بر سازمان می باشد. کویز و دکوتیز (۱۹۹۱) برای تعیین روایی پرسشنامه فضای روانشناختی از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده نمودند. به منظور رسیدن به این هدف پرسشنامه را بر روی دو نمونه آماری اجرا کردند: نتایج حاصل حاکی از آن بود که عوامل تحلیل شده ۷۰ درصد واریانس سوالات را تبیین می نمودند . عوامل بر اساس سوالاتی که بار عاملی آن ها ۳۰/۰ یا بیشتر بود نام گذاری شدند و سؤالاتی که بار عاملی آن ها کمتر از ۳۰/۰ بود، حذف شدند . کویز و دکوتیز (۱۹۹۱) برای تعیین پایایی این پرسشنامه و جهت محاسبه همبستگی نمره هر سوال با نمره کل آزمون روش آلفای کرونباخ را به کار بردند. نتایج حاصل از این محاسبات رضایت بخش بودند . ضرایب آلفای گزارش شده برای هر خرده مقیاس دامنه ای بین ۸۰/۰ تا ۸۹/۰ داشتند، همچنین ضرایب همبستگی بین نمره هر سوال با نمره کل آزمون از ۳۹/۰ تا ۷۹/۰ متغیر بودند. مرادی و نعامی (۱۳۸۶) ضرایب روایی سازه ای و پایایی این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ محاسبه کرده اند که نتایج آن در جدول ۳-۱ گزارش شده است . جدول ۳-۱: روایی و پایایی پرسشنامه فضای روانشناختی در تحقیق مرادی و نعامی (۱۳۸۶) ابعاد فضای روانشناختی روایی پایایی (آلفای کرونباخ) استقلال ۷۳/۰ ۷۶/۰ انسجام ۷۵/۰ ۷۴/۰ اعتماد ۷۷/۰ ۸۰/۰ فشارکاری ۵۴/۰ ۷۵/۰ حمایت ۷۹/۰ ۸۰/۰ قدردانی ۹۰/۰ ۷۹/۰ عدالت ۷۹/۰ ۶۷/۰ نوآوری ۶۹/۰ ۷۰/۰ این جدول نشان می دهد که ضرایب روایی خرده مقیاس ها در سطح ۰۰۱/۰ > p معنی دار می باشد و ضرایب پایایی آن نیز در حد مطلوب می باشند. در پژوهش حاضر، پژوهشگر از روش آلفای کرونباخ، به منظور سنجش پایایی خرده مقیاس های این پرسشنامه استفاده کرده است. روایی این پرسشنامه نیز، از طریق همبسته نمودن نمره کل مؤلفه ها با نمره سوال روایی سنجی بدست آمده است که نتایج در جدول ۳-۲ ارائه شده است. جدول ۳-۲: روایی و پایایی پرسشنامه فضای روانشناختی در تحقیق حاضر (۱۳۹۳) ابعاد فضای روانشناختی روایی پایایی (آلفای کرونباخ) استقلال ۵۶/۰ ۷۴/۰ انسجام ۴۸/۰ ۷۸/۰ اعتماد ۵۲/۰ ۸۸/۰ فشارکاری ۵۸/۰ ۸۲/۰ حمایت ۴۶/۰ ۷۰/۰ قدردانی ۵۰/۰ ۷۶/۰ عدالت ۵۶/۰ ۷۴/۰ نوآوری ۶۰/۰ ۸۲/۰ این جدول نشان می دهد که ضرایب روایی خرده مقیاس ها در سطح ۰۰۱/۰ > p معنی دار می باشد و ضرایب پایایی آن نیز در حد مطلوب می باشند. ۳-۵-۲- پرسشنامه خودارزشیابی های محوری در پژوهش حاضر جهت سنجش خود ارزشیابی های محوری از پرسشنامه ای که توسط جاج، ارز، بونو و ثورسن (۲۰۰۳) تهیه شده است استفاده گردید. این پرسشنامه برای اولین بار در ایران توسط هاشمی شیخ شبانی و همکاران (۱۳۹۰) ترجمه و اعتباریابی شده است. این پرسشنامه شامل ۱۲ ماده است و چهار خرده مقیاس دارد که عبارتند از: عزت نفس، جایگاه مهار، خود کارآمدی و ثبات هیجانی. پاسخ ها روی مقیاس ۵ درجه ای پاسخ داده می شوند که از ۱ (کاملاً مخالفم) تا ۵ (کاملاً موافقم) تنظیم شده اند. حداقل نمره برای هر خرده مقیاس در این پرسشنامه ۳ و حداکثر نمره ۱۵ می باشد. نمره بالا در خرده مقیاس عزت نفس، معرف این است که ارزش کلی که فرد برای خود به عنوان یک انسان قایل است در سطح بالایی می باشد؛ نمره بالا در خرده مقیاس خودکارآمدی، معرف این است که ارزشیابی که فرد از نحوه عمل خود در موقعیت های مختلف به عمل می آورد در سطح بالایی است؛ نمره بالا در خرده مقیاس جایگاه مهار ، معرف این است که جایگاه مهار درونی یا انتساب علل رویدادها به عوامل درونی توسط فرد در سطح بالایی است؛ و بالأخره نمره بالا در خرده مقیاس ثبات هیجانی، معرف این است که تمایل فرد برای داشتن احساس امنیت و آرامش، بی پروا بودن و محکم بودن در سطح بالایی است؛ و واکنش پذیری کمتری نسبت به حوادث و رویدادهای روزمره از خود نشان می دهند. جاج، ارز، بونو و ثورسن (۲۰۰۳)، روایی همگرایی این پرسشنامه را از طریق همبستگی بین ۲ صفت تشکیل دهنده ۶۲/۰ در سطح (۰۰۱/۰> p) گزارش کردند. جاج و هارست (۲۰۰۷) نیز، روایی همگرایی این پرسشنامه را ۸۲/۰ در سطح (۰۰۱/۰> p ) گزارش کردند. جاج، ارز، بونو و ثورسن (۲۰۰۳)، پایایی پرسشنامه مذکور را با بهره گرفتن از روش همسانی درونی ۸۴/۰ و با بهره گرفتن از روش بازآزمایی ۸۱/۰ گزارش کردند. هم چنین، اسریواستاوا، لاک، جاج و آدامز (۲۰۱۰) نیز ضریب آلفای ۹۱/۰ را برای این مقیاس بدست آوردند.. در تحقیق حاضر پایایی بدست آمده با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ برای عزت نفس ۷۸/۰، برای خودکارآمدی ۸۲/۰، برای جایگاه مهار ۷۲/۰ و برای ثبات هیجانی ۷۴/۰ محاسبه شده است. همچنین، روایی عزت نفس، خود کارآمدی، جایگاه مهار و ثبات هیجانی از طریق همبسته نمودن نمره کل مؤلفه ها با نمره سؤال های روایی سنجی، به ترتیب ۵۶/۰، ۵۸/۰، ۶۲/۰ و ۵۸/۰ محاسبه شده است که همه این ضرایب در سطح ۰۰۱/۰ p< معنی دار می باشند. ۳-۵-۳- پرسشنامه اشتیاق شغلی در این پژوهش اشتیاق شغلی با بهره گرفتن از یک پرسشنامه ۱۷ ماده ای که توسط سالانوا و شائوفیلی (۲۰۰۱) ساخته شده، سنجیده شده است. این پرسشنامه برای اولین بار در ایران توسط ساعی و نعامی (۱۳۸۸) ترجمه و اعتباریابی شده است. پاسخ های این مقیاس از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم درجه بندی شده اند و نمره گذاری آن ها از ۱ تا ۵ می باشد. حداقل نمره در این پرسشنامه ۱۷ و حداکثر نمره ۸۵ می باشد. سالانوا و شائوفیلی (۲۰۰۱) در پژوهش خود جهت محاسبه روایی پرسشنامه اشتیاق شغلی نمره کل این پرسشنامه را با پرسشنامه های خشنودی شغلی، دلبستگی شغلی، تعهد سازمانی و توانمند سازی روانشناختی همبسته نمودند و ضرایب آن را به ترتیب ۵۸/۰، ۶۲/۰، ۵۶، و. ۶۸/۰ گزارش نموده اند. همچنین، سالانوا و شائوفیلی (۲۰۰۱) پایایی این پرسشنامه را به روش آلفای کرونباخ ۸۹/۰ به دست آورده اند. ساعی و نعامی (۱۳۸۸) پایایی این پرسشنامه را با بهره گرفتن از دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف به ترتیب ۹۰/۰ و ۸۴/۰ بدست آوردند. همچنین روایی سازه این پرسشنامه را از طریق مقایسه با فرسودگی شغلی سنجید و رابطه منفی بالایی بین این دو پرسشنامه یافتند (۴۱/۰- =r؛ ۰۰۱/۰P<) در پژوهش حاضر، پژوهشگر به منظور سنجش روایی این پرسشنامه نمرۀ کل پرسشنامه را با نمره سؤال کلی همبسته نموده است، و نتایج در جدول زیر گزارش شده است. همچنین، به منظور سنجش پایایی این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ، استفاده کرده است. جدول۳-۳: ضرایب روایی و پایایی پرسشنامه اشتیاق شغلی در تحقیق حاضر (۱۳۹۳) ضریب روایی ضریب پایایی شاخص های آماری همبسته کردن با نمره سؤال های کلی آلفای کرونباخ ۵۶/۰ ۸۲/۰ اشتیاق شغلی P<001/0 مندرجات این جدول نشان می دهد که ضرایب روایی و پایایی به دست آمده رضایت بخش هستند، و در سطح ۰۰۱/۰P< معنی دار می باشند. ۳-۶- روش اجرا روش اجرای پژوهش به این صورت بود که پس از انتخاب تصادفی کارکنان از بخش های مختلف شرکت گاز میانکوه، با هماهنگی و همیاری مدیران این بخش ها، با ارائه جدول زمان بندی و تعیین وقت قبلی با کارکنانی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، ارتباط برقرار گردید. ۳-۷- روش تحلیل داده ها در پژوهش حاضر به منظور توصیف وضعیت موجود از میانگین ، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمرات استفاده شده است. در تحلیل فرضیه های پژوهش، برای فرضیه های شماره ۱ و ۲ از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. همچنین، برای فرضیه های شماره ۳ و ۴ از رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار کامپیوتر ۱۸ spss انجام گرفته و سطح معنی داری مورد استفاده در این پژوهش (۰۵/۰) در نظر گرفته شده است. فصل چهارم یافته های پژوهش در این فصل با بهره گرفتن از روش های آماری مناسب، داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. این یافته ها در دو دسته طبقه بندی شده اند: الف) یافته های توصیفی متغیرهای پژوهش شامل میانگین، انحراف استاندارد، حداقل نمره و حداکثر نمره. ب) یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش. ۴-۱- یافته های توصیفی در این بخش یافته های توصیفی مربوط به متغیرهای اصلی پژوهش ارائه شده است. یافته های توصیفی مربوط به خودارزشیابی های محوری در جدول ۴-۱ ارائه شده است. جدول ۴-۱: یافته های توصیفی مربوط به خودارزشیابی های محوری شاخص های آماریمتغیرها میانگین انحراف معیار حداقلنمره حداکثرنمره عزت نفس ۵۵/۱۰ ۴۵/۳ ۳ ۱۵ خودکارآمدی ۹۷/۹ ۴۲/۳ ۳ ۱۵ ثبات هیجانی ۹۰/۱۰ ۶۰/۳ ۵ ۱۵ جایگاه مهار ۳۱/۱۰ ۳۱/۲ ۳ ۱۵ همان طور که در جدول ۴-۱ ملاحظه می شود میانگین و انحراف معیار نمره های کارکنان در پرسشنامه خودارزشیابی های محوری به ترتیب برابر است با: برای عزت نفس میانگین ۵۵/۱۰ و انحراف معیار ۴۵/۳، برای خودکارآمدی میانگین ۹۷/۹ و انحراف معیار ۴۲/۳، برای ثبات هیجانی میانگین ۹۰/۱۰ و انحراف معیار ۶۰/۳، و برای جایگاه مهار میانگین ۳۱/۱۰ و انحراف معیار ۳۱/۲ می باشد. یافته های توصیفی مربوط به پرسشنامه فضای روانشناختی در جدول ۴-۲ ارائه شده است. جدول ۴-۲: یافته های توصیفی مربوط به فضای روانشناختی شاخص های آماریمتغیر میانگین انحراف معیار حداقلنمره حداکثرنمره استقلال ۸۵/۱۹ ۸۶/۳ ۶ ۲۵ انسجام ۱۷/۱۸ ۳۷/۴ ۵ ۲۵ اعتماد ۴۸/۱۹ ۴۲/۴ ۵ ۲۵ فشار ۸۹/۱۴ ۳۷/۴ ۸ ۲۵ حمایت ۶۱/۱۸ ۷۷/۴ ۴ ۲۵ قدردانی ۲۹/۱۷ ۸۸/۳ ۵ ۲۵ انصاف ۰۸/۱۶ ۹۸/۲ ۸ ۲۵ نوآوری ۴۱/۱۸ ۴۰/۴ ۴ ۲۵ همان طور که در جدول ۴-۲ ملاحظه می شود میانگین و انحراف معیار نمره های کارکنان در پرسشنامه فضای روانشناختی به ترتیب برابر است با: برای استقلال میانگین ۸۵/۱۹ و انحراف معیار ۸۶/۳، برای انسجام میانگین ۱۷/۱۸ و انحراف معیار ۳۷/۴، برای اعتماد میانگین ۴۸/۱۹ و انحراف معیار ۴۲/۴، برای فشار میانگین ۸۹/۱۴ و انحراف معیار ۳۷/۴، برای حمایت میانگین ۶۱/۱۸ و انحراف معیار ۷۷/۴، برای قدردانی میانگین ۲۹/۱۷ و انحراف معیار ۸۸/۳، برای انصاف میانگین ۰۸/۱۶ و انحراف معیار ۹۸/۲، برای نوآوری میانگین ۴۱/۱۸ و انحراف معیار ۴۰/۴ می باشد. یافته های توصیفی مربوط به پرسشنامه اشتیاق شغلی در جدول ۴-۳ ارائه شده است. جدول ۴-۳: یافته های توصیفی مربوط به اشتیاق شغلی شاخص های آماریمتغیر میانگین انحراف معیار حداقلنمره حداکثرنمره اشتیاق شغلی ۴۹/۶۶ ۲۰/۱۰ ۱۷ ۸۸ همان طور که در جدول ۴-۳ ملاحظه می شود میانگین و انحراف معیار نمره های کارکنان در پرسشنامه اشتیاق شغلی شغلی عبارت است از: میانگین ۴۹/۶۶ و انحراف معیار ۲۰/۱۰ ۴-۲- یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش در این بخش جهت تعیین میزان همبستگی های ساده و چندگانه بین متغیرهای تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان استفاده شده است و نتایج بدست آمده در جداول زیر شرح داده شده است. ۴-۳-۱- فرضیه اول ” بین مؤلفه های فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد.” نتایج فرضیه شماره ۱ در جدول ۴-۴ ارائه شده است. جدول ۴-۴: ضرایب همبستگی بین فضای روانشناختی با اشتیاق شغلی تعداد نمونه سطح معنی داری(p) ضریب همبستگی® شاخص های آماریمتغیرهای های پیش بین متغیر ملاک ۳۱۰ ۰۰۱/۰ ۴۴/۰ استقلال اشتیاق شغلی ۰۰۱/۰ ۳۸/۰ انسجام ۰۰۱/۰ ۴۲/۰ اعتماد ۰۰۱/۰ ۲۶/۰- فشار ۰۰۱/۰ ۳۷/۰ حمایت ۰۰۱/۰ ۴۲/۰ قدردانی ۰۰۱/۰ ۲۱/۰ انصاف ۰۰۱/۰ ۳۹/۰ نوآوری همان طور که در جدول ۴-۴ مشاهده می شود، بین استقلال و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۴۴/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش استقلال، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین انسجام و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۳۸/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش انسجام ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین اعتماد و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۴۲/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش اعتماد ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین فشار و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (۲۶/۰- = r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش فشار ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان کاهش پیدا می کند و بالعکس. بین حمایت و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۳۷/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش حمایت ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین قدردانی و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۴۲/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش قدردانی ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین انصاف و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۲۱/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش انصاف ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین نوآوری و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۳۹/۰= r، ۰۱/۰ p<). به عبارت دیگر، با افزایش نوآوری ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. ۴-۳-۲- فرضیه دوم ” بین مؤلفه های خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد.” نتایج فرضیه شماره ۵ در جدول ۴-۵ ارائه شده است. جدول ۴-۵: ضرایب همبستگی بین خودارزشیابی های محوری با اشتیاق شغلی تعداد نمونه سطح معنی داری(p) ضریب همبستگی® شاخص های آماریمتغیرهای های پیش بین متغیر ملاک ۳۱۰ ۰۰۱/۰ ۳۶/۰ عزت نفس اشتیاق شغلی ۰۰۱/۰ ۲۳/۰ خودکارآمدی ۰۰۱/۰ ۳۲/۰ ثبات هیجانی ۰۰۱/۰ ۲۸/۰ جایگاه مهار همان طور که در جدول ۴-۵ مشاهده می شود، بین عزت نفس و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۳۶/۰ = r ، ۰۱/۰ p <). به عبارت دیگر، با افزایش عزت نفس، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۲۳/۰ = r، ۰۱/۰ p <). به عبارت دیگر، با افزایش خودکارآمدی ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین ثبات هیجانی و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۳۲/۰ = r، ۰۱/۰ p <). به عبارت دیگر، با افزایش ثبات هیجانی ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. بین جایگاه مهار و اشتیاق شغلی در کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (۲۸/۰ = r، ۰۱/۰ p <). به عبارت دیگر، با افزایش جایگاه مهار ، میزان اشتیاق شغلی کارکنان افزایش پیدا می کند و بالعکس. ۴-۳-۳- فرضیه سوم ” مؤلفه های فضای روانشناختی قادرند اشتیاق شغلی کارکنان را پیش بینی نمایند.” جدول ۴-۶ نتایج رگرسیون ابعاد هشت گانه فضای روانشناختی با اشتیاق شغلی کارکنان را نشان می دهد. جدول ۴-۶: نتایج رگرسیون ابعاد هشت گانه فضای روانشناختی با اشتیاق شغلی شاخص هایآماری متغیرهای پیش بین B β t P< R R2 F P< استقلال ۸۹۶/۰ ۲۸۹/۰ ۷۴۶/۵ ۰۰۱/۰ ۶۲۷/۰ ۳۹۳/۰ ۸۳/۲۳ ۰۰۱/۰ انسجام ۲۵۲/۰ ۰۹۱/۰ ۶۰۴/۱ ۱۱۰/۰ اعتماد ۳۸۷/۰ ۱۴۳/۰ ۸۱۸/۱ ۰۷۰/۰ فشار ۶۹۵/۰- ۲۵۳/۰- ۵۲۱/۵ ۰۰۱/۰ حمایت ۰۰۸/۰ ۰۰۳/۰ ۰۴۰/۰ ۹۶۸/۰ قدردانی ۵۸۳/۰ ۱۹۰/۰ ۸۰۷/۲ ۰۰۵/۰ انصاف ۱۴۹/۰ ۰۳۷/۰ ۶۷۱/۰ ۵۰۳/۰ نوآوری ۲۱۳/۰ ۰۷۹/۰ ۰۷۴/۱ ۲۸۴/۰ همان طور که در جدول ۴-۶ مشاهده می شود ضریب همبستگی چند گانه برابر با ۶۲۷/۰ = Rو ضریب تعیین به دست آمده برابر با ۳۹۳/۰=R2 می باشد. این امر بیانگر این است که مؤلفه های فضای روانشناختی جمعاً حدود ۳۹ درصد از اشتیاق شغلی کارکنان را تبیین می کنند. همچنین، با توجه به مقدار آماره ۸۳/۲۳ F= می توان نتیجه گرفت که ارتباط معنی داری بین مؤلفه های فضای روانشناختی با اشتیاق شغلی کارکنان در سطح ۰۰۱/۰ p< وجود دارد. این امر بیانگر این است که حداقل یکی از متغیرهای پیش بین در پیش بینی متغیر ملاک (اشتیاق شغلی) نقش دارند. به همین ترتیب، با توجه به ضرایب β معلوم می شود که از بین متغیرهای پیش بین، مؤلفه های استقلال، فشار و قدردانی بیشترین نقش را در تبیین اشتیاق شغلی کارکنان ایفا می کنند. ۴-۳-۴- فرضیه چهارم ” مؤلفه های خودارزشیابی های محوری قادرند اشتیاق شغلی کارکنان را پیش بینی نمایند.” جدول ۴-۷ نتایج رگرسیون ابعاد چهار گانه خودارزشیابی های محوری با اشتیاق شغلی کارکنان را نشان می دهد. جدول ۴-۷: نتایج رگرسیون ابعاد چهارگانه خودارزشیابی های محوری با اشتیاق شغلی شاخص هایآماری متغیرهای پیش بین B β t P< R R2 F P< عزت نفس ۵۳۱/۱ ۲۵۶/۰ ۴۱۸/۴ ۰۰۱/۰ ۴۴۱/۰ ۱۹۴/۰ ۲۵/۱۸ ۰۰۱/۰ خودکارآمدی ۱۵۲/۰ ۰۳۱/۰ ۵۱۱/۰ ۶۱۰/۰ ثبات هیجانی ۲۹۳/۱ ۲۰۳/۰ ۶۱۱/۳ ۰۰۱/۰ جایگاه مهار ۵۱۹/۰ ۱۰۱/۰ ۶۴۱/۱ ۱۰۲/۰ همان طور که در جدول ۴-۷ مشاهده می شود ضریب همبستگی چند گانه برابر با ۴۴۱/۰ = Rو ضریب تعیین به دست آمده برابر با ۱۹۴/۰=R2 می باشد. این امر بیانگر این است که مؤلفه های خودارزشیابی های محوری جمعاً حدود ۱۹ درصد از اشتیاق شغلی کارکنان را تبیین می کنند. همچنین، با توجه به مقدار آماره ۲۵/۱۸ F= می توان نتیجه گرفت که ارتباط معنی داری بین مؤلفه های خودارزشیابی های محوری با اشتیاق شغلی کارکنان در سطح ۰۰۱/۰ p< وجود دارد. این امر بیانگر این است که حداقل یکی از متغیرهای پیش بین در پیش بینی متغیر ملاک (اشتیاق شغلی) نقش دارند. به همین ترتیب، با توجه به ضرایب β معلوم می شود که از بین متغیرهای پیش بین، مؤلفه های عزت نفس و ثبات هیجانی بیشترین نقش را در تبیین اشتیاق شغلی کارکنان ایفا می کنند. فصل پنجم بحث و نتیجه گیری در این فصل به نتیجه گیری و بحث پیرامون نتایج بدست آمده در فصل چهارم پرداخته خواهد شد. به این منظور ابتدا هر یک از فرضیه ها مطرح شده و نتایج بدست آمده در رابطه با آن ارائه می شود. سپس با ارائه شواهد پژوهشی مربوط به هر فرضیه دلایل احتمالی تأیید و یا رد هر فرضیه مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. همچنین به محدودیت های پژوهشی، پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی اشاره می شود. به طور کلی یافته های این پژوهش در سه بخش جداگانه مورد بحث و بررسی قرار می گیرند: الف- تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش ب- محدودیت های پژوهش ج- پیشنهادهای نظری و کاربردی ۵-۱- تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش به منظور بررسی فرضیه های ۱ و ۳ مبنی بر وجود رابطه ساده و چندگانه بین ابعاد فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) با اشتیاق شغلی کارکنان از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان استفاده شد. نتایج همبستگی های ساده نشان داد که بین ابعاد مثبت فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، و بین مؤلفه فشار با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه منفی و معنی داری وجود داشت. همچنین، نتایج همبستگی های چندگانه نشان داد که بین ابعاد فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه چندگانه معنی داری وجود دارد، و ابعاد هشت گانه فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) قادرن اشتیاق شغلی کارکنان را پیش بینی نمایند. نتایج حاصل از آزمودن این فرضیه ها، با نتایج توکیوناگا (۲۰۱۲)، احمد و همکاران (۲۰۱۲)، آبراهام (۲۰۱۲)، هوقس و همکاران (۲۰۰۸) و ساکس (۲۰۰۶) مطابقت دارد. طبق الگوی اشتیاق شغلی محیط کار موجب ایجاد اشتیاق شغلی در کارکنان می گردد، و متعاقباً اشتیاق شغلی نیز به پیامدهای مثبت در محیط کار منجر می شود. حمایت همکاران و سرپرست، بازخورد از عملکرد، تنوع وظیفه و استقلال و فرصت های یادگیری از جمله این منابع شغلی هستند که اشتیاق شغلی کارکنان را افزایش می دهند. منابع شخصی نیز، جنبه هایی از خود فرد هستند که بیانگر احساس افراد از توانایی کنترل و اثرگذاری موفقیت آمیز بر محیط شان می باشند. عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار از مهم ترین منابع شخصی هستند که بر اشتیاق شغلی اثر مثبت دارند. بنابراین منابع شغلی و شخصی می توانند با اثرگذاری بر اشتیاق شغلی بر پیامدهای مهمی در محیط کار اثر بگذارند (باکر و دمروتی، ۲۰۰۸). مروری بر پژوهش های انجام شده در حوزه رفتار سازمانی نشان می دهد که فضای روانشناختی مثبت نیز، به عنوان ترکیبی از منابع شغلی میتواند منبعی مؤثر در تولید اشتیاق شغلی کارکنان باشد. فضای روانشناختی پدیدهای چندبعدی است که ماهیت ادارک کارکنان از تجارب درون سازمان را توصیف می کند که بنابر نظر کویز و دکوتیز (۱۹۹۱) شامل هشت بعد استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری میباشد. در متون پژوهشی علوم سازمانی، به ادراکات فضای روانشناختی توجّه زیادی شده است و این ادراکات برای پیش بینی انواع متغیّرهای سازمانی و فردی مورد استفاده قرار گرفته اند. در سطح تحلیل فردی، پژوهشگران روابطی را بین ادراکات کارکنان از محیط کاری و پیامدهایی از قبیل خشنودی شغلی، فرسودگی، اشتیاق شغلی، رفتار مدنی سازمانی و عملکرد شغلی گزارش داده اند. هنگامی که بر سطح سازمانی یا گروهی متمرکز شویم، ادراکات فضای روانشناختی برای پیش بینی پیامدهای سطح گروهی مانند میزان تصادفات، رضایت مشتری و عملکرد مالی مورد استفاده قرار می گیرد. بر مبنای این فرض که ادراکات کارکنان هم بر پیامدهای سازمانی و هم بر پیامدهای فردی تأثیرات مهمی داشته اند، برّرسی فضای روانشناختی به عنوان ابزاری تشخیصی برای بهبود و تغییر سازمان در موقعیّت های کاربردی در سطح گسترده مورد استفاده قرار گرفته است (چارچ و وکلاوسکی[۱۱۳]، ۱۹۹۸؛ به نقل از پارکر و همکاران، ۲۰۰۳). همچنین، مطالعات تجربی به این نتیجه رسیده اند که ادراکات فضای روانشناختی بر بسیاری از رفتارهای شغلی دیگر نیز اثر دارند. پژوهش های قبلی بیان نموده اند که بهبود در فضای روانشناختی منجر به اعتماد بیشترِ فرد به دیگران و توافق بیشتر با سایر افراد می گردد. ادراک انسجام بیشتر در فضا منجر به این می شود که کارکنان به مصرف کنندگان علاقۀ بیشتری داشته باشند، و هنگامی که برای آن ها سؤال یا مسئله ای پیش آید تمایل بیشتری به کمک به آن ها دارند. به علاوه، قدردانی مثبت از کارکنان باعث می گردد رفتارها و احساسات مثبت تری نسبت به سایرین و به ویژه مصرف کنندگان نشان دهند. بنابراین احتمالاً به واسطۀ افزایش ادراکات انسجام و قدردانی مشتری مداری افزایش می یابد (مارتین و بوش، ۲۰۰۶). متون پژوهشی مهم و برجسته بیان می کنند هنگامی که کارکنان توانایی بالقوّۀ خود برای ارضای نیازهای روانشناختی شان در محیط کار را درک کنند، به صورت کامل تری به کار می پردازند و زمان و تلاش بیشتری را صرف کار سازمانی می کنند. بیان شده است که چنین فرایندهایی به بهروری و رقابت سازمانی بیشتری منجر می گردد. گر چه برخی از شواهد پیشنهاد می کنند که ادراکات مساعد و مطلوب کارکنان از محیط سازمانی به عملکرد بالا و عالی منجر می گردد، لازم به ذکر است که ادراکات مساعد و مطلوب کارکنان از محیط سازمانی با اشتیاق شغلی، تلاش و کوشش سازمانی و عملکرد سازمانی رابطه ای مثبت دارد. هنگامی که کارکنان محیط سازمانی را به صورت مثبتی درک نمایند، آن ها احتمالاً اهداف فردی شان را با اهداف سازمانی همسان و مرتبط می سازند و تلاش بیشتری برای رسیدن به آن ها انجام می دهند. تغییر و تنوّع در ادراکات که فضای روانشناختی را تشکیل می دهند، احتمالاً نتیجه تفاوت های فردی بین کارکنان، تفاوت در موقعیّت ها (مانند اشکال و رویه های محیط سازمانی) و تفاوت در تعامل شخص و موقعیّت است. سوگیری های ادراکی و سایر عوامل فردی ممکن است برای افرادی متفاوت از محیطی یکسان، ادراکات متفاوتی به وجود آورد. برای مثال پژوهش در مورد مبادلۀ رهبر- عضو نشان داده است، تنوّع قابل ملاحظه ای در ادراکات کارکنان از محیط سازمانی وجود دارد، حتّی در ادراکات کارکنانی که توسّط مدیر مشترکی هدایت می شوند. مدیری مشترک ممکن است با کارکنان متفاوت به خاطر عوامل ارتباطی دو نفره و یا تفاوت در سطح توانایی وتفاوت در میزان میل به مشارکت در اهداف سازمانی به صورت متفاوتی رفتار کند (دینیش و لیدن[۱۱۴]، ۱۹۸۶). مطالعات تجربی روابط بین فضای کلی یا ابعاد کلی فضای روانشناختی با خشنودی شغلی، عملکرد، فشار روانی و روابط تعاملی رهبر- پیرو را تأیید نموده اند. ادراکات فردی در مورد فضا، به همین ترتیب با پیامدهای عاطفی و رفتاری ارتباط دارد. برای مثال فضای به روز کردن فن آوری با تعهّد، خشنودی و عملکرد ارتباط دارد و فضای عادلانه با تعهّد و رفتارهای جامعه یار ارتباط دارد. مطالعات مقطعی نشان داده اند که فضای واحد یا سازمان با عملکرد، رفتار جامعه یار، تصادفات، خشنودی، تعهّد، جابجایی، غیبت و اشتیاق شغلی در ارتباط است (اُستروف، ۱۹۹۳). بطور کلی، می توان نتیجه گیری نمود که ادراکات فضای روانشناختی عاملی مهم در ارتقای اشتیاق شغلی کارکنان شرکت گاز میانکوه محسوب می شود، و توجه به آن و ارتقای انواع این ادراکات مطلوب در کارکنان می تواند باعث بالا رفتن میزان بهره وری در آن ها شود. به منظور بررسی فرضیه های ۲ و ۴ مبنی بر وجود رابطه ساده و چندگانه بین خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی کارکنان از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان استفاده شد. نتایج همبستگی های ساده نشان داد که بین خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین، نتایج همبستگی های چندگانه نشان داد که بین خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی کارکنان رابطه چندگانه معنی داری وجود دارد، و ابعاد چهارگانه خودارزشیابی های محوری قادرند اشتیاق شغلی کارکنان را پیش بینی نمایند. نتایج حاصل از آزمودن این فرضیه ها، با نتایج ادوین و نائومی (۲۰۱۲)، دی کاسیو و همکاران (۲۰۱۱)، بزمن و المرس (۲۰۰۷)، رای و کراپانزونا (۲۰۰۴)، و حاجی کریمی، رضاییان، عالم تبریز، و سلطانی (۱۳۹۱) مطابقت دارد. اخیراً پژوهش های متعددی به بررسی یک ویژگی شخصیتی بزرگ تحت عنوان خودارزشیابی های محوری پرداخته اند. این سازه را جاج، لاک و دورهام (۱۹۹۷) برای اولین بار معرفی کرده اند. به نظر آن ها خودارزشیابی های محوری یک صفت گسترده، مکنون و مرتبه بالاتری است که در ادبیات شخصیت با چهار صفت شخصیتی مشخص می شود. این چهار صفت عبارتند از: عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار. طبق الگوی اشتیاق شغلی محیط کار موجب ایجاد اشتیاق شغلی در کارکنان می گردد، و متعاقباً اشتیاق شغلی نیز به پیامدهای مثبت در محیط کار منجر می شود. حمایت همکاران و سرپرست، بازخورد از عملکرد، تنوع وظیفه و استقلال و فرصت های یادگیری از جمله این منابع شغلیهستند که اشتیاق شغلی کارکنان را افزایش می دهند . منابع شخصی نیز، جنبه هایی از خود فرد هستند که عموما ًبا تاب آوری همراه هستند و بیانگر احساس افراد از توانایی کنترل و اثرگذاری موفقیت آمیز بر محیط شان می باشند . تاب آوری، خودکارآمدی، خوش بینی و عزت نفس از مهم ترین منابع شخصی هستند که بر اشتیاق شغلی اثر مثبت دارند بنابراین منابع شغلی و شخصی می توانند با اثرگذاری بر اشتیاق شغلی بر پیامدهای مهمی در محیط کار اثر بگذارند (باکر و دمروتی، ۲۰۰۸). تابآوری، خوشبینی، خودکارآمدی و عزت نفس از منابع شخصی هستند که در الگوی اشتیاق شغلی بهعنوان عوامل موجد اشتیاق شغلی مطرح شدهاند. خود ارزشیابیهای محوری که صفات چهارگانه عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار را در بر میگیرد به عنوان یک منبع شخصی مهم میتواند اشتیاق شغلی کارکنان را پیشبینی کند (ریچ و همکاران، ۲۰۱۰). جاج، لاک و دورهام (۱۹۹۸) مفهوم خود ارزشیابی های محوری را معرفی کردند تا نگرش ها و رفتارهای کارکنان را توضیح دهند . خود ارزشیابی های محوری به عنوان ارزیابی ها و سنجش های اساسی و بنیادی که افراد از ارزش ها، شایستگی ها، صلاحیت ها (عمل کردن، سازگاری، موفقیت و پشتکار، استعدادها و توانایی هایشان (کنترل کردن زندگی)) انجام می دهند، تعریف شده است. این ارزیابی ها از طیف مثبت تا منفی تغییر می کنند. افراد با خودارزشیابی های محوری بالا قادرند تا جنبه های گوناگون کار و زندگی را به شیوه ای مثبت ادراک کنند. رویدادهای زندگی را مثبت تر ببینند، به دنبال موقعیت های مثبت تری هستند و از موقعیت های منفی اجتناب می کنند. این افراد کار را بعنوان چالشی می بینند که ممکن است به عنوان عامل انگیزشی بنیادی که بطور مثبتی بر رفتار آن ها اثر می گذارد عمل کند و همین رویدادهای مثبت در سازمان می تواند کشش دلبستگی به سازمان و احساس تعهد را پرورش دهد (کیتینگر، والک، کوپ و وونث، ۲۰۰۹). جاج و هارست (۲۰۰۸) استدلال کردند که افراد با خودارزشیابی های محوری بالا موقعیت ها و شرایط را مثبت تر خواهند دید، خودشان را بیشتر شایسته منفعت ها و مزایای می دانند که بوسیله موقعیت های مطلوب و مثبت به آن ها اعطا می شود و سخت تر کار خواهند کرد تا این مزایا و فواید را به دست آورند. این افراد رویدادها را بعنوان فرصت تعبیر و تفسیر می کنند به جای این که آن ها را به عنوان تهدید تلقی کنند و هم چنین باعث می شود که دنیا را بعنوان مکانی قابل کنترل ببینند. در کل افراد با خودارزشیابی های محوری بالاتر با انگیزه ترند تا بهتر عمل کنند، تمایل دارند تا مشاغل چالش انگیز را بیشتر انتخاب و حفظ نمایند و از شغل و زندگی شان خشنودترند، سطوح پائین تری از استرس و تعارض را گزارش می کنند، بهتر می توانند خود را با تغییرات سازگار کنند و از مزایا و فرصت ها استفاده می کنند. این افراد به دنبال سطوح بالاتری از چالش ها در کارراهه شان هستند و موقعیت کار راهه بیشتری دارند و پاداش های بیشتری را از موقعیت های کارراهه شان تجربه می کنند. همچنین این افراد در موقعیت هایی که مستلزم روابط بین فردی مثبت است با شرایط استرس زا یا در شرایطی که مستلزم تحمل فشار روانی است بهتر عمل می کنند و از سلامت جسمانی بهتری برخوردارند (جاج، ۲۰۰۹). افراد با خودارزشیابی های محوری مطلوب قادر هستند تا با موانع بیرونی سازگار شوند و هیجانات و نگرش های مطلوب و مفید را تجربه کنند، در مقابل افراد با خودارزشیابی های محوری ضعیف اعتقاد دارند که اعمال شان بیهوده است یا این که برای اصلاح شرایط نامساعد کار اندکی می توانند انجام دهند. بنابراین مستعد تجربه کردن هیجانات و عواطف منفی هستند. افراد با خودارزشیابی های محوری بالا افرادی هستند مثبت نگر با اعتماد به نفس، موثر، کارآمد و سازگار، به قدرت عاملیت شان باور دارند و برای خودشان ارزش و احترام زیادی قائل اند. و نهایتاً این که، کارکنانی که خودارزشیابی های محوری بالاتری دارند اشتیاق شغلی بالاتر دارند و استرس زاهای کمتری را تجربه می کنند. تجارب این حالات و نگرش ها موجب می شود که عملکرد بهتر و میل کمتری به ترک شغل خود داشته باشند (ریچ و همکاران، ۲۰۱۰). بنابراین، با توجه به توضیحات ذکر شده و استناد به پیشینه پژوهشی موجود می توان نتایج بدست آمده حاصل از رابطه بین بین خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی کارکنان شرکت گاز میانکوه را این چنین تبیین کرد که، احتمالاً کارکنان این سازمان دارای خودارزشیابی های محوری مثبتی(عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) بوده اند که این عوامل باعث بالا رفتن اشتیاق شغلی در آن ها شده است. به طوری که با اجتناب از اشتغال ذهنی مداوم به ضعف ها و سوءعملکردهای خود، به قوت ها و کیفیت های مطلوب آن ها توجه کرده و عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار را در خود افزایش داده و بدین وسیله اشتیاق شغلی را در خود افزایش داده اند. ۵-۲- محدودیت های پژوهش ۵-۲-۱- در اختیار محقق ۱- نتایج تحقیق حاضر مربوط به کارکنان اداره شرکت گاز میانکوه می باشد می باشد، لذا تعمیم نتایج آن به سایر بخش ها و سازمان های دیگر با محدودیت مواجه است. ۲- پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است، در نتیجه یافته های آن در مقایسه با روش های آزمایشی و شبه آزمایشی از قاطعیت کمتری برخوردارند. ۳- در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردیده که جنبۀ خود گزارش دهی دارد. لذا در تحقیقات آتی نیاز به اندازه گیری های عینی تر نظیر مشاهده رفتار در محیط طبیعی کار و گزارش همتایان نیز می باشد. ۵-۲-۲- خارج از اختیار محقق ۱- عدم اعتماد کارمندان به پیاده سازی نتایج طرح های تحقیقاتی مربوط به منابع انسانی که خود منجر به پایین آمدن تعهد آن ها در ارائه پاسخ صادقانه به سؤالات پرسشنامه می شود. ۲- عدم همکاری مناسب برخی از مدیران و کارمندان بدلیل کمبود وقت پرسنل آن ها ۳- عدم حضور برخی از کارمندن به منظور تکمیل پرسشنامه ها با توجه به زمان بندی از قبل تعیین شده، و یا مخدوش بودن برخی از پرسشنامه های ارجاع داده شده توسط پرسنل بخش های مختلف اداری. ۵-۳- پیشنهادهای پژوهشی ۱٫ توصیه می شود رابطه جو روانشناختی ادراک شده با دیگر متغیرهای سازمانی از قبیل تعهد سازمانی، رفتارهای ضد تولید، نیت ترک شغل، و … مورد بررسی قرار گیرد. ۱٫ توصیه می شود رابطه خودارزشیابی های محوری با دیگر متغیرهای سازمانی از قبیل دلبستگی شغلی، خشنودی شغلی، رفتارهای نوآوارانه سازمانی و … مورد بررسی قرار گیرد. ۳٫ پیشنهاد می شود پژوهش هایی در خصوص پیامدهای اشتیاق شغلی صورت پذیرد و رابطه اشتیاق شغلی با متغیرهای دیگر، مثل اثربخشی و کارایی، رفتارهای مدنی سازمانی و … نیز مورد مطالعه قرار گیرد. ۴٫ پیشنهاد می شود پژوهش های بعدی با به کار بستن روش های آزمایشی و شبه آزمایشی و با بهره گرفتن از ابزارهایی همچون، مشاهده و مصاحبه، روابط علُی بین متغیرهای این پژوهش را مشخص کنند. ۵-۴- پیشنهادهای کاربردی (مبنی بر نتایج تحقیق) ۱٫ بر اساس یافته های ارائه شده در جدول (۴-۴)، مبنی بر وجود رابطه معنی دار بین ابعاد مثبت و منفی فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) با اشتیاق شغلی کارکنان، به مدیران و مسئولان شرکت گاز میانکوه پیشنهاد می شود که برای بهتر شدن اشتیاق شغلی و رساندن آن در حد بهینه، کمک کنند تا کارکنان ادراک مثبتی از محیط کار و فضای روانی حاکم بر آن داشته باشند ۲٫ بر اساس یافته های ارائه شده در جدول (۴-۵)، مبنی بر وجود رابطه مثبت و معنی دار بین خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی در کارکنان، به مدیران و مسئولان شرکت گاز میانکوه پیشنهاد می شود که برای بهتر شدن اشتیاق شغلی و رساندن آن در حد بهینه، به عوامل شخصیتی مثبت تأثیرگذار در محیط کار توجه ویژه نمایند. ۳٫ بر اساس یافته های ارائه شده در جدول (۴-۶)، مبنی بر وجود رابطه چندگانه و معنی دار بین مؤلفه های فضای روانشناختی (استقلال، اعتماد، انسجام، فشار، حمایت، قدردانی، انصاف و نوآوری) با اشتیاق شغلی در کارکنان، و نقش بیشتر مؤلفه های استقلال، فشار و قدردانی در افزایش اشتیاق شغلی آن ها، به مدیران و مسئولان شرکت گاز میانکوه پیشنهاد می شود که برای بهتر شدن اشتیاق شغلی کارکنان، کمک کنند تا زمینه های تقویت این مؤلفه های مثبت روانی (استقلال و قدردانی) و کاهش فشار در محیط کار فراهم شود تا اشتیاق شغلی در آن ها افزایش بیشتری یابد. ۴٫ بر اساس یافته های ارائه شده در جدول (۴-۷)، مبنی بر وجود رابطه چندگانه و معنی دار بین مؤلفه های خودارزشیابی های محوری (عزت نفس، خودکارآمدی تعمیم یافته، ثبات هیجانی و جایگاه مهار) با اشتیاق شغلی در کارکنان، و نقش بیشتر عزت نفس و ثبات هیجانی در افزایش اشتیاق شغلی آن ها، به مدیران و مسئولان شرکت گاز میانکوه پیشنهاد می شود که برای بهتر شدن اشتیاق شغلی کارکنان کمک کنند تا زمینه های تقویت این ابعاد شخصیتی در محیط کار افزایش یابد. ضمایم بسمه تعالی پاسخگوی محترم/ همکار گرامی: پرسشنامه های زیر مربوط به یک پایان نامه دانشجویی در سطح کارشناسی ارشد است. جای بسی خوشبختی است که جنابعالی به عنوان یکی از اعضای جامعه آماری در این پژوهش مشارکت می کنید. لطفاً هر یک از جملات را به دقت مطالعه نموده و گزینه ای که با نظر شما تناسب بیشتری دارد را انتخاب کنید. لازم به ذکر است که نیازی به درج نام و نام خانوادگی شما بر روی پرسشنامه نیست. تنها خواهشمند است عنایت فرموده و با رعایت صداقت، نظر واقعی خود را ارائه کنید و هیچ سؤالی را بدون پاسخ نگذارید. از همکاری شما صمیمانه سپاسگذاریم. سن: ………………………………………. سابقه کار: ……………………………………… جنسیت: مرد c زن c سطح تحصیلات: دیپلم c فوق دیپلم c لیسانس c فوق لیسانس و بالاتر c وضعیت تأهل: مجرد c متأهل c نوع استخدام: رسمی c پیمانی c قراردادی c پرسشنامه خودارزشیابی های محوری نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی ردیف گزینه هاعبارات کاملاًموافقم موافقم بی نظرم مخالفم کاملاً مخالفم ۱ مطمئنم در زندگی به موفقیتهایی که سزاوار آن هستم، دست پیدا می کنم. ۲ گاهی اوقات احساس افسردگی می کنم. ۳ وقتی تلاش می کنم، معمولاً موفق می شوم. ۴ گاهی اوقات وقتی شکست می خورم، احساس بی ارزشی می کنم. ۵ وظایفم را به نحو رضایت بخشی انجام می دهم. ۶ برخی اوقات احساس می کنم بر کارم کنترل ندارم. ۷ به طور کلی از خودم راضی ام. ۸ به لیاقت و شایستگی خودم شک دارم. ۹ خودم را عامل آنچه در زندگی ام اتفاق می افتد، می دانم. ۱۰ تصور می کنم موفقیت شغلی ام در کنترلم نیست. ۱۱ می توانم بسیاری از مشکلاتم را خودم حل کنم. ۱۲ گاهی اوقات همه چیز به نظرم غمگین می رسد و احساس ناامیدی می کنم. پرسشنامه فضای روانشناختی حاکم بر سازمان ردیف عبارات کاملاً مخالفم مخالفم بی نظرم موافقم کاملاً موافقم ۱ بیشتر تصمیم هایی که مربوط به شفلم هستند، خودم می گیرم. ۲ روش انجام کارم را خودم تعیین می کنم. ۳ برنامه ریزی ها و زمان های انجام کارم را خودم تعیین می کنم. ۴ میزان انجام کارم را خودم تعیین می کنم. ۵ من خودم کارم را به هر نحوی که فکر کنم درست است، انجام می دهم . ۶ کارکنان این سازمان حتی در خارج از سازمان نیز، مایل هستند به همدیگر کنند. ۷ کارکنان این سازمان تمایل دارند که با همدیگر باشند. ۸ کارکنان این سازمان به همدیگر علاقمند هستند. ۹ یک روح تیمی قوی بین کارکنان این سازمان حاکم است. ۱۰ احساس می کنم که نقاط مشترک زیادی با کارکنان این سازمان دارم. ۱۱ من می توانم بر روی رئیسم حساب کنم تا چیزهایی که بصورت محرمانه به او می گویم، نزد خود نگه دارد. ۱۲ رئسم یک فرد کاملاً امینی است. ۱۳ رئیسم فردی است که به راحتی می توانم با او کنار بیایم. ۱۴ رئیسم از تعهداتی که به من دارد پیروی می کند. ۱۵ رئیسم به هیج وجه مشورت با نصیحت بدخواهانه به من نمی کند. ۱۶ من کارهای خیلی زیادی دارم، اما وقت کمی برای انجام آن ها دارم. ۱۷ این سازمان محل مناسبی برای کار کردن است. ۱۸ در منزل گاهی اوقات از صدای زنگ تلفن می ترسم، زیرا فکر می کنم که ممکن است کسی از سازمان در مورد یک مشکل کاری زنگ زده باشد. ۱۹ احساس می کنم که هیچ روز تعطیلی ندارم. ۲۰ تعداد زیادی از کارکنان در این سازمان هستند که در اثر کار زیاد دچار فرسودگی شغلی هستند. ۲۱ وقتی به رئیسم نیاز پیدا می کنم می توانم روی آن حساب کنم. ۲۲ رئیسم مایل است که در سازمان پیشرفت کنم. ۲۳ رئیسم صد در صد پشتیبان من است. ۲۴ صحبت با رئیسم در مورد مشکلات مربوط به کار راحت است. ۲۵ رئیسم از من پشتیبانی می کند و اجازه می دهد که از اشتباهاتم تجربه اندوزی کنم. ۲۶ وقتی کاری را خوب انجام می دهم، می توانم روی تشویق سازمان حساب کنم. ۲۷ تنها زمانی می شنوم در مورد کارم صحبت می شود که در آن اشتباه کرده باشم. ۲۸ رئیسم با نقاط قوت من آشناست و من را با آن ها آشنا می کند. ۲۹ رئیسم خیلی سریع از انجام کار خوب قدردانی می کند. ۳۰ رئیسم از من به عنوان الگویی از آن چه باید انجام شود، استفاده می کند. ۳۱ من می توانم روی رئیسم حساب کنم. ۳۲ اهداف و تکالیف شغلی که رئیسم برای من تعیین می کند، منطقی هستند. ۳۳ رئیسم حق مرا آن طور که باید و شاید نمی دهد. ۳۴ رئیسم پارتی بازی می کند. ۳۵ اگر رئیسم کسی را اخراج کند حتماً سزاوار آن بوده است. ۳۶ رئیسم اظهار عقیده را تشویق می کند. ۳۷ رئیسم دوست دارد که من راه های جدیدی را برای انجام کار آزمایش کنم. ۳۸ رئیسم مرا تشویق می کند تا روش انجام کارها را بهبود بخشم. ۳۹ رئیسم مرا تشویق می کند تا راه های جدیدی برای مشکلات قدیمی پیدا کنم. ۴۰ رئیسم همواره در مورد راه های جدید انجام کارها صحبت می کند. پرسشنامه اشتیاق شغلی ردیف عبارت ها همیشه اغلب اوقات معمولاً گاهی اوقات بندرت هرگز ۱ وقتی صبح از خواب بیدار می شوم، احساس خوبی از رفتن به سر کار دارم. ۲ در حین انجام کارم، احساس می کنم سرشار از انرژی هستم. ۳ من همیشه در کارم پشتکار و استقامت دارم، حتی هنگامی که کارها خوب انجام نگیرند. ۴ من می توانم کارها را تا مدت زمان زیادی ادامه دهم. ۵ در انجام کارها کشش ذهنی بالایی دارم. ۶ در کارم، احساس قدرت و نیرومندی می کنم. ۷ کارم برای من چالش انگیز است. ۸ کارم به من روحیه می دهد. ۹ من شیفته و مشتاق کارم هستم. ۱۰ من به شغلم افتخار می کنم. ۱۱ شغل من دارای معنا و هدف است. ۱۲ وقتی در حال کار کردن هستم، چیزهای دور و برم را فراموش می کنم. ۱۳ وقتی مشغول کار می شوم، زمان برایم به سرعت می گذرد. ۱۴ وقتی در حال انجام دادن کارم هستم، به چیزهای دیگر فکر نمی کنم. ۱۵ جدا شدن از کارم برایم سخت است. ۱۶ هنگام کار کردن، غرق کارم می شوم. ۱۷ وقتی شدیداً مشغول به کار می شوم، احساس خوشحالی می کنم. ۱۸ به طور کلی با توجه به ابعاد مختلف، من به کارم علاقه زیادی دارم و مایلم خودم را درگیر انجام امور شغلی خود کنم و مشکلات موجود در انجام کارم را رفع نمایم. منابع منابع فارسی آخربین، پیمان ؛ زاهد بابلان، عادل و نقی زاده باقی، عباس. (۱۳۹۲). «بررسی رابطه سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی با اشتیاق شغلی پرستاران اردبیل»، همایش ملی پژوهشهای کاربردی در ارتقای سلامت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان. ارشدی، نسرین؛ نیسی، عبداکاظم؛ دادرس، مهسا (۱۳۹۱). اثر مستقیم و غیرمستقیم خودارزشیابی های محوری بر خشنودی شغلی، تعهد سازمانی و عملکرد شغلی. روانشناسی معاصر، ۴۸-۳۵، (۱)۷٫ پور عباس، علی. (۱۳۸۷). «تأثیر منابع و تقاضاهای شغلی بر فرسودگی و اشتیاق شغلی کارکنان مجتمع فولاد مبارکه اصفهان». پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه اصفهان. پورعباس، علی. (۱۳۸۷). اثر بخشی شرکت در کارگاه های خودکارآمدی حرفه ای بر اشتیاق شغلی کارمندان دانشگاه اصفهان. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مشاوره شغلی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان. تقی پور، آذین. (۱۳۸۸). «بررسی رابطه علی بین فرهنگ سازمانی با اشتیاق شغلی، انگیزش شغلی و رفتارهای نوآورانه با میانجیگری توانمندسازی روانشناختی در بین کارکنان شرکت ملی حفاری ایران». پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز. حسن زاده، رسول (۱۳۹۱). بررسی رابطه میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان در دستگاه های اجرایی شهرستان کاشمر. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت. خسروی، ولی ا… (۱۳۸۹). بررسی رابطه هویت سازمانی، انگیزش کارراهه و مالکیت روانشناختی با انگیزش شغلی و اشتیاق کاری در کارکنان شرکت گاز استان خوزستان. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی، دانشگاه شهید چمران اهواز. ساعی، الهام (۱۳۸۸) بررسی رابطه برخی متغیرهای انگیزشی هدف گذاری، عدالت سازمانی، کنترل شغلی، خودکارآمدی شغلی و خود تنظیمی با توانمندسازی روانشناختی و التزام کاری در یک کارخانه صنعتی اهواز. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی، دانشگاه شهید چمران اهواز. سودانی، منصوره؛ شفیع آبادی، عبدا…؛ یادگاری، الهام؛ و محمدی، کبریز (۱۳۸۸). اثربخشی آموزش روش های گروهی خلاقیت برافزایش اشتیاق شغلی کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران اهواز. سومین کنفرانس ملی خلاقیت شناسی، TRIZ و مهندسی و مدیریت نوآوری ایران. شریفی، سمانه؛ سلیمی، قربانعلی؛ احمدی، سید احمد (۱۳۸۹). بررسی رابطه ی ویژگی های شخصیتی با تعهد سازمانی در مدیران و معلمان مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرستان خوانسار. فصلنامه ی علمی- پژوهشی رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، سال اول، شماره ی۴، صص ۸۱- ۱۰۶ شهبازی، سپیده. (۱۳۹۱). «تأثیر آموزش سرمایه روانشناختی بر عملکرد شغلی و اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت کیسون». پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز. میرحیدری، اشرف؛ سیادت، سیدعلی؛ هویدا، رضا و عابدی، محمدرضا (۱۳۹۱). رابطه یادگیری سازمانی و خودکارآمدی مسیر شغلی با اشتیاق کاری مدیران. فصلنامه علمی – پژوهشی رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، سال سوم ، شماره۲، صص ۱۵۴- ۱۳۹ میرزادارانی، حمیده. (۱۳۹۲). «اشتیاق شغلی دریچهای به سوی نشاط اجتماعی»، مجله علوم اجتماعی، شماره ۶۲، صص ۶۲-۷۰٫ تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی نادری، عزت اله؛ سیف نراقی، مریم (۱۳۸۵). روش تحقیق در علوم انسانی ( با تأکید بر علوم تربیتی). تهران: انتشارات بدر. هاشمی شیخ شبانی، سید اسماعیل؛ بشلیده، کیومرث؛ تقی پور، منوچهر؛ نیسی، عبدالکاظم (۱۳۹۰). بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودارزشیابی های مرکزی. پژوهش های روان شناسی بالینی و مشاوره، (۱) ۹۹- ۱۱۸٫ References Abraham, S. (2012). Job Satisfaction as an Antecedent to Employee Engagement. SIES Journal of Management, ۸(۲). Allen, N. J., & Meyer, J. P. (1991). Affective, continuance, and normative commitment to the organization: An examination of construct validity. Journal of Vocational Behavior, ۴۹, ۲۵۲–۲۷۶٫ Avey, J. B.,Luthans, F. & Youssef. C. M. (2012). The additive value of positive psychological capital in predicting work attitudes and behaviors. Journal of Management, (36), 430- 452. Bakker, A. B., & Demerouti, E. (2008). Towards a model of work Engagement, Career Development Internatio, ۱۳ (۳), ۲۰۹-۲۲۳٫ Bandura, A. (1997). Self-efficacy: The exercise of control. New York: Freeman Bono, J. E., & Colbert, A. E. (2005). Understanding responses to multi-source feedback: The role of core selfevaluations: Personnel Psychology, ۵۸, ۱۷۱-۲۰۳٫ Bono, J. E., & Judge, T. A. (2003). Core selfevaluations: A review of the trait and its role in job satisfaction and job performance: European Journal of Personality, 17, 5-18. Boyar, S. L., & Mosley, D. C. (2007). Therelationship between Core self-evaluations and work and family satisfaction: The mediating role of work-family conflict and facilitation. Journal of Vocational Behavior, ۷۱, ۲۶۵-۲۸۱٫ Carmeli, A., Freund, A. (2002). The relationship between work and workplace attitude and perceived external prestige. Corporate reputation review, 51-68. Chamorro-Premuzic, T., Furnham, A., & Lewis, M. (2008). Personality and approaches to learning predict preference for different teaching methods. Learning and Individual Differences, 17, 241-250. Crawford, A. M. (2008). Empowerment and organizational climate: An investigation of mediating effects in the core self evaluations, job satisfaction, and organizational commitment relationship. Doctoral Dissertation of Philosophy. Auburn University. Csikszentmihalyi, M. (1990). Flow: The psychology of optimal experience. New York: Harper and Row. Dormann, C., Fay, D., Zapf, D., & Frese, M.(2006). A state-trait analysis of job satisfaction: On the effect of core selfevaluations. Journal of AppliedPsychology: An International Review, 55,27-51. Erez, A. & Judge, T. A. (2001). Relationship of core self-evaluations to goal-setting, motivation, and performance. Journal of Applied Psychology, 86, 1270-1279. Elankumaran, S.(2004). Personality, organizational climate and job involvement:A empirical study. Journal of Human. Values,10(2),117-130. Johnson, R. D., Marakas, G. M., & Palmer, J. w. (2005). Differential social attributions toward computing technology: An empirical investigation. International Journal of Human-Computer Studies, ۶۴, ۴۴۶-۴۶۰٫ Judge T. A., Locke E. A., & Durham C. C. (1997). The dispositional causes of job satisfaction: A core evaluations approach. Research in Organizational Behavior, 19,151-188. Judge, T. A., Erez, A., & Bono, J. E (1998). The power of being positive: The relationship between positive self-concept and job performance. Human Performance, ۱۱, ۱۶۷-۱۸۷٫ Judge, T. A., & Bono, J. E. (2001). Relationship of core self-evaluations traits—self-esteem, generalized selfefficacy, locus of control, and emotional stability—with job satisfaction and job performance: A meta-analysis. Journal of Applied Psychology, 86, 80–۹۲٫ Judge, T. A., Erez, A., Bono, J. E., & Thoresen, C. J. (2003). The core selfevaluations scale: Development of a measure. Personnel Psychology, ۵۶, ۳۰۳–۳۳۱٫ Judge, T.A., Bono, J. E., Erez, A., & Locke, E. A. (2005). Core self-evaluations and job and life satisfaction: The role of selfconcordance and goal attainment. Journal of Applied Psychology, ۹۰, ۲۵۷-۲۶۸٫ Judge, T. A., & Hurst, C. (2008). How the rich (and happy) get richer (and happier): Relationship of core self-evaluations to trajectories in attaining work success. Journal of Applied Psychology, 93, 849-861. Judge, T. A. (2009). Core self-evaluations and work success. Current Directions in Psychological Science, 18, ۵۸–۶۲. Hakanen, J., Bakker, A. B., & Schaufeli, W. B. (2006). Burnout and work engagement among teachers. Journal of school psychology, ۴۳, ۴۹۵-۵۱۳٫ Hiller, N. J., & Hambrick, D. C. (2005). Conceptualizing executive hubris: The role of (hyper-) core self-evaluations in strategic decision-making. Strategic Management Journal, ۲۶, ۲۹۷-۳۱۹٫ Hobfoll, S. E. (1989). Conservation of resources. A new attempt at conceptualizin stress. American Psychologist, ۴۴, ۵۱۳– ۵۲۴ . Hobfoll, S., & Shirom, A. (2001). Stress and burnout in the workplace. In R. Golembiewski (Ed.), Handbook of organizational behavior (pp. 41–۶۰). New York: Dekker Hobfoll, S. E., Johnson, R. J., Ennis, N., & Jackson, A. P. (2003). Resource loss, resource gain, and emotional outcomes among inner city women, Journal of Personality and Social Psychology, 84, 632-43. Hobfoll, S. E. (1989). Conservation of resources. A new attempt at conceptualizin stress. American Psychologist, ۴۴, ۵۱۳– ۵۲۴ . Hobfoll, S., & Shirom, A. (2001). Stress and burnout in the workplace. In R. Golembiewski (Ed.), Handbook of organizational behavior (pp. 41–۶۰). New York: Dekker Hobfoll, S. E., Johnson, R. J., Ennis, N., & Jackson, A. P. (2003). Resource loss, resource gain, and emotional outcomes among inner city women, Journal of Personality and Social Psychology, 84, 632-43. Hallberg, U., & Schaufeli, W. B. (2006). “Same same” but different: Can work engagement be discriminated from job involvement and organizational commitment? European Journal of Psychology, 11, 119-127. Gardner, D. G., & Pierce, J. L. (2009). The core self-evaluation scale: Further construct validation evidence. Educational and Psychological Measurement, 70, 291–۳۰۴. Kacmar, M. K., Collins, B. J., Harris, K. J.,& Judge, T. A. (2009). Core self-evaluations and job performance: The role of perceived work environment. Journal of Applied Psychology, 94, 1572-1580. Kittinger, J. D., Walker, A. G., Cope, J. G., & Wuensch, K. l. (2009). The relationship between core self-evaluations and affective commitment. Institute of Behavioral and Applied Management,1,68-92. Koys , D . J . & DeCotiis , T . A . ( 1991 ). Inductive measures of psychological climate, Human Relation, 44, 265–۲۸۵٫ Langelaan, S., Bakker, A. B., Van Doornen, L. J., & Schaufeli, W. B. (2010). Burnout and work engagement: Do individual differences make a difference?.Personality and individual differences, ۴۰(۳), ۵۲۱-۵۳۲٫ Llorens, S., Schaufeli, W., Bakker, A., & Salanova, M. (2007). Does a positive gain spiral of resources, efficacy beliefs and engagement exist? Computers in Human Behaviour, ۲۳, ۸۲۵–۸۴۱٫ Luthans, F., Avey, J. B., Avolio, B. J., & Peterson, S. J. (2010). The development and resulting performance impact of positive psychological capital. Human Resource Development Quarterly, ۲۱(۱), ۴۱-۶۷٫ Rich, B. L. (2006). Job engagement: construct validation and relationships with job satisfaction, job involvement, and intrinsic motivation. The Thesis of Ph.D. of Philosophy in Psychology, University of Florida. Rich, B. L., LePine, J. A., & Crawford, E. R. (2010). Job engagement: Antecedents and effects on job performance. Academy of menegement journal, 53, 617-635. Rode, J. C. (2002). The role of core evaluations within a comprehensive job and life satisfaction model: A longitudinal analysis. Doctoral Dissertation of Philosophy, Indiana University. Saks, A. M. (2006). Antecedents and consequences of employee engagement. Journal of Managerial Psychology, 21, 600-619. Saks, A. M., & Gruman, J. A. (2010). Socialization resources, PsyCap and employee engagement. Unpublished raw data. Seligman, M. E. P.(2003). Authentic happiness. New York: Free Press. Schaufeli, W. B., Bakker, A. B., Hoogduin, K., Schaap, C. & Kladler, A. (2001). On the clinical validity of the Maslach Burnout Inventory and the burnout measure. Psychology and Health, ۱۶, ۵۶۵-۵۸۳٫ Schaufeli, W. B., Marfitnez, J, M., Pinto, A. M., Salanova, M & Bakker, A. B. (۲۰۰۲). Burnout and engagement in university student. Journal of cross- culture psychology, ۲۳, ۴۶۴- ۴۸۱٫ Schaufeli, W.B.,Bakker,A.B.& Salanova,M , (2006).The measurement of work engagement with a short questionnaire:Across–national study. Educational and psychological Measurment .۶۶٫۱۰۱-۱۱۶٫ Schaufeli, W. B., & Salanova, M. (2007), Work engagement: an emerging psychological concept and its implications for organizations, in S.W. Gilliland, D.D. Steiner, and Skarlicki, D.P.(Eds), Research in Social Issues in Management(pp. 135-177)., Information Age Publishers, Greenwich, CT. Schaufeli, W. B., Taris, T. W., & Van Rhenen, W. (2008). Workaholism, burnout and engagement: Three of a kind or three different kinds of employee well- being? Applied Psychology: An International Review, ۵۷, ۱۷۳-۲۰۳٫ Taylor, C. W. (2004). The relationship between core self-evaluations and job satisfaction: Finding the mediating variables: Doctoral Dissertation of Philosophy: Alabama University. Thayer, T. S. (2008). Psychological climate and its relationship to employee engagement and organizational citizenship behaviors. Doctoral Dissertation. Capella University. Thomas, W. H., Sorensen, K. L., & Eby, L. T. (2006). Locus of control at work: Ameta-analysis. Journal of Organizational Behavior, ۲۷, ۱۰۵۷-۱۰۸۷٫ Impact Psychological Climate on the Organization’s Governing and Self Evaluation Gas Company Employees Mianko By: Asma Borounsara Abstract This study aimed to investigate the effect of psychological space governing the organization and core self-evaluations on job engagement among Miankuh Gas Company. Therefore, 310 employees of Miankuh Gas Company were selected using simple random sampling. The research instruments included core self-evaluation questionnaire, psychological space governing the organization questionnaire, core self-evaluations and job engagement. In order to describe the current situation, mean, standard deviation, minimum and maximum scores were used. In addition, to analyze the research hypothesis Pearson’s correlation coefficient and multiple regression were applied. The results showed that there is a significant relationship between the dimensions of psychological space (independence, trust, integration, pressure, support, appreciation, fairness and innovation) and employee’s job engagement. There is a significant relationship between employee’s job engagement and the dimensions of core self-evaluation (self-esteem, generalized self-efficacy, emotional stability and locus of control). Also, the findings showed that the dimensions of psychological space can predict employee’s job engagement; and among them, independence, pressure and appreciation dimensions have the most powerful roles in explaining employee’s job engagement. Similarly, the dimensions of core self-evaluation are able to predict employee’s job engagement; among them, self-esteem and emotional stability were the most powerful ones in explaining employee’s job engagement. Key Words: Psychological Space Governing the Organization, Core Self-Evaluations, Job Engagement ISLAMIC AZAD UNIVERSITY Arsanjan Branch Faculty of Humanities Department of Psychology (M.A.) Thesis On Industrial and Organizational Subject: Impact Psychological Climate on the Organization’s Governing and Self Evaluation Gas Company Employees Mianko (Ph.D) Advisor: Fereshteh Mostafavi Rad By: Asma Borounsara ISLAMIC AZAD UNIVERSITY Arsanjan Branch Faculty of Humanities Department of Psychology (M.A.) Thesis On Industrial and Organizational Subject: Impact Psychological Climate on the Organization’s Governing and Self Evaluation Gas Company Employees Mianko By: Asma Borounsara EVALUATED AND APPROVED BY THE THESIS COMMITTEE AS: Very Good Fereshteh Mostafavi Rad (Ph.D) Advisor Mahboobeh Chin Aveh (Ph.D) Judge Master 1 Aminollah Fazel (Ph.D) Judge Master 2 Head of Complementary Educations Research Administration Mahboobeh Chin Aveh (Ph.D) Heydar Aqababa (Ph.D) Summer 2013 . Seligman ↑ . Hobfoll ↑ . work engagement ↑ . Shirom ↑ . Hallberg & Schaufeli ↑ . Schaufeli, Bakker, Hoogduin, Schaap, & Kladler ↑ . Core self- evaluation ↑ . Parker, jimmison& Amiot ↑ . Judge, Locker, & Durham ↑ .Ashe ↑ .Carless ↑ . Hakanen, Hakanen, Bakker& Demerouti ↑ . Schaufeli, Marfitnez, Pinto, Salanova & Bakker ↑ . Carmeli & Freund ↑ ۴٫ Bakker, & Demerouti ↑ ۵٫ Hobfoll, Johnson, Ennis, & Jackson ↑ . Rich۲٫Thayer ↑ ۳٫ Saks ↑ ۴٫ Rich, LePine & Crawford۵٫ Thayer ۶٫ Judge, Bono, Erez & Locke ۷٫ Koys & Decottis ↑ ↑ ↑ ↑ ↑ . Porter ↑ . Stairs, Roz ↑ . Litwin , & stringer ↑ . Csikszent mihalyi ↑ . Shoofly, Liter ↑ . Bakker, A., Demorouti ↑ . Lorens ↑ . Atkinson ↑ . Mauno & Kinnunen ↑ . Kahn ↑ . Harter ↑ . Sonnentag ↑ . Crapanzano & Mitchell ↑ ۱٫ Colbert ↑ ۲٫ Crawford ↑ ۳٫ Pocker ↑ ۴٫ Gardner & Pierce ↑ ۱٫ Rode ↑ . Locke, Durham ↑ . Bono, Erez ↑ . Hurst ↑ ۱٫ Hiller & Hambrick ↑ . Dormann, Fay, Zapf, & Frese ↑ . Johnson, Marakas, & Palmer ↑ ۴٫ Chamorro-Premuzic, Furnham, & Lewis ↑ . Thomas, Sorensen, & Eby ↑ . Johnson, Marakas, & Palmer ↑ ۱٫ Kittinger, Walke, Cope,& Wuensch ↑ . Hurst ↑ ۳٫ Rosopa & Schroeder ↑ ۴٫ kammeyer- Muller ↑ ۵٫ Scott ↑ ۱٫ Goal, Bell, & Pierce ↑ ۲٫ Srivaslove, Adams ↑ .organizational culture ↑ .Parker, Baltes, Young, Huff, Altmann, & Lacost ↑ . Lewin ↑ . Lippitt & White ↑ . Payne & Pugh ↑ . Taguiri & Litwin ↑ . interactions ↑ . Jones ↑ . Rentsch ↑ . Joyce & Slocum ↑ . Dansereau, & Alutto ↑ . Rousseau ↑ . Xie, & Fang ↑ . Likert ↑ . Litwin & Stringer ↑ . derived ↑ .Deci & Ryan ↑ .Shaw ↑ .Gross ↑ .Strutton, Pelton & Lumpkin ↑ .Bettenhausen ↑ .Roark, & Hussein ↑ . Thomas ↑ . Konovsky, & Cropanzano ↑ . Vaziri, Lee, & Kreiger ↑ . adaptive employee ↑ . Isaksen, & Kaufmann ↑ . Terez ↑ . Decharms ↑ . Hawes, Enneth, Mast & Swam ↑ . Dennison ↑ . Bush ↑ . transformational leaders ↑ . Dubinsky, Yammarino, Jolson & Spangler ↑ . Jung, & Avolio ↑ .Pritchard & Karasick ↑ .White, & Paul ↑ . Church, & Waclawski ↑ . Dienesch, & Lid ↑ . Naumann & Bennet ↑ . Jackofsky ↑ . Borucki ↑ . Zohar ↑ . Lindell, & Brandt ↑ . Lin, Madu, & Kuei ↑ . Callan ↑ . Rego & Cunha ↑ . Bommer, Rich & Rubins ↑ . Herbert ↑ . Bakker, & Demerouti ↑ . Donaldson & Ko ↑ . sells ↑ . Kacmar, Collins, Harris ↑ . Schaufeli, Taris, & Van Rhenen ↑ ۱٫ Kregcie & Morgan ↑ .church, & Waclawski ↑ .Dienesch, & Lid ↑

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:07:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نقش سهام در تعیین مدیریت شرکت های سهامی عام و شرکت های خصوصی سازی شده- قسمت ۱۴ ...

     

    • :«اما به مرور زمان عدم کارائی در شرکت های دولتی، تداخل فعالیت های انتفاعی و غیر انتفاعی دولت، فقدان سیستم مناسب ارزیابی و حسابرسی شرکت های دولتی، مدیریت نامطلوب و انتصاب مدیران بر اساس تحلیل های سیاسیارتقاء تکنولوژی و بی معنا شدن سازماندهی بسیاری از فعالیت ها در بخش دولت و مهم تر از همه به زیر سوال رفتن نظام برنامه ریزی متمرکز موجب شد تا استراتژی که در پاسخ به شکست نظام بازار اتخاذ شده بود نیز با شکست مواجه شود و این شکست نیز به مراتب وسیع تر از شکست قبلی باشد»کمیجانی، همان منبع پیشین، ص۳۴٫ ↑
    • : آماده، حمید؛ جعفرپور، محمود،«بررسی امکان سنجی واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی»، ص ۶۷، مجله توسعه مدیریت ش ۷۶ آذر ،۱۳۷۶ اینچنین بیان شده است: «خصوصی سازی نشانه تعالی تفکر سرمایه داری و اعتماد به کارائی بازار در برابر بخش عمومی است. کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری در بخش خصوصی، پاسخی به هزینه های افسار گسیخته در اقتصاد دولتی است. خصوصی سازی با اتکا به نفع شخصی و مالکیت فردی و ایجاد بنگاه های بزرگ اقتصادی، توسعه و رفاه گروه های اجتماعی را هدف گرفته است.» ↑

     

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

     

    • : «در بیان ماهیت حقوق سهام که به نظر ناظر به سهام سرمایه است سهام شرکت را فی نفسه نه سند مثبت طلبکاری دارنده آن می داند و نه شراکت وی در شرکت، بلکه آنرا حق ویژه ای می داند که فقط در صورت تحقق به صاحب آن تعلق می گیرد.» اسکینی،همان منبع پیشین،ص ۷۴ ؛برخی از اساتید حقوق مدنی در ارتباط با ماهیت سهام چنین مرقوم می دارند: «با تملیک مال به شخص حقوقی (شرکت) ، شخص حقی به دست می آورد که هر چند که بیشتر به طلب از شرکت می ماند اما حق مزبور فراتر از آن بوده و شخص دارای حقوق دیگری از جمله حق رای حق حضور در جلسات مجامع عمومی و مشارکت در سود و زیان می شود. به مجموع این حقوق سهم گفته می شود که در قالب یک برگ بهاداری بنام ورقه سهم تجلی می یابد. پس با پرداخت مبلغ سهم و خرید آن ، حق عینی خریدار نسبت به مالش به حق خاصی به نام سهامدار شرکت بودن تبدیل می شود»کاتوزیان، ناصر، حقوق اموال و مالکیت، ص ۵۳، چ سیزدهم، نشر میزان، ۱۳۸۶٫ ↑

     

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

     

    • : ر.ک: نظریه مشورتی شماره ۴۵۸۹/۷ – ۱۴/۱۲/۱۳۷۶ اداره حقوقی دادگستری «با توجه به اینکه سهام شرکت قانوناً قابل فروش است و جز عین چیزی را نمی توان فروخت، سهام مذکور در حکم عین است و عنوان دین یا منافع بر آن صادق نیست و لذا وقف آن بر اساس مواد ۵۵ و ۵۸ قانون مدنی صحیح خواهد بود …..» ↑
    • : فخاری، همان منبع پیشین، ص ۵۰٫ ↑
    • :« حقوق راجع به مالکیت سهام را در دو دسته حقوق مالی و غیر مالی قرار داده که سهیم شدن در سود و دارایی شرکت را جزء حقوق مالی و حق اطلاع، رای، انتقال سهام و همچنین بقای عضویت در شرکت را که به راحتی نمی توان آنرا سلب کرد، در زمره حقوق غیر مالی مترتب بر سهام برشمردند».اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۷۷٫ ↑
    • ـ بخش ۶ توضیحات ذیل ماده ۲۴ لایحه قانون تجارت، دمیرچیلی، همان منبع پیشین، ص ۱۲۲٫ ↑
    • ـ ر.ک: مواد ۳۳ و ۳۵ لایحه اصلاحی قانون تجارت سال ۱۳۴۷ ↑
    • : در بخش راجع به تعریف انواع سهام، به تعریف سهام سرمایه پرداخته خواهد شد. ↑
    • : برخی از اساتید بیان داشته اند: «در بیان ماهیت سهام که به نظر ناظر به سهام سرمایه است، سهام را فی نفسه نه سند مثبت طلبکاری دارنده آن می داند و نه شراکت وی در شرکت، بلکه آنرا حق ویژه ای می داند که فقط در صورت تحقق به صاحب آن تعلق می گیرد.»اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۷۴٫ ↑
    • : «حق کسب اطلاع سهامداران در حقوق کشورهای مختلف توسعه پیدا کرده ولی در مقابل مدیران با طرح مسئله افشاء اسرار تجاری سعی نموده اند که قلمرو اطلاعات داده شده به سهامداران را محدود نمایند.» عرفانی، محمود،«مدیریت شرکت های سهامی»،ص ۳۹،مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی،دوره۴۴٫ ↑
    • : ر.ک:عرفانی، محمود، حقوق تجارت تطبیقی،ص ۱۳۸ به بعد، چ دوم، نشر جنگل، ۱۳۸۸ ↑
    • :اسکینی، حقوق شرکت ها، همان منبع پیشین ، ص۶۸٫ ↑
    • ـ ر.ک: ماده ۴۹ ل.ا.ق.ت ↑
    • : برخی از اساتید با ملاک قرار دادن یک رای برای هر سهم در کلیه مجامع، نسبی بودن حق رای را اصل و خلاف آن استثناء دانسته شده. همچنین در منبع یاد شده آمده: «هر سهم دارای یک رای است. در تبصره ماده ۷۵ لایحه اصلاحی قانون تجارت برای مجمع عمومی موسس که می توان در سایر موارد ملاک قرار گیرد قانونگذار در یک مورد ا
      صل نسبیت را مخدوش کرده و آن زمانی است که در اساسنامه برای سهامدار یا سهامدارانی سهام ممتاز در نظر گرفته شود و این سهام به صاحب آن حق رایی چند برابر سهام عادی بدهد. قانون فرانسه با بر هم زدن اصل نسبت، صدور سهام ممتاز با حق رای دو برابر را در صورت با نام بودن سهام و قید در اساسنامه جایز دانسته. بنظر می رسد که قانونگذار ما نیز به همین دلیل صدور سهام ممتاز با حق رای چند برابر را پیش بینی کرده اما نا محدود بودن تعداد آرایی که می توان برای یک سهم در نظر گرفت گاه می توان به سوء استفاده موسسان و تضییع حقوق سهامداران دیگر بینجامد»اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۸۴٫٫ برخی دیگر از اساتید اینچنین بیان داشته اند:«اصولاً هر سهم دارای حق رای است و شرکت نمی تواند سهام بدون حق رای صادر نماید» در این منبع همچنین به استناد مواد ۶۶ و ۶۷ سابق قانون تجارت چنین نظر داده شده که: «در صورت پیش بینی محدودیت برای حق حضور و رای در اساسنامه، طبق آن عمل می شود در غیر اینصورت هر سهم یک رای دارد که این ممنوعیت فقط در مجمع عمومی عادی نافذ است. رعایت اصل تساوی حقوق صاحبان سهام یکی از اصول مهم و اجتناب ناپذیر در شرکت های سهامی است. وجود این اصل را می توان از مواد ۲۴ تبصره ماده ۳۳ و ۷۵ ، ۹۹ و ۳۵ ، ۱۸۹ و ۲۴۴ و ۲۵۳ و ۲۷۷ لایحه اصلاحی قانون تجارت به سهولت استنباط کرد. با توجه به اصل یاد شده کلیه سهامداران و پذیره نویسان حق حضور در مجامع عمومی و مشارکت در اتخاذ تصمیمات را دارند و اساساً هر صاحب سهم بیش از یک رای نمی تواند داشته باشد. البته اساسنامه شرکت می تواند برای دسته ای خاص از سهامداران یا موسسان حق رای بیشتر قائل شود که در اینصورت سهام آنها با توجه به تبصره ۲ از ماده ۲۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت سهام ممتازه تلقی می شود. در غیر اینصورت ایجاد سهام دارای چند رای بر خلاف اصل تساوی حقوق صاحبان بوده و تبعیض تلقی می شود.ستوده تهرانی ، همان منبع پیشین، ص ۱۱۸٫برخی دیگر اینگونه بیان داشته اند: «در قانون تجارت ایران، در مقام استثناء سهامدارانی را که حق رای ندارند احصاء نموده که عبارتند از: دارندگان سهامی که تمام یا قسمتی از مبلغ پرداخت نشده سهام را پس از مطالبه شرکت در مهلت مقرر پرداخت ننمایند(ماده ۳۵ و ۳۷ لایحه اصلاحی ق.ت) عضو هیات مدیره یا مدیر عامل ذینفع در معامله در جلسه هیات مدیره و نیز مجمع عمومی عادی هنگام اخذ تصمیم نسبت به معامله مذکور. اگر قبول کنیم که اعتماد روح تجارت است باید به اقلیت امکان داده شود تا در قبال سرمایه ای که در اختیار شرکت قرار می دهند در طرز کار آن و اعمال مدیران نظارت داشته باشند و یکی از طرق موثر همان انتخاب مدیران از طرف اقلیت است تا نقطه نظرهای خود را به منظور حفظ منافع مربوط در هیات مدیره مطرح نماید مقنن روی چنین اوضاع و احوالی و با توجه به معایب تعداد آراء صاحبان سهام ممتازه در حقوق فرانسه و حقوق انگلیس فرمول محاسبه آراء را در انتخاب مدیران به منظور حمایت از اقلیت از موارد آمره محسوب و مقرر می دارد شرکت نباید خلاف روش مذکور را در اساسنامه پیش بینی نماید.»عرفانی، محمود، «بحثی درباره ماده ۸۸ قانون اصلاحی قسمتی از قانون تجارت»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره ۴۶٫ ↑

     

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

     

     

    • :اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۸۵٫ ↑
    • همان، ص۷۰٫ ↑
    • : همان، ص ۷۰ ↑
    • :«موارد مذکور در ماده ۳۱ قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری، ماده ۳۱ قانون پولی بانکی کشور، ماده ۱ تصویب نامه مربوط به تاسیس انبارهای عمومی، ماده ۱۱ قانون هواپیمایی کشوری و مواد ۳۰ و ۱۱۴ و ۱۷۵ ل.ا.ق.ت» دمیرچیلی، همان منبع پیشین، ص ۱۱۹٫ ↑
    • : در بیان مزایا و معایب هر یک از این دو نوع سهام ر.ک:اسکینی ، همان منبع پیشین،ص ۷۰ و ۷۱ ↑
    • : برخی از اساتید حقوق تجارت عقیده دارند که در شرکت های سهامی چون اینگونه مزایا ـ سهام موسس، ممتاز، انتفاعی ـ مزیتی است که در تقویم سرمایه شرکت تاثیر ندارد و بر همین اساس نیازی به مقررات ماده ۴۵ قانون تجارت [تقویم] ندارد.ستوده تهرانی، همان منبع پیشین، ص۵۰٫ ↑
    • ـ ر.ک: اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۷۴٫ ↑
    • ـ ر.ک: اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۷۲٫ ↑
    • ـ به نقل از : همان،ص ۷۴ : «در فرانسه از سال ۱۹۳۰ به بعد دادن حق رای بیشتر بعنوان امتیاز ممنوع شد اما با قانون سال ۱۹۶۶ در مواردی نادر این ممنوعیت بر طرف شد.» ↑
    • : برخی از اساتید بیان داشته اند:« شده که در استهلاک سهام از محل اندوخته اختیاری یا سود قابل تقسیم ، سرمایه شرکت باقی است و سهام مستهلک شده باید باطل شود در غیر این صورت اقدام شرکت به منزله خرید سهام خواهد بود که طبق ماده ۱۹۸ باطل است! همچنین در صفحه ۶۹ این منبع در بیان تفاوت استهلاک سهام و کاهش سرمایه آمده که:
      «در کاهش سرمایه اصل سرمایه به صاحب آن مسترد می شود در حالیکه در استهلاک سهام سرمایه بر جای خود باقی است و ارزش سهام مستهلک شده از اندوخته اختیاری و یا سود قابل تقسیم پرداخت می شود.»اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۷۴٫ ↑
    • : ر.ک:اسکینی ، همان منبع پیشین،ص ۷۴ . ↑
    • : «[این سهام] بیشتر در شرکت هایی به کار گرفته می شود که به موجب امتیاز نامه دولتی تشکیل شده و طبق همان امتیاز نامه موظف است که در پایان امتیاز ، کلیه دارایی شرکت را مجاناً به امتیاز دهنده واگذار نماید. همچنین در موارد سود آور بودن شرکت که بخشی از سرمایه آن به صاحبان آن مسترد می گردد و در ازاء سهام مستهلک شده سهام انتفاعی صادر می شود.» و در این رابطه همچنین در صفحه ۱۰۸ منبع مذکور در توجیه استهلاک سهام بیان شده که: «خرید سهام توسط خود شرکت مجاز نیست چون قسمتی از سرمایه شرکت مسترد می شود و در چنین شرایطی اعمال حق رای ممنوع بوده چون امکان دارد مدیران شرکت با نمایندگی سهام مزبور اکثریت غیر واقعی تشکیل دهند همچنین حق دریافت منافع نیز ممکن نخواهد بود چون کسی از خودش منفعت دریافت نمی کند»ستوده تهرانی، همان منبع پیشین، ص ۷۴٫ ↑
    • : بند ۷ ماده ۹ لایحه اصلاحی قانون تجارت در رابطه با سهم موسس چنین مقرر داشته: «در صورتیکه موسسین مزایایی برای خود در نظر گرفته اند تعیین چگونگی و موجبات آن مزایا به تفصیل [در طرح اساسنامه] » ↑
    • : برخی از اساتید بیان داشته اند: از سهم موسس به عنوان مزیت قابل نقل و انتقالی یاد می کنند که صاحب آن به دلیل ارائه خدمات در تاسیس شرکت از قسمتی از منافع شرکت و یا قسمتی از دارایی اضافه بر سرمایه شرکت در زمان تصفیه بهره می گیرد. اسکینی، همان منبع پیشین، ص ۷۴٫ ↑
    • : ر.ک: دمیرچیلی و … ، همان منبع پیشین، ۱۱۹٫ ↑
    • :strategic shareholders گاهی سهامداران با توجه به موقعیت خود، بعنوان سهامداران استراتژیک تلقی می شوند که عمدتاً عبارتند از «دولت ها» و «شرکت ها» شامل سهام شرکت هایی که توسط خود شرکت نگهداری می شود و سهام اعضاء «هیات مدیره» و «مدیران» و «اعضاء خانواده آنها» که در شرکت نقش مدیریتی دارند و یا افراد و مدیرانی که به آنها وابسته اند و همچنین سهام «کارمندی» یا «کارگری». ↑
    • : به نقل از تارنمای تالار بورس کالا در تعریف شرکت هلدینگ: «در واقع هر شرکتی که سهام شرکت دیگری را جهت اعمال مدیریت در آن خریداری می کند یک شرکت هلدینگ است. سهام مدیریتی تعاریف متفاوتی دارد اما معمولا بین ۱۶ درصد تا ۵۰ درصد و غالبا بیش از ۳۳ درصد را سهام مدیریتی میدانند. ↑
    • اسکینی، ص۱۳۱، همان منبع پیشین. ↑
    • ـ ر.ک: ماده ۳۰۰ لایحه اصلاحی قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ ↑
    • ـ ر.ک: ماده ۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ ↑
    • پاسبان، ص۱۴۲، همان منبع پیشین. ↑
    • ـ به تعبیری: «قوه مقننه شرکت یعنی مرجع تصمیم گیری همان مجامع عمومی است که از اجتماع سهامداران یا نمایندگانشان تشکیل می شود.» عرفانی، محمود، مقاله «بحثی درباره ماده ۸۸ ل.ا.ق.ت» ، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره ۲۲، چاپ دانشگاه تهران ↑
    • اسکینی، همان منبع پیشین. ص۴۲. ↑
    • : Articles of Association. ↑
    • : Memorandum of Association. ↑
    • : Robert r. Pennington (L.L.D),op. cit. P. 368. ↑
    • : اسکینی،همان منبع پیشین، ص ۱۲۷،. ↑
    • اسکینی، ص۱۲۶، همان منبع پیشین. ↑
    • : Extraordinary General Meeting ↑
    • : Robert r. Pennington (L.L.D), Company Now, Sixth Edition, London, 1990, P. 385. ↑
    • اسکینی، ص۱۲۹، همان منبع پیشین. ↑
    • همان، ۱۲۸٫هم چنین: حسنی، ص۱۰۵،همان منبع پیشین. ↑
    • : The annual General Meeting. ↑

     

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:07:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      اینترنت و نقش آن در شکل گیری جنبش های اجتماعی مورد پژوهی مصر – تونس- قسمت ۳۵ ...

    ۲۵۲۹٫۱۲۹٫۱۲۹٫۱بله۶۱۷۰٫۹۷۰٫۹۱۰۰جمع۸۶۱۰۰۱۰۰

    جدول شماره ۹ مربوط به اینترنت و سطح آگاهی مردم است . که بیشترین میزان تکرارپذیری آن در پاراگراف ها و صحنه های فیلم به طور کلی ۷۰٫۹ درصد می باشد و کمترین میزان مربوط به تکرار پذیر نبودن آن در نمونه های انتخابی با ۲۹٫۱ درصد است .
    ۳-۵-نتیجه گیری
    با توجه به مطالب ذکر شده در فصل های قبل و یافته های تحقیق به نتایج ذیل دست یافت . براساس جداول و نمودار های موجود در صفحات قبل می توان گفت :
    فرضیه شماره یک تحقیق که مربوط به میزان دسترسی افراد در دو کشور مصر و تونس به فضای اینترنت بوده است و منجر به مشارکت آنها در جنبش های اجتماعی گردیده با میزان فراوانی و تکرار پذیری آنها به مقدار۷۵ درصد مربوط به فضای اینترنت و ۶۸٫۶ درصد مربوط به جنبش های اجتماعی در متن مقالات ، نشریات و فیلم ها ی مورد بررسی ثابت می شود به عبارت دیگر این فرصت ساختاری به میزان نسبتا بالایی در جامعه دو کشور موجب شده تا افراد در جنبش های اجتماعی شرکت کنند .
    فرضیه شماره دو تحقیق مربوط است به میزان نقش اینترنت در رهبری توده ها که با فراوانی و تکرار پذیری آن به مقدار ۳۴٫۸ درصد در متن مقالات ، نشریات و فیلم ها ی مورد بررسی به علت پایین بودن میزان تکرار پذیری فرضیه مربوطه رد می شود به عبارت دیگر این فرصت ساختاری در جامعه دو کشور منجر به رهبری توده ها در جنبش های اجتماعی نشده است .
    فرضیه شماره سه تحقیق مربوط است به میزان نقش اینترنت دربالا بردن سطح آگاهی مردم برای به حرکت درآوردن جنبش های مردمی در این دو کشور که با توجه به جدول و نمودار شماره ۹ می توان گفت : فرضیه مربوطه ثابت می شود با تاثیر ی متوسط رو به بالا به مقدار ۷۰٫۹ درصد که در متن مقالات ، نشریات و فیلم های مورد بررسی مشاهده می شود به عبارت دیگر اینترنت به عنوان فرصت ساختاری مناسب توانسته سطح آگاهی مردم را به این میزان افزایش داده تا در جنبش های مردمی شرکت کنند .
    فرضیه شماره چهار تحقیق مربوط است به اینکه درکشورهای مصروتونس ایدئولوژی جدیدی ازطریق فضای اینترنت برای حرکت های مردمی ایجاد شد.اما با توجه به جدول و نمودار شماره ۷ میتوان گفت فرضیه مربوطه ثابت می شود با تاثیری نسبتا متوسط به مقدار ۵۲٫۳ درصد که در متن مقالات ، نشریات و فیلم های مورد بررسی مشاهده می شود به عبارت دیگر اینترنت به عنوان فرصت ساختاری نسبتا مناسب توانسته ایدئولوژی های گذشته را زیر سئوال ببرد و ایدئولوژی های جدیدی جایگزین نماید تا مردم دراین جنبش ها شرکت نمایند .
    فرضیه شماره پنج تحقیق مربوط است به اینکه درکشور های مصر وتونس مشروعیت نظام حاکم از طریق فضای اینترنت زیر سئوال برده شده است. با توجه به جدول و نمودار شماره ۸ می توان گفت : فرضیه مربوطه ثابت می شود با تاثیر نسبتا متوسطی به مقدار ۵۵٫۸ درصد که در متن مقالات ، نشریات و فیلم های مورد بررسی مشاهده می شود به عبارت دیگر اینترنت به عنوان فرصت ساختاری نسبتا مناسب توانسته مشروعیت نظام حاکم در دو کشور به مقدار گفته شده زیر سئوال ببرد تا مردم دراین جنبش ها شرکت نمایند .
    فرضیه شماره شش تحقیق مربوط است به اینکه درکشور های مصر وتونس فضای اینترنت توانسته است تاکتیک های اعتراضی را به مردم منتقل کند. با توجه به جدول و نمودار شماره ۶ می توان گفت: فرضیه مربوطه رد می شود زیرا مقدار تکرار پذیری آن در مقالات ، نشریات و فیلم ها به میزان ۴۳ درصد بوده است که از مقدار نسبتا پایینی برخوردار است . به عبارت دیگر اینترنت به عنوان فرصت ساختاری نتوانسته تاکتیک های اعتراضی را در دو کشور به سطح قابل قبولی برساند تا مردم دراین جنبش ها از آنها استفاده نمایند .
    فرضیه شماره هفت تحقیق مربوط است به اینکه درکشور های مصر وتونس فضای اینترنت توانسته حمایت های داخلی و خارجی سایر گروه ها را کسب نماید. . با توجه به جدول و نمودار شماره ۵ می توان گفت : فرضیه مربوطه ثابت می شود با تاثیر نسبتا متوسطی به مقدار ۵۴٫۷ درصد که در متن مقالات ، نشریات و فیلم های مورد بررسی مشاهده می شود به عبارت دیگر اینترنت به عنوان فرصت ساختاری نسبتا مناسب توانسته حمایت های داخلی و خارجی سایر گروه ها را در دو کشور به مقدار گفته شده بالا ببرد تا مردم دراین جنبش ها شرکت نمایند .
    جدول شماره ( ۱ )

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:06:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نحوه پیگیری و ضمانت اجراهای گزارش های کمیسیون اصل ۹۰ ...

    اظهارنظر براساس فتاوا و نقطه نظرات آن حضرت بود ، چنانچه دبیر وقت شورای نگهبان در جلسه علنی مجلس در دوره سوم به صراحت اعلام کرد . حتی در مواردی که نظرات فقهی آن ها مخالف نظر امام (ره) باشد ، آن ها خود را موظف می دانند که براساس نظر امام (ره) عمل کنند.[۳۶]

    شاید شدت اختلافات در زمینه مسائلی چون زمین ، مالیات و سلب مالکیت ها که در دهه ی اول انقلاب اجتناب ناپذیر به نظر می آمد ، چنین حالتی را ایجاب می کرد ، اما دلیلی بر اتکای رأی شورا به نقطه نظرات رهبری وجود ندارد . در نهایت امر از دیگر «وظایف شورای نگهبان نظارت بر انتخابات و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی با توجه به اصل ۹۹ قانون اساسی است که مقرر می دارد شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی را به عهده دارد.»[۳۷]

    گفتار سوم: نظارت اداری

    نظارت دستگاه های اداری یکی از موضوعات مهم حقوق عمومی است . و این مسئله همواره مورد توجه مردان سیاست و امور عمومی بوده است : هم کیفیت اداره سازمان های عمومی ، انعکاس مستقیمی در سیاست اداره داشته، هم اینکه سیاست گذاری های اداری بی تأثیر در نحوه اداره آن نمی باشد.

    کنترل اداره ، باید طوری تعبیه شود که بتوان به آسانی اعمال و فعالیت های اداره را با قوانین ، روش ها و مشی هایی که از طرف هیئت حاکمه و قدرت سیاسی وضع شده است مطابقت دارد و از صحت اجرای آن اطمینان حاصل کرد. «فکر تبعیت سازمان های عمومی و حکومتی از قانون، یک فکر تازه است که بر اساس آن اداره مکلف است در حدود اختیارات و وظایف قانونی عمل کند، بلکه در مواردی هم که از آزادی عمل و اختیار برخوردار است، باید در حدود «مقتضیات منافع عمومی» اقدام کند.»[۳۸]

    بند نخست: راه های کنترل اداری

    کنترل اداری ممکن است از راه های مختلف صورت گیرد: اولین راه کنترل اداری، ممکن است کنترل سیاسی باشد : زیرا اداره ، مجری تصمیمات مقامات سیاسی است و چه بهتر که خود او در حقیقت دارنده و مجری حاکمیت می باشد . نیز کنترل و نظارت دستگاه اداری را به عهده بگیرد اما این امر نیز دو اشکال در بردارد :

    اشکال اول این است که هیات حاکمه و قدرت سیاسی برای تمام جزییات و دقایق امور قاعده وضع نمی کند و عملاً هم نمی تواند بکند . از این رو او نمی تواند همه اعمال اداری و اجرایی را به درستی کنترل نماید . اشکال دوم این است که امروزه اعمال و فعالیت های اداری بسیار وسیع و متعدد است و هیات حاکمه و قدرت سیاسی عملاً دقت کافی و صلاحیت فنی لازم برای کنترل این کار را ندارند .

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    از کنترل سیاسی فقط می توان برای بررسی و ارزیابی سیاست کلی و هدف های عمومی سازمان های اداری که از طرف قدرت سیاسی معین شده است ، استفاده کرد ، کنترل جزییات امور خواهی نخواهی باید به عهده خود دستگاه اداری و یا دستگاه قضایی واگذار شود تا آن ها با آگاهی و فرصت بیشتری که دارند برای این کار اقدام نمایند .کنترل اداری اداره ، ممکن ست به وسیله سرپرستان اداری و یا بوسیله هیات های عالی بازرسی که در سطح بالای مدیریت تعیین می شوند به عمل آید.

    «نظارت درونی ابزار مؤثری است برای ارتقا و بهبود زمامداری و مدیریت خدمات سازمان استو در کنار این ها دو هدف جزیی تر نیز محقق می شو: اول ثبت مرحله به مرحله اقدامات جزیی و نتایج کوتاه مدت آن ها و دوم الگوبرداری فرایندهای موفق توسط سازمان های مشابه دیگر.»[۳۹]

    اشکال این کنترل آن است که نظارت در سطح بالای مدیریت همواره همراه با سختی و دشواری هاست : زیرا ، هر چه به راس هرم سازمانی نزدیک می شویم امر کنترل مشکل تر و سرپیچی و عدم اطاعت کارمندان از بازرسان بیشتر است .

    کنترل قضایی اداره از نظر رعایت قانون در دستگاه های عمومی و فقط منافع ارباب مراجعه حائز اهمیت است . زیرا از این راه ، افراد می توانند با طرح دعوی و شکایت خود در دادگاه ها اداره را به رعایت قانون مجبور سازند .

    کنترل مزبور مستلزم دو چیز است :

    یکی وجود قواعد و قوانین قبلی که مورد رعایت اداره باشد ،

    دوم وجود راه هایی که افراد بتوانند به آسانی از آن راه ها به قاضی مراجعه و احقاق حق نمایند.

    بند دوم: اهداف کنترل اداری

    نظارت از نقطه نظر قانون و مقررات آن است که ببینیم آیا مقررات قانونی که از طرف مجلس قانون گذاری وضع شده است ، مورد رعایت دستگاه اداری قرار گرفته است یا نه ؟ این نوع نظارت ، اصولا مربوط به اعمال حقوقی و عملیات و اقدامات مالی دولت است که معمولا از طرف مراجع قضایی صورت می گیرد ولی ممکن است از راه های اداری وبه وسیله مراجع و مقامات اداری نیز انجام شود .

    همچنین اعمال اداره با مقتضیات اداری نیز انطباق داده می شود. منظور از مقتضیات اداری مصالح عالی اجتماعی است که اداره باید در ضمن انجام وظایف خود رعایت نماید، و مصلحت یک مفهوم عام تر از مفهوم قانون و مقررات و آن تصور ایده آلی است که بازرس از یک مدیریت خوب در جامعه ، در ذهن دارد و این خود اوست که در حین نظارت باید معیارها و خطوط آن را مشخص و معلوم سازد . در این نوع نظارت ، بازرس در ارزیابی اعمال اداره از آزادی عمل بیشتری برخوردار است . در این خصوص ، «ضمن آنکه وزرا مسئولیت حقوقی دارند مقامات عالی حق مؤاخذه آن ها را تا سرحد عزل خواهند داشت.»[۴۰]

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    این نوع نظارت مانند نظارت نوع دوم مبتنی بر ملاحظات و قضاوت های شخصی است . مقصود از نظارت از نظر اقتصادی و صرفه جویی ، آن است که ببینیم آیا میان ارزش خدمات اداری و بهای تمام شده آن توازن و تعادلی وجود دارد یا نه ؟در حالیکه در نظارت از نقطه نظر کارایی مقصود آن است که ببینیم که اداره با صرفه چه میزان از نیرو قادر به انجام هدف های خود می باشد ؟ به عبارت دیگر منظور از کارایی آن است که بتوان با صرف حداقل تلاش و حداکثر سود را به دست آورد و تطبیق این اصل در کار برای بدست آوردن آن می شود ، متعادل و متناسب است و یا آنکه ارزش آن تلاش را ندارد .

    عکس مرتبط با اقتصاد

    بازرسی اخیر اقتضا می کند که برای بدست آوردن دقیق درباره کارایی دستگاهی فعالیت و عملیات آن ، با فعالیت ها و عملیات دستگاه های مشابه دیگر مقایسه شود . وقتی روش های انجام کار نیز در دو یا چند دستگاه از نزدیک مورد بررسی و سنجش قرار گیرد . مثلا بررسی اینکه تامین بهداشت و سلامت همگانی به وسیله واحدهای وزارت بهداری بهتر انجام می گیرد . و کارایی بیشتری دارد یا به وسیله واحدهای فلان موسسه خیریه و با موسسات خصوصی دیگر و یا مثلا به کار بستن فلان روش و شیوه دیگر ، مستلزم بررسی موضوع در موسسات مشابه می باشد. البته محرمانه بودن اطلاعات و اخبار مانع بزرگی در راه کنترل اداری است و به صحت و قاطعیت آن لطمه می زند . بنابراین «بایستی گفت نظارت اداری دربرگیرنده یک فرایند و فعالیت مستمر به منظور تحقق نظام اداری کارامد بوده اعمال حقوقی وزارت خانه ها باید در جهت قانون باشد و هیج سازمان و مأمور اداری از حدود صلاحیت ها و اختیارات اعطائی خارج نشود.»[۴۱]

    بند سوم: شاخص های نظارت اداری

    الف: حاکمیت مقررات و آیین نامه های دولتی

    قانونمندی اداری به معنای معیار قرار دادن آیین نامه ها و مصوبات اداری لازم الاجرا است. نظارت اداری شامل جرائم عمومی و تخلف از قوانین عمومی نیست، چرا که چنین نظارت و رسیدگی، موکول به اعمال آنها از سوی نهادهایی است که دارای صلاحیت نظارت قضایی هستند. به هر حال هر گاه دستگاه نظارت کننده ی اداری، به چنین تخلفاتی و جرائمی برخورد کند، تنها کاری که می تواند انجام دهد ارجاع به مراجع ذیربط و به ویژه دادگاه صالح است و موارد تخلفات اداری به طور کامل مشخص و مجازات و مرجع رسیدگی به آن ها هم تعیین شده است؛ بر اساس ماده ۲ دستورالعمل رسیدگی به تخلفات اداری مصوب مورخ ۴ /۸/۱۳۷۸ هیأت عالی نظارت، تخلفات اداری به دو دسته قصور و تقصیر تقسیم می شود: قصور که منظور کوتاهی غیر عمدی در انجام وظایف محوله است، وتقصیر که عبارت است از نقض عمدی قوانین و مقررات مربوط.

    ب: ضمانت اجرا

    مراجع نظارتی و رسیدگی اداری ( هئیت های رسیدگی به تخلفات اداری) فاقد ماهیت قضایی بوده و تنها به شکل انتظامی و انضباطی رسیدگی و نظارت می کنند و در صورت احراز تخلف اداری، اقدام به تعیین مجازات یا ابطال و اصلاح تصمیمات متخذه می کنند، پس نظارت اداری، دارای ضمانت اجرای شبه قضایی بوده و متخلفان به مجازات هایی از نوع اداری محکوم می شوند؛ «از آنجا که اعمال و تصمیمات صورت ظاهری عمل مأموران است و دارای آثار و اعتبار مستمر برای اداره و سازمان متبوع و گاه اشخاص حقیقی و حقوقی بر ثالث خواهد بود، مقامات مافوق اقداماتی باید انجام دهند که از استمرار اعتبار تصمیم به شکل و وضع موجود جلوگیری شود. به طور کلی مقامات مرکز می توانند تصمیمات مقامات مادون را ابطال نمایند یا آن را معلق سازند و یا تغییر دهند و اصلاحاتی نسبت به آن به عمل آورند.»[۴۲]

    ج: رجوع به دیوان عدالت اداری

    احکام صادره از سوی نهادهای نظارت کننده ی اداری مانند هیأت های انتظامی و هیأت های رسیدگی به تخلفات اداری قابل فرجام و تجدید نظر و همچنین قابل اعتراض در دیوان عدالت اداری است. بی تردید نظارت و رسیدگی در دیوان عدالت اداری به طور کامل ماهیت قضایی داشته و آرای صادره از سوی شعب این نهاد جز در موارد مغایرت بیّن با قانون و شرع، قطعی است.

    د: محدود بودن حوزه ی نظارت اداری

    حوزه ی نظارت اداری برخلاف نظارت های سیاسی، حقوقی و قضایی بسیار محدود بوده و فقط اختصاص به تخلفات کارمندان دولت از مقررات داخلی دارد. به همین دلیل در حقیقت از مصادیق نظارت استطرادی و جانبی است. به هر حال محدود بودن حوزه ی نظارت اداری، شاخصی است که آن را از سه نوع نظارت دیگر متمایز می کند. با وجود این، گستردگی دستگاه های اجرایی و اداری به گونه ای است که به لحاظ کمّی حجم رسیدگی به تخلفات انتظامی کارکنان دولت و اعمال اداری در حد قابل توجهی است.

    گفتار چهارم: نظارت از طریق کمیسیون اصل نود

    با ظهور دولت مدرن در عصر روشنگری یکی از اصلی ترین دغدغه های تئوریسین های این حوزه عدم تجمع قدرت در بخشی از حاکمیت ، و در نتیجه جلوگیری از استبداد بوده است. بر این اساس ایده های مختلفی از سوی فیلسوفان و حقوق دانان قرون ۱۷ و ۱۸ در اروپا مطرح شد. از میان این ایده ها تفکیک قوا و نظارت قوا بر اعمال سایر قوا بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. یکی از روش هایی که برای این اعمال نظارت وجود دارد نظارت غیر قضایی است. «در نظارت غیر قضایی برخلاف نظارت قضایی مقام ناظر بر اداره نوعا یک مقام غیر قضایی است. شیوه های به کار رفته نیز دارای محدودیت های رسیدگی های قضایی از قبیل منع تحصیل دلیل ، تعیین وقت ، تشریفات احضار و دیگر تشریفات آیین دادرسی نیست. »[۴۳]

    همچنین نظارت مردم بر نهادهای حاکمیتی اصلی است که در جوامع گوناگون به اشکال مختلف وجود دارد. در نظام سیاسی ایران پارلمان ( مجلس شورای اسلامی ) به عنوان ابزار اعمال حاکمیت مردم شناخته می شود ، و اعضای مجلس ، نمایندگان و وکلای ملت در اعمال حقوق خویش هستند.

    کمیسیون اصل نود یکی از کمیسیون های تخصصی مجلس شورای اسلامی است که به وظیفه محول شده به مجلس در اصل نودم قانون اساسی را درباره رسیدگی به تظلمات قوای سه گانه انجام می دهد. همانگونه که در مباحث آتی به تفصیل اشاره می شود بر اساس اصل نود قانون اساسی هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می تواند شکایت خود را کتبا به مجلس عرضه کند. مجلس نیز موظف بوده به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد. و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد ، و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع برساند. و نکته کلیدی در اصل نود قدرت فائقه پارلمان در نظارت بر خود و دیگر قوای سیاسی است. نقشی که در سه دهه گذشته بسیار کمرنگ و غیر فنی اعمال شده است.

    سابقه کمیسیون اصل نود به پیشینه اصل نود پیوند می خورد و پیشینه اصل نود و تفکر حاکم بر آن به اولین روزهای قانونگذاری در ایران بازمی گردد. زمانی که با قرار گرفتن سی و دومین اصل قانون مشروطه در متن این قانون ، اولین گام برای پاسخگو کردن عوامل حکومتی به مردم برداشته شد. چنانکه تصریح می داشت : « هر کس از افراد ناس می تواند عرض حال یا ایرادات و شکایات خود را کتبا به دفترخانه عرایض مجلس عرضع بدارد. اگر مطلب راجع به خود مجلس باشد جواب کافی به او خواهد داد و چنانچه مطلب راجع به یکی از وزارت خانه هاست ، بدان وزارت خانه خواهد فرستاد که رسیدگی نماید و جواب مکفی بدهند.»

    هر چند این اصل بر نظارت مجلس بر دستگاه های اجرایی آن زمان دلالت نداشت و گرچه تفکر حاکم بر آن به جهت آماده نبودن اجتماع و نو بودن اندیشه مجال بروز نیافت، اما درج کلمات آن در متن قانون اساسی مشروطه زمینه ساز بازآفرینی این اندیشه ، دیگر بار به گونه ای جدی تر و پرفروغ تر در قالب اصل نود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شد. و اصل نودم قانون اساسی اولیه جمهوری اسلامی ایران که در حقیقت صورت اصلاح شده اصل هفتاد و سه پیش نویس قانون اساسی بود. در روز ۸ مهر ماه سال ۱۳۵۸ در مجلس خبرگان قانون اساسی به تصویب رسید. با شروع به کار اولین دور مجلس شورای اسلامی از روز ۷ خردادماه سال ۱۳۵۹ و تدوین آیین نامه داخلی مجلس به منظور اجرای اصل نودم قانون اساسی تشکیل می گردد. تا طبق قوانین مصوب مربوط به خود اداره ، و انجام وظیفه نماید.

    منظور از قوانین مصوب در آیین نامه داخلی ، قوانینی است که نمایندگان مجلس برای تعیین چارچوب وظایف و روانتر کردن انجام وظیفه کمیسیون اصل نود وضع کرده اند. از جمله این قوانین ، «قانون اجازه مکاتبه و تحقیق مستقیم به کمیسیون اصل نود با دستگاه های دولتی جهت رسیدگی به شکایات مردم » است. بر اساس این قانون که در اول بهمن ماه ۱۳۵۹ به تصویب رسید. کمیسیون اصل نود می تواند با قوای سه گانه جمهوری اسلامی و تمام وزارت خانه ها و ادارات و سازمان های وابسته به آنها و بنیادها و نهادهای انقلابی و موسساتی که به نحوی از انحا به یکی از قوای فوق الذکر مربوط می باشند مستقیما مکاتبه یا به آنها مراجعه نماید و برای رسیدگی به شکایات کتبی که از طرف مسئولین مربوطه بدون جواب مانده و یا جواب قانع کننده به آنها داده نشده و رفع مشکلات توضیح بخواهد و آنها مکلفند در اسرع وقت جواب کافی بدهند.

    در روز ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۶۴ نمایندگان دور دوم مجلس ، تبصره ای به این قانون اضافه کردند. بر اساس این تبصره مسئولان و ماموران مذکور در ماده واحده مصوبه یکم بهمن ماه ۱۳۵۹ مجلس شورای اسلامی مکلفند پاسخ کافی و مستند خود را حداکثر ظرف مدت یک ماه از تاریخ وصول کتبا به کمیسیون اصل نود اعلام دارند.

    تخلف از این قانون جرم محسوب و متخلف به مجازات حبس از سه ماه تا یک سال و انفصال از خدمات دولتی از ۶ ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. و موضوع تخلف در مراجع صالحه قضایی با درخواست کمیسیون قابل رسیدگی است و مراجع مذکور موظفند به اینگونه جرایم به صورت فوق العاده و خارج از نوبت رسیدگی و بلافاصله پس از ثبوت جرم و صدور حکم اعمال مجازات نموده و مراتب را به کمیسیون مزبور اعلام دارند.

    همانگونه که در مباحث آتی اشاره خواهد شد، در دومین سال فعالیت مجلس دوم ، قانون «نحوه اجرای اصل نود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» در روز بیست و پنجم آبان ماه سال ۱۳۶۵ به تصویب نمایندگان رسید. در این قانون که می توان آن را مهمترین قانون در رابطه با فعالیت کمیسیون اصل نود دانست، تشکیلات ساختاری و دامنه اختیارات و مسئولیت های این کمیسیون مشخص شده است. در فصل اول این قانون که ماده یک آن را در بر دارد تشکیلات کمیسیون اصل نود دارای دو واحد «دفتر» و «رسیدگی به شکایات» است. اعضای واحد رسیدگی به شکایات کلا از نمایندگان خواهند بود و طبق آیین نامه داخلی انجام وظیفه می کنند. و کارکنان واحد دفتر از طرف هیأت رئیسه مجلس معین می شوند و حدود وظایف و اختیارات آنان به وسیله هیأت رئیسه کمیسیون تعیین می شوند و زیر نظر کمیسیون انجام وظیفه می نمایند. نمایندگان در همین دوره مجلس در جلسه علنی روز سوم آذر ماه سال ۱۳۶۶ با تصویب قانونی با عنوان «قانون نحوه گزارش کمیسیون اصل نود قانون اساسی» مقرر کردند: «گزارش های کمیسیون اصل نود پس از ارائه به هیأت رئیسه بدون رعایت نوبت در دستور کار مجلس قرار می گیرد و در اولین جلسه علنی قرائت می گردد.»

    در نهایت اصل نودم قانون اساسی با تدوین آیین نامه داخلی کمیسیون اصل نود وارد فاز اجرایی می شود. این آیین نامه در ابتدای هر دوره در کمیسیون تدوین به تصویب اعضای کمیسیون می رسند و پس از تصویب ، برگزاری جلسات بر اساس آن صورت می گیرد.

    «در دوره اول دو سال اول و دوم ، محمد صادق حائری شیرازی و در دو سال سوم و چهارم نیط سید محمد خوئینی ها به عنوان رؤسای کمیسیون اصل نود حضور داشتند. در دور دوم مرتضی فهیم کرمانی ، به عنوان رئیس کمیسیون اصل نود بوده و در دور سوم سال اول سید حسین موسوی تبریزی و در سه سال بعد فخرالدین موسوی رؤسای این کمیسیون بودند. در دور چهارم محمد علی شرعی رئیس کمیسیون اصل نود بوده و در دور پنجم در سالهای اول و چهارم هاشم هاشم زاده هریسی و در سالهای دوم و سوم محمدرضا فاکر رؤسای کمیسیون اصل نود بودند. در دور ششم حسین انصاری راد و در دور هفتم و دو سال اول دور هشتم محمدرضا فاکر ریاست کمیسیون اصل نود را برعهده داشتند. و در دور نهم محمد علی پورمختار ریاست کمیسیون اصل نود را به عهده داشته است. »[۴۴]

    اصل نود قانون اساسی از پتانسیل بسیار بالایی در تحقق حق دادخواهی مردم و ایجاد یک جمهوری پارلمانی دارد. گرچه ظاهرا اصل نود از ماهیت غیر قضایی نظارت مجلس حکایت دارد، اما خبرهایی اخیراً از مجلس به گوش می رسد که به نظر می رسد راه تبدیل کمیسیون اصل نود به یک دیوان شبه قضایی شبیه به دیوان محاسبات وجود دارد. دیوان یک مرجع قضایی یا شبه قضایی است و رسیدگی های آن باید بر اساس استانداردهای دادرسی منصفانه باشد.

    ماهیت و ساز و کار رسیدگی در دیوان مظالمی که بر اساس اصل نود تشکیل می شود ، می تواند توأما قضایی ، سیاسی ، یا شبه قضایی باشد. ممکن است هدف از تهیه این طرح تقویت ابعاد نظارتی پارلمان باشد. گرچه با هدف نهادسازی های جدید هم ممکن است مشکل نظارتی کشور حل نشود. زیرا هم اکنون نیز انواع سازوکارهای نظارتی در اختیار مجلس است اما استفاده بهینه از آن نمی شود. صرف نظر از اغراض سیاسی پیشنهاد رئیس کمیسیون اصل نود و نمایندگان مجلس ، مبنی بر تبدیل کمیسیون به دیوان به نظر می آید طرح ایجاد آمبودزمانی ایرانی در دست تهیه دارند، مدافعان و همچنین مخالفان جدی را در پی داشته است. به نظر می آید مهمترین نکته که در بازسازی کمیسیون اصل نود باید مد نظر قرار گیرد ، ابتدا دوراندیشی های حقوقی لازم صورت گرفته تا تداخل صلاحیت با دیگر نهادهای نظارتی پیش نیاید چرا که تبدیل به موازی کاری نهادهای عمومی گوناگون می گردد که خود تالی فاسد های بسیاری را در پی خواهد آورد.

    مبحث سوم: کلیات مفهومی و اقسام فساد

    فساد بر اساس معیارهای مختلف اقسام گوناگونی دارد. مبنای این تقسیم بندی را می توان میزان دارایی و اموال تحصیل شده از طریق فساد، ارشدیت مقام شخص فاسد، دفعات فساد، ارزش گذاری اجتماعی و میزان سرزنش پذیری فساد و یا گسترش جغرافیایی قرار گیرد. با این حال مصادیق و نمودهای رفتاری فساد، از تنوع بیشتری برخوردار است. تنوع در مصادیق، کم وبیش در تمام نظام های حقوقی به طور یکسان و مشابه ملاحضه می شود. به عبارت دیگر مصادیق اصلی و اساسی فساد، هم چون رشوه، اختلاس ، اعمال نفوذ و رانت جویی در مجموعه قوانین کیفری کشورهای مختلف، مشاهده می شود، هر چند در گستره و شمول آن، و نوع، میزان، شدت و ضعف مجازات در مقابل آن، تفاوت هایی ملاحضه می شود. چنانکه در کشوری عنصر مادی جرم ارتشا تنها شامل پذیرش مادی رشوه شود و در جای دیگر ارائه پیشنهاد و وعده را نیز دربرگیرد و یا در برخی نظام های حقوقی رشوه تنها در بخش دولتی جرم انگاری شده و در جای دیگر بخش خصوصی را نیز دربر گرفته باشد. چه بسا غیبت از محل کار در یک نظام حقوقی به عنوان مصداق فساد تعریف شود و در جای دیگر تنها یک تخلف به حساب آید. بنابراین ظاهراً امکانی براحصای مصادیق فساد وجود نداشته و «به جرأت می توان گفت تعریف واحدی از این جرایم در منابع قانونی و حتی دکترین ها وجود ندارد.»[۴۵] و ضرورتی نیز در این خصوص به نظر نمی آید.شدت و ضعف در تعیین مصادیق فساد یا میزان مجازات به عواملی چون : پیشینه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی و عرفی حاکم در هر جامعه که در واقع نظام حقوقی آن جامعه را هم تشکیل می دهند بستگی دارد.

    پایان نامه حقوق

    گفتار نخست : تعریف فساد

    آنچه از تعاریف مختلف راجع به فساد و مبانی آن فهمیده می شود، این است که در هر صورت فساد در ارتباط با قدرت و اختیار تعریف می شود؛ فارغ از این که قدرت در چه قالبی قرار گیرد و در چه رابطه ای توصیف شود ( نظامی، سیاسی و یا اقتصادی) و اعم از این که دارنده قدرت آن را هم چون شی در ملکیت خود بداند یا به آن به چشم امانت نگاه کند، شاید این چنین نگرشی را به وجود آورد که بنابراین نفس قدرت فسادآور است؛ زیرا حتی در فرض امانی دانستن قدرت ، وسوسه برخورداری از امتیازهای آن، همچنین عدم نظارت و کنترل کافی و در اختیار بودن طولانی مدت قدرت، سرانجام به فساد خواهد انجامید. از دید منتسکیو «قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق، مطلقا فساد می آورد. از دید وی تفکیک قوا لازمه مهار قدرت شاه و طبقات دارنده قدرت سیاسی است.»[۴۶]

    «از دیرباز یکی از مهمترین شاخص ها در ساحت اندیشه های سیاسی و جامعه شناختی در ارتباط با سلامت حکومت و تمایز حکومت خوب از بد، میزان تعهد حکمرانان به مصالح جمعی و فسادناپذیری حکومت بوده است.»[۴۷] بی تردید آن چه ارتباط به ظاهر حتمی میان قدرت و فساد را قطع می کند در مرحله نخست به انگیزه های درونی و ارزش های شخصیتی افراد، و در مرحله بعد به مابه ازاهای بیرونی و عوامل بازدارنده خارجی مربوط می شود.

    از سوی دیگر به نظر می رسد با وجود همه تلاشی که در جهت یافتن تعریف واحد جهانی برای فساد می شود، چنین امری نه ممکن به نظر می رسد و – البته – نه ضروری. زیرا هر کشوری بر اساس اصل استقلال و حاکمیت داخلی خود، آن طور قانون گذاری می کند که نظام حقوقی آن کشور بر اساس مجموعه ای از عوامل از جمله سابقه تاریخی، سیاسی، فرهنگی، عرف و مذهب تعیین می کند. پس ناچار باید پذیرفت فساد عبارت است از هر امری که در زمان و مکان به خصوصی، فساد خوانده می شود. که بر مبنای معیارها و ضوابط مختلف تقسیم بندی های گوناگونی نیز دارد. همچنین گفته می شود «سطح فساد اقتصادی و رانت ها ارتباط مستقیمی با سطح تفاوت های بروکراتیک در نقطه مقابل نظارت های مکانیسم بازار دارد. در بیشتر اقتصادهای رانتی، شبکه های ارتباطی خانوادگی، فامیلی و نفوذ سیاسی به گسترش فساد دامن می زنند. در دولت های رانتیر نفوذ سیاسی مهمترین سازوکار است که منجر به کسب رانت ها، تسهیلات مالی، اقتصادی و دیگر انواع فساد می شود.»[۴۸]

    گفتار دوم : اقسام فساد

    فساد از حیث معیار های مختلف، اقسام گوناگونی دارد، که از مبانی آن می تواند میزان دارایی و اموال تحصیل شده یا دفعات فساد رخ داده باشد. با این حال مصادیق و نمودهای رفتاری آن از تنوع بیشتری برخوردار است. تنوع در مصادیق کمابیش در تمام نظام های حقوقی به طور مشابه ملاحظه می شود، هر چند در گستره و شمول آن، و نوع ، میزان و شدت و ضعف مجازات در مقابل آن ، تفاوت هایی ملاحظه شود.

    بند نخست : تقسیم بندی فساد از حیث درجه و ماهیت

    تقسیم بندی های انواع فساد امری دشوار به حساب می آید. چراکه صرف نظر از اختلاف نظرهایی که هر جامعه ای را از جامعه دیگر به دلیل تفاوت در ارزش های فرهنگی ، اخلاقی و اجتماعی متمایز می سازد. در میان توده های مردم و نخبگان نیز به دلیل تفاوت در دیدگاه های عمومی در نگرش به پدیده فساد اختلاف نظر وجود دارد. همچنین درون یک جامعه نیز ارزش های ممدوح و مضموم اخلاقی در گستره زمان تغییر می یابد. برخی پژوهشگران بر این باورند که فساد را با توجه به دیدگاه های عمومی مردم باید تعریف و مصادیق و اقسام آن را باز شناخت. یکی از شایعترین این تقسیم بندی ها بر پایه میزان و افراد موضوع فساد قرار دارد تقسیم به خرد و کلان می باشد.

    الف: فساد کلان

    فساد کلان عموماً در لابلای بالاترین سطوح مدیریتی یک کشور و در خصوص پروژه ها و برنامه های عظیم دولتی اتفاق می افتد؛ برخلاف فساد خرد که اولاً در سطوح پایین تر کارمندان ( کارکنان یک اداره) اتفاق می افتد و ثانیاً منافع کسب شده از ارزش های مالی کمتری برخوردار است و غالباً از ناحیه دوستان و بستگان شخص کارمند یا مستخدم پرداخت یا ارائه می شود. فساد کلان در واقع یک فساد ساختاری و زیربنایی است که معلول دو عامل و رویکرد سیاسی و اقتصادی است. عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی نظام های سیاسی اقتصادی، بستر مناسبی برای بهره برداری یا تخصیص لجام گسیخته منابع عمومی بنا به ملاحظات شخصی و با اهداف ویژه فراهم می کند.

    وجود فساد کلان در ساختار یک نظام متضمن رخنه فساد در کارکردهای اصلی یک نظام حکومتی است؛ و «بسته به سطح توسعه سیاسی کشورها ، سطح فساد نیز، متفاوت خواهد بود، در این راستا در جوامع توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته سیاسی فساد امری ساختاری یعنی به شدت در جامعه ریشه دوانده و نهادینه شده است. و در عمل در فرهنگ عمومی جامعه فساد و قانون گریزی پذیرفته شده است.»[۴۹] در فساد کلان، دولت ها به تناوب منافع عظیم مالی را از طریق قرارداد یا بخشیدن امتیاز، به بخش خصوصی می بخشند. رشوه، رانت های انحصاری را به سرمایه گذاران منتقل می کند؛ در حالی که کارمندان فاسد نیز در آن سهیم هستند. از جمله می توان گفت فرایند خصوصی سازی، که از جمله نقاط آسیب پذیر از جهت فروش اطلاعات محرمانه و انعقاد معاملات محرمانه در یک کشور است یکی از مناطق بروز فساد کلان است. در دو طرف پرداخت های فسادآمیز برای پیروزی در انعقاد قراردادهای کلان و به دست آوردن امتیاز، معمولاً تجار یا سرمایه گذاران بزرگ و کارمند ( اعم از بخش عمومی، مستخدم و خصوصی) رده بالا قرار دارد.

    و فسادی است که متعلق به رخنه فساد در سطح مدیران رده اول هر نظام حکومتی را می توان از مصادیق فساد کلان برشمرد؛ یکی از ویژگی های بارز فساد مدیران در بخش اجرایی، انعقاد قراردادهایی با بخش خصوصی است که در ظاهر چه بسا دارای توجیه منفعت و سودرسانی عمومی نیز باشد ( و البته گاه نیز فاقد توجیه است)، اما واقعاً و در عمل به جز ضرر و اتلاف درآمدهای دولتی فایده دیگری بر آن ها مترتب نیست. به راه انداختن پروژه ها و طرح هایی که ضرر آن ها به بودجه ملی و دولتی بیش از منافع آن است، طرح هایی که تأمین کننده منافع عاملان آن اعم از بخش خصوصی و دولتی است، بدون آن که واجد توجیه معقول اقتصادی باشد، از این دست هستند. این طرح ها معمولاً شامل مواردی هستند که در کوتاه مدت بتوانند به سود منافع شخص یا اشخاصی خاص، باشد و چه بسا در عمل ممکن است حتی به مرحله راه اندازی و بهره برداری نیز نرسد. این گونه طرح ها، حتی در صورت راه اندازی و استفاده، با وجود بهره مندی از بیشترین سرمایه گذاری دولتی، از پایین ترین کیفیت برخوردارند. «همچنین مونرو امکامو فساد نظام مند را فساد حاد می نامند و هربرت ورلین آن را رذالت اجتماعی هم پایه اعتیاد به الکل می خواند.»[۵۰]

    ب: فساد خرد یا تصادفی

    هنگامی که فساد در میان مستخدمان رده های پایین واقع شده و از ارزش مالی، وسعت و میزان کمتری برخوردار است که اغلب از ناحیه دوستان و یا بستگان مستخدم، پرداخت می شود. فساد خرد محقق شده است . در حالیکه فساد کلان خرابی کارکردها و پایه های یک نظام حکومتی در اثر فساد را به همراه دارد. «فساد تصادفی مانند خطا در بازی فوتبال است که به صورت اتفاقی رخ می دهد و ساختاری نیست. فساد نظام مند ( حاد ) مثل تشویق خشونت در بازی فوتبال است و منظور از آن فساد در ساختارها و نهادهای جامعه ریشه دوانده و قاعده مند شده باشد.»[۵۱]

    هر دو بعد به تناوب معاوضه فاسد و میزان رشوه ( فساد ) به صورت جدی به هزینه معاوضه در این بازار سیاه، بستگی دارد. به عبارت دیگر هر قدر هزینه معاوضه و معامله فساد برای یک طرف کمتر باشد این تعامل بیشتر شکل می گیرد.

    بند دوم: تقسیم بندی فساد از حیث میزان و دفعه

    در نظام های اداری و سیاسی گوناگون بسته به اینکه چه میزان از افراد جامعه در روابط اجتماعی و مالی خود مرتکب تخلفات اقتصادی گردند و حجم مفاسد صورت گرفته در چه سطحی بوده باشد، برای انواع فساد قائل به تقسیم بندی تقسیم بندی دیگری بر اساس فساد فردی و فساد ساختاری می شوند.

    الف: فساد فردی

    در این گونه از فساد که بر روی فرد یا افراد محدود و ( به خصوص ) متمرکز است سیستم اداری یک نظام حکومتی درگیر جدی فساد نیست؛ زیرا در غیر این صورت وجود فساد کلان و تداخل در اکثر، دیگر بحث از فساد فردی مطرح نخواهد بود؛ بلکه فرد یا افراد محدودی که برخی تعداد آن ها را بین یک یا سه نفر ذکر کرده اند، اقدام اخذ رشوه و یا معاوضه و معامله فساد می کنند. این فرد یا افراد حتی ممکن است دارای پست های مهم و حساس نیز باشند؛ مانند قضات، دادستانان، مقام های ارشد پلیس مقامات مالیاتی. معمولاً فرد یا افراد، در فساد فردی برای اشخاص، اعم از اربابان را عادی یا بازرگانان و سرمایه گذاران در یک سازمان یا اداره شناخته شده هستند. و نرخ های معلوم رشوه، در هر مورد خطر ناشی از مذاکرات و چانه زنی های مکرر طرفین را، کاهش می دهد. زیرا با وجود معلوم بودن نرخ، غالباً بر آن توافق است.

    ب: فساد ساختاری یا نظام مند

    برخی پژوهشگران فساد ساختاری را زمانی دانسته اند که تعداد دفعات اخذ رشوه یا معامله فساد زیاد است. هنگامی که در نظامی که در اعمال روابط معاوضه های فسادآمیز آنقدر عادی و مستقر شود که خود تبدیل به یک فرم و هنجار شده؛ به گونه ای که کسانی که ملتزم نرم های جدید هستند، مورد تشویق و پاداش، و آن هایی که، پایبند به هنجارهای سابق بوده و اعتقاد به نامشروع بودن یک عمل فسادآمیز دارد، مورد تقبیح و حتی مجازات قرار میگیرند. فساد سیستماتیک در آن سیستم محقق شده است. در این صورت معاوضه های فسادآمیز به صورت منظم و مکرر، تثبیت می شوند. تخصیص رانت های بزرگ در سوء استفاده از قدرت و امتیازات اداری، مورد تصمیم کارگزاران اجرایی، قرار می گیرد. این نوع فساد افراد زیادی را از یک مجموعه، در خود، قرار می دهد. در این گونه فساد، هزینه های ارتکاب جرم به شدت پایین می آید، و رشوه، تبدیل به حقوق پنهان کارمندان، به خصوص در برخی موقعیت های خاص، مانند سیستم مالیاتی و گمرکی می شود. این گونه فساد بیشتر، به دلیل فراوانی فعالیت های کنترلی بر سرمایه گذاران اقتصادی و پیچیدگی های سیستم مالی در یک کشور ظاهر می شود. فساد، برای اجرای کنترل های مالی ضعیف تر و یا کاهش جریمه ها، به امری عادی تبدیل می شود. در این صورت در هر موضوعی جهت کم کردن تشریفات دست و پاگیر اداری و تسریع در آن، رشوه، نرخ دقیق خاص خود را دارد. «رویکرد اقتصادی ریشه مفاسد قتصادی را در ساختار اقتصادی توسعه نیافته ، دخالت بی اندازه در اقتصاد به ویژه اقتصاد رانتی می داند. تصدی گری دولت و انحصارات آن در اقتصاد، بستر مناسبی برای فساد اقتصادی فراهم می کند.»[۵۲]

    گفتار سوم: نقش نهادهای نظارتی در ارتباط با فساد

    بند نخست: حوزه نظارت و بازرسی نهادهای فراقضایی

    نظارت و بازرسی نقش عمده ای در تغییر ساختار و اصلاح یک حکومت و مبارزه با فساد بازی می کند؛ بنابراین ضروری است که مشخص شود چگونه می توان پوشش، کیفیت و تأثیر نظارت و بازرسی را افزایش داد. چراکه «به طور یقین در هر جامعه ی اعم از پیشرفته یا غیر پیشرفته اگر هیچ برخورد نظارتی وجود نداشته باشد، با توجه به طبایع متفاوت و سرکش انسانی مشکلات و مسایل گوناگونی در جامعه بروز خواهد کرد. در چنین جوامعی بتدریج از یک طرف اعمال نفوذ، زورگویی و سوء استفاده از قدرت و از طرف دیگر ترس و هراس حاکم خواهد شد.»[۵۳] در کشورهای غربی به علت شکل گیری نهادهای مختلف در یک دوره طولانی تاریخی و براساس نیازها و بتدریج به دور از کشمکش ها و تنش های تند اجتماعی و هم چنین ثبات نهادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و امنیت در نظام قضائی، پیشرفتهای زیادی در نظارت و بازرسی و رسیدگی به تخلفات حاصل شده است. بنابراین، تدوین قوانین نهادهای نظارتی به طور گام به گام هم قابلیت برطرف کردن نیازها در بعد ملی را داشته و همچنین موجب استحکام و تثبیت موقعیت بین المللی کشور خواهد شد.

    به نظر می آید در کشور ما نهاد نظارت و بازرسی هیچگاه نتوانسته است اعتماد افکار عمومی را به طور کامل جلب نماید. انتقادات جدید که از ساختار اجتماعی، اقتصادی، و خط مشی های سیاسی اتخاذ شده در مورد کارآیی و میزان خدمت دهی مؤسسات دولتی و یا وابسته به دولت در رسانه های گروهی انجام می شود نشانگر آن است که مشکلات حاد و حل نشده زیادی وجود دارد که غیر مستقیم روی امر بازرسی تأثیر می گذارد و از کارآمدی آن می کاهد.

    به همین دلیل استقبال عمومی از بازرسی و نظارت و پشتیبانی اساسی آحاد مردم هنوز در کشور ضعیف است. در مقوله اجرای صحیح قوانین اگر نقض قانون موجب تضییع حق یک شخصیت حقوقی یا حقیقی گردد، با شکایت شخص به دیوان عدالت اداری و یا دادگاههای عمومی بر حسب صلاحیت به موضوع رسیدگی می شود. اما وظیفه مهم نهادهای فراقضایی چون کمیسیون اصل نود و سازمان بازرسی کل کشور در مواقعی است که نقض قانون به طور آشکار و یا غیر آشکار صورت گرفته است اما یا شاکی وجود ندارد و یا شرایط طرح شکایت برای شاکی مساعد نیست و یا اینکه در پی مراجعه به ارگان های قضایی نتیجه مطلوب حاصل نشده است. بنابراین حوزه اصلی نظارت نهادهای فراقضایی رسیدگی به شکایات از طرز کار قوای سه گانه و نظارت بر اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری است که به دلیل گستردگی تخلفات همراه با کم کاری کارکنان دولت و مهمتر از همه عدم مشارکت افراد در جلوگیری از فساد اداری است که، علی رغم صرف نیروی بسیار زیاد باز هم به نتایج مطلوب و موردنظر نمی رسد. برای به حداقل رساندن فساد در دستگاه های اداری لازم است:

    الف: به ماهیت علل و انگیزه های فساد.

    ب: درجه تأثیر معیارهای به کار گرفته شده در نهادهای ناظر و میزان علاقه مندی و همکاری مسئولین این ارگان ها، برای کاهش فساد توجه شود.

    در نتیجه کار نظارت و بازرسی بایستی روی بخش هایی که تعیین کننده میزان نسبی فساد و سطوح آن در سازمانهای مختلف، توصیف و تشریح راهبردهای ضد فساد به کار گرفته شده، و تعیین میزان موفقیتهای حاصل از مبارزه با فساد است تأکید نماید. در هر صورت به صرف انجام بازرسی و دادن گزارش دقیق نمی توان موفقیت زیادی به دست آورد مگر اینکه ضابطین این امر متعهد باشند و بیطرفانه و بدون گروه گرایی معیارهای ضد فساد را با علاقه مندی و خالصانه به اجراء درآورند تا ارزشهای اجتماعی بر هم نخورد و در حد معقولی باقی بماند. هیچ یک از مشکلات قضایی و یا انسانی را نمی توان به عنوان واحدهای طبیعی بدون مسأله در نظرگرفت زیرا که داشتن قانون یک مسأله است و کاربرد آن در رابطه با مسایل انسانی مورد دیگری است و بدون توجه به آنها نمی توان توصیف و تحلیل مناسبی را داشت. مهمترین مشکل قوانین در کشور کپی برداری بدون توجه به مسایل انسانی، منطقه ای و کشوری است. فعالیتهای زنان و مردان در واحدهای اداری ممکن است به جای هماهنگی ظاهری حالت تناقض داشته باشد. سلسله مراتب اداری پس از پیروزی انقلاب بر حسب ضرورت و طبیعت انقلاب دچار تغییر و تحول شده و در بسیاری از واحدها هنوز ضوابط نتوانسته اند بر روابط برتری یابند. که این امر تاثیر بسیار نامطلوبی بر نظارت و بازرسی می گذارد و موجب بی اعتقادی و عدم مقبولیت عامه و در نتیجه عدم کارآیی آن در سطح کلان می شود. شناخت این موارد هسته مرکزی درک معنی و نتایج نظارت و بازرسی است.

    بند دوم: تاثیر نهادهای نظارتی بر کاهش فساد

    نکته مهم و اساسی این است که هر کارمند دولت بدون توجه به رده شغلی بایستی درک نماید که بالاتر از مردم نبوده و پاسخگویی و کنترل مأموران دولتی یک مفهوم ضروری برای هماهنگی و اداره یک جامعه مدرن است؛ به بیان دیگر، ساز و کار نظم دادن به کارکنانی که ضروریات حرفه ای را رعایت نمی نمایند و یا قانون شکنی می کنند و یا اصول و ارزشها را زیر سؤال می برند از مهمترین مسایل است. «این ارزشها و اصول که اساس هماهنگی و جلوگیری از فساد به شمار می آیند ممکن است در میان ملتها و فرهنگها متفاوت باشد ولی همه آنها در رعایت موازین قانونی، اخلاقیات، عدات و مسؤولیت پذیری که موجب عدم نیاز به کنترل خارجی و داخلی می شود اشتراک و توافق دارند. همیشه این امکان وجود دارد که اخلاقیات و قوانین در عمل به طور آگاهانه یا ناآگاهانه به وسیله افراد نادیده گرفته شود که این امر می تواند هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای توسعه نیافته به طور یکسان اتفاق بیافتد.»[۵۴] در اینجا نقش نظارت و بازرسی که دادن رهنمود همراه با رعایت کامل اصول دموکراسی است، بسیار ظریف و مهم است و موردی است که بایستی به صورت مداوم و پیگیر ادامه داشته باشد.

    بررسی و تجزیه و تحلیل مسایل موجود، تأکید بر روابط خصوصی و داخلی بین افراد به جای توجه به تخصص و تبحر واقعی و در نظرگرفتن ابعاد اقتصادی و سیاسی کشور است. بنابراین بحث اساسی این است که بدون تغییر ساختار اداری و گذاشتن ضوابط دقیق و نظارت بر اجرای آن و ترجیح منافع بلندمدت کشور به منافع آنی و کوتاه مدت افراد نمی توان نتیجه ای از بازرسی گرفت و همه امور به نقطه کور خواهد رسید. در این راستا توجه به مسایل انسانی و واقعیتهای موجود در جامعه و امکانات علمی و تخصصی و درک روابط پیچیده فی مابین این مسایل و کارآیی اجرای قوانین و مقررات موجود زیربنای اصلی عمل نظارت و بازرسی را تشکیل می دهد.

    بنابراین نیاز است که دولت در نظرات و عقاید خود تجدیدنظر نماید و قوانین قابل انعطاف و چند مرحله ای را پیشنهاد نماید تا بتدریج با اصلاح ساختار اداری بتوان پویایی بازرسی و نظارت را تأمین نمود. یکی از مشکلات بسیار بزرگ وجود سازمانهای متعدد با سیاست و خط مشیهای موازی و وظایف بسیارمشابه و یامشابه است که این موضوع امر بازرسی و نظارت را پیچیده می کند. به هر صورت اگر پیشرفت و اصلاح موردنظر باشد، تشخیص محدودیتها وکمبودهای حوزه نظارت و همچنین علل به وجود آمدن آنها اساس کار است. گاه به دلیل وجود فرمهای ارزشیابی مبهم همراه با پرسشهای انتزاعی و غیر مربوط، هنوز ارزیابیها به شیوه سنتی و ناکارامد به انجام می رسند. از طرف دیگر ادارات اختیار کافی برای تغییر کالا و یا خدمات متنوع براساس ساختار گروه جمعیتی ویژه ندارند و محدودیتهای زیادی در این زمینه ها وجود دارد. نتیجه این امور متهم شدن کارکنان متبحر و متخصص و دارای ابتکار و یا طرد تدریجی آنان از سیستم اداری است. که نتیجه آن نیز کاهش کارآیی ادارات و در نهایت بی اثر شدن بازرسی به علت کم کاری همگانی و یکنواخت بودن شیوه رفتاری کارکنان در سلب دفع مسؤولیت و صدمه زدن به معیارهای قضاوتی به دلیل عدم گردش مناسب کارهای اجرایی است.

    بنابراین اصول کار بایستی افزایش اعتماد عمومی و جلب مشارکت مردم در امور با دادن امنیت کافی به آنان برای ابراز نظریاتشان در جهت اصلاحات باشد. یک عامل بسیار مهم و در عین حال ظریف، کاهش فاصله گفتار و رفتار به وسیله رهبران سیاسی و در اختیار عامه قرار دادن نتایج کلی بازرسی برای رفع شبهات است.

    با توجه به مباحث پیش گفته مشخص است که وظیفه اصلی بازرسی و نظارت نهادهای فراقضایی همان گونه که در قانون اساسی کشور آمده است. نظارت بر حسن جریان امور و رسیدگی به شکایات مردم از طرز کار قوای حاکمه می باشد که بنا، بر این اساس، حتی درمواقعی که تخلف آشکاری صورت نگرفته است با بازرسی علمی، رفع مشکلات مدیریتی و دادن راهکارهای مناسب می توان موجب گردش بهتر کار و افزایش کارآیی بازرسی شد. با این ترتیب می توان امیدوار بود که میزان تخلفات به حداقل برسد. بدون حمایت سیاسی آحاد مردم و مشارکت مؤثر آنان در جلوگیری از فساد، پیامهای رهبران حکومتی از جمله دستگاه نظارت و بازرسی قابل تحمل نیست و واکنشهای مناسبی به آن نشان داده نخواهد شد.

    افزون بر این، تا زمانی که جامعه قادر به بیان نیازها و پیگیری تقاضاهای خود از سوی نهادهای مستقل مدنی نباشد بازرسی به دلیل بریدگی و جداماندگی خود از جامعه و عدم مشارکت فعال مردم، مقبولیت عامه پیدا نمی کند و کارآمدی لازم را نخواهد داشت. به بیان دیگر مسأله بازرسی یک جزء از یک نظام کلی است و بررسی موردی آن بدون توجه به مسایل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور و هماهنگیهای لازم در تمام زمینه ها، نمی تواند مفید به فایده زیادی باشد.

    فصل دوم

    ساختار تشکیلاتی و حقوقی کمیسیون اصل نود و نهادهای بازرسی فراقضایی مدرن (آمبودزمان)

    کمیسیون اصل نود که به منظور اعمال اصل نود قانون اساسی پیش بینی شده است ماهیت نظارتی آن با دیگر موارد نظارتی مجلس متفاوت است چراکه در جایگاه نظارتی کمیسیون اصل نود مجلس خود، ناظر و شاکی اصلی نبوده و ناظر حقیقی مردم هستند که نسبت به یکی از سه قوه شکایت داشته و مجلس به عنوان نهاد رسیدگی کننده و ابزاری جهت اعمال نظارت مطرح شده است. و در این زمینه کمیسیون پس از بررسی های لازم و احراز تخلف از دادگاه صالح تقاضای رسیدگی خارج از نوبت خواهد نمود. و دادگاه مکلف بوده پس از صدور حکم نتیجه را به کمیسیون اعلام نماید. و نهادهای با وظایفی مشابه کمیسیون اصل نود در بسیاری از کشورهای جهان پدیدار گشته اند که معروف به نهادهای آمبودزمان می باشند. این نهادها که معمولا با پارلمان در تعامل هستند ضمن رسیدگی به شکایات شهروندان علیه تخلفات دستگاه های دولتی و عمومی نتایج رسیدگی خود را در قالب هایی همچون صدور توصیه نامه و گزارش ها به نهادهایی که قانون مشخص کرده ارائه می دهند.

    مبحث نخست : مبانی قانونی و صلاحیتهای کمیسیون اصل نود

    پیشینه کمیسیون اصل نود، براساس نگرش حاکم بر نخستین روزهای قانون گذاری در ایران یعنی آن هنگام که، با قرارگرفتن سی و دومین اصل قانون مشروطه در متن قانون اساسی و گام نهادن در راه پاسخ گو نمودن عوامل حکومتی در کشور مبتنی می باشد.

    اصل سی و دوم قانون مشروطه تصریح داشته هرکس از افراد ناس می تواند عرض‎حال یا ایرادات و شکایات خود را کتبا به دفترخانه عرایض مجلس عرضه بدارد. اگر مطلب راجع به خود مجلس باشد، جواب کافی به او خواهد داد و چنانچه مطلب راجع به یکی از وزارتخانه‎هاست، بدان وزارتخانه خواهد فرستاد که رسیدگی نمایند و جواب مکفی بدهند. «لازم به ذکر است که ماده ۳۲ قانون اساسی مشروطه خود ترجمه ای از قوانین اساسی کشورهای اروپایی است که گفته می شود این ماده ترجمه ماده ۲۳ قانون اساسی بلژیک است.»[۵۵]

    براساس این اصل، دفترخانه مجلس شورای ملی به مکانی برای ارائه عرایض و دست‎نوشته‎هایی مبنی بر شکایات افراد از عملکرد مجلس یا دولت و وزارتخانه هایش تبدیل شد.

    با آنکه این اصل بر نظارت مجلس بر دستگاه های اجرایی آن زمان را ضمانت نمی کرد و اگرچه طبیعتاً بدلیل نود بودن تفکر پاسخ گویی نظام حاکم، روح حاکم براین اصل مجال بروز نیافت، اما درج کلمات آن در متن قانون مشروطه زمینه‎ساز بازآفرینی این اندیشه پس از پیروزی انقلاب اسلامی البته این‎باربه‎گونه ای جدی تر و پرفروغ‎تر در قالب اصل نود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شد. «اصل ۹۰ قانون اساسی و سازوکار ناشی از آن را می توان نوعی نظارت عمومی بر قوای سه گانه تلقی کرد که به واسطه مردم اعمال می شود.»[۵۶]

    گفتار نخست : مبانی قانونی کمیسیون اصل نود

    هویت و اعتبار کمیسیون اصل نود بر مبنای یکی از اصول مهم ترین سند قانونی کشور یعنی قانون اساسی می باشد . اما این اصل برای رسیدن به عرصه اجرا نیاز به چندین فرایند قانونی داشت . اولین فرایند به مجلس باز می گردد که اجرای این اصل به عهده آن گذاشته شده است و ساز و کاری که مجلس باید برای انجام این وظیفه در پیش گیرد، تشکیل کمیسیون اصل نود می باشد. ماده دو آیین نامه داخلی مجلس اذعان می دارد : «به منظور اجرای اصل نودم قانون اساسی کمیسیونی به نام کمیسیون اصل نودم قانون اساسی تشکیل می گردد تا طبق قوانین مصوب مربوط به خود اداره و انجام وظیفه نماید . » منظور از قوانین مصوب در آیین نامه داخلی ، قوانینی است که نمایندگان مجلس از اولین دوره مجلس برای تعیین چهارچوب وظایف و روان تر کردن انجام وظیفه کمیسیون اصل نود وضع کرده اند . از جمله این قوانین ، قانون « اجازه مکاتبه و تحقیق مستقیم به کمیسیون اصل نود با دستگاه های دولتی جهت رسیدگی به شکایت مردم » است . اساس این قانون که در اول بهمن ماه سال ۱۳۵۹ به تصویب رسید ، «کمیسیون اصل نود می تواند با قوای سه گانه جمهوری اسلامی و تمام وزارتخانه ها و ادارت و سازمان های وابسته به آن ها و بنیاد ها و نهاد های انقلابی و موسساتی که به نحوی از انحا به یکی از قوای فوق الذکر مربوط می باشند ، مستقیما مکاتبه یا به آن ها مراجعه نماید و برای رسیدگی به شکایات کتبی که از طرف مسئولین بدون جواب مانده و یا جواب قانع کننده به آن ها داده نشده و رفع مشکلات توضیح بخواهد و آنها مکلفند در اسرع وقت جواب کافی بدهند .»

    در روز پنجم اردیبهشت ماه ۱۳۶۴ نمایندگان دوره دوم مجلس ، تبصره ای به این قانون اضافه کردند . بر اساس این تبصره « مسئولان و ماموران مذکور در ماده واحده مصوبه یکم بهمن ماه ۱۳۵۹ مجلس شورای اسلامی مکلفند پاسخ کافی و مستند خود را حداکثر ظرف مدت یک ماه از تاریخ وصول کتبا به کمیسیون اصل نود اعلام دارند . «تخلف از این قانون جرم است و متخلف به مجازات حبس از سه ماه تا یک سال و انفسال از خدمات دولتی از شش ماه تا یک سال محکوم خواهد شد و موضوع تخلف در مراجع صالحه قضایی با درخواست کمیسیون قابل رسیدگی است و مراجع مذکور موظف اند به این گونه جرایم به صورت فوق العاده و خارج از نوبت رسیدگی و بلافاصله پس از ثبوت جرم و صدور حکم اعلام مجازات نموده و مراتب را به کمیسیون مزبور اعلام دارند .»[۵۷] «همچنین دادگاه رسیدگی کننده به این جرم حق رسیدگی به اصل شکایتی را که در کمیسیون مطرح است ، ندارد.»[۵۸] تا این که در دومین سال فعالیت مجلس دوم قانون «نحوه اجرای اصل نود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران » در روز ۲۵ ام آبان ماه سال ۵۶ به تصویب نمایندگان رسید . در این قانون که می توان آن را مهم ترین قانون در رابطه با فعالیت کمیسیون اصل نود دانست ، تشکیلات ساختاری و دامنه اختیارات و مسئولیت های این کمیسیون مشخص شده است . نمایندگان در همین دوره مجلس در جلسه علنی روز سوم آذر ماه سال ۱۳۶۶ با تصویب قانونی با عنوان قانون « نحوه گزارش کمیسیون اصل نود قانون اساسی » مقرر کردند :

    گزارش های کمیسیون اصل نود پس از ارائه به هیئت رئیسه بدون رعایت نوبت در دستور کار مجلس قرار می گیرد و در اولین جلسه علنی قرائت می گردد.» در نهایت اصل نود قانون اساسی با تدوین آیین نامه داخلی کمیسیون اصل نود وارد فاز اجرایی می شود . این آیین نامه در ابتدای هر دوره در کمیسیون تدوین و به تصویب اعضای کمیسیون می رسد و پس از تصویب ، برگزاری جلسات بر اساس آن صورت می گیرد .

    گفتار دوم : اعتبار و جایگاه کمیسیون اصل نود در ایران

    کمیسون اصل نود که مشروعیت خود را از بالاترین سند قانونی کشور یعنی قانون اساسی دریافت می کند ، یکی از ابزار های نظارتی قوی در مجلس شورای اسلامی محسوب می شود و مجلس می تواند برای اعمال نظارت بر قوای سه گانه از آن استفاده کنند «این نکته قابل ملاحظه می باشد که کمیسیون اصل ۹۰ تنها کمیسیونی از مجلس است که رییس آن به وسیله همه نمایندگان انتخاب می شود و این موضوع اهمیت این کمیسیون را نشان می دهد.»[۵۹] کمیسیون می تواند به شکایت اشخاص علیه سو مدیریت یا سوء عملکرد در طرز کار قوای سه گانه رسیدگی کند و نهادها و سازمان های تحت صلاحیت خود را مجبور به پاسخگویی کند. با رسیدگی به شکایات ، اطلاعات بسیار مفیدی در اختیار مجلس قرار می گیرد که می توان از آن ها در جهت اعمال نظارت سیاسی خود در قالب سوال و استیضاح مقامات قوه مجریه اقدام کرد و شناسایی خلأ های موجود در زمینه های مختلف ، نقطه ی شروعی برای وضع قوانین مناسب و مساعد در پارلمان گردد .

    بنابراین کمیسیون اصل نود می تواند نهادی تاثیرگذار و مفید در سیستم سیاسی و اداری کشور به حساب آید . کمیسیون ، یک نقش نظارتی درون قوه ای را نیز ایفا می کند ، زیرا در اصل نود قانون اساسی مقرر گردیده است کمیسیون اصل نود می تواند به شکایات واصله از اشخاص علیه طرز کار قوای سه گانه رسیدگی می کند و مجلس شورای اسلامی نیز یکی از قوای سه گانه نظام سیاسی کشورمان می باشد . پس اشخاص می توانند علیه سوء مدیریت در طرز کار قوه مقننه نیز اقامه دعوی کنند . اما آیا «کمیسیون هیچ توجهی به این موضوع که مشتکی عنه خود ( که کمیسیون فقط یک واحد سازمانی آن محسوب می شود ) نخواهد کرد؟»[۶۰]

    قید واژه ی هرکس دارای بار معنایی عام است و نمایندگان مجلس را نیز شامل می شود . در نتیجه می توان کمیسیون اصل نود قانون اساسی را از سویی حامی و پشتیبان شهروندان و از جهتی ابزاری برای دستیابی به حاکمیت قانون و حکمرانی خوب دانست .

    مبحث دوم : صلاحیت ، رویه و تشکیلات کمیسیون اصل نود

    اصل نود قانون اساسی به عنوان آخرین راه تظلم خواهی و ششکایت از طرز کار قوای سه گانه می باشد که براساس آن مجلس می بایست به شکایات مردم علیه طرز کار قوای سه گانه رسیدگی کند که با تأسیس کمیسیون اصل نود به عنوان یکی از واحدهای داخلی خود در جهت ایفای این مهم گام برداشته است. فلسفه وجودی این اصل مربوط به زمانی است که شکایات غیرممکن بوده و یا نتیجه ای دربر نداشته و یا شخص به کلیت رفتاری یک قوه معترض باشد چراکه شکایت از عملکرد ارگانهای وابسته به دولت در دیوان عدالت اداری ممکن بوده و شکایت از نهادهای قضایی نیز با رجوع به مراجع بالاتر قوه قضاییه قابل پیگیری است. مجلس نیز در جهت اجرای این وظیفه کمیسیون اصل نود را به عنوان یک واحد داخلی در ساختار خود ، تاسیس کرده است .

    گفتار نخست : چگونگی رسیدگی کمیسیون اصل نود به شکایات

    در اصل نود قانون اساسی اصطلاح شکایت به کار رفته است اما آیا هر شکایتی در کمیسیون اصل نود قابل رسیدگی نمی باشد ؟ که پاسخ قطعاً ایجابی نیست چراکه این شکایت می بایست دارای شرایطی باشد :

    ابتدا، اینکه شکایت باید قبلا در مراجع صلاحیت دار مطرح شده باشد حال یا از طرف این مراجع پاسخی ارائه نشده باشد و یا اینکه پاسخ ارائه شده برای شاکی راضی کننده نباشد . قسمت اخیر ماده واحده قانون اجازه مکاتبه و تحقیق مستقیم به کمیسیون اصل نود با دستگاه های دولتی به شکایات مردم دال براین موضوع است. این امر در ماده یک آیین نامه داخلی کمیسیون اصل نود نیز عنوان گردیده است، که کمیسیون فقط به شکایاتی رسیدگی می نماید که شاکی به مسئولین مراجعه نموده ولی به شکایت او رسیدگی نشده است و یا پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرده است.

    دوم بحث شکلی شکایت است که لزوماً باید به طور کتبی ارائه شود . این موضوع به صراحت در اصل نود قانون اساسی پیش بینی شده است.

    همچنین علاوه براین موارد شاکی باید مدارک کافی و لازم را به شکایات خود ضمیمه کرده و به کمیسیون تسلیم نماید. این امر در مواد یک و دو آیین نامه داخالی کمیسیون اصل نود تصریح شده است. پس به موجب این مواد، کمیسیون اصل نود به شکایاتی رسیدگی می کند که شاکی شکایت خود را با مدارک کافی به کمیسیون فرستاده باشد و شکایاتی که بدون دلایل کافی فرستاده شده باشد، بایگانی می گردد.

    در شکایت تسلیم شده نام شاکی، متشاکی و آدرس نهاد آنها می بایست تصریح شده باشد وگرنه طبق آیین نامه داخلی کمیسیون بایگانی می گردد.

    سوم موضوع شکایت نیز می بایست بدون ابهام بوده و به وضوح، مسئله ای که مورد نظر شاکی است، و از آن شکایت به عمل آمده معین گردد. «برای شکایت کتبی نزد کمیسیون، فرم چاپی و غیرچاپی مشخصی وجود نداشته و هرکس می تواند شکایت خود را به هرشکلی به کمیسیون ارائه نماید.»[۶۱]

    همچنین اصل نود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با قید «هرکس» آغاز می شود و مقرر می دارد« هر کس شکایتی از طرز قوای سه گانه …»

    با توجه به اطلاقی که عبارت هر کس در این اصل دارد مشخص است که تنها یک نفر نیز می تواند علیه طرز کار قوای سه گانه ، شکایت خود را به کمیسیون عرضه بدارد و این اطلاق هم شامل اشخاص حقیقی و هم اشخاص حقوقی می باشد و در این مورد تفاوتی بین آن ها وجود ندارد .

    حال سوال دیگری که در این مورد سر بر می آورد این است که آیا عبارت «هرکس» فقط شامل اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی می شود یا اینکه اشخاص حقیقی و حقوقی حقوق عمومی نیز می باشد ؟

    به نظر می رسد اطلاق این عبارت هر دو گروه را شامل می شود و از این حیث تفاوتی میان انان قائل نشده است . رویه عملی کمیسیون نیز به همین منوال است . «بنابراین با توجه به اطلاق موجود در عبارت و رویه عملی کمیسیون اصل نود می توان ادعا کرد که همه اشخاص حقیقی و حقوقی و حقوق خصوصی می توانند شکایت خود علیه طرز کار قوای سه گانه را به کمیسیون اصل نود قانون اساسی تسلیم نمایند.»[۶۲]

    گفتار دوم : گستره نظارت کمیسیون اصل نود

    هرکس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه و قوه قضاییه داشته باشد می تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند . بنابراین می توان نتیجه گرفت که طرف شکایت شهروندان در اصل نود قانون اساسی قوای سه گانه در نظام جمهوری اسلامی هستند . اما منظور از قوای سه گانه صرفاً کلیت این سه قوه نمی باشد و ممکن است زیر مجموعه های این سه قوه را نیز شامل شود . در این راستا ، ماده واحده قانون اجازه مکاتبه و تحقیق مستقیم به کمیسیون اصل نود ، جهت رسیدگی به شکایت شهروندان مقرر می دارد :

    «کمیسیون اصل نود می تواند با قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران و تمام وزارت خانه ها و ادارات و سازمان های وابسته به آن ها و نهادها و بنیادهای انقلابی و موسساتی که به نحوی از انحناء به یکی از قوای فوق الذکر مربوط می باشد مستقیما مکاتبه یا به آنها مراجعه نماید .

    به نظر می رسد با توجه به ماده واحده مذکور ، سازمان های طرف شکایت در کمیسیون اصل نود عبارت اند از : مجلس شورای اسلامی و نهادهای وابسته به آن مانند کمیسیون ها ، هیات رییسه ، دیوان محاسبات و …، قوه مجریه و وزارتخانه ها ، ادارات و سازمان های وابسته، قوه قضاییه و ادارت و سازمان های وابسته، بنیادها و نهادهای انقلابی.

    در این زمینه با توجه به متن اصل نود قانون اساسی و ماده واحده مزبور ، چند نکته قابل ذکر است:

    موسسات و نهادهای عمومی غیردولتی می توانند در ردیف سازمان های طرف شکایت کمیسیون اصل نود قرار بگیرد . «موسسات و نهادهای عمومی غیردولتی از نظر این قانون واحدهای سازمانی مشخصی هستند که با اجازه قانون به منظور انجام وظایف و خدماتی که جنبه عمومی دارد ، تشکیل شده و یا می شود.»[۶۳]

    تعریف دیگری نیز از این نهادها در ماده ۴ قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۶ به عمل آمده است : موسسه یا نهاد عمومی غیردولتی : واحد سازمانی مشخصی است که دارای استقلال حقوقی است و با تصویب مجلس شورای اسلامی ایجاد شده یا می شود و بیش از پنجاه درصد بودجه سالانه آن از محل منابع غیردولتی تامین گردد و عهده دار وظایف و خدماتی است که جنبه عمومی دارد .

    در تبصره ماده ۵ قانون محاسبات عمومی قید شده است: «فهرست این قبیل موسسات و نهادها با توجه به قوانین و مقررات مربوط از طرف دولت پیشنهاد و به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید.»

    در سال ۱۳۷۳ مجلس شورای اسلامی طی قانونی لیست این نهادها را تصویب کرده است . نکته دیگر اینکه ، بنیادها و نهادهای انقلابی نیز تحت نظارت کمیسیون اصل نود قرار گرفته اند.

    گفتار سوم : بررسی ابهام عبارت «طرز کار» در اصل نود قانون اساسی

    به نظر می رسد کاربرد عبارت «طرز کار» در اصل نود قانون اساسی ابهاماتی در صلاحیتهای رسیدگی این کمیسیون به شکایت شهروندان علیه قوای سه گانه را ایجاد نموده است. چراکه کاملاً مشخص نیست که این عبارت آیا شامل امور کلی و کلان قوای سه گانه می شود و یا امور جزیی و موردی مقامات و ارگان ها را نیز در بر می گیرد؟ ماده ۵ قانون نحوه اجرای اصل نود[۶۴] مقرر می دارد :

    کمیسیون صرفاً به شکایتی که از روش و طرز کار مجلس یا قوای مجریه و قضائیه باشد رسیدگی می کند.

    چنانکه ملاحظه می گردد ، این ماده نیز همان عبارت اصل نود را بازگو می نماید و در کاهش ابهام آن تاثیر بسزایی ندارد . تبیین این عبارت می تواند تأثیر فراوانی در صلاحیت کمیسیون مربوطه داشته باشد و زمینه حق و حقوق شهروندان در قانون اساسی نیز تحت تأثیر قرار دهد. زیرا اگر این اختیار شامل امور جزیی و موردی باشد در نظام حقوقی ما نهادی وجود که در کنار دیوان عدالت اداری ، البته به سبک و سیاق دیگری به شکایات شهروندان علیه نهادها و مقامات دولتی رسیدگی می کند . «در خصوص تبیین این عبارت دو دیدگاه را می توان مورد شناسایی قرار داد . یک دیدگاه این است که منظور از عبارت طرزکار اصل نود قانون اساسی امور کلی می باشد و ناظر به سیاست ها و راهبرهای کلان قوای سه گانه است در مقابل این دیدکاه برخی معتقدند که منظور از این عبارت علاوه بر امور کلی و کلان شامل امور جزیی و موردی نیز می باشد .»[۶۵] برای هر کدام از این دو دیدگاه ، دلایل و استدلال هایی نیز وجود دارد که در ذیل به آن ها پرداخته می شود .

    می تواند تاثیر فراوانی در صلاحیت کمیسیون مربوطه داشته باشد و زمینه حق وو حقوق شهروندان در قانون اساسی را نیز تحت تاثیر قرار دهد ، زیرا اگر این اختیار شاما امور جزیی و موردی باشد در نظام حقوقی ما نهادی وجود دارد که در کنار نهاد دیوان عدالت اداری ، البته به سبک و سیاق دیگری به شکایت شهروندان علیه نهادها و مقامات دولتی رسیدگی می کند. در خصوص تبیین این عبارت دو دیدگاه می توان مورد شناسایی قرار داد. یک دیدگاه این است که منظور از عبارت طرز کار در اصل نود قانون اساسی امور کلی می باشد و ناظر به سیاست ها و راهبرهای کلان قوای سه گانه است. در مقابل این دیدگاه برخی معتقدند که منظور از این عبارت علاوه بر امور کلی وکلان شامل امور جزیی و موردی نیز می باشد. برای هر کدام از این دو دیدگاه دلایل و استدلال هایی وجود دارد که در ذیل به آنها پرداخته می شود.

    بند نخست: ادله شمول عبارت «طرز کار» به امور کلی و سیاست های کلان

    الف : عدم تداخل وظایف قوا

    براساس صراحت قانون اساسی در اصل ۵۹ «مرجع رسمی تظلمات و شکایات دادگستری است…» و سپردن اختیار رسیدگی به شکایات شهروندان به این قوه ، بنابراین وظیفه کمیسیون اصل نود به شکایات شهروندان مشمول امور جزیی و موردی نمی باشد. پس سپردن این اختیار به مجلس دخالت قوه مقننه در وظایف دستگاه قضا را در پی دارد و این موضوع با اصل ۵۷ قانون اساسی که به استقلال قوا اشاره می کند در تناقض است . از طرفی اصل ۱۷۳ دیوان عدالت اداری را «به منظور رسیدگی به شکایات ، تظلمات و اعتراضات مردم به مامورین یا واحدها یا آیین نامه ها …» زیر نظر قوه قضاییه پیش بینی کرده است . «بنابراین مجلس شورای اسلامی مرجع برنامه ریزی و سیاست گذاری است و نه مرجع تظلم خواهی شهروندان و اصل نود قانون اساسی نیز در راستای و سیاست گذاری کارآمد می باشد .»[۶۶]

    ب: عدم وجود ضمانت اجرای حقوقی برای تصمیمات کمیسیون اصل نود

    نقش اصلی مجلس شورای اسلامی براساس قانون اساسی، قانونگذاری می باشد و و اختیارات نظارتی آن نوعا اختیاراتی سیاسی است و ضمانت اجرای محکمی از آن حمایت نمی کند .

    هنگامی که شاکی قبلا از طرق معمول آن ، شکایت خود را پی گیری کرده ولی به دلایل مختلف به نتیجه ای نرسیده باشد ، شکایت وی در کمیسیون اصل نود مطرح می گردد . لذا مراجعه او فی البداهه نمی باشد و در عین حال موضوع باید به یکی از قوای سه گانه مربوط باشد و نه به امور جزیی و مصداقی .

    اصولاً رسیدگی به شکایت دارای ماهیت حقوقی است ولی مجلس صلاحیت قضایی را دارا نمی باشد.و نظارت آن ، نظارت سیاسی است و نتیجه رسیدگی مجلس نمی تواند حکمی لازم الاجرا را در پی داشته باشد . بلکه مجلس فقط می تواند از مسئولین مربوطه سوال بپرسد و یا تذکر دهد و … .

    و فقط زمینه اطلاع مقامات قضایی با انتشار گزارش از تخلفات فراهم می آید .« برآیند رسیدگی کمیسیون در قالب گزارش هایی است که منتشر می کند و چنین گزارش ها یی ، نوعی نظارت اطلاعی را به نمایش می گذارد و اطلاعات بسیار مفیدی را از معایب و نقصان های قوای سه گانه به مجلس و نمایندگان ارائه می دهد که دست به دگردیسی در ساختارها زده و قوانین مقتضی جهت رفع این معایب را به تصویب برسانند یا زمینه بروز پاسخگویی مسئولین را به دنبال آورد .»[۶۷] بنابراین نمی توان اختیار رسیدگی کمیسون به شکایات جزیی و موردی را متصور بود .«زیرا فلسفه اصل نود ، نوعی نظارت اطلاعی از طرز کار قوای سه گانه است .»[۶۸] از این رو نمی توان با رسیدگی به شکایات موردی و جزیی ، کارکرد کمیسیون مبنی بر اصلاح طرز کار و ساختارها را تحت شعاع قرار داد . تا جایی که می توان چنین استدلال کرد به واسطه عدم وجود ضمانت اجراء بر تصمیمات کمیسیون ، خیلی نمی توان برای آن دستاوردهای مهمی را به خصوص در رسیدگی به شکایات موردی و جزیی متصور بود .

    بند دوم: ادله شمول عبارت «طرز کار» به امور جزیی

    الف: مراجعه به پیش نویس قانون اساسی

    نص اصل ۷۲ پیش نویس قانون اساسی صریحا امور کلی را برای قوای سه گانه تفکیک می نماید، بدین معنی که برای قوه مجریه از عبارت چگونگی اداره کشور ، برای مجلس شورای اسلامی از عبارت «شیوه قانونگذاری» و راجع به قوه قضاییه از سیاست قضایی استفاده شده است .

    آنجا که مقرر می داشت « هر کسی از چگونگی اداره کشور یا شیوه قانونگذاری و یا سیاست قضایی داشته باشد ، می تواند به مجلس شورای ملی اعلام کند ، هرگاه شکایت درباره مجلس باشد باید به او پاسخ کافی داده شود و اگر راجع به دولت یا سیاست قضایی باشد به وزیر مسئول فرستاده می شود تا مورد رسیدگی قرار گیرد.»

    بنابراین قانونگذار اساسی ابتدا امور کلی را برای قوای سه گانه کاملاً تفکیک می کند . بدین معنی که برای قوه مجریه از عبارت «چگونگی اداره کشور» این عبارت به گونه روشنی بر کلی بودن امور مشمول اصل نود دلالت می کند . در تفسیر قانون اساسی اصل پذیرفته شده ای وجود دارد مبنی بر اینکه قانونگذار از هیچ عبارت و واژه ای بدون دلیل استفاده نمی کند .

    اصل نود قانون اساسی از عبارت طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه به جای عبارت چگونگی اداره کشور ، شیوه قانونگذاری و سیاست قضایی و سیاست قضایی استفاده کرده است که نمی توان به راحتی از کنار این تغییر عبور کرد ، زیرا قانونگذار اساسی ، عباراتی که صریحا به امور کلی در قوای سه گانه دلالت دارد را نادیده گرفته و از عبارت مبهم طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه استفاده کرده است .

    تغییر یک عبارت صریح به عبارتی مبهم و دوپهلو این ظن را تقویت می کند که مقصود قانونگذار اساسی نقطه مقابل عبارت صریح تغییر یافته است . زیرا عقلانی و صحیح به نظر نمی رسد که قانونگذار عبارتی صریح و گویا را حذف نموده و با حفظ مقصود سابق ، از عبارتی مبهم و شک برانگیز بهره بگیرد . در ضمن می بایست توجه کرد که چنین فرایندی در مهم ترین سند قانونی کشور ، یعنی قانون اساسی مشاهده می گردد . بنابراین می توان استدلال کرد که مراد قانونگذار از عبارت طرز کار مصرح در قانون اساسی ، امور و سیاست های کلی صرف نبوده است وگرنه دلیل عقلانی برای تغییر پیش نویس وجود ندارد .

    ب: اصل تفسیر موسع قانون اساسی به نفع ملت و مفهوم مخالف ذیل اصل نود

    حال با توجه به ابهامی که در اصل نود قانون اساسی وجود دارد می توان این اصل موردی را نیز تعمیم داد . زیرا با این کار می توان مرجع نظارتی دیگری را در نظام حقوقی کشورمان تعبیه کرد که شهروندان بتوانند شکایت خود را نزد آن مطرح کنند . «در حقوق عمومی اصل پذیرفته شده ای وجود دارد که دلالت می کند در قانون اساسی هر جا بحث از حقوق ملت است و در آن ابهام و یا اجمالی وجود دارد می بایست از اصل تفسیر موسع به نفع ملت استفاده کرد .»[۶۹] کما این که کشورهای زیادی چنین سازوکاری را در نظام حقوقی خود به کار گرفته اند و به وسیله آن محکمه ای غیررسمی و غیر قضایی به وجود آورده اند . این سازوکار نهاد آمبودزمان است .

    در ذیل اصل نود قانون اساسی مقرر می دارد: « … در مواردی که شکایت به قوه مجریه یا به قوه قضاییه مربوطه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آن ها بخواهد و مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد و به اطلاع عامه برساند …» . حال مفهوم مخالف این قسمت را می توان به این صورت بیان کرد :

    اگر نتیجه مربوط به عموم نباشد الزامی به انتشار آن برای عامه وجود نمی داشت . در صورتی که عبارت طرزکار قوای سه گانه را به امور کلی مربوط به هر قوه در نظر بگیریم ذیل اصل نود قانون اساسی کاملا بی معنی و بدون استفاده می باشد . چرا که مبرهن است «که در مواردی که شکایتی مربوط به عموم می باشد و بسیار دشوار است که تصور شود یک سوء مدیریت در یک سطح قوه صورت بگیرد و نتیجه آن مربوط به عموم نباشد .»[۷۰]

    بنابراین می توان چنین استنباط کرد که منظور قانونگذار اساسی علاوه بر امور کلی در قوای سه گانه امور جزیی نیز می باشد . زیرا اصل نود به طور تدریجی مقرر می دارد : لازم نمی باشد اموری که به عامه ارتباطی ندارد برای عموم اعلام گردد و چنین اموری فقط مسائل جزیی را شامل می شود . پس امور جزیی نیز در چارچوب اصل نود قانون اساسی جای دارد و کمیسیون اصل نود می تواند به امور جزیی مربوط به قوای سه گانه رسیدگی کند .

    گفتار چهارم: تشکیلات کمیسیون اصل نود

    پس از تصویب قانون اساسی با توجه به وظایف رسیدگی به شکایات مردمی که به عهده مجلس شورای اسلامی نهاده شده، این نهاد مردمی ، کمیسیونی را تحت عنوان کمیسیون اصل نود در ساز و کار داخلی خود تعبیه کرد تا به شکایات رسیدگی کند . اما تشکیلات داخلی کمیسیون اصل نود با توجه به نیازهای هر دوره دچار تغییر می شده است تا اینکه به شکل کنونی نمود یافته است .

    بند نخست: از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تا سال ۱۳۶۵

    الف: از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تا سال ۱۳۶۱

    در این دوره تشکیلات کمیسیون عبارت بود از :

    کمیته ها : این قسمت از کنترل متشکل از ۲۱ کمیته بوده است که شکایات واصله به کمیسیون حسب مورد به یکی از این کمیته ها ارجاع می شده است . چند نمونه از این کمیته ها عبارت اند از: کمیته کشاورزی ، کمیته اقتصاد و دارایی ، کمیته برنامه و بودجه ، کمیته دفاع ، کمیته بازرگانی ، کمیته نفت و … .

    دبیرخانه : دبیرخانه دارای قسمت های دفتری ، پذیرش شکایات ، واحد پیگیری ، بایگانی و … بوده است .

    روابط عمومی : روابط عمومی در زمینه هایی چون دادن اخبار و تصمیمات کمیسیون جهت انعکاس در رسانه های گروهی ، تهیه لوایح و قوانین موردنیاز کمیسیون ، تهیه آمار و گزارش های سالانه و بیلان کار کمیسیون جهت ارائه به مجلس و … فعالیت می کرده است .

    ب: مقطع زمانی بین سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵

    در این دوره ، تشکیلات کمیسیون مانند دوره پیش بود با این تفاوت که به جای کمیته های ۲۱ گانه ، هفت واحد رسیدگی به شکایات ، متشکل از نمایندگان عضو این کنترل تشکیل شد . این واحدها عبارت بود از :واحد فرهنگی، واحد اقتصادی، «واحد سیاسی و نظامی، واحد رفاه و اجتماعی، واحد اقتصادی، واحد مقننه و واحد محرمانه. این واحد به شکایات از قوه مقننه و نماندگان مجلس شورای اسلامی و همچنین به موضوعات محرمانه و مهم رسیدگی می کرده است.»[۷۱]

    بند دوم: از زمان تصویب قانون نحوه اجرای اصل نود قانون اساسی

    پس از گذشت چند سال از تشکیل مجلس شورای اسلامی کمیسیون اصل نود همچنان در ارتباط با تشکیلات داخلی خود دچار مشکلاتی بوده است. تااینکه نمایندگان مجلس شورای اسلامی با پیشنهاد کمیسیون مذکور ، طرحی را تهیه و در تاریخ ۱۳۶۵ با قید یک فوریت به مجلس ارائه کردند این طرح که به تشکیلات ، صلاحیت ها و حدود اختیارات کمیسیون اصل نود مربوط می شد تحت عنوان « قانون نحوهاجرای اصل نود » در ۲۵ آبان ۱۳۶۵ به تصویب رسید. بنابر ماده «۱» قانون فوق الذکر ، کمیسیون اصل نود متشکل از دو بخش می باشد، واحد رسیدگی به شکایات که اعضای آن همه از نمایندگان خواهد بود . همچنین واحد دفتر که افراد آن از طرف هیئت رئیسه مجلس معین می شوند . حدود وظایف و اختیارات کارکنان واحد به وسیله هیئت رئیسه کنترل تعیین می شود و زیر نطر رئیس کمیسیون انجام وظیفه می نمایند . تبصره هیئت رئیسه کمیسیون اصل نود می تواند برای هر یک از واحد های فوق به تعداد مورد نیاز بخش هایی را تشکیل دهد . «بنابراین استقلال اداری کمیسیون نیز مورد تردید است ، زیرا هیأت رییسه مجلس خود تحت نظارت این کمیسیون است و انتصاب اعضای دفتر از طرف آن ها نمی تواند کاملا بجا و صحیح باشد.»[۷۲]

    علاوه بر این ماده ، با اعمال اصلاحاتی که در آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی اعمال شد ، ماده ۳۲ این قانون مقرر داشت : «به منظور سامان دادن و کارآمد سازی مجلس و نمایندگان ، خصوصا نسبت به طرز کار قوای مجریه و قضائیه و مجلس مبتنی بر اصول متعدد قانون اساسی بالاخص اصل نودم (۹۰) ، کمیسیونی به نام اصل نودم (۹۰) قانون اساسی تشکیل می گردد تا طبق قوانین مصوب مربوط به خود اداره و انجام وظیفه نماید . اعضاء این کمیسیون به شرح ذیل است :

    1. از هر کمیسیون تخصصی یک نفر با معرفی کمیسیون مربوطه .
    2. هشت (۸) نفر از نمایندگان که توسط روسای شعب و هیات رئیسه به عنوان اعضا ثابت انتخاب می شوند .

    تبصره ۱- رئیس کمیسیون با پیشنهاد هیات رئیسه مجلس از بین اعضا ثابت کمیسیون و با رای مجلس انتخاب می گردد .

    تبصره ۲- اعضاء ثابت کمیسیون نباید عضو کمیسیون های تخصصی مجلس باشند .»[۷۳]

    با توجه به این که قانون گذار اساسی ، مطابق اصل نودم، مجلس شورای اسلامی را به عنوان مرجعی برای رسیدگی به شکایات شهروندان علیه طرز کار قوای سه گانه مشخص کرده است . بنابراین این اصل مجلس شورای اسلامی را مکلف به رسیدگی به شکایات کرده است و تصریح می کند که مجلس می بایست به شاکی پاسخ کافی دهد . اصل نود قانون اساسی به روشنی نقش مجلس را در ارتباط با شکایات مشخص کرده است . قانون اساسی ساز و کار چگونگی رسیدگی به شکایات را مشخص نکرده و آن را به خود مجلس به عنوان قانون گذار عادی محول کرده است . مجلس نیز در همین راستا اقدام به تشکیل کمیسیونی داخلی تحت عنوان کمیسیون اصل نود کرده است . اما نکته ای که در اینجا حایز اهمیت بنظر می رسد این است که:

    آیا تشکیل کمیسیون اصل نود به عنوان یه کمیسیون داخلی مجلس شورای اسلامی ، می تواند مقصود و مراد قانون گذار اساسی را تحقق بخشد ؟ این سوال به این دلیل مطرح می گردد که بنابراین اصل ، تکلیف به رسیدگی به شکایات مردم علیه طرز کار خود مجلس نیز به مجلس سپرده شده است . وقتی که این شکایات به یک کمیسیون داخلی از مجلس ارجاع شود آیا می توان انتظار داشت که یک واحد داخلی مجلس ، کاملا مستقل و بی طرفانه به این شکایت رسیدگی کرده و پاسخ کافی نیز به شاکی بدهد ؟ «به نظر می رسد که شکایت را نزد متشاکی بردن را به جایی نمی برد و نمی توان انتظار داشت که همیشه چنین دعوایی ، با انصاف و عدالت کامل مورد رسیدگی قرار بگیرد.»[۷۴] در مورد این موضوع می بایست این نکته را نیز به خاطر داشت که فضای حاکم بر مجلس ، معمولا فضایی آمیخته با درگیری ها و اختلافات سیاسی است و این موضوع می تواند رسیدگی به شکایات اشخاص علیه طرز کار مجلس را تحت تاثیر قرار دهد .

    برای مثال شکایتی علیه هیأت رییسه مجلس شورای اسلامی به کمیسیون اصل نود تسلیم گردد و رییس و اعضای کمیسیون مذکور نیز در جبهه سیاسی هیأت رییسه باشند، آیا با اطمینان می توان ادعا کرد که کمیسیون اصل نود کاملا بی طرفانه به شکیت رسیدگی خواهد کرد؟

    به همین دلیل برای اجرای اصل نود قانون اساسی می بایست نهادی تشکیل شود که در عین ارتباط با مجلس ، استقلال کافی از این نهاد را نیز داشته باشد . در کشورهایی که سازوکارهای مشابهی با اصل نود را در نظام حقوقی خود به کار گرفته اند تدابیری را برای این موضوع اندیشیده اند .

    مبحث سوم: آمبودزمان[۷۵] و میزان همپوشانی نهادهای نظارتی فراقضایی مندرج در قانون اساسی

    با توجه به اهمیت روز افزون بحث نظارت و بازرسی در حقوق عمومی و کسب نتایج ارزشمند این ارگان در توسعه سلامت اداری و اقتصادی بنابراین کشورهای مختلف در ایجاد چنین نهادهایی به ویژه به همراه اختیارات فراقضایی همچون آمبودزمان سعی فراوان داشته اند. به گونه ای که امروزه نهاد آمبودزمان یکی از مکانیزم های نهادهایی مدرن است که امروزه جایگاه مهمی را در بحث نهادهای و حاکمیت قانونی به خود اختصاص داده است .

    تا جایی که وظایف و اختیارات آمبودزمان از حدود آزادی ها فراتر می رود و هر نوع تخطی از قانون را در بر می گیرد . هر کس می تواند با تقدیم دادخواست کتبی ، هرگونه شکایتی را بدون هیچ گونه تشریفاتی نزد آمبودزمان و یا همکاران او مطرح کند و یا با هر یک از آن ها قرار ملاقات بگذارد ، برای تقدیم شکواییه شرایط محدودکننده ای از لحاظ شخص شاکی و میزان نفع شاکی از طرح شکایات و غیره وجود ندارد .

    «تا سال ۱۹۷۰ میلادی آمبودزمان صرفاً ناظر بر صلاحیت و مشروعیت بخش اداری بود. لکن امروزه آمبودزمان به دنبال کشف سوء جریانات اداری و حمایت از حقوق و آزادی های شهروندان نیز می باشد . امروزه در کشورهای اسکاندیناوی سعی بیشتر آمبودزمان در جهت حمایت و صیانت از حقوق شهروندی و حاکمیت قانون است .»[۷۶]

    گفتار نخست : تاریخچه آمبودزمان، اهمیت و نقش آن در حمایت از حقوق شهروندان

    بند نخست:تاریخچه آمبودزمان

    از کهن ترین دوران ها نهادهای نظارتی در بطن حکومت ها وجود داشته و فقط مربوط به عصر حاضر نمی باشد. در یونان باستان ، بازرسی تحت عنوان «افلور»[۷۷] ، اقدامات کارکنان دولت را مورد نظارت قرار می داده است . در رم ، نهاد «تریبون مردم »[۷۸] وجود داشته است که می توانسته با سنای رم مخالفت کند . در ایران عصر هخامنشی نیز نهادی که رئیس آن به چشم و گوش پادشاه معروف بوده است نظارات بر ارگان های عمومی را انجام می داده است . «تا پیش از دولت مدینه النبی پیامبر اسلام ( صل الله علیه و آله و سلم ) در عربستان حکومت و به تبع آن اداره به معنای دقیق کلمه وجود نداشت ، آن حضرت با تشکیل حکومت مفهوم اقتدارات اداری را به جامعه ی خود شناساند . پیامبر اسلام ( ص ) پس از فتح مکه برای شهر ها فرماندار ، قاضی و مامور وصول مالیات منصوب می کرده و آن ها امر نظارت اعمال میکرده اند. درزمان خلیفه دوم ، نهاد حسبه شکل گرفت که مسئول آن را محتسب می نامیدند.»[۷۹] صلیبیون ( اروپایی ها )به تقلید از این نهاد ، اقدام به ایجاد نهاد (مدسپ)[۸۰] کردند . این نهاد تا قرن نوزدهم در اثر کشور های اسلامی ایفای نقش می کرد . دیوان مظالم نیز یکی از نهاد های نظارتی اسلامی است که سر منشا ایجاد نهاد مهمی در اروپا گردید .

    از آنجا که واژه مظالم که جمع مظلمه است . به معنی آن چه از ستمگر بازخواست و گرفته می شود است ، و به عبارت بهتر تظلم از ستم کسی و شکایت کردن یا شکایت بردن است . بنابراین به نظر می رسد، که «در مظالم تخلفی صورت گرفته یا به حق کسی از سوی دیگری ستم و تعدی شده است و متظلم و دادخواه از دیوان مظالم انتظار دارد تا متهم را مورد بازخواست قرار دهد . »[۸۱]

    در تاریخ اسلام بنیانگذار رسیدگی به مظالم حضرت علی ( علیه السلام ) بود. مظالمعبد المالک مروان نخستین کسی بود که روز معینی را به رسیدگی به مظالم اختصاص داد . عمر بن عبد العزیز این نهاد را تقویت و در دوره های بعد نیز گروهی از خلیفگان عباسی بر کرسی رسیدگی به مظالم نشستند .

    متولی رسیدگی به مظالم عهده دار امور زیر بوده و صلاحیت هایش شامل این امور می گردید : رسیدگی به تعدی کارگزاران به رعیت و بازخواست از آنان در برابر رفتار های ظالمانه ، رسیدگی به ظلم و ستم کارگزاران دولتی در اموالی که از مردم جمع آوری می کردند ، رسیدگی به وضع کاتبان ؛ زیرا آنان امین مسلمانان در ثبت اموالشان هستند . اعم از آن چه دریافت می کنند و آن چه پرداخت می کنند ، رسیدگی به تظلم رزق بگیران ، اعم از کاستی یا تاخیر پرداخت و یا هر گونه اجحاف دیگر در رسیدگی به امور آنان ، بازگرداندن اموال غصب شده از حکومت و مردم ، نظارت بر اوقاف خاص و عام ، رسیدگی به اموری که قضاوت و مراجع قضایی از حل و فصل آن ها ناتوان می باشند ، رسیدگی به آن دسته از امور حسبیه که تامین کننده منافع و مصالح عمومی می باشد ، پاسداشت آیین های عبادی و ارزش ها و هنجار های اجتماعی ، رسیدگی به اختلاف غیر قضایی اشخاص و داوری میان آن ها .[۸۲]

    دیوان مظالم پس از تاسیس در حکومت امیر المومنان (ع) به تدریج در همه دولت ها و حکومت های اسلامی ، به ویژه در حکومت های ایران اسلامی تشکیل و گسترش یافت . جلسات رسیدگی مظالم بسیار ساده و بی پیرایه برگزار می گردید . از ان جا که سرشت دیوان مظالم ، اداری بود رسیدگی به تخلفات دارندگان مقام و شغل اداری در صلاحیت دیوان مظالم بود . بازرسی و زیر نظر گرفتن رفتار کارمندان اداری در صلاحیت ویژه دیوان مظالم بوده است . هر چند که تفاوت های مهم و اساسی بین دیوان مظالم و محاکم قضایی وجود دارد ، اما به نظر می رسد مهم ترین تفاوت این دو نهاد یکی در صلاحیت گسترده دیوان مظالم در رسیدگی به موضوعات تحت صلاحیت خویش و دیگری عاری بودن رسیدگی دیوان مظالم از آیین و تشریفات دادرسی قضایی می باشد .

    بنابراین با نگاه به تاریخ روشن می گردد، در برخی از کشور ها ، به شهروندان حق دسترسی به نظارت و شکایت از اعمال اداری داده شده بود ، هر چند که دولت های اسلامی به ویژه دولت مدنی حضرت رسول (ص) و حکومت علوی حضرت علی (ع) در این زمینه پیشتاز و الگو بودند . بنابراین ، در سده های اخیر جبران خسارت ها در جهت تطبیق اعمال ادارات عمومی با قانون و نیاز های شهروندان مدنظر قرار گرفت و به منظور استفاده از ابزاری مناسب برای تامین این نیاز ها ، سیاستمداران مفهوم آمبود زمان سوئدی را به عنوان نهادی ناظر بر اشکال عمومی مورد نظر ، مستقل و انتخابی مورد توجه قرار دادند که با وجود آن ، شهروندان می توانستند بدون موانع از آن استفاده کنند . «این نهاد اول بار در سوئد به سال ۱۸۰۹ پا گرفت اما شکل ابتدایی آن یک سده پیشتر با فرمان چارلز دوازدهم در سال ۱۷۱۳ در آن سرزمین تاسیس شد .»[۸۳] پادشاه سوئد پس از شکست از روسیه به ترکیه گریخت و چند سال در آن جا اقامت داشت . پادشاه پس از بازگشت به سوئد شاهد هرج و مرج و آشفتگی در سیستم اداری کشور شد . و به تقلید از دیوان مظالم امپراطوری عثمانی نهادی تحت عنوان ادارات را به وجود آورد که گرته برادری از دیوان مظالم اسلامی می باشد .

    بنابراین بنظر می رسد «حتی خود نهاد آمبودزمان نیز تقلیدی از نهاد نظارت دولت اسلامی که از کشورهای اسلامی به سوئد منتقل و با تبدیل واژه «آمات عوثمان» به آمبودزمان تغییر نام داده است.»[۸۴] وی در مدت اقامت خود در ترکیه ( عثمانی سابق ) با طرز کار دیوان مظالم آشنا شد و آن را تجربه برای ایجاد نهادی قرار داد که امروزه جایگاه بسیار مهمی در ساختار اداری و نظارتی کشور های پیشرفته را داراست . این نهاد در سرتاسر دنیا دارای نقشی پررنگ در ایجاد دموکراسی و حمایت از شهروندان می باشد .

    بند دوم: تعریف و اهمیت نهاد آمبودزمان

    برای اینکه درک درستی از نهاد آمبودزمان به وجود آید ابتدا باید تعریفی از این نهاد ارائه گردد، تا ویژگی ها ، مولفه ها و جایگاه آن به طور موثرتر و بهتری شناخته شود.

    «واژه آمبودزمان که به طور رسمی نخستین بار در قانون اساسی ۱۸۰۹ سوئد به کار رفت، در زبان سوئدی به معنای سخنگو (speaker) یا نماینده (reprehensive ) می باشد.»[۸۵] آمبودزمان در ابتدا به فردی اطلاق می شد ،که از طرف گروهی بی طرف انتخاب شده و به نیابت از شاکی اقدام به احقاق حق و رسیدگی به تعدیات و تظلمات می کرده است .

    اولین تعریف از آمبودزمان در سال ۱۹۷۴ توسط اتحادیه کانون وکلای بین المللی انجام گرفته است که این تعریف هنوز هم حائز اهمیت است ، تعریف بارت است از : یک مرکز که به وسیله قانون اساسی یا مصوبه قوه مقننه یا پارلمان تاسیس شده است و به وسیله یک مقام عمومی بلندپایه مستقل که در برابر قوه مقننه یا پارلمان پاسخگو است مدیریت می شود شکایات را از اشخاص خسارت دیده علیه مستخدمین ، مقامات و نمایندگی های دولت دریافت می کند یا به طور مستقل عمل می کند و دارای اختیار رسیدگی ، صدور توصیه نامه و صدور گزارشات است .

    «نهاد آمبودزمان که معمولا توسط مجلس انتخاب می شود و حق نظارت و دیدبانی نسبت به اعمال قوه مجریه ( اعمال اداری ) را دارد.»[۸۶] تصمیمات آن مستقیماً فاقد قوه لازم الاجرا می باشد ولی عموما می تواند منجر به تصمیمات قضایی و سیاسی علیه مقامات و نهادهای خاطی گردد . چرا که یکی از ویژگی های آمبودزمان تعامل آن با پارلمان می باشد و دارای صلاحیت رسیدگی به شکایات شهروندان علیه نهادهای عمومی و دولتی است . این نهاد صالح به صدور توصیه نامه و ارائه گزارش از عملکرد خود است. و همچنین ویژگی پراهمیت نهاد آمبودزمان استقلال این نهاد می باشد.

    گسترش این نهاد مصادف با فراگیر شدن موج دموکراسی خواهی بوده است . گسترش دموکراسی و حاکمیت قانون و توسعه اجتماعی – اقتصادی در اطراف و اکناف جهان باعث شد این نهاد از کشورهایی که از دموکراسی و دولت های رفاه ریشه دارتری بهره مند بودند (به ویژه کشورهای منطقه اسکاندیناوی) به کشورهای مختلف اعم از توسعه یافته و در حال توسعه منتقل گردد . چنانکه برخی از کشورها به عنوان بخشی از پروسه گذار به دموکراسی، نهاد آمبودزمان را با صلاحیت حمایت از حقوق بشر ایجاد کرده اند که موجد فرصت هایی برای مشارکت شهروندان در رویه هایی که مقامات عمومی تصمیم گیری می کنند بوده باشد .

    از دلایل دیگر گسترش این نهاد ، گسترش حوزه فعالیت دولت ها هم در کشورهای توسعه یافته و هم در حال توسعه در زمینه های اقتصادی – اجتماعی است . به دنبال افزایش مداخلات دولت در امور اقتصادی و اجتماعی ، برخوردها بین دولت و شهروندان افزایش می یابد و نیاز به سازوکارهایی برای رفع این اختلافات ضروری می گردد . در همین راستا در نظام همی حقوقی ، سازوکار نظارت قضایی و سیاسی بر اعمال و تصمیمات دولت به وجود آمد . اما پس از مدتی مشخص گشت که این مکانیزم های خوش رنگ و لعاب به تنهایی برای کنترل دولت کافی نمی باشد بنابراین کشورها به تاسیس آمبودزمان روی آورند . «این نهاد توانایی انطباق با نظام های مختلف حقوقی را دارد به گونه ای که این نهاد حتی در کشورهایی که نظام حقوقی متفاوتی از کشورهای اسکاندیناوی دارند با اقبال روبرو شده است.»[۸۷]

    توسعه این نهاد منحصر به فرد که، مرهون عوامل سیاسی مرتبط با پیدایش دموکراسی و ضرورت رعایت کامل موازین حاکمیت قانون و حقوق شهروندی است . در هر کشوری منعبث از نظام حقوقی آن کشور ها است . در اکثر کشور ها زیر نظر پارلمان و قوه مقننه آمبود زمان در هر کشوری و در معدودی از کشور ها زیر نظر قوه مجریه می باشد. تکامل تدریجی آن نیز منوط به این واقعیت است که این نهاد دارای استقلال بوده و مستقل عمل می کند و در رابطه با انتظارات عامه مردم پاسخگو بوده و مقامات دولتی نیز در رابطه با این گونه نهاد ها آن را تایید و پشتیبانی کرده اند و دارای ماهیتی اصلاحگر وانعطاف پذیر می باشند.

    آمبودزمان می تواند ماموران خاطی را برای محاکمه به مراجع قضایی معرفی نماید که به کیفر اعمال خود برسند و علاوه براین ، او می تواند برای رفع خطاها و لغزش ها از طرف ادارات و سازمان های عمومی و اتخاذ روش و رفتار مناسب در مورد شاکی و یا در موارد مشابه در آینده ، تذکرات لازم به آنها بدهد . همچنین این نهاد ناظر مکلف است سالی یک بار گزارش کار و فعالیت های خود را درباره تجاوزات و تخلفات کشف شده و اقدامات انجام شده به همراه نظرات و پیشنهادهای اصلاحی به منظور بهبود دستگاه ها به پارلمان بدهد که از طرف پارلمان به آگاهی عموم می رسد .

    آمبودزمان در کشور های دیگر با عناوین گوناگونی نام گذاری شده است ، به عنوان مثال در بسیاری از کشور های اسپانیایی زبان به عنوان مدافع حقوقی عموم در انگلستان به عنوان «بازرس پارلمان » در پاکستان « وفاقی محتسب » و در هندوستان به عنوان «فریادرس عامه » نامیده شده است . و سادگی و انعطاف پذیری این نهاد نقش مهمی در توسعه آن داشته است.

    نهاد مذکور هم از لحاظ ساختاری ، هم از لحاظ صلاحیت و وظیفه نهادهای دارای انعطاف فوق العاده است . این نهاد توانایی انطباق با نظام های مختلف حقوقی را دارد به گونه ای که این نهاد حتی در کشورهایی که نظام حقوقی متفاوتی از کشورهای اسکاندیناوی دارند با اقبال روبرو شده است . در نظام های حقوقی کامن لا مثل انگلستان ، استرالیا ، نیوزلند و … چنین نهادی تاسیس شده است و کشورهای رومی ، ژرمنی نظیر فرانسه ، اسپانیا ، پرتغال و … نیز از این نهاد بهره می برند . حتی در کشورهایی با نظام حقوقی سوسیالیستی مانند چین این نهاد تحت عنوان (یوان)[۸۸] در حال انجام وظیفه می باشد . انعطاف این نهاد در زمینه های مختلفی همچون صلاحیت ها ، تعداد روسا و کارکنان ، تعامل با قوای مقننه یا مجریه و … است .

    فعالیت های مفید انجمن ها و اتحادیه های بین المللی ، قاره ای[۸۹] و منطقه ای آمبودزمان از دیگر دلایل گسترش این نهاد می باشد. مهم ترین این نهادها موسسه آمبودزمان بین المللی است که درواقع سازمان جهانی نهادهای آمبودزمان محسوب می شود و هدف آن شکوفاتر کردن مفهوم بازرسی و تشویق و ایجاد انگیزه تحقیق در باب بازرسی و برپایی کنفرانس های بین المللی بازرسی است .

    دلیل دیگر توسعه نهاد آمبودزمان ایرادات موجود در نهادهای قضایی است . این نهاد نقش مکمل نهادهای قضایی را ایفا می کند و اصطلاحاً نهادهای این نهاد بر ادارت و نهادهای دولتی به نهادهای فراقضایی[۹۰] معروف است .

    بند سوم: نقش آمبودزمان ها در حمایت از حقوق شهروندان

    نحوه کار نهاد آمبودزمان در گول سال های گذشته با ملاحظات مربوط به بازرسی و نهادهای مطابقت پیدا کرده است. و به همین جهت نهاد آمبودزمان در طول سال های گذشته دستخوش تحولاتی شده است و به نیازهای جوامع مربوطه پاسخگو بوده است.

    تا اواسط دهه ۱۹۷۰ ، آمبودزمان صرفاً به کنترل مسائل مربوط به قانون بدون رویه های اداری مجلس جمله جلوگیری از اعمال خودسرانه رسیدگی و می پرداخت .

    مهم ترین اصل در نظام های مردم سالار متکی به قانون اساسی ، این است هر گونه گسترش قدرت بایستی با تقوت نهادهای همراه باشد .و مفهوم جدید آمبودزمان در طول زمان کوتاهی در چارچوب حقوقی دموکراسی های نوین وارد شد . چرا که آن ها نیاز به یک سازمان جهت کنترل حقوق پایه و تضمین حقوق مردم از همان آغاز اعمال دموکراسی داشتند.

    «آمبودزمان یک حلقه ارتباط بین مردم و حکومت هاست . وی حالت یک داور را دارد که منافع مردم و دولت را سازش می دهد و از ضعیف در مقابل قدرتمند حمایت می نماید . همراه با توسعه مفهوم آمبودزمان ، یک نوع رشد درونی نیز در کار آمبودزمان هست . توسعه فراگیر بازرسی و نظارت از طریق آمبودزمان در دو مرحله صورت گرفته است :

    مرحله اول مربوط به سوء مدیریت و اجحافات اداری است و مرحله دوم نهادهای به موارد مربوط به نقص حقوق بشر و آزادی های عمومی است . به همین جهت آمبودزمان حتی المقدور بایستی از سیاست میانجیگری و سازش بین دولت و شهروندان پیروی نماید.»[۹۱]

    شهروندان عادی کشورها ، همواره نمی توانند راه حل های مناسبی جهت برخورد با اقدامات دولتی ، که به اعتبار زور و قدرت اجرا می شود پیدا کنند و در واقع خودشان قربانی آن هستند. از این بابت نقش آمبودزمان از لحاظ کنترل و بازرسی ، یک پایه اساسی جهت مسائل ملی در کشورهای مربوطه محسوب می شود .

    آمبودزمان که شاهد بی عدالتی های ناشی از سوء استفاده از اختیارات می باشد. تماس با واقعیات روزانه و نارضایی های شهروندان باعث می شود که به صورت نهادی واقع بین و بی طرف عمل نماید.

    «به خاطر وضعیت های موجود در دموکراسی های جدید ، بسیاری از حکومت ها گاهی از قدرت سوء استفاده می کنند و اصولاً همه آمبودزمان ها نیاز دارند که از حمایت جامعه بین المللی برخوردار باشند . امروزه ، آمبودزمان یک ساختمان تجملی در جوامع توسعه یافته نیست بلکه یک قسمت غیرقابل انکار از روش های دفاع موثر از حقوق مردم است . تقویت نهاد آمبودزمان یک کار اساسی است که جهت دفاع از حقوق مردم و ارزش های انسانی صورت می گیرد و مطابق با سایر تدابیر مربوطه است که در جهت صلح و توسعه پایدار ملت ها انجام می شود.»[۹۲]

    هر حکومتی حقوقی را برای شهروندان و اتباعش پیش بینی و به آن ها اعطا می کند ، در یک نظام مردم سالار که در آن حاکمیت قانون مشاهده می شود ، هر شهروند باید به عنوان فردی تلقی شود که حقوق شخصی او با هیچ نوع تبعیض و یا بی عدالتی قابل تضییع نباشد . دولت باید طوری عمل کند که توسط همه مورد احترام باشد و به عنوان یک موجود اخلاقی تلقی گردد ، و متعهد است که از منافع معین شهروندان دفاع کند و اینکه قادر قوانینی را وضع کند که عامل اعتماد ، امنیت و ثبات باشند .

    از طرف دیگر نظام مردم سالار باید ابزارهای کارآمدی را فراهم کند تا از حقوق و آزادی های بنیادی به طور موثر حمایت کند که دراین عبارت است که مفهوم آمبودزمان قدم به صحنه می گذارد . آمبودزمان سرار جهان ، علی رغم تفاوت های بسیار و گوناگون و با وجود الگوهای ساختاری و نظام های اجرایی متغیر اتخاذ شده ، در مخرج مشترکی سهیم هستند : «غالبا نهاد آمبودزمان در کشورهای مختلف با مجلس در تعامل است و عزل و نصب و تأمین بودجه و … توسط پارلمان صورت می گیرد.»[۹۳]

    آن ها به عنوان وسیله ای در نظر گرفته شده اند برای شکایت و تظلم علیه تعدی ها، خطاها، قدرت های خودسرانه و یا اغماض و غفلت توسط مقامتات کشوری .

    نهاد آمبودزمان برای هر شهروند این اطمینان را حاصل می کند که بتواند در سلامت و آزادی زندگی کند چون به این سازمان قدرت داده شده است تا در کمال استقلال ، به کنترل و تعقیب خطاها ، زیاده روی ها و سوء استفاده های مراکز قدرت بپردازند . «همچنین مصونیت در نتیجه وظایف نمایندگان و تضمین انجام صحیح آن و اطمینان خاطر نماینده پیش بینی شده است.»[۹۴] بنابراین آمبودزمان در چارچوب تشکیلات مختلف حکومت به عنوان یک نهادی می باشد که افراد را به ساختار حکومت و جامعه را به دولت پیوند می دهد .

    گفتاردوم: رسیدگی فراقضایی و ضمانت اجرای نهاد آمبودزمان

    برای تحقق نظام عدالت اداری در ابتدا می بایست ، دولت از قدرت خود در جهت برآورده کردن اهدافی استفاده می نماید، که این اختیارات در جهت برآوردن اهداف به دولت اعطا شده است . و همچنین نظارت قضایی به وسیله محاکم قضایی وجود داشته باشد تا از قانونی بودن تصمیمات و اعمال دولت اطمینان حاصل شود. از آنجایی که بارشد و گسترش وظایف سازمان های عمومی ، موضوع حاکمیت قانون در سازمان های اداری و دولتی در ارتباط با شهروندان مورد توجه جدی قرار گرفت . علاوه بر این ، این درک به وجود آمد که فلسفه وجودی ادارات ، خدمت به شهروندان است و نه اعمال زور و سلیقه شخصی علیه شهروندان .

    در اکثر کشورها ، به شهروندان حق دسترسی به محاکم قضایی برای شکایت از اعمال اداری اعطا شده است ، و با نظارت قضایی شهروندان می توانند ابطال اعمال و تصمیمات دولت را بخواهند و جبران خسازت وارده به آنها در نتیجه اعمال و تصمیمات دولت را خواستار شوند ، چنانچه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۱۷۳ دیوان عدالت اداری را بدین منظور پیش بینی کرده است. ولی با این وجود در برخی موارد ، دسترسی به محاکم در نتیجه موانع سیاسی ، اجتماعی و روانی بسیار مشکل می باشد . چرا که «با افزایش دخلت های دولت در شئون مختلف جامعه و متعاقب آن وابستگی بیشتر شهروندان به نهادهای به نهادهای دولتی و عمومی همیشه این بیم وجود دارد که حق و حقوق شهروندان در برابر ارگان های قدرتمند دولتی تضییع شود از همین رو ساز کارهای مختلفی جهت دفاع از حقوق شهروندان در برابر نهادهای دولتی ایجاد شده است.» [۹۵]

    رسیدگی به شکایات شهروندان به وسیله دادگاه ها و مراجع قضایی و مبنای تشریفات سخت حاکم بر قوانین ، فرایندی پر هزینه ، طولانی و زمان بر ، کند ، پیچیده و پر زحمت است.

    آمبودزمان برای شهروندان روشی را به وجود می آورد که نهادی ماهر و بی طرف به شکایت آنان علیه مقامات و نهادهای عمومی رسیدگی می کند . وجود آمبودزمان دارای ارزش روانی برای شهروندان نیز است ، زیرا با وجود آمبودزمان شهروندان این دلگرمی را دارند که نهادی ناظر وجود دارد که به شکایات آن ها علیه دولت سریع و ارزان رسیدگی می کند و از فرایندهای طولانی بروکراسی شدید قضایی نیز مصون است . «این نهاد ناظر ضمن داشتن اقتدار و دقت کافی برای شهروندان سهل الوصول و فرایند بازرسی آن علنی و سریع می باشد. د ر این صورت می توان به تحقق نظام اداری شفاف و پاسخگو امیدوار بود.»[۹۶]

    سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون اصل نود قانون اساسی مانند دیوان عدالت با قواعد حقوقی و خشک احاطه نشده اند و در رسیدگی به شکایات شهروندان از انعطاف بیشتری برخوردارند .با این وجود اصطلاح طرز کار قوای سه گانه مصرح در اصل نود و عبارت حسن جریان امور در اصل ۱۷۴ قانون اساسی بسیار مبهم بنظر می رسد ، که شرح آن در پیش گذشت.

    مهم ترین ضمانت اجرای مشترک نهاد آمبودزمان ، ارائه گزارش تخلفات اداری به افکار عمومی از طریق رسانه و مطبوعات و تاثیرگذاری از طریق افکار عمومی می باشد و این مردم هستند که قضاوت نهایی درباره ادارت مختلف را برعهده خواهند داشت و علاوه بر این نوع ضمانت اجرا پاره ای از بازرسان دارای بعضی از اختیارات دادستانی می باشند . در مواردی می توانند شخص متخلف را جریمه یا معلق و یا با صدور قرار تامین آزادی او را محدود نمایند که این از ویژگی ذاتی تمامی نهادهای بازرسی می باشد البته در همه کشورها یکسان اعمال نمی شود و بسته به نوع کشور و ویژگی های اداری و نظام سیاسی آن از درجه شدت و خفت برخوردار است .

    بند نخست : رسیدگی به شکایات به روش فراقضایی

    نقطه مشترک اکثر آمبودزمان ها وظیفه کلاسیک و ابتدایی رسیدگی به شکایات شهروندان علیه ارگان های عمومی و دولتی می باشد . اما حوزه های تحت نظارت آن در هر کشوری متفاوت است .

    شهروندان هنگامی که با یک سوء عملکرد از طرف نهادهای دولتی روبرو می شوند ، می توانند شکایت خود را نزد آمبودزمان مطرح کرده و از ابزارهای غیر قضایی این نهاد بهره مند گردند . چگونگی رسیدگی به شهروندان نیز در هر نظام حقوقی متفاوت است . و اعضای آمبودزمان در صورتی که خود را صالح به رسیدگی دانست ، می تواند به طرق مختلفی جهت احقاق حق اقدام نمایند.

    براساس قوانین اکثر کشورها ، نهاد آمبودزمان به تمام اسناد و مدارک دولتی دسترسی دارد . این نهاد می تواند این اسناد و مدارک را از مقامات و نهادها درخواست کند و یا برخی افراد را برای کسب اطلاع احضار کند و نظر کارشناسان را در زمینه های مختلف اخذ نماید . در برخی از کشورها عدم اطاعت از فرامین و تصمیمات صادره از آمبودزمان برای مقام یا نهاد خاطی ، منجر به مجازات می شود .

    آمبودزمان که در ابتدا تلاش دارد فیصله ماجرا به صورت دوستانه و کدخدامنشانه باشد، در صورتی که این نهاد موفق به حل و فصل دعوا از این طریق نشد ، اختیار صدور توصیه نامه به نهادهای مورد شکایت را دارد که پاسخگوی تخلف خود در مقابل شهروندان باشند . در صورتی که نهاد متخلف واکنش مثبتی به توصیه نامه نشان نداد ، آمبودزمان می تواند گزارش سوئ عملکرد را به پارلمان ارائه دهد تا ابزار های قوی تر پارلمان جهت اجبار نهاد یا مقام متخلف استفاده شود . این گزارش حتی ممکن است در دسترس همه شهروندان قرار گیرد . علاوه بر این ها ارائه گزارش سالانه نیز از اختیارات آمبودزمان است .

    همچنین آمبودزمان این اختیار را دارد تخلف را به محاکم و دادگاه های صالح ارجاع داده و از آن طریق شهروندان را در استیفای حقوق شان مساعدت نماید . «به نظر می رسد همانگونه که قاضی و قوه قضائیه نیاز مبرم به استقلال سازمانی و شخصیتی دارد آمبودزمان نیز به همان دلایل این نیاز را ( به ویژه در برابر قوه مجریه )احساس می کند.»[۹۷]

    بند دوم: رسیدگی خود جوش

    تقریباً در تمامی نظام های حقوقی ، آمبودزمان صلاحیت خود را محدود به شکایت خاص واصله از شهروندان نمی کند و می تواند بصورت خودجوش به سوئ عملکردها رسیدگی کند. نهادهای آمبودزمان در کنار رسیدگی به شکایات مردم علیه ارگان های دولتی ، همچنین می توانند بدون وجود چنین شکایتی نیز سوء عملکرد نهادهای عمومی را مورد رسیدگی قرار دهند.

    بنابراین آمبودزمان می تواند با اطلاعاتی که خود از وجود سوء عملکرد در دستگاه های مختلف به دست می آورد شروع به رسیدگی کند . این اطلاعات می تواند از طرق مختلفی مثلا از طریق رسانه ها و مطبوعات یا از اطلاعات واصله از سوی اشخاص حاصل شود .

    قائل شدن چنین صلاحیتی برای آمبودزمان می تواند اثرات مفیدی را در بر داشته باشد، مثلاً آمبودزمان می تواند به سوء عملکردهای سطح کلان رسیدگی کند که صرفا مربوط به منافع شخصی شهروندان نبوده و منافع گروه بزرگی از اشخاص را به خطر می اندازد . بدین وسیله می توان مشکلات سیستماتیک ادارت را مورد شناسایی قرار داد و در جهت رفع ان ها تلاش کرد . این صلاحیت همچنین به آمبودزمان اجازه می دهد به سوء مدیریت ها رسیدگی کند که به هر دلیلی رسیدگی به ان ها مغفول مانده است . مثلاً ممکن است به دلایل سیاسی رسیدگی به یک سوء مدیریت در محاکم صالح معلق مانده باشد و آمبودزمان می تواند به این موضوع رسیدگی کرده و نتیجه رسیدگی را برای عموم منتشر کند .

    در صورتی که کمیسیون اصل نود قانون اساسی یا سازمان بازرسی کل کشور را به عنوان آمبودزمان در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران بپذیریم و اختیار رسیدگی خودجوش را نیز برای آن ها قائل شویم ، این دو نهاد می توانند به سو مدیریت های موجود بدون وجود شکایات رسیدگی کنند . به طور مثال کمیسیون مذکور می تواند به فسادهای مالی و اداری موجود که می تواند عاملی برای بی اعتمادی شهروندان به حکومت باشد را به گونه ای بی طرفانه مورد رسیدگی قرار داده و نتیجه را در اختیار مقامات و نهادهای صالح قرار دهد و حتی شهروندان را در جریان بگذارد که زمینه افزایش بصیرت شهروندان در مسائل مختلف ، بیشتر از پیش مهیا گردد.

    همچنین کمیسیون های حقوق بشر نیز که صلاحیت رسیدگی و تحقیق در بخش های عمومی و خصوصی را دارند، اصولا سازمان های ملی هستند که عمدتا وظایف آمبودزمان ها را ایفا می کنند. بسیاری از آنها را می توان موسسات عمومی تخصصی نام نهاد «تعدادی از آن ها فقط به امور تبعیض نژادی و اموری از قبیل آن می پردازند»[۹۸] ، لکن ، با این همه نقش مهم آن ها در صیانت از حقوق بشر را نمی توان نیدیده گرفت . چنین نقشی را کمیسیون حقوق بشر و حقوق کودکان در کبک کانادا برعهده دارد که همگام با کمیسیون حقوق بشر کانادا در سطح فدرال همکاری دارد .

    «تعدادی دیگر مثل کمیسیون ملی حقوق بشر در مکزیک دارای صلاحیت وسیع تری هستند و به طور کلی این موسسات در خصوص تضییع موارد حقوق بشر رسیدگی و اقدام می کنند.»[۹۹]

    برخی کارشناسان بر این عقیده هستند که آمبودزمان ها صرفا به امور ناشی از ناهنجاری های اداری می پردازند و صیانت از حقوق فقط بر عهده کمیسیون حقوق بشر است . با این همه در عمل ، قضیه به این سادگی ها نیست زیرا آمبودزمان ها اغلب برای حمایت از رعایت حقوق بشر اقدام به دخالت می کنند . از این رو مثلاً وظیفه یک آمبودزمان این است که حسب موازین بین المللی ، به حفظ و صیانت از حقوق افراد در باب حقوق بشر اقدام کند . همین طور آمبودزمان ها حسب معاهدات بین المللی منعقده میان دولت ها حق دارند درخصوص تصمیمات اجتماعی و سیاسی دولتی تحقیق و تفحص کنند.

    نهادهای مشابه آمبودزمان فقط در حوزه حقوق بشر فعالیت می کنند و مهم ترین وظیفه این نهادها عبارت است از رسیدگی به شکایت افراد و گروه ها در خصوص نقض حقوق شناخته شده مدنی و سیاسی آن ها و تلاش در به دست آوردن راه حل متناسب البته امروزه آمبودزمان هایی هم در زمینه های تخصصی و خصوصی ایجاد شده اند که ایجاد این آمبودزمان ها خط فاصل بین آمبودزمان و نهادهای مشابه را بسیار کم رنگ تر کرده است. در مجموع به نظر می رسد آمبودزمان ها و کمیسیون های حقوق بشر حسب خصایصی که دارند دارای مسئولیت مکمل هستند . با این خصیصه هر دو سازمان می توانند نقش موثری در دفاع و حمایت از حقوق افراد در قبال عملکرد دولت ها داشته باشند . این نهاد علاوه بر وظیفه رسیدگی به شکایات می تواند به ابتکار و تشخیص خود بازرسی هایی را نیز انجام دهد . معمولا این نهاد هنگامی دست به بازرسی می زند که موضوع مهمی که نگرانی عمومی را برانگبخته یا به حقوق گروهی از افراد اثر گذاشته مطرح باشد .

    بند سوم : اشتراکات آمبودزمان ها

    کلیه نهادهای آمبودزمان دارای چند ویژگی مشترک و بنیادین می باشند که به شرح ذیل است:

    «نهادهای آمبودزمان معمولا دارای کارکردهای مشترکی چون رسیدگی به شکایات شهروندان علیه ارگان های دولتی و عمومی و پشتیبانی از حاکمیت قانون و حقوق شهروندان به روش فراقضایی ، سریع و انعطاف پذیر می باشند.»[۱۰۰]

    الف: مرجعیت بازرسی نهاد های آمبودزمان و عدم صلاحیت قضائی آن

    از آنجایی که لازمه بازرسی و نظرات بر دستگاه های اداری داشتن استقلال این نهاد ها از هز نوع مقام و موقعیت و حزب و جناح می باشد . بنابراین همان استقلالی که قضات دادگاه ها از آن برخوردارند طبق قانون ، بازرسان نهادهای آمبودزمان نیز از همان موقعیت برخوردارند و هیچ کسی حق مداخله در امور آنان را ندارد پس نه قانونگذار و نه قوه مجریه و نه سایر نهاد ها و قوای دیگر نمی توانند در فعالیت های بازرسان مداخله نمایند . با اینکه این نهادها دادگاه قضایی نیستند . بدین معنی که به شکایت های مطروحه و مواد خلاف قانون مکشوفه در قالب آیین دادرسی دادگاه های قضایی و با صلاحیت های یک مرجع حل و فصل حقوقی ترافعات رسیدگی نمی کنند و حکم قاضی صادر نمی کنند . و ممکن است در نهایت به صدور یک نظر مشورتی یا انتقاد یا گزارشی از وضعیت اداره مورد بازرسی یا اظهارنظر مشورتی درخصوص شکایات مطروحه دست بیابند.

    نهادهای بازرسی به هیچ وجه حق نقض یا ابرام احکام و آراء قضایی را ندارند و در صورت برخورد با آرایی که آن را مغایر با قانون بدانند جهت اقدامات بعدی به مراجع بالاتر قضایی اطلاع و ارسال می دارند . و این مراجع کاملا از مراجع نظارت قضایی همچون دیوان عالی کشور ، دادگاه های تجدیدنظر و مراجع پزوهشی فرجام خواهی مجزا هستند . در مراجع نظارتی قضایی بالاتر ، ان ها می توانند احکام قضایی را مورد نظارت قرار داده و حسب مورد پس از نقض رای مورد نظارت ؛ آن را به صورت ماهوی مورد بررسی و رسیدگی قرار دهند و قضاوت نمایند. بنابراین این نهادها از جهاتی گوناگون با دادگاه های قضایی تفاوت دارند.

    اولاً از نقطه نظر افراد ، در دادگاه نظارتی قضایی همه افراد قضات هستند اما در سازمان آمبودزمان لزوما همه بازرسان قاضی نیستند و بازرسان غیر قضایی هم وجود دارند .

    همچنین از نقطه نظر فعالیت ها ؛ در حالی که قضات دادگاه های نظارتی قضایی ، تحت نظارت قضایی قرار دارند اما بازرسان سازمان آمبودزمان از هر گونه نظارت قضایی خارج هستند و تقریبا مستقل از نظارت قضایی عمل می کنند . ثانیا از لحاظ صلاحیت ، زیرا که بازرسی و نظارت سازمان های آمبودزمان شامل نظارت ها و بازرسی های اداری می گردد و این امر ایجاب می کند که قضایای مطروحه در آن ها مربوط به مسائل اداری باشد . بنابراین این سازمان ها صلاحیت تغییر احکام و تصمیمت اتخاذ شده را ندارند و اگر تشخیص دهند یک حکم یا تصمیمی رضایت بخش نیست و مغایرتی با قوانین دارد می توانند نسبت به ان اظهارنظر انتقادی کرده و برای تصمیم گیری به مرجع ذیربط ارسال بدارند . در حین رسیدگی اگر بازرسان سازمان های آمبودزمان با مقاومت و ممانعت مسئولان ادارای مراجع باشند ، آن ها می توانند برای رفع این مانع از برخی اختیارات جزیی دادستانی همچون صدور قرارهای تامین؛ درخواست تعلیق برای کارمند خاطی و یا صدور جریمه استفاده کنند که به غیر از این اختیارات محدود قضایی سایر ؛ صلاحیت های قضاوت و مجازات را ندارد .

    ب: عدم رویکرد اجرایی نهاد آمبودزمان و ضمانت اجرای آن

    ترکیب مراجع آمبودزمان و ادارات عملیاتی و همچنین وضعیت اختیارات اعضای آنها با هم تفاوت های اساسی دارنداولا اعضای تشکیل دهنده نهاد آمبودزمان؛ بازرسان مستقل و بی طرف میباشند . در حالیکه ادارات عملیاتی متشکل از کارکنانی می باشند که تحت سلسله مراتب شدید اداری به انجام وظایف اداری مشغول هستند .

    ثانیاً استقلال نهاد آمبودزمان ایجاد می نماید که مقامات اداری هر آن هیچ گونه اعمال فشار و دخالتی نداشته باشند .بازرسان آمبودزمان نباید از نظر شغلی وابسته به کارگزاران اجرایی باشند که معمولا مورد نظارت و بازرسی آنان قرار می گیرند . برای اعضای سازمان های آمبودزمان تضمینات قوی شغلی وجود دارد که مهم ترین آن تضمینات عدم مداخله مقامات اداری در عزل و نصب و استخدام و ترفیعات ان ها می باشد . همچنین بازرسان در مقابل دستگاه های قضایی مسئولیتی ندارند. «برای حفظ استقلال لازم است آمبودزمان تحت انقیاد و سیطره هیچ مقامی قرار نگیرد. استقلال مصرحا به این معناست که مقامات نه بتوانند در امور آمبودزمان دخالت کنند و نه قادر باشند نقطه نظرات خود را به آن القا و دیکته کنند.»[۱۰۱]

    همچنین برای اینکه تفکیک بین نهاد آمبودزمان و اداره عملیاتی از بین نرود بازرسی اداری نباید نقش مستخدم اداره را ایفا کند خواه از طریق تصمیم گیری به جای اداره (مثل جانشین نمودن یک تصمیم به تصمیمی که ابطال می نماید) و خواه از طریق دادن دستور به اداره (مثل صدور یک مجوز بعد از ابطال و رد تقاضای مجوز به دلیل غیر قانونی بودن آن.) لذا در مقابل اداره عملیاتی بازرس آمبودزمان اختیارات خود را از این حیث کاملا محدود می بیند . بازرسی آمبودزمان فقط تصمیمات و اعمال غیرقانونی را کشف و جهت ابطال به مراجع قانونی دیگر ارسال و یا به صدور یک اظهار نظر مشروطی اقدام می کند .

    مهم ترین ضمانت اجرای مشترک نهاد آمبودزمان ؛ ارائه گزارشات تخلفات اداری به افکار عمومی از طریق رسانه و مطبوعات و تاثیرگذاری از طریق افکار عمومی می باشد و این مردم هیتند که قضاوت نهایی درباره ادارات متخلف را برعهده خواهند داشت . علاوه بر این نوع ضمانت اجرا پاره ای از بازرسان اداری بعضی از اختیارات دادستانی می باشند . در مواردی می توانند شخص متخلف را جریمه یا معلق و یا صدور قرار تامین آزادی او را محدود نمایند که این از ویژگی ذاتی تمامی نهادهای بازرسی می باشد البته در همه کشورها یکسان اعمال نمی شود و بسته به نوع کشور و ویژگی های اداری و نظام سیاسی آن از درجه شدت و خفت برخوردار است .

    گفتار سوم: بررسی وجوه اشتراک نهاد آمبودزمان و کمیسیون اصل نود قانون اساسی

    با توجه به بیان نقش برجسته و غیرقابل وصفی که نهادهای نظارتی، چنانچه در مباحث پیشین عنوان شد در توسعه و پیشرفت جهان یافته اند کمیسیون اصل نود قانون اساسی در نظام حقوقی کشورمان نیز یکی از نهادهای نظارتی مهمی است که تحت نظر مجلس شورای اسلامی به فعالیت می پردازد و همچنین از طرفی در نظامهای حقوقی مختلف جهان نهاد آمبودزمان وجود داشته که معمولاً در تعامل با پارلمان یکی از مهمترین ساز و کارهای نظارت وکنترل می باشد، به شکایات شهروندان علیه نهادهای عمومی و دولتی به شکل غیرقضایی رسیدگی میکنند. با توجه به شباهتهایی که در صلاحیتهای کمیسیون و نهاد آمبودزمان به چشم میخورد، آیا میتوان کمیسیون مزبور را به عنوان یک آمبودزمان پارلمانی در نظام حقوقی کشورمان پذیرفت؟

    چنانچه از تعریف نهاد آمبودزمان فهمیده میشود ضمانت اجرای تصمیمات نهاد آمبودزمان ضمانت اجرای نرم است. یعنی این نهاد دارای قدرت لازم الاجرا برای اجرائی کردن تصمیمات خود نمیباشد. بلکه این نهاد نتیجه تصمیمات خود را در قالب گزارش های ویژه و یا سالانه به نهادهایی که قانوناً برای دریافت آن ها ذیصلاح هستند ارائه میدهند. کاملاً بدیهی است که صرف صدور گزارش از سوی آمبودزمان نمی تواند منجر به احقاق حقوق شاکیان گردد. صدور گزارش، برآیندهای مختلفی را در پی دارد. مثلا صدور گزارشهای ویژه و ارائه آن ها به پارلمان، میتواند موجب احراز تخلفات و سوءمدیریت اشخاص و سازمان های تحت نظارت این نهاد شود. بنابراین پارلمان میتواند از ابزارهای سیاسی و حقوقی خود به مقام و نهاد متخلف فشار وارد آورد. این فشار از طرق مختلفی چون تذکر، سؤال یا استیضاح اعمال میشود و بدین وسیله ممکن است شاکی به حق و حقوق پایمال شده خود برسد.

    علاوه بر این مورد دراکثر نظامهای حقوقی آمبودزمان این اختیار را دارد که در صورت عدم تمکین نهاد یا مأمور خاطی از تصمیمات آمبودزمان، تخلف را به محاکم صالح قضایی ارجاع دهد و محاکم مکلف هستد خارج از نوبت به شکایت رسیدگی کرده و نتیجه را به آمبودزمان اعلام کنند. بر اساس اصل نود قانون اساسی نیز، مجلس پس از رسیدگی و بررسی شکایات، می بایست در موارد جزئی به شاکی پاسخ کافی داده شود و در مواردی که مربوط به عموم است به اطلاع عامه برسد. بنابراین چنانکه در پیش نیز عنوان شد، ضمانت اجرائی الزام آوری برای تصمیمات کمیسیون پیش بینی نشده است. با این وصف میتوان گفت تصمیمات کمیسیون بیشتر جنبه سیاسی و معنوی دارد و آثار روانی و ارشادی برای جامعه و دستگاه های تحت نظارت در پی دارد. اما همین گزارشهایی که کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی تسلیم میکند میتواند منجر به تذکر، سؤال و استیضاح از مقامات خاطی گردد. به موجب اصل نود مجلس موظف است نتیجه رسیدگی به شکایاتی که مربوط به عموم است را به اطلاع عامه برساند. کمسیون اصل نود موارد مزبور را به عنوان گزارش در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی از تریبون مجلس قرائت میکند. چراکه بر اساس ماده واحده قانون نحوه گزارش کمیسیون اصل نود قانون اساسی، گزارشها پس از ارائه به هیئت رئیسه بدون رعایت نوبت در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار میگیرد و در اولین جلسه علنی قرائت میگردد. وقتی این گزارش در مجلس قرائت گردد، بنابر اصل علنی بودن جلسات مجلس شورای اسلامی در معرض دید و شنود همه قرار میگیرد و با آگاهی شهروندان از این موضوعات، نوعی شفافیت اداری و سیاسی به وجود میآید. شهروندان شناخت بیشتری نسبت به نهادها و مسئولین آن ها پیدا کرده و در مرحله انتخاب از بصیرت بیشتری بهرمند میگردند.

    علاوه بر این موارد پشتوانه قضایی کمیسیون اصل نود نیز قابل قیاس با نهاد آمبودزمان می باشد. در این مورد در اصل نود قانون اساسی اشاره ای نشده است اما در تبصره ماده ۵ نحوه اجرای اصل نود قانون اساسی همان گونه که در پیش ذکر گردید این مورد را تضمین میکند. دادگاه بنابراین کمیسیون این اختیار را خواهد داشت که تخلفات را خارج از نوبت به مراجع قضایی ارجاع دهد و مراجع قضایی یا دادگاهها نیز مکلف هستند که پس از صدور حکم نتیجه را به کمیسیون اعلام کنند. اگر تخلف در صلاحیت دیوان عدالت اداری باشد، کمیسیون میتواند از ضمانت اجرای قضایی این محکمه استفاده کند.

    کمیسیون اصل نود وظیفه رسیدگی به شکایات مردم علیه طرزکار قوای سه گانه را بر عهده دارد، اما با توجه به رابطه سازمانی که با مجلس دارد فاقد اختیار اتخاذ تصمیمات لازم الاجرا به مانند محاکم قضایی می باشد. نهادهای تحت عنوان آمبودزمان نیز به شکایات شهروندان علیه سوءعملکرد و تخلفات دستگاه های دولتی و عمومی رسیدگی می کنند و نتایج رسیدگی خود را در قالبهایی همچون صدور توصیه نامه و گزارشها به نهادهایی که قانون مشخص کرده ارائه میدهند. این نهادها معمولاً با پارلمان در تعامل هستند. با توجه به شباهتهای که بین کمیسیون اصل نود و سازوکار نهاد آمبودزمان به نظر می رسد میتوان تصور نمود که کمیسیون مزبور نیز دارای کارکردهای آمبودزمانی در نظام حقوقی کشورمان است و میتوان از نقاط قوت موجود در نهاد آمبودزمان در جهت تقویت و افزایش کارآیی کمیسیون اصل نود بهره جست. با این اوصاف به نظر می رسد در مقایسه با سازمان بازرسی کل کشور به عنوان یکی از نهادهای فراقضایی داخلی متناظر با آمبودزمان ، «کمیسیون اصل نود قانون اساسی با مشخصات و ویژگی های نهاد آمبودزمان ، بنا به تعریف صورت گرفته از این نهاد و مشاهده نمونه های مشابه در کشورهای مختلف ، همپوشانی بیشتری دارد. زیرا مطابق اصل نود قانون اساسی این کمیسیون در بطن پارلمان شکل می گیرد.»[۱۰۲] و اگر سعی در کاهش وابستگی سازمانی آن با پارمان گردد همانند آمبودزمان های امروزی نهادی منبعث از پارلمان است.

    فصل سوم

    ضمانت های اجرایی و جایگاه مبارزه با فساد در ساز و کارهای کمیسیون اصل نود و نقش قوانین و مقررات در کاهش فساد

    پیشینه مفهوم فساد حضوری به قدمت پدیداری دولت دارد. و در واقع فساد هنگامی به وجود آمد که انسان پنداشت قدرت و اختیاری داردکه دیگران از آن برخوردار نیستند . فساد انحراف از مسیر سلامت و جریان طبیعی امور بوده که در دنیای امروز باعث فلج شدن تجارت و صنعت گشته و منابع را به سمت گروه و هدف خاصی سوق می دهد. عواملی چون محدود بودن حقوق و آزادی های فردی ، جریان اطلاعات و رسانه و نیز بروکراسی اداری، از جمله عوامل تشدید کننده پدیداری فساد در نظام های اداری و سیاسی است. در کشور ما در راستای مبارزه با فساد در کنار نهادهای قضایی که از ضمانت اجراهای محکم حقوقی و کیفری برخوردارند نهادهای فراقضایی چون کمیسیون اصل نود نیز به همراه ضمانت اجراهای نرم و معنوی در حال فعالیت هستند. که ورود جدی کمیسیون اصل نود به بحث فساد از هنگام فرمان هشت ماده ای رهبری در بسیج تمامی ارگان های نظارتی برای مبارزه با فساد های کلان آغاز شد. همچنین در حوزه مبارزه با فساد بررسی عملکرد قانونگذار در گذشته ، حاکی از آن است که تصویب قوانین کیفری همیشه به عنوان بهترین و ساده ترین راه حل مبارزه با بزه کاری و کج روی های اجتماعی شناخته شده است و پرداختن به موضوع فساد، با طرح مباحث مربوط به مفاسد اقتصادی که به طور رسمی در فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری به آن پرداخته شد، در محمل توجه قرارگرفت. در حال حاضر در جهت پیشگیری و مبارزه با مفاسد اقتصادی توسعه بخش خصوصی ، به ویژه با اجرایی شدن سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی در جهت کاهش میزان دخالت دولت یکی از مسیرهای مورد توجه در عرصه سیاست گذاری می باشد.

    مبحث نخست: کارکردهای کمیسیون اصل نود در ارتباط با فساد و بررسی نمونه هایی از گزارشهای کمیسیون در رابطه با مفاسد اقتصادی

    کمیسیون اصل نود قانون اساسی همانطور که در مباحث پیشین اشاره شد بر اساس شکایت مردم، به نظارت بر طرز کار قوای حاکمه و دستگاه های اجرایی وارد می شود. از هنگام فرمان رهبری در ورود تمامی دستگاه های نظارتی در مبارزه با مفاسد اقتصادی کارکردهای کمیسیون از پیگیری پرونده های سیاسی به سمت رسیدگی به گزارش های مفاسد اقتصادی سوق داده شده که با اعلام گزارش ها به مجلس شورای اسلامی و درخواست رسیدگی به آن ها از سوی دستگاه های قضایی در جهت مبارزه با فساد گام برداشته است. که البته به دلیل عدم وجود ضمانت اجراهای مناسب تا بحال نتوانسته به عنوان نهاد نظارتی فراقضایی آن گونه که انتظار می رود وارد فازهای عملیاتی گردد. به همین دلیل طرح هایی جهت افزایش کارامدی کمیسیون اصل نود چون تشکیل کمیته مشترک کمیسیون با معاونت پارلمانی رئیس جمهوری و همچنین تبدیل کمیسیون به دیوان مطرح شده که هر کدام دارای نقاط قوت و ضعف بسیاری است که جهت برطرف کردن کاستی ها بررسی های کارشناسی و تعامل مناسب دیگر قوا با قوه مقننه را می طلبد.

    گفتار نخست: ورود کمیسیون اصل نود به پیگیری پرونده های مفاسد اقتصادی پیرو فرمان رهبری

    کمیسیون اصل ۹۰ مجلس از کمیسیون هایی است که بیشتر نمایندگان مجلس برای ورود به آن کاندیدا می شوند. این کمیسیون بر اساس وظیفه ای که به صراحت بنا بر اصل ۹۰ قانون اساسی بر عهده مجلس در پاسخگویی به شکایات مردم نهاده شده است تشکیل یافته است. در واقع این اصل به عنوان آخرین راه تظلم خواهیِ شکایت از طرز کار قوای سه گانه را در بر می گیرد و شکایت از نهادهای وابسته به دولت یا قوه قضائیه بایستی در دستگاه های پیش بینی شده در قانون صورت گیرد. صراحت موجود در این اصل تا حد زیادی بیانگر جایگاه مهم و حساس کمیسیون اصل نود در رسیدگی به شکایات مردمی و نظارت بر سه قوه دارد، اما مروری اجمالی بر عملکرد این کمیسیون در دوره های اولیه مجلس نشان می دهد کمیسیون اصل نود در این دوره ها رویکردی به نسبه منفعلانه و غیرنظارتی داشته و چندان در مسیر اجرای این اصل حرکت نمی کرده است و از حدود سال های ۱۳۷۸ به بعد به دلیل تغییرات حاصله در فضای سیاسی حاکم بر کشور تحولاتی در فعالیتهای این کمیسیون ایجاد شد. حجم شکایات و درخواست های ارسال شده به این کمیسیون خصوصاً از سوی چهره های سیاسی افزایش یافت و کمیسیون وارد فاز جدیدی از فعالیت شد. این کمیسیون در مجلس هفتم و هشتم رویکرد جدی تری در بعد نظارتی اتخاذ کرد و نظارت بر ساز و کارهای عملیاتی و عملکرد سه قوه بخصوص در بعد اقتصادی جزء دستور کارهای اصلی کمیسیون قرار گرفت.

    مجلس هشتم حتی در اقدامی برای محکم کردن جایگاه کمیسیون اصل نود مصوب کرد که سایر دستگاه های نظارتی، همچون دیوان محاسبات و سازمان بازرسی همواره یک نسخه از گزارشها و نتایج بررسیهای خود درباره تخلفات و موضوعات مهم در دست بررسی را دراختیار این کمیسیون قرار دهند تا به نحوی از ظرفیتهای این کمیسیون در مسیر پیگیری پرونده ها استفاده کنند.

    رویکرد جدیدی که کمیسیون اصل نود جهت پیگیری پرونده های مفاسد اقتصادی از دور هفتم به بعد در دستورکار خود قرارداد، مستند به اختیارات و وظایفی است که در اجرای فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری برای دستگاه های نظارتی داشته است. که در فرازهایی از این فرمان چنین آمده است:«لازم است نکاتى را به حضرات آقایان و دیگر دست اندرکاران کشور که میتوانند در مبارزه با فساد مالى ایفاء نقش کنند، تذکر دهم:

    ۱- با آغاز مبارزه ى جدّى با فساد اقتصادى و مالى، یقیناً زمزمه ها و بتدریج فریادها و نعره هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفتها عمدتاً از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر میشوند و طبیعى است بددلانى که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانى که از القائات آنان تاثیر پذیرفته اند با آنان همصدا شوند. این مخالفتها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند. به مسئولان خیرخواه در قواى سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است که این دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.

    ۲- ممکن است کسانى بخطا تصوّر کنند که مبارزه با مفسدان و سوءاستفاده کنندگان از ثروتهاى ملّى، موجب ناامنى اقتصادى و فرار سرمایه ها است. به این اشخاص تفهیم کنید که بعکس، این مبارزه موجب امنیت فضاى اقتصادى و اطمینان کسانى است که مى خواهند فعالیت سالم اقتصادى داشته باشند. تولید کنندگان این کشور، خود نخستین قربانیان فساد مالى و اقتصاد ناسالم اند.

    ۳- کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ى قضائیه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستى که میخواهد با ناپاکى دربیفتد باید خود پاک باشد، و کسانى که میخواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند.

    ۴- ضربه ى عدالت باید قاطع ولى در عین حال دقیق و ظریف باشد. متهم کردن بى گناهان، یا معامله ى یکسان میان خیانت و اشتباه، یا یکسان گرفتن گناهان کوچک با گناهان بزرگ جایز نیست. مدیران درستکار و صالح و خدمتگزار که بیگمان، اکثریت کارگزاران در قواى سه گانه کشور را تشکیل میدهند نباید مورد سوء ظن و در معرض اهانت قرار گیرند و یا احساس ناامنى کنند. چه نیکو است که تشویق صالحان و خدمتگزاران نیز در کنار مقابله با فساد و مفسد، وظیفه ئى مهم شناخته شود.

    ۵- بخشهاى مختلف نظارتى در سه قوه از قبیل سازمان بازرسى کل کشور، دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات باید با همکارى صمیمانه، نقاط دچار آسیب در گردش مالى و اقتصادى کشور را بدرستى شناسائى کنند و محاکم قضائى و نیز مسئولان آسیب زدائى در هر مورد را یارى رسانند.
    ۶- وزارت اطلاعات موظف است در چهارچوب وظائف قانونى خود، نقاط آسیب پذیر در فعالیتهاى اقتصادى دولتىِ کلان مانند: معاملات و قراردادهاى خارجى، و سرمایه گذاریهاى بزرگ، طرح هاى ملّى، و نیز مراکز مهم تصمیم گیرى اقتصادى و پولى کشور را پوشش اطلاعاتى دهد و به دولت و دستگاه قضائى در تحقق سلامت اقتصادى یارى رساند و بطور منظم به رئیس جمهور گزارش دهد.

    ۷- در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هرمسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.
    ۸- با این امر مهم و حیاتى نباید بگونه ى شعارى و تبلیغاتى و تظاهرگونه رفتار شود. بجاى تبلیغات باید آثار و برکات عمل، مشهود گردد. به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که بجاى پرداختن به ریشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى کوچک نروند و نقاط اصلى را رها نکنند. هرگونه اطلاع رسانى به افکار عمومى که البته در جاى خود لازم است، باید بدور از اظهارات نسنجیده و تبلیغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومى را در نظر داشته باشد.»[۱۰۳]

    گفتار دوم: بررسی نمونه هایی از گزارش های کمیسیون اصل نود به مجلس و دیوان عدالت اداری

    جهت لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادی، کمیسیون اصل نود قانون اساسی، با تشکیل کارگروه مبارزه با مفاسد اقتصادی، اقدام به جمع آوری و طبقه بندی پرونده ای مهم در پی فرمان مقام معظم رهبری نمود، که از پرونده های مهم موجود در کمیسیون اصل نود در این ارتباط می توان به حوزه هایی چون: زمینه بانکها، بیمه ها و مسائل ارضی، صنایع، مخابرات، کشتیرانی و … نفت و گاز و پتروشیمی، فرهنگی و اجتماعی، قضایی و امنیتی، خودرو تقسیم گردید که جهت رسیدگی به آنها در هر حوزه کارشناسی با وظایف مشخص تعیین گردیدند. با این اوصاف به نظر می رسد، کمیسیون، از دور هشتم مجلس به بعد وارد بعد نظارتی _خصوصاً نظارت اقتصادی _ برعملکرد سه قوه شده است. تا جایی که بحث تبدیل کمیسیون اصل نود به دیوان نیز مطرح گشته است که البته موافقان و مخالفان خود را داراست.

    «پرونده های مهم موجود در کمیسیون اصل ۹۰ به هفت حوزه عمده زمین ، بانکها بیمه ها و مسائل ارزی، صنایع مخابرات، کشتیرانی، نفت و گاز و پتروشیمی ، فرهنگی و اجتماعی، فضایی و امنیتی و خودرو تقسیم شد که جهت رسیدگی به آنها در هر حوزه کارشناسی با وظایف مشخص تعیین شدند.

    برای رسیدگی به مطالب مندرج در پرونده ها:

    اولاً: از مراجع نظارتی نظیر دیوان محاسبات کشور، سازمان بازسی کل کشور، وزارت اطلاعات و … کسب نظر کارشناسی شد.

    ثانیاً: از مسئولین مربوطه دعوت و اظهارات آنها مورد توجه قرار گرفت. در این رابطه دهها جلسه با مسئولان اجرایی و بیش از ۱۱۰۰ مکاتبه و هزاران ساعت کار کارشناسی از طرف کمیسیون صورت گرفت.

    در انتخاب پرونده های مشمول رسیدگی کارگروه، شاخصهایی به شرح ذیل در نظر گرفته شده است:

    1. پرونده ها از نظر محتوایی حاوی عملکردهایی باشد که منطبق با نظرات مقام معظم رهبری مبنی بر تبانی قدرت وثروت حرام جهت کسب مال نامشروع و غیر قانونی باشد. حوزه شمول و دامنه عملکرد وسیع و قابل توجه باشد. همچنین حجم مالی پرونده قابل توجه بوده و از اهمیت ویژه برخوردار باشد.

    ۲٫موضوع مطروحه در پرونده مشخص باشد. و مردم نسبت به موضوع پرونده حساس و در خصوص آن مطالبه داشته باشند.

    در این گزارش تاکید شده است که حاصل تلاش کارگروه به صورت فهرست اقدامات و گزارش اجمالی آن آماده و در تاریخ ۱۲/۲/۸۶ به روسای قوه قضائیه و مجریه ارسال گردید .

    متعاقبا گزارش مشروح بخشی دیگر از پرونده ها در تاریخ ۲۵/۱/۸۷ ارسال شد. برهمین اساس، گزارشی مختصر از گزارش کمیسیون اصل ۹۰ در مجلس قرائت شد.

    براساس این گزارش، فهرست برخی از پرونده های مورد رسیدگی در کارگروه مبارزه با مفاسد اقتصادی کمیسیون اصل ۹۰ عبارت است از:

    الف: درحوزه زمین
    ۱٫ واگذاری اراضی به دستور وزیر وقت جهاد کشاورزی
    ۲٫ واگذاری اراضی ملی خارج از ضوابط و مقررات
    ۳٫ گزارش دیوان محاسبات از واگذاری های غیر قانونی
    ۴٫ واگذاری مجتمع شهید حقانی با ۳۳ برابر زیر قیمت واقعی
    ۵٫ گزارش یکی از نمایندگان مجلس در واگذاری های غیر قانونی در اطراف کرج
    ۶٫ تخلفات شورای شهر اسلام شهر در تغییر کاربری اراضی زراعی
    ۷ . تخلفات شورای شهر و شهرداری لواسان در تغییر کاربری اراضی
    ۸٫ واگذاری زمین به شرکت احداث و بهره برداری آزاد راه تهران – شمال
    ۹٫ تفکیک زمینهای دولت توسط ۲ تن از کارکنان ثبت
    ۱۰٫ گزارش زمین خواری در اهواز

    ب: در حوزه بانک ها بیمه و مستقل ارزی
    ۱٫ وجود نواقص عدیده در سیستم ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.

    1. بررسی عملکرد یکی از بانکها برای خرید ساختمان در میدان آرژانتین به مبلغ ۲۲۱/۴ میلیارد ریال بدون اخذ تاییدیه از شورای اقتصاد و مطالبات معوق گروه عظام و سایرین به مبلغ ۷۰۰ میلیارد ریال.

    ۳٫اضافه پرداختی سود به سپرده گذاران در دو بانک به مبلغ ۲۰۰۱ میلیارد ریال.

    1. تسهیلات پرداختی از محل حساب ذخیره ارزی از طریق ارائه بروفرم های غیر واقعی جهت گشایش اعتبار و عدم رعایت سهم الشرکه که مالک به نفع متقاضی و عدم انتقال بدهی معوق مشتریان به سرفصل مطالات معوق به منظور نشان دادن سود بانکها.

    ۵٫اختلاس و سوء استفاده مالی در شعبه پاریس یکی از بانکها جمعا به مبلغ ۲۷ میلیون و ۲۰۲ هزار و ۵۴۱ یورو.

    ۶٫تبدیل کلیه موجودی دلاری یک بانک بالغ بر ۲۰۵ میلیون دلار به سایر ارزها و اعتراف آن بانک به بیش از ۶ میلیون دلار خسارت.

      1. ارائه اسناد و مدارک جعلی بابت دو فقره اعتبارات اسنادی مربوط به یک شرکت در یکی از بانکها به مبلغ ۱۱۶ میلیارد ریال
      2. اقدامات خلاف قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و ۷ بانک در ارتباط با مطالبات دولت بابت یکسان سازی نرخ ارز در سال ۱۳۸۱٫
      3. بررسی عملکرد شرکت سرمایه گذاری یکی از بانکها موضوع خرید و فروش سها توسط شرکت های وابسته به بانک و ارائه سود صوری و ساختگی به مبلغ ۵ هزار و ۲۴۴ میلیارد ریال.
      4. همدستی و تبانی بعضی از کارکنان یکی از بانک ها با کارکنان دو شرکت برای ارائه اسناد جعلی.
        ۱۱٫ بررسی تسهیلات اعطایی و عدم وصول و پیگیری مطالبات سررسید گذشته معوق بانکها.
      5. بررسی عملکرد یکی از بانکها در رابطه با ضمانت نامه ۱۵ میلیون مارکی صادره به درخواست یک شرکت معادل ۶/۷۱ میلیارد ریال که سالها وصول باقی مانده است.
      6. پرداخت بالغ بر ۵/۲۵ میلیون مارک توسط یکی از بانکها برای خرید ساختمان در فرانکفورت و در نهایت ایجاد شرکت ساختمانی در آن شهر و بدهی شرکت به مبلغ ۲۲۳ میلیارد ریال معادل ۸۱/۱۸ میلیون یورو نزد آن بانک در سال ۱۳۸۳٫
      7. عملکرد بعضی از شرکتهای سرمایه گذاری وابسته به دستگاه های دولتی از جمله بانکها درجهت خرید و فروش و ایجاد درآمدهای غیر واقعی از این محل.
      8. پرونده مطالبات معوق شعب خارج از کشور یکی از بانکها به مبلغ ۳۸۳۶میلیارد ریال که ۵/۵۳ درصد مطالبات را تشکیل می دهد که ۸۴ درصد آن مربوط به شعب امارات می باشد.
      9. خرید ۹۳/۷۹ درصد سهام یک شرکت توسط شرکت مدیریت سرمایه گذاری وابسته به یک بانک به مبلغ ۲۳۲۱ میلیارد ریال که بر خلاف ضوابط و مقررات حاکم بر کشور مبنی بر واگذاری سهام به مردم صورت گرفته است.

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    1. عدم دریافت مبلغ ۱۱۲۴ میلیارد ریال سود سهام شرکت سرمایه گذاری یکی از بانک ها بر خلاف ماده ۲۴۰ اصلاحیه قانون تجارت.


    ج: در حوزه صنایع، مخابرات کشتیرانی و…

    1. بررسی عملکرد مسئولین سازمان بنادر و کشتیرانی برای سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵٫
    2. بررسی گزارش تحقیق و تفحص از یکی از شرکتهای وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و احصاء موارد تخلف.
    3. بررسی موارد مندرج در گزارش مربوط به خرید سوئیچ های مخابراتی.
    4. رسیدگی به پرونده سرمایه گذاری و بهره برداری از اپراتور دوم تلفن همراه.
    5. رسیدگی به عملکرد مدیریتی و سوء استفاده معاون وقت وزیر صنایع و معادن و مدیر عامل وقت سازمان ذیربط.
    6. بررسی مسائل مالی بعضی از مسئولین شرکتی وابسته به وزارت راه و ترابری.
    7. بررسی مناقصه با موضوع توسعه بخش BSS .
    8. رسیدگی به عملکرد مدیریت عامل وقت یکی از کارخانجات وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات .
    9. بررسی سوء جریانات مالی، مدیریت و اقتصادی در یکی از شرکتهای هواپیمایی کشور.
    10. پیگیری گزارش سازمان بازرسی کل کشور در خصوص واگذاری ۲۳ درصد سهام هفت شرکت وابسته به وزارت جهاد کشاورزی به بخش خصوصی.
    11. پیگیری گزارش دویان محاسبات کشور در خصوص سانحه آتش سوزی یک کشتی.

    د: در حوزه نفت گاز و پتروشیمی

    1. بررسی رانت ۷۰۰ میلیارد تومانی ایجاد شده برای سال ۱۳۸۴ و چهار ماهه اول سال ۱۳۸۵ بابت فروش مواد اولیه محصولات یکی از شرکت های وابسته به وزارت نفت.
    2. رسیدگی به گزارش دیوان محاسبات کشور در خصوص قراردادهای بیش از یک میلیارد ریال شرکت های تابعه وزارت نفت برای سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۴٫
    3. بررسی عملکرد اداره کل تدارکات و امور کالای یکی از شرکت های وابسته به وزارت نفت در ارتباط با نحوه برگزاری مناقصه موضوع گزارش سازمان بازرسی کل کشور.
    4. رسیدگی به گزارش دیوان محاسبات کشور در خصوص قرار داد خرید لوله از شرکت های انگلیسی و هندی.

    ه: حوزه مسائل فرهنگی و اجتماعی
    ۱٫ بررسی موضوع سوء استفاده از میلیون ها دلار اموال بازنشستگان کشور در یکی از شرکت های تحت پوشش سازمان بازنشستگی.

    1. بررسی عملکرد یکی از سازمانهای فرهنگی و بعضی از نمایندگی های آن در خارج از کشور.

    و: در حوزه قضایی و امنیتی

    1. گزارش فساد و قاچاق عتیقه از یکی از سفارت خانه ها
    2. عدم اجرای مواد(۱) و (۲) قانون تاسیس اساسنامه سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی موضوع عدم تحویل کالاهای مصادره، ضبطی و قاچاق به سازمان مذکور.


    ز: در حوزه خودرو

    1. بررسی قرداد یکی از شرکت های خودرو سازی با شرکت خارجی برای ساخت خودرو و تخلفات صورت گرفته.
    2. بررسی قراردادهای تنظیمی فی مابین شرکتهای تحت پوشش شرکتهای خودروساز. یکی از شرکتها در سال ۱۳۷۳ تاسیس و تا سال ۱۳۸۲ ارزش کل قراردادهایش بالغ بر ۱۴۵۰میلیارد ریال می گردد در صورتی که ارزش دارائیهای ثابتش در پایان سال ۱۳۸۱ بالغ بر ۲۱ میلیارد ریال بوده است.
    3. بررسی تخفیفهای یکی از شرکتهای خودروسازی به اشخاص حقیقی و حقوقی (شامل تعداد ۴۶۲۸۵ دستگاه از ابتدای سال ۷۷ تا پایان سه ماهه اول ۷۹ تحت عناوین مختلف(
      بخش دوم این گزاش به پاره ای از تخلفات مربوط به واگذاری زمین و به شرح ذیل مربوط می شود:

    4. واگذاری هزاران هکتار از اراضی ملی در بهترین مکانها:

    در این پرونده مواردی از واگذاری اراضی مطرح است که بدون رعایت قوانین و مقررات مربوط و بدون آن که مطابق ضوابط مربوط طرحی در آنها اجرا گردد قبل از بهره برداری از طرح با تخفیف نیمی از ارزش زمین به دستور مسئولین وقت به برخی از افراد از جمله مسئولین وقت واگذار شده است.

    بخشی از این زمینها در بهترین مکانهای استان تهران نظیر حاجی آباد، شمیران، سوهانک، تلو، امامزاده قاسم، دارآباد و … به شرکتهای تعاونی وزارت خانه ها و دستگاه های دولتی واگذار شده است. در مواردی خریدارا زمین های واگذار شده به آنها را به هشتاد برابر قیمت خرید در هر متر مربع به فروش رسانده اند. مسئولان ذیربط به مراجع قضایی معرفی شده که در نهایت به ۵ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است.

    دیوان محاسبات کشور نیز در تحلیل و آسیب شناسی این شیوه واگذاری اعلام می دارد که واگذاری های مذکور به لحاظ سوء استفاده از قوانین و مقررات، اعمال نفوذ و قدرت صاحبان موقعیت و شأن سازمانی از یک سو، عدم نظارت جدی و به موقع متولیان امر و بعضا همسویی وهمراهی آنان تخلفات و مفاسد اقتصادی گسترده ای واقع و پدیده ای بنام زمین خواری بروز نموده است. به طوریکه اهداف مقنن یعنی ایجاد اشتغال، حفظ و احیای اراضی به جد مغفول و از دایره توجه به طور کل خارج گشته است. به عنوان نمونه می توان به واگذاری هایی به شرح ذیل اشاره کرد:

    ۱/۱٫ واگذاری قطعی ۲۶۰ هکتار از اراضی ملی و مرغوب شهرستان دماوند به مقامات ارشد دولت وقت و فرزندان آنان با اعمال ۵۰ درصد تخفیف ویژه قیمت کارشناسی.

    ۲/۱ . واگذاری ۳۶۷ هکتار از اراضی منابع ملی در تهران، کرج و دماوند به تعاونی یک از وزارتخانه ها بدون ضابطه که متجاوز از ۴۰ میلیارد ریال سود بادآورده داشته است.

    ۳/۱٫ واگذاری قطعی ۱۲۵ هکتار از اراضی منابع ملی و دولتی مسگرآباد به یکی از شرکتها (در حالی که ارزش کارشناسی این اراضی ۱۳۱ میلیارد ریال بوده) و در قبال آن فقط ۲۶ میلیارد ریال نقدی و ۱۳ دستگاه خودروی سواری به ارزش یک میلیارد ریال به صورت غیر نقدی دریافت شده است.

    ۴/۱٫ واگذاری ۳۱۶۲ هکتار از اراضی منابع ملی و حدود ۱۵ میلیون متر مربع از اراضی شهری در سراسر کشور به یکی از دانشگاه های غیر دولتی بدون رعایت ضوابط قانونی با اقل بهای ممکن و عمدتا رایگان. این در حالی است که مسئولان دانشگاه امکان هر گونه نظارت بر نحوه بهره برداری، استفاده صحیح و طبق ضوابط قانونی و موافقت نامه های مورد تفاهم را از دستگاه های نظارتی به طور کلی سلب نموده اند.

    ۵/۱٫ واگذاری ۸۷ هکتار زمین در استان قزوین به یک شرکت خصوصی که اعضای هیئت مدیره آن از کارکنان یکی از سازمان های دولتی بوده اند.

    ۶/۱٫ واگذاری ۲۳ هزار متر مربع از اراضی مرغوب تهران واقع در دارآباد به ۱۶۰ نفر از نمایندگان دوره ششم با قیمت نازل و شرایط ویژه.

    لازم به ذکر است، مقرر بوده تا در این زمینها دامداری، طرح درختکاری و علوفه کاری صورت گیرد که عمدتا تبدیل به احداث مسکن شده و قبل از اجرای طرح و بهره برداری نیز به فروش رسیده و سند با تخفیف ۵۰ درصد به نام متقاضی صادر شده است.

    1. جعل و تبانی، تفکیک و تغییر کاربری باغات و اراضی کشاورزی:

    ۱/۲٫ شرکت عمران شهر جدید هشتگرد شکایتی علیه مسئولین یکی از سازمانهای دولتی و شرکت تعاونی مسکن کارکنان سازمان دیگری طرح نموده و متعاقب آن با پیگیری دادسرای ویژه محترم مجتمع اقتصادی مشخص گردید. سند یک قطعه زمین به نام دولت ثبت و صادر گردیده و با مساحتی معادل ۱۱۹۷ هکتار به شرکت عمران جدید هشتگرد منتقل شده است و قطعه ای دیگر که بدوا ۹۱۰ هکتار آن ملی و یا اعتراض مالک.

    کل پلاک بعلاوه اراضی مزروعی و مستنیات از اختیار دولت خارج و به ۳ هزار قطعه تفکیک و مجوز نقل و انتقال از سوی اداره منابع طبیعی صادر شده است با جعل و خیانت و تبانی ۲ تن از کارمندان اداره فوق الذکر در تحدید حدود نقشه برداری و تنظیم صورتجلسه بخشی از پلاکی را که دولتی تشخیص و در اختیار شرکت عمران جدید هشتگرد قرار داشته جزء پلاک مذکور نموده و به تصرف متصرفین در می آید.

    برابر ارزیابی اداره بازرسی استان تهران بهای این اراضی ۲۰۰ میلیارد تومان و برابر نظریه وزیر سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی بالغ بر ۶۰۰ میلیارد تومان املاک دولت به ناحق در اختیار افراد غیر صالح قرار گرفته است. پرونده در شعبه سوم بازپرسی مجتمع مبارزه با مفاسد اقتصادی مطرح رسیدگی است.

    ۲/۲٫ اعضای یکی از شوراهای اسلامی یک از شهرهای استان تهران بر خلاف ضوابط باغات را به قطعات جداگانه تفکیک نموده و برای هر یک پروانه احداث بنا صادر می کند و بر خلاف مقررات از ۱۸ تا ۵/۳۲ درصد تراکم اعطا کرده است و در قطع دیگر به وسعت ۱۳ هکتار اراضی در طرح کاربری باغ و جنگل کاری که کلا خارج از محدوده قانونی پیش بینی شده مجوز تفکیک آن صادر و پروانه های ساختمانی را ظرف مدت کوتاه و غیر متعارفی صادر نموده است.

    نتیجتاً با عدم پرداخت حقوق دولتی که بالغ بر ۴۸۰ میلیارد ریال است سبب تضییع و اتلاف بیت المال و مال اندوزی فرد یا افرادی شده اند که پرونده در شعبه ۲ بازرسی کارکنان دولت مطرح شد.

    ۳/۲٫ شورای اسلامی و شهرداری یکی دیگر از شهرهای استان تهران با کمک فرمانداری اقدام به تغییر کاربری و تفکیک بیش از ۲ هزار قطعه از اراضی کشاورزی منطقه نموده و آنها را به افراد غیر فروخته است.

    ۴۰۰ قطعه از اراضی به فرمانداری تعلق گرفته که به صورت فیش های ۵۰۰ هزار تومانی در بنگاه های املاک به قیمت ۵ تا ۶ میلیون تومان قبل از اینکه مراحل ثبتی تفکیک و صدور سند طی شود به فروش رسانده است.

    این پرونده در مجتمع قضایی امور اقتصادی همچنان در حال بررسی است.

    1. ارائه گزارش خلاف واقع و جعل عنوان برای تغییر کاربری اراضی و زمین خواری:

    ۱/۳٫ برخی از کارمندان یکی از شهرداری ها و یک سازمان دولتی با جعل عنوان ارائه گزارش خلاف واقع برای تغییر کاربری به تحریف ۵۰ هزار متر مربع باغ اقدام نموده که ارزش افزوده این اراضی و رانت ایجاد شده بالغ بر ۲۰۰ میلیارد ریال است. این پرونده در شعبه دوم دادیاری مجتمع قضایی ویژه امور اقتصادی مطرح شده است.

    ۲/۳٫ در قسمتهایی از اراضی واقع در قسمت شمالی یکی از شهرهای استان تهران ساخت و سازهایی توسط نهادها و ارگان های دولتی و اشخاص صورت گرفته و با توجه به ارزش بالای این اراضی عده ای سود جو با بهره گرفتن از قولنامه های عادی در بعضی مورد جعلی و با تثبیت به مراجع قضایی برای این اراضی سند مالکیت گرفته اند و با این اراضی رابه صورت قولنامه ای به شرکت های تعاونی مسکن و نهادها و سازمان های مختلف دولتی واگذار نموده اند که مسئولین این ارگان ها نیز با نفوذ خود در ادارات مختلف سعی دارند برای این اراضی سند مالکیت بگیرند.
    ۲۰۰هزار متر مربع از این اراضی در اختیار سازمان دولتی قرار دارد که سعی در تغییر کاربری دارد. در این رابطه نیز پرونده در شعبه سوم بازرسی مطرح است.

    نتیجه گیری و پیشنهادات کمیسیون اصل نود در این ارتباط. قوانین و مقررات مربوط به واگذاری زمین در نظام جمهوری اسلامی ایران دستخوش تغییراتی شده و مسئولین ذیربط برداشتهای متفاوتی از آنها داشته و در نهایت ضعف مدیریت موجبات ابهام و تخلف در شیوه های واگذاری را فراهم کرده و سبب بروز سوء استفاده توسط اشخاص حقوقی و حقیقی شده است. در مصوبات شورای انقلاب اجازه فروش اراضی منابع طبیعی، موات و مراتع به غیر داده نشده است بلکه هیئتهایی مانند هیئت هفت نفره زمین مسئولیت واگذاری اراضی را طبق ضوابط مصوب به عهده داشته اند.

    شرایط قانونی واگذاری و فروش اراضی عبارتند از:

    1. اراضی با رعایت ضوابط واگذار شده یا بشود.
    2. زمین پس از بهره برداری از طرح به فروش برسد.
    3. قیمت زمین با اعمال حداکثر تا ۵۰ درصد تخفیف نسبت به قیمت ارزیابی روز وصول گردد.
    4. زمین به کسی که طرح را ارائه داده و آن را اجرا کرده به فروش برسد که در واگذاری های مذکور شرایط فوق رعایت نگردیده است.

    بنابراین عدم تحقق یکی از شروط فوق موجب عدم اجرای قانون می گردد.

    1. مراحل رسیدگی به پرونده ها در محاکم قضایی بسیار طولانی است و این امر در کنار هزینه پایین تخلف سبب شده جرایم و تخلفات انجام شده به بوته فراموشی سپرده شده و مجریمن و متخلفین را در ارتکاب جرایم جری نماید. بدین منظور دستگاه قضایی برای کاهش اطاله دادرسی به پرونده ها و بالا بردن هزینه جرم مفسدان نسبت به ارائه لایحه اقدام نماید که با استقبال نمایندگان مجس روبرو خواهد شد.
    2. در اکثر پرونده های مورد بررسی مسئولین ذیربط به جای ضابطه طبق رابطه عمل کرده و پیگیری های انجام شده حاکی است، این قبیل افراد به هشدارهای مراجع نظارتی توجه کافی ننموده و کارکنان سود جوی بعضی از دستگاه های اجرایی از موقعیت خود سوء استفاده نمودند که انتظار می رود با شدیدترین تنبیهات مجازات گردند. حداقل مجازات برای مفسدان و سوء استفاده کنندگان از بیت المال (طبق اصل ۴۹ قانون اساسی) بازپس گیری اموال بیت المال از آنان می باشد.
    3. دولت محترم با رعایت به موارد فوق با ایجاد سازوکارهای مناسب نسبت به متوقف نمودن فرایند خطرناک پدیده زمین خواری اقدام فوری معمول دارد .
    4. جهت بازدارندگی از وقوع مفاسد در حوزه زمین خواری پیشنهاد می شود قوه قضائیه با همکاری دولت طرح کاداستر یا شناسنامه ملک را از طریق ارائه لایحه و تصویب مجلس به مرحله اجرا در آورد در این ارتباط مرکز پژوهش های مجلس و کمیسیون اصل نود گزارشی را تهیه نمودند که به پیوست تقدیم می گردد.

    ۶٫ علیرغم تصریح قانون نحوه اجرای اصل نودم قانون اساسی بر لزوم جوابگویی بعضی از مسئولان ذیربط در مهلت

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:06:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پایان نامه درباره فرزندخواندگی:-تعارضات قانون فرزندخواندگی ...

    بررسی تعارضات قانون فرزندخواندگی با مفاد قانون حمایت از کودکان

    از نظر شرعی و قانونی، هر مردی می تواند با زنی که خالی از موانع نکاح باشد، به شرط رعایت ضوابط قانونی ازدواج کند.با این مقدمات، ناچار به این نتیجه می رسیم که اگر مرد و زنی پسر و دختری را به فرزندخواندگی پذیرفتند و این پسر و دختر بزرگ شدند و مثلا پدرخوانده یا مرد فوت کرد، آن پسرخوانده می تواند با مادرخوانده خود ازدواج کند و در موارد مشابهی که مثلا مادرخوانده فوت کند یا طلاق بگیرد، آن پدرخوانده می تواند با دخترخوانده خود اگر به سن قانونی رسیده باشد ازدواج کند.

    بر اساس قانون حمایت از کودکان ، فرزندخواندگی عبارت بوده است از نوعی رابطه خودخواسته که ایجاد محرمیت یا ارث بری و امثال آن نمی کرده است.

    نباید فراموش کرد که در قانون فرزندخواندگی  حتی در آن زمان کلیات روابط شرعی مورد نظر بوده است ، ضمن اینکه یعنی این موردی که قانون جدید به آن اشاره می کند مبنی بر این که پدرخوانده این امکان را دارد که با فرزندخوانده خودش ازدواج کند مورد جدیدی نیست.

    در تبصره ماده ۲۷ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست که با تصویب مجلس شورای اسلامی به شورای نگهبان رفت ، این اختیار به سرپرست داده شد که در صورت اجازه دادگاه، بتواند با فرزندخوانده اش ازدواج کند.

    این ماده در ابتدا به این شکل نوشته شده بود که  ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن مابین سرپرست و طفل ممنوع است. اما بعد تغییر پیدا کرده و به این شکل نوشته شد: ” ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است مگر این که دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد”.

    با این همه طرح امکان ازدواج سرپرستان قانونی با افرادی که به عنوان فرزندخوانده در این محفل دوران بالندگی خود را گذرانده و به بلوغ می رسند منشاء بحثها و نقلهای عدیده ای طی روزهای اخیر شده است.

    مشکل از آنجا شروع شد که قانون گذار در قانون جدید، مساله ممنوعیت ازدواج پدرخوانده و مادرخوا در قانون قبلی حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب ۱۳۵۳ مجلس که هم اکنون نیز ضمانت اجرایی دارد این مساله با سکوت مواجه شده و قانون گذار چیزی در این خصوص نگفته است نده با فرزندخوانده را تصریح کرد. شاید علت این سکوت این بودکه قانون گذار ازاصل حکم شرعی خبر داشت ودر عین حال قبح اجتماعی آن را نیز درک می کرد. بنابر این قانونگذار این قانون را مسکوت گذاشت چون مطمئن بود احتمال وقوع مواردی ازاین قبیل در حد صفرخواهد بود. درقانون جدید ، قانون گذار از باب احتیاط – که شاید هم لازم نبود -ابتدا اعلام کرد که ازدواج فرزند خواندگان با پدر و مادر ممنوع است. واضح است که با توجه به عدم رابطه محرمیت بین فرزند خوانده و پدر خوانده و مادر خوانده، این ممنوعیت از نظر شرعی درست نبود و گویا به همین علت شورای نگهبان با این ممنوعیت مخالفت کرد. مجلس شورای اسلامی در مقام تامین نظر شورای نگهبان مقرر کرد ، ازدواج پدر خوانده و مادر خوانده با فرزند خوانده صرفا با اجازه دادگاه صالح میسر است.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    تردیدی نیست که این قانون در صورت تصویب باعث کاهش موارد پذیرش به فرزند خواندگی به خصوص در مورد دختران خواهد شد. : زیرا خانم ها هر اندازه هم که به شوهران خود اطمینان داشته باشند به هرحال محتاط خواهند شد و مردان نیز به گونه ای دیگر در این خصوص دچار تشویش می شوند.

    اولین اشکال حقوقی وارد بر این قانون را “مغایرت با قصد “است. «این رابطه از قصد شروع می شود یعنی قصدی که سرپرست دارد و آن پدرخواندگی است و قصد فرزند هم قبول فرزندخواندگی است پس در واقع تابع قصد پدری – فرزندی است. اما تبصره ماده ۲۷ قصد دیگری را بیان می کند که قصد ازدواج است یعنی پدر تبدیل به شوهر می شود و فرزند تبدیل به زوجه می شود و این دو تا قصد با هم مغایرت دارد.» قانونی کردن ازدواج با فرزندخوانده را ناقض روح اصلی قانون حمایت از کودکان بی سرپرست است.

    “نقض هدف” را اشکال حقوقی دیگر این قانون است. هدف از این رابطه ایجاد علاقه پدر و فرزندی است و هدف این قانون نیز حمایت از این نوع رابطه است، حال آنکه این تبصره هدف رابطه پدر و فرزندی و قانون حمایت از کودکان بی سرپرست، هردو را مخدوش کرده و روح حمایتی این قانون را خدشه دار می کند.

    نکته بعدی اشکالی است که در اجرای این قانون وجود دارد و در حقیقت هیچ نقشی برای فرزندخوانده قائل نیست. در قانون فرزندخونداندگی  سرپرست باید مجوز این ازدواج را بگیرد و طرف دیگر که فرزندخوانده است هیچ نقش قانونی ندارد و هیچ نقشی برای فرزندخوانده در نظر گرفته نمی شود. در حقیقت یک طرف ماجرا سرپرست است و طرف دیگر بدون دفاع مانده، درست مثل دادرسی ای که در آن به یک طرف اجازه دفاع داده نشود.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

    تبصره ماده ۲۷ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مغایر با کنوانسیون بین المللی حقوق کودک است. بر اساس ماده ۲۱ این کنوانسیون کشورهایی که سیستم فرزندخواندگی را مجاز می دانند باید منافع عالی کودک را در اولویت قرار دهند، یعنی تمام امکانات و شرایطی که برای رشد و امنیت جسمی و روحی کودک و آموزش و بهداشت اوست در نظر بگیرند. ایران در سال ۱۳۷۳ کنوانسیون بین المللی حقوق کودک را امضا کرده و براساس قوانین مدنی ایران، کنوانسیون های بین المللی امضا شده توسط ایران لازم الاجرا هستند.

    در متون اسلامی رابطه فرزندخواندگی به عنوان یک نهاد خانوادگی مورد بحث قرار نگرفته است و حکمی بصورت مستقیم و با صراحت در این مورد وجود ندارد. در مواردی که شرع ازدواج را حرام کرده یا پیوندهای خونی بوده، مثل پیوند نسبی و رضاعی، یا پیوند سببی بوده، مثل اینکه پیوند با دختری سبب ایجاد رابطه جدیدی با مادر وی شده یعنی مادرزن نیز مثل مادر شده است. در فرزندخواندگی به شیوه رایج کنونی که کودک از ابتدا در آغوش پدرخوانده و مادرخوانده بزرگ می شود، نوعی رابطه پدر و مادری ایجاد شده است، اینجاست که با نگاه تحلیلی می توان آن ملاک را بسط و گسترش داد و حکم اینگونه موارد را نیز پیدا کرد. طرح این موضوع، بایستی همراه با آسیب شناسی آن باشد. قانونگذار نبایستی فقط به ظاهر متون فقهی بنگرد، بلکه باید روح و محتوای فقه و موضوع این رابطه ها را درک کند. ازدواج با فرزندخوانده با روح و محتوای این رابطه نیکوکارانه همخوانی ندارد و اسلام نیز نمی تواند مهر تاییدی بر جواز رابطه های مفسده برانگیز بزند (فرشتیان ۱۳۹۳، ۷).

    تحولات قانون جدید فرزندخواندگی نسبت به قانون قدیم در ایران

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:05:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی درون گرایی – برون گرایی با تعهد سازمانی و رضایت شغلی دبیران مقطع متوسطه شهرستان اقلید- قسمت ۵ ...

    نتایج نا مطلوبنتا یج مطلوبنتایج نا مطلوبنتا یج مطلوبمیزان تعهدافزایش ترک خدمت تاخیروکندی درکار،غیبت،عدمتمایل به ادامه خدمت درسازمان کیفیت پایین کار عدم وفاداری به سازمان ،فعّالیت های غیر قانونی در مقابل سازمان،احترازازفعّالیتهای
    خارج از حیطه مسولیتها خطرتعد یل نقش نتایج
    منفی عیب جویی وبدگویی از سازمان،محدودشدن کنترل سازمان روی کارکنانترک خدمت افرادی که عملکرد پایین دارند ورفع خطرات ناشی از حضور آنها در سازمان ورود افراد با مهارت های جدید نتایج مثبت حاصل از انتقاد وعیبجویی کارکنان (حسابرسی داخلی)پیشرفت وارتقاءکندتردر مسیر خدمتی ،افزایش هزینه های ناشی ازعیبجویی ودر نتیجه بی ثباتی پرسنل کمتر متعهد ، احتمال کناره گیری واخراج ، تلاش برای ایجاد اختلال در تحقق اهداف سازمانی

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    افزایش قوه ابتکار خلاقیت و نوآوری استفاده کار از نیروی انسانیکم
    کممحدودشدن فعالیت های خارج از حیطه مسئولیت امکان ایجاد تعادل بین انتظارات کاری درخواست های نامربوط به کار (انتظارات اجتماعی )کاهش احتمالی اثر بخشی سازمانیاستمرارخدمت کارکنان ف عدم تمایل به خدمت وعمل به آن رضایت بیشتراحتمال محدودشده فرصت های پیشرفت و ارتقاءایجاداشکال در سازگار شدن فرد با تعهدات هم سطح خودافزایش احساس تعلق امنیت کامیابی،وفاداری،وظیفه شناسی ، کسب هویت فردی وشخصیّت مستقل از سازمانمتوسطاستفاده ناکارآمدازنیروی انسانی فقدان انعطاف پذیری وابتکاراطمینان واعتماد کامل به خط مشی ها ورویه های گذشته مخالفت وتهدید از طرف همکاران،انجام فعّالیت های غیر اخلاقی و غیر شرعی برای سازمانامنیت وثبات نیروی کارقبول درخواست سازمان به تولید بیشتر ازسوی کارکنان فسطح رقابت بیشتروعملکرد شغلی بهتر جهت نیل به اهداف سازمانیخاموش ماندن قوه ی خلاقیت ،رشدابتکار، وفرصتهای تحرک مقاومت در برابر تغییر فشارو تنش روابط خانوادگی واجتماعی ، فقدان وحدت منابع محدودشدن وقت وانرژی فرد به زندگی سازمانیپیشرفت در مسیرشغلی و افزایش دریافتی ها ،اعطای پاداش توسط سازمان به کارکنان متعهد تعقیب مشتاقانه اهداف سازمانزیاد

     

    اهمیت تعهد سازمانی
    اخیرا در متون تحقیقی نگرش کلی تعهد سازمانی به عنوان عامل مهمی برای درک و فهم پیش بینی رفتار سازمانی و پیش بینی کننده خوبی برای تمایل به ماندن در شغل آورده شده است .
    شهید مطهری اظهار می دارد اگر شخصی لیاقت و شایستگی و تعهد حداکثر بهره وری از امکانات و سرمایه را داشته باشد استحقاق مدیر شدن را دارد و اگر چنین تعهد لیاقت و شایستگی را ندارد و نباید چنین مسئولیتی به او محول شود . اندیشه تعهد یکی از ارزشهای اساسی است که سازماندهی بر آن متکی است . مطالعه و تحقیق درباره شرایط شغلی نشان می دهد که هر استخدامی لااقل از نظر روان شناختی پیمانی دو جانبه محسوب می وشد که طی آن مستخدم تعهد می کند که قوانین سازمانی را رعایت کند و وظایف محوله را به دقت انجام دهد در مقابل مستخدم انتظاراتی هر چند تلویحی از سازمان دارد مانند برخورداری از امکانات لازم برای ارمغان نیازهای فردی از قبیل نیازهای فیزیولوژی ، احترام و… اگر سازمان و کارگزاران هر دو به تعهدات خود عمل کنند رضایت شغلی و در نتیجه تولید سازمانی افزایش می یابد خشنودی شغلی ظاهرا موجب افزایش احساس تعهد بیشتری می شود و موجب می شود که کارکنان بیشتر در کارشان برانگیخته شوند و بیشتر به سازمان تعهد نمایند .
    عوامل موثر بر تعهد سازمانی :
    ماتیو و زاجاک[۷۷] (۱۹۹۰) یافته های پیش را مرور دویست تحقیق را مرور نموده و به وسیله تجزیه و تحلیل عوامل ضروری برای ایجاد تعهد ، عوامل همبسته با تعهد و پیامدهای تعهد سازمانی را خلاصه می نمایند (یوسفیان،احمد- ۱۳۷۸ ) .

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:05:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی فقهی و قانونی ماهیت قراردادبیمه بدنه اتومبیل باتاکید خاص به خسارت افت ارزش اتومبیل ...

    انسان از دیر باز برای حمل و نقل کالا و جابجایی مسافر از وسایل نقلیه گوناگون استفاده می کرده است. در جهان امروز که دنیای سرعت و ارتباطات است، وسایل نقلیه به نحو شگرفی دگرگون شده و تحولات بسیاری در جهت ایجاد سرعت و در عین حال امنیت، در این وسایل پدید آمده است. در بین وسایل نقلیه عصر حاضر، اتومبیل از جایگاه ویژه ای برخوردار است. استفاده از این وسیله به نحو چشمگیری توسعه یافته و هر روز نیز گسترده تر می شود. به موازات این گسترش، خطرات ناشی از این وسیله نیز افزایش یافته و ما هر روز شاهد زیانهای جانی و مالی مربوط به آن هستیم که متأسفانه رقم این خسارات در کشور ما رو به افزایش است.
    به جهت اهمیت موضوع و به منظور حفظ حقوق زیاندیدگان از خسارات ناشی از وسایل نقلیه موتوری و بخصوص حوادث رانندگی، قانونگذاران اکثر کشورهای دنیا، اقدام به تدوین قوانین خاص نموده اند. در کنار این قوانین، مقررات مربوط به بیمه اجباری مسؤولیت، بیش از پیش به یاری زیاندیده شتافته است.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

    با توجه به اینکه دربیمه های شخص ثالث خسارتهایی که به وقوع می پیوندد و راننده مسبب حادثه می باشد تعهد بیمه گر فقط جبران خسارت مالی ومادی وارده به اشخاص ثالث می باشد. وجبران خسارتهای مالی خودراننده و مسبب حادثه بلا تکلیف می ماندوبرای بعضی از رانندگان که از این وسیله نقلیه امرار معاش می نمایند جبران هزینه های تعمیر وبازسازی ماشین مشکل و بعضی مواقع غیر ممکن می باشدو صدمات جبران ناپذیری از لحاظ اقتصادی و روانی به خانواده ها از این ناحیه وارد می شود. شرکتهای بیمه بازرگانی جهت حل این معضل با مساعدت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران به طراحی و عرضه بیمه بدنه خودرو اقدام نمودند که این مشکل و معضل خانواده هابنحوی حل گردید که این محصول عرضه شده به بیمه بدنه خودرو معروف است . ولی در عمل و در بعضی از جهات نقاط ضعفی وجود دارد و اشکالات فقهی و حقوقی در این زمینه می باشد ،که یکی از این موارد نحوه پرداخت خسارت افت ارزش خودرو توسط شرکتهای بیمه می باشد که در زیرمورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    مفهوم خسارت افت ارزش خودرو

    جهت در ک بهتر مفهوم خسارت افت ارزش خودرومفاهیم خسارت ،افت ارزش خودرو و سایر مفاهیم مرتبط به موضوع تشریح می گردد و همچنین خسارت افت ارزش خودرو از دیدگاه های فقهی ، حقوقی ، نظرات فقها و مواد قانونی در این خصوص به تفصیل مورد بررسی قرار میگیرد.موضوع خسارت افت ارزش خودرو در این تحقیق و نحوه برخورد دادگاهها و نظر قضات در خصوص حل و فصل دعاوی و پرونده های موجود در شرکت سهامی بیمه ایران بطور موشکافانه ای مورد مداقه و بررسی قرار می گیرد تا بتوانیم شواهد و مدارک مورد نیاز جهت اثبات فرضیه اول تحقیق را بدست آورده آنرا مورد آزمون قرار دهیم. با اثبات فرضیه تحقیق می توان به ارائه پیشنهاد و راهکارهایی جهت حل و فصل دعاوی وبهبود قوانین و مقررات اقدام نمود. تحقق اهداف تحقیق با آزمون و اثبات فرضیه های تحقیق میسر خواهد شد .

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    خسارت[۵۴] :

    “خسارت” در لغت به معنی ضرروزیان است .در اصطلاح حقوقی عبارت از مالی یا وجهی است که شخص عامل یا مسبب ضرر باید به زیان دیده بپردازد ؛خواه ضررناشی از عدم انجام قراردادباشد یا عملی غیر از قرارداد.اصطلاح “خسارت” در فرهنگ بیمه دارای مفهوم ویژه ای است، در قانون بیمه در موارد مختلف به معنی ضررو زیان و گاهی به معنی غرامت و زمانی نیز به معنی خسارت در مفهوم خاص بیمه ای است .در معنای خاص عبارتست از وجوهی که به موجب قرارداد ودر پی وقوع حادثه و درسررسید بیمه های پس انداز و بازخرید بیمه نامه های عمر،شرکت بیمه گر در وجه بیمه گذار می پردازد.[۵۵]

    خسارت کلی در بیمه بدنه

    در صورتیکه اتومبیل بیمه شده به سرقت رفته و یا در اثر حادثه آتش سوزی کلا از بین برود بیمه گر موظف است مبلغ بیمه شده و یا ارزش روز اتومبیل در لحظه حادثه (هر کدام کمتر است) به بیمه گذار پرداخت نماید بدیهی است در چنین حالتی فرانشیز مقرر در بیمه نامه از خسارت کسر خواهد شد این موضوع را تلف کلی می توان تلقی کرد ضابطه ایکه در شرایط عمومی بیمه نامه های اتومبیل به آن اشاره شده این است که اگر مخارج تعمیر و تعویض قسمتهای آسیب دیده اتومبیل از ۷۰% قیمت اتومبیل در روز حادثه یا مبلغ بیمه شده آن بیشتر باشد اتومبیل را باید از بین رفته کلی تلقی کرد البته صحیح این است که فقط ارزش روز اتومبیل ملاک این مقایسه قرار گیرد نه مبلغ بیمه شده آن زیرا ممکن است اتومبیل به مبلغی بیمه شده باشد که از ارزش واقعی آن خیلی کمتر است در اینصورت نمیتوان گفت که اگر هزینه تعمیر اتومبیل از ۷۰% آن مبلغ تجاوز نماید اتومبیل از بین رفته کلی خواهد بود.

    خسارت جزئی :

    اگر مخارج تعمیر و تعویض قسمتهای آسیب دیده اتومبیل از ۷۰% قیمت اتومبیل در روز حادثه یا مبلغ بیمه شده آن کمتر باشد خسارت اتومبیل خسارت جزئی تلقی می گردد.

    خسارت افت ارزش خودرو

    خودرو پس از تصادف و تعمیر ارزشی ثانویه به خود می گیرد که با ارزش اولیه آن برابر نیست . واین اختلاف و کاهش و تنزل ارزش معاملاتی خودرو به کاهش افت ارزش خودرو معروف است .بعبارت دیگرکاهش ارزش خودرو و وسیله نقلیه بعد از تصادف و تعمیر آن است چون خریدار جدید مبلغی از ارزش خودرو را بابت تصادف رخ داده کسر می کند و به عبارت دیگر خودرو حتی اگر بلافاصله پس از خروج از کارخانه دچار سانحه شود بخشی از ارزش خود را از دست می دهد.
    در تصادفات به طور معمول ، در جبران خسارت ها مشکل چندانی به وجود نمی آید و شرکت های بیمه تا سقف تعهدات مندرج در بیمه نامه پاسخگو هستندو به جبران خسارت تعویض و تعمیر و صافکاری و رنگ کاری قسمتهای آسیب دیده اقدام می کنند ؛ ولی از جبران کسر قیمت (افت قیمت) خودرو که پس از بازسازی ایجاد می شود و در عرف جامعه نیز امری پذیرفته شده است امتناع می ورزند.

    بیمه های بدنه در دسته بیمه های اموال قرار میگیرد.بیمه های اموال از اصل غرامت پیروی می کنند با صدور بیمه نامه تعهد طرفین آغاز می شود.در خصوص مسئولیت بیمه گر در بیمه های اموال در ماده ۱۹قانون بیمه اینطور آمده است :”مسئولیت بیمه گر عبارتست از تفاوت قیمت مال بیمه شده بلافاصله قبل از وقوع حادثه با قیمت باقی مانده آن بلافاصله بعد از حادثه “خسارت افت ارزش خودرو موضوع تحقیق و فرضیه اول تحقیق حاضر قرار گرفته است که در صدد هستیم بطور کامل و از تمامی جنبه ها و موازین حقوقی و فقهی آنرا بررسی نماییم .

    خسارت افت ارزش خودرو در بیمه های شخص ثالث

    در حقوق ایران تا سال ۱۳۴۷ که قانون بیمه اجباری دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی (بیمه شخص ثالث) ثالث به تصویب برسد، خسارات ناشی از وسایل نقلیه از جمله تصادفات رانندگی، با توجه به مقررات عمومی مسؤولیت مدنی مندرج در قانون مدنی (ماده ۳۳۵ این قانون و قانون مسؤولیت مدنی)، جبران می شد. ولی چون مسؤولیت موضوع این مقررات، مبتنی بر تقصیری است که باید زیاندیده آن را اثبات کند، این تکلیف دشوارو اغلب زیاندیده را به مقصود نمی رساند. اما بعد از سال ۱۳۴۷، قانون بیمه اجباری، به کمک زیاندیدگان شتافت و با شناسایی یک مسؤولیت خاص که به مسؤولیت عینی بسیار نزدیک است، این دشواری را آسان نمود. در عین حال این اشکال هنوز باقی است که با فقدان قانون خاص در مورد خسارات ناشی از وسایل نقلیه، و بخصوص حوادث ناشی از رانندگی، ما ناچار هستیم در این مورد از قانون بیمه استفاده کنیم؛ علاوه بر قانون مذکور بسیاری از احکام مسؤولیت مدنی ناشی از حوادث رانندگی را، باید در قانون مجازات اسلامی و قوانین ومقررات پراکنده جستجو کرد ، نظیر قانون ایمنی راه ها مصوب ۷ تیر ۱۳۴۹، قانون رسیدگی به خسارات ناشی از تصادفات رانندگی وسیله نقلیه موتوری مصوب ۱۳ آذر ۱۳۴۵ و قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و اخذ جرائم رانندگان مصوب ۳۰ خرداد ۱۳۵۰٫
    احکام مذکور عمدتاً ناظر به مسؤولیت راننده است. به همین دلیل، بررسی آن از قلمرو این مقاله، که صرفا در مورد مسؤولیت دارنده بحث می کند خارج است. منتها در مواردی که راننده مرتکب خطایی در بروز خسارت نشده باشد، و در صورتی که مالک مسؤولیت خود را بیمه کرده باشد، زیاندیده می تواند خسارت خود را از بیمه دریافت کند. برای نمونه، ماده ۴ قانون ایمنی راه ها و راه آهن مصوب ۷/۴/۱۳۹۴، چنین مقرر می دارد: ” عبور و مرورعابرین پیاده و انواع وسایط نقلیه غیر مجاز، عبور دادن دام در آزاد راه ها و همچنین توقف وسایط نقلیه در خطوط عبور ممنوع،ممنوع است. هر گاه به دلایل مذکور حادثه ای رخ دهد که منجر به ضرب یا جرح یا قتل یا خسارت مالی شود، راننده ای که وسیله نقلیه او مجاز به حرکت در آزاد راه باشد، نسبت به موارد فوق مسؤولیتی نخواهد داشت .عدم مسؤولیت راننده مذکور، مانع استفاده شخص ثالث از مقررات بیمه نخواهد بود”.
    مشابه این مقررات را در ماده ۸ قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و اخذ جرایم رانندگی، مصوب سال ۱۳۵۰ نیز، می توان دید. به موجب این قانون هر گاه عابر پیاده، در عبور از محل سواره رو و غیر مجاز، با وسیله نقلیه ای تصادف کند و راننده آن هیچ تقصیری مرتکب نشده باشد، زیاندیده می تواند برای جبران خسارت خود، از مقررات بیمه استفاده نماید. اما باید توجه داشت که اگر دارنده، مسؤولیت خود را بیمه نکرده باشد، زیاندیده نمی تواند به استناد قوانین مذکور، برای جبران خسارت خود به شخص دارنده مراجعه کند؛ زیرا بیمه، پرداخت خسارت را در مواردی در برابر دریافت حق بیمه تقبل می کند که در صورت فقدان چنین بیمه ای نمی توان مسؤولیتی بر دارنده وسیله نقلیه تحمیل نمود که نسبت به جبران خسارات وارد بر اشخاص ثالث که خود باعبور پیاده از محل ممنوع یا بزرگراه ها و محلهای غیر مجاز مقصر بوده اندمکلف کرد. ولی این مورد نسبت به مقررات ماده ۱ قانون بیمه اجباری، خاص محسوب می شود و دارنده وسیله نقیله دارای مسئولیت عام می باشد.

    الف -در کشور فرانسه تا سال ۱۹۸۵، خسارات ناشی از وسایل نقلیه با توجه به بند ۱ ماده ۱۳۸۴ قانون مدنی این کشور، جبران می شد که هر چند با فرض مسؤولیت برای محافظت اشیاء، از زیاندیده حمایت می کرد اما اختصاص به حوادث رانندگی نداشت، به همین جهت در ۵ ژوییه ۱۹۸۵ مقررات جدیدی در خصوص جبران خسارات ناشی از حوادث رانندگی به تصویب رسید که اختصاص به نحوه جبران همین خسارات دارد.

    ب -در سیستم کامن لاو، مسؤولیت به جبران خسارت ناشی از حوادث رانندگی تحت عنوان مسؤولیت مطلق(۱) ، قرار دارد که به کمک آن زیاندیده می تواند بدون نیاز به اثبات تقصیر شخص مسؤول، خسارت وارده بر خود را جبران کند. (Prosser,The Law of torts, P.486-487)
    مسؤولیت دارنده وسیله نقلیه، به سبب تخلف از وظیفه ای است که بر عهده داشته؛ به عبارت دیگر چون مالک وسیله نقلیه از مال خود بخوبی مراقبت نکرده، در نتیجه خسارتی به دیگری وارد شده پس او مسؤول جبران آن است. این نظریه هر چند با مسؤولیت مقرر در قانون بیمه اجباری سازگارتر است اما مبنای منحصر مسؤولیت محسوب نمی شود؛ زیرا اگر چنین بود مالک می توانست اثبات کند که به نحو احسن وظیفه خود را انجام داده و به این ترتیب از مسؤولیت شانه خالی کند. در حالی که می دانیم مالک جز با اثبات دخالت یک علت خارجی مانند قوه قاهره نمی تواند از مسؤولیت رها شود.
    ج- مسؤولیت بدون تقصیر بر مبنای «نظریه خطر»: پیروان نظریه خطر عقیده دارند شخصی که محیط خطرناکی به وجود آورده و از فعالیت خود منتفع می شود، بدون نیاز به اثبات تقصیر او یا هر علت دیگر، مسؤول جبران خسارت خواهد بود. در بدو امر با توجه به ماده ۱ ق.ب.ا.م[۵۶]. که بطور مطلق دارنده وسیله نقلیه را مسؤول جبران خسارت معرفی کرده، ممکن است مبنای این مسؤولیت را بر پایه نظریه خطر استوار انگاشت اما با کمی دقت می توان دریافت که این مسؤولیت مطلق نیست؛ مثلاً اگر مالک وسیله نقلیه اثبات کند که به سبب جریان سیل، اتومبیل او به وسیله نقلیه دیگر برخورد کرده است، می تواند از مسؤولیت معاف شود. بنابراین همواره نمی توان این مسؤولیت را مبتنی بر نظریه خطر و آن را یک مسؤولیت مطلق دانست.
    از جمع نظریات مذکور با توجه به حکم ماده ۱ (ق.ب.ا.م) در این زمینه، می توان اعتقاد داشت که مبنای مسؤولیت دارنده وسیله نقلیه موتوری در حقوق ایران، با نظریه تعهد به حفاظت، نزدیکتر است.(نظری، مسؤولیت مدنی مالک، ص ۴۸) زیرا هر مالکی متعهد است از اموال خود به نحوی مراقبت کند تا به دیگران آسیب نرسد. این عقیده از طرفی جبران خسارت زیاندیده را وابسته به اثبات تقصیر مالک نمی کند و از این حیث به سود زیاندیده است و از طرف دیگر به مالک امکان می دهد که با اثبات فقدان رابطه سببیت (و نه اثبات بی تقصیری) از مسؤولیت رها شود.

    خساراتی که دارنده وسیله نقلیه به موجب قانون سابق الذکر مسؤول جبران آن است، خسارات بدنی و مالی ناشی از حوادث رانندگی است. تبصره ۱ قانون مذکور مقرر می دارد: «منظور از حوادث مذکور در این قانون، هر گونه تصادف، سقوط، آتش سوزی یا انفجار وسایل نقلیه موضوع این ماده و نیز خساراتی است که از محمولات وسایل مزبور، به اشخاص ثالث وارد می شود

    خسارت افت ارزش خودرو در بیمه های بدنه خودرو

    از لحاظ حقوقی و قانون جاری در ارتباط با قرارداد بیمه بدنه در کشور مان قانون خاص که همان قانون بیمه می باشددر حل وفصل دعاوی بین طرفین قرارداد در محاکم قضایی مورد استفاده می باشد. قانون بیمه که ازقوانین خاص بشمار می رود در حل و فصل دعاوی طرفین قرارداد بیمه در الویت قرار دارد .در هنگام وارد آمدن خسارت به خودرو بیمه گذار چه بصورت از بین رفتن کلی باشد و چه آسیب دیدن جزئی شرکتهای بیمه طبق ماده ۱۹قانون بیمه مکلف به جبران خسارت و بر گرداندن وضعیت خودرو آسیب دیده به ارزش قبل از حادثه می باشند.با توجه به اینکه در خسارتهای جزئی خسارت عدم النفع برای بیمه گذار ایجاد می شود که عینی و قابل مشاهده نیست و شرکتهای بیمه با تکیه بر این قسمت از پرداخت خسارت افت ارزش ماشین سرباز زده اند که در نهایت این اختلاف که بین بیمه گر و بیمه گذار به یک اختلاف ریشه دار و پردردسر تبدیل شده بود از طریق گذاشتن یک شرط ضمن عقد درآیین نامه شماره ۵۳ شرایط عمومی بیمه های بدنه خودروبه این اختلاف از جنبه قانونی تسکین موقتی بخشیده شد که قسمتی از این آیین نامه عینا در زیر بیان می گردد.

    آیین نامه شماره ۵۳

    در آیین نامه شورای عالی بیمه در اجرای بند ۳ ماده ۱۷ قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری در جلسه مورخ ۹/۱۲/۱۳۸۴ آئین نامه شرایط عمومی بیمه بدنه وسایل نقلیه زمینی را شامل ۲۴ ماده و ۱۰ تبصره به شرح زیر تصویب نمود:

    فصل دوم : خسارت ها و هزینه های تحت پوشش

    ماده۳ – خسارت های تحت پوشش
    جبران خسارت های وارد به موضوع بیمه و هزینه های مربوط ، به شرح زیر در تعهد بیمه گر خواهد بود:

    خسارتی که ناشی از برخورد موضوع بیمه به یک جسم ثابت یا متحرک و یا برخورد اجسام دیگر به موضوع بیمه و یا واژگونی و سقوط موضوع بیمه باشد و یا چنانچه در حین حرکت ، اجزا و یا محمولات موضوع بیمه به آن برخورد نماید و موجب بروز خسارت شود.

    خسارتی که در اثر آتش سوزی ، صاعقه و یا انفجار به موضوع بیمه و یا لوازم یدکی اصلی همراه آن وارد گردد.

    در صورتی که موضوع بیمه دزدیده شود و یا در اثر عمل دزدی یا شروع به دزدی به وسیله نقلیه و یا وسایل اضافی آن که در بیمه نامه درج شده است خسارت وارد شود.

    خسارتی که در جریان نجات و یا انتقال موضوع بیمه خسارت دیده به آن وارد شود.

    خسارت باطری و لاستیک های چرخ موضوع بیمه در اثر هر یک از خطرات بیمه شده تا پنجاه درصد قیمت نو قابل پرداخت است.

    ماده۴ – هزینه های قابل تامین
    هزینه های متعارفی که بیمه گزار برای نجات موضوع بیمه خسارت دیده و جلوگیری از توسعه خسارت و نیز انتقال موضوع بیمه خسارت دیده به نزدیک ترین محل مناسب برای تعمیر آن پرداخت می نماید حداکثر تا بیست درصد کل خسارت وارده قابل جبران خواهد بود.

    فصل سوم : خسارت های مستثنا شده یا غیر قابل جبران

    ماده۵ – خسارت های مستثنا شده
    خسارت های زیر تحت پوشش این بیمه نامه نیست مگر آنکه دربیمه نامه یا الحاقیه آن به نحو دیگری توافق شده باشد:

    خسارت های ناشی از سیل ، زلزله و آتشفشان.

    خسارت هایی که به علت استفاده از موضوع بیمه در مسابقه اتومبیل رانی یا آزمایش سرعت به آن وارد شود.

    خسارت های وارد به موضوع بیمه به علت حمل مواد منفجره ، سریع الاشتعال و یا اسیدی مگر آنکه موضوع بیمه مخصوص حمل آن باشد.

    خسارت های وارده در اثر پاشیده شدن رنگ ، اسید و سایر مواد شیمیایی روی بدنه موضوع بیمه مگر آنکه ناشی از حوادث تحت پوشش بیمه باشد.

    خسارت ناشی از سرقت لوازم و قطعات موضوع بیمه پس از وقوع حادثه.

    خسارت ناشی از کشیدن میخ و سایر اشیاء مشابه روی بدنه موضوع بیمه.

    کاهش ارزش موضوع بیمه حتی اگر در اثر وقوع خطرات بیمه شده باشد.زیان ناشی از عدم امکان استفاده از موضوع بیمه حادثه دیده به علت تحقق خطرات تحت پوشش بیمه نامه.

    ماده۶ – خسارت های غیر قابل جبران
    در موارد زیر جبران خسارت در تعهد بیمه گر نخواهد بود:

    خسارت های ناشی از جنگ ، شورش ، اعتصاب و یا تهاجم.

    خسارت های مستقیم و غیر مستقیم ناشی از انفجارهای هسته ای.

    خسارت هایی که عمداً توسط بیمه گزار ، ذی نفع و یا راننده موضوع بیمه به آن وارد می شود.

    خسارت های وارده به موضوع بیمه حین گریز از تعقیب مقامات انتظامی مگر آنکه عمل گریز توسط متصرفین غیر قانونی باشد.

    در صورتی که راننده موضوع بیمه هنگام وقوع حادثه فاقد گواهینامه رانندگی باشد یا گواهینامه رانندگی وی باطل شده باشد و یا مطابق مقررات راهنمایی و رانندگی گواهینامه راننده برای رانندگی موضوع بیمه متناسب نباشد. اتمام اعتبار گواهینامه در حکم بطلان آن نیست.

    خسارت های ناشی از حوادثی که طبق گزارش مقامات ذی صلاح به علت مصرف مشروبات الکلی و یا استعمال مواد مخدر یا روان گردان توسط راننده موضوع بیمه بوجود آمده باشد.

    خسارت ناشی از بکسل کردن وسیله نقلیه دیگر مگر آنکه موضوع بیمه مخصوص و مجاز به انجام این کار باشد و اصول و مقررات ایمنی را رعایت کرده باشد.

    خسارت های وارده به وسایل و دستگاه های الکتریکی و الکترونیکی موضوع بیمه در صورتی که ناشی از نقص و خرابی در کارکرد آنها باشد

    خسارت هایی که به علت حمل بار بیش از حد مجاز توسط موضوع بیمه به آن وارد شود.

    چنانچه ملاحظه گردید طبق ماده ۵شرایط عمومی بیمه بدنه مصوب شورای عالی بیمه عدم پرداخت خسارت کاهش ارزش خودرو جنبه و شکل قانونی به خود گرفته است اگرچه از لحاظ ماهوی ومحتوایی مغایر با ماده یک قانون بیمه می باشد که در تحقیق حاضر مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد.شرکتهای بیمه بدون در نظر گرفتن صراحت قاعده فقهی لاضرر ومسئولیت مدنی خود در جبران کلیه خسارات ناشی از فعل مسبب حادثه بعنوان نقش جانشینی در خسارت و حوادث نسبت به تحدید مسئولیت خود اقدام نموده اند. شورای عالی بیمه باگنجاندن یک بند بامضمون عدم پرداخت خسارت افت ارزش خودرو به این عمل شرکتهای بیمه بدون در نظر گرفتن اصول و موازین حقوقی و فقهی جنبه قانونی بخشیده است .شرکتهای بیمه بدون در نظر گرفتن مسئولیت تامه خویش به نیابت از بیمه گزار در مقام جبران خسارت زیان دیده و عمل به قاعده فقهی لاضرر از پرداخت خسارت افت ارزش خودرو امتناع می ورزد.آنها سعی دارند که مسئولیت خود را تحدید نموده و از شناسایی و پرداخت خسارت افت ارزش خودرو وخسارت عدم النفع پرهیز نمایند.

    بررسی فقهی و حقوقی خسارت افت ارزش خودرو

    الف -بررسی فقهی

    در بیمه های بدنه خودرو که از بیمه های اموال می باشد و طبق ماده ۱۹قانون بیمه و آیین نامه شماره ۵۳شرایط عمومی بیمه بدنه مصوب شورای عالی بیمه ،مسئولیت بیمه گر،جبران خسارت وارده بر وسیله نقلیه ناشی از تصادف ،سرقت ،حریق و سایر خطرات تحت پوشش می باشد.

    اصولا بیمه گر که جانشین بیمه گذار در جبران خسارت وارده می باشد باید تمامی خساراتی را که ناشی از مسئولیت اعم از مادی و معنوی و عدم النفع باشد را جبران نماید .در کشور ما شناسایی و تعریف و تبیین خسارات معنوی و عدم النفع با یکسری مشکلات حقوقی و اجرایی مواجه است که نیازمند بازنگری و تجدید نظر قانون گذارو قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی در این موردمی باشد تا با بهره گرفتن از نظرات حقوقدانان و فقها و متخصصین بیمه این معضل حل گردد و ریشه اختلافات خشکانده شده به توسعه فرهنگی اجتماعی جامعه کمک گردد .

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    اکثرفقها و مجتهدان خسارت افت ارزش خود رو را از سوی مسبب حادثه و خطر و شرکتهای بیمه به نیابت از آنان قابل پرداخت می دانند و آنراناشی از مسئولیت بیمه گذار بحساب می آورندکه طبق قاعده فقهی لاضرر باید از سوی مسبب حادثه جبران گردد. در زیر نظر و استفتائیه چندین تن از فقها و مراجع تقلید کشور در خصوص افت ارزش خودروعینا نقل می گردد :

    سوال: در تصادفات، خسارت اتومبیل، توسط ضارب مقصر و یا بیمه پرداخت می شود حال آیا ضارب مقصر، ارزش و قیمت اتومبیل را که به واسطه همین تصادف تنزّل یافته است، ضامن می باشد؟

    ۱-آیه الله بهجت(ره):

    بله، ضامن آن خسارت و تنزّل قیمت هم هست.

    ۲-آیه الله تبریزی(ره):

    در فرض سوال ضارب مقصر که موجب نقص در ماشین شده است خسارتی که به ماشین وارد شده را ضامن است و مقصود از آن خسارت تنزل قیمتی است که برای ماشین پیدا شده است و اگر صاحب ماشین به گرفتن خسارت از بیمه راضی شده بر ضارب مقصر چیزی نیست. والله العالم

    ۳-آیه الله خامنه ای(دام ظلّه) :

    ضارب فقط ضامن اصل خسارت می باشد و مازاد بر آن موکول به قانون دولت جمهوری اسلامی ایران است.

    ۴-آیه الله سیستانی(دام ظلّه):

    ضامن است.

    ۵-آیه الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

    شخص مقصّر، آنچه را که در عرف مردم خسارت محسوب می شود ضامن است. واله العالم

    ۶-آیه الله فاضل لنکرانی(ره):

    خیر. مقصر فقط ضامن جبران خسارات وارده می باشد و ضامن کاهش ارزش اتومبیل نمی باشد. بلی اگر کاهش قیمت اتومبیل ناشی از عدم جبران عیوبی باشد که در اثر تصادف حاصل شده است مقصّر ضامن آن می باشد.

    ۷-آیه الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

    آری ضامن است.

    ۸-آیه الله نوری همدانی(دام ظلّه):

    در فرض سوال، ضامن تنزّل قیمت نیز می باشد.

    استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعه الزهراء قم-بخش احکام اسلامی تبیان.

    ب -بررسی حقوقی خسارت افت ارزش خودرو

    بیمه بدنه خودرو یکی از بیمه های اموال می باشد که شرکتهای بیمه بازرگانی نسبت به صدور آن طبق قانون بیمه و آیین نامه شماره ۵۳شرایط عمومی بیمه با دریافت حق بیمه اقدام می کنند.با صدور بیمه نامه طبق قاعده حقوقی تعهد طرفین شروع می گردد.در بیمه های اموال تعهد بیمه گر به جبران خسارات تلف و نقص مال می باشد.اگر مال قابل تعمیر باشد میزان خسارت وارده معادل هزینه تعمیر و کاهش ارزش مال خواهد بود.در بیمه های بدنه خودرو که جزء بیمه های اموال می باشد.طبق مفاد ماده ۱۹قانون بیمه ومفادقرارداد بیمه بدنه اتومبیل ، تعهد شرکت بیمه ،جبران هرگونه خسارت تحت پوشش خطرات می باشد . مطابق اصل جانشینی بیمه گر قانونا جانشین بیمه گزار شده و مسئولیت وی را بر عهده می گیرد. با جانشین شدن بیمه گر از سوی بیمه گذار تعهد بیمه گرنسبت به جبران خسارت شروع شده و نسبت به این کار مبادرت می کند.در بیمه های بدنه خودرو با آسیب دیدن کلی اتومبیل طبق ماده یک و ۱۹قانون بیمه خسارت وارده بیمه گذار کلا جبران می گردد .ولی در خسارات جزئی علاوه بر هزینه تعمیر خودرو ،بیمه گذار متحمل زیان کاهش ارزش خودرو نیز می گردد که شرکتهای بیمه از پرداخت آن شانه خالی می نمایند.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:04:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مطالعه ارتباط بین بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات با توانمندسازی کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی- قسمت ۱۶ ...

    مقوله های اصلی ویژگی های سیستم اطلاعاتی شامل زیر است:
    ۱- روند زمانی
    ۲- محتوا
    ۳- فرمت و شکل
    ۴- هزینه (الوانی، تیمورنژاد، ۱۳۸۶، ص ۱۳۹)

    ۲-۲-۷-۲- قابلیت های عمده سیستم های اطلاعات:

    قابلیت های عمده سیستم های اطلاعات عبارتند از:
    ۱- اجرای باسرعت در محاسبات و عملیات اجرایی با سرعت بالا و در حجم وسیع
    ۲- برقراری ارتباطات با سرعت، صحیح و ارزان قیمت
    ۳- ذخیره حجم وسیع اطلاعات، با قابلیت دسترسی سریع و آسان در کمترین فضای ممکن.
    ۴- دسترسی سریع و آسان به اطلاعات جهانی.
    ۵- امکان برقراری ارتباط و همکاری در هر کجا و در هر زمان.
    ۶- افزایش کارایی و اثربخشی افراد و گروه های کاری در یک یا چند منطقه
    ۷- مکانیزه سازی فرایندهای بنگاه های کسب و کار
    ۸- تسهیل تفسیر حجم وسیع داده ها
    ۹- تسهیل تجارت جهانی
    ۱۰- امکان برقراری ارتباطات بی سیم در پشتیبانی از برنامه های کاربردی منحصر به فرد در اقصی نقاط جهان
    ۱۱- صرفه جویی در هزینه و زمان (کامرانی، ۱۳۸۶، صص ۴۱-۴۰)

    ۲-۲-۷-۳- فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی:

    نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

    از فناوری اطلاعات برداشت های متفاوتی وجود دارد. در نگاه محدود فناوری اطلاعات دلالت به بخش فناوری سیستم های اطلاعات دارد که شامل سخت افزار، نرم افزار، پایگاه داده ها، شبکه ها و دیگر تجهیزات مورد استفاده در سیستم هاست. بنابراین از این دیدگاه فناوری اطلاعات جزئی از سیستم اطلاعات است. فناوری اطلاعات تشریح کننده سیستم های اطلاعاتی، کاربران و مدیریت سازمان است. (توربان، ۲۰۰۲، ص۲۲)
    رابطه بین فناوری اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی و اطلاعات را می توان به صورت زیر نشان داد:
    شکل۲-۸-رابطه بین فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی(صرافی زاده، ۱۳۸۳، ص ۴۱)

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    ۲-۲-۷-۴- سازمان و فناوری اطلاعات:

    ارتباطی دوسویه میان فناوری اطلاعات و سازمان وجود دارد. فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی باید با سازمان همراه شوند تا بتوانند اطلاعات مورد نیاز گروه های خاص از اعضای سازمان را فراهم نمایند. و سازمان نیز باید از تاثیر اطلاعات آگاه بوده و درهای خود را بر روی آن بگشاید تا از امتیازهای دانش فنی نوین بهره مند گردد. سیستم های اطلاعاتی بر سازمان اثر می گذارند و در طراحی سیستم های اطلاعاتی نیز باید نیازهای سازمان را در نظر داشت.
    شکل(۲-۹) ارتباط دوسویه میان سازمان و IT (احمدی، ۸۳، ص۶)
    در تحقیقی که توسط هیتز انجام گرفت ارتباط سازمان و IT به صورت چهارمعادله زیر بیان گردید.
    ۱- ساختار: تابعی از (محیط درونی، محیط بیرونی، محیط وظیفه ای، پذیرش IT).
    2- نگرش های مدیریت: تابعی از (اهداف مدیریت برای IT، آشنایی مدیریت با IT، عملکرد، ساختار).
    ۳- پذیرش IT: تابعی از (اهداف مدیریت برای IT، محیط درونی، محیط بیرونی، محیط وظیفه ای، نگرش های مدیریت).
    ۴- عملکرد: تابعی از (اهداف مدیریت برای IT، محیط بیرونی، پذیرش IT، نگرش های مدیریت، ساختار) (علی احمدی، ۱۳۸۳، ص ۶)
    پیامدهای سازمانی ناشی از فناوری اطلاعات شکل (۲-۱۰) نشان داده شده است.
    شکل۲-۱۰- پیامدهای ناشی از فناوری اطلاعات در سازمان (احمدی، ۱۳۸۳، ص۶)

    پیامدهای سازمانی
    توانمندسازی کارکنان
    رمزگذاری مبتنی بر دانش
    افزایش حیطه سازمان
    افزایش کارآیی
    افزایش خلاقیت و نوآوری
    ۲-۲-۷-۵-سازمان و سیستم های اطلاعاتی:

    سیستم های اطلاعاتی وسیله ای برای به جریان انداختن اطلاعات در رگ های سازمان می باشند.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:04:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مطالعه تاثیر متقابل متغیرهای کلان اقتصادی وشاخص قیمت سهام (۱۳۸۵ ۱۳۸۰)- قسمت ۶۵ ...

    INF .15270 .059896 2.5494[.014]
    R-Squared .41504 R-Bar-Squared .40441
    S.E. of RegresSIron 8.7239 F-stat. F( 1, 55) 39.0237[.000]
    Mean of Dependent Variable 6.1053 S.D. of Dependent Variable 11.3041
    ReSIrdual Sum of Squares 4185.9 Equation Log-likelihood -203.3276
    Akaike Info. Criterion -205.3276 Schwarz BayeSIran Criterion -207.3706
    DW-statistic 2.0156 Durbin’s h-statistic -.11355[.910]
    4-7-2- تصحیح خطای الگوی بالا
    Error Correction Representation for the Selected ARDL Model
    ARDL(1,0) selected based on Schwarz BayeSIran Criterion
    Dependent variable is dSIR
    Regressor CoEFrficient Standard Error T-Ratio[Prob]
    dINF .15270 .059896 2.5494[.014]
    ecm(-1) -.46746 .11324 -4.1281[.000]
    List of additional temporary variables created
    dSIR = SIR-SIR(-1)
    dINF = INF-INF(-1)
    ecm = SIR -.32666INF معادله تصحیح خطا
    R-Squared .23617 R-Bar-Squared .22228
    S.E. of RegresSIron 8.7239 F-stat. F( 1, 55) 17.0057[.000]
    Mean of Dependent Variable -.24561 S.D. of Dependent Variable 9.8924
    ReSIrdual Sum of Squares 4185.9 Equation Log-likelihood -203.3276
    Akaike Info. Criterion -205.3276 Schwarz BayeSIran Criterion -207.3706
    DW-statistic 2.0156
    R-Squared and R-Bar-Squared measures rEFrer to the dependent variable
    dSIR and in cases where the error correction model is highly
    restricted, these measures could become negative
    نتیجه اینکه بیشترین ارتباط و بهترین رابطه بین نرخ تورم و شاخص قیمتی بازار سهام بدست آمد. و ارتباط بین این شاخص قیمتی با وقفه پیشین خود نیز تایید گردید از سوی دیگر ارتباطی بین تولید ناخالص داخلی و حجم نقدینگی و نرخ ارز با متغیر وابسته نشان داده نشد. کلیه نتایج بدست امده با نتایج الگوی خودرگرسیون برداری همسان می باشد. لذا نتیجه گیری درباره رد یا قبول فرضیه ها تحقیق نیز مشابه خواهد بود.

    فصل پنجم
    نتیجهگیری وپیشنهادات

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    ۵-۱- خلاصهای از ادبیات تحقیق

    در خلال دهه های گذشته، اثرات متقابل بازده سهام و متغیرهای کلان اقتصادی به عنوان موضوع مورد علاقه محافل دانشگاهی و مجامع حرفهای مطرح بوده است. معمولا در چنین محافلی بحث بر سر این است که آیا قیمت سهام بر اساس متغیرهای بنیادین اقتصاد کلان از قبیل تولید ناخالص داخلی، عرضه پول، نرخ تبدیل ارز و سطح عمومی قیمتها (تورم) تعیین میشود. بر اساس ادبیات حوزه اقتصاد مالی، سرمایهگذاران معمولا اعتقاد دارند که سیاستهای پولی و رویدادهای کلان اقتصادی دارای تاثیرات عمدهای بر روی نوسانپذیری قیمت سهام هستند. این مطلب بدان مفهوم است که متغیرهای کلان اقتصادی میتوانند بر روی تصمیمات سرمایهگذای افراد تاثیر بگذارند، به همین خاطر بررسی رابطه میان بازده سهام و متغیرهای کلان اقتصادی از جمله موضوعات مورد توجه محققان بوده است. مطابق با الگوهای ارزشیابی سهام، قیمت جاری سهام برابر است با ارزش فعلی جریانات نقد آتی آن. تغییرات در شرایط کلان اقتصادی بر جریانات نقد آتی مورد انتظار و نرخ بازده مورد درخواست سهام تاثیر میگذارد، این امر به نوبه خود بر قیمت جاری سهام اثرگذار است.
    از طرف دیگر، بررسی حرکتهای عمومی اقتصاد و بخشهای مختلف آن، به منظور ارزیابی عملکرد اقتصاد و برنامهریزیهای اقتصادی، لازم و ضروری است. بدین منظور با بهره گرفتن از معیارهای مختلف از جمله شاخصها که در هر بخش و متناسب با متغیرهای کلان اقتصادی، مرتبط با اهداف و متغیرها خاص آن بخش، طراحی میشوند. از بین متغیرهای اقتصادی که نقش یک نماگر پیشرو در جهت نشان دادن حرکات آتی اقتصاد کشور را ایفا مینماید، میتوان به شاخص کل قیمت بورس اوراق بهادار اشاره نمود که به منظور بیان حرکت بازار و نشان دادن میانگین تغییرات صورت گرفته در بازار در خلال دو مقطع زمانی مشخص، طراحی و ایجاد شده است.در این راستا، به منظور فراهم ساختن زمینه های لازم در بررسی ارتباط میان متغیرهای کلان اقتصادی و بازده سهام، در فصل ادبیات موضوع نخست مروری اجمالی بر عملکرد نظام مالی در فرایند توسعه اقتصادی، تعریف و موارد استفاده از شاخصهای بازار اوراق بهادار، تاثیر متغیرهای خرد و کلان اقتصادی بر شاخص قیمت سهام داشتیم.
    وجود ارتباط پویا میان متغیرهای کلان اقتصادی و بازده سهام بطور گسترده با بهره گرفتن از مدلهای تنزیل جریان نقدی آتی مورد انتظار به بررسی گذاشته شدهاند. زیرا متغیرهای اقتصادی دارای اثرات عمدهای بر جریانات نقدی آتی و بازده مورد درخواست هستند، به همین خاطر انتظار میرود که دارای تاثیر با اهمیتی بر روی قیمت سهام نیز داشته باشند.
    بررسی ادبیات موضوع حکایت از آن دارد که ارتباط مثبتی میان بازده واقعی مورد انتظار داراییهای مالی و فعالیتهای واقعی ارتباط وجود دارد. از طرف دیگر تحقیقات تجربی نشان دهنده این مطلب است که تورم مورد انتظار دارای ارتباط منفی با قیمت سهام است در حالیکه با فعالیتهای واقعی اقتصاد دارای رابطه مثبت است. در واقع بازده سهام به موجب ارتباط میان عرضه پول و فعالیتهای واقعی اقتصاد، علائمی مبنی بر تغییرات در تورم مورد انتظار ارسال مینماید.
    همچنین چنانچه افزایشی در نرخ بهره صورت پذیرد، با افزایشی در نرخ بازده مورد درخواست و به تبع آن کاهشی در قیمت سهام مواجه خواهیم شد. افزایش در نرخ بهره منجر به افزایش هزینه فرصت نگهداشت وجه نقد میشود، همین امر باعث میشود تا با سبک و سنگین کردن نگهداشت دیگر اوراق بهادار متضمن بهره، منجر به کاهش قیمت سهام شود.
    به لحاظ نظری، از آنجائیکه به تبع افزایش در نرخ رشد پول، افزایش مورد انتظار در نرخ تورم و کاهش در قیمت سهام به وقوع میپیوندد، در نتیجه عرضه پول دارای تاثیر منفی بر قیمت سهام است. هرچند، افزایش در عرضه پول با تحریک اقتصاد و عایدات شرکتها منجر به افزایش آن میشود. چنین امری به احتمال منتج به افزایش در جریانات نقد آتی و قیمت سهام خواهد شد که موید وجود رابطه مثبتی میان عرضه پول و بازده سهام است.
    تاکنون مطالعات بسیاری در خصوص ارتباط میان بازده سهام و متغیرهای کلان در کشورهای توسعه یافتهای از قبیل آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپایی انجام شده است. بطورکلی اعتقاد بر این است که قیمت سهام بر اساس متغیرهای بنیادین اقتصاد کلان از قبیل تولید ناخالص داخلی، عرضه پول، نرخ تبدیل ارز و نرخ تورم تعیین میشود.
    پژوهش حاضر میکوشد با بهره گرفتن از داده های آماری چهار متغیر اقتصادی مطرح شده در فصل پیشین به روابط فیمابین آنها بپردازد، در نتیجه تحقیق نیازمند الگویی مناسب برای دستیابی به این هدف است. محقق به این منظور، الگوی پویا و قوی خود رگرسیون برداری را انتخاب نمودهاست. در طراحی الگوها برای آزمون فرضیه ها بویژه برای متغیرهای دارای زنجیره (سری) زمانی، لازم است به نکاتی در خصوص مدلهای از پیش ساختهشده و آزمون شدهای که با توجه به موضوع فرضیه های تحقیق وجود دارد؛ توجه شود. غالباً در تحقیقات دانشجویی از اقدام به طراحی و ساخت یک مدل جدید امتناع میشود، این امر بدلیل تنگناهای موجود بویژه از حیث مالی و زمانی که برای دانشجویان وجود دارد؛ رخ میدهد. بنابراین استفاده از مدلهای شناختهشده و توسعه و کاربردپذیری آن با توجه به شرایط و محدودیتهای هر سیستم اقتصادی یا مالی به عنوان بهترین گزینههای پیش روی دانشجویان تلقی میگردد با این حال نباید از شناخت و بازشناساندن کافی و دقیق الگوی مورد استفاده در تحقیق به دیگران غفلت نمود. چراکه هر الگویی علاوه بر امتیا

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    زات، ضعفهایی را نیز با خود دارد که حتماً باید در استنتاج نهایی از آزمون لحاظ گردد. با توجه به این گفتار، در فصل سوم این تحقیق که به تبیین روش پژوهش اختصاص دارد، تلاش شده است به گونهای شفاف به الگوهای خودرگرسیونی برداری پرداخته و کلیه جوانب(مثبت و منفی) آنها بیان گردد. به این دلیل ابتدا به شکلگیری این گونه مدلها اشارهای میشود و سپس نرم افزار و شیوه استفاده از آن برای آزمون این مدل توضیح داده شده است. ضمن آنکه باردیگر در خلال این توضیحات به فرضیه های تحقیق اشارهای می گردد. در فصل دوم این پژوهش به توصیف و معرفی ادبیات تحقیق پرداخته شده؛ و همچنین در فصل سوم؛ فرضیه ها تحقیق، جامعه آماری، روش آزمون فرضیه ها و مباحث اندازه گیری متغیرهای تحقیق و روش آزمون فرضیه های تحقیق معرفی شده است.. البته لازم به ذکر است که به علت ویژگیهای خاص مدل VAR ممکن است برخی از متغیرهای مورد تحقیق در این پژوهش قابل استفاده در مدل نباشند در این صورت، الگوهای ساده رگرسیون خطی موجود در تبیین و آزمون فرضیه ها مورد استفاده قرار خواهد گرفت. محقق به عنوان گام دوم تحقیق، با انجام آزمون ساده برای کلیه متغیرها و در نهایت استفاده از آزمون علیت گرنجر، به مقایسهای دوگانه بین نتایج الگوی خود رگرسیون برداری و روش های سادهی خطی اقدام خواهد کرد. اما در گام سوم ؛ فرضیه ها این تحقیق با بهره گرفتن از مدل خودرگرسیون وقفه توزیعی[۱۴۵](ARDL) نیز مورد آزمون قرار خواهد گرفت. به این ترتیب تحقیق با بهره گرفتن از سه روش متفاوت اقدام به آزمون فرضیه ها خود می کند نکته قوت پژوهش فراهم کردن بستر مقایسه تطبیقی نتایج مدلهای سه گانه خواهد بود.
    این تحقیق با هدف آزمون فرضیه زیر شکل گرفته است:
    “متغیرهای کلان اقتصادی بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس دارای تاثیر معناداری می باشند.”
    فرضیه های فرعی:

    عکس مرتبط با اقتصاد

    • حجم پول(حجم نقدینگی) بر شاخص قیمتی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اثر معنادار مثبت دارد.
    • تورم برشاخص قیمتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اثر معنادار مثبت دارد.
    • تغییرات نرخ ارز (برابری دلار در برابر ریال) بر شاخص قیمتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار اثر معنادار مثبت دارد.
    • رشد تولید ناخالص داخلی بر شاخص قیمتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار اثر معنادار مثبتی دارد.
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:03:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مطالعه تاثیر متقابل متغیرهای کلان اقتصادی وشاخص قیمت سهام (۱۳۸۵ ۱۳۸۰)- قسمت ۱۷ ...

    ویژگی ساختاری مدل VAR در توجه به پویایی روابط بین متغیرها باعث استقبال از آن گردید. در این گونه مدلها تبیین روابط بر اساس قیاس بوده و با مشاهدات ثبت شده از متغیرها به شکل درونزا رفتار میشود.(مقدار تخمینی از روابط درون مدل تعیین می شود.)
    تحلیل و مدلسازی توامان سریها این قدرت را فراهم میآورد که پویایی روابط به صورت فرازمانی بین متغیرها درک شود و دقت پیشبینیها برای سریهای مجزا بوسیله استفاده از اطلاعات اضافی که به این وسیله ( یعنی مدل VARسریهای دارای ارتباط و پیشبینیهای مرتبط آنها) در دسترس قرار میگیرد، افزایش یابد. به عبارت دیگر محققان در تخمین آتی یک سری زمانی، به فاکتورهای موثر یا همراه در روند آن نیز که بوسیله مدل VAR مشخص شده اند اتکا خواهند داشت و از این طریق دقت پیش بینی انفرادی هر سری بیشتر خواهد شد.
    تبیین الگوی پیشنهادی برای آزمون در این تحقیق (پیش از تعیین مانایی و برازش نهایی) و با مرتبه n به صورت زیر می باشد:



    (۳-۳)……………

    (۳-۴)……………

    (۳-۵)……………

    (۳-۶)……………
    دو پرسش مهم برای آزمون مدل مطرح است، اول آنکه چگونه می توان وجود یا عدم یک رابطه بلندمدت را آزمون کرد، دوم آنکه با فرض وجود رابطه تعادلی بلندمدت یا رگرسیون هم انباشته کننده چگونه می توان پارامترهای آن را برآورد نمود؟ به منظور پاسخ به پرسش های مطروحه آزمونهای زیر به ترتیب باید صورت گیرد.
    ۳-۷-۱- آزمون مانایی متغیرهای الگو
    غالباً متغیرهای کلان اقتصادی دارای سریهای زمانی نامانایی هستند. به منظور احتراز استفاده از سریهای زمانی نامانا[۱۲۱] در مدلهای سری زمانی از سه روش میتوان متغیرهای موجود در مدل را آزمون کرد:
    الف : روش ترسیمی
    ب: روش همبستهنگار(تابع خود همبستگی را در مقابل تعداد مشخصی وقفه ترسیم میکنند.)
    ج: روش آزمون ریشه واحد
    در این تحقیق از روش ریشه واحد استفاده خواهد شد. بررسی ریشه واحد[۱۲۲] در نرم افزارهای آماری توسط سه آزمون صورت میگیرد:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    • دیکی فولر(DF)
    • دیکی فولر تعمیم یافته (ADF)
    • آزمون فیلیپس پرون(PP)

    در آزمون دیکی فولر روال کار بر این است که متغیر دارای سری زمانی را با یک وقفه خودرگرس میکنند:
    (۳-۷)…………… 
    سپس میتوان نتیجه گرفت که سری y یک سری مانا است اگر ضریب وقفه آن در رگرسیون بالا  باشد. در صورتی که  باشد میتوان گفت سری نامانا است. (مدل گام تصادفی با مقصد نامعلوم[۱۲۳]) در این صورت در طی فرایند آغاز شده (سری زمانی) در برخی نقاط واریانس متغیر وابسته به طور مداوم همراه با زمان افزایش یافته و به سوی بینهایت حرکت میکند. در آزمون دیکی فولر افزوده شده معادله رگرسور به صورت تفاضلی تدوین میشود:
    (۳-۸)…………… 
    در این رگرسیون شرط مانایی کوچکتر از صفر بودن سیگما (  ) است. همچنین با رعایت وجود وقفه کمتر باید تا جایی به مدل وقفه داد که مشکل خود همبستگی آن حل شود. در نرمافزارهای سنجی معمولاً ناحیه بحرانی آزمون ریشه واحد در سه سطح اطمینان مختلف صورت میگیرد ۹۹ درصد، ۹۵ درصد و ۹۰ درصد.
    از طرفی فروض صفر و یک در آزمون مانایی به صورت زیر تبیین میشود:
     فرض صفر دلالت بر نامانایی و رد فرض صفر دلیلی بر مانایی شمرده میشود. نحوه دستیابی به نتیجه در آزمون دیکی فولر افزوده شده مقایسه با مقدار بحرانی است. در صورتی که آماره آزمون دیکی فولر از مقدار ناحیه بحرانی بزرگتر باشد، آنگاه فرض صفر رد میشود.
    ۳-۷-۲- رهیافت گریز از نامانایی
    تفاضلگیری از راهکارهای ساده برای احتراز از نامانایی است. به منظور اجتناب از نامانایی مدل و خلاصی از کاذب بودن رگرسیون میتوان از هم انباشتگی (همجمعی) استفاده نمود. زیرا قاعده بر آن است که از طریق تفاضلگیری میتوان یک سری زمانی را مانا کرد. که این مهم بنابر روش همجمعی یا هم انباشتگی محقق می شود. (هر چند کار خاصی برای حفظ اطلاعات بلندمدت در سطح متغیرها نمیتوان انجام داد. در صورت تفاضلگیری از متغیرها به قصد مانا شدن آنها دیگر توان پیش بینی الگو قابل اتکا نخواهد بود برای حل این معضل که البته در دستور کار این تحقیق نمی باشد مدلهای تصحیح خطا توصیه می شود.) به این ترتیب یک سری را همانباشته؛ از درجه n میگویند به شرطی که بتوان با n بار تفاضلگیری آنرا مانا کرد. .مثلا ًI(0) یعنی همانباشته از درجه صفر، I(1) یعنی همانباشته از درجه یک.
    مفهوم همانباشتگی به ارتباط تعادلی بلندمدت بین دو یا چند متغیر باز میگردد.
    آزمونهای تایید وجود همانباشتگی
    الف: انگل- گرنجر: درصورتیکه آزمون دیکی فولر بروی پسماندهای مدل انجام گیرد و مانایی آن تایید شود این دلیلی بر وجود همانباشتگی در مدل است.
    ب: آزمون هم انباشتگی دوربین واتسون: به منظور این آزمون ابتدا مدل اصلی را تخمین زده و سپس با استناد به جدول زیر و با فرض صفر مبنی بر نبود همانباشتگی و فرض یک مبنی بر وجود همانباشتگی، در صورتیکه DW بدست آمده از ناحیه بحرانی جدول کمتر باشد، فرضیه هم انباشتگی را رد میکنیم:

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:03:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی و مقایسه ساعات بودجه شده و گزارش شده و تجزیه و تحلیل انحرافات بودجه زمانی در سازمان حسابرسی- قسمت ۴ ...

    مثال دیگری از حسابرسی رعایت، رسیدگی بانکها توسط بازرسان اداره بازرسی کل در بانکهای ایرانی می باشد. این حسابرسی ها که متفاوت از حسابرسی داخلی و رسیدگی حسابرسان مستقل است، رعایت قوانین و مقررات بانکی و رعایت استانداردهای متداول بانکداری، از جمله دستورالعملها و بخشنامه های سازمانهای ناظر سیستم بانکی را می سنجد. (ارباب سلیمانی، ۱۳۸۵)
    ارتباط بین حسابرسی مستقل و حسابرسی رعایت به دو طریق امکان پذیر است.
    اول: حسابرسی رعایت به عنوان جزء لاینفک حسابرسی صورتهای مالیکه در این صورت حسابرس مستقل، ضمن حسابرسی صورتهای مالی به حسابرسی رعایت نیز می پردازد نمونه ای از این نوع حسابرسی، بررسی اجرای مفاد قرارداد وام بلندمدت شرکت می باشد که در صورت عدم رعایت مفاد قرارداد، تبدیل به وام عندالمطالبه می شود.
    دوم: حسابرسی رعایت به عنوان پروژه مستقل : در این صورت حسابرسی رعایت یک پروژه جداگانه بوده و ارتباطی با حسابرسی صورتهای مالی ندارد به طور مثال می توان به بررسی رعایت قوانین استخدام نیروی انسانی در دستگاه های دولتی اشاره کرد .
    ۲)حسابرسی عملیاتی: حسابرسی عملیاتی مصداق بارزی از خدمات مشاوره مدیریت است که می تواند برخی ویژگیهای حسابرسی صورتهای مالی را نیز داشته باشد. این حسابرسی دربرگیرنده بررسی سیستماتیک فعالیتهای یک سازمان یا بخش مشخصی از آن در دستیابی به هدفهای مشخص می باشد .
    بررسی سیستماتیک عبارت است از مشاهده منظم، برنامه ریزی شده و بیطرفانه و تجزیه و تحلیل جامع عملیات مورد نظر. حسابرس به منظور حصول اطمینان از اینکه وظایف برنامه ریزی، اجرا وکنترل مدیریت بررسی کند. حسابرسی عملیاتی نیازمند بررسی جامع تری نسبت به تجزیه وتحلیل نتایج و گزارش های مالی می باشد.
    اگرچه موضوع حسابرسی عملیاتی می تواند دربر گیرنده عملیات کامل یک سازمان باشد، اما معمولاً دامنه کار به فعالیتهای بخش ی از یک سازمان محدود می شود. منظور از یک بخش می تواند یک واحد سازمانی مانند ” قسمت “، ” کارخانه “، ” دایره ” یا ” شعبه ” یا یک وظیفه مانند، ” بازاریابی “، ” تولید ” یا ” داده پردازی ” باشد.
    هدفهای مشخص ویژه هر سازمان یا یک بخش مشخص، معمولاً نقطه شروع حسابرسی عملیاتی است که باید به دقت تعریف شود. گاه طرف قرارداد، اعم از سازمان مورد رسیدگی یا یک شخص ثالث ممکن است به تعریفی روشن از هدفهای عملیات نیاز داشته باشد. در این موارد حسابرس سعی در برطرف کردن نیاز مزبور می کند، اما مسئولیت تعیین هدفهای مشخص کماکان به عهده طرف قرارداد است. تعیین اهداف ممکن است آنچنان بااهمیت باشد که مستلزم انعقاد قرارداد جداگانه ای در این خصوص باشد.
    هر حسابرسی عملیاتی شامل ارزیابی عملکرد یک واحد می باشد. ارزیابی عملکرد عبارت است از مقایسه شیوه انجام فعالیتهای سازمان با اهداف از پیش تیین شده.
    منظور از بهبود عملیات عبارت از افزایش رعایت صرفه اقتصادی، کارایی یا اثربخشی، ویا ترکیبی از این عوامل است. (صفار، ۱۳۸۵)
    ۳)حسابرسی مدیریت (عملکرد):
    برنامه ریزی برای گردآوری و ارزیابی اطلاعات مربوط و کافی وهمچنین، شواهد قابل اطمینان، توسط حسابرس، در ارتباط با این هدف حسابرسی که: آیا مدیریت یا کارکنان واحد مورد رسیدگی، اصول و استانداردهای مناسب را در ارتباط با حسابداری، مدیریت، و عملیات به منظور بکارگیری منابع واحد تجاری توأم با کارایی، توجیه اقتصادی یا اثربخشی اعمال کرده اند یا نه؛ و اظهارنظر یا نتیجه گیری و گزارش به شخص ثالثبا توجه به شواهد به دست آمده در ارتباط با هدف حسابرسی. (شباهنگ، ۱۳۸۵)
    ۴)حسابرسی صورتهای مالی:
    وجود اطلاعات مالی قابل اتکا ومربوط زیربنای تصمیم گیری مفید اقتصادی است. سرمایه گذاری که در صدد خرید و فروش سهام برمی آید، اعتباردهنده یا بانکداری که برای اعطای وام و تسهیلات نیاز به تأیید اطلاعات متقاضی دارد، دولت برای وصول مالیات، همه و همه به اطلاعاتی اتکا می کنند که توسط دیگران تهیه شده است. نوعی تضاد منافع بین تهیه کننده و استفاده کننده اطلاعات وجود دارد که این امر ضرورت وجود حسابرسان مستقل و حسابرسی صورتهای مالی را نشان می دهد. حسابرسان مستقل به عنوان افرادی با صلاحیت فنی و اخلاقی هستند که توانایی انجام حسابرسی صورتهای مالی و اعتباردهی (گواهی کیفیت ) به این صورتها را دارند.
    حسابرسی صورتهای مالی که در تحقیق حاضر مدنظر ماست، معمولاً ترازنامه و صورتهای سود و زیان، سود و زیان جامع و جریان وجوه نقد مربوط به آن را شامل می شود. هدف، تعیین مطابقت نحوه تهیه صورتهای مالی با اصول پذیرفته شده حسابداری است. حسابرسی صورتهای مالی معمولاً توسط مؤسسات حسابرسی ( در ایران بزرگترین مؤسسه حسابرسی، سازمان حسابرس است که یک ارگان دولتی می باشد. ) انجام می شود؛ گرچه هدف اولیه و توجیه کننده حسابرسی به استفاده کنندگان خارج از سازمان توجه دارد، اما گروه وسیعی از استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی، شامل؛ مدیریت، سرمایه گذاران، بانکها، اعتباردهندگان، تجزیه وتحلیل گران مالی و سازمانهای دولتی از گزارشهای حسابرسی استفاده می نمایند. در حال حاضر انجام حسابرسی صورتهای مالی در کشور ما بیشتر بنا به الزام قانونی انجام می شود. (ارباب سلیمانی، ۱۳۸۵)
    ۲-۳)مراحل اجرایی حسابرسی :
    به طور کلی هر پروژه حسابرسی از چهار مرحله اساسی زیر تشکیل شده است : (carl. Pacini, 2007)
    پذیرش کار حسابرسی[۲۱]، برنامه ریزی حسابرسی[۲۲]، اجرای عملیات[۲۳]، گزارشگری[۲۴]. در این تحقیق جنبه برنامه ریزی مدنظر می باشد.
    ۲-۴)پذیرش کار حسابرسی :
    تصمصم گیری در مورد پذیرش کار جدید حسابرسی تابع دو عامل اساسی است. آینده صاحبکار و پیشنهادات موسسات حسابرسی، که بیشتر جنبه تصمیم گیری مؤسسات مدنظر ماست. تصمیمات پذیرش یا حفظ صاحبکار معلول سه فاکتور عمده می باشد که تحت عنوان محیط حسابرسی مطرحند.
    (carl. Pacini, 2007)
    1– انتظارات جامعه درباره تأثیر استقلال حسابرسان در حفظ سلامت بازار اوراق بهادار و افزایش قابلیت اعتماد آن.
    ۲– بهبود الزامات قانونی، که تأکید بر اهمیت ارزیابی حسابرسان از مؤلفه های ریسک دارد.
    ۳– پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که ماهیت فرایند اعتباردهی را تغییر داده است.
    در سال ۱۹۹۲، AICPAبکارگیری رویکرد ریسک پذیرش را در تصمیمات پذیرش و حفظ صاحبکار توصیه کرد ، که دربرگیرنده ۳ مؤلفه است[۲۵] :
    ۱ – ریسک تجاری صاحبکار : ریسک مربوط به سودآوری و بقای صاحبکار
    ۲ – ریسک حسابرسی: ریسک اینکه حسابرسان نادانسته اظهارنظر خود درباره صورتهای مالی دارای تحریف بااهمیت را تعدیل ننمایند.
    ۳– ریسک تجاری حسابرس : ریسک ناشی از هزینه های دعاوی بالقوه منتسب به شکست حسابرسی و سایر هزینه های مربوطه شامل، عدم تحقق حق الزحمه و مهم تر از همه اعتبار حرفه ای حسابرس.
    جانسون و کل[۲۶] ، یک فرایند شش مرحله ای را برای تصمیم گیری در مورد پذیرش صاحبکار ذکر کرده اند : (carl. Pacini, 2007)
    1 – ارزیابی درستکاری مدیریت[۲۷] : احتمال وقوع اشتباهات و بی نظمیها ( تقلبات ) در موارد نادرستی مدیریت افزایش می یابد.
    ۲ – تعیین اقلام و رویدادهای غیرعادی و ریسک های غیرمعمول[۲۸] : در اینجا حسابرس برشناخت استفاده کنندگان احتمالی از صورتهای مالی تمرکز دارد. مسئولیت قانونی حسابرسان ممکن است براساس استفاده کنندگان احتمالی صورتهای مالی متفاوت باشد، به ویژه در موارد قصور یا سهل انگاری. صاحبکارانی که با بدهی های آتی عمده یا ورشکستگی مالی روبرو هستند، احتمال طرح دعوی علیه حسابرس را بالا می برند. حسابرس باید با مدیران و اعتباردهندگان مذاکره کند و گزارشات اعتباری را بررسی نماید. همچنین حسابرس باید بررسی لازم را در مورد کیفیت گزارشات و ثبتهای حسابداری انجام داده و وجود هر گونه محدودیت تحمیلی توسط صاحبکار را مدنظر قرار دهد.
    ۳ – ارزیابی صلاحیت انجام حسابرسی[۲۹] : اولین استاندارد عمومی حسابرسی( AU 150/02) با این جمله سؤالی شروع می شود : چه کسانی باید برای انجام حسابرسی انتخاب شوند؟ جواب این سؤال مقدار و نوع نظارت لازم را مشخص می کند. ماهیت کار صاحبکار و صنعتی که در آن اشتغال دارد، نقش تعیین کننده ای درتعداد و تخصص مورد نیاز برای انجام حسابرسی دارد. در صورت لزوم باید از خدمات مشاوران و متخصصان استفاده نمود.
    ۴ – ارزیابی استقلال[۳۰] : استاندارد عمومی شماره دو حسابرسی و قانون صدویک آیین رفتار حرفه ای بیش از بیش بیانگر اهمیت استقلال در کار حسابرسی است .
    ۵ – توانایی حسابرس در حفظ مراقبتهای حرفه ای[۳۱] : دو عامل در توانایی حفظ مراقبتهای حرفه ای نقش کلیدی دارند.
    الف – ارتباط با صاحبکار و تنظیم قرارداد : تماس به موقع با صاحبکار به منظور عقد قرارداد، برای حسابرسی مؤثر و کارامد امری حیاتی است، چراکه فرجه زمانی مناسبی را برای برنامه ریزی باقی خواهد گذاشت. و حال آنکه ریسک تجاری حسابرس با پذیرش کار در اواخر سال مالی یا پس از آن افزایش می یابد
    ب – زمان بندی کار : برنامه ریزی دقیق حسابرسی مستلزم بکارگیری بودجه زمانی است که در آن ساعات کار لازم برای هر حسابرس پیش بینی می شود. همچنین کار میان دوره ای انجام شده در سه تا چهار ماه قبل ازسال مالی حسابرس را در برنامه ریزی رویه های حسابرسی یاری می رساند.
    ۶- تهیه قرارداد حسابرسی[۳۲]: موافقتنامه حسابرسی، قراردادی است بین حسابرس و صاحبکار که در برگیرنده؛ عنوان صورتهای مالی مورد حسابرسی، هدف از حسابرسی، استانداردهای حرفه ای مورد استفاده حسابرس، ماهیت و دامنه رسیدگی حسابرس، بیان صریح این مطلب که حسابرسی ممکن است تمامی اشتباهات موجود را کشف نکند، بیان وظایف قانونی حسابداران مبنی بر گزارش اعمال غیرقانونی صاحبکار، بیان مسئولیت مدیران در تهیه صورتهای مالی و حفظ کنترل های داخلی، مبنای محاسبه صورتحساب و نحوه پرداخت آن و درخواست از صاحبکار مبنی بر تأیید قرارداد با امضای آن و ارجاع نسخه امضا شده به حسابرس.
    ۲-۵) برنامه ریزی حسابرسی :
    برنامه ریزی یعنی تدوین یک طرح کلی حسابرسی و یک طرح تفصیلی (برنامه حسابرسی) برای تعیین نوع و ماهیت، زمان بندی اجرا و حدود روش های حسابرسی مربوط به هر حسابرسی. هدف برنامه ریزی ،انجام به موقع و اثربخش حسابرسی است. (استانداردهای حسابداری، ۱۳۸۵)
    ۲-۵-۱)نقش برنامه حسابرسی: برنامه حسابرسی شامل روش های لازم برای تکمیل یک حسابرسی مؤثر و کارامد است. این برنامه باید شامل جزئیات کافی برای کارمندان کم تجربه برای اجرای مراحل باشد، با این وجود نباید بیش از حد، تفصیلی بیان شود، چراکه منجر به اجرای مراحل به صورت روتین می شود و قضاوتهای حرفه ای را محدود می کند. برنامه مناسب حسابرسی، یک طرح کلی را به وجود می آورد که طی آن کارها با درک کامل از واحد حسابرسی شونده پیش می رود و به مدیریت این اطمینان را می دهد که تمام حوزه های ریسک به اندازه کافی تبیین شده اند. مواردی که به وسیله برنامه حسابرسی پوشش داده می شود، شامل اهداف حسابرسی، روش های آزمون، اندازه نمونه، انتخاب نمونه، دوره زمانی و گزارشات و مستندات مربوط به بررسی ها و آزمون هاست. (PAIN, 2005)
    برنامه باید قبل از شروع کار تهیه و به وسیله مدیران حسابرسی تصویب شود. این برنامه در طول حسابرسی و بر اساس نتایج آزمون و اطلاعات به دست آمده تعدیل می شود. با این وجود هر تغییری در برنامه حسابرسی یا فرایند اجرایی آن باید به وسیله مدیران حسابرسی بررسی و تصویب شود.
    برنامه ریزی مهمترین مرحله از مراحل حسابرسی است که بر سایر مراحل حسابرسی اثری مستقیم و قابل ملاحظه دارد. برنامه ریزی کافی و مناسب به تأمین هدفهای زیر کمک می کند.
    (دستورالعمل حسابرسی، ۱۳۸۵)

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

    حسابداری

    • گردآوری شواهد کافی و قابل قبول با درنظر گرفتن شرایط موجود، شامل توجه کافی به زمینه های مهم حسابرسی.
    • کنترل هزینه انجام کار در سطح معقول.
    • انجام شدن به موقع کار.
    • تقسیم مناسب کار بین اعضای گروه حسابرسی.
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:03:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تأثیر آگاهی شهروندی بر مبلمان شهری مطالعه موردی شهر اصفهان- قسمت ۴ ...

    در این فصل ابتدا به تعریف شهر، فضای شهری، تأثیر فضای شهری بر وجوه مختلف شهر و نشانه های شهری اشاره می کنیم، بعد از آن به بحث طراحی شهری، فضا، مبلمان شهری و تاریخچه آن در ایران می پردازیم. سپس با توجه به نیاز پایان نامه در شناخت شهروند و حقوق شهروندی به بررسی این مباحث می پردازیم و در نهایت با برخی از دیدگاه های نظریه پردازان در باب شهر و حقوق شهروندی آشنا می شویم.
    ۲-۱ شهر، فضا و فضای شهری
    ۲-۱-۱ تعریف شهر
    از نظر کالبدی شهر جایی است که دارای ساختمانهای بلند، خیابان ها، ادارات، پارک ها و… باشد. از نظر اقتصادی، شهر جایی است که شامل اشتغال صنعتی و خدماتی بوده و متفاوت از اشتغال روستایی باشد. عام ترین تعریفی که از شهر ارائه گردیده این است که آن را مکان اسکان گروهی انسان ها و محل فعالیت های آنان می دانند. به نظر اینها شهر فقط ساختمان نیست بلکه مکان انسان ها، گروه ها، سازمان های اجتماعی، طبقات، خانواده ها و… می باشد.(توسلی؛۱۳۷۴: ۴)
    در جایی دیگر شهر به منطقۀ جغرافیایی گفته می شود که درآن ساختار سیاسی- مدیریتی به مرحله ای رسیده است که می تواند نظام تولید، توزیع و مبادله ای را پدید آورد که حاصل آن نظام طبقاتی، سیستم سیاسی، نظامی برای سرمایه گذاری و نظامی برای مبادله با جوامع دیگر را به وجود می آورد.(ممتاز ؛۱۳۸۹: ۲۵) در برخی تعاریف دو فعالیت عمدۀ تجارت و خدمات را از ارکان اصلی شهر می دانند. بنابراین، می توان گفت شهر ترکیبی از فضا و روابط سیستمی است که می تواند یک فضای ویژه با ترکیبی از فضاها را به وجود آورد.(ربانی؛۱۳۸۵: ۴) جدای از تعاریف فوق شهر جایی است که تعاملات شهری در آن به وقوع می پیوندد و مردم دارای حس شهروندی هستند. پس آنچه شهر را می سازد مردم خود شهر هستند، با تمام سلایق و ویژگی های شهروندیشان. جایی که در آن روابط اجتماعی و انسانی آنها شکل می گیرد و پرورش می یابد. همچنین می توان ادعا کردکه یک شهر تنها بر پدیده های مادی استوار نیست بلکه نیاز به ایجاد روابط اجتماعی و انسانی نیز بر آن اثر می گذارد و پاسخگویی به این نیازها در فضاهای شهری به وقوع می پیوندد.
    ۲-۱-۲ فضا
    مفهوم فضا و فضای شهری در طول تاریخ تفکراجتماعی و در قالب مکاتب تئوری کلاسیک و نو شکل گرفته است. برای مثال از نظر ارسطو، فضا مجموعه ای از مکان هاست و زمینه ای است پویا با اعراض کیفی متفاوت. این اعراض وآن زمینه، فضا را با اصالت عمل تنظیم کرده و اسلوب می بخشند.(نوربرگ؛۸۰:۱۳۵۴) از سوی دیگر، می توان این گونه بیان کرد که فضا مفهومی به خودی خود بدیهی نیست. این مفهوم معنایی به مراتب گسترده تر از تعریف نسبتاً سادۀ فضای فیزیکی یا طبیعی که به طور ضمنی در مباحث مطرح می شود و به ابعاد سه گانۀ جهان بیرونی یعنی به تواترها، جدایی ها و فاصله های میان افراد و اشیا و میان اشیاء اطلاق می شود، دارد.(فکوهی؛۲۶۱:۱۳۸۳)
    ازنظر راپاپورت نظریاتی که در مورد مفهوم فضا به عنوان بعد مهمی ازمحیط به ویژه در ارتباط با روابط انسانی ارائه می شود، مختلف است. برخی فضا را تعیین کننده ی روابط انسانی می دانند که به جبریون معروفند. بعضی فضا را بعد مادی جامعه فرض می کنند و روابط اجتماعی را در شکل دادن به آن مؤثر می دانند. برخی معتقدند فضا امکانات و محدودیت هایی ایجاد می کند که مردم براساس معیارهای فرهنگی خود آن را انتخاب می کنند.(فکوهی؛۱۳۸۳: ۲۳۷)
    فضا یکی از مفاهیمی است که بیشترین ابهام برای تبیین و مرزبندی آن وجود دارد و همین امر گاه آن را به سوی نوعی درک ناپذیری سوق می دهد. دلیل آن است که فضا را باید پیش از هرچیز به مثابه ی مکانی خالی و تهی در نظر گرفت، جایی که هیچ چیز را درخود جای نمی دهد. به عبارت دیگر، جایی در میان چیزها و اشیاء. با این وصف، پدیدۀ فضا را تنها می توان در حضور اشیا و پر بودن آن و لو به طور نسبی درک کرد.(فکوهی؛۲۳۲:۱۳۸۳) مهمترین مشخصۀ فضا، شکل آن است و در این رابطه اصل قرینه سازی که به صورتی در کلیۀ اشکال طبیعی وجود دارد از تمام جوانب دیگر ممتاز است. خود نظم دهی، اصطلاحی است که در این رابطه کاربرد زیادی پیدا کرده است. خود نظم دهی عبارت است از سازگاری داخلی، جهان بینی و کلیتی که از تعادل هماهنگ بین درون گرائی و برون گرایی ناشی می شود.(بحرینی؛۱۳۷۷: ۵)
    از سویی، می توان متذکر این نکته شد که فضا تنها عامل ارتباطی و اجتماعی است که می تواند به صورت منطقی بر اجرای ارتباطات و کاهش فاصله های اجتماعی نظارت کند.(ربانی؛۱۳۸۵: ۳۸) در شهرهای بزرگ چندین عامل(پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی، پایگاه خانوادگی، پایگاه قومی) در ساخت الگوهای فضایی دخالت دارد.(شکوئی؛۱۳۸۲: ۸۳)
    بنابراین، می توان این گونه استنباط کرد که فضا یک مفهوم نسبی و مبهم است که مرزهای تحلیل آن نامحدود است. فضا گستره ای است سرشار از معانی، نمادها و نشانه های گوناگون. فضا نقش فوق العاده مهمی در حوزۀ جامعه شناسی شهری ایفا می کند.
    ۲-۱-۳ فضاهای شهری
    فضای شهری چیزی نیست جز فضای زندگی روزمره ی شهروندان که هر روز به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه در طول راه، از منزل تا محل کار، ادراک می شود.(پاکزاد؛۳۲:۱۳۷۶(
    فضای شهری به عنوان یکی از زیرمجموعه های مفهوم فضا، از مقولۀ فضا مستثنی نیست. بدین معنی که ابعاد اجتماعی و فیزیکی شهر رابطه ای پویا با یکدیگر دارند. در واقع فضای شهری مشتمل بر دو فضای اجتماعی و فیزیکی می شود.(مدنی پور؛۴۸:۱۳۷۹)

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

    یک فضای شهری را می توان بر مبنای رویکردهای مختلف محیطی، جغرافیایی، معماری و… مطالعه و بررسی کرد. فضای شهری، عرصه ی ایفای نقش شهروندانی است که هریک به عنوان کنشگرانی ازجامعۀ خود محسوب می شوند. نقش های مثبت و گاهی منفی، نقش های پررنگ وگاهی کمرنگ، نقش های عام و گاهی خاص. فضای شهری به مفهوم صحنه ای است که فعالیت های عمومی زندگی شهری در آن ها به وقوع می پیوندند. خیابان ها، میادین و پارک های یک شهر فعالیت های انسانی را شکل می دهند. این فضاهای پویا در مقابل فضاهای ثابت و بی تحرک محل کار و سکونت اجزای اصلی و حیاتی یک شهر را تشکیل داده، شبکه های حرکت، مراکز ارتباطی و فضاهای عمومی بازی و تفریح را در شهر تأمین می کنند. (بحرینی،۳۱۳:۱۳۷۷) فضای شهری بستر مشترکی است که مردم فعالیت های کارکردی و مراسمی را که پیوند دهنده ی اعضای جامعه است، در آن انجام می دهند و صحنه ای است که بر روی آن نمایش زندگی جمعی، در معرض دید قرار می گیرد. فضای شهری فضایی است که در آن با غریبه ها سهیم هستیم، مردمی که در اقوام، دوستان یا همکار ما نیستند. فضایی است برای سیاست، مذهب، داد و ستد و ورزش. فضایی برای همزیستی مسالمت آمیز و برخوردهای غیرشخصی درواقع می توان فضاهای شهری را معادل عرصه های عمومی نیز توصیف نمود.(صالحی؛۸۹:۱۳۸۷)
    ۲-۱-۳-۱ تحلیل گونه شناختی(هال) ازفضای شهری
    هال در یک تحلیل نظری، فضاها را به سه نوع زیر تفکیک می کند:
    الف)فضاهایی که ترکیب ثابت دارند: فضاهایی که طرح و ترکیب آن ها به وسیله ی داده های فیزیکی مانند دیواره یا نرده مشخص می شود و ثابت است.
    ب)فضاهایی که ترکیب نیمه ثابت دارند: او در تشریح این دسته از فضاها بر برخی ویژگی های معماری جغرافیایی مانند گردهم آورنده و پراکنده کننده نیز استناد می کند. این ویژگی ها سازمان و ترکیبی نیمه ثابت به فضا می بخشند.
    ج)فضاهایی که از نظر ترکیب متغیر هستند: مهم ترین ویژگی این نوع فضاها در این است که به وسیله ی الگوهای رفتاری سازمان داده می شوند. طرح و ترکیب آن ها ثابت نسیت، زیرا با تغییر رفتار دگرگون می شوند.(مرتضوی؛۵۴:۱۳۶۷)
    بنابر تقسیم بندی دیگری فضاهای شهری را از لحاظ کارکردی می توان به چهار حوزه تقسیم کرد که طبعاً با یکدیگر روابطی پویا دارند: فضاهای شهری، فضاهای کاری، فضاهای اوقات فراغت و فضاهای حملی و نقلی.(فکوهی؛۱۳۸۳: ۲۶۵)
    از طرفی فضای شهری نیز به عنوان یکی از عناصر هویتی یک شهر که بر تمامی عوامل و عناصر یک شهر تاثیر گذار است عنصری تک بعدی نبوده و دارای دو فاکتور حیاتی خود به عنوان فرم و کارکرد است. حال بدیهی است که با چنین نگرشی به شهر و فضاهای شهری می توان تأثیرات متقابل شهر و فضاهای شهری بر یکدیگر را نیز نتیجه همین دو عامل دانست:
    الف) تاثیر فضاهای شهری بر سیما و توسعه کالبدی شهر
    ب) تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر
    ۲-۱-۳-۱-۱ تأثیر فضاهای شهری بر سیما و کالبد یک شهر
    شهر فضایی است که تحرک، تداوم و توسعه از مشخصات بارز آن به شمار می آید و ناگزیر از تحرک و توسعه در فضای مکانی است.
    فضاهای شهری به دلیل جوانب فیزیکی و کالبدی خود، نوعی فضای نمادین، اداراکی، مادی و حقیقی است که با شهر و کالبد شهر پیوندی عمیق دارد و بنابراین یک فضای شهری فضایی است که عنصری هویت بخش از یک شهر تلقی می شود، به طوری که اغلب شهرهای بزرگ را می توان به واسطۀ فضاهای شهری آن بازشناخت. فضاهای شهری که بر اساس قواعد زیبایی شناسی شکل گرفته و در کل سیما و ظاهری زیبا به منطقه تحت نفوذ خویش می دهند می توانند به عنوان عناصر کلیدی و محور های توسعه یک شهر مد نظر قرار گیرند و یا به عنوان عنصری نمادین از یک شهر بر منظر و سیمای شهر تأثیرگذار باشند. در حالت کلی فضاهای شهری را در دو قالب مدرن و تاریخی (یا حداقل با پس زمینه ای تاریخی) می توان گروه بندی نمود. اغلب این فضاها علاوه بر اثرات کالبدی مستقیم که بر سیمای یک شهر بر جای می گذارند، می توانند به واسطه جذب گردشگر و فعالیت های اقتصادی درون خود نیز به عنوان عامل پویایی و تحرک در شهر به شمار آیند؛ بطوری که برخی شهرها به عنوان شهرهایی زنده و پویا و برخی به دلیل عدم وجود فضاهای شهری که خود موجب عواملی چون زندگی شب و فعالیتهای جمعی و… می شود، شهرهایی بی روح و کم تحرک جلوه می کنند.
    ۲-۱-۳-۱-۲ تأثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر

    عکس مرتبط با اقتصاد

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:02:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه میان عوامل روانشناختی توانمندسازی بر تعهد سازمانی کارکنان اداره کل امور کارکنان بانک ملت- قسمت ۸ ...

    ـ تشویق و کوش و کار مشترک داشتن.
    ـ تبلیغ قهرمانان کار تیمی.
    ـ رویههایی که اشخاصی را به طور منظم با گروه در تعامل قرار دهد (روزانه، هفتگی، ماهانه)
    ـ تشویق مشارکتهای جمعی در تکرار اتفاقات سمبلیک. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ، ۱۰۱-۱۰۰)
    ۲-۲-۵-۴-امنیت
    امنیت و تعهد کارمند دست در دست یکدیگر دارند. استخدام مادامالعمر در سازمانهای متعهد وجود دارد. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ، ۱۰۱)
    ۲-۲-۵-۵-تعالی
    اشخاص نیاز به ارزشها و مأموریتهایی دارند که بدانها متعهد شوند (وفاداری به چیزها، تعهد به ایده ها) و این نکته اصلی برای کارکنان متعهد میباشد.
    داشتند تعهد بدون یک مأمورت غیر ممکن است و داشتن یک مأموریت بدون تعهد، بیفایده میباشد.
    بدین منظور:
    ـ باید ایدئولوژی فراهم کرد که راه اصلی تفکر و رفتار را ارائه دهد و تمام اشخاص در آن سهیم گردند.
    ـ باید ارزشها و مأموریتها را به گونهای با جاذبه کرد که به هدف نهایی تبدیل شوند.
    ـ همچنین لازم است تا ایدئولوژی اشخاصل به ارزشها و مأموریتهای سازمان تبدیل شود که قسمتی از آن توسط استخدام بر مبنای ارزش، سازگاری و آموزش و قسمت دیگر توسط سمبلها، داستانها و آداب بدست میآید. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ، ۱۰۲-۱۰۱)
    ۲-۲-۵-۶-استخدام بر مبنای ارزش
    زمانی که ایجاد تعهد از قبل، شروع شود و تنها مهارتها مد نظر نباشد، ارزشهای شخصی افراد بدست میآیند و ممکن است این تجربیات مشترک و ارزشها باعث تطابق فرد با سازمان گردند. تطابق با آنچه که در واقع مورد نیاز میباشد. مهارتها و دانش به تنهایی کافی نیست. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ، ۱۰۲)
    ۲-۲-۵-۷-پاداش های ملموس
    تعهد را نمیتوان خریداری کرد، اما بدون پاداشهای سخت نیز بدست نمیآید. پاداشهای ناملموس کافی نیستند بلکه:
    ـ پرداختها ترکیبی از مزایای همه جانبه و محرک (انگیزاننده) باشد.
    ـ پرداختی باید سهم عمدهای در رییسک دارا باشد.
    ـ تأکید بر گزارشات شخصی از ساعات کاری تا مقیاسهایی مثل ساعت زمانی
    ـ ایجاد پرداختی از افراد را تشویق به تفکر در مورد خود به عنوان یک مشارکت کننده کند چه در سالهای خوب و چه در سالهای بد. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ، ۱۰۲)
    ۲-۲-۵-۸-فعالیت (واقعیت )
    در این مرحله باید اصمینان حاصل کرد که تمم کارکنان فرصتهای زیادی دارند تا آنچه را که میتوانند انجام دهند به مرحله ظهور برسانند. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ، ۱۰۳)
    شکل شماره ۲-۱۶ –فرایند ایجاد تعهد سازمانی (برگرفته از حسن پور ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، ۱۳۸۷، ۱۰۳)
    ۲-۲-۶-مطالعات پیرامون عوامل موثربر تعهد سازمانی
    ۲-۲-۶-۱-مطالعه استیرز و همکاران[۹۳]
    استیرز و همکاران برخی از عوامل موثر بر افزایش تعهد سازمانی را به صورت ذیل مطرح می نمایند :

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
    1. عوامل شخصی: اصلی ترین عامل شخصی ، میزان تعلق و پیوستگی بالقوه ای سات که کارمند در اولین روز کاری خود به سازمان می آورد .افرادی که دراولین روز کاریشان خود را خیلی متعهد به سازمان نشان می دهند احتمالاً با سازمان خواهند ماند .این فرایند تعهد اولیه ممکن است به شکل یک سیکل خود تقویت کننده درآید یعنی اگر افراد در بدو ورود به سازمان تلاش و کوشش وافر مبذول دارند ممکن است آنها تلاش بیشتری را بر مبنای تعهد بیشتر خود به سازمان توجیه نمایند .
    2. عوامل سازمانی: عوامل سازمانی چون حیطه شغل ، بازخورد ، استقلال عمل در کار ، چالش شغلی ، درگیری و مشارکت رفتاری را افزایش می دهد .
    3. عوامل غیر سازمانی: از عامل غیر سازمانی مهمی که باعث افزایش تعهد می شود ، قابلیت توانایی دستیابی به جایگزین های شغلی بعد از انتخاب شغل فعلی می باشد .

    عوامل موثر بر افزایش تعهد سازمانی مطرح شده توسط استیرز و همکاران به شکل زیر نشان داده شده است .(خلج ، ۱۳۸۸ ،۱۲۴ )
    شکل شماره ۲-۱۷ –مدل تعهد سازمانی استیرز و همکاران (برگرفته از خلج ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، ۱۳۸۸، ۱۲۵)
    ۲-۲-۶-۲-مطالعه مودی و همکاران[۹۴]
    مودی و همکارانش ، پیش شرط های تعهدسازمانی (تعهد عاطفی ) را به ۴ دسته تقسیم کرده اند :

    1. ویژگی شخصی[۹۵]: شامل سن ، سابقه خدمت ، سطح آموزش ، جنسیت ، نژاد و عوامل شخصی دیگر است .سن و سابقه خدمت با تعهد رابطه مستقیم دارند و سطح آموزش با تعهد سازمانی رابطه معکوس دارد .دراین مطالعه مشخص شد زنان تعهد عاطفی بیشتری نسبت به مردان دارند.
    2. ویژگی های مرتبط با نقش[۹۶]: تحقیات نشان می دهد که شغل تقویت شده (غنی) چالش شغلی را افزایش داده و منجر به افزایش تعهد می شود ، هم چنین یافته ها نشان می دهد که تعهد با تضاد نقش و ابهام در نقش ارتباط معکوس دارد .
    3. ویژگی های ساختاری : مطالعات در مورد اندازه سازمان، حیطه نظارت و تمرکز و پیوستگی شغلی نشان می دهد که رابطه معناداری بین هیچ یک از این متغیرها با تعهد وجود ندارد.
    4. تجربیات کاری[۹۷]: تجربیات کاری که در طی زندگی کاری فردی در سازمان رخ می دهد ، به عنوان یکی از نیروهای عمده در فرایند اجتماعی شدن یا اثرپذیری کارکنان محسوب و بر میزان وابستگی روانی کارکنان به سازمان تاثیر می گذارد .(خلج ، ۱۳۸۸
      ، ۱۲۵)

    شکل شماره ۲-۱۸ –مدل تعهد سازمانی مودی و همکاران (برگرفته از خلج ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، ۱۳۸۸، ۱۲۶)
    ۲-۲-۶-۳-مطالعه بارون و گرینبرگ[۹۸]
    این دو دانشمند عوامل موثر بر تعهد سازمانی را به ۴ دسته تقسیم کرده اند :خود شغل ، فرصت های استخدامی دیگر ، خصوصیات فردی و محیط کار

    1. خود شغل : در این رابطه گزارش شده است که مسئولیت بیشتر ، تکرار پذیری کمتر و جالب بودن شغل ، تعهد سازمانی را افزایش می دهد ، از سوی دیگر ترفیع کمتر ، هیجان و ابهام شغل بیشتر منجر به کاهش تعهد سازمانی می گردد .
    2. فرصت های استخدامیدیگر : با وجود فرصت های استخدامی دیگر تعهد سازمانی تحت تاثیر قرار می گیرد ، یعنی احتمال پیداکردن شغل با مطلوبیت بیشتر تعهد سازمانی را کاهش می دهد.
    3. خصوصیات فردی: تعهد سازمانی به وسیله خصوصیات فردی تحت تاثیر قرار می گیرد ، کارمندان مسن تر که دارای سنوات خدمت و ارشدیت بیشتری هستند سطح بالاتری از تعهد سازمانی را نشان داده اند .در گذشته اغلب مدیران معتقد بودند که زنان نسبت به مردان تعهد سازمانی کمتری دارند . به همین دلیل برای زنان کارمندجبران خدمات کمتری در نظر می گرفتند .ولی امروزه ثابت شده است که چنین اختلافی وجود ندارد و تقریباً هر دو دارای سطح مساوی از تعهد در یک سازمان هستند .
    4. محیط کار : تعهد سازمانی معمولاً خیلی شدید و به وسیله چند عامل مرتبط با محیط کار متاثر می شود . افرادی که از سرپرستان خود راضی هستند و نحوه ارزیابی عملکرد را عادلانه می دانند ، احساس می کنند که سازمان به مسائل رفاهی آنها توجه دارد لذا تعهد سازمانی بالاتری نشان داده اند .(خلج ، ۱۳۸۸ ،۱۲۷)

    شکل شماره ۲-۱۹ –مدل تعهد سازمانی بارون و گرینبرگ (برگرفته از خلج ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، ۱۳۸۸، ۱۲۸)
    ۲-۲-۶-۴-مطالعه کاری و همکاران[۹۹]
    کاری و همکاران در مطالعه های خود متغیرهای موثر بر تعهد سازمانی را در سه دسته کلی طبقه بندی کرده اند :

    1. متغیرهای مربوط به ادراک فرد از ساختار سازمانی شامل تمرکز ، تکراری بودن[۱۰۰]، ارتباطات موثر[۱۰۱] ، فرصت های ارتقا ، اندازه سازمان ، حقوق ، عادلانه بودن توزیع ، انسجام[۱۰۲] ، بار نقش (حجم فعالیت های یک شغل [۱۰۳])
    2. متغیرهای مربوط به ویژگی های فردی شامل درگیری و مشارکت شغلی[۱۰۴]( یعنی میزان تعهد فرد به استانداردهای بالای عملکرد ) ، سابقه کار ، تحصیلات ، سابقه ترک خدمت [۱۰۵
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:02:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی نقش دانشگاه در شکل گیری هویت دانشجویان سال آخر دانشگاه آزاد واحد گرمسار- قسمت ۱۶ ...

    ۳۲٫۱بعد از کلنجارهای زیاد با خودم بالاخره توانسته ام که نظر مشخصی درباره سبک زندگی آینده ام پیدا کنم.۳٫۹۴۰٫۹۳۲۳٫۶

    میانگین گویهی « از ” روش های مختلف زندگی” به نظرم می رسد یکی بهتر از بقیه باشد.» ۸۴/۳ (یعنی در حد زیاد) با انحراف معیار ۹۳/۰ است. برای تفسیر بهتر پراکندگی جهت تشخیص توافق یا عدم توافق پاسخدهندگان در مورد این گویه از شاخص ضریب پراکندگی که از تقسیم انحراف معیار بر میانگین به دست میآید استفاده شده است؛ هرچه ضریب به صفر نزدیک تر باشد همگنی نظرات پاسخ گویان در این مولفه بیشتر و هرچه به ۱۰۰ نزدیک تر باشد ناهمگنی نظرات بیشتر است. در اینجا ضریب پراکندگی ۲/۲۴ درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری همگن (شبیه به هم) داشته است.
    میانگین گویهی « در جستجوی دیدگاهی قابل قبول برای”روش زندگی” خودم هستم اما هنوز واقعاً آنرا نیافته ام» ۸۸/۳ (یعنی در حد زیاد) با انحراف معیار ۱۱/۱ است. ضریب پراکندگی ۶/۲۸درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری همگن (شبیه به هم) داشتهاست.
    میانگین گویهی « دربارۀ سبک و روش مناسب زندگی نظراتم را از پدرومادرم آموخته ام و نیازی نمی بینم تا دربارۀ آنچه که به من آموخته اند شک و تردید کنم. » ۴۰/۳ (یعنی بیشتر از متوسط) با انحراف معیار ۳۰/۱ است. ضریب پراکندگی ۲/۳۸ درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد نظری باهمگنی متوسط داشتهاست.
    میانگین گویهی « برای دستیابی به دیدگاهی قابل قبول از زندگی سخنهای زیادی با دیگران داشته ام و قدری هم با خود کلنجار رفته ام» ۲۱/۴ (یعنی بیشتر از زیاد) با انحراف معیار ۱ است. ضریب پراکندگی ۸/۲۳درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری همگن(شبیه به هم) داشتهاست.
    میانگین گویهی « پس از تفکر زیاد به یک نظر شخصی در خصوص سبک زندگی ایده آل برای خودم رسیده ام و فکر نمی کنم کسی بتواند دیدگاه مرا تغییر دهد» ۸۰/۳(یعنی در حد زیاد) با انحراف معیار ۱۶/۱ است. ضریب پراکندگی ۵/۳۰درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری همگن(شبیه به هم) داشتهاست.
    میانگین گویهی « دیدگاه های پدر و مادرم دربارۀ زندگی به قدر کافی برای من مناسب و نیاز به دیدگاه دیگری ندارم» ۰۱/۳(یعنی متوسط) با انحراف معیار ۱۴/۱ است. ضریب پراکندگی ۹/۳۷درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد نظری با همگنی متوسط داشتهاست.
    میانگین گویهی « در زندگی خصوصی از دیدگاه خاصی پیروی نمی کنم و نظرم این است که در مجموع باید از زندگی لذت برد» ۸۶/۳(یعنی در حد زیاد) با انحراف معیار ۲۴/۱ است. ضریب پراکندگی ۱/۳۲درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری با همگنی متوسط داشتهاست.
    میانگین گویهی « بعد از کلنجارهای زیاد با خودم بالاخره توانسته ام که نظر مشخصی درباره سبک زندگی آینده ام پیدا کنم» ۹۴/۳(یعنی در حد زیاد) با انحراف معیار ۹۳/۰ است. ضریب پراکندگی ۶/۲۳درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری همگن(شبیه به هم) داشتهاست.

    نمودار۱، مقایسه میانگینهای مولفه های هویت فردی را نشان میدهد.
    هویت اجتماعی:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:02:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تاثیر اقلیم بر صنعت گردشگری شهر یزد- قسمت ۴۳ ...

    حال با توجه به جابجایی ماه های آسایش اقلیمی شهر یزد به سمت فصل سرد و همچنین تاثیرات همه جانبه روند تغییر اقلیم جهانی بر روی آن، واضح است که این تغییرات تاثیر بسیار زیادی بر روی اکوسیستم ها، فعالیتهای انسانی و بالتبع توریسم این شهرخواهد گذاشت، بدین صورت که، یکی از مواردی که توریسم به آن توجه بسیار زیادی معطوف می دارد، ویژگیهای آب و هوایی مقصد یا به طور کلی منطقه مورد نظر است. به طوری که معمولا توریسم در فصول خوش آب و هوا از مناطق دیدنی و شهر ها بازدید می کنند، حال با توجه به گرمایش جهانی و تغییر اقلیم، تعداد جمعیت توریسم شهر یزد نیز تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفته و به سمت ماه های آسایش اقلیمی که به طرف فصول سرد حرکت می کنند، پیش می رود. به همین جهت در آینده از جمعیت توریسم در ماه هایی که امروزه دارای آسایش اقلیمی هستند کاسته شده و با توجه به روند گرمایش جهانی به سمت ماه های اسفند و یا حتی بهمن ماه پیش خواهد رفت.
    با توجه به موارد گفته شده و تغییرات آب و هوایی شهر یزد که به صورت یک جریان مداوم در حال وقوع است، برنامه ها و برنامه ریزی توریسم شهر یزد، جهت خدمات رسانی به گردشگران(محل اقامت، وسایل مورد نیاز، امکانات رفاهی و …)، نیز باید در راستای این تغییرات تنظیم گردد، بدین صورت که خدمات رسانی به توریسم در این شهر که بیشتر در ماه های فروردین و اردیبهشت انجام می شد، در آینده ای نزدیک باید در ماه های فصل سرما، مانند: اسفند و بهمن صورت بگیرد، به همین دلیل باید یک برنامه ریزی مدون و دقیق برای سرو سامان دادن به این وضعیت و جهت دهی به توریسم شهر ی در راستای پایداری و توسعه پایدار صورت بگیرد.
    ۶-۲۱-آزمون فرضیات
    الف)- به نظر می رسد که اردیبهشت ماه در شهر یزد، بهترین زمان برای جذب گردشگران باشد.
    با توجه به مدل های آسایش اقلیمی که در فصل چهارم تجزیه و تحلیل گردیدند، مشخص شد که شهر یزد دراردیبهشت ماه در محدوده آسایش اقلیمی قرار دارد و در نتیجه این ماه یکی از بهترین ماه ها از نظر اقلیمی جهت جذب گردشگران است. البته لازم به ذکر است که علاوه بر اردیبهشت ماه، فروردین ماه و مهرماه نیز هر چند به طور جزئی تر، در محدوده آسایش اقلیمی قرار دارد. در نتیجه این فرضیه به اثبات می رسد.
    ب)- به نظر می رسد که شرایط اقلیمی فصول زمستان و تابستان، برای اجرای برنامه های گردشگری در شهر یزد دارای محدودیت زیادی باشد.
    شهر یزد داری آب و هوای نیمه خشک با گرایش به سمت آب و هوای خشک است، چنین اقلیمی مشخصه نواحی کویری و بیابانی است، یعنی اینکه این مناطق دارای تابستانهای بسیار گرم و خشک و زمستانهای سرد و خشک هستند. در نتیجه آب و هوای این منطقه در فصل های تابستان و زمستان محدودیتهایی را برای جذب گردشگران به این شهر ایجاد می کند. در فصل تابستان عواملی مانند: خشکسالی و کمبود منابع آب، طوفان های شن و گرمای بسیار شدید محدودیتهایی را بر سر راه توسعه گردشگری در این فصل فراهم می کنند و در فصل زمستان سرمای بسیار شدید و خشک و بارشهای ناگهانی و سیل آسا محدودیتهایی را ایجاد می کنند. در نتیجه این فرضیه به اثبات می رسد.
    ج)- به نظر می رسد که مناسب ترین و ایده آل ترین ماه برای جذب گردشگر در شهر یزد در حال تغییر و جابجایی زمانی، به طرف ماه های انتهایی زمستان و ابتدایی پاییز باشد.
    با توجه به روند گرمایش جهانی و تغییر اقلیم، ماه آسایش اقلیمی در شهر یزد در حال جابجایی بوده و به سمت ماه های فصل سرما پیش می رود، این موارد به طور مفصل در فصل چهارم با بهره گرفتن از مدل های آسایش اقلیمی تشریح گردیدند. در نتیجه این فرضیه نیز به اثبات می رسد.
    ۶-۲۲- پیشنهادات
    با توجه به موارد ذکر شده در فصل های گذشته، در اینجا به ارائه پیشنهاداتی در رابطه با برنامه ریزی توریسم شهر یزد در رابطه با جابجایی ماه های آسایش اقلیمی تحت تاثیر تغییر اقلیم پرداخته می شود:

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

     

    • با توجه به تغییر و جابجایی ماه های آسایش اقلیمی در شهر یزد، پیشنهاد می شود که خدمات دهی و آماده سازی وسایل و خدمات رفاهی برای توریسم، در راستای این تغییرات انجام شود.
    • در فصل تابستان، به دلیل خشکسالی و کمبود آب در شهر یزد، بهتر است که یک برنامه مدون جهت حل مشکلات توریسم تهیه گردد.
    • به دلیل حادثه خیز بودن شهر یزد از لحاظ طوفان های ماسه ای و همچنین بارشهای سیلابی، باید فعالیتهایی در جهت حفظ جان گردشگران انجام شود.
    • مکان های طبیعی مانند: کوهها، چشمه ها، قناتها و … از مهم ترین مراکز و جاذبه های گردشگری شهر یزد هستند که باید حفاظت بیشتری از آنها به عمل بیاید.
    • این پایان نامه فقط یکی از تاثیرات تغییر اقلیم، یعنی تاثیر بر آسایش اقلیمی انسانها و توریسم در محیط شهری را بررسی کرده است و می تواند آغاز راهی برای دیگر پژوهشهای تاثیرات تغییر اقلیم بر اکوسیستمهای طبیعی و انسانی منطقه ایران مرکزی و یزد باشد. موضوعاتی مانند:
    1. تاثیرات تغییر اقلیم بر طوفانهای ماسه ای شهر یزد
    2. تاثیرات تغییر اقلیم بر بیابان زایی در ایران مرکزی
    3. تاثیر بر پوشش گیاهی منطقه و ارتباطات بالادست-پایین دست
    4. تاثیر بر حیات وحش منطقه
    5. تاثیر بر توسعه شهرهای مناطق خشک

    پیوستها
    جدول شماره ۳-۲: چشمه های حوضه آبخیز یزد – اردکان(منبع: تماب)

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:01:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نقش مددکاران اجتماعی در حمایت از کودکان بزه دیده- قسمت ۵ ...

    تشکیل پرونده شخصیت، مستلزم پرس و جو و تحقیق از کودک بزهدیده و خانواده وی، در زمینه های مختلف جسمی، روانی، خانوادگی، اجتماعی و … میباشد. این نوع تحقیقات، ممکن است نوعی دخالت در امور خصوصی و خانوادگی محسوب شده و از طرف آنها غیر قابل پذیرش باشد. بنابراین انجام اینگونه تحقیقات نیازمند بکارگیری متخصصانی است که آموزشهای لازم را در این زمینه دیده باشند و بتوانند با جلب اعتماد کودک بزهدیده و خانواده وی و احترام به حقوق آنها، تحقیقات جامع و دقیقی را به مرجع قضایی ارائه دهند. در صورتی که تحقیقکننده از دانش و مهارت کافی برای جلب اعتماد و مشارکت کودک بزهدیده و خانواده او برخوردار نباشد، انجام این تحقیقات، خود موجبات بزهدیدگی دومین کودک را فراهم نموده و نظام عدالت کیفری را از هدف اصلی خود دور میسازد. بههمیندلیل به نظر میرسد، دانش مددکاری اجتماعی با پایبندی به اصولی چون اصل رابطه حرفهای، اصل مشارکت بزهدیده، اصل رازداری و … بهترین گزینه برای ارائه اینگونه خدمات به مرجع قضایی باشد.
    محتوای پرونده شخصیت اطلاعاتی در رابطه با خصوصیات جسمی و روانی کودک بزهدیده و والدین او، وضعیت خانوادگی و وضعیت اجتماعی آنهاست که در ادامه به شرح هر یک از آنها خواهیمپرداخت.
    الف : وضعیت جسمانی
    یکی از اقدامات مددکار اجتماعی در تشکیل پرونده شخصیت، ارائه گزارشی دقیق از وضعیت جسمی کودک بزهدیده است. مددکاران اجتماعی در تهیه این گزارش باید در نظر داشته باشند که «آسیبهای جسمی ناشی از بزهدیدگی همیشه فوری آشکار نمیشود»[۸۳]. آگاهی از وضعیت جسمی کودک بزهدیده مستلزم گرفتن شرح حال، مشاهده سوابق پزشکی، انجام معاینات و بررسی آسیبشناسی رادیولوژیک و آزمایشگاهی است.[۸۴] به همین دلیل مددکاران اجتماعی علاوه بر بالا بردن اطلاعات خود درباره علائم و آسیبهای جسمی کودکان بزهدیده، باید از تخصص پزشکان آموزشدیده نیز بهرهمند شود. در بسیاری از کشورها پزشکان، دوره های آموزشی ویژهای را در رابطه با کودکان بزهدیده میگذرانند. این پزشکان پس از طی این دوره آموزشی، قادر خواهند بود آثار ناشی از بزهدیدگی را از سایر آسیبهایی که ممکن است به بدن کودک وارد شده باشد، تفکیک نمایند و نوع و شدت و زمان ورود آسیب را مشخص کنند.
    علاوه بر وضعیت جسمی کودکان بزهدیده، مددکاران اجتماعی باید در رابطه با وضعیت جسمانی والدین و سایر اعضای خانواده نیز تحقیقات لازم را بهعمل آورده و در صورت لزوم آنها را از نظر ابتلا به بیماریهای مزمن و واگیردار، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر و … مورد بررسی و آزمایش قرار دهند.
    ب : وضعیت روانی
    علاوه بر وضعیت جسمانی، مددکاران اجتماعی باید ویژگیهای روانی کودک بزهدیده و خانواده وی را نیز مورد مداقه قراردهند. شناخت دقیق شخصیت روانی کودک و خانواده، مرجع قضایی رادرتشخیص عوامل بزهدیدگی و دامنه تأثیرگذاری آن برکودک بزهدیده یاری میدهد. مددکاران اجتماعی برای ارائه اطلاعات صحیح به مرجع قضایی، باید با انواع بیماریهای روانی و ویژگیهای آن آشنا باشند. برخی از بیماریها و اختلالاتی که ممکن است کودک بزهدیده یا اعضای خانواده وی به آن دچار باشند، عبارتنداز[۸۵]:
    ۱ـ شخصیت پارانوئیدی : افرادی هستند که از اعمال و فعالیتهایی که در اطرافشان به وقوع میپیوندد سوءتعبیر دارند. این افراد به همه مظنون هستند، لذاکمترموفق به تطبیق خود با محیط میشوند. آنها همیشه احساس میکنند که افراد نزدیک توطئه و نقشهای علیه او تدارک دیدهاند. در این حالت ممکن است وحشت آنها شدت پیدا کرده و برای اینکه مورد حمله قرار نگیرند، قبلاً خود به دیگران حمله میکنند.
    ۲ـ شخصیت هیجانی و بی ثبات : افرادی هستند که در خانواده به عصبانی و زود رنج بودن شهرت دارند. در وضع عادی از شخصیتی معمولی با خصوصیاتی چون مهربان و خوش برخورد، پر شور و خونگرم برخوردارند؛ اما در مقابل کوچکترین استرس، واکنش هیجانی بسیار تند نشان میدهند و به اصطلاح از کوره در میروند. عکس العمل آنها در برابر فشار یا مانع به دو گونه تجلی پیدا میکند؛ یا متوجه دنیای خارج است که به صورت تندخویی و حمله به دیگران است یا متوجه دنیای درون که به صورت خودزنی یا خودکشی میباشد.
    ۳ـ شخصیت کژخو و ضداجتماعی (پسیکوپات) : افراد مبتلا به این اختلال دارای پریشانی دائم هستند که موجب میشود دچار حالات تهاجمی و ضداجتماعی شوند. این افراد از نظر عاطفی بی قید و لا ابالی هستند، هیچگونه احساس مسؤولیتی ندارند، به اصول اخلاقی پایبند نیستند، از نظر هوشی بالاتر از سطح متعارف هستند، ظاهری آراسته و فریبنده دارند، از قدرت عوام فریبی بالایی برخوردارند و در ایام قبل و بعد از ارتکاب عمل ضداجتماعی از تمام جوانب طبیعی جلوه میکنند.
    ۴ـ شخصیت اسکیزوئیدی : کسانی هستند که متمایل به کنارهگیری از جامعه و طفره رفتن از ایجاد رابطه با سایر مردم میباشند. این افراد از نظر عاطفی سرد هستند و واکنش قابل توجهی ندارند، رغبتشان به تماسهای اجتماعی اندک یا در حد هیچ است و معمولاً ترجیح میدهند تک و تنها باشند. این افراد معمولاً عاری از شوخ طبعی بوده و دل مرده اند.
    ۵ـ منحرفان جنسی : منظور از انحراف جنسی، اعمال و رفتار غیرعادی و نابهنجاری است که بعضی افراد برای ارضای خاطر جنسی خود مرتکب میشوند و به صورت همجنسبازی، بچهبازی، سادیسم (دیگر آزاری)، خود ارضایی، خود نمایی، چشم چرانی و… بروز پیدا میکند.
    ج : وضعیت خانوادگی

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

    trong>
    وضعیت خانوادگی شامل عواملی چون وضعیت سرپرستی خانواده، وضعیت اقتصادی و معیشتی آنها، سطح بهداشت و رفاه خانواده، تعداد اعضای خانواده، سن و میزان تحصیلات آنها، چگونگی رفتار اعضای خانواده با یکدیگر و با کودک بزهدیده است. آشنایی مددکاران اجتماعی با انواع خانواده های نابسامان و ویژگیهای آنان، میتواند بر توانایی مددکاران در بررسی وضعیت خانوادگی کودک بزهدیده تأثیرگذار باشد. بر اساس یک طبقه بندی جرم شناسانه، انواع خانواده های نابسامان عبارتند از:[۸۶]
    ۱-خانواده از هم گسیخته : منظور از خانواده از هم گسیخته، خانوادهای است که بهدلیل از دستدادن پدر یا مادر، بر اثر مرگ، طلاق یا جدایی، انسجام خود را از دست داده است و میان اعضای آن یکدلی و هماهنگی وجود ندارد.
    ۲- خانواده آشفته : این خانواده با کنشها و اختلالات رفتاری نظیر غیرمنطقی بودن، دعوا، تعارض و … مشخص می شود و اعضای آن دارای شخصیتهای مخرب و غیرعادی هستند که فضای خانه را به اضطراب و تنش میکشانند. در این نوع خانواده ها، هر چند والدین حضور فیزیکی دارند اما فضای حاکم بر خانواده توأم با طرد فرزندان، عدم محبت و بیتوجهی به مسائل آنان و سوءرفتار میباشد.
    ۳- خانواده بیکفایت : این خانواده فاقد منابع جسمانی یا روان شناختی مؤثر برای یک زندگی بهنجار است و نمیتواند با مشکلات زندگی خانوادگی مقابله کند.
    ۴- خانواده ضداجتماعی : این خانواده واجد ارزشهایی به شدت مغایر با ارزشهای اجتماعی میباشد و رفتارهای نامطلوب را تشویق میکند.
    یکی از موضوعات مهمی که در تشکیل پرونده شخصیت باید مد نظر مددکاران قرار بگیرد، نگرش والدین نسبت به تربیت کودک است. برخی از خانواده ها، تنبیه بدنی شدید و رفتار خشونت آمیز با کودک را یک روش تربیتی مؤثر میدانند. برخی نیز معتقدند عدم توجه به نیازهای کودکان باعث افزایش توانایی های آنها در مقابله با سختیهای زندگی آینده میشود. توجه مددکار اجتماعی به اعتقاداتی از ایندست، میتواند مرجع قضایی را در درک صحیح عوامل بزهدیدگی کودک یاری نماید.
    د : وضعیت اجتماعی
    وضعیت اجتماعی شامل مواردی چون وجهه اجتماعی کودک و خانواده وی، شغل افراد خانواده و موقعیت اجتماعی آنان، داشتن یا نداشتن سوء پیشینه کیفری، تعلق آنها به گروه ها یا فرقههای خاص، نحوه رفتار آنان در محیط سکونت، کار، تحصیل و متقابلاً نوع روابط دیگران با آنها میباشد.
    مشخصات دوستان صمیمی، رفتار و وجهه اجتماعی آنان و بررسی فضای اجتماعی حاکم بر محل سکونت، کار، تحصیل و … نیز در تشریح وضعیت اجتماعی حائز اهمیت میباشد. در صورتی که مددکار اجتماعی به این نتیجه برسد که یکی از عوامل بزهدیدگی کودک، رفت و آمد او یا خانواده اش به محیطی خاص است، دادگاه میتواند ضمن صدور حکم، آنها را از رفت و آمد به آن محل باز دارد.
    یکی از مشکلات اجتماعی شایع در میان خانواده های کودکان بزهدیده، مسأله انزوای اجتماعی است.[۸۷] این خانواده ها روابط اجتماعی خوبی با دیگران ندارند و بههمین دلیل هنگام مواجهشدن با سختیها و بحرانهای زندگی از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نمیشوند. منظور از حمایت اجتماعی این است که فرد دوستان و آشنایانی داشته باشد که به او علاقهمند باشند و هنگام بروز مشکل یا ناراحتی او را یاری نمایند. امروزه ثابت شده است که زندگی در محیطهای حمایتی مستقیماً بر سلامت فرد و خانواده مؤثر است. بنابراین مددکاران با ترمیم روابط اجتماعی خانواده میتوانند در پشگیری از بزهدیدگی مکرر کودکان مؤثر باشند.
    گفتاردوم : نقش مددکاران اجتماعی در فراهم آوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده در فرایند رسیدگی
    همانطور که پیش از این گفته شد، یکی از حقوق کودکان بزهدیده، حق مشارکت در فرایند رسیدگی است.. در این راستا نظام عدالت کیفری وظیفه دارد فرصتها و امکانات لازم را برای مشارکت و ابراز عقیده آنان فراهم نماید.
    بند ۲ ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک در این باره بیان میدارد که باید برای کودک فرصتهایی فراهم شود تا بتواند در هر یک از مراحل دادرسی، اجرایی و قضایی مربوط به وی به طور مستقیم و یا از طریق یک نماینده یا شخصی مناسب ، عقیده خود را ابراز نماید. ماده ۴۱ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز دادگاه را مکلف نموده است برای مشارکت کودک در فرایند رسیدگی، بدون ورود آسیب به وی، تدابیر واقدامات مقتضی از قبیل فراهم آوردن امکان مشارکت او بدون حضور فیزیکی را اتخاذ نماید.
    الف: همکاری با مرجع قضاییدرفراهمآوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده درفرایند رسیدگی
    کودکان آسیبپذیری بیشتری داشته و بیش از دیگران در معرض خطرات ناشی از بزهدیدگی دومین قرار دارند، به همین دلیل امروزه بسیاری از کشورها، شیوه های آسانتر و منعطفتری را برای مشارکت دادن کودکان در فرایند رسیدگی اتخاذ میکنند.
    « پژوهشها نشان میدهد که توجه به نظر کودک در رابطه با شیوه بیان اظهارات بسیار مفید خواهد بود و به آنها حس کنترل بر اوضاع و احساس مشارکت میدهد »[۸۸]. مرجع قضایی برای تصمیمگیری در رابطه با شیوه مشارکت، پیش از هر چیز باید نظر کودک را در این باره جویا شود. مددکاران اجتماعی میتوانند با تشریح شیوه های مشارکت برای کودک و بیان نقاط مثبت و منفی هر یک از این شیوه ها، او را در تصمیمگیری یاری نمایند. سپس نظر وی را به مرجع قضایی منتقل کنند.
    علاوه بر این، مرجع قضایی برای تصمیمگیری در این خصوص، نیازمند کسب اطلاعاتی در زمینه محدودیتها و آسی
    بهایی که بر روی اظهارات کودک تأثیرگذار است، میباشد. مددکاران اجتماعی به عنوان کارشناسانی که آموزشهای لازم را در زمینه کودکان بزهدیده دیدهاند، میتوانند با ارائه نظرات تخصصی، در این مورد نیز با مرجع قضایی همکاری داشته باشند.
    روش ضبط ویدئویی اظهارات کودک و نیز انتقال اظهارات کودک به دادگاه توسط متخصصین، از شیوههایی است که امروزه در بسیاری از کشورها به منظور آسان کردن مشارکت کودکان مورد استفاده قرارمیگیرد. در این میان مددکاران اجتماعی، هم در انتخاب شیوه مشارکت و هم در اجرای این روشها، میتوانند تأثیرگذار باشند. برای آشنایی بیشتر با فعالیتهای مددکاران در این زمینه، در ادامه به شرح هر یک از آنها خواهیم پرداخت.
    ۱- ضبط ویدئویی اظهارات کودک بزهدیده
    در این روش اظهارات کودک بزهدیده که در مصاحبه با مددکاران آموزشدیده بیان شده، در یک نوار ویدئویی ضبط و در دادگاه پخش میگردد.
    ضبط اظهارات کودک در محیطی حمایتی و صمیمی، او را از تکرار وقایع نزد مرجع قضایی معاف نموده و از آسیبهای ناشی از حضور در دادگاه در امان میدارد. بهعلاوه، این امکان را برای مرجع قضایی فراهم میکند که در صورت لزوم اظهارات را چندین بار بازنگری نموده و به جزئیات آن توجه نماید. مزیت دیگر این روش، ضبط جزئیاتی است که ممکن است به مرور زمان از ذهن کودک پاک شود. در سیستم قضایی ما معمولاً فاصله بین وقوع جرم و زمان تشکیل دادگاه، چندین ماه به طول میانجامد و در طول این مدت ممکن است کودک بسیاری از جزئیات را فراموش کند. ضبط اظهارات کودک در زمانی نزدیک به وقوع جرم میتواند در حفظ جزئیات واقعه مؤثر باشد.
    مددکاران برای انجام مصاحبه، باید آموزشهای لازم را در زمینه چگونگی طرح سؤالات و شیوه های برخورد با کودکان در سنین مختلف دیده باشند. آنها باید اعتماد کودک راجلب نموده و محیطی را فراهم کنند که کودک در آن احساس آرامش و امنیت داشته باشد. سپس هدف از انجام مصاحبه را به شیوهای که برای کودک قابل فهم باشد، توضیح داده و به او یادآوری کنند که گفتههایش ضبط میشود. سؤالاتی که از کودک پرسیده میشود، باید کوتاه و ساده باشد و او را به سمت پاسخ راهنمایی نکند. مصاحبه کننده در طول مصاحبه باید آرامش خود را حفظ نموده و از شنیدن سخنان کودک مضطرب نشود؛ زیرا هر گونه تغییر حالتی در فرد مصاحبهکننده ممکن است کودک را از توصیف جزئیات منصرف نماید. [۸۹]
    ۲– انتقال اظهارات کودک بزهدیده به دادگاه
    « امروزه در برخی از کشورها از جمله ایالات متحده، برای متخصصین بیطرف این امکان وجود دارد که با کودکی مصاحبه نموده و سپس اظهارات وی را در دادگاه بازگو کنند »[۹۰]. علت اتخاذ این روش این است که گاهی کودکان به دلایلی از جمله سن کم، سطح پایین قابلیت های زبانی و مهارتهای حافظه، مشکلات تمرکز، کمرویی و … توانایی بیان اظهارات حتی به صورت ضبط ویدئویی را نیز ندارند.
    در این صورت مددکاران میتوانند به یاری کودک آمده، به عنوان فردی آموزشدیده که هم برای کودک و هم برای دادگاه قابل اعتماد است، اظهارات کودک و نظرات وی را به دادگاه منتقل نمایند و بدینوسیله « امکان مشارکت کودکان بدون حضور فیزیکی در جریان رسیدگی »[۹۱] را فراهم آورند.
    ب : ایجاد آمادگی در کودک بزهدیده برای مشارکت در فرایند رسیدگی
    کودکانی که به عنوان بزهدیده وارد سیستم قضایی میشوند به خصوص کودکانی که مجبور به حضور در دادگاه هستند، آسیبدیدگی های مضاعفی را تجربه میکنند. این مسأله یکی از عواملی است که باعث میشود کودکان بزهدیده خود را از چشم نظام عدالت کیفری پنهان نموده و تحمل رنجهای ناشی از بزهدیدگی را، به ورود به سیستم ناآشنا و ارعابآور قضایی ترجیح دهند.
    یکی از تدابیری که امروزه در برخی از کشورها برای رفع این مشکل اندیشیده شده است، برنامههای مربوط به آماده کردن کودک برای مشارکت در فرایند کیفری و حضور در دادگاه است. « هدف از اجرای این برنامهها، تلاش در جهت کاهش آسیبهای بالقوهای است که بهدلیل درگیر شدن کودکان در نظام عدالت کیفری ایجاد میشود »[۹۲].
    برای آشنایی بیشتر با اقدامات مربوط به آمادهسازی کودکان، در این قسمت از بحث، به بررسی مؤلفه های اصلی آن ـ که با توجه به برنامههای اجرایی در کانادا تنظیم گردیده است ـ خواهیم پرداخت. این مؤلفه ها عبارتند از : آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی ، کاهش استرس کودکان و همراهیکردن کودکان در دادگاه.
    پیش از ورود به بحث باید توجه داشت که برای آمادهکردن کودک، لازم نیست کلیه برنامهها را در مورد وی اجرا نمود؛ بلکه باید هر کودک را به صورت جداگانه ارزیابی کرده و با درنظرگرفتن نیازها و دغدغه های وی، برنامههای لازم برای آمادهشدن او را تنظیم نمود. مددکار اجتماعی با مصاحبههایی که با کودک بزهدیده و خانواده وی انجام میدهد، میتواند نیازها و نگرانیهای آنها را دریابد و برنامههای خود را بر روی این نیازها متمرکز سازد.
    ۱ـ آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی
    بسیاری از دغدغه های کودکان ناشی از ناآگاهی درباره فرایند دادرسی است. کودکان اطلاعاتی درباره چگونگی فرایند دادرسی و جایگاه خود در این فرایند ندارند. آنها نمیدانند به عنوان بزهدیده چه اقداماتی باید انجام دهند و چه مقرراتی را باید رعایت نمایند و همین ناآگاهی باعث نگرانی آنها و خانوادههایشان میشود.
    در صورتی که مددکار اجتماعی به این نتیجه برسد که بخشی ا
    ز نگرانیهای کودک بزهدیده و خانواده وی ناشی از ناآگاهی است، میتواند با ارائه آموزشهای لازم از دغدغه های آنان بکاهد. مددکار اجتماعی برای اینکه به خوبی از عهده انجام این وظیفه برآید، باید اطلاعات کافی درباره مسائل حقوقی و شیوه های آموزش آن به کودکان و خانواده ها داشته باشد.
    ارائه اطلاعات و آموزشها باید با توجه به نیاز کودک باشد. بنابراین مددکار ابتدا باید آنچه کودک نمیداند و دانستن آن برایش مفید است به خوبی درک کند و سپس با زبان و شیوهای که برای او قابل فهم است، نگرانیهایش را برطرف کند.
    برای تعیین میزان اطلاعات کودک، میتوان از سؤالات ازپیشتعیینشده کمک گرفت. برای مثال برای دریافتن سطح اطلاعات کودک درباره دادگاه میتوان پرسید [۹۳]:
    ـ آیا شما میدانید چرا باید به دادگاه بروید؟
    ـ در دادگاه چه کسانی حضور دارند؟
    ـ وظیفه قاضی در دادگاه چیست؟
    ـ منظور از متهم و بزهدیده در دادگاه کیفری چیست؟
    ـ قاضی در دادگاه درباره چه کسی از شما سؤال می کند؟
    ـ چرا باید در دادگاه حقیقت را گفت؟ اگر شخصی در دادگاه دروغ بگوید، چه اتفاقی میافتد؟

    عکس مرتبط با اقتصاد

     

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:01:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه سبک های حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبک های حل مسئله و هوش هیجانی اولیاءشان- قسمت ۳ ...

    نتایج مطالعه پریستر و کلام (۱۹۹۳) اهمیت ارزیابی حل مساله بویژه عامل اعتماد [۳۴] را بعنوان تعدیلگر ارتباطات استرس – افسردگی و استرس – ناامیدی تایید می کند.
    مطالعه دیکسون و همکاران ( ۱۹۹۱) نیز نشان داد که عامل اعتماد نسبت به عامل کنترل یا عامل گرایش – اجتناب به طور قابل اطمینانی با افسردگی و نا امیدی ارتباط دارد ( پریستر و کلام , ۱۹۹۳).
    هم چنین نتایج تحقیق کسیدی و لانگ ( ۱۹۹۶) نیز حاکی از این است که افراد مبتلا به اختلالات خلقی در حل مساله فاقد اعتماد هستند.
    دیکسون , هپنر و آندرسون ( ۱۹۹۱) دریافتند، که از عوامل ارزیابی حل مساله ( اعتماد حل مساله , شیوه گرایش – اجتناب و کنترل شخصی[۳۵] ) عامل اعتماد در حل مساله قویترین ارتباط را با فکر خودکشی و نا امیدی داشت. بنابراین ارزیابی اعتماد که سطح کلی خودکارآمدی فرد را می نمایاند ممکن است انعطاف پذیری کلی که منبع مهمی درمقابله با ناامیدی و فکر خودکشی است را منعکس کند.
    بررسی کسیدی و لانگ ( ۱۹۹۶) نیز نشان داد ، که افراد مبتلا به اختلالات خلقی کمتر احتمال دارد که از شیوه گرایش به حل مساله استفاده کنند.
    نتایج پژوهشی هیلی [۳۶] و همکاران ( ۱۹۹۶) نیز حاکی از این است ، که گرایش به حل مسئله با میزان بالاتر رضایت از زندگی و میزان پایین تر افسردگی در آینده ارتباط دارد؛ بر عکس , استفاده از مقابله اجتنابی با میزان بالاتر افسردگی و میزان پایین تر رضایت از زندگی [۳۷] در آینده ارتباط دارد. در تحقیقات اولیه شیوه های حل مساله از چارچوب های مشخص رفتاری تبعیت می نمود ولی در حال حاضر تاکید از نگاه رفتاری به سوی فرایند شناختی با عوامل سبک های حل مساله تغییر جهت داده است هر چند در ادبیات روان شناسی در مورد مفهوم مهارت حل مساله و سبک های حل مساله تفاوت وجود دارد . در همین راستا یکی از جنبه های ارزیابی شناختی کاربرد آن در سبک حل مساله است ؛ که بعنوان فرایند شناختی – رفتاری که در آن افراد راهبردهای مؤثری برای مقابله و کنارآمدن در موقعتیت های استرس زا شناسایی و کشف می کنند پیشنهاد شده است. در مطالعات متعدد سبک حل مساله متغیر بسیار مهمی در تفسیر بیماری روانی , فهم و درک فرایند استرس شناخته شده است

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

    حل مساله و مؤلفه های فراشناختی

    حل مسئله به عنوان یک ضرورت اساسی به مهارتهای ذهنی نیاز دارد. اما ورای این مهارتهای ذهنی ، موارد دیگری نیز وجود دارند. گانیه این موارد را به شرح زیر بر شمرده است :
    ۱ – فرایندهای تفکر که راهبردهای شناختی نامیده می شوند. راهبردهای شناختی استفاده از متون مناسب ( مهارت های ذهنی ) را در زمان و ترتیب درست , امکان پذیر می سازند.
    ۲ – مجموعه ای از طرحواره ها یا عناصری از اطلاعات کلاس مربوط به مسئله که به طور معنی دار با هم پیوند دارند به نظر می رسد نوع طرحواره ای که یادگیرنده را قادر می سازد تا افراد مساله را به شیوه معنی دار به مفاهیم کلی تر ربط دهند، آن نوع دانشی است که در حل بسیاری از مسائل مهم است .
    تئوری شناخت اجتماعی پیشنهاد می کند برای این که احتمال عملکرد یادگیرندگان در خصوص استفاده از حل مسئله بالا رود آنها باید :

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    1. استرس ورهایی را که با آنها برخورد می کنند تشخیص دهند ( درک موقعیت ) .
    2. دانش ومهارت های لازم جهت اجرای مراحل فرایند حل مسئله را داشته باشند (توانایی رفتاری ) .
    3. باور کنند که استفاده از حل مسئله نتایج مفیدی دارد ( نتایج انتظارات ) .
    4. ارزش بالای توالی های مورد انتظار حل مسئله را دریابند ( نتایج پیش بینی ها ) .
    5. برای اجرای مراحل فرایند حل مسئله به استعدادشان اعتماد داشته باشند (خودباوری) .
    6. به خودشان جهت استفاده از مهارتهای حل مسئله پاداش دهند ( خویشتن داری ) .

    در چند سال اخیر پژوهشگرانی نظیر شیگما تسا و کاتسومی [۳۸] در آموزش ریاضی ، به اهمیت مؤلفه های فراشناختی در حل مسئله پی برده اند. ایشان معتقدند آگاهی نسبت به اهمیت مؤلفه های شناختی و بالطبع تنظیم آنها نوعی و توانایی ذهنی است که از شناخت متمایز می گردد. این توانایی ذهنی فرا شناخت نام دارد و از مقاله نویسی حوزه علوم شناختی به شمار می رود. فلاول ( ۱۹۸۵) در تعریف فراشناخت می گوید “فراشناخت هر گونه دانش یافعالیت شناختی است که موضوع آن فعالیت شناختی باشد یا این که فعالیت شناختی را تنظیم نماید .”
    در واقع حل مسئله مهارت شناختی فوق العاده پیچیده ای است که در مقایسه با سایر فرایند های شناختی نظیر زبان آموزی تشکیل مفهوم ، مستلزم سطح بالاتری از پردازش اطلاعات است. این فرایند سبب می شود که توجه ، ادراک ، حافظه و سایر فرایندهای پردازش اطلاعات به شیوه ای هماهنگ برای دستیابی به هدف بر انگیخته شوند، از این رو نهایت حل مسئله حتی در مورد تکالیف و مسائلی که ساختار روشن و تعریف شده ای دارند به عنوان یکی از پیچیده ترین شکل های رفتار آدمی تلقی می شود.

    حل مسئله — تصمیم گیری

    حل مسئله سطح عمده ای از مهارت شناختی است و تفکری است که از مجموعه نگرش ها ، رفتارها
    و مهارت هایی که می تواند آموخته شود تشکیل می شود. این بخش از مهارت های زندگی شامل دو فرایند حل مسئله است. ۱ – فرایند خودکار یا اتوماتیک . ۲ – فرایند ارزیابی کننده ، فرایند خودکار مربوط به روشی می شود که افراد مسائل خودشان را از طریق راهبردهای تجربه شده در گذشته حل می کنند ، فرایندهای ارزیابی کننده رسمی تر و شکل یافته تر است و شامل شناسایی مشکل ، ارائه راه حل ها ، ارزیابی راه حل ها , انتخاب ها و تعیین پیامدهای آن ها و در نهایت انتخاب یک روش مناسب به وسیله ی فرمول بندی یک طرح یا برنامه جهت حل مشکل می باشد. به نظر گازدا [۳۹] اگر چه اصطلاح حل مسئله و تصمیم گیری همراه با هم یک بُعد از مهارتهای زندگی را تشکیل می دهند اما بین آنها تمایز وجود دارد. اصطلاح حل مسئله در مورد اموری که دارای یک راه حل مناسب و مشخص هستند به کار می رود. اما اصطلاح تصمیم گیری بیشتر در مورد موقعیت هایی به کار می رود که با موضوعات و مسائلی که راه حل مشخص و مناسب ندارند ، سر و کار دارند .
    دزوریلا و گلدفرید[۴۰] ( ۱۹۹۸) پنج مرحله را برای فرایند حل مسأله تعیین نموده اند. ۱ -تشخیص و درک کلی از مشکل . ۲ – شناسایی مشکل . ۳ – تولید راه حل های مختلف . ۴ – تصمیم گیری . ۵ – اثبات یا تائید راه حل .
    در اکثر روش های تصمیم گیری دو مرحله قابل تشخیص وجود دارد:
    الف – بررسی کردن که شامل جمع آوری اطلاعات ، تعیین ارزش ها ، تعیین اهداف ، ایجاد راه حل های مختلف و ارزیابی آن ها است.
    ب _ انتخاب و به کارگیری یک راه حل مناسب که شامل فرایند انتخاب راه حل عملی ، به کارگیری و اقدام است.
    (فریدمن ۱۹۸۹) [۴۱] معتقد است که در همه سبک های تصمیم گیری ، سطوح مشخصی از تفکر و تصمیم قابل مشاهده است. بنابراین دو مرحله در فرایند تصمیم گیری به صورت ابعادی با سطوح متفاوت از پایین به بالا مطرح می شوند.

    • تفکر سطح پایین : فقدان تفکر و عدم توجه به مشکل است.
    • تفکر سطح متوسط : تفکر سطحی درباره مشکل ، ارائه راه حل های متناوب و همچنین وابستگی منفعلانه به نظرات دیگران .
    • تفکر سطح بالا: تفکر عمیق در جهت شناخت مشکل ، انتخاب چندین راه حل ، جهت ارائه راه حل نهایی و ارزیابی راه حل ها .
    • تصمیم گیری سطح پایین : از بین راه حل ها ، انتخابی صورت نمی گیرد و به معنای فقدان تصمیم است .
    • تصمیم گیری سطح متوسط : یک راه حل انتخاب می شود ، اما سطح پایینی از احساس مسئولیت و تعهد وجود دارد و به معنای عدم ثبات تصمیم است.
    • تصمیم سطح بالا : یک راه انتخاب می شود و در عین حال میزان بالایی از تعهد و مسئولیت در به کارگیری و انجام کامل و دقیق آن وجود دارد.

    دیدگاه های گوناگون در زمینه حل مسئله

    نظریه گشتالت[۴۲] :
    از میان اولین آزمایشگران علاقه مند به مسئله گشایی می توان از روان شناسی گشتالت در آلمان نام برد.
    بنا به باور گشتالتی ها ، مسائل به ویژه مسائل ادراکی ، وقتی پدید می آیند که تنش یا فشاری به عنوان نتیجه برخی تعاملات بین ادراک و عوامل حافظه رخ دهد. به وسیله تفکر در باب یک مسئله ، یا از طریق بررسی آن از زوایای مختلف ، دیدگاه درست می تواند در لحظه بینش پدید آید.( سولسو ۱۹۹۱/ ماهر ۱۳۸۱) از نظر کهلر[۴۳] ( یکی از سردمداران مکتب گشتالت) فرایند دستیابی به یک راه حل واقعی حتما” باید شامل مفهوم کلیدی بینش باشد یعنی یک تجدید ساختار شناختی که باعث می شود و یک مسیر غیر مستقیم ، به عنوان راهی که به هدف کاهش دهنده تنش منتهی می شود ادراک میگردد .تاکید کهلر به شکل بندی ادراکی برای رسیدن به حل مسئله ، شاید مهمترین اصل در فرایند حل مسئله محسوب شود. حصول بینش همیشه تحت شرایط دیداری وهندسی و مطلوب که از نظر کهلر ضرورت مطلق دارند، به وقوع می پیوندد.( نایک لند ۲۰۰۳ به نقل از غنایی ۱۳۸۳)

    دیدگاه رفتار گرایی[۴۴] و شناختگرایی:

    از نظر یک روانشناس شناخت گرا، مسئله به دلیل ماهیت خاص خود تعادل ارگانیسم را بر هم میزند.ارگانیسم با دستیابی به بینش ، مسئله را حل نموده و در نتیجه تعادل پیشین را به دست می آورد .در صورتیکه رفتار گرایان چه در گذشته و چه در حال یکی از دو تبیین زیر را مورد حل مسئله می پذیرند:

    1. ممکن است شخص تجربیاتی را که قبلا” کسب کرده به موقعیت جدید انتقال دهد .
    2. و یا همانند سایر موقعیتهای یادگیری وسیله ای ممکن است از طریق کوشش و خطا پیش برود.

    به هر حال ، از این مکتب حل مسئله آموختنی است.( نایک لند ۲۰۰۳٫ به نقل از غنایی ۱۳۸۳)

    دیدگاه پردازش اطلاعات[۴۵] :

    دیدگاه پردازش اطلاعات نیز در تبیین پدیده های شناختی ، مانند حل مسئله ، فرضیه هایی را پیشنهاد میکند. در این دیدگاه واژه اطلاعات جهت اشاره به موضوعات ذهنی مختلفی که عملیاتی بر روی آنها انجام می شود به کار می رود.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:00:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      حمایت از بزه‌دیدگان تروریسم سایبری در حقوق کیفری ایران با تکیه بر اسناد بین‌المللی Copy- قسمت ۱۰ ...

     

    • شروع به ارتکاب جرایم مذکور یا همکاری در جرایم فوق الذکر (مادۀ یک کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم، مصوب ۱۹۷۷).

     

    علاوه بر موارد فوق، این کنوانسیون به اعضاء اجازه داده تا قلمرو جرایم این کنوانسیون را گسترش داده و هر جرمی را که تهدیدی علیه حیات، صدمات جسمانی، آزادی شخص یا اموال باشد را در مقررات کنوانسیون بگنجانند (مادۀ دو کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم، مصوب ۱۹۷۷). در دیگر مقررات این کنوانسیون، به گسترش صلاحیت کیفری دولت ها به منظور به کیفر رساندن مرتکبان جرایم تروریستی (مادۀ شش کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم، مصوب ۱۹۷۷)، استرداد و محاکمۀ بزهکاران تروریستی (مادۀ هفت کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم، مصوب ۱۹۷۷) و قواعد کیفری مربوطه اجرای این کنوانسیون توسط شورای اروپا پرداخته است (مادۀ نه کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم، مصوب ۱۹۷۷). قواعد فوق، از جمله سازوکارهایی هستند که به منظور پیشگیری کیفری و مبارزه با اقدامات تروریستی در این کنوانسیون به آن ها پرداخته شده است.
    ۲-۲-۱-۱۰- کنوانسیون منطقه ای سازمان همکاری های منطقه ای آسیای جنوبی
    کنوانسیون منطقه ای سازمان همکاری های منطقه ای آسیای جنوبی در مورد پیشگیری از تروریسم، یکی دیگر از تلاش های منطقه ای کشورهای جهان در مبارزه با تروریسم است که توسط هفت عضو این سازمان، یعنی بنگلادش، بوتان، هند، مالدیو، نپال، پاکستان و سریلانکا با جهت گیری مقابله با رشد روز افزون جرایم تروریستی و الگو گرفتن از کنوانسیون های بین المللی در مقابله با تروریسم، در تاریخ چهار نوامبر ۱۹۸۷ در کاتماندو به تصویب رسید (زمانی، ۱۳۸۰: ۱۳۸). بر اساس مقررات این کنوانسیون، جرایم زیر به عنوان جرم سیاسی تلقی نخواهند شد؛ بنابراین باید به استرداد مرتکبان جرایم ذیل اقدام شود.

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    پایان نامه رشته حقوق

    1. جرایم مذکور در محدودۀ کنوانسیون مقابله با تصرف غیرقانونی هواپیما مصوب ۱۹۷۰ لاهه.
    2. جرایم مذکور در محدودۀ کنوانسیون مقابله با اقدامات غیر قانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری مصوب ۱۹۷۱ مونترال.
    3. جرایم مذکور در محدودۀ کنوانسیون پیشگیری و مجازات علیه اشخاص مورد حمایت بین المللی از جمله مأمورین دیپلماتیک مصوب ۱۹۷۳ نیویورک.
    4. وقوع جرایم مذکور در محدودۀ هر کنوانسیون ضد تروریستی که دولت های عضو «سارک» با آن ارتباط دارند و عضو آن هستند، اعضاء توافق کنند که مجریان را تعقیب و استرداد نمایند.
    5. قتل (عمد و غیر عمد)، حمله و ضرب و شتمی که منجر به آسیب شدید جسمانی شود، آدم ربایی، گروگان گیری و جرایمی که مرتبط با تیراندازی، سلاح های انفجاری به عنوان یک ابزار، خطرات جدی برای حیات و دارایی های اشخاص ایجاد نماید.
    6. تلاش برای توطئه برای ارتکاب هر یک از جرائم مذکور در بندهای فوق، از طریق مساعدت و معاونت در جرم (مادۀ یک کنوانسیون منطقه ای سازمان همکاری های منطقه ای آسیای جنوبی، مصوب ۱۹۸۷).

    این کنوانسیون مجموعه ای از جرایم را که در کنوانسیون های بین المللی ذکر شده اند، اشاره نموده اما با این وجود در این سند منطقه ای، نشانی از اعمال تروریستی که از طریق رایانه وقوع یابند دیده نمی شود. اما با استدلال به قواعد عام ارتکاب جرایم تروریستی که در کنوانسیون های متعددی از جمله کنوانسیون مقابله با اقدامات غیر قانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری که در این سند منطقه ای مورد تأکید قرار گرفته اند، می توان به اشارۀ غیر مستقیم این کنوانسیون به افعال تشکیل دهندۀ تروریسم سایبری استدلال نمود. بنابراین آن دسته از قواعد کیفری که در کنوانسیون مونترال در زمینۀ پیشگیری کیفری از تروریسم به آن ها اشاره گردید، در این کنوانسیون نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. با توجه به مطالب فوق، می توان به اتخاذ اقدامات پیشگیرانۀ کیفری از ارتکاب تروریسم سایبری، در کنوانسیون منطقه ای سازمان همکاری های منطقه ای آسیای جنوبی استناد نمود.
    ۲-۲-۱-۱۱- کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی در زمینۀ مبارزه با تروریسم بین المللی
    سازمان کنفرانس اسلامی، در اسناد متعدد در مورد مقولۀ تروریسم و مبارزه با آن پرداخته است. شاخص ترین سند در رابطه با تروریسم، کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی برای مبارزه با تروریسم بین المللی[۶۱]است که در بیست و ششمین کنفرانس وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی، بر اساس قطعنامۀ ۲۶/۵۹ در جولای سال ۱۹۹۹ به تصویب اعضاء و همچنین در ۲۱/۳/۱۳۸۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید (کدخدایی و ساعد، ۱۳۹۰: ۲۷۰-۲۶۹). این کنوانسیون چهل و دو ماده ای، تقریباً به تمام مسائل مرتبط با پدیدۀ تروریسم، تعاریف، نحوۀ همکاری دولت ها و مسائل قضایی مرتبط با جرایم تروریستی می پردازد و فضای مناسبی را برای مبارزه با تروریسم و تمایز آن با جنبش های استقلال طلبی و آزادسازی سرزمین های ملّی ایجاد کرده است. سازمان کنفرانس اسلامی، تروریسم را عملی می داند که “همراه با خشونت یا تهدید به خشونت و با انگیزه های سیاسی، مالی، مذهبی، فردی، گروهی در قالب اعمال جنایی (جرایم علیه تمامیت جسمانی، روانی یا امنیت ملّی)، با هدف ایجاد ترس در جامعه یا تهدید به ایراد صدمه به مردم یا اموال عمومی یا خصوصی یا امنیت ملّی، خواه اقدامات مذکور انجام بشود یا این که در حالت تهدید باقی بماند، ارتکاب یابد” (مادۀ یک کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی در زمینۀ مبارزه با تروریسم بین المللی، مصوب ۱۹۹۹).
    در خصوص اقدامات پیشگیرانۀ کیفری در این سند منطقه ای، مقررات این کنوانسیون به اقدامات متعدد پیشگیرانه و احتیاطی در مبارزه با جرایم تروریستی پرداخته است. در میان اقدامات پیشنهادی این کنوانسیون، می توان به موارد متعددی از جمله “تقویت سیستم ها برای تضمین سلامت و حفاظت از اشخاص، تأسیسات حیاتی و وسایل حمل و نقل عمومی، ممانعت از تبدیل شدن سرزمین دولت های عضو به مکان برنامه ریزی و سازماندهی اقدامات تروریستی، همکاری و هماهنگی با سایر دولت های متعاهد به ویژه دولت های هم جوار که درگیر جرایم تروریستی هستند، ارتقاء و توسعۀ فعالیت های اطلاعاتی- امنیتی و هماهنگ سازی اقدامات با سایر اعضاء، تأسیس پایگاه اطلاعاتی از سوی هر یک از اعضاء به منظور جمع آوری و تحلیل اطلاعات دربارۀ بزهکاران تروریستی و اقدامات آن ها، بازداشت عوامل تروریستی و مجازات آن ها بر اساس قوانین داخلی یا استرداد آن ها مطابق مقررات این کنوانسیون یا کنوانسیون های بین المللی، ایجاد و توسعۀ همکاری مؤثر در میان نهادهای امنیتی و ذیربط کشور با شهروندان دولت های متعاهد، کمک رسانی های ضروری به قربانیان تروریسم به منظور مقابله با عملیّات های تروریستی عام اشاره نمود” (مادۀ سۀ کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی زمینۀ مبارزه با تروریسم بین المللی، مصوب ۱۹۹۹). این کنوانسیون به حمایت عمده ترین بزه دیدگان تروریسم سایبری، یعنی تأسیسات حیاتی و زیرساخت های حمل و نقل اشاره نموده و به منظور جبران خسارت زودهنگام از بزه دیدگان تروریسم که تروریسم سایبری را نیز شامل می شود، کمک رسانی فوری به آن ها را مورد تأکید قرار داده است (مادۀ سۀ کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی زمینۀ مبارزه با تروریسم بین المللی، مصوب ۱۹۹۹).
    در خصوص همکاری و موارد همکاری میان دولت های متعاهد، این کنوانسیون به همکاری هایی از قبیل: تبادل اطلاعات در فعالیت ها و جرایم ارتکابی از سوی مرتکبان جرایم تروریستی، تجهیزات و ابزارهای به کار برده شده توسط تروریست ها، باخبر نمودن سریع دولت های عضو نسبت به شکل گیری جرایم تروریستی در خاک دولت های دیگر، اطلاع رسانی برای دستگیری بزهکاران مذکور در دیگر دولت های متعاهد، تحقیقات و مراحل دستگیری مرتکب، همکاری در زمینۀ افراد متخصص در زمینۀ جرایم تروریستی و تجربیات آن ها اشاره نموده است (مادۀ چهار کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی در زمینۀ مبارزه با تروریسم بین المللی، مصوب ۱۹۹۹). به طور کلی این کنوانسیون در مواد پنج الی ۲۵ به مسائل قضایی، از قبیل آیین دادرسی کیفری جرایم تروریستی، تبادل شواهد و اسناد قضایی، اقدامات تأمینی به منظور محافظت از شهود و خانواده های آنان، معاضدت های قضایی در قالب بازپرسی و تحقیقات قضایی، جرایم قابل استرداد، روش های استرداد و رسیدگی نیابتی را مورد بحث قرار می دهد که نشان دهندۀ عزم کشورهای اسلامی در پیشگیری کیفری از انواع جرایم تروریستی از جمله تروریسم سایبری است (Con.Annex to Res.No. 26/59/P, 1999)
    علاوه بر کنوانسیون ۱۹۹۹، قطعنامۀ شمارۀ پ-۷/۴۳ با عنوان دستورالعمل دول عضو سازمان کنفرانس اسلامی در مبارزه با تروریسم بین المللی، توسط کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در سال ۱۹۹۴ به تصویب رسید. دستورالعمل مذکور، مقابله با تروریسم را مورد تأکید قرار داده و نقش دولت ها را در خصوص ارتکاب جرایم تروریستی مطرح ساخته است. در این دستورالعمل، دولت های عضو روش های مقابله با تروریسم را در طی شش بند مورد اشاره قرار داده اند که از جمله می توان به مواردی از قبیل “اقدام در جلوگیری از هرگونه حمایت مستقیم و غیر مستقیم از عملیّات های تروریستی، همکاری در راستای مبارزه با تروریسم از مجرای تدوین مجازات و بازداشت متهمین اشاره نمود”( بند دو قطعنامۀ شمارۀ پ-۷/۴۳ تحت عنوان دستورالعمل دول عضو سازمان کنفرانس اسلامی در مبارزه با تروریسم بین المللی، مصوب ۱۹۹۴).
    ۲-۲-۱-۱۲- معاهدۀ همکاری میان دولت های عضو کشورهای مستقل مشترک المنافع در مبارزه یا تروریسم
    معاهدۀ همکاری میان دولت های عضو کشورهای مستقل مشترک المنافع در مبارزه با تروریسم، در تاریخ چهار ژوئن ۱۹۹۹ در منیسک روسیۀ سفید، تدوین و سند آن نیز نزد دبیرخانۀ کشورهای مشترک المنافع تودیع شده است (کدخدایی و ساعد، ۱۳۹۰: ۳۹۰). دولت های عضو با درک خطرات اقدامات تروریستی به متعهد بودن نسبت به کنوانسیون های سازمان ملل متحد تأکید می کنند و متعهد می شوند که اقدامات لازم را در زمینۀ همکاری های لازم در رابطه با امور کیفری مرتبط با جرایم تروریستی، انجام دهند. اقدامات غیرقانونی تروریستی در این کنوانسیون عبارت اند از:

    1. خشونت یا تهدید به خشونت علیه اشخاص حقیقی یا حقوقی؛
    2. تخریب یا تهدید به تخریب و وارد آوردن خسارت به دارایی سایر اشیای مادی به نحوی که زندگی افراد را به مخاطره اندازد و همچنین پیامدهای ناگواری برای جامعه به دنبال داشته باشد.
    3. به منظور انتقام گیری از سیاست های دولت، حیات یک دولتمرد یا یک شخصیت سیاسی را تهدید نمایند.
    4. عملی که منجر به تعرض علیه نمایندۀ یک دولت بیگانه، پرسنل عضو یک سازمان بین المللی که از یک مصونیت ویژه بین المللی برخوردار باشند.
    5. تروریسم تکنولوژیکی، استفاده یا تهدید به استفاده از تسلیحات هسته ای، رادیولوژیکی، شیمیایی، بیولوژیکی یا میکرو ارگانیسم های بیماری زا، مواد رادیواکتیو یا سایر مواردی که به سلامت افراد آسیب جدی وارد می سازد (مادۀ یک کنوانسیون همکاری میان دولت های عضو کشورهای مستقل مشترک المنافع در مبارزه یا تروریسم، مصوب ۱۹۹۹).

    در خصوص اعمال غیرقانونی که در این معاهده مورد جرم انگاری کیفری قرار گرفته اند، می توان به دستۀ دوم از اعمالی اشاره نمود که در فوق به آن ها اشاره گردید. در این معاهده هرگونه عملی که منجر به تخریب دارایی افراد یا جامعه گردد یا این که آن ها را مورد تهدید قرار دهد جرم تروریستی قلمداد نموده است و از آن جایی که تروریسم سایبری نیز منجر به تخریب دارایی های افراد و جامعه می گردد، جرم انگاری غیرمستقیم تروریسم سایبری با مفاد این معاهده مطابق است. زیرا سیستم های رایانه ای و مخابراتی و همچنین داده ها، امروزه دارایی های استراتژیک یک جامعه محسوب می گردند. معاهدۀ مذکور در خصوص دیگر مقررات مربوط به پیشگیری کیفری از جرایم تروریستی، به عین مقرر می دارد:
    «همۀ اعضاء بایستی در پیشگیری، توقیف، کشف، بازجویی یا تحقیق از اقدامات تروریستی مطابق این معاهده، قوانین داخلی و تعهدات بین المللی خود با یکدیگر همکاری کنند» (مادۀ دو کنوانسیون همکاری میان دولت های عضو کشورهای مستقل مشترک المنافع در مبارزه یا تروریسم، مصوب ۱۹۹۹). تمهید اقدامات دادرسی توسط مجموعه ای از کشورها، رعب و ترس را به بزهکاران بالقوه و بالفعل انتقال می دهد که در صورت ارتکاب جرایم مندرج در این معاهده، تمام کشورهای عضو سعی خود را برای دستگیری و به کیفر رساندن آن ها به کار می گیرند.
    ۲-۲-۱-۱۳- کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم و پروتکل سال ۲۰۰۴ الحاقی به آن
    کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم، در تاریخ ۱۴ ژانویۀ سال ۱۹۹۹ از سوی سازمان وحدت آفریقایی (OAU) تصویب و سند آن نزد دبیر کل این سازمان تودیع گردیده است (جلالی، ۱۳۸۴: ۵۶). در مقدمۀ این کنوانسیون به مسائل مختلفی از جمله اشکال مختلف تروریسم و انگیزه های مرتکبان اشاره نموده و در ادامه به قطعنامۀ ۶۰/۴۹ مجمع عمومی مصوب نه دسامبر ۱۹۹۴ و اعلامیۀ ضمیمۀ آن، قطعنامۀ۲۱۰/۵۱ مجمع عمومی مصوب ۱۷ دسامبر ۱۹۹۶ پرداخته و نگرانی خود را نسبت به پدیدۀ مجرمانۀ تروریسم بیان می دارد. اقدامات تروریستی مورد اشاره در این کنوانسیون شامل:

      1. اقدام یا تهدید به نقض قوانین کیفری دولت های عضو این کنوانسیون؛
      2. اقدامی که منجر به آسیب به حیات، تمامیت جسمانی و آزادی فردی یا گروهی شود یا موجب خسارت به دارایی خصوصی و عمومی افراد، منابع طبیعی، محیط زیست، میراث فرهنگی شود یا قصد ارتکاب چنین عملی را داشته باشد.

    عکس مرتبط با محیط زیست

    1. کسی که ایجاد وحشت نماید و حالت ترس یا وحشت را تحریک کند، همچنین کسی که بر روی دولت یا نهاد، جمعیت و گروهی متوسل به اعمال فشار و تهدید شود.
    2. کسی که در خدمات عمومی و خدمات مالی عمومی اختلال ایجاد کند یا یک وضعیت آشوب در جمعیتی ایجاد کند.
    3. کسی که آشوب و قیام عمومی را در درون خاک دولت عضو این کنوانسیون ایجاد یا اقدام به چنین عملی را تحریک کند.
    4. کسی که اقدام به حمایت مالی، تأمین مالی، مساعدت، تحریک و تشویق، توطئه و سازماندهی و تجهیز اشخاص به قصد ارتکاب هر یک از جرایم مذکور در این کنوانسیون (بند سه مادۀ یک کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم، مصوب ۱۹۹۹).

    در این کنوانسیون، هم صرف تهدید و ایجاد ترس در افراد یک جامعه یا گروه و هم اقدامی که منجر به اخلال در ارائۀ خدمات عمومی و خدمات مالی گردد، اقدامی تروریستی معرفی شده است. عمده ترین آماجی که تروریست های سایبری از آن برای رسیدن به اهداف عمدتاً سیاسی، اقتصادی خود از آن استفاده می کنند، تخریب داده ها یا سیستم های رایانه ای و مخابراتی هستند که از آن ها به عنوان ادارۀ امور عمومی کشور استفاده می شود. با استناد به برخی از مفاد عام این کنوانسیون، اگر فرد یا گروهی دست به تخریب تأسیساتی بزنند که منجر به اختلال در ارائۀ خدمات عمومی، مانند اختلال در خدمات مخابراتی اورژانس یا پلیس ۱۱۰ شود، تروریسم سایبری مشمول مقررات این کنوانسیون خواهد بود.
    در خصوص امور کیفری مرتبط با جرایم تروریستی و به طور کلی حوزۀ همکاری، دولت های عضو متعهد می شوند اقداماتی را انجام دهند که عمده ترین آن ها عبارت اند از:

    عکس مرتبط با اقتصاد

    1. “در قوانین داخلی خود اصلاحات را انجام داده و اقدامات تروریستی را به عنوان جنایت تلقی نمایند.
    2. اسناد بین المللی مبارزه با تروریسم را امضاء و تصویب نمایند.
    3. ارتقای تبادل اطلاعات و تجربیات دربارۀ اقدامات تروریستی و ایجاد یک مرکز داده به منظور جمع آوری و بررسی عناصر تروریسم، گروه های تروریستی، تحرکات و سازمان های تروریستی.
    4. تقویت روش های کنترل و نظارت دریایی، هوایی و زمینی در مورد اقدامات تروریستی و شناسایی آن ها به منظور پیشگیری از حملات تروریستی.
    5. محافظت از موقعیت هایی که به منظور پی ریزی اقدامات تروریستی استفاده می شود.
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:00:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      کتاب شناسی دستور زبان فارسی دوره معاصر- قسمت ۵۰ ...

    د ـ لوح فشرده:
    ۲۱ـ کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
    ه‍ ـ نرم افزار:
    ۲۲ـ کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی.

    فصل دوم ـ پایان نامه ها

     

    1. آخشینی، علی. “بررسی رشد فعل مرکب در گفتار چند کودک فارسی زبان”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۱، ۲۱۲ ص، جدول، واژه نامه، کتابنامه.

    رشد زبان/ فراگیری زبان/ فعل مرکب/ کودک فارسی زبان.

    1. آرادگلی، ماری. “بررسی واج شناسی گویش تاتی دهکده کجل بر اساس روش های نوین زبان شناسی”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹، ۶۵ ص، جدول، واژه نامه، کتابنامه.

    گویش تاتی/ گویش کجل/ کجل (روستا)/ خلخال/ بررسی واج شناسی.

    1. آرمیده، مینا. “بررسی گروه اسمی گویش لری بختیاری مسجدسلیمان”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۷۱، ۲۳۲ ص، نقشه، جدول، واژه نامه، کتابنامه.

    گویش لری بختیاری/ مسجدسلیمان/ گروه اسمی.

    1. آره گلیانس، سامسون. “روش پژوهش گویش ها”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵، ۳۴ ص.

    گویش شناسی/ روش مطالعه گویش ها.

    1. آریاپور، کبری. “تحلیل سبکی ۵۰ غزل از دیوان حافظ”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۹، ۲۵۹ ص، جدول.

    حافظ/ تحلیل سبکی/ بررسی آوایی/ بررسی دستوری/ بررسی معنایی.

    1. آشنای قاسمی، بهروز. “بررسی ساخت واژی لهجه سبزواری به روایت کلیدر: ج ۱ (شامل کتاب های ۱و۲)”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶، ۳۹۳ ص، کتابنامه.

    بررسی ساخت واژی/ لهجه سبزواری/ کلیدر.

    1. آصفی، تاج ماه. “نکات دستوری در دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۵۶، ۶۱ ص.

    بررسی دستوری/ حافظ شیرازی/ دیوان.

    1. آفاری، جانت. “مقایسه آوایی زبان فارسی (گویش تهرانی) و زبان انگلیسی (گویش آمریکایی) با درنظر گرفتن موارد اختلاف”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶، ۱۸۳ ص، تصویر، جدول، نمودار، کتابنامه.

    گویش تهرانی/ گویش آمریکایی/ بررسی تطبیقی.

    1. آقابابایی باد افشانی، رضا. “تحلیل تاریخی پیرامون واژه های اصیل گویش نائینی همراه با تحلیل آوایی و دستوری”. پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ و زبان های باستانی، دانشکده؟، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰، ص؟.

    گویش نائینی/ تحلیل تاریخی/ تحلیل آوایی/ تحلیل دستوری/ واژه های اصیل.

    1. آقایی میبدی، فروغ. “مقایسه فرایندهای آوایی گونه معیار با گونه گفتاری میبد یزد”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۸، ص ۴۹، کتابنامه.

    فارسی معیار/ گویش میبد یزد.

    1. آگاه، محمدتقی. “اختلافات دستوری در کتاب های دستور زبان فارسی”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۵۶، ۸۰ ص، کتابنامه.

    دستور زبان فارسی/ کتاب های دستور زبان فارسی/ زبان فارسی.

    1. آهنگر، عباس علی. “توصیف و بررسی پاره ای از خطاهای واجی در گفتار تعدادی از دانشجویان فارسی زبان”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۲، ۲۲۱ ص، کتابنامه.

    یادگیری/ آواشناسی/ زبان فارسی/ زبان انگلیسی/ زبان دوم/ واج ها/ خطاها و زبان آموزی/ دانشجویان.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 02:00:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی عوامل موثر بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت (مطالعه موردی دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی)- قسمت ۵۳ ...

    فَر َ می الدَّهْرُ وَصْلِهُ بِیَدَیهِ
    عَنْ قَریبٍ بِکَفِهِ عَیْنیِهِ
    (ابو نواس؛ ۱۴۰۷: ۵۴۵)

    ترجمه
    ۱-من به جهت رسیدن به سرورم شاد و خوشحالم، روزگار وصلش را با دوستانش ربوده است.
    ۲- خداوند همه افراد بدگو را لعنت کند که دست و چشمان او بزودی با هم سازگار می شوند.
    افراد بدخواه رابطه میان شاعر و خلیفه را به بدی کشانده اند، شاعر با نفرین این افراد بدخواه و طلب لعنت و نابودی و کور شدن آنها را نفرین می کند، و آرزو می کند که به زودی تأثیر دعایش را ببیند.چاره ای جز نفرین کردن آنها نداشت.
    دعبل خزاعی(وفات ۲۴۶ هـ ) هم انسان پست و بی ارزش را نفرین می کند و می گوید:

     

     

    ۱-ما کُنْتُ – اِذْ طَلَبْتَ یَدایِ بِکَ الْغَنی-
    ۲-وَ الْمَجْدُ یُفْسِدهُ اللَئیم بلَوْمِهِ
    ۳-یا رَبِّ اِنَّ غِنی اللئِیم یَسُونِی
      اِلاّ کَطالِبِ خُطْبَهٍ مِنْ أخْرَسِ
    کالمسک یَفْسدُ ریحهِ بالکُنْدُسِ
    فَاَصْرِفِ غَناهُ اِلی الْجَوادِ المُفْلَسِ
    (دعبل خزاعی؛ ۱۴۱۷: ۹۱)

    ترجمه
    ۱-اگر دستانم به وسیله تو پی در پی بی نیاز باشد من هم چون کسی می شوم که ازفردی کر و لال تقاضای خواستگاری می کنم.
    ۲- انسان پست و بی ارزش با سرزنش خود بزرگی و عظمت را به فساد می کشاند هم چون بوی خوش مشک که با بوی کندس از بین می رود.
    ۳- پروردگارا بی نیازی انسان پست و بی ارزش سبب ناراحتی من می شود بی نیازی او را به انسان فقیر و بخشنده ای عطا کن.
    شاعر برای نفرین خود صفات فرد مورد هجو را آماده می سازد، او را بخیل می شمارد و بر این باور است که انسان پست، مجد و بزرگی او را با سرزنش کردن فاسد می گرداند همانطور که مشک بویش فاسد می شود زمانی که با کندس در می آمیزد که بوی بدی از آن بلند می شود از خداوند متعال می خواهد که آنچه از بزرگی و ثروت به او بخشیده است از او باز پس بگیرد و آنرا به افراد سخاوتمند ببخشد.و این افراد را هم چون حالت اولش فقیر و نیازمند کند.شاعرعماره بن عقیل(وفات ۲۳۹ هـ ) هم بنی منقذ را نفرین می کند و می گوید:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

     

     

    ۱-بَنی مَنْقَذْ لا آمْنَ اللهُ خَوْفُکُمْ
    ۲- فَمَنْ یَرْتَجیکُمْ بَعْدَ (نائِلهَ) اَلتَّی
    ۳- دَعَتْهُ وَفی اَثوابِهِ مِنْ دَمائِها
      وَزادَکُمْ ذِلاَّ وَرِقَّهَ جانِبٍ
    دَعْتَ وَیْلَها لَما رَأتْ ثارَ غالبٍ
    خَلیطا دَمَ مِنْ ثَوبِهِ غَیْرَ ذاهبٍ
    (عماره بن عقیل؛ ۱۹۷۳: ۳۳۱)

    ترجمه
    ۱- ای بنی منقذ خداوند ترس شما را تبدیل و بر ذلت و بدبختی و فقیری شما بیفزاید.
    ۲- چه کسی به شما می بندد بعد از آن نائله ای که عذابش را زمانی که انقلاب غالب را دید.
    ۳- رها کرد در حالی که در خون خود در میان لباسهایش می غلطید خون به لباسهایش آغشته شده بود و جاری نمی شد.
    شاعر نام فرد نفرین شده را می برد (بنی منقذ) کسانی که نائله را به عقد کسی درآوردند که پدر و برادرش را کشته بودند، دعای او دارای چند قسمت است (خداوند ترس شما را تبدیل) و (ذلت و فقر شما را افزایش دهد). در اولین جمله دعایی آنها را نفرین می کند که ترس آنان از دشمنان ادامه یابد که آنها را محاصره کرده اند و روزگار آنها پریشان و پر از دلهره باشد و هیچ راحتی و امنیتی نداشته باشند.(مشخص است که امنیت از نعمت های الهی است و علی (ع) در بیانی از دو نعمت مهم یعنی صحت و امان (سلامتی و امنیت) نام می برد ). امنیت نعمتی است که فقط کسی آنرا درک می کند که امنیت از او گرفته شده باشد، و این جمله دعایی دوم را به آن اضافه می کندکه خداوند بر ذلت و خواری آنها در مقابله با دشمنان، صیغه مستقیم برای دعا، عمق تأثیر واقعه بر شاعر را مشخص می کند، شاعر از انقلابی خشمناک عبور می کند که در خلال جمع صیغه های دعایی پشت سرهم که با آن بنی منقذ را نفرین میکند، مشخص میشود که نتیجه عکس العمل شدید اوست، پس تلاش میکند که یک هنر غمگین وپنهان را از خلال مدارا و احترام به عادات اجتماعی نمادین در انقلاب برانگیزد و آنرا برگیرد. (التوفیق؛ ۱۹۹۸: ۴۱۲- ۳۹۳)
    در برخی از موارد دلالت ضمنی ابیات نفرین بیانگر انتقام گرفتن است. مثل این مورد که شاعر عماره بن عقیل، بنی اسد بن خزیمه را نفرین می کند و می گوید:

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

     

     

     

     


     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:59:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی اساطیر در خمسه نظامی- قسمت ۴ ...

    در این قرن «صوفیه علاوه بر قرآن از جاذبه فلسفه و علم کلام مصون نماند. و یک نوع تصوف نظری و عرفان مدرسی پیدا شد که در قرن بعد به دست محیی الدین ابن العربی و صدرالدین قونیوی و شیخ عراقی به مقام کمال رسید. (همان ،۱۳۷۰،۲۷)
    اما سوای تاثیر تعصب در برخی از اهل ذوق و عرفان، تصوف در این قرن راه کمال را می پیماید و از اقبال وسیعی روبروست. علت گسترش این نظریه را می توان مربوط به شرایط اجتماعی عصر نیز دانست. در این دوره آلودگی مادی فقیهان و محدثان که در کنار امور مذهبی به اداره مدارس دینی، تولیت امور وقفی، آشغال مصدر قضاوت پرداخته اند، و در مال دست در دست مدیران سیاسی گذاشته اند و در اجحاف به مردم شریک جرم پادشاهان و سیاستمداران هستند، امری کاملاً مشهود است. نتیجه این عمل، انزجار پنهانی مردم از این طبقه و گریزشان بسوی اهل عرفان می باشد. (همان ،۱۳۷۰،۲۸)
    نکته دیگری که در این دوره باعث پر شدن خانقاههاست، خستگی روحی و جسمی مردم است از جنگهای پیاپی قبیله ها و تحمل زیانهای حاصل از غارتهای مکرر قومهای ترک نژاد. جنگهای صلیبی نیز که از اواخر قرن پنجم آغاز شده و تا اواخر قرن ششم ادامه داشته است، به اضافه خونریزیهای حاصل از ستیز فرقه های شیعی، سنی، اسماعیلی، اشعری و معتزلی، عوامل موثری است در راه سوق دادن مردم آزاد اندیش و آرامش طلب به سوی مکتب صلح و صفا، عشق و محبت و خارج از تعصب قشری یعنی عرفان. (همان ،۱۳۷۰،۲۹)
    انحطاط جامعه در این دوره باعث شده تا شاعران عصر نیز دچار تنگ نظری، سرگرمی به مسائل حقیر و شخصی و بحث در جزئیات، طعنه بر آرای یکدیگر، و بدتر از همه هجو شوند. خودستایی و اظهار فضل، خودبینی و نشان دادن معلومات، شکایت و ناله از مجهول ماندن مقام، مشاجره های قلمی، نکاتی است شایع ما بین شاعران این عصر نظیر خاقانی، ابوالعلاء گنجوی، رشید و طواط، جمال الدین عبدالرزاق. (همان ،۱۳۷۰،۲۹)
    نظامی نیز در عین گوشه گیری، با آنکه نام شاعر مشخصی را هرگز به زبان نیاورده است، ولی پیوسته از دزدان شعر خویش و حسودان شکایت می کند و به تبعیت از انحطاط اخلاقی عصر حتی از استعمال واژه های رکیک خودداری نمی کند. (همان ،۱۳۷۰،۳۰)
    اخلاق وایمان وتوحید وعرفان نظامی :
    نظامی عارفی است زاهد وزاهدی است عارف انسانی است کامل وکاملی است خداشناس معرفت خدا سراسر هستی اش را فرا گرفته ذرات وجود وفکر وروحش همه در ذکر خداست ،از خود تهی است واز خدای پر ،واعظی است مشفق وعالمی است عامل ،مناعت طیع وغنای معنوی اش در حد اعلاست ،بالاتر از همه در براب آفریدگار بنده ای افتاده ودر مقام تسلیم وآغاز سخن را با ایه قران کریم برکت بخشیده وگفته :
    بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم (آغاز مخزن الاسرار )
    (زنجانی ،۱۳۷۰،۷۹)
    ۴-۲-۱۲-مشرب و مسلک نظامی
    نظامی مسلمانان معتقدی است و از اشعار او کاملاً روشن است که سنی مسلک است ولی روشن نیست که پیرو کدامیک از مذاهب اهل سنت می باشد. ایمان و اعتقاد او به رسالت نبی اکرم (ص) و خلافت خلفای راشدین به طریق سنیان کاملاً مشهود است. بعلاوه تمام آثار او با نام و ذکر و نیایش و ستایش پروردگار آغاز شده است که مسلمانی او را نشان می دهد.
    اعتقاد به روش اهل سنت بطور طبیعی شاعر را از نظر اصول بسوی فکر اشعریان سوق می دهد. نکته های فراوانی از شعر او قابل استنباط است که او را شعری مسلک می نماید. از این قبل است موافقت او به رویت خداوند به شرط تنزیه از زمان و مکان و مقابله، چنانکه پیامبر (ص) در شب معراج بدان حصول یافت.
    نکته دوم تبعیت از اشعریان است در موضوع جبر و اختیار که بنابر اصول آنان راه جبر را در موضوع خیر و شر برگزیده است. (ثروت ،۱۳۷۰،۳۵)
    ۴-۲-۱۳-شخصیت نظامی
    نظامی در وهله نخست مردی است با تقوی، پای بند به اصول اسلامی، زهد پیشه و گوشه نشین. و گوشه نشینی خود حاصلی است از معتقدات نخستین وی. زیرا با توجه به اوضاع اجتماعی عصر وی، او چازه ای جز گوشه نشینی نداشته است تا خویشتن را به فساد زمانه و اهل زمان نیالاید. با وجود گوشه نشینی گلایه های متعدد وی از همکاران، مردم، اهل زمان وحسودان، حاکی از آن است که از تنگ نظریهای عصر مصون نبوده است.
    می گوید: «دنیا پراز جویندگان است. عده ای دریا را می کاوند و گروهی در پی در و مرواریدند. اما کمتر کسی در این روزگار دیده می شود که میل اش بسوی جستجوی آموزگار باشد. بنابراین شاعر که اهل دریا و در نیست و اهل سخن و معرفت است، چون شنونده ای نمی یابد سعی می کند از دوستان ببرد و به تماشای باغ و بوستان شعر خویش بسنده کند».
    از سوی دیگر نظامی، شاعری است که به ارزش کار خویش واقف است. کلام منظوم را نه تنها برتر از نثر می داند، بلکه شاعر واقعی را در ردیف سایه پیامبر و در مرتبه پس از انبیاء می گذارد. معتقدات کلام منظوم پر از حکمت، سخنی ساده نیست بلکه پاره ای از روح شاعر است که در قالب کلام شکل می گیرد. (ثروت ،۱۳۷۰،۳۹)
    با وجود محیط فاسد و نگرانیهای عمیق نظامی از کم مایگان و حسودان، وی معتقد است که شاعر خوب برای پول شعر نمی گوید. این نکته از انتقاد نظامی نسبت به سخن گویان مزدبگیر و دغل که شعر را به خاطر «سیم» می سرایند روشن می شود. وی آنان را عاشقان و مردگان زر می نامد. می گوید ظاهراً مقامشان والاست ولی همانان از همه کس پست ترند؛ زیرا باعث سقوط ارزش سخن می شوند. چنین اشخاصی نمی دانند هر آنکه لباس زرین هدیه شده شاهان پوشید عاقبت نصیب و غذای شمشیر آنان نیز شد. از این جاست که وی پیشنهاد می کند شاعر اول در علم شرع کامل شود سپس شعر بگوید تا به گمراهی نیفتد. (همان ،۱۳۷۰،۴۱)
    نظامی در جای دیگری هم اشاره دارد که مایه کار او نه زر بلکه عشق است. در شرفنامه می گوید: « اگر من برای زر مانند دیگران این کتاب را نساخته ام، و عشق سخن مرا به سخن سنجی وادار کرده است، و در طلب زر نیستم چندان شگفت نیست. زیرا در عالم عشق مانند من ترک کننده زر و سیم فراوانند».
    از همین جاست که ویژگی شخصیت نظامی، یعنی مناعت طبع او آشکار می شود. و درست برعکس شاعران مداح که عاشق ملاقات با شاه اند، و حضور در دربار شاه را افتخاری عظیم بر خود می دانند، وی پیوسته از حضور در محضر شاهان خود را معذور نشان داده و به بهانه ای از دیدارها دوری جسته است. (همان ،۱۳۷۰،۴۲)
    نظامی علاوه بر خلوت گزینی، سکوت و آرامش شب را بسیار دوست می دارد. بارها از مزایای آن سخن گفته است. (همان ،۱۳۷۰،۴۴)
    نکته قابل توجه دیگر حالات روحی شاعر است به هنگام پیری. نظامی هرگز جوانی را فراموش نمی کند. بویژه آن زمان که «تن خمیده گشته، رخسار سرخ به زردی گراییده، پای تیزرو کند شده، موها سپید گشته و نشاط رخت بربسته است و حتی میل، به خواب ابدی و سفر بسوی جهان باقی است، نه گوش حوصله شنیدن آواز و نه سر میل به لهو دارد، نظامی به حسرت جوانی می نشیند. (همان ،۱۳۷۰،۴۵)
    ویژی دیگر شخصیت نظامی، عفت قلم و بیان و در مجموع محجوب بودن اوست. اولاً وی معتقد به داشتن یک همسر است نه زیاد:
    از آن مختلف رنگ شد روزگار
    که دارد پدر هفت و مادر چهار
    چو یک رنگ خواهی که باشد پسر
    چو دل باشد یک مادر ویک پدر
    و این اعتقاد را خود نظامی عمل کرده است و هرگز دو زن در کنار هم نداشته است. در ثانی جز مخزن الاسرار، بقیه آثار نظامی صحنه های عاشقانه فراوانی دارد اما هرگز زبان و قلم را به ایجاد صحنه های رکیک سوق نداده است. (همان ،۱۳۷۰،۴۷)
    بدین ترتیب می توان نظامی را از نظر ویژگیهای اخلاقی، شاعری پرکار، صبوری، با عفت، گوشه گیر، قانع، با نزاکت، با گذشت، مثبت، علاقه مند به شهر و دیار، قوم و خویش، خانه و خانواده، گریزان از جنجال و دربار و زندگی اشراقی دانست. به قول ادوارد براون «کوتاه سخن آنکه، او را باید ترکیبی دانست از یک نبوغ عالی و شخصیت معصوم». (همان ،۱۳۷۰،۴۷)
    ۴-۲-۱۴-مدفن نظامی
    مدفن نظامی در شهر گنجه است و وی آرامگاهی داشته که زیارتگاه و تا مدتی پس از الحاق گنجه به روسیه برقرار بوده است.(زنجانی ،۱۳۷۰،۱۶)
    در حدود سال ۱۳۰۴ قمری آدمای گنجه در صدد بر آمدند که بقایای جسد نظامی را از محل اصلی خود به شهر گنجه انتقال داده و در آنجا گند و رواقی عالی بر او بنا کنند (همان، ۱۷، ۱۳۷۰).
    در تاریخ ۱۹۲۲ میلادی (سه سال قبل از این) کمیسیونی از معارف خواهان گنجه بنام کمیسیون نظامی تشکیل گردید و از این کمیسیون اشخاص ذیل (میرزا محمد آخوندزاده مرحوم شاعر و معلم، جواد بیک رفیع بیک اوف مورخ، میر کاظم میر سلیم زاده معلم) برای امور اداری انتخاب و قرار دادند که وجهی از طریق اعانه وتیاتر و گاردن پارتی جمع آوری کرده جنازه نظامی را از محل حالیه که در بیابان واقع است بداخل شهر نقل نموده در میدانی که مقابل مسجد شاه عباس است مقبره عالی بنا کرده دفن نمایند. در تاریخ ۱۹۲۳ در ماه مارث روسی شروع به عملیات نمودند بعد از اینکه سنگ و خاکها را که مانند تلی بود خارج کردند مقابل درب مقبره قبری پیدا شد آن را شکافته استخوانهای سفید و نازک و کوچکی بیرون آمده قبلاً همین استخوانها را جنازه نظامی تصور کرده میان صندوقی می گذارند سپس از نازکی و سفیدی استخوانها تردیدی حاصل شده مجدداً بکندن سطح دوم شروع می کنند به عمق یک ذرع که کنده می شود بناء و پایه های گنبد ظاهر گشته و در پایین مقبره سنگی به ارتفاع ده گره در کنار دیوار پدیدار و در اطراف آن سنگ ریگ و خاکهای زرد رنگ مشاهده می کنند همین که خاک و ریگها را بیرون آورده و مقدار دو ذرع دیگر زمین را حفر می کنند دیواری از سنگ ظاهر می شود بعد از خراب کردن این دیوار سنگی به دخمه ای می رسند که یک قسمت سقف آن دخمه بواسط فشار سنگ و خاک زیاد ریخته و خراب شده بود پس از آنکه سنگ و خاکها را از دخمه بیرون می آورند اسکلتی در میان صندوق چوبی پیدا شده که طول آن دو ذرع و دوازده گره بوده است (ذرع روسی است) جمجمه سر و استخوانهای اعضا سالم از آثار جنازه و پارچه های صندوق معلوم بود که در دفن جنازه نظامی کمال احترام معمول و منظور شده است اضافه بر کفن معمولی جنازه را با یک طاقه شال ترمه پوشانده و صندوق را نیز با شال ترمه دیگر پیچیده اند که بعضی تکه های شال در اطراف صندوق باقی بوده که به موزه دولتی باکو حمل گردیده است. (همان ،۱۳۷۰،۲۱)
    جنازه اولیه که از قبر بیرون آمد معلوم نشد از کی بوده و در چه زمانی فوت کرده است از آثار و علائم واضح بود که نعش دختری بوده و در تدفین آن نیز احترامات فوق العاده مراعات و با حریر تکفین شده است.
    جنازه نظامی مطابق عادات معموله ترک ها در میان دخمه گذاشته شده بود- کمیسیون نظامی استخوانهای نظامی را به همان صندوقی که استخوانهای دختر بوده گذارده در دوورسی شهر گنجه (یک میدانی) در میان باغ امانت می گذارند تا بعد از اتمام مقبره جدید بدانجا نقل نمایند.
    در این موقع کمیته تتبعات اثار عتیقه آذربایجان (قفقاز) از این واقیع مسبوق این جانب را برای تحقیق و تفتیش کامل واقعه و تدفقین جنازه انتخاب و به شهر گنجه اعزام می دارند، بعد از ورود به گنجه (اوایل ماه اوکتابر) با کمیسیون نظامی ملاقات و تحصیل اطلاعات کرده مقاصد خود را با اعضاء کمیسیون و حکومت محلی اظهار و با همراهی دو نفر نماینده ایشان به محل مقبره رفته بعد از معاینه آنرا کاملاً مرمت و تعمیر نمود و جنازه نظامی را آورده در همان مقبره اولیه دفن نمودم.
    بواسطه اینکه استخوانهای نظامی با استخوانهای دختر مخلوط و جدا کردن امکان نداشت بعلاوه استخوانهای نظامی از هم مجزی و رنگ آن قهوه ای و شروع به پوسیدن گذاشته بود نتوانستیم عکس از آن برداشته ناچار با همان حال مراسم تدفین بعمل آمد. معلومات دیگری که بدست آمد این است از قرار اظهار یک نفر پیرمرد دهاتی که در آن حوای سکنی داشته تقریباً چهل و پنج سال قبل از این هیئتی از فرنگیان (فرانسه) به آن صفحات آمده مخفیانه مشغول حفر قبر نظامی شده پارسنگهایی حکاکی و نقاری شده و بعضی آثار عتیقه دیگر را از آنجا بیرون آورده می خواهند ببرند در این اثنا اهالی قریه «حاجی ملک لی» مسبوق و در مقام جلوگیری بر می آیند تا بالاخره یک پارچه از آن سنگها را که محکوک و از زیر سر جنازه نظامی برداشته بودند از دست فرنگیها می گیرند بعد از مدتی با اقدامات دولت فرنگ (فرانسه) مجدداً آن سنگ را از دهاتیها مسترد می دارند. (همان ،۱۳۷۰،۲۲)
    مرحوم سعید نفیسی در مقاله ای در مجله ارمغان سال پنجم ص ۱۶۲ نوشته گوید:
    شنیده ام اهالی گنجه سال گذشته اهانت شدیدی بر تربت وی وارد آورده اند بدین معنی که جمعی از مردم شهر بخیال افتادند که مزاری در داخله شهر ترتیب دهند و بقایای وی را از خارج به آنجا حمل کنند و بهمین جهت مقبره نظامی را نبش کردند و تابوت چوبین منبتی را که بسیار کهن بود و بر اطراف آن خطوطی کهنه نقش کرده بودند، بیرون کشیدند و با احترامات بداخل شهر آوردند ولی در این حین یکی از کوته نظران شهر اظهار کرد که این حکیم و شاعر بزرگ از مردم گنجه نبود و از اهالی قم بشمار رفته است. بهمین جهت رواقی را که خیال داشتند در داخله شهر بر سر بقایای جسد وی بسازند، ترتیب ندادند و آن تابوت در بدر را دوباره به همان محلی که در خارج شهر مدوفن بود برگرداندند و بخاک سپردند… (همان ،۱۳۷۰،۲۲)
    ۴-۳-۱-دیو :
    ((واژه دیو که در اوستای دیؤ (Daeva) و هندی باستان دیو (Deva)خوانده می شود اصلاً به معنی خدا است . این واژه در قدیم به گروهی از خدایان آریایی اطلاق می شد ولی پس از ظهور زردشت و معرفی اهورا مزدا خدایان قدیم (دیوان ) ،گمراه کنندگان و شیاطین خوانده شدند .کلمه ی دیو نزد همه ی اقوام هند و اروپایی ، به جز ایرانیان ،هنوز همان معنی اصلی خود را که ((خدا)) باشد حفظ کرده است در اوستا ، دیوان ،خدایان باطل یا گروه شیاطین و یا مردمان مشرک و مفسد تلقی شده اند و چنین بر می آید که در عهد تدوین این کتاب هنوز اهالی مازندران و گیلان یا عده ای از آنها ، به همان کیش قدیم آریایی بوده و به گروهی از دیوان اعتقاد داشته اند زیرا غالباً در اوستا از دیوهای مازندران و دروغ پرستان دیلم و گیلان سخن رفته است این دیوان ، در روایات ملی و به خصوص در شاهنامه ، به مرو رایام ، هیئت عجیبی یافته و به صورت های سهمگین تصویر شده اند سیامک به چنگ دیوان گرفتار شد و هوشنگ و جمشید و تهمورث بر دیوان چیره شدند و از آنها بسیار چیزها آموختند .روایاتی مشابه ، در فرهنگ دوره ی اسلامی ، به سلیمان نسبت یافته اند .
    در آغاز ، کلمه ی ((دیو)) نزد زردشتیان باختر و خاور ؛بر خدایان دشمن اطلاق می شد و سرانجام ، به دنبال یک تحول کند و دراز مدت ، غولان و موجودات اهریمنی دیگر ، در شمار دیوان قرار گرفتند . قوای بشر که عمال و کارگزاران و مخلوق اهریمن اند ، در برابر و به اندازه ی قوای خیر و خدایان هستند .شمار دیوان ، مانند ایزدان ، نامتناهی است . بخشی از اوستا که به نام وندیداد (قانون ضد دیو ) مرسوم است بیماری و آن چه را که نا خوشایند است ،به دیوان نسبت می دهند و مزدیسنان را قطب مخالف دیو سنان می داند در فرهنگ اسلامی ، به خصوص در کتاب های حیوان شناسی عربی ، از دیو به ((عفریت )) یاد شده و داستان ها و روایات عجیبی در سر گذشت عفریت ها آمده اند .مطابق روایات ، دیوان ، موجوداتی زشت و شاخ دار و حیله گرند و از خوردن گوشت آدمی روی گردان نیستند .اینان اغلب سنگدل و ستم کار و از نیروی عظیمی بر خوردارند ؛ تغییر شکل می دهند ؛درانواع افسون گری چیره دست اند و در داستانها به صورت های دلخواه در می آیند و حوادثی ایجاد می کنند گاهی پارسیان .هر سر کش متمردی را ، خواه جن و خواه غیر از آن نیز کسانی را که در زمان خود از اقران قوی تر بوده اند و مطیع حکام نمی شده اند ،دیو نامیده اند .در شاهنامه ی فردوسی ،دیوان نقش های عمده ای ،به صورت ها و مفاهیم مختلف ،برعهده دارند و تقریباً هیئت و منش دیوهای کتابهای مذهبی را دارند اگر چه ، دیووان به رنگ سیاه مجسم شده اند ولی نام آورترین دیو شاهنامه ، که سرکرده ی دیوان مازندران است ، دیو سپید است .در ادبیات فارسی ، به جز شاهنامه ،پیرامون دیو و پری کمتر سخن رفته است و آنچه هست ، اغلب ، جنبه ی نمادین دارد .در داستان ویس و رامین ،عشق لجام گسیخته ی ویس به رامین ،به دیوی تشبیه شده که با چنگال زهر آلود خود ،قلب ویس را می خلد .در خسرو و شیرین یا فرهاد ضمن شکوه ی عاشقانه می گوید : من دیو نیستم که از برابر مردم بگریزم .
    در ادبیات فارسی ،دیو گاهی مرادف اهریمن در اندیشه ی ایرانی ، و گاه به معنی شیطان در فرهنگ اسلامی و زمانی ،به مفهوم غول و عفریت و موجودات خیالی است که بیشتر در افسانه های عامیانه ، از جمله سمک عیار و امیر ارسلان، تجلی یافته است ترکیبات زیادی نیز در زبان فارسی با کلمه ی دیو ساخته شده که چه به مفهوم کنایی و چه به معنی رسمی آن ، به نوعی با بنیاد و پیشینه ی این کلمه در ارتباط است .در آثار اخلاقی و عرفانی ، دیو نفس و دیو حرص و شهوت و امثال آن ، از این لحاظ قابل توجه اند )).(یا حقی ، ۱۳۸۶،۳۷۳-۳۷۱)
    ز تو آیتی در من آموختن زمن دیو را دیده بر دوختن
    چونام توأم جان نوازی کند به من دیو کی دست یازی کند
    بیت ۶۱و۶۲ صفحه ۹۴۱
    معنی : از تو آیت توفیق و عنایت درمن آموختن و از من دیو نفس اماره و شیطان را از خود دور کردن زیرا اگر توفیق و مشیت تو با من باشد نفس و شیطان بر من چیره نخواهد شد .
    نخیزد زمازندران جز دو چیز یکی دیو مردم یکی دیو نیز( بیت ۲۳، صفحه ۹۵۷)
    معنی : از مازندران دو چیز برمی خیزد یکی دیو و دیگری مردمی که خوی و سرشت دیو را دارند .در قصه های شاهنامه ، مازندران ، شهر دیوان است و رستم نیز در داستانی به مازندران با دیو سپید می جنگد
    گروهی زدیوان دستور او به حکمت بنشتند منشور او بیت ۴۳، صفحه ۹۵۷
    چو بر جنگ شد ساخته سازشان گریزنده شد دیو از آوازشان بیت ۴۹، صفحه ۹۷۵
    در این ره فرشته زره می رود که آید یکی دیو و ده می رود بیت ۴، صفحه ی ۹۷۶
    ربودند آن دیو ساران زجای چوکه برگ را مهره ی کهربای بیت ۴۰، صفحه ۹۷۷
    چه لافی که من دیو مردم خورم مرا خور که از دیو مردم برم بیت ۲۰۴ ، صفحه ۹۸۲

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:59:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پایان نامه درباره حقوق متهم//آخرین دفاع از متهم ...

    آخرین دفاع از متهم

    از مباحث مورد اختلاف بین حقوقدانان و قضات، حق متهم برای بیان آخرین دفاع و تکلیف یا عدم تکلیف به اخذ آن از سوی قضات می باشد. عده ای فقط در مواردی خاص اخذ آخرین دفاع را تکلیف دادگاه دانسته اند و حتی به اینکه آیا بیان آخرین دفاع حق متهم است یا خیر، اشاره ای نکرده اند. ولی به نظر می رسد که اخذ آخرین دفاع از تکالیف دادسراها و دادگاه ها (قضات) و بیان آن از حقوق متهم است؛ چرا که وقتی که جرمی به متهم نسبت داده شده و حیثیت اجتماعی او مورد خدشه واقع می شود، نظام قضایی کشور بایستی به متهم حساسیت بیشتری از خود نشان دهد و رعایت کلیه حقوق متهم را به موجب قوانین و راهکارهای قضایی سرلوحه تکالیف خود قرار دهد تا حقوق متهم به درستی تامین شود. ضمن آنکه اصل برائت نیز که به نفع متهم است چنین اقتضائاتی دارد. بنابراین یکی از حقوق اساسی متهم، اخذ آخرین دفاع از متهم است که در دو مرحله ،تحقیقات مقدماتی و دادرسی بعمل می آید. همچنین اخذ آخرین از تکالیف مقام قضایی است وعدم اعمال آن صرف نظر از تخلف انتظامی ،از موارد نقض رای است.در آخرین دفاع ،متهم اظهاراتی را در خصوص برائت خویش اعلام می نماید وچنانچه موثر باشد مقام قضایی مکلف به رسیدگی به آن است.(بند ک ماده ۳ ق.ت.د.ع.ا :ماده ۱۹۳ ق.آ.د.ک)

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    در رسیدگی به جرم متهم، در صورت تصمیم به مجرم بودن وی، قاضی در پایان تحقیقات مقدماتی و در دادگاه بعد از دفاع آخر متهم و قبل از اعلام ختم رسیدگی، آخرین دفاع را اخذ می کند. موضوع آخرین دفاع، انتساب اتهام به ارتکاب جرم به متهم و ارائه دلائل آن است و پاسخ وی بعنوان آخرین دفاع، ایراد شبهه در اثبات یا رد عناصر هر یک از ارکان جرم اتهامی و دلایلی است که علیه متهم ارائه شده است. مضاف بر آن، ممکن است اثبات و بیان اوضاع و احوالی باشد که موجب بی گناهی، تخفیف، تعلیق و معافیت متهم از مجازات می گردد.آخرین دفاع در تحقیقات مقدماتی دادسرا، به علت محدودیتهای صلاحیت وکیل باید توسط خود متهم صورت گیرد، اما درمحاکمه، متهم و وکیل وی، هر کدام یا یکی از آنهامی توانند آخرین دفاع را مطرح کنند. مدت آخرین دفاع، با توجه به خصوصیات هر پرونده، باید متعارف و در هر حال نباید کمتر از مدت طرح دعوی و دلایل علیه متهم باشد.عدم اخذ آخرین دفاع در تحقیقات مقدماتی دادسرا، موجب نقص تحقیقات مقدماتی است، اما عدم اخذ آن در دادگاه بدوی، لزوما موجب نقض حکم محکومیت در دادگاه تجدیدنظر نیست، البته این دادگاه باید جلسه رسیدگی را برای اخذ آخرین دفاع تشکیل دهد و سپس حکم خود را انشا کند، ولی دیوان عالی کشور حکم را نقض و پرونده را به مرجع صادر کننده حکم، جهت تشکیل جلسه رسیدگی که متضمن اخذ آخرین دفاع باشد و انشاء مجدد رای، ارجاع خواهد داد( شاکری, نریمانی کناری، ۱۳۹۲،ص۱۳۵-۱۰۵).

    دفاع از هر حیث حقی است طبیعی،خصوصاً برای متهم، چرا که اصل بر برائت یعنی بی گناهی اشخاص است مگر اینکه گناهکار  بودن اشخاص ثابت شود (اصل ۳۷ قانون اساسی).آخرین دفاع در واقع ،آخرین فرصت برای متهم برای بیان برائت خویش است ونزدیکترین مرحله به ختم دادرسی وتعیین سرنوشت وصدور حکم است.

    1. متهم: کسی که تحت تعقیب اتهامات قرار می گیرد.

    ۲٫دفاع: هر عملی در قبال اتهام منتسبه به منظور برائت یا تخفیف یاتعلیق یا هرگونه تغییر مفید در اتهام یا مجازات یا اجرای آن.

    ۳٫آخرین دفاع: آخرین مطالبی که متهم در باب برائت ودر قبال اتهام منتسبه به خود اظهار می نماید.وظاهراً بعد از آن اظهار دیگری از وی وسایر اصحاب دعوی پذیرفته نمی شود.وختم رسیدگی اعلام و انشاء رای می شود.

    ۴٫دفاع وآخرین دفاع: در مراحل مختلف تحقیق سوالات مختلف از متهم به عمل می آید که به پاسخ های متهم ،دفاع گفته می شود ولکن آخرین دفاع در پایان تحقیقات بعمل آمده و متهم پاسخ سوال مشخصی را نمی دهد بلکه در بیان مطالب آزاد است.و حق برای متهم وتکلیف است برای قاضی و  چنانچه متهم سکوت کند ظاهر در اسقاط حق است وقاضی با توجه به سایردفاعیات متهم در مراحل مختلف تحقیق ومحتویات پرونده مبادرت به انشاء رای می کند.آخرین دفاع یعنی متهم آخرین کسی باشد که دادگاه به او اجازه صحبت ودفاع می دهد وچنانچه اگر بعد از آخرین دفاع، به شهود یا شاکی اجازه صحبت کردن داده شود اظهارات متهم دفاع محسوب شده وباید مجدداً آخرین دفاع از متهم اخذ شود.

    ۵٫زمان اخذ آخرین دفاع: در زمانی که تحقیقات ومذاکرات طرفین به قدری کافی باشد که قاضی خود را بی نیاز از مذاکرات بیشتر بداند موقع اخذ آخرین دفاع است. در اخذ آخرین دفاع،قاضی با ذکر موضوع اتهام ونیز ادله ای که علیه متهم است آخرین دفاع را اخذ  می نماید . گاهاً مشاهده کی گردد که قاضی به متهم اعلام نموده:(اتهام شما محرز است بعنوان آخرین دفاع  مطالب خود رابیان نمایید).اعلام چنین مطلبی از سوی قاضی خلاف قانون است. زیرا هر چند ممکن است تا آن لحظه اتهام متهم به نظر قاضی محرز باشد لکن چه بسا با اخذ آخرین دفاع و دلایلی که برای کشف حقیقت در این مرحله اظهار می شود بی گناهی متهم ثابت شود مضاف بر اینکه قاضی نباید قبل از اخذ آخرین دفاع  ،عقیده خود را اعم از مجرمیت یا برائت بیان نماید.لذا این نحوه اعلامات، خلاف قانون است.

    ۶٫لزوم اخذ آخرین دفاع از متهم: آیا اخذ آخرین دفاع از متهم در تمام موارد الزامی است؟

    آخرین دفاع در دو مرحله تحقیقات مقدماتی ودادرسی به عمل می آید.

    الف-در مرحله تحقیقات مقدماتی: در این مرحله اگر عقیده بر صدور قرار نهایی به غیر از مجرمیت (اعم از موقوفی یا منع تعقیب )باشد لزومی به اخذ آخرین دفاع نیست لکن اگر عقیده بر مجرمیت متهم باشد اخذ آخرین دفاع از تکالیف مقام قضایی است چرا که در آخرین دفاع به متهم اعلام می شود که هر مطلبی بر برائت خویش دارد بیان نماید لذا در مواردی که قاضی به متهم دسترسی داشته باشد از طریق احضار وی یا کفیل اقدام می شود واگر متهم با وجود ابلاغ، حاضر نشود این به معنای اسقاط حق است وبراساس سایر دفاعیات متهم ومحتویات پرونده ،انشاء رای خواهد شد.وچنانچه به متهم دسترسی نداشته باشد(مثلا مجهول المکان باشد) متهم از طریق نشر آگهی ، دعوت خواهد شد.(ماده ۱۱۵ ق.آ.د.ک)

    ب-در مرحله دادرسی: در این مرحله نیز چنانچه متهم مجهول المکان باشد از طریق نشر آگهی دعوت به محاکمه خواهد شد.وچنانچه متهم در دسترس باشد از طریق احضاریه دعوت خواهد شد.

    ۷٫ضمانت اجرای عدم اخذ آخرین دفاع: در آخرین دفاع اغلب دیده می شود که متهم همان مطالبی را که در مرحله دفاع بعمل آورده بود بیان می نمایدلکن چنانچه متهم مطلب یا دفاع جدیدی به عمل آورد که مؤثر در برائت خویش باشد قاضی مکلف به رسیدگی است.مثلاً در جرم جعل سند، اگر متهم در مرحله آخرین دفاع ،تقاضای ارجاع به کارشناسی نماید قاضی مکلف به رسیدگی به آن است.حال چنانچه قاضی به تکلیف خود عمل نکند علاوه بر این که تخلف انتظامی است از موارد نقض رای است.

    بررسی حقوق متهم در مرحله تحقیق و تعقیب کیفری در حقوق کیفری ایران و فقه

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:58:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه شخصیت، هوش هیجانی و انطباق پذیری با عملکرد کارکنان در فرمانداری های استان گیلان ...

    داده­ ها نمایانگر واقعیت­ها، مفاهیم یا دستورالعمل­ها هستند. در تحلیل داده ها محصول نهایی هر تحقیق، یافته های آن هستند و موجودیت تحقیق را توجیه و آزمون می کنند. داده های جمع آوری شده به منظور تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری، باید در قالب آزمون های آماری به اطلاعات ارزشمند تبدیل گردند. محقق در این فصل با توجه به داده های گردآوری شده به بررسی سوالات تحقیق پرداخته و در صدد دستیابی به اهداف تحقیق، و آزمون فرضیه های آن است. در واقع تجزیه و تحلیل داده ها برای پاسخگویی به سوالات پژوهش برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است.

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

    این فصل دربردارنده یافته های حاصل از تحلیل داده های پژوهش است. داده های خام از منابع کیفی و کمی، مصاحبه ها و پرسشنامه ها طبقه بندی، سازماندهی و تحلیل گردیده اند تا بتوان از مجموع کلی اطلاعات جمع آوری شده به نتایج معنی دار رسید. هدف این فصل ارائه نتایج این تحلیل ها در قالب جداول، نمودارها و گزاره های کلامی به شکلی منطقی و ایجاد روابط لازم بین آنها است. با توجه به روش تحقیق کمی مورد استفاده در این پژوهش، رویکردی جامع برای ارائه داده های پشتیبان هر یافته اتخاذ شده است.

    تحقیق حاضر مطالعه رابطه بین مشخصه های شخصیتی ، تطبیق پذیری ، هوش هیجانی و عملکرد خدمات کارکنان فرمانداری های استان گیلان است. در مرحله اول طی بررسی ادبیات موضوع عوامل تشکیل دهنده شخصیت ، هوش هیجانی و تطبیق پذیری که در ادبیات موضوع موثر بر عملکرد درنظر گرفته شده بودند ، شناسایی و انتخاب گردید. سپس با بهره گرفتن از این عوامل پرسشنامه ای تنظیم شد که در ضمیمه ۱ ارائه شده است. این پرسشنامه در بین فرمانداری ها و بخشداری های منتخب استان گیلان توزیع گردید. تعداد پرسشنامه های توزیعی ۳۰۰ نسخه بوده که از میان آنها به ۲۳۰ عدد از آنها پاسخ داده شد و قابل استفاده بودند. بنابراین نرخ بازگشت پرسشنامه ها حدود ۷۵ درصد است که این موضوع نشان دهنده کفایت داده ها است. همچنین این رقم تقریبا معادل عدد نمونه به دست آمده از فرمول کوکران (۲۲۷) در فصل ۳ است. داده های حاصل از این پرسشنامه توسط نرم افزارهای اس پی اس اس[۱۱۷] نسخه ۲۰ و لیزرل[۱۱۸] نسخه ۸٫۸ با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

    ۲٫۴٫ تحلیل داده ها

    ۱٫۲٫۴٫ توصیف جمعیت شناختی نمونه های تحقیق

    در تحلیل توصیفی پژوهشگران داده های جمعیت شناختی تحقیق را با بهره گرفتن از شاخص های آمار توصیفی خلاصه و طبقه بندی می کنند. در این بخش از تجزیه و تحلیل آماری به بررسی چگونگی توزیع نمونه های آماری از حیث مواردی همچون، جنسیت، پست سازمانی، سن، میزان تحصیلات و تجربه کاری پاسخ دهندگان به پرسشنامه های این تحقیق پرداخته شده است.

    ۱٫۱٫۲٫۴٫ جنسیت پاسخ دهندگان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    جدول (۱٫۴) توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان
    درصد تجمعی درصد معتبر درصد فراوانی  
    ۶۱٫۷ ۶۱٫۷ ۶۱٫۷ ۱۴۲ مرد  
    ۱۰۰ ۳۸٫۳ ۳۸٫۳ ۸۸ زن  
      ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰ ۲۳۰ مجموع  

    ۱۴۲ نفر معادل ۶۱٫۷ درصد از پاسخ دهندگان به پرسشنامه مرد و ۸۸ نفر معادل ۳۸٫۳ درصد زن بودند.

    ۲٫۱٫۲٫۴٫ پست سازمان پاسخ دهندگان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    جدول (۲٫۴) توزیع فراوانی پست سازمانی پاسخ دهندگان
    درصد تجمعی درصد معتبر درصد فراوانی  
    ۸ ۸ ۸ ۱۸ سرپرست  
    ۳۵٫۲ ۲۷٫۲ ۲۷٫۲ ۶۳ کارشناس ارشد  
    ۱۰۰٫۰ ۶۴٫۸ ۶۴٫۸ ۱۴۹ کارشناس  
      ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰ ۲۳۰ مجموع  

    از بین پاسخ دهندگان به پرسشنامه ۱۸ نفر معادل ۸ درصد سرپرست، ۶۳ نفر معادل ۲۷٫۲ درصد کارشناس ارشد و ۱۴۹ نفر معادل ۶۴٫۸ درصد دارای پست سازمانی کارشناس بودند.

    ۳٫۱٫۲٫۴٫ سن پاسخ دهندگان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    جدول (۳٫۴) توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان
    درصد تجمعی درصد معتبر درصد فراوانی  
    ۷ ۷ ۷ ۱۶ < 30  
    ۶۵٫۱ ۵۸٫۱ ۵۸٫۱ ۱۳۳ ۳۰ – ۴۰  
    ۹۵٫۴ ۳۰٫۳ ۳۰٫۳ ۷۰ ۴۰ – ۵۰  
    ۱۰۰ ۴٫۶ ۴٫۶ ۱۱ > 50  
      ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰ ۲۳۰ مجموع  

    از بین پاسخ دهندگان به پرسشنامه های این تحقیق تعداد ۱۶ نفر ( معادل ۷ درصد ) زیر ۳۰ سال ، ۱۳۳ نفر (معادل ۵۸٫۱ درصد) بین ۳۰ تا ۴۰ سال، ۷۰ نفر (معادل ۳۰٫۳) نفر بین ۴۰ تا ۵۰ سال و ۱۱ نفر (معادل ۴٫۶

    درصد) بالای ۵۰ سال بوده اند.

    ۴٫۱٫۲٫۴٫ میزان تحصیلات پاسخ دهندگان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    جدول (۴٫۴) توزیع فراوانی میزان تحصیلات پاسخ دهندگان
    درصد تجمعی درصد معتبر درصد فراوانی  
    ۱۳٫۴ ۱۳٫۴ ۱۳٫۴ ۳۱ دیپلم  
    ۷۱٫۵ ۵۸٫۱ ۵۸٫۱ ۱۳۴ کارشناسی  
    ۱۰۰٫۰ ۲۸٫۵ ۲۸٫۵ ۶۵ کارشناسی ارشد  
      ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰ ۲۳۰ مجموع  

    از بین پاسخ دهندگان به پرسشنامه، ۳۱ نفر (معادل ۱۳٫۴ درصد) دارای مدرک دیپلم، ۱۳۴ نفر (معادل ۵۱٫۶ درصد) دارای مدرک کارشناسی و ۶۵ نفر (معادل ۲۸٫۵ درصد) دارای مدرک کارشناسی ارشد می باشند.

    ۵٫۱٫۲٫۴٫ تجربه کاری پاسخ دهندگان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    جدول (۵٫۴) توزیع فراوانی میزان تجربه کاری پاسخ دهندگان
    درصد تجمعی درصد معتبر درصد فراوانی  
    ۲۷٫۸ ۲۷٫۸ ۲۷٫۸ ۶۴ ۰-۱۰  
    ۸۳٫۴ ۵۵٫۶ ۵۵٫۶ ۱۲۸ ۱۰-۲۰  
    ۱۰۰٫۰ ۱۶٫۶ ۱۶٫۶ ۳۸ ۲۰-۳۰  
      ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰ ۲۳۰ مجموع  

    از بین پاسخ دهندگان به پرسشنامه های این تحقیق تعداد ۶۴ نفر (معادل ۲۷٫۸ درصد) دارای سابقه کاری کمتر از ۱۰ سال، ۱۲۸ نفر (معادل ۵۵٫۶ نفر) دارای سابقه کاری بین ۱۰ تا ۲۰ نفر و ۳۸ نفر (معادل ۱۶٫۶ درصد) دارای سابقه کاری بین ۲۰ تا ۳۰ سال می باشند.

    ۲٫۲٫۴٫ تحلیل توصیفی متغیرهای مورد سنجش در پرسشنامه

    در جدول ۶٫۴ ، موارد بررسی شده در پرسشنامه و میانگین و انحراف معیارهای امتیازهای به دست آمده به همراه پارامترهای مربوط به اعتبار آنها آورده شده است.

    جدول ۶٫۴) مقادیر توصیفی متغیرهای مورد سنجش در پرسشنامه

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    ساختارهای پرسشنامه (پاسخ ها همگی در محدوده طیف لیکرت ۱-۵)
    عامل میانگین انحراف معیار
    شخصیت
    برون گرایی ۳٫۱۸ ۲٫۰۴
    سازگاری ۴٫۱۹ ۲٫۰۲
    وجدان مداری ۳٫۹ ۲٫۰۸
    ثبات احساسی ۳٫۱۶ ۲٫۱۰
    پذیرش تجربیات جدید ۲٫۱۹ ۲٫۱۲
    هوش هیجانی ۳٫۲ ۲٫۰۵
    انطباق پذیری ۳٫۱۹ ۲٫۰۶
    عملکرد ۳٫۰۲ ۲٫۱

    ۳٫۲٫۴٫ تحلیل مسیر مدل تحقیق

    در این تحقیق برای بررسی سازه های مدل از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. علت استفاده از تحلیل مسیر وجود متغیر متداخل گر تطبیق پذیری است که در مدل از طریق متغیرهای قابل مشاهده نیاز به انطباق رفتاری و انطباق اعتقادات سنجیده می گردد. هدف از استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی نقش واسطه ای این عامل در رابطه میان عوامل شخصیتی ، هوش هیجانی و عملکرد است. تحلیل مسیر روشی است مبتنی بر الگوی معادلات ساختاری که در آن بر اساس فرضیه ای که در مورد روابط بین سازه های نهان و متغیرهای اندازه گیری شده وجود دارد، به تجزیه و تحلیل روابط پرداخته می شود. با توجه به اینکه الگویابی معادلات ساختاری بر اساس تجزیه و تحلیل کوواریانس صورت می پذیرد و معمولا از ماتریس کواریانس استفاده می شود، بنابراین ابتدا با بهره گرفتن از برنامه پرلیس[۱۱۹]، ماتریس کوواریانس مقیاس ها به دست آمده و سپس توسط نرم افزار لیزرل ۸٫۸ مورد تحلیل قرار می گیرد (خداپناهی و همکاران، ۱۳۸۸).

    برای بررسی برازش مدل تحقیق از شاخص های برازش یا نیکویی استفاده می گردد. شاخص های برازش مدل، مقادیری آماری

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:58:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پایان نامه خانم زابلی ویرایش شده اصلی- قسمت ۲۰ ...

    مرا گنج معــــانی هست در دل کتبهایم شــــــده فضــل فضایل مرا گنج معــــانی بی زوال است تو را ســـرّمعانی قیل و قال است مرا گنج معــــانی در قطار است که اشتـرهای مستم بی مهار است مرا گنج معـــانی در ظهور است از آن این مظهر من گنج نور است ( عطار،۱۳۸۶: ۱۴) عطّاردرمنظومه اشترنامه، مجموعه آثار خود را گنجینه های بیشماری توصیف می کند و بر این باور است که با این وصف درون او هنوز سرشار از گنجینه های بسیار دیگری است که ناپیدایند: گنج معنی بی شمـــارست از عدد لیک کمتر باشــــــدم دراز عدد در بعمـــــری آید از بحری برون لیک گنجـم هست بسیاری برون ( عطار،۱۳۸۶: ۲۸) عطّارسروده های خود را که هر روز مینویسد، گنج های رایگان، توصیف میکند که دردل بحر معانی چون دفینه نهاده است: بس گنــج که رایگـــان نهــادم هــــر روز هزار بــــار خــود را ( همان، ۱۳۸۶: ۷۸) عطّار شعر را کلیدگنج معانی میشمارد که به مدد آن شرح و تفسیر عجایب آفرینش چه در ظاهر و چه در معنی ممکن میشود: شعر چیست ؟ این جمله در بگشادن است شرح چندینی عجایب دادن است (همان، ۱۳۸۶: ۱۸۴) ناصر خسرو نیز شعر را کلید گنج حکمت، توصیف میکند و بر این باور است که در این گنج، هرگز بدون کمک و مدد شعر، امکان گشودن ندارد و تنها به یاری شعر است که میتوان به چنین گنجینههایی دست یافت: زمــــانه نامساعد را از ایـن گونه بجــــز حجت به زر و گوهر الفاظ و معنی کس نیاراید سخن چــــون زر پخته بی خیانت گردد و صافی چـــو او را خاطر دانـــا به انــدیشــه فروساید کلید است ای پسرنیکو سخن مرگنج حکمت را در این گنج بر تـــو بی کلیـــد گنــج نگشاید ( همان: ۲۱۸) خاقانی نیز اشعار خود را چون گنجینه های قیمتی توصیف میکند که ارزش آن از درآمد و دارایی صد خاقان برتر است. اومیگوید یک شعر غرّای خود را به گنج صد خاقان معامله نمیکند: مالک الملک سخن خاقانیم، کز گنج نطق دخل صد خاقان بود یک نکته ی غرّای من (خاقانی، ۱۳۸۷: ج۲ : ۳۷۸) ۵-۳-۶- توصیف شعر به عنوان سحر و سحر حلال شاعرانی که مشتاق رویارویی با راز و رمزها و اسرار لاینحل حیات هستند و نمی توانند لاقید و بی توجه از کنار لحظه های عمر محدود خود عبور کنند، بی تردید در آینه شعر، خود و نفس خود و عالم کاینات را به تماشا می نشینند و پس از مدّتی، از آینه هم میگذرند و حیات را در صورت های دیگری احساس و تجربه می کنند. عالم شعر، خصوصاً شعری که جوهره خود را یافته و بروز داده و با حکمت و دین و عرفان یگانه شده است، عالم پر جاذبه و مسحور کننده ای است. تقریباً در فرهنگ ابتدایی بیشتر ملّتها، شاعر موقعیّتی پیغمبرگونه و شبه خدایی و شعر، جنبهای آسمانی و خاصیّتی جادویی دارد و تعبیر «سحر حلال» که در زبان فارسی برای شعر و نثر عالی و بخصوص در مورد شعر به کار میرود، نشان دهنده اعتقادی است که کلام و خاصّه شعر را با جادو مرتبط میدانسته است. سحر حلال یا «السّحر الحلال»، اصطلاحی است که گویا برای نخستین بار در رسائل «اخوان الصفا» (یعنی در قرن چهارم هجری)آورده شده است. سحر حلال نزد اخوان، سحری است در خدمت اسلام. دهخدا در لغت نامه، ذیل مدخل «سحر حلال» مینویسد«سحر حلال»؛ کنایه از کلام فصیح و موزون که بمنزلهی سحر رسیده باشد. (آنندراج ). شعر و سخن فصیح که از غایت فصاحت بمنزلهی سحر باشد. (ناظم الاطباء). شعر و سخن فصیح و بلیغ که بمنزلهی سحر رسیده باشد. (غیاث). سخنان فصیح و بلیغ. (برهان). این جمله مأخوذ است از حدیث «اِن ّ مِن َ البیان لسحرا ً« نهایه ٔابن اثیر» بسیاری از شاعران بزرگ ایران در ادوار مورد مطالعه و پس از آن و حتّی در دوره معاصر به شعر و سخن خود عنوان «سحر حلال» داده اند. ناصر خسرو قبادیانی در این رابطه میگوید: ساحرمان گفته اید شاید و لیکن ساحر اهل خرد ز سحر حلالیم (ناصر خسرو، ۱۳۸۷: ۴۵۱) خاقانی نیز در برتری شعر خود نسبت به معاصرانش، شعر خود را سحر حلال مینامد و با ارسال مثل میان ابولهب و حضرت علی، مغرضان و معاندان خود را نکوهش میکند که فرق میان این دو را درک نمیکنند: سحر حلال من چو خرافات خود نهند آری یکی است بولهب و بوترابشان او باز در همین رابطه میگوید: گوهر سحر حلال من شکنــــد آنک گوهـــرش از نطفــه حرام برآید (خاقانی، ۱۳۸۷: ج۱: ۲۱۸) مولوی نیز ضمن آن که شاعران را عظمت بسیار مینهد، آنان را چون ماهیان غرقه در سیر عظمت خداوند توصیف میکند که به آنان سحر حلال آموخته شده است. با این توصیف او شعر و شاعری را در زمره عطیّهی الهی بر میشمارد که فقط به شاعران داده شده است: ماهیان قعر دریای جـــــــــلال بحرشان آموخته سحر حلال (مولوی، ۱۳۸۶ :۳۴۳) مولوی در همین رابطه، بر این باور است که وجود شاعران سرشار از نور و ادراک ذات خداوند است. بنابر این آن چه بر زبان شاعر جاری میشود منبعث از انوار اوست که به ضمیر شاعر تابانده شده و شاعر آن را منعکس میکند: هر که باشد قوت او نور جلال چون نزاید از لبش سحر حلال ( همان: ۲۴۳) نظامی، یکی از شاعرانی است که به حق جزو پنج ستون ادبی ایران شمرده می شود. او درباره حرمت و عظمت شاعران و شعر، ابیات فصیح و نغز و پر مغز، فراوان دارد. نظامی در منظومه لیلی و مجنون اشعار خود را «سحر حلال» مینامد ومیگوید: زین سحر سحرگهی که رانم مجمـوعـه هفت سبع خوانم سحری که چنین حلال باشد منکـر شدنش وبـــال باشد (نظامی، ۱۳۸۶: ۳۶۳) نظامی در این ابیات ضمن اشاره به منظومه برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید. «هفت پیکر» آن را چون وحی توصیف میکند که انکارش موجب ضلالت وگمراهی میباشد. او بر این باور است که اشعارش آیینه غیب نماست: در سحــر سخن چنـان تمامم کایینه غیــب گشت نامـــــم ( همان: ۳۶۳) در داستان لیلی و مجنون، نظامی ضمن اشاره به شوریدگی مجنون ابیات و نغمه هایی را که بر زبان میآورد، سحر حلال مینامد. این مطلب ضمن اشاره به پیوند موسیقی و شعر، از تأثیرگذاری شعر بر شنوندگان نیز اشاره دارد: از سحر حلال او ظریـــــفان کردند سماع با حــــــــــریفان ( همان: ۴۷۱) نظامی در مخزن الاسرار، ضمن اشاره به داستان هاروت و ماروت دو فرشته الهی که در قرآن مجید آمده و جریان آن بدین قرار است که در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و آزار و اذیّت مردم گردیده بود. خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شرّ ساحران بر کنار دارند. نظامی با اشاره به آن نسخه آموزشی که دارای منشأ آسمانی است؛ شعر خود را برآن برتری داده و میگوید: سحر حلالم سحری قـوت شد نسخ کن نسخه هاروت شد شکل نظامی که خیال منست جانور از سحر حلال منست ( همان: ۱۴۲) عطّار، درمظهر العجایب، ضمن اظهار سپاس به درگاه خداوند، برای نعمت شاعری که به او عطا گردیده است، شعر خود را سحر حلال مینامد. او در این ابیات منزلت و جایگاهی بسیار عظیم برای شعر و نظم قایل است و آن را مقصود همه انسان ها مینامد. : خداوندا مرا انعــــــــام دادی ز بحر حیرتم صــد جام دادی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:57:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      طراحی مدل ریاضی برنامه ریزی تامین مالی شرکت های هلدینگ با رویکرد بازار سرمایه داخلی ...

    جریانات نقدی ۰٫۰۷۷۲۰ ۰٫۰۳۸۶۰۲ میزان کنترل بر شرکت ۰٫۰۶۷۷۷ ۰٫۰۳۳۸۸۶ استفاده از وام بانکی ۰٫۲۱۱۳۸ ۰٫۱۰۵۶۸۹ استفاده از وام بین واحدی ۰٫۴۷۳۹۶ ۰٫۲۳۶۹۷۸ افزایش سرمایه از طریق شرکت مادر ۰٫۳۱۴۶۷ ۰٫۱۵۷۳۳۴ بنابراین، رتبه ­بندی معیارهای اثرگذار بر انتخاب روش تأمین مالی در روش ANP در جدول زیر ارائه شده است. جدول۴-۷: رتبه بندی برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. رتبه مربوط به معیار وزن بدست امده برای این معیار نام معیار ۱۰ ۰٫۰۰۱۵۶۳ مزیت مالیاتی ۲ ۰٫۱۱۵۵۶۶ هزینه تامین مالی ۱ ۰٫۱۳۵۱۴۵ ریسک ورشکستگی ۹ ۰٫۰۰۲۸۵۹ سود هر سهم ۸ ۰٫۰۱۰۱۸۴ ارزش بعد از تامین مالی شرکت ۳ ۰٫۰۹۶۹۸۸ نسبت بدهی مورد انتظار ۴ ۰٫۰۰۶۵۲۲ انعطاف پذیری مالی ۵ ۰٫۰۵۸۶۸۵ نرخ بهره ۶ ۰٫۰۳۸۶۰۲ جریانات نقدی ۷ ۰٫۰۳۳۸۸۶ میزان کنترل بر شرکت اولویت های بدست آمده برای گزینه ها نیز در نمودار زیر نمایش داده شده اند. شکل۴-۷: اولویت بندی گزینه ها همان­طور که در نمودار بالا مشاهده می­ شود نتایج در جهار ستون نشان داده شده است، که اولین ستون به صورت گرافیکی بوده وشرح ستون­های بعدی به صورت زیر می­باشد: جدول۴-۸: توضیحات مربوط به ستون های مربوطه نام ستون توضیحات Normals این ستون اولویت هر یک از گزینه ها را بر اساس فرم مقایسه­های زوجی نمایش داده و معمول­ترین روش برای مشاهده نتایج می­باشد. Ideal مقادیر این ستون از تقسیم مقادیر هر یک از اعداد ستون Normals بر بزرگترین عدد این ستون به دست می­آید بنابراین مقدار عددی گزینه ای که دارای اولویت اول است، منتخب همواره ۱ می­باشد. Raw مقادیر این ستون به صورت مستقیم از ابرماتریس محدود اخذ می­گردد. با توجه به توضیحات بالا از میان روش های تأمین استفاده از وام بین واحدی دارای بالاترین اولویت، و استفاده از وام بانکی دارای کمترین مطلوبیت با توجه به معیار های اثرگذار از نظر خبرگان تصمیم می­باشند. نرخ ناسازگاری مربوط به مقایسات زوجی در مجموع کمتر از ۰٫۱ بوده است، لذا می توان به قضاوت های صورت گرفته اعتماد کرد. لازم به ذکر است که وزن های مربوط به اولویت بندی گزینه های تامین مالی، به عنوان ضریب برخی انحرافات در تابع هدف مدل برنامه ریزی آرمانی مورد استفاده قرار می گیرند. ۴-۴ حل مدل طراحی شده برنامه ریزی آرمانی در این مرحله، ابتدا پارامترهای مورد نیاز مدل از اطلاعات موجود در صورت های مالی ۲۰ واحد تابعه شرکت هلدینگ غدیر طی سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ استخراج شده اند. پارامترهای مورد استفاده در مدل مورد نظر در جدول زیر ارائه شده است. جدول۴-۹: پارامترهای مورد نیاز مدل پارامتر مقدار a1 ۱۳۶۶۴ a2 ۱۰۶۵۱- a3 ۳۷۹- a4 ۲۱۹۹۰۷ a5 ۲۶۶۶۳۲ a6 ۲۷۹۶۰۲ a7 ۴۳۴۱۷ a8 ۸۵- a9 ۳۳۴- a10 ۵۲۳۲ a11 ۲۳۷۰۱ a12 ۴۰۱- a13 ۱۲۰۵۳ a14 ۱۶۴۰۵ a15 ۴۰۴۹- a16 ۳۲۳۰ a17 ۹۶- a18 ۹۷۰- a19 ۱۳۳۹۱۲ a20 ۵۱۹۱۱۳ b1 ۱۳۶۶۲ b2 ۱۰۲۳- b3 ۱۲۸- b4 ۲۲۰۲۴۵ b5 ۲۶۸۳۰۳ b6 ۲۸۲۱۳۳ b7 ۳۸۹۶۰ b8 ۳- b9 ۹۵۲۴ b10 ۵۲۷۵ b11 ۲۳۷۶۰ b12 ۳۰۹- b13 ۹۷۵۱ b14 ۱۴۵۸۸ b15 ۷۹۱ b16 ۴۲۶۱۴- b17 ۱۵۹ b18 ۳۴- b19 ۴۱۰۶۳۸ b20 ۵۱۸۴۶۳ d1 ۰ d2 ۰ d3 ۰ d4 ۱۹۰۰۰۰ d5 ۲۲۰۰۰۰ d6 ۲۹۰۰۰۰ d7 ۸۷۱ d8 ۰ dd ۰ d10 ۱۱۹۲۸ d11 ۶۳۸۸۸ d12 ۰ d13 ۴۵۰۰ d14 ۰ d15 ۰ d16 ۰ d17 ۰ d18 ۰ d19 ۱۸۰۰۰۰ d20 ۱۲۰۰۰۰ s1 ۱۳۲۴۴۴ s2 ۱۳۰۴۲۹ s3 ۱۰۶۷۴ s4 ۲۳۰۹۶۷۷ s5 ۱۳۴۱۱۱۲ s6 ۱۷۴۵۸۲۱ s7 ۶۸۵۶۰۱ s8 ۱۳۵۵۸۹ s9 ۳۸۵۱۷۵ s10 ۳۷۱۴۳۳ s11 ۱۱۸۶۰۸۹ s12 ۱۲۳۶ s13 ۶۲۸۷۷ s14 ۱۷۷۵۹۵ s15 ۸۹۶۷۱ s16 ۳۳۶۵۰۵ s17 ۳۲۱۶ s18 ۳۷۳۹۱ s19 ۴۳۸۸۳۵۴ s20 ۴۸۳۹۴۲۷ n1 ۲۰۰۰۰۰۰ n2 ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ n3 ۵۲۰۷۰۰۰ n4 ۷۳۰۰۰۰۰۰ n5 ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ n6 ۱۰۰۰۰۰۰ n7 ۳۰۰۰۰۰۰۰۰ n8 ۱۰۰۰۰ n9 ۶۰۰۰۰۰۰ n10 ۲۸۴۰۰۰۰۰۰ n11 ۹۶۸۰۰۰۰۰۰ n12 ۱۰۰۰۰۰۰ n13 ۵۰۰۰۰ n14 ۲۰۰۰۰۰۰۰ n15 ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ n16 ۵۰۰۰۰۰۰۰ n17 ۱۰۰۰۰ n18 ۱۰۰۰۰۰۰ n19 ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ n20 ۲۸۵۰۰۰۰ W1 ۸۹۷۸۸ W2 ۵۴- W3 ۰ W4 ۲۹۹۸۹۹ W5 ۴۲۴۰۱۸ W6 ۴۴۰۰۷۴- W7 ۷۰۵۲۷- W8 ۳۲۴۸۴ W9 ۱۳۷۶۹۸ W10 ۴۵۰۸۰- W11 ۲۳۹۱۵ W12 ۸۰۰ W13 ۶۹۴ W14 ۲۰۹۷۷ W15 ۱۸۶- W16 ۷۷۴۶۷- W17 ۱۳۴ W18 ۵۱۱۳- W19 ۶۷۶۹۲۱- W20 ۳۴۴۹۴۹- V1 ۹۵۶ V2 ۷۴۵ V3 ۶۷ V4 ۱۵۳۹ V5 ۱۸۶۶ V6 ۱۹۵۷ V7 ۳۰۳۹ V8 ۵۹ V9 ۲۳۴ V10 ۳۶۶ V11 ۱۶۵۹ V12 ۲۸ V13 ۸۴۳ V14 ۱۱۴۸ V15 ۱۵۱ V16 ۲۲۶ V17 ۲۱ V18 ۶۷ V19 ۹۳۷۳ V20 ۳۶۳۳ O1 ۱۳۶۶۲ O2 ۰ O3 ۰ O4 ۲۲۰۲۴۵ O5 ۲۶۸۳۰۳ O6 ۲۸۲۱۳۳ O7 ۳۸۹۶۰ O8 ۰ O9 ۹۵۲۴ O10 ۵۲۷۵ O11 ۲۳۷۶۰ O12 ۰ O13 ۹۷۵۱ O14 ۱۴۵۸۸ O15 ۷۹۱ O16 ۰ O17 ۱۵۹ O18 ۰ O19 ۴۱۰۶۳۸ O20 ۵۱۸۴۶۳ Yi ۳/۰ Ui ۲۷/۰ Z1 ۸۸/۰ Z2 ۰۴۶/۰ Z3 ۷/۱ Z4 ۸۶/۰ Z5 ۰۲/۰ Z6 ۸۳/۰ Z7 ۵۱/۰ Z8 ۰۱/۱ Z9 ۹۹/۰ Z10 ۰۶/۰ Z11 ۰۱۵/۰ Z12 ۶۴/۰ Z13 ۸۱/۰ Z14 ۹۶/۰ Z15 ۰۵/۱ Z16 ۳۶/۱ Z17 ۲۴/۱ Z18 ۹۸/۰ Z19 ۷۸/۰ Z20 ۱۷۸/۰ M41 ۳۳۶۱۳ M42 ۵۳۹۸ M43 ۳۳۶۱۳ M51 ۷۹۷۳۱ M52 ۲۷۲۲۷ M53 ۷۹۷۳۱ T ۲۵/۰ c1 ۲۵/۰ c2 ۰ c3 ۳/۰ برای وارد کردن مدل به نرم افزار لینگو و حل آن ابتدا می بایست پارامترهای مورد نظر را وارد مدل کرده و سپس مدل را استانداردسازی نمود. به عبارت دیگر، مدل را باید به شکل مدل برنامه ریزی خطی درآورد. پس از انجام این امور و وارد کردن مدل در نرم افزار لینگو، مدل مورد نظر با ۳۰۰ متغیر و ۱۴۶ محدودیت حل شد. مقدار تابع هدف نیز که حداقل سازی انحرافات از آرمان های مورد نظر بود، برابر ۳۷۹۸۶۳۷ بدست آمد. قابل ذکر است این مقدار پس از ۲۵ تکرار حاصل شد. نتایج بدست آمده در جدول زیر ارائه شده است. جدول۴-۱۰: جواب متغیرهای مدل پیشنهادی (میلیون ریال) متغیر مقدار X11 ۵۲۰۱۰ X12 ۴۰۵۸۸ X13 ۰ Y11 ۰ Y12 ۱۳۶۶۴ X21 ۱۴۳۹ X22 ۴۱۶۱ X23 ۳۱۷۲۷ Y21 ۰ Y22 ۰ X31 ۹۶۷ X32 ۹۶۷ X33 ۰ Y31 ۰ Y32 ۹۶۷ X41 ۷۲۶۲۴ X42 ۵۳۹۸ X43 ۳۳۶۱۳ Y41 ۰ Y42 ۳۵۵۱۱ X51 ۷۹۷۳۱ X52 ۲۷۲۲۷ X53 ۱۶۱۲۵ Y51 ۰ Y52 ۰ X61 ۰ X62 ۰ X63 ۰ Y61 ۰ Y62 ۲۸۶۰۸۰ X71 ۹۶۷ X72 ۹۶۷ X73 ۹۶۷ Y71 ۰ Y72 ۰ X81 ۰ X82 ۳۴۸۸۲ X83 ۰ Y81 ۰ Y82 ۰ X91 ۹۶۸۶۳ X92 ۵۳۰۰۰ X93 ۰ Y91 ۰ Y92 ۱۹۳۶ X101 ۰ X102 ۰ X103 ۰ Y101 ۰ Y102 ۵۷۶۵۳ X111 ۰ X112 ۰ X113 ۰ Y111 ۰ Y112 ۴۷۹۲۴ X121 ۰ X122 ۷۹۱ X123 ۶۶ Y121 ۰ Y122 ۰ X131 ۰ X132 ۰ X133 ۰ Y131 ۰ Y132 ۴۴۹۲ X141 ۰ X142 ۵۱۲۰۵ X143 ۰ Y141 ۰ Y142 ۰ X151 ۱۳۵۹۰ X152 ۹۲۲۷۶ X153 ۰ Y151 ۰ Y152 ۰ X161 ۰ X162 ۵۴۷۴۹ X163 ۰ Y161 ۰ Y162 ۰ X171 ۰ X172 ۱۱۰۳ X173 ۰ Y171 ۰ Y172 ۰ X181 ۰ X182 ۰ X183 ۰ Y181 ۰ Y182 ۴۷۱۲ X191 ۰ X192 ۰ X193 ۰ Y191 ۰ Y192 ۸۷۷۸۵۹ X201 ۰ X202 ۰ X203 ۰ Y201 ۰ Y202 ۹۶۵۸۹۶ همانگونه که بیان شد، هدف این تحقیق طراحی ساز و کاری مناسب به منظور برنامه ریزی تامین مالی واحدهای تابعه شرکت های هلدینگ با محوریت بازار سرمایه داخلی بود. جواب های بدست آمده حاکی از آن است که در مجموعه هلدینگ مورد نظر، امکان جایجایی وجوه بین واحدهای تابعه وجود دارد. به عبارت دیگر، شرکت هایی که با کمبود منابع مواجه هستند، نیازی نیست تمامی کمبودهای خود را از طریق بدهی بانکی جبران کنند. این واحدها می توانند از وام بین واحدی استفاده کنند. بنابراین مدل طراحی شده، استفاده از مکانیزم بازار سرمایه داخلی در شرکت های هلدینگ را تایید می نماید. لذا می توان بازار سرمایه داخلی را به عنوان منبعی جدید در تامین مالی شرکت های هلدینگ مورد استفاده قرار داد. ۴-۵ اعتبارسنجی مدل اعتبارسنجی مدل را با محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه واحدهای پذیرنده منابع مالی یکبار در حالت واقعی و بار دیگر با جواب های بدست آمده از مدل طراحی شده انجام می دهیم. نتایج در جدول زیر ارائه شده است. جدول۴-۱۱: مقایسه هزینه تامین مالی واحدهای تابعه در حالت واقعی و حالت پیشنهادی واحد تابعه میانگین موزون هزینه سرمایه در حالت واقعی% میانگین موزون هزینه سرمایه پس از بکارگیری مدل پیشنهادی% ۱ ۲۸ ۵/۲۶ ۲ ۲۶ ۵/۲۵ ۳ ۲/۲۸ ۲۶ ۴ ۲/۲۵ ۲۶ ۵ ۲۹ ۲۸ ۷ ۲/۲۸ ۲۹ ۸ ۲۹ ۲۶ ۹ ۲۷ ۳/۲۵ ۱۲ ۲۷ ۲۸ ۱۴ ۴۳/۲۸ ۲۷ ۱۵ ۲۸ ۶/۲۶ ۱۶ ۲/۲۷ ۴/۲۵ ۱۷ ۲۸ ۲۷ همانگونه که ملاحظه می کنید، از میان ۱۳ واحد پذیرنده منابع مالی، تعداد ۱۰ واحد تابعه با بکارگیری مدل پیشنهادی، با کاهش میانگین موزون هزینه سرمایه مواجه شده اند. لذا با بکارگیری این مدل، میانگین موزون هزینه سرمایه کل مجموعه کاهش می یابد. دلیل این کاهش، استفاده از وام بین واحدی بوده که هزینه ای در بر ندارد. بنابراین، بکارگیری مدل طراحی شده برای تامین مالی مجموعه هلدینگ منجر به میانگین موزون هزینه سرمایه کمتری نسبت به حالت واقعی تامین مالی این مجموعه شده است. لذا اعتبار مدل طراحی شده تایید می گردد. ۴-۶ جمع بندی در این فصل ابتدا روابط درونی بین معیارهای موثر بر انتخاب روش تامین مالی با بکارگیری تکنیک دیمتل شناسایی شد. سپس با بهره گرفتن از روش فرایند تحلیل شبکه(ANP)معیارهای موثر و روش های تامین مالی اولویت بندی شدند. در نهایت مدل برنامه ریزی آرمانی تامین مالی طراحی شده با استخراج اطلاعات واقعی از صورت های مالی واحدهای تابعه شرکت هلدینگ مورد نظر حل و در پایان اعتبار مدل مورد آزمون قرار گرفت. فصل پنجم: خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهادات ۵-۱ خلاصه تحقیق همانگونه که ملاحظه کردید، مدلی مبتنی بر روش های چندمعیاره و چند هدفه برای حل مساله تامین مالی شرکت های چند کسب و کاره ارائه شد. در این تحقیق ابتدا با بکارگیری تکنیک دیمتل، روابط بین معیارهای موثر بر انتخاب روش تامین مالی شناسایی و سپس با بهره گرفتن از روش فرایند تحلیل شبکه، معیارهای موثر بر تامین مالی و نیز روش های تامین مالی اولویت بندی شدند و در نهایت با بکارگیری روش برنامه ریزی آرمانی مدلی برای تامین مالی شرکت های هلدینگ طراحی شد که برای اولین بار، علاوه بر منابع تامین مالی خارجی، امکان استفاده از منابع داخلی شرکت های چند کسب و کاره را هم به عنوان منبعی برای تامین مالی در نظر گرفت. نتایج مدل طراحی شده حاکی از آن است که استفاده از مکانیزم بازار سرمایه داخلی در شرکت های هلدینگ امکان پذیر بوده و می تواند جایگزین مناسبی برای تامین مالی خارجی شود. این امر موجب کاهش چشمگیری در میانگین موزون هزینه سرمایه و ریسک مالی شرکت های هلدینگ می شود. مدل طراحی شده در این تحقیق در مقایسه با مدل های قبلی طراحی شده در زمینه تامین مالی دارای نوآوری های موثری است. مدل ارائه شده توسط انواری رستمی(۱۳۸۱) و تسای و دیگران(۲۰۱۲)، مختص شرکت های تک بخشی است، حال آنکه مدل ارائه شده در این تحقیق برای شرکت های چند بخشی نیز کاربرد دارد. علاوه بر این، در بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه مدلسازی تامین مالی، عمدتا منابع تامین مالی خارجی به عنوان گزینه های پیش رو مد نظر قرار می گیرند اما در این تحقیق امکان تامین مالی داخلی یا همان استفاده از مکانیزم بازار سرمایه داخلی هم به عنوان منبعی برای تامین مالی شرکت های چندبخشی وارد مدل شده است. ۵-۲ پیشنهادات بی شک مطالعه حاضر خالی از اشکال و کاستی ها نمی باشد. برای تکمیل و تداوم این تحقیق پیشنهادات کاربردی زیر ارائه می شود: در حوزه کاربردی می توان بنای ایجاد یک ساز و کار پشتیبانی تصمیم گیری که امکان جمع آوری و پردازش داده های ورودی به مدل در هر مرحله را به صورتی سیستماتیک و سهل تر فراهم نماید، پایه ریزی کرد. همچنین کارشناسان و مدیران ارشد مالی با بکارگیری مدل، آنرا در معرض آزمون اجرا قرار داده و از آن استفاده کنند. همچنین از لحاظ نظری و توسعه تئوریک موارد زیر پیشنهاد می شود: چند دوره ای کردن مدل پیشنهادی؛ تلفیق رویکرد فازی با فرایند ANP؛ اضافه کردن متغیرهای صفر و یک به مساله؛ دو مرحله ای کردن مدل با بکارگیری روش های همچون برنامه ریزی خطی؛ تعیین دقیق مسیر انتقال وجوه از واحدهای دارای مازاد وجوه به واحدهای دارای کمبود منابع در راستای کنترل بهتر ریسک مالی. ۵-۳ محدودیت های تحقیق کمبود منابع لازم در ارتباط با برنامه ریزی ریاضی برای تامین مالی شرکت ها(خصوصا شرکت های چند کسب و کاره) و عدم همکاری برخی از متخصصین در تکمیل پرسشنامه که خود باعث طولانی شدن زمان انجام تحقیق شده است. فهرست منابع و مآخذ آذر، عادل.رجب زاده، علی(۱۳۸۱)،”تصمیم گیری کاربردی با رویکردMADM “نگاه دانش.چاپ اول. آذر، عادل و معماریانی، عزیز ا…(۱۳۷۶)، برنامه ریزی شولا تکنیکی نوین برای برنامه ریزان، نشریه علمی دانشگاه شاهد، شماره ۹ و ۱۰٫ ابزری، مهدی، دستگیر، محسن و قلی پور، علی(۱۳۸۶)، بررسی و تجزیه و تحلیل روش های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه بررسی های اقتصادی، شماره۴، ۸۹-۷۳٫ اصغرپور، محمد جواد(۱۳۷۷)،”تصمیم گیری چندمعیاره”.تهران.چاپ اول.دانشگاه تهران. انواری رستمی، علی اصغر(۱۳۸۱)، طراحی مدل ریاضی چند دوره ای مختلط اعداد صحیح برنامه ریزی آرمانی برای تامین مالی بهینه شرکت ها، دو ماهنامه علمی پژوهشی دانشور رفتار، سال دهم، شماره۴۲: ۲۶-۱۷٫ پی. نوو، ریموند(۱۳۸۷)، مدیریت مالی، جلد اول، ترجمه علی جهانخانی و علی پارساییان، تهران: انتشارات سمت. پی. نوو، ریموند(۱۳۸۷)، مدیریت مالی، جلد دوم، ترجمه علی جهانخانی و علی پارساییان، تهران: انتشارات سمت. تهرانی، رضا(۱۳۸۸)، مدیریت مالی، انتشارات نگاه دانش. حنفی زاده، پیام و شفیعی نیک آبادی، محسن(۱۳۸۸)، شرکت های مادر: تعاریف، مفاهیم و ساختارها، تهران: انتشارات ترمه. خاکی، غلامرضا(۱۳۹۰)، روش تحقیق با رویکرد به پایان نامه نویسی، تهران: انتشارات بازتاب. خلیلی عراقی، سید منصور و یداللهی فارسی، جهانگیر(۱۳۸۱)، طراحی مدل برنامه ریزی آرمانی فازی برای تخصیص منابع در آموزش عالی، فصلنامه دانش مدیریت، سال پانزدهم، شماره ۵۶، ص:۶۰-۳۵٫ دسینه، مهدی، احدی، یوسف و نوری فرد، یداله(۱۳۸۸)، ارزیابی ارتباط بین ساختار تامین مالی و تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری منابع در دارایی های شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مجله پژوهشگر، سال ششم، شماره۱۶، ۲۹-۱۸٫ راس، استفان، وسترفیلد، رندلف و جردن، بردفورد(۲۰۰۲)، مدیریت مالی نوین، جلد اول، ترجمه علی جهانخانی و مجتبی شوری، تهران: انتشارات سمت. زبردست، اسفندیار (۱۳۸۰)، کاربرد فرایند سلسله مراتبی در برنامه ­ریزی شهری و منطقه­ای ، نشریه هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران ، شماره ۱۰٫ کردستانی، غلامرضا و نجفی، مظاهر(۱۳۸۹)، بررسی تاثیر روش های تامین مالی بر بازده آتی سهام، مجله پیشرفت های حسابداری، دوره۲، شماره۲، ۱۰۸-۷۵٫ ملانظری، مهناز، حجازی، رضوان و صحرایی، محمد(۱۳۸۸)، بررسی رابطه بین روش های تامین مالی(منابع برون سازمانی) و موفقیت و عدم موفقیت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، پژوهشنامه حسابداری مالی و حسابرسی، ۸۶-۶۵٫ مومنی، منصور(۱۳۸۹)، مباحث نوین تحقیق در عملیات، تهران: انتشارات مولف. هورن گرن، چارلز و دیگران(۱۹۲۶)، اصول حسابداری۱، ترجمه ایرج نوروش و غلامرضا کرمی، تهران: انتشارات کتاب نو. Bardolet, David, Fox, Craig R and Lovallo, Dan (2011), Corporate Capital Allocation: A Behavioral Perspective, Strategic Management Journal, Volume 32, Issue 13, pp 1465–۱۴۸۳٫ Cestone, Giacinta and Fumagalli, Chiara (2003), Winner-Picking or Cross-Subsidization? The Strategic Impact of Resource Flexibility in Business Groups, Center for studies Economics and Finance. Chang, Sea-Jin (2003), Financial Crisis and Transformation of Korean Business Groups, Cambridge University Press. Eom, Hyun and Sang, Lee (1987), A large-scale goal programming model-based decision support for formulating global financing strategy, Information & Management, Volume 12, Issue 1, Pages 33–۴۴٫ Kim, Hicheon, et al (2004), The Evolution and Restructuring of DiversifiedBusiness Groups in Emerging Markets: The Lessons from Chaebols in Korea, Asia Pacific Journal of Management, 21, 25–۴۸٫ Kornbluth, Jonathan and Vinso, Joseph(1982), Capital Structure and the Financing of the Multinational Corporation: A Fractional Multi objective Approach, Journal of Financial and Quantitative Analysis, Volume ۱۷, Issue ۰۲, pp 147-178. Kvanli, Alan (1980), Financial planning using goal programming, Omega, Volume 8, Issue 2, 1980, Pages 207–۲۱۸٫ Lamont, Owen (1997), Cash Flow and Investment: Evidence from Internal Capital Markets, Journal of Finance, volume LII, no1, p: 83-109. Lee, Sangwoo, Park, Kwangwoo and Shin, , Hyun-Han (2009), Disappearing Internal Capital Markets: Evidence from Diversified Business Groups in Korea,Journal of Banking & Finance, Volume 33, Issue 2, Pages 326–۳۳۴٫ Li, J., & Taiwo, S. (2006). Enhancing financial decision making using multi-objective financial genetic programming. In Evolutionary Computation, 2006. CEC 2006. IEEE Congress on (pp. 2171-2178). IEEE. Lin, T. W., & O’Leary, D. E. (1993). Goal programming applications in financial management. Advances in mathematical programming and financial planning, ۳(۱), ۲۱۱-۳۰٫ Lyer, K., Yadav, S., & Agarwal, Y. (2010). Multi Objective Capital Structure Modelling: A Goal Programming Approach. Available at SSRN 1572689. Michael P.Niemira ,Thomas L.saaty(2004), An Analytic Network Process model for financial-crisis forecasting ,International Journal of Forecasting 20:573-587. Perić, T., & Babić, Z. (2012). Financial structure optimization by using a goal programming approach. Croatian Operational Research Review, ۳(۱), ۱۵۰-۱۶۲٫ Peyer, Urs (2002), Available at SSRN: http://ssrn.com. Rogers, Steven(2009), Entrepreneurial Finance, McGraw- Hill Companies, Second Edition. Saaty, T. L., Takizawa, M. (1986). Dependence and independence: from linear hierarchies to nonlinear networks, European Journal of Op – erational Research , 26: 229:237 Saaty, Thomas L. (1999). Fundamentals of the Analytic Network Process, ISAHP, Kobe Japan, pp. 12–۱۴٫ Sautner, Z., & Villalonga, B. (2010). Corporate governance and internal capital markets. Harvard Business School Finance Working Paper. Scalera, D., & Zazzaro, A. (2009). Do Inter-Firm Networks Make Access to Finance Easier? Issues and Empirical Evidence. CONTRACTUAL NETWORKS, INTER-FIR COOPERATION AND THE SMALL BUSINESS ACT, Fabrizio Cafaggi, Cheltenam, Edward Elgar, eds., Forthcoming. Schauten, M., & Spronk, J. (2007). Optimal capital structure: reflections on economic and other values. Schauten, Mark and Spronk, Jaap (2010), Optimal Capital Structure, Applied Optimization Volume 103, pp 405-423. Shahalizade, Mohammad and Memariani, Azizolah (2007), A Portfolio Management Model for the Holding Companies, International Journal of Computational Science, Vol. 1, No. 3, 271-285. Shun, Salman and Thakor, Anjan (1987), Optimal Capital Structure and Project Financing, Journal of Economic Theory, 42, 209-243. Shin, Hyun-Hun and Stulz, Rene (1998), Are internal capital markets efficient?, The quarterly journal of Economics, p: 531-552. Titman, Sheridan and Tsyplakov, Sergey (2007), A Dynamic Model of Optimal Capital Structure,Oxford Journals, Volume 11, Issue 3, Pp. 401-451. Saaty, Thomas L. (1999). Fundamentals of the Analytic Network Process, ISAHP, Kobe Japan, pp. 12–۱۴٫ Thomas L.SAATY(2004),Fundamentals of the Analytic Network Process Dependence and Feedback in Decision-Making with Asingle network,Journal of systems science and systems engineering,vol.13,No.2:129-157. Tumas L.Saaty ,Luis G.Vargas(2006).”DECISION MAKING WITH THE ANALYTIC NETWORK PROCESS”:۲۸۲ Vinso, Joseph (1982), Financial Planning for the Multinational Corporation with Multiple Goals,Journal of International Business Studies, Vol. 13, Issue 3, pp. 43-58. ضمائم الف) پرسشنامه دیمتل کارشناس محترم، با سلام؛ پرسشنامه حاضر به منظور تعیین روابط بین معیارهای موثر بر انتخاب روش تامین مالی تنظیم گردیده است. همکاری شما در تکمیل دقیق این پرسشنامه پژوهشگران طرح را به نتایج دقیق تر و مفیدتری در این زمینه رهنمون خواهد ساخت. لازم به ذکر است برای تعیین تاثیر هر معیار بر معیار دیگر از مقیاس های زیر استفاده نمایید. عکس مرتبط با اقتصاد بدون تاثیر تاثیر خیلی کم تاثیر کم تاثیر زیاد تاثیر خیلی زیاد ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ با سپاس فراوان از صرف زمان و توجه شما مزیت های مالیاتی هزینه تامین مالی ریسک ورشکستگی سود هر سهم ارزش بعد از تامین مالی شرکت نسبت بدهی مورد انتظار انعطاف پذیری مالی نرخ بهره جریانات نقدی میزان کنترل بر شرکت مزیت های مالیاتی ۰ هزینه تامین مالی ۰ ریسک ورشکستگی ۰ سود هر سهم ۰ ارزش بعد از تامین مالی شرکت ۰ نسبت بدهی مورد انتظار ۰ انعطاف پذیری مالی ۰ نرخ بهره ۰ جریانات نقدی ۰ میزان کنترل بر شرکت ۰ ب) پرسشنامه سنجش اهمیت نسبی معیارهای تأثیرگذار بر ” تامین مالی برای واحدهای تابعه شرکت های هلدینگ ” با بهره گرفتن از مقایسات زوجی پاسخگوی محترم: با سلام و احترام پرسشنامه­ای که در ادامه ملاحظه می­فرمائید، در راستای انجام تحقیقی تحت عنوان” تامین مالی برای واحدهای تابعه شرکت های هلدینگ با بهره گرفتن از روش فرایند تحلیل شبکه ای(ANP) “و به منظور اولویت بندی روش های تأمین مالی برای این شرکت ها، ده عامل اثر گذار را شناسایی کرده و قصد داریم با تعیین اهمیت نسبی این معیارهای مؤثر بر روش های تأمین مالی نهایتاً به الویت­بندی آنها بپردازیم. خواهشمند است با ارائه پاسخهای مناسب، محقق را در انجام شایسته این تحقیق یاری نمائید. پیشاپیش از همکاری ارزشمند شما سپاسگذارم با تشکر و آرزوی موفقیت دستورالعمل تکمیل پرسشنامه: لطفاً به سؤالات این بخش از پرسشنامه با توجه به طیف زیر و مثال ذکر شده پاسخ دهید. درجه اهمیت در مقایسات زوجی عوامل اهمیت یکسان کمی مهم­تر مهم­تر خیلی مهم­تر فوق العاده مهم­تر در مقایسات زوجی به هنگام مقایسه دو عامل، در صورتی­که ترجیح با مورد سمت راست(عامل A) باشد، در یکی از خانه­های واقع در سمت راست جدول و در صورتی­که ترجیح با مورد سمت چپ(عامل B) باشد، در یک از خانه­های سمت چپ جدول، با توجه به میزان اهمیت ذکر شده در جدول فوق، علامت­گذاری خواهیم کرد. معیار B اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A مثال) در خرید یک خودرو کدام عامل اهمیت بیشتری دارد؟ در صورتی­که در خرید یک خودرو، قیمت در مقایسه با سرعت «مهم­تر» باشد، خانه مربوط به ستون مهم­تر در سمت چپ جدول، علامت­گذاری می­گردد. معیارB اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A سرعت × قیمت درصورتی­که در خرید یک خودرو، سرعت در مقایسه با زیبایی«فوق العاده مهم­تر» باشد، خانه مربوط به ستون فوق العاده مهم­تر در سمت راست را علامت­گذاری می­نماییم. معیارB اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A سرعت × زیبایی همانطور که مشاهده می شود برای جذابیت بیشتر فواصل میانی(مثلاً بین اندکی مهم­تر و مهم­تر یا بین مهم­تر و بسیار مهم­تر و ….) در نظر گرفته شده است. الف- مقایسات درون خوشه معیارها جهت انتخاب بهترین روش تأمین مالی، با در نظر گرفتن معیار مزیت مالیاتی بعنوان معیار اصلی، معیار A در مقایسه با معیارB به چه میزان ارجح­تراست؟ معیارB اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A هزینه تأمین مالی ریسک ورشکستگی سود هر سهم ریسک ورشکستگی ارزش بعد از تأمین مالی ریسک ورشکستگی نسبت بدهی مورد انتظار ریسک ورشکستگی انعطاف پذیری مالی ریسک ورشکستگی نرخ بهره ریسک ورشکستگی جریانات نقدی ریسک ورشکستگی سود هر سهم هزینه تأمین مالی ارزش بعد از تأمین مالی هزینه تأمین مالی نسبت بدهی مورد انتظار هزینه تأمین مالی انعطاف پذیری مالی هزینه تأمین مالی نرخ بهره هزینه تأمین مالی جریانات نقدی هزینه تأمین مالی ارزش بعد از تأمین مالی سود هر سهم نسبت بدهی مورد انتظار سود هر سهم انعطاف پذیری مالی سود هر سهم نرخ بهره سود هر سهم جریانات نقدی سود هر سهم نسبت بدهی مورد انتظار ارزش بعد از تأمین مالی انعطاف پذیری مالی ارزش بعد از تأمین مالی نرخ بهره ارزش بعد از تأمین مالی جریانات نقدی ارزش بعد از تأمین مالی انعطاف پذیری مالی نسبت بدهی مورد انتظار نرخ بهره نسبت بدهی مورد انتظار جریانات نقدی نسبت بدهی مورد انتظار نرخ بهره انعطاف پذیری مالی جریانات نقدی انعطاف پذیری مالی جریانات نقدی نرخ بهره جهت انتخاب بهترین روش تأمین مالی، با در نظر گرفتن معیار هزینه تأمین مالی بعنوان معیار اصلی، معیار A در مقایسه با معیارB به چه میزان ارجح­تراست؟ معیارB اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A نرخ بهره ریسک ورشکستگی جهت انتخاب بهترین روش تأمین مالی، با در نظر گرفتن معیار ریسک ورشکستگی بعنوان معیار اصلی، معیار A در مقایسه با معیارB به چه میزان ارجح­تراست؟ معیارB اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A نسبت بدهی مورد انتظار ریسک ورشکستگی هزینه تأمین مالی ریسک ورشکستگی میزان کنترل بر شرکت ریسک ورشکستگی هزینه تأمین مالی نسبت بدهی مورد انتظار میزان کنترل بر شرکت نسبت بدهی مورد انتظار میزان کنترل بر شرکت هزینه تأمین مالی جهت انتخاب بهترین روش تأمین مالی، با در نظر گرفتن معیار سود هر سهم بعنوان معیار اصلی، معیار A در مقایسه با معیارB به چه میزان ارجح­تراست؟ معیارB اکیدا مهم­تر بسیار مهم­تر مهم­تر اندکی مهم­تر یکسان اندکی مهم­تر مهم­تر بسیار مهم­تر اکیداً مهم­تر معیار A نسبت بدهی مورد انتظار ریسک ورشکستگی هزینه تأمین مالی ریسک ورشکستگی انعطاف پذیری مالی ریسک ورشکستگی نرخ بهره ریسک ورشکستگی جریانات نقدی ریسک ورشکستگی میزان کنترل بر شرکت ریسک ورشکستگی هزینه تأمین مالی نسبت بدهی مورد انتظار انعطاف پذیری مالی نسبت بدهی مورد انتظار نرخ بهره نسبت بدهی مورد انتظار جریانات نقدی نسبت بدهی مورد انتظار میزان کنترل بر شرکت نسبت بدهی مورد انتظار انعطاف پذیری مالی هزینه تأمین مالی نرخ بهره هزینه تأمین مالی جریانات نقدی هزینه تأمین مالی میزان کنترل بر شرکت هزینه تأمین مالی نرخ بهره انعطاف پذیری مالی جریانات نقدی انعطاف پذیری مالی میزان کنترل بر شرکت انعطاف پذیری مالی جریانات نقدی نرخ بهره میزان کنترل بر شرکت نرخ بهره میزان کنترل بر شرکت جریانات نقدی جهت انتخاب بهترین روش تأمین مالی، با در نظر گرفتن معیار ارزش بعد از تأمین مالی بعنوان معیار اصلی، معیار A در مقایسه با معیارB به چه میزان ارجح­تراست؟

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:57:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخلات درمانی در مبتلایان به سندرم حاد کرونری- قسمت ۴ ...

    با بررسی مقالات و مطالعات انجام شده در ارتباط با کیفیت زندگی به لحاظ مفهومی کاربرد این اصطلاح را در شش حوزه دسته بندی کردند که در ذیل به عناصر مؤثر مربوط به هر کدام آورده شده است:
    جدول ۱-۲: حوزه کاربرد کیفیت زندگی

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

     

     

     

     

    حوزه کاربرد مفهوم عناصر مؤثر در مفهوم سازی
    زندگی عادی توان تامین نیازهای اساسی و حفظ سلامتی/تمرکز بر توانایی های کارکردی
    مطلوبیت زندگی توانایی فرد به منظور ایجاد یک زندگی مفید اجتماعی/ ایفای نقش مؤثر در جامعه/ برخورداری از موفقیت مناسب شغلی
    شادکامی تعامل میان احساس هیجان و افسردگی/متاثر از عوامل درونی و بیرونی/موقتی و کوتاه مدت
    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

    رضایت از زندگیارزیابی مثبت فرد از کیفیت زندگی خود/معطوف به توانایی های شخصی/رضایتمندی در زمینه های مختلف مانند عشق، ازدواجدستیابی به اهداف شخصیتوان فرد در دستیابی به اهداف/رضایت شخصی، خودباوری، رضایتمندی در هنگام مقایسه با دیگران/حداقل شکاف میان موفقیت واقعی و انتظارات خوداستعدادهای ذاتیتوانایی ها و استعدادهای فیزیکی و ذهنی بالفعل و بالقوه فرد به طور فطری

    (۶۴)
    بر اساس واحد تحقیقات دانشگاه تورنتو کانادا در سال ۱۹۹۴ کیفیت زندگی وضعیتی است که یک فرد از امکانات مهم موجود در زندگیش برخوردار شده و لذت می برد. این امکانات از فرصت ها و محدودیت های فرد در زندگی ناشی شده و در تعامل عوامل فردی و محیطی منعکس می شود (۶۴).
    مطابق تعریف مدرسه خدمات اجتماعی دانشگاه اوکلاهامای امریکا، کیفیت زندگی از قلمروهای زندگی حاصل می شود. این قلمروها شامل خانواده، شغل، سرپناه، سلامتی، تعلیم و تربیت، باورها و معنویات است (۶۵).
    ۲-۵-۵-۱ تاریخچه کیفیت زندگی
    ریشه های تاریخی استفاده از عبارت کیفیت زندگی را می توان در آثار کلاسیک ارسطو که مربوط به سال ۳۳۰ قبل از مسیح است، یافت. وی در اصول اخلاقی کلاسیک از رابطه بین کیفیت زندگی هنگام شادی و ارزشهای ذهنی افراد سخن می گوید (۶۶).
    عبارت کیفیت زندگی دوره های تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته است و تغییرات مختلفی در مورد آن صورت گرفته است. این عبارت علایق شخصی، تجارب، احساسات، دیدگاه ها و عقاید راجع به ابعاد فلسفی، فرهنگی، معنوی، روانشناسی،مالی و…زندگی روزمره را شامل می شود.
    علاقه مندی به بررسی عوامل مؤثر بر خشنودی و رفاه انسان پیشینه ای طولانی در تاریخ زندگی بشر دارد. در واقع اینکه چگونه باید و می توان زیست که بهترین منفعت را از زندگی کسب کرد. شاید به قدمت توانایی آدمی برای اندیشه در مورد آینده و عبرت گرفتن از گذشته باشد (۶۷).
    کیفیت زندگی در حدود ۴۰ سال پیش در آمریکا معرفی شد و علوم اجتماعی پرچم دار روح و سنجش آن شد. در اواخر قرن۲۰ موضوع کیفیت زندگی در علوم اجتماعی بیشتر مورد توجه و اهمیت قرار گرفت و در سال ۱۹۵۵ با تاسیس جامعه بین المللی برای تحقیق درباره کیفیت ندگی، اینگونه تحقیقات نهادینه شدند.
    در طی ربع قرن آخر قرن بیستم تاکنون پژوهشگران متعددی در مورد کیفیت زندگی و تعادل آن با ویژگی های گوناگون انسان ها اظهار نظر کرده اند. به عنوان مثال از اوایل گسترش مفهوم کیفیت زندگی، برخی صاحب نظران توسعه آتی در مراقبت از سلامت جسمانی و روانی را در گرو توجه روز افزون به راهبردهای پیشگیری اولیه با هدف توسعه کیفیت زندگی افراد دانستند (۶۶).
    شالوک معتقد است که علاقه به بحث کیفیت زندگی به لحاظ تاریخی از ۴ زمینه ریشه می گیرد:
    ۱٫بازنگری در این باور که پیشرفت های علمی و پزشکی و تکنولوژیک به تنهایی می تواند خوشبختی و بهزیستی بشر را فراهم کنند و در عوض توجه به این مسئله که احساس بهزیستی شخصی، خانوادگی و اجتماعی در صورتی تحقق می یابد که پیشرفت های مذکور با ارزش ها، ادراکات و شرایط محیط زیست مساعدی همراه شوند.
    ۲٫تغییر نگرش از خدمات مبتنی بر اجتماع به سبب سنجش نتایج و پیامدهای زندگی فرد در اجتماع.
    ۳٫افزایش قدرت مصرف کنندگان و شکل گیری جنبش های تامین کننده حقوق بیماران و تاکید این جنبش ها بر برنامه ریزی شخص محور، توجه به پیامدهای شخص برنامه های رفاهی و دولتی و توجه به حق تعیین سرنوشت خود و غیره.
    ۴٫پیدایش تغییرات جامعه شناختی که جنبه های عینی و ذهنی کیفیت زندگی را معرفی کرد و ویژگی های فردی و شخصی این مفهوم را مورد تاکید قرار داده است (۶۸).
    تا دهه ۱۹۷۰ کیفیت زندگی اساسا معطوف به انگاره های مادی و پیامد رشد اقتصادی در نظر گرفته می شد. از دهه ۱۹۷۰ در نتیجه ظهور آثار منفی حاصل از رشد اقتصادی از سویی و پیدایش نظریه توسعه پایدار از سویی دیگر،کیفیت زندگی ابعاد و پنداشتی اجتماعی تر پیدا کرد و مسایل مانند توزیع پیامدهای حاصل از رشد،حفظ منابع طبیعی و محیط زیست و…..را در بر می گرفت و به طور جدی به عنوان هدف اصلی توسعه وارد مباحث برنامه ریزی شد و در دهه ۱۹۹۰ نیز آغاز بحث از کیفیت زندگی اجتماعی با تاکید بر سازه های اجتماعی همچون سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی، عدالت اجتماعی و……بود.(۶۴).
    ۲-۵-۵-۲ مفهوم کیفیت زندگی از نگاه نظریه پردازان
    ۲-۵-۵-۲-۱ کالمن[۳۹]
    از نظر کالمن وقتی می توان گفت که یک کیفیت عالی برای زندگی وجود دارد که امیدهای افراد با تجارب آنها تطابق داشته باشد
    . حالت عکس هم صدق میکند. به بیان دیگر ادعای کالمن این است که شیوه زندگی با این مفهوم که فرد به خواسته های خود می رسد بهبود می یابد.کالمن اشاره دارد که اهدافی که توسط عوامل ایجاد می شوند باید واقع گرا تر باشند. وقتی آرزوها را واقعی تر کرده و فرد را به توسعه و رشد در راه های دیگر تشویق کنیم فاصله میان امیدها و دستیابی به آنها به خوبی کم می شود.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:56:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی عوامل مرتبط با فرآیند تصمیم گیری خریداران کالاهای لوکس در شهر مشهد- قسمت ۷ ...

    نقش و جایگاه
    فردی
    سن
    شغل
    شرایط اقتصادی
    شیوه زندگی
    شخصیت
    روان شناختی
    انگیزه
    ادراک
    یادگیری
    عقاید و نگرشها
    رفتار خرید

    عکس مرتبط با اقتصاد

    شکل ۲-۵ عوامل تأثیرگذار بر رفتار خرید(حسینی،۱۵۲:۱۳۸۵)

     

    ۲-۲-۱۱ عوامل مؤثر بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان

    فرایند تصمیم گیری خرید تحت تأثیر دو دسته از عوامل قابل کنترل و غیر قابل کنترل است که برخی از مهمترین آنها عبارتنداز:

    ۲-۲-۱۱-۱ عوامل فرهنگی- اجتماعی و گروهی

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    شامل خانواده- فرهنگ و خرده فرهنگ – سن –مرحله زندگی – شخصیت – گروه های مرجع و رهبران ایده- طبقه اجتماعی عوامل درونی و فردی مانند: ادراک- نگرش- یادگیریها و کسب زندگی، عوامل فرهنگی یکی از مهمترین عوامل شکل دهنده رفتار و خواسته فرد به شمار می رود. رفتار بشر عمدتاً یاد گرفتنی است. یک فرد هنگام رشد در یک جامعه ارزشهای بنیادی، برداشتها، خواسته ها و رفتارهای متفاوتی را از دیگران می آموزد. بازاریابان باید همواره برای پیش بینی کالاهای جدیدی که احتمالاً خواهان دارند جهت گیری فرهنگی را دقیقاً زیرنظر داشته باشند.
    الف. فرهنگ و خرده فرهنگ
    فرهنگ یکی از مهمترین عوامل شکل دهنده رفتار وخواسته فرد به شمار می رود .رفتار بشر عمدتاًیادگرفتنی است.
    یک بچه هنگام رشد در یک جامعه ارزشهای بنیادین ، برداشتها ، خواسته ها و رفتارهای متفاوتی را از افراد فامیل و سایر مبادی اصول فرهنگی و تربیتی می آموزد . معمولاً یک بچه آمریکایی ارزشهایی نظیر موفقیت و پیشرفت ، فعالیت و فراگیری ، سودمندی و اهل عمل بودن ، ترقی ، راحتی مادی ، استقلال فردی ، آزادی ، آسایش و راحتی برونی ، نوع دوستی ، مفید بودن ، تناسب اندام و سلامتی را می آموزد یا با آن مواجه است .
    بازراریابان باید همواره برای یش بینی کالاهای جدیدی که احتمالاً خواهان دارند جهت گیریهای فرهنگی را دقیقاً زیر نظر داشته باشند . مثلاً جهت گیری فرهنگی به سوی نگرانی در مورد سلامتی و تناسب اندام ، سبب پیدایش صنعت عظیم وسایل و تجهیزات ورزشی و پوشاک ، غذاهای سبک و طبیعی و خدمات بدنسازی و بهداشتی می شود . تمایل به رسمی و تشریفاتی نبودن نیز تقاضا برای پوشاک معمولی ، اسباب و اثاثیه منزل ساده تر و سرگرمیهای سبکتر را به دنبال داشته است . میل و علاقه به استفاده از اوقات فراغت نیز سبب افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات راحتی نظیر اجاق میکروویو و غذای فوری شده است . این علاقه همچنین ایجاد صنعت بزرگ خرید با کاتالوگ را به همراه داشته است . در امریکا بیشا از ۶۵۰۰ شرکت وجود دارند که کالای خود را با کاتالوگ می فروشند . این شرکتها در هر سال خانوارهای امریکایی را با ۵/۸ میلیارد کاتالوگ مورد هجوم قرار می دهند.(روستا و همکاران:۲۸۷:۱۳۸۵)
    خرده فرهنگ :هر فرهنگ خود دارای چندین خرده فرهنگ یا گروههایی از مردم تشکیل می شود که دارای
    نظامهای ارزشی مشترکی هستند . این نظام ها خود بر پایه عادات و رسوم و تجربیات زندگی مشترک استوارند . گروه های ملی نظیر ایرلندی ها ، لهستانی ها ، ایتالیایی ها و هیزپانیک ها در درون جوامع بزرگتری یافت می شوند . این گروه ها دارای علائق و سلیقه های ویژه ای هستند . گروه های مذهبی نظیر کاتولیک ها ، مورمونها ، پرسبیتارین ها و کلیمیان نیز جزء خرده فرهنگها هستند . این خورده فرهنگها دارای رجحان های خاص و محدودیتهای مذهبی ویژه خود هستند . گروه های نژادی نظیر سیاهپوستان و آسیایی ها از عقاید و فرهنگ مخصوص به خود برخوردارند. مناطق جغرافیایی نظیر جنوب ، کالیفرنیا و نیوانگلند از خرده فرهنگهای شاخصی با روش های زندگی مخصوص به خود تشکیل شده است .
    بسیاری از این خرده فرهنگها خود قسمتهای مهمی از بازارند و غالباً بازاریابان نیز برای تأمین نیازهای همین قسمتهای بازار اقدام به تولید کالاهای ویژه به کمک برنامه های بازاریابی ویژه می کنند.( روستا و همکاران۲۸۹:۱۳۸۵)
    ب. طبقه اجتماعی:
    هر جامعه ای تقریباً دارای شکلی از ساختار اجتماعی است. طبقات اجتماعی از قسمتهای منظم و نسبتاً پایداری در یک جامعه تشکیل شده اند که اعضای آن دارای ارزشها، علایق و رفتار مشابه و مشترکی هستند. نمی توان طبقه اجتماعی را با یک عامل منفرد، مثلاً درآمد تعریف کرد بلکه طبقه اجتماعی با ترکیبی از عواملی همچون شغل، درآمد، میزان تحصیلات، سطح دارایی و سایر متغیرها تعیین می شود.
    هر یک از طبقات اجتماعی در انتخاب کالا و مارک بخصوصی از آن، دارای رجحانهای مخصوص به خود است. (روستا و همکاران:۱۳۸۵،۲۹۵)

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    ۲-۲-۱۱-۲ عوامل اجتماعی

    رفتار مصرف کننده تحت تأثیر عوامل اجتماعی نیز قرار می گیرد. این عوامل اجتماعی از گروه های کوچک، افراد خانواده و جایگاه و نقش اجتماعی مصرف کننده تشکیل می شوند. شرکتها باید هنگام تدوین خطی مشی های بازاریابی خود این عوامل را دقیقاً مد نظر قرار دهند، زیر این عوامل بر واکنشهای مصرف کننده شدیداً تأثیر می گذارند.
    الف. گروه ها:
    رفتار یک فرد تحت تأثیر گروه های کوچک بسیاری قرار می گیرد. از جمله این گروه ها می توان از خانواده، دوستان، همسایگان و همکاران نام برد.
    ب.گروه های مرجع:
    گروههایی هستند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن به رفتار و عقاید یک شخص مؤثرند. بازاریابان کوشش می کنند گروه های مرجع بازارهای هدف خود را بشناسند.
    گروه به طور کلی به دو یا چند شخص که هنجارها- ارزش ها یا اعتقادات مشترک داشته و روابط بین آنها چه صریح و چه ضمن تعریف شده است اطلاق می گردد. .(روستا و همکاران:۱۳۸۵،۲۸۹)
    رفتار افراد گروه با یکدیگر وابسته است گروه ها یکی از عوامل مؤثّر بر اجتماعی شدن و یادگیری مصرف کننده
    هستند بنابراین درک چگونگی عملکرد در گروه جهتاستنباط مصرف کننده ضروری است. گروه مرجع گروهی است که دیدگاه ها یا ارزش های آن توسّط یک فرد به عنوان مبنایی برای رفتار مورد استفاده قرار می گیرد.
    بنابراین گروه مرجع گروهی است که افراد آن را به عنوان راهنمایی برای رفتارش در شرایط خاصی بر می گزیند. هنگامی که فردی فعّالانه در گروه خاص عضو باشد آن گروه در واقع برایش گروه مرجع خواهد بود یک فرد ممکن است به طور همزمان به گروه های زیادی تعلّق داشته باشد امّا در هر موقعیت خاصی تنها یک گروه به عنوان گروه مرجع برای وی عمل خواهد کرد. گروه ها را می توان با توجّه به متغیرهای چند گانه ای طبقه بندی کرد عموماً سه معیار طبقه بندی خاص در اینزمینه مورد استفاده قرار می گیرند: عضو- نوع تماس و جذابیت.(موون۱۶۵:۱۳۸۸)
    عضو یک معیار دو گانه است یک فرد یا عضویت گروه هست یا نیست. درجه تماس به میزان ارتباط و تماس بین شخصی اعضای گروه با یکدیگر اطلاق می گردد. جذابیت به مطلوب بودن عضویت در یک گروه خاص برای مشخّص اطلاق می شود و دامنه از منحنی تا بحث در بر می گیرد.
    گروه های مرجع سه نوع تأثیر بر افراد می گذارند این سه نوع عبارتنداز: تأثیرات اطلاعاتی تأثیرات تجویزی و تأثیرات شناسایی.
    تأثیر اطاعاتی زمانی رخ می دهد که یک فرد رفتار و دیدگاه های اعضای گروه مرجع را به عنوان اطلاعاتی مقید به کار می گیرد یک شخص ممکن است متوجّه شود که اعضای گروه در مارک خاصی استفاده می کند و افراد به این نتیجه برسد که مارک مزبور جذب بود و آن را خریداری کند.
    تأثیر تجویزی که به آن تأثیر سود جویانه نیز گفته می شود زمانی رخ می دهد که فرد به منظور کسب پاداش مستقیم یا اجتناب از تنبیه انتظارات گروه را برآورده می کند. در این حالت هنجارهای گروه بر رفتار فرد تأثیر می گذارند.تأثیر شناختی زمانی اتفّاق می افتد که افراد هنجارها و ارزش های ادراک شده در گروه را به عنوان راهنمایی برای نگرش ها و ارزش های خود به کار می برند بنابراین برای فرد گروه به عنوان یک مرکزبرای تصوّر مشخصی عمل می کند.
    گروه های مرجع ممکن است در موقعیتی خاص هیچ تأثیری نداشته باشند یا در موقعیتی دیگر و نوع محصول مورداستفاده تأثیر بگذارند عامل نهایی تأثیر گذار جانب گروه های مرجع. اعتقاد فرد در موقعیت خرید می باشد در مورد کالاهایی که فرد اطلاعاتی اندکی در مورد آنها دارد تأثیر گروه بیشتر است.(موون: ،۳۸۰:۱۳۸۸)
    علاوه بر میزان اعتماد در موقعیت خرید شواهدی حاکی از آن است که تمایل افراد به تأثیر پذیری از گروه های مرجع تفاوت کند.
    هر چه گروه بزرگتر شده اعضای آن بیشتر می شود یک فرد خاص کمتر مورد توجّه قرار می گیرد افراد عضو گروه های بزرگ یا آنهایی که در موقعیت هایی احساس می کنند مورد توجّه نیستند کمتر به خودشان توجّه می کنند.و لذا محدودیت هایی نرمال رفتارشان کاهش می یابد.هنگامی که افراد به صورت دسته جمعی خرید می کنند الگوهای خرید آنها تغییر می کند برای مثال فردی که همراه با حدّاقل یک نفر به خرید می رود تمایل دارد که خرید برنامه ریزی نشده بیشتری به نسبت زمانی که تنها به فروشگاه می رود انجام دهد.
    این تأثیرات بواسطه تأثیرات اجتماعی هنجاری و اطلاعاتی صورت می پذیرد: همچنین شواهد حاکی از آن است تصمیمات که گروه می گیرد با تصمیم گیری فردی تفاوت می کند در بسیاری از موارد اعضای گروه ها اشتیاق بیشتری برای در نظر گرفتن گزینه های ریسکی تر از خود نشان می دهند.(هاوکینز،۳۳۷:۲۰۱۰)
    این پدیده تغیر مخاطره آمیز نام دارد. در یک تحقیق انجام شده در زمینه تأثیر گروه های مرجع بر کالاهای مختلف و مارک های خریداری شده نتایج زیر بدست آمد. این تحقیق ۴ حالت ممکن را در نظر گرفته است :

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:56:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      وجوب حفظ نظام اسلامی و آثار فقهی مترتّب بر آن ...

    :
    با توجّه به لزوم استمرار حیات نوع انسانی در قالب نظمی پایدار که آدمیان در آن احساس امنیّت کنند، فقیهان از دیرباز به مسأله «حفظ نظام» بسیار بها دادهاند؛ لذا یکی از احکام مورد اتّفاق فقهاء، «وجوب حفظ نظام اسلامی» است. این حکم کلّی و عام در ابواب مختلف فقهی به کار رفته و مستند شمار قابل توجّهی از احکام فرعی فقهی قرار گرفته است. لذا میتوان آن را یک قاعده فقهی محسوب کرد.
    البتّه باید گفت که این عنوان از قواعد تأسیسی اسلام نیست؛ زیرا مهمترین مستند آن دلیل عقل و بناء عقلاء است.
    همچنین برخلاف آنچه در ادبیّات سیاسی _ اجتماعی کنونی در کشور ما رایج شده، مقصود از حفظ نظام اسلامی در فقه، حفظ نظام معیشتی است و نه صرفاً نظام حکومتی که به قیاس اولویّت شامل حفظ نظام کلان اجتماعی نیز میشود؛ بنابراین وجوب حفظ نظام اسلامی را نمیتوان از ابداعات فقهاء معاصر و یا مختص به نظام حکومتی دانست.
    این پژوهش تلاش دارد با تبیین عنوان «حفظ نظام اسلامی»، حکم فقهی آن را از منابع فقهی استخراج کرده و برخی از احکام شرعی را که بر این حکم کلّی مترتّب و یا از آن قابل استنباط است بررسی نماید.
    واژگان کلیدینظام اسلامی، نظام اجتماعی، حفظ نظام اسلامی، حکومت اسلامی
    فهرست مطالب
    مقدّمه………………………………………………………………………………………………………………………………………ی
    بخش اوّل: کلیّات و مفاهیم………………………………………………………………………………………………….۱
    فصل اوّل: تبیین مفاهیم «نظم» و «نظام»………………………………………………………………………………….۲
    گفتار اوّل: مفهوم لغوی «نظم»………………………………………………………………………………………………۳
    گفتار دوم: مفهوم اصطلاحی «نظم»…………………………………………………………………………………………۵
    أ. تبیین مفهوم نظم از دیدگاه علوم اجتماعی………………………………………………………………………….۵
    ‏ ب. ‏تبیین مفهوم نظم از دیدگاه علم حقوق……………………………………………………………………………۸
    جمع بندی مفهوم نظم…………………………………………………………………………………………………….۱۵
    گفتار سوم: مفهوم لغوی «نظام»‏…………………………………………………………………………………………….۱۷
    گفتار چهارم: مفهوم اصطلاحی «نظام»‏………………………………………………………………………………….۱۹
    فصل دوم: تبیین مفاهیم «نظام اسلامی» و «حفظ نظام اسلامی»‏…………………………………………….۲۶
    گفتار اوّل: بررسی استعمالات عنوان «نظام اسلامی» در منابع فقهی امامیّه……………………………….۲۷
    أ. نظام اسلامی به معنی نظام اجتماعی مسلمین ……………. …………………………………………………..۲۷
    ب: نظام اسلامی به معنی حکومت اسلامی………………………………………………………………………..۳۲
    ج: استعمالات دیگر………………………………………………………………………………………………………..۳۳
    جمع بندی موارد استعمال مفهوم نظام اسلامی…………………………………………………………………….۳۸
    گفتار دوم: مفهوم اصطلاحی «نظام اسلامی»…………………………………………………………………………..۳۹
    گفتار سوم: مفهوم «حفظ نظام اسلامی»…………………………………………………………………………………۴۵
    گفتار چهارم: جایگاه عنوان «حفظ نظام اسلامی» در منابع فقهی امامیّه…………………………………….۴۸
    نتیجه گیری بخش اوّل……………………………………………………………………………………………………..۵۳
    بخش دوم: حکم فقهی «حفظ نظام اسلامی»……………………………………………………………………۵۴
    فصل اوّل: ادلّه وجوب «حفظ نظام اسلامی»…………………………………………………………………………۵۷
    گفتار اوّل: ادلّه قرآنی………………………………………………………………………………………………………….۵۸
    أ. آیاتی که از طریق پیروى از صراط مستقیم دعوت به وحدت میکند…………………………………..۵۸
    ب. آیاتی که به نوعی نظارت عمومی امر میکند…………………………………………………………………۶۰
    ج. آیاتی که مفاد آنها بدون تحقّق اجتماع عملی نمیشود…………………………………………………….۶۱
    د. آیاتی که به برقراری عدالت امر میکند…………………………………………………………………………..۶۱
    گفتار دوم: ادلّه روایی…………………………………………………………………………………………………………۶۳
    أ. روایاتی که بر وجوب دفاع از بیضه اسلام و لو زیر پرچم مخالفین دلالت میکند……………….۶۳
    ب. حرمت مدارا با مخالفین حکومت اسلامی در مواردی که اعمال آنان منجر به خوف از بین رفتن اجتماع اسلامی گردد…………………………………………………………………………………………۶۴
    ج. وجوب اجتناب از هر اقدامی که منجر به از بین رفتن نظام اسلامی شود…………………………۶۴

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:56:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی قابلیت استناد به ادله الکترونیکی در حقوق موضوعه ایران- قسمت ۹ ...

    از جمع تعاریف صاحبنظران در مورد مفهوم امضاء بر می آید که امضا، ضرورتاً شامل نام نویسنده نیست بلکه می تواند یک علامت باشد که هویت شخص را معین می کند و از طرفی امضا، ترسیمی خطی و دست نویس است بنابراین مهر امضا، امضاء محسوب نمی شود. ماده ۳۱۱ قانون تجارت تصریح می کند که چک باید به امضای صادر کننده برسد و این امضاء هم لزوماً باید دست نویس باشد، بنابراین مهر امضاء برای صدور چک اعتبار ندارد.
    کارکرد امضاء بسته به نوع و هدف سندی است که امضاء ذیل آن درج شده است اما غالباً کارکردهای زیر را تأمین می کند:
    ۱- احراز هویت صادر کننده سند.
    ۲- انتساب محتویات سند به صادر کننده و تصدیق رضایت وی.
    ۳- اثبات رضایت شخص به مفاد سندی که دیگری آن را تنظیم کرده است.
    ۴- اثبات این امر که شخص در زمان مشخصی در مکان خاصی حضور داشته و سند مورد نظر را امضاء کرده است (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۷۳).
    همانگونه که سابقاً بیان کردیم، حقوق، ذاتاً شکل گرا نیست و هر امری که بتواند کارکردهای عرفی امضاء را تأمین کند می تواند جایگزین آن محسوب شود به همین جهت، رویه قضایی در پذیرش اثر انگشت به جای امضاء تردید نمی کند و گاه مهر به عنوان جایگزین امضاء پذیرفته شده است در برخی موارد، حتی نوشته بدون امضاء نیز به دلیل دلالت اوضاع و احوال معتبر شمرده شده است زیرا گاه می توان بدون آنکه سندی امضاء شده باشد، خط کسی را ملاک گرفت و دادرس می تواند با ارجاع به کارشناسی و تعیین دستخط آن را ارزیابی کند. ماده ۱۲۹۷ قانون مدنی دفاتر تجاری را که مطابق قانون تجارت تنظیم شده باشد در دعاوی تجارتی دلیل می داند و مطابق ماده ۱۳۰۲ قانون مدنی، هر گاه در حاشیه، ذیل و یا ظهر سندی، نوشته ای وجود داشته باشد که حکایت از بی اعتباری یا از اعتبار افتادن تمام یا قسمتی از مفاد سند نماید، مندرجات مزبوره، معتبر محسوب می شود حتی اگر بدون امضاء باشد زیرا شرایط نوشته، نشان دهنده اراده نویسنده آن است.
    اعتبار نوشته بدون امضا، در رویه قضایی نیز پذیرفته شده است. در یکی از آراء دیوان عالی کشور آمده است:« در صورت تحقق صدور نامه، مفاد آن نامه علیه نویسنده سندیت خواهد داشت و لو اینکه مهر یا امضایی از وی در آن نباشد زیرا فرستادن نامه بدون امضا، قرینه ای عرفی است مبنی بر اینکه فرستنده ملتزم به مدلول آن است ولی باید محرز شود که خود آن را فرستاده است. »
    موارد مذکور، دلالت بر آن دارد که قانونگذار ایران، برای تأمین کارکردهای مذکور، قصد اتخاذ یک روش انحصاری را نداشته است بنابراین منعی در پذیرش مهر و یا هر علامت دیگر، مادامی که به طور عرفی هویت شخص را معین کرده است وجود ندارد. با این استدلال، در صورتی که امضای الکترونیکی نیز بتواند کارکردهای امضای سنتی را تأمین کند، می تواند جایگزین مناسبی برای آن محسوب شود (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۷۴).

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    ۳-۲-۲-۲- تأمین کارکردهای امضاء در دلیل الکترونیکی

    دلیل الکترونیکی، کارکردهای امضای سنتی را با بهره گرفتن از دو شیوه امضای الکترونیکی و فرض انتساب سند به صادر کننده تأمین می کند که به بررسی آنها می پردازیم.

    ۳-۲-۲-۳- برابری امضای الکترونیکی و امضای سنتی

    قانون ایران، امضای الکترونیکی را معادل امضای سنتی دانسته است. ماده ۷ قانون تجارت الکترونیک، مقرر می دارد: «هرگاه قانون، وجود امضاء را لازم بداند امضای الکترونیکی مکفی است». به این ترتیب، هر نوع امضای الکترونیکی از جمله امضای غیر مطمئن، از نظر قانون، شرط نیاز به امضاء را برآورده می کند (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۷۴).
    بر این ماده ایراد نموده اند که اعطای چنین ارزشی به امضای الکترونیکی، امنیت روابط حقوقی را مختل می کند زیرا تمامی انواع امضای الکترونیکی قادر به تأمین کارکردهای امضای سنتی نیستند. امضایی که از نظر فنی ایمن نباشد به راحتی قابل جعل است و هرگز نمی تواند اطمینانی معادل امضای سنتی ایجاد کند. امضای سنتی با خصایص فیزیولوژیکی و روانی فرد مرتبط است و در صورت انکار و تردید نسبت به آن، می توان از طریق تطبیق آن با نمونه امضای دارنده امضا، اصالت آن را بررسی کرد ما امضای الکترونیکی به جز امضای ریست سنجی از چنین امتیازی برخوردار نیست به همین جهت، اعطای چنین ارزشی به امضای الکترونیکی شایسته نیست.
    این ایراد به نظر صحیح نمی رسد زیرا همانگونه که سابقاً بیان کردیم، قانونگذار، امضای الکترونیکی را هر علامتی تعریف کرده است که به طور منطقی، متصل به داده پیام باشد. یعنی برای آنکه یک امضاء مشمول تعریف امضای الکترونیکی باشد اتصال منطقی امضاء به داده پیام شرط است. منطقی بودن اتصال که در حقیقت همان « معقول بودن» است، با توجه به معیار «سنجش عقلایی» که در بند «ن» ماده ۲ قانون تجارت الکترونیک ارائه شده است ارزیابی می شود. یعنی این مسئله که آیا امضاء به داده پیام متصل است یا خیر، با توجه به اوضاع و احوال مبادله داده پیام از جمله طبیعت مبادله، مهارت وموقعیت طرفین، حجم مبادلات طرفین در موارد مشابه، در دسترس بودن گزینه های پیشنهادی و رد آن گزینه ها از جانب هر یک از طرفین، هزینه گرینه های پیشنهادی، عرف و روش های معمول و مورد استفاده در این نوع مبادلات، ارزیابی می شود.
    بنابراین، در یک معامله کم بهاء، استفاده از یک امضای بسیار ساده مثل درج نام شخص در زیر سند می تواند این شرط را تحقق بخشد اما در یک معامله پر بها، از آنجا که چنین امضایی به راحتی قابل جعل است، منطقاً متصل به داده پیام محسوب نمی شود و به همین جهت چنین امضایی در چنین سندی اصولاً مشمول تعریف امضای الکترونیکی نمی باشد احراز هویت صادر کننده سند، حداقل کارکردی است که قانونگذار از امضای الکترونیکی انتظار دارد و روش های فنی که برای امضای سند به کار می روند باید در حد معقول و با توجه به نوع و اوضاع و احوال معامله، قادر به تأمین این شرط باشند. در حقیقت، تأمین کارکردهای اساسی امضای دستی، پیش نیازی است که روش های فنی امضا، باید از آن برخوردار باشند تا امضای الکترونیکی قلمداد شوند(یونیسیترال[۱۳]، ۲۰۰۳).
    پس، «امضای الکترونیکی»، مفهومی نسبی است و یک شیوه خاص امضاء در صورتی که به یک سند ضمیمه شود، ممکن است امضاء تلقی شود اما در سند دیگر با توجه به اوضاع و احوال خاص آن، امضاء محسوب نشود. اگر وضعیت سند به گونه ای باشد که استفاده از یک امضای الکترونیکی ساده در مورد آن معقول نباشد و قادر به تأمین کارکردهای امضاء نباشد آن امضا، اصولاً مشمول تعریف قانونی امضای الکترونیکی قرار نمی گیرد و بنابراین، واجد ارزش اثباتی نخواهد بود و سند در حکم نوشته بدون امضاء محسوب می شود. بنابراین استفاده از تصویر امضای دستی زیر سند یک معامله کلان، برای آن سند، امضاء تلقی نمی شود و سند در حکم سند امضاء نشده است. در قانون ایران، همانگونه که در مباحث آینده بررسی خواهیم کرد، اصل بر آن است که قواعد مربوط به ادله، امری است و امکان توافق خلاف آن وجود ندارد همچنین در برخی قوانین، اموری که با نظم عمومی مرتبط است، از اصل کلی برابری امضای الکترونیکی و سنتی استثنا شده اند، قانون امضای الکترونیکی آمریکا[۱۴]، اسنادی را که موضوع آنها تراست، حقوق اموال، حقوق، خانواده، تنظیم و اجرای وصیتنامه و یا فرزند خواندگی باشد و نیز احکام صادره توسط دادگاه ها را از اصل برابری امضای الکترونیکی و سنتی خارج کرده است (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۷۴ – ۷۸).

    ۳-۲-۲-۴- فرض انتساب سند به صادر کننده

    همانگونه که گفتیم یکی از کارکردهای امضا، انتساب سند به صادر کننده است، امضاء تضمین می کند که سند با اراده نویسنده صادر شده است و او خود را متعهد به آن می داند، امضای الکترونیکی به تنهایی نمی تواند این کارکرد را همانند امضای سنتی تأمین کند زیرا امضای سنتی به دلیل مرتبط بودن با خصایص فیزیولوژیکی و روانی فرد، با شخصیت امضاء کننده عجین است و کسی غیر از وی نمی تواند آن را به کار گیرد اما در حال حاضر از بین انواع امضای الکترونیکی، فقط امضای زیست سنجی دارای چنین خصوصیتی است و غالب امضاهای الکترونیکی از چنین مزیتی برخودار نیستند: پس همواره این احتمال وجود دارد که دارنده امضای الکترونیکی، صدور سند از جانب خود را انکار کند، امضای الکترونیکی، متشکل از حروف، اعداد و یا یک کلید اختصاصی است و ممکن است یک شخص ثالث با اجازه صاحب امضاء و به نمایندگی از طرف او، آن را به کار گیرد، همچنین گاه ممکن است امضاهای الکترونیکی به صورت خود کار توسط سیستم رایانه ای صادر شود، به همین جهت، در محیط الکترونیکی، علاوه بر امضای الکترونیکی، اماره قانونی انتساب سند به صادر کننده به عنوان یک مکمل برای تأمین این کارکرد پیش بینی شده است تا شخصی که سیستم رایانه ای تحت کنترل او یا نماینده مجاز او، سند را صادر کرده است، نتواند انتساب سند به خود را انکار کند.
    قانون تجارت الکترونیک در بندهای «ل» و «م» ماده ۲، امضاء کننده را اعم از هر شخص حقیقی و حقوقی یا قائم مقام آنان یا سیستم های رایانه ای تحت کنترل آنان می داند؛ بنابراین، حتی شخص حقوقی نیز می تواند صادر کننده سند باشد و در صورتی که کلیه کارمندان یک شرکت یا ابزارهای تحت کنترل آنان از یک کلید خصوصی استفاده نمایند باز هم امضاء به دارنده کلید، منسوب می شود.
    ماده ۱۸ قانون تجارت الکترونیک، در بیان شرایط انتساب سند به صادر کننده، مقرر می دارد:
    «در موارد زیر، داده پیام منسوب به اصل ساز است:
    الف- اگر توسط اصل ساز و یا به وسیله شخصی ارسال شده باشد که از جانب اصل ساز مجاز به این کار بوده است.
    ب- اگر به وسیله سیستم اطلاعاتی برنامه ریزی شده یا تصدی خود کار از جانب اصل ساز ارسال شود».
    همچنین ماده ۱۹ شرایطی را پیش بینی کرده است که در صورت تحقق آنها، مخاطب حق دارد فرض کند که سند از جانب اصل ساز صادر شده است؛ به موجب ماده مذکور، داده پیامی که بر اساس یکی از شروط زیر ارسال می شود، مخاطب حق دارد آن را ارسال شده محسوب کرده و مطابق چنین فرضی (ارسال شده) عمل نماید:
    الف- قبلاً به وسیله اصل ساز روشی معرفی و یا توافق شده باشد که معلوم کند آن داده پیام همان است که اصل ساز ارسال کرده است.
    ب- داده پیام دریافت شده توسط مخاطب از اقدامات شخصی ناشی شده که رابطه اش با اصل ساز یا نمایندگان وی باعث شده تا شخص مذکور به روش مورد استفاده اصل ساز دسترسی یافته و داده پیام را به مثابه داده پیام خود بشناسد».
    ماده ۲۰ استثنائاتی را بر ماده مذکور وارد کرده و مقرر می دارد:
    «ماده ۱۹ این قانون شامل مواردی نیست که پیام از اصل ساز صادر نشده باشد و یا به طور اشتباه صادر شده باشد».
    حکم ماده ۲۰ با ماده ۱۹ سازگار نیست زیرا به موجب ماده ۱۹، در مواردی که قرائن و امارات دلالت بر انتساب سند به اصل ساز نماید، سند منتسب به اصل ساز محسوب می شود و اصل ساز نمی تواند به بهانه اینکه سند واقعاً از جانب او ارسال نشده است، آن را منسوب به خود نداند اما ماده ۲۰ اصل ساز را مجاز می کند که با اثبات اینکه وی، حقیقتاً پیام را ارسال نکرده است یا به طور اشتباره ارسال کرده است، انتساب پیام به خود را انکار کند، حتی اگر مخاطب به نحو معقولی و با شرایط ماده ۱۹ آن را منتسب به وی بداند. این حکم، در حقیقت ماده ۱۹ را بی اثر می سازد. به نظر می رسد این خطا در جریان اصلاح ایراد شورای نگهبان به این ماده به وجود آمده است. این ماده، در پیش نویس قانون به گونه دیگری بود، که شورای نگهبان، آن را مورد ایراد قرار داد، و به صورت فعلی، تصویب شد.
    لازم به ذکر است که بند ب ماده ۱۹ به اشخاص ثالثی مثل ارائه دهندگان خدمات الکترونیکی اشاره دارد که ممکن است به موجب توافق قبلی با اصل ساز، پیامی را از جانب وی ارسال نمایند.
    فرض انتساب سند به صادر کننده، در حقیقت اماره ای است که مانع از انکار صادر کننده پیام می شود. بنابراین، در صورتی که سند توسط سیستم اطلاعاتی خود کار تحت کنترل شخص یا توسط نمایندگان او صادر شود یا منطبق با روش مورد توافق بین آنها باشد، اصل ساز نمی تواند آن را منتسب به خود نداند (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۸۲).

    ۳-۳- اصالت

    یکی دیگر از عناصر اعتبار سند، اصالت آن است که در ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی بر آن تأکید شده است. اهمیت ارائه اصل سند از آن روست که اصل سند، معیار مطمئنی برای سنجش تمامیت سند است. در این مبحث، ضمن تعریف اصالت سند و کارکرد آن، به نحوه تأمین این کارکرد در اسناد الکترونیکی می پردازیم (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۸۲).

    ۳-۳-۱- تعریف اصالت و کارکرد آن

    اصل سند، نسخه ای از سند است که امضاء یا مهر و اثر انگشت صادر کننده روی آن وجود دارد. برخی سندی را اصل می دانند که اطلاعات برای اولین بار در آن ذخیره شده است و یا سندی که به صورت دستی تنظیم شده و اسناد دیگر از روی آن نوشته می شوند. اگر هنگام تنظیم سند، چند نسخه نوشته شده و همگی امضاء شوند همگی اصل محسوب می شوند و اگر با ماشین تحریر یا رایانه چند نسخه از متن سند تهیه شود هر کدام که دارای امضاء باشد اصل سند محسوب می شود و دیگر نسخ، اگر اختلافی با اصل سند نداشته باشند رو نوشت محسوب می شوند. رونوشت، اصطلاحی است که غالباً در برابر اصل به کار می رود و سندی است که از روی سند دیگر نوشته می شود (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۸۳).
    هدف از ارائه اصل سند، اثبات تمامیت سند است. رونوشت سند، به راحتی و بدون نمود فیزیکی، می تواند جعل شود. رونوشت سند، تا زمانی اعتبار دارد که طرف دعوا نسبت به آن ایراد ننماید اما در صورت ایراد طرف مقابل، باید اصل سند به دادگاه ارائه شود تا تمامیت آن، مورد بررسی کارشناس قرار گیرد. کارشناس، از طریق دقت در دستخط، کاغذ، جوهر و امضای سند می تواند تمامیت سند یا جعلی بودن آن را احراز نماید و در صورتی که اختلافی بین اصل و رونوشت سند وجود داشته باشد، اصل سند، معتبر خواهد بود. در صورتی که نسبت به سندی اظهار انکار یا تردید شود و اصل سند به دادگاه ارائه نشود، دعوا بدون دلیل باقی می ماندو با توجه به این کارکرد، در صورتی که تمامیت سند از طریق دیگری غیر از ارائه اصل سند احراز شود، آن سند در حکم اصل خواهد بود. ماده ۷۴ قانون ثبت مقرر می دارد: « مواردی که مطابقت آن با ثبت دفتر تصدیق شده است، به منزله اصل سند خواهد بود مگر در صورت اثبات عدم مطابقت سواد با ثبت دفتر». بنابراین، ابراز کننده رونوشت سند رسمی که مطابقت آن با اصل سند تأیید شده است، ملزوم به ارائه اصل سند نمی باشد (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۸۳).
    در اسناد الکترونیکی، تحقق مفهوم اصل به مفهوم سنتی آن، یعنی به عنوان واسطی که اطلاعات برای اولین بار در آن ذخیره شده اند ممکن نیست زیرا هنگامی که اطلاعات برای نخستین بار وارد یک رایانه می شوند نخست در حافظه اصلی سیستم ذخیره شده، سپس به حافظه رایانه به صفحه نمایش منتقل شده و قابل رؤیت می شوند؛ به محض آنکه سیستم کامپیوتری خاموش می شود، «اصل» از بین می رود و آنچه در حافظه باقی می ماند، در واقع نسخه ای (کپی) از آن چیزی است که برای نخستین بار فقط در حافظه موقت وجود داشته است. نه این نسخه و نه نسخه های بعدی هیچکدام اصیل نیستند و از نظر شکلی همگی کپی محسوب می شوند اما می توان کارکرد اصل سند یعنی تمامیت را به شیوه دیگری تأمین کرد، در حقیقت اثبات تمامیت اطلاعات شرط لزوم ارائه اصل سند را برآورده می کند و این امر موجب می شود که عنصر اصالت در اسناد الکترونیکی به معنای موجودیت کامل و بدون تغییر داده پیام تغییر یابد (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۸۴).

    ۳-۳-۲- تأمین عنصر اصالت در اسناد الکترونیکی

    همانگونه که بیان کردیم در اسناد الکترونیکی، تحقق مفهوم اصل سند، ممکن نیست، اما سند الکترونیکی می تواند با شرایطی کارکرد های اصالت سند را تأمین کند، قانون تجارت الکترونیک، این شرایط را تعیین و سندی را که دارای شرایط تعیین شده باشد اصل سند می داند. ماده ۸ این قانون مقرر کرده است: «هر گاه قانون لازم بداند که اطلاعات به صورت اصل، ارائه یا نگهداری شود، این امر با نگهداری و ارائه اطلاعات به صورت داده پیام نیز در صورت وجود شرایط زیر امکان پذیر می باشد:
    الف- اطلاعات مورد نظر قابل دسترسی بوده و امکان استفاده در صورت رجوع بعدی فراهم باشد.
    ب- داده پیام به همان قالبی(فرمتی) که تولید، ارسال و یا دریافت شده و یا به قالبی که دقیقاً نمایشگر اطلاعاتی باشد که تولید، ارسال و یا در یافت شده، نگهداری شود.
    ج- اطلاعاتی که مشخص کننده مبدأ، مقصد،زمان ارسال و دریافت داده پیام می باشند نیز در صورت وجود نگهداری شوند.
    د- شرایط دیگری که هر نهاد، سازمان، دستگاه دولتی و یا وزارتخانه در خصوص نگهداری داده پیام مرتبط به حوزه مسئولیت خود مقرر نموده، فراهم شده باشد».
    این ماده، مشابه ماده ۱۰ قانون نمونه آنستیرال است که در مورد نگهداری اسناد است.
    ۱- منظور از «قابلیت دسترسی» مندرج در بند الف، آن است که اطلاعات مورد نظر برای انسانها و نیز سیستم های رایانه ای قابل استفاده مجدد باشند، بنابراین، در صورتی که نرم افزار مورد نیاز برای بازخوانی سند موجود نباشد، سند، قابل دسترسی نیست.
    ۲- ملاک مندرج در بند ب، یعنی اینکه قالب داده پیام در چه صورت دقیقاً نمایشگر اطلاعاتی باشد که تولید، ارسال و ذخیره شده است، مبهم است. اسناد الکترونیکی هنگام نگهداری، گاه فشرده شده و گاه جهت هماهنگی با تغییرات بازارهای نرم افزاری به قالب های جدیدی تبدیل می شوند تا منطبق با نرم افزارهای روز شده و قابل خواندن باشند،هنگام تغییر قالب سند، شیوه های امنیتی مانند امضای دیجیتالی قابلیت خود را در حفظ تمامیت سند از دست می دهند، زیرا امضای دیجیتالی فقط منضم به سند اولیه است و هنگام انتقال سند به قالب جدید منتقل نمی شود، به همین جهت، تغییر قالب سند در اصالت سند تردید به وجود می آورد. از طرفی غالب سیستم های الکترونیکی به صورت خودکار، به هنگام انتقال داده پیام، اطلاعاتی را به آغاز یا پایان داده پیام می افزایند، این امور، اصالت سند را مخدوش نمی کند و قانونگذار در چنین مواردی، در صورتی که قالب سند دقیقاً نشانگر اطلاعات تولید، ارسال، دریافت یا ذخیره شده باشد آن سند را اصل می داند اما ملاک این امر را تعیین نکرده است و بنابراین اثبات تمامیت اطلاعات با مدعی است که دادرس باید با ارجاع امر به کارشناس و عنایت به اظهارات وی، تمامیت اطلاعات را ارزیابی نماید (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۸۴).
    ۳- بند ج این ماده، نگهداری اطلاعاتی را که برای شناسایی داده پیام ضروری است لازم می داند. این الزام، استانداردی را ایجاد می کند که حتی بالاتر از اسناد کاغذی اصیل است (یونیسنترال، ۱۹۹۶). بیشتر سیستم های پست الکترونیکی، متنی را که توسط کاربر ارسال شده است، و نیز اطلاعاتی درباره انتقال و دریافت آن، نام فرستنده، دریافت کننده، تاریخ و ساعت پیام های ارسال شده و دریافت شده و تأییدی مبنی بر اینکه نامه دریافت شده است به صورت خودکار ذخیره می کنند.لازم به ذکر است که گاهی هنگام ارسال داده پیام، یکسری اطلاعات تکمیلی مثلاً پروتکل ارتباطات نیز ارسال و به وسیله مخاطب دریافت می شوند. نگهداری این نوع اطلاعات که صرفاً به دلیل انجام عملیات ارسال توسط سیستم های رایانه ای به وجود آمده اند، ضروری نیست (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۸۵).
    ۴- بند د این ماده مقرر می دارد در مواردی که برخی وزارتخانه ها و سازمان ها برای نمونه این مقررات، شرایطی است که در ماده ۱۱۳ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی برای نگهداری اسناد و اوراق قضایی مقرر شده است.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:55:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر روش تدریس جیگ ساو و روش تدریس یادگیری در حد تسلط بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ناحیه ۲ شهر بندرعباس در درس علوم- قسمت ۵ ...

    الف)خانواده الگوهای اجتماعی
    ب)پردازش اطلاعات
    ج)خانواده الگوهای انفرادی
    د)سیستم های رفتاری
    الگوهای تدریس در واقع الگوهای یادگیری اند و ما به عنوان معلم ها در حالی که به دانش آموزان خود اطلاعات می دهیم نحوه یادگیری درست را نیز به آنها می آموزیم.   نحوه تدریس اثر بسیار بر روی توانایی دانش آموزان دارد. معلمان موفق ارائه دهنده صرف اطلاعات نیستند بلکه آنها داتش آموزان خود را به انجام تکالیف سالم اجتماعی وادار کرده به آنها نحوه ی استفاده ی موثر از آنها را یاد می دهند.الگوهای موفق می تواند به معلمان برای کاربرد معینی در تدریس کمک کرده و اثر بخشی و کارایی را افزایش دهد.  اما ذکر این نکته ضروری است که تلفیق و به کارگیری ترکیبی آنها نیز امکان پذیر است و این امر مستلزم خلاقیت، تجربه و مهارت علمی است.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    الگوهای تدریس ابزار مهمی برای گشودن راه سازماندهی آموزش و پرورش در جهت استفاده از انواع هوش و افزایش یادگیری است. الگوهای تدریس مشارکتی رویکرد آموزشی مناسب برای استفاده از مسئله گشایی و تفکر و تحقیق با توجه به برنامه، اهداف و امکانات دراختیار می گذارد. الگوهای تدریس مشارکتی به لحاظ ساختاری زیرمجموعه خانواده الگوهای اجتماعی و برای آموزش همکاری است. در الگوهای تدریس مشارکتی دانش آموزان نقش اساسی برعهده دارند. معلم به عنوان راهنما و هدایت کننده عمل می کند و وظیفه دارد شرایط یادگیری را فراهم نماید. الگوهای تدریس مشارکتی دانش آموزان را به گفتگو، جستجو، تفکر و آموزش یکدیگر فرا می خواند. الگوهای گوناگونی در یادگیری مشارکتی معرفی شده اند که الگوی جیگ ساو یکی از مهمترین آنها تلقی می شود. در آن دانش آموزان به منظور دستیابی به یک هدف مشخص و برای اجرای کامل وظیفه محوله با یکدیگر همکاری می کنند. معمولا، دانش آموزان به تیم هایی برای مطالعه فصلی از یک کتاب درسی گروه بندی می شوند. آنگاه هر کدام از اعضای تیم قسمتی از فصل را مطالعه نموده و مسئول آموزش آن به سایر اعضای تیم خود می شوند. کلاسهای جیگ ساو علاوه بر ایجاد امنیت، حس همکاری و صمیمیت و جو عاری از تقلب و رقابتهای خشونت بار و جلوگیری از جو عاطفی منفی و حس حسادت در دانش آموزان در محیط مدارس به انتقال علم ودانش با الگوی هدفمند و مناسب به دانش آموزان و گسترش مهارتهای آنان کمک می کند.

    نتیجه تصویری برای موضوع هوش

    الگوی تدریس جیگ ساو
    یادگیری از طریق همیاری با تشکیل تیم های یادگیری میسر می شود . در یک تیم یادگیری همه اعضای تیم فکر می کنند ، تصمیم می گیرند و کار انجام می دهند و رهبری و مسئوولیت به عهده همه است . این طرح بردو فرضیه استوار است : اولین فرضیه این است که هر یک از شرکت کنندگان قسمت متفاوتی از موضوع درسی را که قرار است همه یاد بگیرند می خواند . دومین فرضیه اینکه هر فراگیر می تواند به اعضای تیمش درس بدهد. زمانی که فراگیران می فهمند که کار آیی تیم مستلزم آن است که هر فرد یک بخش از موضوع را فرا بگیرد و سپس به دیگران درس بدهد ( برانگیخته می شود که با مطالعه بخش خود ، به تیم خود کمک کند و به کسب شایستگی می رسد ) در این روش وقتی همه ی اعضا کار خویش را انجام دادند کل درس آموزش داده می شود .
     مراحل طرح تدریس جیگ ساو

    • ۱- آمادگی فردی
    • ۲- کار تیمی
    • ۳-آزمون
    • ۴- نقد و بررسی
    • ۵- جمع بندی
    • در این طرح هر فراگیر می تواند به اعضای تیم آموزش بدهد ،بنابراین هر عضو هم به عنوان معلم و هم به عنوان شاگرد عمل می کند .
    • در اجرای این طرح همیاری بین اعضای تیم کلید موفقیت است ، هیچ کس نمی تواند در کلاس درس خاموش باشد.

    مراحل تدریس جیگ ساو
    ۱- آمادگی فردی
    متن درس به بخش های مستقل و تقریبا مساوی تقسیم می شود .
    دانش اموزان گروه بندی می شوند .
    برای هر فراگیر یک بخش از موضوع جهت مطالعه ی فردی تعیین می شود.
    ۲-کار تیمی

    • هر فراگیر بخشی را که مطالعه کرده است برای دیگر اعضای تیم خود تدریس می نماید .
    • فراگیرانی که در هر گروه مسئول آموزش یک بخش خاص هستند می توانند قبل از تدریس ابتدا گرد هم آیند و روی بهترین شیوه ی تدریس تبادل نظرکنند.

    3- آزمون

    • آزمونی با سوالات کوتاه پاسخ و یا صحیح غلط از تمام فراگیران به عمل می آید .
    • کلید سوالات در اختیار فراگیران قرار می گیرد و ارزشیابی فردی انجام می گیرد .
    • هر تیم نتیجه کارها را می سنجد .

    ۴- نقد و بررسی
    کارهای فردی و گروهی در بین اعضای تیم مورد نقد و بررسی قرار می گیرد .و مشکلات احتمالی برطرف می گردد .
    هر تیم کارایی سهم هر عضو را به عنوان معلم ارزیابی می کند .
    ۵- جمع بندی

    • از هر گروه یک دانش آموز به صورت داوطلبانه یا انتخابی تجارب و یافته های هر قسمت را به کلاس گزارش می دهد .
    • پرسش و بحث گروهی صورت گرفته و توضیحات تکمیلی توسط معلم ارائه می شود.

    مثال  برای گام اول آمادگی فردی : موضوع سنگ ها

    • تصمیم گرفته بودم درس سنگ ها رابا این الگو آموزش دهم ابتدا با بررسی درس متوجه شدم که می توان آن را به ۵ قسمت تقسیم نمود .
    • گروه ۵ نفره تشکیل دادم و برای ایجاد انگیزه تعدادی سنگ آوردم و به بچه ها نشان دادم . کمی درباره سنگ ها صحبت کردیم و توجه انها را به تصویر تخت جمشید جلب نمودم . دانش اموزان هر گروه را از ۱ تا ۵ شماره گذاری کردم و سپس روی تابلو کلاس نوشتم ( مطالعه فردی )
    • شماره های ۱: سنگ های رسوبی
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:55:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مقایسه اثر بخشی مشاوره به شیوه آدلری و بازسازی شناختی مبتنی بر تمثیل، بر سلامت روانی ، تاب آوری و امیدواری دانشجویان- قسمت ۷ ...

    تحقیقات نشان دادکه امید با عاطفه مثبت (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۶)و با احساس خود ارزشمندی (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۷) همبستگی مثبت دارد. همچنین امید با افسردگی (ولز، ۲۰۰۵، فلدمن و اشنایدر، ۲۰۰۵)، و اضطراب (شروین وهمکاران، ۱۹۹۲) و بطور کلی عواطف منفی، همبستگی منفی دارد. تحقیقات نشان داده است که علائم افسردگی و اضطراب در افراد امیدوار کمتر گزارش میشود (اشنایدر و دیگران، ۱۹۹۱). امید پائین میتواند سطح افسردگی وضعف های روانی اجتماعی را پیشبینی کند (الیوت، ویتی، هافمن، ۱۹۹۱). افسردگی با عدم تحقق اهدافی که برای فرد اهمیت زیادی دارند مرتبط است(اشنایدر ،۱۹۹۴ به نقل از علاءالدینی، ۱۳۸۷).
    در تحقیقی مقدماتی با عنوان امید درمانی در یک نمونه از جامعه انجام گرفت از تعداد ۳۹ نفر افراد داوطلب که اکثراً علایم آسیب شناسی خاصی نداشتند ثبت نام بعمل آمد و در مصاحبه ساختاری تشخیصی شرکت نمودند سپس مقیاسهای امید، عزت نفس، معنای زندگی، اضطراب و افسردگی را تکمیل نمودند و در قالب گروه های درمانی و کنترل به شکل تصادفی قرار داده شدند از این تعداد ، ۳۲ نفر تا پایان ادامه دادند. پروتکل درمانی برای ۸ جلسه دو ساعته بر مبنای نظریه امید اشنایدر (۱۹۹۴) تدوین گردید. نتایج نشان داد که مداخله درمانی تفاوت معناداری در سطح آلفای ۰۵/۰ در عامل امید، معنای زندگی و عزت نفس ایجاد کرد و هر چند از نظر آماری معنادار نبود اما کاهش علائم افسردگی و اضطراب را بدنبال داشت. نتایج نشان داد که مداخله کوتاه مدت امیددرمانی میتواند برخی از توانایی های روان شناختی را افزایش داده وعلایم آسیب شناسی روانی را کاهش دهد ( جیونز، فیلدمن، گام، میچائیل و اشنایدر ،۲۰۰۶).
    تحقیق پیرامون سبک زندگی افراد امیدوار بیانگر این مطلب است افرادی که خود را به عنوان انسانهایی با ویژگی مثبت میبینند کسانی هستند که نسبت به آینده امیدوارند و این افرادمعتقدند که میتوانند زندگی شان را کنترل کنند و طولانیتر و سخت تر کار کنند زیرا انتظار یک برونداد مثبت از کارشان را دارند. این افراد هنگامی که با موانعی مواجه میشوند به کوشش خود در زمینه راه های متنوع و گوناگون تا موفقیت کامل ادامه میدهند زیرا معتقدند که سرانجام خواهند توانست به هدف برسند. بنابراین، روش کار این افراد بوسیله انگیزهای قوی برای موفقیت، سطح بالایی از پایداری در وظایف چالش انگیز وعملکرد موثرتر و موفقیتهای بزرگتر مشخص میشود. (مراک[۲۳۵]، ۱۹۹۹).
    امیدواری یک روش ارزشمند برای پاسخ فعالانه به محیط از جمله تحصیل است که فرایند آموزشی را در افراد تسهیل میکند( شید ،۲۰۰۶). امیدواری در گروه سنی ۵۴ تا ۶۵ همچنین افراد تنها، طلاق گرفته یا بیوه پائینتر از سایر افراد است (بیلی[۲۳۶]، اشنایدر، ۲۰۰۷). محققان معتقدند که مورد سوء استفاده قرار گرفتن میتواند امیدواری شخص را و حتی عقایدش را درباره هدف و معنای زندگی نابود کند نتایج که تحقیقی با عنوان امید در درمان منحرفان جنسی و کاربرد امید درمانی انجام گرفته نشان دهنده اینست که چگونه امید درمانی بطور معناداری با بهره گرفتن از رویکردهای مثبت گرای کنونی به درمان انحراف جنسی منجر شده است( مولدن[۲۳۷] و مارشال[۲۳۸] ،۲۰۰۵به نقل از ریاحی مدوار ،۱۳۸۵).
    بک در نظریه خود (CT )از ناامیدی بعنوان علامت هستهای افسردگی یادمی می کند، و یادآور میشود که ناامیدی هم فلج کننده اراده است و هم باعث تحمل ناپذیر شدن و میل به گریز از یک موقعیت میگردد و بررسیها برنقش رویدادهایی مانند رخدادهای منفی زندگی (مانند بیماری یا بیکاری) که امکان دارد در سبب شناسی، دوره و پیشرفت ناامیدی نقش داشته باشند متمرکز شدهاند (اسکات وکلوم، ۱۹۸۲).
    برنارد و برنارد (۱۹۸۲) براین باورند که محیط دانشگاه با گسترش مشکلات یا فشارهای روانی، ممکن است در بالا رفتن ناامیدی در میان دانشجویان نقش داشته باشد. از اینرو پیش بینی میشود که امروزه دانشجویان استرس بیشتری را نسبت به دانشجویان سالهای گذشته گزارش کنند و لذا نیاز به مداخلات ویژه احساس می شود.
    در پژوهشی با عنوان بررسی اثر بخشی امید درمانی گروهی برکاهش افسردگی و ناامیدی و افزایش امید دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان ،تعداد ۲۰ نفر از مراجعینی که دارای علائم افسردگی خفیف تا متوسط بودند بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایشی در ۸ جلسه گروهی امید درمانی شرکت نمودند. داده ها با بهره گرفتن از مقیاس افسردگی بک، ناامیدی بک، و پرسشنامه امید اشنایدر جمع آوری شد نتایج نشان داد که این برنامه گروهی منجر به کاهش افسردگی و افزایش امید شده و این آثار تا یک ماه پس از اجرای درمان تداوم داشته است. همچنین نتایج نشان داد که میزان نا امیدی گروه آزمایش کاهش معناداری نیافت (علاءالدینی،۱۳۸۷).
    بازسازی شناختی:
    درمانهای شناختی از جمله رویکردهای درمانی هستند که طی سالهای گذشته بیشترین پژوهش در مورد آن انجام گرفته است. در این درمانها، پاسخهای عاطفی و رفتاری فرد به رویدادهای زندگی روزمره تابعی از این هستند که چگونه این رویدادها ادراک و یادآوری میشوند و اعتقاد به این است که این فرایندهای شناختی به نوبه خود تحت تأثیر باورهای بنیادینی قرار میگیرند که افراد درباره خود، جهان و آینده دارند (گایدانو[۲۳۹] و لیوتی[۲۴۰]، ۱۹۸۳؛ هامان[۲۴۱] و گودمن[۲۴۲]، براون[۲۴۳]، ۱۹۹۰؛ اینگرام[۲۴۴]، ۱۹۸۴؛ سکال[۲۴۵]، ۱۹۸۸ ).این باورها یا طرحوارههای ضمنی، فعالانه در طول رشد ایجاد میشوند و به عنوان عدسیها یا الگوهایی هستند که ادراک، پردازش، یادآوری، تفسیر و تحلیل اطلاعات وارده را هدایت میکنند (ماهونی[۲۴۶]، ۱۹۹۱،به نقل از راینک،داتیلیو وفریمن[۲۴۷](بی تا) ترجمه علاقبند راد و فرهی، ۱۳۸۰).
    طرح مفهوم بازسازی شناختی[۲۴۸] برای نخستین بار در ادبیات بالینی به کارهای الیس (۱۹۶۲) و بک (۱۹۶۷ و ۱۹۷۶) نسبت داده میشود (زارب، ۱۹۹۲). اغلب نظریههایی که زیر بنای آنها درمان بازسازی شناختی است (مک مولین وگیلز ۱۹۸۹، مک مولین ۱۹۸۱) از درمانهای الیس وبک مشتق شدهاند با وجود این در برخی زمینه ها بین آنها تفاوت وجود دارد( فری ،ترجمه صاحبی و همکاران۱۳۸۲).
    هر چند روانشناسان توانستهاند با بهره گرفتن از اصول هر یک از رویکردهای شناختی موفقیت هایی در مشاوره و درمان کسب کنند اما تلفیق دو رویکرد میتواند تأثیرات سریعتر و عمیق تری را بر مراجعان ایجاد کند و همین مسأله باعث میشود بسیاری از نقصهای موجود در هر یک برطرف شود و روش کاملتر و کاربردی تری بوجود آید بطور مثال تکنیکها و راهبردهای شناخت درمانی در نتیجه تعامل با رفتار درمانی تصفیه و پالایش شدهاند که این به نوبه خود موجب تأکید برآزمونگری تجربی، فرمول بندیهای تئوریک و کاربردهای درمانی شده است (صاحبی،۱۳۸۰).
    فعالیتهای بازسازی شناختی در عرصه بسیاری از درمانهای شناختی رفتاری مرتبط با بزرگسالان انجام میگیرد و عناصر بنیادی آن در کار باکودکان و نوجوانان نیزاستفاده می شود. انواع مختلفی از شیوه های بازسازی شناختی وجود دارد که وجه اشتراک همه این شیوه ها کمک به مراجع است تا از خود گویی ها ،انتظارات یا باورهایی که منعکس کننده شیوه های ناموثر تفکر در باره خود،دیگران و آینده است، آگاه شود. سپس او را راهنمایی میکند تا ارتباط بین این باورهای منفی و تجارب هیجانی خود را دریابند و نهایتاٌ درمانگر و مراجع به شیوه های گوناگونی برای شناسایی ، خلق و ارزیابی راهکارهای ایجاد تفکرات سازگارانه با هم همکاری میکنند( دابسون ،۲۰۰۱ ).
    در رویکرد شناختی، تمام مشکلات عاطفی و روان شناختی افراد از شناخت وارهها[۲۴۹] ، خطاهای فکری[۲۵۰]، تحریفهای شناختی[۲۵۱]و باورهای ناکارآمد[۲۵۲]ناشی میشود و اعتقاد بر این است که مشکلات بسیاری از افراد روان رنجور یا روان آزرده ریشه در ضمیر ناخودآگاه و وقایع سرکوب شده گذشته،آمادگی های ژنتیکی و مشکلات غدد درون ریز ندارد، بلکه نگرش و طرز تلقی آنها از وقایع پیرامون است که خلق و احساسات آنها را سازمان می دهد(مک مولین[۲۵۳]، ۲۰۰۱).
    ویژگیهای درمان شناختی
    درمان شناختی رویکرد مشارکتی[۲۵۴] است. این رویکرد نه تنها ایجاد رابطه درمانی خوب و اجتناب از موضع منفعلانه را در درمانگر تقویت میکند، بلکه سودمندی و متناسب بودن درمان با وضعیت بیمار را نیز تضمین میکند ویژگیهای این درمان عبارتند از: کوتاه مدت (کمتر از ۲۰ جلسه) است، ساختار یافته است و از یک طرح تحولی از پیش آماده شده استفاده میکند. بر مسائل کنونی مراجع توجه و تأکید دارد. مراجع به خود مشاهدهگری افکار و رفتاری که مشخصه آن فکر است ترغیب میشود. تکالیف خانگی از ارکان کار مشاوره است. با منظور افزایش مهارتهای مراجعین در برابر مشکلات یا رفتارهایش انجام می شود (فاوا، ۲۰۰۰).
    بازسازی شناختی یک راهبرد نظامدار و سریعاٌ در حال رشد است که از این طریق به مراجعین آموخته می شود تا شناخت های منفی و ناتوان ساز خود را با افکار و اعمال مثبت و منطقی ،جایگزین سازند. در این شیوه فرض های زیر مطرح است: ۱- رفتارهای خود مغلوب ساز یا از تحریف های شناختی معیوب ویا از افکار غیر منطقی و واگویه هایی که ماهیت خود مغلوب سازی دارند ناشی می شود .۲- مراجعین می توانند تفکر معیوب و واگویه های خود مغلوب ساز شان را تغییر دهند،(کورمیر وکورمیر،۱۹۸۵ به نقل از افقه ،۱۳۸۷ ).
    یادگیری شناختی و بالا بردن هشیاری دو بعد اساسی و مشترک کار درمان تلقی میشوند اما هیچ رویکردی صرفاً بریادگیری شناختی مبتنی نیست درتمام آنها یک مولفه وجودی هم در بین است که اثربخشی یادگیری شناختی را افزایش میدهد بطور مثال تمثیل میتواند کلمات بیاحساس را به احساسات و احساسات بیزبان را به معانی متصل سازد. داستانهای تمثیلی نیز معانی را منتقل نموده و تغییر ایجاد میکنند هر چند مراجع نمیداند چطور تغییر کرده است. واتزلاویک (۱۹۸۷) گفته است تغییر در هر زمان و بدون بینش میتواند روی دهد (تاد و بوهارت،بی تا،ترجمه فیروز بخت، ۱۳۸۳).
    یکی از بحث برانگیزترین مسائل در شناخت درمانی، موضوع هیجان و شناخت و چگونگی ارتباط بین آنهاست. در بین شناخت درمانگران جدید، تیزدل[۲۵۵] (۱۹۹۳) با مطرح کردن باورهای عقلانی[۲۵۶] و باورهای هیجانی[۲۵۷] بنوعی تفاوت بین معنی و مضمون را مطرح کرده است جدول(۵-۲) نشان دهنده اصطلاحات گوناگونی است که برای اشاره به معنی و مضمون بکار برده شده است(حمیدپور،۱۳۸۶):
    جدول (۵-۲). معنی و مضمون در بازسازی شناختی

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

     

    نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:55:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی عوامل مرتبط با فرآیند تصمیم گیری خریداران کالاهای لوکس در شهر مشهد- قسمت ۱۹ ...

    تحقیقات چند متغیره است که در نهایت لزوم فراهم سازی مدلهای علی را بی استثنا در همه پژوهشهای اجتماعی مطرح می سازد .( سارو خانی ،۴۴۷:۱۳۸۶)

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۳-۲-۱ تحقیق کاربردی

    تحقیقات کاربردی تحقیقاتی هستند که نظریه ها، قانونمندها ، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می شوند را برای حل مسایل اجرایی واقعی بکار می گیرد. این تحقیقات بیشتر به موثرترین اقدام تاکید دارند و علت ها را کمتر مورد توجه قرار می دهند. هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می شود.( سرمد و همکاران،۷۹:۱۳۷۶)
    هدف از تحقیقات کاربردی رشد و بهتر کردن یک محصول و آزمودن مفاهیم نظری و مجرد د رموقعیت های واقعی و زنده است.(نادری و نراقی ،۴۳:۱۳۷۱)

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

    ۳-۲-۲ تحقیقات همبستگی

    در تحقیقات همبستگی به مطالعه رابطه موجود بین دو یا چند متغیر یا پدیده توجه می شود و محقق می خواهد بداند که آیا بین دو یا چند گروه اطلاعات رابطه و همیستگی وجود دارد یا خیر ، یعنی اینکه تغییر در یکی با تغییر در دیگری همراه می باشد؟ و اگر چنین ارتباطی وجود دارد از چه نوع بوده ، میزان آن چقر است؟ (عباسی و متانی،۱۳۸۶)
    این تحقیقات برای کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها انجام می پذیرد؛ ولی در آنها الزاماً کشف رابطه علت و معلولی مورد نظر نیست.(حافظ نیا،۶۸:۱۳۸۷)
    تحقیقات همبستگی را می توان بر حسب هدف به سه دسته تقسیم کرد: مطالعه همبستگی دو متغیری، تحلیل
    رگرسیون و تحلیل ماتریس همبستگی یا کوواریانس. (خاکی،۲۱۸:۱۳۸۹)
    در برخی بررسی ها ، از مجموعه همبستگی های دو متغیری، متغیر های مورد بررسی در جدولی به نام ماتربس همبستگی یا کوواریانس استفاده می شود. از جمله تحقیقاتی که در آنها ماتریس همبستگی یا کوواریانس تحلیل می شود، تحلیل عاملی و مدل معادلات ساختاری است. در تحلیل عاملی هدف تلخیص مجموعه ای از داده ها یا رسیدن به متغیر های مکنون (سازه) و در مدل معادلات ساختاری آزمودن روابط ساختاری مبتنی بر نظریه ها و یافته های تحقیقاتی موجود است. تحلیل عاملی شیوه ای آماری است که کاربرد وسیعی در روانشناسی و علوم اجتماعی دارد. تحلیل عاملی از تعدادی فنون آماری ترکیب شده و هدف آن ساده کردن مجموعه پیچیده داده ها است.(کلاین،۲۱۸:۱۳۸۰)
    تحلیل عاملی یکی از روش های آماری است که ، بیشترین استفاده را در تحقیقات چند متغیری دارد. تحلیل عاملی عمل تقلیل متغیر ها به عامل را از طریق گروه بندی کردن متغیرهایی که با هم ،همبستگی متوسط یا بالایی دارند انجام می دهد. اولین قدم در تحلیل عاملی ، محاسبه ماتریس همبستگی است.(دلاور ،۲۲۴:۱۳۸۵)
    استفاده از تحلیل عاملی جهت فرض آزمایی می باشد . در این روش برای متغیر ها بارهای عاملی فرض می شود ،آنگاه برای برازاندن هرجه دقیقتر بارهای ماتریس هدف ، تحلیل عاملی تاییدی انجام می گیرد.(کلاین،۲۱:۱۳۸۰)
    پژوهش حاضر در زمره تحقیقات همبستگی قرار می گیرد و برای آزمودن مدل تحقیق از تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری استفاده می کنیم.

    ۳-۳ فرایند تحقیق

    فرایند تحقیق علمى به مجموعه مراحل منظم و پیوسته اى گفته مى شود که امر تحقیق علمى را از آغاز تا پایان امکان پذیر مى نماید. فرایند تحقیق علمى شامل مراحلى کلى است که هر مرحله خود نیز داراى خرده فرآیندى شامل مراحل ریزتر است که عملیات و اقدامات متناسب با آن انجام مى گیرد. اصل اساسى در روش تحقیق، رعایت ترتیب و نظم فرایند کلى و خرده فرآیندهاى هر مرحله است تا تحقیق علمى را در کوتاه ترین زمان ممکن و با کم ترین آسیب ها در زمینه کشف مجهول و راه حل مسئله عملى سازد.بدون تردید یکی از مراحل اصلی در هر طرح پژوهشی و تحقیقی انتخاب یک روش مناسب برای جمع آوری آمار و اطلاعات مورد نیاز می باشد. فرایند تحقیق علمى شامل مراحل ۹ گانه است که در این تحقیق با توجه به اطلاعات مورد نیاز از روش های زیر استفاده شده است.

    جدول ۳-۱ مراحل فرایند تحقیق حاضر

     

    ۳-۴ جامعه آماری

    تعداد نمونه در نظر گرفته شده برای این پژوهش ، ۳۱۷ نمونه می باشد که مقدار قابل قبولی برای تحلیل عاملی است
    تجربه نشان داده است که گاهی به دلایل گوناگون محقق امکان دسترسی به فرد نمونه را ندارد و عواملی نظیر عدم آمادگی و همکاری فرد نمونه در تکمیل و ارسال پرشنامه و انجام مصاحبه ، موانعی مانند فوت ، مهاجرت و حوادث دیگر مانع دست یافتن به وی می شود.محقق باید برای چنین رویدادی پیش بینی لازم را به عمل آورد در غیر این صورت حجم نمونه کاهش پیدا خواهد کرد و کار تعمیم را دچار مشکل خواهد کرد.محقق برای جلوگیری ازاین امر در هنگام نمونه گیری درصدی را به عنوان ذخیره ، بیشتر از حجم برآورد شده بر می گزیند تا در صورت بروز مشکل بلافاصله بتواند ذخیره ها را جایگزین نمایید.(حافظ نیا، ۱۴۲:۱۳۸۷)
    بنابراین برای پژوهش حاضر ، با اکتساب ذخیره احتیاطی تعداد حدود ۴۰۰ پرسشنامه توزیع گردید.
    تعدادی از افراد که به عنوان نمونه در این تحقیق به کار رفته و پرسشنامه را پر کرده اند به این صورت است:

    • تعدادی از خریداران گوشی های گران قیمت در شهر مشهد .
    • گروهی از مشتریان ماشین های لوکس و گرن قیمت در شهر مشهد .
    • خریدارن لباس وکفش مارک های معتبر و گران قیمت در شهر مشهد .
    • خانواده های علاقه مند به خرید کالاهای گران قیمت و لوکس خانگی در شهر مشهد .

    ۳-۵ حجم نمونه و روش نمونه گیری

    حجم نمونه کل ۳۱۷ نفر می باشند که به شیوه تمام شماری جمع آوری اطلاعات صورت پذیرفته است .
    تحقیق علمی با شناخت یک پدیده در یک جامعه آماری انجام می شود. به این دلیل، موضوع تحقیق ممکن است متوجه صفات و ویژگیها، کارکردها و متغیرهای آن باشد یا اینکه روابط بین متغیرها، صفات، کنش و واکنش و عوامل تأثیرگذار در جامعه را مورد مطالعه قرار دهد.انجام هر تحقیق علمی مستلزم صرف هزینه و زمان است ،به همین دلیل امکان بررسی کامل جامعه به صورت سرشماری وجود ندارد ، لذا پژوهشگران با توجه به چنین واقعیتی در صدد برمی آیند که از طریق نمونه گیری اطلاعات احتمالی را با بهره گرفتن از تحلیل داده های بدست آمده پیرامون نمونه بدست آورند و در نهایت از طریق تعمیم این اطلاعات را به جامعه اصلی منتسب نمایند. (خاکی ،۱۵۸:۱۳۸۹)
    بدین ترتیب نمونه عبارت است از زیر مجموعه ای از جامعه که اعضای آن را بخشی از افراد جامعه اصلی تشکیل می دهند، بطوریکه این مجموعه معرف ویژگی های جامعه بزرگتر (اصلی) باشد و نمونه گیری عبارت است از مجموعه اقداماتی که برای انتخاب تعدادی از افرادجامعه به نحوی که معرف آن باشد، انجام می پذیرد.(عباسی و متانی، ۹۲:۱۳۸۷)

    ۳-۵-۱ نمونه گیری تصادفی ساده

    در این نمونه گیری ، هر یک از اعضای جامعه آماری شانس مساوی برای قرار گرفتن در نمودار دارد وهر
    انتخاب نیز ازانتخاب دیگر مستقل می باشد.(عباسی و متانی،۹۳:۱۳۸۶)

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:54:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نصاب پذیری مهریه- قسمت ۲۶ ...

    شب، درختی سیاه و بزرگ است
    پخش در آسمان، شاخسارش
    چون هوا خوب تاریک گردد،
    گردد آغاز فصل بهارش.
    (کیانوش، ۱۳۷۰، ص ۱۸)

    در این شعر نیز، شاعر شب را مثل درختی پنداشته و وجه شبه آن بزرگی درخت و سیاهی آن که ناشی از شاخ و برگهای فراوان است.
    استعاره در شعر کودک
    استعاره یکی از صورتهای نازک و زیبای خیال است که در شعر شاعران صاحب نام، همواره از جایگاه والایی برخوردار است و اساساً در شعر کودک، استعاره ارزش بیشتری دارد و شعر کودک در واقع سرشار از استعاره است.
    با بررسیهای به عمل آمده در شعر کودک میتوان به این نتیجه رسید، که در شعر کودک بسامد کاربرد استعاره بیشتر از تشبیه است و چون استعاره، کوتاه شدهی تشبیه است و شعر کودک بر پایهی ایجاز استوار میباشد، بنابراین؛ کاربرد استعاره در شعر کودک نیز بیش تر خواهد بود. در شعر کودک استعارهی مصرحه و استعارهی مکنیه از جایگاه ویژهای برخوردارند که در ذیل به آنها میپردازیم.
    الف) استعاره ی مصرحه (آشکار)
    دکتر شمیسا در تعریف استعارهی مصرحه آورده است : «تشبیهی است که از آن فقط مشبه به، بهجا مانده باشد. مانند شیر که استعاره از فرد شجاع و نرگس که استعاره از چشم و سرو که استعاره از بلند و موزون ولعل که استعاره از لب است (به فرض وجود قرینه).» (شمیسا، ۱۳۸۱، ص ۱۵۷) در شعر کودک نیز شاعران از این نوع استعاره سود جستهاند؛ مانند:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    یکی روشنی روز
    یکی نور شب افروز
    یکی طلای زرده
    یکی نقرهی سرده
    (دولت آبادی، ۱۳۷۳، ص ۳۳)

    در این شعر، همان طوری که میبینیم، شاعر از دو استعارهی آشکار زیبا استفاده کرده است؛ طلای زرد استعاره از خورشید میباشد و نقرهی سرد، استعاره از ماه که زیبایی این شعر بیش تر در همین دو استعاره نهفته است.

    صبح میآید و نیست دیگر
    از درخت سیاهی، نشانی
    آسمان است و تنها گلی زرد
    از گل زرد، روشن جهانی
    (کیانوش، ۱۳۷۰، ص ۱۸۱)

    در این شعر نیز، شاعر گل زرد را استعاره از خورشید میداند که در آسمان قرار دارد و جهانی را روشن مینماید والبته درخت سیاهی نیز، میتواند استعاره از شب باشد که با آمدن صبح و روییدن گل زرد، درخت سیاهی رخت بر می بندد. پس زیبایی این شعر، در کاربرد شاعر، استعارهی مصرحه
    میباشد که موجب خیالانگیزی بیشتر شعر شده است.

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:53:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه بین هوش هیجانی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک قرض الحسنه مهر ایران- قسمت ۹ ...

     

    • شایستگی های اجتماعی[۵۰]: چگونه ارتباطات خود را مدیریت کنیم.

     

    هر کدام یک از این دو حوزه های وسیع، شامل تعدادی شاخص مخصوص می باشد که در جدول ۲-۲ آمده است.
    جدول۲-۲ مؤلفه های هوش عاطفی از دیدگاه گولمن
    منبع:(کی یراستد، ۱۹۹۹: ۸)

     

     

     

     

    شایستگی های اجتماعی شایستگی های شخصی
    همدلی خود آگاهی
    مهارت اجتماعی خود تنظیمی(خودکنترلی)
      انگیزش( خود انگیزی )

    الف) خود آگاهی
    خودآگاهی گاه به معنای تعمق در خود، متمرکز ساختن توجه بر تجربه شخصی خود، و به بیانی دیگر مراقبه[۵۱] نیز تعریف می شود. این آگاهی نسبت به احساسات، تواناییِ عاطفیِ اساسی ای است که دیگر توانایی ها، از قبیل خویشتن داری عاطفی، بر پایه آن بنا می شوند.
    خود آگاهی اولین جزء تشکیل دهنده ی هوش عاطفی است. خود آگاهی یعنی داشتن درکی عمیق از عواطف، نقاط قوت، نقاط ضعف، نیازها و انگیزه های خود. افرادی که خودآگاهی قوی دارند، نه بیش از حد نقّاد و نه غیر واقع بینانه امیدوارند، بلکه با خود و دیگران صادق هستند. افرادی که از درجه بالایی از خود آگاهی برخوردارند، چگونگی تأثیر احساسات خویش را بر خود، دیگران و شغل خود تشخیص می دهند.
    فردی که خودآگاهی ندارد، مستعد اتخاذ تصمیماتی است که با زیر پا گذاشتن ارزش های نهان، نشان از آشفتگی درونی دارد. افراد برخوردار از خودآگاهی بالا قادرند با صحت و دقت و بی پرده(اگر چه نه الزاماً افراطی و اعتراف گونه)درباره عواطف خود و تأثیری که بر شغل خود دارند، صحبت کنند. یکی از نشانه های بارز خودآگاهی، یک احساس خود انتقادی توأم با شوخ طبعی است (گولمن، ۱۳۸۳ : ۶۵-۶۴).
    ب) خودکنترلی
    حس تسلط بر نفس خود، یعنی توانایی مقاومت در مقابل طوفان های هیجانی که سرنوشت برپا می دارد. هدف، دستیابی به تعادل است نه سرکوب کردن هیجان ها. هر احساسی در جای خود، ارزش و اهمیت خاص خود را دارد. زندگی بدون شور و احساسات، به زمین بایر سنگینی می ماند که سرشار از بی حاصلی است، و از غنای زندگی بریده و مجزا گردیده است. اما به نظر ارسطو، احساس مناسب مطلوب است، یعنی احساسی که با موقعیت تناسب دارد.
    لازم نیست برای احساس رضایت کردن، ازاحساسات ناخوشایند دوری کنیم، بلکه نباید بگذاریم احساسات مخرّب بدون کنترل، جانشین تمام حالت های روحی خوشایند گردند. افرادی که در مقاطعی به خشم یا درماندگی شدید گرفتار می شوند، در صورتی که به همان میزان اوقاتی شاد یا لذت بخش را سپری کنند، همچنان می توانند احساس خوشبختی کنند(گولمن، ۱۳۸۲ : ۹۰-۸۹).
    ج) انگیزش
    اگر فقط یک ویژگی وجود داشته باشد که تقریباً همه ی رهبران مؤثر از آن برخوردارند، آن خصلت، انگیزش است. آن ها برای نیل به موفقیت فراسوی انتظارات(خود و هر فرد دیگری) برانگیخته می شوند. در این جا کلمه کلیدی “نیل به موفقیت” است.
    نشانه رهبرانی که دارای سطح بالایی از انگیزش هستند، علاقه شدید به خودکاری است. چنین افرادی در جستجوی چالش های خلاق هستند، مشتاق آموختن هستند و از انجام موفقیت آمیز کار بر خود می بالند. آن ها مرتباً در حال بالابردن نمودار عملکرد خود هستند و دوست دارند از نتایج مطلع باشند. افراد با انگیزه بالا، حتی وقتی نتایج بر علیه آنهاست، خوش بینی خود را حفظ می کنند. در چنین مواردی، خودنظمی همراه با انگیزه دست یابی به موفقیت بر ناامیدی و یأسی که بعد از یک بدبیاری یا شکست پیش می آید، غلبه می کند. مدیرانی که سعی می کنند سطوح بالای انگیزه موفقیت را در کارکنان خود شناسایی کنند، می توانند به دنبال آخرین قطعه این نشانه یعنی تعهد به سازمان باشند. (گولمن، ۱۳۸۳ : ۶۹-۶۸).
    د) همدلی
    همدلی بر پایه خودآگاهی بنا می شود. هرقدر نسبت به احساسات خودمان آگاه تر باشیم، در دریافتن احساسات دیگران ماهرتر خواهیم بود. در تمام ارتباط ها، سرمنشأ اهمیت دادن به دیگران، هماهنگی عاطفی و توانایی همدلی کردن با آنان است. این قابلیت- یعنی توانایی شناختن احساسات دیگران- در عرصه های مختلف زندگی نقش ایفا می کند، از فروش و مدیریت گرفته تا دلباختن و پدر و مادر بودن، تا دلسوزی برای دیگران و فعالیت های سیاسی. (گولمن، ۱۳۸۲ : ۱۴۲-۱۳۹).
    ه) مهارت های اجتماعی
    مهارت اجتماعی، بیشتر، روابط دوستانه هدفدار است؛ برانگیختن افراد در مسیر مورد نظر خود، چه توافق بر روی یک راهبرد جدید بازاریابی باشد و چه اشتیاق به تولید محصولی جدید. افراد برخوردار از مهارت اجتماعی معمولاً دایره ی وسیعی از آشنایان را به دور خود دارند و دارای شمّ قوی برای پیدا کردن زمینه های مشترک با افراد مختلف و استعدادهایی برای ایجاد تفاهم و رابطه نزدیک هستند(گولمن، ۱۳۸۳ : ۷۱).
    مهارت های ارتباط با افراد[۵۲] بر این پایه بنا می شود. این مهارت ها صلاحیت های اجتماعی ای هستند که در کنار آمدن با دیگران مؤثر واقع می شوند، کاستی در این زمینه به ناشایستگی در دنیای اجتماعی یا بروز مصائب مکرر در ارتباط های بین فردی می انجامد. روی هم رفته، این مهارت ها به ارتباط های بین فردی لطافت می بخشند، و برای جلب دیگران، موفقیت اجتماعی و حتی جذبه ضروری اند(گولمن، ۱۳۸۲: ۱۶۶-۱۵۹).
    مهارت اجتماعی به نوعی نتیجه نهایی سایر ابعاد هوش عاطفی است. افرادی که مهارت اجتماعی دارند از استعداد اداره ی تیم های کاری برخوردارند و این به خاطر همدلی آن ها در هنگام انجام کار است. علاوه بر این، آن ها افرادی هستند که در متقاعد کردن دیگران تخصص دارند که این تجلی آمیخته ای از خوداگاهی، خودنظمی، و همدلی است(گولمن ،۱۳۸۳: ۷۲).
    ۲-۱-۷-۲- مدل شبکه شایستگیهای عاطفی گولمن و بویاتزیس[۵۳]
    به گفته گولمن مدل جدید وی از از تحلیلهای آماری همکارش، ریچارد بویاتزیس[۵۴] منتج گردیده است. این مدل یک بازنگری و پالایش در مدلی که او در سال ۱۹۹۸ به کار برده است می باشد. همانگونه که در جدول ۳-۲ نشان داده شده این مدل شامل چهار بعد خود آگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط، و بیست مؤلفه می گردد.
    جدول۲-۳ شبکه شایستگیهای عاطفی گولمن و بویاتزیس

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:53:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی حقوق وآزادی‌های فردی در تحقیقات مقدماتی- قسمت ۳۱ ...

     

    • گلدوزیان، ایرج، کیفیت تحصیل دلیل در حقوق چزای فرانسه، فصلنامه حق، دفترپنجم، ، ۱۳۷۰، ۱۶۱ ↑
    • Leclerc,1992,p.22 ↑
    • Guinchard ,2007,p.433 ↑
    • Berger, 2000, p.212. ↑
    • Cass.crim. 13octobre2004, precite. ↑
    • Bouloc,opcit,2006.p330 ↑
    • تدین عباس ، مطالعه تطبیقی مشروعیت تحصیل دلیل ، پیشین، ص ۱۶۷٫ ↑
    • Art 14, 224 et 227C.or.pen. ↑
    • دیانی عبدالرسول ، ادله اثبات دعوا ، تهران نشر میزان ۱۳۸۶،ص ۴۱؛ صدرزاده افشار ،سید محسن ، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران ، پیشین ، ص ۱۲٫ ↑
    • کریم ارباطی ایرانی، مجموعه نظریه های مشورتی ، پیشین ، ص۹۶٫ ↑
    • کلانتریان کیومرث ، اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها، مازندران، انتشارات دانشگاه مازندران، ۱۳۷۶، ص۱۲ ↑
    • http://aspe.os.dhhs.gov/datacncl/eudirext.htm=ARt22 ↑
    • خرم آبادی، عبدالصمد، تاریخچه تعریف وطبقه بندی جرائم رایانه ای، مجموعه مقالات همایش بررسی ابعاد حقوقی فن آوری اطلاعات، شورای عالی توسطه قضایی، ۱۳۸۳،ص۴۴ ↑
    • پاد ابراهیم ، حقوق کیفری اختصاصی، ج۱، ص۲۱۶؛ صادقی میرمحمد ، جرایم علیه اشخاص، پیشین، ص۴۷۴ ↑

     

    پایان نامه

     

    • ولیدی محمدصالح ، حقوق جزای اختصاصی، پیشین، ج۲، ص۷ و ۳ ↑
    • پاد ابراهیم ، حقوق کیفری اختصاصی، ج۱، ص۲۵۲ ↑
    • برای دیدن مفهوم این رفتارهای فیزیکی، مراجعه کنید به: صادقی میرمحمد، جرائم علیه اشخاص، ص۴۷۴؛ ایرج گلدوزیان، حقوق جزای اختصاصی، ص۲۲۷؛ رضا شکری، قانون مجازات اسلامی در نظم کنونی، ص۵۹۷؛ محمدصالح ولیدی، حقوق جزای اختصاصی، ج۲، ص۸ و ۳ ↑

     

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

     

    • گلدوزیان ایرج ، حقوق جزای اختصاصی ،پیشین، ص۲۲۷ ↑
    • صادقی میرمحمد، جرایم علیه اشخاص، پیشین، ۴۸۷ ↑
    • حکم شماره ۲۱۴۵/ع/۹/۱۸، ۱۳۵۵ ↑
    • جعفری لنگرودی جعفر ، ترمینولوژی حقوق، پیشین، ص۳۵۶ ↑
    • بند ۲ ماده ۸۱ آیین نامه لایحه قانونی کانون وکلای مرکز ↑
    • ماده ۱۲ قانون راجع به کارشناسان رسمی، مصوب ۱۳۱۷ ↑
    • ابراهیم پاد، حقوق کیفری اختصاصی، ج۱، ص۳۸۰ ↑
    • بهمن کشاورز،محشای تعزیزات، تهران، انتشارات کنج دانش،چاپ دوم ،۱۳۷۶، ، ص۸۱ ↑
    • http://www.privacy.cov.au/pulications/nppsol.html=b ↑
    • http:// Europa.eu.intleur-lexlen/oj/dat/2002/paf ↑
    • اصلانی حمیدرضا ، حقوق فناوری اطلاعات، پیشین، ص۲۰۷ ↑

     

    نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

     

     

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:53:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی عوامل موثر در انتخاب مکان جرم از سوی مجرمان- قسمت ۲۵ ...

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. میزان تحصیلات : بی سواد{ ۲ نفر }ابتدایی{۱۰ نفر }راهنمایی{ ۴ نفر }دیپلم{ ۴ نفر } فوق دیپلم { – نفر } لیسانس و بالاتر{ – نفر }

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. قومیت : فارس{۱نفر }ترک قشقایی{۸نفر } لر{ ۸-نفر }بلوچ{-نفر } کرد{۳نفر }
    2. وضعیت اشتغال : بیکار { ۸نفر } در حال تحصیل{۲-نفر }کارمند{۰ نفر }شغل آزاد{۱۰ نفر }

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. میزان درآمد ماهیانه خانوار:

    زیر ۱۰۰ هزار تومان{۳ نفر }۲۰۰ هزار تومان{ ۱۰نفر }۲۵۰ هزار تومان{ ۲نفر } ۴۰۰ هزار تومان
    { ۲نفر } ۵۰۰ هزار تومان{۳ نفر } بالای ۵۵۰ هزار تومان{- نفر }
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. محل سکونت :شهر شهرکرد {۱۱ نفر }روستاهای شهرکرد{۷ نفر }شهرهای استان{ ۱نفر }خارج از استان{ ۱نفر }

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. وضعیت مسکن : شخصی{ ۴نفر }استیجاری{ ۸نفر }منزل پدری{۵ نفر } بی خانه{۳- نفر }

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. وضعیت مهاجرت : مهاجر{۸ نفر } بومی{ ۱۲ نفر }

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. آیا اعتیاد دارید : بلی{۱۳ نفر } خیر {۷ نفر}

    اگر بلی چه نوع اعتیادی : تریاک{۷ نفر} هروئین {۱نفر} کراک{۴ نفر} سایر{۱ نفر}
    نحوه مصرف ؟ تفریحی با دوستان {۱۰ نفر} اعتیاد پدر{۲ نفر} سایر { ۱نفر}
    از چند سالگی مصرف می کنید؟ نوجوانی{۵ نفر} جوانی {۷ نفر} بزرگسالی {۱ نفر}
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. اولین سرقت منزل در چند سالگی بوده است :

    تا ۷ سالگی{- نفر }۱۲-۸ سالگی {۱ نفر } ۱۸-۱۳ سالگی{ ۱نفر } ۲۴-۱۹ سالگی {۱۲ نفر } ۲۵ سال به بالا{ ۶نفر }
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. آیا سابقه دستگیری به جرم سرقت دارید : بلی{ ۱۱نفر } خیر{ ۹نفر }

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. چندمین بار است که مرتکب سرقت منزل شده اید(سابقه ارتکاب سرقت):

    ۱ بار {۹ نفر} ۲ بار{۶ نفر } ۳ بار{ ۱نفر } ۴ بار { ۲نفر } ۵ بار {۲ نفر }
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. در شهرستان شهرکرد چند بار مرتکب سرقت منزل شده اید:

    ۱بار{ ۶نفر }۲ بار{۵ نفر }۳ بار {۴ نفر }۴ بار{۳ نفر }۵ بار{۲ نفر }
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:52:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مطالعه تاثیر متقابل متغیرهای کلان اقتصادی وشاخص قیمت سهام (۱۳۸۵ ۱۳۸۰)- قسمت ۱۰ ...

    ای است که معمولا برای اندازه گیری تغییر در یک مجموعه متغیرهای مرتبط در طول زمان یا برای مقایسه سطوح کلی (عمومی) این متغیرها در بین کشورها یا نواحی مختلف بکار میرود. در اکثر رشته های علوم، شاخصها مورد استفاده واقع میشوند، اما در علم اقتصاد جایگاه و اهمیت خاصی دارا هستند. شاخصها ابزار سودمندی در اقتصاد میباشند، زیرا حرکات یا تغییرات متغیر مورد نظر را به سادهترین و راحتترین شیوه ممکن بیان میکنند. بعنوان مثال، شاخص قیمت مصرف کننده، که تغییرات قیمتی مجموعهای از کالاها و خدمات مصرفی را نمایش میدهد، یکی از پر کاربردترین شاخصهای اقتصادی در هر کشور محسوب میشود. از دیگر شاخصهای مهم، میتوان به شاخصهای مالی (همانند شاخص داوجونز و نیکی) در بازار سهام اشاره نمود.
    به بیان دیگر شاخص بازار سهام یک معیار مفید و خلاصه شدهای از انتظارات جاری در مورد آینده سهام میباشد که بعنوان میزان الحراره حساسی، آثار پدیده های سیاسی، اقتصادی و غیره را منعکس ساخته و تغییرات ساختاری و بلندمدت در اقتصاد را منعکس مینماید. بنابراین اگر شاخصهای بازار سهام به درستی طراحی و فرمولبندی شوند، در آن صورت میتوان از آنها بعنوان معرف و نماگر پیشرو عملکرد اقتصادی کشور نام برد. امروزه اندازه و روند شاخصهای قیمت سهام یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تصمیمات سرمایهگذاران در بازارهای مالی محسوب میشود. با توجه به اینکه سرمایهگذاران با علائق و سلایق خاصی اقدام به سرمایه ­گذاری در بورسهای اوراق بهادار مینمایند، لذا در اکثر بورسهای پیشرفته علاوه بر شاخصهای کل، شاخصهای معینی جهت نمایش رفتار بخش خاصی از بازار طراحی و محاسبه میگردند.
    در سطح بازارهای مالی محاسبه شاخص موارد استفاده و کاربرد زیادی دارند در واقع شاخصها، بیان کننده بازده کل بازار یا عناصر مشخصی از بازار در یک دوره معین بوده و میتوان از شاخصها به عنوان مبنایی در جهت مقایسه عملکرد انواع پرتفوهای تشکیل شده در بازار استفاده نمود. علاوه بر این از آنجایی که قیمت سهام با تغییرات انتظارات سهامداران از وضعیت اقتصادی شرکتها در حال نوسان میباشد و این نوسان قیمتها روی شاخص بازار تاثیر میگذارد، لذا میتوان شاخص بازار را به عنوان نماگر وضعیت و عملکرد آتی اقتصاد در سطح ملی دانست. به منظور تضمین اینکه یک شاخص سهام، بطور منطقی نشان دهنده رفتار بازار و شرایط آینده اقتصاد باشد، لازم است که در فرمولبندی آن معیارهای واقعی مورد استفاده قرار گیرد.
    ۲-۸-۱- تعریف شاخص
    اصطلاح شاخص در ادبیات مالی، فوق العاده زیاد بکار رفته اما ظاهرا به شیوه دقیقی تعریف نشده است. فرهنگهای لغات معمولا شاخص را بعنوان چیزی که نشان میدهد، مشخص میکند، نمودار یا نماینده است، وصف میکنند. ولی پر واضح است که این اصطلاح در ادبیات مالی حاکی از معنای گستردهتری از مقداری است که با تغییرات خود، دگرگونیهای روی داده در طی زمان یا مکان را نشان میدهد، البته منظور آن دسته از دگرگونیهایی است که دامنه تغییرات آنها بگونهای است که قابلیت اندازه گیری مستقیم به خودی خود یا مشاهده مستقیم را در عمل ندارند.[۸۵] در زیر تعریف بعمل آمده از شاخص را جهت آشنایی بیشتر ذکر میکنیم:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    • شاخص قیمت بعنوان یک کمیت عددی، تغییرات قیمت سهام موجود در بازار مالی را مورد سنجش قرار داده و تحولات و تغییرات بازارهای مالی را اندازه گیری و منعکس مینماید.

    به بیان دیگر شاخص جهت و میزان حرکت اوراق بهادار و یا پرتفوی خاصی را نشان میدهد و در واقع بازتابی از تمایل کلی بازار اوراق بهادار است. در واقع شاخص سهام چگونگی عملکرد بازار را نشان میدهد و از طرف دیگر روند بازار را که نشان از حرکت کلی قیمت بازار سهام است اندازه گیری مینماید. بنابراین، شاخص معیار اندازه گیری و قضاوت سرمایهگذاران در مورد کل بازار سهام و یا در مورد گروه خاصی از سهام در مقابل عملکرد سهام منفرد است. به همین خاطر بعنوان معیاری سودمند شناخته شده و توسط مشارکتکنندگان بازار مورد استفاده قرار میگیرد.
    اساسا، طراحی و محاسبه عدد شاخص کوششی است برای پدید آوردن معیار همگن برای اشیا، ویژگیهای کیفی و کمیتهای ناهمگن. یکی از وجوه ناهمگنی فرآوردهها، وجود واحدهای قابل سنجش متفاوتی چون وزن، حجم، طول، مساحت، تعداد، مدت استفاده و مواردی از این قبیل است که برای تعیین کمیت آنها بکار میرود. اگر این فرآوردهها در معرض خرید و فروش منظم و وسیع قرار داشته باشند، همگنسازی آنها ضرورت مییابد.
    به بیان کلی، اعداد شاخص برای مقاصد بسیار متنوعی، از جمله برای نشان دادن تغییرات مواردی از قبیل قیمت سهام شرکتها در بورس، تولیدات صنعتی، بازده تولید، درآمدهای ملی، قیمتهای عمده فروشی، هزینه زندگی، و بسیاری دیگر تهیه میشوند. در تهیه شاخصهای قیمت، عموما اعداد شاخص بر مبنای زوجهایی از مقدار و قیمت مطرح میشوند.
    در این میان زنجیرهای زمانی اعداد شاخص را میتوان به مثابه روندنمایی از پدیده مورد بررسی در نظر گرفت. اعداد شاخص معیاری برای نشان دادن تغییرات اینگونه واقعیتها است. درباره عدد شاخص به مثابه روندنمای تغییرات قیمت، لازم است به این مساله توجه شود که چگونه باید از ترکیب تغییرات نسبی قیمت سهام شرکتهای گوناگون یک عدد شاخص بدست آورد که بتوان آن را معیاری از تغییر نسبی سطح عمومی قیمتها دانست.
    باید یادآوری شود که ثبات رویه در تهیه شاخص میتواند برقابلیت اتکای آن بیافزاید، از این گذشته راه های مقایسه و ارزیابی مبانی تئوریک اعداد شاخص که در ادامه بدان اشاره خواهد شد نیز چندان بسته نمیباشد. مضافا اینکه در تهیه شاخصها مسائل بسیار حائز اهمیتی چون :

    • انتخاب پایه (مبدا مقایسه)
    • انتخاب مجموعه نمونه (سبد)
    • تعیین اهمیت نسبی (وزن) اجزا تشکیل دهنده سبد

    وجود دارند که نیازمند بررسی و پشتوانه نظری کافی درباره هر یک میباشد. زیرا مقایسه و سنجش سلسلهای از شاخصها هنگامی معنادار است که اجزای تشکیل دهنده سبد از قبیل قیمتها، مقادیر، و سال یا سالهای مبدا در وضعیتی عادی و قابل مقایسه انتخاب شده و از حالتهای افراط یا تفریط و بهم خوردگیها و افت و خیزهای تند و زودگذر بدور بوده باشد. موضوع دیگری که مطرح میباشد بکارگیری شیوهای جهت خنثی کردن آثار افت و خیزهای شدید قیمتی در اقلام سبد مورد محاسبه شاخص میباشد.
    در هنگام بررسیهای علمی، به منظور انجام ارزیابیهای دقیق و قابل اتکا، نیازمند معیارهای درست و منطقی میباشیم. بر این اساس نماگرهای اقتصادی در شناسایی رفتارها و سیستم های موجود، شناخت روندها و جهت آنها و نیز ترسیم چشماندازهای آتی از اهمیت اساسی برخوردار هستند.
    از نظر مفهوم آماری، شاخصها در گروه نماگرها قرار میگیرند. نماگرها به مفهوم بکارگیری مجموعهای از داده ها و فرایندها برای تشخیص تغییرات دورهای و نقاط چرخش رفتار متغیرهای مورد بررسی است. شاخصها از دیدگاه زمانی در سه گروه شاخصهای تاخیری[۸۶]، شاخصهای همزمان[۸۷] و شاخصهای پیشرو[۸۸] طبقهبندی میگردند. تفاوت نماگرهای فوق در این است که افت و خیزهای برخی از آنها قبل از افت و خیزهای بقیه بوقوع میپیوندد.[۸۹]
    شاخصهای پیشرو بیشتر در متغیرهای قیمتی و مواردی نمود مییابند که نسبت به اختلالهای اتفاقی کوتاه مدت یا نوسانهای ادواری اقتصاد ملی حساسیت زیادی دارند. شاخصهای همزمان حرکتهای ادواری کمتری دارند و هموارتر میباشند. و به همین ترتیب شاخصهای تاخیری دارای کمترین نوسانات ادواری بوده و بسیار هموار می باشند.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:52:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر روش درمانی افزایش تدریجی طول و پیچیدگی گفتار GILCUبر کاهش ناروانی گفتار کودکان دبستانی ۱۱ ۶ سال مبتلا به لکنت ...

    جدول ۴-۳۳ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار در گروه آزمایش
    پیش از درمان …………………………………………………………………………………………………………………………….۹۵
    جدول۴-۳۴ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………….۹۵
    جدول ۴-۳۵ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار در
    گروه آزمایش ……………………………………………………………………………………………………………………………..۹۶
    جدول۴-۳۶ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………….۹۷
    جدول ۴-۳۷ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار در
    گروه کنترل ……………………………………………………………………………………………………………………………….۹۷
    جدول۴-۳۸ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………۹۷
    جدول ۴-۳۹ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار پس از درمان…۹۸
    جدول ۴-۴۰ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتار پیش
    از درمان ………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۹
    جدول۴-۴۱ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………۱۰۰
    جدول ۴-۴۲ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتار
    در گروه آزمایش …………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۰
    جدول۴-۴۳ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل……………………………………………………………………..۱۰۱
    جدول ۴-۴۴ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتار
    در گروه کنترل …………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۱
    جدول۴-۴۵ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل……………………………………………………………………..۱۰۲
    جدول ۴-۴۶ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتارپس از
    پیش از درمان ……………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۲
    جدول ۴-۴۷ آنالیز واریانس برای متغیرها در سطح گفتار……………………………………………………………۱۰۳
    جدول ۴-۴۸ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد هجای لکنت شده در سطح خواندن……………..۱۰۴
    جدول۴-۴۹ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۰۵
    جدول ۴-۵۰ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد هجاهای لکنت شده در سطح خواندن در
    گروه آزمایش …………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۵
    جدول۴-۵۱ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۰۶
    جدول ۴-۵۲ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد هجاهای لکنت شده در سطح خواندن در
    گروه کنترل …………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۶
    جدول۴-۵۳ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………………۱۰۶
    جدول ۴-۵۴ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد هجای لکنت شده در سطح خواندن پس از
    درمان………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۷
    جدول ۴-۵۵ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن پیش از
    درمان…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰۸
    جدول۴-۵۶ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۰۹
    جدول ۴-۵۷ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن در
    گروه آزمایش ………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۰
    جدول۴-۵۸ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۱۰
    جدول ۴-۵۹ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن در
    گروه کنترل …………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۱
    جدول۴-۶۰ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۱۱
    جدول ۴-۶۱ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن پس از درمان…………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۱۲
    جدول۴-۶۲ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل……………………………………………………………………….۱۱۳
    جدول ۴-۶۳ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن پیش ازدرمان……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۳
    جدول۴-۶۴ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………….۱۱۴
    جدول ۴-۶۵ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن در
    گروه آزمایش ………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۵
    جدول۴-۶۶ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………۱۱۵
    جدول ۴-۶۷ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن
    در گروه کنترل ……………………………………….

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

    ……………………………………………………………………………………….۱۱۶
    جدول۴-۶۸ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………………۱۱۷
    جدول ۴-۶۹ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن پس ازدرمان……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۸
    جدول ۴-۷۰ آنالیز واریانس برای متغیرها در سطح خواندن………………………………………………………….۱۱۹

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:51:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی مهارت های حل مسئله و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی گیل- قسمت ۳ ...

    یافته های این پژوهش بر حسب نوع متغیرها کمی و کیفی می باشند. بدین ترتیب که سن و معدل بصورت متغیر “کمی- پیوسته”، ترم تحصیلی و تعداد خواهر و برادر بصورت متغیر “کمی- گسسته”، جنس، تاهل، دانشکده، محل و وضعیت سکونت، محل تولد، شغل پدر و مادر، ورزش کردن، سابقه مصرف سیگار، مواد مخدر و الکل، سابقه انجام کار دانشجویی، سابقه شرکت در کلاس های مهارت زندگی، درخواست کمک هنگام برخورد با مشکل، نوع رفتار والدین، سابقه عدم کسب نمره قبولی در واحد درسی و مشروط شدن بصورت متغیر “کیفی- اسمی”، و تحصیلات پدر و مادر، درآمد خانواده، رضایت از ارتباط با دوستان و همسالان، رضایت از رشته تحصیلی، میزان موفقیت در حل مسائل و مشکلات، میزان موفقیت در امر تحصیل و میزان موفقیت در مهارت های حرفه ای و بالینی بصورت “کیفی- رتبه ای” در نظر گرفته شدند.
    جهت تجزیه و تحلیل، داده های جمع آوری شده کد گذاری و وارد نرم افزار آماری spss نسخه ۲۱ گردید. به منظور دسته بندی داده ها از آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و جداول توزیع فراوانی استفاده شد. سپس به منظور بررسی نرمال بودن توزیع نمرات مهارت های حل مسئله و انگیزش تحصیلی دانشجویان به تفکیک ابعاد، از آزمون کولموگروف اسمیرنوف[۸۵] استفاده شد و نتایج این آزمون نشان داد که متغیرهای مورد مطالعه، از توزیع نرمال پیروی نمی کنند (۰۵/۰>P). جهت بررسی ارتباط عوامل فردی- اجتماعی با متغیرهای مهارت حل مسئله و انگیزش تحصیلی با توجه به نرمال نبودن توزیع داده ها از آزمون های آماری کای اسکوار، من ویتنی، کروسکال والیس[۸۶]، فرید من[۸۷] و ضریب همبستگی اسپیرمن[۸۸] استفاده گردید. سطح معناداری ۰۵/۰>p در نظر گرفته شد.
    جهت بررسی ارتباط چندگانه ی عوامل فردی- اجتماعی و آموزشی مرتبط با مهارت حل مسئله، از مدل رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده گردید، بدین صورت که همه ی متغیرهایی که در بررسی تک متغیره معنادار یا نزدیک به معناداری بودند به روش Back ward step wise (LR) وارد مدل گردیدند. (شرط ورود به مدل با ۱/۰>P، ۰۵/۰ : Entry، ۱/۰ : Removal). در این مدل، متغیر پاسخ، مهارت حل مسئله (۰ = نمره ی بیشتر از میانگین، ۱ = نمره ی مساوی و پایین تر از میانگین) می باشد.
    در بررسی ارتباط چندگانه ی ابعاد انگیزش تحصیلی با مهارت حل مسئله نیز، از مدل رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده گردید. در این مدل، متغیر پاسخ، مهارت حل مسئله (۰ = نمره مهارت حل مسئله بالاتر از میانگین، ۱ = نمره مهارت حل مسئله مساوی و پایین تر از میانگین) می باشد. نتایج مدل نهایی رگرسیون لجستیک به روش Back ward step wise (LR) در جداول مربوطه خلاصه شده است: (۲۰۲/۰=P، Hosmer and Lemeshow test که نشان دهنده شاخص کارایی مدل می باشد)

    عکس مرتبط با سیگار

    ملاحظات اخلاقی :

    در این پژوهش، پژوهشگر با رعایت نکات اخلاقی زیر مطالعه خود را انجام داده است:
    ۱- کسب اجازه از شورای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان
    ۲- کسب معرفی نامه کتبی از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان جهت ارائه به دانشکده ها
    ۳- معرفی خود به عنوان پژوهشگر به دانشجویان
    ۴- توضیح هدف از انجام پژوهش به واحد های مورد پژوهش
    ۵- دادن حق انتخاب به واحد های مورد پژوهش جهت شرکت آزادانه در پژوهش و داشتن اختیار عدم ادامه همکاری در پژوهش
    ۶- اخذ رضایت کتبی از دانشجویان جهت شرکت در پژوهش
    ۷- اطمینان دادن به واحدهای مورد پژوهش در مورد محرمانه ماندن اطلاعات کسب شده
    ۸- انعکاس نتایج مطالعه به دانشجویان در صورت تمایل آنان
    فصل چهارم

    یافته های پژوهش (معرفی جداول) :

    در این فصل اطلاعات گردآوری شده پس از تجزیه و تحلیل آماری با توجه به اهداف از پیش تعیین شده در قالب ۱۱ جدول و ۱۱ نمودار تدوین گردیده است.
    جدول شماره ۱: در ارتباط با توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش برحسب عوامل فردی- اجتماعی کیفی تنظیم شده است.
    جدول شماره ۲: در ارتباط با شاخص های آماری متغیرهای کمی واحدهای مورد پژوهش برحسب عوامل فردی- اجتماعی تنظیم شده است.
    جدول شماره ۳: در ارتباط با شاخص های آماری متغیرهای کمی واحدهای مورد پژوهش برحسب عوامل آموزشی تنظیم شده است.
    جدول شماره ۴: در ارتباط با توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش برحسب عوامل آموزشی کیفی تنظیم شده است.
    جدول شماره ۵: در ارتباط با هدف ویژه اول “تعیین میانگین امتیازات مهارت های حل مسئله در واحدهای مورد پژوهش” تنظیم شده است.
    جدول شماره ۶: در ارتباط با هدف ویژه دوم “تعیین عوامل فردی- اجتماعی مرتبط با مهارت های حل مسئله در واحدهای مورد پژوهش” تنظیم شده است.
    جدول شماره ۷: در ارتباط با برآورد ضرایب رگرسیونی عوامل فردی- اجتماعی مرتبط با مهارت های حل مسئله براساس مدل رگرسیون لجستیک چندگانه تنظیم شده است.
    جدول شماره ۸: در ارتباط با هدف ویژه سوم “تعیین عوامل آموزشی مرتبط با مهارت های حل مسئله در واحدهای مورد پژوهش” تنظیم شده است.
    جدول شماره ۹: در ارتباط با برآورد ضرایب رگرسیونی عوامل آموزشی مرتبط با مهارت های حل مسئله براساس مدل رگرسیون لجستیک چندگانه تنظیم شده است.
    جدول شماره ۱۰: در ارتباط با هدف ویژه چهارم “تعیین ابعاد انگیزش تحصیلی مرتبط با مهارت های حل مسئله در واحدهای مورد پژوهش” تنظیم شده است.
    جدول شماره ۱۱: در ارتباط با برآورد ضرایب رگرسیونی ابعاد انگیزش تحصیلی مرتبط با مهارت های حل مسئله براساس مدل رگرسیون لجستیک چندگانه تنظیم شده است.
    یافته های پژوهش (معرفی نمودارها) :
    نمودار شماره ۱: نمودار وضعیت مهارت حل مسئله و ابعاد آن
    نمودار شماره ۲: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب تعداد خواهر و برادر
    نمودار شماره ۳: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب سطح تحصیلات مادر
    نمودار شماره ۴: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب میزان موفقیت در حل مسائل و مشکلات
    نمودار شماره ۵: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب ارزیابی نوع رفتار مادر
    نمودار شماره ۶: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب دانشکده محل تحصیل
    نمودار شماره ۷: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب میزان رضایت از رشته تحصیلی
    نمودار شماره ۸: نمودار وضعیت مهارت های حل مسئله بر حسب میزان موفقیت در مهارت های حرفه ای و بالینی
    نمودار شماره ۹: نمودار پراکنش ارتباط نمره بی انگیزشی با نمره مهارت حل مسئله
    نمودار شماره ۱۰: نمودار پراکنش ارتباط نمره انگیزش درونی با نمره مهارت حل مسئله
    نمودار شماره ۱۱: نمودار پراکنش ارتباط نمره انگیزش بیرونی با نمره مهارت حل مسئله

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    جدول شماره ۱: توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش بر حسب عوامل فردی- اجتماعی کیفی

     

     

     

     

     

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:51:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی دیدگاه‌ های فقهی علامه جعفری- قسمت ۶ ...

    اوّلا، این انتقال یا به عبارت دیگر، «گردیدن» امری تدریجی است و ماهیّت آن به گونه ای است که نمی توان آن را با شتاب فراوان و در زمان کم انجام داد. در این زمینه، علاّمه ی جعفری به دو نقش مهم تربیت اشاره می کند که تحقّق هر دوی آن ها مستلزم کوشش و انضباط است. نقش اوّل عبارت است از: تعدیل احساسات خام و تموّجات وابسته به غرایز حیوانی. مسلّم است که چنین فرایندی با توجّه به مقاومت «من» یا شخصیّت انسانی، به راحتی انجام پذیر نیست. نقش دوّم، مربوط به توجیه و قابل پذیرش کردن واقعیّات و آرمان ها و ارزش های عالی انسانی به انسان مورد تربیت است که آن هم باید به صورت تدریجی انجام پذیرد.
    ثانیّأ، این انتقال یا گردیدن بدون آگاهی صحیح از وضع روانی انسان های مورد تعلیم و تربیت میسّر نیست. آگاهی از ویژگی های روانی، استعدادهای ذاتی و نقاط ضعف و قوّت انسانی، این امکان را به تعلیم و تربیت می دهد که فرایند گردیدن را متناسب با اوضاع روحی و روانی او در شرایط و سنین مختلف سازماندهی نماید و حتی در برخی موارد، از نیروهای درونی انسان به عنوان عاملی محرّک و نیروبخش برای پیشبرد اهداف تربیتی، بهره برداری نماید.
    ثالثأً، هر حقیقت شایسته برای فراگیری یا گردیدن، باید به گونه ای ارائه شود که متعلّم، آن را یکی از پدیده های منبعث از ذات خود احساس کند، همچنان که غذا و آب را ضرورتی برای احساس ذاتی گرسنگی و تشنگی خود قلمداد می کند. اگر تعلیم و تربیت غیر از این باشد، یعنی در راستای نیازهای درونی او نباشد، یا آن را نمی پذیرد و یا پس از پذیرش جبری آن، به تدریج درصدد سرکوب آن برمی آید (حیدری ، ۱۳۸۵، ص۱۲۹).
    ساده ترین برداشتی که از «حیات معقول» به ذهن متبادر می گردد، زندگی است که بر مبنای عقلانیّت بنا شده است. منظور از عقلانیّت از دیدگاه علاّمه ی جعفری عبارتست از:
    « تفکّر هدفدار با انطباق بر قوانینی که صحّت آن ها اثبات شده است. به عبارت دیگر، هر قضیّه ای پیش از اثبات شدن، مادّه ای است برای تعقّل و پس از اثبات، قانونی است که تعقّل باید بر طبق آن حرکت کند» (جعفرى، ۱۳۷۹، ص ۵۳).
    امّا عقل خود به تنهایی یک فعّالیت ذهنی است و هنگامی می تواند به قانون پذیرفته شده تبدیل شود که واجد عنصر دیگری باشد و آن عنصر چیزی نیست به جز «هدف». پس تعقّل، آن فعّالیت ذهنی است که پس از احراز و تشخیص «هدف» به کار می افتد. برای همین است که تفکّر هدفدار و عقلانی بارها در قرآن توصیه شده است[۷].
    در اینجا وظیفه ی تعلیم و تربیت به عنوان زمینه ساز «حیات معقول» این است که اوّلا، مهارت های لازم برای تعقّل را به افراد آموزش دهد و ثانیّأ، متعلّمان خویش را در تشخیص اهداف متعالی زندگی یاری نماید. بدین منظور، تعلیم و تربیت باید به انسان ها کمک کند که از مرحله ی احساسات یا همان حیات طبیعی، به مرحل ی تعقّل یا حیات معقول حرکت کنند.
    علاّمه ی جعفری در این باره اعتقاد دارد که اگر بتوانیم برای انسان مراحلی از بلوغ را تصوّر کنیم، مهم ترین مرحله ی بلوغ او همان دوران انتقال از احساسات به دوران تعقّل است. اگر تعلیم و تربیت به تقویت فعّالیت های عقلانی فرد نپردازد، نوعی احساس پوچی و بی اهمّیتی نسبت به زندگی در درون او بروز می کند. بنابراین، انتقال از زندگی مبتنی بر احساسات به زندگی مبتنی بر تعقّل، نیاز به رهبری بسیار ماهرانه ای دارد؛ زیرا همان گونه که کم توجّهی به عقلانیّت، منجر به تعلیم و تربیت سطحی می گردد، تأکیدافراطی بر تعقّل می تواند ریشه ی احساسات را بخشکاند. در اینجا وظیفه ی معلّمان و مربّیان این است که با حفظ تعادل و توجّه به شرایط روحی و روانی متعلّمان، امتیازات تعقّل و ضرورت مراعات احکام آن را به آن ها گوشزد نمایند) حیدری، پیشین، ص۱۲۷).
    نکته ی ظریفی که در اینجا وجود دارد توجّه به شرایط و موقعیّتی است که فرایند انتقال از مرحله ی تکیه بر احساسات به مرحله ی تعقّل، در حال انجام است. گاهی اشاره به خطاهایی که از تکیه ی مطلق بر احساسات و کوتاهی ورزیدن در فعّالیت های تعقّلی، گریبان گیر انسان می شود، مؤثّر است. در برخی موارد، تبیین محاسن خردورزی در ارتباط با واقعیّات تأثیر بیشتری دارد. گاهی نیز بیان روش عقلانی شخصیت های بزرگ و نیز بیان داستآن های معقول و استخراج نتایج تعقّل از آن ها اثربخش خواهد بود. با توجّه به چنین راه کارهایی می توان به گذر از مرحله ی احساسات به تعقّل امیدوار بود.
    امّا وظیفه ی دیگری که در زمینه ی تحقّق ایده ی حیات معقول، بر عهده ی تعلیم و تربیت می باشد، تبیین «هدف نهایی تربیت» برای متعلّمان است. بنابر تعالیم عالیه ی اسلام، هدف غایی از خلقت انسان «عبادت» است و حقیقت عبادت آن است که انسان خود را در برابر ربّ خویش، در مقام مملوکیت و مربوبیّت قرار دهد. پس می توان گفت: «عبودیّت» هدف غایی تربیت اسلامی است و تربیت اسلامی باید با تبیین این هدف، متعلّمان را به خردورزی در این زمینه رهنمون شود (باقرى، ۱۳۷۸، ص ۶۰).
    با دقّت در مباحث مطروحه، مشخص می گردد که دین مبین اسلام چه جایگاه مهمّی برای تعقّل و عقلانیّت در نظر گرفته و به تبع آن، مقوله ی «عقلانیّت» چه اهمّیتی در تربیت اسلامی پیدا می کند. این در حالی است که برخی دیدگاه های غربی، به ویژه فلاسفه ی تحلیلی مخالف با تربیت دینی، این گونه تربیت را فاقد عنصر عقلانیّت می دانند و ادّعا می کنند که تربیت دینی گاه با حذف کامل عقلانیّت از فرایند تربیت، عملا به تلقین می پردازد

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

    که این کاملا با اصول تعلیم و تربیت لیبرال در تضادّ است.
    امّا واقعیّت این است که تربیت اسلامی عمدتأ بر روش های تربیت عقلانی استوار است؛ روش هایی که توازن عقل را حفظ کرده (تزکیّه) و قدرت استدلال را افزایش می دهد (حکمت). پس پرورش عقلانیّت در تربیت اسلامی هم وسیله است و هم هدف؛ از این رو، ادعاهای مطرح شده در مورد عقلانی نبودن تربیت اسلامی، یا از عدم شناخت و احاطه ی کامل بر تربیت اسلامی ناشی شده است و یا از مشاهده ی مواردی که تربیت دینی به دست افراد ناآگاه و به شیوه ای نادرست انجام گرفته است.

    ۳-۵)زیبا شناسی و هنر از دیدگاه علاّمه ی جعفری

    زیبا شناختی به معنای وسیع کلمه نظریه ای است در باب زیبایی که در آن هر دو معنای جلوه ی زیبایی یعنی زیبایی طبیعی و زیبایی هنری مطرح است. چیستی زیبایی همانند چیستی هنر بر کسی شناخته شده نیست، جزء این که در عمق وجود و فطرت انسان نهفته است امّا همیشه جهان و موجوداتش را با چشم زیبایی و زشتی نگاه نمی کنند؛ بنابراین، زیبایی، نقشی اساسی در زندگی هر انسانی دارد. به دلیل همین نقش و تأثیری که زیبایی بر تمام انسان ها و در تمام جنبه های زندگی آن ها دارد، فلسفه علاقمند است به بررسی آن بپردازد.
    به جز فلسفه هیچ علمی نمی تواند آن را بررسی کند؛ چرا که زیبایی چیزی نیست که بتوان آن را دید. در آزمایشگاه آزمایش کرد و یا فرمولی بر آن به دست آورد و فلسفه در پی آن است که زیبایی و امور زیبا را خوب بشناسد و حقیقت و ویژگی های آن را تعیین کند و اگر ممکن شد، اصول و قواعد زیبایی را در اختیار همگان قرار دهد و علاّمه از جمله فلاسفه ای است که به زیبایی مانند همه ی حیطه های دیگر فلسفه، با بنیادی ترین پرسش ها درباره ی چیستی آن نظر داشته است و ضمن تأکید به اهمیّت آن در آموزش، در رابطه با امر تعلیم و تربیت به تحلیل بنیادی آن پرداخته و در واقع، نشان داده که او نیز همانند برودی (۱۹۷۷-۱۹۹۴) معتقد است: باید فلاسفه، زیبا شناسی را به عنوان بخشی از آموزش و پرورش بنیادی، معرفی کنند و معنای آن را گسترده تر از آن چه به نظر می رسد درک و تبیین نمایند.
    (نوروزی و متقی، ۱۳۸۸، ص۱۱۰).
    به زعم کانت، « زیبایی آن نیست که لذّتی بیافریند رها از بهره و سود، بی مفهوم و همگانی، که چون غایتی بی هدف باشد، زیبا شناسی مدرن همان ارزشی را داراست که فرمول نسبیت انیشتین دارای آن است» (زایس، ۱۳۶۳، ص۲۸).
    به بیان علّامه، زیبایی نمودی است نگارین و شفّاف که بر روی کمال کشیده شده است و کمال عبارت است از قرار گرفتن یک موضوع در مجرای بایستگی ها و شایستگی های مربوط به خود و همان نظم عالی است که روح انسانی آن را در عالم هستی بخصوص در نمودهای زیبا در می یابد (جعفری، ۱۳۶۹ ، ص۱۸۳).
    این کمال، هم شامل قطب عینی زیبایی می شود که عبارت است از هماهنگی واحد هایی که یک مجموعه ی زیبا را تشکیل داده اند و هم شامل قطب ذهنی تماشاگر می شود که عبارت است از داشتن کمالی به نام استعداد زیبا جویی و زیبا یابی. این تعریف از زیبایی با مفهوم کمال به طور ضمنی در ارتباط با ادراک درک کننده است و هر اندازه که احساس ناموزون و مغایر باشد به همان نسبت از کمال دورتر است (وایتعهد، ۱۳۷۱ ، ص۶۷۸).
    وی در بحث زیبا شناسی، ابتدا آن را به دو نوع زیبایی محسوس و معقول تفکیک می کند و زیبایی معقول را مربوط به خود روح انسان می داند که ناشی از شکوفایی روح انسان بوده و بوسیله ی عدالت، احساس لزوم حق شناسی، احساس خالص و ناب تکلیف، عدالت گر این برخورداری از آزادی در مسیر خیر و کمال و احساس یگانگی با انسان ها حاصل می شود و در مقابل، زیبایی محسوس با دو قطب ذاتی و عینی، عبارت است از نمودی زیبا، آراسته و شفّاف، که باعث انبساط خاصّ روانی می گردد (جعفری، ۱۳۶۹، ص ۱۸۳).
    قطب عینی زیبایی همان پدیده یا نمودی است آراسته و شفّاف که در جهان عینی بر روی کمال (نظم عالی هستی) کشیده شده است و قطب ذاتی آن استعداد یا بعد زیبا یابی انسان است که بوسیله ی آن، انسان زیبایی ها را دریافته و از آن ها با نشاط و انبساط متأثّر می گردد (پیشین: ۱۱۹).
    زیبایی در معنای والای خود در عالم هستی به طور جدّی مطرح است، چنان که ذوق و استعداد زیبا جویی و زیبا یابی یکی از اساسی ترین خواسته های فطری انسانی بوده و از آن مهم تر، غایت و هدف های نهایی جهان هستی است (وایتهد، ۱۳۷۱، ص ۷۰۴).
    از این گذر که به زیبایی نظر شود بخش گسترده ای از دریافت های انسان را در بر می گیرد؛ چرا که در نظر علّامه، همه ی حقایق در ارتباط هستند که البتّه هم شامل زیبایی معقول و هم زیبایی محسوس می گردد. در معنای کلّی، زیبایی معقول و محسوس در کنار هم، زیبایی هایی مانند عدالت و حکمت و عفّت و شجاعت و دانستن را در بر می گیرد وتعالی می یابد و در این معنای کلّی است که در نظام جامع تعلیم و تربیت ضرورت تربیت زیبا شناختی را مطرح می کند، و گرنه صرف زیبایی محسوس علیرغم ارزشمندی احتیاج به آموزش ندارد و حیطه ی قدرت آن در آموزش محدود است.
    این دیدگاه عمیق و گسترده در رابطه با زیبایی بر اساس یک انسان شناسی خاصّ الهی با هدفی ویژه مانند دستیابی به حیات معقول ارزشمند بوده و موضوعی آموزشی و تربیتی است، چرا که انسان شناسی محدود نمی تواند باعث شناخت فیلسوف از این توانایی و استعداد و گرایش انسان شود و درک این معنا در شناخت اصالت انسان نهفته است (جعفری ، ۱۳۷۰، ج۱، ص۱۲۱).
    علاّمه معتقد است زیبایی نمودین نگارین است که بر روی کمال کشیده شده و قرار گرفتن یک موضوع در مجرای بایستگی های خود کمال نام دارد، البته در غیر مواردی که موجود زیبا دو بعدی باشد مانند انسان که امکان دارد با داشتن صورت زیبا، زشت ترین درون را دارا بوده باشد. طبق این تعریف حتی زیبایی های محسوس نشانی از کمال دارند زیرا یک پدیده ی زیبا اجزایی دارد که حتماً دارای تناسب و قانونمندی هستند؛ مثل یک گل زیبا و اگر انسان به طور فطری گرایش به زیبایی نمی داشت آنان را درک نمی کرد و این دریافت درونی خود یک کمال ذاتی برای انسان می باشد، همچنین اگر پدیده ای زیبا نباشد انسان از آن لذّت نمی برد، حتّی اگر به ظاهر زیبا باشد، امّا در واقع زشت باشد وقتی آدمی پی به درونش می برد دیگر
    از آن لذّت نمی برد، این امر در زیبایی های معقول به خوبی آشکار است(گلی زواره ای، ۱۳۷۸، ص ۳۴۳).
    علاّمه جعفری هر چیزی را تنها وابسته به امور عینی نمی داند و ساختمان وجودی انسان را که از آن زیبایی خوشش می آید به عنوان قطب دیگر مطرح می کند، به عقیده ی وی احساس لذّت ازامور زیبا بیانگر آن است که مغز و روان انسان در ادراک زیبایی ها نقش اساسی دارد و نیز در برخورد با امور زیبا به تفسیر و تحلیل آن ها پرداخته و در این حال از امور درونی خود بهره می گیریم یعنی خواسته ها و ابعاد درونی را در تفسیر زیبایی ها دخالت می دهیم، به علاوه برخی زیبایی ها حسّی نمی باشند تا به طور عینی قابل درک باشند بلکه زیبایی معقول هم داریم که هیچ گاه نمی توانیم برای آن جنبه ی عینی و برون زایی قایل شویم (پیشین).
    نکته ی قابل توجّه این که علاّمه ی جعفری نشان می دهد که انسان از راه شناخت زیبایی ها و هنر آفرینشش پی به اسرار خلقت برده و عبودیت و شخصیّت او تکامل خواهد یافت. وی در چهار محور اصلی، زیبا شناسی را مورد توجّه قرار داده است:
    ۱) ارزش، به معنی قیمت و سنگینی و اهمّیت و به اصطلاح «value» یا مطلوبیت «desirabilityu» که فی نفسه دارای حقیقت عینی نیست.
    ۲) لذّت، به معنی کسب شوق و کام جویی و رسیدن به اوج خوشی و خوشگذرانی «pleasure» یا خوشی درونی که هر انسان ساده دلی آن را خیر و کمال تلقّی می کند.
    ۳) تعصّب، و شگفتی یا حیرت که معادل های آن در زبان انگلیسی عبارتند از: «,wonderin wonder,a mas astonishment, surprise » توقّف ذهنی در روی شئ یا مخلوقات و اشتغال و حیرت فکر و اندیشه برای پیدا کردن پاسخ.
    ۴) عالی، یعنی بالاترین و دلنشین ترین موجود ممکن که معادل انگلیسی آن superiority , highest superior , که بالاتر از آن در طبیعت وجود ندارد.
    علاّمه اوصاف زیبایی را بدین شکل تفهیم کرده است( مداح، ۱۳۷۹، ۴۱۹).
    علاّمه ی جعفری هنر را به عنوان بستر اجتماعی تعلیم و تربیت و زمینه ساز آموزش با نقش و کارکرد ابزاری و هم به عنوان هدف در این دیدگاه مطرح می کند. هنر از دیدگاه علاّمه، عامل تعالی انسانیّت بوده و این گونه تعریف می شود؛ هنر نمودها و جلوه های بسیار شگفت انگیز و سازنده ی حیات بشری است که حاصل از حسّ زیبا شناختی در انسان و یک نوع تجسّم از واقعیّت است و به نوعی محصول فکری بشر و برای تنظیم و بهره برداری از حیات جامعه قلمداد می شود (جعفری، ۱۳۶۹، ص ۲۱).
    در این بحث، برای تبیین هنر، از چهار دیدگاه و نگرش مختلف (علمی، نظری، فلسفی و مذهبی) استفاده می کند و با نقد و بررسی آن ها، ایده «هنر برای انسان در حیات معقول» را مطرح می کند، یعنی «هنر» چه با نظر به نبوغ خود هنرمند و چه با نظر به جامعه ای که از اثر هنری برخوردار می شود، ارزشمند است، مشروط به این که با هدف هموار کردن زمینه ی «حیات معقول» بوجود آمده باشد.
    وی معتقد است تجلّی زیبایی در یک ارزش هنری نمود می یابد و ارزش یک اثر هنری در دیدگاه علاّمه به نیرویی بستگی دارد که محتوای عاطفی را شکل داده و آن را در دسترس قرار می دهد؛ چرا که پیش از هر چیز صرفاً می خواهد آن چه از محتوای عاطفی جهان، استنباط کرده، شکل و تجسّم ببخشد و راز گشایی نماید. در این بیان، هنر یک تقلید نیست، بلکه کشف واقعیّت و کسب معرفت و حرکت به سوی تکامل و حیات معقول است و نوعی معرفت و دستیابی به آن با تربیت زیبا شناختی امکان پذیر است و نکته ی مهم اینکه هدف آن وارد نمودن حقیقتی سودمند به جریان زندگی مردم بوده است (نوروزی و متقی، ۱۳۸۸، ص ۱۱۸).
    آن چه در بحث زیبا شناسی مورد نظر علاّمه است، شامل تمام جنبه های تعلیم و تربیت و در همه ی حوزه های یادگیری می باشد و در واقع وی کاملاً تربیت زیبا شناختی را از تربیت هنری که شامل آموزش می داند. آن چه علاّمه در تربیت زیبا شناختی دنبال می کند، تربیت درک کنندگان خلّاق و خود جوش است و در این درک کردن، به حالات درونی و شناخت عمیق اشاره دارد و نه صرفاً آگاهی از آن یا درباره آن ها. از اینرو، با قرار دادن افراد در معرض این تجربیات به شیوه ی خویشایند، تجربه ی پایدار و فرایند مداوم یادگیری و پیشروی در خط کمال و راه حیات معقول که علاّمه به دنبال آن بود، حاصل می شود. او در پی ارائه یک نظام تعلیم و تربیتی است که در آن، مربّیان و معلّمان دانش آموزانی را از طریق زیبا شناسی به لذّت عقلانیّت رهنمود و برای تجربه ی حیات معقول اماده سازند و رسیدن به این تربیت زیبا شناختی مستلزم آن است که تجربیات زیبا شناختی در آموزش نقش محوری داشته باشند (پیشین: ۱۲۰).
    علاّمه معتقد است که با آموزش زیبایی می توان به حقیقت رسید و زیبایی واقعی همان تقرّب به ذات اقدس تبارک و تعالی و اطاعت از دستورات الهی و تزکیه نفس و انتخاب راه حقّ و مبارزه و درهم شکنی باطل و اشاعه ی شجاعت و دلاوری و آزادی بیان و عقیده و بر افراشتن پرچم عدل و عدالت بر تارک جهان و ستیزه جویی با کفر و الحاد و مفاسد اجتماعی و شفّاف ساختن انگیزه های دینداری و پرستش خدایان و حاکم ساختن آوای طنین انداز حکومت عدل و انصاف و بیداری «وجدان» در قلب انسان های گمراه و مصیبت زده است.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۳-۶)جمع بندی

    علاّمه ی جعفری به عنوان یک فیلسوف و یک متفکّر در جامعه مطرح است. فرق یک فیلسوف با دیگران در این است که پرسش های تازه ای را مطرح می کند و یا این که تلاش می کند به سوالاتی که در گذشته وجود داشته پاسخ های جدید بدهد و اگر هم یک فیلسوف یا متفکّر در برخی اززمینه ها، بعضی از پرسش های جدید را مطرح نکند، امّا این توفیق را داشته باشد که به پاسخ های جدید برسد، مقام او از نظر تفکّر مقام والایی است. علاّمه ی جعفری ازآن جا که دایره ی مطالعاتش بسیار وسیع بود، شخصیّت علمی و فکریش نیز دایره ی وسیعی را شامل می شد. وی مباحث متنوّعی در زمینه های گوناگون عنوان کرده اند و به بحث و گفتگو پرداخته اند و در هر قلمرو ی که وارد شده، کوشیده که از منظر جدیدی به آن نگاه کند. وی در باب فلسفه و هدف زندگی، حیات معقول نگاه جدیدی داشته و نظریات جدیدی را مطرح می کند. نکته ی حایز اهمیّت این است که اگر به تاریخ تفکّر غرب دقت کنیم می بینیم که از زمان افلاطون تا به امروز، خصوصاً چهار، پنج قرن اخیر و مشخّصاً از رنسانس به بعد، بویژه دو قرن اخیر، بسیار جدّی و به طور اساسی به فلسفه سیاست پرداخته شده و آثار متنوّع و آراء و نظریات گوناگونی بوجود آمده، امّا با رجوع به تفکّر فلسفه اسلامی در می یابیم که سوالات بسیاری هست که مورد توجّه واقع نشده، یا در زمینه های گوناگون دیگر، مانند فلسفه هنر، فلسفه علم، فلسفه تاریخ، فلسفه اخلاق و به طور کلّی به فلسفه های مضاف چندان توجّهی نشده است. لیکن در عصر حاضر علاّمه ی جعفری (همانند مطهری و طباطبایی) از شخصیّت برجسته ای برخوردار است که شاید به آن توجّهی نداشته اند. برای مثال در فلسفه هنر و زیبایی اگر به آثار فلسفی و فکری زمان خود مراجعه کنیم یک اثر جامع که بتواند از آن یک نظر و یک تئوری بدست آورد، دیده نمی شود. در بحث فلسفه تاریخ، مانند مباحث مربوط به فلسفه حقوق که امروزه بسیار مورد توجّه و نیاز جامعه ی ماست، کند وکاوی صورت نگرفته است و نکته ی مهم این است، البته کسانی هستند که برخی از مسایل جدید را عنوان کرده اند امّا چون پشتوانه ی بسیار قوی و بسیار عمیق نداشته اند و با مبانی و اصول تفکّر چندان آشنا نبودند، گاهی به جای ازبین بردن یک معضل، معضلات فراوان دیگری را می آفریدند. در حالی که با دقّت در اندیشه های علاّمه ی جعفری با مباحث جدید در زمینه ی انسان شناسی، فلسفه، کلام جدید و فلسفه تاریخ، عرفان و زیباشناسی و هنر آشنا می شویم.
    فصل چهارم
    بررسی دیدگاه های فقهی علاّمه ی جعفری

    ۴- بررسی دیدگاه های فقهی علاّمه ی جعفری

    با وجود آن که علاّمه ی جعفری به طور وسیع و به شیوه ای دقیق و عمیق مسایل فلسفی و کلامی را مورد بحث و بررسی قرار داده و در این مقوله به مسایل و مطالب تازه ای دست یافته و متوجّه زوایای خاص گردیده که دیگران از آن غفلت داشته اند و در واقع می توان او را صاحب نظر در حکمت نظری دانست امّا از پژوهش در مباحث فقهی غافل نبوده است. علاّمه ی جعفری اجازه ی اجتهاد خویش را در سنین جوانی از مراجع بزرگ و صاحب نام حوزه و از جمله اجتهاد عالی را از محضر آیت الله خویی دریافت داشت و از همان ابتدا نیز در امر استفتاء، طرف مشورت بزرگانی چون حضرت آیت الله میلانی و دیگر اعاظم حوزه بوده اند امّا فروتنی و تواضع علمی آیشان سبب گردید که اکثر مردم ازتفحّص فقهی آن فقیه متفکّر بی اطّلاع باشند در حالی که جلسات فقهی بسیار تخصصی و سطح بالای وی از جلسه های فلسفی کمتر نبوده است و در سایه ی این نشست های علمی بسیاری از چهره های صاحب نام فقهی معاصر ازدیدگاه های علاّمه ی جعفری بهره برده اند. در واقع هر چند علاّمه غالباً به فلسفه و علوم انسانی پرداخته و آثاری را که از خود بر جای نهاده اکثراً در چنین زمینه هایی است ولی اهمیّت فقه هیچ وقت از نظرش دور نبوده است و پس از پایان تحصیلات در حوزه ی نجف و نیل به مقام اجتهاد احساس نمود که خلاء فکری جامعه در زمینه ی علوم انسانی است. با این همه در زمینه ی برخی مسایل فقهی تحقیقاتی عالی نموده و در مباحثی که مطرح کرده استقلال فکری خود را حفظ نموده است. با توجّه به این مطلب در این فصل سعی داریم به بررسی دیدگاه های فقهی علاّمه بپردازیم.

    ۴-۱)علاّمه ی جعفری استاد فقه

    باید توجّه داشت علاّمه اگر چه در میان دانشجویان و حوزویان چهره ای فلسفی و احیاناً ادبی و عرفانی داشت، مع الوصف یک مجتهد جامع الشّرایط بود و از بیست و سه سالگی به فتوای خود عمل می کرد. نکته ی شایان ذکر این که استاد اجازه ی اجتهاد خود را در سنین بسیار پایین عمر از آیت الله خویی دریافت داشت. خفض و تواضع علمی و فقهی ایشان در حدی بود که اکثر مردم اساساً ازتفحّص فقهی ایشان بی اطّلاع بودند، در حالیکه شاگردان استاد شاهد و ناظر جلسات فقهی بسیار تخصّصی و سطح بالایی بوده اند که در خلال آن ها بسیاری از چهره های جا افتاده و صاحب نام فقهی معاصر از دیدگاه های فقهی علاّمه بهره می جسته اند (رشاد، ۱۳۷۷ ، ص۴۳۶).
    نصری می گوید: «گاه اتفاق افتاده است که ایشان مشغول بحث و تحقیق در یک مسئله ی فقهی بوده اند. دقّت در تحقیق، موجب شده تا گفته شود: ایشان عمرش را در فقه صرف کرده است» (نصری، ۱۳۸۹ ص۶۷).
    فیضی می گوید: ارزش فقاهتی علاّمه موقعی بیشتر عیان می گردد که بدانیم زمانی که حقوق بشر بصورت دستاویزی سیاسی، توسط استکبار برای برخورد با مسلمین درآمده بود. ایشان کتاب ارزشمند «حقوق بشر از دیدگاه اسلام» را نگاشت و سخنرانی فوق العاده جذّابی در «مانیل پایتخت فیلیپین» ایراد کرد. بیانات علاّمه در آن محفل، آن چنان بر حاضران مؤثر واقع شد که هم در حین سخنرانی وهم پس از آن به شدّت نسبت به ایشان ابراز احساسات کردند و پس از پایان کنفرانس به سوی ایشان آمده و تک تک دست دادند» (فیضی تبریزی، ۱۳۸۰، ص ۲۹۸).
    با این همه علاّمه در زمینه ی برخی مسایل فقهی نظیر«طهارت اهل کتاب»، «عدم انحصار مواد زکات نه گانه»، «قاعده ی لاضرر» و «حجّیت علم قاضی» و ده ها مساله ی دیگر آراء خاص خود را دارد.
    علاّمه در رابطه با فقه و اصول، تقریرات دو دوره اصول آیت الله خویی گذرانده است که جزواتش در نجف دست به دست می گشته است. خود علاّمه می گوید: «امّا کارهایی که در فقه و اصول انجام داده ام، تقریرات دو دوره اصول را که خدمت آیت الله خویی بودم، نوشتم که جزواتش در نجف به دست دوستان می گشت. اکنون هم، بعضی از جزواتش پیش من نیست. از این میان، بحث «الامر بین الامرین» چاپ شد که اوّلین نگارش من به زبان عربی است. در فقه هم رساله ی «رضاع» را نوشتم و حواشی کم و بیش نیز بر بعضی از ابواب فقه دارم» ( جعفری، ۱۳۶۶، ص۲۰).

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:51:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی مقایسه ای پروفایل پروتئینی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس- قسمت ۳۳ ...

     

    • گلیسرول (Glycerol reagent grade): 12 میلی­لیتر
    • تخم مرغ تازه: ۱۰۰۰ میلی­لیتر
    • مالاشیت گرین ۲%: ۲۰ میلی­لیتر
    • آب مقطر: ۶۰۰ میلی­لیتر

     

    ۳-۲-۲٫ طرز تهیه محیط کشت

      • پس از مخلوط کردن مواد فوق، محلول به مدت ۳۰ دقیقه در ۱۲۱ درجه سانتی ­گراد اتوکلاو ­شد.
      • پس از سرد شدن محصول در دمای اتاق، ۲۰ میلی­­لیتر از مالاشیت گرین اتوکلاو شده و تازه تهیه شده به آن اضافه ­گردید.
      • برای تهیه این محیط از تخم مرغ­های تازه­ای که بیشتر از یک هفته از عمر آن نگذشته بود، استفاده گردید. ابتدا با یک برس و یک محلول صابونی ۵ درصد روی پوسته تخم مرغ ها کاملا” سائیده شد تا تمیز گردند، سپس تخم مرغ­ها در محلول صابونی ۵ درصد به مدت ۳۰ دقیقه غوطه ور گردیدند. بعد از شستشو با آب، از اتانول ۷۰ درصد برروی تخم مرغ­ها اسپری گردید و به مدت ۱۵ دقیقه تخم مرغ­ها در این وضعیت قرار گرفتند. بعد از شستشو و ضد عفونی کردن دستها با الکل ۷۰ درصد محتویات تخم مرغ را یکی یکی داخل فلاسک استریل شکسته و با تکان­های دست یکنواخت و هموژنیزه ­شدند. تخم مرغ­های هموژنیزه را با یک گاز ۴ لایه استریل فیلتر کرده و داخل یک ارلن استریل ریخته ­شد سپس ۱۰۰۰ میلی­لیتر از تخم مرغ به محلول تهیه شده اضافه گردید.

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
    • مخلوط حاصل با دست تکان داده شد و برای اختلاط کامل، از دستگاه همزن استفاده گردید.
    • در شرایط استریل مقدار ۶ الی ۸ میلی­لیتر از محیط کشت در لوله­های آزمایش در پیچ­دار ریخته ­شد و محیط­ها در دستگاه پخت محیط یا کواگولاتور بصورت Slant (شیب دار و مایل) قرار گرفتند تا به مدت ۵۰ دقیقه در دمای ۸۵ درجه سانتی ­گراد پخته شوند.
    • محیط­های آماده و پخته شده به مدت ۴۸ ساعت با در نیمه باز (شل) جهت کنترل در انکوباتور ۳۷ درجه سانتی ­گراد قرار ­گرفت، در صورت عدم آلودگی درب لوله­ها محکم ­گردید.

    ۳-۲-۳٫ آلودگی­زدایی و تغلیظ نمونه­ها
    برای آلودگی­زدایی نمونه­ها از روش N – استیل-L – سیستئین – هیدروکسید سدیم (NaOH-NALC) استفاده ­گردید.
    اصولا هیدروکسید سدیم، یک ماده آلودگی­زدای شدیدا سمی می­باشد، که بعنوان یک امولسیون کننده هم عمل می­ کند. افزودن ماده موکولیتیک N – استیل-L – سیستئین (NALC) ، غلضت هیدروکسید سدیم را کاهش داده و زمان لازم برای عمل آلودگی­زدایی را کوتاه می­ کند. بنابراین در به دست آوردن اکثر، باسیل مقاوم به اسید کمک می­ کند .(Forbes B.A and Hicks K., 1993)
    مواد مورد نیاز

    • محلول­های سیترات سدیم (۹/۲ % یا ۱/۰ نرمال)
    • سود (۴% یا ۱ نرمال)
    • بافر فسفات ۰۶۸/۰ مولار با ۸/۶ pH= : که مخلوطی به میزان مساوی از محلول­های Na2HPO4 و KH2PO4 است.
    • محلول NaOH-NALC : که مخلوطی از سیترات سدیم، سود و NALC است که تازه استفاده می­ شود.

    ۳-۲-۳-۱٫ آماده ­سازی محلول­ها
    تهیه سیترات سدیم ۹/۲ درصد (۱/۰ مولار)

    • ۴/۲۹ گرم سیترات سدیم بدون آب به یک لیتر آب مقطر استریل اضافه ­شد و ۱۵ دقیقه در دمای ۱۲۱ درجه سانتی ­گراد اتوکلاو ­گردید.

    تهیه سدیم هیدروکسید ۴ درصد (یک نرمال)

    • ۴۰ گرم سود در مقدار کمی آب مقطر حل ­شد، حجم نهایی به ۱ لیتر ­رسید.
    • در مرحله بعد ۱۵ دقیقه در دمای ۱۲۱ درجه سانتی ­گراد اتوکلاو ­گردید.
    • در صورت مشاهده هر نوع کدورت و اشکال توده­ای، محلول غیر قابل استفاده خواهد بود.

    بافر فسفات ۰۶۷/۰ مولار pH=6/8

    • استوک قلیایی: برای تهیه دی سدیم فسفات ۱۵ مولار (Na2HPO4) در یک فلاسک مدرج ۴۷/۹ گرم Na2HPO4 بدون آب اضافه ­شد سپس با کمی آب مقطر حل ­گردید و بعد از انحلال کامل، حجم نهایی با آب مقطر به ۱۰۰۰ میلی لیتر ­رسید.
    • استوک اسیدی: برای تهیه مونو پتاسیم فسفات ۱۵ مولار (KH2PO4) در یک فلاسک مدرج ۰۷/۹ گرم KH2PO4 اضافه ­شد سپس با کمی آب مقطر حل گشته و بعد از انحلال کامل، حجم نهایی با آب مقطر به ۱۰۰۰ میلی لیتر ­رسید.
    • به میزان مساوی از هر دو استوک با یکدیگر مخلوط ­شد و در دمای ۱۲۱ درجه سانتی ­گراد بمدت ۱۵ دقیقه اتوکلاو ­گردید.

    ۳-۲-۴٫ روش کار کشت

    • در یک لوله سانتریفوژ ۵۰ میلی­لیتری یک حجم از محلول NaOH-NALC به حجم مساوی از نمونه اضافه ­گردید.
    • در مرحله بعد لوله­ها توسط ورتکس مخلوط ­شد (زمان اختلاط نباید از ۳۰ ثانیه بیشتر می­شد زیرا NALC در حضور اکسیژن ناپایدار بوده و فعالیت خود را از دست می­داد).
    • لوله­ها جهت عمل دکانتامیناسیون (۲۰ الی ۲۵ درجه سانتی ­گراد) به مدت ۱۵ دقیقه در دمای اتاق قرار ­گرفتند.
    • پس از سپری شدن زمان مذکور، مخلوط با آب مقطر استریل یا بافر فسفات به حجم نهایی ۵۰ میلی لیتر ­رسید (با این رقیق سازی، عمل NaOH متوقف شده و از چسبندگی و ویسکوزیته مخلوط کاسته می­ شود).
    • در لوله­ها محکم بسته ­شد، چند بار وارونه ­گردید تا محتویات داخل لوله­ها کاملا” مخلوط و یکنواخت گردند.
    • لوله­ها در rpm 3000 به مدت ۱۵ الی ۲۰ دقیقه سانتریفوژ ­شدند.
    • مایع رویی به یک ظرف محتوی محلول آلوده­زدا حاوی یک ماده ضدعفونی کننده نظیر فنل ۵ درصد منتقل ­گردید.
    • به رسوب حاصل، بافر فسفات اضافه ­شد و توسط پی­پت پاستور استریل قسمتی از رسوب را برداشته به محیط کشت انتقال داده شد.
    • باقیمانده رسوب را روی لام برده، یک گسترش به طول ۱ تا ۲ سانتی­متر ایجاد ­گردید.
    • نمونه­­ها در ۴ لوله حاوی محیط لونشتاین جانسن دار
      ای گلیسرول و لونشتاین جانسن بدون گلیسرول دارای پیرووات کشت داده ­شد. (۲ لوله قبل از عمل دکانتامینه و ۲ لوله بعد از عمل دکانتامینه) درب لوله­ها را نیم پیچ باز ­گذاشته سپس لوله­ها را در انکوباتور۳۷ درجه قرار داده بعد از دو هفته درب لوله­ها را سفت کرده و به مدت ۲ ماه در ۳۷ درجه سانتی ­گراد نگهداری کرده و هر هفته لوله­ها بررسی ­شدند.

    ۳-۲-۴-۱٫ محیط کشت حاوی تیوفن ۲- کربوکسیلیک اسید هیدرازید

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:50:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      معناشناسی واژگان قرآن در روایات اهل بیت- قسمت ۸ ...

    فی تفسیر على بن إبراهیم قوله: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» قال: ذلک أمیر المؤمنین علیه السلام، و معنى یشرى نفسه یبذلها. [۳۰۰]
    در تفسیر على بن ابراهیم آمده است: مصداق آیه، علی(ع) است و معنای فروختن نفس، جانفشانی و بذل آن است.
    جنانچه معروف است شراء در اصل به معنای فروختن میباشد، به نظر میرسد در اینجا مجازا به معنای بذل بکار رفته است.

    لمس:

    فی مجمع البیان و إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى‏ … أو لا مستم النساء المراد به الجماع. [۳۰۱]در مجمع البیان« و إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى‏ … » (اگر مریض باشید) و منظور از «أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ» جماع است.
    لمس در این آیه بر اساس روایت رسیده کنایه از جماع است و خداوند تعالی برای عدم استفاده از صریح لفظ آن را بکار برده است: «لمس: اللَّمْس: الجَسُّ، و قیل: اللَّمْسُ المَسُّ بالید، لمَسَه یَلْمِسُهُ و یَلْمُسُه لَمْساً و لامَسَه»‏[۳۰۲]

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

    یصدفون:

    فی تفسیر على بن إبراهیم- قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلى‏ قُلُوبِکُمْ من یرد ذلک علیکم الا الله و قوله: ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ اى یکذبون. [۳۰۳]
    در تفسیر علی بن ابراهیم «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلى‏ قُلُوبِکُم»[۳۰۴] چه کسی جز خداوند آن را بر شما وارد ساخت، و سخن خداوند «ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ» یعنی «یکذبون» به تکذیب آنان میپردازد.
    «صدف» در لغت به معنای اعراض است: «صَدَفَ عنه: أعرض إعراضا شدیدا»[۳۰۵]
    به نظر میرسد معنای تکذیب برای «صدف» از باب مجاز یا کنایه باشد: «صدف: الصُّدُوفُ: المَیْلُ عن الشی‏ء. و أَصْدَفَنی عنه کذا و کذا أَی أَمالَنی. ابن سیده: صَدَفَ عنه یَصْدِفُ صَدْفاً و صُدُوفاً: عَدَلَ. و أَصْدَفَه عنه: عَدَل به، و صَدَفَ عنی أَی أَعْرَض»[۳۰۶]

    ظلم:

    و باسناده الى أبى بصیر قال سألت أبا عبد الله علیه السلام عن قول الله عز و جل: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ» قال بشک.[۳۰۷]
    ابوبصیر نقل کرده که از امام صادق(ع) دربارهی تفسیر سخن خداوند متعال: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ» [۳۰۸]پرسیدم، فرمود: یعنی به شکّ آلوده نشده است.
    در معنای واژه «ظلم» در لغت «قرار دادن شیء در غیر از مکان و موضع خود » گفتهاند. «الظُّلْمُ: وَضْع الشی‏ء فی غیر موضِعه.» [۳۰۹]بنابراین معنای شک برای واژه ظلم میتواند از جمله معانی کنایی باشد.

    یمکرون:

    فی تفسیر على بن إبراهیم قوله … تبارک و تعالى: اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَیُصِیبُ الَّذِینَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما کانُوا یَمْکُرُونَ‏ اى یعصون الله فی السر.[۳۱۰] («اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَیُصِیبُ الَّذِینَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما کانُوا یَمْکُرُونَ»[۳۱۱] یعنی در پنهان از خداوند سرپیچی میکنند.
    با توجه به اینکه در واژه «مکر» معنای پنهان بودن هم تضمین شده است، به نظر میرسد «مکر» از باب مجاز به معنای «عصیان در خفا» به کار برده شده: «المَکْرُ احتیال فی خُفیه»[۳۱۲]

    اشده:

    فی کتاب الخصال عن عبد الله بن سنان عن أبی عبد الله علیه السلام قال: سأله ابى و انا حاضر عن الیتیم متى یجوز امره؟ قال، حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ؛ قال، قلت: و ما أشده؟ قال: احتلامه، قلت: قد یکون الغلام ابن ثمانیه عشر سنه أو أقل أو أکثر و لا یحتلم قال: إذا بلغ و کتب علیه الشی‏ء جاز امره الا ان یکون سفیها أو ضعیفا. [۳۱۳]
    خصال: عبدالله بن سنان گوید من به همراه پدرم نزد امام صادق(ع) حاضر بودم که پدرم از آن حضرت پرسید: کارها و معاملات یتیم، چه هنگام جایز است؟ فرمود: آنگاه که به حدّ بلوغ برسد. عرض کرد: بلوغ او چه وقت است؟ فرمود: وقتی محتلم شود. گفتم: گاهی پسربچّه به سنّ هیجده یا کمتر و بیشتر میرسد ولی محتلم نمیشود. فرمود: آنگاه بالغ شد و گناه و ثواب بر او نوشته شد، کارها و معاملات او درست است؛ مگر آنکه سفیه یا ضعیف باشد.
    «شده» در لغت به معنای استحکام و خلاف سستی و نرمی است: «شدد: الشِّدَّهُ: الصَّلابهُ، و هی نَقِیضُ اللِّین»[۳۱۴] به نظر میرسد از آن جهت که شخص در زمانی که به قوت و جوانیِ کامل میرسد میتوان بر کارها و معاملات او اطمینان کرد، این عبارت بدین معنا بکار گرفته شده است.

    حین:

    فی تفسیر على بن إبراهیم حدثنی أبی رفعه قال: سئل الصادق علیه السلام‏ … «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ» فقال الله لهما اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِینٍ قال: الى یوم القیمه.[۳۱۵] در تفسیر علی بن ابراهیم قمی گفته است که ابورفعه نقل کرده است که از امام صادق(ع) پرسیده شد:… «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ»[۳۱۶] پروردگارا مابر خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشایی و بر ما رحم نیاوری، از زیانکاران خواهیم بود. خداوند نیز به آنان فرمود:«اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِینٍ» از بهشت بیرون شوید که برخی با برخی دیگر مخالفت و دشمنید، زمین تا هنگام معین جایگاه شما است. حضرت فرمود: مقصود تا روز قیامت است.
    به نظر میرسد در فرهنگ عرب حین در اصل به معنای زمان بوده، ولی بر اساس این روایت خداوند آن را به صورت مجاز به معنای قیامت به کار برده است. «حین: الحِینُ: الدهرُ، و قیل: وقت من الدَّهر مبهم یصلح لجمیع الأَزمان کلها، طالت أَو قَصُرَتْ، یکون سنه و أَکثر من ذلک، و خص بعضهم به أَربعین سنه أَو سبع سنین أَو سنتین أَو سته أَشهر أَو شهرین»[۳۱۷].

    تخونوا:

    فی تفسیر على بن إبراهیم و فی روایه ابى الجارود عن أبی جعفر علیه السلام فی قول الله عز و جل: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» فخیانه الله و الرسول معصیتهما، و اما خیانه الامانه فکل إنسان مأمون على ما افترض الله عز و جل علیه[۳۱۸]. در تفسیر علی بن ابراهیم ابوجارود از امام باقر(ع) دربارهی سخن خداوند متعال: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۳۱۹] روایت کرده که خیانت به خدا و رسولش معصیت و نافرمانی کردن آنهاست؛ و خیانت در امانت یعنی اینکه هرکس بداند در مورد هر آنچه خداوند بر او واجب کرده در امان است.
    در کتب لغت خیانت به معنای خلاف امانت آمده: «الخِیَانَه و النّفاق واحد، إلا أنّ الخیانه تقال اعتبارا بالعهد و الأمانه، و النّفاق یقال اعتبارا بالدّین»[۳۲۰]در این روایت معنای مقصود از واژه خیانت در این آیه مطرح شده است.

    نسوا:

    فی تفسیر العیاشی عن جابر عن أبى جعفر علیه السلام «نسوا الله» قال: ترکوا طاعه الله «فنسیهم» قال: فترکهم.[۳۲۱]
    در تفسیر عیاشی از امام باقر(ع) نقل کرده است که فرمود: «نسوالله» یعنی اطاعت خدا را ترک گفتند، «فنسیهم» خدا هم آنان را فراموش کرد، یعنی رهایشان ساخت.
    به نظر میرسد در این روایت معنای فراموشی و نسیان در مورد خداوند مطرح شده است که در واقع همان رها کردن وم به حال خود گذاشتن است و مراد معنای حقیقی واژه نبوده بلکه مراد معنای مجازی آن است

    سائحون:

    «السائحون» روى مرفوعا عن النبی صلى الله علیه و آله انه قال: سیاحه أمتی الصیام.[۳۲۲] «السائحون» به صورت مرفوع از پیامبر(ص) روایت شده است که فرمود: سیاحت امّت من همان روزهداری است.
    معنای حقیقی «سائحون» سیاحت کنندگان است ولی در این روایت امام «روزهداران» را به عنوان معنای مجازی برای این واژه مطرح کردهاند.

    مکانه:

    فی تفسیر العیاشی عن الحسن بن أبى العلا عن ابى عبد الله علیه السلام قال: ذکر بنى یعقوب قال: کانوا إذا غضبوا اشتد غضبهم حتى تقطر جلودهم دما اصفر و هم یقولون: «فَخُذْ أَحَدَنا مَکانَهُ» یعنى جزاؤه فأخذ الذی وجد الصاع عنده.[۳۲۳]
    در تفسیر عیاشی حسن بن ابیعلاء از امام صادق(ع) روایت کرده است که نزد آن حضرت از فرزندان یعقوب یادآوری شد، فرمود: پسران یعقوب چنین بودندکه چون خشم میگرفتند خشمشان چنان سخت میگشت که خون زردرنگی از پوست ایشان جاری میشد. آنان میگفتند: یکی از ما را به جای بنیامین حبس کن و او را آزاد ساز! یوسف کسی را که جام طلا را نزد او یافتند، زندانی کردند.
    به نظر میرسد آنچه در این روایت مطرح شده از معانی مجازی واژه «مکان» باشد. «و المکان: الموضع»[۳۲۴]

    المحال:

    فی مجمع البیان «وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ» اى شدید الأخذ عن على علیه السلام. [۳۲۵]
    در مجمع البیان حضرت علی(ع) فرمود: «وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ» یعنی خداوند به شدّت مؤاخذه میکند.
    «محل: المَحْلُ: الشدّه.»[۳۲۶]
    مؤمنون:
    فی تفسیر العیاشی عن الحسن بن طریف عن محمد عن ابى عبد الله علیه السلام فی قول الله: وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ قال: الزارعون[۳۲۷].
    در تفسیر عیاشی حسن بن طریف از محمّد از امام صادق (ع) روایت کرده است در تفسیر آیهی «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» فرمود: مراد، کشاورزانند.
    معنای مؤمن معروف است و در منابع لغت به معنایی که در این روایت مطرح شده استعمال نشده است. بنابراین شاید معنای کشاورز برای مؤمن از باب مجاز باشد.

    محسور:

    فی الکافی على بن إبراهیم عن أبیه عن ابن ابى عمیر عن عمر بن یزید عن أبی عبد الله علیه السلام فی قول الله عز و جل: وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً محسورا قال: الإحسار الفاقه. [۳۲۸]
    در کافی عمروبن یزید از حضرت صادق(ع) [نقل کرده است که دربارهی] آیهی«وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً محسورا»[۳۲۹] فرمود: حسرت به معنی [فقر و] فاقه است.
    معنایی که اهل لغت برای واژه محسور گفتهاند با معنایی که روایت فرموده تفاوت دارد: «قوله عز و جل: وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً قال: نهاه أَن یعطی کل ما عنده حتى یبقى محسوراً لا شی‏ء عنده قال: و العرب تقول حَسَرْتُ الدابه إِذا سَیَّرتها حتى ینقطع سَیْرُها و أَما البصر فإِنه یَحْسِرُ عند أَقصى بلوغ النظر و حَسِرَ یَحْسَرُ حَسَراً و حَسْرَهً و حَسَراناً، فهو حَسِیرٌ و حَسْرانُ إِذا اشتدّت ندامته على أَمرٍ فاته»[۳۳۰] بنابراین امام معنای مقصود را فرمودهاند.

    وجوه:

    فی تفسیر العیاشی عن إبراهیم بن عمر رفعه الى أحدهما فی قول الله: «وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ» قال: على جباههم[۳۳۱].
    در تفسیر عیاشی: از ابراهیم بن عمرو، در حدیثی مرفوع، از یکی از صادقین (ع) [روایت کرده است که] دربارهی سخن خداوند: «وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ» فرمود: بر پیشانیهایشان [برانگیخته میگردند.]

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:50:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه سبک های حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبک های حل مسئله و هوش هیجانی اولیاءشان ...

    مرباوم۱۹۷۳)
    هدف اصلی شیوه حل مسئله تعیین موثر ترین بدیل است . که می توان به دنبال آن از سایر عملیات کنترل شخصی سود جست تا مراجع به عمل کردن در مسیری که برگزیده شده است برانگیخته شود و به آن ادامه دهد. بنابر این حل مسئله به مرحله حیاتی اولیه ای در فرایند کلی تر کنترل خود بدل می شود که اغلب با عبارت هایی از قبیل استقلال و شایستگی و اتکای به نفس توصیف می شود.
    در مورد هوش هیجانی نیز باید اذعان داشت که:
    مایر معتقد است :
    “با وجود این که افرادی را می شناسیم که اصطلاح (آموزش هوش هیجانی ) را بکار می برند ، ولی صحبت در مورد آموزش دادن یک نوع هوش کار بی اهمیتی است . اگر هوش هیجانی شبیه به دیگر توانایی های انسان باشد که تا حدودی به طور ارثی و ژنتیک و تا حدی بوسیله محیط زندگی فرد پدید می آید ، بهتر است که به جای آموزش هوش هیجانی درباره آموزش دادن دانش هیجانی صحبت شود و این بسیار مفید خواهد بود .”او در ادامه با به کار بردن مقیاس در این زمینه می نویسد:
    “ما از کسی نمی پرسیم آیا می توانی هوش ریاضی یاد بگیری یا نه ؟ بلکه از او سئوال می کنیم می توانی جبر و مثلثات یادبگیری یا نه؟”(اپستین صفایی ۱۳۸۰-به نقل از صالحی ۱۳۸۱)
    مهارت های در منزل و با تعامل خوب والد- کودک شروع می گردد. والدین به کودکان کمک می نمایند که هیجانهای خود را تشخیص داده آنها را نام گذاری کنند و اینکه به احساسات خود احترام بگذارند و شروع کنند آنهارا به موقعیت های اجتماعی ارتباط دهند . این جریان ممکن است کمابیش در هر خانه ای موفقیت آمیز باشد.(به نقل از رباط سرپوشی۱۳۸۵)
    هوش هیجانی بطور مستقیم برای حیطه گسترده ای از مشکلات هیجانی ریشه دار در تجربه میان فردی ودرون فردی میتواند به کار رود.(سالوی و مایر ۱۹۹۷)
    تحقیقات مختلف نقش هوش هیجانی را در زمینه های مختلف مانند پیشرفت تحصیلی ، موفقیت در شغل ، رضایت از زندگی وغیره نشان داده اند. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای مشاوران تحصیلی و روان درمانگران خانواده ، مفید باشد. این افراد با اطلاع از هوش هیجانی خانواده و فرزندان و ارتباط آنها در کمک به مراجعین و پیشگیری از اختلالات و مشکلات هیجانی نظیر آلکسی تیمیا بهتر می توانند عمل نمایند . به خصوص این که هوش هیجانی تابع یادگیری نیز می باشد. آموزش و پرورش که بعد از خانواده بیشترین اوقات کودکان و نوجوانان در آنجا سپری می شود ، می تواند در برنامه ریزی درسی ، با شناسایی هوش هیجانی خانواده و فرزندان و ارتباط آنها با یکدیگر بتوانند الگوهای رفتاری مناسبی را ایجاد نمایند.
    لذا هدف از این پژوهش این است که بدانیم تا چه حد میتوان بین سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی والدین و فرزندان آنها ارتباط پیدا کرد . و آیا می شود که فرزندان نوع انتخاب سبکهای حل مسئله و مشکلاتشان را از والدینشان می آموزند؟

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

    هدفهای تحقیق:

    هدف کلی از این تحقیق عبارتست از :
    بررسی رابطه سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی اولیائشان.
    اهداف جزئی در این تحقیق عبارتست از:

      • بررسی رابطه سبکهای حل مسئله شاگردان با سبکهای حل مسئله اولیائشان.
      • بررسی رابطه هوش هیجانی شاگردان با هوش هیجانی اولیائشان

    نتیجه تصویری برای موضوع هوش

    • بررسی تفاوت میان سبکهای حل مسئله دختران و پسران.
    • بررسی تفاوت میان هوش هیجانی دختران و پسران

    فرضیه های و سئوالات تحقیق :

    فرضیه کلی:
    بین سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی اولیائشان رابطه وجود دارد.
    فرضیه های جزئی :

      1. بین سبکهای حل مسئله شاگردان وسبکهای حل مسئله اولیائشان رابطه وجود دارد.
      2. بین هوش هیجانی شاگردان و هوش هیجانی اولیائشان رابطه وجود دارد.

    نتیجه تصویری برای موضوع هوش

    سئوالات تحقیق به قرار زیر است:

    1. آیا بین سبکهای حل مسئله دختران و پسران تفاوت وجود دارد؟
    2. آیا بین هوش هیجانی دختران و پسران تفاوت وجود دارد؟

    تعاریف مفاهیم و اصطلاحات:

    تعاریف نظری:
    حل مسئله:
    شیوه حل مسئله راهبردی مفیدو موثری است برای رویارویی با مشکلات موقعیتی که به صورت فرایندی رفتاری تعریف شده است و به شکل واضح یا شناختی انواع پاسخهای بالقوه موثر به موقعیت مشکل آفرین را نشان می دهد واحتمال انتخاب موثرترین و بهترین پاسخ را از میان راه حلهای مختلف افزایش دهد.(دروزیلا و گلد فرید ۱۹۷۱ /سیف ۱۳۷۴)
    هوش هیجانی :
    هوش هیجانی عبارتست از توانایی پردازش اطلاعات هیجانی که شامل درک، فهم و مدیریت هیجانی بوده و با بیان دیگر ظرفیت و توانایی خلق ، نتایج مثبت در روابط خود و دیگران می باشد.(مایر ۱۹۹۷به نقل از اکبر زاده ۱۳۸۳)
    اولیاء :
    عبارتست از افرادی که اغلب به صورت زوج یعنی زن و مردی می باشند که مسئولیت نگهداری و پرورش و تربیت کودک ویا کودکانی را بر عهده دارند.
    شاگردان:
    دانش آموزانی که در حال تحصیل در سال ۹۰-۹۱ می باشند.
    تعاریف عملی :
    حل مسئله:
    حل مسئله شامل نمراتی است که فرد در مقیاس تست هپنر و کراسکوف [۱۱]کسب می کند.
    هوش هیجانی :
    هوش هیجانی شامل نمراتی است که فرد درمقیاس تست تراویس.برادبری[۱۲] وجین . گریوز[۱۳] کسب می کند.
    اولیاء:
    پدر ومادرانی که سرپرستی شاگردان پایه اول راهنمایی را دارند و پرسشنامه های حل مسله و هوش هیجانی را در این تحقیق جواب داده اند.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:50:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی آرای فقهی شهید صدر و شهید مطهری پیرامون اقتصاد- قسمت ۶ ...

    الف- نظام اقتصادی اسلامی می باید به نحوی طراحی و تدوین گردد که رشد و نمو ثروت را از طریق مشروع موجب شود. براساس آموزه های اسلام هر راهی برای دستیابی به ثروت مورد قبول نیست. بنابراین: رشد و توسعه ی اقتصادی بر مبنای ارزش های اسلامی یکی از ارکان اصلی این نظام است.
    ب- تقویت و تعمیق باور دینی در پرتو نظام اقتصادی اسلامی نکته مهم دیگر محسوب می شود. این نظام باید به گونه ای باشد که موجب رشد و تقویت ایمان و باورهای دینی افراد هم بشود. بر این اساس حفظ و تقویت ایمان دینی رکن مهم بعدی این تعریف به حساب می آید.
    ج- توجه به اصل کرامت انسان و رعایت مصالح عالی وی در ابعاد گوناگون و تقدم آن بر مصالح مادی موضوع حایز اهمیت دیگر در این رابطه است. بنابراین: در نظام اقتصادی اسلام باید مصالح عالی و هم جانبه بشریت مورد توجه واقع شود که این هم خود بیانگر اهمیت توجه به نگاه آرمانی و ایده آل اسلام در رابطه با انسان ها است.
    بنابراین: با توجه به ارکان سه گانه مذکور و عناصری که در متن آن ها مورد اشاره قرار گرفته است می توان نظام اقتصادی اسلام را از منظر شهید مطهری چنین تعریف نمود.
    نظام اقتصادی اسلام، عبارت است از سیستمی هماهنگ که راهبردهای دستیابی به رشد توسعه ی همه جانبه را بر مبنای ارزش های اسلامی برای دستیابی به اهدافی آرمانی، و درعین حال واقع گرا نشان می دهد.
    اینک با توجه به تعریف ارائه شده از نظام اقتصادی اسلام بر اساس اندیشه ی شهید مطهری، به توضیح برخی از این موارد پرداخته می شود:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

     

    عکس مرتبط با اقتصاد

    ۴-۲- واقع گرایی در نظام اقتصادی اسلام

    بدون تردید می توان اذعان داشت که غایت مندی زندگی انسان و نگرش واقع گرا به سعادت و خیر از بارزترین ویژگی های فلسفه اجتماعی بارز ضیافت دینی و اسلامی است.
    از این رو، برخلاف تصور برخی که تحت تأثیر مکاتب عزلت گرا، جامعه ی اسلامی را به اعراض از دنیا و مظاهر مساوی آن و روی گردانی از مواهب الهی متهم می کنند، قرآن کریم امنیت و توانایی اقتصادی را از ویژگی های بارز جامعه ایمانی دانسته و در برابر آن فقر و ناامنی را کارکرد کفر و عصیان معرفی می کند. قرآن کریم با بیان مثلی در سوره مبارکه نحل این حقیقت را این گونه مطرح می کند:
    ضرب اللهُ مثلاً: قریه کانت آمنه مطمئنه… (نحل ۱۱۲).
    و بر همین معنا و معیار است که دستیابی به جامعه ای که به عنوان جامعه آرمانی و مورد نظر اسلام در دوران حکومت حضرت مهدی (ع) است، پیامبر اسلام (ص) در وصف چنین جامعه ای می فرماید:
    «امت من در زمان مهدی (ع) به گونه ای از نعمت برخوردار می شوند که پیش ازآن هرگز نبوده اند. آسمان پی در پی بر آنان می بارد و زمین تمامی روئیدنی هایش را می آورد (مجلسی، ۱۳۶۳، ج۵۱، ۸۳).
    بر پایه همین تعلیمات اسلامی است که جامعه ی اسلامی در صدر اسلام از چنان رشد و شکوفایی اقتصادی برخوردار بود که حتی ضعیف ترین جوامع اسلامی آن روز را در مناطق دور افتاده آفریقایی با مازاد ثروت در جامعه مواجه بود که در نتیجه زکات او را به خزانه کشور واریز کردند (حسن: ۱۳۶۲، ۲۶۲)
    بر این اساس شهید مطهری بر کسانی که دانسته یا ندانسته اسلام را متهم به بی توجهی و بی اعتنایی به مسایل اقتصادی می کنند می گوید:
    «این گروه از نویسندگان دانسته یا ندانسته مبارزه اخلاقی اسلام را با پول پرستی این که نباید هدف زندگی تحصیل درآمد وانباشتن ثروت باشد، به حساب گناه شمردن کار و فعالیت و کسب و صفت و تولید ثروت، هر چند به منظور خدمت و توسعه ی زندگی اجتماعی باشد (که اکیداً مورد تشویق و توصیه اسلام است) می گذارند و میان زهد و تقوی به مفهوم بودایی و مسیحی که هریک از عبادات، فعالیت را به یک دنیای جداگانه مربوط می دانند و زهد و تقوای اسلامی که عبارت است از علوِ نظر و پاکی و طهارت نفس فرق نمی نهند و یا نمی خواهند فرق نهند.» (مطهری: ۱۳۶۲، ۱۵۶)
    لذا به نظرات آن کس که تنبلی، ویرانه نشینی، خراباتی گری، گدایی و درویوزگی را محصول تعالیم اسلامی می داند، در یک تناقض آشکار گرفتار آمده است.
    «زیرا: چطور ممکن است که تعالیمی این چنین قادر باشد حتی جامعه ای مثل عربستان آن روز را مرکزیت وحدت و قدرت بدهد؟ ثانیاً اگر چنان بود باید ملل اسلامی از ابتدای نفوذ اسلام، در میان آن ها دچار رخوت و سستی و انحطاط می شدند، در کار زندگی به عنوان این که دنیا جیفه است لا قید می گشتند و دست روی دست گذاشته همه ی چیز را حواله به تقدیر می کردند و خود خراباتی می شدند، حال آن که طبق گواه قطعی تاریخ با ظهور اسلام در مردم منطقه ای وسیع از شمال آفریقا تا مشرق آسیا حیات و جنبش و نهضتی عظیم و وسیع پدید آمد و تمدنی کم نظیر پایه گذاری شد و تا شش قرن ادامه، یافت. و پس ازآن رکود و جمود و روح خراباتی گری برمردم این منطقه مسلط گشت. » (مطهری: ۱۳۶۲، ۱۵۷)
    برخلاف این گروه، دسته ای دیگر با توجه به نگاه آرمانی اسلام نسبت به انسان و برنامه های زندگی اجتماعی او، به خصوص در رابطه با ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی که نوعاً اسلام مشوق آن است این گونه تصور کرده اند که اقتصاد اسلامی با توجه به آرمان گرایی اش بیش تر جایگاه ذهنی وخیالی دارد تا زمینه ی واقع گرایی و لذا برخی از اندیشمندان مسلمان در رد آن تفکر گفته اند:
    «اقتصاد اسلام بر اساس واقعیت جامعه پی ریزی شده و هرگز طرح ها پیش نهاداتی را که جنبه ی تخیّلی داشته و با توجه به واقعیت های موجود در جامعه قابل اجرا نیست، مطرح نمی کند. (جاسبی: ۱۳۶۴، ۲۰۲) ».
    با توجه به آموزه های دین اسلام، مسلمان اگر با توجه به مجاری کسب حلال، که این قید به توحید عبادی تشریعی وی اشاره دارد، کار و تلاش کند، افزون بر کسب بهره مندی هایی در این دنیا که به سبب تلاش او به طور تکوینی مستحق آن می شود، بهره مندی آخرتی وی نیز تضمین شده است. بهره مندی آخرتی همانند بهره مندی آخرتی مجاهد در راه خدا است که در آموزه های اسلامی از بالاترین بهره مندی های آخرتی به شمار می رود.
    از نظر نویسنده ی کتاب مباحثی در اقتصاد خود نگرشی اسلامی «یکی از تفاوت های ساختاری میان «انسان اقتصادی» و انسان اسلامی» به متغیر جدیدی مربوط است که در تابع مطلوبیت ظاهر می شود. «این متغیر جدید پاداش یا جزا در آخرت نام دارد. از آن جا که وی در تبیین نظریه ی مصرف خود تابع مطلوبیت فرد را به صورت جزء درون زای سیستم مطرح می کند، معتقد است دستورهای اسلام تلاش بی وقفه ای را برای تغییرات در این تابع سبب دور شدن از مسیر انحرافی که در «انسان اقتصادی» مشاهده می شود به عمل آورده است. تحریم های بی شمار شعایر گوناگون، پاداش ها و تهدیدها برای انتقال مطلوبیت فرد به سوی انطباق با تابع زفاه صحیح و نیز قراردادن این تابع به صورت تابعی افزایش از رفاه اجتماعی است (سیزده نویسنده: ۱۳۷۵، ۱۱۹) ».
    اسلام و به طور کلی تمام ادیان الهی کوشیده اند تا از طریق ایمان و باوری که در نوع انسان بوجود می آورند، به حل این معضل بپردازند، از این رو برای اخلاق در زندگی اجتماعی انسان جایگاه ویژه ای را قایلند، زیرا: از طریق باورهای اخلاقی است ک
    ه انسان می تواند به آسانی بین انگیزه های فردی و مصالح اجتماعی رابطه برقرار کند. و لذا به عنوان مثال وقتی اسلام از حقوق یک کارگر به دفاع برمی خیزد آن را تجسم یک ارزش عملی می داند که اخلاق اسلامی انجام آن را ضروری می سازد. با توجه به اهمیت این مسأله شهید مطهری می گوید:
    «تز اسلام این است که: « منبع درآمد، تمایلات و خواسته های مردم نباید باشد، مصالح عمومی باید باشد». این اقتصاد، اقتصادی است واقع بینانه و مرتبط با اخلاق و تربیت بشر. پس در عین این که اسلام طرفدار ازدیاد ثروت است و ثروت را وسیله ی، تأمین هدف های خود می داند، به همین دلیل که هدف، را وسیله ی تأمین هدف های خود می داند، به همین دلیل که هدف، عالی تر از خود ثرو ت است و ثروت راه درآمد را تمایلات. تقاضا نمی داند، مصلحت را راه می داند، امّا در اقتصاد جدید این گونه محدودیت ها وجود ندارد، خصوصاً اقتصاد سرمایه داری (مطهری: ۱۳۶۸، ۲۴-۲۳).

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    ۴-۳- نگاه آرمانی به انسان در اندیشه ی توحیدی

    بدون تردید، انسان در اندیشه ی دینی از جایگاه رفیعی برخوردار است. بر این اساس انسان از نگاه ادیان موجودی آرمانی و آرمان گر است که دارای عزت و کرامت می باشد. قرآن کریم در آیات متعددی به این حقیقت تصریح دارد که تحت عناوین متعددی مانند آیاتی که سخن از کرامت و شخصیت انسان به میان آورده اند، و لقد کرمنا بنی آدم… (اسراء: ۷۰)
    آیاتی که آدمی را مسجود ملایکه می داند:
    فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ (حجر، ۲۹)
    آیاتی که سخن از آفرینش زمین برای انسان ها دارند.
    والارض وضعها للانام (الرحمن، ۱۰)
    آیاتی که خانه ها و منازل را جایگاه آرامش انسان می دانند
    واللهُ جَعَل لکم من بیوتکم سکنا (نحل، ۸۰)
    و آیاتی که رعایت قسط و عدل را حق تمامی انسان ها می دانند.
    کونوا قوامین بالقسط… (نساء، ۱۳۵)
    از نگاه قرآن کریم آن چه که از حقوق مشترک انسان ها برشمردیم، در واقع حقوقی است که به نوعی بیانگر نگاه آرمانی به انسان را نشان می دهد. به تعبیر استاد شهید مطهری، «اسلام با ارج نهادن به زندگی دنیوی و دعوت انسان ها به کار و کوشش، و تلاش برای بهره برداری از منابع طبیعی، جهانی آباد و پر از نشاط و شادی را برای انسان ها خواستار است. و آن را به ارمغان می آورد. البته این آبادی جهان و این شادی و نشاط آنگاه به حدّمطلوب خود می رسد که همراه با ایمان دینی باشد. بدین جهت است که به تعبیر امیر المؤمنین علی (ع)، به سبب ایمان و باور به خدا، انسان به رفیع ترین مدارج و قله های سعادت نایل و از شادی و سرور کامل برخوردار می گردد. از آن جا که بی تردید ایمان جز در پناه محاسن و مکارم اخلاقی بارور نمی گردد، بدین جهت است که گواه بر ایمان حقیقی افراد چیزی جز بسیاری تقوی و تسلط بر شهوات و پیروزی بر هوای نفس نیست. (آمدی، ۱۳۶۶: ۸۶۴)
    در توضیح بیش تر این مطلب نیز می توان به کارکرد عوامل غیر اقتصادی اندیشه ی دینی در اقتصاد اشاره کرد.
    به طور خلاصه این عوامل را می توان به دو بخش تقسیم نمود. یک دسته عواملی هستند که کارکرد آن ها سبب رشد و شکوفایی و کارایی اقتصاد می گردد. دسته دیگر عواملی هستند که نتیجه کارکرد آن ها رشد منفی اقتصادی و در نتیجه فقر و ناکارآمدی به هدر رفتن سرمایه ها است.
    برخی از عوامل دسته اول عبارتند از:
    ۱- شکرگذاری در برابر نعمت های الهی
    ۲- جود و بخشش
    ۳ -دوری و پرهیز از گناه و محرمات الهی
    ۴- پرداخت حقوق مالی و انفاقات واجب
    ۵- داشتن انگیزه ی سالم و الهی در کارها و فعالیت ها
    عوامل دسته دوم را می توان در واقع نبود عوامل دسته ی اول دانست:
    ۱- عدم شکرگزاری در برابر نعمت های الهی
    ۲- بخل و حرص
    ۳- بی پروایی نسبت به گناه و محرمات الهی
    ۴- فرار از پرداخت حقوق واجب الهی.
    ۵- نداشتن انگیزه سالم در فعالیت های اقتصادی (کلینی، ۱۳۷۸)
    ج- نقش ارزش ها در رشد توسعه ی انسانی و اقتصادی

    ۴-۴- توسعه ی انسانی

    بر مبنای آن چه گذشت با توجه به جایگاه آرمانی انسان در اندیشه ی توحیدی است که توسعه ی انسانی از یک سو خود به منزله فرایند است و از سوی دیگر بخشی از موفقیت استراتژی توسعه ی را نشان می دهد. بر این اساس توسعه ی انسانی اگر چه بر رشد ظرفیت های مادی در کنار پرورش استعدادهای ذهنی تأکید دارد، رشد اقتصادی را نیز ابزاری در خدمت زندگی بهتر انسان می داند.

    ۴-۵- توسعه ی اقتصادی

    در علم اقتصاد همان گونه که گذشت هم روابط- یا علیت و معلول- میان موجودات.
    حقیقی مطرح است و هم روابط در پدیده های اعتباری. مثلاً: در یک تابع تولید، رابطه ی حقیقی و جسمانی نهاده تولید با محصول، مطرح است، در عین حال، چگونگی توزیع محصول به دست آمده میان صاحبان نهاده ی تولید نیز مطرح می باشد که یک مسأله ی ارزشی است. مبانی سه گانه عدالت و کاربردهای آن در بخش های مختلف اقتصاد:
    شهید مطهری در کتاب عدل الهی به بیان سه تعریف برای عدالت می پردازد:
    عدالت عبارت است از وجود توازن و تناسب در ترکیب و اجزاء یک مجموعه، بی عدالتی در این تعریف به معنی عدم توازن و بی تناسبی است.
    در تعریف دوم، ایشان عدالت را عدم تبعیض و رعایت مساوات هنگام برخورد با استحقاق های مساوی و بی عدالتی را در برخورد یکسان و مساوی با شایستگی های متفاوت می داند.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:49:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر میزان مهریه بر احساس قدرت زنان و تغییرات آن طی دوره های متفاوت زندگی- قسمت ۱۹ ...

    ۰۹۱/۲۲۶۰٫۰۰۱۳۰۵/۰

    مقدار معناداری بدست آمده نشان می دهد بین دو متغیر رابطه معناداری وجوددارد. به عبارت دیگر بین میزان احساس قدرت زنان و تحصیلات رابطه معناداری وجوددارد. هم چنین ضریب فی که برای ارزیابی شدت رابطه به کار میرود نیز حاکی از آن است که بین دو متغیر رابطه نسبتا قوی وجود دارد. با توجه به تئوری هایی که در مباحث نظری مطرح شد تحصیلات از جمله عواملی است که همواره به عنوان عامل ایجاد قدرت در زنان شناخته شده است، در این پژوهش نیز این فرضیه تقویت شد و متوجه شدیم زنانی که از تحصیلات بالاتری برخوردار بودند خود را توانمندتر دیده و احساس قدرت بیشتری داشته اند.
    ۴-۲-۱-۲- اشتغال
    با توجه به نظریه بوردیو اشتغال به مثابه عنصری مهم در احساس قدرت زنان مطرح است. پاسخگویان این پژوهش در ارتباط با شغل خود نظرات زیر را ارائه داده اند. با توجه به نوع شغل پاسخگویان، ۷/۳۳درصد کارگر، ۱/۵۷درصد کارمند، ۵/۲درصد بازنشسته و ۷/۶درصد هم مغازه دار هستند. در پاسخ به درآمد ماهیانه پاسخگویان ناشی از شغلشان، ۲/۲۶درصد بین ۳۰۱ تا ۵۰۰هزارتومان در ماه درآمد داشتند، ۷/۱۶درصد بین ۱۰۱ تا ۳۰۰هزارتومان، ۵/۱۲درصد بین ۵۰۱ تا ۷۰۰هزارتومان، ۸/۱۵درصد بدون درآمد، ۹/۲درصد بین ۷۰۱ تا ۹۰۰هزارتومان و ۷/۱ درصد هم بالاتر از ۹۰۱ هزارتومان در ماه درآمد داشتند.
    با توجه به یافته های به دست آمده۳۰درصد از افراد فاقد شغل اظهار داشتند که مایل به کار نیستند، اما ۲۱درصد پاسخگویان مایل به داشتن شغل بودند ولی یا شغلی به دست نیاورده اند و یا دیگران برای عدم اشتغال آنان تصمیم گرفته اند. در بین ۳۰درصد افرادی که تمایلی به داشتن شغل داشتند، ۵/۱۲درصد عدم علاقه به کار کردن را عنوان کرده، ۵/۷درصد علت را اشتغال به تحصیل ذکر کرده اند، ۸/۳درصد به علت داشتن فرزند و تربیت آن ها نمی توانند کار کنند، ۲/۱درصد نداشتن مهارت برای کار و ۷/۱درصد هم شغل مورد علاقه خود را پیدا نکرده اند.
    در بین ۲۰درصد افرادی که تمایلی به داشتن شغل نداشتند، ۶/۹درصد چرایی را در پیدا نکردن شغل مناسب ذکر نموده اند، ۷/۶درصد عدم علاقه همسر به کار کردن را دلیل آورده، ۷/۱درصد عدم علاقه پدر به کار کردن را علت می دانستند، ۸/۰درصد مراقبت از والدین بیمار و ۸/۰درصد هم در حین تحصیل بودند. درصد بالایی از بانوان به دلایل غیرشخصی کار نمی کردند.
    از بین پاسخگویان۷/۶۶درصد خود شغلشان را انتخاب کرده اند،۳/۳۳درصد هم دیگران برایشان انتخاب کرده اند. افراد تصمیم گیرنده در انتخاب شغل برای افراد، ۴۰درصد همسرانشان این کار را انجام داده بودند، ۵۰ درصد پدر، ۵/۷ درصد مادر و ۵/۲ درصد هم دوستان این انتخاب را برایشان انجام داده اند.
    لازم به ذکر است از آن جا که بسیاری از زنان، مرد را نان آور خانواده دانسته و تنها وظیفه خود را مراقبت از خانواده می دانند، به نظر می رسد آنان ضرورتی به شاغل شدن نمی بینند تا این نکته روشن شود که امکان تصمیمگیری برای اشتغال خود را دارند و یا همسرشان در این ارتباط تصمیمگیرنده نهایی است. داده های بخش کمی حاکی از تایید این نکته است چرا که بیش از ۶۰درصد از زنان پاسخگو بر این باور بودند که وظیفه اصلی زن رسیدگی به امور خانه است.
    جدول شماره(۴-۷): جدول تقاطعی بین میزان احساس قدرت زنان با اشتغال

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:49:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پایان نامه روش تحقیق مدیریت منابع انسانی- قسمت ۷ ...

    – آسایش و رفاه
    – حفاظت از خود
    نیازهای زیستی
    در واقع تئوری سلسله مراتب نیازهای مازلو برای تمامی محیط ها به کار می رود و مختص محیط کار نیست. این تئوری یک چهارچوب انگیزشی کاربردی برای مدیران بیان می کند. مدیران با تجزیه و تحلیل نگرش ها، کیفیت، کمیت کار کارکنان و شرایط شخصیتی، می توانند برای شناسایی سطح نیاز کارکنان که همواره به دنبال ارضاء آنها هستند اقدام مقتضی به عمل آورند. (مقیمی ۱۳۸۰، ۳۳۵)
    نظریه مزبور بیانگر این مطلب است که اگر چه هیچ نیازی به صورت کامل ارضاء نمی شود ولی اگر نیازی به صورت اساسی و به مقدار لازم ارضاء شود دیگر ایجاد انگیزه نمی کند. مازلو نیازهای فیزیولوژیک و امنیت را در
    رده پایین و نیازهای اجتماعی، خودشکوفایی و احترام را در رده بالا قرار داد. (رابینز، ۱۹۹۷، ۷۴)
    الف) نیازهای فیزیولوژیک
    شامل نیازهایی از قبیل؛ آب و غذا هستند.
    ب) نیازهای ایمنی
    اگر نیازهای فیزیولوژیکی به شکل نسبتاً خوب ارضاء شوند مجموعه جدیدی از نیازها پدیدار می شوند که ما آنها را در گروه نیازهای ایمنی قرار می دهیم. این نیازها شامل امنیت، حمایت، ثبات و امثال آنهاست.
    ج) نیازهای اجتماعی (عشق و محبت)
    اگر نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی هر دو به شکل نسبتاً خوبی ارضاء شوند نیازهای عشق، محبت، عاطفه و تعلق پدیدار نمی شوند و کل سیکل تشریح شده با مرکز جدید تکرار می شود. حال فرد احیای تعلق خاطر، فقدان دوست، همسر یا فرزند می کند. چیزی که قبلاً هیچگاه آن را تجربه نکرده است. وی نیازمند و مشتاق روابط عاطفی با افراد و داشتن جایگاهی در گروه می باشد و با شدت زیادی برای رسیدن به این هدف تلاش می کند حتی ممکن است فراموش کند که زمانی گرسنه بوده و عشق و محبت را تمسخر می کرد.
    د) نیاز به محترم بودن (عزت نفس)
    تمامی افراد جامعه ما به استثناء چند مورد آسیب شناختی دارای نیاز یا تمایل به ارزیابی پایدار با مبنای درست و محکم و بالا از خود احترام به خود یا عزت نفس و احترام به دیگران هستند. منظور ما از عزت نفس دارای مبنای درست و محکم آن چیزی است که بر مبنای ظرفیت حقیقی موفقیت و احترام از سوی دیگران بنا شده است. در واقع این نیاز می تواند نیاز به عزت از طرف دیگران، احترام پرستیژ، قدردانی، حس شایستگی و تبحر خوانده شود.
    هـ ) نیاز به خودسازی (خودشکوفایی)
    حتی اگر تمامی این نیازها ارضا شوند باز هم انتظار داریم که نارضایتی و بی قراری ایجاد شود مگر آنکه فرد کاری را که برای آن مناسب است انجام دهد. موسیقیدان باید آهنگ بسازد، نقاش باید نقاشی کند، شاعر باید شعر بنویسد اگر می خواهد خوشحال و راضی باشد، انسان باید هرآنچه که می تواند باشد.
    ۲-۱۳- نظریه های فرآیندی انگیزش[۲۸]
    ۲-۱۳-۱- تئوری جذابیت  انتظار
    این تئوری به وسیله «ویکتور وروم» ابداع گردیده است. تئوری جذابیت – انتظار بیان می دارد که قبل از اینکه رفتاری انتخاب شود، فرد شقوق مختلف را بر اساس کار مورد نظر و پاداش مورد ارزیابی قرار می دهد. بر پایه این تئوری، سه عامل بر رفتار تأثیر می گذارد: ارزش پاداش ها، ارتباط پاداش ها با عملکرد مورد نیاز و تلاش مورد نیاز برای عملکرد.
    ۲-۱۳-۲- متغیرهای تئوری جذابیت  انتظار[۲۹] عبارتند از :
    الف- ارتباط تلاش  عملکرد: آیا تلاش منجر به عملکرد خواهد شد به چه مقدار تلاش برای عملکرد مورد نیاز است؟ احتمال موفقیت چقدر است؟
    ب- ارتباط عملکرد  پاداش: چقدر احتمال وجود دارد که عملکرد خاصی، پاداش یا نتایج مطلوب ایجاد نماید؟
    ج- جذابیت ها: جذابیت پاداش چقدر است؟ این متغیر با میزان اهمیت پاداش برای فرد و میزانی که نیازهای ارضا نشده فرد را برآورده کند، ارتباط دارد.
    یکی از نویسندگان مدلی از تئوری جذابیت – انتظار ارائه نمود که در شکل زیر بیان شده است :
    شکل شماره ۲-۲- مدل تئوری جذابیت – انتظار

    منبع (مقیمی ۱۳۸۰، ۳۳۴)
    ۲-۱۴- کاربرد های تئوری جذابیت – انتظار برای مدیران[۳۰]
    بر طبق این تئوری رفتار افراد به مقدار زیادی از ادراکات افراد از نتایج رفتار تأثیر می پذیرد. شخصی که انتظار دارد که یک رفتار خاص نتیجه نامطلوب برجای خواهد گذاشت، سعی می کند آن رفتار را کمتر بروز دهد. یک مدیری که انتظارات و مطلوب های زیر دستان خود را بشناسد، می تواند با توجه به انتظارات هر فرد، رفتارهای خاصی برای ایجاد انگیزش در آنها مشخص کند.
    ۲-۱۴-۱- برای ایجاد انگیزه در افراد[۳۱]، یک مدیر باید :
    ۲-۱۴-۱-۱- درک این را داشته باشد که کارکنان وظایف محوله را با پاداش های مورد نظر مقایسه می کنند. پس بنابر این شما به عنوان یک مدیر متناسب با پاداش از افراد کار بخواهید نه متناسب با انتظارات خودتان.
    ۲-۱۴-۱-۲- مدیر باید دریابد که چه نتایجی برای کارکنان مطلوب است و متناسب با مطلوب های افراد، زمینه را فراهم نماید. نتایج ممکن است درونی باشد (یعنی مستقیماً

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    به وسیله خود فرد تجربه شده باشد) و یا بیرونی باشد (به وسیله مشارکت با دیگران فراهم شده باشد)
    ۲-۱۴-۱-۳- مدیر بایستی پاداش های ذاتی در شغل ایجاد کند (افراد احساس ارزشمند بودن کنند)
    ۲-۱۴-۱-۴- کارکنان نیاز دارند که بدانند چه چیزی برای سازمان قابل قبول است و چه چیزی قابل قبول نیست. مدیر بایستی به طور موثر رفتارهای مطلوب و نتایج مورد انتظار را برای کارکنان روشن سازد.
    ۲-۱۴-۱-۵- پاداش ها را با عملکرد مرتبط کنید. زمانی که سطح عملکرد قابل قبول صورت گرفت، باید به سرعت پاداش داده شود.
    ۲-۱۴-۱-۶- آگاه باشید که افراد دارای اهداف، نیازها، آرزوها و سطوح متفاوت عملکردی هستند. مدیر بایستی برای شخص عملکردی را مشخص کند که برای او دست یافتنی باشد.
    ۲-۱۴-۱-۷- ادراکات فرد را نسبت به توانایی هایش تقویت نمایید و به کارکنان کمک کنید تا رفتارهای مطلوبش برای دستیابی به نتایج انتخاب کنند. (مقیمی، ۱۳۸۰، ۳۴۵، ۳۴۴، ۳۴۳)
    ۲-۱۵- تئوری برابری
    این تئوری اولین نظریه انگیزش فرایندی است که ما در نظر می گیریم. این نظریه بر اساس مقایسه اجتماعی بنا نهاده شده و از طریق نوشته های استی سی آدامز معروف شده است. آدامز می گوید: وقتی آدمها در ارزیابی نتایج کارشان در مقایسه با دیگران، بی عدالتی می بینند، احساس نا برابری در ذهن خود می کنند.
    هنگامی که برداشت نا برابری در کار داشته باشند، برای برطرف نمودن آن برانگیخته می شوند و برای ایجاد شرایط برابر اقدام می کنند. نا برابری زمانی بروز می کند که پاداش ها و تشویقاتی که افراد بابت کارشان دریافت می کنند، متناسب با سایرین نباشد. برای افراد مقایسه برابری یا فرایند ذهنی که چنین احساسی را ایجاد می کند به شرح ذیل است :
    شکل ۲- ۳- مقایسۀ برابری با فرایند ذهنی

    احساس منفی نا برابری هنگامی بروز می کند که شخص احساس کند او پاداش کمتری نسبت به سایرین در قیاس با تلاش صرف شده در انجام کار دریافت کرده است. احساس مثبت نا برابری زمانی به وجود می آید که شخص احساس کند او نسبتاً پاداش بیشتری دریافت نموده است. هر دو احساس، موجب انگیزش هستند.
    پایان نامه ها نشان می دهد که اگر مردم احساس دریافت پاداش بیشتر (احساس مثبت نا برابری) داشته باشند، در افزایش کیفیت یا کمیت کارشان همت می کنند. بعکس، افرادی که پاداش کمتری دریافت می کنند (احساس منفی نا برابری) به کاهش کمیت یا کیفیت کارشان دست می زنند. (شرموهورن، هانت، از بورن ۱۳۷۸، ۱۰۵، ۱۰۴)
    ۲-۱۶- نظریه های معاصر انگیزش
    در این بخش تنها تئوری اسناد و هدفگذاری مشاهده می گردد.
    ۲-۱۶-۱- تئوری اسناد
    این تئوری توسط هارولد کلی ابداع شده است. اسناد یک فرایند ادراکی است که افراد موفقیت یا شکست خود را به خود یا محیط بیرونی نسبت می دهند. در تئوری اسناد سه نوع اطلاعات مورد نیاز است تا بدانیم عوامل درونی یا بیرونی به چه میزان در رفتار فرد اثر گذاشته است. این اطلاعات عبارتند از: اجماع، استمرار و اختصاصی بودن رفتار.
    شکل شماره ۲-۴- تئوری اسناد

    اجماع عبارتست از رویه ای که رفتار همکاران را در موقعیت مشابه نشان می دهد (مرتبط با افراد دیگر) اختصاصی بودن یعنی یک فرد از یک روش در تمامی موقعیت های مختلف استفاده می کند (مرتبط با مشاغل دیگر)
    استمرار یک رویه اطلاعاتی است که مداومت رفتار فرد را در تمامی اوقات نشان می دهد (مرتبط با زمان) کارکنانی که احساس می کنند دارای کنترل درونی هستند (اسناد درونی)، می توانند از طریق توانایی ها، مهارتها و تلاش های شان برروی نتایج تأثیرگذار باشند.
    افرادی که دارای احساس کنترل بیرونی هستتند، این طور برداشت می کنند که نتایج خارج از کنترل آنهاست و نیروی خارجی کنترل آنها را به دست دارند. آنچه مهم است این است که احساس افراد از موضع کنترلی خود ممکن است تأثیر متفاوتی بر روی عملکرد آنها بگذارد.
    مطالعات نشان می دهد که افراد با موضع کنترل درونی احتمالاً با شغل خود بهتر ارضا می شوند و تمایل دارند در پست مدیریتی به کار گمارده شوند. در مقابل، افراد با موضع کنترلی بیرونی علاقمند به مدیریت مشارکتی هستند. مطالعات دیگری وجود دارد که بیان می دارد مدیران با وضع کنترلی درونی عملکرد بهتری دارند و به زیردستان خود توجه بیشتری می کنند (مقیمی ۱۳۷۰، ۳۶۷، ۳۴۶، ۳۴۵)
    ۲-۱۶-۲- تئوری هدف گذاری

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:48:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی و تحلیل محتوای نرم افزارهای آموزش درس ریاضی موجود در بازار از دیدگاه رویکرد یادگیری فعال و ساخت گرا و اصول طراحی چند رسانه ای ها- قسمت ۱۹ ...

    فصل سوم:
    در این فصل روش شناسی پژوهش مطرح می گردد. برای این منظور در ابتدا نوع و روش پژوهش به کار رفته در مطالعه ی حاضر را شرح و سپس ابزار و شیوه ی اندازه گیری متغیرهای مورد نظر پژوهش و چگونگی تعیین روایی و پایایی ابزار به کار رفته مورد بحث و تشریح قرار می گیرد. در ادامه ی این فصل روش جمع آوری اطلاعات را بیان و به معرفی جامعه و نمونه آماری مورد مطالعه می پردازیم و در انتهای فصل نیز طرح پژوهش یا شیوه ی اجرای پژوهش را بیان و روش تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مطالعه را معرفی می نماییم.
    نوع و روش پژوهش:
    روش مورد استفاده در پژوهش حاضر «تحلیل محتوا» است. تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی است که در آن محتوای آشکار و پیام ها به صورت نظام دار و کمی توصیف می شوند و روشی مناسب برای پاسخگویی به سؤالات مربوط به محتوای یک پیام است (سرمد و همکاران، ۱۳۷۹). در این پژوهش محتوای نرم افزارهای آموزشی درس ریاضی مقطع «ابتدایی» از لحاظ میزان توجه و استفاده از اصول و مؤلفه های ساختن گرایی شامل پنج اصل (فعال بودن، تراکمی بودن، یکپارچه بودن، متفکرانه بودن و هدف مدار بودن) و همچنین اصول طراحی چند رسانه ای های مایر شامل هفت اصل (چندرسانه ای، مجاورت مکانی، مجاورت زمانی، پیوستگی یا انسجام، کانال های حسی، افزونگی یا مازاد و اصل تفاوت های فردی) مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفتند. نرم افزارهای در نظر گرفته شده برای این منظور به تعداد ۱۴ نرم افزار می باشد. از این رو روش انجام این پژوهش به شکل تحلیل محتوا از نوع ارزشیابی و در گروه روش های توصیفی قرار گرفت اما از نظر هدف در گروه پژوهش های کاربردی است. برای انجام آن ابتدا بر اساس اصول طراحی وساخت چندرسانه ای ارائه شده توسط مایر وسایر اصول طراحی یا فرم ارزشیابی تدوین گردیده که به هر شاخص و اصل بر اساس میزان مطابقت چندرسانه ای نمونه آماری به آن نمره ای داده شد.
    متغیرهای پژوهش:
    متغیرهای این پژوهش شامل موارد زیر است:
    متغیرهای مورد مطالعه و بررسی در ویژگی های نرم افزارهای مورد بررسی به منظور تعیین میزان برخورداری هر یک از آنها از مؤلفه های ساختن گرایی و اصول طراحی چند رسانه ای مایر شامل:

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
    • مؤلفه های ساختن گرایی: فعال بودن، تراکمی بودن، یک پارچه بودن، متفکرانه بودن و هدف مدار بودن
    • اصول طراحی چند رسانه ای مایر: «اصل چند رسانه ای»، «اصل مجاورت مکانی»، «اصل مجاورت زمانی»، «اصل پیوستگی یا انسجام»، «اصل کانال های حسی»، «اصل افزونگی یا مازاد» و «اصل تفاوت های فردی»

    متغیرهای کنترل:

    • نرم افزارهای مورد بررسی فقط شامل نرم افزارهایی است که به منظور آموزش درس ریاضی در مقطع تحصیلی «دبستان» تهیه گردیده و دارای تأییدیه وزارت آموزش و پرورش به منظور تأیید برای کاربرد در آموزش می باشند.
    • فهرست وارسی و ابزار اندازه گیری متغیرها برای بررسی تمام نرم افزارهای مورد مطالعه یکسان می باشد.
    • به منظور کنترل اثر ارزیابی کننده، هر یک از نرم افزارهای مورد نظر توسط چهار متخصص تکنولوژی آموزشی و چهار متخصص آموزش ریاضی ارزیابی گردیده است

    ابزارهای اندازه گیری و شیوه اندازه گیری متغیرها:
    ابزار جمع آوری و اندازه گیری داده ها برای اجرای پژوهش شامل نرم افزاهای مورد بررسی و فهرست وارسی هایی است که توسط محقق با مطالعه ی منابع علمی معتبر موجود از جمله استانداردهای درس افزارهای یادگیری الکترونیکی حسین اسکندری، اصول طراحی و ساخت چندرسانه ای ارائه شده توسط مایر، اصول طراحی و ارزشیابی نرم افزارهای آموزشی (چندرسانه ای) ارائه شده توسط طاهره شاه جعفری در پایان نامه ی کارشناسی ارشدو کتابی با همین عنوان، وارزشیابی چندرسانه ای درس شیمی در پایان نامه ی کارشناسی ارشد و همکاری تعدادی از کارشناسان تهیه و طراحی گردیده است توضیحات مربوط به ابزار مورد استفاده در پژوهش به شرح زیر می باشد.
    نرم افزارهای آموزش ریاضی در پایه اول ابتدایی: این نرم افزارها شامل نرم افزارهای است که در بازار موجود بوده و برای آموزش ریاضی در مقطع «ابتدایی» تهیه گردیده اند همچنین کلیه ی این نرم افزارها دارای تأییدیه از وزارت آموزش و پرورش می باشند. نرم افزارهای در نظر گرفته شده برای این تحلیل شامل ۱۴ نرم افزار می باشد؛ که عبارتند از:

    1. نرم افزار آموزشی دبستانی ها (لوح سما)
    2. نرم افزار آموزشی لوح سینا
    3. نرم افزار آموزشی لوح دانش
    4. نرم افزار آموزشی میشا و کوشا
    5. نرم افزار آموزشی سرزمین ریاضی (مبتکران)
    6. نرم افزار آموزشی داده های رایانه ای البرز
    7. نرم افزار آموزشی پارسا
    8. نرم افزار آموزشی اندیشمند
    9. نرم افزار آموزشی والایار (موسسه علمی تفکر برتر)
    10. نرم افزار آموزشی گاج
    11. نرم افزار آموزشی دانش یار
    12. نرم افزار آموزشی تام
    13. نرم افزار آموزشی معلم یار
    14. نرم افزار آموزشی شهر ریاضی
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:48:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر عدالت سازمانی بر مدیریت استعداد با توجه به نقش میانجی سرمایه اجتماعی در شهرداری شهرستان دامغان- قسمت ۷ ...

    ای برای کنش جمعی موفقیت آمیز است و هم می تواند به منزله نتیجه کنش های جمعی موفق قلمداد شود. این بعد برای اینکه افراد بتوانند در کنار یکدیگر، برروی پروژه های مشترک کار کنند، لازم است. که خود به دو صورت زیر در محیط های سازمانی متجلی می گردد:
    ۱) اعتماد شکننده و سست در مقابل اعتماد بهبود پذیر: منظور از اعتماد شکننده، اعتمادی است که بر مبنای ادراکات فرد از احتمال پاداش های فوری شکل می گیرد. این نوع از اعتماد را اعتماد ابزاری می نامند. مبادلاتی که توسط ابزارهای قراردادی رسمی، تحت کنترل قرار گرفته و هنجارها و ارزش های افراد جامعه را در کنار یکدیگر قرار می دهد.
    ۲) اعتماد دوجانبه در مقابل اعتماد تعمیم یافته: اعتماد دوجانبه میان بخش هایی شکل می گیرد که شناخت مستقیم از یکدیگر دارند. در حالیکه اعتماد تعمیم یافته کمتر بر شناخت مستقیم متکی بوده و بیشتر بر پایه اعتبار و پیوستگی افراد شکل می گیرد(اکبری، ۱۳۸۸: ۳۵).
    ۲-۲-۴-۲) دیدگاه ناهاپیت و گوشال
    ناهاپیت و گوشال سه بعد زیر را برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفته اند:
    الف) بعد ساختاریکه در بردارنده الگوهای ارتباطی میان اعضای یک گروه یا واحد اجتماعی است که خود شامل سه بعد پیوند شبکه، ترتیبات شبکه، و ثبات شبکه می باشد. پیوند شبکه در بر دارنده شیوه های خاصی است که اعضای واحد اجتماعی با یکدیگر مرتبط شده اند و با یکدیگر همکاری می کنند. ترتیبات شبکه تعیین کننده الگوهای پیوند میان اعضای واحدهای اجتماعی است و ثبات شبکه نیز در بر دارنده میزان نزدیکی و شباهت افراد در یک واحد اجتماعی است.
    ب) بعد شناختیشامل ادراک، باورها و تصورات فرهنگی و اجتماعی مشترک است که بوسیله مفاهیم و خاطرات مشترک و یا زبان مشترک مورد پذیرش افراد قرار گرفته است و میان آنها باقی می ماند. این بعد شامل دو بعد هدفهای مشترک، و فرهنگ مشترک است. هدفهای مشترک، میزان درک و دیدگاه مشترک اعضای واحد اجتماعی نسبت به اهداف و نتایج فعالیتهای گروه است. و فرهنگ مشترک نیز در بر دارنده میزان هنجارهای رفتاری مشترک در میان اعضا می باشد. به عنوان مثال تا چه میزان تمایل در میان اعضاء وجود دارد تا در فعالیتهای گروهی سازمان شرکت کنند، نشان دهنده میزان فرهنگ مشترک میان اعضاء می باشد.
    ج) بعد ارتباطیکه در بردارنده میزان اعتماد متقابل اعضاء یک واحد اجتماعی است. اعتماد عامل بسیار مهم و حیاتی در فراهم آوردن ارتباطات متقابل اثربخش میان اعضاء می باشد. مواردی مانند میزان اعتماد اعضاء به یکدیگر، تمایل به همکاری با افراد دارای نظرات مخالف در یک واحد و میزانی که اعضاء روی گفته های همکاران خود حساب می کنند، نشان دهنده میزان اعتماد متقابل در میان اعضاء یک واحد اجتماعی است (برگرن[۵۹]، ۲۰۰۹: ۱۲۷).
    جدول۲-۴) شاخص های سرمایه اجتماعی

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:48:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      ضمانت در تعهدات ...

    در ماده ۶۸۴ قانون مدنی در تعریف عقد ضمان آمده است: «عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه ی دیگری است به عهده بگیرد».آنچه که از مفاد این ماده استنباط می شود گویای آن هست که ضمانت در خصوص دیون مورد پذیرش قرار گرفته یعنی آن قسمت از تعهدات که مبتنی بر پرداخت مال به غیر است قابل ضمانت می باشد و سایر تعهدات ضمانت پذیر نیست. لکن قانونگذار در ماده ۶۹۷ در بحث ضمان عهده ماده ای را وضع نموده است که به موجب آن «ضمان عهده از مشتری یا بایع نسبت به درک مبیع یا ثمن در خصوص مستحق للغیر در آمدن آن جایز است». مطابق ماده ۳۶۲ قانون مدنی یکی از تعهداتی که بر بایع و مشتری قرار داده شده ضمان درک مبیع است. بایع متعهد است در صورت مستحق للغیر در آمدن مبیع، ثمن را به مشتری مسترد نماید. فقه امامیه و قانون مدنی ایران این تعهد را قابل ضمانت دانسته . اکنون مسأله ی قابل طرح این است، آیا خصوصیتی در ضمان عهده درک مبیع یا ثمن وجود دارد که قانونگذار یا فقهای امامیه به اعتبار همان خصوصیت ضمانت عهده را در این مورد پذیرفته اند و در سایر تعهدات به دلیل فقدان این خصوصیت ضمانت منتفی است، یا آنکه این حکم قابل تعمیم و تسری نسبت به همه ی تعهدات است و قانونگذار به عنوان مثال از ضمان عهده، ضمان درک مبیع و ثمن یاد نموده است. به همین علت و به دلیل عدم تحقیق و بررسی از سوی جامعه ی حقوقی و مجهول بودن این موضوع، ضمانت در تعهدات به عنوان موضوع رساله انتخاب گردیده است تا با بررسی مبانی ضمان عهده ی درک مبیع و ثمن به این سؤال اساسی و راه گشا پاسخ داده شود که آیا ضمانت در تعهدات با عنوان یک قاعده ی عمومی قراردادی قابل پذیرش هست یا خیر؟

    ۲-۱- اهمیت و ضرورت انتخاب موضوع

    با توجه به آنکه جامعه ی حقوقی ایران عمده مباحث حقوقی خود را ناظر بر بحث ضمانت اشخاص در قبال دیون معطوف نموده اند بررسی ضمانت در تعهدات با توجه به جنبه های مجهول آن ضروری است، خصوصاً آنکه با توجه به قراردادهای خصوصی منعقده فی مابین اشخاص که در پاره ای از موارد حسن انجام کار مورد ضمانت قرار می گیرد ابتدا باید بررسی شود که آیا تعهد می تواند قابل ضمانت باشد تا صحت ضمانت اشخاص ثالث نسبت به عملکرد شخص پذیرفته یا رد گردد. به همین منظور تحقیق در این زمینه می تواند مفید و رافع اجمال های موجود باشد. خصوصاً آنکه بدواً می بایست از منظر فقه امامیه این مهم بررسی شود.

    ۳-۱- ادبیات یا پیشینه تحقیق

    حقوقدانان و پژوهشگران حقوقی عمدتاً ضمانت در دیون را مورد بحث و بررسی قرار داده اند. در خصوص موضوع رساله یعنی ضمانت در تعهدات به صورت محدود و آن هم در بحث ضمان عهده مورد اشاره برخی از اساتید نامی ایران همچون دکتر کاتوزیان (عقود معین، جلد دوم، بحث عقد ضمان) مباحث محدودی را مطرح کردند. با بررسی هایی که تا کنون صورت گرفته رساله و پژوهشی که به این موضوع پرداخته باشد مشاهده نشده است ولی در خصوص موضوعات مرتبط و مشابه مواردی به چشم خورده که به بیان دو مورد از این عناوین اشاره خواهیم کرد:

    • مقاله با عنوان ضمانت در تعهدات توسط نگارش یافته؛

    تعهد عبارتست از انجام دادن یا عدم انجام عملی که برعهده یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر قرار می گیرد. تعریف عقد ضمان مطابق ماده ۶۸۴ قانون مدنی چنین است. «عقد ضمان عبارتست از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد.» اگر تعریف ضمان منحصرا همین باشد که در ماده یاد شده بیان گردیده مسلما عنوان ضمانت در تعهدات عنوانی بی حاصل است چون روشن است که تنها آن قسمت از تعهدات که مبتنی بر پرداخت مال بغیر است قابل ضمانت است و سایر تعهدات ضمانت پذیر نیست و تنها می تواند عنوان تبدیل تعهد به اعتبار متعهد پیدا کند ولی می دانیم علاوه بر تعریف فوق قانون مدنی به پیروی از فقهای امامیه نوع دیگری از ضمان را نیز پذیرفته است.

    • مقاله ضمان معاوضی توسط سلطانی نژاد، هدایت الله در فصلنامه نامه مفید، شماره ۱۸ به چاپ رسیده که به شرح ذیل است:

    با تسلیم مبیع به خریدار، ضمان معاوضی یا ریسک ناشی از تلف یا خسارت وارد بر آن از عهده فروشنده به عهده او انتقال می یابد ولی قبل از تسلیم، با وجود انتقال مالکیت، این ضمان بر عهده فروشنده باقی است. در توجیه این قاعده که مشهور به «تلف مبیع قبل از قبض » می باشد، نظریه های گوناگونی مطرح شده است که از لحاظ عملی آثار متفاوتی را در پی دارد. این مقاله با ارزیابی این نظریه ها، در صدد یافتن مبنای حقوقی متناسب با ماهیت قاعده مذکور است.

    ۴-۱- اهداف تحقیق

    تدوین طرح پژوهشی در بحث ضمانت در تعهدات و ارائه آن به جامعه ی حقوقی کشور، مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای حقوقی جهت بهره برداری از آن.

    ۵-۱- سوالات تحقیق

    ۱- ضمان عهده بایع و مشتری نسبت به درک مبیع و ثمن قاعده ی استثنایی است؟

    ۲- ماهیت ضمان عهده چیست؟

    ۶-۱- فرضیه‏های تحقیق

    ۱- از نظر ادله ی عقلی و نقلی ضمان عهده ی بایع و مشتری قاعده ای استثنایی تلقی نمی شود و می تواند مبنایی برای پذیرش ضمانت در سایر تعهدات قرار گیرد.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    ۲-به نظر می رسد ماهیت ضمان عهده، ضم ذمه به ذمه می باشد.

    ۷-۱- روش تحقیق

    روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد و مشتمل بر مراحل زیر است:

    مرحله نخست: گرد آوری مطالب و اطلاعات پایه؛ در یک مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، پژوهش ها و منابع موجود داخلی و مرتبط با موضوع جمع آوری و طبقه بندی خواهد شد. در ابتدا اطلاعات خام و متغیرهای مورد نیاز شناسایی و اطلاعات پایه و مستندات موجود از طریق مطالعات کتابخانه ای و مستندات قبلی، و مراجعات سازمانی جمع آوری می گردد.

    مرحله دوم: بررسی، تجزیه و تحلیل، تعیین کیفیت و طبقه بندی اطلاعات کسب شده؛ در این مرحله به بررسی کیفیت اطلاعات، بررسی صحت اطلاعات و تفکیک و دسته بندی اطلاعات پرداخته می شود.

    مرحله سوم: تحلیل؛ اطلاعات مورد نیاز در رابطه با بوسیله مراجعه به کتابها، پایان نامه ها و مقالات ذیربط با روش تحلیلی و توصیفی و همچنین مراجعه به حقوقدانان برای بررسی نظرات ایشان با روش پرسشنامه ای، جمع آوری می گردد.

    مرحله چهارم: نتیجه گیری و ارائه نتایج برتر؛ در انتهای پژوهش پس از فیش برداری از منابع موجود و جمع آوری به تجزیه و تحلیل مواد قانونی مرتبط پرداخته می شود. که نتایج حاصل از آن در قالب پیشنهاداتی مطرح، تا مورد استفاده محاکم قضایی قرار گیرد.

    مرحله پنجم: تهیه و تدوین گزارش نهایی پایان نامه.

    ۱-۸- ساختار یا سازماندهی پژوهش

    در این پژوهش پلان و ساختار کار به شرح ذیل تهیه و تدوین گردید که اینک به صورت مختصر به آن خواهیم پرداخت : در رساله محقق سعی کرده در فصل نخست به کلیات موضوع ، بپردازد تا پس از آن در فصل دوم با مفاهیم ضمان و تعهد آشنایی بیشتری داشته باشیم و در فصل دوم آنچه مورد پژوهش قرار گرفته موضوع شناسی است با تعریف مفاهیم ، مبانی ، ارکان و اقسام تعهد در نگاه فقه و حقوق بپردازیم تا در ادامه با واژگان تخصصی در این پژوهش بیگانه نباشیم؛ سپس در فصل سوم به احکام ناظر بر مصادیق ضمانت در تعهد پرداخته و ضمان درک،ضمان معاوضی، ضمان عهده، ضمانت نامه بانکی و ضمانت در اسناد تجاری تفسیر و بررسی شده و نهایتاً در فصل چهارم پس از تحلیل و ارزیابی موضوع های مشروحه نتیجه گیری و پیشنهادات ارائه گردید.

    فصل دوم: موضوع شناسی

    در فصل دوم لازم است ابتدای امر به بیان و تعریف مفاهیم و بررسی اصول و مبانی تعهد در نگاه فقه و حقوق بپردازیم که در ادامه با واژگان تخصصی در این پژوهش بیگانه نباشیم.

    ۲-۱- مفاهیم

    برای بررسی و تبیین ضمانت در تعهدات و بررسی آن مستلزم آنست که بدواً تعهد و ضمانت تعریف شود.

    به رغم آنکه واژه ی تعهد به دلیل کثرت استعمال در گفتمان رایج حقوقی از حیث دلالت بر مبنی، ساده می‏نماید و شاید در نگاه نخست از مفاهیم بدیهی در فرهنگ حقوقی تجلی می‏کند، ولی‏ با اندکی تأمل در گستره ی مفهوم و قلمرو شمول و موارد متفاوت قابل اندراج در موضوع آن، ملاحظه می‏شود که تعهد چنان مقوله‏ای است که به جهت نواطی یا تشکیک مستتر در کلیت آن، نه‏تنها به راحتی در قالب تعریفی جامع الاطراف نمی‏گنجد، بلکه بی‏جهت نیست که بخش‏های‏ وسیعی از موضوعات مورد مطالعه در عرصه‏های مختلف حقوقی از سوی مؤلفان اندیشمند و استادان صاحب‏نظر حقوق، مصروف تحلیل و تبیین ابعاد مختلف آن می‏شود و با وجود قدمت‏ زمانی طرح مباحث مربوط به حقوق تعهدات و کثرت و تنوع تألیفات در این زمینه، هنوز دروس حقوق تعهدات از سنگین‏ترین و باب طرح پرسش‏های علمی و میدان عرضه نظریه‏های‏ متعارض از مفتوح‏ترین ابواب و آبادترین میادین علمی و پژوهشی عرصه مباحث حقوقی به‏ شمار می‏رود. در این فصل، نه فقط با نگاه پژوهشی صرف، بلکه با هدف تعمیق پایه‏های آموزشی‏ حقوق تعهدات،هرچند به اختصار به تبیین همه‏جانبه نهاد تعهد همت گماشته و تلاش شده‏ است تا ضمن عنایت به تعاریف لغوی و اصطلاحی و مفاهیم خاص و عام آن و تحلیل رابطه ی میان عقد و تعهد، مبانی حقوقی این نهاد و نظریه‏های مطروحه در این زمینه مورد ارزیابی گیرد و ارکان و عناصر تشکیل‏دهنده ی آن احصاء و مورد شمارش واقع شود. در نهایت نیز پس از بیان‏ اقسام پرشمار و تشریح جهات تقسیم آن،منابع ایجاد تعهد توضیح داده خواهد شد.

    ۲-۱-۱- تعریف لغوی و اصطلاحی تعهد

    تعهد واژه‏ای عربی و از ریشه ی عهد به معنای پیمان، وصیت و به گردن گرفتن امری‏ است. (ابن منظور ۱۹۸۸، ۴۴۸) در زبان پارسی نیز عهد در همین معانی به کار رفته، چنانکه سعدی گفته است: «انصاف نیست پیش تو گفتن حدیث عشق‏ من عهد می‏کنم که نگویم دگر سخن» یا به قول صائب تبریزی:«کرده‏ام عهد که کاری نگزینم جز عشق، بی‏تأمل زده‏ام دست به کاری که مپرس» (دهخدا ۱۳۸۲، ۵۱۰) عهد در اصطلاح فقه و حقوق نیز، گاهی مترادف با عقد و تعهد استعمال شده است.

    چنانکه‏ گفته‏اند:«العقد العهد».(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ‏ ۱۰۶ و ۱۰۷و۴۸۰٫)در پاره‏ای موارد نیز به معنی نذر و تعهد بنده در مقابل خداوند به کار رفته است. (محقق حلی ۱۳۷۸، ۱۹۳) عهد نیز که در معانی نبشته ، پیمان، سوگندنامه ، ذمه ، تعهد، ضمان و وفای به عهد به کار رفته، با عهد هم‏ریشه است.(ابن منظور ۱۹۸۸، ۴۴۸؛ دهخدا ۱۳۸۲، ۵۱۰) در فارسی نیز لفظ عهده در همین معانی استعمال شده است.مانند این سروده ی سعدی:«از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدرآید.»(سعدی ۱۳۸۱، ۳۵) عهد در فقه و حقوق نیز در همین معنی به کار رفته است.چنانکه در ق.م. آمده‏ است:«در صورت مستحق للغیر برآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، بایع باید از عهده غرامات وارده، بر مشتری نیز برآید»

    ۲-۱-۱- ۱-مفهوم عام تعهد

    در فقه و حقوق، واژه ی تعهد در دو معنی به کار می‏رود. یکی در معنی عام خود که معادل‏ الزام، التزام، شرط، اشتراط، عهد، عهده، ضمان، تکلیف و شامل تمام تکالیف و حقوق دینی‏ است؛ خواه از نوع الزامات قهری و قانونی ناشی از اسباب قهری، خواه از التزامات ارادی و قراردادی به شمار رود و منشأ قراردادی داشته باشد.(کاتوزیان ۱۳۸۵، ۱۷ و ۱۹ ؛ جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۴، ۲۷ ؛ صفایی ۱۳۸۴، ۵ و ۶) شاید بر همین اساس در فقه،عهد را عبارت از مطلق جعل و قرار دانسته‏اند.

    دقت در مفاد ماده ی ۲۶۴ ق.م.که اسباب سقوط تعهدات را به‏طور کلی و مطلق احصاء کرده‏ است به روشنی این معنی را آشکار می‏سازد. یا اینکه در ماده ی ۱۱۹۸ ق.م.آمده است:«کسی‏ ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این‏ حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد.برای تشخیص تمکین باید تعهدات و وضع‏ زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.» ملاحظه می‏شود که لفظ تعهدات مندرج در این ماده در مفهومی فراتر از معنی تعهدات ویژه ی ناشی ازاعمال حقوقی به کاررفته است. (کاتوزیان ۱۳۸۵، ۲۳؛ جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۴، ۲۸ ؛ درودیان ۱۳۷۵، ۳ و ۴)

    ۲-۱-۱-۲- مفهوم خاص تعهد

    تعهد در معنی خاص خود عبارت است از:«رابطه ی حقوقی میان دو شخص که به موجب آن‏ متعهد له می‏تواند متعهد را ملزم به پرداخت مبلغی پول یا اقباض و انتقال چیزی و یا انجام فعل‏ و یا ترک کار معینی بکند.» (۱۴۳ ۱۹۸۸, prestation) یا اینکه گفته‏اند:«تعهد رابطه‏ای است حقوقی که نتیجه ی آن انتقال‏ مال یا انجام دادن فعل یا ترک فعل معین یا اسقاط یک اثر حقوقی باشد.»(جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۹۰۹) بعضی هم در تعریف تعهد ضمانت اجرای آن را لحاظ کرده‏اند و گفته‏اند :تعهد عبارتست‏ از رابطه ی حقوقی که به مقتضای آن شخص معینی که مدیون نامیده می‏شود ملتزم می‏گردد به‏ اداء مال یا انجام کاری برای شخص معین یا قابل تعیینی که طلبکار نام دارد و به موجب آن‏ طلبکار می‏تواند اجرای آن تعهد را از بدهکار بخواهد و اگر حاضر به انجام آن نشود او را بر خلاف میل به اجرای آن وادار کند.(الدکتور سوار ۱۹۹۸، ۶۲ و ۷۰)

    هرچندازتعاریف مذکور چنین مستفاد می‏شود که تعهددر حقیقت الزامی است که متعهد به اراده ی خود بدان پایبند می‏شود و به این اعتبار در مقابل الزام که به معنی تحمیل تعهد بر شخص توسط قانون یا در اثر واقعه ی حقوقی است قرار می‏گیرد ،لیکن در قانون مدنی مطلق‏ الزام و التزام یعنی هم تعهدات ناشی از تراضی و قرارداد و هم تعهدات خارج از قرارداد که به‏ صورت قهری و غیر ارادی بر شخص تحمیل می‏شود هر دو ملحوظ نظر قرار گرفته است. (درودیان ۱۳۸۸، ۴)

    ۲-۱-۲- تفکیک تعهد از عقد

    از این مطلب که طبق نظری، واژه ی تعهد در معنی خاص خود به معنی عهده‏دار شدن امری‏ به تراضی است و مفهومی نزدیک به عقد دارد (میرزا نائینی ۱۴۱۰، ۳۳ ؛ سبزواری ۱۴۱۱، ۲۰۱ ؛ ابن تیمیه ۱۳۷۷، ۹۵ ؛ محقق داماد ۱۳۸۴، ۶۲ و ۷۰) نباید نتیجه گرفت که تعهد و عقد، مترادف است و می‏توان آن دو را به جای هم به کار گرفت،زیرا عقد در حقیقت مبنا و سبب ایجاد تعهد است و تعهد اثری است که از عقد حاصل‏ می‏شود.رابطه ی میان این دو از نوع رابطه ی سبب و مسبب است و استعمال هریک از آن دو به‏ جای دیگری در واقع،اختلاط علت و معلول به شمار می‏رود.(کاتوزیان ۱۳۸۵، ۱۹)

    اینکه گفته شد عقد مبنا و سبب تعهد است و تعهد اثر حاصله از عقد، بدان معنی نیست که‏ اثر عقد فقط ایجاد تعهد است و یا منشأ و منبع دیگری برای ایجاد تعهد وجود ندارد، زیرا ایجاد تعهد یکی از آثار عقد است و عقد به عنوان علت و سبب اعتباری و حقوقی آثار دیگری‏ غیر از ایجاد تعهد نیز حسب مورد می‏تواند داشته باشد. چنانکه اثر مستقیم و بی‏واسطه ی عقودی از قبیل:بیع، اجاره، هبه و قرض تملیک است.(کاتوزیان ۱۳۸۵، ۱۸ ؛ السنهوری ۱۹۹۸، ۷۹ به بعد) و در عقودی از قبیل:وقف، تحبیس عین و تسبیل منفعت است و در قراردادهایی از قبیل کفالت و ضمان توثیقی و رهن‏ ایجاد حق شخصی و عینی برای تضمین و توثیق دین موجود و در نکاح،تشکیل خانواده و در قراردادهایی از قبیل:عقد حواله و ضمان،تعهد موجودی به دیگری منتقل می‏شود یا اقاله که د ر حقیقت به دلیل نیازمندی به دو انشاء متقابل عقد محسوب است، سبب از بین رفتن تعهد سابق می‏گردد و اثر مستقیم عقد شرکت و وکالت نیز به ترتیب ایجاد شخصیت حقوقی و اعطاء اذن به وکیل است.منشأ ایرادات اساسی وارده بر تعریف قانونگذار از عقد در ماده ی ۱۸۳ قانون مدنی نیز همین مطلب است.و توجیهاتی از نوع آنکه در عقود تملیکی هم در حقیقت اثر عقد بیع ایجاد تعهد به تملیک مبیع است که بی‏درنگ و بلا فاصله به مرحله اجرا درمی‏آید، نیز مؤثر در مقام نیست، زیر بر فرض صحت، تعهد اجرا شده‏ای را که به حق عینی تبدیل شده‏ است در حقیقت نمی‏توان تعهد به معنی درست آن نامید.(کاتوزیان ۱۳۸۵، ۱۶)

    از طرف دیگر منشأ ایجاد تعهد فقط عقد نیست، بلکه تعهد علاوه بر عقد از منابع دیگری‏ مانند ایقاع در مواردی که قانونگذار مقرر داشته و وقایع حقوقی از قبیل الزامات خارج از قرارداد و موارد مسئولیت قهری و بیش از همه قانون نشأت می‏گیرد.(المکاشفی ۱۴۱۱، ۳۰۱ ؛ السنهوری ۱۹۹۸، ۲۷؛ الذنون ۱۳۷۸ ۱۹ و ۲۰؛ کاتوزیان ۱۳۸۵، ۷۶و۷۲) بنابراین عقد و تعهد هم از نظر مفهوم و هم از نظر آثار متفاوتند. بین عقد و تعهد ملازمه نیز وجود ندارد،زیرا گاه تعهد بدون عقد به‏ وجود می‏آید و گاه نیز از عقد تعهدی ایجاد نمی‏شود.(کاتوزیان ۱۳۸۵، ۷۴ و ۷۵)

    ۲ -۱-۳- ضمان

    تعریف عقد ضمان مطابق ماده ۶۸۴ قانون مدنی چنین است :« عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که برذمه دیگری است بعهده بگیرد …» و بدین ترتیب یکی از آثار عقد ضمان (به عهده گرفتن دین از سوی ضامن)را به جای تعریف عقد آورده است. بنا براین ،برای شناساندن ماهیت ضمان مطلق، در تعریف آن باید گفت : عقدی است که به موجب آن شخصی، در برابر طلبکار و با موافقت او،دین دیگری را به عهده می گیرد و انتقال آن را به ذمه ی خویش می پذیرد. قید در برابر طلبکار برای احراز از صورتی است که عقد بین مدیون اصلی و ضامن واقع شود و طلبکار نیز با انتقال دین موافقت کند. عقد ضمان بین ضامن و طلبکار واقع می شود و اراده ی طلبکار یکی از ارکان آن است. نقل ذمه نیز برای این است که ماهیت عمل حقوقی انجام شده و اثر عقد در برائت ذمه ی مدیون معلوم شود.(کاتوزیان ۱۳۸۸،۱۰۷)

    اگر تعریف ضمان منحصراً همین باشد که در ماده۶۸۴ یاد شده بیان گردیده مسلماً عنوان ضمانت در تعهدات عنوانی بیحاصل است چون روشن است که تنها آن قسمت از تعهدات که مبتنی بر پرداخت مال به غیر است قابل ضمانت است و سایر تعهدات ضمانت پذیر نیست و تنها می تواند عنوان تبدیل تعهد به اعتبار متعهد پیدا کند ولی می دانیم علاوه بر تعریف فوق قانون مدنی به پیروی از فقهای امامیه نوع دیگری از ضمان را نیز پذیرفته است و آن ضمان عهده مشتری و بایع نسبت به درک مبیع یا ثمن در صورت مستحق للغیر در آمدن آن جایز است. مسأله قابل طرح اینست که : آیا خصوصیتی در ضمان عهده درک مبیع یا ثمن وجود دارد که قانونگذار یا فقهای امامیه به اعتبار همان خصوصیت ضمانت عهده را در این مورد پذیرفته اند و در سایر عهده ها این خصوصیت نیست یا آنکه این حکم قابل تعمیم نسبت به همه تعهدات است و قانونگذار بعنوان مثال از ضمان درک مبیع و ثمن نام برده است ؟ برای اظهار نظر در این باب بی مناسبت نیست که ابتدا ضمان عهده تشریح شود. ( محقق داماد ۱۳۶۸،۱۱۰)

    ۲-۱-۳-۱- ضمان درک

    واژه ی ضمان در لغت به معنی به عهده گرفتن و کفالت کردن است، و در معانی مختلف چون التزام، اشتمال و احتواء به کار رفته است. باید دانست قرائت ضمان با فتح حرف اول ( یعنی ضَ) صحیح است که در زبان فارسی به غلط با کسر آن مصطلح شده است.(باقری ۱۳۸۸، ۲۵) در اصطلاح فقه و حقوق اسلامی ضمان در معانی زیر به کار می رود:

    الف- تعهد به مالی که در ذمه ی شخص دیگر ثابت است.(موسوی خمینی ۱۴۰۴، ۲۶۷) ضمان به این معنا در شمار عقود معین است که از آن به ضمان عقدی نیز تعبیر می شود.

    ب- تعهد به ردّ مثل یا قیمت مال تلف شده،چنانکه در ضمان اتلاف گفته می شود هر کسی مال دیگری را تلف کند ضامن خواهد بود.(میرفتاح مراغی ۱۴۱۸، ۵۲۱)

    ج- تلف مال از ملک خود مالک،مثل اینکه در تلف مبیع گفته شده است چنانچه پیش از قبض باشد بایع ضامن است، یعنی از جیب خود او رفته است، و در صورتی که پس از قبض تلف شود از ملک خود مشتری محسوب است ، زیرا به واسطه ی قبض ضمان از بایع به مشتری منتقل می گردد.(شهید اول ۱۴۰۶، ۲۸۸)

    د- تعهد به ردّ مال معیّن ، چنانکه در ضمان غاصب گفته شده است وی باید عین مال غصب شده را برگرداند و در صورتی که عین مال تلف شده باشد غاصب ملزم به پرداخت مثل آن در فرضی است که مثلی باشد و چنانچه قیمی باشد یا ردّ مثل متعذّر گردد متعهد به پرداخت قیمت خواهد بود.(شهید ثانی ۱۴۱۳، ۳۵۰) اما واژه ی درک در لغت به معنای پایین ترین عمق و در برابر درج به معنای بالاترین ارتفاع است.یعنی در معنای درک، سقوط و پستی اعتبار شده و در معنای درج،صعود و بلندی. حاصل آنکه ضمان درک مبیع یعنی تعهد و التزام بایع به بازگرداندن ثمن معامله، به جهت مستحق للغیر در آمدن مبیع، و ضمان درک ثمن یعنی تکلیف و تعهد مشتری به بازگرداندن مبیع به بایع، به جهت مستحق للغیر درآمدن ثمن.(باقری ۱۳۸۸، ۲۵)یکی از مسائلی که در قانون آمده است مبحث ضمان درک است که نویسندگان قانون آن را در شمار تعهدات ناشی از عقد بیع صحیح شمرده اند(ماده۳۶۲ ق.م) که در این مورد از حقوق فرانسه پیروی شده است،ولی از سوی دیگر در وضع قوانین مربوط به ضمان درک(مواد۳۹۰-۳۹۳ ق.م) از مقررات فقه امامیه مربوط به فروش مال غیر(معاملات فضولی) و خیار تبعض صفقه و غصب تبعیت شده که در این امر باعث نوعی تعارض در برخی مواد مربوط به ضمان درک(ماده ۳۹۱ ق.م) با برخی از مواد بیع فضولی(مواد۲۴۷-۲۶۴ ق.م) شده است.(علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۰۸) در فقه اهل سنت و حقوق کشور های عربی از ضمان درک به ضمان تعرض و استحقاق هم تعبیر شده است، چه آنکه این ضمان هنگامی محقق است که پس از استحقاق، مالک حقیقی مبیع (نه بایع غیر مأذون) به مشتری تعرض کند و مبیع را از او باز ستاند. از این رو ضمان درک مبیع را به التزام بایع به سلامت مبیع از حیث حقوق و علاقه ی غیراز بایع به آن تعریف کرده اند.(باقری ۱۳۸۸، ۲۵)

    ۲-۱-۳-۲-ضمان معاوضی

    در عقد بیع به مجرد تحقق بیع، خریدار مالک مبیع و فروشنده مالک ثمن می شود؛ اما طبق قاعده مشهور تلف مبیع قبل از قبض هرگاه بعد از عقد و قبل از تسلیم کالا به مشتری مثمن یا مبیع نزد فروشنده یا بایع تلف شود ،تلف از مال بایع خواهد بود لذا تلف از مال مشتری به حساب نمی آید هر چند که از زمان وقوع عقد بیع، مالک مثمن یا مبیع شناخته می شود ، قواعد عمومی معاملات اقتضاء دارد که مبیع تلف شده از مال خریدار باشد و خسارت مال تلف شده هم به عهده ی وی باشد چون که تلف هر مال در ملک مالکش انجام می گیرد و در اثر بیع ، مبیع به ملک خریدار منتقل شده است ،ولی با این حال قاعده، کالای تلف شده را از مال و ملک بایع می داندکه ما در بندهای بعدی حکم قاعده را مورد بررسی قرار خواهیم داد. (جعفری لنگرودی ۱۳۸۸، ۴۷)

    ۲-۱-۳-۳-ضمان عهده

    می دانیم که فروشنده ضامن درک مبیع است یعنی چنانچه پس از انجام معامله مبیع از آن دیگری در آید و یا معامله به جهتی باطل شد بر عهده اوست که ثمن را به خریدار بازگرداند. حال اگر شخصی در برابر خریدار از فروشنده ضمانت کند مبنی بر اینکه چنانچه مبیع از مال دیگری در آید و یا معامله باطل باشد او عهده دار بازگرداندن ثمن خریدار خواهد بود این ضمان را ضمان بر عهده می کند به این اعتبار که ضامن معتهد به انجام امری شده که بر عهده فروشنده بوده به عبارت دیگر شخص مزبور ضامن عهده باید بایع شده است و همچنین خریدار ضامن درک ثمن است یعنی چنانچه پس از انجام معامله خللی در معامله و یا در مالکیت ثمن پدیدار گردد بر عهده خریدار است که مبیع را به فروشنده بازگرداند. حال اگر شخصی در برابر فروشنده ضمانت کند که اگر معامله فاسد باشد او عهده دار بازگرداندن مبیع به فروشنده خواهد بود، شخص مزبور ضامن عهده خریدار شده است .(علامه حلی بی تا، ۹۰)

    ۲-۲- مبانی تعهد

    مبنای تعهد و تکلیفی که اشخاص در برابر دولت و در هر جامعه دارند و به موجب قوانین‏ موضوعه هر جامعه بر آنان تحمیل می‏شود،روشن است،زیرا به مقتضای حاکمیت دولت و به‏ دلیل ولایت ناشی از حاکمیت صورت می‏گیرد،اما در زمینه ی تعهدات ناشی از روابط خصوصی‏ اشخاص،این پرسش مطرح است که با وصف آنکه همه ی افراد جامعه بدون ملاحظه جنس و گویش و نژاد و مذهب و فقر و غنا باهم برابر و در مقابل هم از استقلال کامل برخوردارند، چرا و چگونه شخصی در مقابل دیگری به عنوان متعهد و مدیون ملزم به انجام امری می‏شود و تحت سلطه طرف مقابل قرار گرفته از سوی او مورد مؤاخذه قرار می‏گیرد؟مگرنه این است‏ که اصل عدم صلاحیت اشخاص نسبت به یکدیگر مانع چنین سلطه‏ای است؟

    ممکن است در پاسخ گفته شود که لازمه ی زندگی و حیات در جامعه‏ای که مشمول حکومت‏ مردمی است آنکه مبنای همه ی تعهدات و حقوق مردم در مقابل یکدیگر و جامعه، قانون است، ولی از آنجایی که قانون نیز از اهداف و قواعد ویژه ی خود تبعیت می‏کند نمی‏توان به سادگی از این پاسخ قانع گشت .(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۵۶ به بعد)

    رجوع به تاریخ و فلسفه حقوق نشان می‏دهد که مکتب‏های حقوقی مختلف برای‏ پاسخگویی به این پرسش تلاش کرده‏اند و هرکدام به سهم خود پاسخ درخوری یافته‏اند که بعداً ‏در بحث حاکمیت اراده به طرح آن مبادرت می‏شود.

    ۲-۲-۱- قانون

    در صورتی که متعهد به میل و رغبت خود و یا پس از مطالبه ی متعهدٌ له از ایفاء تعهد سرپیچی کند ، قانون از حقوق و اختیاراتی حمایت می کند که متعهدٌ له با اعمال آنها بتواند به عین موضوع تعهد یا بدل آن دست یابد. این اقدامات هریک چهره ای از همان حق مطالبه ای ( که همراه تعهد زائیده شده بود) هستند که هر یک به نوبه ی خود حقی تلقی می شوند که توسط یک قدرت عالی و برتر حمایت می شوند. به طور اختصار این حقوق عبارتند از:

    الف ) حق اجبار به اجرای عین تعهد:

    یعنی هرگاه متعهد از وفای به عهد خودداری کند ، متعهدٌ له حق دارد با بهره گرفتن از قوای عمومی و مثلاً با بهره گرفتن از اجرائیه صادره از سوی ثبت یا قرار یا حکم صادره از سوی دادگاه متعهد را ملزم به اجرای عین تعهد بنماید.

    ب) حق فسخ:

    یعنی متعهدٌ له می تواند با بهره گرفتن از این اختیار قانونی مانع سوء استفاده متعهد بشود و به دلیل داشتن این حق او را از تخلف در انجام تعهد منصرف سازد.

    حق فسخ، صرف نظر از اینکه ماهیتاً از اقسام خیار شرط به حساب آید یا آن را به عنوان وسیله ی جبران ضرر محسوب سازیم در مواردی که اعمال آن از نظر متعهد مطلوب نباشد به عنوان ضمانت اجراء قابل قبول است.

    ۲-۲-۲- حاکمیت اراده

    در قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی اندیشه‏های فردگرایانه تحت شرایط سیاسی فکری اقتصادی آن‏ زمان، انسان را به عنوان افرادی که در خارج وجود داشته و در اجتماعی که از آنان شکل گرفته‏ زندگی می‏کنند، واقعیتی خارجی دانسته، اما اجتماع را امری غیر واقعی و موهوم به شمار می‏آورند. در نتیجه برای افراد جامعه اصالت قائل بوده و اجتماع را مجرایی تلقی می‏کردند که‏ برای سعادت و رفاه افراد به وجود آمده و باید هدف نظام حاکم بر جامعه حفظ حقوق طبیعی‏ ایشان باشد.(السنهوری ۱۹۹۸، ۱۴۱)

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    به موجب این اندیشه،همانگونه که درمنظردکارت درعرصه ی اندیشه وفلسفه ی اندیشیدن‏ نشانه ی وجود شخص تلقی می‏شد واعتقاد بر این بود که«من می‏اندیشم پس هستم»؛در بعد حیات حقوقی جامعه نیز داشتن اراده،دلیل شخصیت انسانی محسوب می‏گشت. بر این اساس‏ تأمین آزادی اراده و در نتیجه برابری اشخاص امری فطری و طبیعی است که هیچ قانونی‏ صلاحیت سلب یا انفکاک آن را از ایشان ندارد.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۶۶)

    انسان آزاد و مستقل است و به دلیل اصل استقلال انسان‏ها در مقابل هم و نیز بی‏ولایتی هیچ‏ کس بر دیگری هیچ نیرویی جز اراده ی خود او نمی‏تواند بر او حاکم باشد یا او را متعهد سازد. اجتماع نیز محصول توافق و ارده‏های آزاد همین افراد مستقل و آزاد تشکیل‏دهنده جامعه‏ است که به حکم ضرورت همزیستی جمعی، از بخشی از آزادی‏های خویش به سود جامعه‏ گذشته‏اند و همین قرارداد اجتماعی است که مبنای حاکمیت دولت است. بدین ترتیب نظریه ی موسوم به حاکمیت اراده شکل گرفت که ریشه و مبنای هر تعهد و الزام‏ را که در روابط خصوصی افراد در جامعه بر انسان تحمیل می‏شود در حکومت اراده و خواسته‏ او می‏جوید.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۳۷؛ قواعد عمومی قراردادها ۱۳۸۵، ۱۵۱ ؛ السنهوری ۱۹۹۸، ۱۴۱)

    از آنجا که انسان‏های آزاد و مستقل موضوع نظریه ی حاکمیت اراده، خود مبتنی بر واقعیت‏ خارجی نبوده و به گواهی تاریخ بشر، هیچ برهه‏ای از تاریخ را نمی‏توان یافت که در آن انسان‏ خارج از اجتماع و به طور آزاد و مستقل و بی‏نیاز از دیگران زیست کند،تصور اینکه اجتماع ارادی چنین انسان‏های آزاد و مستقلی بر مبنای یک قرارداد اجتماعی شکل گرفته باشد نیز با واقعیت فاصله بسیار داشته و سبب شده است که نظریات و نتایج ارائه‏شده از سوی این‏ مکتب به شدت مورد انتقاد قرار گیرد و به تدریج جای خود را به نظریه‏های دیگری که بیشتر بر اصالت اجتماع تکیه دارد.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۷۰؛ کاتوزیان ۱۳۸۵، ۸۵ به بعد)

    ۲-۲-۲-۱- حاکمیت قوانین آمرانه بر قرارداد خصوصی

    از اصل حاکمیت اراده نتایج زیر حاصل می‏گردد: حقوق و تعهدات متقابل اشخاص ناشی از اراده خود آنان است: در قراردادها و اعمال حقوقی مستقیماً اراده ی اشخاص اعمال می‏شود و قانون نیز بدان به دیده ی احترام می‏نگرد. در وقایع حقوقی و الزامات خارج از قرارداد نیز به‏طور غیر مستقیم، اراده‏ اشخاص از طریق قانون حاکم است،زیرا قانون در حقیقت تصمیم جمع گروهی است که به‏ اراده ی مستقیم مردم جهت قانونگذاری انتخاب شده‏اند. نتیجه ی دیگری که از این اصل حاصل می‏شود، آن است که اراده حاکم بر ایجاد تعهد، نیازمند تشریفات و شکل خاصی نیست و قاضی در مواقع اختلاف باید تلاش کند اراده‏ مفروض طرفین را بیابد. از آنجا که شخص به اراده ی خود ملتزم می‏شود، اثر اراده او فقط محدود به دو طرف تعهد است و قابل تسری به اشخاص ثالثی نیست که در ایجاد آن نقش نداشته‏اند. (دکارت، به نقل از فروغی ۱۳۸۸، ۱۴۹)

    از آنجا که تعهدات فرد مخلوق اراده ی خود اوست تعهد ارادی افراد عادلانه است و ادعای‏ ستمکارانه بودن چنین تعهدی از متعهدی مسموع نیست که خود آن را ایجاد کرده است،زیرا به تعبیر کانت فیلسوف مشهور آلمانی:«هنگامی که شخص درباره ی دیگری تصمیم می‏گیرد همیشه احتمال دارد که عادلانه رفتار نکند، لیکن در موردی که برای خود تصمیم می‏گیرد احتمال وقوع هیچ ظلمی نمی‏رود.»(ریپر و بولانژه، به نقل از کاتوزیان ۱۳۷۷، ۸۵ به‏ بعد)

    ۲-۲-۲-۲- حاکمیت قرارداد خصوصی بر قوانین تکمیلی

    جامعه و طبع زندگی مشترک ایجاب می‏کند که انسان‏هایی که در میان زنجیره‏ای از تعهدات ناخواسته به دنیا می‏آیند و زندگی می‏کنند در برابر یکدیگر و نیز در مقابل دولت تکالیف گوناگون داشته باشند.اراده ی شخص هرگز منشأ اصلی این تکالیف و دیون‏ او محسوب نمی‏شود و فقط در حدی تأثیر دارد که وضع شخص را با موقعیت‏های خاص‏ اجتماعی منطبق سازد که ساخته قوانین و اجتماع است، آن هم تا جایی که نیازهای زندگی‏ اجتماعی ایجاب نماید. در قلمرو قراردادها و تعهدات نیز، التزام‏آور بودن عقد،خواست دو طرف نیست بلکه اثر اعلام اراده به عنوان رخدادی اجتماعی است که به حکم قانون برای طرفین ایجاد الزام می‏ نماید. (کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۷۰؛ کاتوزیان ۱۳۸۵، ۸۵ به بعد)

    البته برای تعدیل تندروی‏های این نظریه‏پردازان برخی از معتقدان به عدالت و اصول‏ اخلاقی تصریح کرده‏اند که دولت در این راه عمل آزادی مطلق ندارد، بلکه خود مقهور نیروهای اجتماعی است.به نظر ایشان حقوق هر قوم نماینده مدنیت و اخلاق ویژه ی حاکم بر آن‏ است و قانونگذاران ناگزیر به رعایت این مراحل به‏ویژه نقش اخلاق در هر جامعه هستند زیرا به حکم اخلاق وفای به عهد ممدوح و نقض آن عهدشکنی و ناپسند است؛(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۷۰؛ کاتوزیان ۱۳۸۵، ۸۵ به بعد)

    ۲-۳- ارکان تعهد

    هرچند بعضی از مؤلفان حقوق،(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۷ به بعد) بیش از یازده عنصر برای تعهد شمارش کرده‏اند که عبارتند از:رابطه حقوقی، دین، طلب، حق مطالبه، ضمانت اجراء، متعلق موضوع تعهد، معین بودن متعلق تعهد، تعیین متعهد، تغایر متعهد و متعهدٌ له، موضوع تعهد، عدم متعلق امر و نهی قانون به موضوع تعهد، ولی به نظر می‏رسد آنچه که بین عناصر مذکور در حقیقت ارکان تعهد را تشکیل می‏دهد سه عنصر است:طرفین‏ تعهد، موضوع تعهد و رابطه ی حقوقی.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۲۳۱ ؛ درودیان ۱۳۸۸، ۴)

    ۲-۳-۱- طرفین تعهد

    رکن اول هر تعهد وجود طرفین تعهد است ،زیرا برای تصور تعهد و حق دینی،وجود دو شخص ضرورت دارد:۱-شخص صاحب حق یا طلبکار که به عنوان متعهدٌ له هم از او یاد می‏شود.۲-شخصی که دین یا تعهد بر ذمه ی اوست و مدیون،متعهد یا بدهکار نام دارد.برای‏ تأکید بر همین جنبه و مشخصه ی تعهد است که گاهی از تعهد به حق شخصی تعبیر می‏شود که‏ برخلاف حق عینی که مستقیماً بر شیء و مال اعمال می‏گردد بر عهده ی فردی معین که همان‏ متعهد است بار می‏شود. (کاتوزیان ۱۳۷۷، ۲۳۱ ؛ درودیان ۱۳۸۸، ۴) قابلیت تعیین طلبکار کفایت می‏کند،اگر در مواردی از قبیل بیمه عمر یا جعاله خطاب به‏ عموم، معمولا در زمان ایجاد تعهد، طلبکار معین نیست، ولی با این وصف به دلیل قابلیت‏ تعیین آن در زمانی که تعهد در خارج محقق می‏شود تردیدی در صحت آن باقی نمی‏ماند.

    بعضی به دلیل امکان ایجاد تعهد به اراده ی واحد و یک‏جانبه منکر لزوم وجود دو طرف برای‏ تعهد و رابطه ی دینی شده‏اند ،و آن را عنصری ضروری به شمار نیاورده‏اند.(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۱۴) اما این دلیل موجه نیست، زیرا هرچند که ممکن است تعهد یا حق دینی در اثر اراده ی شخص ایجاد شود، ولی این موجود یک‏جانبه نیز شخص متعهد موجد خود را به‏ شخص دیگری که از آن حق برخوردار شده و می‏تواند مدیون را برای اجرای آن حق به نفع‏ خود مواخذه کند مرتبط می‏سازد. بنابراین وقتی در مقام بیان ارکان ضروری تعهد از رابطه ی بین دو طرف به عنوان طلبکار و مدیون بحث می‏شود، وجود تعهد پس از ایجاد،منظور نظر است نه چگونگی ایجاد و منشأ آن.[۱]

    بدیهی بودن لزوم وجود این دین و مدیون در تحقق تعهد به اندازه‏ای است که هرگاه دو وصف‏ طلبکار و بدهکار در شخص واحدی جمع شود، تعهد ساقط می‏گردد. مانند مواردی که‏ شخص به پدرش مدیون است و پس از مرگ پدر به عنوان تنها وارث او دارایی‏اش را اعم از طلب‏ها و دیون به میراث می‏برد که در این صورت چون مالک قهری دین خود به پدر شده به‏ دلیل اتحاد اوصاف داین و مدیون در او، دین وی خودبه‏خود ساقط می‏شود.

    اینکه گفتیم وجود دو طرف در رابطه ی دینی رکن ضروری تعهد است بدین معنی نیست که‏ در هر تعهد فقط یک نفر می‏تواند در مقابل نفر دیگر دین را به عهده بگیرد، بلکه در مواردی‏ ممکن است نسبت به یک تعهد چند نفر طلبکار و یک نفر متعهد و مدیون باشند، مثل تعهد پیمانکار در مقابل چندین مالک مشاع یک ملک به اجرای نقشه ی ساختمانی خاص و احداث‏ بنای چند واحد در آن. یا برعکس ممکن است متعهدین متعدد در برابر شخصی واحد ملتزم‏ به دینی گردند. چنانکه غالباً در مسئولیت تضامنی اسناد تجارتی،مثل چک و سفته و برات، صادرکننده و ظهرنویس‏های متعدد آن در قبال دارنده ی سند متعهد به پرداخت وجه آن هستند و یا مانند مسئولیت تضامنی غاصبان متعدد در مقابل مالک مال مغصوب.

    ۲-۳-۲- موضوع تعهد

    رکن دوم تعهد،موضوع تعهد است که از آن به«متعهدٌ به»تعبیر می‏شود و مراد امری است‏ که متعهد در برابر متعهدٌ له بر عهده می‏گیرد.

    در اینکه آیا تعهد فقط شامل تعهدهای مالی و اقتصادی است یا آنکه روابط خانوادگی و تکالیف غیر مالی را هم دربرمی‏گیرد اتفاق‏نظر نیست.گروهی(صفائی ۱۳۵۱، ۶)دامنه ی شمول مفهوم تعهد را به دیون و تکالیف خانوادگی و غیر مالی گسترش داده و تمام حقوق و تکالیف ناشی از روابط خانوادگی بین اعضا ی خانواده و دیون و تکالیف غیر مالی‏ را از جمله تکالیف اعضای انجمن‏های علمی، ورزشی و خیریه مشمول عنوان تعهدات‏ می‏دانند.(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۲۰، ش ۳۲؛ السنهوری ۱۹۹۸، ۱۸) در مقابل گروهی تعهد را اختصاص به روابط مالی داده و گفته‏اند شامل حقوق و دیونی‏ است که از عناصر دارایی و قابل ارزیابی به پول و هدف از ایجاد آن هم رفع نیازهای مادی‏ است.(قائم‏مقامی ۱۳۷۹، ۴۸؛ عدل ۱۳۸۲، ۱۰۸)

    عکس مرتبط با اقتصاد

    البته این بدان معنی نیست که این دو قلمرو به‏طور کامل از یکدیگر منفک است و هیچ‏گاه‏ در یکدیگر نفوذی ندارند، زیرا گاهی نفقه که از حقوق و تکالیف خانوادگی محسوب است‏ واجد هر دو جنبه اخلاقی و مادی است یا مواردی که تجاوز به جان و سلامت و حیثیت افراد که در زمره ی حقوق شخصی و غیر مالی است موجب محکومیت متجاوز به جبران خسارت مالی‏ می‏شود.

    با این وصف اکنون در حقوق، تعهد به رابطه‏ای اطلاق می‏شود که جنبه ی مثبت آن از عناصر دارایی و جنبه منفی آن در شمار دیون بدهکار باشد. تکالیفی که در روابط خانوادگی و در امور غیر مالی اشخاص در مقابل یکدیگر به عهده دارند، به رغم آنکه در معنی عام تعهد می‏گنجد تابع قواعد فنی تعهدات نیست و جهات معنوی و اخلاقی آن بر جهات مالی‏ می‏چربد.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۴۵)

    در حقوق کنونی هر دو بعد مالی و شخصی تعهد مدنظر است،زیرا از یک طرف تحقق‏ دین زمانی مصداق پیدا می‏کند که شخص به عنوان طلبکار بتواند به استناد رابطه ی حقوقی‏ فی ماببین بر دیگری حق پیدا کند و از دیگر سوی طلب واجد ارزش مالی و بخشی از دارایی‏ محسوب است که به دیگران منتقل می‏شود و گاهی همانند اسناد در وجه حامل و اسناد اعتباری و سهام بی‏نام شرکت‏های تجارتی بسان عین خارجی مورد دادوستد در بورس قرار می‏گیرد.

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    گاهی ضمانت اجرای حق غیر مالی ایجاد التزام مالی است که بر دارایی مدیون تحمیل‏ می‏شود، مانند تکلیف مربوط به حضانت و کودک که به صورت پرداخت مبلغی وجه نقد در حکم منعکس می‏گردد. یا در بسیاری از موارد تنها راه تدارک و جبران خسارت معنوی در پرداخت مبلغی پول است.تعهد کفیل به احضار مکفول نیز طبق مواد ۷۳۴ به بعد قانون مدنی‏ صرفا به دلیل داشتن ضمانت اجرای مالی تعهد نامیده شده است.( کاتوزیان ۱۳۷۷، ‏ ۴۵ و ۴۶)

    ۲-۴- اوصاف تعهد

    در تحلیل حقوقی تعهد حقوق دانان اوصافی را برای آن بیان نمودند:

    الف. رابطه حقوقی بودن تعهد؛

    ب . الزام آور بودن؛

    در عقود جایز نیز تعهد الزام آور است به این بیان که تا موقعی که عقد پابرجاست الزام تعهد نیز هست.

    ج. اختصاص به حقوق مالی و دین داشتن تعهد؛

    به امور غیر مالی، حقوق عینی و تکالیف قانونی تعهد گفته نمی شود تعهدات از حقوق دینی و در مقابل حقوق عینی قرار دارد.(کاتوزیان ۱۳۷۶، ۲۱۳)

    تعهد که از آن به حق دینی هم تعبیر می‏شود در حقیقت رابطه‏ای حقوقی است که بین‏ اشخاص برقرار می‏شود.در یک طرف این رابطه حقوقی شخصی است که به استناد همین‏ رابطه می‏تواند از شخص دیگری که در طرف مقابل این رابطه قرار می‏گیرد امری را مطالبه‏ کند.به چنین صاحب حق یا طلبکار و یا داین و یا متعهدٌ له اطلاق می‏شود و شخص مقابل را که در برابر طلبکار متعهد به انجام دادن امری است مدیون،بدهکار و یا متعهد و ملتزم‏ می‏گویند.(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۱۷۰۱ و ۱۷۰۵ ؛ کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۰۸ و ۱۰۹) این رابطه ی حقوقی خواه در اثر عقدی که بین طرفین منعقد شده،ایجاد شده باشد و خواه‏ ناشی از رابطه ی قراردادی نباشد؛در حقوق ما یک رابطه ی شخصی است. این رابطه ی حقوقی متضمن حقی است که به اعتبار طلبکار و داین به آن طلب و به اعتبار مدیون و متعهد به آن دین یا تعهد گفته می‏شود.

    تعهد چون از نوع حق دینی است در حقیقت دارای همان مختصات حقوق دینی است،یعنی‏ طلبکار تنها حق دارد به شخص معینی که در برابر او متعهد است رجوع کند و نمی‏تواند موضوع حق خویش را از سایرین مطالبه کند. به استناد این حق دینی یا تعهد که رابطه‏ای شخصی است،حق طلبکار فقط بر عهده ی شخص‏ بدهکار و یا صرفاً بر دارایی و اموال موجود او در زمان توقیف است و او نمی‏تواند این حق را در اموالی که قبل از آن بدهکار به دیگران منتقل شده است پیگیری و مطالبه کند،زیرا حق‏ تعقیب از مختصات حقوق عینی است. از سوی دیگر طلبکار حق دینی جز در مواردی که قانون برای او امتیاز ایجاد کرده با دیگر طلبکاران حقوق دینی در استیفاء حق خود از اموال مدیون برابر است درحالی‏که‏ می‏دانیم حق عینی از این امتیاز ویژه برخودار است که صاحب آن در قبال طلبکاران دیگر حق‏ تقدم دارد.(الدکتور سوار ۱۴۱۵، ۱۹)

    ۲-۴-۱- قانونی یا قراردادی بودن تعهد

    تعهدکه ازآن به حق دینی هم تعبیرمی‏شود درحقیقت رابطه‏ای حقوقی است که بین‏ اشخاص برقرار می‏شود.در یک طرف این رابطه حقوقی شخصی است که به استناد همین‏ رابطه می‏تواند از شخص دیگری که در طرف مقابل این رابطه قرار می‏گیرد امری را مطالبه‏ کند.به چنین صاحب حق یا طلبکار و یا داین و یا متعهدٌ له اطلاق می‏شود و شخص مقابل را که در برابر طلبکار متعهد به انجام دادن امری است مدیون،بدهکار و یا متعهد و ملتزم‏ می‏گویند.(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۱۷۰۱ و ۱۷۰۵ ؛ کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۰۸ و ۱۰۹) این رابطه ی حقوقی خواه در اثر عقدی که بین طرفین منعقد شده،ایجاد شده باشد و خواه‏ ناشی از رابطه ی قراردادی نباشد؛در حقوق ما یک رابطه ی شخصی است. این رابطه ی حقوقی متضمن حقی است که به اعتبار طلبکار و داین به آن طلب و به اعتبار مدیون و متعهد به آن دین یا تعهد گفته می‏شود.

    تعهد چون از نوع حق دینی است در حقیقت دارای همان مختصات حقوق دینی است،یعنی‏ طلبکار تنها حق دارد به شخص معینی که در برابر او متعهد است رجوع کند و نمی‏تواند موضوع حق خویش را از سایرین مطالبه کند. به استناد این حق دینی یا تعهد که رابطه‏ای شخصی است،حق طلبکار فقط بر عهده ی شخص‏ بدهکار و یا صرفاً بر دارایی و اموال موجود او در زمان توقیف است و او نمی‏تواند این حق را در اموالی که قبل از آن بدهکار به دیگران منتقل شده است پیگیری و مطالبه کند،زیرا حق‏ تعقیب از مختصات حقوق عینی است. از سوی دیگر طلبکار حق دینی جز در مواردی که قانون برای او امتیاز ایجاد کرده با دیگر طلبکاران حقوق دینی در استیفاء حق خود از اموال مدیون برابر است درحالی‏که‏ می‏دانیم حق عینی از این امتیاز ویژه برخودار است که صاحب آن در قبال طلبکاران دیگر حق‏ تقدم دارد.(الدکتور سوار ۱۴۱۵، ۱۹)

    اصل این بحث در قسمت مبانی تعهد مورد اشاره قرار گرفته است.

    ۲-۴-۲- الزام آور بودن تعهد

    مراد از وصف الزام‏آور بودن تعهد این است که متعهد ناگزیر از اجرای تعهد است و در حقیقت انجام موضوع تعهد بر او واجب است.تکلیف ملازمه با ذات تعهد دارد و بر همین‏ اساس نمی‏توان شخصی را که در انجام کاری مختار است ملتزم و متعهد شناخت. درواقع تعهد یا التزام متضمن دو عنصر است:یکی عنصر دین و دیگری عنصر مسئولیت.(درودیان ۱۳۸۸ ، ۸ و ۹)

    عنصر دین در حقیقت به عنوان یک واجب اخلاقی بر گردن مدیون سنگینی می‏کند تا او را وادار به عمل به تعهد نماید.ولی عنصر مسئولیت آنگاه که مدیون به وظیفه ی اخلاقی خود عمل نکند بار حقوقی خود را بروز می کند لذا.عنصر دین و عنصر مسئولیت در حقیقت همان (Schuld) و (Haftung) است که در نظریه ی تجزیه تعهد از سوی حقوقدانان آلمانی مطرح شده است.

    تعهدی به حکم طبیعت خود جایز است و می‏تواند هر لحظه با اراده ی یک‏جانبه زوال یابد نمی‏تواند وصف الزام‏آور داشته باشد؛ بنابراین منکر این عنصر در این قبیل تعهدات شده‏ اند.و برخی نیز با وصف اینکه لزوم و جواز را متوجه اصل عقد دانسته‏اند به دلیل تبعیت حاکم بر رابطه علی و معلولی قائل شده‏اند که با زایل شدن اصل عقد تعهد هم‏ که تابع آن است زوال می‏پذیرد و به دلیل متزلزل بودن اصل عقد تعهد ناشی از آن هم نمی‏ تواند پایدار و الزام‏آور باشد.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۶۷ و ۶۸) با این همه حقیقتی که از نظرها دور مانده آن است که لزوم و جواز وصف اصل عقود است‏ نه آثار آنها.وانگهی مراد از الزام بودن عمل حقوقی آن نیست که آن عمل الی الابد باید دوام‏ و ثبات داشته باشد و به هیچ عنوان تحت هیچ شرایطی امکان گسستن چنین پیمانی و در نتیجه‏ اجرا نشدن تعهد ناشی از آن وجود نداشته باشد.بلکه مقصود از الزام‏آور بودن این است که طرفین هر قرارداد در حدود مفاد آن مادام که به‏ فسخ یا اقاله از بین نرفته پای‏بند هستند و این اختصاص به عقود لازم ندارد،بلکه در عقود جایز از قبیل قرارداد و وکالت و غیره نیز همین وصف عارض اثر عقد است و مادام که به هم‏ نخورده است متعهد ملتزم به تعهدات خود بوده و نمی‏تواند به این استناد که عقد جایز است قبل‏ از انحلال آن به تعهد خود عمل نکند. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۲۱)

    افزون آنکه بعضی از مؤلفین محترم حقوق مدنی از عبارت ماده ی ۵۶۵ قانون مدنی که گفته‏ است جعاله تعهدی است جایز، نتیجه گرفته ‏اند که قانونگذار نیز خود با آنان همراه بوده و به‏ همین دلیل تصریح کرده که این تعهدات جایز و لازم الوفا نیست؛(جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۲۱)در این استناد جانب انصاف یا دقّت‏ لازم مراعات نشده است، زیرا همانطور که خود به عنوان برجسته‏ترین نظریه‏پرداز حقوقی در زمینه ی اثبات وحدت مفهوم میان عقد و عهد در جاهای مختلف تصریح فرموده‏اند که(العقد العهد)عقد تعهد است. در ماده ۵۶۵ ق.م نیز مراد از اینکه جعاله تعهدی است جایز همان عقد جایز است نه تعهد جایز به عنوان اثر عقد. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۷۸، ۲۲)

    ۲-۵- اقسام تعهد

    دراین بحث هدف تبیین و تشریح اقسام تعهد می باشد، قابل ذکر است که تعهد به اعتبار موضوع و به اعتبار منشاء به دو دسته تقسیم و هریک به اجزاء مختلف منقسم می شود، که در ادامه بحث به تعریف انواع آن می پردازیم.

    ۲-۵-۱- اقسام تعهد به اعتبار موضوع

    از حیث موضوع، تعهد را به مالی و غیر مالی یا تعهد به فعل و ترک فعل و تعهد به مال و نفس تقسیم می‏کنند.

    ۲-۵-۱-۱- تعهد مالی

    هر تعهد که متعلق موضوع آن مال باشد،تعهد مالی نام دارد. مال نیز عبارتست از هر چیزی که قابلیت دادوستد داشته باشد،خواه آن چیز عین باشد یا منفعت یا طلب و یا کار و حق انتفاع و هرگونه حق مالی دیگر. تعهد مالی بخش مهمی از حقوق تعهدات را به خود اختصاص داده تا جایی که می‏گویند تعهد به معنی اخص همان تعهد مالی است.(جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۱۰۱۱)

    ۲-۵-۱-۲- تعهد غیر مالی

    در مقابل تعهد مالی به تعهدی که متعلق موضوع آن مال نباشد تعهد غیر مالی اطلاق‏ می‏شود، مانند تعهد پدر و مادر نسبت به حضانت کودک خود و تعهد هریک از زوجین به‏ حسن سلوک با یکدیگر.ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی در این زمینه تصریح نموده است که زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۱۶۳)

    ۲-۵-۱-۳- تعهد فعل

    هر تعهدی که به موجب آن،متعهد ملتزم به انجام دادن کاری است،تعهد فعل نام دارد، خواه آن کار،فعل مادی باشد،مثل تعهد خیاط به دوختن لباس یا تعهد پیمانکار ساختمانی به‏ احداث پل و خواه آن کارعملی حقوقی باشد،مانندتعهد مالک آپارتمان به فروش آن به‏ دیگری در آینده(جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۱۶۳)

    ۲-۵-۱-۴- تعهد ترک فعل

    برعکس تعهد فعل در این تعهد،متعهد ملتزم می‏شود که از انجام کار معینی خودداری کند، مانند آنکه کاسبی ضمن قرارداد انتقال کسب و پیشه خود، تعهد کند که در نزدیکی محل کسب‏ طرف دیگر مبادرت به انجام همان کسب و پیشه ننماید.(صفایی ۱۳۵۱، ۷ ) تعهد ترک فعل نیز ممکن است موضوع آن عملی حقوقی باشد،چنانکه‏ وام‏گیرنده‏ای در سند وام تعهد کند که تا وام را تأدیه ننماید منزل مسکونی خویش را به‏ دیگری نفروشد(تعهد ترک بیع).(جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۱۳۴)

    ۲-۵-۱-۵- تعهد به مال

    هرگاه موضوع تعهدی، تأدیه مالی باشد آن را تعهد به مال می‏نامند.تعهد به مال اخص از تعهد مالی است و بیشتر ناظر به تعهد ضامن در عقد ضمان دارد. مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده می‏گیرد، متعهد را ضامن، طرف دیگر را مضمونٌ له و شخص ثالث را مضمونٌ عنه یا مدیون اصلی می‏گویند. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۱۳۷)

    ۲-۵-۱-۶- تعهد به نفس

    این اصطلاح جایی به کار برده می‏شود که متعهد ملتزم است فرد دیگری را در موعد معین یا هرگاه متعهدٌ له اراده کند نزد او حاضر کند.تعهد به نفس در حقیقت موضوع عقد کفالت در حقوق ما است که طبق ماده ی ۷۳۴ قانون مدنی:«کفالت عقدی است که به موجب‏ آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد می‏کند متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفولٌ له می‏گویند.»

    تعهد به نفس در مقابل تعهد به مال قرار می‏گیرد که موضوع عقد ضمان است.به نظر بعضی تعهد به نفس علاوه بر موارد احضار تن موارد دیگری از قبیل کفالت طلب و کفالت‏ ملاقات را هم دربرمی‏گیرد. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۶-۱۰) در کفالت ملاقات کفیل تعهد می‏کند که ترتیب ملاقات مکفولٌ له و مکفولٌ عنه را بدهد. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۳۰۴۱)ولی در کفالت طلب تعهد کفیل عبارت است از اینکه در مقام طلب و جستجوی مکفول برآمده و محل حضور مکفول را به مکفولٌ له نشان‏ بدهد. (جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۳۰۳۸)

    ۲-۵-۲- اقسام تعهد به اعتبار منشاء

    در این تقسیم از حیث منبع ایجاد تعهد، تعهدات را به تعهد عقدی،تعهد شرطی، تعهد ایقاعی، تعهد خارج از عقد و تعهد قانونی نام گذارده‏اند که به‏طور اختصار شرح داده می‏شود.

    ۲-۵-۲-۱- تعهد عقدی

    هر تعهد ناشی از عقد را تعهدی عقدی می‏نامند،مانند تعهد بایع و مشتری به انتقال یا تسلیم‏ مبیع و ثمن و تعهد مستأجر به پرداخت اجاره‏بها.این تعهد در مقابل تعهد غیر عقدی قرار می‏گیرد.تعهد غیر عقدی نیز خود به دو معنی است:یک،تعهدات خارج از عقد،مانند تعهد ناشی از ایقاع و اسباب ضمان قهری و دیگری،تعهد مربوط به شرط ابتدایی.( جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۹۸۹ و ۹۹۳)

    تعهد عقدی نیزخود به دو قسم است:تعهد ناشی از عقد مقدماتی یا پیش‏قرارداد و دیگری،تعهد ناشی از عقود معمولی که عنوان عقد مقدماتی را ندارد.( جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۶۹)

    ۲-۵-۲-۲- تعهد شرطی

    هرگاه منشأ تعهد،شرطی باشدکه درمتن عقد قرار گرفته است،آن تعهد را تعهد شرطی‏ می‏نامند،چنانکه ماده ی ۲۴۱ ق.م.می‏گوید:«ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که به واسطه ی معامله مشغول الذمه می‏شود رهن یا ضامن بدهد.» بنابراین رهن یا ضمانی را که بدین طریق به موجب شرط ضمن العقد حاصل می‏شود،تعهد شرطی می‏نامند.تعهد شرطی طبق مواد ۲۳۶ و ۲۳۷ قانون مدنی ممکن است به صورت شرط فعل یا شرط نتیجه حاصل شود.(جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۶۵)

    در فقه نیز فقیهان از التزام و تعهد عقدی و شرطی بحث کرده‏اند.(میرزا نائینی ۱۳۵۸،‏ ۵۳)

    ۲-۵-۲-۳- تعهد ایقاعی

    مراد از این تعهد،آن است که منشأ آن ایقاع باشد. باآنکه بعضی از مؤلفان حقوق مدنی‏ مدعی هستند که ایقاع به عنوان منبعی مستقل از عقد می‏تواند به‏طور کلی منشأ ایجاد تعهد شود و حقوق اسلامی در بحث ایقاعات و تعهدات یک‏طرفی سرمشق مؤلفان سیستم حقوق‏ رم است؛(جعفری‏لنگرودی ۱۳۸۶، ۹۳۶ و ۶۵ و ۱۶۸) به رغم آنکه در موارد استثنائی و معینی به حکم قانون،اراده ی یک‏جانبه شخص مؤثر و کارساز است و بعضاً ایجاد تعهد نیز می‏کند،مانند رجوع زوج در طلاق رجعی که سبب اعاده ی وضع زوجیت سابق و تعهدات مربوط به روابط خانوادگی است و یا ابراء و اعراض و فسخ که‏ مصادیق بارز ایقاع به شمار می‏روند. هنوز این پرسش به‏طور جدی مطرح است که آیا به‏ راستی ایقاع به‏طور کلی می‏تواند به عنوان منبعی ایجاد تعهد مستقل در کنار عقد قرار گیرد؟ (کاتوزیان ۱۳۸۸ ، ۱۰۶-۱۰۹)

    ۲-۵-۲-۴- تعهد خارج از عقد

    گاهی مراد از تعهد خارج از عقد، تعهدی است که از هر منشأ دیگری غیر از عقد ناشی شده‏ باشد خواه منشأ آن ایقاع یا شرط ضمن عقد و یا اعمال الزام‏آور از قبیل اتلاف و تسبیب باشد و گاهی نیز منظور از تعهد خارج از عقد تعهد تحمیلی و الزام قهری خارج از قرارداد است که‏ در این صورت فقط به تعبیر قانون مدنی شامل الزاماتی است که خارج از عقد و بدون قرارداد حاصل می‏شود. (کاتوزیان ۱۳۸۸ ، ۱۰۶-۱۰۹)

    ۲-۵-۲-۵- تعهد قانونی

    تعهدی است که منشأ آن نه عقد و ایقاع و شرط ضمن عقد است و نه از الزامات خارج از قرارداد مستقیما ناشی می‏شود، تعهدی است که قانونگذار نظر به مصالح اجتماعی و قطع‏ نظر از خواست طرفین مستقیماً آن را به اشخاص تحمیل می‏کند، مانند تعهد به تأدیه نفقه‏ اقارب. این قبیل تعهدات نیز ناشی از موقعیت‏ حقوقی ویژه ی فرد است که در نظر قانونگذار آن موقعیت خاص سبب ایجاد تعهد برای شخص‏ واجد آن موقعیت می‏گردد. البته گاهی تعهد قانونی در برابر تعهد اخلاقی به کار می‏رود که مقصود تعهدی است که دارای ضمانت اجرای قانونی و قابلیت‏ مطالبه از طریق محکمه است. (امامی ۱۳۴۰، ۲۵)

    فصل سوم: احکام ناظر بر مصادیق ضمانت در تعهد

    در فصل قبل آنگونه که گذشت تعهد، انواع، اصول و مبانی آن را بیان کردیم تا در این فصل به موضوع ضمان بپردازیم. لذا در فصل سوم سعی داشته به احکام ناظر بر مصادیق ضمانت در تعهد پرداخته، آنگاه در ادامه ماهیت ضمان عهده یا دَرَک را مورد بررسی قرار دهیم.

    ۱-۳- ضمان درک

    الف) ضمان درک نسبت به ثمن :

    این سؤال مطرح است که آیا مقررات ضمان درک نسبت به مثمن هم جاری است یا خیر؟ پاسخ بدین پرسش موکول به بررسی وضعیت ثمن در حقوق ایران است،بدین معنی که آیا ثمن می تواند علاوه بر ثمن کلی فی الذمه، عین معین نیز باشد یا خیر؟

    قانون مدنی در مواد مختلفی از ثمن معین نام برده است (مانند مواد ۱۹۷، ۳۶۳ ،۴۳۷ ،۴۳۹ ق.م) و نیز در ماده ۳۳۸ ق.م در تعریف بیع می گوید: «بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم» که از اطلاق کلمه ی عوض معلوم در ماده ی فوق استفاده می شود اموالی که می توانند ثمن واقع شوند محدود به ثمن کلی نیست بلکه ثمن همانطور که ممکن است کلی فی الذمه باشد به صورت عین معین نیز واقع شود، از سوی دیگر ،از نظر فقه امامیه که منبع اصلی قانون مدنی است، در اینکه ثمن می تواند می تواند معین باشد،کوچکترین تردید و ابهامی وجود ندارد .(نجفی ۱۴۲۱، ۲۰۹) از این رو می توان مقررات ضمان درک در مورد مستحق للغیر بر آمدن ثمن نیز قابل اجرا خواهد بود، مشروط بر اینکه ثمن عین معین باشد. (علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۱۱)

    هرگاه مال متعلق به غیر فروخته شود و سپس مالک حقیقی آن معامله را تنفیذ نکند آیا مشتری می تواندبرای استرداد ثمن به فروشنده مراجعه کندیا خیر؟ برخی ازفقهای امامیه در این خصوص،بین علم مشتری به استحقاق غیر نسبت به مبیع و جهل آن بدین امر،و در صورت جهل نیز بین صورت بقاء عین ثمن و تلف آن قائل به تفصیل شده اند.

    در صورت جهل مشتری به فساد بیع و استحقاق غیر نسبت به مبیع ،اجماع فقیهان شیعه بر آن است که مشتری می تواند برای استرداد ثمن به فروشنده مراجعه کند خواه عین ثمن موجود باشد یا تلف شده باشد زیرا بیع به واسطه ی عدم تنفیذ از سوی مالک،عقدی باطل خواهد بود از این رو ناقل و سبب قانونی برای خروج ثمن از ملکیت مشتری وجود نخواهد داشت لذا به استناد قاعده ی ضمان ید (علی الید ما أخذت حتی تؤدیه) بایع ضامن ثمن دریافتی است و می بایست در صورت بقاء عین ثمن آن را به مشتری رد کند و در صورت تلف آن ،مشتری استحقاق بدل آن را (مثل یا قیمت) خواهد داشت.(حکیم ۱۴۱۳، ۲۶۵ )

    ولی هرگاه مشتری به استحقاق غیر نسبت به مبیع آگاه باشد در این صورت به نظر برخی از فقهای شیعه مشتری حق مراجعه به فروشنده جهت استرداد ثمن را نخواهد داشت،ولی گروه دیگری از فقها در این فرض بین صورت بقاء عین ثمن وتلف آن قائل به تفصیل شده و گفته اند: در صورت بقاء عین ثمن ،مشتری حق رجوع به فروشنده را جهت استرداد ثمن خواهد داشت زیرا سبب قانونی برای انتقال مالکیت عین ثمن موجود،از سوی مشتری به فروشنده وجود ندارد مگر بیعی که به شکل فاسد بین طرفین واقع شده است و از آنجایی که بیع فاسد اثری در تملک ندارد از این رو مشتری می تواند عین ثمن را استرداد کند.ولی در صورتی که عین ثمن تلف شده باشد و مشتری نیز به استحقاق غیر نسبت به مبیع آگاه باشد در این صورت حق مراجعه به فروشنده را نخواهد داشت زیرا عمل مشتری در حقیقت نوعی تسلیط از سوی مشتری است که باعث مالکیت فروشنده نسبت به ثمن خواهد شد.

    نظریه فوق از سوی شیخ انصاری این گونه تقویت شده است که:دلیل ضمان فروشنده نسبت به ثمن ممکن است یکی از دو امر باشد: ۱- قاعده ی ضمان ید(قاعده علی الید) ۲-اقدام فروشنده نسبت به ضمان ثمن،و آنگاه برهر دو دلیل احتمالی چنین ایراد می کند که: اولاً قاعده علی الید در موارد امانات از قبیل ودیعه و عاریه تخصیص خورده است و اگر موارد امانات از عموم قاعده خارج باشد ،خروج مورد بحث از عموم قاعده مزبور به طریق اولویت خواهد بود ،زیرا در مورد امانات تسلط امین بر مال مورد امانت مقید بر حفظ مال و عدم تصرف و اتلاف آن می باشد، در حالی که در مورد بحث تسلیط فروشنده بر ثمن از ناحیه خریدار محدود به هیچ قید ،و مشروط به هیچ شرطی نیست از این رو خروج مورد بحث از تحت عموم قاعده علی الید به طریق اولویت خواهد بود. ثانیاً؛ در مورد بحث بایع اقدام بر ضمان ثمن در مقابل مال خود نکرده است بلکه فروشنده در حقیقت اقدام به قبض ثمن بدون تضمین کرده است.

    نظریه ی فوق از سوی فقیهان متأخر(شیخ انصاری) مورد انتقاد قرار گرفته است، زیرا تسلیم ثمن از ناحیه ی خریدار به فروشنده یک تسلیط مجانی و ابتدائی نیست بلکه این تسلیم ادامه ی معامله واقع شده بین طرفین است و در حقیقت این تسلیم به انگیزه ی وفاء به عقد بیع واقع شده بین طرفین انجام می گیرد،هرچند که فروشنده خود را به ناروا مالک مبیع قلمداد می کند و مشتری نیز به این امر واقف است ولی این قصد ناروا سبب مجانی بودن تملیک نخواهد بود،از این رو قیاس این مورد به موارد استیمان صحیح نیست و بنابراین قاعده ی ضمان ید(قاعده علی الید)در مورد بحث به قوت خود باقی است و مشتری حق مراجعه به بایع جهت استرداد بدل ثمن تلف شده را خواهد داشت.(علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۱۸)

    نتیجه این خواهد بود که همگام با گروهی از فقها ی امامیه،(شیخ انصاری، نجفی) می توان بر این عقیده بود که مقتضای قاعده ی ضمان ید این است که مشتری در تمام فروض و حالات می تواند برای استرداد ثمن به بایع رجوع کند خواه مشتری عالم به عدم استحقاق غیر نسبت به مبیع باشد یا خیر و نیز أعم از اینکه عین ثمن موجود باشد یا تلف شده باشد،زیرا بیع واقع شده اثری در تملک ندارد و مقتضای قاعده ی علی الید نیز ،ضمان بایع نسبت به ثمن دریافتی خواهد بود.

    در فرض بطلان بیع به علت مستحق للغیر در آمدن مبیع، بایع ضامن درک مبیع بوده و دو تکلیف دارد: یکی رد ثمن اعم از این که مشتری عالم یا جاهل به بطلان بیع بوده باشد و دوم تکلیف بایع به پرداخت غرامات مشتری جاهل به بطلان بیع. به دلیل افزایش تصاعدی قیمت املاک و کاهش ارزش پول، استرداد مثل ثمن و محدود کردن غرامات به مصداقهای مذکور در کتب فقها مانند عوض منافع مستوفات و غیر مستوفات که مالک از مشتری دریافت کرده، مشتری را در وضعیتی خطرناک قرار می دهد زیرا از یک طرف مثل ثمن، قدرت خرید سابق را ندارد و از سوی دیگر مشتری توان خرید معادل مبیع را از دست داده است. در جهت مقابل بایع فضولی از پول مشتری استفاده کرده و به زیان وی دارا شده است وهمین امر راه سوء استفاده در معاملات املاک را باز کرده است، عدالت ظلم به مشتری را روا نمی بیند. انصاف به جبران آن حکم می کند و عرف آن را ضرر مسلم می داند. .(علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۲۰۱)

    ب) ضمان درک نسبت به مبیع

    قانون مدنی در بحث چهارم، فقره سوم، تحت عنوان ضمان درک در ماده ۳۹۰ مقرر داشته است: «اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلی یا جزیی، مستحق للغیر در آید، بایع ضامن است، اگرچه تصریح به ضمان نشده باشد». در ماده ۳۹۱ قانون مدنی نیز تصریح شده است:«در صورت مستحق للغیر بر آمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، بایع باید از عهده ی غرامات وارده بر مشتری نیز برآید».

    از دو ماده معلوم می گردد ضمان درک ویژه ی عین معین است و در صورتی که مبیع کلی فی الذمه باشد و فروشنده در مقام ایفای تعهد، مال دیگری را به عنوان فردی از افراد مبیع به خریدار تسلیم نماید، مقرارت ضمان درک جاری نخواهد شد، چه آنکه انتخاب و تسلیم مبیع، تملیک مستقل و جداگانه نیست بلکه دنباله ی تعهدی است که فروشنده ضمن عقد پیدا کرده است تا از راه مشروع مالکیت خریدار را تأمین نماید. اما اگر مال غیر را غصب و به عنوان موضوع تعهد به خریدار بدهد به تعهد خود به درستی عمل نکرده است،پس خریدار می تواند الزام او را به انتخاب فردی که قابل تملک برای وی باشد از دادگاه بخواهد.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۲۲)

    از طرف دیگر در قانون مدنی ایران، ضمان درک از آثار بیع صحیح به حساب می آید و مبنای قراردادی می یابد نه از آثار عقد فاسد.چنانکه مقنن در ماده ۳۶۲ ق.م به این مهم تصریح کرده و ضمان بایع و مشتری نسبت به درک مبیع و ثمن رابه همراه انتقال ملکیت عوضین و الزام به تسلیم مبیع و تأدیه ی ثمن در شمار آثار بیع صحیح ذکر کرده است. براین اساس ضمان درک مبنای قراردادی یافته و از عقد بیع ناشی می شود. اما به لحاظ سابقه ی امر در فقه و تأمل در سایر مواد قانون مدنی ایران این نظر صحیح به نظر نمی آید و فقیهان برای ضمان درک مبنای قراردادی قائل نیستند، چه آنکه تحقق ضمان درک فروشنده و الزام او به رد ثمن و پرداخت خسارت به محض عدم تنفیذ مالک و بطلان بیع است.

    وانگهی مبنای قراردادی قائل شدن برای ضمان درک با مواد دیگر خود قانون در تعارض است. مثلاً در ماده ی ۳۹۳ ق.م آمده است :«راجع به زیادتی که از عمل مشتری در مبیع حاصل شده باشد مقررات ماده ۳۱۴ مجری خواهد بود». ماده ی ۳۱۴ نیز از احکام مربوط به غصب است که زیر مجموعه ضمان قهری است. از سوی دیگربه رغم وحدت موضوع در ماده۲۶۳ و۳۹۱ قانون مدنی ،قانونگذار ضمان درک را از آثار بیع صحیح برشمرده است( ماده ۳۹۱) ولی ضمان بایع فضولی را نسبت به رد ثمن و پرداخت غرامات را در بحث معامله باطل و رد شده آورده است (ماده۲۶۳) که قابل توجیه به نظر نمی رسد.(باقری ۱۳۸۸،۲۶) بنابراین همانطور که برخی از اندیشمندان اظهار داشته اند بهتر این است که قانون مدنی ضمان درک رانتیجه ی فساد معامله وناشی ازحکم قانون بداند نه از آثار بیع درست.(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۲۲)

    مسئولیت ناشی از ضمان درک یک مسئولیت قرار دادی است یا یک مسئولیت مدنی؟ به استناد ماده ۳۹۰ بر فرض که مبیع مستحق للغیر در آید بایع فضولی مکلف به استرداد ثمن و جبران خسارت وارده (ضمان درک حادث) است. وقتی بیع فضولی باشدولی ثابت شود مبیع در مالکیت دیگری قرار داشته قانون مسئولیت مدنی آن را غیر نافذ می داند و به دلیل عدم تنفیذ وضعیت عقد به بطلان تغییر می یابد و همین سبب می شود که بایع در قبال مشتری مکلف به استرداد ثمن باشد که از آن تحت عنوان ضمان درک یاد می شود و اگر مشتری جاهل به فضولی بودن بیع باشد نسبت به خساراتی که وارد شد ضامن خواهد بود که اصطلاحاً ضمان درک حادث می گویند. در این جا سئوال مطرح می شود که مسئولیت بایع در فرض ضمان درک یک مسئولیت قراردادی است یا مسئولیت قهری قلمداد می شود؟

    پاسخ: دکترحسن رحیم زاده معتقدند که شاید به ذهن برسد که با توجه به اینکه معامله فضولی غیر نافذ قلمداد می شود و در فرض عدم تنفیذ باطل می شود بنابراین ضمان درک به عنوان یک مسئولیت قهری بر عهده بایع قرار می گیرد. در پاسخ باید گفت بنابراین ظاهر را در نظر داشت اگر ماده ۳۶۲ ق. م را ملاحظه کنید در این ماده ضمان درک از آثار عقد بیع صحیح دانسته نشده حقوقدانان به این ماده ایراد می گیرند که چرا ضمان درک که ناظر به وضعیت عقد باطل است به عنوان اثر عقد صحیح قلمداد شده فی الواقع پاسخ توجه به این نکته است که شرط ضمان درک یک شرط استقلالی است وزمانی قابل استناد قرار می گیرد که عقد به دلیل فضولی بودن و عدم تنفیذ آن باطل شود به عبارت دیگر هنگامی که عقد بیع واقع می شود فی الواقع دو تعهد که مستقل از یکدیگرند ایجاد می شوند با استناد به یکی از ای تعهدها دیگر قابل استناد نیست. اگر بیع صحیح باشد بحث ضمان در منتفی است ولی اگر بیع به دلیل فضولی بودن باطل شود تعهد اول یعنی انتقال مالکیت اجرا نمی شود موقع اجرای تعهد دوم است بنابراین ضمان درک به عنوان یک شرط بنایی و استدلالی پذیرفته می شود. شما اگر مواد ۲۲۰ و ۲۲۵ قانون مدنی را ملاحظه کنید همین نکته را بیان می دارد در ماده ۲۲۰ تصریح شده که که عقود نه تنها متعاملین را ملزم به مفاد قرارداد می داندبلکه ملزم به عرف و عادت و برای طرفین هم خواهد خواهد بود پس این الزام یک الزام قراردادی است. مسئولیت ناشی از ورود خسارت در فرض جهل مشتری به فساد بیع فایده ی همین نکته است که این مسئولیت قهری است چون اگر شخص بداند که مبیع مستحق للغیر می باشد و آن را خریداری کند در این حالت دیگر حقی برای جبران خسارت ندارد. بایع ضمان درک مبیع است پس او مکلف است ثمن را مسترد سازد چون مالکیت قانونی نسبت به آن ندارد. اگر منظور از عدم مسئولیت نداشتن کامل مسئولیت باشد باطل است و اگر محدود گردن مسئولیت باشد قبول است.

    ۱-۳-۱- مبنای حقوقی ضمان درک

    دردیدگاه فقیهان چنانچه کسی درعقد فاسدی که گمان صحت آن می رفته،مالی را گرفته باشد،غاصب محسوب شده،و ضمان او همان ضمان غاصب است و تفاوتی نمی کند که به فساد عقد آگاه باشد یا جاهل. در فقه اسلامی ضمان درک مبیع مبنای قراردادی ندارد و از آثار عقد فاسد شمرده می شود. از این رو فروشنده ی فضولی که ثمن را از خریدار دریافت نموده است در صورت رد بیع به وسیله ی مالک، غاصب تلقی شده و مشمول قاعده ی ید و خصوصاً قاعده «کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده» می شود. ممکن است پرسیده شود عقد فاسد چگونه می تواند ضمان آور باشد؟ مگر با رد مالک، عقد فضولی باطل ومعدوم نمی شود؟ پس چگونه امر باطل و معدوم،ضمان را ایجاد می کند؟ در پاسخ به این پرسش گفته شده است که عقد فاسد علت تامه ضمان نیست،بلکه تحقق ضمان منوط به قبض مال است و اینکه عقد فاسد،سبب ضمان تلقی شده به خاطر این که عقد فاسد،منشاء قبض مال شده است یا عقد فاسد سبب حکم به ضمان، به شرط قبض بوده است.یعنی عقد فاسد در ردیف اسباب ضمان قرارمی گیرد،زیرا عقد فاسد،منشاء و سبب قبض بوده و قبض هم ضمان را ایجاد کرده است.(باقری ۱۳۸۸، ۳۲ )

    ۱-۳-۲-قلمرو ضمان درک

    در صورت بطلان بیع، اگر مشتری ثمن را تأدیه نکرده باشد می تواند از پرداخت امتناع کند زیرا با بطلان بیع آثار آن از جمله تعهد مشتری به تادیه ثمن منتفی می شود و اگر مشتری ثمن را کلاً یا جزئاً تأدیه کرده باشد؛ حق استرداد ثمن را خواهد داشت. در استحقاق مشتری به استرداد ثمن، تفاوتی نمی کند که مالک واقعی عین مبیع یا بدل آن را، در صورت تلف، از مشتری اخذ نموده یا این که هنوز عین مبیع در ید غاصبانه مشتری موجوداست و یا مثل یا قیمت مبیع تالف را هنوز مالک مطالبه نکرده باشد زیرا دلیلی برای تملک ثمن از سوی بایع وجود ندارد مضافاً بر آن که در عقد باطل میان ثمن و مثمن رابطه تقابل نیست تا تأدیه یکی منوط به تسلیم دیگری باشد.

    همچنین در تکلیف بایع به استرداد ثمن فرقی نمی کند که بایع به بطلان بیع آگاه بوده یا بدان جاهل بوده است، همچنان که در علم و جهل مشتری به بطلان بیع تفاوتی نیست. قانون مدنی نیز در مواد ۳۹۱و۳۲۶ قانون مدنی تکلیف بایع به استرداد ثمن را به نحو صریح پیش بینی کرده است زیرا مشتری در تادیه ثمن قصد هبه یا اباحه مجانی یا اعراض نداشته است و به قصد تحصیل ملکیت مال غیر اقدام به پرداخت ثمن نموده است. با بطلان بیع تملک ثمن از سوی بایع از مصادیق دارا شدن ناعادلانه و اکل مال به باطل است.

    یکی از شرایط وفای به عهد وحدت موضوع تعهد و موضوع تادیه است. همان گونه که متعهد نمی تواند متعهدٌ له را به قبول چیز دیگری جز موضوع تعهد مجبور کند هر چند از نظر ارزش معادل یا بالاتر باشد(ماده۲۷۵ ق.م) از جهت مقابل نیز متعهدٌ له نمی تواند متعهد را مجبور به پرداخت چیز دیگری به جای موضوع تعهد کند. در این امر تفاوتی نیست که موضوع تعهد انتقال و تسلیم مال معین یا مصداق مال کلی یا انجام یا ترک عمل باشد.

    با وجود این التزام بایع به استرداد مثل ثمن، که مال کلی محسوب می شود، با توجه به کاهش ارزش پول و افزایش نرخ تورم، به ویژه در سال های اخیر مشتری را در وضعیت نامناسبی قرار می دهد و دریافت مثل ثمن غالباً مشتری را به استیفاء حقوق کامل خود از حیث ثمن نایل نمی کند. به همین جهت این پرسش مطرح است که آیا دادگاه می تواند بایع را به پرداخت مبلغ اضافه بر ثمن و از باب کاهش ارزش پول و نرخ تورم محکوم کند یا خیر؟

    – اندیشه های حقوقی و رویه قضایی

    الف ) موضع اداره حقوقی

    اداره حقوقی درنظریه ۱۷۹/۷-۵/۲/۱۳۸۱ در خصوص ثمن و غرامات در ضمان درک بایع معتقد است:« با توجه به مواد ۳۹۰و۳۹۱ قانون مدنی، در صورت مستحق للغیر در آمدن کل یا بعض مبیع، بایع باید علاوه بر رد ثمن، چنانچه مشتری جاهل به فساد معامله باشد، غرامت وارده به او را نیز بپردازد. غرامت وارده به مشتری علی الاصول خسارات و مخارجی است که مشتری در معامله مربوط متحمل می شود نظیر مخارج دلالی و باربری و تعمیرات و امثال آن و شامل افزایش قیمت نمی گردد. در خصوص نظریات مختلفی که در مورد جبران ضرر و زیان وارده بر خریدار ابراز می گردد، علاوه بر آن که موضوع متنازع فیه، عقد بیع است و عقد بیع تابع مقررات قانون مدنی است اصولاً خسارات موضوع مواد۵۱۵و۵۲۲ ق.آ.د.م. ۱۳۷۹ فقط در محدوده همان مواردی است که در این مقررات به آن اشاره شده قابل بررسی است و هیچ یک از این موارد، غرامت مورد نظر ماده۳۹۱ قانون مدنی نیست» مفاد این نظریه در نظریات ۸۳۷۵/۷-۱۶/۱۰/۸۲، ۸۵۲/۷-۱۴/۲/۸۳ و۶۷۴۷/۷-۱۳/۳/۸۲ اداره حقوقی قوه قضائیه تکرار شده است.

    ب) موضع رویه قضایی

    برخی از محاکم با توجه به مثلی بودن پول و وجود شبهه ربا در اخذ مبلغی مازاد بر ثمن، تنها به محکومیت بایع به استرداد مقدار ثمن قراردادی اعتقاد دارند چنان که شعبه ۲۱ دیوان کشور در رای شماره۶۱۹/۱۲ مورخ۷/۱۱/۷۲ حکم دادگاه بدوی که بایع فضولی(خوانده) را علاوه بر رد ثمن به پرداخت مبلغی مازاد بر آن محکوم کرده است واجد ایراد قضایی تشخیص داده و حکم به نقض آن صادر کرده است.

    در مقابل شعبه ۳۳ دادگاه عمومی مشهد در دادنامه شماره ۱۴۷/۱۴۷-۲۶/۷/۸۳ با این استدلال که«… مبلغ پرداخت شده از سوی خواهان در زمان وقوع عقد بیع نماینده ارزش پول زمان معامله بوده و با ابطال بیع خواهان استحقاق دریافت همان مبلغ را با توجه به تغییر ارزش وجه رایج دارد و با اخذ ملاک در نحوه پرداخت(وجه رایج) دعوی خواهان وارد تشخیص و دادگاه مستنداً به مواد۳۲۵،۳۹۰و۳۹۱ قانون مدنی و مواد۱۹۸، ۵۱۵و۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی خوانده را به پرداخت نود و دومیلیون ریال ثمن مبیع با توجه به شاخص بهای تورم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در یوم الاداء …. محکوم می کند».

    ج) موضع شورای نگهبان و قانونگذار

    شورای نگهبان در پاسخ مورخ۳/۱۰/۶۲، دریافت خسارت تاخیر تادیه موضوع مواد۷۱۲و۷۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب۱۳۱۸ را به نظر اکثریت فقها مخالف موازین شرعی شناخت و در نظریه مورخ۱۲/۴/۶۴ مواد۷۱۹ تا۷۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب۱۳۱۸ و دیگر موادی را که به گونه ای پراکنده در قوانین در زمینه خسارت تاخیر تادیه پیش بین ی شده اند خلاف شرع دانست. همچنین شورای نگهبان در نظریه ۱۴/۱۰/۶۷ آن بخش از ماده۳۴ قانون ثبت و تبصره های۴و۵ آن و مواد ۳۶و۳۷ آیین نامه اجرایی ثبت که خسارت تاخیر تادیه را تجویز کرده است خلاف موازین شرع دانست و «مطالبه مازاد بر بدهی بدهکار به عنوان خسارت تاخیر تادیه چنانچه حضرت امام( مد ظله) نیز صریحا به این عبارت( آنچه به حساب دیرکرد تادیه بدهی گرفته می شود ربا و حرام است) اعلام نموده اند جایز نیست و احکام صادره بر این مبنی شرعی نمی باشد…»

    مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام با نام« قانون نحوه وصول مطالبات بانکها» مصوب۱۳/۱۲/۶۸ کلیه محاکم و دوایر اجرای ثبت را به رسیدگی به صدور حکم و وصول مطالبات بانکها اعم از اصل و هزینه ها و خسارات و متفرعات متعلقه(خسارت تاخیر تادیه، جریمه عدم انجام تعهد و غیره) مکلف نمود. به علاوه در مصوبه تفسیری مورخ۱۷/۱۱/۷۷ مجمع در تفسیر«خسارات» مذکور در تبصره الحاقی به ماده۲ قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک، دارنده چک را مستحق دریافت«خسارت تاخیر تادیه بر مبنای نرخ تورم از تاریخ چک تا زمان وصول آن که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام شده» دانست.

    ماده واحد قانون الحاق یک تبصره به ماده۱۰۸۲ قانون مدنی ۲۹/۴/۷۶ اعلام می دارد:«چنانچه مهریه وجه رایج باشد، متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوی اسلامی تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد….» و در نهایت ماده۵۲۲ ق.آ.د.م. مصوب۷۹ اشعار می دارد:« در دعاویی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه داین و تمکن مدیون، مدیون امتناع از پرداخت نموده، در صورت تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار، دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد مگر این که طرفین به نحو دیگری مصالحه نمایند.»

    ۱-۳-۲-۱- ضمان درک و حق انتفاع

    حق انتفاع در ماده ۴۰ ق.م اینگونه تعریف شده است :« حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن در ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد،استفاده کند». حال سخن در این است که اگر شخصی مالی را بفروشد،در حالی که شخص ثالثی نسبت به آن مال دارای حق انتفاع می باشد آیا مقررات راجع به ضمان درک، یعنی پس دادن ثمن و خسارت از سوی بایع به مشتری،مجری خواهد بود یا نه؟ در این خصوص ماده ۵۳ ق.م مقرر می دارد :«انتقال عین از طرف مالک به غیر موجب بطلان حق انتفاع به غیر نمی شود، ولی اگر منتقل الیه، جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به دیگری است، اختیار فسخ معامله را خواهد داشت».

    همانگونه که ملاحظه می شود، عقد بیع سبب از بین رفتن حق انتفاع ایجاد شده، نخواهد بود زیرا موضوع عقد بیع تملیک عین مبیع و مورد عقد حق انتفاع، انتفاع از عین است و از این رو تعارضی بین عقد بیع و عقد حق انتفاع نخواهد بود و بر همین اساس قانونگذار در ماده ۴۹۸ ق.م مقرر می دارد:«اگر عین مستأجره به دیگری منتقل شود،اجاره به حال خود باقی است…». فقیهان امامیه نیز به عدم بطلان سکنی(که یکی از انواع حق انتفاع است) به سبب بیع ادعای اجماع و یا برخی نیز ادعای خلاف کرده اند.(علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۱۱)

    ولی باید دانست در صورتی که خریدار از حق انتفاع دیگری نسبت به مبیع، بی اطلاع باشد، به استناد ماده ۵۳ ق.م حق فسخ بیع را خواهد داشت. مبنای حق فسخ خریدار در فرض بالا ،قاعده ی نفی ضرر و خیار عیب می باشد با این توجیه که فوات منفعت مبیع ، از عیوب مبیع محسوب شده و مجوز فسخ معامله خواهد بود.(نجفی ۱۴۲۱، ۱۴۷ ؛ شهید ثانی ۱۴۱۳، ۸۹)

    همچنین به عقیده گروهی[۲] از فقها بیع مالی که دیگری نسبت به آن حق انتفاع به صورت حبس مطلق دارد ،موجب انفساخ حبس مطلق می شود.همچنان که این انفساخ ،در هر عقد جایزی قابل تحقق است، این نظر را شاید بتوان از قسمت اخیر ماده ۴۴ قانون مدنی نیز استنباط نمود. با این توجیه که : فروش مالی را که منتفع بر آن مال دارای حق حبس مطلق است می توان رجوع مالک تلقی نمود و انفساخ عقد را بر این اساس توجیه نمود. نتیجتاً مطابق اصول و مواد قانون مدنی و نیز بر پایه ی آراء بسیاری از فقیهان امامیه، بیع مالی که دیگری نسبت به آن حق انتفاع دارد ،صحیح بوده و بایع ملزم به رد ثمن و خسارات به مشتری نیست و به عبارت دیگر بایع ضامن درک مبیع، در این مورد نمی باشد. .(علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۱۱)

    ۱-۳-۲-۲- ضمان در ک و حق ناشی از رهن

    پرسشی که در این مقام خود نمایی می کند این است که آیا مقررات ویژه ی ضمان درک،در زمینه ی فروش مالی که در رهن شخص ثالثی است، نیز جریان خواهد داشت یا خیر؛یعنی : آیا در چنین موردی بایع متعهد به رد ثمن و خسارات به مشتری می باشد یا خیر؟ پاسخ به این سؤال متوقف بر تبیین وضعیت حقوقی بیع رهن( فروش مالی که به رهن گذاشته شده است) می باشد که در این زمینه اختلاف آراء و نظرات وجود دارد. برخی از فقیهان امامیه فروش عین مرهونه را از سوی راهن غیر نافذ دانسته و آن را در حکم بیع فضولی تلقی کرده اند.(حلی ۱۴۰۸، ۳۳۶؛ شهیدثانی ۱۴۱۳، ۱۸۴؛ نجفی ۱۴۲۱، ۱۹۹-۱۹۵) این گروه که اکثریت فقهای شیعه را تشکیل می دهند در توجیه نظریه خود علاوه بر اجماع گفته اند:«هدف و مقصود از رهن،وثیقه ی دین است که این هدف با تسلط مالک بر بیع و غیر آن از تصرفاتی که موجب نقص یا اتلاف مال می شود سازگار نیست».(عاملی ۱۴۱۷، به نقل از جواهرالکلام، ۱۹۵) و نیز برخی چنین استدلال کرده اند که: «رهن وثیقه ی دین مرتهن است و وثیقه در صورتی به صورت کامل تحقق می یابد که راهن از هر گونه تصرفی در عین مرهونه ممنوع گردد و سلطه ی مالکانه ی او (مالک) از آن مال قطع شود تا این امر باعث شود که او به ادا ء دین تحریک شود.(حلی ۱۴۰۸، ۳۳۶؛ شهیدثانی ۱۴۱۳، ۱۸۴؛ نجفی ۱۴۲۱، ۱۹۹-۱۹۵)

    عده ای نیزعلت ممنوعیت بیع رامزاحمت آن باحق مرتهن که ازقبل موجودشده است ، می دانند .(شیخ انصاری ۱۴۱۰، ۱۸۱) گروه دیگری از فقیهان ،بیع رهن را باطل دانسته و برای آن هیچ موجودیت حقوقی قایل نشده اند. در مقابل دو گروه یاد شده ،برخی از فقها ی معاصر به صحت چنین بیعی فتوا داده اند وآن را صحیح و کامل شمرده اند،وی بعد از نقد اجماع و روایاتی که ممکن است دلیل عدم صحت واقع شود،آورده است که: «مفهوم رهن عبارت است از اینکه عین موقوفه وثیقه ی دین باشد و بیع عین مرهونه مانع این هدف نیست، لذا رهن عاریه صحیح است،در نهایت ممکن است شرط شود که این مبیع آزاد نیست بلکه متعلق حق دیگران است در صورت عدم فک رهن برای مشتری خیار تخلف شرط ثابت باشد بلکه اگر چنین شرطی را هم در عقد مندرج نکنند باز هم عقد بیع صحیح خواهد بود در نهایت مشتری خیار عیب خواهد داشت چرا که وجود حق رهن در مبیع عیب محسوب می شود و در حال بیع صحیح است».(موسوی خوئی ۱۴۱۳، ۲۳۹)

    به هر حال به نظر اکثریت فقهای شیعه بیع رهن غیر نافذ است و در صورتی که مرتهن آن را امضا نکند باطل و بلا اثر خواهد بود که در این صورت مقررات ضمان درک را می توان بر حق ناشی از رهن نیز سرایت داد. به موجب ماده ۷۹۳ قانون مدنی نیز راهن نمی تواند در رهن تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد ولی در این قانون مصادیق تصرفات منافی با حق مرتهن تبیین نشده است از این رو برای تفسیر ماده فوق باید به منبع آن یعنی فقه امامیه رجوع شود. (علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۱۵)

    ۱-۳-۲-۳- ضمان درک و حقوق ناشی از اجاره

    هرگاه موجر عین مستأجره را در زمان اجاره به شخص ثالثی بفروشد آیا چنین بیعی صحیح است یا فاسد؟و آیا فروشنده ملزم به رد ثمن و خسارات به مشتری است یا خیر؟ و به تعبیر دیگر آیا مقررات مربوط به ضمان درک در این مورد مجری خواهد بود؟ ماده ۴۹۸ ق.م در این زمینه مقرر داشته است که: «اگر عین مستأجره به دیگری منتقل شود اجاره به حال خود باقی است،مگر اینکه موجر حق فسخ در صورت نقل را برای خود شرط کرده باشد».

    در ماده ی فوق هرچند به صراحت به صحت بیع منعقد شده در مورد بحث اشاره نشده است ولی از آنجایی که حکم ماده ی فوق مقتبس از فقه امامیه است و فقها در این مورد حکم به صحت بیع مزبور کرده اند(حلی ۱۴۰۸ ۴۱۳؛ شهید ثانی ۱۴۱۳، ۲۵۴؛ نجفی ۱۴۲۱، ۲۰۶٫ حلی ۱۳۸۷، ۲۴۵) و از نظر تحلیلی نیز می توان گفت که مالکیت عین و مالکیت منافع دو امر مستقل و مجزا از یکدیگرند و موضوع بیع، مالکیت عین وموضوع اجاره ،مالکیت منافع است ،بنابراین بین این دو هیچ تنافی و تعارضی وجود ندارد(حسینی عاملی ۱۴۱۹، ۷۵)بنابراین بیع و اجاره در مورد بحث صحیح و نافذ هستند و مبیع در زمان اجاره به صورت مسلوب المنفعه به خریدارمنتقل می شود.

    آری در صورت جهل مشتری به این امر (در اجاره بودن مبیع) وی اختیار خواهد داشت که بیع را فسخ کند.برخی از روایات وارده از معصومین (ع) نیز بر صحت بیع منعقده دلالت دارند از میان فقها تنها علامه در کتاب (ارشاد الاذهان) تمایل به بطلان بیع منعقد شده در مورد بحث پیدا کرده است باری با توجه به اجماع فقیهان و حکم ماده ۴۹۸ ق.م می توان بر این نظر بود که از نظر قانونی نیز مقررات ضمان درک در زمینه حق ناشی از اجاره مبیع مجری نخواهد بود. نتیجه اینکه قلمرو ضمان درک از نظر قانون مدنی و فقه امامیه منحصر به مواردی است که ثمن یا مبیع عین معین بوده و بیع به علت مستحق للغیر بر آمدن ثمن یا مبیع باطل باشد.(علوی قزوینی ۱۳۷۵، ۱۱۵-۱۱۶٫)

    ۲-۳-ضمان معاوضی

    زمانی که طرفین معامله عقد بیعی را منعقد می کنند، به محض تحقق این عقد، ثمن و مثمن به ترتیب از مالکیت بایع و مشتری خارج و به طرف دیگر منتقل می شود، با این مالکیت و طبق قواعد عمومی معاملات چون که هر مالکی در اموال و املاک خود حق هر گونه تصرف و انتفاع را دارد پس به طریق اولی خسارت و تلف عین و منفعت مال هم بر عهده خودش خواهد بود اما می دانیم که طبق قاعده مشهور فقهی “کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه” تلف مبیع قبل از تسلیم بر عهده بایع خواهد بود و حتی اگر مشتری ثمن را به بایع تسلیم داده ، حق استرداد آن را خواهد داشت، در نگاه اول به این قاعده به ظاهر این حکم با تملیکی بودن عقد بیع سازگار نیست، دلیل امر هم معلوم است زیرا لازمه تملیک انتقال ضمان معاوضی مبیع به مالک و عدم مسئولیت بایع است، حال چگونه می توان تملیکی بودن عقد بیع را با قاعده مشهور ضمان معاوضی جمع کرد؟ مشهور فقها در توجیه قاعده می گویند که عقد بیع لحظه ای قبل از تلف منفسخ می گردد و مالکیت کالا یا مبیع مجدداً به بایع منتقل می شود خوب این نظر از آن جهت که زمانی ثمن و مثمن معامله (عوضین) باقی است و هنوز دچار تلف نشده است و امکان تسیلم آن وجود دارد و طرفین می توانند عوضین را مبادله نمایند، درست به نظر می رسد در اینجا عقد از کمال صحت بر خوردار است اما در مواقعی که یکی از عوضین تلف شود و به طریق اولی امکان تسلیم آن هم از بین رود و وجود نداشته باشد، در اینجا بیع منفسخ خواهد شد و مثمن به مالک اصلی آن که همان بایع است بر می گردد. لذا با منفسخ شدن عقد بیع رابطه حقوقی که بین بایع و مشتری بوده نیز از بین خواهد رفت و همانطوری که بایع توانایی تسلیم مبیع را ندارد به طریق اولی مشتری نیز تعهدی نسبت به پرداخت ثمن معامله نخواهد داشت، لذا این استدلال تعارض موجود را رفع می کند در واقع با انفساخ عقد عوضین به مالک قبلی باز گشت داده می شود پس در نتیجه تلف کالا یا مبیع در ملک مالک خود روی داده و ضمانی بر مشتری نخواهد بود، لذا آنگونه که بعضی از حقوقدانان می فرمایند، در عقد بیع و عقود معاوضی تعهد طرفینی است و هر یک از دو عوض حیات حقوقی و نفوذ خود را از دیگری می گیرد، بنابراین چنانچه یکی از دو، تلف شود تعهد به پرداخت دیگری نیز از بین خواهد رفت. کسی که از عوض محروم شده است از دادن معوض معاف می گردد و لذا تلف مبیع در اثر حادثه قهری بر فروشنده تحمیل می شود ،اجرای این قاعده اختصاص به عقد بیع ندارد بلکه در تمام عقود معاوضی قابل اجراست ؛زیرا تلف یکی از دو عوض موجب از بین رفتن تعهد به تسلیم عوض مقابل به طور قهری می شود(کاتوزیان ۱۳۸۷، ۱۶۷ به بعد)

    بنابراین می توان گفت که ما قبول داریم بیع موجب تملیک و به تبع آن موجب انتقال ضمان معاوضی است،اما در عقود معاوضی صرف انتقال یافتن مال هدف اصلی نیست بلکه رسیدن به آن هدف نهایی در معامله است و لذا با تلف یکی از عوضین تعهد مقابل نیز ساقط خواهد شد، در واقع با از بین رفتن یکی از عوضین، موضوع آن نیز از بین می رود لذا بقای آن منوط بر بقای موضوع عوضین است، در واقع با از بین رفتن موضوع عقد می توان گفت که عقد هم منفسخ خواهد شد.(بند سوم ماده ۱۹۰ قانون مدنی ایران)

    ۲-۳-۱- مبنای حقوقی ضمان معاوضی

    گفته شد که در اثر بیع برای طرفین تعهدی ایجاد می شود که به موجب آن فروشنده و مشتری در مقابل یکدیگر ضامن و مسئول شناخته می شوند، بایع متعهد بر تسلیم مثمن به مشتری و مشتری متعهد به پرداخت ثمن یا قیمت به فروشنده خواهد شد،که این نوع تعهد مشهور به ضمان معاوضی است که با تسلیم و تحویل مثمن به مشتری ،این ضمان از فروشنده به مشتری منتقل می شود و مشتری حق هرگونه تصرف در مال خود را دارد و احیانا اگر تلف هم کرد از آن خودش است وبرای دیگری هیچ ضمانتی نیست دلیل هم از بدیهیات است چون بعد از تسلیم مثمن به مشتری و تسلیم ثمن به فروشنده ، مالکیت مبیع از فروشنده به خریدار و مالکیت ثمن از مشتری به فروشنده منتقل خواهد شد ، اما چنانچه مبیع قبل از تسلیم به مشتری در ید بایع تلف شود ،اینکه ضمان معاوضی مبیع به مشتری منتقل شده یا نه دیدگاه هایی وجود دارد که بعضا با هم اختلاف دارنند که ما به آن اشاره می کنیم؛

    ۱- انعقاد عقد به تنهایی موجب انتقال مال نمی شود ، بلکه نقل و انتقال منوط به تسلیم کالا به خریدار و ثمن به فروشنده است که تاقبل از آن ، انتقال مال و ضمان معاوضی مبیع به خریدار صورت نمی گیرد . مطابق بیان برخی از فقها ملکیت حاصل در اثر عقد بیع و دیگر معاوضات از دو جزء تشکیل یافته است : عقد و قبض؛به عبارت دیگر ملکیتی که در معاوضات انتقال می یابد به محض وقوع عقدناقص و متزلزل است و زمانی کامل و مستقر می شود که قبض و تسلیم هم صورت خارجی پیدا کند و مبیع به تصرف مشتری درآید.(بجنوردی ۱۳۷۶، ۷۵)

    پس با دقت در این نظر می توان گفت که به موجب این نظریه هرگاه مبیع قبل از تسلیم به مشتری،در اثر فورس ماژور تلف شود در ملکیت فروشنده تلف شده و مشتری هیچگونه مسئولیتی در برابر بایع نسبت به پرداخت ثمن معامله ندارد؛چون که مثمن یا مبیع با وجود انعقاد عقد همچنان در ملک بایع است و در اثر عدم تسلیم به مشتری انتقال صورت نگرفته است(کاتوزیان ۱۳۶۸، ۲۰۴)

    ۲- مالکیت به صرف انعقادعقد بیع به خریدار منتقل نمی شودولی باوجود این ضمان معاوضی یا مسئولیت تلف مبیع قبل از قبض با خریدار است؛ زیرا به موجب عقد بیع فروشنده باید مبیع را تسلیم خریدار نماید و مشتری هم از سود و منافع احتمالی آن بهره مند می شود باید زیان و ضرر ناشی از تلف را نیز تحمل کند. دراین نظریه اگر چه تا قبض و اقباض انجام نگیرد مالکیت خریدار به طور قطعی محقق نمی شود ولی به لحاظ اینکه در صورت قبض ، خریدار از منافع مبیع بهره مند می شود تلف قبل از قبض نیز بر عهده او قرار می گیرد و باید ثمن معامله را به فروشنده تحویل دهد، در فقه اهل سنت بخصوص فقه مالکی و حنبلی همین مبنا مورد توجه است . فقهای عامه با استناد به قاعده” من له الغنم فعلیه الغرم” گفته اند : هر کس از سود چیزی برخوردار شود باید خسارت وارده بر مبیع را هم برعهده بگیرد.( لطفی ۱۳۸۵،۱۳۹)

    ۳- نظر سوم که قانون مدنی ایران آن را برگزیده است مقرر می دارد : زمانی که قراردادی بین طرفین ایجاد می شود ، انتقال مالکیت صورت می گیرد و مثمن به مشتری و ثمن به بایع تعلق می یابد لذا قبض کردن همانطوری که در بالا گفته شد شرط صحت عقد بیع نخواهد شد. اما تا زمانی که تسلیم مبیع حاصل نشده ، خطرات ناشی از نقصان و تلف مبیع (ضمان معاوضی) برعهده مشتری خواهد بود پس به طریق اولی در زمان تلف قبل از تسلیم اگر فروشنده ثمن را به بایع تحویل داده باشد حق استرداد کل آن را خواهد داشت همچنین اگر مشتری ثمن را پرداخت نکرده باشد ، تکلیفی به پرداخت ثمن نخواهد داشت. این نظریه، در بین فقهای امامیه مشهور است و برای همین است که قانونگذار ما در ماده ۳۸۷ قانون مدنی از همین نظر پیروی کرده و مقرر کرده است؛اگر مبیع قبل از تسلیم بدون تقصیر و اهمال از طرف بایع ،تلف شود بیع منفسخ و ثمن باید به مشتری مسترد گردد مگر اینکه بایع برای تسلیم به حاکم یا قائم مقام او رجوع نموده باشد که در این صورت تلف از مال مشتری خواهد بود.

    ۲-۳-۲- قلمروضمان معاوضی

    در حقوق ایران عقد بیع یکی از عقود تملیکی است، بیشتر حقوقدانان در تعریف عقد تملیکی گفته اند؛ عقد تملیکی عقدی است که موجب انتقال مالکیت از یک طرف به طرف دیگر می شود اما در مقابل برخی از حقوقدانان این تعریف را کامل ندانسته و خود به تأسیس تعریفی به قرار ذیل دست زده اند: عقد تملیکی عقدی است که موجب ایجاد و یا انتقال حق عینی می گردد و با توجه به این عقد عقد تملیکی را به دو دسته تقسیم کرده اند:

    ۱- عقد تملیکی موجد حق عینی: در قانون مدنی چهار عقد وجود دارد که اثر اصلی آنها ایجاد حق عینی برای طرف قرارداد می باشد.این چهار عقد عبارتند از : عقد موجد حق انتفاع، عقد وقف، عقد موجد حق ارتفاق و عقد رهن.

    ۲- عقد تملیکی ناقل حق عینی:با بررسی قراردادهای موجود در قانون مدنی به نظر می رسد که در تمامی عقودی که موجب انتقال حق عینی می شود حق مالکیت، موضوع عقد می باشد این قراردادها عبارتند از: بیع، معاوضه، اجاره، قرض، هبه، وصیت تملیکی(شهبازی ۱۳۸۴، ۶۳). عقد بیع به موجب ماده۳۳۸ قانون مدنی عقدی تملیکی و معوض است،بنابراین طبق بند اول ماده ۳۶۲ قانون مدنی با تحقق عقد بیع ملکیت مبیع به خریدار و ملکیت ثمن به فروشنده منتقل می شود. و همچنین به استناد بند سوم و چهارم همین ماده عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع و مشتری را به تأدیه ثمن ملزم می کند، این عمل حقوقی مشهور به قبض و اقباض است و همچنین عبارت تسلیم نیز مفید همین معنا را دارد، حال می خواهیم بررسی کنیم که آیا قبض شرط صحت عقد بیع است یا نه؟قبض در عقد بیع تکلیفی است که ناشی از عقد بیع است که بعد از تحقق عقد به وجود می آید بنابراین نهاد قبض هیچ تاثیری در ایجاد و تحقق عقد بیع ندارد،اما در مقابل، قبض شرط صحت بعضی از عقود است که عبارتند از:

    ۱– وقف: وقف بدون قبض تحقق پیدا نمی کند چنانکه در ماده ۵۹ قانون مدنی مقرر گردیده است: اگر واقف عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمی شود و هر وقت به قبض داد وقف تحقق پیدا می کند و همچنین ماده ۶۱ قانون مدنی مقرر می دارد : وقف بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض لازم است و واقف نمی تواند از آن رجوع کند؛

    ۲- حبس: در حکم وقف است و مطابق ماده ۴۷ قانون مدنی در حبس اعم از عمری و غیره قبض شرط صحت است؛

    ۳-هبه: ماده ۷۹۸ قانون مدنی مقرر می دارد : هبه واقع نمی شود مگر با قبول و قبض متهب اعم از اینکه مباشر قبض خود متهب باشد یا وکیل او و قبض بدون اذن واهب اثری ندارد.پس هبه نیز خواه معوض یا غیر معوض باشد قبض شرط اساسی آن می باشد؛

    ۴-رهن: ماده ۷۷۲ قانون مدنی مقرر می دارد، مال مرهون باید به قبض مرتهن یا به تصرف کسی که بین طرفین معین می گردد داده شود،ولی استمرار قبض شرط صحت معامله نیست؛

    ۵- قرض: در قانون مدنی تصریحی به شرط بودن قبض در قرض نشده و در مقام تعریف قرض در ماده ۶۴۸ به جای دادن مال تعبیر به تملیک شده و در موارد دیگر نیز ذکری از آن نشده است و این ناشی از عدم تنبه قانونگذار و قصور در تعبیر بوده و یا از جهت وضوح ،تعرضی به آن نشده و گرنه مسئله توقف حصول ملک در مورد قرض به قبض اتفاقی بوده و در آن حرفی نیست حتی بعضی تصرف مقترض را نیز بر آن اضافه کرده اند(بروجردی ۱۳۸۰، ۲۲۰) اما در مقابل جناب دکتر کاتوزیان قرض را رضایی می داند و می فرمایند دلیلی بر این که قبض شرط صحت آن باشد در قوانین وجود ندارد(کاتوزیان ۱۳۷۷، ۴۲۸)

    -۶ بیع صرف: ماده ۳۶۴ قانون مدنی مقرر می دارد: در بیع خیاری، مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضای خیار و در بیعی که قبض شرط صحت است (مثل بیع صرف) انتقال از حین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع. پس با مطالعه مواد قانون مدنی به خوبی پی می بریم که در عقد بیع قبض شرط صحت و یا شرط اساسی تحقق آن نیست. علت اینکه وارد بحث قبض شدیم این بود که قسمت آخر ماده ۳۸۷ قانون مدنی را بررسی کنیم که اشاره به قبض حکمی دارد ، تسلیم مبیع انواعی دارد که عبارتند از :

    الف-تسلیم عملی:دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انجام تصرفات و انتفاعات باشد؛

    ب-تسلیم حکمی: که به هشت قسمت تقسیم می شود:۱-تلف مبیع توسط مشتری قبل از قبض(مبیع عین معین است)۲-ابقاءید بایع بر مبیع بوسیله مشتری تحت عنوان اجاره-عاریه بدون اینکه بایع تخلیه کند(مبیع عین معین است)۳-تهاتر(در مبیع کلی)۴-ضمان نقل ذمه به ذمه(در مبیع کلی)۵-حواله(اگر مبیع کلی باشد)۶-تبدیل تعهد(مبیع عین معین و کلی)۷-ابراء(مبیع کلی)۸-مالکیت ما فی الذمه(مبیع کلی)( اعظمی، ۱۳۸۵، ص ۶)پس قسمت آخر ماده ۳۸۷ قانون مدنی که مقرر می دارد«:…مگر اینکه بایع برای تسلیم به حاکم یا قائم مقام او رجوع نموده باشد و…» انصراف به تسلیم حکمی دارد که طبق این حکم ضمان از بایع به مشتری منتقل می شود.

    بنابراین با وجود این که در حقوق ایران عقد بیع تملیکی است ولی اگر مبیع پیش از تسلیم به خریدار در اثر قوه قهریه و یا حادثه ای تلف شود تلف از آن فروشنده است و وی باید ثمنی که در برابر مال تلف شده یا مثمن گرفته به خریدار پس دهد این مسئولیت تلف در حقوق ایران تحت عنوان ضمان معاوضی مشهور است. آیا این انفساخ نتیجه تراضی و از آثار معاوضه است یا حکمی خلاف قاعده؟ حکم ماده ۳۸۷قانون مدنی موافق یا مخالف قواعد کلی حقوقی؟ آیا ماده ۳۸۷ ناشی از اراده مشترک طرفین و در زمره قواعد کلی معاملات است یا حکمی استثنایی است؟ در این مورد اختلاف نظر شدیدی بین حقوقدانان مطرح است:

    الف) برخی از حقوقدانان حکم این ماده را موافق قاعده می دانند زیرا مشتری از آن جهت اقدام به تأدیه ثمن یا تعهد به تأدیه آن می کند که علاوه بر مالک شدن مبیع ، آن را به تصرف خود درآورد و در صورتی که قبل از تسلیم تلف شود خریدار هرگز به منظور اصلی خود نمی رسد پس ورود خسارت تلف به بایع با قواعد حقوقی مطابقت دارد، لذا اگر ما این نظر را تایید کنیم باید حکم ماده را به عقود معاوضی دیگر هم مخصوصا عقد اجاره، قرض،صلح،تلف ثمن پیش از قبض، نیز تسرّی دهیم و مختص به مبیع و عقد بیع ندانیم.از میان حقوقدانان جناب دکتر کاتوزیان این نظر را قبول دارنند و حکم ماده ۳۸۷ را موافق قاعده و نتیجه تراضی و از آثار معاوضه می دانند بنابراین ایشان حکم ماده ۳۸۷ قانون مدنی را در مورد تلف ثمن پیش از قبض نیز قابل اجراء می دانند و به هر عقد تملیکی و معاوضی نیز سرایت می دهندو همچنین تراضی بر خلاف حکم ماده را هم نافذ می دانند. (کاتوزیان ۱۳۷۷، ۱۳۷)

    ب)برخی از حقوقدانان هم حکم ماده ۳۸۷را مخالف قاعده می دانند چون که با تشکیل عقد بیع ، مبیع به مالکیت خریدار در می آید و در صورتی که تلف شود ، خسارت آن باید به مالک آن وارد و تحمیل شود و منافع و نمائات آن از آن مالک یعنی خریدار خواهد بود ، با تحقق مالکیت عقد بیع صحیحاً واقع شده است پس طبق قاعده نباید تلف باعث منفسخ شدن بیع گردد پس این حکم خلاف قاعده می باشد بنابراین اگر این نظر را قبول کنیم حکم ماده در مورد عقد بیع آن هم فقط نسبت به تلف مبیع قابلیت اجرا را دارد و در مورد ثمن و سایر معاوضات قابلیت اجرا را نخواهد داشت. ازمیان حقوقدانان اساتیدمحترم جناب دکتر شهیدی (شهیدی ۱۳۷۷، ۴۶ )و دکتر امامی(امامی ۱۳۵۱،۴۵۵؛ عدل ۱۳۴۷، ۴۵۱ ؛به نقل از کاتوزیان ۱۳۸۴، ۳۰۵) این نظر را قبول دارند. و به نظرمی رسد نظریه دوم نظریه قابل قبولی بوده و به مراتب می تواند آن را یک نظر مشهور قلمداد کرد.

    برای اینکه حکم ماده ۳۸۷ به بوته عمل برسد شرایطی باید فراهم شود لذا در این بند به بررسی و تحقیق در این مورد می پردازیم.

    ۱- مبیع باید در هنگام تلف عین معین و یا کلی در معین باشد؛ این موضوع در ماده ۳۸۷ ق.م. اشاره نشده است ولی می دانیم که در فقه بر شخصی بودن مبیع و لزوم آن تصریح شده است و لذا اگر مبیع کلی باشد خریدار طلبکار است و اگر فردی که در اختیار فروشنده است تلف شود وی موظف است که فرد دیگری را تسلیم خریدار کند و حتی اگر تمام مثمن کلی از بین برود چون پیش از تعیین مبیع تملیک انجام نشده عقد بیع از ابتدا باطل است و موردی برای انفساخ عقد و اجرای حکم ماده باقی نمی ماند.

    ۲- تلف مبیع قبل از تسلیم به خریدار باشد؛همانطوری که گفته شد ضمان معاوضی با تسلیم و قبض مثمن به خریدار منتقل می شود ، لذا اگر مثمن به خریدار تسلیم شود تلف از آن خریدار است و عقد منفسخ نخواهد شد دلیل این امر علاوه بر ضمان معاوضی ، اجرای تعهد توسط بایع و تسلیم آن می باشد اما این حکم کلی نیست و قانونگذار در زمانی که خیارات مجلس ، حیوان و شرط مختص به مشتری باشد و تنها خریدار از این خیارات استفاده نماید باز حکم ماده ۳۸۷ قابل اجرا می داند.

    ۳- تلف بر اثر قوه قهریه یا حادثه خارجی و بدون تقصیر بایع حاصل شده باشد؛ پس زمانی حکم ماده قابلیت اجرا را دارد که تلف قهری باشد و در غیر این صورت حکم ماده اجرا نخواهد شد. در این بند چند حالت متصور می شود که به آنها اشاره می کنیم؛

    الف)اگر تلف بر اثر تقصیر بایع باشد عقد بیع منفسخ نخواهد شد بلکه بایع مکلف است که طبق قاعده اتلاف و تسبیب ، بدل مال تلف شده را ، اگر مثلی باشد از مثل و اگر قیمی باشد از قیمت آن به خریدار تسلیم نماید.دکتر کاتوزیان هم با عبارت زیبایی به این مورد اشاره دارند که این ماده ناظر به تلف مبیع است نه اتلاف آن.( کاتوزیان ۱۳۸۸، ۹۴)

    ب)اگر تلف مبیع بوسیله خریدار باشد ، عقد صحیح است و مشتری هیچ حقی بر بایع از باب تلف مثمن ندارد و باید ثمن مبیع را به بایع برگرداند،ماده ۳۸۹ ق.م. مقرر میدارد؛ اگر در مورد دو ماده فوق تلف شدن مبیع یا نقص آن ناشی از عمل مشتری باشد،مشتری حقی بر بایع ندارد و باید ثمن را تأدیه کند.(در واقع این اتلاف به منزله قبض خواهد بود، که در فقه تحت عنوان قاعده ی اقدام مشهور است)

    ج)اگر تلف، توسط شخص ثالثی انجام شود عقد منفسخ نخواهد شد لذا شخص ثالث، در برابر خریدار ،مسئول رد بدل آن مبیع خواهد بود(البته این حکم در بین فقها اختلافی است، و برخی از فقهای امامیه در صورتی که مبیع با تقصیر ثالث تلف شده باشد، مانند موردی دانسته اند که مبیع، خود به خود، تلف شده باشدو لذا حکم به انفساخ عقد در این موارد را داده اند همچنین لزوم رد ثمن از طرف بایع به مشتری را نیز صادر کرده اند)(شهیدی ۱۳۷۷، ۳۳) همچنین مشتری حق دارد که بیع رابه علت تخلف از شرط فسخ کند یا خسارت خود را از ثالث بخواهد(کاتوزیان ۱۳۶۸، ۱۰۹)البته حقوقدان دیگری با استناد به روایت عقبه بن خالد که یکی از مستندات روایی قاعده ی تلف مبیع قبل از تسلیم است ،حکم به انفساخ عقد در چنین حالتی داده اند.(لطفی ۱۳۸۵، ۱۵۴)

    در ادامه ی بحث قلمرو ضمان معاوضی به بررسی و تحلیل ماده ۳۸۷ و ۳۸۸ قانون مدنی در قالب چند گفتار خواهیم پرداخت.

    الف)نقص مبیع قبل از تسلیم:

    در صورتی که مثمن ، قبل از تسلیم،ناقص شود ، برطبق ماده ۳۸۸ قانون مدنی،بیع منفسخ نخواهد شد بلکه مشتری می تواند معامله را فسخ کند. ماده ۳۸۸ قانون مدنی مقرر می دارد: اگر قبل از تسلیم در مبیع نقصی حاصل شود مشتری حق خواهد داشت که معامله را فسخ نماید. در معنی نقص باید گفت که ، نقص عبارت است از تلف شدن جزء ، مانند اینکه من ماشینی را مورد معامله قرار داده ام ولی قبل از تسلیم متوجه می شوم که چراغ های ماشین مفقود شده و یا سیستم ترمز خودرو دچار خرابی شود در این صورت مشتری می تواند معامله رافسخ کند زیرا طبق قاعده ، ضمان تلف کل مبیع به عهده بایع می باشد و کل غیر از مجموع اجزاء چیز دیگری نیست،بنابراین ضمان تلف جزء به عهده بایع خواهد بود لذا مشتری می تواند بیع را فسخ نماید یا به همان ثمن قبول کند.(امامی ۱۳۵۱، ۴۵۲) اما در تلف جزءمبیع قبل از تسلیم باید در حالتهای مختلف تفاسیر مختلفی داشت؛ اگر تلف جزء در عرف دارای ارزش اقتصادی باشد و از اصالت برخوردار باشد ، یعنی اینکه مبیع به دو قسمت دارای اصالت و بی اصالت تقسیم شود ، عقدی که ناظر به بخش تلف شده است و از خود اصالت ندارد منفسخ و ثمن هم به مشتری عودت داده خواهد شد و نسبت به جزء دیگر که دارای اصالت است عقد درست است ولی مشتری می تواند به استناد خیار تبعض صفقه جزئی را که دارای اصالت است را نیز فسخ کند و با دادن مبیع ناقص تمام ثمن معامله را پس گیرد. اما گاهی وقتها مثمن تجزیه ناپذیر است و بخشی که تلف شده سبب نقص آن می شود ، بدون اینکه جزئی از ثمن را به خود اختصاص دهد . در این مورد ، انفساخ عقد امکان ندارد.زیرا در دید عرف نمی توان گفت که تمام مبیع یا بخشی از آن تلف شده است.مبیع باقی است ولی ناقص است در اراده دو طرف نیز سهمی از ثمن در برابر وصف کمال پرداخته نمی شود تا بتوان ادعا کرد که به همان نسبت تعهد خریدار از بین می رود بنابراین چاره ای جزء فسخ عقد باقی نمی ماند. این است که ماده ۳۸۸قانون مدنی می گوید: «اگر قبل از تسلیم در مبیع نقصی حاصل شود مشتری حق خواهد داشت که معامله را فسخ کند.»( کاتوزیان ۱۳۶۸، ۹۸)، البته برخی از حقوقدانان مخصوصاً دکتر شهیدی معتقدند : عیب و نقص هیچ کدام باعث انفساخ عقد بیع نمی باشد ایشان معتقد ند ؛در صورت نقص در مبیع طبق ماده ۳۸۸ مشتری فقط حق فسخ دارد و انفساخ موردی ندارد .(شهیدی ۱۳۷۷، ۳۵) همچنین به استناد ماده ۳۸۹ قانون مدنی؛ اگر نقص مبیع ، قبل از تسلیم،براثر عمل مشتری باشد ، مشتری حق فسخ معامله را نخواهد داشت(مانند تلف)و اگر نقص به وسیله شخص ثالث باشد باز معامله قابل فسخ نیست و ثالث مسئولیت نقص وارده بر مبیع را خواهد داشت.

    ب)عیب مبیع قبل از تسلیم:

    ممکن است گفته شود که عیب همان نقص است ، ولی بین این دو تفاوتهایی وجود دارد ، نقص یعنی تلف جزء و عیب یعنی تغییر وضعیت در تمام یا قسمتی از مبیع بدون اینکه جزیی از آن از بین رفته باشد. در مورد عیب ماده ۴۲۵ قانون مدنی مقرر می دارد : «عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض در مبیع حادث شود در حکم عیب سابق است، پس مشتری توانایی فسخ معامله را خواهد داشت ویا آنکه مبیع را نزد خود نگه داشته و أرش آن را از بایع مطالبه نماید. البته در بین حقوقدانان در مورد تعریف عیب و نقص اختلاف نظر وجود دارد؛دکتر شهیدی معتقد است که نقص تلف قسمتی از مبیع است و عیب از بین رفتن صفتی از صفات مبیع (شهیدی ۱۳۷۷؛ ۳۶)،در مقابل دکتر کاتوزیان می فرماید؛ «عیب کاستی یا فزونی بر خلاف متعارف در شی یا حیوانی است همچنین نقصی است که از ارزش کالا یا انتفاع متعارف آن بکاهد».(کاتوزیان ۱۳۶۸، ۴۱۵)

    ۳-۳- ضمان عهده

    واژه ی ترکیبی ضمان درک، در اصطلاح فقها،مترادف با ضمان عهده است علامه در تذکره آورده است:« من باع شیئاً فخرج المبیع مستحقاً للغیرالبایع وجب علی البایع رد الثمن ولاحاجه فیه الی شرط و التزام….و ان ضمن عنه ضامن لیرجع المشتری علیه بالثمن لو خرج مستحقاً فهو ضامن العهده و یسمی ایضاً ضمان الدرک….و هذا الضمان صحیح عندنا ان کان البایع قد قبض الثمن».هرگاه شخصی چیزی را بفروشد و مبیع مستحق للغیر در آید،بایع متعهد است که ثمن را به مشتری رد کند و در این امر نیازی به شرط التزام نیست، و هرگاه شخصی از ثمن ضمانت کند تا در صورت مستحق للغیر در آمدن مبیع،مشتری برای دریافت ثمن به او(ضامن) رجوع کند،این ضمان در نزد (امامیه) صحیح است و نام آن ضمان عهده است که به آن ضمان درک نیز گفته می شود.(اسدی حلی ۱۴۱۴، ۹۱) میدانیم که فروشنده ضامن درک مبیع است یعنی چنانچه پس از انجام معامله مبیع از آن دیگری در آید و یا معامله به جهتی باطل شد بر عهده اوست که ثمن را به خریدار بازگرداند . حال اگر شخصی در برابر خریدار از فروشنده ضمانت کند مبنی بر اینکه چنانچه مبیع از مال دیگری در آید و یا معامله باطل باشد او عهده دار بازگرداندن سبب خریدار خواهد بود این ضمان را ضمان بر عهده می نماید به این اعتبار که ضامن معتهد به انجام امری شده که بر عهده فروشنده بوده به عبارت دیگر شخص مزبور ضامن عهده بایع شده است و همچنین در وی ، خریدار ضامن درک ثمن است یعنی چنانچه پس از انجام معامله خللی در معامله و یا در مالکیت ثمن پدیدار گردد بر عهده خریدار است که مبیع را به فروشنده بازگرداند . حال اگر شخصی در برابر فروشنده ضمانت کند که اگر معامله فاسد باشد او عهده دار بازگرداندن مبیع به فروشنده خواهد بود ، شخص مزبور ضامن عهده خریدار شده است.(محقق داماد ۱۳۷۹،۱۰۸)

    ۳-۳-۱- مبنای حقوقی ضمان عهده

    ضمان عهده از جمله تأسیسات حقوق اسلامی است که علاوه بر فقه امامیه در قانون مدنی نیز پذیرفته شده ، فقهای حنفی آن را با عنوان کفالت درک تجویز نموده اند. ضمان عهده بر خلاف تعریف فقهای امامیه از ضمان، موجب بری الذمه شدن مضمونٌ عنه نمی گردد. ضامن عهده در این تأسیس حقوقی متعهد می گردد در صورتی که مبیع یا ثمن مستحق للغیر در آید در فرض مشخص بودن بدل و در فرض کلی بودن مصداق دیگری از آن، آن را به مضمونٌ له تسلیم و استرداد نماید و عهده دار خسارات ناشی از امر گردد. خسارات ناشی از درک حادث در صورت تصریح قطعاً و در صورت اصلاح ظاهراً داخل در قلمرو مسئولیت ضامن عهده می باشد. همچنین اگر معامله به واسطه ی عیوب سابق بر عقد ضمان عهده دستخوش حدوث بطلان گردد ضامن عهده مسئول خواهد بود کما اینکه در مورد أرش و خسارات ناشی از نقصان یا نامرغوب بودن بنا به مورد عهده دار استرداد مورد معامله و جبران خسارت است. ضمان عهده لزوماً باید از سوی ثالث صورت بگیرد چرا که ضمانت از نفس باطل است. هر گاه عقد ضمان پس از انعقاد بیع منعقد شود، تقدم و تأخر قبض و تسلیم تأثیری در صحت و عدم صحت آن ندارد. در مواردی که بعض مبیع یا ثمن مستحق للغیر در آید مسئولیت ضامنعهده به همان میزان غیر مستحق می باشد و اگر مبیع یا ثمن به واسطه ی اخذ به شفعه از سوی شفیع از کف مضمونٌ له خارج شود ضامن عهده هیچ مسئولیت نخواهد داشت.

    فقهای حنفی کفالت درک را فقط ناظر به فرض غیر مستحق در آمدن مورد معامله دانسته در کل یا بعض آن را تجویز نموده اند .لیکن در سایر موارد یعنی حدوث بطلان، درک حادث، خسارات ناشی از نقصان، نامرغوب بودن، أرش، اخذ به شفعه و نیز ضمانت از نفس حکم به بطلان نموده اند.(موسوی نیا ۱۳۸۰، ۱۵)

    در فقه اسلامی، علیرغم آنکه ضمان عهده و نفوذ آن اجمالاً به اتفاق آراء پذیرفته شده ولی در شقوق و قلمرو آن و نیز تحلیل حقوقی مزبور نظریات گوناگونی ارائه شده که به نحو اختصار اشاره می گردد .

    مقدمتاً بایستی متذکر شد که همراه پذیرفتن ضمان عهده چند مشکل حقوقی وجود دارد که بخاطر همین مشکلات و یافتن راه حل برای آنها فقیهان آراء مختلفی اتخاذ نموده اند و بعضی نیز بخاطر نیافتن راه حل مناسب در بعضی از شقوق طبعاً ضمان عهده را بطور مطلق نپذیرفته و آن را به موارد خاصی اختصاص داده اند .

    مشکل نخست مشکل اصلی است که رکن اصلی در ضمان وجود دین سابق است در حالی که در ضمان مورد بحث چنین دینی در رتبه سابقه وجود ندارد. تا ضامن آن را ضمانت نماید به عبارت دیگر مالی می تواند مورد ضمان قرار گیرد که در ذمه مدیون باشد و بدیهی است که عین مبیع و یا عین ثمن نماید .با توجه به مراتب فوق به تحلیل صور مختلف مسئله می پردازیم :

    می دانیم که فروشنده ضامن درک مبیع است، یعنی چنانچه پس از انجام معامله مبیع از آن دیگری درآید و یا معامله به جهتی باطل باشد، بر عهده اوست که ثمن را به خریدار بازگرداند. حال اگر شخصی در برابر خریدار از فروشنده ضمانت کند مبنی بر اینکه خریدار خواهد بود، این ضمان را ضمان بر عهده می نامند به این اعتبار که ضامن متعهد به انجام امری شده که بر عهده فروشنده بوده است و به عبارت دیگر شخص مزبور ضامن عهده بایع شده است و همچنین در بیع، خریدار ضامن درک ثمن است یعنی چنانچه پس از انجام معامله خللی در معامله و یا در مالکیت ثمن پدیدار گردد، بر عهده خریدار است که مبیع را به فروشنده بازگرداند. حال اگر شخص در برابر فروشنده ضمانت کند که اگر معامله فاسد باشد او عهده دار بازگرداندن مبیع به فروشنده خواهد بود، شخص مزبور ضامن عهده خریدار شده است.(شهیدثانی ۱۴۱۳، ۲۵۶)

    ۳-۳-۲- قلمروضمان عهده

    هرگاه ضامن عهده بایع را برای بازگرداندن ثمن به مشتری پس از قبض ثمن ضمانت نماید ، میان فقها در صحت و نقوذ مزبور اختلافی وجود ندارد . با این تحلیل که در فرض آنکه مبیع مال بایع نباشد ثمن را بدون حق تحویل گرفته است و بر عهده ی اوست که آن را به مشتری رد کند و بنابراین ضامن همین عهده را ضمانت می نماید ولی علیرغم اتفاق نظر در این فرض ، باید اعتراف کرده که مشکلات حقوقی در پیش راه تحقق ضمان مرتفع نمی باشد چراکه :

    اولاً : ضمان در این فرض احتمالی است نه یقینی به خاطر آنکه در فرض آنکه مبیع صاحب دیگری نداشته و مال بایع باشد طبعاً بیع صحیح ، و ثمن ملک بایع خواهد بود و بنابراین ضمان معنی ندارد . ضمان وقتی معنی دارد که مبیع صاحب دیگری داشته و بیع باطل باشد .

    ثانیاً : در فرض اخیر هم ، یعنی آنگاه که مبیع مالک دیگری غیر از بایع داشته باشد ، ضمانت ثمن به نفع مشتری چه معنی دارد ؟ تردیدی نیست (در صورتی که ثمن عین معین باشد ) تا زمان بقاء عین ثمن ، بایع ضامن آن است زیرا که مال او نیست بنابراین مالی را بدون حق قبض کرده و در جمع موارد مقبوض به عقد فاسد به استناد قاعده ید ( علی الید ما اخذت حتی تودیه ) مکلف به رد آن است . روی این حساب اگر شخصی در چنین حالتی از سوی بایع به نفع مشتری ضامن ثمن میگردد . بدین معنی است که همین عهده بایع را متعهد شده است ولی ناگفته پیدا است که این گونه ضمان از قبیل ضمان عین است نه دین ، و لذا به نظر بسیاری از فقیهان این ضمان از قبیل ضمان اعیان مضمونه است نه از مصادیق ضمان عقدی .

    ضمان عهده پیش از قبض ثمن :ضمان عهده در این فرض یعنی آنکه مشتری قبل از پرداخت ثمن به جهت آنکه هراس دارد که مبادا مبیع مال بایع نباشد و اگر ثمن پرداخت شود دیگر نتواند استرداد نماید برای ثمن ضامن می گیرد و سپس ثمن را پرداخت می کند .

    گروه زیادی ازفقها پیمان عهده بایع پیش ازقبض ثمن رابه خاطر همان مشکلاتی که ذکر شدباطل میدانند و ناگفته پیداست که اشکالات مزبور در این فرض مشهودتر است زیرا قبل از تسلیم ثمن هیچگونه تعهدی برای بایع ایجاد نشده تا ضامن ، ضمانت عهده وی را بنماید و ید بایع بر ثمن نیز تعلق نگرفته است تا از مصادیق ضمان اعیان مضمونه باشد و لذا راهی برای تصحیح چنین ضمانی به نظر این دسته از فقیهان نرسیده است .

    ولی گروهی از فقها ضمان عهده را مطلقاً صحیح میدانند هرچند که از مصادیق ضمان عقدی مصطلح محسوب ندانسته و آن را مستثنیات ضمان اعیان غیر مضمونه به حساب آورده اند و در توجیه نظریه خودنیازعمومی رامطرح ساخته اندمبنی براینکه درمعاملات بسیار چنین پیش می آید که خریدار فروشنده را نمی شناسد و به مالکیت او مطمئن نمی باشد و برای حصول اطمینان به امکان استرداد ثمن ضامن می گیرد .

    قانون مدنی از نظریه دوم پیروی کرده و بطور مطلق ضمان عهده را پذیرفته است .

    باید توجه داشت که مشکلات پیش راه پذیرش ضمان عهده عمدتاً معلول تفکر نقل ذمه است و بر حسب نظریه ضم ذمه چندان مشکلی در پیش نیست ضمان مالیم مالم یجب نیز که مشکل دیگر بعضی از فروض ضمان عهده میباشد ، علیرغم آنکه مشهور فقها به بطلان آن نظر دادهاند دلیل مقتضی بر مبنای نظر خویش ارائه نکرده اند .

    با توضیحاتی که درباره ضمان عهده داده شد پاسخ سئوال مطروحه مشعر بر اینکه آیا ضمان عهده تنها در مورد درک مبیع یاثمن جایز است یادر سایر عهده ها نیز این حکم جاری است آسان تر به نظر می رسد . چون به طوری که ملاحظه شد عهده درک مبیع یا ثمن هیچ خصوصیتی ندارد که تنها ضمانت از آن جایز دانسته شود بلکه به اعتبار اینکه گاه ضمانت این عهده قانونگذار خواسته با تصریح به جایز بودن این نوع عهده جواز ضمانت را در سایر عهده ها که قابل اقتباس با ضمانت عین معین نیست تلویحاً اعلام کند و به مصداق چونکه صد آید نودهم پیش ماست ضمانت سایر عهده ها را به طریق اولی جایز بداند .

    از طرفی به نظر میرسد که قبول ضمان عهده بایع یا مشتری نسبت به درک مبیع راه گشای قبول ضمان مفید ذمه به ذمه است بدین توضیح که اگر ضمانت از مال ثابت در ذمه صورت گیرد ضمان افاده نقل ذمه به ذمه میکندولی اگرضمانت از سایر عهده ها باشد ضامن و متعهد هر دو مسئول انجام تعهد خواهند بود.

    البته باید توجه داشت که تعهدات بر دو گونه است تعهداتی که انجام عملی توسط شخص متعهد و با مباشرت او مورد نظر است مثل تعهدی که نقاش برای کشیدن تصویر تعهد قابل ضمانت نیست. ولی در سایر تعهدات که انجام امور مورد نظر است نه شخص متعهد همانطور که بیان گردید ضمانت از عهده متعهد جایز است و ضامن و مضمونٌ عنه هر دو مسئول انجام تعهدند .

    جالب است اضافه کنیم که فقهای پای بندیه نظریه نقل ذمه در خصوص مسئولیت هر دو نفر ضامن و مضمونٌ عنه در ضمان عهده درک مبیع و ثمن به خصوص در فرض بقاء عین درید مضمونٌ عنه کاملاً مواجه بااشکال شده و برای آن به توجیهاتی متمسک گشته اند و نهایتاً دست از مبنای خویش برداشته اند . توضیح اینکه :

    مسئله چنین مطرح است که در صورت مستحق للغیر درآمدن مبیع چنانچه عین ثمن هنوز درید بایع باقی باشد چه کسی درمقابل مضمونٌ له مسئولیت دارد ؟ آیا فقط بایع مسئول است ؟یا هم بایع و هم ضامن ؟

    از یک سو مقتضای عقد ضمان حسب نظریه نقل انتقال مسئولیت است بنابراین مضمونٌ له فقط باید یه ضامن رجوع کند و از سوی دیگر پس از مستحق للغیر درآمدن مبیع بقاء باید بر ثمن فاقد مجوز قانونی و در حکم غصب است و بایع به موجب ضمان ید مسئول است و بنابراین مشتری که مالک ثمن است حق رجوع به بایع و استرداد ثمن خویش را دارد . البته باید دانست که این مشکل در اعیان مضمونه نیز وجود دارد .

    گروهی ازفقها به تبع علامه حلی دراین موردونیزدر کلیه موارد ضمان اعیان مضمونه معتقدند که مضمونٌ له می تواند هم به ضامن و هم به کسی که عین مالش در دست او موجود است (بایع و مشتری) مراجعه کند . از کلام علامه چنین استفاده میشود که فرقی میان حالت بقاء عین با تلف آن وجود ندارد ، بلکه در هر دو حالت هر دو مسئولند .

    علامه حلی گوید :وفی ضمان الاعیان المضمونه العهده اشکال اقربه عندی جواز مطالبه کل من الضامن و المضمون عنه بالعین المضمونه اما الضامن للضمان و اما المضمون عنه لوجود العین فی یده او تلفها فیه و فیالعهده ان شاء المشتری طالب البایع و ان شاء طالب الضامن یعنی :

    در ضمان اعیان مضمونه و ضمان عهده ( حسب نظریه نقل ذمه )مشکل وجود دارد .به نظر من هم به ضامن و هم به مضمونٌ عنه جهت استرداد عین مضمونه میتوان مراجعه نمود.به ضامن بخاطر آنکه ضمانت نموده است و به مضمون عنه چون عین در دست اوست و یا نزد او تلف شده است در ضمان عهده نیز مضمونٌ له میتواند اگر خواست از بایع و اگر خواست از ضامن مطالبه نماید .

    همانطور که ملاحظه شد فقها در مورد ضمان عهده مجبور شده اند که از مبنای خود در سایر موارد . یعنی نقل ذمه به ذمه دست بردارند . و بگونه ای ضم ذمه به ذمه را بپذیرند غرض ما این است حال معلوم میشود پذیرفتن ضم ذمه ذمه در اینگونه موارد ، مسئول دانستن بیش از یک نفر ، هیچ اشکال عقلی و یا نقلی بوجود نمی آورد بنابراین لزومی ندارد که ما خود را در چهارچوب عهده ضمان درک مبیع و ثمن محدود سازیم بلکه میتوانیم آنرا در تمامی ضمان تعهدات جاری نمائیم .(محقق داماد۱۳۶۸،۱۱۰)

    ۴-۳- ضمانت نامه بانکی

    حقوق دانان تعاریف مختلفی از این سند نوپای حقوقی ارائه کرده اند. از جمله گفته شده است: نوشته ای عادی یا رسمی حاوی ضمان عقدی یا تعهد به هر صورت است. مانند ضمانت نامه ای که کسی ضمان به قول شرف می دهد تا آزاد شود. اگر شخص ضامن باشد، ضمانت نامه را شخصی گویند و اگر بانک تعهد کند، ضمانت نامه ی بانکی است. )جعفری لنگرودی ۱۳۷۸ ، ۲۴۲۱)

    در این تعریف، مفهوم ضمانت از تعهد مالی بسیار فراتر رفته و به نهادهایی همچون کفالت و رهن نزدیک شده است. با بررسی دقیق عناصر ضمانت نامه ی بانکی و روابط طرفینِ این سند تجاری می توان گفت تعریف مذکور بسیار کلی است و ارتباط چندانی با این سند ندارد. در تعریف دیگر از ضمانت نامه ی بانکی آورده اند: تعهد شخص )ضامن( در مقابل بانک است به این که پاسخگوی بدهی شخص دیگر )بدهکار( به بانک در هنگام قصور وی باشد.( ۲۴۴ ۱۹۵۷, Thomson)

    این تعریف از ضمانت نامه برای مواردی است که شخصی برای ارائه ی وثیقه به بانک، اقدام به معرفی ضامن می نماید. هم چنین در تعریف دیگر، ضمانت نامه ی بانکی یک تعهد فرعی و تبعی است که توسط آن متعهد تعهد می کند در هنگام قصور و تخلف شخص دیگری که در مقابل متعهدٌله مسئولیت ابتدایی و اولیه داشته است، پاسخگوی بدهی در مقابل متعهدٌله باشد. ( ۲۴۴ ۱۹۵۷, Thomson)

    با این اوصاف، در تعریف ضمانت نامه ی بانکی گفته شده است: «قرارداد یا سندی که به موجب آن صادر کننده )ضامن( حسب درخواست متقاضی )مضمون عٌنه( در مقابل ذینفع)مضمونٌ له( تعهد می کند که بدون هیچ قید و شرطی و عندالمطالبه یا در سررسید معین، مبلغ معینی وجه نقد از بابت موضوع خاصی که مربوط به مضمونٌ عنه است،به ذ ینفع یابه حواله کرداو پرداخت نماید.)اخلاقی ۱۳۶۸، ۱۵۶ )

    الف ) طرفین ضمانت نامه ی بانکی

    یک ضمانت نامه ی بانکی قائم بر سه طرف است. نخست، مضمونٌ عنه یا متقاضی ضمانت نامه؛ دوم، ضامن یا بانک ضمانت کننده؛ و سوم مضمونٌ له یا ذینفع ضمانت در این قسمت حقوق و تعهدات طرفین ضمانت نامه ی بانکی را بررسی می کنیم.

    ب ) رابطه ی حقوقی بانک و مضمونٌ عنه

    مضمونٌ عنه یا ضمانت خواه با مراجعه ی به بانک، تقاضای صدور ضمانت نامه به نفع ذی نفع می کند. بانک با توجه به روابط قبلی با ضمانت خواه و نیز بر اساس ضوابط و مقررات، پس از اخذ وثایق معتبر و قابل قبول، ضمانت نامه صادر می کند. )مسعودی ۱۳۹۱ ،۱۰۱و ۱۰۲) بنا بر این ضمانت نامه به تقاضای ضمانت خواه صادر می شود و در صورت وجود شرایط پرداخت و خودداری بانک، متعهد اصلی نیز می تواند به لحاظ نفعی که در اجرای آن دارد، مانند جلوگیری از توقیف سایر اموال خود، الزام بانک را به پرداخت وجه ضمانت نامه خواستار شود. بانک نیز پس از پرداخت وجه ضمانت نامه، مطابق با قرارداد خود با متعهد اصلی، می تواند برای وصول آ نچه پرداخته، به اصیل رجوع کند و اگر او از بازپرداخت این مبلغ خودداری ورزد، بانک می تواند آن را از محل وثایقی که در هنگام صدور ضمانت نامه از متعهد اصلی اخذ کرده، استیفاء نماید. )غمامی ۱۳۷۸،۱۳۰) در عرف تجارت بین الملل، رابطه ی حقوقی بانک ضامن و ضمانت خواه را طبق قواعد حاکم بر عقد وکالت تبیین می کنند. برای نمونه در نظام حقوقی کشورهای هلند،آلمان، انگلیس وفرانسه این رابطه،وکالت است( (.Roeland 2004, 115

    ۴-۳-۱- ماهیت ضمانت نامه بانکی

    در این قسمت به تحلیل نظرات موجود در مورد ماهیت ضمانت نامه های بانکی خواهیم پرداخت. در تبیین ماهیت حقوقی ضمانت نامه ی بانکی به عنوان یک نهاد نوپا و مستحدث، دیدگاه های متفاوتی از سوی حقو قدانان ارائه شده است که نقد و ارزیابی هر یک از این دیدگا هها، ضروری است. برای شناسایی ماهیت ضمانت نامه های بانکی، این تاسیس جدید با نهادهای سنتی و موجود در حقوق ایران تطبیق داده شده است.

    گروهی معتقدند ضمانت نامه ی بانکی همان عقد ضمان رایج و مرسوم است که شکلی نو به خود گرفته و احکامی جدید برای آن وضع شده است. دست های نیز بر این عقید هاند که ضمانت نامه ی بانکی، ضمان مدنی است و گروه سوم عقد ضمان را تجاری می دانند. از این رو، به نقد هر یک از این نظرات می پردازیم

    الف ) ماهیت ضمانت در حقوق مدنی

    در جامعه کنونی با توجه به پیچیدگی های روابط معاملاتی مخصوصاً در سطح بین المللی، طلبکاران برای حفظ طلب خود در مقابل خطرات لاوصول ماندن آن، از اخذ هیچ گونه ضمانتی(اعم از شخصی مثل عقد ضمان یا عینی مثل رهن)دریغ نمی ورزند. نکته ای که باید توجه کرد این است که غالباً وجود همین ضمانت ها به طرفین جرأت معاملات کلان می دهد و باعث رونق اقتصادی و توسعه امور بازرگانی می گردد.

    یکی از مسائلی که همواره مورد اختلاف فقها و حقوقدانان بوده و هست مسئله ماهیت عقد ضمان می باشد. تعیین نوع ضمان، بر حسب اینکه ضمان مبنی بر نقل ذمه به ذمه باشد یا ضم ذمه به ذمه، روابط فی مابین را متفاوت خواهد ساخت. بر همین اساس، تعیین نوع ضمان از اهمیت قابل توجهی در روابط تجاری برخوردار بوده است. در خصوص ماهیت عقد ضمان، عده ای معتقدند که ماهیت و ذات عقد اقتضای نقل ذمه به ذمه را دارد . بر عکس عده ای بر این عقیده اند که مقتضای عقد ضمان، ضم ذمه به ذمه است نه نقل ذمه به ذمه. اما آنچه از مجموع بررسی ها به دست می آید این است که ماهیت و ذات عقد نه اقتضای نقل ذمه به ذمه را دارد و نه مقتضی ضم ذمه به ذمه است بلکه تابع قصد مشترک طرفین است.(اسکینی ۱۳۸۲، ۱۱۵و۱۱۶)

    بی شک هر گاه عقد ضمان به طور مطلق منعقد گردد و هیچ قیدی نباشد، در حقوق ما اطلاق نشانگر نقل ذمه به ذمه است؛ اما این انتقال دین مقتضای ذات عقد نیست. بنابر این طرفین می توانند در خود قرارداد خصوصی شرط کنند که مضمون له جهت وصول دین خود بدواً به مضمونٌ عنه مراجعه کند و اگر طلب او پرداخت نشد به ضامن رجوع کند.(ضمان طولی) یا اینکه شرط کنند ضامن و مضمونٌ عنه در کنار هم متضامناً مسؤل پرداخت دین به مضمونٌ له گردند؛ به گونه ای که مضمونٌ له بتواند برای تمام یا بخشی از طلب به هر کدام که می خواهد رجوع کند(ضمان عرضی) و چنین قراردادهایی را می توان با توجه به مواد ۱۰،۶۹،۷۲۳ مدنی و ۴۰۲و۴۰۳ تجارت نافذ و دارای آثار حقوقی دانست.(اسکینی ۱۳۸۲، ۱۱۵و۱۱۶)

    در مورد اینکه مقنن از کدام نظریه پیروی کرده است،باید گفت قانونگذار در مجموعه قوانین نظریه یکسانی را ارائه نکرده است اما آنجا که از نظریه فقهای امامیه(نقل ذمه) تاثیر پذیرفته و با تأسی از این نظریه مقرراتی را وضع کرده است، نه تنها چندان گامی به سوی پیشرفت اقتصادی برنداشته است بلکه سبب متروک ماندن این مواد قانونی گردیده است چرا که این مواد نه تنها پاسخگوی نیازهای روبه رشد زندگی اجتماعی نگردیده بلکه غالباً با عرف و عادات مسلم جامعه و اهداف و اغراض طرفین عقد مخالف بوده است چراکه آنچه که عرف و عادت از عقد ضمان فهمیده وثیقه بودن ضمان و عرفی بودن تعهد ضامن است و اینکه بعد از ضمان، ذمه مضمونٌ عنه بری و ذمه ضامن در مقابل مضمونٌ له مشغول می گردد چیزی است بر خلاف عرف و عادت و از طرفی انتقال دین از ذمه مضمونٌ عنه به ذمه ضامن بعد از عقد ضمان غالباً با اهداف و منظور ضامن و مضمون له نیز مغایرت دارد زیرا مضمونٌ له در صدد آن است که تا تضمینی را بر طلب خود بیافزاید و در واقع وثیقه ی جدیدی به غیر از اعتبارات و دارایی های شخصی مدیون اصلی، تحصیل کند و اگر عقد ضمان ذمه مدیون اصلی را بری کند و فقط اثر ضمان نقل مافی الذمه مدیون به ذمه ضامن باشد، این نقض غرض و مخالف مطلوب و میل مضمونٌ له می باشد و از سویی دیگر غالباً منظور ضامن این نبوده است که خود مستقیماً مدیون مضمونٌ له شود و ذمه مدیون اصلی بری گرددبلکه قصد او این بوده است که برای مدیون ایجاد اعتبار و تحصیل تضمین نماید و در واقع در کنار مضمونٌ عنه قرار گیرد و در صورت عدم پرداخت اقدام به تأدیه دین او نماید. (البته این سخن ضمان طولی را تقویت می کند.)

    و اگر جز این باشد چه بسا افراد حاضر به ضمانت از اشخاص نخواهند شد و البته قانونگذار با اتخاذ روش های تصنعی در وضع قوانین مذکور خواسته است سرپوشی به نقص مواد مزبور گزارده، نتیجه ضم ذمه به ذمه را اخذ نماید. چنانکه قانونگذار ذیل ماده ۶۹۹ تعلیق در التزام به تأدیه و نیز ماده ۷۲۳ که التزام به تأدیه را که در ضمن عقد لازمی شرط شده پذیرفته است. نتیجه اینکه قانونگذار با این روش راه را برای مردم باز گذارده تا بتوانند به راحتی به نتایج ضم ذمه به ذمه دست یابند، اما باید توجه داشت که وجود ماده ۱۰قانون مدنی، خود راهنما و بهترین وسیله جهت رسیدن به این نتیجه بود و هیچ نیازی به توسل به این روش نبوده است چرا که مقررات مربوط به ضمان از قاعده ی امری و مربوط به نظم عمومی نیست تا نتوان بر خلاف آن شرط کرد و چنین شرطی بر خلاف ذات عقد هم نمی باشد تا معتقدبه بطلان آن

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:47:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تأثیر شوری و سدیمی آب بر هدایت هیدرولیکی اشباع خاک ...

    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۲
    فصل اول: کلیات و بررسی منابع
    ۱-۱-کلیاتی در مورد هدایت هیدرولیکی……………………………………………………………………………………………………………..۵
    ۱-۱-۱-هدایت هیدرولیکی اشباع……………………………………………………………………………………………………………………….۵
    ۱-۱-۱-۱- هدایت هیدرولیکی افقی…………………………………………………………………………………………………………………….۶
    ۱-۱-۱-۲- هدایت هیدرولیکی قائم……………………………………………………………………………………………………………………..۶
    ۱-۱-۲- اندازه گیری هدایت هیدرولیکی اشباع بروش آزمایشگاهی بار افتان …………………………………………………………….۷
    ۱-۱-۳- عوامل مؤثر در هدایت هیدرولیکی…………………………………………………………………………………………………………..۸
    ۱-۱-۳-۱- اندازه و شکل ذرات………………………………………………………………………………………………………………………….۹
    ۱-۱-۳-۲- فعالیت میکروارگانیسم ها و هوای محبوس شده……………………………………………………………………………………..۹
    ۱-۱-۳-۳ – مواد آلی………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰
    ۱-۱-۳-۴- اکسیدهای آهن………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰
    ۱-۱-۳- ۵- ترکیبات کلسیم……………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰
    ۱-۱-۳-۶- نوع و مقدار رس…………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰
    ۱-۱-۳-۷- سدیم تبادلی…………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱
    ۱-۱-۳-۸- تراکم خاک…………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱
    ۱-۲- شوری………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱
    ۱-۳- نسبت جذبی سدیم………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۲
    ۱-۴- پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۲
    ۱-۵- اهداف طرح………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۳
    فهرست صفحه
    فصل دوم: مواد و روشها
    ۲-۱-۱- مشخصات محل تهیه نمونه های خاک…………………………………………………………………………………………………….۲۵
    ۲-۲- اندازه گیری ویزگی های فزیکو شیمیایی خاک……………………………………………………………………………………………۲۵
    ۲-۲- ۱- تعیین با فت خاک………………………………………………………………………………………………………………………………۲۶
    ۲-۲-۲- تعیین وزن مخصوص ظاهری…………………………………………………………………………………………………………………۲۸
    ۲- ۲-۳- تهیه گل و عصاره اشباع……………………………………………………………………………………………………………………….۲۸
    ۲- ۲- ۴- اندازه گیری هدایت الکتریکی ……………………………………………………………………………………………………………۲۹
    ۲-۲- ۵- اندازه گیری pH……………………………………………………………………………………………………………………………….29
    2-2 -6- اندازه گیری گچ………………………………………………………………………………………………………………………………..۳۰
    ۲-۲-۷- اندازه گیری کربنات کلسیم………………………………………………………………………………………………………………….۳۱
    ۲-۲-۸- اندازه گیری کربن آلی………………………………………………………………………………………………………………………..۳۲
    ۲-۲-۹- اندازه گیری CEC…………………………………………………………………………………………………………………………….33
    2-2-10- نتایج آزمایش های خاک…………………………………………………………………………………………………………………..۳۵
    ۲-۳- تهیه محلول ها………………………………………………………………………………………………………………………………………..۳۵
    ۲-۴- آماده کردن استوانه ها……………………………………………………………………………………………………………………………..۳۸
    ۲- ۵- اندازه گیری هدایت هیدرولیکی اشباع………………………………………………………………………………………………………۳۹
    ۲-۶- روش تجزیه و تحلیل آماری……………………………………………………………………………………………………………………..۴۰

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:47:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نامه رعایت موازین حقوق بشر دوستانه در مخاصمات مسلحانه غیر بین المللی (داخلی)- قسمت ۱۴ ...

     

      1. صفائی، حسین، « مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر از دیدگاه حقوق بین الملل »، انتشارات دفتر خدمات حقوقیو بین المللی، شماره ۹
      2. کاسسه، آنتونیو، « حقوق بین الملل در جهان تا متحد »، ترجمه دکتر مرتضی کلانتریان، دفتر خدمات حقوقی بین المللی، چاپ اول، زمستان ۸۷
      3. کرمی، جهانگیر، « شورای امنیت سازمان ملل متحد و مداخله بشر دوستانه »، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران ۱۳۷۵
      4. لیونز، جنی ام، « مداخله بین المللی، حاکمیت دولت و آینده بین المللی »، ترجمه خجسته عارف نیا، ماهنامه اطلاعات سیاسی و اقتصادی، سال هشتم، شماره ۱۱، سال ۱۳۷۳

    عکس مرتبط با اقتصاد

    ب: مقالات

    1. بنیانیان، مسعود، «در صلح دیتون و دیپلماسی آمریکا »، مجله سیاست خارجی، سال دهم، پاییز و زمستان ۷۵
    2. دوللو، محمد رضا، « طرح قضیه لاکربی نزد دیوان بین المللی دادگستری و شورای امنیت »، رساله فوق لیسانس دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران، ۱۳۷۴
    3. سواری ،حسن، « مداخله بسر دوستانه در امور داخلی کشورها با تکیه بر مبانی »، رساله کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۴
    4. شفیعی، محمد، « بررسی مشروعیت دخالت های نظامی بشردوستانه از دیدگاه حقوق بین الملل»، مجله حقوقی، نشریه دفتر خدمات حقوق بین الملل، ۱۳۷۵ ، شماره ۲۰
    5. صباحی، برزو، « نقش سازمان منطقه ای در اجرای قطعنامه های شورای امنیت »، رساله کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه تهران، خرداد ۷۹
    6. فلسف ، هدایت الله، « شورای امنیت و صلح جهانی »، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۸، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۶۹
    7. کنی، علیرضا « مداخله در امور داخلی دولت ها در حقوق بین الملل » رساله کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی
    8. کوچ نژاد، عباس، « آشوب های داخلی در حقوق بین الملل »، رساله کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸

    منابع انگلیسی
    ۱-ebersole,jonM.the mohnok criteria for humanitarian assistance in complex emergencies, himan rights quartel, vol.17, Feb1995 2-egeland, jan, peace-making and the prevention of violence: the role of governments and non-governmental organizarions, international review of red cross, No.833
    3-Forsythe, David p. the intenational committee of Red Crooss and The Humanitarian Assistance, A policy Analysis, international Review of The Red Cross, No. 325, 1998
    4- Frank, Thomas M. and Rodley, Nigels, After Banglandesh, The law of Humanitarian intervention by military force, American journal of international law vol. 67, 1973
    5- Fuchs, peter, humanitarian action in armed conflicts, basic principles, May95, http://www.icic.org
    6- Fuchs, peter, emergency coordination-A problem of humanitsrian agencies or rather of politicians and general, international Review of the Red cross on 304 , jan .95
    7.Gasser, hans –peter, international humanitarian law and the protection of war victims, http://www.icrc.org, Nov.1988
    8-Hadden,Tom and harvey, colin, the law of internal crisis and conflicts, international review of the red cross, No.833
    9-hard caslic, Rohanj. and chua, T.L adrian, Hananitarian Assisfance, Right of access to victims of natural Disastcrs.international Revicw of the Red cross,No.325.Dec.98
    10-Haroff.Tavel.Marion .Action taken byn international committee of the Red cross in situations of internal viokce. international revicw of the Red Goss.No.294.1993
    11-Higgins .Rosalyn,The New Untions and Fornier Yogustavia,international affairs, Vol 69, No, 3july 1993
    12-Humanitarian, Military and political actions in viotent rimes, humanitarian advocacy papers and prcscntations, dec1996, Http://www.ifrc.org
    13-hutchinson, markR, Restoring Hope: United Nation security council Resoloutions for somalia and an Expunded doctrine of Humanitarian intervention, Harvard international lew journal, Vol.34.1993
    14- The interface befmeen humanitarian assistance and conflict, adozen good reasons for being cautious, A discussion note for san Remo round. table, Geneva, Aug 1997.http://www.ifrc.org
    15- joyner, christopher C.the United states A ction in Grenada, American journal of international Law, Vol.78, 1984
    16-Kimminich, Otto, Guerila Forces, Encyclopedia of public internatinal Law, VoL10, 1981
    17- Levitin Michaelj. the law of force and the force of Law:Grananda ,The falktand, and humanitarian interventiin,harvard international Law journal, Vol .27, 1986
    18- Meron, Theodor, humman Rights in internutionul strife:The internutional pretection, http://www.icrc.org
    19- Millcr, jcnnifcr, internatinal intervntion–The United stutes invusion of panama, harvard international law journal , Vol.31
    20-Neuho id,Hans –peter ,peuce,threal to,Encyclopedia of public international Law,VoilA.1981.
    280 Oppenheim, lauterpacl, Lnternational Law, London , 1955
    21-Oppermann, thomas, intervention, encyclopedia of public international Law, Vol3.1982
    22-partsch, karl josef, armed conflicts, encyclopedia of public internatlional law, vol3.1982
    23-patrnogic jovica.humanitarian assistance, humaniturian intervention, intenetional law conference in Quartely, vol.15, may1993
    24- phillips, david L.comprehensive peuce in the balkans: the kosovo question, humsn rights quartely, Vol.18.No.4.Nov.96
    25- roberts, adam the role of humanitarian issues in international politicis in the 1990s, international revicw of the red cross, no.833, march1999
    26-rottensteriner, christa, the denial of humanitarian assistance as a crime under international law, internetioal review of the red cross, no. 835, sep. 99
    27-russbach, R, fink, dhumanitarian action in current armed conflicts, opportunities and obstacles, extract from medicine and global survival, vol 1.no. 4dec1994.
    28- sammaruga, Cornelio, the international committee of the Red cross and international humanitarian law, may 96, http://www.icrc.org
    29- Sandoz, yves, the right of intervene on humanitarian ground :limits and conditions, public hearing on the rights of humanitarian intervention, committee of foreign affairs and security of the European parlinent, Brussels, 25 jan 1994, http://www.icrc.org
    30-schlogel, anton, genev red creos conventions and protocols, encyclopedia of public international law, vol .3 ,1982
    31- steinbergcr, helmut sovereignty, encyclopedia of public international law, vol.10, 1981
    32- UNHCR information paper
    33- the United nations and situation in Somalia, reference paper, Deparment of public information of UN, april1993

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:46:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پیش‌بینی توانمندسازی براساس ساختار سازمانی و مدیریت دانش- قسمت ۵ ...

    افزایش انگیزش درونی کارکناناحساس شایستگی
    احساس معنی دار بودن
    احساس مؤثر بودن
    احساس خود مختاری
    احساس اعتمادتوماس و ولتهاوس (۱۹۹۰)
    اسپریتزر (۱۹۹۵)
    وتن وکمرون (۱۹۹۸)

    اسکات و ژاف[۳۴] (۱۹۹۱) تغییر سازمان هرمی به سازمان دایره ای ، تغییر طرز تلقی کارکنان ، ایجاد انگیزش از طریق دادن قدرت و منزلت ، مدیریت مشارکتی ، استقرار رهبری تسهیل کننده و تشکیل گروه های توانمند را از عوامل توانمندسازی کارکنان می دانند(به نقل از نوه ابراهیم ،۱۳۸۶). آلن راندولف برای هدایت برنامه های توانمندسازی سه روش : سهیم شدن کارکنان در اطلاعات ، ساختار سازمانی مناسب و تشکیل گروه را ضروری می داند (همان منبع).
    فواید توانمند سازی
    مدیر توانمند انسانها را به گونه ذهنی و عاطفی به کار درگیر می کند و بدون مجبور کردن ، تعهد آنان را نسبت به وظایفی که باید انجام شود بر می انگیزد . انسانها طبیعتاً علاقه دارند مفید واقع شوند و زندگی پرثمر داشته باشند .مدیر با بهره گرفتن از این علاقه، آن را به فعالیت متمرکز بدل می کند(اسکات وژاف، ۱۹۹۱).
    مفهوم تواناسازی کارکنان ، نظریه « تضاد سازمان با افراد » را مورد سؤال قرار می دهد . فلسفه تواناسازی می گوید که سازمان می تواند یک رابطه برد – برد به نفع دو طرف باشد (همان منبع ).تحقیقات نشان داده است سازمان هایی که توانمندسازی کارکنان را در پیش گرفته اند ، به مزایای متعددی دست یافته اند،از آن جمله:
    تولید کالا وخدمات با کیفیت بالا؛
    افزایش سطح عملکرد و بهره وری؛
    افزایش سطح رضایت مندی کارکنان ، مشتریان وارباب رجوع؛
    افزایش احساس مثبت کارکنان در مورد شغل شان؛
    افزایش احساس تعلق و تعهد کارکنان؛
    افزایش سطح خود – مدیریتی و نیاز نداشتن به سرپرستی مستقیم؛
    افزایش سطح دانش شغلی ومهارت کارکنان؛
    تغییر نگرش کارکنان از داشتن به خواستن ، یعنی همیشه به خواستن ها فکر کردن؛
    ارتباط میان مدیریت و کارکنان( ابطحی وعابسی ، ۱۳۸۶ ).
    مبانی نظری ساختار سازمانی :
    مفهوم ساختار
    هرجا که سخن ازسازمان است، ساختار در پی آن آمده استاما (هنری مینزبرگ[۳۵]،۱۹۷۹) تقریبا همین تعریف رابرای ساختار می آورد آنجا که می گوید : ” ساختاریک سازمان را می توان مجموعه راههایی دانست که طی آن فعالیت های سازمان به وظیفه های شناخته شده تقسیم ومیان این وظیفه ها هماهنگی تامین شود”. (رضائیان،۱۳۸۲) در کتاب (( اصول مدیریت ساختار)) طبق گفته دانشمندی اینگونه می گوید که ” ساختار سازمانی حاصل فرایند سازماندهی است وعبارتست از: سیستم روابطی که بطور غیررسمی شکل گرفته وبطور رسمی تصویب شده است وحاکم بر فعالیت های افرادی است که برای کسب اهداف مشترک به هم وابسته اند. با دقت در این تعریف می توان به دونکته اساسی پی برد:
    ۱- ساختار سازمانی در این تعریف حاصل فرایند سازماندهی اخذ شده ونه آنچنانکه در تعریف گفته شده مشابه یکدیگرند.
    ۲- در این تعریف به یک بعد از ابعادساختار که همان رسمیت است پرداخته شده وفقط به مجموعه روابط اشاره شده است و ابعاد دیگر ساختار را در این تعریف در درون این بعد در نظر گرفته است. ریچارد دفت ساختار سازمانی را در چارت سازمانی منعکس می دارد چرا که چارت سازمان برای مجموعه کامل از فعالیت های اساسی و فرایند در یک سازمان بصورت ظاهری قابل رؤیت است. او سه مفهوم کلیدی را در تعریف ساختار سازمانی مشخص می کند:
    الف – ساختارسازمانی رادر روابط مکتوب رسمی را که شامل تعدادی از سطوح سلسله مراتب وحیطه نظارت مدیریت و سرپرستان است تعیین می کند.
    ب- ساختارسازمانی، گروهبندی افراد بایکدیگر را داخل طبقات و گروهبندی طبقات را در کل سازمان مشخص می کند.
    ج- ساختار سازمانی طراحی سیستم ها را برای اطمینان از اثربخشی ارتباطات، هماهنگی و تلفیق تلاش ها در سراسر طبقات در بر می گیرد.
    از نظررابینز[۳۶](۲۰۰۶)ساختارسازمانی هرچند که یک حقیقت بوده و هر شخصی در سازمان تآثیر می گذارد اما باید دانست که کم وبیش مفهوم انتزاعی بودن باعث شده است که تعاریف بعضا با همدیگر متفاوت باشند . اما ساختار سازمانی را اینگونه می توان تصور نمود که در برگیرنده طریقی است که وظایف افراد سازمان بوسیله آن هماهنگ می گردد. دریک تعریف عمومی از ساختار آن را کلیدی می دانند که:
    ۱-تعیین کننده حوزه اساسی است.
    ۲-تعیین کننده مآموریت اساسی است.
    ۳-مجموعه راههایی است که طی آن فعالیت های سازمان به وظیفه های شناخته شده تقسیم وهماهنگی ایجاد می شود .ساختار مورد بحث بوسیله نمودارهای سازمانی ، شرح مشاغل ، روش ها ، قوانین ومقررات نشان داده می شود . ساختار سازمانی به الگوهای اختیار ،ارتباطات وجریان کار ارتباط می یابد.بعلاوه ساختار سازمانی می تواند زمینه ارتباط بین خرده نظام های اجتماعی،روانی وفنی رانیز فراهم آورد.از مجموعه تعاریف این مطلب برداشت می شود که هرتعریف از ساختارسازمانی باید دارای ابعادی باشد که این مفهوم سازمان را به خوبی تشریح کند . درواقع تعریف ساختارسازمانی باید کالبدی را در نظر بگیرد که:

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
      1. تعیین کننده حوزه های اساسی یک مؤسسه باشد.
      2. تعیین کننده مآ موریت های اساسی در هر حوزه باشد.
      3. تعیین کننده مآموریت های کلی در هر واحد اصلی باشد.

    <
    li>تعیین کننده مدیریت اساسی در هر حوزه باشد.

    1. ارائه دهنده تصویری از چگونگی تفکیک مدیریت باشد.
    2. ارائه دهنده تصویر مراکز تصمیم گیری باشد.
    3. ارائه دهنده تصویری از نظام ارتباطی باشد.
    4. ارائه دهنده تصویری از محدوده ها ومرزها، مسئولیت واختیار باشد.

    ۹-زیر بنای نمودار سازمانی وسایر خرده نظام های مدیریت باشد.
    ساختارسازمانی در واقع انتخاب افراد در نقاط مختلف ازیک نمودار سازمانی، در مقام های اجتماعی، پست ها و مقام هایی است که برروابط سازمانی افراد اثر دارد. از کاربردهای تعریف فوق، تقسیم کار است. در داخل سازمان به افراد مشاغل مختلفی واگذار می گردد. از موارد دیگر استفاده آن این است که سازمان دارای سلسله مراتب مسئولیت است)رابینز،۲۰۰۶).
    پست هایی که بوسیله این افراد کسب می شود دارای دستورالعملها و قوانین هستند که نوع رفتاراین پست ها رامشخص می کند.
    در یکسری تعاریف دیگر به اهمیت روابط متقابل افراد درساختار اشاره می شود. زیرا ساختار نحوه کارکرد افراد را تعیین می کند ولی نحوه کار افراد هم از طرفی مشخص کننده شکل ساختار یک سازمان است. ساختار در واقع یک وسیله یا ابزار بسیارپیچیده جهت کنترل است که در فرایند روابط متقابل اعضاء شکل می گیرد، بصورت دائم تجدید می گردد و در عین حال آن روابط متقابل را مشخص می کند. ساختار در یک زمان هم خالق است وهم مخلوق. ساختارروابط متقابل بین اعضاء رامشخص می کند و موجب هماهنگی کامل و تمام عیار درسازمان نمی شود ولی مانع از بروز رفتارهای غیر عادی می شود.
    ساختار سازمانی سه نقش اصلی رابر عهده دارد:
    ۱- مهمترین وظیفه ساختار اینست که بوسیله آن اهداف سازمان تحقق پیدا می کند.
    ۲- ساختار به خاطر این امر برنامه ریزی می شودکه قدرت افراد مختلف در یک سازمان را تعیین و رویه ها را مشخص می کند.منظور از ساختار این است که به افراد فهمانده شود که باید دستور العمل های یک سازمان را رعایت کنند.
    ۳-ساختار محدوده اعمال قدرت را مشخص می کند (میزان قدرتی که هر پست یا مقام سازمانی دارد را مشخص می کند)و تصمیمات باید در این حوزه قدرت اخذ گردد.
     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:46:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      تحلیل بینامتنی دینی در رمان های «عمالقه الشمال» و «لیالی ترکستان» نجیب کیلانی- قسمت ۱۸ ...

     

    • إِنَّهُم یُقِیمُونَ فِی طَرِیقِهَا اَلسُّدُودِ یَا شِیخِی اَلجَلِیلَ…
    • قُلهَا وَ لَا تَخَف..
    • اَلمَوتُ وَ اَلسِّجنُ یَتَرَصَّدَانِ لَنَا…
    • هَذَا هُوَ اَلجَهَادُ… بَعضُنَا سَوفَ یُفَلسَفُ ضَعفَهُ، وَ یَتَقَاعِسُ بِحُجَّهِ أَنَّ اَلظُّرُوفَ لَاتَسمَحُ وَ اَلکِفَاحُ قَد یَکُونُ حِمَاقَهً… لَاتُصَدِّقُوا هَذِهِ اَلکَلِمَاتِ، لِأَنَّهَا اَلمَوتُ بِعَینِهِ… اَلحَقُّ لَایَنتَصِرُ إِلَّا بِاَلمُجَاهِدَهِ اَلمُستَمَرَّهِ… لَقَد تَعَلَّمنَا أَنَّ اَلمَوتَ لَیسَ خَاتِمَهَ اَلمَطَافِ…»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۷۱).

     

    در این قسمت ملاحظه میشود کیلانی نقاب«شیخ عبدالله» را برچهره زده و مفاهیمی چون لزوم پایداری و جهاد مستمر را به مخاطب القا میکند، این اسلوب از اصلیترین روشهایی است که کیلانی برای تاثیرگذاری بر مخاطب در آثار خود بکار برده است.
    ۳-۱-۴-۲-۳ نقاب«نور»
    همانطور که گفته شد«نور» شخصیت فردی بدبین را دارد. او معمولا از مبارزه سر باز زده و بهانههانه میآورد. کیلانی در جایجای رمان در نقاب«نور» نظر آن دسته از مردمی را که مخالف مبارزه و جهاد هستند را به خوبی بیان میدارد، در یک قسمت از رمان بعد از کشته شدن«أحمدو بیللو» نور با لحنی بدبینانه به«عثمان» میگوید
    «وَ أَخِیرَاً هَمَسَ فِی أُذُنِی یَا صَدِیقِی… دَعِ الأُمُورَ تَمضِی… وَ فَکِّر فِی نَفسِکَ..
    -أَنَا لَا أَخَافُ إِلَّا اَللهَ یَا نُورُ…
    هَتَفَ فِی حِدَّهٍ أَیُّهَا اَلأَحمَقُ، إِذَا سَقَطَت فَسَتَدُوسکَ اَلنِّعَال وَ لَن یَبکِی عَلَیکَ أَحَدٌ… لَقَد مَزَقُوا أَحمَدو بیللو وَ زَوجَتَهُ إِربَاً إِربَاً وَ أَحرَقُوهُمَا بِالنَّارِ… وَهَا هُوَ تَشُوکُومَا یَعِیشُ دُونَ أَن یَمَسَّهُ أَحَدٌ… اَلکُبَّارُ هُنَا کَاَلدُّمِی اَلَّتِی تُحَرِّکُ خُیُوطَهَا أَیدُ خِفیَهً فَوقَ مَسرَحِ لِلعَرَائِسَ… أُفقِ إِلَی نَفسَکَ…»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۷۲)
    «نور» صدای گویای طیفی از انسانهای بدبین و بی اراده است که همیشه تسلیم اوضاع موجود میشوند و تلاشی برای تغییر اوضاع نمیکنند، کیلانی یک گفتگو بین«عثمان» و«نور» در نقاب او میگوید
    «کَیفَ تَتَغَیَّرُ؟؟ أَ تَظَنُّهَا تَفعَلُ ذَلِکَ تِلقَائِیَّاً؟ إِن مَن یَرفَعُ رَأَسَهُ تَخمِدُهَا ضَربَهً مَجنُونِهِ، أَو تَدفَعُ إِلَی غِیَابَاتِ اَلسُّجُونِ…
    -إِنَّ اَلمَلَایِینَ اَلَّتِی تَربُو عَلَی اَلخَمسِینَ لَن تَستَسلِمَ لِهَذَا اَلحَیفِ…
    قَالَ وَ قَد اَحتَقَّ وَجَهَهُ اَلفُقَرَاءُ اَلجَائِعُونَ لَایَصنِعُونَ نَصرَاً… أَنتَ وَاهِمٌ»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۷۸).
    بر این اساس میبینیم که کیلانی تنها به عرضهی دیدگاه های خود بسنده نکرده بلکه عقاید مخالف مقابل را نیز به صورتی هنرمندانه در اثنای رمان خود آورده و برای این امر از اسلوب غیر مستقیم نقاب سود جسته است.
    ۳-۱-۴-۲-۴ نقاب«أحمدو بیللو»
    شخصیت احمدو بیللو به گونهای است که ظرفیت زیادی برای عرضهی دیدگاه های سیاسی_اسلامی کیلانی فراهم میآورد، کیلانی در نقاب او میگوید«وَ اِنتَقَلَ اَلأَمِیرُ إِلَی مَوضُوعَاتٍ شَتَّی، أَخَذَ یَتَحَدَّثُ عَن زِیَارَاتِهِ اَلأَخِیرَهِ إِلَی مَکَّه وَ عَن لِقَائِهِ مَعَ زُعَمَاءِ اَلعَالَمِ اَلإِسلَامِیِّ هُنَاکَ وَ عَن اَلأَمرِ اَلعَجِیبِ اَلَّذِی لَفَتَ نَظَرَهَ فَقَد لَاحَظَ أَنَّ قَضَایَا اَلعَالَمِ اَلإِسلَامِیِّ یُوَاجَهَهَا دَائِمَاً تَکَتُّلِ مِن قَبَلِ اَلأَعدَاءِ … اَلمُسلِمُونَ فِی اَلعَالَمِ لَایَنصِفُهُم أَحَدٌ، لِمَاذَا؟ وَ بَلَادُ اَلمُسلِمِینَ هِیَ حُقُولُ اَلاِستِنزَافِ وَ اَلمُؤَامَرَاتِ وَ اَلتَّدمِیرِ، لِمَاذَا؟ وَ مَذَابِحُ اَلأَقَلِّیَاتِ اَلإِسلَامِیَّهِ فِی أَمَاکِنَ شَتَّی فِی اَلعَالَمِ دُونَ أَن یَتَحَرَّکَ ضَمِیرَ أَحَدٍ مِن اَلفَلَاسَفَهِ وَ اَلمُصلِحِینَ، لِمَاذَا؟
    – اَلمُشکِلَهُ لَیسَت مُشکِلهُ نِیجِیرِیَا… وَ لَکِنَّهَا مُشکِلَهُ اَلأُمَّهِ اَلإِسلَامِیَّهِ کَلِّهَا… لِکَی تَبحَثُوا عَن حَلٍّ یَرِیحُ نِیجِیرِیَا یَجِب أَن تَنظُرُوا إِلَی بَعِیدٍ… اِلَی اَلثَّمَانمِائَه مِلیُون مُسلِمٍ… اَلقُّوَهُ اَلجَبَّارَهُ اَلَّتِی تَستَطِیعُ أَن تَغَیَّرَ وَجَهَ التَّارِیخِ … وَ تُعِیدُ اَلحَقَّ إِلَی نِصَابِهِ…. فَیَسُودُ اَلصَّفَاءَ اَلعَالَمِ… وَ تَنخَنِقُ اَلثَّعَابِینَ وَ یَنحَدِرُ اَلظَّلَّامُ…»(الکیلانی، ۲۰۰۵م ۲۶).
    در اینجا کیلانی حل مشکل نیجریه را در خیزش یک پارچه ی مسلمانان میداند. زمانی که مسلمانان با بازگشت به منابع اصیل اسلام و با فداکاری و تلاش بتوانند دوباره رهبری جهان را بدست بگیرند، مشکل اقلیتهای مسلمان هم حل خواهد شد و این خونریزیها و فجایع هم متوقف خواهند گشت. این گفتههارا می توان خلاصهی نظر کیلانی در مورد مشکلات موجود دانست که در نقاب احمدوبیللو و از طریق بینامتنی غیر مستقیم بیان میدارد.
    ۳-۲ تحلیل بینامتنی دینی در رمان«لیالی ترکستان»
    در این بخش، رمان«لیالی ترکستان» را از منظر بنامتنی دینی مورد تحلیل قرار دادهایم، اما ابتدا خلاصهای از حوادث رمان را آوردهایم و نیز به سبک هنری و رویکرد اسلامی کیلانی در این رمان نگاهی داشتهایم.
    ۳-۲-۱خلاصهای از حوادث رمان
    حوادث رمان«لیالی ترکستان» در اثنای سالهای جنگ جهانی دوم در ترکستان شرقی اتفاق افتاده است. سرزمینی که اسلام در پی فتوحات مسلمانان در سال(۷۰۵ م) به آن راه یافت، و انتشار آن در بین مردمان این منطقه از طریق تبلیغ و نیز تحت تاثیر تاجران مسلمانی که در مناطق ساحلی فعالیت داشتند صورت گرفت. جهانگردانی چون مارکوپلو و ابن بطوطه در سفر نامههای خود نوشتهاند که در هر شهری از چین محلههای مسلمان نشین و مساجدی وجود داشته است. اقلیم ترکستان بزرگترین اقلیم در چین به شمار میرود که ۱۷% از خاک این کشور را در برمیگیرد. نژاد ساکنان این منطقه«أویغور» میباشد(أبوزیدwww

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    .alukah.net).
    این اقلیم پیوسته با چین در نزاع بوده و چین به طور مستمر سعی در تصرف آن داشته است و در سال(۱۷۵۹م) یکبار برآن تسلط پیدا نمود اما ترکها آن را باز پس گرفتند و مدتی در استقلال به سر بردند اما بار دیگر در سال(۱۸۷۶م) دوباره چین با مساعدت انگلیس آن را اشغال نمود و از آن زمان به بعد این منطقه تحت سلطهی چین بوده است و نامش را به«سینکیانگ»، به معنای «چین جدید» تغییر دادند. گرچه بعد از جنگ ژاپن در این منطقه برای مدتی در شمال چین جمهوری ترکستان شرقی تاسیس شد، اما رهبر چین کمونیستی«مائوتسی تونگ» آنرا ساقط نمود(قطی www.islamonlin.net).
    بر اساس آمارهای رسمی جمعیت مسلمانان در چین بیست ملیون نفر است اما این آمار قابل اعتماد نیست، چرا که بر اساس آمار سال(۱۹۴۸م) جمعیت مسلمانان ۴۸ میلیون نفر بوده است و اگر میانگین نسبت رشد جمعیت در این کشور را در نظر بگیریم تعدادشان هم اکنون بالغ بر صد و سیزده میلیون نفر می شود. این منطقه از این جهت ترکستان شرقی نام گرفته که در مقابل ترکستان غربی قرارد دارد که توسط شوروی اشغال شده بود و پس از فروپاشی آن به کشورهای«قرقیزستان»، «ازبکستان»، «تاجیکستان»، «ترکمنستان» و«قزاقستان» تقسیم شد(قطی www.islamonlin.net).
    دولت چین در طی دوران سلطهاش بر این مناطق به شدت با اسلام و مسلمانان ومظاهر اسلامی مبارزه نموده است؛ میلیونها نفر را کشته و صدها هزار را به زندان انداخته. مساجد و مدارس دینی را تعطیل و کتابهای دینی را ممنوع اعلام کرده است. در گزارشهای«سازمان عفو بین الملل» نام هزاران تن از اعدام شدگان اویغور موجود میباشد(أبوزیدwww.alukah.netو قطیislamonlin.netwww.).
    تغییر ترکیب جمعیتی ترکستان برنامهای بوده که از میانه قرن بیستم تاکنون توسط دولت چین دنبال شده است، با وجود اینکه در سال(۱۹۴۲م) حدود ۹۰% از ساکنان این منطقه از مسلمانان أویغور بودهاند و تنها چینیهای نژاد«هان» ۶% از جمعیت را تشکیل دادهاند، اما در سرشماری نوامبر(۲۰۰۱م) چینیها ۴۰% را به خود اختصاص دادهاند. این برنامه از طریق سیاست تک فرزندی اعمال شده که تنها اویغورها ملزم به آن هستند(همان).
    جرایم دولت چین به سیاست پاکسازی نژادی أویغورها محدود نبوده بلکه آنها را از سِمَتهای دولتی و عرصه های اقتصادی و اجتماعی محروم نمودهاند و در این زمینه از خود چینیهای«هان» استفاده میکنند. این منطقه سرشار از منابع طبیعی و ثروتهای خدادادی است و ذخایر نفتی آن(۴۴/۲) بیلیون تن برآورد شده است. حتی در شرکتهای نفت که در این منطقه به وفور وجود دارند اویغورها حق کار کردن ندارند. (همان) از دیگر جرایم این دولت درحق ملت ترکستان آزمایشهای اتمی است که از سال(۱۹۶۹م) تا کنون در این سرزمین انجام می گیرد، و اطراف دریاچهی«لوب نور» در ترکستان شرقی بزرگترین مرکز آزمایش بمب هستهای درجهان به حساب می آید(أبوزیدwww.alukah.net).
    کیلانی در رمان«لیالی ترکستان» به مبارزات مسلمانان ترکستان در سالهای جنگ جهانی دوم میپردازد؛ او در این اثر و رمانهای معاصر دیگرش«فجایعی که مسلمانان در دوران معاصر از دست استعمار و صلیبیان دیدهاند و به دست فراموشی سپرده شدهاند را دوباره زنده نموده است»(هداره،۱۴۱۶هـ).
    نویسنده در ابتدا تصویری از فضای رمان و وضیعت آن مناطق را ارائه میدهد. چین کمونیستی استان«قومول» را تصرف کرده و برای آن استان حاکمی، تعیین نموده است که همه چیز تحت امر اوست، چینیهای مهاجر دسته دسته به آنجا مهاجرت میکنند و سعی در تغییر ترکیب جمعیتی این منطقه دارند. رمان از زبان فردی به نام«مصطفی مراد حضرت» روایت میشود. او در ابتدای رمان به معرفی خودش میپردازد و نویسنده با این کار قسمتهایی از شخصیت وی را به تصویر میکشد. او در استان«قومول» در قصر امیر محلی آن شهر زندگی می کند.
    حوادث رمان از اینجا شروع می شود که حاکم چینی بخش نامهای صادر می کند که در آن هر فرد ترکستانی ملزم میشود که دخترش را به عقد هر فرد چینی که از او خواستگاری کند در آورد. این خبر موجب نگرانی و وحشت اهالی آن منطقه و در راس آنها«امیر قومول»می شود چون حاکم چینی منطقه هم از دختر او خواستگاری کرده بود. این امر برایشان خیلی سخت و غیر قابل قبول است. گفتگوهای زیادی میان«امیر قومول» و حاکم چینی انجام می شود که در آن درخواست لغو این بخش نامه را می کند اما فایده ای ندارد. «امیر قومول» اعیان شهر و علما و صاحب نظران را برای مشورت جمع می کند و قرار بر مخالفت مینهند و در نهایت«امیر قومول» به زندان میافتد.
    در زندان نقشهی کشتن حاکم و فرماندهان چینی به ذهنش میرسد. او در ظاهر با این ازدواج موافقت کرده و آزاد می شود و مراسمی برای این ازدواج میگیرد و فرماندهان چینی را هم دعوت می کند و براساس نقشهی قبلی به طور ناگهانی همهی آنها را به هلاکت می رساند. همین باعث می شود درگیریها دوباره شروع شوند.
    در قصر دختری به عنوان خدمت گذار دختر امیر کار می کند که قبلا«مصطفی» چند باری به وی پیشنهاد ازدواج داده اما او نپذیرفته بود. زمانی که همه ساکنان به خاطر ترس از اینکه دخترانشان به دست چینیها بیافتد به دنبال جوانانی ترکستانی میگشتند تا دخترانشان را به عقد آنها درآورند این بار«نجمه اللیل» خودش پیشنهاد ازدواج را به«مصطفی» میدهد، اما«مصطفی» به بهانهی مبارزه و جهاد از این امر سرباز میزند.
    یکی از شخصیتهای اصلی رمان هم«خوجه نیاز حاجی» است؛او یکی از افراد مذهبی و صاحب فکر این شهر است و به موضعگیریهای صادقانه و آراء حکیمانهاش شهرت دارد. در مراحل بعدی رمان او یکی از ره
    بران مبارزه با چینیها میشود. بعد از این درگیری چین بار دیگر هجوم گستردهای را علیه ترکستان آغاز می کند و حمله های خون باری به استانهای«إیلی»، «آقصو»، «چوچک» و «شهبار» انجام میدهد. در این میان روسها هم که با چین هم عقیدهاند به یاریشان شتافته و با انواع امکانات مالی و جنگ افزار و نیرو از چین حمایت میکنند. زمانی که نیروهای چینی به قومول رسیده و میخواهند«امیر قومول» و خانوادهاش را دستگیر کنند، «نجمه اللیل» با صحبتهای زیرکانه خود فرماندهی آن عملیات را مشغول می کند و امیر و خانوادهاش را از قصر فراری میدهد، اما در نهایت خودش به دست آن فرمانده میافتد.
    «نجمه اللیل» موفق میشود با بحث و گفتگوی زیاد فرمانده را هرچند به صورت ظاهری به دین اسلام درآورد و او هم«نجمه اللیل» را با خود به شهر«أرومجی» میبرد. مبارزات و شورشهای مردمان ترکستان همچنان ادامه دارد و عملیاتها به صورت مستمر انجام می شود و مناطق در بینششان دست به دست می شود.
    یکی دیگر از شخصیتهای رمان«منصور درغا» میباشد؛ او نیز یکی از مجاهدان و از همرزمان«مصطفی» است. چینیها همچنان به تصرف مناطق ادامه داده و برای تغییر هویت دینی و فرهنگ آن مردمان اقدامات گستردهای انجام میدهند. تبلیغات منفی و سیاه نماییهای زیادی علیه مجاهدان انجام میگیرد و آنها را به عنوان افرادی قاتل و دزد و نادان معرفی می کنند. بعد از مدتی«خوجه نیاز» و«ژنرال شریف خان» دستگیر شده و بعد از شکنجه فراوان آنها را به شهادت میرسانند. مردم زیادی دستگیر و به زندان میافتند و هزاران نفر به شهادت رسیده و فضای امنیتی سختی بر این سرزمین حاکم می شود. ثروتها و ذخایر ترکستان پیوسته به غارت میروند. مظاهر دینی با قسوت تمام محو میشوند و مساجد و مدارس را به ادارات دولتی یا پایگاه نظامی و حتی به اسطبل حیوانات تبدیل میکنند. زبان عربی منع شده و کتابهای دینی را آتش میزنند. آنها حزبی را برای مردم آن منطقه تشکیل داده و در ادارهی منطقه از اعضای آن استفاده می شود و مخالفان حذف میشوند.
    در ادامه«مصطفی» در قالب یک کارگر به اورومجی میرود و با نام مستعار«تورسون» درآنجا کار می کند و بعد از مدتی میتواند خود را به قصر فرمانده چینی برساند که«نجمه اللیل» در آنجا ساکن است و در قالب خدمتکار در آنجا کار کند، بعد از اینکه آنها دوباره همدیگر را شناختند و گفتگوهای زیادی کردند. «نجمه اللیل» از این بحث می کند که او مجبور بوده با این فرمانده ازدواج کند. آنها باهم برای کشتن فرمانده که در جنایتهای وحشیانه نقش داشته برنامه ریزی میکنند و«نجمه اللیل» او را مخفیانه به قتل میرساند و بعد در مراسم تعزیه نیز که فرماندهان بزرگ دعوت شدهاند به همکاری«مصطفی» قصر را با مواد منفجره به جهنمی تبدیل میکند و«مصطفی» هم به«نجمه اللیل» میگوید که برای انجام این عملیات به این شهر است و اگر«نجمه اللیل» فرمانده چینی را نمیکشت او را هم به همراه آنان نابود میکرد. پس از این عملیات آنها به کوهستانهای«آلتای» فرار میکنند و بهمیان مجاهدان به رهبری«ژنرال عثمان باتور» باز میگردند و مبارزات را ادامه میدهند.
    جنایتهای حکومت چین و سازمان اطلاعاتی«ج ب أو» در کشتار و شکنجه همچنان ادامه دارد. روسیه به خاطر جنگ جهانی دوم نیروهایش را از ترکستان بیرون میبرد، اما بعد از فراغت از آن دوباره دخالتهای خود را از سر می گیرد و در انتخابات محلی دخالت می کند و با حمایت از اشخاص معینی سیطرهی خود را بر این مناطق باز می گرداند.
    «مصطفی» با «منصور» دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و«منصور» از کشته شدن«امیر قومول» و سایر امرا و اینکه خانوادهاش را نیز از بین بردهاند و حجاب همسرش را به زور برداشتهاند بحث می کند. «منصور» در یک عملیات علیه چینیها که در آن نظامیان چینی میخواستند مسجدی را تصرف کرده و آن را به مخزن مهمات تبدیل کنند پس از مقاومت زیاد و کشتن تعدادی از آنها به شهادت میرسد. «مصطفی» برای انجام عملیاتهایی به کوهستان بر میگردد و«نجمه اللیل» را همراه نوزداش به«کاشغر» میبرد.
    اوضاع روز به روز بدتر می شود و مناطقی را که بازپس گرفته بودند دوباره به دست چین کمونیستی میافتد. عدهی کمی از مجاهدان حمایت کرده و بسیاری به مارکسیسم گرویده و حجاب و مظاهر اسلامی کمرنگ شده بود. کلمات و اصطلاحات چینی شیوع یافته و اندلسی دیگر در صفحهی تاریخ تکرار شده بود. حاکم چینی جدیدی برای ترکستان تعیین شد که سه نفر از خائنان ترکستان در ادراهی این سرزمین وی را همراهی میکردند و در نهایت«برهان رشیدی ترکستانی» کمونیست خائن به وطنش، به دستور استالین ترکستان شرقی را به چین ملحق می کند. تعداد زیادی از مردمان مسلمان این مناطق به کشورهای مجاور مهاجرت میکنند و«مصطفی» هم بعد از پیمودن مسیری سخت و طولانی هنگام غروب آفتاب خود را به مرزهای کشمیر میرساند و در آنجا پس از یافتن«نجمه اللیل» و نوزاد کوچکش راهی مکه میشوند.
    ۳-۲-۲نگاهی به سبک هنری و رویکرد اسلامی در این رمان
    همانطور که گفته شد رمان«لیالی ترکستان» جزو رمانهای معاصر کیلانی است. او این سلسله رمان را در یک مجموعه تالیف نموده است و زبان و سبک آنها تقریبا یکی است. او سبب تالیف این کتابها را اینگونه بیان می کند«آنان – مسلمانان غیر عرب زبان- هیچگاه از قضایای ما غافل نبودهاند و همیشه در محافل بین المللی در کنار ما ایستادهاند. در مبارزاتمان در فلسطین، الجزایر، مصر و …ما را همراهی کردهاند. به همین دلیل من به این فکر افتادم
    که چرا در مشکلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برادران مسلمانمان شریک نباشیم؟»(الکیلانی، ۱۹۹۱م ۴۷)کیلانی مکان وقوع حوادث این رمانها را در سرزمینهای نسبتا دور از هم انتخاب کرده است تا به این نکته اشاره کند که حوادث و حملاتی که علیه مسلمانان در جهان اسلام درجریان است برنامه ریزی شده هستند(بریغش، ۱۹۷۴م).
    از دیگر جنبه­ های هنری رمان دید تاریخی واقع گرایانهی نویسنده است که این امر در اهتمام دادنش به طبیعت جغرافیای مکان رمان و آگاهی فراوان از نام مناطق و استان ها و شهرها و نیز دقتی که در انتخاب اسم شخصیت ها به خرج داده تا با نام شخصیتهای تاریخی یکی باشد، مشاهده میکنیم(هداره،۱۴۱۶هـ).
    کیلانی از یک داستان عاشقانه و عاطفی که در اثنای رمان آورده به عنوان یک عنصر اساسی در بافت رمان سود جسته و در راستای اهداف هنری به کار گرفته است و طوری آن را طرح ریزی کرده که این داستان عاطفی به گونهای دراماتیک با حوادث رمان درآمیزد و به جزئی از انقلاب مردم ترکستان علیه نظام اشغالگر چین تبدیل شود(الگیلانی،۲۰۰۶م).
    «در رمان «لیالی ترکستان»، هنر و حقیقت در یک اثر داستانی زیبا بار دیگر به هم میآمیزند؛ اگرچه رمان از زبان«مصطفی» مراد حضرت که شخصیتی خیالی است روایت شده است، اما نویسنده خود را در دایرهی هنری کار محدود نکرده است، بلکه توانسته است تاریخ جهاد واقعی ملت ترکستان را از طریق بیان حوادث با خیال هنری فنی بگونهای درآمیزد که از دایرهی حقیقت خارج نگردد، و این توازن میان دو عنصر حقیقت و هنر در تمام سطوح عناصر فنی این رمان مشاهده می شود»(العرینی، ۱۹۸۹م ۵۳).
    ۳-۲-۳ بینامتنی مستقیم(سطحی)
    در این قسمت به بررسی موارد بینامتنی دینی مستقیم در رمان«لیالی ترکستان» پرداختهایم. بینامتنی مستقیم در این رمان در قالب بینامتنی با قرآن کریم، احادیث نبوی و احکام شرعی دیده میشود و پس از بررسی آن مواردی از بینامتنی داستانهای قرآنی و یا شخصیتهای دینی در آن نیافتیم. در زیر به تحلیل موارد بینامتنی مستقیم پرداختهایم.
    ۳-۲- ۳-۱ بینامتنی با قرآن کریم
    آیات قرآن کریم نیز به دو صورت در این رمان تجلی یافتهاند، یکی به صورت صریح، که نویسنده آنها را از زبان یکی از شخصیتها بیان کرده است و دیگری به صورت ضمنی، که در این نوع کیلانی مفاهیم قرآنی را به صورت ضمنی در میان گفته های یکی از شخصیتها وارد کرده است و مطابق با مقتضای سیاق رمان در الفاظ و جملات آیات تغییراتی ایجاد نموده است.
    ۳-۲-۳-۱-۱ بینامتنی صریح
    نجیب کیلانی در این رمان آیاتی پیرامون پیروزی نهایی مؤمنان با وجود کمبود نفرات و امکانات، هوشیاری نسبت به توطئههای کفار، محفوظ ماندن شریعت اسلام در مقابل هجمهی دشمنانش، محاسبهی اعمال در روز قیامت و لزوم صبر در برابر مصائب را در لابهلای گفتگوها آورده است، در زیر به تحلیل این نوع از بینامتنی پرداختهایم.
    ۳-۲- ۳-۱-۱-۱ کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ
    پس از اینکه که«امیر قومول» فرماندهای چینی را به هلاکت می رساند، در قصر جلسه ای با حضور اعیان و علما وبزرگان شهر تشکیل می دهد و در این رابطه بحث می کنند. در این جلسه «خوجه نیاز» نیز صحبت می کند«ثُمََّ هَبّ خَوجَه َنیِاز ِحَاجِی وَاقِفَاً، وَصاحَ بِأَعلَى صَوتِهِ سَمِعتُکُم تَتَحَدَّثُونَ عَنِ اِلأُربَعمِائَه مِلیُون صِیِنّی، کَمَا لَو کُنتُم حَضَرتُم هَذَا اَلاِجتِمَاعَ بِصِفَتِکُم وَفَدَا عَنِ الصّینِ ولَیَسَ جَمَاعَهً مِنَ الفَدائِیِیّن اَلمُسلِمَینَ، وإِذَا کُنتُم تَقِیسُونَ اَلَجُیُوشَ بِعَدَدهَا فَواللهِ أنّ اِلإسلَامَ مَا کَانَ لِیَنتَشِرُ، وَتَرفَعُ رَایَهَ اللهِ فِی الأَرضِ لَو أَنَّ المُسلِمِینَ الأَوائِلَ فَکَّرُوا کَمَا تُفَکّرُونَ، کَأَنّی بِکُم لمَ تَقرَؤوا قَولَ الَعَلِیّ اَلأَعلَى (کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ) وَلِکَی نَکِرَهُ خُصُومَنَا عَلَى اِحتِرَام دِینِنا، فَعَلَینَا مَعَشَرَ المُسلِمِینَ نَتَّخِذَ الُقرآنَ إِمَامَاً لَنَا، فَإِنَّهُ یَکفُلُ خَیرَ الدُّنیَا وَالآخِرَهِ، وَاللهِ مَا تَحکُمُ الأَعدَاءُ فِینَا وَمَلَکُوا رِقُابَنَا إِلّا لِأَنَّنَا تَنکِرُنَا لَدینَنَا، وَنَبذَنَا قُرآنَنَا وَرَاءَنَا ظَهرِیَّا، وإِنّی أَعَاهِدُ اللهَ عَلى أَنّی لَن أَضِعَ سِلاحِی حَتَّى أَلقَاهُ أَو أَنتَقِمُ لَدَینِی وَبِلاَدِی، فَمَن کَانَ أَبُواهُ مُسلِمِینَ فَلیَتَّبعِنی»(الکیلانی، ۲۰۰۶م ۴۳).

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:46:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      شرح و تبیین موضوع روشهای نوین تولید مثل از دیدگاه فقه امامیه ...

     

    تلقیح زن با آب شوهر جایز است ولی در کشف عورت او برای دکتر به خاطر عمل تلقیح اشکال وجود دارد . بلی اگر زن دارای مرض در رحمش باشد به جوری که عمل تلقیح همراه علاج آن باشد اشکالی ندارد. [۱۹۳] تلقیح زمانی که مباشر غیر زوج باشد و آب زوج باشد جایز نیست ولی فرزند ، حکم بقیه ی فرزندان را دارد (فرزند آنان محسوب می شود) [۱۹۴].

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    ۳-۴-۴- مرحوم فاضل لنکرانی در لقاح اگر زن و مرد همسر باشند منعی ندارد و اگراین کار مستلزم نگاه کردن به عورت غیر یا لمس آن باشد جایز نیست و اگر بدون این راه بچه دار نمی شوند و بچه دار نشدن هم موجب خلل و تزلزل در زوجیت آنها می شود ، مانعی ندارد . [۱۹۵]

    تلقیح نطفه ی شوهر به عیال خود ، در صورتی که خود زوج عمل تلقیح را انجام بدهد جایز است و اگر از این عمل تلقیح ، بچه متولد شود ، تمام احکام اولاد بر او جاری است و از همدیگر ارث می برند . [۱۹۶]

    اتفاق همه ی علما : مسئله ی تلقیح در جایی که آب شوهر به زن خودش باشد ، منعی ندارد ولی با عمل حرام ، همراه نشود (مانند نگاه اجنبی به عورت و …) ، اما اگر ضرورت یا عسر و حرج پیش بیاید ، حرمت از اساس منتفی می شود .[۱۹۷]

    ۳-۴-۵- مرحوم بروجردی

    آنچه از مفاهیم ادله استفاده می شود این است که تلقیح مصنوعی مرد بیگانه بر زن بیگانه خواه دارای زوج باشد یا نباشد حرام است و بعضی از صور آن ، احکام ولدالزنا ثابت است و در بعضی صور احکام شبه ثابت است و اما تلقیح منی زوج به زوجه ، محل تأمل و اشکال است . [۱۹۸]

    ۳-۴-۶- آیت الله سیستانی

    تلقیح زوجه با نطفه زوج صحیح است[۱۹۹] به شرط آن که این کار مستلزم نگاه کردن یا لمس به آنچه که جایز نیست ، نشود ، و حکم فرزند حاصل از لقاح ، مانند بقیه اولاد می باشد .

    ایشان در جای دیگر می فرمایند : تلقیح زن مسلمان با آب اجنبی جایز نیست ولی تلقیح با آب مرد خودش جایز است ، اگرچه دراثنای عده باشد ، ولی بعد از عده رجعی ، جایز نیست .

    ۳-۴-۷- محمد یزدی

    در اینجا هیچ اشکال و شبهه ای در جایز بودن وجود ندارد (تلقیح به وسیله غیر شوهر) چون هیچ عنوانی از عنوان های حرام از قبیل زنا یا ریختن نطفه در رحم حرام ، صدق نمی کند و این کار با پاکدامنی و نگاه داشتن دامن و سفارش هایی از این دست که در روایات آمده است ، ناسازگاری ندارد و در این حالت زن و مرد ، پدر و مادر نوزاد و او نیز فرزند آنهاست و همه احکام مترتب بر یک ولادت پاک ، از قبیل نسب ، ارث و محرم بودن در اینجا تحقق دارد ، هر چند شکل گرفتن جنین در رحم زن ، از راه آمیزش طبیعی صورت نگرفته است . [۲۰۰]

    ۳-۵- دیدگاه حقوقدانان :

    در قوانین کشور ایران در هیچ یک از متون قانونی ، تلقیح مصنوعی به عنوان جرم ذکر نشده یا برای آن مجازات در نظر گرفته نشده است .

    از سوی دیگر مطابق ماده دو قانون مجازات اسلامی : «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده ، جرم است» .

    با توجه به نکته اول و به حکم ماده ی فوق قوانین جزایی ، تلقیح اسپرم مرد بیگانه به رحم زن ، جرم تلقی نمی شود ولی از سوی دیگر طبق ماده ی سه آیین دادرسی مدنی ، در مورد سکوت و نبودن نص خاص ، باید به عرف و عادت مسلم مردم مراجعه نمود . به نظر می رسد که عرف و عادت مسلم فعلی اکثریت مردم ایران ، مقررات فقهی و دستورات اسلامی است و مطابق شریعت مقدس اسلام و فقه امامیه ، لقاح مصنوعی با منی مرد بیگانه ممنوع است ، از این رو باید مطابق ماده سه قانون آیین دادرسی مدنی با عنایت به عرف علنی مردم ایران ، تلقیح منی مرد بیگانه به رحم زن اجنبی را جرم تلقی کرد . [۲۰۱]

    اما پیرامون تلقیح مصنوعی با نطفه ی شوهر در ایران ، امروز مشکل حقوقی و شرعی وجود ندارد ، از لحاظ نسب و آثار و تبعات متفرع بر آن مشکلی ایجاد نمی گردد و بچه ای که بدین ترتیب پدید می آید متعلق به زن و شوهر است .

    همه ی آثار مربوط به نسب صحیح و مشروع بر آن بار می شود ، عمل مزبور علی الاصول فاقد جنبه ی کیفری و ماهیت جرم و حرکت شرعی است مگر اینکه در طریق اعمال این روش ، عمل حرام و یا احیاناً جرم صورت گیرد که فقط همان عمل جرم یا حرام است و تاثیری در اصل صحت عمل ندارد . [۲۰۲]

    پایان نامه

    امروزه عدم جامعیت قوانینی مدون در این زمینه در قوانین مدنی جمهوری اسلامی ایران ، باعث بروز مشکلات حقوقی گردیده است که از آن جمله امر صدور شناسنامه ی کودکانی است که توسط مادر اجاره ای متولد می شوند ، زیرا حتی اگر پدر و مادر اصلی که همان صاحبان تخمک و نطفه می باشند به واسطه ی آزمایش مشهور[۲۰۳] منسوب بودن فرزند به خود را اثبات نمایند ، هیچ قانونی وجود ندارد که بر طبق آن برای این کودکان شناسنامه صادر گردد و به تابعیت قانونی آنان رسمیت داده شود ، لذا باید قوانین کامل و جامعی در این رابطه تصویب گردد تا مشکلاتی از این دست بروز ننماید . [۲۰۴]

    عدم وجود قوانینی جامع در زمینه ی موضوع تلقیح مصنوعی ، گاه موجب سرگردانی کودکی بیگناه می گردد و زندگی اجتماعی او را با تهدیدات جدی مواجه می سازد به عنوان مثال اگر مرد و زنی تصمیم بگیرند از طریق رحم اجاره ای بچه دار شوند اگر پس از انتقال جنین به رحم زن دوم ، آن دو به عللی از هم جدا شوند ، تکلیف این زن و بچه چه می شود؟

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    اگر پدر و مادر اصلی کودک به سبب نقص ژنتیکی نوزاد و یا عدم زیبایی او حاضر به پذیرفتن کودک نگردند، چه اتفاقی برای این طفل معصوم خواهد افتاد؟

    این در حالی است که می توان در صورت وجود قوانینی مدون از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کرد ، البته تلاش های زیادی در خصوص تصویب چنین قوانینی ، در حال انجام است که برخی از آنان به نتیجه رسیده است و از جمله قانونی در موضوع اهدای جنین به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است .

    بر اساس این مصوبه ، کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح ، مجاز خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون، نسبت به انتقال جنین های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوج های قانونی و شرعی ، پس از موافقت کتبی زوجین و انجام اقدامات پزشکی و ثابت شدن ناباروری آن ها ، اقدام کنند . [۲۰۵]

    در ماده ۳ این طرح درباره ی نحوه ی تقاضای دریافت جنین آمده است : «این تقاضا باید مشترکاً از طرف زن و شوهر تنظیم و تسلیم دادگاه شود و دادگاه در صورت احراز شرایط ذیل ، مجوز دریافت جنین را صادر می کند:

    زوجین بنا به گواهی معتبر پزشکان ، امکان بچه دار شدن ، نداشته باشند .

    زوجه استعداد دریافت جنین را داشته باشد .

    هم چنین هیچ یک از زوجین معتاد به مواد مخدر یا مبتلا به بیماری صعب العلاج نباشند .

    وظایف و تکالیف زوجین گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری ، تربیت ، نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است .

    بررسی صلاحیت زوجین متقاضی در محاکم خانواده ها خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی صورت خواهد گرفت و عدم تایید صلاحیت زوجین قابل تجدید نظر می باشد . [۲۰۶]

    فصل چهارم

    آثار فقهی و حقوقی تلقیح مصنوعی

    ۴-۱- بخش اول آثار غیرمالی

    از نظر تاریخی ، حقوق خانواده در اطراف این فرض بنا شده است که شوهر «پدر» و همسر «مادر» بچه ای است که به دنیا آمده است .

    محیط تصوری حقوق خانواده تحت تأثیر صفات پدری ، صفات مادری و مسئولیت های والدین قرار دارد . دانش ژنتیک به چند طریق به محیط خانواده اصابت می کند که بیشترین تأثیر آن بر حقوق و مسئولیت های والدین یعنی مقام پدر و مادری است .

    بیشترین ارتباط مستقیم بین ژنتیک و «حقوق خانواده ی تثبیت شده» در اثرات آن روی دانش وابسته ، به مقام والدین واقع می شود . این که مادر کیست؟ پدر کیست؟ اصولاً کدام یک از والدین مسئولیت قانونی کودک را به عهده دارند؟ این ها سوالات عمیقی است که زیربنای اصلی و مفاهیم بنیادی ساختمان حقوق خانواده را هدف قرار داده اند .

    عالم حقوق از قبل با بهره گرفتن از آزمایش های خون در هنگام بررسی اصلیت پدری آشنا است ولی این بار ژنتیک به جای پاسخگویی به مسائل ، خود مسئله ساز شده است . مسائلی با پاسخ های نامعین و بعضاً بدون راه حل که در عین حال پاسخ آن ها ضروری جلوه می کند .

    با توجه به علاقه مندی های فراگیر در استفاده از ژنتیک و تلقیح مصنوعی و برخورداری از آثار این دانش در جوامع متعدد ، به نظر می رسد که ما در حال حرکت به سمت یک فرهنگ خانوادگی جدید هستیم که در این فرهنگ ، مسائل و سوالات خاصی پدید می آید که قبلاً انتظار آن را نداشته ایم و به هرحال استفاده از تکنولوژی های جدید ژنتیکی در جوامع امروز ، امری است که کم کم دارد جایگاه ویژه ی خود را باز می کند و جوامع را مجبور می سازد تا راه کارها و قواعدی را در راستای آنها تببین و تعیین نمایند که کشور ما نیز مستثنا از آنها نیست که باید به این مسائل ، از جنبه های مختلف حقوقی ، فقهی و اعتقادی نظر کرده و آنها را تبیین و تحلیل نماید . [۲۰۷]

    منظور از آثار غیرمالی این است که کودک از جهت قرابت نسبی و آثار ناشی از آن ، نظیر حرمت نکاح ، حضانت ، تربیت و ولایت چه رابطه ای با صاحب اسپرم و تخمک ، مادر اجاره ای ، خانواده ، اقارب سببی و نسبی آنها خواهد داشت؟

    ۴-۱-۱- نسب

    فرض این است که جنین حاصل از اسپرم و تخمک زن و شوهری که در رحم زن بیگانه ، رشد کرده و بعد از تکامل ، متولد می شود ، مشخص کنیم این کودک از جهت قرابت نسبی و حرمت نکاح چه رابطه ای با صاحبان اسپرم و تخمک و مادر اجاره ای می یابد .

    از دیدگاه اهل لغت : نسب ، مصدر و به معنای «قرابت، علاقه و رابطه بین دو شئ (انسان)» می باشد . [۲۰۸]

    علامه ی حلی در قواعد الاحکام می گوید :

    اصل نسب ، تولد است ، هر کس که شخصی از نطفه ی او متولد شود فرزند او خواهد شود ، مذکر ، پدرش خواهد بود و مونث مادرش و پدران آن دو اجداد ، محسوب می شوند و همین طور اولاد اجداد و جدات پدر و مادر ، دایی و عمو ، عمه و خاله محسوب می شوند . [۲۰۹]

    و در عبارت دیگری علامه می گوید :

    نسب ، اتصال شخصی به دیگری است به جهت منتهی شدن یکی از آن دو در ولادت به دیگری ، یا هر دو به شخص ثالثی به گونه ای شرعی .

    از نظر حقوقی ، علیرغم آن که باب اول از کتاب هشتم قانون مدنی ایران (مواد ۱۱۶۷- ۱۱۵۸) به احکام مربوط به «نسب» اختصاص یافته ، ولی تعریف صریحی از ماهیت آن به چشم نمی خورد ، به همین دلیل ، حقوقدانان تعاریف مختلفی را ارائه داده اند .

    مرحوم دکتر «سید حسن امامی» در تعریف نسب می گوید : نسب مصدر است و به معنی قرابت و خویشاوند می باشد ، سپس اضافه می کند ، نسب امری است که به واسـطه ی انعقاد نطفه از نزدیـکی زن و مرد به وجود می آید از این امر ، رابطه ی طبیعی خونی بین طفل و آن دو نفر که یکی پدر و دیگری مادر باشد موجود می گردد . [۲۱۰]

    هم چنین «دکتر کاتوزیان» بیان می کند :

    نسب ، رابطه خونی و حقوقی است که پدر و مادر را به فرزندان آنان مربوط می کند . [۲۱۱]

    در نهایت ، آقای «محمد بروجردی عبده» نسب را این گونه تعریف می کند :

    نسب علاقه ای است بین دو نفر ، که سبب تولد یکی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالث ، حادث می شود [۲۱۲].

    در نتیجه : نسب از اعتبارات نفس الامری است که دارای منشاء اعتبار واقعی و حقیقی است که این امر اعتباری (نسب) از این منشاء اعتبار می شود و به عبارت روشن تر خردمندان و قانون گذاران درمقابل این منشاء اعتبار ! ناگزیر از اعتبار رابطه نسبی هستند . [۲۱۳]

    به هرحال با عنایت به مطالب فوق می توان در تعریف نسب گفت : نسب از لحاظ عرفی و لغوی رابطه ای است اعتباری که از پیدایش یک انسان از نطفه انسان دیگر انتزاع می شود .

    در مورد ضابطه الحاق نسب در باروری مصنوعی باید گفت که ، مهمترین ضابطه و ملاک نسب بین طفل و زن و مرد ، پیدایش او از نطفه آنهاست چرا که قانونگذار در ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی ، منحصراً «زنا» را مانع تحقق نسب مشروع دانسته است ، پس در غیر موارد زنا ، باید نسب طبیعی ، نسب شرعی و معتبر محسوب گردد . (همانند نسب ناشی از شبهه)

    با عنایت به مطالب فوق ، می توان گفت که طفل ناشی از بارور کردن تخمک و ترکیب نطفه مرد و زن در خارج رحم ، به صاحبان نطفه ملحق می شود .

    چرا که از یک سو نسب طبیعی شکل گرفته و از سوی دیگر ، جهت ایجاد نسب مشروع ، قانونگذار ویژگی دیگری نظیر مقاربت و ارتباط جنسی بین زن و مرد را ضروری ندانسته است .

    حکم حقوقی فوق ، علاوه بر این که در موردی است که بین طرفین نطفه ، علقه زوجیت وجود داشته باشد ، حتی بعید نیست در مواقعی که طرفین از این حیث ، با هم بیگانه باشند نیز جریان پیدا کند و طفل با آنها نسب قانونی داشته باشد .

    در این صورت ، پیدایش نسب طبیعی ، امری مسلم است و به عنوان زنا که جز با انجام آمیزش جنسی نامشروع ، حاصل نمی شود صادق نخواهد بود تا مانعی برای ملحق شدن طفل به صاحبان نطفه باشد . [۲۱۴]

    در همین ارتباط دو سوال دیگر هم مطرح می شود :

    اول ، در موردی که اسپرم مرد بیگانه به زنی که دارای شوهر است تلقیح می شود در جایی که معمولاً امکان باروری زن از شوهر خود ، معقول می باشد .

    دوم ، در موردی که زن دارای شوهر نباشد یا عادتاً و به طور معمول ، امکان باروری از شوهر خود را نداشته باشد و یا یقین حاصل شود که طفل ، ناشی از نطفه شوهر نیست .

    در قسمت اول ، طبق ماده ۱۱۵۸ ق.م در صورتی که از تاریخ نزدیکی شوهر تا زمان تولد طفل ، کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد ، طفل به شوهر او ملحق می شود . به عبارت دیگر ، مادامی که آمیزش و مقاربت بین زوجین و انعقاد اسپرم شوهر موجود باشد ، به صرف باروری نطفه بیگانه ، نمی توان طفل را به نطفه بیگانه نسبت داد .

    در قسمت دوم : برخی از حقوقدانان بین صورت علم و جهل نسبت به انجام عمل باروری تفاوت قائل شده اند.

    «سید حسن امامی» در رابطه با جهل طرفین نسبت به عمل باروری ، اینگونه می نویسد : [۲۱۵]

    در صورتی که مرد و زنی که لقاح مصنوعی بین آنان به عمل آمده ، جاهل به حقیقت امر بوده اند ، در این صورت طفل ، ملحق به پدر و مادر طبیعی خود می باشد و طفل مزبور به طریق اولی ملحق به او (مادر) خواهد بود زیرا دخول با مرد اجنبی صورت نگرفته است و درصورتی که یکی از زن و مرد جاهل به حقیقت امر باشد ، طفل نسبت به او ، حکم ولد شبهه است .

    ایشان در ادامه می فرمایند :

    از نظر تحلیلی می توان بر آن بود که آنچه از اصول حقوقی و مخصوصاً مواد قانون مدنی ایران استنباط می شود آن است که هر فرزند طبیعی ، قانونی است مگر آن که قانون تصریح به خلاف نموده باشد و موردی را که قانون نشناخته است که ولدالزنا باشد ، ملحق به کسی که مرتکب زنا شده ، نمی گردد .

    در بقیه موارد طفل ملحق به پدر و مادر است و فرقی هم بین پدر و مادر از آن جهت که به وسیله طبیعی منی در رحم زن قرار گرفته یا به وسیله مصنوعی ، نمی توان گذارد .

    وی سپس می افزاید :

    به نظر می رسد که پیروی از نظر اول ، با اصول اخلاقی و حفظ خانواده که سلول های متشکله اجتماع است ، اولی باشد ولی از نظر قضایی محض ، نمی توان از نظر اخیر دست برداشت .

    مرحوم دکتر شهیدی چنین می نویسد[۲۱۶]:

    در این مورد نص خاصی در قانون موجود نیست ولی با توجه به اهتمام خاصی که قانون مدنی ایران به پیروی از امامیه در جهت تنظیم انساب و جلوگیری از اختلاط میاه در مباحث مربوط به نسب ، نکاح و عده مبذول داشته است ، با بهره گرفتن از روح قانون می توان استنباط نمود ، طفلی که در اثر ترکیب نطفه مرد با نطفه زن اجنبی پیدایش یافته و در رحم غیر زوجه مشروع ، پرورش یافته است ، نمی توان به صاحب نطفه ملحق نمود مگر در صورتیکه صاحب نطفه نسبت به طرف دیگر در اشتباه باشد .

    آنچه به نظر می رسد و از اصول و قواعد حقوقی نیز قابل استنباط است این است که طفل ناشی از باروری مصنوعی با بهره گرفتن از اسپرم مرد بیگانه به رحم زن اجنبی ، به صاحب نطفه ملحق می شود ، چرا که همانطور که قبلاً بیان شد عرف ، تکوین طفل از انسان دیگری را منشاء اعتبار و انتزاع رابطه نسبی می داند و قانونگذار نیز عرف را در این رابطه ، پذیرفته است ، فقط در مورد زنا ، نسب را منتفی دانسته است و با توجه به این مطلب باروری مورد نظر ما ، شرعاً و عرفاً زنا محسوب نمی شود و اطلاق «ولد» نیز عرفاً بر این طفل صحیح است . [۲۱۷]

    از طرف دیگر منع صریح قانونی در این ارتباط وجود ندارد ، پس باید طفل را به صاحب نطفه ملحق کرد .

    به نظر برخی فقها ، خرید و فروش نطفه پیش از انتقال به رحم جایز است . [۲۱۸]

    مسئله مهم تر جواز کاربرد ژنتیکی متعلق به دیگران ، برای تولید نسل به منظور انتساب نسل به تحویل گیرنده است که بیشتر فقها آن را نامشروع دانسته اند[۲۱۹]. ولی برخی دیگر از فقها آن را با شرایطی جایز شمرده اند . [۲۲۰]

    امام خمینی (ره) در این مورد بین جهل و علم ، تفاوت قائل شده و می فرمایند : [۲۲۱]

    اگر عمل تلقیح با نطفه زوج حاصل شود و زن ، شوهردار باشد و بداند که فرزند از تلقیح است پس در ملحق نشدن فرزند به زوج اشکالی نیست .

    همانطور که در ملحق شدن فرزند به صاحب نطفه ، زمانی که وطی از روی شبهه باشد ، اشکالی نیست پس اگر او را به توهم این که زوجه اش می باشد و این که نطفه مال خودش است تلقیح نماید آنگاه ، خلاف آن معلوم شود فرزند به صاحب نطفه و زن ملحق می شود .

    اما اگر با علم و عمد باشد در الحاق ، اشکال است اگر چه شبهه الحاق آن می باشد لیکن این مسئله مشکل است که از احتیاط در آن ، چاره ای نیست و مسائل در باب تلقیح به شبهه ، مانند مسائل آن در وطی به شبهه می باشدو درتلقیح عمدی حرام ، چاره ای از احتیاط نمی باشد . [۲۲۲]

    ۴-۱-۱-۱- رابطه کودک با صاحب اسپرم

    طفلی که از اسپرم مردی به وجود آید ، از جهت بیولوژی و طبیعی ، فرزند خونی صاحب آن اسپرم ، محسوب می شود و با فرزند ناشی از مقاربت با زن (اعم از این که زن زوجه او باشد یا نباشد و اعم از این که مقاربت ناشی از شبهه باشد یا غیرشبهه) تفاوت ندارد و ارتباط خونی صاحب اسپرم با کودک مسلم است . [۲۲۳]

    برابر ماده ۱۰۴۵ قانون مدنی ایران ، نکاح با فرزند خود به طور قانونی و شرعی ممنوع است .

    بنابراین با وضع این ماده ، کودک نیز فرزند اسپرم است و نکاح بین آنان ممنوع و باطل است ، در این مسئله بین فرزند حاصل از مقاربت صحیح و غیرصحیح و فرزند حاصل از عدم مقاربت تفاوتی وجود ندارد ، زیرا از نظر زیست شناسی ، کودک رابطه خونی با صاحب اسپرم دارد و همین رابطه خونی ، سبب حرمت نکاح بین آنان است .

    صاحب جواهر[۲۲۴]الکلام نیز این نکته را تأیید کرده که بین کودک و صاحب اسپرم رابطه خونی طبیعی و ذاتی وجود دارد و همین امر سبب حرمت نکاح است ، نه وجود علقه زوجیت طبیعی بین زن و مرد .

    به همین دلیل بنابر قول مشهور فقهای امامیه[۲۲۵] – که ملاک قانونگذاری ایران در ماده ۱۰۴۵ قانون مدنی است- فرزند ناشی از زنا و شبهه نیز در ردیف فرزند مشروع با مقاربت طبیعی از جهت حرمت نکاح دانسته شده است و طفل ناشی از اسپرم مردی – ولو در رحم زن بیگانه – چون زنا مصداق ندارد ، ملحق به صاحب اسپرم می گردد .

    وجود رابطه ذاتی خونی ، باعث حرمت نکاح می شود . در اسلام ، مسئله اسپرم مورد توجه قرار گرفته و صاحب اسپرم ، صاحب فرزند ناشی از آن محسوب شده است ، ولو این اسپرم با تخمک همسر وی ترکیب نشده باشد .

    ۴-۱-۱-۲- رابطه کودک با صاحب تخمک

    صاحب تخمک نیز با فرزند متولد از رحم اجاره ای ، مانند صاحب اسپرم رابطه خونی دارد و چنین کودکی ، فرزند خونی اوست ، لذا ممنوع است صاحب تخمک با این کودک ازدواج کند .

    ۴-۱-۱-۳- نسب طفل ناشی از تلقیح مصنوعی دو بیگانه

    تلقیح مصنوعی نطفه های زن و مرد بیگانه ، ممکن است به صورت تزریق در رحم و یا در آزمایشگاه صورت گیرد ، در صورت اول یا همان روش هترولوگ ، برخی فرزند حاصله را منسوب به هیچ یک از پدر و مادر اصلی آن طفل نمی دانند ، بدان معنا که نه دهنده نطفه ، پدر نسبی فرزند محسوب می شود و نه زنی که طفل را در رحم خود پرورانده ، مادر نسبی او است .

    در نظر این گروه این طفل ولدالزنا است . [۲۲۶]

    چون آنان تلقیح مصنوعی را در حکم نزدیکی جنسی دانسته و معتقدند نسب ناشی از آن تابع رابطه خصوصی زن و مردی است که از ترکیب نطفه های آنان جنین تشکیل یافته است . پس ، اگر بین آن دو رابطه زناشویی موجود باشد یا تلقیح ندانسته و به اشتباه انجام گیرد ، نسب مشروع است ، ولی طفلی که از تلقیح عمدی نطفه مرد بیگانه ، به زن ایجاد شده است را نمی توان به هیچ یک از آن دو منسوب کرد . [۲۲۷]

    مرحوم سید حسن امامی با این که در جلد سوم کتاب حقوق مدنی[۲۲۸] خود نسب ناشی از تلقیح مصنوعی بین دو بیگانه را ، در صورتی که با علم زن و مرد انجام شده باشد ، در حکم نسب ناشی از زنا دانسته ، اما در جلد پنجم همین کتاب ، [۲۲۹] مشروع بودن این نسب را بدین شرح تقویت می کند . «از نظر تحلیلی می توان بر آن بود که آنچه از اصول حقوق و مخصوصاً مواد قانون مدنی ایران استنباط می شود آن است که هر فرزند طبیعی ، قانونی است مگر آن که قانون تصریح برخلاف نموده باشد و موردی را که قانون نشناخته که ولدزنا باشد ، ملحق به کسی که مرتکب زنا شده نمی گردد .

    در بقیه موارد ، طفل ملحق به پدر و مادر است و فرقی هم بین پدر و مادر از جهت آن به وسیله طبیعی ، منی در رحم قرار گرفته یا مصنوعی ، نمی توان گذارد .

    به نظر می رسد که پیروی از نظریه اول (نامشروع بودن نسب) با اصول اخلاقی و حفظ خانواده که سلول های متشکله اجتماع است ، (چنانکه در جلد سوم از آن پیروی شده) ، اولی باشد ، ولی از نظر قضایی محض نمی توان از نظر اخیر دست برداشت» .

    اما گروهی تلقیح مصنوعی را در زمره زنا محسوب نمی کنند و فرزند را به پدر و مادر طبیعی خود منسوب می دانند .

    در خصوص جنین هایی که در آزمایشگاه ، از تلقیح نطفه مرد با تخمک همسرش شکل می گیرد و تکوین می یابد ، همگان جنین را از آن پدر و مادر طبیعی خود می دانند . [۲۳۰]

    ولی تلقیح مصنوعی با نطفه شوهر ، امروزه مشکل حقوقی و شرعی ندارد و از لحاظ نسب و آثار و تبعات متفرع بر آن مشکلی ایجاد نمی کند ، بچه ای که بدین ترتیب به وجود می آید ، متعلق به زن و شوهر است و همه آثار مربوط به نسب صحیح و مشروع بر آن بار می شود .

    عمل مزبور علی الاصول فاقد جنبه کیفری و ماهیت جرم و حرمت شرعی است مگر این که در طریق اعمال این روش ، عمل حرام و یا احیاناً جرم صورت گیرد که فقط همان عمل ، جرم یا حرام است و تاثیری در اصل صحت عمل ندارد . [۲۳۱]

    در عین حال ، برخی از فقها چون مرحوم بروجردی و میلانی این شق را نیز محل اشکال دانسته اند . [۲۳۲]

    برخی نیز معتقد بودند که صرف خلق شدن بچه از آب مرد (نطفه مرد) موجب الحاق بچه به او نمی شود ، بلکه برای اثبات نسب و الحاق طفل باید آمیزش صحیح بین زن و مرد ولو به صورت شبهه صورت گیرد ، ولی به هر حال ، امروزه این نظر در اقلیت است .

    نظر غالب بر جواز تلقیح نطفه شوهر به همسر خود به کمک وسایل پزشکی و اثبات نسب بین بچه و زوجین می باشد ، اما اثبات نسب فرزند حاصل از روش هترولوگ محل شک است . [۲۳۳]

    علمایی که روش هترولوگ را هم جایز می دانند فرزند حاصل از این روش را نیز پاک می دانند چنانچه محمد یزدی چنین بیان داشته اند : [۲۳۴] فرزند پاک است و پدر و مادر او مرد و زنی هستند که اسپرم و اوول از آنها بوده است .

    البته این حکم مشروط بر آن است که مرد معلوم و معین باشد .

    اما اگر معلوم و معین نباشد فرزند به مادر ، یعنی همان زنی که جنین را در شکم خود پرورانده و او را زاییده است ، نسبت داده می شود ، نه به مردی که اسپرم را از او گرفته اند . هیچ اشکالی هم در این امر وجود ندارد ، چرا که فرزند در اینجا، تنها «ناشناخته پدر» است نه آن که بی پدر ، یا دارای پدر نامشروع باشد» .

    اما علمایی که روش هترولوگ را جایز نمی دانند ، سه گروه اند :

    گروهی که فرزند حاصل از این روش را والدالزنا می دانند و بنابراین فرزند مورد نظر را ملحق به هیچ یک از پدر و مادر نمی دانند .

    گروهی نیز الحاق این فرزند به پدر و مادر را محل اشکال می دانند .

    البته این علما در صورت جاهل بودن زن یا مرد ، فرزند را ملحق به آنان می دانند ، چنانچه امام خمینی (ره) و جمعی از علما چنین می فرمایند :

    «اگر منی مردی را داخل رحم زن اجنبیه نمودند و معلوم شد بچه از آن منی است ، پس اگر این عمل به طور شبهه بوده مثل آن که گمان می کرد زن خودش هست ، و زن نیز گمان می کرد منی شوهرش هست ، و بعد از آن معلوم شد از شوهر نیست ، اشکالی نیست که بچه شرعاً از این مرد و زن است و تمام احکام فرزندی را دارد ، لکن اگر از روی علم و عمد باشد محل اشکال است و باید احتیاط در جمیع مسائل مراعات شود» .[۲۳۵]

    اما گروه سوم: این علما فرزند حاصل از این نوع تلقیح را پاک و همه احکام فرزندی را بر او مترتب می دانند.

    از جمله ، صافی گلپایگانی در این باره معتقد است : [۲۳۶]

    «احکام وضعیه مثل ابوت و اموت و بنوت و غیرها که موضوع احکام وضعی و تکلیفی متعددند ، ظاهر این است که همه در این مورد با تمسک به اطلاعات ثابت است ، چنانکه در والدالزنا جز در مورد میراث ، حکم به ثبوت این احکام می شود .

    ۴ ـ ۱ ـ ۱ـ ۳ـ ۱ـ نسب فرزندان آزمایشگاهی از دیدگاه فقهای متقدمین و متأخرین (در ارتباط با پدر)

    فقهاء متقدمین بیشتر مبحث آنها در ارتباط با حیوانات بوده است چون لقاح مصنوعی انسان یکی از مسائل مستحدثه است .

    شیخ انصاری در مکاسب محرمه می گوید :

    «اگر منی حیوانی در رحم حیوانی دیگر واع شود ، بیع آن جایز نیست ، زیرا مشتری از آن نفعی نمی برد ، چه این که در مورد حیوانات ، بچه محصول مادر محسوب می شود و در مورد انسان ، محصول پدر است» .[۲۳۷]

    مرحوم خوئی می فرماید : [۲۳۸]

    «آنچه مطلب را آسان تر می کند ، این است که سیره قطعی قائم شده بر تبعیت نتاج حیوانات از حیوانات و شرع نیز آن را امضا کرده است . پس امکان تخطی از آن وجود ندارد . همانطور بنابر «الوالدللفراش» با نص و اجماع قطعی ولد به فراش ملحق می شود» .

    محمد یزدی این مسئله را مطرح و درباره ی آن بحث کرده است ، به علاوه این عمل را جایز و بچه را نیز به صاحب آن ملحق دانسته است ، وی نوشته است : [۲۳۹]

    «گرفتن دو عنصر لازم از زن و شوهر و ترکیب آنها در خارج و سپس کاشتن جنین در رحم غیر همسر ، به عنوان اجاره کردن آن رحم ، خواه زنی که جنین در رحم او کاشته می شود ، شوهردار باشد یا بی شوهر ، چنین می نماید که این کار در هر دو صورت یاد شده جایز است ، چرا که هیچ یک از عنوان های حرام بر فرزندی که صورت پذیرفته ، یعنی گرفتن اسپرم و اوول و ترکیب آن دو در خارج و کاشتن آن در رحم ، صدق نمی کند ، چه جای دادن جنین در رحم زن بیگانه ، نه مصداق زناست و نه مصداق ریختن نطفه است در رحمی که بر مرد حلال نیست و نه مصداق جای دادن نطفه در چنین رحمی ، زیرا روایات رسیده در این باب ، تنها به آمیزش نامشروع نظر دارد [۲۴۰].

    چنین که از این مسئله بحث خواهیم کرد ، در هر یک از دو فرض یاد شده ، فرزند از آن مرد و زنی است که اسپرم و اوول از آن ها گرفته شده است ، نه از آن زنی که جنین را در رحم او جای داده اند ، یا از آن شوهر آن زن (در این فرض که شوهردار بود) و نه از آن او و مردی که اسپرم را از وی گرفته اند .

    دلیل این حکم آن است که ملاک و نسب ، حتی در موارد ولادت حرام ، تنها جنینی است که از دو جزء متعلق به مرد و زن پدید آمده است ، برای نمونه ، فرزند زن و مرد زناکار در عرف ، فرزند آنها شمرده می شود و برخی از احکام شرعی همانند نفقه و حضانت نیز مشروط بر این که مرد معلوم و نسب طبیعی فرزند به او نیز به طریقی همانند ارتباط نداشتن زن با غیر او ، محرز باشد ، بر آن مترتب شده است ، هر چند پاره ای از احکام و آثار شرعی ، بر آن مترتب نباشد» .

    پس هر نطفه ای که از ترکیب دو آب یعنی اسپرم مرد و تخمک زن تشکیل یافته باشد ، صاحبان این دو آب ، پدر و مادر تکوینی این نطفه می باشند .

    مراجع و علمای اسلامی نیز بر این دو مفهوم تاکید داشته و این موضوع را بیان داشته اند . [۲۴۱]

    نسب فرزندان حاصل از الحاق مصنوعی داخل رحمی، تنها در صورتی با اشکال رو به رو می گردد که فرزند ، ولدالزنا تشخیص داده شود.

    زنا نیز بر این امر اطلاق دارد که منی مردی در داخل رحم زن بیگانه ریخته شود و نطفه تشکیل گردد .

    از این امر ، دو معنا استنباط می گردد : اولاً آمیزش مستقیم زن و مرد بیگانه و بسته شدن نطفه از آب زن و مردی که بر هم حلال نیستند .

    ثالثاً قرار گرفتن نطفه مرد در رحم زن بیگانه .

    در مورد اول می دانیم که در لقاح آزمایشگاهی هیچ آمیزش مستقیمی صورت نمی گیرد و البته در برخی صورت ها نطفه از آب زن و مرد نامحرم بسته می شود .

    در این صورت نیز اکثر علما این امر را جایز می دانند آن را با زنا در ارتباط نمی دانند حتی مرحوم فاضل لنکرانی که تشکیل چنین نطفه ای را جایز نمی دانند فرزند تولد یافته از این لقاح را در صورت وجود شبهه ، منسوب به صاحب منی می دانند .

    در صورت علم و عمد در این کار ، مسائل را در خصوص باب توارث که با موضوع نسب ، ارتباط تام دارد مشکل می دانند و احتیاط را در تصالح می بینند . [۲۴۲]

    اما در خصوص مسئله نسـب ، همه علمای بزرگواری که به فتاوای آنان اشاره گردید ، با هر رأی و نــظری دراین خصوص ، فرزند حاصل از لقاح آزمایشگاهی را به صاحب نطفه منسوب می دانند . [۲۴۳] البته به غیر از فاضل لنکرانی که در بالا به نظر ایشان اشاره گردید .

    نطفه در لغت «ماء الرجل» [۲۴۴] است ، هرچند علم پزشکی ثابت کرده است ، زن نیز در پیدایش فرزند مداخله دارد ، بنابراین به کمک روایت ها و ادله عرفی ثابت می شود .

    اگر فرزند ، پدرش شناخته شده و از طریق آمیزش حلال به دنیا آمده است ، به پدر ملحق می شود .

    فرزند به پدر ملحق می شود ، هر چند از طریق غیر معمول (و بدون آمیزش جنسی) به دنیا آمده است.

    فرزند به پدرو مادر ملحق می شود ، هرچند از طریق زنا به دنیا آمده و پدر نیز شناخته شده است ، بلی در این صورت ، به بعضی از فقیهان نسبت داده شده می گویند ، ولدالزنا مطلقاً به مادر ملحق می شود .

    اگر ولدالزنا ، پدرش مشخص نبود ، به مادر ملحق می شود .

    اکنون وارد اصل بحث می شویم و روایت های عام و مطلق را ذکر می کنیم تا مقصود روشن شود .

    مهم ترین دلیل فتوای فقیهان که فرزند حلال زاده و یا حرام زاده و یا شبهه ای و یا متولد شده از طریق تلقیح و باروری مصنوعی را به پدر ملحق می کنند ، قاعده معروفی به نام قاعده «فراش» است . مدارک این قاعده در منابع شیعه و اهل سنت آمده است . [۲۴۵]

    علاوه بر این ، روایت های خاصی نیز وجود داردکه مقصود را ثابت ، و مطلب را روشن می کند .

    ۴-۱-۱-۳-۲- تقسیم بندی روایت ها

    گروه اول: روایت هایی که در باب «مساحقه» وارد شده است .

    هنگامی که حسین بن علی (ع) در مجلس امیرالمومنین (ع) بود ، عده ای پیش او آمدند و عرض کردند : ای ابومحمد تصمیم داریم بر امیرالمومنین وارد شویم ، امام حسن (ع) فرمود : چه منظوری دارید؟ گفتند : تصمیم داریم از آن حضرت در مورد مسئله ای سوال کنیم . گفت : چه چیزی می خواهید به ما بگوئید؟ گفتند : زنی است که شوهرش با او مجامعت کرده است و وقتی از او کناره گرفته ، زن خودش را بر کنیزی انداخته و با او مساحقه کرده است و آنچه در رحمش بوده به رحم آن زن منتقل شده ، حال چه می فرمائید؟ امام حسن (ع) فرمود : باید اول به سراغ زن رفت و از او مهر جاریه بکر را گرفت ، زیرا فرزند از رحم خارج نمی شود از شکمش مگر آن که شکافته شود و بکارت او از بین برود ، آن گاه زن رجم می شود ، زیرا دارای شوهر بوده است .

    در مورد کنیز هم باید صبر کرد تا وضع حمل کند و فرزند به پدرش یعنی صاحب نطفه برگرداننده می شود ، آن گاه جاریه نیز باید حد بخورد . [۲۴۶]

    گروه دوم: مجموعه روایت هایی هستند که می گویند فرزند به مولا ملحق می شود اگر چه عزل کرده باشد.

    محدث عاملی در وسائل الشیعه ، بابی را به عنوان «باب أن ولد الامه یلحق بالمولی إذا وطئها مع الظرایط و إن عزل عنها» گشوده است ، یکی از روایت های آن باب چنین است :

    امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش روایت می کند که مردی به رسول خدا(ص) عرض کرد : من با کنیز خود مجامعت کردم و از او عزل می کردم ، ولی اتفاقاً حامله شد و فرزندی به دنیا آورد .

    پیامبر فرمود : گاه بند مشک نیز رها می شود ، و بچه به او ملحق می شود . [۲۴۷]

    گروه سوم: روایت های باب متعه است .

    محدث عاملی بابی به عنوان «باب أن ولد المتعۀ یلحق بأبیه و إن شرط عدم لحوقه فلایجوز نفیه و لو عزل» این روایت را آورده است :

    محمد بن مسلم و عاصم بن حمید از حضرت صادق (ع) روایت می کنند ، در حدیثی که درباره متعه وارد شده است ، می گوید به امام (ع) عرض کردم : اگر زوجه حامله شد ، (فرزندش به چه کسی تعلق می گیرد؟) امام (ع) فرمود : فرزند همان شوهر است (و به کسی دیگر ملحق نمی شود) . [۲۴۸]

    گروه چهارم : روایت های عزل در مورد حرّه است .

    مردی نزد علی بن ابی طالب (ع) آمد و گفت : زن من با آن که دختری نوجوان و باکره است باردار شده است . اکنون نه ماه از بارداری او می گذرد و من جز خیر به او گمان ندارم . از طرفی خودم نیز مردی کهنسال هستم و قدرت بهره وری از او را ندارم و او هم چنان باکره باقی مانده است .

    علی (ع) از او پرسید : آیا هنگام بازی با او آبت را بر شرمگاه او می ریختی ، یا از او عزل می کردی؟

    آنگاه حضرت فرمود : شرمگاه زن دارای دو مجراست ، مجرایی که آب مرد وارد می شود و مجرایی که پیشاب زن از آن خارج می شود ، دهانه های رحم در زیر مجرایی قرار گرفته که آب زن به آن وارد می شود ، اگر آب مرد فقط به یکی از دهانه های رحم درآید زن به یک فرزند آبستن می شود و اگر به دو دهانه رحم وارد شود زن به دو فرزند باردار می شود و اگر به سه دهانه درآید زن به سه فرزند حامله می شود و اگر آب مرد از دهانه چهارم رحم وارد شود زن چهار قلو باردار می شود و چیزی غیر از این نیست و بر همین است ، فرزند به تو ملحق می شود . [۲۴۹]

    گروه پنجم : روایت های باب «قرعه» درباره فرزند است .

    در کتاب فقه الرضا روایت شده : اگر دو نفر به مشارکت هم کنیزی را خریدند و هر دو با او مجامعت کردند و فرزندی به دنیا آمد ، حکم این فرزند آن است که در باب تصاحب او بین آن دو نفر ، قرعه کشی شود و هرکس قرعه به نام او افتاد ، فرزند به او ملحق شود و آنگاه او نصف قیمت جاریه را به جای رفیقش غرامت بپردازد و بر هر یک از آن دو نیز نصف حدّ جاری می شود و اگر سه نفر باشند بدین گونه که شخص کنیزی را بخرد و با او وطی کند ، آنگاه دیگری او را بخرد و با او مقاربت کند ، آنگاه سومی او را بخرد و وطی کند و هر سه مقاربت ، در یک طهر باشد و اتفاقاً فرزندی به دنیا آید ، حق آن است که فرزند به کسی ملحق می شود که کنیز الان در نزد اوست و او باید بر این حکم صبر کند ، به دلیل سخن رسول خدا (ص) که فرموده : فرزند متعلق به صاحب فراش است و سزای زناکار سنگ است و در مقابل حکم ، غیر از تسلیم ، کار دیگری نمی توان کرد . [۲۵۰]

    گروه ششم : روایات أقل حمل است .

    شیخ طوسی با سند خودش از امام (ع) درباره زنی نقل می کند که در دوران عده با او ازدواج کرده است ، فرمود : آن دو را باید از هم جدا کنند و آن دو بر هم حرامند و زن برای آن دو (شوهر اول و شوهر دوم) یک عده نگه دارد ، اگر پس از شش ماه یا بیشتر فرزندی به دنیا آورد ، از شوهر اخیر است و اگر در کمتر از شش ماه فرزندی به دنیا آمد از شوهر اول است . [۲۵۱]

    گروه هفتم : روایت های عده است .

    روایت صحیح از عبدالله بن سنان از حضرت صادق (ع) روایت شده است : پدرم از امام (ع) درحالیکه من هم حاضر بودم درباره مردی پرسید که ازدواج کرده ، زن بر او وارد شده است ولی با او مقاربتی نکرده و او را طلاق داده است ، آیا این زن عده دارد؟ امام (ع) فرمود : عده فقط از آب است .

    به امام (ع) گفته شد : مواقعه در فرج صورت گرفته ، ولی انزال نکرده است .

    امام فرمود : اگر دخول کرده باشد غسل واجب است و مهر و عده نیز دارد . [۲۵۲]

    ۴-۱-۱-۳-۳- قاعده فراش

    قاعده فقهی «فراش» از جمله قواعد معروف فقه است که در بین فقیهان شیعه و سنی پذیرفته شده و موارد بسیاری به آن استناد می شود ، مراد از یک قاعده فقهی ، امری کلی است که دارای افراد گوناگون و مصادیق مختلف است و می توان آن را بر نمونه های فراوانی منطبق دانست .

    در مورد قاعده «فراش» ، ابتدا روایت های آن را از طریق کتاب های خاصه و عامه نقل کنیم و آنگاه به شرح غریب الحدیث و در خاتمه به فقه الحدیث آن بپردازیم :

    حسن صیقل از حضرت صادق (ع) روایت می کند و می گوید : شنیدم امام صادق (ع) می فرمود : از حضرت سوال شد از مردی که کنیزی خریده و با او نزدیکی کرده قبل از آن که رحم او را استبراء کند . امام (ع) فرمود : بد کاری کرده است ، از خدا متعال طلب غفران کند و دوباره به چنین کاری برنگردد .

    به امام (ع) عرض کردم : او را به دیگری فروخته و او نیز او را استبراء نکرده و به شخص سومی فروخته و او نیز بدون آن که او را استبراء کند با او مقاربت کرده است و اتفاقاً در خانه سومی آشکار شد که کنیز حامله است . حال این بچه به چه کسی تعلق دارد؟ امام (ع) فرمود : فرزند از آن صاحب کنیز است و زناکار را سنگ نصیب است . [۲۵۳]

    سعید أعرج روایت می کند از امام صادق (ع) حضرت صادق (ع) از دو مردی پرسیدم که با کنیزی در یک طهر مقاربت کرده اند ، فرزند از آن کیست؟ امام (ع) فرمود : فرزند از آن کسی است که جاریه نزد اوست ، به دلیل سخن رسول خدا (ص) که فرمود : فرزند از آن صاحب فراش است و زناکار را سنگ نصیب است. [۲۵۴]

    امیرالمومنین (ع) در جواب معاویه بن ابی سفیان نوشت :

    و اما آنچه درباره ی زیاد نوشتی ، بدان که من او را نفی نکردم ، بلکه رسول خدا (ص) او را چنین نفی کرد و فرمود : فرزند از آن صاحب فراش است و زناکار را سنگ نصیب است . [۲۵۵]

    بحث سندی

    مرحوم میرزا حسن بجنوردی در القواعد الفقیه فرموده : مدرک این حدیث ، مشهور و معروف بین همه فرقه ها و طایفه های اسلامی است ، کسی از مسلمانان آن را انکار نکرده[۲۵۶] و به جهت ورود آن در ضمن روایات فراوان ، قطع به صدور آن را می توان ادعا کرد، به هر حال ثبوت و صدور آن از پیامبر در میان مسلمانان قطعی است. [۲۵۷]

    به شرح لغات آن می پردازیم :

    «الوالد»

    «ولد» لفظی است که بر مفرد و تثنیه و جمع اطلاق می شودو جمع آن اولاد است ، مراد از «ولد» چیزی است که از مادرش زاده شده ، چه فرزند انسان باشد و چه غیر انسان و چه بچه زاییده شود و چه از تخم به دنیا آید . فعل آن به هر حیوانی نسبت داده می شود ، همان طور که به انسان نیز نسبت داده می شود .

    ولدت المرأه ولدها ، زن فرزندش را زایید . و «ولد» به معنای بچه دار کردن و آبستن نمودن است . [۲۵۸]

    درهرحال می توان «ولد» را بدین گونه تعریف کرد که نطفه ی مرد بعد از استقرار در رحم ، رشد و نمو می کند تا قابل دمیده شدن و ولوج روح بشود و بعد که جسم و بدن آن تکمیل شد و خلقت آن شکل گرفت ، در این مرحله «ولد» نامیده می شود ، چه زنده و چه غیر زنده به دنیا آید . [۲۵۹] بلی ، اگر زنده متولد شود ، پاره ای از آثار شرعی بر تولد او مترتب است مثل ارث ، همچنین ولد به کسی که از نطفه او به وجود آمده منسوب می گردد و جهت این نسبت ، امری تشریعی و عرفی نیست ، بلکه به جهت یک امر خارجی ، به او «والد» گفته می شود و چون از او به وجود آمده «ابوّت» محقق می شود و به او «پدر» گفته می شود . [۲۶۰]

    به فرزند نیز «بنوت» نسبت داده می شود و اگر مذکر است «ابن» و اگر مونث است «بنت» گفته می شود ، چنان که به کسی هم که نطفه در رحم او رشد می کند «ام» گفته می شود و بین آن دو نسبت «امومت» به وجود می آید و آن زن «والده» محسوب می شود .

    پس «ولد» ، «والد» و «والده» کلماتی هستند که با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند و نسبت بین آنها نسبت اصافه است .

    «الفراش»

    ابن منظور : «الفراش» : یعنی آنچه پهن و گسترده می شود ، جمع آن «أفرشه» و «فرش» می آید . ابوعمرو گفته: «الفراش» بر مرد و زن اطلاق می شود . [۲۶۱]

    پس لغت «فرش» و «بسط»هر دو به معنای «گسترانید» می آیند .

    فیروزآبادی معنای دیگری را ، که شاید مجازی است ، می افزاید : فرشه إیاه ، أوسعه إیاه ، یعنی او را در وسع و فراخی قرار داد و در این صورت دو مفعولی خواهد بود .

    «الفراش» به کسر «فاء» چیزی است که پهن و گسترده می شود و جمع آن «فرش» استعمال شده است .

    اطلاق «فراش» بر زوجه انسان ، اطلاقی مجازی است همانطور که کلمه «ازار» و «لحاف» نیز بر او اطلاق و گفته می شود : «هی فراشه و ازاره و لحافه».[۲۶۲]

    «العاهر»

    زمخشری (۵۳۸ هـ.ق) در الفایق[۲۶۳] نوشته است : حضرت رسول خدا (ص) می فرمایند : فرزند مال فراش است و برای عاهر ، حرمان است . [۲۶۴] «عهر الرجل» کسی که شبانگاه ، نزد زن اجنبی می آید تا با او زنا کند ، این ترکیب ، بنابرآنچه لغت فهمیده می شود ، دلالت بر سرعت در کار دارد . جوهری از ابوعمرو لغوی نقل می کند : که «العهر» در لغت به معنای زناست و همین طور «العهر» و به زن زناکار «عاهره» گفته میشود . [۲۶۵]

    پس روشن می شود که بعضی مثل زمخشری و فیروزآبادی آن را زنای در شب اختصاص داده اند و بعضی هم ، آن را مطلق کرده اند .

    علامه بدر الدین عینی (۸۵۵ هـ.ق) درشرح صحیح بخاری می نویسد که اصل وضع آن همان معنای خاص و مقید است ، اما آنگاه به طور مطلق در مفهوم زنا استعمال شده است . [۲۶۶]

    «الحجر»

    «حجر» در لغت به معنای سنگ است و جمع آن «حجاره» استعمال می شود .

    ابن منظور گفته : الحجر : الصخره ، جمع آن در قله أحجار و در کثره حجار و حجاره است . [۲۶۷]

    به هرحال معنای «حجر» معروف و مشهور است ، ولی در حدیث شریف دو احتمال وجود دارد : این که معنای حقیقی یا معنای مجازی آن را اراده کنیم[۲۶۸] که دربخش فقه الحدیث به آن خواهیم پرداخت .

    با مراجعه به بسیاری ازکتاب ها روشن خواهد شد ، که این کلمه «الحجر» است ، اگرچه احتمالاً به سکون عین الفعل (الحجر) و به معنای منع اســت ، زیرا «حجر علیه حجراً» «او را منع کرد» معنا می شود ، اما گویا در هیچ کتابی به این نکته اشاره نشده است . [۲۶۹]

    ۲- فقه الحدیث

    ابن اثیر جزری (۶۰۶ هـ.ق) در النهایه فرموده :

    حدیث که می گوید ولد برای فراش است و برای عاهر و زناکار منع است ، یعنی فرزند برای مالک و فراش است و او زوج و مولی است و زن فراش نامیده می شود چون مرد او را به فراش در آورده است . [۲۷۰] ابن منظور افریقی (۶۳-۷۱۱ هـ.ق) همان تعبیر ابن اثیر جزری را آورده است . [۲۷۱]

    نوع لغویانی که پس از ابن اثیر جزری آمده اند ، معنای ابن اثیر را ذکر کرده اند ، اما راغب اصفهانی (۵۰۲ هـ.ق) صاحب مفردات معنای دیگری را لحاظ کرده است و از هر کدام از زوجین به کنایه از فراش استفاده می شود . [۲۷۲] که می گوید از فراش به کنایه برای هرکدام از زوجین استفاده می شود چون حضرت رسول (ص) می فرمایند : فرزند مال فراش است . بعد فراش را توضیح می دهند و می گویند منظور از فراش ، زن می باشد. در نتیجه طبق گفته حضرت رسول (ص) : وقتی گفته می شود فرزند مال فراش است یعنی هم مال مرد می باشد و هم برای زن می باشد .

    علامه سید مرتضی زبیدی شارح قاموس المحیط گفته : این معنا قبل از راغب اصفهان از ابوعمر لغوی نقل شده است که «فراش» را به معنای زوج و زوجه دانسته است . [۲۷۳]

    و «فراش» به معنای چیزی که بر آن می خوابند ، نیز می آید و بعضی جمله«الولد للفراش» را بر همین معنا حمل کرده اند ، یعنی فرزند به همان فراش متعلق است که بر آن زن و مرد خوابیده اند و بنابراین ، مضافی در تقدیر نبوده ولی اراده شدن این معنا مشکل است .

    بحث دیگر درباره ی این حدیث ، چگونگی تحقق و ملاک تحقق فراش است ، فقیهان در تحقق فراش شروطی سه گانه را ذکر کرده اند که از جمله آن ها «دخول» است و این که کمتر از اقل حمل و بیشتر از اکث حمل نیز نباشد ، ولی ابوحنیفه در بین فقیهان ، صرف عقد بین زوج و زوجه را ملاک فراش می داند ، بنابراین اگر زن ، بچه ای به دنیا آورد و شوهرش مدتی در مسافرت بوده که قطعاً دخول صورت نگرفته ، بنابر قول او بچه ، به همان شوهر ملحق می شود و او صاحب فراش است . [۲۷۴]

    فیومی نیز در شرح معنای «للعاهر الحجر»می نویسد :

    یعنی فرزند به صاحب فراش متعلق است که زوج باشد و نصیب عاهر ، یأس و ناامیدی و حرمان است و برای او نسبی ثابت نمی شود .

    این مطب نظیر این گفته است که «له التراب» ، برای او خاک است ، زیرا بعضی از عرب ها با زنا ، نسبت ثابت می کردند که بدین وسیله شارع مقدس آن را زایل گرداند و بطلان آن را اعلام کرد . [۲۷۵]

    همین مطلب سبب شده تا پیامبر ، این قاعده ی کلی را بگویند .

    ابو عبید قاسم بن سلام هروی از پیشگامان فقه الحدیث در شرح این حدیث آورده است :

    در جاهلیت حکم آن بود که مرد وقتی با کنیز دیگر وطی می کرد و فرزندی متولد می شد و آن مرد ادعای فرزند می کرد ، فرزند را به او ملحق می کردند و نسبت بین فرزند و زانی ثابت می شد به همین جهت بود که عبد بن زمعه و سعد بن مالک در فرزند کنیز زمعه اختلاف کردند و دعوا را پیش پیامبر آورند ، سعد گفت : پسر برادر من است ، درباره ی او برادرم به من سفارش کرده و عبد بن زمعه گفت : برادر من است زیرا بر فراش پدرم به دنیا آمده است ، رسول خدا (ص) حکم کرد که فرزند از آن فراش است و حکم جاهلیت را باطل گرداند که از نظر نسبی به زانی ملحق شود [۲۷۶].

    زبید در تاج العروس به نقل از ابوعبید می نویسد :

    در حدیث وارد شده «الولد للفراش و للعاهر الحجر» یعنی ، برای زانی حقی در باب نسب وجود ندارد و او را از فرزند بهره ای نیست و همانا این فرزند از آن صاحب فراش است . این کلام نظیر این سخن دیگر اوست که فرمود : «له التراب» یعنی او را نصیبی نیست . [۲۷۷]

    به عبارت روشن تر ، عرب در مقام محروم کردن شخص می گوید : «له لحجر و بفیه التراب؛ برای او سنگ و در دهان او خاک است» . مراد آنها این است که جز حرمان و یأس برای او چیز دیگری نیست . [۲۷۸]

    و یا کنایه از رجم است ، یعنی باید زانی رجم شود [۲۷۹]. ولی شاید این معنا صحیح نباشد ، زیرا تمام زناکارها رجم نمی شوند ، بلکه زانی باید محصن باشد . بنابراین به دست می آید که همان معنای کنایی و مجازی ، روشن تر است .

    از آنچه ذکر شد چند نکته به دست آمد :

    «فرزند مال فراش است»[۲۸۰]، جمله انشائیه ای است که در ما وضع له استعمال شده و مراد از آن ، الحاق فرزندبه صاحب فراش است نه غیر ا و.

    جمله «زناکار را بهره ای نیست»[۲۸۱]، اگرچه از کلمه «العاهر» موضوع له آن اراده شده یعنی زناکار ، بدان گونه که جوهری گفته[۲۸۲] و یا اخص از آن کسی که شبانگاه برای زنا از خانه خارج می شود ، بدان گونه که زمخشری در الفایق گفته[۲۸۳] و مراد از «الحجر» نیز یا سنگ ، به معنی سنگسار کردن است ، یعنی در حدیث واژه ی سنگ آورده شده و مراد رجم و سنگسار کردن و به جهت زناست ، یا مراد سنگ است که در اینجا مجاز استعمال شده ، بدان گونه که فیومی در المصباح المنیر گفته بود : یعنی کنایه از حرمان و یأس باشد ، مثل آن که گفته می شود؛ «فی فیه التراب»[۲۸۴]. و یا گفته می شود: «مالک عندی غیر التراب، و مابیدک غیر الحجر».[۲۸۵]

    پس از تالیف این بخش از فقه الحدیث و مراجعه به متون مختلف فقه الحدیث و غریب الحدیث ، در شرح سخن پیامبر (ص) به کلامی از سید رضی دست یافتم که برتر از کلام دیگران بود و لذا مناسب است ترجمه آن را در اینجا بیاوریم :

    او فرموده : قال رسول الله (ص) «الولد للفراش، و للعاهر الحجر» . این تعبیر مجاز است و یکی از دو تأویل را می پذیرد :

    مراد از حدیث آن است که برای زناکار در فرزند نصیبی نیست و رسول خدا (ص) از این منع و حرمان به «حجر» تعبیر کرده است ، یعنی زانی از فرزند بهره ای ندارد و به او انتفاعی نمی رسد ، همان طور که از سنگ در بیشتر حالات نفعی به انسان نمی رسد ، گویا پیامبر اراده کرده که ادعای زانی جز حرمان و یأس و ناامیدی چیزی برای او ندارد ، همانطور که شخص به دیگری می گوید : برای تو از این مطلب جز سنگ و صخره بهره ای نیست .

    تأویل دیگری که کلام را از صورت مجاز خارج می کند و از آن حقیقت اراده شده ، آن است که بر زناکار نیست مگر اقامه حد بر او ، که همان رجم است ، پس «حجر» اسم برای جنس است نه این که «ال» در آن برای عهد باشد ، البته آنگاه چنین فرض می شود که زانی محصن است و اگر زانی محصن نبود ، مراد از حجر درباره ی او نهایت شدت گرفتن و سختی بر اوست ، به این که تمام حد اجرا شود ، این وجه به سختی از حدیث برمی آید ؛ اگرچه خودش نوعی مجاز است ، زیرا درباره ی غلظت و درشتی کردن بر کسی که بر او حد جاری می شود و جلد است ، به رجم تعبیر نمی شود و این تعبیر از فصاحت و بلاغت به دور است ، پس اولی ، اعتماد بر وجه اول است . [۲۸۶]

    ۴-۱-۱-۳-۴- اختلاف در سبب تحقق فراش

    چیزی که موجب می شود تا فراش محقق شود و فرزند به آن ملحق گردد ، در نزد فقیهان مختلف است .

    آنچه تا اینجا در معنا و مفهوم قاعده ی معروف «الولد للفراش» گفتیم آن است که بچه به فراش ملحق می شود .

    ولی سوال این است که فراش به چه چیزی محقق می شود؟ ابتدا به آرای فقیهان عامه درباره ی این موضوع اشاره می کنیم : ابوحنیفه و پیروان او معتقدند که صرف عقد بین زوجه و زوج سبب فراش می شود و ملاک ، عقد دو زوج است ، اگرچه علم وجود دارد که زن و مرد هیچ گاه با هم جمع نشده اند و بی درنگ در همان مجلس پس از آن که عقد صورت گرفت ، زن را طلاق دهد و زن پس از نه ماه فرزندی به دنیا آورد ، در این صورت فرزند به آن زوج ملحق می شود . علامه بدرالدین عینی ، شارح صحیح بخاری از این فتوای ابوحنیفه اظهار تعجب می کند و می گوید که ابوحنیفه ازبین فقیهان اسلام مطلب شاذ و خلاف قواعد فقهی گفته است ، او معتقد است اگر مردی زنی را به عقد خود درآورد و او را بی درنگ بعد از نکاح طلاق دهد ، بدون این که امکان وطی او وجود داشته باشد و اتفاقاً زن فرزندی را به دنیا آورد در فاصله شش ماه از وقت عقد ، این فرزند به آن زوج ملحق شود و این مطلب خلاف چیزی است که می گوید فرزند از آب مرد و آب زن است . [۲۸۷]

    ابوحنیفه «فراش» را در حدیث یاد شده «زوج» معنا کرده و به صرف عقد ، بر مرد اطلاق زوج صادق است . [۲۸۸]

    به هرحال دیدگاه های شاذ ابوحنیفه کم نیست ، از جمله فتواهای او در عقد شبهه ، معروف و مشهور است که حدود ، با صرف عقد با محارم از زانی دفع می شود . [۲۸۹]

    شافعی و احمد بن حنبل گفته اند «فراش» همان عقد است ، ولی باید امکان وطی وجود داشته باشد .

    «فراش» عقد است ، همراه با دخول و دخول مشکوک بسنده نمی کند ، ابن قیم جوزیه در کتاب زادالعماد به شــــــرح این حدیث پرداخته و از ادعای ابوحنیفه اظهار تعجب کرده است ، از ابن تیمیه نیز این قول نقل

    شده است . [۲۹۰]

    شیعه امامیه نیز قول اخیر را برگزیده است و در مورد الحاق فرزند به پدر ، سه شرط را ذکر کرده که اولین آن ها دخول است و اگر بدون دخول انزال اتفاق بیفتد ، فراش محقق است و ولد به پدر محقق می شود ، این قسمت اخیر را فقیهان معاصر افزوده اند وگرنه نوع فقیهان دخول را شرط کرده اند ، زیرا «فراش» محقق نمی شود مگر با دخول . [۲۹۱]

    لذا فقیهان شیعه تصریح کرده اند که قاعده ی «فراش» برای موردی جعل شده که امکان الحاق فرزند به صاحب فراش وجود دارد و اگر امکان آن نبود ، مثلاً عقد محقق شده و شوهر به سفر طولانی برود و یا در زندان است و امکان وطی هم وجود ندارد ، قاعده ی «الفراش» آن را شامل نمی شود ، زیرا در این فرش به طور قطعی از صاحب فراش نفی می شود . [۲۹۲]

    بنابراین بعد از امکان وطی و تحقق آن و این که انزال صورت گرفته باشد ، فرزند براساس این حدیث ، به صاحب فراش ملحق می شود . [۲۹۳]

    و فروغش نظیر آن نیز همین حکم را دارد .

    ۴-۱-۱-۳-۵- نسب فرزندان آزمایشگاهی از دیدگاه فقها در ارتباط با مادر

    اما نظرات درباره مادر اینگونه فرزندان ، متفاوت است ، البته این بحث فقط وقتی مطرح می گردد که نطفه در رحم غیر رشد کرده و به نوزاد تبدیل می شود .

    برخی از مراجع ، مادر این فرزند را صاحب تخمک می دانند و برخی دیگر صاحب رحم را مادر او می دانند و گروهی هم برای پیدایش فرزند دو عامل ، یکی پیدایش فرزند از تخمک و دیگری ، حمل فرزند و ولادت او از مادر را شرط می دانند .

    گروه اول

    منشأ تکوین کودک را در نسب او اصل می دانند و می گویند ، ملاک مادر بودن در عرف ، همانند ملاک پدر بودن است ، عرف ، زنی را که در نخستین مرحله آفرینش کودک دخالت دارد و در ایجاد و پیدایش جنین سهم دارد ، به عنوان مادر تلقی می کند و او جز صاحب تخمک کس دیگر نیست . [۲۹۴]

    استدلال این گروه

    زیرا تخمک مادر در نخستین مرحله آفرینش کودک دخالت داشته و نطفه جنین از ترکیب تخمک و اسپرم به وجود آمده است و مراحل بعدی اعم از تغذیه ، پرورش و رشد جسمانی و روحی جنین ، هیچ نقشی جز استمرار ، بقاء و رشد وی ندارند . از این گروه ، آیات عظام سید علی خامنه ای[۲۹۵] سیستانی[۲۹۶]، امام خمینی[۲۹۷]، یوسف صانعی[۲۹۸]، محمد مومن قمی[۲۹۹]، شهیدی[۳۰۰]، را می توان نام برد .

    گروه دوم

    این گروه نیز به آیه دوم سوره مجادله آیه ۲، استدلال می نمایند ، که آیه می فرماید : مادر انسان ، تنها کسانی هستند که آن ها را به دنیا آورده اند .

    از نظر این گروه اساساً در زمان نزول آیات و صدور روایات ، مردم به اطلاعات جدید پزشکی که کودک ، حاصل اسپرم و تخمک است ، آگاهی نداشتند و رحم زن را ظرف رشد جنین می پنداشتند و با وجود این ، زن صاحب رحم را مادر می دانستند ، این نشان می دهد که مبنای داوری آن ها زاییدن بوده است ، یعنی زنی که کودک را زایمان می کرده ، مادر او بوده است که قانونگذار اسلام ، نیز این عرف را تحت شرایطی امضاء کرده است .» [۳۰۱]

    از میان فقهای مشهور آنان که به این قول اعتقاد دارند ، عبارتند از : صاحب ایضاح الفوائد [۳۰۲]، مرحوم خوئی[۳۰۳]، شیخ جواد تبریزی[۳۰۴] و بسیاری از فقهای اهل سنت[۳۰۵]، می باشند .

    استدلال این گروه

    می گویند ، به جهت وجود «ان» نافیه و الا که بر حصر دلالت می کند، پس فرزند متعلق به صاحب رحم می باشد .

    نقد این نظر

    حصر بر دو قسم است : حصر حقیقی مثل «لااله الا الله» که به طور حقیقی و واقعی غیر خدا را نفی می کند و دلالت بر انحصار مطلق می کند ، حصر اضافی ، که نسبت به شیء خاص دیگر حصر است ، مثلاً گفته می شود ، زید فقط به مسافرت می رود ، یعنی نسبت به عمرو اگر سنجیده شود ولی اگر نسبت به بکر سنجیده شود معنای حصر را نمی دهد . [۳۰۶]

    فخر رازی این استدلال را قبول ندارد می گوید اینجا حصر حقیقی نیست زیرا در مقابل آن آیا دیگری نیز وجود دارد[۳۰۷] و آیه شریفه در خصوص زنانی است که ظهار شده اند ، یعنی آنان مادران شما محسوب نمی شوند ، بلکه مادران شما فقط کسانی هستند که شما را به دنیا آورده اند .

    گروه سوم

    این گروه ارتباط و انتساب فرزند به مادرش را بر اثر دو عامل می دانند :

    ارتباط تکوینی و وراثتی فرزند به مادر که به وسیله تخمک حاصل می شود .

    ۲ ـ ارتباط حملی ، ولادتی و حضانتی که به وسیله رحم محقق می گردد . [۳۰۸]

    پس زمانی که تخمک از زنی باشد که مسئولیت حمل را به عهده نمی گیرد و حامل جنین ، زن دیگر باشد ، دو عامل انتساب فرزند به مادر در هیچ یک از صاحب تخمک و صاحب رحم وجود نداشته و هیچ کدام مادر محسوب نمی شوند . [۳۰۹]

    عده دیگری از طرفداران این نظریه معتقدند که هم صاحب تخمک ، هم صاحب رحم ، هر دو مادر مشروع محسوب می شوند و این گونه استدلال می کنند که روایات ، به مواردی انصراف دارند که رحم زن یکی از دو رکن تشکیل دهنده جنین است و می گویند احتیاطاً ، زن صاحب رحم مادر تلقی می شود و این فرزندان ، دو مادری هستند . [۳۱۰]

    بعضی دیگر از طرفداران این گروه معتقدند که : اگرچه نمی توان هر دو را مادر نسبی به حساب آورد ، اما فرزند با هر یک از صاحب و صاحب رحم یک نوع ارتباطی دارد و هر دو را می توان به عنوان مادر رضاعی تلقی کرد ، زیرا هر دو در پیدایش و تکون نوزاد تاثیرگذار و سهیم بوده اند و از سوی دیگر ، دلیل قاطعی هم نیست که مادر بودن شرعی به هر یک از آن دو اختصاص یابد . [۳۱۱]

    اگر بخواهیم بحث محرمیت در رحم جایگزین را با بحث رضاع قیاس کنیم ، باید شرایط رضاعی را که در فقه موجب نشر حرمت می شود به طور دقیق بررسی نماییم و ببینیم که آیا همان شرایط معتبر در رضاع در رحم جایگزین هم مصداق دارد یا خیر؟

    ۴ـ ۱ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۶ شرایط رضاع

    شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد .

    شیر مستقیماً از PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مکیده شده باشد . [۳۱۲]

    طفل لااقل یک شبانه روز و یا ۱۵ دفعه ی متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه در بین ، غذای دیگر یا شیر زن دیگری را بخورد .

    شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد .

    مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و شوهر باشد ، بنابراین اگر طفل دو شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد ، موجب حرمت نمی شود اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد و همچنین اگر یک زن ، یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد ، آن پسر و یا دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی باشد .

    کسانی که محرمیت در رحم جایگزین را به رضاع قیاس می کنند ، دلیل عمده شان ، انبات لحم و شد عظم است و می گویند رویش گوشت و استحکام استخوان در دوران باروری از را تغذیه با خون زن حاصل می شود. [۳۱۳]

    نقد مطلب

    در مورد شروط باید بگوییم که شرط اول ، در رحم جایگزین ، منتفی است و حاصل شدن تغذیه ی طفل ، ربطی به نکاح و ازدواج زن ندارد چرا که ممکن است صاحب رحم به طور کلی مجرد باشد و لذا به وجود آمدن جفت که طفل از آن تغذیه و تنفس می کند ربطی به شوهر زن ندارد ، به عبارت بهتر رابطه ی زناشویی در اینجا موضوعیت ندارد تا بخواهیم بگوییم که باید حمل از راه مشروع باشد .

    اما شرط دوم : که گفته شیر مستقیماً از PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مکیده شده باشد ، در رحم جایگزین تغذیه طفل از صاحب رحم ، از راه جفت است .

    شرط سوم : برای ایجاد نشر حرمت و برای انبات لحم و شد عظم، یک ملاک و معیار ارائه داده که آن حداقل شیر خوردن طفل از زن است که باید چه مقدار باشد لذا می گوید یک شبانه روز و یا ۱۵ مرتبه در حالی که در ما نحن فیه طفل از خون مادر تغذیه می کند .

    شرط چهارم : شیر دادن به طفل را منحصر به دو سال می کند اما این شرط در رحم جایگزین قابل فرض نیست چرا که دو سال ، از بعد از تولد است و منوط به تولد طفل است ، اما تغذیه از راه خون قبل از تولد است .

    شرط پنجم : می گوید شیر از یک زن و مرد باشد ، لذا اگر یک زن به طفلی از شیر شوهر سابق بدهد و به طفل دیگر از شیر شوهر دوم ، این دو کودک با هم قرابت رضاعی نخواهند داشت هرچند که هر دو طفل یک مادر رضاعی دارند و هر دو بر این زن محرم هستند ولی با هم خواهر و برادر نیستند و همین طور است اگر شیر دو زن از یک شوهر باشد و هر یک طفلی را شیر دهند ، این دو طفل نسبت به یکدیگر محرمیت ندارند .

    ملاک کسانی که رحم جایگزین را با رضاع قیاس می کنند ، انبات لحم و شد عظم (رویش گوشت و محکم شدن استخوان) است و قائل به ملاک واحد شده اند .

    در نتیجه ، اگر در حالت رحم جایگزین فقط به انبات لحم و شد عظم قایل باشیم و شروط معتبر در رضاع را در اینجا نادیده بگیریم ، می توانیم بگوییم که بنا به قیاس اولویت ، طفل با صاحب رحم رابطه رضاعی دارد .

    ۴-۱-۱-۳-۷- فتاوای برخی علما اسلام در خصوص نسب فرزندان آزمایشگاهی

    فاضل لنکرانی

    «در صورتی که فرزند مربوط به نطفه زن و شوهر باشد ، اگرچه پرورش آن در رحم دیگری باشد ، فرزند مربوط به دو صاحب نطفه است ، هرچند که آن زن هم عرفاً مادر محسوب می شود» .[۳۱۴]

    سید علی خامنه ای

    کودکی که از این طریق[۳۱۵] متولد می شود ، ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است مشکل می باشد لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب ، احتیاط رعایت شود . [۳۱۶]

    رأی ایشان در باب نسب فرزند حاصل از لقاح نطفه و تخمک زن و شوهر که در رحم غیر پرورش یافته به

    همین ترتیب است . [۳۱۷]

    یوسف صانعی

    درباب نسب فرزند حاصل از لقاح و تخمک زن و شوهر و پرورش یافته در رحم اجاره ای چنین فرموده اند : «فرزند از همان زن و شوهری است که تخمک و نطفه آنها مخلوط شده است .» [۳۱۸]

    محمد مومن

    در بیان حکمی کلی برای نسب فرزندان آزمایشگاهی اعم از این که در رحم زن و یا بیگانه پرورش یافته باشند چنین فرموده اند:

    «این نوزاد به صاحب منی که پدر اوست و به صاحب تخمک که مادر اوست، ملحق می شود، صرف حمل کودک سبب نمی شود که زن حامل، مادر او به شمار رود». [۳۱۹]

    ۴-۱-۱-۴- حرمت نکاح با مادر اجاره ای

    لازم است بررسی شود که طفل متولد شده از زنی که رحم خود را برای پرورش آن اجاره داده از جهت نسب و آثار حقوقی آن چه رابطه ای وجود دارد و در این بحث به این سوال پاسخ داده شود که آیا این زن مادر کودک محسوب می شود یا خیر؟

    در لغت و در عرف ، مادر یا والده به کسی گفته می شود که طفلی را می زاید و آن کودک از آن زن متولد می گردد .

    در قرآن کریم مادر به کسی اطلاق شده که کودکی را زاییده باشد . [۳۲۰]

    در معنای دیگر هم وقتی کلمه مادر یا ام به کار می رود ، منظور این است که عناصر اساسی از او باشد . [۳۲۱] همان طور که در اقرب الموارد هم آمده که ام ، مادر است و اصل هر چیزی را ام گویند .

    از نظر تحلیلی ، عقلی و حقوقی این بحث پیش می آید که یک جنین که از چند سلول تکثیر شده و محصول ترکیب اسپرم و تخمک است ، وقتی وارد رحمی می شود و در آن مکان رشد می کند و به عبارت دیگر ، این چند سلول در اثر وقوع در مکان مناسب به نام زهدان و جذب مواد غذایی لازم و دریافت اکسیژن از خون صاحب رحم ، شروع به تکثیر کرده و در اثر آن ، جنین رشد کرده و اعضای مختلف بدن وی ساخته می شود و به تدریج در اثر رشد جسمی ، روح در وی دمیده می شود .

    آیا چنین موجودی حاصل همان سلول های اولیه است و محیط رشد و مواد لازم که به رشد جنین کمک کرده در این رشد به حساب نخواهد آمد و رابطه ای از جهت زیستی در این زمینه بین جنین و صاحب رحم اجاره ای به وجود نمی آید؟ یا این که سلول های اولیه در اثر جذب مواد غذایی در بدن زن اجاره ای تجزیه شده و با نابود شدن سلول های اولیه سلول های بعدی ایجاد خواهد شد؟ یا باید گفت سلول های اولیه ، عوامل اولیه جنین محسوب می شوند و تبدیل و تکثر بعدی نیز به کمک مواد جذب شده از بدن صاحب رحم ، نقش اساسی داشته و عامل بعدی ، مکمل به حساب می آید؟

    پذیرش هر کدام از نظریات ابراز شده آثاری را به دنبال خواهد داشت و از نظر حقوقی نیز اخذ نتیجه ، متفاوت خواهد بود پاسخ متفاوتی را نیاز دارد .

    می توان گفت مادر کودک ، زنی است که صاحب تخمک است یا صاحب رحم است و یا هر دو ، مادر او هستند و قرابت نسبی و خونی بین کودک و صاحب تخمک و صاحب رحم وجود خواهد داشت . [۳۲۲]

    اظهار نظر قطعی کردن در مورد این مسئله جدید که از دایره دانش زیست شناسی و پزشکی وارد دنیای حقوقی شده ، چندان آسان نیست و در جوامع مذهبی نیز ابراز نشر ، با مشکلات بیش تری همراه خواهد بود ، در عمل نیز موضوع درمراجع قضایی ایران ، مطرح نشده تا رویه قضایی بتواند به سوالات مربوط به این موضوع پاسخ قضایی دهد و راهگشا باشد .

    با وجود این مشکلات ، می توان گفت زن اجیر با نوزاد ، بیگانه نیست و شیر حاصل از این حمل ، مناسب ترین غذای این کودک به حساب می آید و ممکن است که نوزاد از شیر این زن استفاده کند . [۳۲۳]

    اگر تصور شود که زن بعد از تولد به این نوزاد شیر ندهد و او را به صاحبان اسپرم و تخمک تحویل دهد ، در این جا بین فقها اختلاف وجود دارد و اکثر آنها رابطه مادری را ثابت نمی دانند ولی بعضی از آنها مانند سید محمد موسوی بجنوردی میگویند : [۳۲۴] با توجه به فلسفه رضاع و حرمت ناشی از رضاع برابر ماده ۱۰۴۶ ق. م می توان گفت این کودک از خون اجاره ای ماه ها تغذیه کرده و گوشت و استخون و پوست این کودک از خون این زن تشکیل شده است ، پس مادر او تلقی میگردد .

    تا حتی برخی از فقها با آن که نسب پدری را برای این فرزند منتفی می دانند ولی به استناد بارداری و زایمان قائل به ثبوت نسب مادری اند . [۳۲۵]

    بنابراین جهت نکاح باید معتقد باشیم که این کودک فرزند وی محسوب می شود و نکاح بین آنان ممنوع و شرعاً حرام است .

    یا شوهر این زن نیز (اگر زن اجاره ای شوهر داشته باشد) ، از جهت حرمت نکاح رابطه دارد گرچه فرزند وی نیست ولی ربیبه وی محسوب می شود که برابر بند سوم ماده ۱۰۴۷ ق . م نکاح شوهر زن اجاره ای با دختر متولد از رحم زوجه اش که در غیر اجاره بوده با توجه به این که با زن مزبور قرابت خونی دارد ممنوع دائمی است . [۳۲۶]

    ۴-۱-۱-۴-۱- حرمت نکاح نسبت به بچه های آزمایشگاهی و نظر امام خمینی (ره)

    در این نوع تلقیح (بچه های آزمایشگاهی) نطفه مرد و زن را می گیرند و آن را در خارج رحم ، یعنی دستگاه پرورش فرزند قرار می دهند تا بچه مراحل تکوین خود را سپری کند و کامل شود در اصطلاح عربی به آن «ولدالانبوب» گفته می شود .

    بعضی از نویسندگان عرب نیز با همین عنوان کتاب هایی نوشته اند . [۳۲۷]

    امام خمینی (ره) درباره حکم این مورد می فرمایند :

    «نوع دیگری از تلقیح این گونه است که آب مردی را بگیرند و در رحم مصنوعی قرار دهند ، مثل تولید مثل پرندگان به وسیله دستگاه ، در این مورد بچه به مرد ملحق می شود و به دیگری ملحق نمی شود . [۳۲۸]

    پس قطعاً زن ، مادر محسوب می شود و خود به خود احکام حرمت نکاح حمل می شود و دلیل این مطلب حدیث شریف نبوی «الوالد للفراش» می باشد و تمام احکام درباره فرزند و پدر و مادر ثابت خواهد بود . [۳۲۹]

    ایشان هم چنین می فرمایند :

    اگر بچه در رحم مادر تبدیل به «علقه» شد و باروری خود را به طرف خلقت کامل شروع کرد ، یا تبدیل به «مضغه» شد و تبدیل به گوشت شد و روح در بدن او دمیده شد و او را به جهت مشکلات جسمی مادر از رحم او خارج کنند و یا مادر مرده و بچه زنده مانده و بچه را از شکم مادر قبل از تولد خارج کنند و در دستگاه گذاشته تا مراحل خلقت را بگذراند در تمام این صورت ها ، زن ، مادر او محسوب می شود . [۳۳۰]

    همچنین این ملاک درباره ی برادران و خواهران او نیز وجود خواهد داشت چون ملاک همان تکوین فرزند و ولادت اوست .

    در تعریف «ولادت» گفته شد : جدا شدن مقداری منی از شخص ، آنگاه دخول آن و استقرارش در رحم ، تا این که به امر خدا انسان کاملی شود و سپس با وضع حمل از زن جدا گردد ، این جدایی باعث پیدایش نسبت های خارجی می شود و نسبت های حقیقی بین دو فرد را به وجود می آورد ، این قطعه نسبت به کسی که از او جدا شده است «بنوت» نسبت به شخصی که از او پیدا شده «ابوت» نسبت فرزند به زنی که دررحم او استقرار داشته «بنوت» و نسبت به خود زنی که در رحم او بچه مستقر شده «امومت» نامیده می شود و همین طور در سایر نسبت ها مثل برادری و خواهری می باشد . [۳۳۱]

    پس در صورتی که لقاح مصنوعی به صورت هومولوگ باشد و پرورش جنین در رحمی صورت بگیرد که با مرد صاحب نطفه ، رابطه زناشویی دارد تردیدی در الحاق فرزند به پدر و مادر صاحب نطفه نخواهد بود.

    طبعاً کلیه آثار مترتب بر نسب قانونی ، بر کودک و پدر و مادر وی که از لقاح نطفه آن دو جنین ، شکل گرفته است باز می گردد و احکام وراثت و حرمت نکاح یا محرمیت بین آنان برقرار می شود .

    آنچه در این واقعه قابل بحث و تردیدآمیز می باشد ، تبیین ماهیت رابطه بین طفل و زنی است که کودک در رحم او پرورش یافته است . [۳۳۲]

    نظر به این که انتقال جنین از رحم مادر اصلی به رحم ثالث از پدیده های نوظهور عالم پزشکی است و سابقه چندانی در گذشته ندارد و جزو مسائل مستحدثه محسوب می شود ، طبعاً از متقدمین از فقها در این مورد فتوایی دیده نشده و نظریه ای روشن به دست نیامده است ولی با توجه به بررسی نظرات محققین معاصر و اندیشمندان قرن حاضر می توان به این نتیجه رسید که رابطه خویشاوندی فقط بین طفل و مادر ژنتیکی برقرار است و با این نظر دکتر صفائی ، دکتر شهیدی ، حجت الاسلام قبله ای و دیگران موافق اند و می گویند نمی توان مادر اجاره ای را که فقط باعث رشد جنین شده است مادر تلقی نمود . [۳۳۳]

    ۴-۱-۲- حضانت

    کلمه ی حضانت در لغت به معنای نگاهداری ، در کنار گرفتن کودک ، دایگی کردن برای پرورش کودک و پرورش و پرستاری اوست . [۳۳۴]

    قانون مدنی ، کلمه ی حضانت را تعریف نکرده است و لیکن بعضی از فقهای امامیه در تعریف آن چنین گفته اند :

    حضانت عبارت است : از ولایت و سلطنت بر تربیت طفل و متعلقات آن از قبیل نگاهداری کودک ، گذاردن او در بستر ، سرمه کشیدن ، پاکیزه کردن ، شستن جامه های او و مانند آن . [۳۳۵]

    حضانت ، ولایتی است بر کودک که فایده آن تربیت کردن و پرورش دادن کودک است و انجام آنچه به مصلحت اوست از نگاهداری کردن ، در گهواره خواباندن ، پاکیزه نمودن و مانند این ها . [۳۳۶]

    از نظر حقوقی ، می توان گفت : «حضانت ، نگاه داشتن طفل ، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج است ، با رعایت حق ملاقات که برای خویشان طفل شناخته شده است .» [۳۳۷]

    ۴-۱-۲-۱- مبنای روابط ابوین و طفل در حضانت

    قواعد حاکم بر روابط پدر و مادر و فرزندان بر دو مبنا قرار دارد که این دو مبنا ملازم و مکمل یکدیگرند :

    همبستگی خانوادگی : اتحاد زن و شوهر و وابستگی خونی و اخلاقی فرزندان خانواده به آنان باعث می شود که یکی از طبیعی ترین واحدهای اجتماعی به وجود آید .

    همبستگی این گروه را قانون ایجاد نکرده است ولی در حفظ آن نفع مستقیم دارد .

    در این کانون اخلاقی همه باید یکدیگر را یاری کنند و قانون نیز چنین حکمی دارد که حضانت کودک به عهده ی پدر و مادر است . [۳۳۸]

    حمایت از کودک : گذشته از تامین همبستگی در خانواده ، حمایت از کودک نیز یکی از مبانی مهم سیاست قانونگذاری در تنظیم روابط پدر و مادر و فرزندان است . [۳۳۹]

    طفل دارای قوای جسمانی و روانی ضعیف می باشد و خود مستقلاً نمی تواند به زندگی ادامه دهد .

    طفل محتاج به حمایت و کمک دیگران است و بهترین کانون برای مصون ماندن او از مخاطرات اجتماعی ، محیط گرم خانواده ای است که از پدر و مادر وی تشکیل شده است .

    تا بدین جا قبول کردیم که مبنای همه قواعد مربوط به حضانت ، حفظ همبستگی خانواده حمایت از حقوق و شخصیت کودک است و قانونگذار در تنظیم این قواعد به حمایت جسمی و شخصیت کودک نظر دارد .

    ۴-۱-۲-۲- ماهیت حقوقی حضانت

    قبل از هر گونه صحبت و اظهار نظری ، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که ، از نظر حقوقی «حضانت» حق است یا تکلیف و این که اگر حق است حق فرزند بر پدر و مادر وی است یا حق ابوین بر فرزند ؟

    نظریات مختلفی در عالم حقوق در این خصوص وجود دارد :

    گروهی از حقوقدانان تکلیف پدر و مادر و حق فرزند را در زمره ی حقوق و تکالیف طبیعی آورده اند .

    ریشه ی این نظریه در نوشته های کانت (فیلسوف آلمانی) وجود دارد که می گفت :

    «کودک انسانی است که بدون اراده ی خود به دنیا می آید ، پس در برابر کسانی که زندگی را به او تحمیل کرده اند ، حق دارد ».[۳۴۰]گروهی دیگر بر این عقیده اند که ماهیت حضانت ، تامین سلطه و ریاست پدر و مادر بر خانواده است به طوری که هابز حکیم انگلیسی آن را حق قوی بر ضعیف می داند و دوما حقوقدان فرانسوی آن را نخستین نوع حکومت می شمارد . [۳۴۱]

    درفقه نیز دراین مورد بین فقها اختلاف است و سه نظریه وجود دارد . [۳۴۲]

    نظریه اول

    بعضی از فقها بر این عقیده اند که حضانت یک حق مطلق و ساده است که می توان آن را ساقط کرد و یا مورد مصالحه قرار داد . [۳۴۳]

    اینان بر این باورند که حضانت حق ابوین است و آنان می توانند آن را ساقط کنند یا به شخص بیگانه ای واگذار نمایند . فقهای طرفدار این عقیده ، در دفاع از خود می گویند : دلیلی وجود ندارد که حضانت به کسی تحمیل شود . [۳۴۴]

    به نظر می رسد یکی از دلایل پیروی از این نظریه ، استناد به اصل برائت باشد .

    نظریه دوم

    این گروه از فقهای امامیه برآنند که حضانت ، هم حق و هم تکلیف ابوین است بنابراین دارنده ی آن نمی تواند آن را ساقط کند یا به دیگری انتقال دهد و مادری که عهده دار حضانت است ، چون وظیفه و تکلیف خود را انجام می دهد ، نمی تواند در ازای آن مطالبه اجرت کند . [۳۴۵]

    بدین ترتیب به موجب این نظر ، حضانت قابل اسقاط و مصالحه نیست و کسی که حضانت به عهده ی اوست در صورت امتناع ، الزام می شود .

    نظریه سوم

    برابر این نظر که در فقه امامیه مطرح شده است باید بین پدر و مادر در مورد حضانت فرق گذاشت و در این زمینه قایل به تفکیک شد . اینان معتقدند که اگر مادر از حضانت طفل امتناع ورزد ، حضانت به پدر تعلق می گیرد و اگر هر دو امتناع کنند پدر الزام به حضانت خواهد شد . [۳۴۶]

    بنابراین طبق این نظر ، حضانت نسبت به مادر حق است ولی در مورد پدر ، هم حق و هم تکلیف می باشد.

    ۴-۱-۲-۳- دیدگاه قانون در این مورد

    حال باید دید که در حقوق کنونی ایران از کدام نظر پیروی شده است .

    ماده ی ۱۱۶۸ ق.م می گوید : «نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است» .

    ماده ی ۱۱۷۲ ق. م مقرر می دارد : «هیچ یک از ابوین حق ندارد در مدتی که حضانت طفل به عهده ی آنهاست از نگاهداری او امتناع کند . در صورت امتناع یکی از ابوین، حاکم باید به تقاضای دیگری یا به تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل را به هر یک از ابوین که حضانت به عهده ی اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد ، حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت کرد به خرج مادر تأمین کند» .

    دیدگاه قانون حمایت از خانواده مؤید اختیار دادگاه در الزام پدر یا مادر به حضانت است .

    بدین ترتیب معلوم می شود که قانون مدنی به پیروی از نظریه دوم ، حضانت را هم حق و هم تکلیف ابوین میداند، موقعیت والدین در حضانت کودکان، آمیزه ای از حق و تکلیف است و نگاهداری از کودک از تکالیف پدر و مادر عنوان شده است و منظور از «حق» توانایی است که قانون برای اجرای تکالیف خویش به پدر و مادر در برابر دیگران اعطا کرده است به صورتی که پدر و مادر حق دارند تا آنچه را به عهده دارند انجام دهند و از کودک و سایرین بخواهند تا مانع اجرای وظایف آنان نشوند و به لوازم آن گردن نهند .

    البته اختیاری که به ابوین داده شده است به منظور حمایت از کودک و در جهت رعایت مصلحت اوست و در صورتی محترم است که در این باره به کار رود ، در غیر این صورت با بهره گرفتن از وحدت ملاک ماده ی ۱۱۸۴ هـ.ق قانون مجاز خواهد بود که این اختیار از آنان سلب نموده و به دیگری واگذار نماید و بدین ترتیب آنان را از حق حضانت محروم سازد . [۳۴۷]

    مستفاد از قوانین فوق الذکر و آنچه در مورد قوانین و مقررات حاکم بر خانواده بیان نمودیم ، نتیجه می گیریم که مادر نمی تواند حضانت فرزند را از خود سلب یا به دیگری واگذار نماید و تعهدی که متضمن این امر باشد به لحاظ مغایرت با قانون ، غیرقابل اجرا است .

    با توجه به این که برابر ماده ی ۱۱۶۸ ق.م [۳۴۸] نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است [۳۴۹]،  باید مشخص گردد که زن اجاره ای مادر کودک محسوب می شود یا خیر ، برپایه یک نظریه که ملاک انتساب فرزند را به مادر باردار می داند ، مادر اجاره ای ، برابر ماده ی ۱۱۶۹ ق.م تا هفت سالگی حق و تکلیف حضانت کودک را دارد . [۳۵۰]

    ولی با توجه به قرارداد مربوط به رحم اجاره ای به نظر می رسد تکلیف زن اجاره ای ساقط باشد مگر این که صاحب تخمک دیوانه شده یا مجنون گردد و یا به هر علتی قادر به حفظ و نگهداری کودک نباشد ، در این صورت شاید بتوان با توجه به مصلحت طفل ، این تکلیف را بر او تحمیل کرد و اجرت حضانت را بر عهده صاحب اسپرم قرار داد .

    هر چند قبول چنین نظریه ای با توجه به این که این تکلیف خارج از قرارداد و تراضی حاصل است ، چندان آسان نیست ، اما شاید مصلحت طفل این نظریه را توجیه کند و نظریه خلاف آن نیز منطقی به نظر می رسد.

    حال اگر زن اجاره ای به عنوان حق حضانت خواهان و خواستار نگهداری طفل باشد ، با توجه به مصلحت کودک شاید بتوان برای او نیز حق حضانت قائل شد . صاحبان اسپرم و تخمک[۳۵۱] ، پدر و مادر کودک محسوب می شوند ولی نباید زن اجاره ای را از ملاقات با این کودک محروم سازند ، بنابراین حضانت کودک برابر ماده ی ۱۱۶۹ ق.م تا هفت سال بر عهده ی صاحب تخمک و سپس بر عهده ی صاحب اسپرم خواهد بود [۳۵۲]و برابر فقه امامیه مادر تا دو سال از تاریخ ولادت فرزند اولویت برای حضانت خواهد داشت ، پس از انقضای این مدت ، حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم ، حضانت آنها با مادر خواهد . [۳۵۳]

    اگر صاحب تخمک فوت شود یا از صاحب اسپرم طلاق بگیرد و با دیگری ازدواج کند یا مبتلا به جنون شود ، در این صورت حضانت کودک با صاحب اسپرم خواهد بود . (ماده ی ۱۱۷۰ ق.م)

    کسی که به طور قانونی عهده دار حضانت کودک است ، حق ندارد از نگهداری کودک امتناع کند و در صورت امتناع برابر ماده ی ۱۱۷۲ ق.م. به حکم دادگاه خانواده ، ملزم به حضانت خواهد شد .

    اگر الزام ، ممکن یا موثر نباشد ، حضانت به خرج صاحب اسپرم (پدر) و در صورت فوت پدر با هزینه و خرج مادر انجام می گیرد و اگر در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی صاحب اسپرم یا تخمک که کودک تحت حضانت اوست ، صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک در معرض خطر باشد دادگاه خانواده می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای مدعی العموم (رئیس دادگستری) هر تصمیمی را که برای حضانت کودک مقتضی باشد ، اتخاذ کند . (ماده ۱۱۷۳ ق.م.)

    به نظر بعضی از فقها اثبات نسب به تنهایی برای ثبوت حق حضانت برای مادر کافی نیست بلکه توالد نیز باید به گونه حلال باشد ، بنابراین در صورتی که تلقیح از راه حرام صورت گرفته باشد ، حتی با فرض اثبات نسب ، حق حضانت پدید نمی آید . [۳۵۴]

    ۴-۱-۳- تربیت

    برابر ماده ۱۱۷۸ ق.م ابوین مکلف هستند[۳۵۵] که در حد توانایی خویش به تربیت اطفال خود بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن ها را مهمل بگذارند . [۳۵۶]

    قانون حقوق اسلام ، برای موضوع تربیت اطفال و فرزندان ، ارزش فوق العاده ای قائل است به طوری که یکی از وظایف مهم والدین در برابرفرزندان این است که به تربیت اخلاقی ، پرورش فکری و عقلی آنان همت گمارند و اطفال و نوجوانان را به تحصیل علم و فراگیری شغل مناسب برای امرار معاش و رفع حوایج ضروری زندگی وادار و تشویق کنند .

    در قرآن کریم آمده است : «ای کسانی که پیرو خدا گردیده اید خود و خانواده خود را از آتش جهنم ، حفظ کنید ».[۳۵۷]

    ۴-۱-۳-۱- تربیت فرزندان از رحم اجاره ای

    درباره فرزند متولد از رحم اجاره ای می توان گفت صاحب اسپرم و تخمک یقیناً والدین [۳۵۸] طفل محسوب می شوند و تربیت این کودک از تکالیف قانونی و شرعی آنان است .

    در این مورد تردیدی وجود ندارد و آنچه قابل بحث است این است که آیا مادر اجاره ای هم در این زمینه تکلیفی دارد یا خیر؟ در این باره باید گفت در صورتی که مادر اجاره ای حضانت کودک را بر عهده بگیرد ، تربیت وی جزء حق و تکلیف مادر اجاره ای خواهد بود ولی در غیر این صورت تکلیفی نخواهد داشت . [۳۵۹]

    ۴-۱-۴- ولایت

    ولایت در لغت به معنای ، حکومت کردن ، تسلط پیدا کردن ، دوست داشتن ، یاری دادن ، دست یافتن و تصرف کردن آمده است . [۳۶۰]

    قهری در لغت به معنی ، جبری و اضطراری است . [۳۶۱]

    ولایت در اصطلاح حقوقی ، عبارت از سلطه و اختیاری است که قانون به جهتی از جهات به شخصی در رابطه با انجام امور مربوط به غیر می دهد ، به کسی که این سمت را دارد «ولی» و به ولایتی که به حکم قانون اعطا شده است ، اصطلاحاً «ولایت قهری» می گویند که در باب سوم از کتاب هشتم قانون مدنی از آن صحبت به میان آمده است .

    بدین ترتیب ولی قهری ، شخصی است که به حکم قانون تعیین می شود و سمت خود را مستقیماً از قانون می گیرد و ولایت او ، یک وظیفه خانوادگی و اجتماعی و به تعبیر دیگر اجباری است و نه اختیاری و شاید به همین جهت است که آن را قهری نامیده اند . [۳۶۲]

    ماده ۱۱۸۱ ق.م. در مقام تعیین اولیای قهری برآمده و مقرر داشته است : «هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند» .

    ۴-۱-۴-۱- ولایت فرزند متولد از رحم اجاره ای

    ولایت کودک برابر ماده ۱۱۸۱ ق.م. [۳۶۳] با پدر و جد پدری است[۳۶۴] . بنابراین نه صاحب تخمک و نه زن اجاره ای بر فرزند متولد از رحم اجاره ای ولایت نخواهد داشت . (بنابر قاعده فراش)

    سابق بر این ، ولایت طفل به مادر نیز محول می شد ، اما بعد از انقلاب به موجب ماده واحده لایحه قانونی مصوب ۱۵/ ۷ / ۱۳۵۸ ولایت مادر که در ماده ۱۵ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۵۶ پیش بینی شده بود ، ملغی گردید . [۳۶۵]

    در حال حاضر مادر بر کودک خود ولایت ندارد و چون شوهر زن اجاره ای از این جهت رابطه ای با کودک ندارد ، بر نوزاد ولایت نخواهد داشت .

    منحصراً در وضع کنونی و نظام فعلی حقوق ایران ، پدر و جد پدری ولایت فرزند را به عهده دارند و تا زمانی که کودک به سن بلوغ نرسیده ، تحت ولایت پدر و جد پدری (صاحب اسپرم) خواهد بود . [۳۶۶]

    اگر کودک بعد از بلوغ مجنون یا سفیه شود و سفه و جنون وی متصل به زمان صغر باشد ، در این صورت

    نیز برابر ماده ۱۱۸۰ ق.م. [۳۶۷] ولایت بر فرزند ادامه پیدا می کند و اگر پدر و جد پدری در قید حیات نباشند و برای نگهداری و تربیت فرزند تحت ولایت خود ، وصی منصوب نکرده باشند ، در این صورت قیم منصوب ، به حکم دادگاه ، وظیفه ی ولایت را عهده دار خواهد بود .در اینجا ممکن است دادگاه ، مادر اولیه یا صاحب تخمک یا هر کس دیگر از جمله مادر اجاره ای را برای قیومیت تعیین نماید . [۳۶۸]

    ۴-۱-۴-۲- ثبت تولد و صدور شناسنامه

    مرحله تنظیم گواهی ولادت و صدور شناسنامه برای اطفال متولد از رحم جایگزین بسیار بحث برانگیز و پیچیده جلوه ، می کند .

    در کشورهای مختلف دنیا ، بنابر نظراتی که برای استفاده از رحم جایگزین داده اند ، نسبت به ثبت تولد و صدور شناسنامه برای طفل نیز اظهار نظر نموده اند و آن دسته از کشورهایی که برای استفاده از این روش، قوانینی را وضع نموده اند، نسبت به این کار نیز قوانین جامع و کاملی را تدوین نموده اند. [۳۶۹]

    البته وسعت برخوردهای حقوقی این کشورها با مسئله مزبور به گونه ایست که امکان طبقه بندی آنها در چند گروه مجزا که دارای خصیصه های مشترک باشند ، وجود ندارد و از طرفی برای ما خیلی مهم نیست تا بفهمیم که آنها چه نظراتی را ارائه داده اند ، بلکه آنچه برای ما در این بعد اهمیت دارد آن است که دریابیم که حقوق ایران که برگرفته از فقه و شرع مقدس است در این موارد چه نظراتی ارائه داده است و بحث را چگونه باید حل و فصل نمود .

    آنچه در این قسمت بدان پرداخته خواهد شد ، امکان ثبت تولد و صدور شناسنامه برای کودکان ناشی از رحم جایگزین براساس قوانین ثبت احوال و آئین نامه های موجود کشورمان می باشد .

    ۴-۱-۴-۳- ثبت تولد اطفال

    شناسنامه ، سندی رسمی است که احوال شخصیه ی هر فرد آن گونه که در دفاتر سجل احوال ثبت می باشد بر آن نوشته شده و به صاحب آن داده می شود . [۳۷۰] در شناسنامه وقایع چهار گانه ی تولد ، ازدواج ، طلاق و فوت ثبت می شود .

    احوال شخصیه ی افراد در دفاتر سجل احوال که در سازمان ثبت احوال نگهداری می شود ، ثبت می گردد .

    به موجب ماده ی ۹۹۳ ق.م. وقایع چهارگانه باید در ظرف مدت معین و به طریقی که قوانین و آئین نامه ها مقرر می دارند به دایره ی سجل احوال و یا همان سازمان ثبت احوال اطلاع داده شوند .

    بند (۱) ماده مذکور ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین که بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود را از این گونه امور می دانند .

    ماده ی ۱۲ قانون ثبت احوال مصوب ۱۶، ۳، ۵۵ با اصلاحات مصوب ۱۸، ۱۰، ۶۰ نیز بیان می دارد : «ولادت هر طفل در ایران اعم از این که پدر یا مادر طفل ، ایرانی یا خارجی باشند باید به نماینده یا مامور ثبت احوال اعلام شود» .

    برابر تبصره ماده ی ۱۵ قانون مذکور ، مهلت اعلام ولادت طفل و امضای دفتر ثبت کل در مرحله ی دوم ، در صورتی که افراد ذکر شده نباشند و نتوانند واقعه ی ولادت را برای ثبت اعلام نمایند ، این تکلیف به عهده ی مادر قرار داده شده است ، البته مشروط به این که قادر به انجام این وظیفه باشد .

    ۴-۱-۴-۴- ضوابط اعلام تولد و ثبت رسمی آن

    برابر ماده ی ۱۹ قانون ثبت احوال «ماما یا پزشکی که هنگام تولد طفل، حضور و در زایمان او دخالت داشته است، مکلف به صدور گواهی ولادت و ارسال یک نسخه ی آن به ثبت احوال محل در مهلت مقرر و اعلام شده می باشد» .

    ماده ی ۱۵ قانون مذکور نیز تصریح می دارد که ثبت ولادت باید مستند به تصدیق پزشک یا مامای رسمی یا موسسه ای که طفل در آنجا متولد گردیده است باشد ، در غیر این صورت واقعه به تصدیق دو نفر گواه ثبت می شود» .

    با توجه به موارد فوق ، کسانی که در تنظیم سند ثبت تولد دخالت می کنند عبارتند از :

    نماینده ی ثبت احوال : کسی است که برای ثبت واقعه تولد یا دریافت اعلامات منصوب شده است . (ماده ی ۶ قانون ثبت احوال کشور)

    صاحب واقعه : کسی که واقعه تولد مربوط به احوال شخصی اوست که در بحث حاضر طفل متولد از رحم جایگزین می باشد .

    اظهار کننده : کسی که واقعه تولد را به نماینده ی ثبت احوال اعلام می کند .

    گواه : کسی که برابر ماده ۶۰ قانون ثبت احوال ، صحت اظهارات شخص اعلام کننده ی واقعه را تایید می کند .

    اعلام کننده و گواه ، باید ۱۸ سال تمام داشته باشند و برابر ماده ی ۷ قانون ثبت احوال ، پدر و مادری که پیش از رسیدن به ۱۸ سال با هم زناشویی کرده اند نیز می توانند ، تولد نوزادشان را اعلام نمایند .

    شهود باید آبستن و زایمان مادر را گواهی کنند[۳۷۱] و تایید نمایند که زنی که «مادر معرفی شده» طفل مورد نظر را به دنیا آورده است .

    قانون مدنی ایران از ارائه ی منصوص تعریف پدر و مادر خودداری نموده است اما مستنبط از مواد ۱۱۵۸، ۱۱۵۹، ۱۱۶۰ ، این قانون و با تدقیق در قانون ثبت احوال و آیین نامه ی مربوطه در می یابیم که از نظر این قانون «مادر، زنی است که بچه ای را به دنیا می آورد» .

    در این قانون ، این فرض که زنی بتواند بچه ای را به دنیا آورد که هیچ ارتباط ژنتیکی با وی ندارد ، اصلاً متصور نیست .

    این قوانین اساس اثبات مادری را بر مبنای وضع حمل که امری مادی ، خارجی و محسوس است و پس از تکمیل رشد جنین در رحم زن به هنگام فرا رسیدن زمان ولادت طفل ، در خارج به وقوع می پیوندد و به خوبی توسط اقامه ی گواه و گواهی پزشک متخصص قابل اثبات می باشد ، قرار داده است . [۳۷۲]

    جهت گیری قانون از نظر اثباتی منطقی است چرا که جریان وضع حمل را به خوبی می توان توسط گواه یا گواهی پزشک ثابت نمود .

    ۴-۱-۴-۵- ثبت تولد اطفال متولد از رحم جایگزین

    هم اکنون به بررسی چگونگی ثبت تولد اطفال متولد از رحم جایگزین بر اساس حقوق کنونی ایران و رویه ی جاری ثبت احوال پرداخته و عنداللزوم راه حل هایی را در زمینه ی چگونگی صدور شناسنامه برای این گونه کودکان ارائه می دهیم .

    مادر اجاره ای شوهر نداشته باشد .

    مادر اجاره ای به تنهایی یا به اتفاق پدر بیولوژیکی ، ولادت طفل را به نماینده ی ثبت احوال اعلام و گواهی مامای رسمی یا پزشک متخصص در خصوص تولد بچه از وی (مادر اجاره ای) به ضمیمه ی مدارک مربوط به تلقیح مصنوعی را ارائه می نمایند . تبصره ی ماده ی ۱۶ قانون ثبت احوال مورخه ی ۱۶/۴/ ۵۵ مقرر می دارد : [۳۷۳] «در صورتی که ازدواج پدر و مادر طفل به ثبت نرسیده باشد ، اعلام ولادت و امضای اسناد متفقاً به عهده ی پدر و مادر خواهد بود و هر گاه اتفاق پدر و مادر در اعلام ولادت میسر نباشد ، سند طفل با اعلام یکی از ابوین که مراجعه می کند با قید نام کوچک طرف غایب تنظیم خواهد شد . اگر مادر ، اعلام کننده باشد نام خانوادگی مادر به طفل داده می شود» .

    بنابراین با توجه به این که تنها دلیلی که نزد نماینده ی اداره ثبت احوال به اثبات نسبت دلالت می کند «واقعه ی وضع حمل مادر اجاره ای» می باشد که به تصدیق مامای رسمی یا پزشک متخصص رسیده است و این عدم وجود رابطه ی زوجیت بین صاحب رحم و پدر حکمی اجازه ی ثبت نام پدر حکمی را به عنون پدر در شناسنامه نمی دهد ، لذا از نظر سازمان ثبت احوال ، پدر نامعلوم است که مستنبط از بند آخر تبصره ی ماده ی ۱۶ نام خانوادگی مادر به طفل داده می شود که بدین ترتیب نام زن صاحب رحم به عنوان مادر در شناسنامه قید می گردد .

    ماده ی ۱۷ همین قانون مقرر می دارد : [۳۷۴] «هر گاه ابوین طفل معلوم نباشند ، سند با نام خانوادگی آزاد و نام های فرضی در محل اسامی ابوین تنظیم می گردد …» بنابراین تا بدین جا مستنبط از فراز ابتدایی ماده ی ۱۷ می توان گفت که به جای نام پدر طفل متولد از رحم جایگزین ، می توان از نام فرضی استفاده کرد یا اینکه قسمت مربوط به نام پدر را درشناسنامه خالی گذاشت .

    در اینجا لازم است به رأی وحدت رویه ی شماره ی ۶۱۷ مورخ ۳/۴/۷۶ که لازم الاتباع می باشد و اجازه ی استفاده ی اولاد نامشروع را از نام خانوادگی پدر طبیعی داده است ، اشاره کنیم .

    رأی مذکور بیان می دارد : «به موجب بند (الف) ماده ی ۱ قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵ یکی از وظایف سازمان ثبت احوال ، ثبت ولادت و صدور شناسنامه است[۳۷۵] و مقنن در این مورد بین اطفال متولد از رابطه ی مشروع و نامشروع تفاوتی قائل نشده است و تبصره ی ماده ی ۱۶ و ماده ی ۱۷ قانون مذکور [۳۷۶] نسبت به مواردی که ازدواج پدر و مادر به ثبت نرسیده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدور شناسنامه نباشد یا این که ابوین طفل نامعلوم باشند ، تعیین تکلیف کرده است .

    لیکن در مواردی که طفل ناشی از زنا باشد و زانی اقدام به اخذ شناسنامه ننماید ، با بهره گرفتن از عمومات و اطلاق مواد یاد شده و مسئله ی ۳ و مسئله ی ۴۷ از موازین قضایی از دیدگاه امام خمینی ، زانی «پدر عرفی طفل» تلقی و نتیجتاً کلیه ی تکالیف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه بر عهده ی وی است و حسب ماده ی ۸۸۴ ق.م. صرفاً موضوع توارث بین آن ها منتفی است ».[۳۷۷]

    بدین ترتیب حتی اطفال نامشروع نیز می توانند از نام خانوادگی پدر استفاده کنند فلذا حتی اگر قائل به نامشروع بودن طفل متولد از مادر اجاره ای باشیم . باز هم به استناد رای وحدت رویه ی فوق الذکر ، طفل مذکور می تواند از نام خانوادگی پدر حکمی بهره مند شده و نام پدر حکمی به عنوان نام پدر در شناسنامه ی وی ثبت گردد .

    به موجب ماده ی ۱۷ قانون ثبت احوال که مقرر می دارد : [۳۷۸] «… تصحیح اسامی فرضی با تکمیل مشخصات ناقص به موجب اقرارنامه ی موضوع ماده ی ۱۲۷۳ ق.م. یا حکم دادگاه یا مدارک حصر وراثت به عمل خواهد آمد و نام خانوادگی بر طبق مقررات اصلاح خواهد شد …»

    در صورتی که قائل به تحقق نسب شرعی و قانونی در مورد طفل مذکور باشیم که در تحلیل های ارائه شده به این مطلب می رسیم تصحیح اسامی فرضی یا تکمیلی مشخصات ناقص حتی به وسیله ی اقرار نامه ی پدر حکمی مبتنی بر اقرار به نسب طفل» امکان پذیر خواهد بود . [۳۷۹]

    بدین ترتیب نام پدر بیولوژیکی به عنوان پدر و نام مادر اجاره ای به عنوان مادر در شناسنامه ی طفل ثبت و نام خانوادگی پدر حکمی به طفل داده می شود .

    ما در بحث نسب شناسی طفل و در قسمت اثبات نسب مادری بیان نمودیم که مادر شرعی و قانونی طفل متولد از رحم جایگزین ، مادر ژنتیکی است و وی مادر این طفل محسوب می شود در حالی که در این بحث می بینیم که قانون نام مادر اجاره ای را به عنوان مادر طفل در شناسنامه ی او ثبت می کند و حال چه باید کرد؟

    اگر بخواهیم نام مادر حکمی و صاحب تخمک را در شناسنامه ی طفل ثبت کنیم ، این مستلزم آن خواهد بود که مفاد شناسنامه را تغییر دهیم .

    ماده ی ۹۹۵ ق.م. می گوید : «تغییر مطالبی که در دفاتر سجل احوال ثبت شده است، ممکن نیست مگر به موجب حکم دادگاه ».

    بنابراین مادر حکمی باید طی دادخواستی به ضمیمه ی مدارک پزشکی و گواهی صادره از طرف پزشکان متخصص و گواهی ولادت و اقرارنامه ی موضوع شناسنامه به منظور درج مشخصات وی در نام مادر در شناسنامه ی طفل را بنماید و در این صورت دادگاه باید با تقاضای وی موافقت نماید .

    سازمان ثبت احوال با توجه به حکم دادگاه ، ملزم به صدور شناسنامه با نام مادر حکمی به عنوان مادر قانونی طفل و تغییر مندرجات دفاتر سجل احوال خواهد بود .

    شناسنامه ی طفل باید مبین تولد طفل در اثر حالت رحم جایگزینی و شناسنامه ی مادر اجاره ای نیز باید مبین مادر جایگزین بودن وی در مورد طفل مذکور باشد .

    مادر اجاره ای زن شوهر دار باشد .

    مادر اجاره ای ، ولادت طفل را به نماینده ی ثبت احوال اعلام و گواهی مامای رسمی یا پزشک متخصص در خصوص تولد بچه (به ضمیمه ی مدارک مربوط به تلقیح مصنوعی) را ارائه می نماید .

    شناسنامه ی مادر اجاره ای حاکی از رابطه ی زوجیت بین وی و شوهرش می باشد ، بدین ترتیب شناسنامه ی طفل با اسامی مادر اجاره ای و شوهرش به عنوان ابوین طفل تنظیم می شود . در این وضعیت ، والدین حکمی برابر آنچه در قسمت قبلی گفتیم مراحل مربوط به تقدیم دادخواست و اخذ حکم از دادگاه را به مرحله اجرا در می آورند . [۳۸۰]

    در هر دو مورد یاد شده اگرچه که راه حلی ارائه شده تا نام پدر و مادر حکمی و قانونی در شناسنامه ی طفل ثبت شود که آن تغییر سند می باشد و این که والدین حکمی با ارائه دادخواستی به دادگاه خواستار این کار شوند ، اما بر این روش صرف نظر از وضعیت شکلی و ماهوی و طرز اقامه ی آن ، معایبی متصور است که فهرست وار ذکر می گردد :

    طولانی بودن روند کار تا حصول نتیجه .

    بلا هویت بودن کودک حاصل، تا زمان تنظیم سند سجلی جدید

    مستند قرار گرفتن سند سجلی اولیه توسط مادر اجاره ای و عدم استرداد طفل توسط وی با نیت اخاذی یا مشابه آن .

    صعوبت یا ناممکن بودن اثبات ماوقع درصورت فوت زوجین نابارور پس از تولد طفل و قبل از حصول نتیجه دادرسی (علی الخصوص با توجه به این امر که اقربای زوجین نابارور از سایر طبقات و درجات ، در این حالت با نیت دستیابی به ماترک و منافع مادی ، ممکن است از هیچگونه ترفندی در جهت عدم حصول نتیجه ی لازم دریغ نورزند) .

    عدم امکان دسترسی به مادر اجاره ای ، زیرا بسیاری از این بانوان پس از تولد نوزاد مایل به هیچگونه ارتباطی با زوجین نابارور نیستند و بعضاً محل زندگی خود را نیز تغییر می دهند .

    باز شدن تکلیف اضافه بر دستگاه قضایی ، چرا که شاید اصلاً بارداری اتفاق نیفتد . [۳۸۱]

    ۴-۱-۴-۶- حقوق طفل برای دانستن نوع تولد و اقامه ی دعوی

    در مورد حقوق طفل متولد شده از رحم جایگزین ، کمتر مطلبی عنوان شده است و اصولاً چون در مورد خود نفس کار ، هنوز تصمیم و قانونی در کشور نداریم ، در مورد تبعات و آثار دیگر آن که یکی از آنها حقوق طفل برای دانستن نوع تولد و اقامه ی دعوی است ، هیچ نظریه و مبنایی ارائه نشده است ، در حالی که ضرورت دارد تا در مورد این دو هم صحبت شود و مبانی آن بررسی گردد .

    اگرچه در حقوق ایران در این مورد خاص ، قانون و نظریه ای نداریم ، اما در این قسمت سعی می شود تا با بیان قسمت اندک و کوتاهی از قوانین کشورهای دیگر ، مواردی را که از ضروریات این مسئله محسوب می گردد که در صورت وضع قانون برای اصل قضیه ، برای این موارد نیز قانونگذار باید فکر و چاره ای بیندیشد بررسی گردد . بحث مربوطه را تحت دو عنوان زیر بررسی می کنیم :

    حق دانستن

    حق اقامه ی دعوی مسئولیت مدنی[۳۸۲]

    ۴-۱-۴-۷ حق طفل برای دانستن نوع تولد

    اولین پرسشی که در اینجا مطرح می گردد که دارای اهمیت فوق العاده ای نیز می باشد این است که آیا طفل متولد شده از طریق رحم جایگزین ، باید نسبت به نوع و چگونگی تولدش مطلع گردد و این ضرورت دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا باید به این کودک گفت که طریقه ی تولدش به چه صورتی بوده است و وی چگونه متولد گردیده است؟ و اگر پاسخ مثبت است زمان آن باید چه موقعی باشد؟

    پاسخ به این سوالات با توجه به قوانین و مقررات کشورمان ممکن نیست چرا که قانونگذار ما همچنان که قبلاً هم اشاره کردیم ، در مورد اصل انجام این کار نظری را ارائه ننموده است و لذا نباید توقع داشت تا از طریق قانون به پاسخ این سوالات رسید .

    از طرف دیگر عدم پاسخگویی به این سوالات و بی تفاوت گذشتن از کنار آنها می تواند در دراز مدت ، طرفین قرارداد رحم جایگزین و خود کودک را با مشکلاتی مواجه سازد و باعث اختلال در روابط گردد و از طرف دیگر، مسکوت گذاشتن این مورد با اصل کرامت انسانی هم مغایر بوده و به آن خدشه وارد می کند ، پس به ناچار مجبوریم به دنبال پاسخ این سوالات باشیم و مشکلات احتمالی آن را با ارائه ی پاسخ حل نماییم .

    انجام عمل روش جایگزین و استفاده از آن معمولاً به صورت محرمانه انجام می گیرد و جز طرفین قرارداد که عبارتند از : زوجین نابارور و زن صاحب رحم و شوهر وی و پزشکان و ماماهایی که درگیر با انجام این عمل هستند ، کس دیگر از ماجرا با خبر نمی شود و این محرمانه بودن انتظار معقولی است که افراد درگیر در قضیه دارند و البته به نظر می رسد که قوانین موجود در سیستم های مختلف حقوقی جوابگوی این توقع منطقی باشند و توانایی برآورده ساختن این مقصود را داشته باشند . [۳۸۳]

    قوانین ثبت احوال که ناظر به محرمانه بودن مشخصات کلی افراد می باشند ، در مورد آن قسمت از عمل که مربوط به ثبت تولد و تنظیم گواهی ولادت طفل متولد از رحم جایگزین می باشد ، قابل اجرا هستند و عموم نمی توانند به اطلاعات دسترسی پیدا کنند .

    در مورد سایر قسمت های عمل که مربوط به مسائل پزشکی و درمانی می شوند نیز در سیستم های حقوقی مختلف و از جمله ایران ، قانون این وظیفه را برای افراد دست اندرکار از جمله پزشکان ، مسئول بیمارستان ها ، متصدیان مربوط به جمع آوری و نگهداری اطلاعات و کلیه کسانی که در امر درمان دخالت دارند ، پیش بینی نموده است .

    در بسیاری از قوانین کشورهای دنیا به این مسئله تاکید شده است که پزشک وظیفه ی محرمانه نگهداشتن اطلاعات مربوط به بیمار خود را دارد و نباید از این وظیفه شانه خالی کند . [۳۸۴]

    وظیفه ی پزشک در محرمانه نگهداشتن اطلاعات کسب شده از بیمار ، یک مسئله ی اجتماعی و اخلاقی است و این تعهد نه تنها قانونی است بلکه جنبه ی اخلاقی نیز دارد البته این وظیفه مطلق نیست و ممکن است در بعضی موارد ، قانون پزشک را ملزم به افشای اطلاعات اخذ شده ی بیمار بنماید .

    از مطلب بیان شده می خواهیم این نتیجه را بگیریم که بر پزشک وظیفه و تعهدی نیست تا واقعیت مطلب را در مورد نحوه ی تولد کودکان به دنیا آمده از روش رحم جایگزین به آنها بگوید و بلکه پزشک وظیفه دارد تا اطلاعات محرمانه ی این کار را نزد خود نگه دارد و به کودک نگوید ، پس پزشک هیچ وظیفه و تعهدی در مورد آگاه ساختن کودک از نحوه ی تولد ندارد ، البته بعضی موارد خاص وجود دارد که اگر پزشک هم حقیقت را نگوید باعث ایجاد مشکلات زیادتری خواهد شد که به مراتب مهمتر و حیاتی تر از کتمان حقیقت خواهد بود که در این موارد خاص ، پزشک می تواند حقیقت را بازگو کرده و اطلاعات محرمانه را بیان نماید .

    یکی از استثناهایی که بعضی از سیستم های حقوقی بر اصل محرمانه بودن اطلاعات مربوط به عمل جایگزینی رحم وارد آورده اند ، حق طفل متولد شده برای دسترسی به اطلاعات مربوط به اهدا کنندگان جنین و مادر اجاره ای می باشد که نظریات حقوقی گسترده ای نیز در این رابطه در حقوق خارجی مطرح شده است .

    این حق در منظر حقوقدانان به «حق دانستن» تعبیر شده است .

    حال با بیان این مطالب اولاً به این نتیجه می رسیم که «حق دانستن» بر پایه ی حقوق طبیعی قرار دارد و طبیعی است که بچه های متولد از روش تولید مثل با دخالت شخص ثالث ، در اثر گرایشات اجتماعی تشویق شوند که به جستجوی نام و سایر اوصاف و ویژگی های اهدا کنندگان جنین و مادر اجاره ای بپردازند .

    دوم: این که دانش فزاینده ی کنونی نیز در مورد اهمیت و ارزش ارتباط ژنتیکی اشخاص با یکدیگر ، ما را وا می دارد که این نظر را که هر کس حق پی بردن به اصلیت ژنتیکی خود را دارد، تقویت نماییم .

    سوم: این که حال قائل به حق بودن اطلاع طفل شدیم ، می گوییم در گفتن این حقیقت به کودک ابتدا پدر و مادرش که وظیفه ی تربیت و حضانت و نگهداری وی را بر عهده دارند ، ارجح می باشد و اولویت دارند و اگر آنها اقدام به این کار نکردند نوبت به پزشک و مادر اجاره ای و دیگران خواهد رسید . [۳۸۵]

    اهمیت این مطلب و این کار که ما اصرار داریم بر این که کودک از حقیقت اطلاع یابد موارد متعددی می تواند باشد ، اما مهمترین دلیلش که می توان الزام به بیان حقیقت را به آن مستند کرد این است که وجود این حق و اطلاع کودک از حقیقت ، از زنای با محارم و ازدواج بین خویشاوندان هم خون جلوگیری می کند ، چرا که ممکن است در حالت اهدای جنین و گامت ، دو بچه ای به وجود آمده از اسپرم یک مرد ، یا تخمک یک زن ، بدون دانستن این ارتباط با هم ازدواج کنند و صاحب بچه شوند در حالیکه ممکن است آن دو نابرادری و ناخواهری تلقی شوند و در حالت جانشینی در بارداری نیز طفل با مادر اجاره ای ارتباط رضاعی پیدا می کند و با فرزندان او خواهر و بردار رضاعی می شود ، پس اطلاع از حقیقت برای طفل تولد یافته از روش رحم جایگزین امر لازمی است و باید طفل از آن آگاه گردد و همان طور که گفته شد بهتر است این امر از زبان پدر و مادر طفل که عهده دار حضانت و سرپرستی و نگاهداری وی هستند بیان گردد و در مورد این که چه زمانی طفل باید از این وضع مطلع گردد نیز ، اقوال مختلف است و نمی توان به قول و نظر واحدی دست یافت . [۳۸۶]

    در هر حال به نظر می رسد که وضع قوانین مدون و جامع در مورد استفاده از این روش توسط مجلس شورای اسلامی و تایید و تنفیذ آن در جامعه و کشور است که می توان به پرسش ها و ابهامات فراوان این مورد پاسخ داد و راه حل مناسب و پسندیده ارائه داد .

    ۴-۱-۴-۸- حق طفل در اقامه ی دعوی مسئولیت مدنی

    در روش بهره گیری از شخص یا اشخاص ثالث در امر تولید مثل ، روابط زیادی بین اشخاص درگیر ایجاد می شود که هر کدام از آنها ، منبع بالقوه ای برای دعوی جبران خسارت و اقامه ی دعوی مسئولیت مدنی می باشند.

    این روابط شامل روابط بین پزشک و بیمار (مادر اجاره ای یا هر زنی که بچه را به دنیا می آورد) ، پزشک و طفل ، پزشک و اهداء کنندگان گامت و جنین ، مادر اجاره ای و اهدا کنندگان رحم با بچه و والدین و بچه می باشند که با عنایت به این که موضوع بحث ما مسئولیت مدنی در مقابل طفل متولد شده می باشد لذا رابطه ی بین «پزشک و بچه» و رابطه ی بین «مادر اجاره ای و اهدا کننده ی گامت با بچه» را مورد بررسی قرار داده و مسئولیت مدنی ایجاد شده در این دو رابطه را مورد تحلیل قرار خواهیم داد .

    قبل از ورود به بحث مدنی در مقابل طفل به دنیا آمده در اثر بهره گیری شخص یا اشخاص ثالث در امر تولید مثل ، این سوال اساسی را باید پاسخ گفت که آیا خسارات وارده بر جنینی که ناقص متولد شده است ، از طرف شخصی که از آن جنین پدید آمده است یا به نمایندگی از او قابل مطالبه است؟

    به عبارت دیگر اگر در اثر زیان وارده بر جنین ، طفلی ناقص به دنیا آید ، آیا می توان از طرف او و به نمایندگی از او مطالبه خسارت کرد؟[۳۸۷]

    در قوانین کشورهای مختلف دنیا نظرات گوناگونی بیان شده است و در حقوق ایران به نظر می رسد که با توجه به قاعده ی کلی مندرج در ماده ی ۹۵۷ قانون مدنی که می گوید : «حمل از حقوق مدنی متمتع می گردد مشروط بر این که زنده متولد شود» . می توان شخصیت حقوقی جنین را برای مطالبه ی خسارت البته مشروط بر این که زنده متولد شود ، مورد شناسایی قرار داد ، چرا که جبران خسارت هم از جمله حقوق مدنی است ، بنابراین نماینده ی قانونی طفل از طرف او می تواند جبران خسارت وارده به بچه را در رابطه با زیان وارده به جنین در دوران حیات جنینی مطالبه کند و اگر مطالبه نکرد ، خود طفل پس از رسیدن به سن قانونی می تواند جبران خسارت وارده در دوران جنینی را مطالبه نماید . [۳۸۸]

    در رابطه با کودک مورد نظر ما نیز باید اذعان داشت که بچه ی متولد شده در اثر بهره گیری از گامت شخص یا اشخاص ثالث و رحم زن دیگر در مرحله ی تولید مثل ، به طور جدی در معرض خطر ناشی از تقصیر و خطای پزشکان دست اندرکار و یا اقدامات و عملکردهای اهداکنندگان و یا هر کسی که از گامت وی برای انجام عمل تلقیح مصنوعی استفاده می شود، قرار دارد .

    این محیط بدون شک مستحق دخالت قانون است و از نظر حقوقی و اجتماعی تحلیل های مساعدی را برای تسهیل زمینه های مداخله های قانونی ایجاب می کند . [۳۸۹]

    ۴-۱-۴-۹- مسئولیت مدنی اهدا کننده گامت و مادر اجاره ای در مقابل طفل

    گامت انسان ، قادر به انتقال بسیاری از بیمارها به جنین و یا ایجاد معلولیت های ذهنی یا جسمی در کودک به دنیا آمده می باشد. همچنین رحم نیز به نوبه ی خود می تواند نقش مؤثری در سلامتی جنین داشته باشد و از طرفی هم می تواند سلامتی جنین را به مخاطره اندازد، بنابراین ، هم گامت و هم رحم می توانند نقش مخرب و منفی ای داشته باشند که به حال جنین مضر است.

    حال سوال این است که آیا می توان مادر اجاره ای و همچنین فرد اهدا کننده ی گامت را در مورد عرضه ی اطلاعات دروغ یا گمراه کننده و یا مخفی نمودن اطلاعات ضروری در زمینه ی سوابق پزشکی در رابطه با معلولیت ایجاد شده در بچه که به وسیله ی عملکرد آنها می باشد، در مقابل طفل مسئول شناخت؟

    آنچه از مجموع نظرات حقوقی کشورهای مختلف به دست می آید این است که مادر اجاره ای و اهدا کننده ی گامت در مورد دادن اطلاعات در مقابل بچه مسئولیت مدنی دارند و اگر اقدام به دادن اطلاعات دروغ کرده باشند و عدم صداقت آنان محرز شود مسئول هستند و مجرم شناخته می شوند، لیکن همان طور که قبلاً گفتیم برای تحقق مسئولیت مدنی احراز سه عنصر ضروری بود که عنصر اول و سوم (وجود ضرر- رابطه ی سببیت فعل زیان بار و ضرری که وارد شده است) از نظر تحلیلی مشابه موارد اعلامی در مسئولیت مدنی پزشک می باشد و لذا به بررسی ارتکاب فعل زیانبار توسط مادر اجاره ای و اهدا کننده ی گامت می پردازیم. [۳۹۰]

    الف) مادر اجاره ای و اهدا کننده ای که نمی داند دارای نقص پزشکی یا بیماری خاصی است:

    در این حالت این دو فرد بدون اطلاع از نقص و یا بیماری اقدام به کار خداپسندانه و کمک به هم نوع می نمایند که دراین حالت نمی توانیم به کار این دو فرد عنوان تقصیر را بار نماییم، زیرا بدون دانستن بیماری خود و به قصد خیرخواهی و با انگیزه ی عاطفی و اخلاقی اقدام به این کار نموده اند. [۳۹۱]

    علاوه بر فرض بالا ، حتی اگر تقصیر را در ایجاد ضمان، مؤثر ندانیم و با بهره گرفتن از نظریه های دیگر مسئولیت مدنی، مثل نظریه ی ایجاد خطر (مسئولیت بدون تقصیر) بر این عقیده باشیم که تقصیر در مجموع، ارکان شرایط مسئولیت نیست و همین که شخص زیانی به بار آورد آن را جبران کند و مهم احراز رابطه ی علیت مابین کار شخص و ورود ضرر به دیگری است.

    در حقوق ایران با بهره گرفتن از «قاعده ی احسان» در فقه که «مسقط ضمان» است می توان مادر اجاره ای و اهدا کننده را از مسئولیت بری ساخت.

    «قاعده ی احسان» در فقه که مدرک آن«ما علی المحسنین من سبیل» التوبه، آیه ۹۱٫«بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست» می باشد، مانع از ایجاد ضمان برای کسی می باشد که کاری را انجام می دهد که از نظر عرف، پسندیده و به سود عموم مردم است.

    در تفسیر آیه ی فوق گفته اند که خداوند بدین وسیله هر راه را که موجب ضرر نیکوکاران شود ممنوع ساخته و هر گونه ملامت و ندامت را بایشان نفی کرده است. [۳۹۲]

    حکم این آیه را آیه ی«هل جزا الاحسان الا احسن» ، الرحمن، آیه ۵۵٫ «آیا جزای نیکی به جز نیکی است؟» نیز تایید می کند.

    بنابراین نتیجه می گیریم ، اگر کسی کاری انجام دهد که در عرف، پسندیده و به سود عموم است، از این راه مسئولیتی پیدا نمی کند و هیچ ضمان و غرامتی بر این شخص نیکوکار تحمیل نمی شود ، هر چند که زیان هم به بار آید. [۳۹۳]

    ب) مادر اجاره ای یا اهدا کننده ای که عمداً یا غفلتاً اطلاعات دروغ یا گمراه کننده ای درباره ی سلامتی اش بدهد و یا خصوصیات بیماری های قبلی خود و یا افراد خانواده اش را مخفی کند و در نتیجه، باعث بروز بیماری، نقص و یا معلولیت جسمی یا ذهنی در کودک شود.

    با توجه به تعریف تقصیر که آن را تجاوز از رفتاری می دانیم که انسانی متفاوت در همان شرایط وقوع حادثه دارد، به استناد داوری عرف، به آسانی می توانیم دریابیم که انجام یا خودداری از انجام کارهای ذکر شده در این فرض توسط مادر اجاره ای یا اهدا کننده ی گامت، با رفتار انسان منطقی یا متعارفی که گفتیم معیار تشخیص خطا است، تعارض دارد.

    بنابراین در صورتی که مادر اجاره ای و یا اهدا کننده ی گامت فعل و یا ترک فعل های ذکر شده را به قصد اضرار به دیگری مرتکب شود یعنی به صورت عمد انجام دهد، مرتکب «تقصیر عمدی» شده است و مسئول ، شناخته می شود و بر عکس در صورتی که این دو فرد قصد زیان زدن به دیگری را نداشته باشند ولی در نتیجه غفلت و بی احتیاطی و سهل انگاری با «ارائه اطلاعات غلط و گمراه کننده» یا «عدم ارائه ی اطلاعات ضروری و لازم»باعث ورود ضرر به بچه شود مرتکب«تقصیر غیر عمدی» شده است و لذا مسئولیتی ندارد .[۳۹۴]

    ۴-۱-۴-۱۰- احکام و مناصب طفل متولد شده از طریق رحم جایگزین

    در این قسمت می خواهیم ببینیم دیدگاه صاحب نظران فقه و حقوق اسلامی درمورد طهارت و نجاست این اطفال چیست و در عهده دار شدن مناصب مختلف، طهارت و نجاست چه اندازه تأثیر دارد و آیا طهارت مولد در احراز مناصب در جامعه ی اسلامی نقش داشته و شرط برای احراز مناصب اجتماعی به شمار می آید؟

    یا این که طهارت مولد در نقش اجتماعی و پایگاه فرد در جامعه هیچ تاثیری را نداشته و شرط لازم برای هیچ منصبی به شمار نمی آید .

    مهم ترین بحث هایی که در این قسمت مطرح می گردد ، منصب امامت جماعت ، قضاوت ، شهادت و مرجعیت این گونه افراد است که تحت بحث و بررسی قرار می گیرند ، البته مناصب زیادی در جامعه ی اسلامی وجود دارند که طهارت مولد در آنها شرط لازم برای متصدیان این مناصب به شمار می آید ولی ما به خاطر اهمیت موضوعات مطرح شده ، به همین مسائل مندرج می پردازیم .

    پیش از آغاز بحث ، آنچه اهمیت دارد تا گفته شود این است که ما ، در مورد کودکان تولد یافته از طریق لقاح مصنوعی مطالب و بیاناتی را نداریم که توسط فقها و حقوقدانان ارائه شده باشد ، لذا مباحث مربوطه را نسبت به ولد شبهه مطرح کرده و آنها را به اطفال لقاح یافته مصنوعی نیز تسری می دهیم .

    ۴-۱-۴-۱۰-۱- احکام

    در این قسمت همان گونه که گفته شد به بیان احکام ولد به شبهه و بیان طهارت و نجاست وی از دیدگاه علمای امامیه و هم چنین به حریت و رقیت و تابعیت وی در اسلام و کفر می پردازیم و سپس آن احکام را بر کودکان متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی نیز بار می کنیم .

    طهارت و نجاست

    دراین قسمت ابتدا مجبوریم تا در مورد طهارت و نجاست ولدالزنا بحثی را بیان کنیم و سپس به مقایسه ی آن با ولدشبهه بپردازیم .

    صاحب جواهر در کتاب نفیس جواهرالکلام از قول فقها می فرماید : «اما آنچه در کتاب السرائر آمده است ، همانا ولدالزنا کفرش با ادله ی بدون اختلاف ، پذیرفته شده است و ثابت شده است ، بلکه آنچنان ظاهر و آشکار است که از مسلمات به شمار می آید ، چنانکه شیخ مرتضی نیز به این قول ، یعنی کفر ولدالزنا حکم داده است و شاید از فرمایش صدوق نیز چنین بر می آید» .[۳۹۵]

    هم چنین درکتاب ثواب الاعمال از قول امام باقر (علیه السلام) بیان شده است که فرموده اند : «در ولدالزنا خیری وجود ندارد نه در گوشتش و نه خونش و نه در چیزی ازوجودش» .[۳۹۶]

    امام خمینی (ره) نیز در بیان نجاسات ، کافر را در زمره ی نجاسات ذکر فرموده اند و بیان نموده اند : «یکی از نجاسات کافر می باشد و آن ، کسی است که به غیر اسلام گرویده است و یا به اسلام گرویده و لیکن چیزی را نمی داند از ضروریات دین اسلام ، آن را انکار نماید به طوری که به انکار رسالت پیامبر یا تکذیب او یا ناقص دانستن شریعت مطهره برگردد و یا گفتار و کاری از او سر زند که موجب کفر او بشود و …» [۳۹۷]

    صاحب کتاب منهاج الصالحین نیز در بیان اعیان نجس ، کافر را به هر دو قسم اش از نجاسات برشمرده است . [۳۹۸]

    آنچه از بیانات فقها استنتاج می شود این است که ولدالزنا به خاطر کفرش نجس می باشد و حکم کردن به کفر ولدالزنا، مستلزم این مطلب است که تمامی احکامی که برای کافر وجود دارد بایستی عین آن احکام و تکالیف برای ولدالزنا هم بار شود که از جمله آنها ، نجاست ولدالزنا می باشد و هم چنین مناصبی که در آنها شرط طهارت مولد وجود دارد و یا شرط اسلام و ایمان وجود دارد ولدالزنا نمی تواند این مناصب را عهده دار شود .

    اما صاحب جواهر در قسمت دیگر کتاب خود در بیان نظریات در مورد نجاسات و طهارت ولدالزنا می فرماید : «ولدالزنا قطعاً کافر نیست همان گونه که درمیان اصحاب امامیه مشهور است و بلکه این امر یعنی کافر نبودن ولدالزنا امری اجماعی است به خاطر این که قول مخالف در این مورد اندک است و نسبتش شناخته شده است بلکه شیخ طوسی در کتاب خلاف ادعای اجماع کرده است بر غسل دادن و کفن کردن و دفن و نماز خواندن بر ولدالزنا و از شیخ حکایت شده است بر طهارت ولدالزنا و این بعد از این که سیره ی قطعیه تأیید کند ، حجت است ، خصوصاً در عصر ما (عصر جواهر) این موضوع را»[۳۹۹]

    صاحب مستمسک عروه الوثقی در بحق راجع به طهارت و نجاست ولدالزنا می فرماید : «همان گونه که مشهور است و شهرت عظیمه ای بر آن قائم است و بلکه خلافی در این باره گفته نشده است [ولدالزنا طهارت دارد و نجس نیست] مگر از شیخ صدوق و علامه ی حلی، که بنایشان بر کفر ولدالزنا بوده است وبلکه سید حلی فرموده است خلافی در آن یعنی کفر ولدالزنا نمی باشد …. و [و دلایلی را عنوان کرده است]

    با این توصیف همگی این روایات قاصرند از اثبات نجاست برای ولدالزنا و کفرش هم به جای خود باشد [هرگز کفرش را به نحو اولی نمی تواند ثابت نماید] و نص روایات، ظهور در نجس بودن ندارد و به قرینه ی این که این نصوص شامل افراد جنب نیز می شود با این که در روایات تعبیر فرموده است. «و هو شرهم….» [۴۰۰]

    حال پس از بیان این موارد می خواهیم بحث تبعیت فرزند را در طهارت و نجاست بررسی نمائیم.

    صاحب کتاب عروه الوثقی مینویسد: «فرزند کافر در نجاست از والدین خود تبعیت می کند یعنی ولد کافر نیز نجس می باشد مگر این که بعد از بلوغش مسلمان بشود و یا قبل از بلوغش با فرض این که عامل و ممیز باشد و مسلمان شدنش از روی آگاهی و بصیرت بوده باشد بنابر اقوی»[۴۰۱] و در نجس بودن کافر فرقی نیست که حلال زاده باشد یا از زنا متولد بشود هر چند در مذهب و آیین خودشان و اگر یکی از والدینشان کافر و دیگری مسلمان باشد ، پس فرزند از مسلمان تبعیت می کند، هرگاه فرزند از زنا به وجود نیامده باشد و بلکه عده ای نیز معتقدند که اگرچه از زنا هم به وجود آمده باشد ، یعنی والدینش یکی کافر و دیگر مسلمان بوده باشد و فرزندی را از زنا به وجود آورده باشند ، در تابعیت از مسلمان تبعیت می کند به خاطر این که اصل با طهارت می باشد و این تابعیت با اصل طهارت سازگاری دارد .

    نظریه ی قوی این است که ولدالزنایی که از مسلمین بوده باشد خواه یکی از والدینش مسلمان باشد و یا هر دو مسلمان بوده باشند ، پاکیزه است و این طهارت در صورتی که هر دو والدینش مسلمان بوده باشند از باب این است که طفل در اسلام از والدینش تبعیت میکند و در صورتیکه یکی از والدینش مسلمان بوده و دیگری کافر بوده باشد از باب این است که برای اجرای اصل طهارت از مسلمان تبعیت می کند . [۴۰۲]

    با توجه به نتیجه ای که درمورد ولد به شبهه گرفتیم ، حال می توانیم در مورد طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی نیز همین نتیجه را جاری و ساری بدانیم ، چرا که ما قبلاً این را به اثبات رساندیم که تولد چنین اطفالی از مصادیق زنا نمی باشد و نمی توان عنان زنا را بدانها داد .

    پس اگر هم تولد این اطفال را قانونی و طبیعی ندانیم لااقل می توانیم آن را جزو مصادیق ولدشبهه بدانیم که از لحاظ شرعی ملحق به ولد به نکاح صحیح می باشد ، پس اطفال به دنیا آمده را از طریق تلقیح مصنوعی نیز پاک بوده و دارای طهارت مولد می باشند و می توانند عهده دار همه ی مناصبی که جهت احرازشان طهارت مولد شرط است ، شوند و هیچ اشکالی نمی تون برایشان ایراد نمود . [۴۰۳]

    امامت جماعت

    در این بحث می خواهیم مسائل مربوط به امام جماعت را از منظر فقهی اسلام و شرایط فردی را که می تواند این منصب را در جامعه ی اسلامی و در میان مسلمانان احراز نماید ، مورد مطالعه و تحقیق قرار دهیم و بیان کنیم که آیا ولد به شبهه و کودک تولد یافته از طریق تلقیح مصنوعی ، از لحاظ شرعی و دیدگاه فقهای امامیه می تواند منصب امام جماعت را عهده دار شود یا خیر و نظر علما در این خصوص چیست؟ صاحب جواهر در مورد شرایط مربوط به امام جماعت می گوید : «از جمله ویژگی هایی که در امام جماعت معتبر دانسته شده است و بدون هیچ اختلافی علما بدان تصریح کرده اند و بلکه اجماع (هر چند منقول) برای این ویژگی وجود دارد ، طهارت مولد می باشد .» [۴۰۴]

    از جمله دلایلی که برای این شرط [طهارت مولد] در امام جماعت اقامه شده است روایاتی هستند که همگی بر این دلالت دارند که ولدالزنا نمی تواند به عنوان امام جماعت قرار گیرد که از جمله ی آن ها، ما به دو روایت اشاره می کنیم :

    امام صادق (علیه السلام) فرموده اند : پنج دسته هستند که مردم آنها را امام جماعت قرار نمی دهند و به وسیله ی امامت آنها نماز واجب را در جماعت با آنها نمی خوانند که یکی از آن ها ولدالزنا می باشد» .[۴۰۵]

    و حدیث دیگری که از جانب امام علی (ع) نقل شده است به این مضمون که : «شش گروه هستند که شایسته نیست مردم آن ها را امام جماعت قرار بدهند، ولدالزنا و ….» [۴۰۶]

    با توجه به منطوق این دو روایت در می یابیم که فقط ولدالزنا است که نمی تواند امام جماعت قرار گیرد و از سیاق فرمایشات بر می آید که نماز خواندن و اقتدا نمودن به شخصی که حلال زاده نباشد ، جایز نمی باشد و بلکه چنین نمازی باطل و چنین عملی حرام می باشد .

    علاوه بر این روایات که همگی دلالت بر نهی امام جماعت قرار گرفتن ولدالزنا داشت ، اجماع فقها هم بر این موضوع وجود دارد و همه ی فقها به نحوی در گفتارشان در ذکر شرایط امام جماعت ، زنا زاده نبودن امام و یــا طهارت مولد وی را شرط لازم برای پیشوایی و امام جماعت بودن دانسته اند . [۴۰۷]

    پس در نهایت یک نتیجه ی کلی که می توان از این بحث گرفت و در بحث های آینده از آن استفاده نمود ، این است که «ولدالزنا صلاحیت لازم را برای تصدی منصب امام جماعت در جامعه ی اسلامی ندارد» .

    اما می توان گفت : ولد به شبهه که شکی در طهارت مولدش نمی باشد و هم چنین طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی مانند ولد صحیح بوده و می توانند به عنوان امام جماعت [البته با احراز شرایط دیگرش] قرار بگیرند و لذا نمی توان ولد به شبهه را به دلیل ولد به شبهه بودن از امام جماعت منع نمود[۴۰۸]، هر چند که بر سر زبان ها افتاد باشد و این حکم کاملاً بر طفل متولد از تلقیح مصنوعی نیز صادق می باشد چرا که قبلاً هم گفتیم که این اطفال از مصادیق ولدالزنا نمی باشند . پس حداقل این خواهد بود که ولد شبهه محسوب شوند که در این حالت هم، حکم ولد صحیح را خواهند داشت . [۴۰۹]

    مرجعیت

    در این قسمت قصد داریم با توجه به نظرات فقهای عظام بررسی کنیم که آیا در مرجعیت شرط لازم نمی باشد . ما در این قسمت به بیان نظریات فقهای معاصر می پردازیم و با توجه به نظرات آن ها نظر نهایی و برگزیده را بیان می کنیم .

    الف) نظر امام خمینی (ره)

    امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله می فرمایند : «مرجع تقلید باید عالم، مجتهد، عادل و باورع در دین خدا باشد بلکه احتیاط این است که به دنیا روی نیاورده و حریص بر دنیا و تحصیل مال و مقام آن نباشد و در حدیث است : فقیهی که خویشتن دار ، حافظ دین ، مخالف هوای نفس ، و مطیع امر مولایش باشد ، عوام ، حق تقلید از او را خواهند داشت . [۴۱۰]

    ب) سیدابوالحسن موسوی

    در کتاب وسیله النجاه در ذکر شرایط مرجع تقلید، شرط طهارت مولد یا ولدالزنا نبودن مرجع تقلید را عنوان نکرده اند . [۴۱۱]

    ج) صاحب رساله ی علمیه ی منهاج الصالحین

    سید محسن طباطبائی حکیم در فتاوی خود زنازاده نبودن و طهارت مولد را از شرایط لازم مرجع تقلید ذکر نفرموده اند . [۴۱۲]

    د) صاحب کتاب عره الوثقی

    ایشان در مجتهد اموری را شرط می دانند که عبارتند از : بلوغ ، ایمان ، عدالت ، ذکوریت ، حریت و این که مجتهد مطلق بوده باشد و تقلید از مجتهد متجزی جایز نمی باشد و در حال حیات بوده باشد ، پس بنابراین قول احتیاط ، تقلید از مجتهدی که فاضل تر از او وجود دارد جایز نمی باشد[۴۱۳] و یکی از شرایط مرجع تقلید این است که زنازاده نبوده باشد .

    هـ) صاحب کتاب مستمسک العروه الوثقی

    در ذکر مجتهد مرجع تقلید ، طهارت مولد را عنوان نمود و شرط لازم دانسته اند و با عبارت «و لا یکون متولدا من الزنا» درواقع ولدالزنا نبودن مجتهد را شرط در اجتهاد عنوان کرده اند . [۴۱۴]

    و) صاحب کتاب منهاج الصالحین

    سید علی الحسینی السیستانی در ذکر شرایط مرجع تقلید ، طهارت مولد را نیز از شرایط تقلید ذکر فرموده اند . [۴۱۵]

    ۴-۱-۴-۱۰-۲- مناصب

    در این قسمت در نظر داریم که تعدادی از مناصبی را که جامعه اسلامی به لحاظ ارتباطش با عام و توده ی مردم از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است مورد بررسی قرار داده و بگوییم که آیا چنین فردی صلاحیت احراز این مناصب را با توجه به شرایط تولدش می تواند داشته باشد یا خیر؟

    قضاوت

    به نظر می رسد با توجه به حتمی بودن نزاع در جامعه انسانی و ضرورت پرداختن به امر دادرسی برای رفع اختلافات و ایجاد زمینه های سلامت جامعه برای نیل به اهداف والای خلقت در میان، جمیع فرق اسلامی ثبوت قضا و ضرورت آن را در شریعت اسلام پذیرفته اند و فقهای بزرگوار با تعابیری تقریباً همانند ونزدیک به هم و با بهره گرفتن از کتاب و سنت و اجماع در کتب خود به آن تصریح و تاکید کرده اند ، چنانکه شهید ثانی در کتاب روضه خود گفته است : «قوام و کمال نظام انسانی بدان وابسته است ».[۴۱۶]

    در قرآن هم آیات بسیار زیادی داریم که مربوط به قضاوت است و نشان دهنده ی این است که چقدر مسئله ی قضا و قضاوت در اسلام مهم است . [۴۱۷]

    ضمن آنکه احادیث و روایت بسیاری هم در باب ضرورت قضا و اهمیت و لزوم حکم به عدالت و منع تصدی قضا برای غیر اهل آن نقل گردیده که در کتب معتبر روایی موجود است . [۴۱۸]

    از مجموع همه ی مطالب فقط می توان به این نتیجه مهم رسید که داوری و قضاوت در اسلام دارای اهمیت خاص بوده و لازمه ی اجرای احکام اسلامی و رفع خصومت و حل اختلافات مسلمانان چنین اصلی را می طلبد .

    اکنون با توجه به اهمیت منصب قضاوت در اسلام به بیان شرایط و اوصاف قاضی از دیدگاه شرع مقدس اسلام می پردازیم .

    با صرف نظر از اختلاف آرایی که در قبول و یا رد مجموع آن ها وجود دارد، این شرایط عبارتند از : بلوغ ، عقل، اسلام، ایمان، عدالت، علم و اجتهاد ، ذکوریت ، حریت ، طهارت مولد (حلال زادگی) و اعلمیت . [۴۱۹]

    آنچه از شرایط قاضی مربوط به بحث ما می شود که شایسته است مورد بررسی و مداقه قرار گیرد ، شرط (طهارت مولد) می باشد .

    فقهای شیعه جهت اثبات شرط طهارت مولد (حلال زادگی) در قاضی به روایاتی استناد کرده اند و از روایات برای اثبات این شرط در قاضی بهره گرفته اند .

    ما به قسمتی از این روایات در بحث طهارت مولد امام جماعت اشاره کردیم و در آنجا به این نتیجه رسیدیم که ولدالزنا نمی توانند امام جماعت جامعه ی اسلامی باشد و امت مسلمان را عهده دار گردد و گفتیم که اساس طهارت مولد یکی از شروط لازم برای امامت جماعت می باشد و از طرف دیگر هم می دانیم که بنابر اعتقاد اسلامی، منصب قضاوت و حکم کردن در میان مردم از آن پیامبر می باشد و در مرحله ی دوم از آن وصی و جانشین بر حق او می باشد . [۴۲۰]

    صاحب جواهر در کتاب خود می گوید : «ثبوت ولایت قاضی و مشروعیت حکم او مبتنی بر اذن امام است و این امری است که مورد اتفاق نظر تمامی فقهای شیعه می باشد و اجماع به دو قسمش بر آن گواهی می دهد» .[۴۲۱]

    با توجه به مطالب بالا به خوبی فهمیده می شود که منصب قضا و داوری در میان امت اسلامی چه جایگاه رفیعی دارد و چقدر در انتخاب آن باید دقت شود و باید همراه با نظر امام باشد چرا که اگر بدون اذن امام باشد جایز نمی باشد .

    با این مطلب ، به نتیجه دیگری هم دست می یابیم که قضاوت از هر لحاظ که نگریسته شود چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ دینی و چه به لحاظ دنیوی و اخروی ، خیلی با اهمیت تر و حساس تر از مقام امام جماعت می باشد و لذا وقتی شارع مقدس برای منصب امام جماعتی ، شرط طهارت مولد را نافذ و لازم دانسته است معلوم می گردد که برای منصب قضاوت که وظیفه مهم تر و خطیرتر می باشد به طریق اولی طهارت مولد را شرط دانسته است .

    علاوه بر استدلال بالا می توان به نظرات فقها هم رجوع کرد و از آن ها هم دریافت که طهارت مولد شرط لازم برای منصب قضاوت بر شخص قاضی می باشد .

    محقق در کتاب المختصرالنافع خود یکی از صفات لازم را برای قاضی طهارت مولد ذکر کرده است . [۴۲۲]شهید ثانی در شرح لمعه ادعای اجماعی بودن شرط طهارت مولد را در قاضی نموده است . [۴۲۳] شیخ انصاری در اوایل کتاب القضاء خود می گوید : در قاضی ، بلوغ ، عقل ، ایمان ، عدالت و طهارت مولود شرط می باشد [۴۲۴]

    سید علی طباطبائی نیز در کتاب ریاض المسائل در اوایل کتاب القضاء به طهارت مولد اشاره می کند. [۴۲۵]

    هدف ما از بیان همه این مطالب در باب قضاوت این بود که در پایان به پاسخ این سوال دست یابیم که آیا طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی می تواند عهده دار منصب حساس و سنگین قضاوت شود یا خیر؟

    در پاسخ به این سوال باید بگوییم همان طور که قبلاً اشاره کرده ایم این اطفال از مصادیق ولدالزنا نمی باشند ، از طرف دیگر اگر بخواهیم این اطفال را ملحق به ولدشبهه نماییم ، در این حالت هم مشکلی از بابت عهده دار شدن منصب قضاوت برای این اطفال به وجود نخواهد آمد چرا که شرع ، فرزند ناشی از شبهه را در الحاق نسب در حکم فرزند ناشی از نکاح صحیح فرض کرده است ، فلذا این اطفال حلال زاده محسوب می شوند و می توانند همه ی مناصب را که احراز آن ها نیاز به طهارت مولد دارد را عهده دار گردند . [۴۲۶]

    شهادت

    در این قسمت می خواهیم به بررسی شهادت و شرایط شاهد و به ویژه این که آیا طهارت مولد از شرایط اساسی برای نفوذ شهادت شاهد محسوب گردیده است یا در فقه اسلامی طهارت مولد برای شهادت و پذیرش شهادت شاهد شرط نمی باشد ، بپردازیم و در نهایت هم ثابت کنیم کودکان متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی می توانند شاهد قرار بگیرند و شهادت دهند .

    آنچه در بیشتر اقوال فقهای امامیه آمده ، این است که یکی از شرایط شاهد ، طهارت مولد می باشد و وی باید حلال زاده باشد و اگر ولدالزنا باشد شهادتش پذیرفته نمی شود . [۴۲۷]

    این قول خود را هم مستند به روایت می کنند . [۴۲۸]

    از میان اقوال متعدد فقها ، فقط تعداد بسیار اندکی از جمله شیخ طوسی در المبسوط می باشد که شهادت ولدالزنا را به شرط داشتن عدالت پذیرفته است . [۴۲۹]

    البته خود شیخ هم در کتاب دیگرش (الخلاف) گفته است که شهادت ولدالزنا مورد قبول واقع نمی شود و بر آن ادعای اجماع نموده است . [۴۳۰]

    ماده ۱۳۱۳ ق.م. اصلاح شده در آبان ۱۳۷۰ نیز می گوید: [۴۳۱] «در شاهد : بلوغ ، عقل ، عدالت ، ایمان ، طهارت مولد شرط است» ؛ قانون مدنی با این که شرط ایمان و عدالت را برای شاهد لازم دیده و فقدان همین دو شرط بسیاری از موارد شهادت را بلااثر می سازد ، طهارت مولد را هم برای شاهد لازم دانسته است .

    ماده ی ۱۵۵ قانون آئین دادرسی مدنی نیز می گوید : «مواردی که قاضی به شهادت شاهد به عنوان دلیل شرعی استناد می کند لازم است شاهد دارای شرایط زیر باشد :

    ۱- بلوغ ۲- عقل ۳- ایمان ۴- طهارت مولد ۵- عدالت ۶- عدم وجود انتفاع مشخصی برای شاهد یا دفع ضرر از وی و ….

    پس با توجه به همه ی مطالب بیان شده در مورد شهادت ، به این نتیجه می رسیم که از دیدگاه مشهور فقهای امامیه و همچنین حقوقدانان و قوانین جاری کشور ، آنچه در مورد شهادت و شخص شاهد فهمیده و استنباط می شود ، آن است که شخص شاهد باید طهارت مولد داشته باشد و به عبارت دیگر حلال زاده باشد و ولدالزنا نباشد و اگر ولدالزنا باشد شهادت او پذیرفته نخواهد شد .

    حال به بحث اطفال متولد شده از طریق رحم جایگزین بر می گردیم و می گوییم که چون هیچ دلیلی از قانون و شرع بر ولدالزنا بودن آنها برای ما به دست نیامد و از طرفی هر کس طاهر است ، مگر خلاف آن ثابت شود به این نتیجه می رسیم که این اطفال دارای طهارت مولد می باشند و حلال زاده محسوب می گردند و لذا شهادت آن ها نافذ و معتبر خواهد بود .

    ۴-۲- بخش دوم : آثار مالی

    ۴-۲-۱- ارث

    ارث در لغت به معنا بقاءست.

    «ارث» یعنی باقی[۴۳۲] و «وارث» از اسم های باری تعالی است.

    ابن منظور افریقی گفته: ارث صفتی از صفات خداست و به معنی باقی همیشگی است که همه خلایق را به

    ارث می برد و بعد از فنای آنها باقی می ماند . [۴۳۳]

    ابن اثیر گوید: از اسماء خدای تعالی وارث است که او خلایق را به ارث می برد و بعد از فنای آن ها باقی می ماند. [۴۳۴]

    ارث شرعاً عبارت از انتقال حق غیر است بعد از مرگ به دیگری به نوع جانشینی[۴۳۵] و این به وسیله سبب یا نسب می باشد .

    علامه ملا احمد نراقی در بحث ارث می فرماید : [۴۳۶]

    اسباب ارث با استقراء و ضرورت از دلیل سبب و نسب دو چیز است ، مراد از نسب در عرف ، متصل بودن دو شخص از جهت ولادت شرعی است ، پس با قید «عرفاً» کسانی خارج می شوند که به یکدیگر اتصال دارند ولی اتصال آنان بسیار دور است ، مثل ولادت از آدم و پیامبر و…

    با قید شرعی ، ولدالزنا ، خارج می شود [زیرا شارع مقدس، این ولادت را معتبر ندانسته است] و نیز با این قید پاره ای از مصادیق که [عرفاً از ولادت خارج شده و ولدت دانسته نشده اند] شارع آن را به انسان ملحق کرده است ولو آن که تولدش معلوم نیست ، داخل می شود» .

    شهید ثانی و محقق اردبیلی در شرح کلمه «نسب» می نویسند :

    نسب اتصال بین دو شخص است به سبب ولادت و سبب اتصال خاص بین دو شخص است . [۴۳۷]

    مرحوم فاضل آبی هم در شرح کلمه می نویسد : [۴۳۸] سبب دو قسم است زوجیت و ولاء .

    در نتیجه اسباب و چیزهایی که باعث می شوند ، انسانی از انسان دیگر ارث ببرد ، دو گونه است :

    رابطه نسبی : که بین مورث و وارث نسبت قرابتی باشد .

    رابطه سببی : که شارع مقدس آن را معین کرده و آن ها را به دو سبب منحصر کرده است «زوجیت و ولاء» .

    علامه اردبیلی سپس می فرمایند : [۴۳۹]

    این حصر ، حصر شرعی است ، در نتیجه فرزند رضاعی و خواهر و برادر رضاعی ، پدر و مادر رضاعی از یکدیگر ارث نمی برند . علاوه بر این، گاهی نسب ثابت و ولادت حاصل می شود ولی کفر یا زنا که از موانع ارث شمرده شده مانع آن می شود . [۴۴۰]

    علامه حلی می فرماید ، ولدالزنا از پدر و مادر ارث نمی برد و آنها هم از این فرزند ارث نمی برند . [۴۴۱]

    علامه اردبیلی در شرح آن می نویسد : [۴۴۲] در شرع مقدس ثابت شده که با زنا، نسب ثابت نمی شود ، به جهت قول پیامبر که فرمودند : فرزند مال فراش است و برای زناکار بهره ای نیست ، پس این بچه ، پدر و مادر شرعی ندارد اگر زنا از ناحیه ی هر دو باشد .

    همه کتب فقهی و قانون مدنی (ماده ۸۶۱) نسب را به طور مطلق شرط وراثت دانسته اند و ولدالزنا را از این مورد استثناء نموده اند . [۴۴۳]

    ۴-۲-۱-۱- توارث بین صاحب اسپرم و کودک

    کودک حاصل از اسپرم از جهت بیولوژی و خونی با صاحب اسپرم علقه طبیعی دارد و در عرف نیز فرزند صاحب اسپرم محسوب می گردد .

    در حقوق اسلام نیز صاحب اسپرم پدر کودک است و در قانون مدنی ایران ماده ۸۶۱ به اقتباس از حقوق اسلام و فقه امامیه ، موجبات ارث نسب و سبب است و به موجب ماده ۸۶۲ اولین طبقه ای که بین آنان توارث برقرار است پدر و مادر و اولاد است .

    در عرف، حقوق و شرع ، فرزند به کسانی گفته می شود که از اسپرم مرد و تخمک زنی به وجود آمده باشند که صاحبان اسپرم و تخمک ، پدر و مادر محسوب می شوند و از جمله موانع توارث بین چنین افرادی به موجب ماده ۸۸۴ قانونی مدنی ، ولادت ناشی از زناست و حکم ماده مزبور چنین است :

    ولدالزنا ، از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی برد لیکن اگر حرمت رابطه ، که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه اکراه یا شبهه ، باشد ، طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می برد .

    بنابراین منحصراً فرزندان ناشی از زنا از جهت توارث رابطه ای با زانی یا زانیه ندارند و عمل زنا مانعیت دارد نه عدم وجود رابطه علقه زوجیت بین زن و مردی که طفل ، حاصل از مقاربت بین آنان است .

    قانون ایران به تبع از فقه امامیه ، فرزند ناشی از مقاربت با شبهه یا اکراه را از موانع ارث قرار نداده است . بنابراین به طریق اولی در مورد کودک ناشی از رحم اجاره ای که مقاربتی با مادر اجاره ای رشد کرده و متولد شده است ، توارث برقرار است و آنان از یکدیگر ارث می برند . [۴۴۴]

    در حقوق اسلام نیز این ممنوعیت وجود ندارد و با توجه به این که فرزند مزبور ناشی از لقاح بوده با نسب معتبر بوده و ولدالزنا شناخته نشده است .

    در موضوع مورد بحث ، اگر جنین ترکیب شده از اسپرم و تخمک زن و شوهری برای ادامه حیات و رشد در رحم زنی قرار گیرد ، بدون هیچ تردیدی فرزند قانونی و مشروع صاحب اسپرم محسوب می شود و بلاشک از همدیگر ارث خواهند برد .

    ۴-۲-۱-۲- توارث بین صاحب تخمک و کودک حاصل از رحم اجاره ای

    در این قسم این مسئله به ذهن متبادر می شود که صاحب تخمک ، مادر کودک محسوب می شود یا کسی که جنین را در رحم خود پرورش داده و بعد از رشد و رسیدن به کمال جنین ، آن را وضع حمل کرده است.

    به عبارت دیگر ، مادر کودک کسی است که او را به دنیا آورده و به تعبیر قرآن کریم ، مادر کسی است که کودکی را زاییده است[۴۴۵] ، یا کسی که صاحب تخمک است .

    البته در روال عادی و مسیر طبیعی که کودک از مقاربت زن و مردی به وجود می آید ، مادر به کسی اطلاق می شود که کودک را زاییده باشد .

    ولی در«ما نحن فیه» مطلب با حالت طبیعی عنوان شده ، تفاوت دارد و در این موضوع یکی از پایه های اصلی جنین تخمک است و رحم اجاره ای صاحب تخمک نیست و فقط محل پرورش و رشد جنین است .

    در واقع ، از جهتی می توان رحم اجاره ای را شبیه لوله آزمایش یا دستگاه دیگری دانست که جنین در آن دستگاه رشد می کند و واضح است که دستگاه پرورش دهنده جنین در عرف و اصطلاح ، مادر کودک تلقی نخواهد شد . [۴۴۶]

    با توجه به این که کودک (جنین تکامل یافته) از ترکیب اسپرم و تخمک ایجاد شده است ، همان طور که کودک را باید ملحق به صاحب اسپرم دانست ، بی تردید باید به صاحب تخمک نیز منتسب کرد و گفت که صاحب تخمک مادر کودک است ، هر چند او را در بدن خود پرورش نداده و او را نزاییده باشد و با توجه به این که با صاحب تخمک رابطه خونی و نسبی دارد و طبق قانون مدنی موجب می شود که اقارب نسبی از یکدیگر ارث ببرند و از جهت بیولوژی و فطری تردیدی وجود ندارد که بین صاحب تخمک و کودک قرابت نسبی وجود دارد و در ردیف اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند ، قرار گرفته و درطبقه اول واقع شده اند و چون شرایط ارث موجود و موانع آن مفقود است ، لذا بین صاحب تخمک و کودک متولد از رحم اجاره ای توراث برقرار است . [۴۴۷]

    ۴-۲-۱-۳- توارث بین مادر اجاره ای و کودک

    لازم است روشن شود که مادر اجاره ای با کودکی که در رحم او بعد از تشکیل جنین قرار گرفته و بعد از تکامل متولد شده است ، چه رابطه ای دارد؟ آیا می توان چنین زنی را مادر کودک دانست؟

    آیا به قول قرآن ،[۴۴۸] مادر کسی است که کودک را زاییده است یا این که در این فرض باید گفت منظور قرآن کودکی است که زنی در اثر مقاربت با مردی حامله شده و او را زاییده باشد نه این که زنی رحم خود را برای پرورش جنین تشکیل شده در خارج ، اجاره داده باشد؟

    در هر صورت این مسئله از جمله مسائل مستحدثه است .

    یافتن پاسخ حقوقی و قانونی یا شرعی برای آن چندان آسان نیست .

    اگر بین کودک و مادر اجاره ای قائل به وجود قرابت نسبی باشیم و آنان را در عرف و شرع مادر و فرزند بدانیم و اعتقاد داشته باشیم بین آنان اشتراک خونی وجود دارد و همین میزان اشتراک خونی سبب پیدایش قرابت نسبی است ، در صورت پاسخ به مسئله آسان خواهد شد و برابر مواد ۸۶۱ و ۸۶۲ ق.م. که یکی از موجبات ارث وجود قرابت نسبی و نسب است ، کودک و مادر اجاره ای از یکدیگر ارث می برند .

    اگر مادر اجاره ای را مادر نسبی به معنای عرفی و قانونی ندانیم و معتقد شویم مادر اجاره ای با این که اشتراک خونی با کودک دارد ، مادر قانونی محسوب نمی شود و رابطه وی با کودک شبیه رابطه فرزند رضاعی است و چنین استدلال کنیم که مادر نسبی کودک ، صاحب تخمک است نه مادر اجاره ای و مادر اجاره ای فقط از طریق دادن خون به کودک ، مواد غذایی لازم را به بدن وی رسانده است ، در این صورت با این که از این جهت حرمت وجود دارد ولی قرابت نسبی که موجب تحقق ارث بین آنان باشد ، تحقق نیافته است ، بنابراین موجبات قانونی توارث بین آنان فراهم نشده و از همدیگر ارث نخواهند برد . [۴۴۹]

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:45:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی فقهی حقوقی ماهیت ضرر با تأکید بر مسایل جدید- قسمت ۲۴ ...

     

    • ۲- ماده ۶۶ قانون تجارت الکترونیک. ↑
    • ۱- مواد ۶۷و۶۸ قانون تجارت الکترونیک ↑
    • ۲- منصورپورنوری، حقوق مالکیت معنوی در دادگاه ، علامت تجاری و اختراعات، چاپ سوم (تهران: نشر مهد حقوق، ۱۳۸۳)، ص ۷۹٫ ↑
    • ۱- در رویه مراجع بین الملل همانند مراکز داوری و میانجی گری وایپو و اسناد مختلف مربوط به اسامی دامنه، همواره بر وجود سه شرط اساسی در مورد ثبت متخلفانه علایم تجاری به عنوان یک نام دامنه تاکید شده است شرایط مذکور عبارتند از: الف-نام دامنه ثبت شده به وسیله خوانده باید همان نام دامنه یا مشابه نام دامنهای باشد که شاکی نسبت به آن دارای حق اولویت است. ب-خوانده هیچ گونه حق یا منافع مشروعی نسبت به نام دامنه نداشته باشد. پ-نام دامنه ثبت شده به وسیله خوانده باید توأم با سوء نیت ثبت شده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد. نقل از:
      Kan Maerch, ICANNT Use my Domain Name? The Real World Application of ICANNs Uniform Domain-name Dispute Resolustion Policy, 34J. Marshall L.Rev. 1027, Summer, 2001,p,2 ↑
    • ۱- محمود حکمت نیا ، پیشین ، صفحه۴۸ ↑
    • ۱- ماده ۵۲۲ق.آ.دم؛ «در دعاوی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه داین و تمکن مدیون، مدیون امتناع از پرداخت نموده، در صورت تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار، دادگاه با رعایت تناسب یغیی شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد مگر اینکه طرفین به نحوی دیگر مصالحه نمایند.» ↑
    • ۱ – مهدی شهیدی، سقوط تعهدات، چاپ سوم (تهران: نشر کانون وکلای دادگستری مرکز، ۱۳۷۳)، ص۸۵٫ ↑
    • ۱- ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قرادادها، پیشین، ج۴، ص۴۰٫ ↑
    • ۱- مهدی شهیدی، آثار قراردادها و تعهدات (تهران: مجمع علمی و فرهنگی مجد، ۱۳۸۲)، ص ۲۸۱-۲۸۰٫ ↑
    • ۱-اشکال این استدلال آن است که از جمله ایجابی مذکور در ایجاد ضمان، استفاده نهی می کند. البته در پاسخ می توان گفت: استفاده عدم نهی به موجب قوانین دیگر، در استنباط از ماده ۲۲۸ق.م. خود ایجاب است نه سلب. ↑
    • ۱- مهدی شهیدی،آثار قرادادها و تعهدات، پیشین، ص ۲۵۵-۲۵۴٫ ↑
    • – حشمت ا… سماواتی، خسارت ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی ، چاپ دوم، انتشارات خط سوم،۱۳۸۰،ص ۲۷۳ ↑
    • ۳- لزوم بررسی رابطه اصولی ذیل ماده ۵۱۵ق.آ.د.م جدید و تبصره ۲ آن، از طریق دیگری نیز قابل اثبات است. چه، اعتبار یا بی اعتباری قراردادهای خاص راجع به خسارت و از جمله خسارت تأخیر تأدیه، تأثیر مستقیم در پاسخ پرسش ما نحن فیه دارد؛ بدین منظور ابتدا باید قلمرو قراردادهای خاص راجع به خسارت را تبیین کرد. در این راستا مقدمتاً اشاره می شود که …
      در این قرادادهای خاص لاجرم به لحاظ ماهوی از مصادیق قراردادهای آزاد موضوع ماده ۱۰ قانون مدنی می باشند و به تصریح این ماده چنین قرادادهایی «… در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است» لذا از نظر اصولی ابتدا باید مشخص ساخت که آیا امکان انعقاد چنین قراردادی به دلیل منع قانونی موجود نیست. برای رسیدن به پاسخ این سوال لاجرم باید ارتباط ذیل ماده ۵۱۵ق.آ.د.م جدید را با تبصره ۲ آن بررسی کرد ↑

     

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

     

    • – سید مرتضی قاسم زاده، اصول قراردادها و تعهدات، چاپ ۸، انتشارات دادگستری، ۱۳۸۷، ص ۱۸۷ ↑
    • ۲- در تأیید این نظر ممکن است بتوان از ملاک نظر شورای نگهبان که اعلام داشته است اگر بانک ها در قراداد وام خود شرط کنند که اگر مدیون در پرداخت دین خود تأخیر کند، معادل دوازده درصد برای هر سال تأخیر به بانک وام دهنده پرداخت کند، در این صورت تاخیر کننده ضامن خسارت تأخیر تأدیه خواهد بود، استفاده کرد. البته ناگفته نماند که خود این نظر اولاً از نظر ماهوی محل تأمل است و ثانیاً اختصاص به بانک ها دارد و مفاد آن را نمی توان به اشخاص دیگر تسری داد. ↑
    • – پیشین ص ۱۹۲ ↑
    • – ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، ضمان قهری، مسئولیت مدنی، چاپ چهارم، تهران، نشر دادگستری، ص ۶۸۷ ↑
    • ۱- ناگفته نماند قانونگذار با آوردن قید «در موارد قانونی» در تبصره ۲ ماده ۵۱۵ و بالاخص با الحاق تبصره ای به ماده ۲ قانون صدور چک، هم تلویحاً مجوز ترجیح بلامرجح و نقض غرض را داده است و هم عملاً با وضع این تبصره ترجیح بلامرجح و نقض غرض نموده است که ظاهراً علت آن با توجه به مرجع تصویب آن، «مصلحت» اعلام شده است ↑
    • ۲- در چارچوب این استدلال و با لحاظ نهی امری تبصره ۲ ماده ۵۱۵ق.آ.د.م. جدید تکلیف ماده ۲۳۰قانون مدنی نیز مشخص است و به همان دلایل پیش گفته بویژه خاص و امری بودن تبصره مذکور ماده ۲۳۰ قانون مدنی و اصولاً توسل به طریقه وجه التزام برای اخذ خسارت تأخیر تأدیه دین پولی فاقد مجوز است ↑
    • – پیشین ص ۶۹۲ ↑
    • – پیشین ص ۶۹۲ ↑
    • – مهدی شهیدی، سقوط تعهدات، تهران، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ دوم، ۱۳۷۰،ص ۴۲ ↑
    • ۱- ر.ک. به: تفاسیر سه گانه ارائه شده در ذیل عنوان «تبیین حکمی و موضوعی ماده ۵۱۵ق.آ.د.م. جدید و تبصره ۲ آن» ↑
    • – بهرام بهرامی، اجرای احکام کیفری، ج اول، انتشارات موسسه فرهنگی و انتشارات نگاه بینه، ۱۳۸۲، ص ۸۳ ↑
    • – ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، ص ۱۴۲ به بعد ↑
    • – ناصر کاتوزیان، ماهیت و قلمرو دیه، مجله کانون وکلای دادگستری مرکز، ش ۷، ۱۳۷۲، ص ۲۸۶ ↑
    • – مجله مدرسه حقوق، خبرنامه وکلای استان اصفحان، ش ۵۸، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص ۱۳، مقاله نقد بخشنامه قوه قضائیه ، راجع به مرور زمان حقوقی، نوشته حسن باهوش، مدیر مسئول مصطفی انوری زاده ↑
    • ۲- دیوان عالی کشور، مذاکرات و آراء هیات عمومی دیوان عالی کشور (۱۳۷۵) تهران: نشر دفتر مطالعات و تحقیقات دیوان عالی کشور، ۱۳۷۷)، ج ۲، ص۱۶۷ به بعد. ↑
    • ۱- ناصر کاتوزیان، “ماهیت و قلمرو دیه”، کانون وکلای دادگستری مرکز، ش ۷ و ۶ و ۲ ، (۱۳۷۱): ۲۸۶٫ ↑
    • ۲- محمد موسوی بجنوردی، “نگرشی جدید بر قانون دیات”، فصل نامه رهنمون، شماره ۶، (۱۳۷۲): ۵۶ ↑
    • ۳- حسنقلی حسینی نژاد، مسئولیت مدنی، پیشین، ص۱۵۹؛ محمد حسن مرعشی، “دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم”، قضایی و حقوقی دادگستری، شماره۱، (۱۳۷۱): ۱۵-۱۴٫ ↑
    • ۱-ماده ۵۵ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است: «هرکس هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی، سیل و طوفان به منظور حفظ جان و مال یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخوهد شد مشروط بر این که خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و برای رفع آن ضرورت داشته باشد. ↑
    • ۲ -مجموعه قوانین سال ۱۳۶۲، روزنامه رسمی، ص ۱۱۸٫ ↑
    • ۱- محمد حسن مرعشی، پیشین، ص۱۴٫ ↑
    • ۲- مجموعه قوانین و مقررات (جدول دیات) (تبریز: نشر آیدین، ۱۳۸۱)، ص۱۳۷، به بعد. ↑
    • ۳- مجموعه قوانین و مقررات (جدول دیات) (تبریز: نشر آیدین، ۱۳۸۱)، ص۱۳۷، به بعد. ↑
    • ۱- قوه قضائیه، مسائل قانون مجازات اسلامی (۲)، مجموعه نشست ها (قم: نشر معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضائیه، ۱۳۸۲)، ص۴۸ به بعد. ↑
    • ۱- دیوان عالی کشور، مذاکرات و آراء هیات عمومی دیوان کشور سال ۱۳۷۵ (تهران: دفتر مطالعات و حقوقات دیوان عالی کشور، ۱۳۷۷)، در روزنامه رسمی، ص۸۷ به بعد ↑
    • ۱- ناصر امامی، حق مخترع، چاپ دوم (تهران: انتشارات پردیس، ۱۳۸۰)، ص ۲۷۱٫ ↑
    • ۱- محمد عبده بروجردی، اصول قضایی (حقوقی) (تهران: دیوان عالی کشور، ]بی تا[). ↑
    • ۲- احمد متین دفترى، آیین دادرسى مدنى و بازرگانى (تهران: مجمع علمى و فرهنگى مجد، ۱۳۸۱)، ص ۳۸٫ ↑
    • ۳- همان. ↑
    • ۴- همان. ↑
    • ۱- محمدجعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی، پیشین، ص ۳۸٫ ↑
    • ۲- نورمحمد صبرى، گزیده آراء دادگاه‏هاى کیفرى (تهران: نشر فردوسى، ۱۳۷۸). ↑
    • ۱- مجموعه قوانین و مقررات (جدول دیات) (تبریز: نشر آیدین، ۱۳۸۱)، ص۱۴۰، به بعد. ↑

     

    پایان نامه حقوق

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:45:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی حقوق کودک در مخاصمات مسلحانه در حقوق اسلام- قسمت ۵ ...

    و ۲۷ماده است.
    پروتکل درماده ۴ در بیان حق امنیت فیزیکی وعاطفی میگوید که زندگی و تمامیت وجودی زنان مورد احترام است وبنابراین دولتها باید دراینخصوص اقداماتی بهعملآورند. بندهای«ج و د» اینماده میگوید: «دولتها باید اقداماتی برای تحقق امنیت جسمی وعاطفی زنان بهعمل آورند. آنها میباید دختران و زنان را علیه تجاوز و یاتمام اشکال دیگرخشونت مانند قاچاق دختران و زنان حمایت کنند و نیز اطمینان دهند که در زمان تعارض ویا جنگ، تجاوز، آزار جنسی، خشونت علیه دختران وزنان بهعنوان جنایت جنگی تلقی میشود و عاملان و آمران آن تنبیه می شوند.»
    همچنین دربند۴ ماده ۵ قسمت «الف» آمده است: دولتها معیارهای مؤثری برای حمایت از زنان و کودکان در وضعیتهای اضطراری و تعارض بکارگرفته وحمایت مؤثر از پناهندگان و تمام افراد آواره را فراهم آورند.
    برتریهای پروتکل مذکور درزمینه حمایت از دختران را میتوان بطور خلاصه در موارد زیر که حتی به اسناد بین المللی دیگر نیز برتری دارد برشمرد:

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

     

    • توجه به تهدید خشونت
    • توجه به خشونت زبانی
    • توجه به علت خشونت
    • تنبیه عاملاان و آمران خشونت
    • پرداخت غرامت۱

    نتیجه
    اسلام بهعنوان یک دین کامل وجامع از زمان ظهور با الهام از قرآن کریم ومعصومین(ع) احترام به حقوق کودکان راسرلوحهی تعالیم خویش قرارداده است، بهخصوص برای کودکانی که خواسته یا ناخواسته درگیرجنگ میشوندحقوقی را برشمرده وحمایتهای عام وخاصی ازآنها بهعملآورده است. تعیین محدوده سنی مشخص برای شرکت درجنگ، شرکت ندادن کودکان در جنگ، منع کشتن کودکان که بطور مستقیم یا غی مستقیم درمنازعات شرکت دارند و . . . نشاندهندهی توجه اسلام به حقوق این قشر میباشد.
    آنچه مسلم است اسلام در بیش از۱۴۰۰ سال پیش قواعد و مقرراتی برای حمایت از حقوق کودکان در منازعات داشته است. حداقل سن برای شرکت در جنگ در حقوق بشردوستانهی بین المللی درحالی۱۵ سال اعلام شده است کهدقیقاً همین محدوده سنی در اسلام در بیش از۱۴۰۰ سال قبل تعیین شده بود. که انتخاب محدودهی سنی مشترک در حقوق بشردوستانه بین المللی واسلامی و قدمت بیش از۱۴۰۰ سالهی آموزههای اسلام، نمیتواند دور از واقعیت باشد که تدوینکنندگان حقوق بشردوستانهی معاصر، بطورمستقیم یا غیر مستقیم متأثر از اینآموزههای آسمانی بودهاند. درحالیکه تصویب میثاق حقوق کودک بهعنوان یک سند الزامآور در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی و فعالیتهای حقوق بشری آن قابل تقدیر است و همواره به اسناد سازمان کنفرانساسلامی بهعنوان عاملی درهویت بخشی جهان اسلام نیز نگریسته میشود ولیکن همان طوری که ذکر آن رفت ازنظر حقوق بشردوستانه بین المللی به ویژه با عنایت به واقعیت زندگی کودکان وآثار تعارضات مسلحانه در آنها ضعیف است. نکته دیگراینکه درحالحاضرشمار زیادی از کودکان در کشورهای اسلامی قربانی جنگ و ترور میشوند که میثاق نسبت به آن ساکت است. از این رو در عین آنکه بطور کلی اجرای حقوق بشردوستانهی بین المللی رافقط نمیتوان برای حمایت از قربانیان به دلیل عدم وجود موازینو اسناد دانست و اگر اسنادحاضرنیز اجرا شوند خود مهم هستند و لیکن واقعاً باید حداقل درقالب یک سند انعکاسی حمایت کشورها را با ارائه تمهیدات مناسبی برای بیان مسئولیت در قبال کودکانی که امنیت در ابعاد مختلف آن مهمترین دغدغهی آنان است، فراهم آورد.
    کودکانیکه امروزه درکشورهایاسلامیدرگیرتعارضاتهستند،سرمایهاند. سرمایههاییکهباآتشخمپارههای اسرائیل قطعه قطعه و باگلولههای سربازان آمریکایی و متحدانش کشته میشوند و در بخشی ازجنوب سودان نگران وعدهی غذائی برای زنده ماندن در دنیای ناامن امروز هستند. دولتهایاسلامیکه با تنظیم «کنوانسیون حقوق کودک در اسلام» توسط سازمان اسلامی در تعامل با جامعه بین المللی درحمایت از حقوق کودکان در حوزهیحقوق بشرگام برداشتهاند، ضرورت دارد که در تصویب و الحاق آن نیز شتاب نمایند و یک شبکهی نظارتی و گزارشدهی در سازمان کنفرانس اسلامی برای اجرای میثاق مزبور پیشبینی کنند و کمکهای فنی کمیتهی حقوق کودک را جلب نمایند.
    فصل سوم:
    مخاصمات مسلحانه وحقوق کودکان
    گفتاراول:
    حقوق کودک دراسنادبینالمللی
    وسعت جنایات وشقاوتهای جنگ که تأثیرات مخرب و غیرقابل جبرانی بر روح و جسم کودک داشت دولتها ومحافل بین المللی وانسانهای نوعدوست را به واکنش واداشت که با ذکر حقوق کودکان دراسناد و معاهدات بین المللی درزمان جنگ درصدد ایجاد تعهد و الزام قانونی به منظور حمایت و مراقبت از کودکان برآیند. درقالب حقوق قراردادی، اسناد بین المللی حمایت از کودکان در تعارضات مسلحانه را میتوان چنین برشمرد:

      1. کنوانسیون چهارگانه ژنو۱۹۴۹ ودو پروتکل الحاقی ۱۹۷۷
      2. اعلامیه حقوق کودک۱۹۵۹
      3. کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹
      4. پروتکل الحاقی به کنوانسیون حقوق کودک درمورد مشارکت کودکان در درگیریهای مسلحانه، سال ۲۰۰۰
      5. اساسنامه دیوان بین المللی کیفری سال ۱۹۸۸

    پایان نامه رشته حقوق

    1. مقاولهنامه شماره ۱۸۲سازمان بین المللی کار با عنوان بدترین اشکال کار کودک و توصیه نامه شماره ۱۹۰
    2. قطعنامه شماره ۲۳۱۸ مورخ دسامبر ۱۹۷۴ مجمع عمومی درحمایت از زنان و کودکان درتعارضات مسلحانه.

    لازم به ذکر است که شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز ۶ قطعنامه مهم زیر را در این زمینه صادر کرده است که از اهمیت بسیاری برخوردارند:
    قطعنامههای شماره ۱۲۶۱ درسال ۱۹۹۹، ۱۳۱۴ درسال ۲۰۰۱، ۱۳۷۹ درسال ۲۰۰۱، ۱۴۶۰ درسال ۲۰۰۳، ۱۵۳۹ درسال ۲۰۰۴ و ۱۶۱۰ درجولای ۲۰۰۵٫ هم چنین به توصیه نامههای کمیته حقوق کودک که در آن اسناد فوق مورد تأکید قرار گرفتهاند میتوان توجه نمود. البته برخی دیگر از اسناد ملل متحد مانند میثاق حقوق مدنی- سیاسی و توصیه نامههای حقوق بشر نیز وجود دارد که میتوان برای حمایت از کودکان در منازعات مسلحانه به آنها مراجعه نمود.۱
    گفتاردوم:
    بررسی اسناد ویژه کودکان
    برخی اسناد ویژه کودکان که مورد بررسی قرار خواهدگرفت عبارتند از: یونیسف، کنوانسیون حقوق کودک، اسناد منطقهای و پروتکلهای الحاقی.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:45:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      کنترل بیولوژیک کنه بالغ هیالوما مارجیناتوم توسط قارچ های انتوموپاتوژن متاریزیوم آنیزوپلیه در شرایط آزمایشگاهی- قسمت ۹ ...

    ۳-۳- طرز آلوده کردن کنه ها با سوسپانسیون کنیدیوم قارچ:
    کنه ها بلافاصله پس از رسیدن به آزمایشگاه در الکل اتیلیک۷۰% ضد عفونی شدند. سالم بودن کنههای بالغ مهم بود و در اسرع وقت پس از جمع آوری مورد ارزیابی قرار گرفتند. کنه های صدمه دیده و تغییر رنگ داده حذف شدند. کنه های سالم دارای حرکت بودند و برای ارزیابی چنانچه کنه ها در زیر یک منبع نور قرار می گرفتند به سمت نور حرکت میکردند ]۱۷٫[
    برای انجام آزمایش، سوسپانسیونی حاوی ۱۰۷×۴/۲، ۱۰۹×۴/۲ و ۱۰۱۱×۴/۲ کنیدیوم در هر میلی لیتر از هر کدام از ۴ جدایه تهیه گردید و در یخچال با دمای ۴ درجه سانتیگراد نگهداری شد.
    برای هر جدایه قارچی سه گروه درمان (۳ بارتکرار) از هر کنهی مورد آزمایش، در غالب گروه های ۱۰ تایی کنه در نظر گرفته شد، هم چنین ۳۰ عدد کنه به عنوان گروه کنترل منفی در سه گروه ۱۰ تایی جای گرفتند که در مجموع تعداد ۳۹۰ کنهی هیالوما مارجیناتوم بالغ مورد استفاده قرار گرفت.
    در گروه های درمان، کنه ها به صورت انفرادی به وسیلهی پنس استریل ۵-۳ ثانیه در سوسپانسیون قارچی مربوطه و در گروه کنترل منفی نیز کنه ها ۵-۳ ثانیه در آب مقطر استریل همراه با توئین ۸۰ بدون اسپور، غوطه ور شدند. پس از غوطه وری، کنه ها به پتریدیشهایی که حاوی کاغذ صافی (کاغذ واتمن) مرطوب بود منتقل گردیدند. سپس در ژرمیناتور با دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و رطوبت ۷۰ درصد قرار گرفتند. لازم به ذکر است کاغذ های واتمن قبل از استفاده اتو کلاو شدند و هر روز پس از مطالعه کنه ها چند قطره آب مقطر استریل به کف ظروف جهت تامین رطوبت اضافه گردید.
    تمامی گروه های مورد آزمایش به صورت روزانه، به مدت ۲۰ روز مورد مشاهده و بازبینی قرار گرفتند و تلفات و رشد قارچ روزانهی آنها ثبت شد.
    ۳-۴- روش آنالیز اطلاعات بدست آمده:
    متوسط درصد آلودگی و تلفات کنه هیالوما مارجیناتوم در مطالعه حاضر در یک طرح خرد شده با در نظر گرفتن اثرات اصلی هفته، نوع قارچ، غلظت قارچ و تداخل سه طرفه با کمک رویه GLM (General linear Model) مورد آنالیز واریانس (Analysis at variance) دوطرفه قرار گرفت. تست توکی (Tukey) برای مقایسه میانگین ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج به صورت حداقل مربعات میانگین و خطای معیار میانگین بیان شد. مقادیر۰۵/۰≥p به عنوان معنادار تلقی گردید. نرم افزار آماری SAS (Statistical Analysis system) برای تخمین اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت.
    فصل چهارم
    نتایج حاصل از آزمایش پایلوت بر روی کنه بالغ هیالوما مارجیناتوم:
    ازآنجایی که هیچ گونه اطلاعی از اثرقارچ ها بر روی کنه هیالوما مارجیناتوم وجود نداشت تستی مقدماتی و غربالگری انجام گردید تا قارچ های با اثر کشندگی بهتر انتخاب گردند و از کاربرد قارچ ها با اثر ناچیز و حتی بی اثر بر روی کنه جلوگیری گردد. چرا که در غیر اینصورت با در نظر گرفتن ۳ رقت برای هر جدایه و تکرار آن به شکل سه بار تکرار در شرایطی که بنا بود ۱۰ کنه در هر پتری پلیت استفاده گردد برای هر جدایه قارچ حدود ۹۰ کنه نیاز بود بنابراین با در نظر گرفتن گروه های کنترل حدود ۴۵۰ کنه برای مطالعه می بایست مورد استفاده قرار گیرد که مطالعه میزان اثر جدایه ها و تعیین مرگ و میر کنه ها در اثر این قارچ ها به شکل سه بار تکرار و غلظت های گوناگون عملا از لحاظ کشت و جمع آوری کنه و مطالعه غیر ممکن بود بنابراین در این مرحله حد اکثر سوسپانسیون قارچی شامل ۱۰۱۱×۴/۲ اسپور در هر میلی لیتر برای هر جدایه قارچی و ۵ کنه برای مطالعه هر جدایه در نظر گرفته شد تا میزان مرگ و میر کنه ها و به عبارتی بیماریزایی هر کدام از جدایه های قارچی توسط شناور کردن ۵ کنه هیالوما مارجیناتوم بالغ که قبل از آغشته کردن با اسپور قارچی با الکل ۷۰ در صد ضد عفونی و خشک گردیده بودند مشخص گردید. مدت این آغشته کردن ۵-۳ ثانیه بود و پس از این کنه ها در پتری دیش های استریل حاوی کاغذ صافی مرطوب قرار می گرفتند[۲۵].دما و رطوبت حاصله توسط ژرمیناتور تهیه گردید البته جهت اطمینان از رطوبت کامل، پلیت ها در دسیکاتوری قرار گرفتند که در کف آن آب و نمک اشباع قرار داشت و دسیکاتور در ژرمیناتور قرار گرفت. برای تمام جدایه های قارچی یک گروه کنترل شامل ۵ کنه بالغ به همان روش ذکر شده مورد درمان قرار گرفت، به جز این که کنه ها در آب مقطر استریل همراه با توئین آغشته گردیدند. مرگ و میر کنه ها به طور روزانه هر ۲۴ ساعت یک بار مورد مطالعه قرار گرفت و ثبت گردید و کنه های تلف شده در اثر قارچ مشخص و این لاشه ها به ظروف دیگری منتقل گردید تا رشد و نمو قارچ بر روی آنها مورد مطالعه قرار گیرد[۴۶].
    طی این مطالعه تاثیر قارچی متاریزیوم آنیزوپلیه DEMI 001 ،M14 ، IRAN 437C، IRAN 715 C بررسی شد و تعداد ۴ گروه پنج تائی از کنه های بالغ هیالوما مارجیناتوم مورد ارزیابی قرار گرفتند که در جدول ۴-۱ نشان داده شده است.
    جدول ۴-۱: گروه های تحت درمان در اثر کنیدیوم های مختلف قارچی با غلظت ۱۰۱۱ ×۴ /۲ کنیدیوم در هر میلی لیتر

    جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    گونه جدایه درصد مرگ و میر ۱۴روز پس از تلقیح
    متاریزیوم آنیزوپلیه IRAN437C ۵۰
    متاریزیوم آنیزوپلیه IRAN715C ۵۰
    متاریزیوم آنیزوپلیه DEMI001 ۱۰۰
    متاریزیوم آنیزوپلیه M14 ۱۰۰

    نتایج حاصل از مطالعه مقدماتی نشان می دهد که قارچ های آزمایش شده حدتشان در برابر کنه های بالغ هیالوما مارجیناتوم متفاوت است و میزان مرگ و میر کنه های تحت درمان بین ۱۰۰-۰ درصد ۱۴ روز پس از تلقیح کنه ها با غلظت ۱۰۱۱ ×۴/۲ کنیدیوم در هر میلی لیترگردید. ضمن این که مرگ و میر در گروه کنترل صفر درصد گردید. تمام کنه های تحت درمان ۱۴ روز پس از تلقیح کنه ها با کنیدیوم های قارچی در اثر متاریزیوم آنیزوپلیه جدایه M14 و متاریزیوم آنیزوپلیه جدایه DEMI001 تلف گردیدند(جدول ۱-۵).
    فصل پنجم
    نتایج حاصل از آزمایش نهایی بر روی کنه بالغ هیالوما مارجیناتوم:
    جدول۵-۱: گروه های تحت درمان در اثر غلظت های مختلف کنیدیوم های قارچی

     

     

     

     


     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:44:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه بین هوش هیجانی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک قرض الحسنه مهر ایران- قسمت ۶۹ ...

     

    • Goleman, Daniel. Emmerling, Robert. ( 2003). “Common Issues & Mistakes“, www.eiconsortium.org
    • Goleman, Daniel. Boyatzis, Richard. McKee, Annie. (2001) Primal Leadership: The Hidden Driver of Great Performance“, Harvard Business Review, PP 43-53.
    • Goleman, Daniel. (2003).The emotionally Intelligent Workplace, chapter3- An EI- based Theory of Performance. www.eiconsortium.org
    • Greaves, Jane & Brad Berry. (2003). Team Emotional Intelligence, www.talentsmart.com
    • Gronroos. (2000). Service management and marketing: A customer relationship approach ,۲nd ed., Wiley, Chichester
    • Gronroos, Christian. (2000). Financial Services Marketing, Prentice Hall,Great Britain.
    • Harrison, T. ( 2000), Financial Services Marketing, Edinburgh, Prentice Hall.
    • Herington, C and Weaven, S. (2009), E-retailing by banks: e-service quality and its importance to customer satisfaction , European Journal of Marketing Vol. 43 No. 9/10, pp. 1220-1231.
    • Jamal, A. and Naser, K. (2002). Customer satisfaction and retail banking: an assessment of some of the key antecedents of customer satisfaction in retail banking ,International Journal of Bank Marketing, Vol. 20 No. 4, pp. 146-60.
    • Johnston, R. (1997), Identifying the critical determinantsof service quality in retail banking: Importance andeffect. International Journal of Bank Marketing 15 (4): 111 –۱۱۶٫
    • Kandampully, Jay. (1998). Service Quality to Service Loyalty: ARelationship Which Goes Beyond Customer Services Total Quality Management & Business Excellence, 9/6, pp. 431-43.
    • Keiningham, T.L., Cooil, B., Andreassen, T.W., &Aksoy, L. (2007). ALongitudinal Examination of Net Promoter and Firm Revenue Grow. Journal of Marketing. 71 (July), 39-51.154
    • Kierestead, j. (1999). Human resource management trends and issues emotional intelligence (EI) in the work place. Research directorate PSC.
    • Krawitz. John B. (1998). The Role of Service and Sales Skills in Customer Retention, www.major-media.com/learning-resources/customer-retention-lit.htm
    • Kumar, M. (2010), Comparative evaluation of critical factors in delivering

     

    service quality of banks An application of dominance analysis in modified SERVQUAL model, International Journal of Quality &Reliability Management Vol. 27 No. 3, pp. 351-377.

    1. Kritner, Robert & Kinicki, Angelo. (2001). Organizational Behavior, eighth Edition, MC Graw-Hill, Irwin.
    2. Lyons , Josef B & Schneider , Tamera R .(2005). The Influence of Emotiomal Intelligence on Performance, the Journal of Personal and Individual Differences, Vol 39, pp693-703.
    3. Mandell, Barbara & pherwani, Shilpa. (2003). Relationship between Emotional Intelligence and Transformational Leadership Styles: a Gender Compression, the journal of Business and Psychology, vol, 17, no.3.
    4. Mc Cooll-Kennedy, J.R and Anderson, R.D (2002). Impact of Leaders Style and emotions on subordination performance, the leadership Quarternary, Vol.13, pp545-559.
    5. Mayer, John.Salovey, Peter and Caruso, David r. (2004).Emotional Intelligence: Theory, Finding, and Implications, the Journal of Psychology Inquiry, Vol 15, No 3, pp197-215.
    6. Mayer, John.D & Salovey.P. & Caruso, D. (2002). The Positive Psychology of Emotional Intelligence Handbook of Positive Psychology. New York.
    7. Miller, Mike. (1999).”Emotional Intelligence Helps succeed“, credit union Magazine,www.findarticles/p/articles
    8. Murray, Bridget. (1998).”Does Emotional Intelligence Happen in work place ?“, American Psychological Association, ,www.google.com
    9. Muslim, A and Zaidi, I. (2008), An examination of the relationship between service quality perception and customer satisfaction A SEM approach towards Malaysian Islamic banking International Journal of Islamic and Middle Eastern Finance and Management Vol. 1 No. 3, pp. 191-209.
    10. Neely – Martinez, M. (1997).The smarts that count, HR Magazine, November, p71.
    11. Oliver, R.L. (1980), A cognitive model of the antecedents and consequences of satisfaction decisions, Journal of Marketing Research, Vol. 17, pp.460-69.
    12. Oliver, R.L. (1999), Whence Consumer Loyalty? The Journal of Marketing Vol. 63, Fundamental Issues and Directions for Marketing, pp. 33-44.
    13. Othman. Abdulqawi & Owen. Lynn. (2000), Adopting and measuring

    customer service quality (SQ) in Islamic banks: A case study in kuwat finance house International Journal of Islamic Financial Services, Vol 3. No.1, 2, 4, 6.

    1. Parasuraman, A., Berry, L. (1985), A conceptual model of service quality and its implications for future research Journal of Marketing, Vol. 49, pp. 41-50.
    2. Parasuraman, A., Berry, L. (1988), SERVQUAL: a multi-item scale for measuring consumer perceptions of SQ Journal of Retailing, Vol. 64, spring, pp. 12-40.
    3. Parasuraman, A., Berry, L. L., & Zeithaml, V. A. (1991). Understanding

    Customer Expectations of Service . Sloan Management Review.155

    1. Parasuraman, A., Berry, L. (1994), Reassessment of expectations as a comparison standard in measuring SQ: implications for further research. Journal of Marketing, Vol. 58, January, pp. 111-124.
    2. Parasuraman, A., Zeithaml, V.A and Berry, LL. (1998), Delivering Quality Service, NewYork: Free Press.
    3. Peeler, George and H. (1996), Selling In the Quality Era Blackwell Business, USA.
    4. Philip, G & Hazlett, S. (1997). The Measurement of Service Quality: a New P-C-P Attributes Model, International Journal of Quality and Reliability Management, 14/3,pp. 260-86
    5. Petrides, K. V., & Furnham, A. (2001). Trait emotional intelligence: psychometric investigation with reference to established trait taxonomies. European Journal of Personality, Vol.15, pp. 425-448. Retrieved fromhttp://www.ioe.ac.uk/schools/phd/kpetrides/Reprints/EJP%20(2001)%20-%20T_EI.pdf
    6. Palmer, Benjamin. Walls, Melissa.Burgess, Zena & Stough, Con. (2001). Emotional Intelligence and effective leadership, Leadership and Organization Development journal, Vol.22, No.1, pp.5-10.
    7. Patra, Sw.Polo. (2004). of EI in Educational Management. Journal of Indian Education.
    8. Poon Teng Fatt, J. (2002) Emotional Intelligence: For Human Resource Managers. Management Research News.Vol.25, No.11, 57-74.
    9. Porter, L.J., Parker, A.J. (1993). TQM– the critical success factors. Total Quality Management . ۴:۱۳-۲۲٫
    10. Rahim, M.A. & Minors, P. (2003).Effects Of Emotional Intelligence on Concern for Quality and Problem Solving. Managerial Auditing Journal.Vol.18, No.2, 150-155.
    11. Reichheld, F. and Sasser, W. (1990). « Zero defections: quality comes to

    services », Harvard Business Review, pp. 105-111.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:43:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      انواع برند:/پایان نامه درباره محبوبیت برند ...

    برندهای دارای انواعی می باشند:

      • برند انفرادی[۱] :یک شرکت ممکن است براساس سیاستی تصمیم بگیرد. برندهای مشخصی را برای هر یک از محصولات خود اقتباس کند.

    جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

     

    • برند خصوصی : برند خصوصی به یک سری از محصولات خاص محدود می شود. اصطلاح برند فامیلی رجوع می کند به یک نام تجاری که یک شرکت برای یک سری از انواع محصولاتش اقتباس می کند.
    • برند شرکتی[۲]: ممکن است برای همه محصولات اسم شرکت یا تولیدکننده گذاشته شود. وقتی یک شرکت تولید کننده محصولات متعددی دارا می باشد از این نوع برند شرکتی استفاده می شود.
    • ترکیبی از همه : محصولات اسامی خودشان را دارند و برند شرکتی مشخص می کند که شرکت همه محصولات را تولید می کند. (کاتلر و آرمسترانگ ، ۱۳۸۴: ۳۷۹)

     

    منافع کارکردی، رایج ترین مبنا در مورد ارزش است که بر ویژگی های محصول مبتنی بوده  و ارائه کننده  مطلوبیت کارکردی به  مشتری است و مستقیماً مربوط می شود به کارکردهایی که توسط محصول برای مشتریان انجام می شود. منافع احساسی عبارتند از احساساتی مثبت که مشتری در مورد برند دارد و به تجربه کردن و استفاده از برند مربوط می شود. بیشترین منافع کارکردی، دارای احساس مشابه یا مجموعه ای از احساسات هستند. منافع ناشی از ابراز وجود، بر درک مفهوم از خود و آرزوهای فردی متمرکز است و ارائه کننده مسیری است که شخص در آن، تصویر خود را اعلام می کند.

    ۲-۲-۱-۲- مدیریت برند

    مدیریت برند از مهمترین اقدامات در حوزه بازاریابی است که در سال های اخیر نقش مهمی را در فضای کسب و کار ایفا کرده است. مدیریت برند داشتن استراتژی برای برند می باشد. برای مدیریت کردن یک برند، داشتن استراتژی یک ضرورت محسوب می شود. استراتژی های برند،  عنصری ضروری و نیروی محرکه ای تعیین کننده برای برنامه های بازاریابی شرکت ها محسوب می شوند (میشل[۳]،۲۰۰۲) .

    تثبیت موقعیت یک برند نسبت به رقبا و هدف قرار دادن مصرف کنندگان خاص، قیمت گذاری منطقی، ارتباطات با شرکا و هرگونه سیاستی که برای حمایت از برند صورت می گیرد، از جمله عواملی است که در این خصوص از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. برندسازی و مدیریت برند به سه طریق به مشتریان منفعت می رساند:

    • کاهش هزینه های جستجو
    • کاهش ریسک
    • انتقال تجربه مصرف

    هریک از این سه روش باید مورد توجه مدیران و نقطه توجه استراتژی ها و برند آنها باشد. فرصت های اصلی خلق ارزش سازمان، در جستجوی بازار و کشف آن چیزی است که برای مشتریان خوب کار نمی کند، در واقع، برندها زمانی وارد عمل می شوند که مشتریان به آنها نیاز دارند. (قربانی، ۱۳۹۰ : ۵).

    ۲-۲-۱-۳- شخصیت برند

    شخصیت برند از جمله ابعادی است که در متون جدید بسیار به آن توجه شده است، چرا که کالاها علاوه بر موارد کاربردی، دارای معانی سمبولیک نیز هستند. بخشی از این معانی سمبولیک برگرفته و نتیجه مفاهیمی نظیر شخصیت برند یا تصویری است که مصرف­ کننده برای خود از آن کالا می­ سازد، این ها مفاهیم سمبولیک تداعی شده برای مشتری در مورد محصولات و یا طبقه آن ها را توصیف می­ کنند. آن قسمتی از مفهوم نمادین که به وجه فیزیکی خود کالا برمی­ گردد و با ویژگی­ های شخصیتی انسانی توصیف می­ شود، شخصیت محصول نامیده می­ شود (گاورز[۴]، ۲۰۰۵). مجموعه­ ای از خصوصیات انسانی که همراه با برند تداعی می­ شود، را شخصیت برند گویند (آکر، ۱۹۹۷) . شخصیت برند را می توان  به عنوان مجموعه ای از ویژگی های انسانی همراه برند تعریف نمود. اگرچه برندها اجسام غیرانسانی هستند اما اغلب مصرف کنندگان آنها را به عنوان اجسام دارای ویژگی­های انسانی تلقی می کنند (اوساکلی و بالوغلو[۵]،۲۰۱۰).

    [۱] Personal brand

    [۲] Company Brand

    [۳] Michel

    [۴] Goverz

    [۵] Osakley and Baloghlou

    بررسی تاثیر عوامل محبوبیت برند بر وفاداری مشتری وتبلیغات دهان به دهان شواهدی از برندهای بیسکویت در ایران

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:43:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مطالعه اثر سطوح مختلف دانه کلزا بر عملکرد تولیدی جوجه های گوشتی- قسمت ۱۰۱ ...

    خامبدون آنزیم۶۲/۲۶۱۲۶۴۰/۲۶۸۲۹۳۳/۲۸۰۲۹آنزیم۷۷/۲۳۴۶۷۳۱/۲۴۵۱۶۶۷/۲۵۵۶۱SEM*۲۷/۶۹۵۸۴/۵۳۹۶۴/۴۵۱P۲۹/۰۱۶/۰۰۵۵/۰

    ۴ – ۸ – بازده ناخالص اقتصادی
    اطلاعات مربوط به اثر تیمار ها و بازده ناخالص اقتصادی جوجه های گوشتی به تفکیک دوره در جدول ۴–۸-۱ گزارش شده است. همانطور که در جدول ۴-۸-۱ مشاهده می گردد اثرات اصلی تیمار ها بر بازده ناخالص اقتصادی دقیقاً شبیه هزینه خوراک مصرفی به اضافه وزن می باشد یعنی اثرات اصلی سطوح مختلف دانه کلزا بر بازده ناخالص اقتصادی در سن ۲۸ روزگی اختلاف معنی داری را نشان نداد(۰۵/۰<p) ولی در دوره ۳۵-۱ و ۴۲-۱ روزگی این اثر بسیار معنی دار بود (۰۵/۰>p) یعنی استفاده از دانه کلزا در سطح ۱۰ درصد جیره عملکرد بهتری نشان داده است. اثر فرایند در هیچ یک از دوره های پرورش بر بازده ناخالص اقتصادی معنی دار نبود(۰۵/۰<p). ولی اثر آنزیم چندگانه غیر از دوره ۳۵-۱ روزگی در بقیه دوره های سنی بر بازده ناخالص اقتصادی اختلاف معنی داری شد (۰۵/۰>p) یعنی استفاده از آنزیم چندگانه در سن ۲۸ و ۴۲ روزگی عملکرد بهتری داشته است.
    همانطور که در جدول ۴-۸-۲ مشاهده می شود اثر متقابل هیچیک از تیمار ها غیر از فرایند و آنزیم اختلاف معنی داری را بر بازده ناخالص اقتصادی نشان نداد(۰۵/۰<p). اثر متقابل فرایند و آنزیم همانطور که در جدول ۴-۸-۲ مشاهده می شود در دوره ۳۵-۱ و ۴۲-۱ روزگی بر بازده ناخالص اقتصادی اختلاف معنی داری را نشان داد (۰۵/۰>p) یعنی فرایند اکسترود دانه کلزا بدون آنزیم و دانه خام کلزا در زمان استفاده از آنزیم عملکرد بهتری از خود نشان داده است.

    عکس مرتبط با اقتصاد

     

     

     

     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:43:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق- قسمت ۲۱ ...
    1. نسبت Tobin’s Q:

    نسبت Tobin’s Q یا نسبت Q شباهت زیادی با  دارد. برای محاسبه این نسبت، مجموع ارزش بازاری بدهی با ارزش بازاری حقوق صاحبان سرمایه را بر ارزش جایگزینی داراییهای شرکت تقسیم می کنیم.
    در شرکتی که نسبت Q از “یک” بالاتر باشد، نسبت به شرکتی که دارای نسبت Q پایینی باشد، انگیزه بیشتری برای سرمایه‎گذاری وجود خواهد داشت. شرکت‎های با نسبت Q بالا فرصت‏‎های سرمایه‎گذاری جذابتر و مزیت رقابتی بالاتری را دارا هستند (پیشین، ۱۳۸۱، ص ۶۲).
    ۲-۳-۳-۱-۴- نقاط قوت و ضعف نسبت‎های مالی:
    نقاط قوت نسبت‎های مالی عبارتست از:
    محاسبه این نسبت‎ها، نسبتاً ساده است. با این نسبت‎ها، معیاری برای مقایسه بین فعالیت شرکت در یک دوره زمانی به دست می‎آید و نیز می‎توان نسبت‎های محاسبه شده را با متوسط صنعت مقایسه کرد.
    در امر شناخت مشکلات شرکت ها سودمند است.
    اگر روش مبتنی بر تجزیه و تحلیل نسبت‎ها با روش‎های دیگر (مثل روش‎های اقتصادسنجی) ادغام شود، این نسبت‎ها می‎توانند در فرایند ارزیابی قضاوت نقش مهمی را ایفاء کنند.
    برای تعیین روند سنواتی شرکت و تغییراتی که احتمالاً در این روند رخ داده است و نیز تعیین اعداد غیرعادی، می‎توان از روش تجزیه و تحلیل نسبت‎ها استفاده کرد.
    و اما نقاط ضعف نسبت‎های مالی عبارتست از:
    اگر فقط به یکی از این نسبت‎ها توجه شود فایده چندانی نخواهد داشت.
    نسبت‎ها راه حل مشکلات نیستند و با بهره گرفتن از این نسبت‎ها نمی‎توان به علل اصلی مشکلات شرکت پی برد. در واقع نسبت‎ها تنها نشان‎دهنده مشکلات هستند.
    شخص تحلیلگر در تفسیر داده‎ها به سادگی دچار اشتباه می‎شود و احتمال دارد به راحتی آن‎ها را غلط تفسیر کند. برای مثال کاهش مقدار یک نسبت، الزاماً به معنای وقوع رخدادی نامطلوب نیست. تقریباً هیچ استاندارد قابل قبولی وجود ندارد که بتوان آن را مبنای مقایسه با نسبت یا مجموعه‎ای از نسبت‎ها قرار داد. نباید مبنای قضاوت را منحصراً نسبت‎هایی بدانیم که به اصطلاح «نسبت‎های صنعت» نامیده می‎شوند. زیرا نسبت‎های متعلق به عملکرد بیش از نیمی از شرکت ها، کمتر از نسبت‎های صنعت مربوطه هستند.
    بعضی نسبت‎ها که کاربرد بسیار هم دارند، ممکن است نتایج گمراه‎کننده به بار آورند. مثلاً بعضی معتقدند که گردش سرمایه جاری که از تقسیم فروش خالص به سرمایه در گردش به دست می‎آید، هرچه بزرگتر باشد، مطلوب‎تر است، در حالی که افزایش این نسبت ممکن است در نتیجه افزایش فروش حاصل شده باشد و یا کاهش سرمایه در گردش که طبعاً مورد اخیر را به هیچ وجه نمی‎توان مطلوب دانست.
    وقتی صورت های مالی یک واحد با مؤسسه مشابه دیگری مقایسه می‎شود، باید توجه داشت که ممکن است اختلاف‎هایی که در اعمال روش‎های حسابداری در دو شرکت از لحاظ ارزیابی موجود جنسی، استهلاک، نحوه هزینه کردن پرداخت‎ها و امثال آن وجود داشته باشد، مبنا و مفهوم مقایسه را از بین ببرد.
    در تجزیه و تحلیل نسبت‎ها، تغییرات سطح قیمت‎ها معمولاً مورد نظر قرار نمی‎گیرد و این خود از منفعت نتیجه تجزیه و تحلیل می‎کاهد. این نارسایی بویژه، هنگامی که آهنگ تغییرات سطح قیمت‎ها سریع و یا در واقع اوضاع تورمی، سنگین باشد، تشدید می‎گردد (پی نوو، ۱۳۸۲، ص ۶۶-۶۵).
    ۲-۳-۳-۲- مدل های ارزیابی بهره‎وری[۸۴] :
    از جمله رویکردهای کلی دیگری که در امر ارزیابی عملکرد سازمانها مطرح است، تجزیه و تحلیل ارزیابی بهره‎وری در سازمان‎هاست. در این بخش، ضمن تعریف بهره‎وری، انواع آن، سطوح مختلف بهره‎وری، دو روش را برای ارزیابی بهره‎وری ذکر خواهیم کرد که عبارتند از؛ شاخص‎های بهره‎وری ارزش افزوده و دیگری روش سریع ارزیابی بهره‎وری.
    ۲-۳-۳-۲-۱- تاریخچه بهره‎وری:
    در خصوص اصطلاح بهره‎وری، به نظر می‎رسد که این واژه برای اولین بار در نوشته‎ها و عقاید اندیشمندان اقتصادی مرکانتیلیسم (سوداگرایی) مطرح شده باشد. اما در اینکه ابتدا این واژه چگونه وارد ادبیات اقتصادی شده است دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. در این میان اظهارنظر “ژان فوراسیته” از اهمیت خاصی برخوردار است. وی می‎نویسد ظاهراً در آثار قدما، اولین بار این واژه در کتابی از «آگری کولا» با نام «متالیکا» مطرح شده است. اما در قرن ۱۸، فیزیوکراتهایی مانند «لیتره» به این واژه مفهوم «قدرت تولید کردن» اطلاق کردند که این معنا در لغتنامه‎های «لیتره» در سال ۱۹۸۳ میلادی و در «لاروس» در سال ۱۹۴۶ میلادی تکرار شده است (خاکی، ۱۳۷۷، ص ۲۱).
    ۲-۳-۳-۲-۲- تعریف بهره‎وری:
    در رابطه با تعریف کاربردی بهره‎وری ، تعریف پذیرفته‎شده‎ای که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. اما می توان به تعدادی از تعاریف مهم در ذیل اشاره می‎گردد:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    • (سازمان همکاری اقتصادی اروپا ـ سال۱۹۵۰میلادی):

    «بهره‎وری حاصل کسری است که از تقسیم مقدار ارزش محصول بر مقدار یا ارزش کلی یکی از عوامل تولید بدست می‎آید.»

    • (سازمان بین‎المللی کار ـ ILO)

    «بهره‎وری عبارتست از نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید (زمین، سرمایه، نیروی کار و مدیریت).»

    • (مرکز بهره‎وری ژاپن ـ سال۱۹۵۵میلادی):

    «حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل به روش‎های علمی بطوریکه بهبود بهره‎وری به کاهش هزینه‎های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت، منجر شود.»

    • (سازمان بهره‎وری ملی ایران ـ NIPO ):

    «بهره‎وری یک فرهنگ و یک نگرش عقلانی به کار زندگی است که هدف آن هوشمندانه کردن فعالیت‎ها برای دستیابی به زندگی بهتر و متعالی‎تر است.» (قدرتیان، ۱۳۸۱، ص ۶۶).
    ۲-۳-۳-۲-۳- انواع بهره‎وری:
    در سا‎ل های ۱۹۷۴ و اواخر ۱۹۸۴میلادی، “سومانث[۸۵]” سه تعریف اساسی (و سپس تعریف چهارمی را در سال ۱۹۸۷میلادی) درباره بهره‎وری به شرح زیر ارائه نمود:
    الف) بهره‎وری جزئی[۸۶]:
    بهره‎وری جزئی عبارتست از نسبت ارزش و مقدار محصول به یک طبقه از نهاده مثل نسبت محصول به ازاء هر نفر ساعت و… .
    ب) بهره‎وری عامل کل[۸۷]:
    بهره‎وری عامل کل عبارتست از نسبت خالص محصول به مجموع نهاده‎های نیروی کار و سرمایه. معمولاً به جای محصول، ارزش افزوده و در مخرج کسر مجموع ارزش‎های نیروی کار و سرمایه را قرار می‎دهند.
    ج) بهره‎وری چند عاملی[۸۸]:
    در این شاخص به جای همه عوامل تولید یا نهاده‎ها، تنها ارزش چند عامل از کلیه عوامل تولیدی را در مخرج کسر قرار می‎دهند، مثلاً در مخرج کسر مجموع نهاده‎ کار و یا مجموع نهاده مواد و نهاد سرمایه و… را قرار می‎دهند.
    د) بهره‎وری کل[۸۹]:
    بهره‎وری کل به نسبت کل ارزش محصول تولید شده بر روی مجموع ارزش کلیه نهاده‎های مصروفی، اطلاق می‎گردد. این شاخص تأثیر مشترک همزمان همه نهاده‎ها و یا منابع (از قبیل نیروی انسانی، مواد و قطعات، ماشین‎آلات، سرمایه، انرژی و…) را در ارتباط با ارزش محصول به دست آمده اندازه‎گیری می‎کند (طاهری، ۱۳۷۸، ص ۲۳-۲۲).
    ۲-۳-۳-۲-۴- سطوح بهره‎وری:
    بهره‎وری دارای سطوح مختلفی است. این سطوح عبارتند از:
    الف) سطح فردی: منظور از بهره‎وری فردی، استفاده بهینه از مجموعه استعدادها و توانایی‎های بالقوه فرد در مسیر پیشرفت زندگی خود می‎باشد.
    ب) سطح خانواده: ارتقاء بهره‎وری در خانه موجبات پایین آمدن ضایعات، از بین بردن اسراف و کیفیت زندگی بهتر در استفاده از مواهب زندگی می‎شود.
    ج) سطح شرکت یا سازمان: بهبود بهره‎وری در سازمان نتیجه استفاده بهینه و مؤثر و کارآمد از منابع، تقلیل ضایعات، کاهش قیمت تمام شده، بهبود کیفیت، ارتقاء رضایت مشتریان، دلپذیری محیط کار و افزایش انگیزه و علاقه کارکنان به کار بهتر بوده که نهایتاً منجر به رشد و بالندگی سازمان می‎گردد.
    د) سطح بخشی: اندازه‎گیری بهره‎وری در سطوح هر یک از بخش‎های اقتصادی، می‎تواند برای بیان چگونگی عملکرد اقتصاد کشور مفید بوده، صنایع پیش رونده و عقب‎مانده را مشخص نموده تا در آن صورت امکان برنامه‎ریزی بهتر فراهم آید.
    هـ) سطح ملی: افزایش بهره‎وری در سطح کشورها، تنها راه توسعه اقتصادی کشورهای جهان می‎باشد که موجبات افزایش سطح رفاه زندگی ملت‎ها را فراهم می‎آورد.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:42:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه رفتار مدنی سازمانی با کیفیت زندگی کاری در آموزگاران اداره آموزش و پرورش سرچهان در سال تحصیلی ۸۸ ۸۷- قسمت ۸ ...

    اهداف و برنامه های کیفیت زندگی کاری
    یکی از صاحبنظران دو هدف عمده ای که یک برنامه ی کیفیت زندگی کاری بایستی دنبال نماید، را بهبود شرایط کاری و افزایش اثربخشی سازمانی می داند. محقق دیگری هدف از کیفیت زندگی کاری را بهبود بهداشت (فیزیکی و روانی) کارکنان و بهبود بهره وری سازمان دانست و اعتقاد دارد با حاکم کردن برنامه های کیفیت زندگی کاری در یک سازمان زمینه های حرکت از یک فرهنگ استبدادی به سوی یک فرهنگ مشارکتی فراهم خواهد د. در برخی از سازمان ها هدف از برنامه های کیفیت زندگی کاری عبارت است از افزایش تعهد و اعتماد کارکنان، حل مشکلات به کمک آن ها به منظور افزایش رضایت آنان و اثربخش سازمان. تنی چند از نویسندگان در مقاله ای تحت عنوان موج جدید کیفیت زندگی کاری موج جدید تیم های کیفیت زندگی کاری را شامل تیم هایی از کارکنان می دانند که اهداف مربوط به کار خویش را تعیین نموده اند و معیارهای تعیین چنین اهدافی را به شرح زیر می داند:
    الف- بهبود روش انجام کار به گونه ای که مورد نظر مشتری (ارباب رجوع)، نیروی کار و مدیر باشد.
    ب- باعث ایجاد درآمد و یا کاهش هزینه شود.
    ج- باعث بهبود در ارائه خدمات به مشتری (ارباب رجوع) شود.
    د- روحیه کار تیمی (گروهی) را ارتقاء بخشد.
    دو تن از نویسندگان مدیریت منابع انسانی نیز ایجاد احساس مسئولیت در کارکنان، افزایش رضایتمندی و خشنودی کارکنان از شغل، ایجاد زمینه ی دخالت و مشارکت به کارکنان، ایجاد احترام و اعتماد در کارکنان و بهبود عملکرد سازمان را از جمله اهداف عملیاتی کیفیت زندگی کاری به شمار می آورند (شکیب، ۱۳۸۵).
    می توان کیفیت زندگی کاری را همانند چتری تصور نمود که بر چندین برنامه که در جهت ایجاد تغییر در سازمان به اجرا درمی آیند، سایه می افکند. از تغییرات به وجود آمده در هر سازمان و در نتیجه اجرای برنامه های کیفیت زندگی کاری اهدافی مد نظر است. دانشمندان و نظریه پردازان توسعه سازمانی، اهداف حاصل شده از اجرای برنامه های کیفیت زندگی کاری را چنین بیان
    می نمایند:
    گروهی هدف برنامه های کیفیت زندگی کاری را بهبود شرایط کاری و افزایش در اثربخشی سازمانی می دانند. گروهی دیگر هدف برنامه های کیفتی زندگی کاری را ایجاد سازمان هایی
    می دانند که هم در ارائه برنامه ها و خدماتی که ارزش آن به وسیله جامعه تعیین می شود مؤثرتر باشد و هم زمینه ی پاداش دهنده تر و تحریک کننده تر برای کارکنان به وجود آورد. هر چند
    برنامه های کیفیت زندگی کاری با یکدیگر تفاوت عمده دارند و دارای اهدا جزیی متعددی هستند، اما همه این برنامه ها یک هدف کلی دارند یعنی می خواهند ساختار سازمانی را ارگانیک، پویا، انسانی و در عین حال سازمان را مکانی جالب تر و رضایتمندانه تر برای کار نمایند (متقی و خواجویی، ۱۳۸۵).
    پس به طور کلی اهداف اصلی برنامه کیفیت زندگی کاری عبارت است از:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    عکس مرتبط با منابع انسانی

    1. ارتقای شرایط کاری (عمدتاً از دیده کارکنان)
    2. کارآمدی بیشتر سازمانی (عمدتاً از دید کار فرمایان) (کمالوند، ۱۳۸۵).

    این اهداف را بصورت دیگری نیز بیان نموده اند:
    ۱- تغییر نگرش نسبت به منابع انسانی و حصول مجموعه ای از منافع برای کارکنان
    غفار زاده (۱۳۸۰) در ارتباط با ایجاد این تغییر نگرش در اثر اجرای برنامه های کیفیت زندگی کاری معتقد می باشد که توجه به کارکنان سازمان به عنوان بزرگترین دارایی سازمان،
    پدیده ای است که در دو دهه اخیر رشد فراوان داشته است. اندیشه های تازه و دگرگونی های
    ریشه ای که در قلمرو مدیریت منابع انسانی پدید آمده، بی آنکه با ایستادگی یا مقاومتی رو به رو شود، به آرامی و به آسانی پذیرفته شده است. ابطحی و کاظمی (۱۳۸۰) در باره این هدف برنامه های کیفیت زندگی کاری می نویسد:
    «کیفیت زندگی کاری اشاره به مجموعه ای نتایج برای کارکنان نظیر رضایتمندی شغلی، فرصت های رشد و روان شناختی، امنیت شغلی، روابط مناسب کارفرما – کارکنان و میزان پایین حوادث دارد. سازمان هایی که در جستجوی راه های تحریک استعداد بالقوه کارکنان خود می باشند، همانند گذشته با بهره گرفتن از تهدید و ارعاب و مشوق های پولی صرف، پیشرفت نخواهند داشت. مدیران در حال پی بردن به این حقیقت هستند که برنامه های کیفیت زندگی کاری می تواند مشوق های مثبتی را برای کارکنان در جهت بکار بردن استعدادهایشان در سازمان خود فراهم آورد.»
    تعالی (۱۳۸۶) در ارتباط با جایگاه منابع انسانی در برنامه های کیفیت زندگی کاری
    می نویسد، استفاده از منابع انسانی متکی به اقداماتی است که برای حفظ و صیانت جسم و روح کارکنان سازمان به عمل می آید. این اقدامات شامل امکانات رفاهی و خدمات درمانی، طرح های تشویقی، تناسب شغلی، امنیت شغلی، طراحی شغلی (غنی سازی و توسعه شغلی)، اهمیت به نقش و جایگاه فرد در سازمان، فراهم آوردن زمینه رشد و پیشرفت کارکنان، آموزش و مواردی از این قبیل می باشد.
    ۲- ارتقای عملکرد سازمانی و افزایش بهره وری
    آن دسته از سازمان هایی که به اهمیت نقش منابع انسانی در بهبود بهره وری پی برده اند، ارزش قدرت نیروی کار متعهد و در صحنه را می دانند، لذا منابع مهم و انرژی های فراوانی را صرف ایجاد محیطی می نمایند که کارکنان با حداکثر توان خود در بهبود عملکرد سهیم باشند. البته در عمل، این دو هدف خیلی از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. اکثر تعریف های رسمی که از کیفیت زندگی کاری ارائه شده است، بیانگر همسویی و همخوانی بین هدف های فردی و سازمانی است (بلچر، ترجمه گروه مدیریت بهره وری بنیاد جانبازان، ۱۳۷۹).
    عوامل موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری
    برای آن که یک برنامه کیفیت زندگی کاری با موفقیت همراه باشد سه جزء عمده تلاش های کیفیت زندگی کاری بایستی اجرا شود. این سه عامل به شرح زیر می باشد:

    1. توسعه پروژه های کیفیت زندگی کاری در سطوح مختلف: این بدان معنا است که بایستی تلاش های هماهنگ و سازمان یافته ای را در جهت درگیر نمودن کارکنان در حل مسائل سازمانی یا بهبود محیط سازمان نظام های پاداش یا ساختار کار از طریق ابزارهای مشارکتی انجام داد. این تلاش های هماهنگ کننده بسیار حائز اهمیت می باشد. این کافی نیست که صرفاً بگوییم ما قصد داریم به روش انسانی عمل کنیم. بایستی اقدامات مشهود ما مشخص و قابل مشاهده ای که ناظر بر تغییر روش انجام کار باشد، وجود داشته باشد.
    2. ایجاد تغییر در نظام های مدیریت و ترتیبات سازمانی: این تغییرات به دو دلیل ضروری است. اول آن که ممکن است نیاز به تغییر انواع ساختارها، معیارها،
      نظام های هدف و غیره و به منظور تشویق و پشتیبانی از پروژه های کیفیت زندگی کاری وجود داشته باشد. دوم آن که مورد ملاحظه قرار دادن این تغییرات مختلف بعنوان عواملی که در کیفیت زندگی کاری اهمیت حیاتی و اساسی دارند به خودی خود حائز اهمیت است. بعنوان مثال تغییرایت که در نظام های پاداش صورت
      می گیرد به منظور آنکه یک نظام جدید تقسیم سود پی ریزی شود یا تغییراتی که با هدف افزایش میزان مشارکت کارکنان در حل مسائل سازمانی در نظام ارزیابی عملکرد صورت می پذیرد.
    3. ایجاد تغییرات رفتاری در مدیریت سطح عالی (ارشد): حوزه سوم تغییرات، تغییرات ضروری است که بایستی در رفتار مدیریت ارشد صورت پذیرد. به نظر می رسد مدیریت بویژه مدیریت سطح عالی تقریباً از پیش نیازهای کلی موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری باشد. موفقیت در هر گونه برنامه کیفیت زندگی کاری مستلزم درک عمیق این فرایند توسط مدیریت سطح عالی سازمان می باشد. مدیران عالی سازمان بایستی به اجرای فعالیت های کیفیت زندگی کاری متعهد شده و از
      سرمایه گذاری های لازم برای بهبود کیفیت زندگی کاری و مسائل و مشکلات بالقوه ای که ممکن است بر سر راه اجرای چنین برنامه هایی وجود داشته باشد آگاهی یابند. برای اینکه کیفیت زندگی کاری برای کلیه اعضای سازمان معتبر باشد، گروه مدیریت ارشد بایستی تا حدی در اجرای آن مشارکتی ملموس و مشهود داشته باشد.

    یکی دیگر از نویسندگان تلاش های موفق کیفیت زندگی کاری را شامل موارد زیر می داند:

    1. نقش مدیران بایستی مجدداً تعریف شود و بایستی نقش رهبری و مربی گری را بپذیرند و نه نقش کارفرما و دیکتاتور.
    2. ارتباط صریح، باز و مبتنی بر اعتماد ضروری می باشد.
    3. اطلاعاتی که نوعاً فقط در اختیار مدیران است بایستی در سراسر سازمان توزیع شده و پیشنهادهایی که توسط غیر مدیران ارائه می شود جدی گرفته شود (حتی المقدور زمینه اجرایی پیشنهادها در سازمان فراهم شود).
    4. در برنامه های کیفیت زندگی کاری بایستی به طور مداوم تحول ایجاد شود و امور به سمت مشارکت واقعی مدیریت و کارکنان حرکت کند.
    5. کیفیت زندگی کاری نبایستی تحت سیطره یک جانبه مدیریت درآید (علامه، ۱۳۸۳).

    حلقه های کیفیت
    حلقه های کیفیت، یک مفهوم مدیریتی تازه است که به رشد صنعتی پویای ژاپن یاری بسیارداده است. بر پایه این روش نیروی کار شرکت، پربهاترین منبعی است که شرکت در اختیار دارد؛ زیرا این نیروی کار اغلب متشکل از شایسته ترین اشخاص برای یافتن وحل مسائل مربوط به کار در آن شرکت هستند.
    به دنبال ۲۰ سال تجربه های کامیاب در ژاپن و نیز کامیابی های اخیر در اروپا و ایالات متحده آمریکا، کشورهای دیگر نیز در دهه ی۱۹۸۰ به حلقه های کیفیت روی آورده اند.
    گروه های حلقه کیفیت: حلقه کیفیت شامل ۷ تا۱۰ تن از اشخاص است که از یک منطقه کاری مشابه، برگزیده می شوند و به طور منظم گرد هم می آیند تا کیفیت و مسائل مربوط به آن را در قلمرو کاری خود شناسایی و تحلیل کنند و برای مشکلات راه چاره بیابند. عضویت در حلقه های کیفیت به طور اختیاری است و جلسه های آن به طور معمول هفته ای یک ساعت از وقت رسمی کار است. در نشست های نخستین گروه، اعضای گروه در زمینه روش ها و فنون حل مسائل که از پویایی گروهی، مهندسی صنعتی و
    نظارت برکیفیت سرچشمه گرفته اند، آموزش داده می شوند. این روش ها شامل: اندیشه انگیزی، تحلیل علت و معلولی، جدول های نظارت، طبقه بندی و جدول های پراکندگی است.
    ضرورت های حلقه های کیفیت: ویژگی هایی که برای حلقه های کیفیت ضرورت دارند، بدین شرح اند:
    – نقش فرد میانجی یا آسان ساز، مهمترین بخش از برنامه حلقه های کیفیت است. او باید قادر باشد در همه ی رده های سازمانی با مردم کار کند، نوع آفرین و پرنرمش باشد و از فضای سیاسی سازمان آگاه باشد.
    – مدیریت باید برنامه حلقه کیفیت را حمایت کند. هرگاه اتحادیه کارگری نیز در این میان درگیر باشد،
    باید از برنامه، پشتیبانی کند و نظرهای آن را رعایت کند.
    – مشارکت کارکنان در حلقه های کیفیت باید اختیاری باشد؛ ولی مدیریت باید پدید آمدن حلقه ها را تشویق و ترغیب کند.
    – در محدوده ای که برقرار می شود، اعضای حلقه ها باید احساس آزادی کنند تا درباره مسائلی که به نظرشان می رسد؛ کار کنند.
    – آسان سازها باید مدیریت را ازآنچه درحلقه ها می گذرد و از پیشرفت کار آنها آگاه گردانند.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:42:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مسئولیّت حقوقی دولت در جبران خسارت وارده به دانش آموزان- قسمت ۲۳ ...

    با توجّه به اهمیّت و کاربرد بیمه چنین مطرح شد که«امروزه بیشتر شرکت ها و موسسات، صاحبان مشاغل، رانندگان، کارگران و سایر افراد در معرض خطر زیر پوشش بیمه مسئولیّت مدنی قرار دارند به نحوی که در صورت بیمه نبودن واردکننده زیان زیان دیده در غالب موارد از اقامه دعوا منصرف می شود.»[۳۰۱]
    برخی از بیمه های مسئولیّت مدنی از حالت اختیاری خارج و اجباری شده اند علت این امر آن است که زیان دیده با اعسار واردکننده زیان مواجه نشود.
    ۲) انواع بیمه مسئولیّت
    بیمه مسئولیّت نیز بنا به اهمیّت و ارزش آن و استقبالی که از آن شده است بسته به موضوعات مختلف تحت عناوین متعدد ارائه خدمات می کند. در بیمه مسئولیّت مدنی ناشی از حوادث تحصیلی مسئولیّت، جبران زیان های بدنی وارد به دانش آموزان و خسارت های وارد به اشخاص ثالث(غیر از دانش آموزان) تعهد می شود. در مدارس و اوقات تحصیل ممکن است برای دانش آموزان خطرهای گوناگونی رخ دهد. خطرهائی که می تواند منجر به جرح بدنی، از کارافتادگی، نقص عضو یا حتی مرگ دانش آموز گرددکه در صورت برقراری بیمه مسئولیّت خسارت وارده جبران خواهد شد.
    بند سوم ) بیمه حوادث
    الف) تعریف بیمه حوادث
    موضوع بیمه حوادث تأمین سرمایه بیمه در صورت فوت، نقص عضو و از کار افتادگی دایم شخص بیمه شده بر اثر حوادث و پرداخت غرامت از کارافتادگی موقت بر اثر حادثه و جبران هزینه پزشکی و درمان در صورت جرح و صدمه ناشی از حوادث است.
    در بیمه حوادث ذخیره ریالی و ارزش بازخرید وجود ندارد زیرا حق بیمه های مربوط، جذب تأمین خطر فوت(از کار افتادگی دائم) می شود و جنبه پس اندازی ندارد. در بیمه حوادث کسب رضایت کتبی شخص بیمه شده ضروری و حتمی است.
    ب) مفهوم حادثه در بیمه مسئولیّت
    حادثه از مهم ترین مباحث بیمه ای است اختلاف عقیده در بحث بیمه فراوان است این اختلاف از تعریف حادثه آغاز می شود و ادامه می یابد پیکاربسون نویسندگان مشهور حقوق بیمه فرانسه حادثه را چنین تعریف کردند «حادثه عبارت است از تحققّ خطر مندرج در قرار داد به نحوی که سبب متعهد شدن بیمه گر گردد.»[۳۰۲]
    ج) بیمه حوادث تحصیلی
    در بیمه حوادث فرد خود را در برابر حوادث شغلی و غیر شغلی و یا خطرهای شخصی در تمام اوقات و ۲۴ ساعت شبانه روز برای مدت یکسال تحت پوشش بیمه حوادث انفرادی قرار می دهد. حق بیمه در این بیمه نامه براساس شغل افراد و در گروه های شغلی از کم خطرترین تا خطرناکترین شغل تعیین می گرددکه انواع بیمه حوادث عبارت است از: بیمه حوادث انفرادی، گروهی، تمام اوقات(۲۴ ساعته)، شغلی، تحصیلی وورزشی.
    ببمه حوادث تحصیلی براساس توافقنامه ای بین اداره کل تعاون وزارت آموزش و پرورش و تأمین اجتماعی و مدیریت بیمه های اشخاص تنظیم می گردد و نحوه بیمه حوادث و درمان کلیه دانش آموزان و کارکنان اداری و آموزشی، مربیان هنرجویان هنرستان ها، دانش آموزان مدارس استثنایی، مهدکودک ها و پرسنل آن و سواد آموزان و کارکنان نهضت سوادآموزی و افراد تحت تکفل کلیه کارکنان شامل همسر و فرزندان غیر دانش آموز بالاتر از ۴ ماه و کمتر از ۲۵ سال کارکنان ذکور و فرزندان غیر دانش آموز بالاتر از ۴ ماه و کمتر از ۲۵ سال کارکنان اناث در طول سال تحصیلی اعلام می گردد.
    بموجب این توافقنامه مسئولین مدارس غیرانتفاعی در مقاطع مختلف تحصیلی موظفند دانش آموزان و کارکنان و افراد تحت تکفل کارکنان خود را همانند سایر مراکز آموزشی تابع وزارت آموزش و پرورش تحت پوشش این توافقنامه قرار دهند.
    بند چهارم) صندوق تأمین خسارت از زیان دیده
    به منظور حمایت از زیان دید گان حوادث رانندگی، خسارت های بدنی وارد به اشخاص ثالث که به علت فقدان یا انقضاء بیمه نامه، بطلان قرارداد بیمه، تعلیق تأمین بیمه گر، فرار کردن و یا شناخته نشدن مسئول حادثه و یا ورشکستگی بیمه گر قابل پرداخت نباشد یا به طورکلی خسارت های بدنی خارج از شرایط بیمه نامه(به استثناء موارد مصرح در مادّه(۷)) توسط صندوق مستقلی به نام صندوق تأمین خسارت های بدنی پرداخت خواهد شد[۳۰۳].
    مدیر صندوق به پیشنهاد رئیس کل بیمه مرکزی ایران و تصویب مجمع عمومی و با حکم رئیس مجمع عمومی منصوب می گردد. مجمع عمومی صندوق با عضویت وزراء امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی، کار و امور اجتماعی و دادگستری و رئیس کل بیمه مرکزی ایران حداقل یک بار در سال تشکیل می شود. بودجه، ترازنامه و خط مشی صندوق به تصویب مجمع خواهد رسید. متن کامل ترازنامه صندوق از طریق روزنامه رسمی و یکی از جراید کثیرالانتشار منتشر خواهد شد.
    گفتارچهارم) دعوی مسئولیّت مدنی
    پس از وقوع حادثه زیان بار و ورود خسارت چنان چه دو طرف نتوانند نسبت به چگونگی جبران خسارت روی آورد. دعوی خسارت نیز مانند سایر دعاوی تنها یک بار قابل طرح در دادگاه است همین که دعوی منتهی به صدور حکم قطعی شود و قوه قضاییه نظر نهایی خود را در باره امری اظهار کند دیگر نمی توان همان دعوی را به بهانه اشتباه دادگاه در صدور رأی یا نقص رسیدگی و بی مبالاتی در اقامه دلایل و مانند این ها دو باره بیان کرد.[۳۰۴]
    بند اوّل) طرفین دعوای مسئولیّت مدنی
    ۱) خواهان: بدیهی است دعوای مسئولیّت مدنی باید از سوی زیان دیده اقامه شود زیرا دعوی از سوی کسی که ذی نفع دعوی نیست پذیرفته نمی شود.<stro< p=””></stro<>

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

    ng>[۳۰۵]
    به طور معمول خواهان زیان دیده فوری و مستقیم فعل زیان آور است افراد دیگری همچون وراث، قائم مقام حقوق زیان دیده و بستانکاران شخص زیان دیده می توانند بجای او دعوی را طرح کنند. هم چنین ممکن است زیان دیده خود به دلیل عدم اهلیت استیفا نتواند اقامه دعوی کند. در این صورت نماینده محجور صلاحیت اقامه دعوی را خواهد داشت.»[۳۰۶]
    قائم مقام شامل قائم مقام عام یعنی ورثه و قائم مقام خاص زیان دیده است منظور از قائم مقام خاص نیز می تواند منتقل الیه مال یا حق مطالبه خسارت باشد. علاوه بر انتقال گیرنده بیمه گر که خسارت زیان دیده را جبران کرده در برخی موارد قائم مقام زیان دیده محسوب می شود و می تواند علیه فاعل زیان اقامه دعوی کند.
    مادّه ۶۶ قانون تأمین اجتماعی ومادّه ۶ قانون جدیدبیمه اجباری مسئولیّت مدنی نیز به همین مطلب تصریح می کند.[۳۰۷]
    ۲) خوانده: خوانده دعوی مسئولیّت مدنی، کسی است که از لحاظ قانون و مقررّات موظف به جبران خسارت است؛چه مسئولیّت او ناشی از فعل شخصی او باشد و یا به خاطر مالکیت و نگاهداری اشیاء و حیوانات مسئول به شمار آید و یا مسئولیّت فعل غیر بر عهده او قرار گرفته باشد. چنان چه مسئول حادثه محجور باشد دعوی مسئولیّت مدنی علیه محجور با نمایندگی ولی یا قیم اقامه خواهد شد. اگر مسئول حادثه فوت کرده باشد می توان دعوی مسئولیّت را علیه ورثه اوکه قائم مقام قانونی مسئول حادثه هستند اقامه کرد. زیرا ورثه متوفی مکلف به ادای دیون وتعهدات او می باشند[۳۰۸]
    اصولا مسئول حادثه خوانده دعوی است ولی دو دسته دیگر از افراد نیز می توانند خوانده ی دعوی باشند. وراث مسئولی که قبل از تأدیه خسارت بمیرد اگر ارث را قبول کرده باشند به جای او ملزم به تأدیه خسارت هستند. هم چنین هنگامی که شخص مسئول حادثه بیمه باشد خواه بیمه اجباری و خواه بیمه اختیاری زیان دیده می تواند علیه بیمه گر مسئول اقامه دعوی کند.[۳۰۹]
    بند دوّم) خواسته دعوی و مراجع صلاحیتدار برای دعوی خسارت آموزشی
    الف) خواسته دعوی مسئولیّت مدنی
    «خواسته دعوی مسئولیّت مدنی جبران خسارت است این دعوی، مالی است باید توسط مدعی تقویم گردد. دادگاه نمی تواند مبلغی بیش از آن چه توسط خواهان تعیین شده است رأی دهد. لیکن می تواند به مبلغی کمتر از آن حکم کند.»[۳۱۰]
    ب) ادله ثبات دعوی در مسئولیّت مدنی
    ادله اثبت دعوی در مسئولیّت مدنی قراردادی و مسئولیّت غیر قراردادی فرق دارد. مسئولیّت در قراردادی حتما از قبل یک قرارداد وجود دارد و باید ثابت شود که تعهد اصلی یا اولیه در قراردادها نقض شده است. اما در مسئولیّت غیر قراردادی پیمانی وجود ندارد بلکه باید تقصیر طرف مقابل ثابت شود و هم چنین خسارت وارده ثابت گردد تا بتوان مطالبه خسارت کرد.
    ج) مرجع صلاحیتدار
    «دعوای مسئولیّت مدنی دعوایی است مبتنی بر حقوق عمومی که خصایصی چند نیز دارد»[۳۱۱]
    دعوای مسئولیّت مدنی علیه دولت اصولاً در دادگاه های عمومی قابل طرح می باشد؛ امّا در مواردی برای تشخیص و احراز«خطای اداری»، دعوا باید در دیوان عدالت اداری طرح گردد.
    بند سوم) ماهیت حکم دادگاه در دعوی مسئولیّت مدنی
    در خصوص ماهیت حکم دادگاه در دعوی مسئولیّت مدنی گفته شد«صدور حکم دادگاه جز ء شرایط و عناصر مسئولیّت مدنی نیست و حکم دادگاه ایجاد کننده حق برای زیان دیده نیست بلکه اعلام کننده و تأیید کننده آن است.»[۳۱۲]
    الف) امکان تجدیدنظر در حکم
    امکان تجدیدنظر در حکم ناظر به جبران خسارت را در سه فرض باید بررسی کرد:
    ۱) فرضی که زیان پیش بینی نشده ای به بار می آید؛ ۲) فرضی که حادثه ای از میزان زیان تعیین شده در حکم می کاهد؛ ۳) فرضی که در اثر کاهش قدرت خرید پول و افزایش قیمت ها مبلغی که برای جبران خسارت تعیین شده کافی به نظر نمی رسد[۳۱۳]
    ب) نحوه اجرای حکم
    در دعوی مسئولیّت مدنی پس از این که حکم به جبران خسارت صادر گردید یا محکوم له می تواند اجرای مفاد حکم قطعیت یافته را درخواست نماید و در صورت ابلاغ اجراییه به محکوم علیه و استنکاف وی از تمکین به مفاد حکم محکوم له می تواند درخواست نماید که اجرای حکم را به عهده گیرد و با معرفی مال محکوم علیه و توقیف اموال و در نهایت فروش مال از طریق مزاید حق خود را استیفا کند. هرچند برای زیان دیده این حق وجود دارد که قبل از صدور حکم نیز خواسته خود را تأمین کند و یا پس از صدور حکم و قبل از اجرای آن اموال محکوم علیه را به منظور تأمین محکوم به توقیف نماید اما احکامی که علیه دستگاه های دولتی صادر گردد مشمول قانون نحوه پرداخت محکوم به دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب ۱۳۶۵ خواهد بود.
    بند چهارم) بررسی آرای محاکم در دعوی مسئولیّت مدنی
    به منظورحصول اطلاع نسبت به دعاوی مربوط به حوادث دانش آموزی که در محاکم مطرح شدند و اولیای آموزشی اعم از مدیر، معاون، معلم یا اداره آموزش و پرورش طرف دعوی قرار گرفتند و احکامی که از سوی محاکم صادر شد چند نمونه آرای مرتبط با تحقیق به طور خلاصه مورد بررسی قرار می گیرد.
    ۱- موضوع و نکات رأی: فوت دانش آموز دراثر ریزش سقف مدرسه – پذیرش مسئولیّت مدنی ناشی از نقص وسایل مبتنی بر تقصیر دولت
    خلاصه دعوی: دانش آموز پ، رسم در اثر ریزش
    سقف مدرسه فوت کرد. متعاقبا پدرمتوفی (ج، رسم) برای گرفتن دیه دعوایی را علیه اداره آموزش و پرورش کهگیلویه اقامه کرد. پرونده در شعبه دوم دادگاه شهرستان دهدشت استان کهگیلویه طی شماره ۸۵-۲-۲۵ مورد رسیدگی قرار گرفت.
    رای صادره: دادگاه با توجّه به نظریه کارشناسی مبنی بر اینکه«عدم رعایت اصول ساخت و ساز باعث تخریب مدرسه و وقوع حادثه گردیده است.» طی دادنامه شماره ۸۷-۱۵۸ با استناد به مواد ۱،۲،۳،۶و۱۱قانون م.م و مواد ۱۹۸ و۵۱۱ قانون آیین دادرسی مدنی به حکم محکومیت اداره خوانده به پرداخت سیزده میلیون و یکصدهزار تومان به عنوان اصل خواسته صادر کرد.
    بعد از تجدیدنظرخواهی توسط آموزش و پرورش، شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه دادنامه تجدیدنظر خواسته را طی دادنامه ۸۷۰۰۱۳۴۲ تأییدکرد.
    ۲– موضوع ونکات رای: فوت دانش آموز در اثر ریزش سقف مدرسه – پذیرش مسئولیّت مدنی ناشی از نقص وسایل مبتنی بر تقصیر دولت
    خلاصه دعوی: دانش آموز به نام های ح، حسینی و س ، کریمی در اثر سقوط دیوار مدرسه فوت کردند. متعاقبا اولیای دم برای گرفتن دیه دعوایی را علیه ۱- اداره آموزش و پرورش قروه ۲- آقای ی،عبدالملکی اقامه کردند پرونده در شعبه هشتم دادگاه شهرستان سنندج به شماره ۷۶۰/۸۰ مورد رسیدگی قرار گرفت.
    رای صادره: دادگاه با توجّه به گواهی پزشکی، طی دادنامه شماره ۱۸۱۵با استناد به ماده ۱۱قانون م.م حکم به محکومیت اداره خوانده به پرداخت دیه صادر نمود.

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:41:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی بر مسئولیت پذیری اجتماعی در شرکت های مستقر در شهرک های صنعتی بندرعباس- قسمت ۱۲ ...

    • هماهنگی: فرهنگ به سازمان کمک می کند تا خود را با عوامل محیط خارجی وفق دهد (ابراهیمی ۱۳۷۵).

    ۲-۳-۵- آثار فرهنگ سازمانی
    فرهنگ سازمانی بر الگو های پیوند دهنده چگونگی تفکر، احساس و عمل اعضاء در ارتباط با موضوع های اساسی وابسته به انطباق بیرونی و یکپارچگی درونی اثر می گذارد . فرهنگ سازمانی امور مجاز و غیر مجاز را به یک سازمان منتقل می کند و این پیام صریح را به همه اعضاء اعلام می دارد کسانی که خود را را با فرهنگ سازمانی وفق ندهند به رغم همه شایستگی ها یا دستاورد ها موفق نخواهد بود آثار ویژه فرهنگ سازمانی بر عملکرد های سازمان از طریق مطالعات دقیق مبتنی بر تجربه تعیین می شود اما واضح است که بسیاری تصور می کنند میان این دو مسأله پیوند وجود دارد و شواهد تجربی تا حد زیادی این دیدگاه را تأیید می کند بانی عنوان کرده است که فرهنگ سازمانی می تواند منبع مزیت رقابتی باشد به این شرط که اعمال اعضای سازمانی را که به فروش بیشتر یا قیمت پایین تر می انجامد، تقویت کند یا به شیوه های دیگری بر اعتبار مالی سازمان بیفزاید به علاوه فرهنگ سازمانی باید پدیده ای باشد نادر از این جهت که دارای مشخصه هایی است که هیچ اشتراکی با فرهنگ های سازمان های دیگر ندارد و به طور کامل قابل تقلید نیست و از این رو دیگر سازمان ها نمی توانند از مشخصه های منحصر به فرد آن نسخ هبرداری کنند نکته دیگر این که عملکرد افراد در سازمان های مختلف، متعدد هستند و هر سازمان فرهنگ مربوط به خود را دارد . در برخی از سازمان ها اگر افراد پرخاشگر یا صبور باشند به هنگام ارزیابی نمره بالایی را می گیرند از سوی دیگر ممکن است اگر همین فرد در سازمان دیگری مشغول به کار باشد و دارای چنین ویژگی باشد در ارزیابی عملکرد نمره منفی بگیرد . بنابراین آشنا شدن با فرهنگ سازمانی از جمله عواملی است که بر عملکرد واقعی فرد و پنداشتی که دیگران از آن شغل دارند اثر می گذارد(مشبکی، ۱۳۷۷).
    ۲-۳-۶- مفروضات فرهنگ سازمانی:
    مفروضات مشترکی که فرهنگ گروه را بنا می نهد، می تواند در سطوح فردی و گروهی، به منزله ساز وکار دفاعی، ادراکی – روان شناختی تلقی شود که به گروه اجازه ایفا ی نقش و عمل می دهد فرهنگ به منزله مجموعه ای از مفروضات اساسی برای ما معین می کند که به چه چیزی توجه کنیم، چه چیزهایی معنا دارند؟ چگونه نسبت به آن چه در جریان است واکنش عاطفی نشان بدهیم و چه اقداماتی را در موقعیت های مختلف انجام دهیم( شاین ۱۳۸۳)
    براساس نظر شاین هنگامی که مزیت های اولیه برای حل مسائل سازمان همواره با موفقیت همراه می شوند اعضای سازمان به طور فزاینده راه حل های اولیه آزمایشی را بدیهی فرض می کنند وبه این باور می رسند که راه حل های انتخابی آنان در واقع بازتابی از واقعیت هستند اگر راه حلی پی در پی کارساز واقع شود باید درست باشد و هر گونه تردید در مورد کارآیی آن از ذهن اعضاء و در نهایت از حافظه فرهنگی آن سازمان پاک شود. فرضیه هادر مراحل شکل گیری فرهنگ سازمانی به طور خودآگاه شناسایی می شود و به طرز مؤثری مورد بحث قرار می گیرند هنگامی که اعضاء به باورهای اساسی خویش درمورد این موضوع ها جامه عمل می پوشند و سازمان به موفقیت می رسد، توسعه و توفیق می یابد، باورهای اساسی امری بدیهی تلقی می شوند و اعضای سازمان بدون تفکر یا ملاحظه بیشتر به آن ها عمل می کنند این جدول نمونه هایی از فرضیه های اساسی را که ممکن است بخشی از فرهنگ سازمانی محسوب شود را نشان می دهد(بی لاوسن، زنگ شن ۱۳۸۱)
    نمونه هایی از فرضیه های اساسی موجود در فرهنگ سازمانی برای آشنایی بیشتر در ادامه آورده می شود:
    ۱- ارتباط با محیط: منابع محیط زیستی نا محدود هستند یا قابل جایگزینی اند و می توان آن ها را برای کسب سود بیشتر گسترش داد. منابع محیط زیستی محدود هستند و باید از آن ها حفاظت کرد یا در استفاده از آن ها صرفه جویی کرد.
    ۲- ماهیت واقعیت، زمان، مکان :
    – پایه و اساس واقعیت، نه درحقایق صرف بلکه در توافق اجتماعی است؛
    – وقت طلاست؛
    – کوچک بهتر از بزرگتر است (مکان های کوچک بر مکا نهای بزرگ ارجحیت دارد)
    ۳- ماهیت نهاد انسان:
    – افراد اساساً قابل اعتماد، واقع گرا، و دوست داشتنی هستند؛
    – افراد تنبل، عیب جو، حریص، خودخواه هستند.
    ۴- ماهیت فعالیت انسان:
    اگر برای تأمین معاش خود کاری انجام دهید که به آن علاقمند هستید هرگز در آن دوباره کاری نکنید.
    ۵- ماهیت روابط انسانی:
    – هرگز روابط دوستانه را با کارخود آمیخته نکنید؛
    – افرادصرفاً به دلیل نفع شخصی به تعامل می پردازند(بی لاوسن، زنگ شن، ۱۳۸۱).
    ۲-۳-۷- مدل های فرهنگ سازمانی
    فرهنگ سازمانی از دیدگاه نظریه پردازان، دارای گونه های مختلفی می باشد که به صورت اجمالی به اشکال و انواع آن اشاره می شود:

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

     

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

          1. مدل هریسون[۱۱۲]– هندی[۱۱۳]



    در سال ۱۹۷۸ هندی، ایده های هریسون را به کار گرفت و چهار گونه فرهنگ را در اشکال ساده توصیف کرد. او به جای فرهنگ های حمایتی و موفقتی که هریسون شناسایی کرده بود، فرهنگ های وظیفه و شخص را به کار برد.

    • فرهنگ قدرت ( تار عنکبوتی)
    • فرهنگ نقش (معبد یونانی)
    • فرهنگ وظیفه (شبکه ای)
    • فرهنگ شخص (خوشه ای)
     


     

     


     
    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:41:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بررسی رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی وباورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سوم متوسطه ناحیه ۲ شهر بندرعباس در سال تحصیلی ۹۲ ۹۱ ...

    در این فصل به ارائه یافته ها، جمع بندی، محدودیت ها و پیشنهادات تحقیق ارائه شده است که مطابق زیر است.

    ۵-۱- یافته های تحقیق

    فرضیه اول تحقیق

    نتایج در فرضیه اول تحقیق نشان داد که راهبردهای یادگیری خودتنظیمی به طور معناداری ۶ درصد از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم متوسطه ناحیه ۲ بندرعباس را تبیین می نمایند. این نتایج با یافته های تحقیقات لیو و مک­تیگ (۲۰۰۸) ، مارکو و فیلیپو (۲۰۰۵)، ماسیو و کورت (۲۰۰۴)، مونتاگو (۲۰۰۷)، میلروبریکمن، (۲۰۰۴)، نینگ و داونینگ، (۲۰۱۰)؛ برگر و کاربینک، (۲۰۱۰)؛ پری و همکاران، (۲۰۰۸)؛)؛ اسلوکام و اندوال (۲۰۰۷)؛ بروئر و یوگستر، (۲۰۰۶)؛ کلری و زیمرمن، (۲۰۰۴)، پنتریج و شانک، (۲۰۰۲)، اکبری پوررنگ و امین یزدی (۱۳۸۸)، صالحی و فرزاد (۱۳۸۴)، صمدی (۱۳۸۶)، عطایی فرد و شقاقی (۱۳۸۹) و بسیاری از تحقیقات دیگر همخوانی دارد. راهبردهای یادگیری خودتنظیم روش­های مشخص می­باشند که هدف آن­ها دست­یابی به دانش و مهارت می­باشد (نوتا، سوریس، زیمرمن، ۲۰۰۴). راهبردهای شناختی متعدد از قبیل مرور ذهنی، بسط دهی و سازمان­دهی باعث درگیری یادگیرنده در انجام تکالیف می­شوند و دست­یابی به سطوح بالاتر پیشرفت تحصیلی را میسر می­ کنند. از این رو به نظر می رسد که راهبردهای خودتنظیمی با توجه به ماهیتی که دارند موجب می شوند تا دانش آموزان پیشرفت تحصیلی مناسب تری داشته باشند.

    فرضیه دوم تحقیق

    نتایج در فرضیه دوم تحقیق نیز نشان داد که باورهای انگیزشی به طور معناداری ۲ درصد از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم متوسطه ناحیه ۲ بندرعباس را تبیین می نماید. آلیسون، کرین، لیبور میرسکی (۲۰۰۳) ، اتر و همکاران (۱۹۹۲)، استرام و ویترس (۲۰۰۵)، اکسان (۲۰۰۹)، برانسور (۱۹۸۶)، استرنبرگ (۱۹۸۵)، و زیمرمن (۱۹۹۰) ، برو سارد (۲۰۰۲)، پرلز، ویکنچ و سچمیتز (۲۰۰۹)، میلروبریکمن، (۲۰۰۴)، ویک لکت (۱۹۸۸) ، هارلن و کریک (۲۰۰۳)، امینی (۱۳۸۷)، ایران نژاد و ویسنلر (۲۰۰۸) و دیره و بنی جمال (۱۳۸۷) همخوانی دارد. قضاوت­های خودکارآمدی از تعامل بین خواسته­ های برآورده شده، موفقیت در یک تکلیف خاص، کاردانی­های فرضی مشخصی و بالاتر از همه توانایی برای استفاده مناسب از آن­ کاردانی­ها در یک موقعیت خاص، ناشی می­شوند. به هر حال، خود-کارآمدی تنها زمانی بر عملکرد تاثیر می­گذارد که شخص مهارت­ های مورد لزوم برای انجام یک تکلیف را دارا بوده و برای عمل بر طبق عقاید خود-کارآمدی خویش به طور کافی برانگیخته شود (موسوی­نژاد، ۱۳۷۶). با این وجود باید گفت دانش آموزانی که از خودکارآمدی بالایی برخوردار هستند مهارت های مورد نیاز برای انجام تکلیف خود را پیدا خواهند نمود و در نتیجه این عامل باعث می شود که پیشرفت تحصیلی در آنان نیز بیشتر از دانش آموزانی باشد که خودکارآمدی تحصیلی کمتری دارند شود.

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

    فرضیه سوم تحقیق

    یافته ها نشان داد که راهبردهای یادگیری خودتنظیمی به طور معناداری ۷ درصد از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم متوسطه ناحیه ۲ بندرعباس را تبیین می نمایند. این نتایج با نتایج ماسیو و کورت (۲۰۰۴)، مونتاگو (۲۰۰۷)، میلروبریکمن، (۲۰۰۴)، نینگ و داونینگ، (۲۰۱۰)؛ برگر و لیوومک تیگ (۲۰۰۸)؛ اسلوکام و اندوال (۲۰۰۷)؛ بروئر و یوگستر، (۲۰۰۶)؛ کلری و زیمرمن، (۲۰۰۴)، صالحی و فرزاد (۱۳۸۴)، صمدی (۱۳۸۶)، عطایی فرد و شقاقی (۱۳۸۹) همخوانی دارد. همانطور که قبلاً گفته شد راهبردهای خودتنظیمی مهارت مرور ذهنی و این قبیل مهارت ها را شامل می شود با توجه به اینکه دانش آموزان دختر به لحاظ دغدغه های تحصیلی و رقابت هایی که در این زمینه با یکدیگر دارند سعی در تقویت راهبردهای خودتنظیمی و استفاده بیشتر از آن ها هستند.

    فرضیه چهارم

    نتایج در فرضیه چهارم تحقیق نیز نشان داد که باورهای انگیزشی به طور معناداری ۳ درصد از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم متوسطه ناحیه ۲ بندرعباس را تبیین می نماید. آلیسون، کرین، لیبور میرسکی (۲۰۰۳) ، اکسان (۲۰۰۹)، برانسور (۱۹۸۶)، استرنبرگ (۱۹۸۵)، و زیمرمن (۱۹۹۰) ، برو سارد (۲۰۰۲)، پرلز، ویکنچ و سچمیتز (۲۰۰۹)، میلروبریکمن، (۲۰۰۴)، امینی (۱۳۸۷)، ایران نژاد و ویسنلر (۲۰۰۸) و دیره و بنی جمال (۱۳۸۷) همخوانی دارد. پروین (۱۳۸۷) در بررسی خود پیرامون باورهای انگیزشی تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دانش­ آموزان دختر دبیرستانی، رشته­های ریاضی فیزیک و علوم انسانی دریافت که رابطه مثبت و معنی­داری میان باورهای انگیزشی تحصیلی با انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. دختران معمولاً بیشتر از پسران به قضاوت خود می پردازند و این باعث شده است تا تکالیف تحصیلی و یا عملکرد تحصیلی خود را به قضاوت بگذارند و سعی نمایند تا به تقویت مهارت های تحصیلی خود بپردازند؛ این باعث شده است که خودکارآمدی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر را تبیین نماید.

    فرضیه پنجم

    یافته ها نشان داد که راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه ناحیه ۲ بندرعباس را تبیین نمی نمایند. این نتایج با نتایج ماسیو و کورت (۲۰۰۴)، مونتاگو (۲۰۰۷)، میلروبریکمن، (۲۰۰۴)، نینگ و داونینگ، (۲۰۱۰)؛ برگر و لیوومک تیگ (۲۰۰۸)؛ اسلوکام و اندوال (۲۰۰۷)؛ بروئر و یوگستر، (۲۰۰۶)؛ کلری و زیمرمن، (۲۰۰۴)، صالحی و فرزاد (۱۳۸۴)، صمدی (۱۳۸۶)، عطایی فرد و شقاقی (۱۳۸۹) همخوانی ندارد. دانش آموزان پسر به دلیل توجه کمتری که به مسائل تحصیلی خود دارند سعی در بهبود مهارت های تحصیلی خود و در نتیجه پیشرفت تحصیلی نکرده واین موجب شده تا راهبردهای یادگیری خودتنظیمی کمتری داشته باشند و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنان نیز کمتر باشد. پسران رقابت های تحصیلی کمتری دارند و به نظر می رسد که از این لحاظ خود را بی نیاز به مهارت و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی می دانند در نتیجه پیشرفت تحصیلی کمتری دارند.

    فرضیه ششم

    نتایج در فرضیه دوم تحقیق نیز نشان داد که باورهای انگیزشی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه ناحیه ۲ بندرعباس را تبیین نمی نماید. نتایج در این فرضیه بر خلاف نتایج آلیسون، کرین، لیبور میرسکی (۲۰۰۳) ، اتر و همکاران (۱۹۹۲)، استرام و ویترس (۲۰۰۵)، اکسان (۲۰۰۹)، برانسور (۱۹۸۶)، استرنبرگ (۱۹۸۵)، و زیمرمن (۱۹۹۰) ، برو سارد (۲۰۰۲)، پرلز، ویکنچ و سچمیتز (۲۰۰۹)، میلروبریکمن، (۲۰۰۴)، ویک لکت (۱۹۸۸) ، هارلن و کریک (۲۰۰۳)، امینی (۱۳۸۷)، ایران نژاد و ویسنلر (۲۰۰۸) و دیره و بنی جمال (۱۳۸۷) است. همانطور که قبلاً گفته شد دانش آموزان پسر دغدغه های تحصیلی کمتری دارند و در نتیجه انگیزه و تمایل آنان به پیشرفت تحصیلی نیز کمتر است.

    ۵-۳- جمع بندی و مقایسه نتایج

    نتایج پژوهش حاضر با بسیاری از پژوهش های انجام گرفته در خصوص باورهای انگیزشی همسو و با بسیاری از تحقیقات دیگر مغایر بوده است . آنچه که در این پژوهش و نتایج آن با نتایج سایر تحقیقات متفاوت است ، به میزان رابطه هر یک از مولفه های باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی می باشد. در بسیاری از تحقیقات انجام شده عامل خودکار آمدی بهترین پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود در حالیکه در این پژوهش اضطراب امتحان بیشترین میزان ارتباط و پیش بینی را در ارتباط با پیشرفت تحصیلی نشان داده است . مقایسه نتایج این پژوهش با پژوهش های انجام شده زیر به خوبی مغایر بودن و همسو بودن نتایج این پژوهش را با سایر پژوهش نشان می دهد.

    ۱- نتایج پژوهش حاضر با نتایج تحقیقات انجام گرفته توسط پینتریچ و دی گروت ( ۱۹۹۰ ) از جهتی همسو و از جهتی مغایر است . مطابق با نتایج حاصل از تحقیقات پینتریچ و دی گروت خودکار آمدی و اضطراب امتحان بهترین پیش بینی کننده های پیشرفت تحصیلی می باشند . در حالیکه در پژوهش حاضر اضطراب امتحان و پس از آن ارزش گذاری درونی بیشترین میزان رابطه و پیش بینی کنندگی پیشرفت تحصیلی بوده اند . مطابق با نتایج حاصل از پینتریچ و دی گروت خودکار آمدی در پسران و اضطراب امتحان به طور معناداری بیشتر بوده است که نتایج تحقیق حاضر نیز نتایج یکسانی را نشان داده است و نتایج آن با نتایج به دست آمده از تحقیقات پینتریچ و دی گروت یکسان است .

    ۲- نتایج تحقیق انجام شده توسط کجباف ( ۱۳۸۲ ) نشان می دهد که خودکار آمدی بالاترین میزان رابطه را با پیشرفت تحصیلی داشته است . در حالیکه نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اضطراب امتحان و پس از آن ارزش گذاری درونی بیشترین میزان رابطه را با پیشرفت تحصیلی داشته اند . نتایج به دست آمده از تحقیق انجام شده توسط کجباف در خصوص بالاتر بودن میزان اضطراب امتحان در دختران با نتایج تحقیق حاضر همسویی دارد . یعنی در پژوهش حاضر نیز دختران اضطراب امتحان بیشتری را در مقایسه با پسران تجربه نموده اند .

    ۳- نتایج تحقیق حاضر در خصوص رابطه و همبستگی منفی بین اضطراب با پیشرفت تحصیلی و منفی بودن رابطه خودکار آمدی و ارزش گاری درونی با عملکرد تحصیلی با نتایج حاصل از تحقیقات انجام شده توسط عابدی (۱۳۸۰) ، آندرمن و یانگ (۱۹۹۴) ، البرزی و سامانی (۱۳۸۷) ، محمد امینی (۱۳۸۷) قدم پور و زهره سرمد (۱۳۸۲) ، شیرازی تهرانی (۱۳۸۱) ، اوهان (۲۰۰۷) ، شو (۲۰۰۲) ، آیدا و وان (۲۰۰۹) ، هیفر (۲۰۰۷) ، بمیونی و هافی (۲۰۰۸) ، بوفارد و ریچارد (۲۰۰۲) و داریونگ و طاهربهی (۲۰۰۹) همسو و هم جهت است . یعنی در تمامی این پژوهش ها پیشرفت تحصیلی با اضطراب امتحان رابطه و همبستگی منفی ولی با خودکار آمدی و ارزش گذاری درونی همبستگی مثبت داشته است که نتایج تحقیق حاضر مبین نتایج مذکور است. اما در اغلب تحقیقات انجام شده ، خودکار آمدی بیشترین میزان ارتباط و همبستگی را با عملکرد تحصیلی داشته است، این در حالی است که در پژوهش حاضر از میان سه مولفه باورهای انگیزشی یعنی خودکار آمدی، ارزش گذاری درونی و اضطراب امتحان بیشترین ارتباط مربوط به اضطراب امتحان و کمترین میزان ارتباط مربوط به خودکار آمدی است . هر چند میزان خودکار آمدی، ارزش گذاری درونی و اضطراب امتحان دانش آموزان در پژوهش حاضر از میزان خودکار آمدی ارزش گاری درونی و اضطراب امتحان به دست آمده در سایر تحقیقات هم سطح و در برخی موارد ( بخصو در اضطراب امتحان ) بالاتر بوده است . نتایج لطیفیان (۱۳۷۷) حاکی از آن بود که در موقعیت­های کلاس دختران در مقایسه با پسران معمولاً از راهبردهای شناختی مانند طراحی، بازبینی و راهبردهای ارزیابی استفاده می کنند با توجه به اثر جنسیت بر انگیزش و راهبردهای خودتنظیمی نتایج نشان داد که دروس ریاضی، انگیزش تسهیل کننده قوی برای پیشرفت پسران است در حالی که استفاده از راهبرد برای پیشرفت دختران تسهیل کننده قوی­تر است.

    شاید تفاوت اساسی نتایج حاضر با سایر نتایج تحقیقات انجام شده به دلیل تمرکز بر روی پیشرفت تحصیلی در پژوهش حاضر بوده است . بسیاری از دروس هستند که بیشترین میزان حساسیت ، اهمیت و نگرانی را در دانش آموزان ایجاد می نمایند ، لذا طبیعی به نظر برسد که به دلیل اهمیتی که مدارس به برخی دروس و نتایج از آزمون های مستمر و پایانی می دهند موجب شده است تا میزان اضطراب امتحان دانش آموزان نسبت به عملکرد درسی بالاتر از خودکار آمدی و ارزش گذاری درونی درسی بوده است . دلیل بالاتر بودن میزان و ارتباط ارزش گذاری درونی با پیشرفت تحصیلی نیز به دلیل اهمیت و توجهی است که مدارس به برخی دروس قائل بوده اند که نتایج آن اهمیت قائل شدن به برخی دروس توسط دانش آموزان بوده است .

    ۵-۴- محدودیت های تحقیق

    پژوهش حاضر نیز مانند بسیاری از پژوهش های دیگر با محدودیت هایی مواجه بوده که به مهمترین آن ها اشاره می شود .

    ۱- پژوهش حاضر در گروه سنی ۱۷-۱۸ سال و بر روی گروهی از دانش آموزان دوره سوم متوسطه شهر بندرعباس که شرایط تحصیلی، هوشی و علمی تقریباً یکسانی داشته اند اجرا شده است. بنابراین در تعمیم آن به سایر فراگیران باید جانب احتیاط را رعایت نمود .

    ۲- محدودیت دیگر پژوهش مربوط به طرح تحقیق که از نوع طرح های غیر آزمایشی است، مربوط می شود . مسلماً تحقیق همبستگی قاطعیت طرح های تجربی ( آزمایشی ) را ندارد . بنابراین نتایج حاصله نمی توانند نشان دهنده روابط علّی بین متغیر های پژوهش باشد .

    ۳- محدودیت دیگر مربوط به ابزار جمع آوری اطلاعات است. از آنجایی که اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه حاصل شده است ، ممکن است موجب سوگیرِِِی دانش آموزان نسبت به سوال های پژوهش باشد. از اینرو ممکن است دقت لازم را در جواب دادن به سوالات نداشته باشند .

    ۵-۵- پیشنهادها

    با توجه به شرایط خاص پژوهش حاضر ، به منظور انجام پژوهش های بیشتر در خصوص باورهای انگیزشی و خودتنظیمی پیشنهادهای زیر ارائه می گردد.

    ۱- پیشنهاد می گردد پژوهش حاضر در مقاطع مختلف تحصیلی انجام پذیرد و نتایج حاصله با یکدیگر مقایسه گردد .

    ۲- پیشنهاد می شود رابطه بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان و باورهای انگیزشی در دروس مختلف بررسی و با یکدیگر مقایسه گردد .

    ۳- توصیه می شود مدارس مختلف را که دارای شرایط آموزشی متفاوتی می باشند، از لحاظ میزان باورهای انگیزشی با یکدیگر مقایسه گردند .

    ۴- پیشنهاد می گردد در زمینه های ایجاد باورهای انگیزشی و یادگیری خودتنظیمی آموزش های خاص در مدارس اجرا شود.

    منابع فارسی

    – ابوالقاسمی، عباس، ساخت و اعتباریابی مقدماتی پرسشنامه اضطراب امتحان و بررسی رابطه اضطراب امتحان با اضطراب عمومی، عزت نفس، پایگاه اجتماعی- اقتصادی (۱۳۷۴) پایان نامه کارشناسی ارشد، روان­شناسی تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    – احمدی، سیروس، نمازی­زاده، مهدی؛ عبدلی، بهروز؛ سیدعالی­نژاد، آزاده، (۱۳۸۸). مقایسه انگیزشی پیشرفت بازی­کنان تیم­های رده بالا و پایین لیگ برتر فوتبال، فصل­نامه المپیک، سال ۱۷، شماره۳٫

    – احمدی، زینب، (۱۳۸۹). نقش جهت­گیری هدف و باورهای انگیزشی در تعلل­ورزی دانش­ آموزان سال سوم متوسطه شهر تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد.

    – استیپک، ریتوز. ۱٫جی، انگیزش برای یادگیری، (۱۳۸۵). ترجمه رمضان حسن­زاده و نرجس عمومی، چاپ سوم، مشهد: انتشارات دنیای پژوهش.

    – اسپالینگ، جریل، ال، (۱۹۹۲). انگیزش در کلاس درس، ترجمه محمدرضا نائبیان و اسماعیل بیابان­گرد، (۱۳۸۱)، تهران: انتشارات مدرسه برهان.

    – اسپالدیگ، ال. (۱۳۷۷). انگیزش در کلاس درس، مترجمان، حسن یعقوبی و ایرج خوش­خلق، انتشارات دانشگاه تربیت معلم تبریز. (تاریخ انتشار به زبان اصلی،۱۹۹۲).

    – اسلاوین، رابرت. ایی. (۱۹۵۰). روان­شناسی تربیتی (نظریه­ های و کاربست). ترجمه: یحیی سیدمحمدی، (۱۳۸۷). تهران: انتشارات دوران.

    – اسماعیل دخت، راضیه، (۱۳۸۳). بررسی رابطه هسته کنترل یادگیری خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان دختر ناحیه ۴شیراز، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد ارسنجان.

    – اصلانی، ابراهیم. (۱۳۸۷). مدرسه بدون رقابت، تهران: انتشارات دوران.

    – اعرابیان، و همکارن. (۱۳۸۳).بررسی رابطه باورهای خودکارآمدی بر سلامتی روانی و موفقیت تحصیلی دانشجویان، پایان نامه کارشناسی ارشد.

    – اکبری بوررنگ، محمد و امین یزدی، سیدامیر. (۱۳۸۸). با بررسی خودکارآمدی و اضطراب امتحان در دانشجویان دانشگاه­های آزاد خراسان جنوبی، افق دانش، فصل­نامه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی درمان گناباد دوره ۱۵، شماره۳٫

    – البرزی، شهلا و سازمانی، سیامک. (۱۳۷۸). بررسی و مقایسه­ باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی برای یادگیری درمیان دانش­ آموزان دختر و پسر مقطع راهنمایی مراکز تیزهوشان شیراز. مجله علوم اجتماعی دانشگاه شیراز، دوره پانزدهم، شماره۱٫

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    – البرزی، شهلا، سیف، دیبا. (۱۳۸۱). بررسی رابطه باورهای انگیزشی، راهبردهای یادگیری و برخی از عوامل جمعیتی با پیشرفت تحصیلی گروهی از دانشجویان علوم انسانی در درس آمار، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره ۱۹، شماره۱٫

    – امینی، زرار. (۱۳۸۷). رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانش­ آموزان. اندیشه­ های نوین تربیتی، دوره­ ۴، شماره۴٫

    – براون، ماریا؛ رالف، سوء (۱۹۹۴). مدیریت فشار روانی در مدارس (راهبردهای اثربخش برای معلمان). ترجمه: عباس صادقی و اردشیر ابراهیمی (۱۳۸۶). تهران: انتشارات حق­شناس.

    – برک، لورا، ای. (۲۰۰۱). روان­شناسی رشد از لقاح تا کودکی، ترجمه: یحی سیدمحمدی. جلد اول، تهران: نشر ارسباران.

    – بلوم، بی. اس. (۱۹۸۲). ویژگی­های آدمی و یادگیری آموزشگاهی، ترجمه: علی اکبر سیف (۱۳۸۷)، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

    – بندورا، آلبرت. (۱۹۷۷). نظریه­ های یادگیری اجتماعی، ترجمه: فرهاد ماهر (۱۳۷۲). شیراز: انتشارات راهگشا.

    – بنتهام، سوزان. (۱۹۵۸). روان­شناسی تربیتی، ترجمه: اسماعیل بیابان­گرد (۱۳۸۴). تهران: انتشارات رشد.

    – بهرامی، فاطمه و رضوان، شیوا، (۱۳۸۰). بررسی رابطه بین انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش­ آموزان دختر و پسر دوره متوسطه شهر اصفهان با ویژگی­های آموزشگاهی آنان. دانشکده علوم تربیت و روان­شناسی دانشگاه اصفهان، مجله پژوهش­های تربیتی و روان­شناختی، سال۲، شماره۲، شماره پیاپی۶، ص۷۲-۶۱٫

    – بیابان­گرد، اسماعیل (۱۳۸۶)، اضطراب امتحان، چاپ دوم، تهران: دفتر نشر و فرهنگ.

    – بیابان­گرد، اسماعیل، (۱۳۸۴). روان­شناسی تربیتی، تهران: نشر ویرایش.

    – بیابان­گرد، اسماعیل. (۱۳۸۶). روش­های پیشگیری از افت تحصیلی، تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

    ۲۵- بیلر، رابرت، کاربرد روان­شناسی در آموزش، (۱۳۶۸). ترجمه: پروین کدیور، جلد اول، تهران: نشر دانشگاهی.

    – پرکان، فضل، (۱۳۸۷). مقایسه اثربخشی آموزش با روش حل مساله با آموزش به شیوه معمول در مدارس بر یادگیری خودتنظیمی دانش­ آموزان سال سوم راهنمایی شهر مهاباد. دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران.

    – پوراسلامی، محمد؛ شیرازی، گیتا، (۱۳۸۰). تاثیرات انگیزش در پیشرفت تحصیلی دانش­ آموزان و یادگیری آن­ها، نشریه تربیت. شماره۵٫

    – پیرحسینلو، سعیده (۱۳۸۲). بررسی رابطه بین خودکارآمدی ریاضی – اضطراب ریاضی، انتظار عملکرد ریاضی در پیشرفت ریاضی دختران و پسران دبیرستانهای دولتی منطقه دو تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده ادبیات دانشگاه بیرجند.

    – پنتریج وشانک (۲۰۰۲). انگیزش در تعلیم و تربیت (نظریه­ها، تحقیقات و راه­کارها)، ترجمه: مهرناز شهرآرایی، (۱۳۸۶)، تهران: انتشارات علم.

    – جباری، حسن؛ خداپناهی، محمد کریم؛ حیدری، محمود (۱۳۸۶). بررسی مقایسه دانشجویان از لحاظ مسند مهارگذاری، باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خود نظم داده شده. فصل­نامه اندیشه­ های نوین تربیتی، شماره ۵، دوره۳٫

    – جعفری روشن، مرجان. (۱۳۸۸). رابطه بین باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خود نظم داده شده با خلاقیت در مدارس متوسطه شهر همدان. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

    – چالمه، رضا. (۱۳۹۰). بررسی تاثیر محیط یادگیری فراشناختی بر پیشرفت تحصیلی با واسطه­گری باورهای انگیزشی در دانش­ آموزان دبیرستان­های شهر شیراز. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی. دانشگاه شیراز.

    – چونگ، کیم وو. سنگ­فرش هر خیابان از کلاست. ترجمه: محمد سوری (۱۳۷۵)، تهران: انتشارات مترجم.

    – حجازی، الهه؛ نقش، زهرا (۱۳۸۷). الگوی ساختاری رابطه ادراک از ساختار کلاس، اهداف پیشرفت، خودکارآمدی و خودنظم بخشی در درس ریاضی. فصل­نامه تازه­های علوم شناختی. شماره۴، سال ۱۰٫

    – حجازی و همکاران (۱۳۸۵). عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان کشاورزی در دانشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی.

    – حسن­زاده، رمضان (۱۳۸۱). رابطه بین انگیزش، منبع کنترل و پیشرفت تحصیلی. تهران: فصلنامه نوآوری­های آموزشی، شماره ۲٫

    – حسین پورگنابادی، ریحانه (۱۳۸۷). بررسی مقایسه­ای باورهای هوشی و باورهای خودکارآمدی دانش­ پژوهان پیش­دانشگاهی با عملکرد تحصیلی بالا و پایین. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه­ آزاد واحد بیرجند.

    – حسینی رامشه، سید محمد (۱۳۷۷). بررسی رابطه مولفه­های یادگیری خود نظم داده شده با هوش و پیشرفت تحصیلی. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده روان­شناسی و علوم­تربیتی دانشگاه تبریز.

    نتیجه تصویری برای موضوع هوش

    – حسینی طباطبائی، ف؛ قدیمی مقدم، م (۱۳۸۶). بررسی علل پیشرفت تحصیلی دختران مقایسه با پسران استان­های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان، دانش و پژوهش در علوم تربیتی، شماره ۱۵، پاییز ۱۳۸۶، صص ۱۴۷-۱۱۹٫

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:40:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      دیدگاه مدیران و کتابداران دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان در مورد ایجاد کتابخانه دیجیتال- قسمت ۶ ...

    خواندن مدارک کاغذی ساده است، اما پیدا کردن اطلاعاتی که روی کاغذ ذخیره شده است میتواند دشوار باشد. علی رغم وجود دهها ابزار ثانوی و مهارتکتابداران مرجع، استفاده از کتابخانه میتواند چالشی سخت باشد .ادعایی که اغلب در مورد کتابخانههای سنتی به عمل میآید این است که این کتابخانهها موفقیتهای اتفاقی را باعث میشوند، زیرا خوانندگان به طور اتفاقی به موارد ارزشمندی دست مییابند. حقیقت این است که کتابخانهها آکنده از مواد مفیدی هستند که خوانندگان بهطور تصادفی آنها را کشف میکنند.
    در اغلب موارد،نظامهای رایانهای در پیدا کردن اطلاعات، بهتر از شیوه های دستی عمل میکنند. این نظامها به خوبی آن چه که مردم دوست دارند نیستند، اما به هر حال خوبند و به طور دائم در حال بهبود اند،به خصوص در کارهای مرجع که شامل جهشهای تکراری از یک منبع اطلاعاتی به منبع دیگر هستند، مفید واقع می شوند.
    ج) اطلاعات را می توان به اشتراک گذاشت
    کتابخانهها و آرشیوها اطلاعات منحصر به فرد بسیاری را در بردارند. اطلاعات دیجیتالی را میتوان با قراردادن آنها بر شبکه در دسترس همگان قرار داد. بسیاری از کتابخانههای دیجیتالی یا انتشارات الکترونیکی در یک جایگاه مرکزی واحد نگهداری میشوند، شاید همراه با تعدادی نسخه تکراری که به صورت استراتژیک در سراسر دنیا قرار داده شده است. این امر نسبت به تکرار فیزیکی پر هزینه مواد کم استفاده، یا دشواری دستیابی به مواد منحصر به فرد ، که جز با مسافرت به مکانی که در آن نگهداری میشود میسر نیست، بهبودی گسترده به حساب میآید.
    د) روزآمد نگه داشتن اطلاعات آسانتر است
    نیاز به روزآمد کردن بسیاری از اطلاعات مهم وجود دارد. روزآمد سازی مواد چاپی ناخوشاینداست، چون کل مدرک باید دو باره چاپ شود و همه نسخه های تحریر قدیمی باید کنار گذاشته و جایگزین شوند. زمانی که نسخه نهایی به شکل دیجیتالی و در یک رایانه مرکزی ذخیره شده باشد، روزآمد سازی اطلاعات دشوار نیست .
    بسیاری از کتابخانهها نسخه های پیوسته راهنماها، دایرهالمعارفها و دیگر آثار مرجع را نگهداری میکنند. هر زمان که بازنگریهایی از جانب ناشران دریافت شود آنها را روی رایانههای کتابخانه نصب میکنند. کتابخانه کنگره دارای مجموعهای پیوسته است که توماس نامیده میشود و پیشنویس همه قوانینی را که پیش روی کنگره قرار دارند شامل میشود(آرمز، صص ۸-۹).
    ۲-۲-۴٫اهداف کتابخانه دیجیتالی
    بعضی از اهداف کتابخانه دیجیتالی به شرح زیر می باشد:
    – گردآوری، ذخیره و سازماندهی اطلاعات و دانش به شکل دیجیتالی ؛
    – کمک به انتقال مقرون به صرفه و کارآمد اطلاعات ؛
    – تاثیر قابل توجه در سرمایه ­گذاری روی ساختار رایانهای و ارتباطی ؛
    – ارتباط قدرتمند و همکاری مابین جوامع پژوهشی، بازرگانی، حکومتی و آموزشی؛
    – ایفای نقش رهبری بین المللی به طور عام و ترویج دانش در بخشهای مهم و راهبردی .- استفاده از فرصتهای آموزشی مادام العمر (جیوان ،۲۰۰۳).
    ۲-۲-۵٫کتابداران در کتابخانههای دیجیتالی
    با ظهور کتابخانههای دیجیتالی با کتابخانههایی مواجه هستیم که از لحاظ ساختاری، منابع و مجموعه های اطلاعاتی با آنچه قبلا در مفهوم کتابخانه با آن آشنا بودیم، متفاوت هستند. شرایط جدید به ابزارها، دانش و استعدادهای متناسب با آن نیاز دارد. سوال اینجاست که در این شرایط، آیا کتابداران توانایی انجام وظیفه و امکان رقابت با دیگر رشته ها را در این عرصه دارند؟ اگر کمی به عقب برگردیم، وضعیت را بهتر درک خواهیم کرد. شاید بتوان گفت تاثیرات اولیه فنآوری در عرصه کتابداری از دهه ۱۹۶۰ با ایجاد رکوردهای مارک آغاز شد و با راه اندازی فهرستهای رایانهای بیشتر نمایان شد(ماتسون[۸]،۲۰۰۲).
    در تمام این مراحل و پیشرفتهاکتابداران هدایت امور ، راهنمایی و ارائه خدمات به مراجعهکنندگان را بر عهده داشتند. کتابداران در کتابخانه دیجیتالی نه تنها وظیفه راهنمایی و ارائه خدمات مناسب به کاربران را بر عهده دارند، بلکه با فرصت های جدیدی که پیش روی آنهاست باید تخصصهای حرفهای خود را با پیشرفتهای مبتنی بر فنآوری همراه کرده و برای انجام بهینه خدمات کتابخانهای به واسطه فنآوری گام بردارند(رضایی شریف آبادی،۱۳۸۱).
    تخصصها و مهارتهای مورد نیاز کتابداران دیجیتالی[۹]عبارتند از :
    -مدیریت کتابخانههای دیجیتالی
    – سازماندهی اطلاعات و مدیریت دانش
    – اشاعه اطلاعات دیجیتالی
    – پردازش اطلاعات دیجیتالی(هاستینگزوتنات[۱۰]،۱۹۹۶)
    -مدیریت تبدیل منابع
    – ذخیرهسازی ، سازماندهی و حفاظت منابع دیجیتالی
    – ارائه امکان دستیابی و بازیابی منابع دیجیتالی
    – حمایت از مو لف الکترونیکی
    – مشاوره در طراحی رابطهای کاربری (ماتسون[۱۱]، ۲۰۰۲)
    ۲-۲-۵-۱٫ آموزشهای لازم برای کتابداران دیجیتالی
    آموزشهای مناسب و بهجا همواره پشتوانه علمی لازم را برای دستیابی به کارآیی و اثر بخشی بهینه در فعالیتهای حرفهای و تخصصی فراهم میآورد. امروزه کتابدارن در کتابخانههای دیجیتالی باید هر چه بیشتر در ایجاد برنامههای آموزشی منظم پیش قدم باشند. علاوه برآن، کتابداران در عرصه کتابخانههای دیجیتالی ناگزیر از همکاری با دیگر رشته های علمی همچون کارشناسان علوم رایانهای و ارتباطات هستند و از سوی دیگر برای ارتقاء مهارتهای حرفهای خود باید به سمت گرایشهای نوین تمایل پیدا کنند. مجموعه های دیجیتالی باید انتخاب، تهیه و سازماندهی شوند، برای اشاعه بهکار

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

    بران در اختیار آنها قرار گیرند و حفاظت و نگهداری شوند . خدمات دیجیتالی باید طراحی، اجرا و پشتیبانی شوند.از این رو ، کتابداران برای کسب مهارتهای مناسب برای اداره امور و وظایف محوله لازم است آموزشهای لازم و مناسب را فرا گیرند. آموزشهایی که نه تنها وضعیت فعلی را مد نظر دارند، بلکه آیندهنگری لازم را نیز به همراه دارند (هاستینگز و تنات[۱۲]،۱۹۹۶).
    ۲-۲-۶٫ انواع دیدگاه هادر مورد کتابخانه دیجیتال
    با بررسی متون و مقالات و تعاریف ارائه شده درباره کتابخانه دیجیتالی، چهار دیدگاه را میتوان مورد شناسایی و بحث قرار داد:

    • دیدگاه محققان علوم رایانه: در این دیدگاه کتابخانه دیجیتالی پایگاه و نظام بازیابی اطلاعات محسوب میشود. محققان حوزه علوم رایانه معتقدند کتابخانه دیجیتالی نظامی است که امکان دسترسی منسجم به مجموعه گسترده اطلاعات سازماندهی شده را به استفادهکنندگان میدهد.

    در بیشتر تعاریف ارائه شده توسط محققان علوم رایانه، کتابخانه دیجیتالی، پایگاه اطلاعاتی و نظام بازیابی اطلاعات به شمار میرود. به تعبیر دیگر، این محققان غالبا” کتابخانههای دیجیتالی را مجموعهای میدانند که شامل منابع اطلاعاتی الکترونیکی و امکانات فنی مرتبط با آنها برای تولید، جستوجو و استفاده از اطلاعات است .
    از این لحاظ کتابخانههای دیجیتالی را میتوان نمونه گسترش یافته و تقویت شده نظامهای ذخیره و بازیابی اطلاعات به شمار آورد که امکان تغییر داده های دیجیتالی رادر قالبهای مختلف (متن،صوت،تصویر، ویدئو، و مانند آن) میدهند و در محیط شبکه های اطلاعاتی قابل دسترس هستند. محتوای چنین کتابخانههایی را داده ها و ابردادهها تشکیل میدهند، مانند ابردادههای توصیفی که به توصیف جنبه­ های محتوایی داده ها میپردازند و ابردادههایی که پیوندها یا ارتباطات میان داده ها یا ابردادههای دیگر را در داخل یا خارج از کتابخانه دیجیتالی برقرار میکنند. محققان علوم رایانه، اصطلاح کتابخانه دیجیتالی را به عنوان واژهای که بر مجموعه های دیجیتالی دلالت دارد به کار میبرند و معتقدند در مقایسه با اصطلاحاتی نظیر پایگاه های اطلاعاتی یا نظامهای بازیابی اطلاعات قابلیت ها و امکانات بیشتری دارد. برای مثال، گستردگی حجم اطلاعات برخی پایگاه های اطلاعاتی تمام متن، نظیر پایگاه های اطلاعاتی مجلات تمام متن، ممکن است انگیزه اصلی برای به کارگیری اصطلاحی دیگر باشد، تا به این ترتیب بتوان ارزش اینگونه پایگاه های اطلاعاتی را از لحاظ تمام متن بودن، نسبت به پایگاه های اطلاعاتی کتابشناختی بیشتر برجسته ساخت.
    آرمز در کتاب”کتابخانههای دیجیتالی” برای کتابخانه دیجیتالی این تعریف را ارائه کرده است: مجموعه نظاممند اطلاعات و خدمات که در قالبهای دیجیتالی ذخیره شده و از طریق شبکه قابل دسترس است. کتابخانههای دیجیتالی اطلاعات گوناگونی رابرای استفاده کاربران در بردارند.

    • دیدگاه محققان علوم کتابداری و اطلاعرسانی: از این دیدگاه کتابخانه دیجیتالی فراتر از یک پایگاه اطلاعاتی یا نظام بازیابی اطلاعات است و درآن عناصر دیگری مانند نیاز اطلاعاتی، جامعه استفاده کنندگان نهایی، مالکیت معنوی و دسترسپذیری اطلاعات نقش اساسی دارند. بورگمن، به عنوان یکی از شناختهترین نظریهپردازان حوزه کتابداری و اطلاع رسانی، مفهوم کتابخانههای دیجیتالی را این گونه تعریف میکند:” کتابخانه های دیجیتالی از طریق فرایند گردآوری و استفادهکنندگان ایجاد میشوند. آنها بخشی از جامعهای هستند که افراد و گروه های آن با یکدیگر تعامل دارند و از داده ها، اطلاعات، منابع دانش و نظامهای دانشمدار استفاده میکنند. از این لحاظ کتابخانههای دیجیتالی نمونه توسعه یافته، تقویت شده و یکپارچه نهادها و مراکز اطلاعرسانی در محیطهای فیزیکی هستند. منابع اطلاعاتی نیز بر اساس نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان انتخاب، سازماندهی، حفاظت، نگهداری و دسترسپذیر میشوند. چنین نهادها و موسساتی میتوانند در دیگر کتابخانهها، موزهها، آرشیوها، دانشگاهها و مانند آن نیز وجود داشته باشند، که در این صورت به جامعه مشخصی خدمات ارائه میدهند. اما کتابخانههای دیجیتالی استفادهکنندگان زیادی را در مدارس، ادارات، خانهها و مکانهای عمومی و جز آن مخاطب قرار میدهند.
    • دیدگاه سازمانهای مجری و سیاستگذار: یکی از پر استنادترین تعاریف در حوزه کتابداری و اطلاعرسانی تعاریف ارائه شده از سوی سازمانهای سیاستگذار(سازمانهایی که به طراحی و ایجاد کتابخانههای دیجیتالی نمیپردازند اما در امر سیاستگذاری ملی و بین المللی فعال هستند) متعلق به فدراسیون کتابخانههای دیجیتالی[۱۳]است .

    این فدراسیون بین المللی با هدف توسعه ساختاری و محتوایی کتابخانههای دیجیتالی در سراسر جهان و مطالعه و بررسی جنبه­ های مختلف آن تاسیس شدهاست و از این لحاظ یکیاز مهمترین و معتبرترین نهادهای بین المللی است. فدراسیون کتابخانههای دیجیتالی چنین تعریفی را در باره کتابخانه دیجیتالی ارائه دادهاست:” کتابخانههای دیجیتالی سازمانهایی هستند که در آن کارکنان متخصص به انتخاب، سازماندهی و کمک برای دسترسی به منابع اطلاعاتی میپردازند و در آن فرایند تفسیر، توزیع و حفاظت از یکپارچگی اطلاعات دیجیتال و نیز اطمینان از وجود مجموعهای از آثار دیجیتال در مدت زمان طولانی مورد توجه قرار میگیرد تا از این طریق بتوان منابع اطلاعاتی دیجیتال را با سرعت و به صورت اقتصادی برای استفاده یک جامعه یا مجموعهای از جوامع در دسترس قرار داد”. سازمانهای مجری کتابخانههای دیجیتالی آنهایی هستند که یا در حال مطالعه مقدماتی برای ایجاد چنین بستری هستند و یا اینکه آن را به صورت عینی ایجاد کردهاند. در هر صورت، در اغلب این گونه طرحها تعریفی از کتابخانه دیجیتالی ارائه شده است. برای مثال، در طرح ابتکاری کتابخانههای دیجیتالی[۱۴] در آمریکا آمده است:
    “هدف از ایجاد کتابخانه دیجیتالی ارائه ابزارها و بسترهای پیشرفته به منظور گردآوری، ذخیرهسازی، سازماندهی اطلاعات در قالب دیجیتالی و دسترسپذیر ساختن اطلاعات مبتنی بر امکانات جست و جو، بازیابی و پردازش اطلاعات از طریق شبکه های ارتباطی و به صورت کاربر پسند است”.

    عکس مرتبط با اقتصاد

    • دیدگاه های پژوهشمدار: اغلب تعاریف پژوهشمدار در باره کتابخانههای دیجیتالی به منظور حل یک موضوع پژوهشی ارائه شدهاند و دامنه این گونه تعاریف محدود و به موضوع تحقیق بستگی دارد. برخی از این تعاریف ممکن است برای درک کلی ماهیت کتابخانههای دیجیتالی و ابعاد و ویژگیهای آنها کامل نباشند. از اینرو، ممکن است در یک تحقیق خدماتی نظیر مجموعه پایگاه های اطلاعاتی کتابشناختی و مجلات الکترونیکی تمام متن(نظیر آنچه هماینک از طریق شبکه رزنت در ایران قابل دسترس است) کتابخانه دیجیتالی تعریف شود و در تحقیق دیگری برخی سایتهای اینترنتی، کتابخانه دیجیتالی محسوب شوند. حتی گاه ممکن است مقالات و متون شبکه جهانی وب را به عنوان مصداق کتابخانه دیجیتالی مورد اشاره قرار داده باشند. البته هر تحقیقی میتواند بنابر تعریف عملیاتیای که اجزای یک مسئله ارائه میدهد، ویژگیهای و خصوصیات یک پدیده یا متغیر را تعریف کرده و نتایج به دست آمده از تحقیق خود را به آن محدود کند. اما این احتمال نیز وجود دارد که چنین تعاریفی در سایر متون مورد استناد قرار گیرند و از طریق استناد وارد بحثهای نظری شوند. بهاین ترتیب، با گذشت زمان ممکن است با تعاریف مختلفی از یک مفهوم واحد مواجه شویم که ظاهرا” اصطلاح کتابخانه دیجیتالی نیز از این امر مستثنی نبوده است(دائره المعارف کتابداری،۱۳۸۱).

    ۲-۲-۷٫ ویژگیهای کتابخانههای دیجیتالی
    تغییر مداوم کتابخانهها تاثیرات مشهودی داشته است و پیشبینیهای جامعه بدون کاغذ لنکستر را مورد تایید قرار میدهد. تاثیرات دگرگون کنندهای که فنآوری دیجیتالی در نظام اطلاعرسانی ایجاد کرده است به شرح زیر است :
    الف) مجموعه ها
    مجموعه های کتابخانه دیجیتالیدر برگیرنده مدارک ثابت و دایمی هستند . کتابخانههای موجود مجموعه های پویاتری دارند و محیط دیجیتالی نیز امکان مدیریت سریع اطلاعات را فراهم میسازد.
    ب ) فنآوری
    کتابخانههای دیجیتالی بر پایه فنآوریهای دیجیتالی هستند. این فرض اساسی که کتابخانههای دیجیتالی فقط در برگیرنده مواد دیجیتالی خواهند بود، اشتباه میباشد. احتمال دارد که کتابخانه دیجیتالی متشکل از مواد اطلاعاتی دیجیتالی و غیر دیجیتالی باشد.
    ج) کار
    کتابخانههای دیجیتالی بهوسیله اشخاصی که به تنهایی کار میکنند، مورد استفاده قرار میگیرد. دور نمای موجود بر کار مبتنی است و روی گروه تحلیلگران اطلاعاتی، کاری که انجام میشود، و مدارک و فنآوریهای حمایت کننده تمرکز دارد.

    موضوعات: بدون موضوع
     [ 01:40:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت